<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امین بهره‌مند</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@quibbler</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 07:14:17</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/8935/avatar/oiSwqT.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امین بهره‌مند</title>
            <link>https://virgool.io/@quibbler</link>
        </image>

                    <item>
                <title>واقعاً نظر هرکسی محترمه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@quibbler/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-o9fhxjslnotn</link>
                <description>«نظر هرکسی محترمه» یا «هرکی نظر خودش رو داره»؛ این‌ها عبارت‌هایی‌ان که احتمالاً بارها شنیدیمشون. معمولاً هم وقتی استفاده می‌شه که آدم‌ها علاقه‌ای ندارن عقیده‌شون به چالش کشیده بشه یا زمانی که بحث بالا می‌گیره و می‌خوان از تنش جلوگیری کنن. اما آیا واقعاً «نظر هرکسی محترمه»؟مقاله‌ای که امروز خوندم درباره‌ی همین موضوع بود. نویسنده‌ی مقاله، پاتریک استوکس، که مدرس فلسفه‌ی دانشگاه دیکن استرالیاست، از این نوشته که وقتی یک نفر از عبارتی مثل «نظر هرکسی محترمه» یا «من حق دارم نظر خودم رو داشته باشم» استفاده می‌کنه، واقعاً منظورش چیه؟استوکس معتقده این عبارت‌ها معمولاً در دفاع از نظراتی استفاده می‌شن که اتفاقاً باید به چالش کشیده و حتی کنار گذاشته بشن. به‌نظر استوکس وقتی کسی این عبارت رو به کار می‌بره، به‌صورت ضمنی می‌گه «من می‌تونم هرچی دلم می‌خواد بگم و هرجوری که دلم می‌خواد فکر کنم». تعمیم همین نگرش باعث شده تفاوت و مرز بین متخصص و غیرمتخصص از بین بره. نمونه‌ی اثر این طرز تفکر رو می‌تونیم توی کشور خودمون ببینیم: همه‌ی ما در همه‌ی زمینه‌ها صاحب‌نظریم و معتقدیم «هرکسی می‌تونه نظر خودش رو داشته باشه» و نظرات‌مون رو بحث‌ناپذیر می‌دونیم! نتیجه‌اش چیه؟ انبوه اطلاعات و اظهارنظرهایی که به پشتوانه‌ی همین عبارت بیان می‌شن و آدم‌ها رو گمراه می‌کنن.استوکس می‌گه نظرات دو نوعن. یک سری از نظرها کاملاً سلیقه‌ای‌ان. برای نمونه شما ممکنه از غذایی بیشتر از غذای دیگه‌ای خوشتون بیاد. بحث کردن توی این موضوع خیلی مسخره است. اما دسته‌ی دیگه‌ای از نظرات هستن که به مسائلی حرفه‌ای، مثلاً علمی یا حقوقی، مرتبطن. برای نمونه اگر کسی بگه «زمین تخته» و بعد در دفاع از نظرش بگه «نظر هرکسی محترمه»، باید گفت که نه! اتفاقاً نظر هرکسی محترم نیست (من خودم توی این‌جور موارد می‌گم «نظرتون برای خودتون محترمه»).  یا مثلاً اگر کسی بیاد با ادعاهای متخصصان اقلیم‌شناسی یا ایمونولوژی مخالفت کنه، بدون اینکه تخصص یا دانشی توی اون زمینه داشته باشه، نباید انتظار داشته باشه به نظرش «احترام» بذارن. هرکسی می‌تونه هرجوری که دلش می‌خواد فکر کنه یا هر حرفی رو که می‌خواد بزنه، اما نباید انتظار داشته باشه توی حوزه‌هایی که سلیقه‌ای نیست، نظرش به‌عنوان یکی از «حقایق» پذیرفته بشه، چه برسه به اینکه بخوان بهش «احترام» هم بذارن.پ.ن: من برای افزایش تمرکزم، بیشتر کردن اطلاعاتم، مجبور کردن خودم به خوندن متن‌های بلندتر و البته کم کردن بوکمارک‌های مرورگرم (?) نیت کردم #چله‌ی_مقاله‌خوانی راه بندازم. اگر هم مقاله به نظرم جذاب بیاد، سعی می‌کنم خلاصه‌اش رو با بقیه به اشتراک بذارم، شاید به درد یک نفر دیگه هم بخوره.پ.ن ۲: برام جالب بود که مقاله مال ده سال پیشه، اما باز هم یکی از مثال‌هایی که نویسنده داخلش می‌زنه، درباره‌ی استدلال‌های بی‌پایه و اساس ضدواکسن‌هاست.پ.ن ۳: این مطلب توی وب‌سایت ترجمان هم منتشر شده. البته بنا به دلایلی اعتمادم رو به مقاله‌های این وب‌سایت از دست دادم، به همین دلیل ترجیح می‌دم متن اصلی‌شون رو بخونم. اما اگر دوست داشتین متن کامل مقاله رو بخونین و با انگلیسی راحت نیستین، اون مقاله از اینجا در دسترسه. هرچند یک پاراگراف مهم رو توی ترجمه جا انداختن (براشون کامنت گذاشتم و امیدوارم اصلاحش کنن).</description>
                <category>امین بهره‌مند</category>
                <author>امین بهره‌مند</author>
                <pubDate>Mon, 08 Aug 2022 16:33:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت زمان، چرا و چگونه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@quibbler/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-en8x1t0x5bfz</link>
                <description>«وقت طلاست». این ضرب‌المثلی است که همه‌ی  ما شنیده‌ایم، اما بیش‌ترمان فقط زمانی آن را با تمام وجود درک می‌کنیم که  از نظر زمانی در فشار قرار گرفته باشیم: شب امتحان و در حالی که هنوز  مطالعه‌ی خیلی از مباحث امتحان باقی مانده یا روزهای آخر تحویل پروژه و در  حالی که کارفرما با پیام‌هایش ما را عاصی کرده و البته خودمان می‌دانیم کار  به این زودی‌ها آماده نمی‌شود. در زندگی روزمره‌ی ما از این نمونه‌ها زیاد  است. برای تکمیل تمام این کارها فرصت کافی داشته‌ایم، اما وقتی به  ضرب‌العجل‌ها می‌رسیم، نمی‌دانیم که با این همه «وقت» چه کرده‌ایم. شاید  حتا واقعن تمام این فرصت‌ها را به بی‌خیالی نگذرانده باشیم و سخت هم کار  کرده باشیم، اما باز هم در انتها وقت کم می‌آوریم. چرا؟ روز همه‌ی ما ۲۴  ساعت است، پس چطور دستاورد بعضی افراد خیلی بیش‌تر از بقیه است؟بحث پول که می‌شود، بیش‌ترمان مراقبیم که  چطور خرجش کنیم. اما به «زمان» که می‌رسیم، بی‌نهایت دست‌و‌دل‌باز می‌شویم.  به تمام درخواست‌های بی‌ربطی که در قبال وقت‌مان می‌شود، پاسخ مثبت  می‌دهیم. با همه‌چیز جوری برخورد می‌کنیم که انگار همین حالا باید انجام  شوند؛ در جلسات بیهوده شرکت می‌کنیم، از واگذار کردن کارها به بقیه فراری  هستیم، چون می‌ترسیم که کیفیت کار پایین بیاید، روزهای زندگی‌مان را به  صندوق‌های ایمیل و گوشی‌های هوشمندمان افسار کرده‌ایم و لجوجانه به انجام  وظایفی ادامه می‌دهیم که ماشین‌ها هم می‌توانند آن را برایمان انجام دهند.  برخوردمان با با «زمان» و «پول» این‌قدر متفاوت است، در حالی که زمان بر  خلاف پول برگشت‌پذیر نیست.اینجاست که موضوع مدیریت زمان مطرح می‌شود. نمی‌خواهیم به شما بگوییم که زمان را چطور به عقب برگردانید، چون واقعن زمان برگشت‌پذیر نیست، اما احتمالن می‌توان از آن استفاده‌ی خیلی مفیدتری  کرد. مدیریت زمان یعنی بتوانید به‌جای سخت‌تر کار کردن، هوشمندانه‌تر کار  کنید تا در نهایت در مدت زمان کم‌تر کارهای بیش‌تری را انجام دهید.برای شروع مدیریت زمان، پنج راهکار را به شما پیشنهاد می‌کنیم.خودکارسازیامروزه می‌توان انواع مختلفی از فعالیت‌ها  را خودکارسازی کرد. متاسفانه بیش‌تر افراد از ابزارهای خودکارساز استفاده  نمی‌کنند. ابزارهایی که تعدادشان زیاد، قیمت‌شان منطقی، کاربری‌شان ساده و  در عین حال موثر هستند.بیایید مروری داشته باشیم که چه کارهایی را می‌توان خودکارسازی کرد (فراموش نکنید که این فهرست کامل نیست):فعالیت‌های حقوقی: داده‌کاوی، مرور قراردادهافعالیت‌های مرتبط با فروش: ایجاد مشتریان بالقوه، پرورش مشتریان بالقوه، توسعه‌ی طرح‌های پیشنهادی، آماده‌سازی جلسات، هوش مشتری، هوش رقابتیفعالیت‌های مرتبط با بازاریابی: مدیریت قالب‌های ایمیل و محتوای بازاریابی، استفاده‌ی مجدد از محتوا، توزیع محتوافعالیت‌های مرتبط با فناوری اطلاعات: پشتیبان‌گیری داده‌ها، مدیریت شبکه، تعمیر و نگهداری کامپیوترها، ایجاد حساب کاربری، انتقال فایل، استخراج دادهفعالیت‌های مرتبط با منابع انسانی: برنامه‌ریزی پرداخت حقوق، جذب نیروفعالیت‌های مرتبط با توسعه‌ی محصول یا برنامه‌نویسی: اسکریپت‌هایی برای کپی فایل‌ها و اجرای عملیات‌های تکرارشونده، بهینه‌سازی تصاویرفعالیت‌های مرتبط با پشتیبانی مشتری: نظرسنجی و پرسشنامه، پرس‌وجو از مشتریانابزارهایی که در این موارد می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید:مدیریت گردش کار: Zapier.com و IFTTT.comانتشار در شبکه‌های اجتماعی: Buffer و HootSuiteبرنامه‌ریز جلسات: Zeeg.meاستفاده‌ی مجدد از محتوا: Repurpose.ioبرون‌سپاریفعالیت‌های فرایندمحوری را که نمی‌توان  خودکارسازی کرد، یا باید به دیگران واگذار کرد یا باید برون‌سپاری شوند.  اگر کاری که وقت‌تان را برایش هزینه می‌کنید حساسیت و ظرافت کمی دارد،  فرایندش تکراری است و آن‌قدر ساده است که که هرکسی می‌تواند در ازای دریافت  بخش اندکی از درآمد ساعتی شما از پس انجامش برآید، چرا باید خودتان آن را  انجام دهید؟در قسمتی از پادکست محبوب Joe Rogan  Experience، بنیان‌گذار AngelList، نَوال راویکانت (Naval Ravikant)،  پیشنهاد می‌دهد برای خودتان درآمد ساعتی آرمانی تعیین کنید و به آن پایبند  بمانید: «به هیچ وجه در ازای چیزی کم‌تر از این مقدار، وقت‌تان را صرف  نکنید. حالا این کار می‌خواهد شرکت در جلسه باشد یا برگشت زدن بسته‌ای که  از آمازون دریافت کرده‌اید… من اگر مجبور باشم چیزی را برگشت بزنم و آن چیز  ارزشش از درآمد ساعتی من کم‌تر باشد، قیدش را می‌زنم.»استیو گلاوسکی (Steve Glaveski) می‌گوید که  هنگام کار کردن با کارآفرین‌ها، جدول زیر را که پری مارشال (Perry  Marshall) تهیه کرده نشانشان می‌دهد و از آن‌ها می‌پرسد: «چند درصد از  وقت‌تان را صرف کارهایی می‌کنید که ارزش‌شان ساعتی ده دلار است؟»برگرفته از کتاب «فروش و بازاریابی ۲۰/۸۰» اثر پری مارشالاو می‌گوید معمولن چنین پاسخی را دریافت  می‌کند: «تقریبن نیمی از وقتم.» و وقتی به آدم‌ها فشار می‌آورد که کارها را  برون‌سپاری کنند، آن‌ها بدون آنکه متوجه طعنه‌آمیز بودن جواب‌شان باشند،  به او می‌گویند: «وقت همچین کاری رو ندارم!»برای به‌دست آوردن زمان، باید زمان صرف کنید. اما مانند سود مرکب، در بلندمدت خیلی بیش‌تر از زمانی که هزینه کرده‌اید، صرفه‌جویی خواهید کرد.«ولی انجام این کار هر روز فقط چند دقیقه  وقتم رو می‌گیره!» اگر انجام کاری تنها ۵ دقیقه وقت‌تان را بگیرد و در روز  پنج تا از این کارها داشته باشید، سالانه به اندازه‌ی ۱۵ روز کاری از زمان  خودتان را صرف این خرده‌کاری‌ها کرده‌اید. تازه اگر از هزینه‌های جابه‌جایی بین فعالیت‌ها نیز صرف‌نظر کنیم.برای برون‌سپاری فعالیت‌های کم‌ارزش، از این ابزارها استفاده کنید:برای کارهای روزمره: GetMagic.com و TaskRabbit.comبرای فعالیت‌های خلاقانه و همکاری مجازی: Upwork.com و Freelancer.comادامه‌ی این مطلب و سه راهکار باقیمانده را در وبلاگ زیگ مطالعه کنید.</description>
                <category>امین بهره‌مند</category>
                <author>امین بهره‌مند</author>
                <pubDate>Thu, 06 May 2021 06:02:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دره‌ی یادبود</title>
                <link>https://virgool.io/Bazibaan/monument-valley-ewmvoqxaavvs</link>
                <description> دره‌ی یادبود مخصوص کسانی است که دوست دارند حین بازی کردن هم به تماشای  منظره‌های زیبا بنشینند، هم به موسیقی پس‌زمینه‌ی دلنشینی گوش بسپارند و  البته کمی به سلول‌های خاکستری مغزشان ورزش دهند. این چه بازی‌ای است؟دره‌ی یادبود یا Monument Valley یک بازی فکری برای سیستم‌عامل‌های  موبایلی است که در هر مرحله شما وظیفه دارید به شاهزاده Ida کمک کنید تا  معماهای بازی را حل کند.در اکثر داستان‌های پریان معمولا گناهکاران به شکل حیوان مسخ می‌شوند،  اما در این بازی ماجرا برعکس است. شاهزاده به خاطر دزدیدن اجسام هندسی مقدس  به شکل انسان مسخ شده و حالا این وظیفه به او محول شده تا تمامی این اجسام  را به جایگاه اصلی‌شان برگرداند. بلکه موردبخشش واقع شود و به شکل اصلی‌اش  بازگردد. بازی ۱۰ مرحله دارد و در هر مرحله شما در یک قلعه‌ی هزارتومانند  قرار گرفته‌اید و باید یک جسم هندسیِ مقدس را به بالاترین نقطه‌ی قلعه  برسانید.چرا بازی خوبی است؟گرچه شاید داستان بازی در نگاه اول جذاب باشد، اما حرف من را بپذیرید که  داستان کمترین جذابیت بازی و شاید حتی ضعیف‌ترین قسمت آن است. اما دره‌ی  یادبود نقاط قوت فراوانی دارد. شما برای رسیدن به بالای قلعه‌ها باید  معماهای مختلفی را حل کنید. معماهایی که اکثرا برای حل آن‌ها باید نوع  نگاهتان به دنیای بازی را تغییر دهید. دنیای دره‌ی یادبود دنیای منحصر به  فردی است که قوانین خاص خودش را دارد و می‌توانید در مسیرهایی حرکت کنید که  شاید در دنیای منطقی روزمره‌مان غیرممکن است. در مراحل ابتدایی معماها  آسان‌اند و تازه با فضای بازی آشنا می‌شوید. اما هرچه پیش می‌روید معماها  سخت‌تر می‌شوند. آنقدر سخت که شاید کلافه‌تان کنند. از معماها که بگذریم طراحی المان‌های بازی چشم‌نواز است. فضای بازی  آنچنان رویایی است که می‌تواند شما را غرق خودش کند. گفته می‌شود که طراحان  استودیوی Ustwo برای طراحی قلعه‌های بازی از طراحی کاخ‌ها و معابد مشهور  دنیا الهام گرفته‌اند. در کنار طراحی جذاب نمی‌شود از موسیقی آرام، شنیدنی و  مرموز بازی گذشت که به خوبی با فضای دره‌ی یادبود همخوانی دارد.دره‌ی یادبود نشان داد که می‌توان در پلتفرم‌های موبایلی هم بازی‌هایی با کلاس بالا طراحی و تولید کرد.به چه کسانی توصیه می‌شود؟اگر به بازی‌های پازلی و معمایی علاقه‌مندید این بازی مطمئنا مناسب  شماست. اگر دوست دارید هنگام بازی کمی فکر کنید و می‌خواهید در کنار  بازی‌های روزمره و مفرحی که معمولا تا حدودی بر پایه شانس هستند یک بازی  جدی‌تر انجام دهید، این بازی مناسب شماست. و در نهایت اگر دوست دارید از  طراحی زیبا و موسیقی جذاب حین بازی لذت ببرید، مطمئنا باید دره‌ی یادبود را  امتحان کنید.امتیاز بازی چطور است؟دره‌ی یادبود چه در گوگل ‌پلی ‌استور و چه در اپ ‌استور اپل با استقبال  چشمگیری روبه‌رو شده. هر دو مارکت بزرگ موبایلی دنیا این بازی را به عنوان  بازی برگزیده انتخاب کرده‌اند و در سال ۲۰۱۴ (سال عرضه‌ی بازی) موفق شده  جایزه بهترین بازی اپل و بهترین طراحی اپل را هم از آن خود کند. در اپ  استور میانگین امتیاز بازی ۴٫۶ از ۵ و در گوگل‌ پلی استور ۴٫۸ از ۵ است که  نشان می‌دهد بازی توانسته گیمرهای موبایلی را راضی کند.بسته‌های الحاقییکی از جدی‌ترین ایرادات وارد به دره‌ی یادبود، کوتاه بودن بازی است.  اگر حوصله به خرج دهید شاید حداکثر در دو ساعت بتوانید هر ده مرحله بازی را  تمام کنید که در ازای ۳٫۹۹ دلار قیمت بازی مدت خیلی کمی است. به همین دلیل  سازندگان دو بسته الحاقی برای بازی ارائه کرده‌اند که به مراتب از بازی  اصلی سخت‌تراند و تمام کردنشان بیشتر زمان می‌برد. . بسته الحاقی Ida’s  Dream که رایگان است و بسته الحاقی Forgotten Shores که باید برای باز  کردنش ۱٫۹۹ دلار اضافی بپردازید.از کجا دانلود کنیم؟همان‌طور که اشاره کردم بازی ۳٫۹۹ دلار قیمت دارد. البته ایرانی‌ها عادت  ندارند برای محتواهای دیجیتال پول پرداخت کنند، چه برسد به بازی‌های  موبایلی. من به شخصه از مدت‌ها پیش دوست داشتم این بازی را تجربه کنم، اما  به خاطر اینکه در نسخه‌های کرک شده نمی‌توان بازی را به گوگل پلی گیمز متصل  کرد قیدش را زده بودم. تا اینکه مدتی پیش این بازی برای مدت محدودی در  گوگل پلی استور رایگان شد و من هم از خدا خواسته بازی را رایگان و قانونی  دانلود کردم. البته حالا دیگر این امکان وجود ندارد و برای دریافت قانونی  این بازی باید ۳٫۹۹ دلار پرداخت کنید.اما نسخه کرک شده این بازی نیز در دسترس است که بر خلاف نسخه قانونی  می‌توانید به رایگان بسته الحاقی Forgotten Shores را هم در آن بازی کنید.  گرچه طفره‌زن استفاده از نسخه‌ی کرک‌ شده را توصیه نمی‌کند، اما اگر تمایل  داشتید می‌توانید از وب‌سایت فارسروید آن را دریافت کنید.برای کاربران آی‌او‌اس توصیه‌ای به جز پرداخت ۳٫۹۹ دلار و خریدن قانونی بازی به ذهنم نمی‌رسد.دریافت بازی از گوگل پلی استور دریافت بازی از اپ استور به‌روزرسانی: دوستانم که نسخه‌ی کرک شده را نصب کردند به من اطلاع  دادند که بازی بدون مشکل به گوگل‌ پلی‌ گیمز متصل می‌شود. پس اگر نسخه‌ی  کرک شده را نصب کنید از این بابت هم نگرانی نخواهید داشت :دیتوصیه‌های طفره‌زنسعی کنید با هدفون بازی کنید تا تجربه‌ی بهتری داشته باشید. موسیقی بازی بسیار دلنشین است و کاملا شما را در خود غرق می‌کند.یک ویژگی خوب دره‌ی یادبود این است که هم برای صفحه‌ نمایش‌های کوچک  (موبایل‌ها) و هم برای صفحه نمایش‌های بزرگ‌تر (تبلت‌ها) بهینه‌سازی شده.  بنابراین اگر تبلت دارید نگران کم شدن کیفیت تصاویر نباشید. حتی باید  اعتراف کنم که تجربه‌ی دره‌ی یادبود در تبلت بسیار دلنشین‌تر است.اگر نسخه‌ی قانونی بازی را خریده باشید می‌توانید از قابلیت ذخیره‌ی  ابری آن استفاده کنید. مثلا در تبلت یک مرحله را رد کنید و بعدا در موبایل  بازی را ادامه دهید.بازی نسخه‌ی دومی هم دارد که مثل نسخه‌ی اول بازخوردهای خوبی دریافت  کرده. اما من بازی‌اش نکرده‌ام و اگر روزی به سراغش رفتم و احساس کردم به  خوبی نسخه‌ی اول است، معرفی جداگانه‌ای برایش خواهم نوشت.در مراحل آخر بازی اصلی یا مراحل بسته‌‌های الحاقی حوصله به خرج دهید.  اگر در نگاه اول نتوانستید معما را حل کنید ناامید نشوید. شاید لازم باشد  کمی با مکانیزم‌های بازی سر و کله بزنید. فورا سراغ تقلب‌ اینترنتی نروید.  معماهای بازی هیچکدامشان آنقدر سخت نیستند که خودتان نتوانید حلشان کنید.مراحل این بازی را می‌توان چندین و چند بار تکرار کرد و به واسطه‌ی آن  برای دقایقی از دنیای خسته‌کننده‌‌ای که همه‌مان درگیرش هستیم جدا شد.این مطلب پیش از این در وب‌سایت طفره‌زن منتشر شده بود.</description>
                <category>امین بهره‌مند</category>
                <author>امین بهره‌مند</author>
                <pubDate>Sun, 29 Jul 2018 12:46:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وای از این وابستگی!</title>
                <link>https://virgool.io/@quibbler/internet-dependence-dkxmp9kjtdr6</link>
                <description>مادربزرگی دارم که همیشه وقتی خانواده دور هم جمع می‌شود از اینکه  بچه‌ها -و حالا بزرگ‌ترها- سرشان توی گوشی‌شان است شکایت دارد. غر می‌زند  که پدربزرگم مدارم سر کامپیوترش است و اخبار را با آن چک می‌کند. کلا به  تکنولوژی جدید اعتقادی ندارد و از آن شاکی است.احتمالا همه‌ی ما در خانواده‌هایمان چنین افرادی داریم. اگر خوش‌شانس  نباشید و پدر و مادرتان با موج تکنولوژی همراه نشده باشند، احتمالا شما هم  کم و بیش سرکوفت‌هایی برای این وابستگی‌تان به اینترنت شنیده‌اید. در مورد  اینکه چقدر بد است که بچه‌های این دوره و زمانه بیشتر وقتشان را با اینترنت  می‌گذرانند، اینکه اینترنت جامعه را خراب کرده، اینکه دوستی‌های فضای  مجازی تا چه حد آسیب‌زننده و پوچ است و الی آخر. فضای رسانه‌ای کشور هم  البته به این جو و ساختن «هیولا» از فضای مجازی دامن می‌زند.چند وقت پیش مودم اینترنتم برای دومین بار طی سه چهار سال سوخت. در حالت  عادی شاید اتفاق خاصی نباشد. بالاخره آدم مودم جدیدی می‌خرد و روز از نو  روزی از نو. تازه الان که اینترنت همراه هم همه جا هست. اما مشکل من این  بود که اولا اینترنت همراهم چندان خوب آنتن نمی‌داد و ثانیا تمام کارهایم  مختل شده بود. قصه را کوتاه می‌کنم، من که تا جای ممکن آنلاین خرید می‌کنم  این بار هم آنلاین یک مودم سفارش دادم، اما از آنجا که حداقل تا دو روز بعد  مودم جدید به دستم نمی‌رسید و تمام کارهایم عقب مانده بود مجبور شدم  سفارشم را لغو کنم و شبانه بروم و حضوری مودم جدیدی بخرم.این اتفاق باعث شد بدجور در فکر فرو برم. از خودم بپرسم از کی تا به این  حد به اینترنت «محتاج» شدم که حتی نمی‌توانم دو روز بدون آن دوام بیاورم؟  چرا این‌قدر کار و زندگی‌ام به چیزی وابسته است که حداقل در این کشور اصلا  نمی‌توان روی بود و نبودش حساب کرد؟ کجای راه را اشتباه رفته‌ام؟ شاید بهتر  باشد از این وابستگی‌ام کم کنم. خرده عذاب وجدانی داشتم. حرف‌های  مادربزرگم در ذهنم رژه می‌رفتند. اما در نهایت به سوال کلی‌تری رسیدم. آیا  واقعا «وابستگی» به اینترنت بد است؟در اینکه اینترنت زندگی ما را شدیدا تحت تاثیر خودش قرار داده و بسیاری  از مناسبات بین آدم‌ها را متحول کرده شکی نیست. اما به این نتیجه رسیده‌ام  که وابستگی به اینترنت نه خوب است و نه بد. اتفاقی اجتناب‌ناپذیر است.  همواره آدم‌ها در برابر تکنولوژی جدید مقاومت می‌کنند، اما تاریخ نشان داده  در نهایت همیشه تکنولوژی بوده که خودش را به مردم ثابت کرده است. مثلا آیا  نویسنده‌‎ها، روزنامه‌نگارها و… می‌توانند تصور کنند که کامپیوتری برای  تایپ مطالبشان نداشته باشند و مجبور شوند تمام مطالبشان را دستی بنویسند؟  شما می‌توانید تصور کنید که خودرویی وجود نداشته باشد و برای تردد به  استفاده از روش‌های سنتی (سواری گرفتن از حیوانات) روی بیاورید؟ کسی  می‌تواند دنیای بدون تلفن را تصور کند؟پاسخ تمام این سوالات منفی است. اینترنت هم جلوه‌ی جدید تکنولوژی است  (البته شاید استفاده از کلمه‌ی «جدید» خیلی دقیق نباشد، چون چندان هم جدید  نیست) و زندگی همه‌ی ما (در ایران شاید کمی دیرتر از بقیه نقاط جهان) به آن  وابسته می‌شود. شدیدا هم وابسته می‌شود و راه گریزی از آن نیست. همان‌طور  که به ماشین، تلفن، کامپیوتر و… وابسته شدیم.اینترنت یک ابزار است. ابزاری قدرتمند که مطمئنا تاثیر زیادی روی زندگی  همه‌ی ما دارد و خواهد داشت. وابستگی افراد به آن هم به مرور افزایش پیدا  می‌کند. پس بهتر است به استفاده‌مان از آن ادامه دهیم و کمتر به خاطر این  وابستگی به خودمان عذاب وجدان بدهیم.پی‌نوشت: البته منظور من از وابستگی در این نوشته آن وابستگی شدیدی که  «اعتیاد» خوانده می‌شود نیست. اعتیاد در هر چیزی بد است. چه اینترنت، چه هر  چیز دیگر.این مطلب را پیش از این در طفره‌زن منتشر کرده بودم.</description>
                <category>امین بهره‌مند</category>
                <author>امین بهره‌مند</author>
                <pubDate>Mon, 04 Jun 2018 14:31:42 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>