<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محسن رفیعی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rafiei_po</link>
        <description>معتقد به ایران بزرگ.....تحلیلگر سیاسی.....اقتصاد......ملی گرا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 13:06:33</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/256922/avatar/9KVYR2.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محسن رفیعی</title>
            <link>https://virgool.io/@rafiei_po</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آینده ی روابط ایران و آمریکای بایدن</title>
                <link>https://virgool.io/@rafiei_po/iran-biden-eojizw5hiodr</link>
                <description>مراسم تحلیف جو بایدنبا روی کار آمدن دولت فعلی ایالات متحده آمریکا و جو بایدن، جریان اصلاحات و شمار قابل توجهی از مردم ایران به رفع تنش و لغو تحریم ها برای بار دوم امیدوار شدند. علی رغم همه ی درگیری های انتخاباتی و آشوب های دونالد ترامپ، چند هفته قبل بایدن به عنوان رئیس جمهور وارد کاخ سفید شد. در این مقاله قصد داریم مسئله ی رفع تحریم و احتمال بازگشت آمریکا به برجام را بر اساس واقعیات بررسی کنیم.پیشواز رئیس جمهور منتخب در ایراناز ماه ها قبل از مشخص شدن رئیس جمهور آینده ی آمریکا رسانه ها و روزنامه های طیف اصلاحات و جریان سیاسی متمایل به غرب در داخل کشور پیروزی بایدن را جشن گرفته بودند. پس از اعلام رسمی بایدن مبنی بر پیروزی در انتخابات شور و شادی بین اصلاح طلبان بالا گرفته و بساط کنایه و طلبکاری شان دوباره پهن شد.تیتر روزنامه امید جوان چند ماه پیش از انتخابات 2020برجام5 سال پیش دولت حسن روحانی با وعده ی مذاکره و رفع تنش با آمریکا و ارائه ی برنامه ای به نام برجام که  به گفته ی حسن روحانی و جواد ظریف محتوای آن محدود کردن برنامه ی هسته ای در ازای لغو همه ی تحریم های ایالات متحده و اتحادیه اروپا بود پای میز مذاکره رفت.مذاکره ای که موافقان و مخالف بسیاری داشت. چه بسا روزنامه های جریان اصلاحات رپورتاژ های حسابی برای آن رفته و حتی در روزنامه شرق مقاله ای با تیتر &quot;امضای کری تضمین اجرای برجام است&quot; منتشر شد.تیتر روزنامه شرقپس از امضای توافق بخشی از مردم ایران به امید روزهای بهتر به خیابان ها ریخته و شادی و رضایت خود را از برجام اعلام کردند.اما آن روزهای خوب و سخنرانی های مقتدرانه رئیس جمهور مبنی بر لغو همه ی تحریم ها زیاد پایدار نبود. در همان ابتدای توافق دولت اوباما که امضای وزیر خارجه اش پای برجام بود تقریبا به هیچ یک از تعهداتش عمل نکرد. مبالغ بلوکه شده ی دارایی های ایران در سراسر دنیا آزاد نشد و آمریکایی ها علاوه بر لغو نکردن تحریم های جدیدی را نیز اعمال کردند. (به مانند تمدید ده ساله ی تحریم های ایسا در دوران دولت اوباما)اساس مکانیزم برجام بر این اساس بود که ابتدا ایران می بایست به تعهداتش عمل می کرد و پس از آن آمریکا با راستی آزمایی متعهد می شد که تحریم ها را لغو کند.در واقع به زبان ساده تر این بود: &quot;نقد از شما می خواهیم در ازایش به شما قول نسیه می دهیم&quot;پس از بدعهدی های دولت اوباما با روی کار آمدن دونالد ترامپ، آمریکا رسما از برجام خارج شد و آنجا شروع تعهدات یک طرفه ی ایران بود.چند ماه پیش مجلس جدید شروع غنی سازی 20 درصد را تصویب کرد و چند روز پیش محمد باقر قالیباف رئیس مجلس با بازدید از تاسیسات هسته ای فردو پیش رفتن برنامه طبق انتظارات را اعلام کرد. البته ناگفته نماند که سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و بریتانیا در زمان تصویب این قانون در بیانیه ای مشترک این کار را محکوم کرده و حرف های تکراری و طلبکارانه خود را دوباره بازگو کردند.تکلیف برجام چه خواهد شد؟؟!حال نوبت به این موضوع می رسد که تکلیف برجام چه می شود؟ آیا به برگشتن آمریکا به برجام و لغو تحریم ها می توان خوشبین بود؟ برای فهمیدن پاسخ این سوال بهترین راه شنیدن مواضع بایدن و منصوبانش در قبال ایران است.علی رغم انتظارات فراوان از بایدن برای برگشت به برجام، او در سایت CNN از تصمیم دولت خود یادداشتی منتشر کرد که تکلیف سیاست دولتش را در برابر ایران روشن کرد. (در این لینک می توانید بخوانید)جو بایدن: راه هوشمندانه تری برای سخت گیری با ایران وجود داردبخش هایی از این یادداشت را می خوانیم. بایدن در این یادداشت می گوید:هنگامی که دونالد ترامپ کاندیدای ریاست جمهوری شد ، وی قول معامله بهتر برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران را داد و متعهد شد که تهران را تحت فشار قرار دهد تا رفتارهای تهاجمی خود را در سراسر خاورمیانه مهار کند. مثل بسیاری از وعده های رئیس جمهور ترامپ ، اینها فقط کلمات پوچ بودنداین ماه گذشته ثابت کرد که سیاست ترامپ در ایران یک شکست خطرناک است.  در سازمان ملل ، ترامپ نمی توانست یکی از نزدیکترین متحدان آمریکا را برای تمدید تحریم تسلیحاتی سازمان ملل متحد علیه ایران جمع کندمن هیچ توهمی در مورد چالشهایی که رژیم در ایران برای منافع امنیتی آمریکا ، دوستان و شرکای ما و مردم خود ایجاد می کند ندارم. اما یک راه هوشمندانه برای سخت گیری در برابر ایران وجود دارد.با هر معیار عینی ، فشار حداکثری ترامپ یک مزیت برای رژیم ایران و یک ضربه به منافع آمریکا بوده است.اول ، من تعهدی تزلزل ناپذیر خواهم داد تا از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کنمدوم ، من به تهران راهی معتبر برای بازگشت به دیپلماسی خواهم داد. اگر ایران به پیروی دقیق از توافق هسته ای برگردد ، ایالات متحده مجدداً به توافق می پیوندد و به عنوان نقطه آغاز مذاکرات بعدی استسوم ، ما همچنان به فعالیتهای بی ثبات کننده ایران ، که دوستان و شرکای ما در منطقه را تهدید می کند ، عقب نخواهیم نشست. با استفاده از توافق نامه کمک امنیتی امریکا و اسرائیل  ، آمریکا همچنین با اسرائیل همکاری نزدیکی خواهد داشت تا اطمینان حاصل کند که می تواند از خود در برابر ایران و نمایندگانش دفاع کند. ما به استفاده از تحریم های هدفمند علیه نقض حقوق بشر در ایران ، حمایت از تروریسم و ​​برنامه موشک های بالستیک ادامه خواهیم دادهمچنین وزیر خارجه بایدن، آنتونی بلینکن در سخنانی گفته است:منبع از بی بی سیایالات متحده زمانی به توافق هسته ای ایران، برجام، بازخواهد گشت که تهران به تعهداتش در قبال توافق سال ۲۰۱۵ عمل کند.اگر ایران به توافق برگردد واشنگتن به دنبال توافقی بلندمدت‌تر و مستحکم‌تر خواهد بود که به سایر مسائل عمیقا دردسرآفرین می پردازد.ایران در زمینه های مختلف از تعهداتش دست کشیده و اگر تصمیم به اجرای دوباره تعهداتش بگیرد، این فرآیند زمان خواهد برد و ما هم برای ارزیابی اینکه آیا ایران به مسئولیت هایش عمل کرده یا نه وقت می خواهیم. روشن است که ما هنوز به آن نقطه نرسیده ایمهمچنین در ویدئوی زیر پاسخ بلینکن در جلسه ی پرسش و پاسخ در سنا را می بینید که ایران را بزرگترین حامی تروریسم می داند. https://www.aparat.com/v/rHuio صحبت های بایدن و بلینکن روشن می کند که مشکل اساسی آمریکا با ایران علاوه بر برنامه هسته ای، فعالیت های منطقه ای و موشکی را نیز در بر می گیرد. این صحبت ها دقیقا مطابق با سخنان ترامپ و پمپئو است که ایران را حامی تروریسم می نامیدند.ترامپ هم قصد داشت تا با خروج از برجام به توافق جامع تری با ایران که شامل برنامه هسته ای، موشکی و منطقه ای ایران می باشد برسد که طبق گفته های بایدن تنها دستاورد دولتش در برابر ایران یک شکست حداکثری بود.بایدن هم همین هدف را دنبال می کند منتها مسیری که قصد دارد در پیش بگیرد با ترامپ متفاوت است. در واقع بایدن و تیمش قصد دارند مرحله به مرحله ابتدا با بازگشت به برجام و سپس مذاکره بر سر توان موشکی و منطقه ای دست ایران را در برابر آمریکا خالی کنند.دولت آمریکا اولین نقض کننده برجام بود و اکنون به جای بازگشت و پایبندی به تعهدات خود برای برگشتن دوباره به برجام در مقابل ایران شرط می گذارد. پس از آن از توافقی بهتر و طولانی تر با ایران صحبت می کنند که برنامه موشکی و منطقه ای ایران را محدود کنند.سران جمهوری اسلامی برنامه موشکی و عمق استراتژیک خود در منطقه را پیش نیازات امنیت ملی و عامل دفاع از کشور دانسته و تاکید می کنند هرگونه توافق درباره ی این مسائل منتفی است.پیش از این مقاله ای درباره ارزش عمق استراتژیک در منطقه برای ایران نوشته ام که خوب است در این لینک بخوانید.اما واکنش مقامات ایران به پیش شرط بلینکن برای بازگشت به برجام و توافق بر سر مسائل حیاتی کشور در آینده چه بوده است؟سعید خطیب زاده، سخنگوی وزارت خارجهجواد ظریف، وزیر امور خارجههمان طور که در اظهارات مقامات وزارت خارجه می بینیم شروط دولت بایدن برای بازگشت به برجام حداقل در ظاهر مورد پذیرش دولت غرب گرای حسن روحانی نیز نشده است. (البته اگر بعدا تغییر عقیده ندهند)آقای خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی که اجازه هرگونه توافق و مذاکره ای با اوست نیز بارها ذکر کرده است مذاکره ای درباره مسائل منطقه و موشکی ایران رخ نخواهد داد.با توجه به این پیشفرض ها چشم انداز هیچ گونه مذاکره ای یا لغو تحریمی وجود نخواهد داشت و صحبت های درباره آن صرفا یک توهم ساده لوحانه است. باید منتظر ماند تا دید آینده ی روابط ایران و آمریکا به کجا خواهد رسید...«محسن رفیعی»&quot;بازنشر مقاله بدون لینک مستقیم و ذکر نام نویسنده مورد رضایت بنده نیست&quot;اینستاگرام من</description>
                <category>محسن رفیعی</category>
                <author>محسن رفیعی</author>
                <pubDate>Tue, 02 Feb 2021 00:50:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حذف محتوای اینترنتی در جهان و ارتباط آن با اعتراضات</title>
                <link>https://virgool.io/@rafiei_po/%D8%AD%D8%B0%D9%81-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B6%D8%A7%D8%AA-awur0yrxsgc3</link>
                <description>با درود...در دهه اخیر حکومت فعلی ایران در جهان و در داخل متهم به نقض حقوق بشر است. حقوق بشری که غرب آن را تحت عنوان های آزادی رسانه ای، آزادی بیان و مانند آن یاد می کند. دولتمردان اروپایی و آمریکایی بارها به این دلایل ایران را مورد حمله و انتقاد قرار داده اند. همچنین رسانه های فارسی زبان خارجی که توسط دولت ها پشتیبانی مالی می شوند به این مسئله بسیار دامن زده و آن را ضریب سازی می کنند. برای مثال پوشش رسانه ای اعتراضات در ایران و ضریب سازی آن و همچنین حمایت های سیاستمردان غربی از این اعتراضات. بعضا عناصر اپوزیسیون جمهوری اسلامی در صحبت هایشان از دول غربی برای جهانی کردن مسائل داخلی ایران و در مواقعی حمله ی نظامی به ایران برای براندازی و کنترل حکومت کمک می خواهند. یکی از این موارد که مورد انتقاد واقع می شود مسدود سازی اینترنت است. در آبان ماه سال گذشته در پی اتفاقات بنزین جمهوری اسلامی برای کنترل اتفاقات به قطع کردن اینترنت متوسل شد.در این مقاله می خواهیم فارغ از شانتاژهای رسانه ای که روش معمول رسانه های اپوزیسیون و فارسی زبان خارج کشوری همچون بی بی سی فارسی، ایران اینترنشنال و منوتو است به بررسی این مسئله بپردازیم که بیشترین سانسور محتوای اینترنتی در جهان توسط چه کشورهایی انجام می شود.پایگاه معتبر بیزینس اینسایدر (معرفی در ویکی پدیا) در گزارشی (این لینک) میزان درخواست دولت ها به گوگل برای حذف محتوای اینترنتی را در بازه ی ژوئیه 2009 تا ژوئیه 2018 بررسی کرده است.بیزینس اینسایدر می گوید در این بازه زمانی گوگل بیش از 115 هزار درخواست از دولت های سرتاسر جهان برای حذف محتوای اینترنتی دریافت کرده است.در ادامه ذکر می کند:هرساله موتور جستجو صدها درخواست از دولت های سراسر جهان دریافت می کند که محتوای میزبانی شده در سرویس های گوگل اعم از پست وبلاگی یا ویدئوهای یوتیوب یا هر چیز دیگری حذف شود.گوگل گزارش داده است بیشتر دلایلی که دولت ها عنوان کردند مربوط به امنیت ملی و افترا بود.در ادامه 20 کشور ذکر شده توسط بیزینس اینسایدر و دلایل آنها برای حذف محتوای اینترنتی را می بینید:1- روسیه_ با 61471 درخواست حذف محتوا که مشهورترین دلیل ذکرشده امنیت ملی بود.2- ترکیه_ با 10379 درخواست حذف محتوا که مشهورترین دلیل ذکر شده افترا بود. ترکیه به طور روزمره دسترسی به اینترنت را برای حزب کارگران کردستان که به عقیده دولت تروریست است محدود می کند.3- ایالات متحده آمریکا_ با 7964 درخواست و مشهورترین دلیل ذکر شده افترا بود.4- بیزینس اینسایدر احتمالا به دلیل اشتباه در نگارش مقاله این گزینه را ذکر نکرده بود.5- هند_ با 5308 درخواست و مشهورترین دلیل ذکر شده افترا بود. همچنین هند به منظور جلوگیری از گسترش اعتراضات به طور منظم اینترنت در کشمیر را قطع می کند.6- انگلیس_ با 3894 درخواست و مشهورترین دلیل (تقریبا 40 درصد) امنیت ملی بود.7- آلمان_ با 3197 درخواست که تقریبا نیمی از آنها دلیل را افترا ذکر می کنند.8- فرانسه_ با 2291 درخواست و امنیت ملی مشهورترین دلیل ذکر شده بود.9- کره جنوبی_ با 2098 درخواست که بیشترین نگرانی راجع به حریم خصوصی و امنیت است.10- ایتالیا_ با 1691 درخواست و بیش از نیمی از درخواست ها افترا را ذکر کرده اند.11- اسرائیل_ با 1436 درخواست که اکثر درخواست ها افترا را ذکر کرده اند.12- اسپانیا_ 1065 درخواست که بیش از نیمی از درخواست ها به دلیل حریم خصوصی و امنیت است.13- کانادا_ 768 درخواست که بیشترین دلیل ذکر شده کلاهبرداری است.14- آرژانتین_ 737 درخواست و مشهورترین دلیل ذکر شده خشونت بود.15- ژاپن_ 7202 درخواست که از هر 4 درخواست 3 درخواست مربوط به افترا بود.16- چین_ 627 درخواست که بیشتر درخواست ها خشونت را ذکر می کنند.17- تایلند_ 575 درخواست که اکثریت مربوط به انتقاد از دولت بود. لازم به ذکر است این کشور توهین، بدنام کردن و تهدید هر یک از اعضای خانواده سلطنتی را جرم تلقی می کند.18- استرالیا_ 393 درخواست و مشهورترین دلیل افترا بود.19- هلند_ 304 درخواست که مشهورترین دلیل آن عدم رعایت حریم خصوصی و امنیت است.20- پاکستان_ 292 درخواست که بیشتر آن به جرائم مذهبی استناد می کند.همان طور که در گزارش بیزینس اینسایدر خواندیم عمده دلایل درخواست های حذف محتوای اینترنتی افترا و امنیت ملی بود.در این گزارش کشور های دموکراتیکی چون آمریکا، انگلیس و حتی اسرائیل نام برده شد که به دلایل مختلفی خواستار حذف محتوای اینترنتی مربوط به خود شده بودند.در سال 2020 در آمریکا به دلیل انتخابات بحران هایی را شاهد بودیم که پیش از این در آمریکا مشاهده نشده بود.خروش طرفداران ترامپ علیه بایدن و شمارش آراء و همچنین حمله و تسخیر کنگره آمریکا در این مدت صورت گرفت. حکومت آمریکا در واکنش به این اتفاقات مجبور شد نیروهای نظامی خود را به کار گرفته به سرکوب اعتراضات بپردازد. آن طور که پیش رفت غول های اینترنتی آمریکایی از جمله توییتر و فیسبوک و یوتیوب حساب های کاربری دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا را برای مدتی یا برای همیشه مسدود کردند تا مانع از اعتراضات و آشوب های دیگر شوند.همچنین پلیس آمریکا شروع به دستگیری افرادی کرد که در تصاویر حمله به کنگره مشاهده می شدند کرد. طبق گزارش های رسانه ها در واقعه حمله به کنگره 5 نفر کشته شدند.در پی این اتفاق حکومت آمریکا برای روز تحلیف بایدن 25 هزار نیروی گارد ملی خود را در پایتخت(واشنگتن) و همچنین کنگره مستقر کردند تا از آشوب های احتمالی جلوگیری کنند. این مسئله ی بی سابقه در تاریخ آمریکا موجب وارد شدن خدشه هایی بزرگ به مهم ترین ارزش سیاسی آمریکا یعنی دموکراسی شد و آمریکا را هوشیار تر کرد تا درک کند مرگ فقط برای همسایه نیست و برای اولین بار سیاست خارجی خودش را در خانه تجربه کرد.این مسائل ثابت می کند تمامی کشور های حتی دموکراتیک در مواقع آشوب و موضوعات امنیتی تمام قوای خود را به کار گرفته تا غائله را ختم کنند و این مسئله فقط مختص ایران نیست.این تفاوت روشن است که ایران در منطقه ی بی ثبات خاورمیانه در بین گروهک های تروریستی، تجزیه طلب و مشکلات عدیده ی امنیتی واقع شده است که به موازات آن تهدیدات امنیتی بسیار بیشتری نسبت به کشور های اروپایی و آمریکایی را تجربه می کند.حال این پرسش وجود دارد که اگر در آمریکا و کشور های اروپایی افرادی به خیابان ریخته و شروع به آتش کشیدن بانک ها، پمپ بنزین ها و امثال آن کنند و نظم اجتماعی را مختل کنند یا فردی به مانند روح الله زم در شبکه ی اجتماعی خود مردم را تشویق به ساختن اسپری فلفل و کوکتل مولوتوف جهت استفاده در اعتراضات کند آنها چه رفتاری از خود نشان می دهند؟ تمرین دموکراسی و شعار های آزادی بیان یا به کارگیری نیروی نظامی برای ختم کردن اتفاقات؟مباحث اخیر آمریکا کاملا پاسخ گوی این سوال خواهد بود.موقعیت متفاوت ایران با کشور های غربی این است که ایران کنترلی بر روی اینترنت جهانی و شبکه های اجتماعی نداشته و همچنین درخواست های آن به شرکت هایی همچون گوگل یا فیسبوک یا توییتر برای حذف محتوای امنیتی پذیرفته نمی شود.پس در چنین مواقعی نظام سیاسی ایران مجبور به قطع کامل اینترنت برای کنترل اعتراضات می شود.اپوزیسیون جمهوری اسلامی که به نوعی دخالت در مسائل داخلی کشور ایران را حق مسلم کشور های غربی می دانند و در چنین مواقعی از غرب خواستار حمله ی نظامی به ایران می شوند نیز باید بدانند تنها دلیل استاندارد دوگانه غرب نسبت به اعتراضات خود و اعتراضات درون ایران نپذیرفتن خواسته های غرب توسط نظام ایران است.اگر جمهوری اسلامی به مانند حکومت سعودی این خواسته ها را پذیرفته بود و به پیروی از آنها می پرداخت در صورتی که اعدام را به صورت گردن زدن اجرا می کرد، روزنامه نگار های منتقد را تکه تکه می کرد و دسترسی به اینترنت را در سطوح گسترده محدود می کرد شاید صدای انتقاد از سنگ بیرون می آمد اما یقین بدانند از آمریکا و کشور های غربی مدعی دموکراسی و آزادی بیان در نمی آمد.متشکر از خواندن مقاله توسط شما.موفق باشید.اینستاگرام من</description>
                <category>محسن رفیعی</category>
                <author>محسن رفیعی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Jan 2021 22:25:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نفوذ و حضور منطقه ای، شاهکار جمهوری اسلامی در برابر دشمنانش</title>
                <link>https://virgool.io/@rafiei_po/strategic-depth-mql473jfm7lh</link>
                <description>با درودیکی از عوامل حمله مخالفان جمهوری اسلامی به حکومت حضور منطقه ای است. عبارات و جملاتی که در برگیرنده گلایه از خرج شدن پول و درآمد کشور در کشور های همسایه همچون سوریه، عراق، لبنان و مانند آن است. عمدتا این سخنان از توده ناآگاه جامعه از مسائل عمیق سیاسی و روابط بین الملل شنیده می شود که در کامنت های توییتر و اینستاگرام قابل مشاهده است.ماهیت شبکه های اجتماعی به خصوص اینستاگرام و توییتر اعطای تریبونی مفت و مجانی به همه ی افراد و عوام یک جامعه است به این ترتیب که می توانند هرچه در فکرشان می گذرد و دوست دارند بنویسند و بگویند و نشر دهند. به نظر من پیشرفت اینترنت و تکنولوژی به جای افزایش درک مردم گاهی عاملی برای کج فهمی و کاهش سطح فکری جامعه می شود.در ابتدا به شما بگویم هدف من از این مقاله پاسخ دادن به سوال منافع ایران در حضور منطقه ای حکومت نیست؟ بلکه امتیاز های بزرگی است که خود حکومت از این حضور منطقه ای به دست آورده است.تا اگر بعدا فرصتی پیش بیاید مجموعه مقالاتی تحت موضوع حضور منطقه ای از دید منافع ملی ایران را نوشته و منتشر کنم.برداشت توده جامعه از حضور منطقه ای جمهوری اسلامی این است که حکومت یک نهاد رادیکال اسلامی است که با توجه به تاریخ امام حسینش هوس خونخواهی و شهادت به سرش زده و پول کشور را از روی احساسات در کشور های منطقه خرج می کند.همان طور که گفته شد این تصورات غیر واقعی تصورات توده جامعه است که به علت ناآگاهی سیاسی و همچنین تحت تاثیر گرفتن رسانه های فارسی زبان خارج کشوری همچون بی بی سی و اللخصوص منوتو و ایران اینترنشنال از زبان آنها بیان می شود.این نکته را بگویم که بنده فردی مذهبی نیستم و همچنین قرار نیست شما را نصیحت کنم، بلکه قرار است یک بحث منطقی و علمی با سند و مدرک به دور از عقده گشایی و احترام به یکدیگر را داشته باشیم.بخشی از این ناآگاهی ناشی از گفتمان مطلقا اسلامی و خشک حکومت و دستگاه های حکومتی همچون صدا و سیماست. طبیعتا در جامعه امروز توده جوان و غیرمذهبی کشور به مانند من این گفتمان منسوخ شده را نخواهند پذیرفت و آن را پس خواهند زد. همراه با آن بر اساس تفکر صفر و یکی ناخودآگاه مغز این را درک می کند که چون صدا و سیما بد است پس حتما رسانه های مخالف این جریان (BBC و منوتو اینترنشنال و ...) خوب اند و حرف حقیقت و واقعیت را به شما خواهند گفت. اما متاسفانه چنین نیست. ترکیب این دو عامل باعث سقوط فکری و درک سیاسی جامعه می شود.بحث بیشتری درباره آنها نخواهیم کرد و به سراغ اصل مطلب و جنبه علمی آن خواهیم رفت.ابتدا می خواهیم با مفهومی نظامی آشنا شویم که پایه ی فهم ادامه مقاله است.عمق استراتژیک چیست؟اصطلاحی نظامی که به فاصله جبهه جنگ نظامیان و مراکز اصلی و صنعتی کشور و زیرساخت ها و مراکز جمعیت اطلاق می شود. (برداشتی کوتاه از ویکی پدیا)با توجه به تعریف بالا می توان فهمید حضور منطقه ای جمهوری اسلامی به منظور افزایش عمق استراتژیک خود در منطقه خاورمیانه و نفوذ منطقه ای است.اگر بخواهیم مسئله را با دقت بیشتری بازنگری کنیم، حکومت برای افزایش عمق استراتژیک خود راهبرد هوشمندانه ای را اتخاذ کرده است. ایدئولوژی شیعه به عنوان ابزاری فوق العاده برای جمهوری اسلامی در منطقه ی خاورمیانه به شمار می رود. ایران بر اساس ایدئولوژی شیعه کشور ها و مناطق حساسی چون فلسطین، سوریه و لبنان را برگزیده و بر اساس دشمنی آنها با دشمنانش نیرو هایی نیابتی از خود آنها سامان داده یا از آنها حمایت می کند و در توجیه آن مفاهیم، ارزش ها و آموزه های دینی خود(حمایت از مظلوم و ...) را به عنوان دلیل بازگو می کند. (به همین دلیل سبب شده که توده جامعه حضور منطقه ای را عملی ناشی از رادیکالیسم اسلامی و بدون منطق بدانند)برای مثال حضور نظامیان ایرانی در سوریه با عنوانی دینی و مذهبی تحت نام «مدافع حرم» توانست حکومت بشار اسد را تثبیت کرده و در سوریه نفوذ کند.یا با حمایت از بازوی نیابتی خود در لبنان (حزب الله لبنان) که اعضای آن را لبنانی هایی تشکیل می دهند که از مرز های خود با اسرائیل درگیرند.شایان ذکر است حکومت مجموعه این نیروهای نیابتی را به عنوان «محور مقاومت» می شناسد. البته مقامات ارشد نظامی و حکومتی بارها به دلایل امنیتی و استراتژیکی نیز به عنوان دلیل حضور منطقه ای خود اشاره کرده اند اما آنچنان قابل فهم توده جامعه نبوده است.برای مثال در سایت رسمی آیت الله خامنه ای در این مطلب به نکات زیر اشاره می کند:تصور کنید آمریکا در لبنان پایگاه نظامی داشت و مقاومت حزب الله وجود نداشت؛تصور کنید آمریکا در عراق پس از نبرد میدانی ۲۰۰۳ به پیروزی نهایی رسیده بود و مقاومت داخلی در عراق بر ضد اشغالگری شکل نگرفته بود؛تصور کنید آمریکا در جنگ هفت ساله‌ی سوریه غلبه کرده بود و اینک حکومتی متحد غرب و صهیونیسم در آنجا حاکم بود و داعش و دیگر گروه های تروریستی هم مجال فعالیت و توسعه‌ی ارضی داشتند؛ تصور کنید آمریکا در افغانستان و همچنین به مدد سعودی‌ها در یمن به پیروزی رسیده بود؛در آن صورت وضعیت امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران چگونه بود؟ آیا تا به‌حال جنگ مستقیم آمریکا علیه ایران عملیاتی نشده بود؟ موارد فوق فقط بخشی از طرح های نظامی آمریکا برای تسلط بر منطقه و تهدید قدرت و سپس موجودیت جمهوری اسلامی ایران بوده است.همچنین در همان مطلب گزیده ای صحبت های آیت الله خامنه ای:یکی از مؤلّفه‌های قدرت، نیروی دفاعی است؛ دفاع از دور. یکی از مؤلّفه‌های قدرت، عمق راهبردی ما است. حضور در کشورهای منطقه و طرف‌داری ملّتهای منطقه از جمهوری اسلامی، عمق راهبردی جمهوری اسلامی است؛ جمهوری اسلامی از این نمیتواند صرف‌نظر کند؛ هیچ دولت عاقلی صرف‌نظر نمیکند.این جوری نباشد که یک چهاردیواری را انتخاب کنیم و دیگر کارمان به این نباشد که پشت این دیوار چه کسی است، چه تهدیدی وجود دارد. این نگاه وسیع فرامرزی، این امتداد عمق راهبردی گاهی اوقات از واجب‌ترین واجبات کشور هم لازم‌تر است که مورد توجّه قرار بگیرد که خیلی‌ها متوجّه به این نیستند، خیلی‌ها توجّه به این ندارند. حالا بعضی‌ها هم توجّه دارند و به نفع دشمن حرف میزنند -[مثلاً میگویند] «نه غزّه، نه لبنان»- امّا خیلی‌ها هم توجّه ندارند؛ واقعیّت این است.این سخنان نشان دهنده درک عمیق رهبر جمهوری اسلامی از مسائل منطقه ای و خطراتی است که می توان حکومت فعلی ایران را تهدید کند.دشمنانی که جمهوری اسلامی برای خود تعریف کرده است سه ضلع آمریکا، اسرائیل، عربستان سعودی هستند.همچنین با توجه به خطر هایی که علیه ش از طرف دشمنانش آن را تهدید می کنند توانسته نیروی بازدارندگی قدرتمندی ایجاد کند.ابتدا برای درک بهتر این موضوع نقشه اسرائیل را بر روی گوگل مپس مشاهده می کنیم:مرز های اسرائیل بر روی نقشهاگر بروی نقشه زوم کنید خواهید دید کشور های اردن، لبنان، سوریه، مصر با اسرائیل هم مرز اند. نکته جالب توجه اینجاست که اسرائیل به هر 4 کشور حمله نظامی (تهاجمی) کرده است.(جنگ 6 روزه: حمله به اردن و مصر و سوریه و همچنین اشغال بخشی از خاک لبنان با حمله نظامی در سال 1982)ایران با حمایت از نیروهای نیابتی خود در کشور های همسایه اسرائیل سه مرز اسرائیل را تهدید می کند. (حزب الله لبنان، سوریه و نیروهای مقاومت فلسطینی)حال می توان بهتر فهمید چرا ایران بالاترین تهدید موجودیتی و امنیتی علیه اسرائیل است برای درک بهتر این مسئله تحلیلی از «ساریت زهاوی» و «نیتزان نوریل» و «بواز گانور» را می بینیم. ساریت زهاوی:تحلیلگر اسرائیلی، نویسنده جروزالم پست(اورشلیم پست اسرائیلی) و همچنین موسس اندیشکنده آلما که تخصص آن تجزیه و تحلیل چالش های امنیتی اسرائیل در مرز شمالی است. او همچنین به عنوان متخصص در زمینه اطلاعات 15 سال در ارتش اسرائیل خدمت کرده است و دارای کارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه از دانشگاه بن گوریون است. پس به این نتیجه می رسیم با فردی معتبر و آکادمیک که خودش اسرائیلی و حافظ منافع اسرائیل است طرف هستیم.نیتزان نوریل:ژنرال اسرائیلی و رئیس سابق سازمان مبارزه با تروریسم اسرائیلبواز گانور:بواز گانور رئیس دانشکده دولت لودر و مدیر اجرایی انستیتوی بین المللی مبارزه با تروریسم در مرکز بین رشته ای هرتزلیا است. وی همچنین بنیانگذار و رئیس جامعه دانشگاهی بین المللی مبارزه با تروریسم است. https://www.aparat.com/v/N7nRg  https://www.aparat.com/v/2tzrD طبق توضیحات ویدئو ها از تحلیلگران مطرح اسرائیلی و حافظ منافع اسرائیل به چالش جدی ایجاد شده توسط جمهوری اسلامی برای اسرائیل بیشتر پی می بریم.بواز گانور در سخنرانی دیگری در سال 2014 در انستیتو واشنگتن(منبع [با فیلترشکن]) نگرانی اسرائیل از حزب الله را اینگونه بیان می کند:امروز حزب الله تقریباً 100000 موشک و راکت در اختیار دارد. از دیدگاه اسرائیل ، این یک چالش بی سابقه است. استراتژی حزب الله برای دور بعدی مقابله با اسرائیل شامل حملات غافلگیرکننده ای است که در آن صدها یا هزاران موشک در روز به آن طرف مرز پرتاب می کند. به اعتقاد آن ، این رویكرد قابلیت های دفاعی و فن آوری اسرائیل را خنثی می كند. با این حال این دور ممکن است به این زودی ها برگزار نشود - ایران حزب الله را یک بازدارنده استراتژیک در برابر حملات نظامی اسرائیل به تأسیسات هسته ای خود می داند ، بنابراین استفاده از توانایی های این گروه اکنون نتیجه مثبتی خواهد داشت.اگر اسد در جنگ پیروز شود ، اتحاد او با ایران و حزب الله تقویت می شود و چالش بسیار بزرگتری را برای اسرائیل به وجود می آورد. حزب الله همچنین در حال کسب تجربه نظامی است که احتمالاً جنگ زمینی بعدی با اسرائیل را بسیار دشوارتر از درگیری های گذشته خواهد کرد.این نکته حائز اهمیت است که این سخنان در سال 2014 گفته شده و بشار اسد (رئیس جمهور سوریه) اکنون متحد ایران است.یکی از مواردی که در این مسئله بسیار مهم است ایجاد قدرت بازدارندگی در برابر حمله نظامی آمریکاست که توسط همین نیروهای نیابتی ایجاد شده است.یکی از مزایای نیروهای نیابتی حل کردن مشکل مسافت مرزی است که جنگ را در پشت مرز های ایران نگه می دارد. (به مانند سوریه و لبنان در همسایگی اسرائیل)برای ختم کلام این مقاله تحلیلی از «پروفسور مئیر لیتواک» رئیس گروه تاریخ خاورمیانه و آفریقا در دانشگاه تل آویو را می بینیم که توضیحات مقاله را در خصوص نیروهای نیابتی را تکمیل می کند. ضمنا برای مشاهده پروفایل و سوابق این استاد می توانید به این لینک (با فیلترشکن) به سایت دانشگاه تل آویو مراجعه کنید. https://www.aparat.com/v/dJUbM ختم کلام: مباحث مهم و زیاد دیگری درباره نفوذ منطقه ای و عمق استراتژیک ایران وجود دارند که در این مقاله نمی گنجد. بنده سعی کردم کلیات مسئله را به طور ساده و گام به گام باز کنم و شرح دهم.ضمنا بنده کاملا ادعا های تحلیل گران اسرائیلی را درباره ی جمهوری اسلامی تایید نمی کنم اما کلیات صحبت های این تحلیل گران مخالف با توجه آکادمیک و علمی بودنشان چشم منطق گرایان را به حقیقت میدانی باز کرده و ذهن ما را از موهومات و آشغال های فکری که توسط جریانات برانداز و همچنین رسانه های فارسی زبان دولت های خارجی پاک خواهد کرد.با تشکر از مطالعه.&quot;محسن رفیعی&quot;«هرگونه نشر این مقاله بدون ذکر نام نویسنده و لینک مستقیم به مقاله اصلی مورد رضایت بنده نمی باشد»</description>
                <category>محسن رفیعی</category>
                <author>محسن رفیعی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Oct 2020 02:21:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش آمریکا در خروج محمد رضا شاه از ایران از زبان ارتشبد شاهنشاهی حسن طوفانیان</title>
                <link>https://virgool.io/@rafiei_po/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B1%D9%88%D8%AC-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%A8%D8%AF-%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B7%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-jqkya4wdvzpn</link>
                <description>محمدرضا شاه پهلویبا درود.42 سال از انقلاب اسلامی می گذرد. انقلابی که باعث سقوط حکومت پهلوی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی شد. اما سالهای اخیر به علت بالا گرفتن تب مخالفت و براندازی نظام کنونی توجه به نظام سابق به ویژه در شبکه های اجتماعی به خصوص بین نوجوانان و جوانان بیشتر شده است.مسائلی به مانند مقایسه حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی و وضع اقتصادی و اجتماعی و همچنین ارزش پاسپورت داغ شده است.نظر شخصی بنده این است که گذشته را نمی توان تغییر داد. هرچه در گذشته ها بوده تمام شده و ما در واقعیت فعلی زندگی می کنیم محمدرضا شاه پهلوی و روح الله خمینی سال هاست که زیر خاک خوابیده اند.هم زدن شرایط گذشته و نوستالوژی بازی های تکراری جامعه ایرانی دردی از کشور فعلی دوا نخواهد کرد. پس بیایید ابتدای مقاله با خودمان روراست باشیم.عادت ما ایرانی ها همیشه یاد کردن از گذشته و غافل شدن از آینده است روزهای انقلاب «مرگ بر شاه» می گفتیم و حالا یادمان افتاده است که شاه چه آدم خوبی بود!! باید به خودم و شما بگویم متاسفانه شاه خوب یا بد، روانش شاد باشد اما اکنون دیگر زنده نیست و حسرت خوردن های متاثر از پست های شبکه های اجتماعی این جنگل بی حساب و کتاب کمکی به حال نخواهد کرد. پیشنهاد من به شما این است که آن را کنار بگذارید اما اگر آدم نوستالوژی بازی هستید متاسفانه باید بگویم به محاق سیاسی خواهید رفت.در این مقاله بنده به عنوان کسی که طرفدار هیچ کدام از این حکومت ها نیستم می خواهیم با یکدیگر گذری پژوهشی و منطقی به روایتی از ارتشبد حسن طوفانیان که در مصاحبه ای چند سال پس از انقلاب 57 در آمریکا با دانشگاه هاروارد و با مصاحبه کننده ی ایرانی انجام شده است، بزنیم.این مصاحبه ها که توسط سایت دانشگاه هاروارد در دسترس عموم قرار گرفته صرفا در رابطه با حسن طوفانیان نیست بلکه مقامات ارشد دیگری از حکومت محمدرضا شاه نیز با هاروارد مصاحبه ای داشتند که در آن آرشیو قابل رؤیت و شنیدن است که از طریق این لینک قابل دسترس است.نکته : لینک ارجاعی به سایت هاروارد باید با فیلترشکن باز شودتصویر سایت دانشگاه هاروارد (هایلایت مصاحبه طوفانیان)حسن طوفانیان که بود؟حسن طوفانیانارتشبد طوفانیان یکی از مقامات ارشد نظامی نیروی هوایی شاهنشاهی حکومت محمدرضا شاه بود. همچنین او عامل خرید های نظامی شاه از آمریکایی ها بود. نیاز به معرفی بیشتری نیست و می توانید برای شناخت بیشتر نام آن را سرچ کرده و او را بشناسید. قطعا او از افرادی است که به علت حضور در بدنه حکومت پهلوی دوم و مقام ارشدی که داشته و همچنین شاهد عینی قضایا بوده سخنان او منبع موثقی از وقایع حکومت پهلوی به شمار می رود.در تکه ای از مصاحبه او با هاروارد به روایتی از خروج شاه از ایران و نقشی که آمریکا و جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا داشته می پردازد که بسیار جالب و شنیدنی است. پیش از شنیدن به سراغ معرفی دو چهره مطرح آمریکایی در رابطه با این مصاحبه می رویم.ژنرال رابرت هایزرژنرال رابرت هایزرهایزر ژنرال 4 ستاره نیروی هوایی ایالات متحده بود که در جنگ جهانی دوم، جنگ ویتنام و جنگ کره نیز حضور داشت. هایزر تمامی مدال های افتخار نیروی هوایی آمریکا را تصاحب کرده بود. (برداشتی کوتاه از ویکی پدیا)در آستانه انقلاب 57 جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا او را برای انجام ماموریتی به ایران می فرستد که در مصاحبه مورد نظر بیان می شود.ویلیام سالیوانویلیام سالیواناو آخرین سفیر ایالات متحده در ایران است که قبل بسته شدن سفارت آمریکا در تهران به آمریکا بازگشت. در مصاحبه پیش رو سالیوان با هایزر برای انجام ماموریت سپرده شده حضور دارد.بخشی فایل های صوتی منتشر شده مصاحبه توسط هاروارد که روایت را از زبان طوفانیان بازگو می کند:نکته: پیش از خواندن ادامه مقاله لطفا فایل صوتی را گوش کنید https://www.aparat.com/v/laneT منبع دقیق مصاحبه از سایت هاروارد (اینجا - side1 - دقیقه 26) نکته : با فیلترشکن باز شوددانلود فایل صوتی این بخش از مصاحبهطبق مصاحبه بالا هایزر و سالیوان حامل پیامی مبنی بر دستور خروج شاه از ایران در دی 57 بوده اند. این مصاحبه نمایانگر این است که آمریکا از انقلاب 57 حمایت کرده است و همچنین مهر تاییدی بر وابستگی شاه به آمریکاست.همچنین این مصاحبه به صورت متنی (اینجا (با فیلتر شکن) - transcript 3 - seq61 - seq62) نیز توسط هاروارد منتشر شده که در ادامه می خوانید.seq 61seq 62بنده سعی کردم آنچه از مصاحبه ارتشبد طوفانیان برداشت می شود را در این مقاله باز کنم تا با چشم باز تری به وقایع تاریخی انقلاب 57 و حکومت پهلوی دوم بپردازیم.به هر حال هر چه بوده اکنون گذشته است و باید حال را دریابیم.ضمنا مصاحبه های مستند دیگری از مقامات ارشد و وزرای پهلوی دوم توسط هاروارد ضبط و منتشر شده که از طریق لینک داده شده در ابتدای مقاله طی بالای 40 صفحه قابل مراجعه است. (همچنین ادامه ی مصاحبه طوفانیان)&quot;محسن رفیعی&quot;با تشکر از مطالعه«هرگونه نشر این مطلب بدون ذکر نام نویسنده و لینک مستقیم مورد رضایت بنده نمی باشد»</description>
                <category>محسن رفیعی</category>
                <author>محسن رفیعی</author>
                <pubDate>Fri, 16 Oct 2020 06:52:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایمیل های هیلاری، توهمی نوین از اپوزیسیون جمهوری اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@rafiei_po/hillary-email-lxt6nquzu49f</link>
                <description>هیلاری کلینتون
نکته: به علت فیلتر بودن سایت های بسیاری از خبرگزاری های خارجی در ایران مانند تایمز اسرائیل و سی ان ان برای لینک های منابع عموما باید از فیلترشکن استفاده کنید.با درودروح الله زم. نام آشنایی که سابقا در بین اپوزیسیون جمهوری اسلامی دیده می شد که اخیرا توسط حکومت ایران طی فرآیندی (لازم به گفتن نیست) دستگیر شد و برای محاکمه به دادگاه های حکومتی واگذار شد.زم سابقا مدیر کانال تلگرامی آمدنیوز بود که یکی از عوامل ترویج بلاهت سیاسی و نا آگاهی بین توده جامعه بود. قطعا فیک نیوز (اخبار دروغ) جزو بدنه اصلی اخبار کانال آمدنیوز به شمار می رفت.با این حال پس از حذف سیاسی زم انگار هنوز که هنوز است یاد و خاطره اش بین دوستان سابق او باقی است و راهش ادامه می یابد.در روز های اخیر در فضای توییتر و اینستاگرام و شبکه های اجتماعی هشتگی با عنوان #ایمیلهای_هیلاری به وجود آمد که اشاره به ایمیل های هیلاری کلینتون وزیر خارجه اسبق آمریکا در دولت اوباما بین سالهای 2009 تا 2013 بود که در سال 2013 پست وزارت امور خارجه را ترک کرده و آن را به جان کری واگذار کرد.ایمیلهای کلینتون جنجالی مربوط به چند سال پیش است که گفته می شد کلینتون به جای استفاده از سرور های امن دولتی از ایمیل های شخصی برای نامه نگاری استفاده می کرده است. برخی از اعضای کنگره آمریکا این اقدام کلینتون را تخطی از قانون می دانستند. همچنین در جریان انتخابات 2016 بین کلینتون و دونالد ترامپ این موضوع عامل حملات ترامپ به رقیبش شد که موفقیت آمیز بود.حال در آستانه انتخابات 2020 ترامپ برای حمله به دموکرات ها خواهان انتشار ایمیلهای بیشتری از کلینتون شده است.چند روز پیش مایک پمپئو وزیر خارجه فعلی آمریکا در مصاحبه با فاکس نیوز گفت که به ایمیل های کلینتون نامزد سابق انتخابات 2016 آمریکا دسترسی دارد و آنها را تا قبل از انتخابات منتشر خواهد کرد. (خبر از سی ان ان)در اینجا از مطلب شما را به صحبت های دونالد ترامپ (جمهوری خواه) در جریان انتخابات 2016 آمریکا در برابر هیلاری کلینتون (دموکرات) ارجاع میدهم.دونالد ترامپ در کشمکش های انتخاباتی در آن موقع مدعی شد که داعش را اوباما و کلینتون ساخته اند که این ادعا بطور گسترده در رسانه های مطرح آمریکایی (Associated Press) بازتاب داده شد.با توجه به اینکه دعوای انتخاباتی بین حزب دموکرات و جمهوری خواه مسئله ای بدیهی است این ادعای ترامپ بدون مدرک آنچنان موثق واقع نشد. شبکه سی ان ان نیز مقاله ای در جهت نقد این ادعا منتشر نمود که از اینجا قابل مشاهده است.اکنون در جریان انتخابات 2020 آمریکا دوباره حزب دموکرات (بایدن) و جمهوری خواه (ترامپ) و طرفداران این دو حزب با یکدیگر رویارو شده اند. همچنین در مناظره بایدن و ترامپ در مدتی پیش شاهد درگیری های لفظی بایدن و ترامپ بودیم. کار به جایی رسید که ترامپ حتی ماسک زدن بایدن را به تمسخر گرفت.ماجرای اصلی اینجاست که در روز های در فضای مجازی هشتگی با عنوان #ایمیلهای_هیلاری بطور گسترده ای مورد استفاده قرار گرفت که افراد اپوزیسیون مخالف نظام با استناد به این ایمیلهای تازه منتشر شده مدعی آن شدند که دموکرات ها (اوباما و کلینتون) به خاطر منافع خودشان داعش را با همکاری نوری المالکی نخست وزیر وقت عراق و قاسم سلیمانی فرمانده پیشین سپاه قدس تشکیل دادند تا عراق را به شبه نظامیان جمهوری اسلامی تحویل دهد. این ادعا از سوی ترامپیست ها و طرفداران جمهوری خواه ها بیان می شود.با توجه به اینکه منطق و فکر کردن مفید در نزاکت سیاسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی مطلقا وجود ندارد این خبر تعجب آور به نظر می رسید. مضاف بر آن در چنین برهه زمانی (انتخابات 2020) رسانه های جریان اصلی و مطرح آمریکا چنین خبری را منتشر نکردند. در صورتی که این مسئله می توانست یک بمب خبری عظیم را در رسانه ها علیه دموکرات ها و حکومت ایران در خلال انتخابات به وجود بیاورد.توییت های مجازی سایت وزارت امور خارجه آمریکا را برای این ادعایشان منبع معرفی می کردند. (اینجا)ایمیلهای کلینتون در سایت وزارت امور خارجه آمریکاسایت بالا سایت رسمی وزارت خارجه آمریکاست. در تصویر واژه Clinton_Email هایلایت شده است. دقت کنید صفحه ای که دارای ایمیل های کلینتون است باید با عنوان این واژه باشد تا به ایمیل های او استناد کند.با مراجعه به این سایت در هر فیلد دو عنوان Document Date (تاریخ سند) و Posted Date (تاریخ پست شدن سند) وجود دارد. با دقت در تاریخ آخرین ایمیل می توان فهمید که تاریخ انتشار آن مربوط به سال 2019 است.یعنی هنوز ایمیل های وعده داده شده توسط پمپئو تا کنون در زمان نوشتن این مقاله منتشر نشده است که بتوان با آنها به همکاری جمهوری اسلامی و داعش پی برد.این خبر فیک در خبرگذاری یورونیوز نیز تکذیب شد.و همچنین با جستجوری واژه ای چون &quot;Soleimani&quot; هیچ سندی مبنی بر رابطه سپاه پاسداران و داعش وجود ندارد. البته طبیعتا با جستجوی نام سلیمانی به نتایجی خواهید رسید که در آنها نام او وجود دارد ولی در متن هیچ کدام از ایمیل ها به همدست بودن او و داعش اشاره نمی کند. طبعا سندی قبل از انتشار توسط وزارت خارجه آمریکا به دست کاربران بی نام و نشان توییتر و اینستاگرام نمی رسد.هرچند اگر چنین چیزی منتشر بشود با توجه به دعوای انتخاباتی 2020 بین جمهوری خواه ها (ترامپ) و دموکرات ها (بایدن) طبیعی است که در پی تخریب یکدیگر باشند. با توجه به اینکه ترامپ در انتخابات 2016 ادعای ساختن داعش توسط اوباما و کلینتون را کرده است، جعل ایمیل نیز کاری سخت به شمار نمی رود.در وهله ی دوم به علت بلاهت مفرط اپوزیسیون جمهوری اسلامی و عدم آگاهی آنان از مسائل منطقه ی غرب آسیا به شرح مباحث زیر می پردازیم.هیچ دلیلی وجود ندارد که توسعه حوزه نفوذ و عمق استراتژیک ایران آن هم در منطقه ی غرب آسیا که به لحاظ منابع انرژی و موقعیت استراتژیک یک عروس به شمار می رود باعث منفعت آمریکا شود مخصوصا عراق که کشوری دارای منابع نفت می باشد. (همچون کردستان عراق)اگر داعش برای تحویل عراق به شبه نظامیان جمهوری اسلامی تاسیس شد پس در سوریه چه می کرد؟؟ داعش بر عراق و سوریه اعلام خلافت کرد. (دویچه وله)می خواهیم گذری به مرز های اسرائیل بر روی نقشه بزنیم.نقشه اسرائیل و کشور های همسایه آن بر روی گوگل مپسهمانطور که می دانیم جمهوری اسلامی با توسعه حوزه نفوذ و عمق استراتژیک خویش در کشور لبنان (همسایه اسرائیل) با بازوی نیابتی حزب الله توانسته علیه اسرائیل جبهه ایجاد نماید که هم اکنون تهدیدی برای اسرائیل است.همچنین سوریه در همسایگی اسرائیل نیز جبهه ای مناسب می باشد که جمهوری اسلامی به کمک روسیه توانست بشار اسد را که در آستانه سقوط بود نگه دارد تا در سوریه نفوذ کند. این با توجه به آن است که آمریکا  و اوباما خواستار رفتن بشار اسد بود. (منبع)هم اکنون قرارداد های استراتژیک و اقتصادی توسط جمهوری اسلامی با دولت اسد بسته شده که باعث توسعه عمق استراتژیک ایران در سوریه شده است.حملات هوایی اخیر اسرائیل به مواضع ایران در سوریه نیز برای جلوگیری از قدرت گیری ایران می باشد.ضمنا همدستی اوباما و جمهوری اسلامی در هنگام خطر دستیابی ایران به سلاح هسته ای و برنامه موشکی ایران (تایمز اسرائیل) که طبعا منافع آمریکا و همچنین امنیت اسرائیل را تهدید خواهد کرد حرفی به غایت خنده دار است.یکی از دلایل مهمی که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله نمی کنند داشتن عمق استراتژیک و نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی است برای توضیحات بیشتر تحلیل های زیر از سه تحلیل گر مطرح اسرائیلی را تماشا کنید. https://www.aparat.com/v/dJUbM دلیل عدم شروع جنگ علیه ایران..... https://www.aparat.com/v/N7nRg نفوذ ایران در اطراف مرز های اسرائیل..... https://www.aparat.com/v/2tzrD در مورد عدم خروج از سوریه......از شما می خواهم با دقت تحلیل های بالا را گوش کرده و پازل ها را کنار یکدیگر بگذارید تا صحبت های پیشین من برایتان روشن تر شود.در پایان مقاله این نکته را به شما می گویم که چه موافق حکومت و چه مخالف باشید سطح اپوزیسیون جمهوری اسلامی بسیار نازل است و این دسته از افراد با واقعیت روی زمین کاری ندارند و پایه های فکری آنان توهمات و پیشفرض های غلط فکری شان است.با تشکر از مطالعه شما.«محسن رفیعی»</description>
                <category>محسن رفیعی</category>
                <author>محسن رفیعی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Oct 2020 17:56:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا جمهوری اسلامی از طریق انقلاب برانداز نمی شود؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rafiei_po/revolution-v5dznkoivaid</link>
                <description>با درود.اگر در میان رسانه و شبکه های اجتماعی در این روزها فعال باشید حتما دریافته اید که این چند سال اخیر ماجرای سقوط و براندازی حکومت فعلی ایران داغ شده است.مشکلات اقتصادی سرسام آور و تورم و بیکاری ناشی از سیاست گذاری غلط مسئولین دولتی و ناکارآمدی های داخلی، همچنین سیاست های خارجی حکومت و حضور منطقه ای موجب حمله ی توده ی جامعه ایران است.فارغ از اینکه حکومت فعلی خوب است یا بد؟ کارش صحیح است یا غلط؟ می خواهیم دیدی به دور از شعار زدگی و مطابق با حقایق موجود داشته باشیم.اول از همه باید به این فکر کنیم که چه استدلالی برای سقوط جمهوری اسلامی داریم و اصلا افراد معتقد به براندازی با چه دلیلی می گویند حکومت در حال سقوط است؟در یک گفتگوی منطقی و علمی باید این را در نظر داشته باشیم که وقتی یک طرف یک ادعا را ارائه می کند اوست که باید برای ادعای خودش دلیل بیاورد.یکی از دلایلی که براندازان برای براندازی حکومت ارائه می کنند نارضایتی توده جامعه از حکومت و اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ است و بنابر چنین پیشفرض هایی نتیجه می گیرند که نارضایتی ها آتش زیر خاکستر است که دامن حکومت را می گیرد و آن را می سوزاند.چنین تفکری ریشه در انقلاب ۵۷ علیه حکومت محمدرضا شاه دارد که در میانه مقاله آن را بررسی خواهیم کرد.بگذارید با یک پیشفرض واقعی اعتراضات را بررسی کنیم:اصولا در هر کشوری شخصی که در بین مردم و یا چه فعالین سیاسی بگوید حکومت قانونی آن کشور برانداز شود از نظر حکومت مجرم و دشمن شناخته می شود، چه حکومت مرکزی خوب باشد و چه بد باشد.با این پیشفرض قطعا جواب هیچ حکومتی به براندازنش بوسه نخواهد بود.مثال هایی را با یکدیگر دوره می کنیم. طرفداران دموکراسی معتقدند که دموکراسی واقعی را در اروپا و آمریکا باید دید. دموکراسی در ساده ترین مفهوم به معنای حکومت مردم بر مردم است و قطعا سرکوب معترضان به شدت با پایه های دموکراسی در تضاد است. اما دوره می کنیم سرکوب معترضان در دموکرات ترین کشور های جهان (از نظر دموکراسی خوهان):۱- فرانسه:سرکوب جلیقه زرد ها در فرانسهسرکوب جلیقه زرد ها در فرانسه در فرانسه ماه ها علیه دولت (نه حکومت) فرانسه و مکرون اعتراض کردند و مکرون حتی حاضر نشد دولت خودش را کنار بکشد و به مقابله و سرکوب جلیقه زرد ها پرداخت. دقت کنید که این اتفاقات در یکی از دموکرات ترین کشور های دنیا رخ داده است.۲- آمریکا:لازم به گفتن نیست که تظاهرات اخیر در آمریکا حاصل از قتل یک سیاهپوست(جورج فلوید) توسط پلیس آمریکا در اعتراض به تبعیض نژادی به گوش همه رسید و در یکی از دموکرات ترین کشور های دنیا که بسیاری آن را الگو می دانند به سرکوب منجر شد.و ترامپ که در جریان اعتراضات آبان ۹۸ با توییت های فارسی از مردم ایران و تظاهرات دفاع می کرد در توئیتی به تهدید معترضان آمریکایی پرداخت.پس تا اینجا می فهمیم که براندازی نظامی به مانند جمهوری اسلامی هزینه دارد، نه تنها در ایران بلکه در کشور های دموکراتیک نیز چنین مسئله ای وجود دارد.حال می خواهیم از خودمان این سوال را بپرسیم که چقدر از مردم ایران حاضر به پرداختن هزینه هایی تا حتی جان خود برای براندازی نظام هستند؟برای پاسخ دادن به این سوال می توانیم به سراغ مقایسه اعتراضات ۸۸ و دی ۹۶ و آبان ۹۸ برویم. با مشاهده تصاویر آن سه دوره از اعتراضات علیه جمهوری اسلامی تظاهرات ۸۸ بسیار وسیع تر و بزرگتر از ۹۶ و ۹۸ بود اما بازوی رسانه ای و شبکه های اجتماعی در این دوره قدرتمند تر است و توانست اعتراضات ۹۶ و ۹۸ را برجسته تر کند. برای مثال رسانه های منوتو و ایران اینترنشنال بعد از اتفاقات ۸۸ به وجود آمدند که در انتشار ویدیو ها و اخبار اعتراضات سالهای اخیر نقش پررنگی داشتند.اما نکته اصلی این است که توده جامعه و قشر خاکستری ایران حتی اگر مخالف حکومت نیز باشند حاضر به دادن هزینه نیستند و اگر شمار حدودی معترضان را نسبت به جمعیت ایران بسنجیم عدد قابل توجهی نصیبمان نمی شود. همان طور که در ماجرای انقلاب اسلامی نیز معترضان حکومت شاه نسبت به جمعیت سی و چند میلیونی آن زمان رقم قابل توجهی نبود.در بعد دیگر ماجرا معترضان ایرانی سازمان یافته و دارای تشکیلات و یک رهبر واحد نیستند و طبعا بین آنها افرادی با نظرات و عقاید سیاسی متفاوت وجود دارد.اگر از منظر حکومت بخواهیم موضوع را بررسی کنیم:جمهوری اسلامی یک حکومت سازمان یافته و دارای تشکیلات است. بر خلاف عده ای از ساده لوحان هسته مرکزی حکومت نه روحانی و نه ظریف و نه هر روحانی دینی در سطوح پایین حکومت نیست بلکه هسته مرکزی حکومت آقای خامنه ای و نیروهای مسلح تحت فرمان او می باشد.نیروهای مسلح کاملا پشتیبان رهبری حکومت و با او همراه هستند و با نظامی گری هم که شده حکومت را حفظ خواهند کرد. اگر شما در جریان اعتراضات گسترده مردم در ونزوئلا باشید و تصاویر منتشر شده را ببینید به سادگی میتوان فهمید که درصد زیادی از مردم علیه حکومت و بصورت میدانی در خیابان ها ریختند و در حالی که آنها یک رهبر واحد دارند(خوان گایدو) که اتفاقا در خود ونزوئلا و در داخل کشور حضور دارد، با این حال حکومت مادورو با حمایت نیروهای مسلح خودش هنوز در جایگاه قدرت است. لازم به ذکر است که محمدرضا شاه حکومت و کشور را ترک کرد و آمریکا نیز که متحد درجه یک حکومت پهلوی دوم بود پشت او را خالی کرد و جیمی کارتر(رئیس جمهور آمریکا در آن دوره) در نشست گوادالوپ بر سر رفتن شاه به توافق رسید.ضمنا ارتش شاه نیز پس از خروج پهلوی دوم بیانیه ی بی طرفی دادند و عملا ارتش برای حفظ حکومت عقب نشینی کرد.تظاهرات ونزوئلاتظاهرات ونزوئلا ضمنا با نگاه و بررسی دقیق نسبت به جامعه میتوان فهمید که قطعا طرفداران حکومت عده ی زیادی از مردم ایران را تشکیل نمی دهد اما این نکته حائز اهمیت است که بدنه اصلی و مرکزی حکومت ایران را افراد عقیدتی تشکیل می دهند، فارغ از اینکه عقیده آنها درست است و یا غلط، خوب است یا بد؟ حاضرند برای حفظ نظام هزینه بدهند. اینجا ضرب المثل یک سرباز جنگی به از یک لشکر صدق می کند.ضمنا اگر ماجرای سوریه را با دقت بیشتری ببینیم می فهمیم تنها ایران و روسیه حامی حکومت بشار اسد بودند و در  برابر غربی ها که می گفتند بشار اسد باید برود ایستادند و اسد را نگه داشتند.نکته ای که باید به آن دقت کنیم که حکومت اسد در مرز فروپاشی بود و جنگ داخلی و حضور داعش و همچنین اعتراضات مردم سقوط را حتمی کرده بود.اما جمهوری اسلامی در حین اینکه کارشناس های اپوزیسیون حکومت می گفتند اسد خواهد رفت و رژیم نمی تواند آن را نجات دهد، او را نجات داده و در جایگاهش تثبیت کرد.حال یک سوال مهم پیش می آید:آیا حکومتی که در مقابل آمریکا ایستاد و یکی از متحدان خودش را از چنگ تروریست های میدانی داعش بیرون کشیده آیا با شعارگویی های دانشجویی و مرگ بر خامنه ای گفتن سقوط می کند؟مسلما خیر.....آیا براندازان میدانی در کف خیابان های تهران که عمدتا سکولار دمکرات هستند حریف نیروهای عقیدتی که در سوریه در برابر داعش سر داده اند می شوند؟؟جواب آن هم خیر است....بخش زیادی از مخالفان برانداز حکومت اکنون پس اعتراضاتی که کرده اند به خارج از کشور رفته اند و عملا جز حرف زدن در رسانه های بی بی سی، منوتو و اینترنشنال کار دیگری نمی کنند.و در آخر میخواهیم نتایج تظاهرات سالهای اخیر را با یک مثال بررسی کنیم:اعتراضات آبان 98 هیچ تاثیری بر روی حکومت نگذاشت و تنها بعنوان خوراکی درجه یک برای رسانه های ضد حکومتی و پروپاگاندای رسانه ای مورد استفاده قرار گرفت.حتی قیمت بنزین نیز به قیمت قبلی خودش برنگشت، چه برسد به اینکه نظام بخواهد سقوط کند.باتشکر از مطالعه شما....</description>
                <category>محسن رفیعی</category>
                <author>محسن رفیعی</author>
                <pubDate>Thu, 03 Sep 2020 16:11:30 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>