<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مجله روانشناسی و زندگی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@psychologymag</link>
        <description>در این صفحه قراره با کمک علم روانشناسی، آگاهی رو در درون همدیگه گسترش بدیم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 05:14:14</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1186588/avatar/aP0LiK.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مجله روانشناسی و زندگی</title>
            <link>https://virgool.io/@psychologymag</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آیا عدم رابطه جنسی می تواند منجر به طلاق شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B9%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%B4%D9%88%D8%AF-atdhrcfue3n8</link>
                <description>برای بسیاری از زوج های متاهل این احساسات به وجود آمده است که آیا ممکن است با وجود سردی در رابطه جنسی با شریک زندگی ام ، کارمان به طلاق یا جدایی کشیده شود؟ آیا این سردی در رابطه قابل درمان است؟ چه عواملی موجب سردی در رابطه میشود؟ آیا این عوامل نیز قابل درمان هستند؟در این مقاله سعی داریم به این سوالات پاسخ دهیم.طبق تحقیقات ، مشاهده شده است که چگونه رابطه جنسی  یا فقدان آن می تواند عاملی برای ایجاد طلاق باشد.طلاق یک تصمیم دشوار است ، و مسلماً تا مدت زمان بسیار زیادی افراد را از لحاظ روحی و جسمی مورد فشار قرار می دهد.از سال 1991 ، 73٪ طلاق در بین افراد 60 سال به بالا افزایش یافته است ؛ به طور متوسط ، ازدواجها بیش از 27 سال به طول انجامیده است. دفتر آمار ملی این مسئله را به افزایش امید به زندگی ، کاهش حس بدبینانه در مورد طلاق و استقلال مالی بیشتر برای زنان می داند ، اما تغییرات اجتماعی به ندرت بر تصمیمات فردی تأثیر می گذارد.دلایل طلاقشایع ترین عامل طلاق هنوز هم &quot; خیانت &quot; است. دلایل دیگر نیز شامل سوء استفاده عاطفی ، جسمی یا استفاده از مواد مخدر باشد. ناسازگاری هایی که زن و شوهر در ندگی خود دارند هم عاملی دیگر برای طلاق است. در سال 2004 ، یک مطالعه ایالات متحده در مورد طلاق در اواسط زندگی مشترک زوجین و بعد از زندگی مشترک نشان داد که از هر چهار طلاق ، یکی از آنها بی دلیل بوده و شاید دلیل آن این بوده که زن و مرد دیگر عاشق و دلداده ی یکدیگر نیستند.دور شدن از آن حس عاشقی آتشین نوعی به نوعی حس استقلال است. این که آیا این یک علت یا علامت برای درگدور شدن آنها ازیکدیگر است یا خیر ، هرگز مشخص نشده ، اما شکی نیست که عدم وجود صمیمیت جسمی و عدم وجود گرمای مورد نیاز در رابطه جنسی ، پرچم قرمز زناشویی است که نباید از آن چشم پوشی کرد و یا به آن بی اهمیت بود.نقش رابطه جنسی در یک ازدواج ناموفقبعضی اوقات یکی یا هر دو شریک زندگی ممکن است احساساتی ناخوشایند و منفی داشته باشند و تماس فیزیکی را به عنوان مجازات یا به عنوان راهی برای عدم برقراری ارتباط خود کنار بگذارند.در واقع دور شدن از رابطه جنسی و عدم برقراری آن با شریک زندگیتان میتواند راهی باشد برای آنکه به او این موضوع را بفهمانید که موضوعی در من باعث بوجود آمدن دلخوری شده است و تا زمان رفع ان نمیخواهم با تو رابطه جنسی برقرار کنم.موانع جسمی نیز در رابطه جنسی می تواند زوجین را از هم دور کند ، به خصوص اگر تمایلی به رفع آن و بهبود شرایط جسمی نداشته باشید. اغلب مردانی با مشکلات نعوظ و زنانی که از خشکی واژن ، ناراحتی یا عدم تعادل هورمونی رنج می برند ، ترجیح می دهند از رابطه جنسی خودداری کنند تا اینکه نزد پزشک رفته و برای سلامت و بهبودی مشکلات خود اقدام کنند.نکته غم انگیز در این است که بسیاری از افراد متاهلی که از شریک جنسی خود طلاق میگیرند ، دارای مشکلات روحی و جسمی هستند ولی آن آن خبر ندارند و هیچ گاه به سراغ پزشک و یا یک متخصص نمیروند و بدین ترتیب طلاق هایی شکل میگیرند که شاید اگر با یک مشاور ، درباره آن بحث میشد میتوانست به بهبود رابطه بین زوجین بیانجامد.همه ما می خواهیم کسانی ما را دوست داشته باشند و ما نیز آنها را دوست داشته باشیم و وقتی دو نفر تصمیم آگاهانه ای برای تلاش برای ترمیم یا بهبود روابط خود اتخاذ کنند ، تعهد تجدید شده به آنها اجازه می دهد تا یک جرقه جنسی را کشف کنند که ممکن است برای ده ها سال از دست رفته باشد.بنابراین ، اگر رابطه شما به دلیل عدم صمیمیت به خطر بیفتد ، به سادگی از آن دست نکشید. شما هنوز هم میتوانید برای بهبود رابطه خود با شریک زندگیتان اقدامات درمانی و مشاوره ای بسیاری را انجام دهید تا دوباره بذر محبت را در زندگیتان با همسر خود ، بکارید.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Apr 2022 17:28:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۶ علامت استرس و اضطراب شدید</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%DB%B6-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D8%AF-pznadx4kelwp</link>
                <description>استرس و اضطراب احساس ناخوشایندی است که گاهی با آن مواجه می‌شویم. این احساس در حقیقت واکنشی است نسبت به رویدادها و شرایط دلهره‌آوری که در زندگی فرد ایجاد می‌شود.بنابراین این احساس هم جنبه ادراکی دارد و هم واکنش فیزیولوژیکی با خود به همراه دارد. در واقع ما اضطراب را هم در ذهن و هم در جسم خود تجربه می کنیم.اگر علائم استرس و اضطراب طولانی باشند باعث ایجاد اختلال در زندگی شخص می‌شود که البته به کمک پزشک متخصص می‌توان آن را کنترل و درمان کرد.بروز نشانه استرس و اضطراب می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. عوامل ارثی و ژنتیکی، حوادث کودکی، عوامل زیست شناختی و جسمانی (اختلال در سیستم هورمونی)، عوامل محیطی و اجتماعی (زلزله، سیل، مشکلات خانوادگی) و … از جمله مواردی هستند که می‌توانند سبب ایجاد استرس و اضطراب در شرایط مختلف شوند.در کنار مطالعه این مقاله، شرکت کردن در آزمون سنجش اضطراب رایگان را پیشنهاد می کنیم. در ادامه با نشانه های اضطراب و استرس آشنا می شویم.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟۶ نشانه استرس و اضطراب شدید۱) نگرانیما انسان ها توانایی پیش بینی کردن داریم و می توانیم برای پیش بینی های خود برنامه ریزی کنیم. این امر باعث می شود اتفاقاتی که در گذشته رخ داده است را به حال و آینده نیز مرتبط کنیم. همین امر نیز باعث می‌شود احساس نگرانی داشته باشیم. نگرانی در حقیقت همان جنبه ادراکی اضطراب است که در ذهن و به شکل افکار مکرر روی می دهد. این تکرار افکار تمرکز بر روی انجام صحیح کارها را دچار مشکل می‌کند.۲) احساس ترسترس از ارتفاع یا ترس از حیوانات نشانه هایی از هراس هستند. اگر شدید باشد می تواند در زندگی عادی اختلال ایجاد کند و مانع انجام بسیاری از کارها در فعالیت‌های روزمره شود. برخی از ترس ها عبارتند از: ترس از حیوانات یا حشرات، ترس از رویدادهای طبیعی مثل زلزله، سیل، طوفان، ترس از قرار گرفتن در جاهای مرتفع، شرایط خاص مثل هواپیما و آسانسور، ترس از تنها بودن در خانه و ترس از خون، تزریق و آسیب.۳) مشکل تمرکزنگرانی مداوم در زمینه زندگی باعث می شود که تمرکز بر روی یک مسئله سخت شود. بسیاری از انسان ها از مشکل نداشتن تمرکز و احساس بی قراری و ناآرامی مکرر رنج می برند. چرا که این مشکل زندگی روزمره آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد و می تواند در محیط کاری و آموزشی آن ها را با مشکلات مختلفی مواجه کند.همچنین بخوانید: روانشناسی، راهی برای بهبود زندگی۴) بی قراریهر فردی در طول زندگی خود ممکن است دچار احساس بی قراری و ناآرامی شود. اما افراد مبتلا به مشکل اضطراب بیشتر از دیگران در معرض این حالت قرار می‌گیرند. احساس دیگران در برخی موقعیت ها تا حدی طبیعی است اما اگر علائم اضطراب و بیقراری آنقدر زیاد شوند که فرد نتواند عملکرد عادی خود را حفظ کند حتماً باید به یک متخصص روانشناس مراجعه کند.۵) اختلالات خواب نشانه استرساسترس و اضطراب اغلب بر میزان و کیفیت خواب تاثیر منفی می گذارند. اختلالات خواب مانند بیدار شدن در نیمه شب، کابوس های شبانه و… از نشانه های استرس و اضطراب هستند. برای درمان اختلالات خواب که ناشی از استرس و اضطراب هستند باید به پزشک متخصص مراجعه کرد. زیرا تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد در بسیاری از مواقع، زمانی که استرس و اضطراب درمان شوند، مشکلات بی خوابی یا اختلالات خواب نیز بهبود می‌یابند.۶) خستگیخستگی دلایل بسیاری می تواند داشته باشد. به عنوان مثال خستگی می‌تواند ناشی از انجام کارهای سخت، مطالعه سخت یا علائم افسردگی و دیگر شرایط پزشکی باشد.چنانچه خستگی ناشی از وسواس یا نگرانی و ترس باشد می توان آن را نشانه‌ استرس دانست. استرس زیاد می تواند تاثیری منفی بر روی سطوح انرژی بدن داشته باشد. زیرا بسیاری از هورمون های کلیدی بدن با توجه به سطح استرس دچار عدم تعادل می شوند. بر همین اساس نیز گفته می‌شود که سطوح بالای استرس و علائم خستگی ارتباط نزدیکی با هم دارند.البته نشانه‌ استرس و اضطراب تنها بعد رفتاری ندارند. بلکه برخی از نشانه‌های جسمانی نیز وجود دارند که بروز هر یک می‌تواند نشانه استرس و اضطراب شدید باشد. در ادامه برخی از این نشانه‌های فیزیکی و جسمانی را برای شما لیست کرده‌ایم.خشکی دهانسرخ شدنسرگیجهافزایش ضربان قلبلرزش دست‌هاعرق کردن کف دسترنگ پریدگیاحساس درد در قفسه سینهساییدن دندان ها به هم</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 13 Mar 2022 14:51:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مفهوم امنیت عاطفی و تاثیر آن در زندگی فرد</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%AF-mqysi9utlr9e</link>
                <description>کلید امنیت عاطفیامنیت عاطفی نشانگر میزان ثبات احساسی یک فرد است. ناامنی احساسی یا به طور ساده‌تر ناامنی، احساس اضطراب یا ناخشنودی کلی است که ممکن است به دلیل درک شخص از آسیب پذیر بودن یا ویژگی‌های منفی خودش به وجود آمده باشد، یا احساس آسیب پذیری یا عدم ثباتی است که تصور یک شخص از خودش را تهدید می‌کند.این مفهوم به انعطاف پذیری روانشناختی مرتبط است زیرا هر دوی آن‌ها اثرات شکست‌ها یا موقعیت‌های دشوار را بر اشخاص بررسی می‌کنند. اما انعطاف پذیری، مقابله‌های کلی فرد را با توجه به وضعیت اقتصادی و اجتماعی او تحت مطالعه قرار می‌دهد، در حالی که امنیت احساسی به طور ویژه اثرات احساسی را بررسی می‌کند. امنیت احساسی می‌تواند به عنوان بخشی از انعطاف پذیری در نظر گرفته شود.مفهوم امنیت عاطفی در یک فرد باید از ایمنی عاطفی یا امنیتی که توسط یک محیط حمایت‌گر و بی‌خطر به فرد داده می‌شود، تمایز داده شود.شخصی که در برابر افسردگی ناشی از یک شکست کوچک آسیب پذیر است، از لحاظ احساسی امنیت پایینی دارد. فردی که خوشبختی و رضایت عمومی‌اش حتی با اختلالات عمده در الگو یا بافت زندگی‌اش متزلزل نمی‌شود، از لحاظ احساس امنیت فوق العاده بالایی دارد.مقدمه‌ای بر ناامنی احساسیآبراهام مزلو یک فرد ناامن را فردی تعریف می‌کند که دنیا را به عنوان یک جنگل پر خطر و اکثر انسان‌ها را موجوداتی خطرناک و خودخواه می‌بیند، احساس می‌کند ترد شده است و به حال خود تنها گذاشته شده است، مضطرب و متخاصم است، به طور کلی بد بین و ناراحت است، در خود نشانه‌هایی از تنش و کشمکش دارد، علاقه دارد به درون خود رجوع کند، با احساس گناه دست و پنجه نرم می‌کند، یک یا چند مورد اختلال در اعتماد به نفس او وجود دارد، روان رنجور و عصبی است، و به طور کلی خودخواه و خودبین است. (مزلو، ۱۹۴۲، صفحه‌ی ۳۵). او در همه‌ی افراد نا امن احساس تمایل متداوم و مستدامی برای امنیت مشاهده کرد (الگره، ۲۰۰۸).فردی که از لحاظ احساسی نا امن است، ارزش و توانایی‌های خود را دست کم می‌گیرد، به خودش یا دیگران اعتماد ندارد و می‌ترسد که وضعیت مثبت کنونی، موقتی باشد و باعث شود او در آینده از آن ضربه بخورد و اشتباه پیش رفتن اوضاع، باعث پریشانی و سختی کشیدن او در آینده شود.این ویژگی‌ها در افراد فاقد امنیت عاطفی مشترک است و تنها درجه‌ی شدت آن در میان این افراد متفاوت است. نباید این ویژگی‌ها با تواضع و فروتنی اشتباه گرفته شود، فروتنی به معنای شناخت معایب خویش در حالی است که میزان مطلوبی از اعتماد به نفس و انگیزه در فرد وجود دارد.نا امنی، ارزشیابی هدفمند توانایی‌های فرد نیست، بلکه تنها یک تفسیر احساسی است. دو شخص با توانایی‌های برابر ممکن است تفاوت زیادی در سطح امنیت احساسی داشته باشند.امنیت روانی - امنیت عاطفیاثرات عدم وجود امنیت عاطفی در زندگی فردناامنی احساسی ممکن است باعث به وجود آمدن ویژگی‌هایی مانند خجالتی بودن، پارانویا و ترد شدن اجتماعی در فرد شود یا در بعضی موارد ممکن است رفتار‌هایی مانند غرور، پرخاشگری یا زورگویی را در فرد رشد دهد.این حقیقت که اکثریت انسان‌ها از لحاظ احساسی آسیب پذیر هستند و ظرفیت صدمه دیدن را ندارند، نشان دهنده‌ی این است که ناامنی احساسی می‌تواند صرفا یک تفاوت در آگاهی باشد.عدم وجود امنیت احساسی، تاثیرات زیادی در زندگی یک فرد دارد و چندین سطح دارد. نا امنی تقریبا همیشه درجه‌ای از انزوا را در فرد به وجود می‌آورد، زیرا یک فرد نا امن معمولی تا حدی از افراد کناره‌گیری می‌کند.هر چه میزان نا امنی در فرد بالاتر باشد، درجه‌ی انزوای فرد بالاتر می‌رود. ناامنی معمولا ریشه در سال‌های کودکی فرد دارد و به صورت لایه‌ای رشد می‌کند و معمولا به نیرویی ثابت و بی‌حرکت تبدیل می‌شود که سایه‌ای از محدودیت‌ها را روی زندگی فرد می‌اندازد.ناامنی با درجات مختلفی زندگی فرد را خراب می‌کند، درجاتی که به آن اطلاق می‌شوند، مساوی قدرت آن در زندگی فرد هستند. چون نا امنی باعث آزار و احساس تهدید برای روان فرد می‌شود، معمولا با کنترل نوع شخصیت یا طفره رفتن به عنوان سیستم و روش درمان روانشناختی همراه است.شیمی مغزامنیت عاطفی تا حدی یکی از عملکرد‌های شیمیایی مغز است. بعضی از افراد به طور طبیعی مستعد این هستند که احساس خوشحالی کمتری داشته باشند و به طور شدیدتری تحت تاثیر حوادث زندگی قرار می‌گیرند.به عنوان مثال برای افرادی که کم‌کاری تیروئید دارند بعضی دارو‌ها مانند SSRI‌ ها یا حتی محرک‌ها، معمولا تجویز می‌شوند تا چنین کمبود‌های طبیعی را جبران کنند. اما اثرات جانبی این دارو‌ها در بسیاری از موارد می‌تواند اثرات مثبت‌شان را خنثی کند.به عنوان مثال بعضی دارو‌های ضد افسردگی خاص، تجربه‌ی ارگاسم را برای شخص مشکل یا غیرممکن می‌کنند، زیرا مغز را در قطع کردن جریان هرمون‌های خاصی که معمولا به احساسات مثبت مربوط هستند دچار اختلال می‌کنند، قطع شدن این هرمون‌ها برای زمانی کوتاه برای رخ دادن ارگاسم ضروری است.گفته می‌شود که چنین دارو‌هایی هم احساسات خوب و هم احساسات بد، یعنی انرژی با ارزش و الهام بخش زندگی را از روح افراد بیرون می‌کشند. اما ترجیح دادن مزایای چنین شرایطی به معیاب آن‌ها برای هر کس متفاوت است و در بسیاری از موارد خطر‌های کم بودن امنیت احساسی طبیعی در فرد ممکن است بدتر از اثرات جانبی این دارو‌ها باشد، به خصوص زمانی که فرد در فکر خودکشی و پایان دادن به زندگی خود است.نگاه فلسفی به امنیت عاطفیبسیاری از مفاهیم فلسفی، امنیت احساسی را محصول نگرش می‌دانند. چنین ایدئولوژی‌هایی مدافع این هستند که گام‌های درمانی امن‌تری به نسبت مصرف دارو برای افزایش امنیت عاطفی در افراد وجود دارند.این گزینه‌ها ممکن است از برنامه‌های درمان سوء مصرف مواد، روان درمانی و تمرین‌های فیزیکی یا عبادات مذهبی یا معنوی تشکیل شده باشند.وقتی که افراد از لحاظ احساسی نا امن هستند، ممکن است احساس بی‌حوصلگی داشته باشند، در این صورت بهترین گزینه برای آن‌ها افزایش اندروفین خون از طریق ورزش کردن است، در حالی که آن‌ها ممکن است از ترد شدن بترسند و این ممکن است به تنهایی ناسالمی بیانجامد. تنها راه غلبه بر ریسک ترد شدن تلاش برای پیدا کردن همراه و دوست مناسب و خوب است.تمرین‌هایی مانند یوگا و دین بودایی، ریاضت کشیدن با کار‌های تغییر دهنده‌ی ذهن را تبلیغ می‌کنند. یوگا یک تمرین یا برنامه‌ی فیزیکی، ذهنی و معنوی برای دستیابی به شفافیت ذهن و امنیت رفتاری از طریق تمرین دادن و تربیت کردن بدن است، در حالی که دین بودایی در اصل تمرینی برای درمان رنج کشیدن است.فیلسوف‌ها زیاد با مسائل مربوط به امنیت عاطفی درگیر هستند و روی وضعیت روحی هر فرد در دنیا تمرکز می‌کنند. هستی گرایی، فلسفه‌ای است که بر خلاف مکتب‌های عقلانی، بیشتر احساسی است و حول محور روانشناسی رشد، توسعه یافته است. سورن کی‌یرکگور با احساساتی مانند اضطراب، ترس و ناامیدی سر و کار داشته و به نقشی که آن‌ها می‌توانند در به وجود آوردن تحولات عظیم در زندگی داشته باشند، اشاره کرده است.منبع: wikipedia</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Mar 2022 11:12:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعریف واقعی شادی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-babpccvujy4k</link>
                <description>اینکه واقعا شادی چیست پرسشی است که انسان‌ها قرن‌هاست در تقلای یافتن پاسخ مناسب برای آن هستند. اما علم به تازگی بحث و بررسی درباره‌ی این سؤال را آغاز کرده است. بگذارید قبل از اینکه ببینیم علم برای پرسشِ شادی چیست به چه پاسخی رسیده است، به یک سؤال ساده‌تر پاسخ بدهیم: شادی چه چیز نیست؟شادی، این نیست که همیشه احساس خوبی داشته باشیمبعضی‌ها در این مواقع سؤالاتی شبیه به این را مطرح می‌کنند: «آیا کسانی که همیشه کوکائین مصرف می‌کنند، افراد خوشحالی هستند؟»، اگر تنها چیزی که نیاز داریم احساس خوشحالی همیشگی باشد باید در جواب گفت بله افراد خوشحالی هستند! اما نگران نشوید قصد نداریم بگوییم برای اینکه به جمع خوشحالان بپیوندید کوکائین مصرف کنید! آخرین تحقیقات علمی جواب کامل‌تری برای این موضوع مطرح می‌کند؛ افراد با خلق و خوی آرام و متعادل نسبت به کسانی که حد بالایی از شادی موقتی را تجربه می‌کنند، سلامت روانی بالاتری دارند، چون مثل تمام احساساتی که تجربه می‌کنیم شادی کاذب هم هر اندازه به اوج برسد به همان اندازه، افت می‌کند و حال بدتری را تجربه خواهیم کرد. از طرف دیگر معمولا هنگامی که از افراد مختلف درباره‌ی اینکه چه چیزی به زندگی‌شان ارزش می‌دهد سؤال می‌کنیم، به ندرت حرفی درباره‌ی خلق و خو و احساسات خود می‌زنند. آدم‌ها معمولا به چیزهایی استناد می‌کنند که هویت‌شان را می‌سازد؛ چیزهایی مثل شغل یا روابط‌شان! از طرف دیگر همین یافته‌های علمی نشان می‌دهد اگر بیش از حد روی تلاش برای شادی بیشتر و تجربه‌‌ی همیشگی حس خوب تمرکز کنید، توانایی‌تان برای داشتن احساس خوب ضعیف‌تر می‌شود، بعد از این اتفاق، هیچ مقدار احساس خوب شما را راضی نمی‌کند. از طرف دیگر آنچه شما انتظار دارید یعنی همان «شادی همیشگی» به لحاظ فیزیکی هم برای اغلب افراد امکان‌پذیر نیست.هر چند با زندگی کردن زیر خط فقر، خوشحال بودن واقعا کار سختی است! اما گذشته از این، به نظر نمی‌رسد شادی را هم بشود با پول خرید. تصور کنید ناگهان ۵۰ میلیون تومان در سال افزایش درآمد داشته باشید، قبول دارم! من هم بودم هیجان‌زده می‌شدم! اما این خوشحالی مقطعی فقط تا زمانی طول می‌کشد که توقعات‌ جدیدی هماهنگ با این بودجه‌ی تازه پیدا کنید. شما خوشحال شدید چون قبل از این توقعاتی داشتید که کمتر از درآمد جدید‌تان بود و حالا اوضاع تغییر کرده است. شما خوشحال‌تر از قبل شدید چون پیش از این نمی‌دانستید قرار است پولدار‌تر شوید حالا که فهمیدید خوشحال شدید وگرنه شاید قبلش هم به اندازه‌ی کافی خوشحال بوده‌اید. این شرایط درباره‌ی تمام چیزهایی که هر فردی مدت‌ها در حسرت داشتنش بوده‌ است، صدق می‌کند. درباره‌ی خانه‌ی جدید، اتومبیل جدید، ابزارهای جدید و… اما شما بهتر از من می‌دانید وقتی به هرکدام از این چیزها برسیم اولش شاد می‌شویم اما بلافاصله چیز دیگری می‌خواهیم تا با داشتن آن چیز جدید بتوانیم دوباره خوشحال بشویم. اما یک مورد استثنا وجود دارد، زمانی که پول‌تان را صرف تجربه با آدم‌های دیگر می‌کنید. مثلا پول‌تان را برمی‌دارید و به تعطیلات و سفر می‌روید، مکان‌های تازه را می‌بینید و اوقات هیجان‌انگیز و جذابی را با دوستان یا افراد خانواده‌تان می‌گذرانید، در این‌صورت به مفهوم واقعی شادتر خواهید بود. اما چه می‌شود کرد، به ندرت افراد این شادی‌ها را به کسب ثروت‌های بادآورده ترجیح می‌دهند.شادی، مقصد نهایی نیستضرب‌المثل قدیمی «بالاخره رسیدیم»، اغلب برای بحث شادی صادق است، هرکس در پی شادی باشد بالاخره روزی به آن می‌رسد! اما برخلاف تصور عموم شادی مقصد نهایی نیست چون تمام شادی‌ها موقتی هستند. مگر اینکه شما ژنتیکی فرد خوش‌شانسی باشید یا طبیعت شادی داشته باشید، در واقع چیزی که مهم است شاد ماندن و حفظ بقای احساس شادی درون شماست که تلاش زیادی می‌خواهد.بیشتر تکنیک‌های ابداع شده برای شاد بودن، مثل یادداشت‌های سپاسگزاری، برای این است که شاد بودن جزو عادات ما باشد پس می‌توانید برای همه‌ی اتفاقات، یادداشت شکرگزاری بنویسید. نه تنها برای یک اتفاق، بلکه برای تمام رویدادهای زندگی‌تان حتی آنها که مدت کوتاهی خوشحال‌تان کرده است مثل ازدواج یا ترقی کردن، چون تمام این خوشحالی‌ها بعد از اینکه به آنها برسیم از بین می‌روند. شادیhttps://www.chetor.com/wp-content/uploads/2017/01/Happiness-4.jpg پس واقعا شادی چیستتحقیقات نشان می‌دهد، شادی در واقع مجموع کیفیت دو احساس درونی ماست، یکی حس‌ رضایت ما (مثلا وقتی معنای واقعی کار یا عملکردمان را درک می‌کنیم) و دیگری کیفیت احساسات خوبی است که در طول زندگی دریافت می‌کنیم، که هردوی اینها منجر به شادی می‌شوند و هردو پدیده‌های نسبتا پایداری در زندگی هر فرد هستند. زندگی ما ممکن است تغییر کند و خلق و خوی ما شاید مدام در نوسان باشد، اما احساس شادی به‌صورت ژنتیکی پایدارتر از هر حس دیگری عمل می‌کند. پس خبر خوب این است که با تلاش مداوم می‌توان در این مورد تعادل برقرار کرد.بیایید به این قضیه هم مانند تنظیم وزن‌مان فکر کنیم: اگر هر چیزی که نیاز دارید بخورید و فعالیت‌تان در حد نیاز باشد، بدن‌تان در یک وزن معین، ثابت می‌ماند. حالا اگر کمتر از نیاز بدن‌تان غذا بخورید و بیشتر ورزش کنید، خوب وزن‌تان بر همین مبنا تنظیم می‌شود. در صورتی که رژیم غذایی یا برنامه‌ی ورزشی تازه‌ی شما به بخشی از زندگی روزمره‌تان تبدیل شود، وزن بدن‌تان در وضعیت جدید ثابت می‌ماند و کم و زیاد نمی‌شود اما اگر دوباره شروع کنید به خوردن و ورزش کردن طبق برنامه‌ی قبلی، سرجای اول‌تان برمی‌گردید. خوب شادی هم همین‌طور است.شما توانایی این را دارید که کیفیت، چگونگی و میزان شادی‌تان را در اختیار خودتان بگیرید و عملکردی متناسب با آن داشته باشید. می‌توانید عاداتی بلندمدت در زندگی‌تان ایجاد کنید، عاداتی که زندگی و روزهای رضایت‌بخش‌تر، کامل‌تر و شادتری را برای‌تان به ارمغان بیاورند.برگرفته از: happify</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Mar 2022 16:00:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تله استحقاق | طرحواره خودشیفتگی و خودخواهی</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%AA%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AD%D9%82%D8%A7%D9%82-%D8%B7%D8%B1%D8%AD%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D9%81%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-hhhzojewjqon</link>
                <description>تله زندگی اصطلاحی عامیانه است برای اشاره به آنچه که متخصصان روانشناسی به آن طرحواره می گویند. طرحواره یا تله زندگی باورهای عمیق و تزلزل ناپذیری هستند که در دوران کودکی درباره خود، دیگران و جهان شکل گرفته است. یکی از این باورهای عمیق، تله استحقاق است.ویژگی‌های تله های زندگیالگوهایی هستند که از ریشه دوران کودکی نشات گرفته اند و ریشه های محکمی دارندآسیب رسان هستندبرای بقا تلاش می کننداین تله ها با اینکه آسیب هایی به ما می زنند، ولی نوعی قدرت پیش بینی و ثبات در زندگی نیز به ما می دهند.برای همین ما مدام در حال بازآفرینی آنها هستیم.تله استحقاق چیست؟یکی دیگر از تله های مورد بحث، تله زندگی استحقاق است که کل زندگی شخص تحت تاثیر این تله قرار گرفته و به زندگی او جهت می دهد.افراد گرفتار در این تله به ندرت برای تغییر اوضاع خودشان تلاش می کنند. دوست ندارند برای تغییر به روانشناس مراجعه کنند و همیشه دیگران را مقصر مشکلات زندگی خود می دانند.ویژگی اشخاص مبتلا به تله استحقاق:کسانی که به تله زندگی استحقاق گرفتار شده باشند به این اعتقاد دارند که از تمامی افراد برتر هستند و حق ویژه ای برای خود قائل هستند.این افراد تعهد خاصی نسبت به رعایت کردن اصول روابط اجتماعی و متقابل خود ندارند.انتظار دارند دیگران همه درخواست های آنان را بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر برای آنان هزینه بر است انجام دهند.چنین افرادی برای آنکه بتوانند قدرت نمایی کنند به طور افراطی به دنبال برتری جویی هستند و از کاربرد کلماتی مانند موفق ترین، با استعداد ترین، قدرت مند ترین و ثروتمندترین لذت می برند.به طور کلی این افراد احساس می کنند از دیگران برتر و نخبه هستند.در نتیجه این حق را به خود می دهند که  از امتیازاتی برخوردار باشند. از طرف دیگر این افراد به واسطه همین احساس برتری، اصل احترام متقابل در روابط اجتماعی را رعایت نمی کنند و همواره سعی در کنترل رفتار دیگران به نفع خود دارند.این افراد در فعالیت های خود خواهانه درگیر می شوند و بیشتر تمایل به انجام کارهایی دارند که فشار کاری زیادی را برای دیگران به همراه دارد.کسانی که در تله زندگی استحقاق گرفتار شده اند، دارای رفتارهایی مانند قدرت طلبی افراطی، رقابت جویی بالا، سلطه گری بیش از حد، لحن بیان پرخاشگرانه و نامناسب هستند.چک لیست ابتلا به طرحواره خودشیفتگیآیا در اکثر اوقات از دست دیگران عصبانی یا دلخور هستید؟دوست دارید تمام افراد و شرایط اطراف دقیقا مطابق میل شما باشد؟مدام از دیگران انتظار دارید هر موقع نیاز داشتید آنها خدمتگزار شما باشند؟حس میکنید انسان خاصی هستید و نباید مطابق مقررات دیگران عمل کنید؟وقتی به خواسته تان نمی رسید بسیار عصبانی و پرخاشگر می شوید؟چک لیست ابتلا به طرحواره خودشیفتگی در یک رابطهشریک عاطفی شما عموما نیاز های خودش را فدای نیازهای شما می کند؟آیا همسرتان از ابراز نیازها و احساساتش نزد شما می ترسد؟همسرتان وابسته به شما بوده و سلطه گری شما را با جان و دل می پذیرد؟آیا شریک عاطفی شما فردی بسیار منظم و مرتب و وسواسی است؟انواع تله استحقاقتله زندگی استحقاق ناب و بیمارانی که در علم روانشناسی تحت عنوان خود شیفته یاد می شوند.بیماران خودشیفته برای جبران تله زندگی نقص و شرم خود به گونه ای رفتار می کنند که انگار مستحق آن برخورد و رفتار هستند. این گونه رفتار بیماران خودشیفته را استحقاق شکننده می گویند.دلایل تله استحقاقاگر خانواده و اطرافیان نتوانند در برخی از موقعیت ها که لازم بوده است کودک را محدود کنند، احتمال مبتلا شدن به تله زندگی استحقاق در بزرگسالی این کودکان بیشتر می شود.این تله ناشی از افراط در ارضا نیازها است، به عبارتی این گونه افراد در طول زندگی خود محدودیتی را تجربه نکرده اند و همیشه احساس کرده اند که شخص خاصی هستند که دیگران دست به سینه مدام باید از آنها اطاعت کنند.درمان این طرحوارهبیمارانی که در تله استحقاق گیر کرده اند، در دوران کودکی لوس بارآمده اند و این رفتار ها در بزرگسالی ادامه پیدا کرده است.درواقع، این تله به عنوان جبران افراطی طرحواره زیر بنایی در نظر گرفته نمی شود و کسانی که این تله زندگی را دارند معمولا طرحواره زیربنایی آنها مورد درمان قرار نمی گیرد بلکه محدود کردن شخص محور اصلی درمان قرار گرفته و با محدود کردن خواسته ها و تمایلات شخص مورد نظر می توان از این تله زندگی رهایی یافت.چگونه بر تله زندگی استحقاق غلبه کنیم؟همانطور که گفته شد، یکی از راه های درمان این تله زندگی محدود کردن شخص مورد نظر است برای همین بهتر است این فعالیت ها در راستا درمان او انجام شود:فهرستی از نکات مثبت و منفی نپذیرفتن محدودیت ها تهیه کنید تا انگیزه تان در این راستا بالا رود.به این فکر کنید اگر محدودیت زندگی را نپذیرید در زندگی روزمره خود چه مشکلاتی به وجود می آید.بهانه تراشی خود را برای نپذیرفتن محدودیت ها کنار بگذارید.همانطور که در کنار گذاشتن حالت استحقاق گونه خود تلاش می کنید، از میزان موفقیت خود در این کار از دیگران سوال کنید.اگر در انضباط شخصی مشکل دارید، کارهای خودتان را بر اساس میزان ناکام سازی و بیزار سازی رتبه بندی کنید و کارهای خود را بر اساس سلسله مراتبی انجام دهید.کسی که تمام نیازهای او بیش از حد برآورده شده باشد و در راه تامین نیازهایش هیچ گونه محدودیت واقع بینانه ای وجود نداشته باشد حتما در تله استحقاق در آینده قرار می گیرد و کسی که در این تله گرفتار شده باشد، بیشتر مشکل را در اطرافیان خود جست و جو می کند و خود را شخص بی نقصی می داند که نیازی به درمان ندارد.به شما پیشنهاد می‌کنیم از طرحواره درمانی سیمیاروم با برترین روانشناسان ایران، بهره‌مند شوید.نظر شما در مورد این تله چیست؟ در کودکی از شما با چه صفتی یاد می شد؟ آیا کودک لوسی بودید که همیشه به همه خواسته هایش می رسید؟ این تربیت چه تاثیری در روابط شما به عنوان یک بزرگسال دارد؟برای شروع جلسات طرحواره درمانی، ابتدا لازم است یک روانشناس خوب پیدا کنیم، پس حتماً مطلبِ &quot;چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟&quot; را مطالعه کنید.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 27 Feb 2022 15:02:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست های دوران نامزدی</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%AF%DB%8C-ttzuyzstc4gz</link>
                <description>مشاوره دوران نامزدی چرا اهمیت دارد؟ در بیشتر موارد، هدف یک رابطه، یافتن عشق با شخص دیگری و حفظ آن عشق تا زمانی است که می توانیم. وقتی فردی را پیدا می‌کنیم که معتقدیم «همان» است، قدم بعدی این است که از او خواستگاری کنیم، با او ازدواج کنیم و سپس با خوشبختی زندگی کنیم.به هر حال، یک رابطه عالی رابطه ای است که در آن فقط شادی وجود داشته باشد و هیچ درگیری یا غم وجود نداشته باشد، درست است؟ متأسفانه، این رابطه بی نقص وجود ندارد و ایجاد رابطه خوب کار سختی است که نیاز به مراقبت و توجه مداوم شما دارد.با توجه به اینکه ایالات متحده نرخ طلاق خیره کننده 50 درصدی دارد، بسیاری از زوج ها ترجیح می دهند مشاوره قبل از نامزدی را به عنوان راهی برای کاهش خطر واقعی شدن طلاق در آینده ازدواج دریافت کنند. مشاوره دوران نامزدی و در واقع پیش از ازدواج ممکن است به زوج ها کمک کند تا از نظر ذهنی برای نامزدی آماده شوند، ابزار لازم برای کمک به برقراری ارتباط و حل تعارض را در اختیار آنها بگذارد و در نهایت آنها را برای زندگی پس از ازدواج آماده کند.به طور کلی، مشاوره قبل از نامزدی کمتر از مشاوره قبل از ازدواج رایج است، اما در بین زوج های وسواسی بسیار محبوب است و به ایجاد یک لایه امنیتی اضافی قبل از نامزدی کمک می کند. بسیاری از زوج های نامزدی که مشاوره می روند، مزایای قابل توجهی را از درگیر شدن در این نوع درمان، از جمله موفقیت بیشتر در ازدواج، گزارش کرده اند.مشاوره قبل از نامزدی برای همه استاگرچه بسیاری از زوج‌های وسواسی که می‌دانند روزی ازدواج خواهند کرد، مشاوره قبل از نامزدی دریافت می‌کنند، اما این نوع مشاوره فقط مختص اینگونه افراد نیست و زوج‌هایی که به دنبال شناخت بهتر خود، شریک زندگی‌شان و رابطه‌شان هستند نیز می‌توانند از آن بهره ببرند. بسیاری از زوج ها به دنبال مشاوره هستند و به دنبال یافتن مشاوری هستند تا احساساتشان را تقویت کند و به خود اطمینان دهند که همسرشان واقعاً همان شخصی است که می خواهند بقیه عمر خود را با او بگذرانند.مشاوره قبل از نامزدی در فضای امنی انجام می شود که در آن هر شریک می تواند با شریک زندگی خود آشکارا و صادقانه درباره احساسات و آینده خود صحبت کند. درک این نکته مهم است که مشاوره لزوما فقط برای زوج هایی که مشکل دارند نیست. مشاوره قبل از نامزدی به شما و شریکتان در مورد سازگاری راحت تر آموزش می دهد.مزایای مشاوره قبل از نامزدیاگر شما و شریک زندگیتان تصمیم گرفته اید که مشاوره قبل از نامزدی برای شما مناسب است و در تلاش برای یافتن یک مشاور هستید. تبریک می گوییم! با این حال، سوالات معمولاً به اینجا ختم نمی شوند. بسیاری از زوج ها می خواهند بدانند بعد از اینکه تصمیم گرفتند این انتخاب را انجام دهند چه انتظاری دارند و پس از یافتن مشاور چه چیزی از جلسات مشاوره خود دریافت خواهند کرد.مشاوران اکثرا موافق هستند که دوره نامزدی می تواند استرس زا باشد، به خصوص با نزدیک شدن به تاریخ عروسی و مسائل موجود بین زوجین نیز می تواند به مشکلاتی که دو نفر با آن روبرو هستند اضافه کند.در اینجا برخی از مزایایی که مشاوره نامزدی دارد آورده شده است:زوج ها را برای واقعیت ازدواج و زندگی مشترک آماده می کنداکثر روابط بر اشتیاق، با هم بودن و سرگرمی متمرکز است و اغلب فاقد مسئولیت ها و انتظاراتی است که از نامزدی یا ازدواج حاصل می شود. مشاوره می‌تواند نگاه بهتری به این آینده و چالش‌های متعددی که در برخورد با همه این‌ها با فرد دیگری به وجود می‌آید را برای آنها فراهم کند. وقتی آنها برای آینده آمادگی بیشتری داشته باشند، می توانند این موارد را همانطور که می آیند بپذیرند و با موفقیت به آنها رسیدگی کنند.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟مشاوره به زوج ها کمک می کند تا بفهمند که طلاق تنها گزینه برای مسائل زناشویی نیست!زوج هایی که تجربه زیادی در رابطه با روابط جدی ندارند یا آنهایی که در رابطه فعلی خود با مسائلی دست و پنجه نرم نکرده اند، اغلب نمی دانند در صورت بروز مشکلات در ازدواج چه کاری انجام دهند. افراد ناآماده در مواجهه با این مسائل بزرگ و نداشتن ابزار یا دانش کافی برای مقابله با این مسائل، ساده‌ترین راه یعنی طلاق را برای برون رفت از آن پیش می‌روند.این یک واقعیت ناگوار در زندگی است که بسیاری بدون اینکه بدانند چگونه رابطه خود را حفظ کنند یا چگونه اختلافات را حل کنند با فرد دیگری ازدواج می کنند. با این حال، کسانی که مشاوره می روند نه تنها به دانش و ابزارهایی برای هدایت ازدواج مجهز هستند، بلکه می دانند که طلاق راه حل موثری نیست و هر دو طرف می توانند با انگیزه و استراتژی مناسب برای حفظ رابطه تلاش کنند.مشاوره قبل از نامزدی تمام جنبه های یک رابطه را پوشش می دهدمشاوره قبل از نامزدی، مانند هر نوع مشاوره خوب که شامل افراد متاهل یا غیر متاهل است، تنها بر یک موضوع تمرکز نمی کند. به طور کلی، مشاوره قبل از نامزدی به شما کمک می کند تا یک نمای کلی از همه موضوعات مرتبط به شما ارائه دهد و ابزارها و منابعی را در اختیار شما قرار می دهد تا به شما کمک کند در این نوع موقعیت های زندگی حرکت کنید. حتی بهتر از آن، مشاوره قبل از نامزدی می تواند به شما کمک کند تا روی برخی از مسائل فعلی که با آنها سر و کار دارید و اینکه چگونه ممکن است بعداً پس از نامزدی و ازدواج با همسر خود ایجاد شود، تمرکز کنید.مشاوره به شما کمک می کند تا متوجه شوید که روابط چیزی فراتر از اشتیاق و جذابیت استبیشتر اوقات، ما معتقدیم که عاشق شریک زندگی خود هستیم در حالی که آنچه واقعاً احساس می کنیم جذابیت جنسی است. مشاوره قبل از نامزدی به ما کمک می کند تا این مفهوم را بهتر کشف کنیم و به ما کمک می کند تا عمیق تر در شخصیت و عادات شریک زندگی خود غوطه ور شویم تا بیشتر در مورد اینکه آنها چه کسانی هستند و چگونه در آن پازل قرار می گیریم بدانیم.آیا می توانید شریک زندگی خود را با تمام عیوب خود بپذیرید؟ آیا می توانید از انجام برخی از کارهایی که آنها انجام می دهند لذت ببرید؟ آیا می توانید به طور مسالمت آمیزی با این شخص زندگی کنید و این عشق را تا مدت ها پس از نامزدی و ازدواج خود ادامه دهید؟ اینها همه سؤالات مهمی هستند که باید بپرسید و به شما کمک می کنند تا عمق واقعی رابطه فعلی خود را کشف کنید و اینکه آیا حرکت به جلو با طرف مقابلتان عاقلانه و ممکن است یا اینکه آیا انتخاب هوشمندانه تری است که راه های جداگانه خود را تا زمانی که شما فردی را پیدا می کنید که واقعاً با او سازگار هستید و پیوند قوی تری با او به اشتراک می گذارید.مشاوره قبل از نامزدی همچنین می تواند به زوج ها کمک کند تا قبل از هر گونه استرسی که ممکن است رخ دهد، بهتر درک کنند که آیا با هم سازگار هستند یا خیر. بسیاری از زوج‌ها در دوران نامزدی احساس می‌کنند که تحت فشار قرار می‌گیرند تا مسائل را کنار بگذارند، اما متأسفانه ممکن است این مشکلات بعداً در ازدواج ایجاد شود. علاوه بر این، برای زوج های نامزدی که قصد دارند قبل از شروع رابطه جنسی برای اولین بار تا زمان ازدواج صبر کنند، این نوع مشاوره ممکن است قبل از روز عروسی واقعی به کاهش نگرانی کمک کند. به بیان ساده، مشاوره قبل از نامزدی یکی از بهترین اقدامات اولیه برای هر زوجی است که قصد دارند برای مدت طولانی با هم باشند.نحوه دریافت مشاوره قبل از نامزدیبسیاری از زوج ها ممکن است بخواهند مشاوره دریافت کنند. هنگامی که به دنبال یافتن یک مشاور خوب هستید، به خاطر داشته باشید که مشاوران باید مجوز داشته باشند و در ارائه مشاوره قبل از نامزدی دارای گواهینامه باشند. همچنین. برخی از زوج ها ممکن است مشاوره حضوری را دوست نداشته باشند. خوشبختانه، مشاوره ازدواج آنلاین بسیار رایج شده است و به بسیاری از زوج ها کمک کرده است تا برای نامزدی و ازدواج موفق آماده شوند. مشاوره آنلاین به زوج ها این امکان را می دهد که در برنامه خود انعطاف پذیر باشند و به آنها اجازه می دهد تا زمانی که مشاور مناسب خود را پیدا کنند، از بین انواع مشاوران انتخاب کنند. اگر شما و همسرتان قصد نامزد شدن را دارید، مشاوره قبل از نامزدی را از یکی از مشاوران آنلاین معتبر دریافت کنید و جستجوی خود را از امروز شروع کنید.سوالات متداولاز چه زمانی باید مشاوره قبل از ازدواج را شروع کرد؟زوج‌های امروزی حتی قبل از اینکه تصمیم به نامزدی بگیرند یا مراحل نامزدی را طی کنند یا به زوج نامزد تبدیل شوند، به دنبال مشاوره و شروع فرآیند مشاوره زوجین هستند. شرکت در فرآیند مشاوره قبل از نامزدی به زوج‌هایی که قصد دارند قدم بعدی را برای یادگیری مهارت‌های رابطه سالم‌تر و شروع آماده‌سازی ازدواج بردارند، کمک می‌دهد. مشاوره قبل از ازدواج می تواند به آماده سازی، غنی سازی و اطمینان دادن به پایه قوی زوج ها قبل از ازدواج کمک کند.قبل از نامزدی به چه معناست؟پیش از نامزدی در ایران به معنای قبل از عقد است، یعنی زمانی که زمان برای هر تصمیمی وجود دارد.چگونه برای مشاوره قبل از ازدواج آماده شوم؟برای آماده شدن برای مشاوره قبل از ازدواج، زمانی که به دنبال مشاوره هستید و به دنبال یافتن مشاور مناسب با رابطه خود هستید، فهرستی از سوالات مربوط به رابطه خود را که می‌خواستید با شریک زندگی خود صحبت کنید، بنویسید. زیرا اینها نیز می‌توانند بخشی از کلیت مشاوره باشند. درمانگران رابطه به عنوان یک شخص ثالث و میانجی بی طرف عمل می کنند تا به زوج ها کمک کنند تا مسائل خود را حل کنند. با نگرش مثبت و دید باز برای شرکت در جلسه مشاوره ازدواج خود آماده شوید.در مشاوره قبل از ازدواج چه سوالاتی پرسیده می شود؟پس از یافتن مشاور، هنگامی که زوج‌ها مشاوره پیش از ازدواج دریافت می‌کنند، معمولاً مشاور یا درمانگر ازدواج و خانواده شما سؤالاتی درباره دوران کودکی، والدین، خانواده، فرزندان، شغل و سایر سؤالات شخصی از شما می‌پرسد. شما با صحبت کردن با کسی در مورد صمیمی ترین بخش های زندگی خود در مشاوره قبل از ازدواج ممکن است در ابتدا احساس ناراحتی کنید، ولی این مرحله است که باید طی شود.از چه زمانی باید مشاوره قبل از ازدواج را شروع کرد؟زوج های نامزد یا زوج هایی که قصد نامزدی دارند می توانند هر زمان که بخواهند مشاوره قبل از ازدواج یا مشاوره قبل از نامزدی را شروع کنند. برای دریافت مشاوره قبل از ازدواج، لازم نیست در رابطه خود دچار مشکل باشید یا در روابط خود با چالش هایی روبرو شوید. بسیاری از مردم در مشاوره قبل از ازدواج شرکت می کنند تا اصول اولیه روابط مانند نحوه برقراری ارتباط موثر، نحوه مبارزه عادلانه و مدیریت امور مالی مشترک را بیاموزند.یک زوج درمانگر یا درمانگر ازدواج و خانواده می تواند شما و همسرتان را برای آماده سازی، غنی سازی و حمایت از ازدواجتان راهنمایی کند – حتی قبل از اینکه ازدواج کنید. زوج هایی که مشاوره قبل از ازدواج دریافت می کنند به احتمال زیاد راه های سالم و سازنده ای برای رسیدگی به مسائل مربوط به رابطه پیدا می کنند. این به این دلیل است که جلسات مشاوره قبل از ازدواج، هر دو طرف را با ابزارهایی که برای عبور از چالش‌های رابطه اجتناب ناپذیری که در همه روابط سالم به وجود می‌آیند نیاز دارند، مجهز می‌کنند.مشاوره قبل از ازدواج آنلاین چگونه است؟جلسات مشاوره قبل از ازدواج آنلاین برای آماده سازی، غنی سازی و حمایت شما مانند جلسات مشاوره فردی طراحی شده است. وقتی مشاوره آنلاین قبل از ازدواج را دریافت می کنید، از طریق وویس، یا بصورت تصویری، چت یا تلفن، عملاً با یک درمانگر مانند یک درمانگر ازدواج و خانواده در ارتباط هستید. هنگامی که شما و درمانگرتان به هم متصل شدید و همدیگر را ببینید و بشنوید، جلسه شروع می شود.چند درصد از زوج ها مشاوره قبل از ازدواج انجام می دهند؟تحقیقات در مورد مشاوره قبل از ازدواج نشان می دهد که زوج هایی که این شکل پیشرفته از زوج درمانی را دریافت می کنند، سی درصد بیشتر احتمال دارد که رضایت خود را از ازدواج و روابط صمیمی خود گزارش کنند. این بدان معناست که بسیاری از افراد دریافت مشاوره قبل از ازدواج را برای ازدواجشان مفید می دانند زیرا به آماده سازی، غنی سازی و تقویت رابطه قبل از ازدواج آنها کمک می کند.منبع</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Feb 2022 15:51:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بلوغ عاطفی و تعاریف آن</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%A8%D9%84%D9%88%D8%BA-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%A2%D9%86-c359eroji6l4</link>
                <description>بلوغ جنبه ­های مختلف دارد و یکی از جنبه­‌های آن بلوغ عاطفی است. پژوهش­ها نشان می­دهد اگر چه بعضی از افراد از نظر جسمی بالغ می­شوند، اما از نظر عاطفی به بلوغ نمی­رسند. عواطف یکی از جنبه­‌های زیستی روانی بلوغ است و نقش مهمی در زندگی و بقای انسان دارد. عواطف و هیجانات فعالیت­های انسان را به سوی هدف متوجه می‌­سازد و انسان را وادار به کارهایی می­کند که برای او مفید است و او را از انجام کارهایی که برایش مضر است آگاه می­‌سازد. برجسته‌­ترین علامت بلوغ عاطفی توانایی تحمل تنش است.افراد بالغ از نظر عاطفی به برخی از محرکاتی که بر کودکان و نوجوانان اثر می­گذارد و آن­ها را بی­حوصله یا دستخوش احساسات می‌­­کند، بی­تفاوت هستند و از نظر عاطفی پیوسته ظرفیت شادی و تفریح دارند و از کار و تفریح با هم لذت می­برند. بلوغ عاطفی ناشی از تحقق این درک است که هیچ چیز یا هیچ کس دیگری نتواند فرد را بیازارد یا عصبانی و تحریک کند مگر آن که فرد این اجازه را به آن چیز یا آن فرد بدهد.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟بلوغ عاطفی نشان دهنده چگونگی تنظیم کردن هیجانات، صمیمیت، همدلی، ثبات روانی و استقلال است. فردی که بتواند هیجاناتش را به درستی و با راهبردهای معین تنظیم کند، به استقلال عاطفی رسیده باشد، در خلق و هیجانات خود ثبات روانی داشته باشد و در صمیمیت و همدلی به درستی عمل کند، از نظر عاطفی بالغ است. برخی از نشانه­های بلوغ عاطفی مانند تنظیم هیجانات، ثبات روانی و استقلال در زندگی فردی و صمیمیت و همدلی در زندگی بین فردی تأثیر خود را نشان می­دهد. فردی که در ابعاد فردی و بین فردی درست عمل می­کند، از زندگی خود در این حیطه راضی است. همچنینانسانیکهبهبلوغعاطفیدستیافتهباشد،قادربهدرکخودومسائلدینیواجتماعیاستومی­توانددربهتأخیرانداختننیازهایخودمقاومتکند.انسانیکهبهبلوغعاطفیرسیدهباشد،فلسفهزندگیمعینیداردکهبراساسانمی­تواندازبحران­هایدائمیزندگیجلوگیریکند.چنینفردیبهپیشرفت­هایفعلیخودمتکیاستوبهگذشتهخود،هرچندهمباشکوهبودهباشد،اتکایینداردوبهکارهاییازقبیلامورجنسی،عشق،ازدواج،تربیتکودکباروشنفکریمی­نگرد.چنینشخصیقدرتکنترلاحساساتوعواطفخودرادارد.بنابراینبلوغعاطفیمی­تواندپیشبینیکنندهرضایتاززندگیباشد. ﺑﺮﺧﯽ اﻓﺮاد اﮔﺮ ﭼﻪ از ﻧﻈﺮ ﺟﺴﻤﯽ ﺑﺎﻟﻎ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، وﻟﯽ از ﻧﻈﺮ ﻋﺎﻃﻔﯽ ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺑﻠﻮغ ﻧﻤﯽ رﺳﻨﺪ. اﻓﺮاد ﺑﺎﻟﻎ ﻫﺮﮔﺰ از واﻗﻌﯿﺖ ﻫﺎ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﯾﺰﻧﺪ، از ﻣﺴﺎﺋﻞ و ﻣﻮﺿﻮﻋﺎت ﺟﺰﺋﯽ ﺑﻪ ﺧﺸﻢ ﻧﻤﯽ آﯾﻨـﺪ و ﺗـﺮس و ﺧﺸـﻢ دوران ﮐـﻮدﮐﯽ در آﻧﻬـﺎ وﺟﻮد ﻧﺪارد، ﻋﻠﻞ ﺗﺮس و ﺧﺸﻢ در ﺳﻨﯿﻦ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻣﺘﻔﺎوت اﺳﺖ. در اواﯾﻞ ﮐﻮدﮐﯽ ﺧﺸﻢ ﮐﻮدک ﻧﺎﺷﯽ از ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺟﺰﺋﯽ و روزﻣﺮه اﺳﺖ. ﻣﺴﺎﺋﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻋﻠﺖ ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺘﻬﺎی ﻧﻮﺟﻮاﻧﺎن ﻣﯽ ﺑﺎﺷـﺪ. ﺑﻠـﻮغ ﻋـﺎﻃﻔﯽ ﺟﺮﯾـﺎﻧﯽ اﺳـﺖ ﮐـﻪ ﻃـﯽ آن ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻓﺮد ﻣﺪاوﻣﺎً ﺑﺮای اﺣﺮاز ﺑﯿﺶ از ﭘﯿﺶ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﺎﻃﻔﯽ،از ﻟﺤﺎظ رواﻧﯽ و ﻓﺮدی ﻣـﯽ ﮐﻮﺷـﺪ.ﺑﻠـﻮغ ﻋـﺎﻃﻔﯽ  ﻗﺎﺑﻠﯿــﺖ ﻣﻘﺎوﻣــﺖ در ﺑﺮاﺑــﺮ ﺗــﺄﺧﯿﺮ در ارﺿــﺎء ﻧﯿﺎزﻫــﺎ را دارد. ﺑﺮﺧﯽ از ﺧﺼﻮﺻﯿﺎت اﺷﺨﺎﺻﯽ ﮐﻪ ﺑﻠـﻮغ ﻋـﺎﻃﻔﯽ دارﻧـﺪ ﭼﻨـﯿﻦ اﺳـت: او ﻗـﺎدر ﺑـﻪ ﭘﺎﺳـﺨﮕﻮﯾﯽ ﺗـﺪرﯾﺠﯽ ﯾـﺎ درﺟﻪ ای از ﭘﺎﺳﺦ ﻫﺎی ﻋﺎﻃﻔﯽ اﺳﺖ.  او ﺑـﻪ ﻃﺮﯾـﻖ ﻫﻤـﻪ ﯾـﺎ ﻫـﯿﭻ ﭘﺎﺳـﺦ ﻧﻤـﯽ دﻫـﺪ ﺑﻠﮑـﻪ ﺣـﺪ ﺧـﻮد را ﻧﮕـﺎه ﻣـﯽدارد.ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ ﭘﺎﺳﺦ ﻫـﺎی ﺧـﻮد را ﺑـﻪ ﺗـﺄﺧﯿﺮ اﻧـﺪازد. آﻧﭽﻨﺎﮐـﻪ ﺗﮑﺎنش وری ﺧﺮدﺳـﺎﻟﯽ را ﺑـﻪ ﺗـﺄﺧﯿﺮ ﻣـﯽانداخت،  کنترل ترحم نسبت به خود، او به جای نشان دادن ترحم به خود نا آرام، می­کوشد آن را برای خود احساس کند(احدی و جمهری،۱۳۸۵).بلوغ عاطفی حاصل رشد طبیعی عاطفی است و افراد تحت تأثیر ان قادر به کنترل عواطف خویش بوده و می­توانند رنج ارضائ نیازهای خود را به تأخیر اندازند. فرد رشد یافته عاطفی دارای ظرفیت مقاومت در برابر تاخیر نیازها، همچنین در برابر سرخوردگی قادر به تحمل است و توان برنامه ریزی بلند مدت و یا تجدید نظر درباره انتظارات و خواسته­های خود را  دارد. او توانایی کنترل نوسانات شدید را داشته و می­داند که چگونه احساسات خود را مهار کند.مطابق با نظر یاشویرسینگ و بهارگاوا(۱۹۹۰) رشد نیافتن طبیعی در بلوغ عاطفی با مسائلی چون بی ثباتی عاطفی، ناسازگاری اجتماعی، فقدان استقلال و حتی بازگشت­های عاطفی و رفتارهای ضد اخلاقی همراه است. در حالی که در اثر بلوغ عاطفی علاوه بر ثبات و تعادل روانی، قابلیت فرد در تشخیص اولویت­های عاطفی رشد یافته و با استقلال رأی به مدیریت و تنظیم عواطف خود قادر می­شود. به واسطه رشد این قابلیت­هافرد دارای بلوغ عاطفی قادر می­گردد در برابر القا دیگران مقاومت کرده و به جای پذیرش نگرش­ها و الگوهای دیگران، به درک بهتر نگرش و رفتار آن­ها می­پردازد.همچنین بخوانید: روانشناسی، راهی برای بهبود زندگیچنین فردی به اندازه­ای از پختگی عاطفی می­رسد که می­تواند راه حل­های پیچیده­تری را برای مشکلات روزمره خود بیابد و از احساس خود به صورت رشد یافته برای حل مشکلات استفاده کند. در این صورت مطابق با نظر کول(به نقل از سینگ و بهارگاوا،۱۹۷۴) این افراد در ارتباط مؤثر توانمند بوده، قادر به مدیریت منابع عاطفی خود هستند و توان مقابله­ای بالایی دارند.در واقع کسی که به لحاظ عاطفی بالغ است الزاماً همه موجبات اضطراب و خصومت را حل نکرده، پیوسته کوشیده عواطف خود را در مسیر روشن­تری بازبینی کند، توقعات خویش را بر مبنای اقتضای موقعیت به تعویق انداخته و جهت نیل به سازگاری بیشتر برای تدارک راهبرد مقابله­ای کارآمدتری کوشیده است. پس او توان تحمل میزان معقول ناکامی را دارد، می­تواند در آن تجدید نظرکنند و قادر است از تجربه­های عاطفی خود در پاسخ به یک موقعیت استرس­زا استفاده کند.چنین فردی از آنجا که خود را به مجموعه­ای از مهارت­ها و توانمندی­های مقابله­ای مجهز کرده، در رویارویی با مشکلات موفق­تر است، چرا که علاوه بر قابلیت بالا در مهار عواطف خود، به دلیل استفاده از پاسخ­های مقابله­ای مؤثر، در غلبه بر مشکلات موجود در روابط بین فردی و تعارضات فردی کفایت بیشتری داشته و می­تواند موفق­تر عمل کند. بلوغعاطفیبهمعنایتواناییخودکنترلیدرکمی­شودکهمحصولتفکرویادگیریاست.درواقع،یکشخصبابلوغعاطفیفردیاستکهزندگیعاطفیویبهخوبیتحتکنترلاست.برجسته­ترینعلامتبلوغعاطفیتواناییتحملتنشودرکنارآن،بی‌­تفاوتیبهبرخیازمحرک‌­هاییاستکهبرفرداثرمی‌­گذاردواورادستخوشاحساساتمی­‌نماید. همچنین افراد برخوردار از بلوغ عاطفی، توانایی ایجاد نگرش ذهنی مثبت در خود دارند. این افراد قبل از عمل فکر می­کنند و بر رفتار خود کنترل دارند. به خود متکی هستند و مسؤل زندگی و اعمال خود می­باشند. با دیگران در ارتباط بوده، آن­ها را درک کرده و همکاری مفید و مؤثری با آن­ها دارند. علاوه بر این بلوغ عاطفی پیش بینی کننده مؤثر سطح موفقیت افراد در زندگی است.تحقیقات نشان می­دهد نوجوانانی که بلوغ عاطفی کمتری دارند از توانایی کمتری نیز برای سازگاری عاطفی و اجتماعی با محیط برخوردارند و با مشکلات تحصیلی بیشتری مواجه می­شوند(شارما،۲۰۱۲). نتایج به دست آمده توسط مانوهاران و داس(۲۰۰۷) در پژوهشی تحت عنوان خطوط سیر رفتار ضداجتماعی و بلوغ روانی از نوجوانی تا آغاز بزرگسالی(جوانی) حاکی است که بلوغ روانی جوانانی که در رفتارهای ضداجتماعی پافشاری دارند، کمتر است. به بیان دیگر کمبود عناصر بلوغ روانی، خصوصاً در کنترل بر انگیزی، جلوگیری از پرخاشگری و جهت گیری بر آینده وجود دارد.در مورد رابطه بین بلوغ عاطفی و سازگاری اجتماعی نتایج تحقیقات نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین این دو متغیر وجود دارد. چنانچه نوجوانانی که سازگاری اجنماعی مطلوبی دارند، از بلوغ عاطفی بالایی هم برخوردارند. زیرا افراد با بلوغ عاطفی بالا بر هیجانات خود تسلط داشته و توان کنترل بر شرایط خود را دارند و می­‌توانند نگرش مثبتی در خود ایجاد کنند. این یافته­ها با نتایج ماتوهاران و داس(۲۰۰۷) و امیر خان و آیونگ(۲۰۰۷) نیز همسو است که بیان می­کردندبلوغ روانی در کنترل انگیزش و جلوگیری از پرخاشگری مؤثر است.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sat, 12 Feb 2022 12:29:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عوامل طلاق چیست؛ ۱۵ عاملی که زندگی مشترک را تهدید می‌کند</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B7%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DB%B1%DB%B5-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-glhvz0npatnv</link>
                <description>در گذشته‌های نه چندان دور زندگی مشترک افراد دوام طولانی‌تری داشت و طلاق به‌ندرت اتفاق می‌افتاد. اما امروزه در عصر بی‌ثباتی اقتصادی، افزایش ابتلا به بیماری‌های روانی، فشار وارده از سوی رسانه‌های اجتماعی و … طلاق دیگر امری غیرعادی تلقی نمی‌شود و به‌ویژه در خانواده‌هایی که زن و شوهر مدام با نگرانی‌های مالی قابل توجه و عدم سازگاری با یک‌دیگر مواجه‌اند، این امر تقریبا اجتناب‌ناپذیر است. حتی همسرانی که بسیار متعهد و به اصول اخلاقی پایبند هستند نیز ممکن است به دلایل مختلف ناگزیر از طلاق شوند.شاید برای بسیاری از ما این سؤال ایجاد شود که چه عواملی سبب شکست زندگی مشترک می‌شود. در این مطلب به ۱۶ مورد از عواملی که آمار طلاق را افزایش می‌دهند اشاره خواهیم کرد. شاید برخی افراد یک یا چند مورد از این عوامل را در زندگی خود داشته باشند، اما به دلایلی به زندگی‌شان آسیبی وارد نشده باشد. با این حال بهتر است عوامل طلاق را بشناسید و آگاهانه زندگی کنید.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟۱. ازدواج زودهنگامافرادی که در اوایل جوانی ازدواج می‌کنند، بیش از دیگران در معرض طلاق قرار می‌گیرند. درست است که ازدواج با همکلاسی دوران مدرسه ممکن است رؤیایی به نظر برسد، اما واقعیت این است که معمولا ازدواج در سنین بیست و چند سالگی به بالا، از پایداری و دوام بیشتری برخوردار است. با توجه به مطالعات انجام‌شده، افرادی که ازدواج را تا ۲۵ سالگی به تأخیر می‌اندازند، تا ۲۴ درصد کمتر با خطر طلاق روبه‌رو هستند.۲. ازدواج‌های قبلیبر اساس مطالعات انجام‌شده خطر طلاق با هربار ازدواج تا حدی افزایش می‌یابد. بنابراین ازدواج‌های دوم و سوم بیشتر در معرض طلاق هستند. بسیاری از افراد بلافاصله پس از طلاق، بدون اینکه به‌طور کامل از ازدواج اول و شکست ناشی از آن بهبود یافته باشند وارد رابطه‌ی دیگری می‌شوند. برای برخی دیگر حفظ ازدواج دوم به دلیل فقدان یک خانواده‌ی منسجم دشوارتر است.۳. فقدان باورهای مذهبیبه نظر می‌رسد ایمان نقش مهمی در پیش‌گیری از طلاق ایفا می‌کند. مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده است که نشان می‌دهد آمار طلاق در میان زن و شوهرهایی که هر دو افرادی مذهبی و دیندار هستند به مراتب کمتر از افراد غیر مذهبی است. علاوه بر این، همسرانی که اشتراکات دینی یکسانی دارند نسبت به زوج‌هایی که عقاید مذهبی متفاوت دارند، بیشتر در کنار هم می‌مانند.بر اساس مطالعات، فقر یکی از شاخص‌هایی است که بیشتر از هر دلیل دیگری خطر طلاق را افزایش می‌دهد. زوج‌هایی که در زندگی بدهی‌های سنگین بالا می‌آورند ازدواج‌شان به شکست نزدیک‌تر می‌شود. به‌طورکلی بین مادیات و شادی رابطه‌ی مستقیم وجود دارد. زن و شوهرهایی که مدام روی این موضوع تمرکز دارند که چه چیز بخرند و برای خرید چه چیزهایی باید صبر کنند، نسبت به کسانی که مشکلات مالی چندانی ندارند کمتر احساس شادی می‌کنند. متأسفانه برای افرادی که با فشار مالی قابل توجهی روبه‌رو هستند (مانند خانواده‌هایی که درآمد کم و بدهی‌های زیاد دارند) امکانات کافی برای مشاوره و منابعی که از طریق آنها بتوانند زندگی مشترک‌شان را نجات بدهند، وجود ندارد. بر اساس تحقیقات احتمال طلاق در همسرانی که هفته‌ای یک‌بار بر سر مشکلات مالی با هم دعوا می‌کنند ۳۰ درصد بیشتر از سایر زوج‌هاست.۵. داشتن فرزندان زیاد (به‌ویژه فرزندان چندقلو)فرزندان زیباترین موهبت زندگی هستند، اما خانواده‌هایی که با داشتن فرزندان دو یا چندقلو باز هم به فکر بچه‌دار شدن هستند باید بدانند که زندگی مشترک‌شان با مشکل روبه‌رو خواهد شد. چندقلوها به زمان، انرژی و پول بیشتری نیاز دارند. بسیاری از این خانواده‌ها در آینده از نظر مالی دچار مشکل می‌شوند و این موضوع احتمال طلاق را به‌راحتی افزایش می‌دهد.۶. سطح تحصیلاتدرست است که تحصیلات برای پایداری و دوام زندگی مشترک به‌تنهایی کافی نیست، اما بر اساس تحقیقات انجام‌شده آمار طلاق در خانواده‌هایی که از لحاظ تحصیلات و آموزش در سطح بالاتری هستند، کمتر است. زوج‌هایی که بر اساس تحصیلات خود درآمد بیشتری کسب می‌کنند و استانداردهای بالاتری را در زندگی خود ایجاد می‌کنند، از ازدواج خود بیشتر لذت می‌برند. همچنین این مطالعه نشان داد زنان تحصیل‌کرده معمولا تمایل دارند شوهران خود را از میان افرادی انتخاب کنند که از نظر تحصیلات هم‌سطح یا بالاتر از‌ آنها باشند.رکت در مشاوره‌های قبل از ازدواج می‌تواند به‌طور قابل توجهی در کاهش آمار طلاق مؤثر باشد. مشاوره‌ی قبل از ازدواج مهارت‌های حل مشکلات و اختلافات را به همسران می‌آموزد و برای حل مسائلی که بعدها در زندگی زناشویی ممکن است به اختلافات تمام‌عیار تبدیل شود، ضروری است. اما متأسفانه بسیاری از زوج‌ها در جلسات مشاوره شرکت نمی‌کنند و این موضوع در افزایش آمار طلاق بی‌تأثیر نیست.۸. طلاق والدینعمولا کودکان طلاق نسبت به کودکان عادی در ازدواج‌شان با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. اگر یکی از طرفین ازدواج در خانواده‌ی طلاق رشد کرده باشد، احتمال اینکه زندگی مشترک خودش به جدایی منجر شود تا ۵۰ درصد افزایش می‌یابد. بر اساس پژوهش‌های انجام‌شده احتمال طلاق در خانواده‌هایی که زن و شوهر هردو از کودکان طلاق بوده‌اند، بسیار زیاد است.۹. تفاوت سنی زیاداز دیرباز یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های مربوط به ازدواج این بوده است که آیا ازدواج دو نفر از دو نسل متفاوت عاقلانه است؟ پاسخ منفی است. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد که بهترین تفاوت سنی در ازدواج این است که شوهر ۲ تا ۱۰ سال از همسرش بزرگ‌تر باشد. آمار طلاق در این حالت به مراتب کمتر از حالتی است که اختلاف سنی بیشتر از ۱۰ سال یا زن بزرگ‌تر از شوهر است.برآوردهایی که در مورد خیانت در ازدواج وجود دارد، در مطالعات مختلف متفاوت است و متأسفانه نمی‌توان در مورد آمار دقیق آن نظر داد. با این حال با یک جمع‌بندی کلی می‌توان به این نتیجه رسید که این آمار نگران‌کننده است. البته به‌طورکلی میزان خیانت در بین زوج‌های متأهل کمتر از رابطه‌های طولانی‌مدت یا زندگی‌های مشترک بدون ازدواج است. البته خیانت به سن‌وسال و میزان آموزش طرفین نیز بستگی دارد. بر اساس مطالعات به‌طورکلی زوج‌های مسن‌تر و آموزش‌دیده‌تر بیشتر به تعهدات خود پایبندند.در اغلب موارد خیانت به‌تنهایی سبب طلاق نمی‌شود، چراکه همسران خائن معمولا قادر به متقاعد کردن یک‌دیگر هستند و مدتی این مسئله را به تأخیر می‌اندازند. خیانت وقتی به طلاق منجر می‌شود که اعتماد کاملا از بین رفته باشد. در این هنگام رابطه‌ی میان طرفین خدشه‌دار می‌شود. علاوه بر آن کسی که مورد خیانت قرار گرفته ممکن است به دلیل احساس طردشدگی یا رها شدن از سوی شریک زندگی‌اش به رفتارهای خشونت‌آمیز متوسل شود که این نیز به نوبه‌ی خود سبب بدتر شدن رابطه خواهد شد.۱۱. ناسازگاری جنسیناسازگاری جنسی گاهی خود عامل اصلی طلاق است و گاهی به‌صورت غیر مستقیم سبب طلاق می‌شود؛ به این‌صورت که ابتدا به دلیل ناسازگاری جنسی یکی از زوج‌ها خیانت می‌کند و سپس به دلیل این خیانت طلاق اتفاق می‌افتد. بسیاری از افرادی که مرتکب خیانت می‌شوند، همین عامل را دلیل خیانت خود قلمداد می‌کنند.متأسفانه زوج‌هایی که فرکانس رابطه‌ی جنسی‌شان با هم متفاوت است با مشکل روبه‌رو می‌شوند. در این حالت یکی از طرفین احساس می‌کند که تحت فشار قرار دارد در حالی‌که طرف دیگر احساس می‌کند مورد بی‌اعتنایی قرار گرفته است. گاهی نیز به دلیل ازدواج‌های زودهنگام که چندین دهه به طول می‌انجامد طرفین احساس می‌کنند زندگی و رابطه‌شان آن‌قدر تکراری است که حالت کسالت‌باری دارد. بسیاری از طلاق‌هایی که پس از سال‌ها زندگی مشترک اتفاق می‌افتد، احتمالا به همین دلیل است.در اغلب موارد اعتیاد به‌تنهایی برای زندگی مشترک مشکل‌ساز نیست، اما عوارض ویرانگر آن می‌تواند زندگی را از هم بپاشد. به‌عنوان مثال فرد معتاد (خواه الکل خواه مواد مخدر) ممکن است دروغگو باشد یا دزدی کند و بنابراین با قانون مشکل داشته باشد. این رفتارها سبب فشار عاطفی و روانی در همسران این افراد می‌شود. البته گاهی افراد این توانایی را دارند که در کنار همسر معتاد خود زندگی کنند و از نظر عاطفی او را حمایت کنند ولی اغلب افراد به خاطر سلامت روحی خودشان هم که شده طلاق می‌گیرند. تأثیر ویرانگر اعتیاد در مطالعه‌ای که در سال ۲۰۱۴ انجام گرفت به‌خوبی نشان داده شد. بر اساس این مطالعه آمار طلاق در افراد معتاد به الکل ۱۵,۵ درصد بود که آمار قابل توجهی است.۱۳. مشکلات روحی و روانیبر اساس برآوردها، آمار طلاق در خانواده‌هایی که یکی از همسران یا هر دوی آنها دچار افسردگی، اضطراب و مشکلات روحی و روانی دیگر هستند بسیار بالاست. این مشکلات روانی می‌تواند هم به دلیل اعتیاد و هم به دلیل بیماری‌هایی مانند اختلال دوقطبی باشد. تحقیقات کارشناسان نشان داده است ۹۰ درصد ازدواج‌هایی که در آنها یکی از طرفین اختلال دوقطبی دارد به طلاق منجر می‌شود. با اینکه در مورد سایر بیماری‌های روانی این میزان کمتر است، اما باز هم آمار طلاق در آنها به‌طور چشمگیری بالاست. مشاهدات یک مطالعه در هند حاکی از این است که ۴۲ درصد از ازدواج‌هایی که در آنها یکی از همسران دچار شیزوفرنی است به طلاق منجر می‌شود.همانند اعتیاد، بیماری‌های روانی نیز به خودی خود سبب طلاق نمی‌شوند، بلکه رفتارهای غیرقابل قبول افرادی که از این اختلالات رنج می‌برند عامل اصلی طلاق است. برای مثال افراد مبتلا به اختلال دوقطبی بیشتر از سایرین مرتکب حملات فیزیکی و اعمال خشونت‌آمیز می‌شوند. به همین ترتیب این افراد و همچنین مبتلایان به افسردگی با احتمال بیشتری به همسر خود خیانت می‌کنند.۱۴. اختلاف نظر در تربیت فرزندانبسیاری از پدر و مادرها بر سر اینکه چه کسی باید تربیت و پرورش کودکان را به عهده بگیرد (ازجمله اینکه به کدام مدرسه باید بروند یا چگونه باید نظم و انضباط را به آنان آموخت) اختلاف نظر پیدا می‌کنند. البته در برخی موارد پدر و مادرها قبل از پیدایش چنین اختلافاتی طلاق می‌گیرند و به‌سادگی از فرزندان و دغدغه‌های تربیت و پرورش آنان چشم‌پوشی می‌کنند. بنابراین بهتر است افراد پیش از ازدواج در مورد انتظارات‌شان در رابطه با تربیت کودکان به‌طور کامل با هم صحبت کنند؛ در غیر این‌صورت به احتمال زیاد زندگی مشترک‌شان به طلاق منجر خواهد شد.۱۵. رسانه‌های اجتماعیفیس‌بوک، توییتر، اینستاگرام و سایر رسانه‌های اجتماعی نقش بسیار مهمی در طلاق ایفا می‌کنند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۵ انجام شد نشان داد که از هر ۷ مورد، یک نفر به دلیل اعتیاد همسرش به رسانه‌های اجتماعی طلاق می‌گیرد. در این مطالعه از هر ۴ نفری که مورد بررسی قرار گرفتند، حداقل یک نفر پاسخ می‌داد که تقریبا هفته‌ای یک‌‌بار جروبحث‌های خانوادگی‌شان به رسانه‌های اجتماعی مربوط می‌شود. اگرچه این دلیل به‌ندرت از عوامل اصلی طلاق به‌شمار می‌رود، با این حال جنگ و دعواهای بی‌پایان بر سر رسانه‌های اجتماعی می‌تواند زمینه را برای طلاق فراهم کند.شانس خود را امتحان کنیداگر در زندگی مشترک‌تان با مشکلاتی روبه‌رو شده‌اید که ممکن است شما را به سوی طلاق سوق بدهد، درصورتی‌که فکر می‌کنید با مذاکره با شریک زندگی‌تان می‌توانید این مسائل را حل کنید، حتما این کار را انجام بدهید. مهم نیست تا چه حد شانس موفقیت دارید، مهم این است که حداکثر تلاش‌تان را بکنید. راهکارهایی وجود دارند که شاید با به‌کارگیری آنها بتوانید پایه‌های ازدواج خود را محکم کنید و زندگی مشترک‌تان را نجات بدهید.با این حال اگر تصمیم قطعی به طلاق گرفته‌اید و رابطه‌تان به جایی رسیده است که جز طلاق راه‌حل دیگری ندارد، حتما به دنبال یک مشاور قابل اعتماد باشید. هدف این است که طلاق در صلح و به دوستانه‌ترین شکل ممکن صورت پذیرد، زیرا در این‌صورت دو طرف با آسیب‌های روحی کمتری مواجه خواهند شد.برگرفته از: lovetoknow.com divorceinpeace.com</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Wed, 09 Feb 2022 16:01:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-vespzi6xmd1s</link>
                <description>پیدا کردن و انتخاب یک روانشناس خوب دغدغه بسیاری از افراد جامعه است. ممکن است برای شما پیش آمده باشد که دغدغه و مشکلاتی نظیر مسائل فردی، خانوادگی، تحصیلی و اختلالات روانی داشته باشید و به دنبال یک روانشناس خوب باشید، اما فرد مناسبی را برای شروع جلسات مشاوره روانشناسی نیابید.پیدا کردن یک روانشناس خوب حتی ممکن است از پیدا کردن یک پزشک ارتوپد و متخصص پوست و مو سخت‌تر باشد! چراکه علی رغم فرهنگ سازی های انجام شده، مردم همچنان تمایل دارند مشکلات روانی و خانوادگی خود را از یکدیگر مخفی کنند و حتی اگر به یک روانشناس خوب مراجعه می کنند، در خصوص او به شما اطلاع رسانی نمی کنند.ممکن است حتی بخواهید بخواهید برای پیدا مردن روانشناس مناسب از اطرافیان و دوستان و خانواده کمک بگیرید و از آن ها پرس و جو کنید اما این کار برای شما بسیار سخت باشد. در ابتدا باید به شما بگوییم که یک مشاور روانشناس خوب باید به‌واقع یک یاری رسان باشدیاری رسانی شامل همه فعالیت هایی است که به منظور کمک کردن به دیگران صورت می‌گیرد،  خواه این فعالیت ها در رابطه رسمی و حرفه ای صورت گیرد خواه در رابطه غیر رسمی. با این توصیف میتوان گفت افراد زیادی در فرایند یاری رسانی مشغول هستند مثل پزشکان، روانپزشکان و از جمله مشاوران و روانشناسان می باشند.ولی آیا همه این متخصصین یاری رسان هستند، یاجزئی تر بگوییم آیا همه روانشناسان و مشاوران این قدرت یاری رسانی را دارند؟ آیا نیاز است که یک سری شاخصه ها را داشته باشند؟شاخصه های روانشناس خوبشاخصه های یک روانشناس خوبرابطه یاورانهاولین گام در کمک به مراجعین برقراری رابطه است و هدف این است که مراجع درک شود و درمانگر بتواند با درک کافی و همدلی لازم به نیاز های مراجعین برسد. در این ارتباط یاورانه مشاور می تواند نقش راهنما، مربی و تسهیل گرِ یادگیری را داشته باشد. اهداف آن ایجاد تغییر در رفتار و سبک زندگی مراجع، تغییر باورها و خودپنداشتها، رشد آگاهی و ادراک و در نهایت رهایی از رنج و ناراحتی است.درصورتی این رابطه می تواند اثر بخش باشد که:۱-مهارت مشاور روانشناس در بیان و انتقال درک خود از احساسها، جهان بینی و رفتار مراجع قوی باشد.۲- مشاور روانشناس در شناسایی و روشن سازی مشکل مراجع توانمند باشد۳-توانایی مشاور روانشناس در به کار گیری راهبردهای مشاوره‌ای مقتضی برای تسهیل خودکاوی، خودشناسی، مسئله گشایی و تصمیم گیری مراجع بالا باشد.توجه مثبت و پذیرشیکی از نگرانی‌های اصلی افراد در ارتباط با دیگران نگرانی از قضاوت و ارزش‌گذاری طرف مقابل است و یا در طول زندگی از بچگی برای ما شرط گذاشتند و قضاوت شدیم. یکی از ویژگی های روان شناسی و مشاور، پذیرش بی قید و شرط مراجع به عنوان انسان با تمام کم و کاستی است. بنابراین زمینه و شرایط بیان اظهارات مراجع فراهم گردد و حس آزادی بیان احساسات را تجربه کند.صداقتمشاوره در جلسات درمان پایبند به اصول اخلاقی می باشد. یعنی مشاور خودش را پشت نقاب مخفی نکند. صراحتاً احساسات، افکار، واکنش‌ها و نگرش‌هایش را به مراجع در خصوص ساختار روانی او ابراز کند. البته این خود افشاگری‌ها کاملا منطبق بر اهداف درمان باشد و در راستای بهبود مراجع باشد نه تخلیه عواطف خودِ درمانگر و رفع نیازهای شخصیِ او.درک همدلانهیکی از وظایف روانشناسان و مشاوران، شناخت احساسات و افکار مراجعین آنطور که تجربه کرده‌اند است. یعنی شناخت دنیای درونی مراجعان و انتقال این ادراک به آنها است. به عبارتی دیگر، با عینک مراجعین دنیارا ببینیم. همدلی دو نوع است:همدلی عاطفی:  درک دنیای عاطفی احساسات، ناراحتی. . . است.همدلی شناختی:  درک مسائل و مشکلات مراجعین است.متخصص بودنروانشناسی نیز از رشد علم عقب نمی‌ماند، همین امر روانشناس را ملزم می کند که با رشد علمی و تغییرات همراه باشند وگرنه به مرور کنار گذاشته می شوند. از سوی دیگر مشکلات امروزه نیز تنوع پیدا کرده و روانشناس لازم است به صورت تخصصی روی افراد کار کند نه اینکه خدمات به همه مراجعین بدهد.همچنین روانشناس، مراجع را با دلایل علمی آگاه کند که تنها فردی نیست که مشکل دارد. یک روانشناس خوب باید در مورد شک و تردید های بیماران، با آنها صحبت کند و بتواند با تشخیص درست و نحوه درمان مناسب بیمار یا مراجع را امیدوار کند.چرا به مرکز مشاوره روانشناسی مراجع کنیم؟با توجه به رشد علم و تکنولوژی و همچنین افزایش روز افزون مشکلات فردی، بین فردی_ارتباطی،  کاری،  زناشویی و فرزند پروری و اختلالات جنسی و اضطراب و افسردگی و نیز ظهور اختلالات جدید در قرن کنونی، یک روان شناس با رشد علمی و تکنولوژی و تنوع زیاد اختلالات، جواب گوی تمام مراجعین با ویژگی‌ها و دردهای متفاوت نیست.پس نیاز است مراجعین در انتخاب خود دقت کنند و به جای مراجعه به مطب یک روانشناس، به یک مرکز مشاوره روانشناسی که تعداد زیادی درمانگر، با تخصص های زیادی در آن مضغول به کار هستند مراجعه کنند. مراکز روانشناسی به صورت تیمی کار می کنند و در بسیاری از زمینه ها یا مشکلات فردی خاصی یا موضوع خاصی جلسه برگزار می کنند که مشکل فرد را حل کنند. ضمناً گروه درمانی برگزار می گردد و از همه مهمتر مراجع حق انتخاب دارد که کدام روانشناس را انتخاب کند.چرا به روانشناس مراجعه نمی‌کنیم؟یکی از دلایل اصلی که مردم به روانشناس مراجعه نمی‌کنند، شرایط فرهنگی کشورمان است که حضور به مشاور و روان شناس را نشان از مشکلات شدید روانی یا به اصطلاح میگویند فرد روانی است (در صورتی که شاید ۱ درصد انسانها دچار مشکلات شدید هستند که آنها هم قابل درمان هستند).یا اینکه می گویند ذات آدم تغییر نمی کند پس رفتن پیش مشاور بی فایده است(یکی از مسائلی که بایستی روشن شود این است که منظور از ذات چیه؟ روانشناسی به دنبال حل مشکلات فعلی و تغییر درون انسان هست و تا الان آنچه که تحقیقات گفته اند جواب داده).یکی دیگر از دلایل این است که ممکن است از روان شناسی دیگر، راهکار گرفته باشند ولی به دلیل اینکه خود مراجع تکالیف را اجرا نکرده یا راهکار اشتباه بود، دیگر به روانشناس مراجعه نمی کنند. پس اینجاست که بایستی به مراکز مشاوره مراجعه کنید که متخصصین زیادی با رویکرد و تخصص خاص دارند.یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل، بحث مالی است که می گویند هزینه مشاوره زیاد است ولی با یک تحلیل ساده میتوان گفت که این هزینه خارج از عرف نیست. مثلا هزینه ای که ای که گاهاً چند هفته برای دندان پزشکی داده می‌شود با میزان هزینه‌ای که فرد بابت مشاوره روانشناسی می‌پردازد مقایسه کنید.دلیل دیگر پزشک محوری بودن است، توجه مراجعین ابتدا بُعد جسمی است و نگران مشکلات جسمی هستند و پیگیر دریافت دارو هستند. در صورتی که با مراجعه به روان شناس و اجرای چند تکنیک، مسائل زندگی حل میشود.یکی دیگراز مشکلات عدم مراجعه؛به روانشناس چه بگویم؟گاها برخی از مراجعین چون زندگی را ناامن یا انتقادی می‌بینند و عزت نفس پایینی دارند و یا دچار اختلالاتی مثل اضطراب و افسردگی هستند به دلیل عدم قدرت ابراز وجود و حس اینکه هیچ کس مرا درک نمی‌کند مراجعه نمی‌کنند.ویژگی های یک روانشناس خوب و اثر بخش در تهرانویژگی شخصی مشاور و روان شناس؛خود آگاهی و خود شناسی، سلامت روان شناختی، درک و همدلی، روشن فکری، بی طرف، توانایی ارتقای مراجعین را داشته باشد.ویژگی‌های مشاور اثر بخش:مشتاق یادگیریاز داشتن تجارب گسترده استقبال کندمی تواند با مفاهیم پیچیده و مبهم برخورد کند و برای آنها ارزش قائل باشدقادرند هیجان دیگران را تشخیص دهند و بپذیرندبه رشد هیجانی خودشان میپردازنددارای مهارت بین شخصی قوی ای هستندبر اتحاد درمانی باور دارندقادرند از مهارتشان در رشد فرد دیگر استفاده کنند.در مرکز مشاوره و روانشناختی سلامت شما شاهد کادر مجرب و علمی و دلسوز مراجعین هستید. اگر قصد شروع جلسات مشاوره روانشناسی در تهران را دارید حتماً با شماره مرکز مشاوره سلامت تماس بگیرید. شما می‌توانید این مطلب را در وبسایت مرکز مشاوره روانشناسی سلامت هم مطالعه کنید تا برای شروع جلسات مشاوره روانشناسی در تهران بهترین روانشناسان را انتخاب کنید. در نظر داشته باشید که مرکز مشاوره سلامت برای افرادی که مشاوره آنلاین و تلفنی را ترجیح میدهند، خدمات مشاوره غیر حضوری ارائه می‌دهد. پس حتی اگر در شهری غیر از تهران هستید نیز می‌توانید از خدمات روانشناختی ما بهره‌مند شوید.تلفن: 02166179231</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sat, 05 Feb 2022 14:51:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش مشاوره روانشناسی در کاهش نزاع بین زوجین</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%86%D8%B2%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86-wszaxgwtpubn</link>
                <description>تصمیم‌گیری برای مراجعه به مشاوره زوجین و اقدام به زوج درمانی می‌تواند یک قدم بسیار بزرگ باشد. این شامل پذیرفتن این مسئله است که ارتباط شما بی‌نقص نیست که اغلب کار سختی است و اقرار داشتن به آن ترسناک. و اگر به خصوص با درمان آشنایی نداشته باشید، می‌تواند مرموز و گیج‌کننده باشد – پیدا کردن مشاور مناسب، سنجیدن جوانب مالی و پیدا کردن زمان مناسب که با برنامه زمانی شما متناسب باشد. اغلب، ایده مراجعه برای زوج‌ درمانی برای یکی از طرفین یا هر دوی آن‌ها ممکن است اولویت نداشته باشد و همچنین از چگونگی ادامه دادن مطمئن نباشند – و اینکه آیا واقعاً می‌توان به آن‌ها کمک کرد یا خیر.همچنین بخوانید: مراحل مشاوره پیش از ازدواجبرای کمک به شناسایی روند، من برخی از مسائل رایج را مشخص کرده‌ام که نشان می‌دهد زوجین می‌توانند به طور بالقوه از مراجعه به مشاوره زوجین بهره‌مند شوند. باید به خاطر داشت که اکثر درمانگر‌ها نسخه‌ای از مشاوره آزاد را پیشنهاد می‌کنند تا تصمیم بگیرید که آیا گزینه‌ای خوب برای شما است یا خیر. از اقدام به زوج درمانی و از پرسیدن سؤال هراس نداشته باشید – هر چه زودتر، بهتر.1. از بین رفتن اعتمادیکی از دلایل شایع مراجعه برای زوج درمانی نیاز به کمک برای حل مسئله از بین رفتن اعتماد است. شاید این مسئله خیانت جنسی باشد؛ شاید مسئله عاطفی باشد؛ شاید مسئله دروغ‌گویی یا فریب در مورد پول باشد. در هر صورت، می‌توان با ایجاد یک جمع دوستانه که در آن هر دو طرف به راحتی آسیب‌پذیری خود را بیان می‌کنند، به ایجاد اعتماد کمک کرد.2. افزایش جر و بحثآیا متوجه شده‌اید که ریتم زندگی روزمره شما در حال تغییر است و بیشتر درگیری ایجاد می‌شود؟ شاید آن‌ها جر و بحث‌های کوچک باشند یا شاید برعکس. در هر حال، این الگوی افزایش است که حائز اهمیت است. شاید این تلنگری باشد که یکی از شماها با مسئله شخصی سختی درگیر هستید. اما همچنین می‌تواند نشانه وجود یک مسیر خطرناک برای جر و بحث مداوم باشد. مهم‌تر از آن، می‌تواند نشانه مسائل مهم ناواضحی باشد که واقعاً با آن‌ها برخورد نمی‌شود.همچنین بخوانید: روانشناسی، راهی برای بهبود زندگی3. ارتباط ضعیفشاید جر و بحث زیاد مشکل نباشد اما به طور مداوم ممکن است احساس کنید شما را درست نمی‌فهمند یا نادیده گرفته می‌شوید. یا شاید ممکن است احساس کنید که حتی ایده خوبی راجع به مسائل عاطفی اخیر شریک زندگی خودتان ندارید؛ همچنین ممکن است با او احساس غریبگی داشته باشید. اغلب اوقات، یکی از ملموس‌ترین نتایج زوج درمانی افزایش در ارتباط و بهبود قابل توجه کیفیت آن است. یک مشاور ماهر می‌تواند ابزارهایی را در اختیار شما قرار دهد که کمک خواهد کرد تا با یکدیگر ارتباط ایجاد کنید، حرف‌های هم را بشنوید و یکدیگر را بهتر درک کنید.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟4. قطعاً مشکلی وجود دارد اما مطمئن نیستید چه چیزی یا چرابرخی اوقات زوج‌ درمانی و مراجعه به مشاوره زوجین نه تنها برای حل مشکلات بلکه همچنین برای شناسایی آن‌ها نیز مفید است. مسئله‌ای در زندگی شما به وجود آمده است اما نمی‌توانید واقعاً آن را توضیح دهید. یا مثل گذشته با همسرتان احساس راحتی نمی‌کنید. یا نسبت به آن‌ها بی‌میل شده‌اید اما مطمئن نیستید چرا. این‌ها اغلب نشانه‌های ابتدایی هستند که تعاملات شما در حال تبدیل شدن به تعاملات ناسالم یا ناکارآمد هستند. این بدان معنا نیست که یک نفر باید سرزنش شود، بلکه خود رابطه را می‌توان تغییر داد و دفتر درمانگر یک مکان بسیار مفید برای شروع این فرآیند محسوب می‌شود.همچنین بخوانید: ۱۶ راز موفقیت زوجین5. چیزی وجود دارد که می‌خواهید همسرتان بداند اما قادر به گفتن آن نیستیدگاهی اوقات زیبایی درمان با خود اتاق شروع می‌شود: اتاق مشاوره زوجین می‌تواند مکانی امن و حمایتی برای شما باشد تا مسائلی را بازگو کنید که در شرایط دیگر نمی‌توانید. یک مشاور حرفه‌ای با حضور گرم خود می‌تواند اغلب به شما برای غلبه بر ترس‌ به‌ اشتراک‌گذاری چیزی با همسرتان کمک کند.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jan 2022 11:27:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ازدواج سفید و بررسی آن در جامعه ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%AC-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-jstzfvdxpvhs</link>
                <description>ازدواج سفید (White Marriage) به معنای هم باشی یا هم خانگی ؛ به پیوندی گفته می شود که به مدت زمان نامعلوم بین زن و مرد برقرار می شود که این پیوند فاقد مشروعیت اجتماعی، عرفی و حقوقی است.ازدواج سفید چیست؟به زندگی مشترک زیر یک سقف، با توافق دو طرفه بین زن و مرد و بدون ثبت رسمی، قانونی و حقوقی ازدواج سفید گفته می شود. در واقع در ازدواج سفید زن و مرد بدون ثبت رسمی و قانونی مسئله ازدواج و بدون گذراندن آداب و رسوم مرسوم در رابطه با ازدواج رسمی، شروع زندگی خود را زیر یک سقف پایه ریزی می‌نمایند. طبعاً در چنین ارتباطی طرفین تعهد قانونی و شرعی نسبت به یکدیگر ندارند و نمی‌توانند مدعی حق و حقوقی نسبت به یکدیگر باشند. در حقیقت؛ ازدواج سفید پدیده‌ای غیر قانونی، غیر رسمی و خلاف آداب و رسوم حاکم بر جامعه می باشد که نهایتاً، منجر به ناهنجاری‌های اخلاقی و اجتماعی می شود.تاریخچه ازدواج سفید در غربازدواج سفید پدیده‌ای است که ریشه در انقلاب جنسی در دهه ۱۹۶۰ در اروپا و آمریکا دارد که طی آن با اسطوره‎زدایی از رابطه جنسی، این مساله هم اکنون به امری عادی و معمولی تبدیل شده است .شروع زندگی مشترک بدون تبعیت از رسوم و قوانین قضایی و تنها با توافق طرفین، یکی از شیوه های مرسوم زندگی در غرب است. این پدیده نخستین بار در ایالات متحده آمریکا و در پی جنبشی پدیدار شد که« جنبش آزادی زن » نام داشت. این جنبش ظاهراً با هدف ایجاد تحول در نظام اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه آمریکا انجام شد و هدف آن برقراری شرایط عادلانه و برابر برای زنان بود.اما آنچه واقعا اتفاق افتاد پدیدهای بود که بعدها « انقلاب جنسی » نام گرفت و نتیجه آن رواج رفتارهای ناهنجار و نامتعارفی بود که به غلط آزادی زنان نام گرفت. با وقوع انقلاب جنسی، الگو‌هایی مانند هم‎خانگی به قداست‎زدایی از مفهوم ازدواج و خانواده منجر شد. امروزه هم‎خانگی بدون ازدواج رسمی به امری رایج در بسیاری از کشور‌های اروپایی و آمریکایی تبدیل شده است؛ بطوری که هم اکنون بیش از دو سوم زوج های آمریکایی پیش از ازدواج رسمی، مدتی را بدون ازدواج با یکدیگر زیر یک سقف می‌گذرانند.ازدواج سفید در فرهنگ ایرانیپدیده ازدواج سفید را باید پدیده ای غیرشرعی و غیرقانونی دانست که افزایش آن در سال های اخیر دامنگیر جامعه ایرانی شده که به نوعی فرار از ازدواج رسمی، شرعی و شانه خالی کردن از بار مسئولیت تشکیل خانواده نیز محسوب می شود. در این پدیده، زن و مرد بدون وجود علقه زوجیت و بدون جاری شدن صیغه عقد دائم یا موقت و همچنین بدون ثبت رسمی ازدواج، شروع به زندگی مشترک و زناشویی کرده که کاملاً غیرشرعی و غیرقانونی است. این پدیده در سال های اخیر، آمار بسیار بالایی را به خود اختصاص داده و به یک چالش جدی اجتماعی و فرهنگی در کشور تبدیل شده است.بدون شک، موضوع ازدواج سفید و گسترش آن می تواند آسیب های بسیار مهلکی به فرد و پیکره جامعه وارد نماید. مشکل، زمانی حاد و بغرنج می شود که این موضوع به شدت با قوانین شرعی و عرفی کشور ما در تضاد است. همچنین این نوع ازدواج یا هم خانگی می تواند تبعات جبران ناپذیری را برای هر دو طرف بوجود آورد.با توجه به ریشه های فرهنگی و مذهبی در ایران، ازدواج به شکل رسمی و سنتی با حضور پررنگ خانواده ها روال رایج و مطلوب رابطه بین زوج های جوان است که از آداب و رسوم خاص فرهنگی هر منطقه تبعیت می کند به همین دلیل هرگونه عدم تجانس با این شیوه پذیرفته شده در جامعه ایرانی مذموم به شمار می آید. با این حال تغییرات اجتماعی و تبعیت از فرهنگ غرب راه را برای ورود شیوه های غیرسنتی به جامعه ما باز کرده است.همچنین بخوانید: روانشناسی، راهی برای بهبود زندگیمهم ترین دلایل گسترش پدیده ازدواج سفید در جامعه ایرانیاگرچه میزان ازدواج سفید در جامعه ایرانی تعداد قابل ملاحظه‌ای در قیاس با جمعیت کشور نمی‌باشد ولی گسترش آن  موضوعی نگران کننده و خطرسازی برای مسئولان و کارشناسان ذیربط تلقی می شود. مهمترین دلایل و علت‌هایی که باعث رشد این پدیده در کشور شده، عبارتند از :بالارفتن سن ازدواج جوانانعدم اعتقاد به مسئله ازدواجبالا رفتن آمار طلاقمشکلات اقتصادیمحک زدن رابطهعدم مسئولیت پذیریعدم پذیرا بودن حدود ، قواعد و مسئولیت ازدواج رسمیمعایب ازدواج سفید در ایرانازدواج سفید برای جامعه ایرانی غیرقابل هضم بوده و می تواند آسیب های زیادی را به همراه داشته باشد، مهم‌ترین معایب و نقص‌های آن  عبارتند از :عدم تعهد و وفاداریخیانت جنسی زوجین به یکدیگرازدواج سفید برای بسیاری از زنان و مردان به منزله خوش گذرانی و تفریح تعریف شده استبروز مشکل در روابط خانوادگیعدم پذیرش و حمایت عاطفی و مالی از طرف خانواده‌هاتوسعه فساد در جامعه در شرایطی که فهم لازم برای ازدواج سفید وجود نداردنقص در ستون‌های خانواده ایرانیهمچنین یکی دیگر از معایب ازدواج سفید؛ فقدان مرزبندی مشخص در رابطه با مسئولیت‌ها، تعهدات، تکالیف و حقوق دوجانبه می‌باشد که در انسجام و استحکام رابطه عاطفی و زناشویی تأثیر مستقیم و غیر مستقیم ایجاد می‌نماید.هدفمند نبودن طرفین برای سرمایه گذاری اقتصادی و رشد مالی از جمله ایراداتی است که اشخاص در ازدواج سفید با آن مواجه می‌باشند.ازدواج سفید از نظر قوانین و عرف کشوریکی از قوانین اصلی در کشور این موضوع  است؛ که برای ازدواج دختر و پسر خواندن خطبه صیغه عقد و همچنین رضایت پدر الزامی می باشد، در غیر این صورت عقدشان صحیح نبوده، رابطه آنها نامشروع و از نظر قانونی جرم محسوب می گردد و به عنوان زنا مجازاتی را نیز به همراه خواهد داشت و حتی فرزند ناشی از این رابطه فاقد مشروعیت قانونی می باشد. به دلیل ثبت نشدن این ازدواج در صورت انکار مرد ادعای زن در مراجع قانونی قابل پذیرش و اثبات نمی باشد، حضانت کودک به مادر سپرده می شود و به کودک نیز هیچگونه ارث پدری تعلق نخواهد گرفت. شروع زندگی مشترک بدون در نظرگرفتن خانواده، رسومات و قوانین قضایی مختص به کشورهای غربی می باشد و نوعی انقلاب جنسی با رفتارهای نامتعارف می باشد.مقایسه ازدواج رسمی با ازدواج سفیدبه طور کلی ازدواج رسمی از لحاظ سلامت جنسی، جسمی و روانی دارای فواید و امتیازهای به مراتب بیشتری در قیاس با ازدواج سفید و غیر رسمی است. افرادی که مبادرت به ازدواج سفید می‌نمایند؛ از سلامت و ضریب اطمینان جنسی و جسمی کمتری برخوردارند و چه بسا به دلیل عدم شناخت کافی از طرف مقابل، دچار مخاطرات و بیماری‌های مقاربتی می شوند.همچنین بسیاری از افرادی که اقدام به انتخاب ازدواج سفید می‌نمایند؛ از کیفیت رابطه جنسی مناسبی بهره نبرده و دچار مشکلات مربوط به رضایت جنسی نیز می‌باشند. البته عدم تحقق این موارد فقط وابسته به ازدواج سفید نیست و عوامل دیگر نیز  در این زمینه مؤثر می‌باشند. با توجه به اینکه در این نوع ازدواج احتمال جدایی و عدم قطعیت پیوند رسمی زیاد است، بنابراین افراد درگیر با پدیده ازدواج سفید از نظر روحی و روانی، دچار آسیب هایی نظیر افسردگی،اضطراب، سطح رضایت پایین عاطفی و… می باشند.آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی ازدواج سفیدازدواج سفید به رغم فراوانی وقوع بسیار معدود آن، بالقوه ظرفیت بالایی برای تولید آثار و پیامدهای منفی و مخرب در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی دارد، اهم آثار و پیامدهای آن عبارتند از :استرس، اضطراب، نا امنی و تشویش دائم طرفین.نقض صریح قواعد و هنجارهای عرفی، شرعی و قانونی ( ارتکاب توأمان جرم و گناه).ترس از پیگیری و مجازات از سوی نهادهای انتظامی و قضائی.احساس حقارت در مقایسه وضعیت و شرایط زیستی خود با سایرین.ناپایداری رابطه و تزلزل آن.ترس از طرد شدن توسط خانواده به دلیل حرمت شکنی.محرومیت از حقوق و امتیازات همسری ( نظیر تخصیص مهریه، استحقاق دریافت نفقه، وام ازدواج، مسافرت در معیت شریک، استفاده از هتل ها و مسافرخانه هاو… )ترس از احتمال خیانت جنسی طرفین به یکدیگر .ترس از بارداری ناخواسته و تبعات قهری آن.ترس از بی هویتی فرزند متولد شده.ترس از ابتلاء به برخی بیماری های مقاربتی مسری نظیر ایدز و هپاتیت.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 15:31:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمیت مشاور خانواده در زندگی امروزی</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-unc0fupxhmwj</link>
                <description>اهمیت مشاور روانشناس خانواده و مشاوره روانشناسی خانواده در زندگی امروزیشاید همگی در دوران مدرسه در کتاب‌های فعالیت اجتماعی‌مان خوانده‌ایم که کوچک‌ترین اجتماع، خانواده است. در واقع چنین می‌توان گفت که اولین اجتماعی که همگی آن را تجربه می‌کنیم خانواده است. به همین دلیل، اهمیت و سلامت روانی خانواده‌ هم بسیار مهم است. تحقیقات زیادی نشان داده است که اکثر افراد خلافکار و ناهنجار جامعه، دقیقا از خانواده‌هایی نشات گرفته‌اند که سلامت روانی بسیار پایینی داشته‌اند.خوشبختانه امروز زوج‌های زیادی به محض مواجه شدن با مشکلات متعدد به مرکز مشاوره روانشناسی مراجعه کرده و از خدمات مشاور روانشناس خانواده بهره‌مند می‌شوند. ما در این مطلب قصد داریم بیشتر راجع به اهمیت مشاور روانشناس خانواده صحبت کنیم. پس برای اطلاعات بیشتر با ما همراه باشید.مشاور خانواده کیست؟مشاور خانواده فردیست که تحصیلات و تجربیات بسیار زیادی در رشته روانشناسی و حوزه روانشناسی خانواد دارد. معمولا افرادی که در رشته‌ی روانشناسی تحصیل کرده و فارغ‌التحصیل می‌شوند، ممکن است شاخه‌های مختلفی را برای ادامه فعالیت خود انتخاب کنند. مانند تخصص در رشته‌ی پزشکی، روانشناسی هم شاخه‌های مختلفی دارد. مشاور خانواده هم یکی از شاخه‌های روانشناسیست که برای حل مشکلات خانواده‌ها روی کار آمده است. چرا که افراد می‌تواند با مراجعه به یک مرکز مشاوره روانشناسی از خدمات مشاوران خانواده بهره‌مند شوند. https://virgool.io/p/unc0fupxhmwj/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A8%D9%87%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9F گاهی اوقات مشکلات زوج‌ها به قدری زیاد می‌شود که کنترل آن از دستشان خارج می‌گردد. در چنین شرایطی یکی از بهترین کارها مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی و شروع جلسات مشاوره روانشناسی است. چرا که مشاور روانشناس خانواده با بررسی کردن دقیق مشکلات و وضعیت زوج‌ها می‌تواند بهترین راهکارها را در اختیارشان قرار بدهد. پس از آن، زوج‌ها می‌توانند با خیال راحت به حالت عادی و نرمال زندگی‌شان بازگشته و مشکلاتشان را حل کنند. البته لازم به ذکر است که برخی مشکلات زوج‌ها ممکن است بسیار حاد بوده و نیاز به زمان طولانی برای حل شدن داشته باشد.مشاور خانواده تا چه حد می‌تواند مفید واقع شود؟اگر خانواده‌ای به دلایل مختلف مشکلات زیادی دارند که سالیان سال ادامه پیدا کرده است، بدین معناست که مشکلاتشان را ریشه‌ای حل نکرده‌اند. منظورمان از چنین مطلبی این است که بگوییم، حل کردن ریشه‌ای مشکلات نیاز به بهره‌مند شدن از توصیه و راهکارهای حرفه‌ای دارد. این کار تنها از عهده‌ی مشاوران خانواده برمی‌آید که در این زمینه تحصیل کرده‌اند و تجربیات کافی دارند. زوج‌هایی که به یک مرکز مشاوره روانشناسی مراجعه‌ کرده‌ و نتایج شگفت‌انگیزی گرفته‌اند، می‌توانند صحت و سقم این موضوع را تایید کنند.باورهای غلط راجع به مشاور خانوادهافراد زیادی هم وجود دارند که فکر می‌کنند مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی کار بیهوده‌ای بوده و باید مشکلات را به روش سنتی و با مداخله‌ی بزرگان و ریش‌سفیدان فامیل حل کرد. این موضوع می‌تواند حتی زندگی زوج‌ها را به خطر انداخته و بنیاد خانواده را از هم بپاشد! چرا که هیچ کسی نمی‌تواند مانند مشاور روانشناس خانواده، که سالیان سال در این زمینه تحصیل کرده‌ و تجربیات بی‌نظیری در حل مشکلات خانواده دارد، مفید واقع شود. گاهی اوقات مشکلات زوج‌ها و برخی خانواده‌ها به قدری پیچیده می‌شود که مداخله‌ی افراد غیرحرفه‌ای نه تنها نمی‌تواند آن‌ها را حل کند، بلکه می‌تواند اوضاع را بدتر هم بکند.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟آیا مراجعه به مشاور خانواده محدودیت سنی برای زوج‌ها دارد؟زوج‌های زیادی هستند که سنشان بالا بوده و مشکلات زیادی دارند. این افراد فکر می‌کنند مراجعه کردن به مرکز مشاوره روانشناسی فقط مختص زوج‌های جوان است. در صورتی که مشاور روانشناس خانواده هیچ محدودیت سنی ندارد و می‌تواند برای هر قشر سنی بسیار مفید باشد. بسیاری از مشکلات ممکن است حتی در اوایل زندگی رخ نداده و در میان سالی زوج‌ها را غافلگیر کند، پس در نتیجه اعتماد کردن به یک فرد حرفه‌ای به عنوان مشاور روانشناس، خالی از لطف نیست و می‌توان بسیار ثمربخش و مفید باشد.تاثیرات مثبت مشاور خانوادههیچ چیز نمی‌تواند بدتر از جروبحث‌های طولانی مدت و اوقات تلخی‌های همیشگی باشد. افرادی که چنین لحظاتی را تجربه کرده‌اند، بدون شک، می‌دانند که این لحظات چقدر سخت و غیرقابل تحمل است. اما زمانی که می‌توان با مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی، طی چند جلسه نتایج بسیار مفیدی گرفت، چرا نباید این کار را انجام داد؟ مشاور روانشناس خانواده آرامش از دست رفته را به خانواده‌ها مجددا هدیه می‌بخشد. او باعث می‌شود تا زوج‌ها بتوانند از دیدگاه تازه‌تری به زندگی‌شان نگاه کرده و بتوانند با استفاده از بهترین روش‌ها مشکلاتشان را حل کنند.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Wed, 12 Jan 2022 14:21:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سوگ و داغدیدگی؛ مراحل و انواع آن و تفاوت آن با افسردگی</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%B3%D9%88%DA%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%BA%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-v7fbdaiavlrn</link>
                <description>سوگواریسوگ چیست؟سوگ به معنای غم، اندوه، مصیبت، ماتم و عزا در برابر وقوع مرگ است و به مؤلفه های روانشناختی عزاداری و سوگواری اشاره دارد. هرگونه فقدانی نوعی مرگ محسوب می­شود؛ چه از بین رفتن یک رابطه در اثر شکستن پیمان و طلاق، چه از دست دادن شغل، فاصله جغرافیایی از خانواده، از دست دادن حیوان خانگی و حتی از دست دادن اشیای گرانبها می­توانند منجر به بروز واکنش داغدیدگی شوند.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟سوگ یک واکنش نرمال و بهنجار است که به آرام شدن و گذار از مصیبت کمک می­کند. به‌طورکلی سوگ به‌عنوان مجموعه‌ای از احساسات، افکار و رفتارهایی تعریف می‌شود که وقتی فرد با فقدان و یا تهدید فقدان (تقریباً هر چیزی) مواجه می‌شود، در درون او ایجاد می‌گردد. سوگ هم شامل پدیده‌های درونی مانند افکار و احساسات و هم پدیده‌های بیرونی یا همان رفتارهای مربوط به سوگواری همچون گریه کردن و سیاه پوشیدن را در بر می‌گیرد.فرد سوگوار گاهی درون‌ریزی کرده و از درون دچار اندوه می‌شود و گاهی نیز برونریزی نموده و با رفتارهایی همچون پرخاشگری به سوگ و داغدیدگی واکنش نشان می دهد.نشانه های سوگنشانه های سوگعلائم سوگ و سوگواری بسته به عوامل فردی اجتماعی، مذهبی و فرهنگی می تواند متفاوت تجربه شود، بطور کلی علائم شاخص سوگ  و داغدیدگی عبارتند از:علائم عاطفی همچون غم، خشم، اضطراب ، احساس گناه، خستگی و پریشانیعلائم جسمانی همچون خالی بودن معده ، احساس فشار در قفسه سینه و تنگی نفسعلائم شناختی  همچون ناباوری، توهم و احساس حضور متوفیعلائم رفتاری همچون اختلال در خواب، بی قراری، حواس پرتی، آه کشیدن، حفظ اشیای متوفیمراحل سوگ و  داغدیدگی:مراحل سوگ در واقع حالات مختلفی است که به دنبال از دست دادن یکی از عزیزان ، طلاق، ورشکستگی، تغییر شغل و … تجربه می شود و این مراحل در قالب پنج موضع عاطفى انکار، خشم، چانه‌زنی، افسردگی و پذیرش خود را نشان می‌دهد.انکار:نخستین مرحله در سوگواری، انکار واقعیت است. شخص در این مرحله نمی‌تواند باور کند که چه اتفاقی افتاده است. این مرحله به‌عنوان یک نوع دفاع شخصی به کار می‌رود و کاملاً طبیعی است. یکی از جدی‌ترین مشکلاتی که در مراحل سوگ ایجاد می‌شود متوقف شدن در مرحله انکار است.خشم :پرسش همیشگی: «چرا باید برای من این اتفاق بیافتد؟»هنگامی‌که شخص سوگوار با واقعیت کنار می‌آید و مرگ متوفی را باور می‌کند، دچار خشم خواهد شد. این خشم می‌تواند نسبت به خود، متوفی، اطرافیان یا حتی خدا و قوانین جهان معطوف باشد. شکایت داشتن از شرایط موجود و تلاش برای پیدا کردن مقصر از بین رفتن یکی از عزیزان، اصلی‌ترین نشانه‌ای است که در این مرحله دیده می‌شود.البته خشم و عصبانیت، واکنشی طبیعی است و در این مرحله از سوگ، موضوعی عادی به شمار می‌رود. صحبت کردن با همکاران، دوستان، اعضای خانواده و یا یک مشاور درباره این خشم بسیار مفید خواهد بود.چانه‌زنی یا معامله :سومین مرحله از مراحل سوگواری، چانه زنی است. این موضوع فعالیتی است که جهت به تعویق انداختن واقعیت مرگ به کار می‌رود. اصلی‌ترین ویژگی این مرحله حسرتی است که فرد بابت شرایط پیش‌آمده تحمل می‌کند و دلیل نام‌گذاری آن به‌عنوان چانه‌زنی یا معامله این است که در این مرحله سوگوار حاضر است برای بازگرداندن شخص ازدست‌رفته هر کاری انجام دهد.التماس به خدا برای تغییر شرایط یا فکر کردن دائم به این موضوع که اگر کار خاصی انجام می‌شد، متوفی اکنون زنده بود. این افکار قدرت بالایی در ایجاد احساس عذاب وجدان و آسیب زدن به سلامت روحی فرد دارند.افسردگی :در مرحله افسردگی، سوگوار شروع به پذیرش واقعیت می‌کند. در این شرایط فرد تقریباً پذیرفته که عزیزی را از دست داده و توانایی بازگرداندن وی یا تغییر شرایط را ندارد. مواجه‌شدن با این ناتوانی فرد را در مرحله افسردگی و تجربه غم قرار می‌دهد. افسردگی یکی از شایع‌ترین مراحلی است که افراد دچار سوگ و داغدیدگی حل‌نشده در آن باقی می‌مانند.همچنین بخوانید: دشمنی نامرئی به نام افسردگی – علائم و درمان افسردگیپذیرش :رسیدن به این مرحله به این معناست که فرد در حال پایان دادن به سوگواری خویش است. در این مقطع فرد شرایط جدید را پذیرفته و تلاش می‌کند تا خود را با آن منطبق کند. پذیرش و قبول واقعیت، آخرین مرحله از مراحل سوگ و کلید رسیدن به سلامت روان است.اختلال سوگ و داغدیدگیانواع سوگ https://virgool.io/p/v7fbdaiavlrn/%DB%B1-%D8%B3%D9%88%DA%AF%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87: این حالت در فرد بیش از ۶ ماه پس از فقدان عزیزش همچنان وجود دارد. علیرغم آگاهی کامل، میل به انکار فقدان وجود دارد و فرد دائماً منتظر بازگشت متوفی است و در عین حال از وقوع چنین شرایطی ناامید است؛ در واقع فرد درگیر افکار دوسوگرایانه است.۲- سوگ افراطی:سوگ تمام جنبه های زندگی فرد را احاطه می کند و تا مدت ها بعد از فقدان، تنها راجع به مرگ صحبت یا فکر کرده و اشیای متوفی (یا آثار مربوط به شیء از دست رفته) را دست نخورده حفظ می کند. بروز غمگینی و افسردگی شدید، اضطراب، واهمه، وحشت زدگی، ترس مرضی حاکی از سوگ افراطی است.۳- سوگ مزمن:در این نوع، واکنش به سوگ بیش از حد معمول طول می کشد و هرگز به نتیجه مطلوب و رضایت بخشی نمی رسد. این واکنش خودبخود پایان نمی یابد و نیاز به مداخلات درمانی دارد .۴- سوگ تأخیری:در این شرایط فرد ممکن است در زمان واقعه و فقدان، واکنشی عاطفی کمتر از حد معمول از خود نشان دهد؛ اما درجه شدید واکنش درآینده خودش را کاملاً نشان خواهد داد.۵- سوگ پوشیده:درسوگ پوشیده افراد نشانه ها و رفتارهایی را تجربه می کنند که مشکلاتی برای آنها ایجاد می کند، اما برایشان مشخص نیست که این واکنش ها با موضوع فقدان ارتباط دارد. اگر فردی احساسات خویش را بروز ندهد و سوگ ابراز نشود؛ ممکن است به شکل دیگری بروز نماید. یکی از عوارض سوگ پوشیده بیماری تقلیدی است یعنی بروز علائم بیماری متوفی در بازمانده. به طور کلی سوگ پوشیده به صورت نشانه های جسمی یا رفتار های غیر عادی و ناسازگاری بروز می نماید.۶- سوگ انتظار:واکنشی است که پیش از مرگ متوفی ( در هنگام بیماری  متوفی) ظاهر می شود و این واکنش قبل از فقدان غیر قابل اجتناب است که معمولاً با وقوع فقدان خاتمه می یابد .تفاوت سوگ و افسردگیتفاوت سوگ و افسردگیسوگ ممکن است گاهی واجد ملاک های افسردگی باشد اما به ندرت در فرد داغدیده، احساساتی نظیر گناه، بی ارزشی، فکر خودکشی، کندی روانی حرکتی و روانپریشی دیده می شود. احساس غمگینی فرد سوگوار بر اثر فکر کردن به متوفی یا برخورد با آثار و خاطرات وی آغاز می شود. در واقع سوگ تجربه ای است که حاوی هیجانات منفی و مثبت می باشد. سیال و متغیر است و شدت هیجان در آن نوسان دارد و گاهی وابسته به محرک های درونی و بیرونی تسلی می یابد. در نهایت نیز انطباق هیجانی شناختی و رفتاری رخ می دهد و فرد می تواند به زندگی رضایت بخش خود بازگردد.اما در افسردگی اساسی فرد خود را ضعیف و دارای عیب و نقص می داند و احساس ناراحتی اغلب خود به خود ایجاد شده و ربطی به متوفی و دیدن آثار وی ندارد. افسردگی در هر زمانی می تواند رخ دهد و از طرفی نیز نافذتر و پایدارتر از سوگ است و عملاً مجموعه علائمی ثابت و ناتوان کننده است که احساسات مثبت در آن کمتر است. در افسردگی از لحاظ بالینی، ناراحتی قابل توجهی در عملکرد فردی تحصیلی و شغلی فرد ایجاد می شود.همچنین احتمال سابقه افسردگی اساسی ممکن است در اعضای خانواده  نیز وجود داشته باشد. همچنین برخلاف داغدیدگی علائمی همچون اشتغال ذهنی مرضی با بی ارزشی، افکار خودکشی، علایم روانپریشی و یا کندی روانی حرکتی ممکن است وجود داشته باشد.اگرچه پیش بینی اینکه فرد سوگوار در نهایت به سمت افسردگی می رود یا خیر دشوار است اما بعضی عوامل خطر وجود دارد که نشان از احتمال ابتلای بالاتر به افسردگی اساسی می دهد. همچون سابقه افسردگی در فرد، شبکه حمایتی اجتماعی ضعیف، وجود واکنش های شدید افسردگی در نخستین مراحل سوگ، وجود مشکلاتی مرتبط با سوء مصرف الکل یا مواد و….پیشگیری از سوگراهکارهایی برای پیشگیری از بروز اختلال سوگ (داغدیدگی)برای هر کسی تجربه سوگ با غم و اندوه همراه است. ناراحتی در مقابل مرگ و ترک عزیزان فرآیند بهنجار و طبیعی است که اگر از حد طبیعی خارج شود، سبب اختلال می‌شود. کودکان و سالمندان از جمله آسیب پذیرترین و مستعد ترین افراد در اعضای خانواده متوفی جهت آسیب های روانشناختی غیر معمول و غیر قابل تحمل هستند که نیاز به حمایت و توجه ویژه دارند. با رعایت نکات زیر می‌توان از میزان اندوه کاست و از ابتلا به اختلال سوگ پایدار و پیچیده و دیگر اختلالات ناشی از فقدان پیشگیری کرد:عزاداری کردن: شرکت در مراسم خاکسپاری و عزاداری علاوه بر تخلیه هیجانی، از تنها ماندن فرد داغدیده‌ جلوگیری نموده و باعث آرامش درونی او می‌شود.صحبت کردن با نزدیکان: سرکوب کردن هیجانات، یکی از مهم‌ترین ریشه‌های مشکلات روانی پس از سوگ است. افرادی که در بیان احساساتشان ناتوان هستند، بیشتر در معرض بیماری روانی پس از سوگ قرار می‌گیرند.فاصله گرفتن از موقعیت‎های تنش‌زا: بی‌توجهی یا دلسوزی نامتناسب و درک نکردن شرایط توسط اطرافیان باعث ایجاد تنش برای فرد سوگوار می‌شود.تجربه موقعیت‌هایی با لذت‌های کوچک:یادآوری و پذیرش اینکه زندگی ادامه دارد و با آزار خود و دریغ کردن شادی‌های زندگی هیچ چیز تغییر نمی‌کند. دیدار دوستان و شرکت در مهمانی‌های خانوادگی، سفر، تغذیه و خواب خوب و رابطه جنسی، همگی می‌تواند به گذار از مرحله افسردگی در سوگ به پذیرش، یاری‌رسان باشند.کنترل افکار و احساسات منفی و کمک گرفتن از مشاور:  در صورتی که حضور همدلانه اطرافیان و حمایت های آنها برای کمک به فرد داغدیده کافی نباشد، برای جلوگیری از تداوم افکار منفی نظیر حس گناه، سرزنش خودو… می توان از کمک های روانشناختی مشاورین و روانشناسان در این زمینه استفاده نمود تا  فرد سوگوار در یک چارچوب زمانی معقول، ضمن رفع ناراحتی و غم ناشی از فقدان ، قادر به سازگاری با محیط و برگشت به زندگی طبیعی و عادی شود.تبعات عدم درمان سوگاگر سوگ که ناشی از فقدان عزیزان است، بصورت حل نشده باقی بماند تسکین و بهبود شرایط فرد داغدیده با تأخیر روبرو خواهد شد و حتی ممکن است که درمان آن هرگز صورت نپذیرد، همچنین ممکن است فرد به مرور دچار اختلالاتی از جمله: توهم، اختلال خواب، هذیان و فراموشی، اختلال اشتها، افسردگی، اضطراب، احساس گناه، کاهش عزت نفس، گوشه گیری اجتماعی و همچنین انواع گوناگون بیماری های جسمی گردد.انجمن روانپزشکان آمریکا به عنوان یک قاعده کلی اظهار می دارد؛ فرد سوگوار در حالت عادی نیازی به مصرف داروهای ضد افسردگی ندارد.گرچه دارو ممکن است برخی علائم سوگ را موقتاً تخفیف دهد ولی از آنجا که فرد را در مقابل درد کرخت(بی حسی) می کند؛ مانع از آن می شود که او با احساسات و افکار خود رو برو شود و فرآیند درمان را به تأخیر می اندازد. وقتی سوگ برای مدتی طولانی به صورت مخرب و ناتوان کننده ادامه یابد.(به خصوص در افرادی که سابقه افسردگی داشته و فاقد حمایت های اجتماعی مطلوب باشند) ممکن است خطر بیماری افسردگی را تشدید کند که در این صورت دریافت کمک های تخصصی ضروری است.از میان تمام روش های مختلفی که جهت درمان سوگ وجود دارد، درمان گروهی برای این عارضه مناسبترین روش است چرا که فرد در گروه راحت تر به تخلیه خشم، هیجانات و سایر احساساتش می پردازد و اعضای گروه در روند بهبود شرایط روحی و انطباق با شرایط کنونی یکدیگر موثرتر خواهند بود.وقتی فرد دچار سوگ حاد یا مزمن باشد؛درمان سوگ زیر نظر روانشناس و با استفاده از رویکردهای زیر انجام می شود.درمان سوگ به روش IPTدرمان سوگ کامپلیکه CGTدرمان با رویکرد طرحواره درمانیدرمان CBT در صورت تروما PTSDمشاوره روانشناسی در تهران برای درمان اختلال سوگاختلال سوگ نیز مانند تمام اختلالات روانی دیگر، با اینکه آزاردهنده است اما قابل درمان و بهتر شدن است. افسردگی و سوگواری، احساساتِ آزاردهنده‌ی غمآلودی هستند که اگرچه شاید در بیشتر موارد در پیدایش آن نقشی نداشتیم، اما می‌توانیم با کمک گرفتن با یک مشاور روانشناس، وضعیت خود را بهبود بخشیم. شما عزیزان می‌توانید برای رزرو وقت مشاوره روانشناسی تهران و مراجعه به مرکز مشاوره روانشناسی سلامت واقع در تهران، گامی مثبت در تغییر وضعیت درونی خود بردارید. جهت رزرو وقت مشاوره روانشناسی چه به صورت حضوری و چه به صورت آنلاین، با شماره زیر تماس بگیرید.۰۲۱۶۶۱۷۹۲۳۱</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Jan 2022 15:41:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%AC%D8%B9%D9%87-%DA%A9%D9%86%D9%85-duuehqznmml4</link>
                <description>بسیاری از افراد احساس می‌کنند در صورت مراجعه به روانشناس برچسب اختلال و مشکلات روانی به آن‌ها زده خواهد شد و در مقابل این موضوع جبهه گیری می‌کنند. اما در واقع انسان در طول عمر خود و در جنبه‌های مختلف زندگی اعم از ازدواج، خانواده، مسائل مربوط به کودکان و تحصیلات فرزندان و... لازم است تا از دیدگاه و نظرات روانشناس بهره بگیرد چراکه گاهی افراد به بن بست در ذهن خود رسیده و قادر به تصمیم گیری نخواهند بود و در این صورت روانشناس به آن‌ها کمک خواهد کرد تا بهترین تصمیم ممکن را بگیرند. همچنین در راستای پیشگیری از بروز مشکلات و کسب اطلاعات کافی در زمینه‌های مختلف می‌توان از کارگاه‌ها، مشاوره حضوری و تلفنی بهره برد. در این راه یکی از عمده‌ترین مشکلات افراد هزینه‌های درمانی است که در ادامه متن به بررسی این موضوع نیز پرداخته خواهد شد.چرا باید به روانشناس مراجعه کنیم؟جواب این سوال آنقدر پیچیده نیست اما اگر بخواهیم به طور خلاصه بگوییم، به دلیل مشکلات ناشی از تربیت‌های نادرست، مشکلات اقتصادی، ناآگاهی از روابط صحیح، نیازهای سرکوب شده و ... روان انسان‌ها تحت فشار شدیدی قرار می‌گیرد. این‌ها همه در صورتی است که وراثت و ژنتیک نادیده گرفته شود. انسان یک بار زندگی می‌کند و قطعا می‌خواهد از این شانس، به بهترین شکل استفاده کند اما آیا با حال بد، با استرس و اختلالات روانی می‌توان به خوبی زندگی کرد؟همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟مراجعه به روانشناس برای بهبود کیفیت زندگیبسیاری از افراد هنگامی که به آن‌ها پیشنهاد می‌شود تا به روانشناس مراجعه کنند در حواب می‌گویند که مگه من دیوونه‌ام که برم پیش روانشناس؟ در واقع کسی که به روانشناس مراجعه می‌کند صرفا دیوانه یا بیمار روانی نیست و این نگاه غلط باید از بین برود. یکی از وظایف روانشناسان، بهبود کیفیت زندگی افراد است. در جوامع پیشرفته، حتی موفق‌ترین و خوشحال‌ترین افراد، برای پیشرفت بیشتر و حداقل برای تثبیت موقعیت خود و مواجهه درست با مشکلات، به روانشناس مراجعه می‌کنند. باید بپذیرید که همه چیز با مشورت و نصیحت دیگران قابل حل نیست و رفتار انسانی پیچیده‌تر از این حرف‌ها است.بیماری روانی، ریشه بیماری جسمانیهمانطور که می‌دانید، علت بسیاری از بیماری‌های جسمانی، مشکلات روحی و روانی است. در بیماری‌های روان تنی (سایکوسوماتیک) به طور مستقیم این ارتباط دیده می‌شود. بنابراین شما با هزینه در درمان روانشناسی، می‌توانید از هزینه‌های هنگفت درمان بیماری‌های جسمانی در آینده پیشگیری کنید. هزینه‌هایی که ممکن است هم از نظر مالی، هم از نظر معنوی، شما، خانواده و تمام ارکان جامعه را درگیر کند.همچنین بخوانید: روانشناسی، راهی برای بهبود زندگیمراجعه به روانشناس | چرا درمان روانشناختی طولانی و زمان بر است؟یکی از دلایل هزینه بر بودن درمان روانشناختی، طولانی بودن جریان آن است. برای ثمر بخشی رواندرمانی، حضور مستمر یک فرد حامی کنار شما ضروری است تا بتواند تمام جنبه‌های زندگیتان را بررسی کرده، به شناخت عمیقی از شما برسد و به مرور زمان برای بهبود وضعیتتان، به شما کمک کند. در ادامه برخی از دلایلی که چرا رواندرمانی باید مستمر و بلند مدت باشد را بیان کرده‌ایم.نشانه های پیچیده بیماری روانیبه دلیل اینکه بیماری‌های جسمانی، نشانه بیرونی دارد، نهایتا با تعدادی عکس یا آزمایش، علت و منطقه آسیب‌زا مشخص می‌شود اما بیماری‌های روانی، نمود بیرونی آشکاری برای تشخیص ندارد و یا آگاهی افراد نسبت به نشانه‌های آن پایین است و نمی‌توانند به مشکل خود پی ببرند. بنابراین نیاز است که روانشناس با تحلیل رفتار و صحبت‌های شما پی به مشکل اصلی ببرد.همچنین بخوانید: عزت نفس چیست؟حساسیت تشخیص روانشناسیبسیاری از افراد بعد از مراجعه به روانشناس اذعان می‌کنند که 2 جلسه رفتم، فقط گوش داد و هیچی نگفت، روانشناس هیچی حالیش نبود و هیچکاری واسم نکرد. در واقع فرایند تشخیصِ درست، زمان بر است. شما فکر کنید که به پزشکی مراجعه کرده‌اید و بیماری شما را اشتباه تشخیص داده است و تجویز غلط می‌کند. پیامد آن چیست؟روان شما ممکن است حساس‌تر از جسمتان باشد و تشخیص اشتباه و عجولانه روانشناس، ممکن است تمام زندگی شما را از بین برده و راه جبرانی نگذارد. بنابراین باید صبور باشید تا روانشناس، با تشخیص و تجویز درست، شما را به مسیر سلامت روان هدایت کند.باید از راه رفته برگردیدمسیر اشتباهی که شاید ده‌ها سال طی شده است، آیا در یک ماه قابل برگشت است؟ ترک یک عادت، باور و نگاه غلط زمان بر است؛ چند سال اشتباه و پیامدهای آن، منطقا با یک و دو جلسه قابل برطرف شدن نیست. می‌توانید این جریان را با یک بیماری جسمانی مزمن مقایسه کنید.مراجعه به روانشناس | عدم توجه به تکلیف هایکی از دلایلی که جریان مشاوره به سرعت پیش نمی‌رود، عدم توجه و اهمیت ندادن افراد به تکالیف و پیشنهادهای روانشناس است. باید بدانید روانشناس جادوگر نیست و برای درمان، نیاز به همراهی شما دارد. همانطور که تنها خریدن داروها برای درمان سرماخوردگی کافی نیست و شما باید داروها را منظم و به مقدار لازم مصرف کنید.سلطه دارو در خانه هامتاسفانه به دلیل عادات غلط به مصرف مداوم، همیشگی و خودسرانه دارو، انتظار می‌رود که برای هر مشکلی دارویی باشد که سریع فرد را نجات دهد. برای مشکلات روانشناختی دارو، مسکن یا مکمل درمانی است، اما برای درمان قطعی لازم است که ریشه‌های بیماری را خشکانده تا هرگز دیگر به دوران تلخ روحی خود برنگردید و زندگی با نشاط و سالم طولانی مدت داشته باشید.همچنین بخوانید: انواع افسردگی را بشناسیدواکنش مردم نسبت به هزینه های درمان روانشناختیمتاسفانه باورهای سنتی و غلط و همچنین شرایط اقتصادی باعث شده که همه چیز در پول خلاصه شود. دو نمونه از این واکنش‌ها را بیان کرده و پاسخ داده ایم.1. بسیاری از افراد بیان می‌کنند که &quot;این پول رو بده به من، خودم خوب میشم&quot; و یا &quot;چه خبره انقدر گرون؟ مشکلمو خودم حل می‌کنم&quot;.پاسخیک بار هزینه‌های ماهیانه مراجعه مستمر به روانشناس را محاسبه کنید (هفته‌ای یک جلسه) و ببینید با همین مقدار پول، قرار است چه کار کنید. اگر کاری مهم‌تر از حال خوب و سلامت روان خود پیدا کردید که می‌توانید با این هزینه انجام دهید، حق با شماست و ما سکوت می‌کنیم. مشکلات روانی، معضلاتی است که ریشه در کودکی و مسائلی دارد که سالیان سال در وجود شما تلنبار شده است و بیرون کشیدن و برطرف کردن این مشکلات، کار هر کس نیست.2. بسیاری دیگر این سوال را مطرح می‌کنند که &quot;من فقط یکیو می‌خوام که گوش کنه و حرف بزنم. چرا باید پول بدم؟&quot; و یا &quot;برای گوش دادن باید پول بدیم؟&quot;.پاسخشاید در نگاه اول، روانشناس کسی است که فقط می‌شنود اما آیا فقط شنیدن مهم است یا گوش دادن؟ گوش دادن درست، مهارت است. اینکه کسی بتواند تمام حرف‌های شما را با دقت گوش دهد، در حرف‌های شما به دنبال تکه‌های گمشده پازل سلامت روان شما باشد، حرف‌هایتان را تحلیل کرده و از آن‌ها به مشکلاتی پی ببرد که شاید خودتان هرگز به آن‌ها توجه نکرده باشید، تمامی این جریان، صرفا با دو گوش قادر به انجام آن نیست.از سوی دیگر، آیا همه کسی را دارید که ساعت‌ها و بدون هیچ توقع و قضاوتی روبه‌روی شما بنشیند، بشنود، سکوت کند، برای حل کردن مشکلاتتان دغدغه‌مند باشد و از روان خود برای کمک به شما هزینه کند؟مراجعه به روانشناس | چرا هزینه های رواندرمانی بالاست؟شاید اصلی ترین دلیل بالا بودن هزینه‌های رواندرمانی، عدم حمایت بیمه‌ها از مراجعین به روانشناس و مشاوران است. وظایف شرکت‌های بیمه این است که بخش زیادی از هزینه‌های درمان شما را پرداخت کنند اما متاسفانه، آن‌ها زیر بار پذیرش این مسئولیت نمی‌روند و هر سال این جریان به تعویق می‌افتد. شاید دلیل مخالفت‌ها گسترده شدن مشکلات روحی و روانی بین مردم و نیاز اکثریت جامعه به روانشناس است و طبیعتا این مسئله چیزی نیست که باب میل شرکت‌های بیمه باشد.مراکز تحت پوشش بیمه رواندرمانیالبته مراکز، ارگان‌ها و بیمارستان‌های تخصصی رواندرمانی و مشاوره وجود دارند که با حمایت از مراجعین، تمام تلاششان را می‌کنند تا کسی به دلیل هزینه‌های درمان، قید سلامت روان خود را نزند و بتواند برای یک زندگی بهتر، به روانشناس مراجعه کرده و نیازهای خود را برطرف کند. خوشبختانه با وجود افرادی دلسوز در راس کار، این مسیر رو به بهبود رفته و انتظار می‌رود در آینده نزدیک، حقوق مراجعان جلسات مشاوره روانشناسی، رعایت شده و همه بتوانند از حق زندگی بهتر بهره‌مند شوند.در چه مواردی باید به روانشناس مراجعه کنیم؟افراد در تمامی مراحل زندگی می‌توانند از کمک و مشاوره روانشناس بهره بگیرند. مادری که در دوران بارداری قرار دارد، فردی که دچار اعتیاد شده است، افرادی که درگیر اختلالات روانی مختلف مانند افسردگی، اضطراب و استرس شده‌اند، خانواده‌هایی که با مسائل و مشکلات مختلفی دسته پنجه نرم می‌کنند، افرادی که قصد ازدواج داشته و در انتخاب همسر مردد هستند؛ همه و همه می‌توانند از روانشناس کمک بگیرند و جالب است که در مرکز مشاوره روانشناسی حامی هنر زندگی با سابقه چندین ساله در ارائه خدمات درمانی در زمینه‌های مختلف روانشناسی اعم از خانواده، ازدواج، اعتیاد، جنسی، کودک، مشاوره شغلی، تحصیلی و ...  این امکان فراهم خواهد بود.این مرکز جزء بهترین و جامع ترین مراکز خدمات روانشناسی است که با گردهم آوری جمعی از متخصصین توانسته خدمات خود را با بالاترین سطح کیفیت ارائه دهد. حامی هنر زندگی با استفاده از ابزارهایی چون تلفن و اینترنت به مراجعان این امکان را داده تا در کمترین زمان ممکن در هر موقع از روز با بهترین متخصصان در زمینه مربوطه ارتباط برقرار کنند.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Jan 2022 15:48:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی زوجین</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D9%88%D8%AC%DB%8C%D9%86-njb7ofpxibig</link>
                <description>روانشناسی زوجین ، در واقع تحلیل شخصیت و رابطه ی دو طرف، به منظور کمک به آن دو برای حل مشکلات مابینشان است. چنانچه زوجی در رابطه عاطفی یا زناشویی دچار معضلاتی شدند که احساس می کنند در بن بست قرار گرفتته اند و نمی توانند خودشان مشکلشان را حل کنند، دیگر وقت آن رسیده است که به یک مشاور برای روانشناسی زوجین مراجعه کنند.اما پیش از آنکه لازم شود برای روانشناسی زوجین اقدام کنید، بهتر است به نکاتی که در ادامه می آیند توجه کنید تا شاید با به کار بستن آنها بتوانید، خودتان مشکلاتتان را بهبود بخشید و رابطه تان را بهتر کنید. مشاور هم در جلسه ی روانشناسی زوجین، مهمترین کاری که می کند، در کنار شنیدن حرف های شما، شامل آموزش دادن برخی از این تکنیک ها به صورت کاربردی و مختص شما خواهد بود. پس بهتر است با بعضی از آنها از قبل آشنا باشید.همچنین بخوانید: به این ۱۰ دلیل نیاز به مشاور خانواده دارید!اگر به شما بگوییم که دستوری جادویی برای بهتر شدن روابط زوجین وجود دارد چه؟ برای آشنایی بیشتر با ترفند های بهبود رابطه ی زناشویی در ادامه با ما همراه باشید.روانشناسی روابط زن و شوهربهترین فعالیت برای داشتن رابطه ای سالم و پایدار به شما و همسرتان بستگی دارد. هیچ “بهترین فعالیتی” وجود ندارد که شما و همسرتان بتوانید با انجام آن یک رابطه ی خارق العاده بسازید و طلاق و جدایی را فراموش کنید، چرا که هر زوجی به فعالیت های خاص خودشان برای بهبود رابطه زناشویی شان نیاز دارند. برای برخی زوج ها این فعالیت ممکن است به اشتراک گذاشتن یک عادت مشترک مشترک با هم باشد، مانند دوچرخه سواری، انجام دادن بازی هایی که هر دو دوست دارید، یا گوش دادن به موزیک هایی که هردو تان می پسندید. برای زوج های دیگر این فعالیت سازنده می تواند گفتگو های طولانی که معمولا در هنگام نگاه کردن به ستاره ها با هم دارند باشد، یا نشستن دور آتش یا دراز کشیدن روی تخت در شب.فارغ از اینکه این فعالیت چیست، تنها چیزی که مهم است این است که این فعالیت:چیزی باشد که هردو با هم انجام می دهیدچیزی باشد که به صورت مرتب انجام می دهیدبرای هر دو طرف سرگرم کننده و لذتبخش باشد( یا حداقل اذیتتان نکند)چیزی باشد که به هردوتان اجازه دهد به شکلی سالم و مولد با هم ارتباط برقرا کنیداین چهار معیار دقیقا نمی توانند به فعالیت های خاصی که زوج ها می توانند برای بهبود رابطه شان از آنها بهره ببرند، اشاره کند. قرار هم نیست این کار را بکند. تعریف یک رابطه ی خوب برای یک زوج ممکن است با زوج دیگری متفاوت باشد و برعکس. هر رابطه ای خاص است و باید به آن چیزی که یا آن ارتباطی که آن را خاص می کند، احترام گذاشت.اگر در تشخیص اینکه چه کار و فعالیتی می تواند برای شما و همسرتان خوب و مفید باشد، تمرینات زیر ممکن است نقطه شروع خوبی برایتان باشد.بازی یخ شکن!بازی قدیمی و جذاب یخ شکن، بازی و فعالیتی است که هدف آن نزدیک کردن افراد به همدیگر است. شاید قبلا هم تجربه ی آن را داشته باشید. در این بازی دو نفر غریبه مجبور می شوند با هم تعامل و همکاری کنند.همچنین بخوانید: روابط فرازناشویی چیست؟اما این بار مجبور نیستید یخ را با یک غریبه بشکنید، به جای آن شانس این را پیدا می کنید که همسرتان را بهتر بشناسید.حتی اگر گمان می کنید همه ی چیزی هایی را که در مورد همسرتان وجود دارد به خوبی می دانید، پرسیدن برخی سوالات ” یخ شکن” هنوز هم می تواند یک یا دو واقعیت در مورد همسرتان، که قبلا آنها را نمی دانستید به شما یاد بدهد.سعی کنید از همسرتان سوالاتی از قبیل زیر بپرسید:یک چیز عجیب و غریب در مورد خودت به من بگو.طعم بستنی مورد علاقه ات چیست؟خیلی رندوم و بی قاعده یکی از خاطرات کودکی ات را برایم تعریف کن.اشکالی ندارد، از دوستان و آشنایانی که تجربه ی چنین فعالیتی را داشته اند سوال کنید تا به سوالات یخ شکن جدیدی پی ببرید.هر وقت احساس کردید نیاز دارید کمی به همسرتان نزدیک تر شوید و اماده اید چیزهای جدیدی از او یاد بگیرید، این تمرین را با او انجام دهید.بازی حقیقتهرچند تماشای سریال بازی تاج و تخت با شریک زندگیتان ممکن است برای هردو لذتبخش باشد، اما متاسفانه، جز چهار معیار فعالیت های بهبود بخش نیست. در عوض بهتر است به جای بازی تاج و تخت، بازی حقیقت را با همسرتان انجام دهید.در این بازی تنها نیاز است که از همسرتان سوال بپرسید و به سوالاتی که او می پرسد صادقانه پاسخ دهید. هدف اصلی این بازی پیشرفت ارتباطتتان با همسرتان است. پس محتوای سوالات می تواند از موضوعات سبک(برنامه تلویزیونی مورد علاقه یا سلبریتی محبوب) گرفته تا موضوعات سنگین( بزرگ ترین ترس یا تمایل، معنی زندگی) را در بر بگیرد.برای مثال می توانید از همسرتان سوالاتی از قبیل زیر را بپرسید:بزرگترین ترست چیست؟اگر الان می توانستی در هر جای این دنیا باشی، کجا می بودی و چرا؟مهم ترین و اثرگذار ترین خاطره ی کودکیت چیست؟چه آهنگی دقیقا آنچه درون توست را بیان می کند؟چه کسی الهام بخش تو در زندگی بوده است؟این بازی ساده می تواند شما و همسرتان را به اشتراک گذاری جزئیات ابتدایی و معنی داری از هم وادارد، که در نهایت باعث می شود ارتباط و ساخت پایه ی رابطه تان بهتر و قوی تر شود.به اشتراک گذاشتن موسیقیشنیدن موسیقی می تواند تجربه ای عمیقا شخصی و پر معنی برای هر فرد باشد، چیزی که به اشتراک گذاشتنش با دیگران کمی دشوار است. در حالی که به اشتراک گذاشتن چیزی به این میزان شخصی با همسرتان می تواند بسیار شما را در معرض موقعیت آسیب پذیری قرار دهید؛ خطری است که می تواند نتایج جدی به همراه داشته باشد. هرچند از آن طرف نیز، مزایای آن می تواند موجب رابطه ای عمیق تر و پراحساستر با همسرتان شود، چیزی که دقیقا ارزش ریسکش را دارد.مدتی وقت بگذارید و به بعضی از آهنگ های مورد علاقه تان گوش دهید. آهنگ هایی را که با زندگی شخصیتان ارتباط عمیقی دارند بیابید، موسیقی هایی که شخصیتتان را نشان می دهند، یا گویای برخی از باور های عمیق شما هستند. این آهنگ ها را با همسرتان به اشتراک بگذارید و در کنارش به او توضیح دهید که این آهنگ ها چگونه به شما مربوط می شوند و چرا آنها را برای به اشتراک گذاری انتخاب کرده ایدمشاوره ازدواجهدف اصلی مشاوره ازدواج تحلیل درستی مبناهای تشخیصی شما از خود پدیده ی ازدواج و فردی است که می خواهید با او ازدواج کنید. مشاوره ازدواج به شما کمک می کند تا با شناخت بهتر خود، تشخیص بهتری از کسی که فرد مناسبی برای همسری شما است داشته باشید.مشاوره طلاقمشاوره طلاق مانند دادگاه یا دفتر وکیل نیست. بلکه وظیفه ی مشاور طلاق مدیریت عادلانه ی بحث بین زوجین و کمک به آنها برای تشخیص و درک بهتر شخصیت و انگیزه های طرف مقابل است. مشاوره طلاق علاوه بر راهنمایی زوجین برای بازنگری در جدیت تصمیمشان، در صورت قطعی بودن تصمیم می تواند در روند طلاق و واکنش احساسی و روحی به آن به طرفین کمک کند تا راحت تر با طلاق کنار بیایند.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sat, 25 Dec 2021 15:45:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به این ۱۰ دلیل نیاز به مشاور خانواده دارید!</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DB%B1%DB%B0-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AF-ivrboibjgvws</link>
                <description>مشاوره خانوادهچرا نیاز به مشاوره خانواده داریم ؟خانواده مهمترین ارتباطی است که انسان ها با یکدیگر دارند. جوامع حول محور خانواده تشکیل شده اند و بدون ارتباط ما با یکدیگر و غریزه زیست شناختی ما برای محافظت از خانواده هایمان ، ممکن است انسان ها در راهی که پیش می گیرند تکامل نیافته و یا پیشرفت نکنند.با این حال ، همه خانواده ها بدون مشکل ، استرس یا درگیری نیستند. نکته اصلی در داشتن و نگه داشتن یک واحد خانوادگی موفق و رو به پیشرفت این است که بتوانیم نیاز های فردی اعضای خانواده را بفهمیم و شناسایی کنیم و آنها را با سلامت واحد خانواده هم جهت کنیم . مشاوره خانوادگی نوعی درمان منحصر به فرد است که می تواند در رفع همه ی آن نیاز ها کمک کند.اگر به فکر مشاوره خانواده هستید ، این به خودی خود نشانگری خوب و به این معناست که شما به آن نیاز دارید. همانطور که شما این تصمیم مهم را برای کسب حمایت از خارج می گیرید ، ده دلیل وجود دارد که نشان می دهد خانواده شما می تواند از مشاوره بهره مند شود. هنگامی که به دنبال یک مشاور خانواده هستید ، تمام گزینه های موجود از جمله یک روانشناس یا روانپزشک یا مشاور را در نظر بگیرید.روانشناسی، راهی برای بهبود زندگیخانواده تلفیقی (ناتنی)یک خانواده تلفیقی هنگامی شکل می گیرد که دو واحد خانوادگی جدا تصمیم می گیرند که یکی شوند. این می تواند زمانی اتفاق بیفتد که یک نفر با دو فرزند با شخص دیگری که یک فرزند دارد ازدواج کند. یک خانواده تلفیقی همچنین می تواند زمانی باشد که شخصی که بدون فرزند است با یک والد ازدواج کند یا در همان شرایط ، این زوج فرزندان خود را دارند و خواهر و برادر های ناتنی را ایجاد می کنند.هدایت این نوع خانواده ها دشوار است ، به خصوص هنگامی که والدین دیگری نیز از روابط قبلی وجود دارند که هنوز در زندگی فرزندان دخیل هستند. با محدودیت های ارتباطی، ممکن است نقش پدر/مادر خوانده پر از مذاکرات مداوم شود. هر نقشی که داشته باشید ، احتمالاً هدف همه اینها این است که یک واحد خانوادگی هماهنگ داشته باشید که در آن همه اعضا احساس کنند صدایشان شنیده می شود و آگاهی لازم را کسب می کنند. مشاوره خانواده توسط یک روانشناس یا روانپزشک می تواند در این امر به شما کمک کند.مراحل مشاوره پیش از ازدواجخانواده گسستهآیا به تازگی متوجه شده اید که خانواده شما دیگر با یکدیگر صحبت نمی کنند؟ آیا نوجوانان شما به جای اینکه در مورد روزشان به شما بگویند ، دور میز ناهار در حال استفاده از توییتر و Tik-Tok اند ؟ آیا خودتان متوجه این موضوع شده اید که شما حتی قبل از بیرون آمدن از رختخواب در صبح دنبال تلفن خود می گردید که پیام هایتان را چک کنید؟ آیا می دانید شوهرتان قبل از چک کردن صفحه اینستاگرام و تگ (tag) کردن شما ، با چه کسی برای صرف ناهار رفته است؟هرچه ارتباط ما با تلفن و دنیای مجازی بیشتر باشد ، احتمالا ارتباط کمتری با افرادی که بیشترین اهمیت را برای ما دارند داریم. مشاوره خانوادگی می تواند به خانواده هایی که به طور موثر ارتباط برقرار نمی کنند کمک کند تا از وسایل الکترونیکی جدا شده و با یکدیگر در تماس باشند.همچنین بخوانید: چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟تنهایینوجوانان می توانند حال و هوای متغیری داشته باشند و جوانان کم کم تمایل به حفظ حریم خصوصی شان پیدا می کنند. بعضی اوقات ممکن است همسر شما روزی را برای خودش بخواهد تا از مادری پر مشغله اش دور شود ، یا ممکن است شوهر شما بخواهد برای یک سفر ماهیگیری آخر هفته با بچه ها باشد. صرف نظر از سن و سال ، خواستن اوقات تنهایی برای همه عادی است.اما اگر می بینید که یکی از اعضای خانواده در حال جدا شدن از خانواده است ، ترجیح می دهد به جای اینکه هر شب برای شام بیاید ، در اتاق خود بماند و یا دیگر با دوستان یا خانواده خود معاشرت نداشته باشد ، این می تواند به یک مشکل اساسی تبدیل شود.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟غالباً ، افرادی که به آرامی از موقعیت های اجتماعی خارج می شوند ممکن است دچار افسردگی یا سایر مشکلات سلامت روان شوند که باید مورد توجه قرار گیرند. بعضی مواقع یکی از اعضای خانواده ، به خصوص کودکی که کناره گیری می کند، ممکن است با قلدری یا سوء استفاده دیگران روبرو شود. صرف نظر از هر دلیلی ، مشاوره خانوادگی می تواند به شما در ارتباط مجدد کمک کند.ابراز احساسات بیش از حداگر یکی از والدین هستید ، زمانی بوده که شما یک نوجوان بودید ، بنابراین می دانید که نوجوانان باید با یک سری دستورالعمل های دیگری که هیچ گاه آنها را درک نمی کنید ظاهر شوند. سال های نوجوانی مملو از احساسات ، اضطراب و سؤال است. اگر نوجوان شما دچار دلهره های مکرر می شود و بیش از حد احساساتی می شود ، این ممکن است نشانه ای از یک مسئله اساسی باشد.کودکانی که اکثر اوقات رفتار های هیجانی از خود نشان می دهند دلیلی برای رفتار خود ندارند. اکثر مردم در تنظیم عواطف خود تا زمانی که مغز هایشان به طور کامل در حدود ۲۲-۲۵ سالگی شکل نگیرد ، دچار مشکل می شوند و برخی دیگر هرگز به آن توجه نمی کنند. مشاوره خانواده می تواند به شناسایی مشکلات اساسی در خانواده شما که باعث عذاب عاطفی برای فرزندان و خانواده شما شده کمک کند.اعتیاداعتیاد می تواند هر کسی را در خانواده از همسرتان گرفته تا نوجوان یا اعضای دیگر خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. حتی اگر معتاد در خانواده نزدیک شما نباشد ممکن است عواقب اعمال آنها به شدت احساس شود. سوء مصرف الکل و مواد مخدر را به سختی می توان حل و فصل کرد ، به ویژه هنگامی که یا یک سابقه قوی وجود دارد یا مصرف مواد مخدر و الکل در خانواده بی سابقه است.راز نگه دارداشتن اسرار یا چیز های خاصی که فقط برای خودتان نگه دارید طبیعی و قابل احترام است. اگرچه یک فرد صریح و بی پرده بودن در خانواده می تواند نشانه اقتدار و اهمیت باشد و ارتباط داشتن در رابطه زناشویی بسیار مهم است ، اما داشتن چند مساله که فقط خودتان از آن اطلاع دارید نباید به کسی آسیب برساند. با این حال ، اگر متوجه شدید که مرتباً چیز هایی را از همسرتان مخفی نگه می دارید یا چیز هایی هست که عمداً آنها را جوری تنظیم کرده اید که همسرتان به آن پی نبرد ، این رفتار فریبنده و پنهانی است و می تواند به رابطه زناشویی لطمه وارد کند.مشاوره خانواده می تواند به شما و همسرتان کمک کند تا علت اصلی فاصله ایجاد شده بین شما و اینکه چرا اسراری نگهداری می شود را کشف کنید. یک مشاور خانواده همچنین می تواند کمک کند تا شکاف ارتباطی را که با شریک زندگی خود تجربه می کنید ، پیوند دهد.بی میلی جنسیطبق یک مطالعه محبوب میان مردم ، زوجین برای حفظ صمیمیت و نزدیکی باید حداقل یک بار در هفته رابطه جنسی برقرار کنند. ثابت شده است که انتظار بیشتر از یک هفته برای ایجاد صمیمیت با شریک زندگی شما منجر به ایجاد فاصله و عدم صداقت شده و مانع برقراری ارتباط می شود. دلایل زیادی وجود دارد که زوجین دچار بی میلی جنسی می شوند. بعضی اوقات دارو ها یا عدم تعادل هورمون ها باعث کاهش میل جنسی می شوند. بعضی اوقات هم می تواند ناشی از مساله ای در درون رابطه باشد.عدم صمیمیت در یک رابطه می تواند نشانه ای از درگیری های ارتباطی ، افسردگی ، قطع ارتباط یا صرفاً عدم صرف وقت کافی برای یکدیگر باشد. اغلب ، هنگامی که زوجین با ایجاد رابطه صمیمی مشکل دارند ، در سایر زمینه های رابطه خود نیز مشکل دارند و همین امر می تواند منجر به مشاجره و نزاع شود. مشاوره خانواده می تواند کلید ارتباط مجدد جسمی و عاطفی با همسرتان باشد.صمیمیت به عنوان مجازاتهنگامی که زن یا شوهر شما ظرف های غذا را نمی شوید در حالی که قبلا گفته انجام می دهد، یا به شریک زندگی قبلی خود را در فیس بوک پیام می دهد تا ببیند اوضاع و احوالشان چگونه است ، آیا از صمیمیت خود به عنوان مجازات اعمال او کم می کنید؟ شما هرگز نباید فکر کنید که باید شریک زندگی خود را مجازات کنید. در یک رابطه ، دو نفر باید برای دستیابی به یک راه حل که برای هردو نفر مفید است، در جهت حل مسئله خود تلاش کنند ، نه اینکه یکدیگر را مجازات کنند.قطع صمیمیت ساده ترین راه برای اداره کردن همسر خود است و بعضی اوقات ممکن است حتی متوجه نشویم که در حال انجام آن هستیم. این رفتار می تواند باعث عدم تعادل شدیدی در یک رابطه شود و منجر به نارضایتی و عصبانیت شود. مشاوره خانواده می تواند به شما کمک کند راه های بهتری برای برقراری ارتباط در جهت نیاز های خود با همسرتان پیدا کنید.فاصله گرفتن تدریجیافراد به طور طبیعی با بزرگتر شدن ، رشد و تغییر می کنند. در یک رابطه ، گاهی اوقات ما باید با نحوه تغییر و رشد اعضای خانواده خود سازگار شویم. هنگامی که بچه ها نوجوان هستند ، والدین بالغ این فرصت را دارند که وقتی فرزندانشان خارج از خانه هستند در مورد نحوه زندگی خود فکر کنند و در بعضی مواقع اعضای خانواده می توانند ایده های بسیار متفاوتی از آنچه به نظر می رسد داشته باشند.ممکن است شما فرزندی در خانه داشته باشید که می خواهد در خانه بماند چرا که آنها دوره کالج خود را در منزل می گذرانند و نمی خواهند به بیرون بروند. شما ممکن است بخواهید به کوهستان بروید در حالی که همسرتان مایل به ماجراجویی در سراسر جهان است.یک مشاور خانواده می تواند به خانواده شما کمک کند تا بدون درگیری و دعوا ، آینده خود را هدایت کند . مشاوره زمینه ای برای ارتباط آزادانه با یک واسطه بی طرف را فراهم می کند.نگه داشتن کینه هاوقتی یکی از اعضای یک خانواده کینه ای به دل می گیرد ، همه اعضای خانواده آن را حس می کنند و از آن تاثیر می گیرند . اگر دائماً این موضوع را که همسرتان در یک آخر هفته درحالی که مست بوده در یک شرط بندی اسب ۱۰۰۰ دلار از دست داده به رویش می آورید ، یا دائما غر می زنید که همسرتان بعد از اینکه به او گفتید با ماشین مورد علاقه تان رانندگی نکند ، ماشین را خراب کرده ، یا از دخترتان انتقاد می کنید زیرا او چندین هفته با دختر دیگرتان صحبت نکرده است ، ممکن است شما به مشاوره خانواده احتیاج داشته باشید.نگه داشتن کینه برای خانواده سم است زیرا موجب نارضایتی ، عصبانیت و تحقیر می شود. این احساسات اغلب به جنگ و تلخی های غیر ضروری منجر می شود. بعضی اوقات حتی به خاطر نمی آوریم که چرا از دست یک نفر عصبانی هستیم زیرا مدت ها قبل کینه ای از او به دل گرفته ایم : فقط می دانیم که عصبانی هستیم. هنگامی که دیوار های اعتماد و ارتباطات در حال خراب شدن هستند ، مشاوره خانواده برای خانواده شما در دسترس است. در زیر چندین بررسی از مشاوران ReGain، از افرادی که مشکلات مختلف خانوادگی را تجربه می کنند ، برایتان ارائه شده است.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 12:02:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روان‌درمانی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ncgypqbnvcoh</link>
                <description>رواندرمانی یا درمان روانشناختی یا صحبت درمانی راهی برای کمک به افرادی است که دچار انواع مختلفی از بیماری های روانی و اختلالات عاطفی هستند. رواندرمانی به حذف یا کنترل علائم مشکل زا کمک میکند تا فرد عملکرد بهتری داشته باشد و سلامتی و درمان را بالا ببرد. با کمک روان درمانگران افسردگی، اضطراب و وسواس را درمان کنید.روان درمانیرواندرمانی به حل مشکلاتی نظیر اختلال در کنار آمدن با زندگی روزمره، تاثیر آسیب روحی، بیماری جسمی یا فقدان (مثل مرگ عزیز) و اختلالات خاص روانی (مثل افسردگی و اضطراب) کمک میکند. رواندرمانی انواع مختلفی دارد و ممکن است تاثیر یک نوع روی یک مشکل خاص بهتر باشد. میتوان همراه با رواندرمانی از دارو یا دیگر روش های تراپی استفاده کرد.همچنین بخوانید: روانشناسی چیست؟جلسات تراپیمیتوان این جلسات را در محیط فردی، خانوادگی یا گروهی اجرا کرد که هم برای کودکان و هم بزرگسالان مفید است. هر جلسه معمولا هفته ای یک بار به مدت ۳۰ تا ۵۰ دقیقه برگزار میشود. لازم است هم روانشناس یا روانپزشک و هم بیمار در جلسات رواندرمانی مشارکت فعال داشته باشند. اعتماد و ارتباط میان فرد و تراپیست برای همکاری موثر و سود بردن از رواندرمانی ضروری است.ممکن است جلسات رواندرمانی کوتاه و محدود باشد تا به مشکلات آنی رسیدگی شود یا بلندمدت باشد (چند ماه یا چند سال) تا مشکلات ماندگار و پیچیده برطرف گردد. هدف از درمان و تنظیم تعداد جلسات با مشارکت بیمار و تراپیست مشخص میشود.محرمانگی از ابتدایی ترین ملزومات رواندرمانی است. بعلاوه، اگرچه بیمار افکار و عواطف شخصی خود را با روانشناس یا روانپزشک درمیان میگذارد، ارتباط فیزیکی صمیمانه با تراپیست هرگز درست، قابل قبول یا مفید نیست.روان درمانی و دارواغلب برای درمان اختلالات روانی درکنار رواندرمانی یا درمان روانشناختی از دارو استفاده میشود. در بعضی از شرایط میتوان به وضوح فهمید که دارو موثر واقع میشود و تحت برخی شرایط دیگر رواندرمانی بهترین گزینه است. ترکیب استفاده از دارو و رواندرمانی برای بسیاری از افراد بهتر از تکیه روی یک مورد است. بهتر کردن سبک زندگی، مانند تغذیه ی خوب، ورزش منظم و خواب کافی برای تقویت دوران نقاهت و سلامت کلی مهم است.همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟آیا روان‌درمانی تاثیر دارد؟از تحقیقات چنین برمی آید که اکثر کسانی که رواندرمانی انجام میدهند از شر علائم خلاص میشوند و میتوانند عملکرد بهتری در زندگی داشته باشند. تقریبا ۷۵ درصد از کسانی که وارد جلسات رواندرمانی میشوند تاثیر مثبتی از خود نشان میدهند. ثابت شده که رواندرمانی منجر به بهبود رفتار و عواطف میشود و با بروز تغییرات مثبت در مغز و بدن همراه است. کم شدن روز های بیماری، ناتوانی کمتر، مشکلات پزشکی کمتر و رضایت کاری بیشتر از دیگر مزایای رواندرمانی است.محققان با استفاده از روش های تصویربرداری از مغز توانسته اند تغییرات مغز بعد از انجام جلسات رواندرمانی را مشاهده کنند. تحقیقات بسیاری حاکی از این است که تغییراتی در مغز افراد مبتلا به اختلال روانی (شامل افسردگی، اختلال هراس، PTSD و وضعیت های دیگر) حاصل شده که رواندرمانی انجام داده اند. در اکثر موارد تغییرات مغز ناشی از رواندرمانی شبیه به تغییرات آن در اثر مصرف دارو بوده است.برای اینکه رواندرمانی بیشترین تاثیر را داشته باشد، در آن مشارکت داشته باشید، رک و راست صحبت کنید و برنامه ی درمان را دنبال کنید. تکالیف بین جلسات مانند نوشتن خاطرات یا تمرین حرفه ایی که زده اید را دنبال کنید.همچنین بخوانید: چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟انواع روان درمانیروانپزشک و دیگر متخصصان سلامت روان از انواع مختلف تراپی استفاده میکنند. انتخاب نوع تراپی به اختلال خاص بیمار و شرایط و اولویت او بستگی دارد. ممکن است تراپیست برای اینکه نیاز های درمان فرد بیمار به بهترین نحو برطرف شود، عناصر مختلف چند رویکرد را با هم ترکیب کند.درمان شناختی-رفتاری (CBT) به افراد کمک میکند الگو های فکری و رفتاری را که مخرب و زیانبار است بشناسد و تغییر دهد و به جای آن افکار و رفتار صحیح و مناسب تری داشته باشد. فرد با استفاده از این روش میتواند روی مشکل فعلی و راه حل آن تمرکز کند. در این روش اغلب مهارت های جدید در «دنیای واقعی» تمرین میشود.درمان شناختی-رفتاری در معالجه ی انواع مختلفی از اختلالات مانند افسردگی، اضطراب، اختلالات مربوط به سانحه و اختلال خوردن موثر واقع میشود. مثلا، CBT به فرد دچار افسردگی کمک میکند تا الگوی فکری و رفتاری منفی را که باعث افسردگی شده بشناسد و تغییر دهد.تراپی میانفردی (IPT) روش درمان کوتاه مدت است و به بیمار کمک میکند تا مشکلات میانفردی بنیادین مانند اندوه، تغییر در نقش اجتماعی یا کار، تعارض با افراد خاص و مشکلات مربوط به دیگران را که دردسرساز است درک کند. فرد در این روش، راهکار های سالم برای بروز عواطف و بهبود برقراری ارتباط را یاد میگیرد. معمولا از این تراپی برای درمان افسردگی استفاده میشود.رفتار درمانی دیالکتیکی نوع خاصی از CBT است که به تعدیل عواطف کمک میکند. اغلب از آن برای معالجه ی کسانی استفاده میشود که فکر مزمن خودکشی دارند یا دچار اختلال شخصیت مرزی، اختلال خوردن و PTSD هستند. در این روش مهارت های جدید ارائه میشود تا فرد برای تغییر رفتار مخرب یا ناسالم احساس مسوولیت کند. رفتاردرمانی دیالکتیکی هم به صورت فردی و هم گروهی انجام میشود.رواندرمانی پویا ناشی از این نظریه است که سلامت روانی و رفتاری تحت تاثیر تجارب کودکی و افکار و احساسات نامناسب قرار دارد که مدام در ناخودآگاه تکرار میشود (خارج از آگاهی فرد است). فرد برای تقویت خودآگاهی و تغییر الگو های قدیمی با تراپیست همکاری میکند تا او بتواند بهتر زندگی او را تحت کنترل بگیرد.روانکاوی شیوه ی متمرکز تر رواندرمانی پویا است. معمولا جلسات روانکاوی سه یا بار در هفته یا بیشتر برگزار میشود.حمایت درمانی از راهنمایی و تشویق استفاده میکند تا به بیمار در خلق منابع خود کمک کند. در این روش به ایجاد عزت نفس، کاهش اضطراب، تقویت مکانیزم کنار آمدن و بهبود عملکرد اجتماعی کمک میشود. رواندرمانی حمایتی در مواجهه ی فرد با مشکلات روانی موثر است که درمقابل ادامه ی زندگی فرد را تحت الشعاع قرار میدهد.سایر روش ها که گاهی از آن درکنار رواندرمانی استفاده میشود عبارت است از:درمان به کمک حیوان. کار کردن با سگ، اسب یا سایر حیوانات برای ایجاد احساس آرامش به مهارت برقراری ارتباط و کنار آمدن با آسیب روحی کمک میکند.هنردرمانی خلاق. استفاده از هنر، رقص، نمایش، موسیقی و شعر درمانی.بازی درمانی. تا به کودک کمک شود عواطف و احساسات خود را بشناسد و درمورد آن حرف بزند.برای روان درمانی یا درمان روانشناختی به روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Wed, 15 Dec 2021 15:26:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه چیز درمورد فرسودگی شغلی</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D9%87%D9%85%D9%87-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D9%88%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-minhcczsejl9</link>
                <description>فرسودگی شغلییکی از مفاهیمی که در سال های اخیر توجه روانشناسان صنعتی – سازمانی را به خود معطوف ساخته، از پادرآمدن، از رمق افتادن، ازکارافتادگی، بی حالی، سستی، رخوت متصدی شغل است که به آن اصطلاحاً فرسودگی شغلی گفته می شود. به نظر می رسد فرسودگی شغلی نوعی پاسخ فرد به عوامل فشارزای میان فردی در محیط کار باشد که طی آن تماس بیش از ظرفیت متصدی شغل با دیگران، باعث ایجاد تغییراتی در نگرش ها و رفتار وی نسبت به آنان می شود.فرسودگی شغلی چیست؟مفهوم فرسودگی شغلی برای اولین بار به صورت رسمی در اوایل ۱۹۷۰ توسط هربرت فرودنبرگر، معرفی شد. وی این پدیده را سندرم تحلیل قوای جسمی – روانی نامید. او فرسودگی را حالتی از خستگی هیجانی و جسمانی دانسته است که از شرایط موجود در محیط کار نشأت می گیرد. براساس مطالعات فردونبرگر و همکارانش، کاهش احساسات و فقدان انگیزه، تعهد و مسؤلیت مورد بحث و بررسی و سنجش قرار گرفت.به عبارت ساده تر، فرسودگی شغلی حالتی از خستگی جسمانی، عاطفی و روحی است که در نتیجه مواجهه مستقیم و دراز مدت با مردم و در شرایطی که از لحاظ عاطفی طاقت فرسا است، ایجاد می شود. فرسودگی شغلی باعث خستگی عاطفی و جسمی شده و در نتیجه منجر به ایجاد خود پنداره منفی در فرد، نگرش منفی نسبت به شغل و فقدان احساس ارتباط با مراجعان، هنگام انجام وظیفه می گردد.سندرم فرسودگی شغلی حتی زندگی خارج از محیط کار و زندگی خانوادگی را نیز مختل می سازد. کاهش تولید یا نارضایتی حرفه ای، افزایش حوادث و تصادفات و کاهش سلامت روانی از جمله پیامدهای فرسودگی شغلی است.علائم و نشانه های فرسودگی شغلیفرسودگی شغلی یکباره به وجود نمی آید، بلکه نشانه های آن ابتدا به صورت علایم هشدار دهنده ظاهر می شوند. بی توجهی نسبت به این علایم می تواند باعث تشدید نشانه های مرضی شده و مرحله ای فرا می رسد که شخص در محیط کار خود گرفتار وحشت و هراس می گردد و با تشدید این نشانه ها، زندگی شخصی وی نیز با مشکلات فزاینده همراه می شود. به ندرت می توان شخصی را یافت که علیرغم گرفتار شدن به فرسودگی شغلی، در زندگی خصوصی خود با نشاط و پر انرژی باشد.فردی که هر روز صبح با بی علاقگی کامل منزل را به قصد کار ترک می کند و در طول راه نیز نسبت به کارش احساس منفی دارد، در پایان کار روزانه احساس خستگی و تهی بودن خواهد داشت. این خستگی روانی، نشانه ای از فرسودگی شغلی است. به عبارت دیگر، یکی از علائم فرسودگی شغلی، کاهش علاقه نسبت به محیط کار است.هر فردی ممکن است ( علی رغم اینکه در چه درجه و رتبه شغلی قرار دارد ) به صورت یکی از قربانیان فرسودگی شغلی درآید؛ بنابراین لازم است قبل از تشدید فرسودگی شغلی در فرد، به علایم هشدار دهنده ذیل توجه کافی شود:نشانه های بدنی :تحلیل رفتگی با انرژی پایین، خستگی مزمن، ضعف، احساس خستگی، دردهای عضلانی، افزایش آمادگی و استعداد برای ابتلا به بیماری، سردرد های مکرر، تهوع، مشکلات گوارشی، سرماخوردگی های مکرر، شکایات متعدد بدنی مشخص می شود.نشانه های هیجانی:تحلیل رفتگی هیجانی ممکن است با احساسات افسردگی، ناامیدی، افزایش تنش، و تعارض ها در خانه، افزایش حالات عاطفی منفی ( مانند خشم، بی صبری و تحریک پذیری ) و کاهش حالات عاطفی مثبت ( مانند دوستی و مساعدت، با ملاحظه بودن، مؤدب بودن ) همراه باشد. تحلیل رفتگی ممکن است نارضایتی و نگرش های منفی نسبت به خود، نسبت به کار و به طور کلی نسبت به زندگی را شامل گردد. افسردگی، احساس درماندگی و احساس گیرافتادن در شغل خود همه بخشی از نشانه های بالینی تحلیل رفتگی هیجانی هستند.نشانه های رفتاری:فرسودگی شغلی با علائم رفتاری متعددی همراه است که عبارتند از: تحریک پذیری، پرخاشگری ، تفکر جمودی یا مقاومت کلی نسبت به عقاید جدید یا هر نوع تهدیدی در زمینه تغییر وضعیت موجود، گناهکار دانستن سایرین و بروز گرایشات منفی و بدگمانی که این عوامل بطور کلی موجب بروز رفتارهایی همچون غیبت های مکرر، سستی، کاهش دقت در انجام وظایف شغلی، کاهش عزت نفس و انتقال فشارهای کار به منزل می گردد.فرسودگی شغلیعوامل بوجود آورنده فرسودگی شغلیفرسودگی شغلی تنها به دلیل کار استرس‌زا یا مسئولیت‌های زیاد ایجاد نمی‌شود؛ بلکه عوامل دیگری از جمله شیوه زندگی و ویژگی‌های شخصیتی در فرسودگی شغلی نقش دارند. در واقع آنچه که فرد در اوقات فراغت انجام می‌دهد و نگاهی که به جهان اطراف دارد، می‌تواند در ایجاد استرس شدید نقش داشته باشد .بطورکلی عوامل متعددی در شکل‌گیری فرسودگی شغلی مؤثر هستند. اما پژوهش‌ها نشان داده است که ۴ عامل اصلی و بسیار مهم در ایجاد فرسودگی شغلی تاثیر دارد:خستگی عاطفی:افرادی که به صورت افراطی خود را درگیر شغل می‌کنند و به عبارتی کمال‌طلب هستند معمولاً اهداف غیر واقعی برای خود درنظر می‌گیرند و وقتی به اندازه تلاششان بازخورد مثبت نمی‌گیرند در چرخه فرسودگی شغلی گرفتار می‌شوند.عملکرد شخصی:عدم احساس کنترل بر روی وظایف و کارها، عدم تناسب حقوق ومزایا با کار انجام شده، عدم قدردانی یا دریافت پاداش بابت عملکرد خوب، انجام کارهای یکنواخت یا بدون چالش، کار در محیط آشفته و پر هرج ومرج و دلگیر؛ باعث می شود که افراد مدام خود را ارزیابی کرده و در نتیجه احساس غیر مفید بودن داشته باشند. این افراد همیشه فکر می‌کنند کارهایی که انجام می دهند، بی فایده است و نمی‌توانند از تمام و یا قسمت اعظم توانایی و استعداد خود در انجام کارها استفاده کنند.عدم تطابق فرد با وظایف شغلی:مطلع نبودن از اهداف سازمان و نقش خود و همچنین انتظارات شغلی نامشخص یا بالاتر از حد انتظار؛ باعث می شوند، افراد شخصیتی را از خود نشان ‌دهند که با رفتار و شخصیت واقعی آنها در تناقض است. به عبارت دیگر سازمان فرد را در راستای رفتاری سوق می‌دهد که مطابق با نظام ارزشی شخص نیست.درگیری:افرادی که خود را بیش از اندازه در کار غرق می‌کنند، بدون داشتن زمان کافی برای معاشرت یا استراحت؛ مستعد فرسودگی شغلی هستند. این افراد از سایر جنبه‌های مهم زندگی غافل شده و اغلب زندگی تک بعدی دارند.فرسودگی شغلی چه مراحلی دارد؟مراحل پنج گانه فرسودگی شغلی عبارتند از :مرحله ماه عسل:در این مرحله فرد احساسات شادمانی و سرخوشی ناشی از برخورد با شغل جدید را تجربه می کند. این احساسات عبارتند از: تهییج، اشتیاق، غرور و چالش. در این مرحله که فرد با شور و شوق زیاد کار خود را شروع می‌کند؛ همه چیز خوب است. اما اگر کار با انتظار فرد هماهنگ نباشد، به تدریج شوق او از بین می‌رود و کمبود انرژی آغاز می‌شود تا حدی که انرژی جسمی و روانی وی تحلیل می‌رود.مرحله کمبود سوخت:در این مرحله، فرد نوعی احساس مبهم زوال، خستگی و گیجی را تجربه می کند. نشانه های این مرحله عبارتند از: نارضایتی شغلی، عدم کارایی، اختلال در خواب و احساس خستگی. نتایج چنین احساساتی نیز واکنش فرار (پرخوری و اعتیاد) است.مرحله نشانه مزمن:در این مرحله نشانه های مرضی فیزیولوژیکی بیشتر آشکار می شوند و فرد نیازمند توجه و کمک می شود. نشانه های عادی این مرحله عبارتند از: فرسودگی مزمن، بیماری جسمی، خشم و افسردگی. در این مرحله، نوعی احساس خستگی و فرسودگی، بر فرد مستولی می شود.مرحله بحران:اگر احساسات و نشانه های مرضی مرحله سوم برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند، فرد وارد مرحله بحرانی می شود. دراین مرحله فرد احساس می کند که مورد ظلم واقع شده و تمایلات مربوط به بدبینی، شک و تردید نسبت به خود، در او افزایش می یابد. در این مرحله، ممکن است فرد دچار زخم معده، سردرد، دردهای عضلانی، فشار خون بالا و کم خوابی شود. ضمناً ممکن است این دردها به صورت حاد نیز جلوه گر شوند.مرحله برخورد با دیوار:این مرحله با به پایان رسیدن نیروی فرد برای سازگاری با محیط کار مشخص می شود و احتمال دارد، فرد شغل خود را از دست بدهد. از طرف دیگر، این احتمال نیز وجود دارد که در این مرحله و با بهبود فرد، بعضی از نشانه های مرضی از بین بروند؛ اما این نشانه ها تغییرات فیزیولوژیکی دیگری را در فرد ایجاد می کنند که ممکن است رهایی از آنها، به سادگی انجام نگیرد.تعادل بین کار و زندگیچه افرادی مستعد ابتلاء به فرسودگی شغلی هستند؟این عارضه امروزه درصد قابل توجهی از پزشکان، پرستاران، معلمان، کارمندان و کارکنان را رنج می دهد و به علت کاهش توان کاری افراد و در نتیجه کاهش بهره وری، توجه محققان و مدیران بخش های مختلف را به خود مشغول داشته است.  بطور کل برخی از افرادی که در برابر فرسودگی شغلی آسیب پذیرترهستند؛ عبارتند از:افرادی که بین کار و زندگی شخصی خود تعادل ندارند.کارآفرینان، بنیانگذاران و مؤسسان شرکت‌ها، مدیران و رهبران،که در سازمان ها بار اصلی کار را به دوش می‌کشند.افرادی که شغل و حرفه ای یکنواخت و تکراری دارند.اشخاصی که از شغل خود راضی نیستند.پزشکان و پرسنل کادر درمانی که درگیر تصمیم‌گیری در مورد زندگی و مرگ بیماران هستند .افرادی که درگیر مشاغل سخت و دشوار هستند و یا اینکه شغل آنها از حساسیت و دقت بالایی برخوردار است.اشخاصی که کارشان به توجه و دقت زیادی نیاز دارد.کارمندانی که دائماً با ارباب‌رجوع سروکار دارند.راهکارهای مقابله با فرسودگی شغلیاگر احساس می‌کنید درگیر فرسودگی شغلی هستید وکنترل شرایط و اوضاع از دستتان خارج شده می توانید از راهکارهای ذیل بهره مند شوید::حفظ تعادل درکار و زندگی و پرهیز از کارهایی که توان انجام آن ها را در خود نمی بینیدتغییر نگرش نسبت به شغل از بهترین راهکارها برای غلبه بر فرسودگی شغلی استیادگیری روش‌های مؤثر برای انجام بهتر کارتغییر شرایط کاری نامساعد و نامطلوب و ایجاد یک محیط کاری لذت بخش با استفاده از نور و دمای مناسبشناخت توانایی ها و استعدادهای خود و رها کردن هدف های غیرممکنخودداری از اضافه کاری‌های متعدد و کارکردن در شیفت شبایجاد روابط دوستانه با همکاراناستراحت‌‌های متعدد اما کوتاه در بین انجام کارهاعدم مصرف دخانیات،مواد مخدر و داروهای آمفتامیناستراحت و خواب کافیاستفاده از روش‌های مراقبه یا مدیتیشن برای کنترل وکاهش استرسکمک گرفتن از یک روانپزشک، روانشناس و یا مشاورکمک!روش های درمانی:۱- روان درمانی:روان درمانی سهم عمده ای در اصلاح نشانگان فرسودگی شغلی دارد، تغییرنگرش های منفی مبتلایان و دمیدن روح عزت نفس وخود ارزشمندی ازنیازهای مبتلایان می باشد. برای حل مشکلات باید به افراد درگیر اطمینان داده شود که وضعی غیرعادی ندارند واز طرفی باید مهارت های زندگی را به آنها آموخت تا در جهت بالا بردن سطح توانمندی های خود تلاش نمایند. البته حمایت های روحی و عاطفی از این دسته افراد در بهبود علائم آنها نقش مهمی دارد.۲-درمان های شیمیائی:برخی مواقع علت خستگی و فرسودگی شغلی، عصبی و روانی است که در این شرایط علاوه بر روان درمانی، به دارو درمانی هم نیاز می‌شود. دارو درمانی باید تحت نظر پزشک باشد و در صورت مصرف خودسرانه دارو، مشکلات بیشتر خواهد شد.۳ -درمان های فیزیکی:برای درمان گرفتگی و کوفتگی عضلات که در اثر انجام کارهای بدنی سخت ایجاد می شود، ماساژ بسیار مؤثر است و  می تواند با تسریع جریان خون در عضلات به دفع مواد سمی کمک کند و با عمل انعکاسی خود خستگی عصبی را کاهش دهد.</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Sat, 11 Dec 2021 14:56:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اختلال سلوک در کودکان</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D8%B3%D9%84%D9%88%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-ghc2xobwcqks</link>
                <description>اختلال سلوک چیست؟اختلال سلوک مجموعه پایداری از رفتارهایی است که با گذشت زمان شکل میگیرد و غالبا مشخصه آن پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران است که در آن حقوق اساسی دیگران و هنجارهای اجتماعی متناسب با سن نقض میگردد، پرخاشگری کلامی و جسمانی، ویرانی، تخریب اموال، سرقت و تقلب و دروغگویی و… در میان کودکان مبتلا به اختلال سلوک دیده میشود.کودک مبتلا به اختلال سلوک خانواده را دچار گسستگی کرده و در مدرسه دچار مشکل میشود. و ممکن است به صورت دوره ای اوبا نظام قضایی کودکان و نوجوانان درگیر شود، البته مشکلات مربوطه همواره ” تقصیر دیگران هستند. ” (منصوری راد. مبانی تشخیص روان پزشکی بر اساس DSM.5). این اختلال قبل از سن ۱۳ سالگی در کودک یا نوجوان شکل میگیرد و در پسران نسبت به دختران شایعتر است.الگوی شخصیت ناسازگار اغلب در دوران کودکی  و اوایل نوجوانی به علت تکرار رفتارهای قانون شکنانه در مدرسه دیده میشود.تخریب اموال، پرخاشگری، زورگویی، آتش افروزی مواردی است که کودک برای نشان دادن و اعمال قدرت از آنها استفاده میکند (اسماعیلی. شایسته. گودرزی – مبانی روانشناسی عمومی )طبق تعریف DSM-IV در اختلال سلوک باید الگوی تکراری حداقل سه رفتار ضد اجتماعی به مدت ۶ ماه وجود داشته باشد.بدرفتاری ها زمانی اختلال محسوب میگردد که از نظر شدت، تداوم یا فراوانی با بروز عادی آن متفاوت باشد.اختلال سلوک در دو گروه اصلی جای میگیرد:سلوک پرخاشگرانه که در نتیجه آن فرد صدمه فیزیکی در مردم یا حیوانات ایجاد میکند. مثلا دم گربه را آتش میزند یا کودک دیگری را مورد ضرب و شتم قرار میدهد.سلوک غیر پرخاشگرانه که موجب وارد آوردن آسیب به اموال دیگران، تقلب یا سرقت و تخلفات جدی و مکرر از قانون میشود مانند دزدی و آتش سوزی و…همچنین بخوانید: چگونه یک روانشناس خوب پیدا کنیم؟ملاکهایی برای تشخیص اختلال سلوکپرخاشگری نسبت به انسانها و حیوانات:اغلب دیگران را میترساند یا تهدید میکند یا قلدری میکند.اغلب آغازگر دعواهای فیزیکی است.از ابزارهایی استفاده میکند که موجب صدمه جدی به دیگران میگردد مانند چاقو، بطری شکسته، چوب، آجر و…با دیگران رفتار ظالمانه فیزیکی دارد.در حالی که با فرد قربانی روبروست اموالش را سرقت میکند.نقض جدی قوانین و مقررات:با وجود منع والدین قبل از ۱۳ سالگی شب ها بیرون از خانه مانده باشد.ضمن اقامت با والدین حداقل دوبار از خانه فرار کرده باشد.پیش از ۱۳ سالگی سابقه فرار از مدرسه داشته است.تخریب اموال دیگران:به قصد وارد آوردن آسیب جدی به اموال دیگران آتش سوزی عمدی ایجاد کرده است.اموال دیگران را عامدانه تخریب کرده است ( به غیر از آتش سوزی )دزدی یا تقلب:به صورت غیر قانونی وارد خانه یا اتومبیل یا ساختمان فردی شده است.اغلب برای کسب منافع یا دور ماندن از تعهدات دروغ میگوید. ( فریب دیگران )بدون حضور صاحب مال اشیای باارزشی را دزدیده باشد.همچنین بخوانید: روانشناسی و بهبود زندگیدسته بندی اختلال سلوک برحسب شدت:رفتارهایی که در این اختلال جای گیرند را میتوان بر حسب شدت به سه دسته خفیف متوسط و شدید تقسیم کرد. در دسته اختلالات خفیف رفتارهایی مطرح میشود که آسیب و ضرر جدی وارد نمیکند. مانند دروغ گفتن، پرسه زدن در خیابانها و… دسته اختلالات شدید صدمات و آسیبهای شدید و قابل ملاحظه ای به دیگران وارد میسازد. مانند ارتباط جنسی به زور، استفاده از اسلحه، دزدی در حضور قربانی و… دسته اختلالات متوسط مابین این دو قرار میگیرد مانند دزدی بدون مواجه شدن با قربانی یا دزدی از فروشگاه بدون شکستن قفل و…سیر اختلال سلوکاختلال سلوک آغاز شده از کودکی:در این نوع اختلال سلوک، حداقل یک ویژگی مطرح باید قبل از ۱۰ سالگی رخ دهد.در این دسته معمولا مبتلایان مذکر هستند.معمولا پرخاشگری های فیزیکی دارند و شروع کننده دعوا هستند و ارتباط آشفته با همسالان دارند. این دسته اختلال معمولا احتمال بیشتری برای ابتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی در بزرگسالی دارند.اختلال سلوک آغاز شده از نوجوانی:این دسته با عدم وجود هرگونه علامت سلوک تا قبل از ۱۰ سالگی و ابتلا قبل از ۱۳ سالگی تعریف میشود. مبتلایان در این دسته معمولا نسبت به دسته اول پرخاشگری کمتری نشان میدهند و تمایل دارند ارتباط عادی تری با همسالان خود داشته باشند با این وجود در همکاری با دیگران دچار مشکلات رفتاری هستند.. امکان ابتلا به شخصیت ضد اجتماعی نسبت به گروه اول کمتر است و درصد ابتلای پسران نسبت به دختران نیز در مقایسه با گروه اول کمتر است. ( لطفی کاشانی، وزیری. روانشناسی مرضی کودک ).تشخیص افتراقی اختلال سلوکعدم وجود هیچ گونه اختلال روانی : بدرفتاریهای مورد نظر شدید نبوده و سبب ایجاد اختلالات قابل ملاحظه ای نمی شوند.اختلال سازگاری : سلوک بد از هنجارهای فرهنگی حاکم بر محیط کودک فراتر نرفته و در واقع رفتار کودک پاسخی است به نوعی موقعیت خانوادگی که با سوء استفاده و هرج و مرج همراه است.اختلال نافرمانی مقابله جویانه : در این اختلال نیز نافرمانی از مراجع دیده میشود ولی بدون بی احترامی فراگیر و شدید نسبت به قانون و حقوق دیگران.اختلالات مصرف مواد : بد رفتاریها فقط بخاطر مسمویت یا وابستگی به مواد رخ میدهد.اختلال کم توجهی – بیش فعالی : این اختلال نیز میتواند موجب خدشه در رفتار فرد گردد ولی شدت و میزان فراگیر بودن آنها درحد اختلال سلوک نیست.اختلالات افسردگی – دوقطبی : بدرفتاری در بخشهایی از علائم آشکار افسردگی یا شیدایی رخ می دهد.رفتار ضد اجتماعی در کودکان و نوجوانان : هر نوع بدرفتاری واحد و منفرد هر چند شدید باشد به منزله وجود اختلال روانی نیست (منصوری راد. مبانی تشخیص روان پزشکی بر اساس ۵ )سبب شناسی اختلال سلوکعوامل مربوط به والدین:خانواده زمینه اولیه اجتماعی شدن است و تحقیقات بسیار نشان داده است که خانواده از عوامل اساسی در ایجاد اختلال سلوک میباشد. چهار الگو در خانواده های کودکان مبتلا به اختلال سلوک وجود دارد. انحراف والدین، قهر و طرد والدین، فقدان انضباط یا نظارت بر کودکان، تعارض و طلاق والدین. به طور کلی عوامل دیگری همچون جو عدم توافق بین والدین، پرخاشگری وگسستگی، ارتباط ناکافی با کودک، ضد اجتماعی یا الکلی بودن یکی از والدین و نظام قهرآلود خانوادگی نیز در ایجاد زمینه های اختلال موثرند.این رفتار ها جدا از اینکه می‌توانند باعث ایجاد اختلال سلوک در کودکان شوند، عزت نفس کودک را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. والدین گرامی باید در هر رفتاری که با فرزند دلبندشان می‌کنند، مسئله‌ی عزت نفس کودک را کاملاً جدی بگیرندنظام تربیتی والدین از بعد کنترل ( اجازه دهنده تا محدودکننده ) و بعد هیجانی ( از گرمی تا خصومت ) از عوامل پیش بینی کننده این اختلال میباشد   ( خدایاری فرد. محمد – ارزیابی و شناخت – رفتاردرمانی نوجوانان )عوامل اجتماعی فرهنگی:پیشینه زندگی این کودکان حاکی از ناکافی و نامناسب اجتماعی شدن آنهاست. همچنین در کودکان و نوجوانانی که دچار محرومیتهای اقتصادی اجتماعی هستند اختلال سلوک بالاتر است. در کودکان و نوجوانانی که در محیطهای شهری هستند بیکاری والدین و فقدان شبکه اجتماعی حمایت کننده و فقدان مشارکت مثبت در فعالیتهای اجتماعی جزء عوامل پیش بینی کننده بروز اختلال سلوک است.کودک آزاری و سوء رفتار با کودک:کودکانی که والدین آنها تنبیه گر، سهل انگار هستند و یا به وسیله فرد دیگری به مدت طولانی مورد آزارو خشونت قرار گرفته اند به خصوص آنهایی که مورد سوء رفتار جسمی قرار گرفته اند، بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال هستند.عوامل زیستی عصبی:برخی پژوهشگران معتقدند که پرخاشگری مزمن ریشه در آسیب مغزی دارد. همچنین رفتارهای بزهکارانه در دوقلوهای یک تخمکی بیشتر از دوقلوهای دوتخمکی گزارش شده است. در تحقیقات دیگر نشان داده اند که با ترشح بیشتر دوپامین در مغز پرخاشگری تسهیل میشود و ترشح نوراپی نفرین و سروتونین آن را مهر میسازد.رابطه اختلال سلوک و اختلال شخصیت ضد اجتماعیهر چه بروز بدرفتاری زودتر و با شدت بیشتر و تهاجمی تر باشد با احتمال بیشتری تا بزرگسالی ممکن است ادامه پیدا کند.حدود یک سوم کودکان مبتلا به اختلال سلوک بدرفتاریهای خود را ادامه داده و در بزرگسالی نیز از معیارهای اختلال شخصیت ضد اجتماعی برخوردار خواهند بود.تمامی افراد دارای اختلال شخصیت ضد اجتماعی باید دارای شواهدی از اختلال سلوک در دوران کودکی باشند وگرنه تمامی جنایتکاران را در این دسته اختلال میتوان جای داد ! (منصوری راد. مبانی تشخیص روان پزشکی بر اساس ۵ )اختلالات همراه با اختلال سلوک ( همبودها )اختلال نقص بیش فعالیافسردگیاختلالات یادگیریدرمان اختلال سلوکدر درمان این دسته از اختلالات، درمانهایی که بر اساس یادگیری اجتماعی تنظیم میشود ضریب موفقیت بالاتری نشان میدهند. پرهیز از تنبیه، ارائه تقویت کننده های ملایم، ایجاد جو حاکی از اطمینان و ابراز صمیمانه عقاید، مداخلات خانوادگی و افزایش کنش متقابل بین اعضای خانواده از جمله ابزارهای موفقیت درمان اختلال سلوکی است.همچنین گروه درمانی در در مان رفتارهای مخفیانه ای مانند دزدی و دروغگویی که از جمله مشکلات رایج در این اختلال میباشد و معمولا درمان آن سخت است تا حدودی موثر میباشد (لطفی کاشانی، وزیری. روانشناسی مرضی کودک).نکات زیر را در درمان به کار گیرید:موافقت و همکاری والدین کودک را جلب کنید.درمان را حول توانا ساختن فرد در کنارآیی و مدارا با محیط سازمان دهی کنید.برای فعالیتهای خانگی یک رشته اصول صحیح تعیین کرده و آنها را اعمال کنید.پاسخ مشروط به رفتار را به طور ثابت برقرار سازید.در صورت لزوم کودک را از خانه آشفته دور کنید.منابع مددکاری از قبیل کمکهای اجتماعی اقتصادی را بررسی و فراهم کنید.مشکلات جسمی و آموزشی فرد را مدنظر قرار دهید. (لطفی کاشانی، وزیری. روانشناسی مرضی کودک)دارو درمانیدسته ای از داروها تحت عنوان ضد جنون ها و تثبیت کننده خلق در بعضی موارد میتواند موثر باشد. طبقات عمده داروهای ضد جنون عبارتند از:فنوتیازین هابوتیروفنون هاتیوگزانتین هامشتقات ایندولوندی بنزازپین هاضدجنون ها فقط برای درمان اختلالات پسیکوتیک کودکی مجاز هستند با وجود این برای اختلالهای گوناگون دیگری نیز تجویز میشوند.این داروها همچنین برای اختلال توره، اختلال نقص توجه و بیش فعالی، و نیز نوجوانانی که به اختلال سلوک مبتلا هستند تجویز میشود (لطفی کاشانی، وزیری. روانشناسی بالینی کودک )در اختلال سلوک از داروها جهت مقابله با پرخاشگری و رفتار تهاجمی کودک استفاده میشود تا در مدرسه و روان درمانی موفق تر باشد. لیتیوم، هالوپریدول و کاربامازپین در درمان این اختلال مفید تشخیص داده شده است. این داروها میتواند رفتارهای انفجاری و حملات خشم و غضب را کاهش دهد ( لطفی کاشانی، وزیری. روانشناسی مرضی کودک )منابعمبانی تشخیص روان پزشکی بر اساس ۵ ترجمه منصوری راد. عبدالرضاروانشناسی مرضی کودک. لطفی کاشانی، فرح. وزیری، شهرامروانشناسی بالینی کودک. لطفی کاشانی، فرح. وزیری، شهراممبانی روانشناسی عمومی – اسماعیلی. شایسته. گودرزیارزیابی و شناخت – رفتاردرمانی نوجوانان – خدایاری فرد. محمد</description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Wed, 01 Dec 2021 14:19:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطاهای شناختی کدامند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@psychologymag/%D8%AE%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AF-vxqoinobp2x0</link>
                <description>آیا درمورد خطاهای شناختی اطلاعی دارید؟!خطاهای شناختی مواردی هستند که می‌توانند بر تصمیم‌گیری و قضاوت های افراد در موقعیت‌های مختلف زندگی تأثیر بگذارند. این خطاها در حوزه دیدگاه شناختی-رفتاری افراد بررسی می‌شوند. بر طبق این دیدگاه هدف ذهن انسان از به‌کاربردن این خطاهای شناختی، تصمیم‌گیری سریع‌تر و بهتر و دور کردن انسان از آسیب دیدگی‌های روانی از جمله اضطراب است. نکته ای که وجود دارد این است که سودی که خطاهای شناختی به ما می‌رسانند ممکن است در برابر ضرری که به ما می‌زنند ناچیز باشد.خطاهای شناختی می‌توانند بر ابعاد زیادی از زندگی ما از جمله روابط عاطفی، موقعیت شغلی، شیوه‌ی زندگی و ارتباط مؤثر با دیگران اثرات مخربی بر جای بگذارد. با آگاه شدن از خطاهای شناخی و اثرات مخربی که بر کیفیت زندگی ما می‌گذارند، می‌توانیم آنها را با تلاش و تمرین به اختیار خود دربیاوریم و در زندگی تصمیم های بهتری بگیریم. مشاوره روانشناسی یکی از راه‌هایی است که ما را به خوبی با این خطاهای شناختی آشنا می‌کند. پیشنهاد می‌کنیم تا انتهای مطلب را مطالعه بفرمایید.خطاهای شناختیدرمانگران در جلسات مشاوره روانشناسی و جلسات درمانی رفتاری شناختی، سعی می‌کنند این خطاها و تأثیرات مخرب آنها را به مراجین خود معرفی کنند و سپس سعی می‌کنند به کمک فرد مراجع، این خطاهارا در ذهن او ریشه‌کن کنند. درواقع طبق دیدگاه شناختی رفتاری، بسیاری از مشکلات و آسیب‌های روانی از طرز فکر افراد ناشی می‌شوند و درواقع همین خطاهای شناختی هستند که افکار مخرب را در ذهن افراد به‌وجود می‌آورند. چیزی که در ارتباط با یک موضوع به روان انسان آسیب می‌زند، طرز فکر او درمورد موضوع پیش آمده است، نه خود موضوع.افراد درواقع سعی دارند به کمک خطاهای شناختی، از قوانین غلطی که در طرز فکرشان وجود دارد در برابر افراد دیگر و دنیای بیرون محافظت کنند. فرد با اینکه شواهد نقض کننده‌ی الگوهای فکری و ذهنی غلط خودش را می‌بیند، اما تمایل دارد باز هم به خطاهای شناختی خود وفادار بماند.قطعاً خطاهای شناختی می‌توانند آسیب‌های فراوانی را به زندگی افراد وارد کنند، اما افراد می‌توانند با افزایش آگاهی نسبت به این خطاهها، آن‌ها را اصلاح کنند. خطاهای شناختی می‌توانند زمینه را برای شکل گیری انواع اختلالات روانی را در انسان ایجاد کنند.همچنین بخوانید: چرا باید به روانشناس مراجعه کنم؟انواع خطاهای شناختی کدامند؟خطاهای شناختی از انواع و دسته بندی های مخلفی تشکیل شده‌اند. تحریف شناختی و سوگیری شناختی دو دسته اصلی از خطاهای شناختی هستند که آنها را به شما معرفی می‌کنیم.تحریف شناختیدر تحریف شناختی، واقعیت ها به گونه‌ی دیگری از آنچه که هستند ادراک می‌شوند. در چنین شرایطی، ذهن فرد، سعی می‌کند او را به چیزی متقاعد کند که در اصل حقیقت ندارد. این عملکرد معمولاً یک واکنش دفاعی ناخودآگاهی در برابر گرفتار شدن به افکار و احساسات منفی است. خطاهای شناختی تحریفی باعث به وجود آمدن قوانین فرضیات غلطی در ذهن شخص می‌شوند و شخص همواره سعی می‌کند برای اثبات این فرضیات و قوانین محافظت کند.حتی شخص وقتی در شرایطی قرار می‌گیرد که فرضیات ذهنی ای که برای خود ساخته نقض می‌شوند نیز نمی‌تواند از دفاع آنها در برابر شرایط نقض کننده دست بردارد. چرا که انسان به صورت طبیعی علاقه دارد در شرایط غیر قابل پیش‌بینی نیز فرضیات خود را تأیید کند.سوگیری شناختیذهن ما تصمیم‌گیری ها را معمولاً با توجه به باورهای ذهنی‌ای که داریم انجام می‌دهد؛ درواقع باورهای ذهنی ما هستند که به تصمیم‌گیری های ما سمت و سو می‌دهند. مزیتی که این نوع تصمیم‌گیری برای انسان دارد این است که سرعت تصمیم‌گیری بسیار بالا است و شخص تصمیمات را با توجه به برنامه ریزی‌های ذهنی قبلی خود اتخاذ می‌کند. حقیقت این است که هرچقدر سرعت تصمیم‌گیری بیشتر باشد، دقت تصمیم‌گیری نیز کمتر است. این سوگیری‌ها معمولاً در دوران کودکی شکل می‌گیرند و تا دوران بزرگسالی با ما همراه هستند.برای مثال کودکی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته باشد، یک باور عمیق مبنی بر بی‌اعتمادی در او شکل می‌گیرد. این بی اعتمادی گاهی می‌تواند به قدری شدید باشد که شخص در بزرگسالی همه انسان‌ها را غیر قابل اعتماد می‌پندارد.انواع تحریف های شناختیانواع مختلفی از تحریف های شناختی وجود دارد که مهمترین آنها به شرح زیر هستند.۱٫ تفکر همه یا هیچ از انواع خطاهای شناختیدر این حالت فرد فقط دو حالت از حالت‌های ممکن برای مسائل درنظر می‌گیرد. آره یا نه، همه یا هیچ، اول یا آخر، پیروزی یا شکست، خوشبختی یا بدبختی، همگی مثال‌هایی از این تحریف شناختی هستند. این نوع خطا باعث می‌شود فرد در زمان مواجه با مسائل مختلف از خود انعطاف نشان ندهد.مثال بارز این خطای شناختی، یک هنرجوی موسیقی است که یا باید در موسیقی خود بزرگترین استاد شود و یا موسیقی را رها کند. یا مثلاً دانشجویی که همیشه نمره کامل می‌گرفته با گرفتن نمره ۱۸، خود را فردی شکست خورده می‌پندارد. یا مثل شخص بی‌کاری که با وجود تمام تلاشی که برای ارتقای مهارت‌های خود کرده است اما چون هنوز شغل پیدا نکرده است، خود را فردی به شدت شکست خورده و بی‌چاره می‌پندارد و تلاش‌هایی که برای ارتقای خودش کرده را نمی‌بیند.۲٫ تعمیم دادنتعمیم دادن به این معناست که شخص موضوعی که تنها به یک موقعیت خاص ربط دارد را به موضوعات دیگر با موقعیت‌های متفاوت ربط می‌دهد. درواقع اگر یکبار در یک موقعیت خاص اتفاقی بیوفتد و دلیل خاصی داشته باشد، شخص دلیل اتفاقات دیگری که در موقعیت‌های مختلف اتفاق افتاده باشد را نیز همان دلیل اتفاق اول می‌پندارند. به طور مثال شخصی که یکبار با غذا خوردن در رستوران مسموم شده باشد، برای همیشه از غذا خوردن در رستوران امتناع می‌کند.۳٫ نتیجه گیری سریعگاهی افراد بدون اینکه شواهد کافی داشته باشند، به سرعت شروع به نتیجه‌گیری می‌کنند و تصور می‌کنند نتیجه‌ای که گرفتند کاملاً صحیح است. مثلاً ممکن است افکار فرد درمورد یک موضوع منفی باشد و نتیجه ای که از مسئله می‌گیرد نتیجه‌ی بدی باشد و شخص اصرار داشته باشد تنها نتیجه‌ای که می‌تواند وجود داشته باشد همان است.افرادی که گرفتار این نوع خطای شناختی شده باشند معمولاً دچار دو نوع اشتباه می‌شوند؛ ذهن خوانی و پیشگویی. در ذهن خوانی، فرد بدون اینکه همه‌ی جوانب را درمورد طرف مقابلش بداند، رفتارهای طرف مقابل را نتیجه‌گیری می‌کند. مثلاً فرد ممکن است فکر کند که رفتاری که طرف مقابلش انجام داده حتماً با نیت بد انجام داده‌است.مثلاً وقتی کسی به طور غیرعمدی به او سلام نمی‌کند، او ممکن است دچار اشتباه شود و فکر کند طرف مقابل به او اهمیت نداده‌ است یا قصد بی احترامی به او را داشته است. افراد همچنین ممکن است دچار پیشگویی هایی شوند که الزاماً حقیقت ندارد، مثلاً پیشگویی هایی مبنی بر این که افسردگی‌ام هیچ وقت خوب نمی‌شود و….۴٫ فاجعه انگاریدر چنین خطای شناختی‌ای، فرد همیشه وقوع یک فاجعه را در پس مسائلی که به‎وجود می‌آید می‌بیند. ممکن است فرد در این حالت اتفاقات را بزرگ‌ نمایی کند و یا نسبت به توانایی‌های خود کوچک‌ نمایی کند. مثلاً با خود فکر کند که اگر شکست بخورم می‌میرم و شرایط تبدیل به یک فاجعه می‌شود. در بعضی مواقع شخص فکر می‌کند که توان مقابله با مسئله یا اتفاق خاص را ندارد.۵٫ شخصی کردن انواع خطاهای شناختیفرد در چنین حالتی همه چیز را به خودش مربوط می‌داند و یا مدام خود را با دیگران مقایسه می‌کند. مثلاً وقتی دوستش درمورد مسئله ای دیگر صحبت می‌کند، شخص فکر می‌کند منظور دوستش خودِ او بوده است. و یا شخص دائماً توانایی دیگران را با توانایی‌های خودش مقایسه می‌کند.۶٫ سفسطه کنترلدر این خطای شناختی، فرد تصور می‌کند از بیرون کنترل می‌شود و همیشه خود را قربانی سرنوشت می‌داند. البته عکس این قضایا هم می‌تواند اتفاق بی‌افتد، مثلاً شخص فکر می‌کند در هر مسئله ای مقصر است و احساس کنترل درونی دارد.  به طور مثال شخص فکر می‌کند به اینکه یک اشتباه در روند تحصیلش انجام دهد مجبور بوده و بر آن کنترل ندارد. ممکن است فکر کند دلیل ناراحت بودن دیگران، رفتارهای او است و او در احساس اطرافیان تا حد زیادی تأثرگذار است.۷٫ سفسطه انصافدر این خطای شناختی فرد فکر می‌کند که در مورد منصفانه بودن یا نبودن مسئله ای، نظری دارد که دیگران آن را قبول ندارند. فرد در برخی شرایط فکر می‌کند اتفاقی که رخ داده است به هیچ عنوان منصفانه نبوده درصورتی که بقیه افراد آن اتفاق را یک اتفاق عادی و روزمره قلمداد می‌کنند.۸٫ بایدهاهمه‌ی ما ممکن است در زندگی لیستی از باید‌ها و نبایدها داشته باشیم. در حالت عادی، این یک امر طبیعی است. اما زمانی این بایدها به خطاهای شناختی تبدیل می‌شوند که شخص در برابر افراد دیگری که این بایدها را رعایت نمی‌کنند خشمگین شود یا وقتی خودشان آنها را رعایت نکنند احساس گناه شدیدی را تجربه می‌کنند. طبیعی است که هر شخص بایدهای مربوط به خود را دارد و درصورت تحمیل این بایدها و نبایدها به دیگران، قطعاً حس نارضایتی در آن‌ها به‌وجود خواهد آمد.در این خطای شناختی، فرد باور دارد که همه چیز باید طبق اصول و بایدهای او پیش رود. مثلاً برخی بر این باورند که چون به دیگران خوبی کرده‌اند، دیگران باید در پاسخ به این خوبی به آن‌ها خوبی کنند، در غیر اینصورت بی‌احترامی کرده اند. درصورتی که بایدهایی که در ذهن افراد وجود دارد، نمیتوانند همگی درست باشند. فردِ باید اندیش، انعطافپذیری ندارد و نمیتواند شرایطی که با بایدهایش مطابقت ندارد را درک کند.۹٫ استدلال احساسیبسیاری از افراد بر این باورند که آنچیزی را که احساس می‌کنند کاملاً درست است. شخصی که دچار این تحریف شناختی شده باشد، ممکن است احساسی که دارد را بر واقعیت موجود تحمیل کند. به طور مثال کسی که نسبت به یک برنامه تفریحی احساس کسل کننده‌ ای دارد، فکر می‌کند که آن برنامه حتماً کسل کننده خواهد بود. درصورتی که واقعیت می‌تواند چنین نباشد. درواقع در این خطای شناختی، افراد فکر می‌کنند هر آنچه را که احساسات منفی‌شان بیان می‌مند حقیقت دارد.۱۰٫ برچسب زنیافرادی که دچار این خطای شناختی می‌شوند، به خود و یا دیگران فقط بخاطر یک نکته منفی برچسب می‌زنند و خود یا دیگران را با آن برچسب های منفی می‌شناسند. مثلاً کسی که تنها در یک کار موفق نمی‌شود، به خود برچسب بی‌عرضه بودن بزند و با خود بگوید من همیشه بی‌عرضه ام!ممکن است کسی که کمی احساس ناراحتی می‌کند به خود بچسب افسرده بودن بزند، درحالی که افسردگی به عنوان یک اختلال روانی مشخصه هایی دارد که باید توسط یک متخصص روانشناس بررسی شود. برچسب زنی درواقع می‌تواند به تفسیر غلط داشتن در مورد یک اتفاق نیز اطلاق شود.انواع سوگیری های شناختیسوگیری‌های شناختی عواملی هستند که باعث به‌وجود آمدن خطاهای شناختی می‌شوند. این سوگیری‌ها عبارتند از:تأیید خودمعمولاً اکثر افراد علاقه‌ای به تغییر نظر خود و پذیرش اشتباه بودن عقاید و نظرات خود ندارند. بازسازی کردن و به‌وجود آوردن تغییر در نظام اعتقادی کاری بسیار دشوار است. بنابراین وقتی اطلاعاتی مخالف نظام اعتقادی شخص باشد، شخص ممکن است آن را نادیده بگیرد و یا بدون هیچ دلیلی آن را رد کند. داشتن بیش از حد این خصوصیت باعث می‌شود بقیه افراد، شخص را خودشیفته و از خود راضی بدانند.تمرکز بر اطلاعات در دسترسمغز ما معمولاً برای تصمیم گیری سراغ دم دستی ترین اطلاعات پردازش شده استفاده می‌کند و نسبت به تحلیل موقعیت‌ها از خود مقاومت نشان می‌دهد. معمولاً ذهن ما تصمیمات خود را بر اساس خاطرات قبلی اتخاذ می‌کند و موقعیت جدید را با داده های قبلی همانندسازی می‌کند.ذهن ما به دلیل اینکه توجه بیشتری به موقعیت‌های خطرناک می‌کند، خاطرات روشن تری از آن موقعیت را ضبط می‌کند. مثلاً ممکن است یک شخص با شنیدن صدای مهیب، صدای انفجاری که  قبلاً شنیده باشد برایش تداعی شود تا صدای افتادن چیزی روی زمین؛ درحالی که در واقعیت احتمال انفجار کمتر افتادن اشیاء روی زمین است.اثر لنگروقتی یک محدودیت ایجاد می‌شود، احتمال اینکه آن محدودیت نقض شود بیشتر از حالت عادی است که محدودیتی وجود ندارد.  به طور مثال اگر فروشگاهی به مشتریانش بگوید که مشتریان فقط می‌توانند مقدار مشخصی از محصولاتش را خریداری بکنند، اکثر مشتریان تا سقف خرید تعیین شده محصولات را خریداری می‌کنند؛ حتی اگر به کمتر از آن احتیاج داشته باشند. درواقع از اثر لنگر برای ترغیب مشتری به خرید محصولات استفاده می‌شود.اثر هاله‌ایاولین ملاقات و یا برخورد با یک فرد یا یک موضوع می‌تواند بر دیدگاه کلی ای که افراد درباره آن دارند اثر بگذارد. به عبارتی دیگر اولین تصویر، ماندگارترین تصویر در ذهن افراد است. مثلاً اگر فردی در اولین ملاقات ما با او، انسانی خوب و مهربان به نظر برسد، در آینده حتی اگر آن شخص رفتار نابه‌هنجاری مرتکب شود نیز به چشم ما آنچنان ناخوشایند به نظر نمی‌آید. اثر هاله ای می‌تواند به افراد، موقعیت و یا حتی یک مکان نیز نسبت داده شود.چگونه خطاهای شناختی را از بین ببریم؟خطاهای شناختی را شناسایی کنیدبرای حل هر مشکلی، ابتدا باید کشف کنیم که مشکلی وجود دارد. برای اینکه خطاهای شناختی را در خودمان اصلاح کنیم نیاز داریم ابتدا آن‌ها در خود شناسایی کنیم. البته شناسایی بعضی از این خطاهای شناختی کار آسانی نیست و نیاز است برای شناسایی آنها وقت بیشتری صرف کنید و دقت بیشتری به خرج دهید. برای اینکه این خطاها را شناسایی کنید لازم است ابتدا به احاسات خود توجه کنید. باید زمان‌هایی که احساس غم و ناراحتی و اضطراب و نارضایتی را تجربه می‌کنید را در نظر بگیرید و بی‌اندیشید که قبل از آن چه فکری داشتید. چه خاطره‌ای برای شما یادآوری شده؟خطاهای شناختی را به چالش بکشیدپس از آن که این خطاهارا شناسایی کردید، وقت آن است که آنها را به چالش بکشید. برای به چالش کشیدن خطاهای شناختی این سوالات را از خود بپرسید:چقدر احتمال دارد که فکرم درست باشد؟اگر دوستم چنین فکر غیر واقعی‌ای می‌کرد واکنش من چی بود؟آیا نتیجه‌ ها همانطوری که من فکر می‌کنم رقم می‌خورد و آیا راهی نیست که از نتایج منفی جلوگیری شود؟داشتن چنین افکاری چه مزایا و معایبی برای من دارد؟واقعیتی که وجود دارد این است که افرادی که خطاای شناختی را در درون خود پرورش داده اند، معمولاً شواهد منفی بیشتری را می‌یابند و افکار منفی بیشتری دارند. در این شرایط بهتر است از یک فرد قابل اعتماد کمک بگیرید و در مورد خطاهای شناختی احتمالی‌ای که دارید صحبت کنید. </description>
                <category>مجله روانشناسی و زندگی</category>
                <author>مجله روانشناسی و زندگی</author>
                <pubDate>Mon, 29 Nov 2021 15:28:43 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>