<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رادیو عادی | Radio Adi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@radioadi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 07:33:02</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/769708/avatar/ERMEGB.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رادیو عادی | Radio Adi</title>
            <link>https://virgool.io/@radioadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نکاتی از کتاب «تختخوابت را مرتب کن»</title>
                <link>https://virgool.io/@radioadi/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%AE%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%A8-%DA%A9%D9%86-vpgksg9zljjx</link>
                <description>یک شاگرد واقعی، درس خود را از هر کسی که می‌بیند می‌آموزد. گاهی این فرد، اندیشمندی است که هزاران سال از مرگش می‌گذرد یا کهنه سربازی است که در نبردهای مختلف شرکت کرده است. وقتی سعی کنیم به جای قضاوت کردن یا خط‌کشی دیگران از تجربه آن‌ها توشه‌ای برداریم با ابعاد جالبی از وجود خودمان آشنا می‌شویم. در واقع، این موضوع ما را به یک قرار ملاقات با خودمان دعوت می‌کند.جان سی. مکسول:«گاهی وقت‌ها کوچکترین قدم در مسیر درست، تبدیل به بزرگترین قدم در زندگی شما می‌شود.»از کوچک‌ترین چیزها برای تغییر خودتان بهره بگیرید؛نکته‌ای که در کتاب «تختخوابت را مرتب کن» بر ان تاکید می‌شود قدرت پنهان در کارهای کوچک است. برخی از ما برای تغییر کردن به دنبال بهانه‌های بزرگ می‌گردیم. چون فکر می‌کنیم زندگی‌مان با وجود آنها حتما تغییر خواهد کرد. مثلا پول زیادی خرج می‌کنیم تا در فلان همایش خارجی شرکت کنیم چون فکر می‌کنیم که سخنران آن چیزی تازه برای تغییر ما در چنته دارد. غافل از آنکه مهم‌ترین چیزهایی که می‌توانند به آهستگی زندگی ما را تغییر دهند بسیار به ما نزدیک هستند. در نتیجه لازم نیست به جای دوری برویم یا پول زیادی خرج کنیم تا آن حقیقت مهم را از زبان فرد دیگری بشنویم.ما باید به اولین کار روزانه خود بازگردیم و واکنشمان را نسبت به آن اقدام تغییر دهیم. اولین کاری که هر روز می‌کنید چه چیزی است؟ باز کردن چشم‌هایتان؟ فکر کردن به کارهایی که باید در آن روز انجام دهید؟ مرتب کردن خودتان و تختخوابتان؟ اولین کار، اولین مبارزه در دقیقه‌های آغازین روز شما است. این کار، بسیار ساده اما بسیار قدرتمند و تاثیرگذار است. چون ذهن شما را برای ادامه یک روز سرشار از انگیزه و امید آماده می‌کند. پس اولین کار خود را به بهترین شکلی که می‌توانید انجام دهید. سپس بگذارید انرژی این موفقیت صبحگاهی بقیه روزتان را سرشار از زیبایی و قدرت کند.صدای یک گروه، بلندتر از صدای یک نفر است؛اصرار به تنها انجام دادن کارها، مسیری مستقیم به سمت نابودی و تجربه راندمان پایین است. بزرگ‌ترین موفقیت‌ها و شادی‌هایی که تاریخ زمین به خود دیده است، نتیجه انجام کارهای گروهی بوده‌اند. خاموشی آتش جنگ‌های جهانی، لذت تماشای مسابقه‌های جام جهانی، تغییر حکومت‌های فاسد و زورگو و پیشرفت‌های شگفت‌انگیزی که مسیر حرکت جامعه را تغییر دادند تنها نمونه‌هایی کوچک از قدرت کار گروهی به شمار می‌روند.یکی از علت‌هایی که افراد را به سمت انجام کارهای انفرادی سوق می‌دهد، ترس از انتقاد است. به قول «ناپلئون هیل»: «نگران آنچه دیگران می‌گویند، می‌اندیشند یا انجام می‌دهند نباشید. بلکه گردن ترس از انتقاد را بفشارید.» وقتی وارد یک گروه می‌شوید همانند تکه سنگی هستید که به تازگی در مسیر رودخانه قرار گرفته است. اگر استقامت کنید و سر جایتان بمانید، گوشه‌های تیز سنگ وجودتان با آب و سنگ‌های دیگر آن‌قدر به هم سابیده می‌شوند که دیگر جای تیزی در وجودتان باقی نمی‌ماند. البته این بدان معنا نیست که شما به شکل دیگران درمی‌آیید. بلکه به معنی هماهنگی شما با دیگران و تبدیل شدن من به ما است. رابطه‌ای که در اثر این هماهنگی و هارمونی میان شما و اعضای آن تیم به وجود می‌آید به شما این امکان را می‌دهد که از پس سخت‌ترین کارها بربیایید و حتی اگر بخواهید، جهان را تغییر دهید.مارتین لوتر کینگ:«معیار واقعی انسان، جایی نیست که هم‌اکنون در آن ایستاده است. مهم این است که در وقت چالش و در زمان مشکلات در کجا قرار می‌گیرد.»شما به اندازه شجاعت قلبتان پیروز می‌شوید؛کتاب «تختخوابت را مرتب کن» ماجرایی آشنا اما جدید از شجاعت قلب‌ها است. در این کتاب به این نکته توجه شده که: «تنها معیاری که میزان بزرگی ما را مشخص می‌کند، وسعت قلبمان است.» البته افراد کوچک زیادی هستند که این مورد را قبول ندارند. بیشتر آنها حتی یک بار هم به بزرگ‌تر شدن، برداشتن یک قدم بیشتر و تحمل شرایط دشوار فکر نکرده‌اند. من هم به این موارد فکر نکردم. چون تک‌تک آنها را در طول سال‌هایی که در ارتش بودم با پوست و گوشت و استخوانم تجربه کردم. بعد از گذشت سال‌ها و تجربه روزهای خوب و بد، پیروزی و شکست به این نتیجه رسیدم که ما انسان‌ها نه به اندازه پول، تجهیزات، امکانات و نه حتی به اندازه قدرت سیاسی بلکه به اندازه بزرگی و وسعت قلبمان به موفقیت می‌رسیم. قلب شجاع و بزرگ، تنها دارایی واقعی ما به هنگام سختی است. یک قلب بزرگ، چراغ امید را در وجود ما روشن نگه می‌دارد و این همان دلیلی است که باعث می‌شود عده‌ای در زندگی خود دست به انجام کارهای فوق‌العاده بزرگ بزنند.بجنگید! به دنبال یک زندگی عادلانه نباشید؛زندگی جنگ نیست، اما گاهی به میدان جنگ تبدیل می‌شود. در این میان تلاش‌های شما برای داشتن یک زندگی بهتر، ثروت بیشتر یا موقعیت مناسب‌تر در کمتر از یک لحظه به باد فنا می‌روند؛ گویی که از ابتدا وجود نداشته‌اند. هر کدام از ما دست‌کم یک بار در چنین موقعیت‌هایی قرار گرفته‌ایم. اما تنها تعداد انگشت‌شماری می‌توانند در مقابل این طوفان‌های ناگهانی مقاومت کنند.شاید با خودتان فکر کنید که این افراد، حتما انسان‌هایی قوی هستند. اما موضوع اصلی، قوی بودن نیست. چیزی که باعث می‌شود عده‌ای این بحران‌ها را به خوبی سپری کنند و چشمشان به جمال آفتاب بعد از طوفان روشن شود، هدفی است که به آن نگاه می‌کنند. بیشتر ما به هنگام درگیر شدن با ناعدالتی‌های زندگی، دست از همه چیز می‌کشیم و روزگار خود را با گریه و زاری، خشم، غر زدن یا ناسزا گفتن سپری می‌کنیم.اما واکنش درست به این موقعیت‌ها، صبور بودن و چشم دوختن به صبح آفتابی آینده است. به عنوان کسی که بیش از سی سال در سخت‌ترین طوفان‌های عمرش زنده مانده است به شما یک جمله را می‌گویم:«هرگز تسلیم نشوید. طوفان هر چقدر هم که سخت و خشن باشد، آفتاب دوباره طلوع می‌کند.»از شکست نترسید. شکست، غول نیست؛در بخشی از کتاب «تختخوابت را مرتب کن» به ماجرای ترس از شکست اشاره شده است. ترس از شکست، آن را به یک غول بی‌ شاخ و دم تبدیل می‌کند. در حالی که اگر به آن نزدیک شویم به جای یک موجود ترسناک، دوستی مهربان و معلمی دلسوز را پیدا می‌کنیم. قبول دارم که شکست خوردن ماجرایی دردناک است اما هیچ شکستی بی‌دلیل نیست. اگر مسافری کنجکاو باشید، می‌توانید به قلب شکست نفوذ کرده و جایزه پنهان خودتان را از آن بگیرید.بزرگ‌ترین تاجران جهان و موفق‌ترین کسانی که روی این کره خاکی زندگی می‌کنند رکورددار بیشترین و بزرگ‌ترین شکست‌ها هستند. نصیحت مشترک آنها هم این است که تا می‌توانید در زندگی‌تان شکست بخورید. زیرا این شکست‌ها هستند که حرکت در مسیر درست را به شما نشان می‌دهند. از این گذشته، شکست شما نشانه برتری‌تان نسبت به دیگران است. چون در مقایسه با کسانی که فقط حرف می‌زنند، شما جانانه وارد میدان شده‌اید و مبارزه کرده‌اید. در نتیجه، کمترین دستاورد شما از شکست‌هایتان آشنایی با میدان نبرد است. نترسید. چیزی که شما نکشد، قوی‌ترتان می‌کند.ادگار گست، شاعر آمریکایی:هزاران نفر به تو می‌گویند، نمی‌تواند بشود. هزاران نفر شکست را پیش‌بینی می‌کنند. هزاران نفر یک‌به‌یک به تو اشاره می‌کنند و خطرهایی را نشانت می‌دهند که دوست دارند تو را احاطه کنند. اما کافی است کت خود را دربیاوری و دوباره به تن کنی. کافی است شروع به خواندن کنی و بگویی: «شاید نتوان انجامش داد اما من می‌توانم!»امید، شما را زنده نگه می‌دارد؛گاهی خشم، ناراحتی و انبوهی از مشکلات به یک باره بر سر انسان آوار می‌شوند. این همان زمانی است که تقلای چشمانتان برای یافتن کور سویی از روشنایی راه به جای نمی‌برد. چون در تاریکی مطلق قرار گرفته‌اید. در این هنگام هیچ چیزی به جز امید، نمی‌تواند شما را نجات دهد؛ امید به تمام شدن مشکلات، رسیدن به روشنایی، کشیدن یک نفس راحت و آزادی.امید نیرویی است که انسان را زنده نگه می‌دارد و با نشان دادن چشم‌اندازهای زیبای آینده، قدرت اقدام را در وجودش بیدار می‌کند. این موضوعی است که نویسنده در کتاب «تختخوابت را مرتب کن» بارها به آن اشاره کرده است. گذشته از این، روشن کردن چراغ امید در قلب دیگران هم کار سختی نیست. یک نفر به تنهایی می‌تواند به هزاران نفر امید بدهد. چون امید مانند لبخند به شدت مسری است. شاید علت قدرت آن این باشد که بدون واسطه با قلب انسان‌ها ارتباط برقرار می‌کند.امیدوار باشید. یک انسان امیدوار، ذهن خود را زلال و شفاف نگه می‌دارد و به نیروهای منفی اجازه نمی‌دهد که جلوی دیدگانش را بگیرند و آینده را به سرنوشت زمان حال دچار کنند. سرنوشت روزهای سخت چیزی جز تمام شدن نیست. پس بُرد با کسانی است که امیدوار زندگی می‌کنند.به قول «جان سی. مکسول»:«اگر امید در آینده باشد، قدرت در زمان حال خواهد بود.»تسلیم شدن آسان است، اما هر کار آسانی درست نیست؛در زندگی، موقعیت‌های کوچک و بزرگ زیادی پیش می‌آیند که با تمام وجودتان دوست دارید همه‌چیز را کنار بگذارید و تسلیم شوید. در حقیقت، تسلیم شدن همیشه راحت‌ترین کار ممکن است. اما آیا همه کسانی که تسلیم می‌شوند زندگی خوبی خواهند داشت؟ تسلیم شدن، یک شکست بزرگ درونی است. وقتی تسلیم می‌شوید، در عمل نشان می‌دهید که به توانایی‌هایتان هیچ اعتمادی ندارید. این موضوع، ته‌مانده اعتماد به نفستان را نابود می‌کند و شما را چندین درجه از چیزی که بودید پایین‌تر می‌کشاند.در نقطه مقابل، تسلیم نشدن و جنگیدن کار بسیار دشواری است. شاید در طول لحظه‌هایی که با مشکلات، شرایط سخت و حتی گاهی با خودتان، مبارزه می‌کنید درد بکشید، اشک بریزید و آرزو کنید که ای کاش زودتر همه‌چیز تمام شود. اما در واقع شما در حال ساختن خودتان هستید. هر لحظه که می‌گذرد ناخالصی‌های بیشتری را از طلای وجودتان خارج می‌کنید و با گوهرهای تازه‌ای از درونتان آشنا می‌شوید.شاید بد نباشد حقه‌ای کوچک از کتاب «تختخوابت را مرتب کن» را به شما یاد بدهم. هرگاه شرایط آن‌قدر سخت شد که تا تسلیم شدنتان فقط یکی دو ثانیه باقی مانده بود، به خودتان بگویید: «فردا تسلیم می‌شوم؛ فردا دست از این کار می‌کشم، دیگر تمرین نمی‌کنم، درد نمی‌کشم، خُرد نمی‌شوم. اما امروز، فقط همین امروز تسلیم نمی‌شوم. فقط همین امروز به مبارزه کردن ادامه می‌دهم و به همه دنیا ثابت می‌کنم که من می‌توانم.» وقتی روزبه‌‌روز مبارزه کنید، تسلیم نشوید و به جنگیدن ادامه دهید، پیروز خواهید شد.سایمون سینک، نویسنده:«تسلیم نشو. هرگز از ساختن دنیایی که می‌توانی ببینی منصرف نشو، حتی اگر دیگران نمی‌توانند آن را ببینند.»باور کنید! شما می‌توانید دنیا را تغییر دهید؛هر حرکتی که در زندگی خود می‌کنید روی این جهان تاثیر می‌گذارد. مثلا وقتی بی‌تفاوت از کنار یک پوست موز رد نمی‌شوید و آن را از وسط خیابان بر می‌‌دارید، دنیا را تغییر می‌دهید. چون با این کارتان جان راننده‌ای که قرار است در این مسیر حرکت کند را نجات می‌دهید. آن راننده که زندگی‌اش را مدیون شما است، صاحب فرزندی می‌شوند. فرزند او به یک پزشک تبدیل می‌شود و در طول زندگی خود جان هزاران انسان را نجات می‌دهد. هر کدام از انسان‌های نجات یافته به شیوه خودشان افراد دیگری را نجات می‌دهند یا امید را به زندگی میلیون‌ها نفر دعوت می‌کنند. می‌بینید چقدر قدرتمند هستید؟ما انسان‌ها در اثر یک سوءتفاهم بزرگ، فکر می‌کنیم از یکدیگر جدا هستیم. در حالی که تک‌تک ما مثل دانه‌های زنجیر به هم متصل هستیم و روی یکدیگر تاثیر می‌گذاریم. در واقع، شما به اندازه خودتان و بسیار فراتر از چیزی که فکرش را می‌کنید در حال تغییر دادن دنیا هستید.پیام اصلی نویسنده در کتاب «تختخوابت را مرتب کن» «ویلیام اچ مک‌ریون» فرمانده بازنشسته نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا است. او که اکنون ریاست دانشگاه تگزاس را بر عهده دارد، کارش را با یک سخنرانی ویژه برای دانشجویان همین دانشگاه آغاز کرد. او می‌خواست نکته‌هایی که در دوره‌های سخت آموزشی و روزهای حضور در جنگ‌های مختلف آموخته بود را در اختیار این دانشجویان قرار دهد.بعدها وقتی فهمید مردم عادی چقدر تحت تاثیر تجربه‌های او قرار گرفته‌اند دست به قلم شد و سخنرانی خود را به کتاب کوچکی تبدیل کرد. درس‌هایی که ویلیام در کتاب «تختخوابت را مرتب کن» برای مردم غیرنظامی نوشت برآیندی از تجربه‌های شخصی او بودند که استقامت و قدرت ذهنی‌اش را به سختی فولاد کردند. او می‌خواست مردم عادی با خواندن تجربه‌هایش امیدی تازه برای تاب آوردن در مقابل مشکلات به دست بیاورند</description>
                <category>رادیو عادی | Radio Adi</category>
                <author>رادیو عادی | Radio Adi</author>
                <pubDate>Fri, 29 Oct 2021 13:50:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افراد حسود، عاملی برای موفقیت</title>
                <link>https://virgool.io/@radioadi/%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%B3%D9%88%D8%AF-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-sjesjgz81fpu</link>
                <description>همه ما قطعا این رفتار را در زندگی خودمان دیده ایم، افراد حسود تاثیر منفی خود را به سادگی به زندگی دیگران وارد می کنند، اما ما دوست نداریم مورد حسادت و کم لطفی دیگران قرار بگیریم؛ حقیقت این است که معاشرت با افراد حسود اجتناب ناپذیر است.در ادامه به 10 نکته مهم اشاره می کنم که با استفاده از آنها می توانید از رفتار افراد حسود در جهت دستیابی به موفقیت بیشتر بهره ببرید.- بیاید شروع کنیم؛1 . اگر به شما حسودی می شود، یعنی در مسیر درست زندگی قرار دارید.بودن تعدادی افراد حسود در اطرافتان این پیام را القا می کند که به موفقیت قابل توجه ای دست یافته اید.اگر در زندگی تان هیچ کار مهمی انجام نداده اید یا موفقیتی نصیب تان نشده است، پس دلیل هم وجود ندارد که به شما حسادت شود چون نتوانسته اید توجه کسی را جلب کنید و در این صورت قطعاً انتقادی هم در کار نخواهد بود. &quot;حسادت ها نشان دهنده درست بودن کارهایی است که انجام داده اید.&quot;2. متفاوت از رفتار و اخلاق آنها عمل کنید.مواجه با رفتار های زشت دیگران، به شما می آموزد که نسبت به اطرافیان تان پذیراتر باشید.به جای تکرار رفتار هایی که حسود ها در مقابل دیگران انجام می دهند، رفتار برعکس آن ها را در پیش بگیرید. با چنین نگرشی، آگاهی و همدلی تان نسبت به احساسی که دریافت بازخورد منفی در اطرافیان ایجاد می کند، ارتقا پیدا می کند.3. خود را با انتقادات آنها ارزیابی کنید.اکثر از انتقاد ها به خاطر حسادت بیان می شود، اما باز هم گاهی اوقات ممکن است با انتقادی درست و به جا روبرو شوید.در این مواقع ناراحت نشوید، بلکه به حرفی که دیگران می زنند خوب گوش کنید. گاهی انتقادات سازنده به شما کمک می کند به آدم بهتری تبدیل شوید.4. تواضع بیشتری داشته باشید.بدون شک شما موفقیت بیشتری از آدم های حسود دارید که سعی می کنند شرایط را برایتان سخت کنند.در هر صورت باید در واکنشی که دارید متواصع تر باشید. نیاز نیست خودستایی کنید یا اینکه اعتبار خود را به تائید برسانید، بلکه فقط سعی کنید واکنش خود را متواضع و محترمانه نشان دهید.&quot;قطعاً این یک رفتار و عادت بسیار خوب است که باید بیاموزید.&quot;5. تعارض ها را بهتر حل و فصل کنید.برخورد با آدم های حسود، فرصتی فراهم میکند تا بهتر بتوانید تعارض ها را حل و فصل کنید.شاید شما را در فضای مجازی یا در برخورد حضوری به چالش بکشند و موقعیت سختی برایتان ایجاد کنند، باید سعی کنید از این فرصت برای آموختن بیشتر درباره تعارض ها استفاده کنید. &quot;گاهی هم باید بگذرید و هیچ پاسخی ندهید، در برخی موارد هم باید کمی متفاوت باشد.&quot;6. یادبگیرید خشم تان را کنترل کنید.شاید افراد حسود حرفی بزنند که شما را بسیار خشمگین و عصبانی کند؛ اما باید یاد بگیرید خشمتان را کنترل کنید و واکنش خود را به آرامی بروز دهید. دلیلی وجود ندارد که شخص دیگری بتواند لحظه شما را از بین ببرد و این یعنی کنترل خشم در برابر افراد حسودی که می خواهند توجه شما را جلب کنند.بعداً بدون شک نتیجه این توانایی را در زندگی خود مشاهده خواهید کرد.7.تاثیر منفی برخورد با حسودان را نادیده بگیرید.ما نمی توانیم تمام اطرافیان مان را مجاب کنیم که دوست مان داشته باشند. به همین خاطر می توان از افراد حسود به عنوان افرادی ارزشمند برای یادگیری این درس استفاده کنیم.قبول این مسئله به شما این امکان را می دهد تا توجه تان را روی مسائلی بگذارید که اهمیت بیشتری دارند؛ مثلاً حضور داشتن در لحظه و چالش هایی که با آن مواجه هستید و یا تلاش برای تبدیل شدن به انسانی بهتر.8. از حضور افراد حسود برای داشتن تفکری مستقل تر استفاده کنید.شاید با توهین های فردی مواجه شوید که باور ها و شخصیت شما را زیر سوال میبرد. شما نمی توانید خود را با باور های فرد دیگری مطابقت دهید. اگر یادبگیرید خود را به خاطر همان شخصی که هستید دوست داشته باشید، ان وقت می توانید با تفکری مستقل تر زندگی کنید و قطعاً زیبایی های زندگی را مشاهدهخواهید کرد.این روش زندگی میزان موفقیت تان را افزایش می دهد.9. به افراد حسود اجازه دهید انگیزه شما باشند. «این عنوان را بلند بخوانید»اگر فکر می کنید با رسیدن به موفقیت می توانید چشم حسودان را کور کنید، پس از این فرصت به خوبی استفاده کنید و از آن به عنوان انگیزه ای برای سخت تر تلاش کردن بهره ببرید.10. قدردان موفقیت هایتان باشید.آدم های حسود به شما کمک می کنند نسبت به پیروزی های تان قدردان تر باشید.&quot;دستیابی به موفقیت بعد از اینکه افراد حسود زیادی به شما گفته اند این کار به نتیجه نمی رسد، بسیار خوشایند است.&quot;با خودت تکرار کن؛ خدایا شکرت به خاطر فرصتی که برای زندگی به من دادی، تمام تلاش ام رو میکنم تا دنیا رو هم برای خودم و هم برای دیگران جای بهتری برای زندگی کنم.</description>
                <category>رادیو عادی | Radio Adi</category>
                <author>رادیو عادی | Radio Adi</author>
                <pubDate>Tue, 19 Oct 2021 18:13:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>50 نصیحت طلایی از بزرگان</title>
                <link>https://virgool.io/@radioadi/50-%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%AD%D8%AA-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%A7%D9%86-lyv4jxwwb1rm</link>
                <description>لبخند بزن و باقدرت و اشتیاق به آدم ها سلام بده.وقتی با مردم صحبت میکنی تو چشم هاشون نگاه کن.هر از چند گاهی واسه خودت آواز بخون.به شنیدن موسیقی عادت کن.اگه مجبور شدی بجنگی اولین ضربه رو تو بزن (برای مقابله با چالش ها)راز نگه دار باش.امین باش.هرگز دست کسی رو رد نکن.هرگز از کسی ناامید نشو، ممکنه معجزه ای رخ بده.شجاع باش، اگر هم نیستی تظاهر کن چون کسی تفاوتش رو نمیفهمه.بعضی وقت ها واسه دل خودت سود بزن.هرگز علاقه بیخودی به چیزی که واقعا بهش علاقه نداری نشون نده.همسرت رو با معیار های درست انتخاب کن چون 90 درصد خوشبختی یا بدبختیت به همین وابسته است.بصورت ناشناس به مردم کمک کن، خیلی حس خوبی داره.هرگز کسی رو نامید نکن، شاید کل زندگیش به یه خرده امید وابسته باشه.کتاب بخون و دیگران تشویق به کتاب خوندن کن.وقتی با بچه ها بازی میکنی بزار برنده بشن.به آدما شانس دوباره بده، اما شانس سوم نه.عاشق شو، زندگی بدون عشق مثل فیلم های خاکستری بدون رنگه.مشتاق ترین و مثبت ترین آدمی باش که میشناسی.آروم باش اینقدر حرص نخور، هرچیزی اولش خیلی مهم به نظر میرسه.ناراحتی؟ ایرادی نداره، این نیز بگذرد.نذار موبایلت حواست رو از زندگی پرت کنه، موبایل واسه اینه که ما ازش استفاده کنیم نه اون از ما.با باختن کنار بیا، این گاهی تو زندگی اتفاق میفته اما مهم فرصت شروع دوباره بعد باخته که همیشه وجود داره.موفقیت هاتو جشن بگیر.قبل از اینکه رازت رو به کسی بگی، دوباره فکر کن.وقتی کسی بغلت میکنه صبر کن خوش دست هاشو باز کنه.متواضع باش، قبل از تو هم آدم های بزرگی بودن که کار های بزرگ کردن اما کسی نمی شناسه شون.همه چیز سادش بهتره.حواست به کسی که چیزی برای از دست دادن نداره باشه.اگر از سرزمینی گذشتی که نمی خوای دوباره برگردی پل های پشت سرت رو خراب کن؛ هرگز افسوسش رو نمیخوری.جسور باش، زندگیت که بگذره حسرت کار هایی رو بیشتر میخوری که نکردی، نه کار هایی که کردی.هرگز فرصت اینو ازدست نده که به یکی بگی دوستش داری.یادت باشه هیچکسی تنهایی کاری به جایی نمیبره، قدردان آدم هایی باش که کمکت کردن و میکنن.خودت مسئول اعمال و رفتارت باش، نزار کسی واست انتخابشون کنه.وقتی اقوام و دوستات مریض میشن حالشون رو بپرس و بهشون سر بزن.روزت رو با گوش دادن به آهنگ موردعلاقت شروع کن.گاهی از یه مسیر قشنگ (حتی دور) به سر کار برو.کارت های تشکر زیادی بفرست، روشون بنویس: از طرف کسی که فکر میکنه تو بینظیری.با عشق و اشتیاق پشت تلفن صحبت کن.همیشه یه قلم و کاغذ پیش خودت داشته باش، گاهی اوقات ایده ها نصف شب میان سراغت، به کار میاد.به هر کسی که کاری میکنه احترام بگذار، مهم نیست شغلش چیه.برای کسایی که دوست داری گل بفرست، بعدا میتونی به دلیلش فکر کنی.کافیه تو تاکسی کرایه یه غریبه رو حساب کنی تا حالش زیر و رو بشه.قهرمان زندگی خودت باش، دیگران میتونن ازت الگو بگیرن.تنها وقتی ازدواج کن که واقعا عاشق هستی.نعمت هایی رو که داری به خودت یادآوری کن.وقتی مهمون کسی هستی حتما از غذاش تعریف کن.یادت باشه 80 درصد موفقیت در هر کاری بستگی به مهارتت در برقراری ارتباط با دیگران داره.انتظار نداشته باش که تمام اتفاقات زندگی عادلانه باشه؛ اما همیشه نسبت به آینده خوشبین باش. - یجوری زندگی کن که ازت نقل کنن بدون حسرت زندگی کرد.</description>
                <category>رادیو عادی | Radio Adi</category>
                <author>رادیو عادی | Radio Adi</author>
                <pubDate>Thu, 26 Aug 2021 12:53:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشبختی، خانه ای با 12 ستون موفقیت!</title>
                <link>https://virgool.io/@radioadi/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-12-%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-e5k97quqcohb</link>
                <description> سلام دوستان، چند سال پیش من کتابی کوتاه مطالعه کردم که برای من به شخصه بسیار تاثیر گذار بود، این کتاب اثر جیم ران است، موضوع آن درباره فردی بود به نام مایکل که از نظر خود شخصی ناموفق بود و در اوج ناامیدی با باغبانی به نام چارلی آشنا میشود، بعد از زبان او مهمترین دروس زندگی آقای دیویس صاحب عمارتی که چارلی در آن مشغول به کار بود را با عنوان 12 ستون موفقیت می آموزد.جیم ران نویسنده کتاب دوازده ستون موفقیتدوست دارید آن دروس را برایتان بگویم؟عالیست، بیایید شروع کنیم:درس اول؛ زندگی وقتی تغییر می کند که خود شما تغییر کنید.اولین ستون موفقیت درباره تغییر عادات است، موفقیت هنگامی بدست می آید که از آنچه اکنون هستید، بهتر شوید. بعضی عادات در زندگی مثبت هستند و بعضی منفی. باید شروع کنید به حذف عادات بد و جایگزین کردن آنها با عادات مثبت. &quot;باید بیشتر از آن که روی شغلتان تمرکز می کنید، بروی خودتان کار کنید.&quot;آقای دیویس میگوید: در این دنیا هر موجودی به نهایت رشد خود می رسد به جز انسان. یک درخت چقدر بلند میشود؟ آنقدر که بتواند بلند شود، اما انسان مفتخر به داشتن انتخاب است. می تواند انتخاب کند بهترین باشد یا پایین ترین، اما چرا انسان آخرین حد چالش را امتحان نکند تا ببیند توانش چقدر است؟&quot;متن کتاب&quot;درس دوم؛ سالم زندگی کنید.ستون شماره دو درباره سلامت کلی است، در واقع سلامتی سه بعدی. انسان از سه بعد تشکیل شده است، جسم، روح و روان. ما جسم داریم این مشخص است، ما روح هم داریم که ماهیتی فراتر از این جهان دارد، اما روان متشکل از هوش، احساسات و اراده ماست.برخی از افراد فقط به سلامتی جسم خود اهمیت میدهند، این اشتباه است چون ما موجودی تک بعدی نیستیم، اگر می خواهید این ابعاد را درک کنید، برای شروع می توانید درباره معنویت مطالعه کنید.&quot;انسان مانند پیاز لایه لایه است، وقتی لایه ها را بکنید به هسته می رسید، معنویت در مرکز قرار دارد و مهمترین قسمت است، لایه دوم روان است و لایه خارجی جسم، استحکام هر قسمت بستگی به لایه زیرین دارد، متوجه می شوید؟&quot;آقای دیویس میگوید: باید جسمت انعکاسی از سلامت درونت باشد. اگر بروی بهتر کردن این سه بخش تمرکز کنی، خواهی دید که همه آنها قویتر خواهند شد. هر چه یک بخش قویتر شود، به قویتر شدن بخش های دیگر کمک می کند. در واقع هر سه به هم وابسته هستند. این ستون دوم موفقیت است.&quot;متن کتاب&quot;درس سوم؛ روابط خوب برقرار کنید. سومین ستون درباره روابط است. بزرگترین نعمتی که پروردگار به ما عطا کرده است وجود انسان های دیگر است. بله؛ داشتن روابط انسانی شاید سخت باشد ولی به زندگی لذت می بخشد. روابط ستون فقرات انسان هستند.&quot;برای رشد و شکوفایی هر رابطه ای صرف مداوم زمان، تلاش و تخیل لازم است.&quot;آقای دیویس میگوید: این یکی از حقایق زندگی است، انسانها بی عیب و نقص نیستند، اما گاهی اوقات رابطه با آنها مشکل است. اما همه ما به آدم های دیگر نیاز داریم، به ویژه اگر بخواهیم موفق باشیم، تو نمی توانی به خودی خود موفق شوی. در حقیقت مشکل می توان یک ثروتمند منزوی پیدا کرد!&quot;متن کتاب&quot;درس چهارم؛ به اهدافتان دست پیدا کنید.چهارمین ستون موفقیت بسیار ساده است، هر چه می خواهید را یادداشت کنید! فقط همین.نوشتن دو نکته مثبت دارد؛ اول اینکه برای یادداشت کردن مجبورید هدفی داشته باشید، این شروع خوبی است پس سعی کنید هدفی داشته باشید. دومین نکته این است که نوشتن اهداف قدرتی خارق العاده دارد که تحقق بخشیدن به اهداف است. اما مراقب باشید چون وقتی اهدافتان را می نویسید احتمالا به آنها می رسید، پس هدف درستی انتخاب کنید که در شما تغییری مثبت ایجاد کند.&quot;نمی توان سرنوشت را یک شبه تغییر داد، اما می توان جهت آن را یک شبه تغییر داد!&quot;آقای دیویس میگوید: علت اصلی تعیین هدف این است که شما را تغییر می دهد تا به آن هدف برسید، تغییری که در شما ایجاد می شود بسیار باارزش تر از هدفی است که به آن می رسید.&quot;متن کتاب&quot;درس پنجم؛ از زمانتان به درستی استفاده کنید. ستون پنجم درباره استفاده صحیح از وقت است، همه ما باید در زندگی یکی از این دو رنج را تحمل کنیم؛ رنج انضباط یا رنج حسرت. با این تفاوت که انضباط چند گرم وزن دارد اما حسرت چند تن!&quot;اگر روزتان به بهترین شکل گذشته باشد، آن را عاقلانه گذرانده اید. در هر روز فرصت های زیادی هست، ولی تنها یکی از آنها بهترین فرصت است. بهترین فرصت ها آنهایی هستند که با اهداف کلی شما متناسب اند و شما باید وقتتان را برای آنها صرف کنید. آیا شما روزتان را اینطور می گذرانید؟&quot;آقای دیویس میگوید: خیلی از افراد هستند که در زندگی برنامه و هدفی ندارند، این در واقع به معنی داشتن هدفی برای ورشکستگی است!&quot;متن کتاب&quot;درس ششم؛ با بهترین افراد معاشرت کنید.ستون ششم، ارتباطات اجتماعی. خیلی از ما دوستان و آشنایانی داریم که انسان های خوبی هستند و نیت خوبی دارند، ولی اگر تاثیرشان بر ما منفی باشد، باید تصمیم سختی بگیریم تا خود را از تاثیر منفی شان حفظ کنیم.حال باید این سوال مهم را از خود بپرسید، افرادی که با آنها رابطه دارید چه تاثیری بر شما دارند؟ آیا باید با آنها قطع رابطه کنید، رابطه را محدود کنید یا روابط تان را با آنها گسترش دهید؟&quot;یک نکته خیلی ساده وجود دارد، افرادی که با آنها ارتباط دارید، عامل تعیین کننده ای در شکل گیری طرز فکرتان هستند.&quot;آقای دیویس میگوید: زندگی راحت نیست و گاهی با تصمیم گیری های مشکلی روبرو هستیم که اگر از آنها اجتناب کنیم، در آینده برایمان گران تمام می شود. برای جذب افراد جذاب باید جذاب باشی، برای جذب افراد قدرتمند باید قدرتمند باشی. برای جذب افراد متعهد باید متعهد باشی. به جای اینکه روی افراد دیگر کار کنی، باید روی خودت کار کنی. «اگر می خواهی چیزی را جذب کنی، باید مثل آن بشوی»&quot;متن کتاب&quot;درس هفتم؛ همه عمر به دنبال یادگیری باشید.طبق ستون هفتم یک فرد موفق در تمام عمر مشغول یادگیری است، شما هم باید خودآموزی را شروع کنید. یک نکته مهم؛ آموزش رسمی برایتان درآمد کسب می کند، اما خودآموزی برایتان ثروت می آورد.&quot;یادگیری چند پایه اصلی دارد که با استفاده از آنها میتوانید زندگی خود را بهتر کنید؛ اولین اصل این است که مطالعه کنید، دومین اصل مشاهده افراد موفق و یادگیری از آنهاست و سومین اصل تفکر دائم درباره تجارب خود و تشخیص کار های درست و نادرست است.&quot;آقای دیویس میگوید: کتاب یکی از بهترین ابزار های یادگیری در طول تاریخ بشریت بوده، هست و خواهد بود. در مورد هزینه کتاب نکته مهمی وجود دارد اینکه مهم هزینه خرید کتاب نیست، بلکه هزینه ای است که باید در صورت عدم مطالعه کتاب بپردازید.&quot;متن کتاب&quot;درس هشتم؛ همه زندگی بر پایه فروش است.ستون هشتم درباره تاثیرگذاری است، همه چیز در زندگی مانند فروش است، برای درک بهتر این اصل و کاربرد وسیع آن بهتر است فروش را با مفهوم تاثیر گذاری بشناسید؛ تاثیرگذاری کلید یک زندگی موفق است. در زندگی هر کس می خواهد موفق شود، باید هنر و مهارت  تاثیر گذاری بر دیگران را یادبگیرد. در این صورت است که موفق خواهد شد.فروش = تاثیرگذاری &quot;برای اینکه بتوانید بر دیگران تاثیر بگذارید، باید کاری کنید که شما را دارای قابلیت و استعداد ببینند.&quot; آقای دیویس میگوید: اگر میخواهی در زندگی تاثیرگذار باشی باید فروشنده خوبی باشی، یعنی فروشنده و عرضه کننده ای درجه یک. به عنوان مثال؛ عرضه کننده محبت، عرضه کننده دوستی، عرضه کننده عشق.&quot;متن کتاب&quot;درس نهم؛ سطح درآمد به ندرت باعث پیشرفت فردی می شود.ستون نهم درباره رشد فردی است. یکی از اشتباهاتی که بسیاری از مردم مرتکب می شوند این است که فکر می کنند پول دنیا را به جریان می اندازد، اما این طرز تفکر درست نیست. در واقع پول عامل اصلی نیست بلکه عامل اصلی تجربیات و دانش شخصی است.برای افزایش سطح درآمدتان می توانید شروع به یادگیری تخصصی در حوزه کاریتان کنید.&quot;اگر شما تمام ثروت و دارایی یک فرد خودساخته و ثروتمند را از او بگیرید، در مدتی کوتاه دوباره آنها را جمع میکند و حتی بیشتر، چون دلیل ثرومند بودن او دارایی او نیست بلکه دانش، مهارت و تغییراتی است که آموخته و در خود ایجاد کرده است.&quot;آقای دیویس میگوید: وقتی میلیونر بشوید، می توانید همه ی پولتان را ببخشید؛ چون یک میلیون دلار نیست که اهمیت دارد، بلکه شخصیتی که در فرآیند میلیونر شدن پیدا می کنید، مهم است.&quot;متن کتاب&quot;درس دهم؛ ارتباطات زمینه درک و تفاهم بهتر را ایجاد می کند.ستون شماره ده درباره ارتباطات است. موفقیت بر پایه روابط انسانی است و ارتباط پایه کار مردم با هم است. این نکات بسیار ارزشمند هستند به دلیل اینکه ارتباط، همکاری دو یا چند نفر برای یافتن زمینه های مشترک تفاهم است و وقتی زمینه مشترک را پیدا کنند، با هم قدرت زیادی خواهند داشت.&quot;بیشتر اوقات یک نفر مبارزه می کند تا شخص دیگری دست از عقایدش بردارد و عقاید او را قبول کند. بعد این رابطه تبدیل به نبردی ریشه دار می شود. در عوض افراد باید به دنبال زمینه های مشترک باشند.&quot;آقای دیویس میگوید: ارتباط برقرار کردن فقط حرف هایی نیست که شما می گویی، بلکه نحوه بیان و زمان گفتن آن و پذیرا بودن مخاطب هم هست و این تازه نیمی از مساله است. نیم دیگر این است که حتما به حرف های طرف مقابل گوش بدهی (گوش دادن بزرگترین ابزار برای درک و ایجاد تفاهم است، از این ابزار به خوبی استفاده کنید).&quot;متن کتاب&quot;درس یازدهم؛ دنیا همیشه میتواند رهبر بزرگ دیگری داشته باشد.ستون یازدهم، رهبری و مدیریت. رهبری مفهومی است که درست درک نشده است. بیشتر مردم وقتی عبارت رهبر بزرگ را می شنوند، به افرادی فکر می کنند که ملت ها، شرکت ها یا جنبش های اجتماعی را رهبری می کنند. اما نکته مهم این جاست که هر شخصی می تواند یک رهبر بزرگ باشد زیرا رهبری به معنای تسلط بر هنر تاثیر گذاری است؛ شبیه همان اصلی که موقع صحبت درباره شباهت زندگی و فروشندگی به آن اشاره شد. رهبری دیگران کمک به آنها برای تغییر دادن و بهبود بخشیدن باور ها و اعمال شان است.&quot;برای رهبری باید قوی بود، نه گستاخ؛ مهربان بود، نه ضعیف؛ شجاع بود، نه قلدر؛ با فکر بود، نه تنبل؛ متواضع بود، نه کمرو؛ مغرور بود، نه سرکش؛ شوخ بود، نه ابله.&quot;آقای دیویس میگوید: یادبگیر تنها در زمینه کار به مردم کمک نکنی، بلکه در همه ی ابعاد زندگی به آنها کمک کنی.&quot;متن کتاب&quot;درس دوازدهم؛ از خود میراثی به جای بگذارید.ستون دوازدهم درباره میراث بعد از خود است. انسان جزوی از جریان های بادی است که در این جهان می وزد. روزی هست و روز دیگر رفته است. هیچ کس نمی داند چقدر زنده خواهد ماند. شما نمی توانید طول مدت زندگیتان را انتخاب کنید، اما می توانید کیفیت زندگیتان را انتخاب کنید. &quot;در میان مردم اشرافیتی طبیعی وجود دارد که زمینه آن استعداد و قابلیت هستند.&quot;نامه چارلی به مایکل:مایکل، من هرگز مردی خود ساخته ای نبودم. به چنین حالتی هم اعتقاد ندارم. به نظر من، هر یک از ما در راهی قدم می گذاریم که پیشینیان برای ما فراهم کرده اند. من هدفم در زندگی این بوده که بتوانم به آیندگان خدمت کنم و مشعلی سر راهشان روشن کنم تا بتوانند سریع مسیر پیشرفت شان را بپیمایند.طوری زندگی کن که بتوانی از جنبه های معنوی، فکری، جسمی، مالی و ارتباطی به دیگران کمک کنی. طوری زندگی کن که استثنایی باشد. بگذار دیگران زندگی های بی اهمیتی داشته باشند، اما تو این طور نباش. بگذار دیگران بر سر مسائل جزیی بحث کنند، اما تو این گونه نکن. بگذار دیگران به خاطر آسیب های کوچک به گریند، اما تو نه. بگذار دیگران آینده شان را به دست افرادی دیگر بسپارند، اما تو نه. میراث به جای گذاشتن مانند کاشتن درخت است. وقتی دانه رشد می کند، تبدیل به درخت می شود. درخت دانه تولید می کند؛ بنابراین نسل های آینده میتوانند بازهم درخت بکارند.میراث من این بود که به تو یاد دادم چطور بهتر زندگی کنی، میراث تو این خواهد بود که همین دروس را به دیگران یاد بدهی. ببخش. به نفع دیگران از خودت بگذر. برای کمک و آموزش به دیگران وقت بگذار. صبور، با محبت و وفادار باش.دوست من، موقع خداحافظی است. خوشحالم با تو آشنا شدم تو جوان فوق العاده ای هستی با قلبی مهربان و با سخاوت. تو بر من تاثیر گذاشتی و امیدوارم من هم بر تو تاثیر گذاشته باشم تا تو هم موجی ماندگار به وجود بیاوری.دوست تو،چارلی دیویس.&quot;متن کتاب&quot;خوشبختی، یعنی درک تمام این نکات و اجرای آن در زندگی و بهره بردن از نتایج آنها. زندگی زیباست، گاهی اوقات آسان و گاهی سخت. هنر زندگی کردن و خوشبخت بودن در این است که بتوانیم از ترش ترین لیمو ها لیموناد درست کنیم. &quot;بعضی اوقات در آسانی سختی وجود دارد و در سختی آسانی، کافیست چشمان خود را بازتر کنیم تا این دنیا را آنطور که هست ببینیم، اکثر ما انسانها دنیا را آن طور دوست داریم مشاهده می کنیم نه آن طوری که هست. بیایید تلاش کنیم حقایق را ببینیم و تلاش کنیم خود را تغییر دهیم تا فردی تاثیر گذار باشیم. برای خودمان، برای جامعه، برای آیندگان.&quot;ضرب المثلی ایرانی وجود دارد که عبارت است از :پیشینیان کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و آیندگان بخورند.حال شما می خواهید چه میراثی در این دنیا به جای بگذارید؟</description>
                <category>رادیو عادی | Radio Adi</category>
                <author>رادیو عادی | Radio Adi</author>
                <pubDate>Sat, 12 Jun 2021 12:16:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع دوره جوانی، شروع کسب و کار</title>
                <link>https://virgool.io/@radioadi/%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-md0s4tnmwywy</link>
                <description>سلام من محسن اخباری دوین هستم و همیشه یک سوال بزرگ ذهنم را درگیر کرده است، آن سوال این است که من به چه حوزه علاقه مندم تا برای کسب و کار وارد آن حوزه شوم؟ اکثر کتاب ها، دوره ها و مربی های کسب و کار میگویند که باید ببینید که شما به چه حوزه ای علاقه دارید!، جالب است نه مثلا اگر شخصی وجود داشته باشد که به همه چیز علاقه مند باشد باید از چه روشی علاقه اش را پیدا کند؟مساله دیگر این است که برای پیداکردن علاقه خودمان مطالعه کتاب و شرکت در دوره ها کافی نیست، هزینه مشاوره با مربی کسب و کار موفق هم خیلی زیاد است، پس باید چه کاری انجام دهیم؟&quot; اکثر انسان ها میدانند که به چه حوزه ای علاقه دارند فقط از آن غافل هستند و نمی توانند علایق شان را تشخیص دهند، مساله دیگری که وجود دارد این است که برای موفقیت در هر کاری باید از تغییرات مثبت و کوچک شروع کرد، بصورت قدم به قدم موانع را یک به یک از سر راه برداشت و تبدیل به فرصت کرد و نکته مهم این است که موفقیت یک مسیر و فرآیندست، نه مقصد، باید از آن لذت برد!&quot;روشی ساده برای یافتن علایق وجود دارد که برای برخی از انسان ها کار ساز بوده است، لطفا مطالب زیر را با دقت مطالعه و پیاده سازی کنید، قطعا می تواند شما را حداقل چند قدم به شناخت علایق تان نزدیکتر کند.- برای پیدا کردن علاقه چند نکته ساده وجود دارد :1. اولین قدم این است که سعی کنید در طول روز بیشتر روی کار هایی که به صورت ناخودآگاه انجام می دهید تمرکز کنید، قطعا یکی از آن کار ها علاقه واقعی شماست (برای مثال خیلی از ما انسان ها ساعت های طولانی را در فضای مجازی بیهوده و یا با هدف می گذرانیم اما اگر در همین زمان فقط مقداری تمرکز کنیم که برای مثال در همین فضای مجازی بیشتر چه محتوایی را با چه موضوعی دنبال میکنیم، میتوانیم به سر نخ هایی از علاقه مان برسیم).کنفوسیوس حکیم گفته است که همه ما در طول روز به نحوی مشغول زندگی با علایق خود هستیم، فقط مشکل اینجاست که نمی توانیم آنها را ببینیم!2. بعد از اینکه روی فعالیت های ناخودآگاه تان تمرکز کردید و تاحدودی متوجه شدید که انجام دادن و دنبال کردن چه فعالیت هایی را بیشتر دوست دارید، سعی کنید آن کار ها را در یک برگه یادداشت کنید.3. بعد سعی کنید مشکلاتی را هم که ذهنتان همیشه درگیر آن ها است را یادداشت کنید.4. مرحله بعد این است که فعالیت های مورد علاقه تان را دسته بندی و بصورت جزیی آنها را مشخص کنید (مثلا من اگر به پوشاک علاقه دارم، دقیقا به کدام حوزه پوشاک بیشتر علاقه مند هستم به طور مثال برای من کفش است و اگر بخواهم دقیق تر بشوم به کفش های ورزشی علاقه مند هستم).5. به همین شکل مشکلات تان را نیز دسته بندی کنید و اگر می توانید دلیلی هم برایش داشته باشید (برای مثال اگر من در آشپزی ضعیف هستم در کدام بخش بیشترین ضعف را دارم یا در مثالی دیگر اگر من اضافه وزن دارم دقیقا چه مواد غذایی مصرف میکنم که باعث این وضعیت شده یا شاید اصلا ورزش نکردن مهمترین عامل است).6. بعد سعی کنید برای هر علاقه حداقل یک دلیل پیگیری و برای هر مشکل حداقل یک راه حل ساده پیدا کنید (حتما از جدول T استفاده کنید).7. در قدم بعدی باید آزمون و خطا کنید، چون هیچ راهی در زندگی بهتر از تجربه و یادگرفتن نیست! برای اینکه فعالیت مورد علاقه تان را پیدا کنید، لازم است کار های مورد علاقه تان را آزمایش کنید، میتوانید برای شروع تلاش به مطالعه درباره آن ها و فعالیت آزمایشی در حوزه دلخواه تان به مدت حداقل یک هفته داشته باشید و همچنین برای مشکلات تان هم زمانی که بیشتر روی آن ها دقیق شدید میتوانید با جستجو و مطالعه در گوگل درباره آن موضوعات اطلاعاتی کسب کنید و بعد شروع کنید در مسیر رشد و بهبودی قدم های کوچکی بردارید (به طور مثال برای اضافه وزن ابتدا سعی کنید مواد غذایی که بیشترین ضرر را دارند حذف و بعد به همین ترتیب تمام مواد مضر را از برنامه غذایی تان حذف کنید البته این کار را باید به روش حذف و جایگزین انجام دهید یعنی خوراکی مضر با خوراکی ها سالم جایگزین شوند، بعد از شروع اینکار سعی کنید روزی حداقل 10 دقیقه پیاده روی کنید به مراتب بعد از مدتی زمان انجام اینکار را کم کم بیشتر کنید) &quot;فراموش نکنید هیچ تغییری در یک شب ایجاد نشده است، برای تناسب اندام انجام حداقل باید یکسال زمان بگذارید و ورزش کردن را جزوی از روتین روزانه تان بدانید!&quot;.8. در مرحله بعد سعی کنید علایق تان را محدود کنید تا آنجا که به 5 علاقه برتر خود برسید و بعد باید اولین و مهمترین آن ها را انتخاب کنید، سپس ابتدا برای وارد شدن به حوزه مورد علاقه تان سعی کنید از مطالعه، آموزش و انجام کار های بسیار کوچک شروع کنید و بعد کم کم کار های بزرگتر را انجام دهید، نکته مهمتری وجود دارد که عبارت است از خدمت کردن، در حوزه مورد علاقه تان کافیست از طریق حل کردن مشکلات افراد به آنها خدمت کنید و بعد از مدتی جریان درآمدی شما بوجود می آید (فراموش نکنید که راه ثروتمند شدن از طریق حل چالش های انسانها میگذرد).9. قدم آخر این است که بدانید شما در این زندگی با کسی مسابقه نمی دهید، تنها رقیب شما در زندگی خود گذشته تان است، بدین معنی که شما هر روز باید چیز های جدیدی را بیاموزید چون این فرصت زندگی فقط برای شماست نه شخص دیگری (لطفا برای خودتان ارزش قائل شوید، و زندگی کنید) تا هر وقت بخواهید وقت برای یادگیری و ایجاد تغییرات مثبت دارید، اما هرچه زودتر شروع کنید زودتر پیشرفت میکنید!&quot; انسان هایی که زودتر شروع به یادگیری میکنند و بیشتر این کار را انجام میدهند، سریعتر پیشرفت می کنند!&quot;     - رابین شارما- اگر این موارد را انجام دادید و نتیجه نگرفتید می توانید از تست پول استفاده کنید، این تست به این شکل است که اگر شما به دنبال پول و رفاه هستید تعیین کنید چه مبلغی میتواند شما را تا آخر عمر بی نیاز کند (اصلا تصورات کوچکی نداشته باشید و بر عکس بلند پروازانه فکر کنید، به طور مثال من برای زندگی ام مبلغ 100.000.000.000 دلار پس انداز دارم) بعد از این مرحله از خودتان بپرسید که حالا که این پول را دارم دوست دارم چه فعالیتی را شروع کنم؟ این یک تست ساده است برای مشخص کردن علاقه خود. اگر دقت کنید در مطالب بالا من از شما خواستم که هم علایق تان را بنویسید و هم مشکلاتتان را، چون برای رسیدن به موفقیت در زندگی تنها رسیدگی به علایق کافی نیست و باید نقاط ضعف مان را هم بهبود دهیم، در نهایت به عنوان یک دوست اگر اجازه بدهید می خواهم توصیه ای به شما کنم، اینکه بنده به شخصه هنوز هم در حال یادگیری و به دنبال علایق خودم هستم و توصیه می کنم شما هم از این روش استفاده کنید چون زندگی طولانی و بسیار لذت بخش است، یکی از بزرگترین پند هایی که در زندگی آموخته ام این بود که مثل کودک کنجکاو باشم و بدانم که هیچ چیزی در این دنیا رایگان نیست و باید برای رسیدن به اهداف چیزی را فدا کرد، پس این موضوع نباید مانع پیشرفت شما شود (لطفا در زندگی بزرگ فکر کنید)، با جمله ای کوتاه می توانم این متن را تمام کنم :&quot;بخواهید تا به شما داده شود!&quot;&quot;کاری را انتخاب کن که عاشق اش هستی تا در زندگی ات حتی یک روز هم مجبور نباشی کار کنی!&quot;    - کنفوسیوسحالا شما حاضرید چکار انجام دهید تا فردایی زیباتر داشته باشید؟</description>
                <category>رادیو عادی | Radio Adi</category>
                <author>رادیو عادی | Radio Adi</author>
                <pubDate>Thu, 27 May 2021 12:02:38 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>