<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پویان تبریزی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@pouyantabrizi</link>
        <description>یه دولوپر گیک مانند ولی اجتماعی طور! :)</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:37:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13193/avatar/kfGpWG.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پویان تبریزی</title>
            <link>https://virgool.io/@pouyantabrizi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برنامه نویسی اندروید با کاتلین و معماری MVVM - بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/Software/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%AA%D9%84%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-mvvm-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-eragge0af7ys</link>
                <description>من تقریبا ۴ سالی میشه که برنامه های اندروید و جاوا EE و لاراول رو توسعه میدم و این یکی از مشکلات عدم تمرکز من در توسعه ی تخصصی در یک زمینه ی خاصی بود ولی در دو سال اخیر سعی کردم پروژه های تجاری بزرگتری بگیرم و فوکوس بیشتری روی اندروید داشته باشم ، سال پیش با معماری MVP برنامه هام توسعه رو میدادم (یکی دوتا تونستم با MVP کار کنم چون برای پروژه های کوچیک و ساده MVP زمان بر بود) ، ولی امسال هم زبان توسعه اندروید رو تغییر دادم و هم الگوی معماری رو. خب این مطلب و مطالب آینده ای که در مورد کاتلین و برنامه نویسی پیشرفته اندروید می نویسم بیشتر به درد کسانی میخوره که به برنامه نویسی اندروید تسلط دارن و میخوان بیشتر در این زمینه مطالعه کنن ، خب اولین مسئله ای که هست اینه که شما برنامه رو برای چه ارگانی یا شخصی می نویسید؟ آیا پروژه در حدی هست که نیاز باشه چند نفر توسعه دهنده اندروید روش کار کنن؟ آیا نیاز هست که بصورت کامل براش تست کیس بنویسید؟ خب این موارد رو قبل از آغاز باید پاسخ داد برای اینکه تجزیه و تحلیل پروژه راحت تر بشه و بدونید آیا به تنهایی از عهده اتمام پروژه بر میاید یا نه.خب برای اینکه یه پروژه اندروید رو بتونیم به چند بخش داده ها (Data) و منطق (Logic) و رابط کاربری (UI) تقسیم کنیم ، باید به نوشتن تمام بخش ها در اکتیویتی و فرگمنت پایان بدیم ، و راه حلش استفاده از الگوی معماری MVVM یا MVP هست که ما در مورد MVVM صحبت می کنیم.این عکس گویای الگوی معماری MVVM هست : هدف MVVM این هست که با یکسری کلاس های ViewModel پیچیدگی view رو از model و پیچیدگی model از view رو پنهان کنه ، هدف این هست که در یک کلاس اکتیویتی ما داده رو مستقیما دستکاری نکنیم و همچنین با تغییر داده ها مستقیما کامپوننتی رو تغییر ندیم ، خب اینکه کارمون رو زیاد میکنه و حجم کار بالا میره ، بله درسته ، ولی تست هر بخش به تنهایی و جلوگیری از ایرادهای ناخواسته (مثل تغییر وضعیت lifecycle که به اجبار یه فرگمنت یا اکتیویتی رو destroy میکنه و باعث از دست رفتن اطلاعات میشه) رو راحت تر میکنه.خب ما قبل از اینکه معماری MVVM رو کامل شرح بدیم اول آدرس گیت هاب پروژه اولیه MVVM خودم رو که از چندتا پروژه ی خارجی اقتباس کردم رو براتون میزارم تا مشاهده و استفاده کنید این پروژه بر اساس تصویر زیر تقریبا ساخته شده و داره تکمیل میشه :اینم آدرس گیت هاب : پروژه KotlinMVVMبزودی بخش دوم رو میزارم و به شرح کامل این پروژه میپردازم.(نگران نباشید صفر تا صد از dagger گرفته تا rxjava و databinding و ... رو توضیح میدم)ممنون از اینکه وقت گذاشتید اگر مشکلی در متن یا سوالی بود در خدمتم ...</description>
                <category>پویان تبریزی</category>
                <author>پویان تبریزی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Aug 2018 01:27:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اندر حکایت های تاکسی طور!</title>
                <link>https://virgool.io/@pouyantabrizi/%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%B7%D9%88%D8%B1-ndkw8wuqav7r</link>
                <description>اولین روز هفته، شنبه،  این روز خوش یمن، این روز... که هرچی ازش بگم کم گفتم!، در حالی که پس از نوشتن طومار سه برگی فیش های واریز به حساب سازمانی و پرداخت ۱ ساعته ۸ هزار چوق، از بانک خارج میشدم ، اتفاقی سوار غزال تیزپا، شدم. خب این از خوش شانسی من بود که کولر نگرفته بود ولی شیشه عقب دستگیره داشت! تا میتونستم شیشه رو کشیدم پایین تا اینکه دستگیره اومد دستم، دادمش دست راننده، راننده یه پوووفی کرد با تکان دادن سر یه معکوسی کشید و به راهش ادامه داد،‌ ولی معلوم بود که حالش گرفته شده، تا اینکه چند دقیقه بعد یه آقای میانسال با کله‌ی تاس سوار صندلی جلو شد، معلوم بود از عموم فرهیخته مردم بود و حدسم نیز درست بود ، تا اینکه دهان مبارکش رو باز کرد، چشتون روز بد نبینه از پرزیدنت آمریکا تا جامائیکا رو مورد عنایت قرارداد و همچنین از زحمات مسئولین نسبت به افزایش رونق اقتصادی تمجید و تشکر کرد!ایشون در ادامه راه که با درایت و نکته‌سنجی خاصی شرایط خاورمیانه و خاور دور رو مورد نقد و بحث می دادند از قیمت گوشت گوساله و پای مرغ هم گلایه هایی داشتن! (راننده هم با تکان های عرضی سر موافقت خودش رو نشون میداد)خداییش زیاد اهل سکوت نبود ولی بسیار راستگو بود، خلاصه بعد از مدتی به لنت ترمز پراید رسید که تو این لحظه بغض راننده زحمت کش ترکید، ابتدا از مسئولین و قطعه سازان سایپا و سپس از تعمیرکار هفته پیش کلاجش تمجید و تشکر کرد و البته انتقادهای ریزی داشت و از گرانی ناله می کرد! از لاستیک لای در انتقاد ها شروع شد و تا قیمت گوشت چرخ کرده گوسفندی رسید! جالب بود که هر دو بر پدر و مادر باعث و بانی فاتحه نثار میکردن، چه تفاهمی داشتن گویی مثل دو کفتر عاشق بازنشسته کشوری!خلاصه تا اینکه قبل از چهار راه مسافر جلویی که کرایه ش به خاطر نداشتن پول خورد ۲۰۰ چوق کمتر داده بود، پیاده شد و در رو کوبید، راننده که همچین مسافران خسته ذهنی رو زیاد دیده بود یه اهانت کوچکی به کله‌ی کچل مسافر عزیزمون کرد که البته بی پاسخ نموند! تا لحظه ی آخر قبل از پیاده شدن امیدوار بودم دستگیره یادش نیفته و برای همین هی تکرار میکردم حق باشماست، وضع خرابه و همش کار خودشونه...</description>
                <category>پویان تبریزی</category>
                <author>پویان تبریزی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jul 2018 01:42:18 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>