<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های pouya javidan | پویا جاویدان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pouya.javidan</link>
        <description>من پویا جاویدان هستم، طراح صنعتی، روزنامه نگار ورزشی و تهیه کننده پادکست &quot;چسب‌زخم&quot;</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-27 10:01:53</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23649/avatar/dUcrMI.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>pouya javidan | پویا جاویدان</title>
            <link>https://virgool.io/@pouya.javidan</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چرا همچنان پادکست</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%87%D9%85%DA%86%D9%86%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-xpceonjvzc1s</link>
                <description>به مناسبت روزجهانی پادکست قصد دارم از دید تهیه کننده و شنونده نگاهی به فضای پادکست فارسی بندازم و بگم چرا پادکستو دوست دارم و تهیه کننده مستقل و شنونده آگاه چقدر روی آینده این مدیوم تاثر دارن.از دید تهيه كننده:پادکست برای من مدیوم جدید و مستقلیه که توش آزادم. آزاد نه به معنی بی‌ملاحظه و بی‌خیال، بلکه به معنی مختار.پادکست مجالیه که می تونم راحت تجربه کنم، متفاوت ببینم، بسازم، بشنوم و به اشتراک بذارم.برای منی که در قالب ورزشی نویس، همواره درگیر ملاحضات تحریریه و بده بستان‌های آینده نگرانه سردبیر و مدیر مسئول بودم، پادکست مدینه فاضله است.مدیر مسئول، سردبیر و تحریریه پادکست، خودمم. و اصلا درگیر ملاحضه، رابطه بازی، رانت و بده‌بستان نیستم؛ مى سازم، منتشر ميكنم و پاش می‌ایستم. بنظرم رسانه مستقلی مثل پادکست احتیاج به سفیر مستقل داره، سفیر پادکست شنونده هاش هستن نه سلبریتی یا اینفلوئنسرى که پولشو از جیب مردم بیرون می کشه، ایران رو جزیره ثبات می دونه اما بچشو تو جزیره ثبات بدنیا نمیاره. این آدم بیشتر سفیر صدا و سیما است تا پادکست.از طرف دیگه دنياى پادكست فارسى طفل يتيم نيست كه كسى براش پدرى كنه يا مرشد وار براى مسير و آينده اش تصميم بگيره(البته این اتفاق داره میفته)، من پادكستو دوست دارم چون مستقله. رسانه مستقل نیاز به خلاقیت و تنوع داره نه جریان سازی عامدانه، مداخله و حاضری خوری.متاسفانه موفقیت چند پادکست پر شنونده منجر به الگوسازی شده و این فضا رو از خلاقیت و تکثر تهی کرده، از طرف دیگه اقبال اسپانسرهای استارتاپی و ورود پول به این فضا باعث شده استقلال و کیفیت محتوا در پادکست فارسی از اولویت خارج بشه.در نهایت باید بگم استقلال پادکست برای من تنها موضوع اصلیه که ممکنه باعث بشه روزی روبروی بخشى از همکارام بایستم نه در کنارشون.از دید شنونده:بعد از پنج سال شنونده بودن با اطمینان میگم همچنان مثل روز اول پادکستو دوست دارم، نه بخاطر اینکه موقع نقاشی یا آشپزی واسم قصه میگه و حالمو خوب می‌کنه، نه بخاطر  اینکه اسپانسرش به من امکان میده تا با کد تخفیف چند ده هزار تومنی در خریدم صرفه جویی کنم.من پادکستو دوست دارم، چون چیزی به من اضافه می کنه، بطور مثال به عنوان یک شهروند منو با حقوقم آشنا می کنه.من پادکستو دوست دارم چون به عنوان یک انسان از گذشته‌ام می‌گه و منو با تاريخ آشتى میده،چون راوی قصه‌های ناگفته پشت مکانها، اتفاقات، آهنگ ها و آدمهای گمنامه.من پادکستو دوست دارم چون این امکانو میده تا از چیزهایی بشنوم که در رسانه های جریان اصلی جایی ندارن و تلاش مى كنه صداى جريان هاى فرعى جامعه باشه.شاید درظاهر شنونده ایده‌آل‌گرایی بنظر برسم، اما فکر میکنم وقتی پادکسترا به اسم پول چایی و کمک و دونیشن دستشون رو پیش مخاطب دراز میکنن، حق ندارن موقع شکایت از لحن و محتوا و کیفیت صدا به شنونده بگن همینی که هست!شخصا پادکستایی رو دوست دارم که وارد بازی بچه‌گانه ارزش گذاری محتوا نمی شون. طنز ماجرا اینجاست که اکثر این بهترین ها و پر شنونده ترین های خود‌خوانده، بیشتر بازتولید محتوا می کنن تا تولید محتوا.من پادكستایى رو دوست دارم كه اسپانسرهاشون رو به دقت انتخاب مى كنن و از اعتبار پادكست-اين رسانه مستقل- براى هر بنگاه اقتصادى - مثل شركت هايى كه از قطعى سراسرى اينترنت سود بردن یا اونهایی که به اتهام پولشویی اعتبارشان مخدوش شده- خرج نمى كنن.</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Wed, 23 Sep 2020 14:45:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه انتخاب‌های مدیر ورزشی سرنوشت یک باشگاه را رقم می‌زند.</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%84%D9%88%D8%AC%D8%B3%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D9%84%D9%88%D9%86%D8%A7-cwq6hhcqsy0v</link>
                <description>تیم فوتبال بارسلونا برای چندمین بار در فصل جاری با از دست دادن امتیاز صدر جدول را به رقیب دیرینه‌اش تعارف کرد، اکنون رئال مادرید با پیروزی مقابل اسپانیول سرنوشت قهرمانی لالیگا را در دست خودش دارد و در فاصله 6 هفته مانده به پایان بازی‌ها با دو امتیاز اختلاف در صدر جدول ایستاده است.تیم فوتبال بارسلونا در سه فصل اخیر ثبات و اقتدار قبل را ندارد، باخت مقابل تیم‌های آ‍اس رم و لیورپول در نیمه نهایی لیگ قهرمانان درحالی که طی بازی رفت برد پرگل و قاطعی در زمین خودی کسب کرده بودند اعتماد به نفس بازیکنان این تیم را خدشه دار کرده است.سوالهای زیادی این روزها در ذهن هواداران این تیم می‌گذرد، منشا ناکامی‌های اخیر کجاست؟ عامل عملکرد پر نوسان بازیکنان چیست؟ از لابلای تیتر روزنامه ها و یادداشت های تحلیلی معمولا این جوابها بیرون می‌آید: مدیریت پراشتباه باشگاه، ضعف سرمربی و نحوه عملکرد بازیکنان، اما دایره مقصران وضعیت فعلی به همین افراد محدود می‌شود؟ آیا شریک جرم دیگری در وضعیت تیم فوتبال بارسلونا وجود دارد که نامی از او برده نمی‌شود؟پست مدیریت مدیر ورزشی در باشگاه بارسلونا نقش بسیار کلیدی و تاثیر گذاری دارد. جذب بازیکنان مدنظر سرمربی در باشگاه بارسلونا به عهده مدیر ورزشی این تیم است، متصدی این پست با توجه به نیاز سرمربی، توان مالی باشگاه و وضعیت قرارداد بازیکنان و در نظر گرفتن محدودیت ویزاهای کاری تلاش می‌کند بهترین خرید ممکن را انجام بدهد. در این مسیر استعدادیاب ها و آنالیزورها، داده‌های زیادی را از بازیکنان در اختیار مدیر ورزشی می‌گذارند تا او بتواند بهترین بازیکن در دسترس را برای پروژه باشگاه جذب کند.تیکسی بگیریستین و آندونی زوبی‌زارتا بهترین خریدهای سالهای اخیر را برای باشگاه بارسلونا انجام دادند و بدون شک یکی از پایه های موفقیت  فرانک رایکارد، گوآردیولا و لوئیز انریکه ستاره هاو استعداد‌هایی بودند که این دو مدیر ورزشی در فاصله سالهای  2003 تا 2015 در اختیار آنها قرا دادند، نقش بگیریستین در موفقیت های بارسلونا به حدی زیاد بود که مالکان منچستر سیتی او را قبل از گوآردیولا به خدمت گرفتند تا پروژه استعداد یابی و ارتقای سطح بازیکنان این تیم را بالا ببرد.با نگاه به عملکرد 10 سال اخیر مدیران ورزشی باشگاه بارسلونا تا حدودی می توان دلیل افت نسبی این تیم را پیدا کرد. زوبی‌زارتا دروازه‌بان سابق و با سابقه این تیم از سال 2010 تا 2015 مدیر ورزشی تیم بارسلونا بود و ستاره‌هایی چون: ماسکرانو، فابرگاس، الکسیس سانچز، یوردی آلبا، نیمار، راکیتیچ، لوئیز سوارز و تراشتگن را برای این تیم جذب کرد و پایه آخرین قهرمانی بارسلونا در لیگ قهرمانان را گذاشت.بعد از اخراج زوبی‌زارتا توسط بارتامئو، مسئولیت این پست به روبرتو فرناندز سپرده شد، بازیکنانی چون آردا توران، پاکوآلکاسر، آندره گومز، یاسپر سیلسن، ساموئل اومتیتی، فیلیپه کوتینیو، اوسمان دمبله و پائولینیو در فاصله سالهای 2015 تا 2018برای بارسلونا توسط فرناندز جذب شدند.بعد از عملکرد نه چندان خوب فرناندز در به خدمت گیری بازیکنان جایگزین برای ستاره های جدا شده یا بازنشست شده‌ایی مثل ژاوی، دنی آلوز، پدرو، فابرگاس، نیمار و اینیستا مسئولیت مدیر ورزشی به دفاع چپ مشهور تیم افسانه‌ایی گوردیولا یعنی اریک آبیدال سپرده شد.اریک آبیدال در دو فصل گذشته تلاش کرد با خرید بازیکنانی مثل گریزمن، آرتور ملو، ارتور ویدال، فرانک دی‌یونگ، کوین پرینس بوآتنگ و برایتویت ضعف‌های بارسلونا را در خطوط مختلف بپوشاند و نیازهای سرمربی را برآورده کند اما عملکرد او تحت تاثیر ناکامی در پروژه بازگرداندن نیمار، انتقال د‌لیخت به یوونتوس و جذب گریزمن با یک فصل تاخیر و پرداخت حق فسخ قرار گرفت. آخرین تصمیم آبیدال مبنی بر معاوضه استعداد جوان و آینده داری مثل آرتور ملو با میرالیم پیانیچ سی ساله با موجی از واکنش های منفی روبرو شده است، بخصوص اینکه آرتور توسط خود آبیدال برای جانشینی اینیستا در تیم جذب شده بود.معرفی آبیدال توسط بارتامئو برای پست مدیریت ورزشی بعد از روبرتو فرناندزبرای اینکه دقیق‌تر به تاثیر تصمیمات مدیر ورزشی بارسلونا در میزان موفقیت و عملکرد تیم نگاه کرد باید نگاهی به جدول زیر بیندازیم.توضیح: در جدول بالا انتقال های قرضی به حساب نیامده است، رقم قرارداد بازیکنان بدون بندهای مالی افزایشی است و انتقال میرالیم پیانیچ در پنجره نقل و انتقالاتی سال آینده لحاظ خواهد شد.نتیجه عملکرد این سه مدیر پشت آمار و اعداد نهفته است. روبرتو فرناندز در سه فصل بیشتر از 5 فصل زوربی‌زارتا برای خرید بازیکن هزینه کرد، او در هر سال به طور میانگین 177 میلیون یورو بودجه صرف کرد اما نتوانست برای دنی آلوز، پویول، ژآوی و اینیستا جانشینی پیدا کند، فرناندز بعد از ناکامی در حفظ نیمار، سرآسیمه اوسمان دمبله را از دورتموند جذب کرد؛ طبق اعلام سایت ترنسفرمارکت ارزش دمبله در زمان جذب در بازار 33میلیون یورو بود و اکنون نیز ارزشی حدود 55 میلیون یورو دارد اما فرناندز دست و دلبازانه برای جذب دمبله رقمی معادل 125 میلیون یورو را به دورتموند پرداخت.بعد از ناکامی دمبله در ترکیب بارسلونا، فرناندز به سراغ کوتینیو رفت، درپایان مذاکرات سرانجام با لیورپول بعد از دریافت رقم هنگفت 145 میلیون یورو رضایت نامه اورا صادر کرد. کوتینیو اکنون  با قرارداد قرضی در بایرن مونیخ به سر می‌برد. بازیکنانی که فرناندز در اختیار سرمربی بارسلونا قرار داد به طور میانگین 40 بازی برای این تیم انجام دادند و به طور میانگین گل‌های بسیار کمی را به ثمر رساندند.زوبی‌زارتا با جذب استعداد ها و ستاره های مختلف بیشترین نقش را در شاکله تیم فعلی ایفا کرده است، بازیکنان جذب شده توسط او تا امروز میانگین 101 بازی را برای بارسلونا ثبت کرده اند، مقایسه این عدد با عملکرد دو مدیر ورزشی بعدی بارسا به ما نشان می‌دهد بازیکنان جذب شده توسط زوبی‌زارتا تا چه اندازه توسط مربیان مختلف در ترکیب بارسا قرار گرفته‌اند.نکته جالب در میانگین گل زده توسط بازیکنانی که در دوره زوبی زارتا جذب شده اند این است که از 17 بازیکن جذب شده 2 نفر دروازه بان هستند(تراشتگن و کلودیو براوو) اما باز با این حال این بازیکنان میانگین 21/7 گل زده طی دوران حضور خود را برای بارسلونا ثبت کرده اند، درحالی که با وجود عناصر تهاجمی مانند کوتینیو، آلکاسر و دمبله در بین بازیکنان جذب شده در دوره تصدی فرناندز میانگین گل زده آنها 4/6 گل است، این عدد با وجود جذب عناصر تهاجمی مثل ملکوم، گریزمن و برایتویت در دوره تصدی آبیدال، میانگین نازل 2/9 گل است.بگیریستین و بعد از آن زوبی‌زارتا به خوبی و با موفقیت پروژه بازسازی بارسلونای بعد از ریکارد و سپس گوآردیولا را به پیش بردند، به طوری که تیم با از دست دادن ستاره هایی مثل  زامبروتا، یایا توره، تیاگو موتا، ویکتور والدز، رافائل مارکز، کارلس پویول، دکو، ابراهیموویچ، اتوئو، رونالدینیو و تیری هانری از مسیر موفقیت خارج نشد.حالا زنگ خطر در باشگاه برای بارسا به گوش می‌رسد، در آنسوی میدان رئال مادرید رقیب دیرینه، دو فصل بعد از جدایی کریستیانو رونالدو با این فقدان کنار آمده و با جذب ستاره های جدید و استعداد‌های درخشان درحال ترمیم و بازسازی است.اما در این سو فرناندز و آبیدال با صرف 917 میلیون یورو در پروژه بازسازی بارسلونا ناکام بوده اند.نکته مهم این است که بخش زیادی از تیم اصلی بارسلونا سالهای پرفروغ و اوج فوتبال خود را پشت سر گذاشته اند و حداکثر یک یا دوسالی با خداحافظی از فوتبال و سالهای اوج فاصله دارند. مدیر ورزشی بارسلونا باید هرچه سریع تر برای پیکه، آلبا، بوسکتس، سوارز و مسی جانشین مناسبی بیابد. در یک جمله، سرنوشت باشگاه بارسلونا بیشتر از انتخاب سرمربی، به انتخاب های مدیر ورزشی بعدی این تیم بستگی دارد.</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jun 2020 18:21:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پس انداز 98 برای 99، هفت پادکست پیشنهادی من</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2-98-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-99-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D9%86-uvnc3txhrgvk</link>
                <description>امسال پادکستها به عید دینی می آیندسال 1398، سال سیل، سال زلزله، سال تلخ ، سال عجیب، سالی که پول ملی بدون چتر نجات سقوط کرد، سالی که اینترنت رو قطع کردن، سالی که جشنواره فجر تحریم شد، سالی که جانهای عزیز از دست رفته روی هوا به جانهای عزیزی از دست رفته روی زمین ملحق شدن، سالی که با قرنطینه خونگی بخاطر اپیدمی ویروس کرونا به پایان رسید.قرنطینه طولانی مدت خونگی علاوه بر آذوقه و وسایل ضدعفونی به خوراک فکری و ظرفیت روانی هم احتیاج داره، برای همین پیشنهاد میکنم پادکست گوش کنین و هر روز چند ساعتی رو جدا از اخبار و شبکه های اجتماعی بگذرونین.علاوه بر گوش کردن به پادکست، توصیه میکنم مطلب &quot;چگونه در خود نشکنیم&quot; که اخیرا در وبسایت میدان منتشر شده رو تو این روزا مطالعه کنین و برای کسانی که تنها زندگی میکنن بفرستین، اونهایی که تنها زندگی میکنن این روزای قرنطینه و حضور طولانی مدت تو خونه بیشتر از بقیه آسیب پذیر هستن.سال قبل یک پست در ویرگول نوشتم و 8 قسمت مورد علاقه خودمو به شما معرفی کردم. امسال به جای معرفی 8 قسمت، 7 پادکست معرفی میکنم تا خوراک شنیداری بیشتری داشته باشین، به نظر من پادکستها پس انداز سال 98 برای ساعتهای ملال آور خونه نشینی در سال 99 هستن، گوش کنین و به دیگران هم معرفی کنید، اخر این نوشته هم لینک راهنمای نصب اپلیکیشن های پادگیر رو گذاشتم.1-  مختصر و مفیداردشیر طیبی یک کنجکاو به تمام معنا و یک پادکستر پرکاره، قبلا هم پادکست &quot;دانروباز&quot; رو تهیه میکرد، در حال حاضر به طور منظم و مداوم پادکست مختصر و مفید رو تهیه میکنه، پادکست مختصر و مفید نمونه خوب و موجهی از پادکست هاییه که محتواشون بر اساس تحقیق و ارائه است. میتونین به راوی اطمینان کنین و بابت صحت اطلاعاتی که بهتون داده آسوده خاطر باشین.اخیرا اردشیر یه تغییر جالبی تو ارائه پادکستش انجام داد، دو قسمت آخر مختصر و مفید علاوه بر فید صوتی به صورت تصویری هم روی یوتیوب در دسترسه.پادکست مختصر و مفید جز معدود پادکست هاییه که متن پادکست رو روی وبسایتش هم گذاشته. یکی از مزایای این کار اینه که محتوای فارسی تحت وب به مرور غنی تر میشه.قسمت پیشنهادی: پوپولیسم2- چهل گیسالهام یزدیها یک خبرنگار مسلطه که تو پادکست چهل گیس بطور مشخص به مسائل و اخبار حوزه ورزش زنان می پردازه، پادکست چهل گیس یک پادکست تازه است که موضوع منحصر به فردی داره. نقطه قوت این پادکست به نظر من اینه که تهیه کننده اش علاوه بر علاقه شخصی به حوزه ورزش زنان، در زمینه کار رسانه آدم حرفه ایی و مسلطیه.توی هر قسمت پادکست چهل گیس یک پرونده ورزشی پیگیری میشه، این پادکست راوی بخشی از ورزش جامعه ایرانه که کمتر صداش به گوش جامعه میرسه و سهم کمتری تو جریان اصلی رسانه داره.قسمت پیشنهادی: کیمیا3- رادیو نیستحسن انتخاب سوژه های تیم رادیو نیست غافلگیرتون میکنه، تیم رادیو نیست در توضیح پادکستشون نوشتن &quot;روایت مکانهای خاموش&quot; یعنی تو این پادکست قراره داستان مکانهایی رو بشنویم که دیگه وجود ندارن یا از رونق افتادن.لابلای شنیدن قصه هر مکان از زبان روزنامه نگارها و افراد مرتبط گاهی با یک خرده فرهنگ یا نوعی از زندگی در شهر موجه میشیم که دیگه وجود نداره، جذابیت پادکست رادیو نیست برای من همینه، شنیدن قصه شب نشینی در کاباره میامی تهران یا گوش کردن به داستان زندگی کارگرهای جنسی در محله جمشید، پادکست &quot;رادیو نیست&quot; با تعریف کردن قصه مکانهای خاموش پیوند شمارو با گذشته نگه می داره.خوبی &quot;رادیو نیست&quot; اینه که از فضای نوستالژی بازی کاملا دوره و خاطره بازی نمیکنه، این پادکست خیلی ظریف و با فرم مناسب هم کند و کاو میکنه، هم اطلاعات میده و هم روایت میکنه.قسمت پیشنهادی: هتل میامی4- فلانورمهدی نوریان و محمود حبیبی تو پادکست فلانور توجه شمارو به مکانها و آدمهایی جلب میکنن که شاید ده ها بار از کنارشون رد شدین اما احتمالا هیچوقت مکث نکردین و از قصه پشتش خبر ندارین، فلانور برای من جز اون پادکستهاییه که از قسمت اول نشون داد سطحش بالا است، محتوا و فرم ارائه هم حرفه ایی و متفاوته.به طور مثال فلانور تو قسمت &quot;رضا بلوط&quot; دست مارو میگیره و با پای حرفهای مردی میشونه که سالهاست ذهنیتش رو روی کاغذ نقاشی میکنه و به خودش اجازه اشتباه نمیده، مردی که احتمالا لابلای پرسه زنی و جستجو تو راسته کتابفروشی های خیابون انقلاب بارها و بارها از کنارش رد شدی.این پادکست مثل اسمش دست شما رو میگیره و به پرسه زنی مجازی بین آدمها و مکانها میبره. یکی از نقاط قوت فلانور اینه که پادکستشون سایت داره و علاوه بر انتشار قسمت ها روی سایت در وبلاگ هم مطالب مختلف و تکمیلی قرار میگیره.قسمت پیشنهادی: رضا بلوط5- کاکتوساگه تو اینترنت جستجو کردین پادکست کاکتوس دوتا نتیجه میاد، توی اپ های پادگیر هم همینطوره، اما منظور من پادکست &quot;کاکتوس&quot; هست، این پادکست بطور خاص مربوط به حوزه افراد توانخواه در جامعه است.این پادکست با یک سوال شروع میشه: به چی میگیم معلولیت؟ و بعد قسمت به قسمت، توضیح میده معلولیت چیه، افراد معلول چه نیازهایی دارند، خیلی افراد معروف دارای معلولیت هستند و معلولیت مانع موفقیت نیست.البته من یکمی با واژه هایی که استفاده میکنن مشکل دارم، مثلا خودشون برای مقایسه بین آدمها از واژه آدم سالم و معلول استفاده میکنن، که به نظرم درست نیست، بهترین واژه متفاوته، افراد توانحواه و غیر توانخواه در توانایی ها باهم متفاوت هستند.اما در کل پادکست خوبیه و باید امیدوار باشیم افراد بیشتری به این پادکست گوش کنن تا نسبت به اقلیت خاموشی که نیازهاشون در سطح شهر رعایت نمیشه و مورد تبعیض هستند آگاهی بیشتری کسب کنیم.قسمت پیشنهادی: نیاز جنسی6 - سکوت بره هاما به پادکستهایی مثل سکوت بره ها بیشتر احتیاج داریم، از نظر تکثر منظورمه، قصد این پادکست پرداختن به موضوع هاییه که در رسانه های رسمی جایی نداره، موضوع هایی که خارج از حاشیه امن تفکرات ماست و تو جامعه هم مسکوت مونده.یه چیزی که باعث میشه من این پادکست رو دوست داشته باشم اینه که بجای مطرح کردن موضوع از دریچه فکت و آمار و اخبار موضوع رو لابلای دیالوگ بین دونفر می شنوم و همین باعث میشه راحت تر با موضوع ارتباط برقرار کنم. نقطه قوت پادکست اینه که دیالوگ ها سطحی نیست و رویا و فرهاد آگاهانه از وارد شدن به جریان سیال ذهن و به حاشیه رفتن بحث امتناع میکنن و تمرکز پادکست رو روی موضوع نگه می دارن.پادکست سکوت بره ها لزوما تبادل نظر بین رویا و فرهاد نیست، یه سطحی از آگاهی در مورد موضوع تو این پادکست وجود داره و برای هر موضوع منابع مختلفی رو مطالعه میکنن که لینک منابع رو توی متن توضیحات پادکست هم قرار دادن و اگه علاقه دارین میتونین خوتون هم اونهارو مطالعه کنین، نقطه قوت دیگه پادکست به نظرم اینه که بجای حکم صادر کردن طرح موضوع میکنه.قسمت پیشنهادی: خیانت یا جنایت در روابط مدرن7- مترونومپادکست خوش ساخت، جالب و پرمغز مترونوم با صدای گرم و صمیمی پیام مقدم تو هر قسمتش داستان ساخته شدن ترانه های ماندگار و محبوب فارسی رو روایت میکنه.چیزی که علاوه بر سوژه هر قسمت منو برای شنیدن مترونوم مشتاق میکنه الزام تهیه کننده برای ارائه تصویر جامع و نسبتا کامل از وقایع و داستان ساخته شدن هر ترانه است، پیام مقدم  با سرک کشیدن به اوضاع و احوال سیاسی و پرداخت به حواشی و شایعه های پیرامون قطعه یا خواننده، شنونده پادکست رو تا جای ممکن درگیر میکنه.قسمت پیشنهادی: مرا برای آخرین بار بسیار ببوسدر آخر اگر قصد دارین سرگرمی گوش کردن به پادکست رو به دیگران هم معرفی کنید و مطمئن نیستین برای گوش کردن به پادکست ابزار مناسب رو در اختیار داره، تو این پست تلگرامی توضیح دادم چطور میتونید اپ های پادگیر رو نصب کنین، پادکست های مختلف رو جستجو کنین و در نهایت گوش بدین. اگر هم به تلگرام دستری ندارید این لینک جاگزین خوبیه : https://bit.ly/2TYUxMZ</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Wed, 18 Mar 2020 16:01:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگاه به رکن چهارم دموکراسی از روزن پادکست فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%DA%A9%D9%86-%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-vupufy8xcfau</link>
                <description>این روزها گوش کردن به پادکست فراگیر تر از قبل شده و در میان انواع مختلف، نوعی از پادکست فارسی وجود دارد که محتوای آن برگرفته از گزارش های منتشر شده در رسانه های معتبر غیر فارسی است.پادکست &quot;چنل‌بی&quot; که علی بندری تهیه کننده و صاحب صدای آن است، با بیش از پنج سال سابقه و 61 قسمت پیش قراول این سبک به شمار می آید، در کنار چنل بی پادکست &quot;میم&quot; با تهیه کنندگی مهدی عباسی حضور دارد و به تازگی یک سالگی خود را جشن گرفته و تا زمان نوشتن این یادداشت 14 قسمت منتشر کرده است.بیایید امیدوار باشیم پادکست های بیشتری مثل چنل‌بی تولید شوند، من به دو دلیل طرفدار این تکثر هستم، اول اینکه گزارش های بلند و معتبر بیشتر شنیده می شوند و شاید این امر مدخلی باشد برای اقبال عمومی و آشتی عده ایی با گزارش های روزنامه نگاران تحقیقی، دلیل دوم هم اینکه با اضافه شدن پادکست های مشابه در این فضا ارزش لحن روایت گری علی بندری بیشتر خودش را نشان خواهد داد.تفاوت پادکست چنل‌بی و میم، جدا از صدای گوینده و شیوه روایت، در منابع مورد استفاده آنها است، مهدی عباسی محتوای خود را فقط از بین گزارش هایی که در بخش های مختلف، نامزد یا برنده جایزه پولیتزر هستند انتخاب می کند، اما در هر قسمت از چنل‌بی، روایت شنیدینی یک ماجرای واقعی به نقل از رسانه معتبر انگلیسی زبان مثل نیویورکر، گاردین، آتاویست و یا تایم را می شنویم، گاهی هم مثل قسمت 27 که داستان آنگلا مرکل است، روایت پادکست بر گرفته از گزارش ها و منابع مختلف است.تشابه هر دو پادکست اما در بن مایه محتوایی است که از آن بهره می برند، آنچه در محتوای این دو پادکست مشترک است بهره گیری از محتوای تولید شده به شیوه &quot;روزنامه نگاری تحقیقی&quot; یا همان &quot;Investigative Journalism&quot; است، گزارش های کار شده با این روش تنها در سایه دموکراسی پر و بال می گیرد، بدون وجود مابقی ارکان دموکراسی از جمله قوه قضاییه مستقل و مطبوعات آزاد، این شیوه روزنامه نگاری ازبین می رود، می توان گفت روزنامه نگاری تحقیقی مصداق بارز رکن چهارم دموکراسی یا همان آزادی مطبوعات است.آنچه این شیوه را از مابقی شاخه های روزنامه نگاری مستثنی می کند پایه های آن است: پرسشگری، استقلال، سند محوری، فاش گویی، جانب داری از حقیقت، بی طرفی، پایبندی به وجدان انسانی و در نهایت وفاداری به شهروند.سر و کار این شاخه از روزنامه نگاری معمولا با فساد اقتصادی و سیاسی و جرم های سازمان یافته و خشونت در جامعه است. دشمن این شیوه از روزنامه نگاری هم دستگاه قضایی فاسد، مافیای با نفوذ و دولتمردان فاسد هستند، خمیر مایه گزارش های روزنامه نگاران تحقیقی رجوع به گزارش های پلیس، پزشکی قانونی، گزارش های مالی، مصاحبه ها، اسناد درز کرده و یا در دسترس عموم و در نهایت تحقیقات میدانی است.وقتی به قسمت های مختلف این دو پادکست گوش میکنیم مصداق های زیادی از ارجاعات به مکانهای مختلف، زمانهای مختلف، نقل قولها و جزئیات در ذهن ما زنده می شود. این شیوه نیازمند زمان، دقت و ریز بینی است، چیزی که به وضوح در گزارش هایی که در این دو پادکست می شنویم کاملا مشهود است.زمانی که به گزارش هایی مثل &quot;مسترمایند&quot; یا &quot;از روسیه با خون&quot; گوش میکنیم می توان دریافت که متن آن برای یک رسانه شنیداری مثل پادکست بازنویسی شده است و هنگام شنیدن گاهی از قالب گزارش خارج می شود و شبیه به قصه به نظر می رسد، اما با کمی دقت می توان به ارزش کار نویسنده(روزنامه نگار) پی برد.جرئیات در این شیوه بسیار اهمیت دارد، علی بندری در پادکستش همواره به این جزئیات وفادار بوده و اخیرا پادکست را بجای شروع کردن با تبلیغ اسپانسر و یا توضیح درباره قسمت، با ارائه جزئیات دقیق شروع می کند و با همین شیوه پیش می برد. به عنوان مثال چهار دقیقه ابتدایی قسمت پنجاه با عنوان &quot;آموک&quot; را با چهار دقیقه قسمت اول سریال درخشان &quot;سیلک رود&quot; مقایسه کنید.در بسیاری از قسمت های پادکست چنل‌بی و میم، داستان از یک شک یا تردید آغاز می شود، با پرس و جو ادامه پیدا می کند و با جمع آوری اسناد و شواهد و کنار هم قرار دادن داده ها و اطلاعات گزارش بیان می شود. به عنوان مثال قسمت دهم با عنوان &quot;طلای کثیف، پول تمیز&quot; ازپادکست میم گوش کنید.آنچه در باب روزنامه نگاری تحقیقی باید بدانیم این است که این شیوه مطلقا حکمی صادر نمی کند و به چرایی نمی پردازد، روزنامه نگاری تحقیقی به این سوالات پاسخ می دهد: چه زمانی؟ چه اشخاصی؟ در چه مکانی؟ چه اتفاقی را رقم زدند؛ در واقع روزنامه نگار تحقیقی با کنار هم قرار دادن اسناد، شواهد، مدارک و مصاحبه ها، بافته ایی از وقایع و حقایق را پیش چشمان جامعه قرار می دهد و داوری را به خواننده و وجدان او واگذار می کند.آنچه در چند سال گذشته پیوند ما را با روزنامه نگاری تحقیقی و در مقامی بالاتر با رکن چهارم دموکراسی برقرار کرده گوش کردن به پادکست هایی مثل &quot;چنل‌بی&quot; و &quot;میم&quot; است، البته که سهم پادکست چنل بی در این امر بیشتر است، به امید روزی که شاهد انتشار این دست گزارش ها در رسانه های فارسی زبان باشیم، چرا که انتشار گزارش های بی پرده و بی طرف از وقایع رخ داده در جامعه بازنشر سیاهی نیست، بلکه بخشی از راه حل رسیدن به عدالت و مشروعیت در افکار عمومی است.</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Tue, 04 Feb 2020 15:36:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویا، کامیابی، رنج و سرانجام جاودانگی</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%86%D8%AC-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C-rmkypchmgddq</link>
                <description>سرگذشت مرد تنهای شب به بهانه هفتاد و ششمین سالروز تولدشسپید پوشیده بودیم با موی سیاه، اکنون سیاه جامه ایم با موی سپید، می اندیشیم که شاید خواب بوده ایم، شاید خواب دیده ایم. آسمان شهر تلخ و ملال انگیز شده و روزگارمان شبیه روزگار &quot;مرد تنها&quot; است، مردی با پاهای خسته، با دستای فقیر، با چشمای محروم، مردی &quot;خسته&quot; که بیزار از زندگی است، مردی که &quot;اسیر شب&quot; شده و هر روزش &quot;جمعه&quot; است، جمعه هایی که هیچ وقت سر نمی آیند، جمعه هایی که جغد سیاه شب روی دیوار بلندش جا خوش کرده. کمی آنطرف تر، عده ایی مثل بنفشه ها وطنشان را با برگ و ریشه و خاک داشتند با خود می بردند از مهمان خانه مهمان کشی که روزش تاریک است، این شهر فقط صدای فرهاد را کم دارد تا درگوش هایمان &quot;نجوا&quot; کند : &quot;من و تو، کم نه ودرهم نه، که می باید باهم باشیم؛ من و تو حق داریم، در شب این جنبش، نبض آدم باشیم&quot;.بوی عیدیهمه چیز از ورزشگاه امجدیه شروع شد، از جایی که این روزها مکانی است برای تشییع جنازه پسرهایی که جام قهرمانی ملتهای آسیا را بردند. فرهاد بلافاصله در اجرای ورزشگاه امجدیه به همه نشان داد ستاره ایی خواهد درخشید، ستاره ایی متفاوت که بدون گروه موسیقی، فقط با یک گیتار می تواند جمع بزرگی را مسحور کند. کاری که بعد تر به همراه برادران شب‌پره و دیگر اعضای گروه گربه های سیاه در کافه کوچینی هر شب آن را به نحو احسن انجام می داد.آن روزهای رنگین&quot;نوحه خوان مدرن کاباره ایی با صدایی انکر الاصوات&quot;، همین توصیف شاملو از داریوش اقبالی کافی بود تا کسی دیگر سراغ اشعارش نرود اما فرهاد با اجرای ترانه های شبانه 1 و 2 نشان داد فرزند راستین زمانه خود است، فرزندی که فرمی نو و متناسب با محتوای اشعار شاملو ساخت. آنچه فرهاد را از دیگر هم نسلان و هم صنف هایش جدا می کند، نوسازی تکنیک های آوازی و اجرای تحریر هایی منحصر به فرد و متفاوت از موسیقی دستگاهی ایران است، فرهاد به خوبی توانست محتوای غیر عاشقانه و مضامین اجتماعی ترانه سرایان آن زمان را با فرمی متفاوت از آنچه در موسیقی دستگاهی رایج بود ارائه کند. فرمی منحصر به فرد که هنوز تازه به نظر می رسد.گنجشکک اشی مشیوقتی بعد از سالها خانه نشینی اجباری روی صحنه ظاهر شد حتی طرفدارانش هم او را نشناختند، دوران ممنوعیت به راستی دوران رنج است، دوران تعلیق و سردرگمی است، فرهاد و همسرش پوران سالها تمام وقت، انرژی و استعدادشان را صرف کردند تا کشف کنند چه کسی یا چه نهادی ورای قانون وجود دارد که به او اجازه کار و فعالیت نمی دهد. در آن سالها آثار فرهاد تکثیر می شد بدون اینکه خودش نفعی از آنها ببرد، درواقع اعتبار و خاطره فرهاد دستاویزی بود برای کسب اعتبار و سرمایه برای عده ایی که حتی به او نگفتند چرا ممنوع الکار و فعالیت است. دوران بعد از انقلاب برای فرهاد اگر نگوییم دوران اختگی بود، می توان گفت دوران کوفتگی و رنج این هنرمند بود. دورانی که یکی با دست پیش می کشید دیگری با پا پس می زد.تنهای تنهادیماه امسال، فرهاد هفتاد و شش ساله شد، صدای او را روی تصویر فیلم های ماندگاری از تاریخ سینمای ایران به یاد می آوریم، صدای او را در ترانه های اجتماعی قبل از انقلاب به یاد می آوریم که در دوران ظلم و خفقان پشت میکروفون رفت و در کنار همکارانش جایگاه هنرمند را به همه نشان داد. صدای او را در کافه ها و خانه های این شهر و این کشور همچنان می شنویم. اما برای من اهمیت، اعتبار و تاثیر فرهاد نه در موسیقی های فیلمی که از او به یادگار مانده نهفته است، نه در ترانه های اجتماعی اش، اهمیت، اعتبار و تاثیر فرهاد نزد من در همخوانی تفکر، زندگی و آثارش نهفته است، فرهاد جوری زندگی و کار کرد که می اندیشید، فرهاد کمبود و در مقاطعی نبود درآمد مالی را تحمل کرد اما تن به ابتذال نداد؛ فرهاد تمامی شاخصه های یک هنرمند جریان فرعی را داشت اما چنان صدایش را بلند کرد که به یک هنرمند جریان اصلی تبدیل شد، هنرمندی شاخص، یگانه و جاویدان.تبریک گفتن تولد برای من کمی دشوار است، در این روزها کمی دشوار تر از قبل، اما به دوست ندیده ام فرهاد مهراد و برادرم آریا که از کودکی صدایش را دوست داشت، تبریک می گویم، تولدتان مبارک.*در پارگراف ابتدایی کلمات و عناوینی که در بین علامت گیومه آمده، عناوین ترانه های فرهاد است، بخش پایانی پاراگراف هم قسمتی از ترانه &quot;نجوا&quot; است.</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jan 2020 14:54:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما، شما و ایشان، حکایت قطعی اینترنت و دنیای پادکست فارسی</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86-p6s89xuu4bxz</link>
                <description>روایت یک رویا، زمستان، سورپرایز وزیر و یک زخم کهنهبعد از گذشت تقریبا یکسال از موج &quot;بهار پادکست فارسی&quot; می شود گفت پادکست فارسی از نوزادی خارج شده و حالا باید درباره مسائلی که بر این دنیا اثر گذار بودند و هستند حرف زد. تصور کنید آسیاب آبی را در کنار رودی بنا کرده اید که خان دهکده در بالادست آن یک سد زده است. حکایت دسترسی جامعه پادکست فارسی به اینترنت، بی شباهت به داستان آسیاب آبی و سد بالا دست نیست.روایت رویاماه عسل پادکست فارسی یا به قول مرشد پادکسترها &quot;بهار پادکست فارسی&quot; خبر از شکوفه باران درخت نوبری می داد که تازه داشت در خاکی غریبه ریشه می زد. هرچند که توجه و رسیدگی به همه شکوفه ها توسط باغ و باغبان یکسان نبود اما اینترنت در نقش آفتاب و میزبانی در نقش خاک به عدالت توزیع شده بود.پادکست فارسی به سرعت در همه ابعاد فراگیری، تکثر و تنوع بیشترین شباهت را به موج وبلاگ فارسی پیدا کرد، اینترنت پرسرعت و تلفن همراه هوشمند باعث شد دنیای پادکست فارسی نرخ رشد زیادی را در دو سال گذشته تجربه کند و به سرعت شاهد برگزاری انواع همایش، نشست، کارگاه و اجرای زنده باشیم. پادکست بر خلاف وبلاگ این قابلیت را داشت تا به عنوان یک تجربه شنیداری آن را با دیگران سهیم شد و به همین دلیل اجرای زنده پادکست و گوش کردن دسته جمعی آن خیلی زود باب شد، بهار پادکست فارسی روزهایی بود که در دورهمی ها با لبخند به یکدیگر می گفتیم: این روزها همه پادکست گوش می کنند، شما چطور ؟زمستانهنوز خاطره همایش های پرطمطراق انقلاب پادکست فارسی و روزجهانی پادکست در ذهن اهلش کمرنگ نشده که زمستان ناگهان از راه می رسد. آن روزها بخشی از پادکستر ها با جملات آبدار و خلاقانه در &quot;حامی باش&quot; از یکدیگر سبقت می گرفتند، واسطه ها آمار شنیده شدن پادکست ها را جمع و ضرب می کردند و چرتکه می انداختند به امید اینکه چیزکی از این خوان نوبر نصیبشان شود، که ناگهان بنزین بدون اطلاع رئیس قوه مجریه گران شد وخیلی طول نکشید که یکبار دیگر نقاب جبر جغرافیا افتاد و در ادامه یک نفر کلید قطع اینترنت را زد.چیزی نمانده بود شعار هر ایرانی یک پادکست فراگیر شود ولی بعد از قطعی اینترنت، درنگ عمیقی رخ داد، تهیه کننده های قدیمی پادکست و علاقه مندان به ورود به پادکست فارسی با یک پرسش اساسی روبرو شدند، در کشوری که برای اتصال به دنیای آزاد یک کلید وجود دارد چه باید کرد ؟ مسئله این نیست که کلید دست چه کسی است(فرقی هم نمی کند) مسئله این است: اختیار شنیدن، دیدن، گفتن، مطالعه کردن، ارتباط برقرار کردن، جستجو کردن و به اشتراک گذاشتن در دنیای اینترنت دست کاربر نیست. مسئله فراتر از پول چایی &quot;حامی باش&quot; و آب باریکه اسپانسر ها و رقابت بر سر آمار شنیده شدن پادکست است، مسئله صلب صلاحیت و اختیار در میان است.سورپرایز وزیرپادکستر ها که همه چیزشان فایل صوتی و آمار است، بعد از این تجربه نمی دانند باید روی کدام دیوار یادگاری بنویسند ؟ روی دیوار سرویس های خارجی که با یک کلید دسترسی به آنها قطع می شود یا روی دیوار سرویس های فشل و بی رمق وطنی ؟ اصلا مگر در روزهای قطعی اینترنت کسی پادکست گوش می کند ؟(جواب این سوال را باید از پادکست &quot;رادیو پادیو&quot; بپرسیم). بیراه نیست اگر خیال کنیم تکرار وضعیت قطعی اینترنت بهشت شرکت های ایرانی است، شرکت هایی که بهترین ارائه و خدماتشان با سرویس های رایگان شرکت های مشابه خارجی فرسنگ ها فاصله دارد و فقط زمانی می توان روی دستشان شرط بست که رقیبی دور میز نباشد، اما در این میان وزیر ارتباطات از یک سورپرایز پرده برداری کرد که می تواند راه حل خیلی از مشکلات حال و آینده کشور باشد.پادکستر ها می توانند به روال سابق به ضبط و ویرایش و تهیه پادکست ادامه بدهند و به جای گیر کردن در دوراهی انتخاب بین سرویس خارجی و داخلی، پادکست را روی یک فلش درکنار یک فولدر شو رنگارنگ و چند فولدر ترکی شاد و موسیقی بی کلام باکلاس ذخیره کنند و از سورپرایز وزیر برای انتشار کمک بگیرند. سجاد می تواند در نقش اینترنت پل ارتباطی پادکستر ها و شنونده باشد، سجاد می تواند در نقش فید آر اس اس، فلش را از میزبان پادکست بگیرد و به آدرس شنونده مورد نظر ببرد، شنونده هم بعد از گوش کردن به محتویات فلش، آن را بوسیله سجاد برای شنونده دیگری ارسال کند، آمار شنیده شدن پادکست هم به راحتی از طریق دفاتر پست سراسر کشور در دسترس خواهد بود. به این ترتیب هم اشتغال زایی شده، هم در راستای تمامی موارد قبلی موفق شدیم پادکست را هم بومی سازی کنیم و هم دنیای پادکست فارسی را از قطعی اینترنت نجات داده ایم، در واقع من راضی، شما راضی، ایشان هم احتمالا راضی. اصلا قطعی اینترنت دیگر موضوعیت ندارد.شعار تبلیغاتی هم این باشد : سجاد برای همه ایرانیان. یا مثلا : سجاد در خدمت پادبوم.یک پوستر بزرگ رنگی هم با تصویر دادن فلش توسط یک پادکستر معروف به سجاد را چاپ کنند و بزنند روی ساختمان بزرگ مشرف به میدان ولیعصر.زخم کهنهراستش من هیچوقت خودی نبودم، روزهایی که خبر اختلاس و خالی شدن صندوق های بازنشستگی و عدم بازگشت وام های کلان انقدر زیاد بود که سهمی در تیتر یک روزنامه نداشت، بانک هر ماه دست می کرد توی حساب شخصی من و اقساط عقب افتاده وام ازدواج را برداشت می کرد. یکی دوباری زنگ زدم و اعتراض کردم اما کارمند بانک گوشزد کرد در اوراقی که به هنگام دریافت وام امضا کردم حق برداشت از حساب را قانونا به بانک داده ام. راستش من همه این سالها خودی نبودم، راستش من همه این سالها تلاش کردم &quot;ما&quot; بشوم اما این ما هرگز &quot;شما&quot; نشد، شما هیچوقت &quot;ایشان&quot; نشدید و این برای من یک زخم کهنه است. &quot;ما&quot; و &quot;شما&quot; بی اعتنا به یکدیگر و فرسنگ ها دور از هم، زیر چتر جبر جغرافیا از &quot;ایشان&quot; آسیب می بینیم و این برای من یک زخم کهنه است.صحت پاراگراف فوق را یک جستجوی ساده مورد به مورد دراینترنت تایید می کند، اگر قطع بود به من ربطی ندارد، اگر شما قانع نشدید باز به من ربطی ندارد، اگرهم ایشان خوشش نیامد، مهم نیست. آسیاب آبی که در پایین دست سد بنا شده همیشه در خطر نابودی است.</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Sun, 29 Dec 2019 19:58:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دارم ریشه می زنم، یادداشتی به مناسبت یک سالگی پادکست &quot;چسب‌زخم&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D9%85-%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%DA%86%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D8%AE%D9%85-cdzw4szzyawo</link>
                <description>اولین قسمت پادکست چسب زخم در هشتم مهر 1397 -مصادف با روز جهانی پادکست- منتشر شد، این یادداشت را با کمی تاخیر به مناسبت یک سالگی پادکست می نویسم.در این نوشته از پیوند خودم با صدا و وسوسه ساخت پادکست می گویم و در ادامه از تلخی ها و شیرینی های ضبط و انتشار پادکست به شیوه چسب زخم، جزئیاتی را با شما به اشتراک می گذارم.یک کاست بود از صدای ضبط شده من در دو سالگی که بعد ها در اسباب کشی از خانه پدری به خانه خودمان گم شد. کاست صدای ضبط شده من و مادرم بود که باهم نقاشی می کردیم و برایم کتاب می خواند و لابلای نقاشی و کتاب خواندن ازم سوال می پرسید و سعی می کرد چیزکی یادم بدهد، بخش کمی هم صدای من و پدرم بود که با هم گپ می زدیم.تا سالها بعد خودم را در همان سوال و جواب ها و تعریف های کودکانه پیدا می کردم، در پیوند با کتاب و موسیقی و تعریف اوضاع و احوال جنگ و خانواده از دید یک طفل دوساله، یک مجموعه کاست هم بود که پدر بزرگم تا زنده بود ضبط کرد، خاطرات مردی که 4 پادشاه، حدود 30 نخست وزیر، 4 رئیس جمهور و 2 رهبر را دیده بود. تا سالها بعد گوش کردن به صدای کودکی خودم و صدای ضبط شده پدر بزرگم که خاطراتش را تعریف می کرد پیوند من را با صدا محکم کرد و به گمانم همین بود که به محض آشنایی با پادکست عاشقش شدم.اوایل 97 وسوسه ساخت پادکست مثل خوره به جانم افتاده بود، یکی دوتا ایده داشتم ولی نمی دانستم ازکجا شروع کنم، چطور مسائل فنی را حل کنم، کار با نرم افزار ویرایش صدا و هزینه های استدیو و نحوه انتشار پادکست برایم مثل مردابی بود که رویش را مه گرفته؛ از طرفی به غیر از شغل تمام وقت، روزنامه نگار حوزه فوتبال هم بودم و زمانی برای اضافه شدن یک کار جدید ابدا وجود نداشت، وقتی برای اجرای زنده استرینگ کست رفتیم می خواستم با بچه های استرینگ کست درباره چگونگی ساخت پادکست حرف بزنم ولی نشد.گذشت تا اینکه ایوند اعلان کارگاه ساخت پادکست علی بندری را فرستاد. بدون معطلی بلیط گرفتم، خوبی کارگاه این بود که علی اطلاعات اضافه نداد، کارگاه بیشتر ازاینکه ایده آل گرایانه باشد عمل گرایانه بود، وقتی سالن سینما مرکزی را ترک می کردم می دانستم برای شروع ساخت یک پادکست چه می خواهم همان شب وقتی از سالن سینما مرکزی به خانه رسیدم، 5 صبح نقشه راه آماده بود. فهمیده بودم که باید چه کنم، ترسم از مسائل فنی و میزبانی ریخته بود و عمده مشکلات برای شروع کار حل شده بود. از بین همه انواع پادکستی که تا قبل از آن می شناختم و بقیه انواعی که در آن کارگاه با آن آشنا شدم یکی را انتخاب کردم و شروع کردم به برنامه ریزی برای ضبط 12 قسمت. شاید برای اولین بار بود که به خودم اجازه می دادم تجربه کنم و متعاقبا اشتباه کنم، تا سه قسمت اول پادکست سه شیوه متفاوت از فرم و لحن را امتحان کردم تا بفهمم کدام نوع بیشتر به محتوایی که ارائه می کنم می آید. از قسمت پنجم به بعد به همان شیوه ایی که در قسمت دوم ماکتش را کار کرده بودم وفادار ماندم، سعی کردم تمرکزم را بیشتر بگذارم برای تولید محتوا و بهبود مهارت های ضبط و ویرایش صوتی.الان که قسمت اول پادکست را کنار قسمت آخر می گذرام، رشد کیفیت بسیار مشهود است و همین رشد پله پله در کیفیت صوتی و محتوایی پادکست در رشد آمار قسمت به قسمت پادکست هم اتفاق افتاد. بخش زیادی از رشد کمی و کیفی را مدیون زمانی هستم که صرف ساخت پادکست می کنم، همینجا بگویم تهیه پادکست انقدر زمان بر بود که ورزشی نویسی را رها کردم و تمام آن زمانی را که صرف نوشتن از فوتبال می کردم را اختصاص دادم به ساخت پادکست و باید اعتراف کنم از این تصمیم کاملا راضیم. تهیه پادکست به شیوه &quot;چسب زخم&quot; با توجه به اینکه من به تنهایی کار می کنم نسبتا سخت و زمان بری است، سخت نه به معنای مشقت بار، مراحل پیش تولید کار معمولا زمان زیادی می گیرد و مشکلات خاص خودش را دارد و پر از شگفتی است، بیشترین زمان پیش تولید صرف نوشتن خط داستانی و پیدا کردن آدم مناسب می شود، پیش آمده مهمانی اولین سوالی که پرسیده این بوده که برای مصاحبه چقدر پول می دهی، یا شرط گذاشته به شرطی حرف می زنم که تبلیغ دفتر وکالت ما را در پادکست بکنی، یا پادکست چقدر شنونده دارد و سودش چطور به من می رسد؟ پیش آمده قرار ضبط گذاشتیم اما مهمان بدون اطلاع قبلی سر قرار نیامده و هیچ وقت هم بعدا تلفنش را جواب نداده، همین اتفاقات حضور بی منت امثال اطهر کلانتری، حسام خالقی، فریاد قربانی، محمود آموزگار، داروین صبوری، رامتین جباری، رضا اسکندری، رامین بیرق دار، کاوه راد، بهادر امیر حسینی، سحر سخایی و تمامی مهمانان پادکست را برایم ارزشمند می کند. در کنار سختی مراحل پیش تولید، این شیوه ساخت پادکست، آورده و مزایای خاص خودش را دارد، نزدیک چهارده ماه از انتشار اولین قسمت پادکست چسب زخم می گذرد و می توانم بگویم کم کم دارم ریشه می زنم وجایم را سفت می کنم، حالا می توانم از تجربه های یک سال گذشته حرف بزنم و بگویم مهم ترین آورده پادکست برای من آدمهایی بود که در این مسیر شناختم، با بعضی هایشان دوست شدم و از بعضی دیگر آموختم.مهم ترین مزیت پادکست برای من شنیدن روایت تجربه زیسته آدمها بود، تجربه ایی که کمک کرد دنیا را از پنجره های مختلفی تماشا کنم و سعی کردم مخاطب پادکست هم دنیا را از این پنجره تماشا کند تا کمی از اتاق پژواکی که جریان اصلی رسانه و شبکه های اجتماعی برایمان درست می کنند بیرون بیاید، شیرینی ساخت پادکست به این شیوه آشنا شدن با مخاطبانی بود که در این مسیر یک سال و خرده ایی همراه &quot;چسب زخم&quot; بودند و اعتبار تجربه کردن را برای پادکست قائل بودند و در این مسیر با نظراتشان راه بهتر شدن را نشان دادند.</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Tue, 22 Oct 2019 14:42:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قسمت های محبوب من از پادکست های فارسی زبان</title>
                <link>https://virgool.io/@pouya.javidan/%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-bd15twk31vz8</link>
                <description>علی بندری پیشنهاد کرد به جای معرفی پادکستهای فارسی، 8 قسمت مورد علاقه از پادکست های مختلف رو در قالب  یک رشته توییت، در وبسایت شخصی و یا در ویرگول معرفی کنیم(چیزی شبیه به خبرنامه دوهفته یک بار چنل بی).بلافاصله فضای توییتر فارسی پر شد از کوت ها و معرفی پادکست های مختلف، بعد از رشته توییت ها علی بندری دبه کرد و گفت بابا جان منظور من ویرگول بود، پادکست های فارسی در توییتر به اندازه کافی شناخته شده هستن.بنا به همین پیشنهاد این یادداشت رو می نویسم و هشت قسمت محبوب خودم رو با کمی توضیح در ادامه معرفی می کنم. ازین به بعد هر سال هشت قسمت از پادکست های فارسی رو به همین شیوه معرفی میکنم.پادکست های محبوب من در سال 1397:1- بگذار وحشی بماند / رادیو دیو&quot;رادیو دیو&quot; همواره برای من در مرز بین پادکست بودن و نبودن در حرکت بوده، اما علاقه زیادی به شنیدن هر قسمتش دارم خصوصا در حال رانندگی تو مسافرت.بعد از پایان هر قسمت رادیو دیو با کلی شاعر و گروه موسیقی خوب آشنا میشم. چیزی که فاصله زمانی طولانی بین هر قسمت رادیو دیو رو از بین میبره کیفیت کاره، وسواس در انتخاب موسیقی، متن و تدوین خوب و استانداردیه که رادیو دیو بهش پایبند بوده و هست.نوجوون که بودم خیلی اوقات مسیر کوهنوردیمون از از دره اوسون و فرحزاد می گذشت و جانداران زیادی رو می دیدیم، اما حالا تا سنگ سیاه هم که بریم باید چشم بگردونی تا شاید...تا شاید جنبنده ایی به غیر از بشر دوپا ببینی. این قسمت رادیو دیو برای من یادآور زنگ خطریه که در وحله اول شهر زادگاه و در مقیاس بزرگتر کشورم رو تهدید می کنه.2- انقلاب کشاورزی / پادکست پاراگرافلحن خوب، خودمونی و گیرای علیرضا بنی جانی کافی بود تا بعد از شنیدن اولین قسمت با اشتیاق منتظر بقیه قسمت ها بمونم.دلیل اصلی که قسمت &quot;انقلاب کشاورزی&quot; رو بیشتر از بقیه دوست دارم این بود که موضوع پادکست بخشی از پازل بزرگ کشف این موضوعه که ما(انسان) چگونه ما شدیم. به قول خود علیرضا دونستن تاریخ می تونه به نگاه ما و تصمیماتی که میگیریم شکل بده، انقلاب کشاورزی به ما میگه که یکجا نشینی و کشت وزرع چقدر در رشد تمدن ها تاثیر داشته.پادکست پاراگراف قرار نیست ذهن مارو با یک مشت نام و تاریخ اشباع بکنه، قراره تاریخ رو یجورایی که خیلی معلوم نیست تاریخه برای ما روایت بکنه.3- سرطان چیست / پادکست دایجستپادکست دایجست انقدر معروف هست که نیاز به معرفی من نداره، یه راست میرم سراغ اصل مطلب : آگاهی در مورد نحوه ابتلا به سرطان، عوامل موثر و نحوه سرایت در بدن به صورت خلاصه و مفید در این قسمت بیان میشه، آگاهی از نحوه ابتلا به سرطان و شناخت روش های درومانی مختلف تاثیر مستقیم در فرآیند بهبودی بیمار داره، به نظرم گوش کردن به این قسمت در روزهایی که بیشت از قبل واژه سرطان رو می شنویم از واجبات به حساب میاد. 4- پسا حقیقت / استرینگ کستاجرای زنده استرینگ کست رو از نزدیک دیدم، تجربه بسیار خوبی بود، پنل گفتگوی بعد از اجرا هم خوب بود. جدا از تجربه کمیاب حضور در اجرای زنده پادکست فارسی، چیزی که باعث شده این قسمت از استرینگ کست مورد علاقه من باشه ، خود موضوع &quot;پسا حقیقت&quot; بود.شنیدن قسمت پسا حقیقت برای ما که درگیر فضای مجازی و اتاق پژواک خودمون هستیم بسیار توصیه میشه، برای ما که هر روز از طرف جریان اصلی رسانه از یک سو و از طرف فیک نیوز از سوی دیگه بمباران میشیم و گیج و مبهوت از حاصل از محدودیت های فیزیلوژیک مغز نمی دونیم این وسط حق با کیه، اصلا کی به کیه ؟ خودی کدومه ؟ غیر خودی کدومه ؟ ما کدوم وریم، اونا کدوم طرفن ؟ حقیقت کدومه !؟5- من کشته خواهم شد / چنل بیچنل بی هم مثل دایجست و استرینگ کست نیاز به معرفی نداره.اما جذابیت قصه &quot;من کشته خواهم شد&quot; برای من عمل نامتعارف وکیل آرمانگرا و وطن پرستی به اسم روردریگو روزنبرگه که جونش رو فدا میکنه تا سیستم فاسدی که وطنش رو به تسخیر درآورده رو با اتهام قتل به چالش بکشه، همیشه فکر میکنم یک آرمانگرا، یک وطن پرست، یک فعال صنفی و سیاسی تا کجا باید هزینه بدن ؟ تا کجا حاضرن در برابر هسته سخت قدرت پیش برن و چطور میشه یک همچین سیستمی رو به چالش کشید، رودریگو روزنبرگ خودش رو فدا کرد تا فشار افکار عمومی بر دولت گوتمالا اون رو ساقط بکنه.6- من چاقم / رادیو مرزمرضیه رسولی در هر قسمت رادیو مرز سراغ موضوعی میره که محل اخلافن و دنیای آدمها رو از هم جدا میکنه، تمام اپیزودهای این پادکست محبوب من هستن ولی قسمت آخر من رو با دنیای آدمهایی آشنا کرد که در بین ما زندگی میکنن و از زخم زبون در امان نسیتن و هر روز در جامعه با انواع محدودیت روبرو میشن. زندگی کردن به عنوان یک آدم چاق با تعاریف ما از ظاهر و زیبایی دنیای سخت و پرفشاریه و این قسمت رادیو مرز مارو با دنیای این افراد آشنا میکنه.7- چجوری بگم / پادکست کرنهمیشه خودم رو مخاطب جدی موسیقی و موسیقی جدی میدونستم، تو مهمونی ها سعی میکردم با آهنگ های به قول خودم خالتور و خشتکی نرقصم، یجورایی عار داشتم ازینکه با موسیقی خالتور ایرونی برقصم و شهرام شبپره هم برای من تو همین دسته میگنجید.تا اینکه....بردیا دوستی برای تنوع رفت سراغ موسیقی شهرام شبپره، بعد از شنیدن این اپیزود احترام زیادی برای شهرام شبپره قائل شدم، از چند جهت، اول اینکه همیشه خودشه، دوم اینکه یک هنرمند مولفه و متن بیتشر ترانه هاش رو خودش مینویسه. جمع بندی باوند بهپور از موسیقی شهرام شبپره پنجره جدیدی بود که خط کشی ها ذهنیم بهم اجازه نداده بود ازون زاویه بهش نگاه کنم.8- چرا ملت ها شکست می خورند / پادکست بی پلاسچرا ملت ها شکست می خورند، سوال خیلی از ماها است که مدام از خودمون می پرسیم چرا بعضی کشورها پیشرفت می کنند و چرا بعضی کشورها مدام در حا تکرار تاریخن.جغرافیای سیاسی، نقش فرهنگ، مذهب و ثروت در ذهن خیلی از ما اصلی ترین دلایل پیشرفت بعضی کشورها و شکست خیلی از کشورها هستن اما این با اشاره به نقش نهادهای &quot;هم افزا&quot; پیش فرض های مارو به چالش میکشه، این قسمت رو گوش کنید تا به اهمیت نهادهای هم افزا در پیشرفت یک جامعه پی ببرید.در انتها چند پادکست مورد علاقه ام رو معرفی میکنم: پادکست &quot;رادیو دستنوشته ها&quot; که تاریخ معاصر رو روایت میکنه و بینهایت پادکست تر و تمیز و پرمغزیه.پادکست &quot;آمپاژ&quot; که صدای بخشی از موسیقیه که کمتر شنیده میشه، تو آمپاژ صدا و نظرات آدمهایی رو می شنویم که جریان اصلی موسیقی بهشون اجازه نمیده دیده بشن. پادکست &quot;ساگا&quot; که داستان اساطیر و افسانه های سرزمین های دور رو به زبان امروز برامون تعریف میکنهتوصیه میکنم گوش کنید و تا می تونید پادکست های خوب فارسی رو با معرفی به بقیه حمایت کنید.</description>
                <category>pouya javidan | پویا جاویدان</category>
                <author>pouya javidan | پویا جاویدان</author>
                <pubDate>Sat, 08 Dec 2018 13:34:40 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>