<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@raftar.podcast</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-08 03:39:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3601266/avatar/Q7dqPU.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</title>
            <link>https://virgool.io/@raftar.podcast</link>
        </image>

                    <item>
                <title>روزهای پس از جنگ چکار کنیم؟ (روش فونیکس)</title>
                <link>https://virgool.io/@raftar.podcast/phoenix-awjjjsdfslmr</link>
                <description>این اپیزود یازدهم از پادکست رفتار است!لینک ویدیو یوتیوب:این عکس از ویدیو یوتیوب هست، حتما ویدیو رو ببینید!https://www.youtube.com/watch?v=p2GNDSMw8zgوقتی جنگ تمام می‌شود، خیلی چیزها تمام نمی‌شود. ترس‌ها، خسارت‌ها، ناامیدی‌ها و حتی شوک روانی هنوز در دل خیلی از ما زنده‌اند. شاید آتش‌بس اعلام شده باشد، اما درون ما هنوز میدان جنگی روشن است.من، محمدجواد راشدی، در این مقاله می‌خواهم همراهت شوم تا با هم به این سؤال اساسی جواب بدهیم: بعد از جنگ چه کنیم؟این نوشته ادامه‌ی اپیزود یازدهم پادکست رفتار است. اگر ترجیح می‌دهی نسخه شنیداری را گوش کنی، می‌توانی همین حالا اپیزود کامل را در سایت من بشنوی یا در کست‌باکس دنبال کنی.اما اگر مثل من اهل خواندن هستی، این مقاله برای توست: یک راهنمای شخصی، صمیمی و کاربردی برای روزهای سخت پس از جنگ.چرا استعاره ققنوس؟(ویدیوی بالا از یوتیوب است!)ققنوس یا فونیکس موجودی افسانه‌ای است که در آتش می‌میرد و دوباره از خاکستر خودش زاده می‌شود. چه استعاره‌ای زیباتر از این برای مردمی که از دل آتش جنگ بیرون آمده‌اند؟ما هم مثل ققنوس نیاز داریم سه مرحله را طی کنیم:بقا: دوباره روی پا بایستیم.مدیریت سرمایه: شعله‌ای تازه برای زندگی روشن کنیم.تبدیل تهدید به فرصت: از خاکستر بحران، پرواز تازه‌ای آغاز کنیم.این سه گام ستون اصلی این مقاله‌اند. اما قبل از ورود به آنها، لازم است یک چیز مهم را یادآوری کنم: اگر عزیزی را از دست داده‌ای یا زخمی از جنگ داری، می‌دانم هیچ کلمه‌ای جای التیام زخم تو را نمی‌گیرد. این نوشته فقط برای کمک‌های کوچک است، نه ادعای درمان تمام دردها.گام اول: بقا – دوباره ایستادن پس از سقوطواقع‌بین باشیم، نه خوش‌بین کورکورانهخیلی‌ها بعد از جنگ در ذهن‌شان مدام می‌گویند: «نباید این‌طور می‌شد، نباید آب قطع شود، نباید برق برود…». درست است؛ نباید. اما واقعیت این است که شده. اولین قدم بقا یعنی دیدن واقعیت همان‌طور که هست، نه همان‌طور که آرزو می‌کنیم باشد.انکار بحران مثل فروبردن سر در برف است. کسی که واقعیت را انکار می‌کند، هیچ تصمیم درستی هم نمی‌تواند بگیرد. پس بقا یعنی اول بحران را بشناسیم و آن را به‌عنوان بخشی از زندگی بپذیریم.مراقب طرز فکر قربانی باشیمیکی از بزرگ‌ترین دام‌ها در روزهای پس از جنگ، طرز تفکر قربانی است. اینکه مدام بگوییم: «این جنگ تقصیر ما نبود، این تصمیم‌ها دست ما نبود». درست است، خیلی چیزها تحمیلی است، اما اگر خودمان را قربانی بدانیم، فلج می‌شویم.طرز فکر قربانی مثل سمی است که کم‌کم ما را از درون می‌کشد. تنها راه مقابله این است که روی دایره کنترل تمرکز کنیم: کارهایی که واقعا دست ماست. شاید این دایره کوچک باشد، اما همین دایره کوچک می‌تواند زندگی‌مان را تغییر دهد.سریع تصمیم بگیر، اجایل باشدر روزهای بحران، بهترین تصمیم همیشه دقیق‌ترین تصمیم نیست؛ بهترین تصمیم سریع‌ترین تصمیم است.من در همان روزهای اول جنگ وقتی مجبور شدم تهران را ترک کنم و به شهرستان بروم، سریعا روی کارهای در دسترسم متمرکز شدم: تکمیل خانه نیمه‌کاره پدری، شروع ساخت یک CRM شخصی برای کارم، و پیگیری پروژه‌هایی که در توانم بود.اگر منتظر می‌ماندم تا اوضاع روشن‌تر شود، هیچ‌چیز جلو نمی‌رفت. سرعت عمل باعث شد حس کنم هنوز روی زندگی‌ام کنترل دارم. این همان فلسفه اجایل بودن است: تصمیم سریع، اقدام سریع، نتیجه سریع.گام دوم: مدیریت سرمایه – روشن کردن شعله زندگیبقا یعنی دوباره ایستادن. اما کافی نیست. باید یاد بگیریم شعله تازه‌ای روشن کنیم. اینجا مدیریت سرمایه وارد صحنه می‌شود.سرمایه فقط پول نیستخیلی‌ها فکر می‌کنند تنها سرمایه‌شان پول است. اما در روزهای پس از جنگ، من فهمیدم چهار نوع سرمایه داریم:سلامتیزمانسرمایه شناختی (ذهن و افکار سالم)دارایی‌های مالیاگر ذهنم را از دست بدهم، حتی اگر پول داشته باشم، نمی‌توانم از جایم بلند شوم. اگر سلامتی نباشد، پول هیچ ارزشی ندارد. پس مدیریت سرمایه یعنی همه این چهار ستون را با هم ببینیم.تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذاریمیک اصل ساده اما حیاتی: تقسیم سبد دارایی.مقداری طلامقداری ارز (دلار یا یورو)کمی ارز دیجیتال امن (مثل تتر)اگر توان مالی داریم، زمین یا ملک در شهرهای مختلفاین تقسیم ریسک باعث می‌شود در صورت بحران، همه دارایی‌مان یکجا نابود نشود.اما تقسیم سرمایه فقط مالی نیست. حتی مهارت‌ها و شغل‌هایمان هم باید متنوع باشد. اگر شغل‌مان از دست رفت، باید منبع درآمد دیگری داشته باشیم. این همان چیزی است که خیلی از ما در دوران کرونا یا جنگ فهمیدیم: کسب‌وکار آنلاین مقاوم‌تر از شغل صرفا حضوری است.ریسک را دست‌بالا ببینیمدر کشوری مثل ایران و منطقه‌ای مثل خاورمیانه، بحران همیشه پشت در است. اگر ریسک‌ها را خیلی کم ببینیم، غافلگیر می‌شویم.اور استیمیت کردن ریسک یعنی اینکه ریسک‌ها را دست‌بالا در نظر بگیریم. مثل کوهنوردی که حتی وقتی هوا صاف است، بارانی با خودش می‌برد. این نگاه باعث می‌شود آماده‌تر باشیم و کمتر ضربه بخوریم.گام سوم: تهدیدها را به فرصت تبدیل کنیماین شاید سخت‌ترین بخش ماجرا باشد. اما اگر بتوانیم، درست همین‌جا ققنوس بال‌هایش را باز می‌کند.فرصت را در دل بحران ببینیمدر اوج جنگ، وقتی خیلی‌ها ناامید شده بودند، من پروژه‌های عقب‌افتاده‌ام را جلو بردم. خانه نیمه‌کاره را ساختیم. یک سیستم CRM نوشتم که ارزشش به اندازه ده‌ها میلیون تومان بود. این پروژه‌ها شاید بزرگ به نظر نرسند، اما برای من نشانه‌ای بودند از اینکه می‌توان فرصت ساخت، حتی از دل خاکستر.مهاجرت یا گسترش افق‌هاخیلی از ما در این روزها به مهاجرت فکر کردیم. شاید نشود همه مهاجرت کنند، اما همین فکر می‌تواند به ما تلنگر بزند که افق‌مان را گسترش دهیم: درآمد دلاری، همکاری بین‌المللی، یا حتی یادگیری زبان.من خودم با تقویت زبان انگلیسی و استفاده از هوش مصنوعی توانستم پروژه‌ای را که شرکت‌ها ۱۰۰ میلیون قیمت‌گذاری کرده بودند، در دو هفته انجام بدهم. اگر زبان نمی‌دانستم، این فرصت را هرگز نمی‌دیدم.زبان‌آموزی؛ کلید فرصت‌های جهانیبی‌اغراق می‌گویم: یادگیری زبان انگلیسی شاید بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری زندگی تو باشد. اگر دنبال مهاجرتی، اگر می‌خواهی درآمد دلاری داشته باشی، یا حتی فقط می‌خواهی دنیا را بهتر بفهمی، زبان لازمه‌اش است.من همین مسیر را در کانال یوتیوبم آموزش می‌دهم: یادگیری زبان با فقط چند دقیقه در روز. می‌توانی اینجا ببینی.جمع‌بندی: آماده بحران بعدی باشیمبیاییم صادق باشیم: این آخرین بحران زندگی ما نیست. شاید دوباره جنگی در کار نباشد، اما بحران‌های دیگری سراغ‌مان می‌آیند: بیماری، ورشکستگی، تغییر قوانین ناگهانی، بلایای طبیعی.سه گام ققنوس را یادمان باشد:بقا: واقع‌بینی + دوری از طرز فکر قربانی + تصمیم سریع.مدیریت سرمایه: شناخت چهار نوع سرمایه + تقسیم دارایی‌ها + دست‌بالا دیدن ریسک.تبدیل تهدید به فرصت: دیدن فرصت‌های پنهان، یادگیری زبان، ایجاد درآمد جدید، رشد شخصی.هر کجا تهدیدی باشد، بدان که همان‌قدر هم فرصت هست. رقیبان تو هم همین تهدیدها را می‌بینند. اگر تو بتوانی فرصت را ببینی، یک گام جلوتر از همه خواهی بود.پادکست و ویدیوهای تکمیلیاگر می‌خواهی جزئیات بیشتری درباره مدیریت سرمایه، تصمیم‌گیری سریع و تجربه‌های شخصی‌ام در روزهای پس از جنگ بشنوی، همین حالا به اپیزود یازدهم پادکست رفتار گوش بده:🎧 شنیدن در کست‌باکسو اگر می‌خواهی نکات تصویری و آموزش‌های بیشتر (از جمله یادگیری زبان انگلیسی در چند دقیقه در روز) را ببینی، کانال یوتیوب من منتظر توست.✍️ سخن آخر: ققنوس از خاکسترش بلند می‌شود، نه با جادو، بلکه با اراده. ما هم همین‌طور.</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Sun, 31 Aug 2025 22:55:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود دهم: چطور افراد با تجربه ما را فریب می دهند؟</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%87%D9%85-%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D9%86%D8%AF-w4w1wwhdgzld</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! خیلی‌ها ادعا میکنن فلان کار رو ما تجربه کردیم. ولی مشکل تجربیاتشون رو نمیدونن. یکی از اصلی‌ترین مشکلات تجربه برمیگرده به مغالطه کلاه گیس.توجه! این قسمت ششم از مجموعه تفکر علمی است!قسمت اول تفکر علمی: علم مزخرف میگه! دارو گیاهیقسمت دوم تفکر علمی: توضیح نده! (تفاوت استدلال و تبیین)قسمت سوم تفکر علمی: هفت گناه حافظهقسمت چهارم تفکر علمی: تلقین!قسمت پنجم: از قتل در تهران تا کارما و تناسخ!کلاه گیس، تجربه و فریب: چطور گول نخوریم؟ 🤔یه موزیک باحال داشتم گوش می‌دادم که یهو... 💡 ایده این شروع متفاوت پادکست به ذهنم رسید!سلام رفقا! 👋 امیدوارم حالتون عالی باشه. 😊تو اپیزود دهم پادکست &quot;تفکر علمی&quot;، قراره حسابی مغزتون رو قلقلک بدیم و با هم یه سفر هیجان‌انگیز به دنیای مغالطه‌ها داشته باشیم. 🚀 این اپیزود، ادامه مجموعه تفکر علمی‌مونه و بهتون پیشنهاد می‌کنم قسمت‌های قبلی رو هم گوش بدید تا مطالب قشنگ تو ذهنتون جا بیفته. 😉قبلاً از معایب حافظه گفتیم و اینکه نباید زیاد به تجربیاتمون اتکا کنیم. حالا وقتشه ببینیم این تجربه چه بلایی سرمون میاره و چطور بعضی‌ها با استفاده از همین تجربه، ما رو فریب می‌دن! 😈تو این اپیزود، قراره یاد بگیریم چطور فریب آدم‌های باتجربه و حتی فریب خود تجربه رو نخوریم!  می‌پرسید چطوری؟ خب، باید اول با مغالطه کلاه گیس و مغالطه توسل به تجربه آشنا بشیم. 🤓آماده‌اید؟ پس بزن بریم! 😎مغالطه کلاه گیس و اطلاعات ناقص 🤯یه مثال معروف هست که میگه: &quot;من تو تشخیص کلاه گیس تخصص دارم! 😎 هر کی کلاه گیس بذاره، سریع می‌فهمم.&quot;حالا اگه ازش بپرسیم از کجا معلوم؟  میگه: &quot;بابا من کلی تجربه دارم! 👨‍🦳 هزار تا کلاه گیس رو تا حالا تشخیص دادم!&quot;قصه از همینجا شروع میشه!  این حرف، یه جور مغالطه‌ست به اسم &quot;مغالطه کلاه گیس&quot;! 🤯چرا مغالطه؟  چون فقط به اون کلاه گیس‌هایی اشاره می‌کنه که تشخیص داده، نه اونایی که تشخیص نداده! 🙈 به عبارتی، یه طرف اطلاعات وجود نداره و اطلاعاتش ناقصه!این یعنی چی؟  یعنی تجربه، مثل یه الاکلنگ می‌مونه که یه طرفش اطلاعات ماست و طرف دیگه، اطلاعاتی که نداریم. ⚖️ اون طرفی که اطلاعات داریم، سنگین‌تره و ما فقط از همون طرف حرف می‌زنیم.چند تا مثال باحال:زن و شوهر:  خانمه میگه من 60% کارهای خونه رو انجام می‌دم، آقا هم میگه من 60% کارها رو انجام می‌دم! 🤨 خب، اینجوری که حساب کتاب نمی‌شه!فوتبال:  هر تیمی فکر می‌کنه 70% مالکیت توپ رو داشته!  در حالی که دوربین‌ها و ابزار دقیق نشون می‌دن اینطور نیست.پزشک:  یه پزشک، فقط بیمارایی رو می‌بینه که میان مطب. اونایی که خوب شدن یا فوت شدن و دیگه نیومدن چی؟ 🤔 اینجا تجربه پزشک ناقصه!حالا یه بازی: 🎮10 تا کلمه می‌گم، ببینید چندتاشو یادتون می‌مونه:  دریا، خانه، هواپیما، کتاب، نور، کفش، باران، کوه، ماشین. 🚗(یه موزیک کوتاه) 🎶خب، چندتا یادتون بود؟ 🤔 احتمالاً کلماتی مثل سیب، ماشین، باتری و موسیقی رو بهتر یادتونه. 😉 به این میگن &quot;ریکال بایاس&quot; یا سوگیری یادآوری. 🧠مغالطه توسل به تجربه: وقتی داستان‌ها گولمون می‌زنن! 🤥یه وقتایی، یه داستان یا تجربه شخصی، چنان ما رو تحت تاثیر قرار می‌ده که دیگه دنبال دلیل و منطق نمی‌گردیم! 🤯 به این میگن &quot;مغالطه توسل به تجربه&quot;.چند تا مثال آشنا:تصادف: 🚗 &quot;فلانی کمربند بسته بود، تو تصادف مرد! 💀 پس من کمربند نمی‌بندم!&quot; 🤪زیبایی: 🤳 عکس‌های قبل و بعد عمل زیبایی! 📸 &quot;وای چه عالی شده! منم می‌رم عمل می‌کنم!&quot;  (در حالی که ممکنه کلی عوارض داشته باشه که بهمون نمی‌گن! 🤫)سیگار: 🚬 &quot;پدربزرگم 90 سالشه، روزی یه پاکت سیگار می‌کشه، هیچیشم نشده!&quot;  (آمار سرطان ریه چی میگه؟ 🫁)گوشی: 📱 &quot;شیائومی هنگ می‌کنه! 😠&quot; (در حالی که ممکنه فقط گوشی اون شخص مشکل داشته باشه!)قانون جذب:  &quot;به هر چی فکر کنی، همون میشه!&quot; (واقعاً؟ پس چرا مشکلات مردم آفریقا حل نمیشه؟ 🤷‍♀️)کی به تجربه اعتماد نکنیم؟ 🤔تصمیم‌گیری برای جمع: مثلاً تصمیم در مورد واکسیناسیون یا قوانین یه کشور. 💉درمان‌های پزشکی:  تجربه شخصی، جایگزین علم و تحقیقات نمیشه! 🔬تصمیمات مهم:  هر جا که تصمیم ما، عواقب بزرگی داره.قضاوت افراد:  &quot;یه نفر تو فلان شهر بهم بد آدرس داد، پس همه مردم اون شهر بدن!&quot; 😠چطور از تجربه درست استفاده کنیم؟ 🤔یادگیری مهارت:  تجربه برای یادگیری مهارت‌هایی مثل دوچرخه‌سواری خوبه، ولی برای خلبانی جت، باید آموزش دید! ✈️تشخیص بیماری: تجربه پزشک در تشخیص بیماری‌ها مهمه، ولی درمان باید بر اساس علم باشه.نقد تجربه: هم خودمون و هم دیگران، تجربیاتمون رو نقد کنیم تا سوگیری‌هامون رو بشناسیم.ترکیب تجربه با علم:  برای تاثیرگذاری بیشتر، می‌تونیم از تجربه در کنار آمار و ارقام استفاده کنیم. (مثلاً به جای گفتن &quot;44% افزایش احتمال زنده موندن با کمربند&quot;، داستان یه تصادف رو تعریف کنیم.)خلاصه:تجربه، یه ابزار قدرتمنده، ولی نباید بذاریم گولمون بزنه! 😈 با تفکر انتقادی و شناخت مغالطه‌ها، می‌تونیم از تجربه به درستی استفاده کنیم و تصمیمات بهتری بگیریم. 😊پیشنهاد:حتماً اپیزود دهم پادکست &quot;تفکر علمی&quot; رو گوش بدید! 🎧کتاب‌های &quot;پرسیدن سوالات به جا&quot; و &quot;چطور در مورد چیزهای عجیب و غریب بیاندیشیم&quot; رو بخونید. 📚همیشه از خودتون بپرسید: &quot;سند چی هست؟&quot; 🧐اگه می‌خواین تجربیاتتون رو به دیگران منتقل کنید، جاهایی که نظر متخصص مهمه، حتماً بگید از متخصص هم نظر بگیرن. 👍 (مثلاً تو حوزه درمان)یه نکته مهم:هر طبی که راه بندازین، احتمالاً موفق می‌شین!  چرا؟ چون فقط کسایی که نتیجه گرفتن میان تجربه‌شون رو می‌گن! 🗣️ یادتون باشه 40% بیماری‌ها خود به خود خوب می‌شن! 😉و در آخر...مرسی که تا اینجا با من همراه بودین!  امیدوارم این مقاله بهتون کمک کنه که گول کلاه گیس‌ها و داستان‌ها رو نخورید و با تفکر انتقادی، تصمیمات بهتری تو زندگیتون بگیرین. 😎راستی! یادتون نره پادکست &quot;رفتار&quot; رو دنبال کنید! 😉</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Aug 2025 21:56:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود نهم: از قتل در تهران تا کارما و تناسخ!</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%86%D9%87%D9%85-%D8%A7%D8%B2-%D9%82%D8%AA%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%AE-l5gxyozfqk7g</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! کارما و تناسخ چی هستن؟ آیا زندگی های گذشته واقعیت داره؟توجه! این قسمت پنجم از مجموعه تفکر علمی است!قسمت اول تفکر علمی: علم مزخرف میگه! دارو گیاهیقسمت دوم تفکر علمی: توضیح نده! (تفاوت استدلال و تبیین)قسمت سوم تفکر علمی: هفت گناه حافظهقسمت چهارم: تلقین!گاهی وقت‌ها یک داستان جنایی می‌تواند ما را به مفاهیم عمیق‌تری از ذهن و باورها ببرد. در اپیزود نهم پادکست رفتار، ماجرای یک قتل در تهران بهانه‌ای شد برای ورود به دنیای پیچیده حافظه انسان، خطاهای ذهن، کارما و تناسخ. باورهایی که اگرچه جذاب به نظر می‌رسند، اما وقتی دقیق‌تر بررسی‌شان کنیم می‌بینیم می‌توانند ما را به بیراهه ببرند.چرا حافظه ما همیشه درست کار نمی‌کند؟همه ما فکر می‌کنیم آنچه به یاد می‌آوریم حقیقت محض است. اما تحقیقات علمی بارها نشان داده‌اند که حافظه مثل یک دوربین فیلم‌برداری دقیق نیست؛ بلکه شبیه یک داستان‌نویس خلاق عمل می‌کند.یکی از شناخته‌شده‌ترین پژوهشگران در این زمینه، الیزابت لافتوس (Elizabeth Loftus) است. او در آزمایش‌های متعدد نشان داد که اگر از افراد سوالات جهت‌دار بپرسید یا صحنه‌ای را برایشان تصویرسازی کنید، به‌راحتی ممکن است خاطراتی در ذهنشان ساخته شود که هرگز اتفاق نیفتاده‌اند. به این خاطرات، False Memories یا خاطرات کاذب می‌گویند.مثلاً در یکی از مطالعات مشهور، به افراد گفته شد که در کودکی در یک مرکز خرید گم شده‌اند. با وجود اینکه چنین چیزی هرگز رخ نداده بود، ۲۵٪ از افراد بعد از مدتی باور کردند که واقعاً چنین خاطره‌ای دارند.این یعنی ذهن ما می‌تواند داستان‌هایی کاملاً ساختگی را به‌عنوان واقعیت ثبت کند.از خاطرات کاذب تا زندگی‌های قبلیحالا این یافته علمی چه ربطی به باورهایی مثل تناسخ دارد؟بعضی افراد ادعا می‌کنند خاطراتی از «زندگی‌های قبلی» خود دارند. می‌گویند در چند قرن پیش کشاورز بوده‌اند یا در کشور دیگری به زبان ناشناخته‌ای صحبت می‌کرده‌اند.اما وقتی این ادعاها بررسی می‌شود، اغلب می‌بینیم که این خاطرات نتیجه تلقین، هیپنوتیزم یا انتظار ذهنی هستند. درست همان‌طور که لافتوس نشان داد، وقتی ذهن در شرایط خاصی قرار بگیرد، می‌تواند برای خودش خاطراتی بسازد که واقعی به نظر برسند اما وجود خارجی ندارند.این پدیده به‌ویژه در فرهنگ‌هایی مثل هند یا مصر که داستان‌های تناسخ از کودکی در ذهن مردم کاشته می‌شود، بیشتر دیده می‌شود. ذهن، آنچه را از کودکی شنیده، بعدها به شکل خاطره «به یاد می‌آورد».تناسخ چیست و چرا محبوب است؟به‌طور ساده، تناسخ می‌گوید:ما بعد از مرگ دوباره در قالب انسانی دیگر متولد می‌شویم و این چرخه ادامه دارد تا زمانی که همه زندگی‌ها را تجربه کنیم.طرفداران این ایده می‌گویند این باور می‌تواند دردها و سختی‌های زندگی را قابل تحمل‌تر کند. کسی که دچار رنج و تروما شده، با این فکر آرام می‌گیرد که این فقط یکی از زندگی‌های اوست و در آینده به مسیر دیگری خواهد رفت.به بیان دیگر، تناسخ برای بسیاری پاسخی به پرسش‌های اگزیستانسیال (وجودی) است: چرا رنج می‌کشیم؟ چرا زندگی ناعادلانه است؟کارما؛ فلسفه یا خرافه؟ایده‌ی کارما از فلسفه‌های هندی سرچشمه گرفته است. به زبان ساده یعنی:«هر کاری که می‌کنیم، چه خوب چه بد، نتیجه‌اش در زندگی فعلی یا زندگی‌های بعدی برمی‌گردد.»اما این ایده، وقتی وارد زندگی روزمره می‌شود، مشکلات بزرگی به وجود می‌آورد:سرزنش قربانیفرض کنید فردی در یک تصادف خانواده‌اش را از دست می‌دهد. باور به کارما می‌گوید: «تو در زندگی گذشته‌ات اشتباه کردی، حالا داری تاوان می‌دهی.» این اوج بی‌انصافی است؛ کسی که قربانی شرایط بوده، دوباره سرزنش می‌شود.کاسبی با کارما‌سوزیعده‌ای با سوءاستفاده از این باور، دکانی به نام «کارما‌سوزی» راه انداخته‌اند. آن‌ها می‌گویند با پرداخت پول می‌توانی اثرات منفی زندگی‌های قبلی را پاک کنی. درست شبیه ماجرای فروش بهشت و جهنم در تاریخ اروپا.جلوگیری از رشد فردیوقتی کسی مشکلاتش را به «کارمای گذشته» ربط می‌دهد، به جای اینکه به دنبال تغییر رفتار یا اصلاح شرایط باشد، وقت و انرژی‌اش را صرف مراسم‌های بی‌فایده می‌کند. نتیجه؟ مشکلات واقعی همچنان باقی می‌مانند.قتل در تهران و اعتراف دروغیندر اپیزود نهم پادکست رفتار، داستان واقعی یک قتل در تهران نقل شد. ماجرایی که نشان داد چطور فشار روانی می‌تواند حتی افراد بی‌گناه را وادار به اعتراف دروغین کند.مردی که قربانی مقابل خانه‌اش پیدا شد، به خاطر استرس و فشار، اعتراف کرد که قاتل است؛ در حالی که نبود. بعدها قاتل واقعی پیدا شد و او تبرئه شد.این داستان نشان می‌دهد که حافظه و ذهن انسان چقدر تحت‌تأثیر شرایط بیرونی می‌تواند خطا کند. همان چیزی که در باورهایی مثل تناسخ و کارما هم ریشه دارد: ذهن ما داستان می‌سازد و ما آن را حقیقت می‌پنداریم.چرا باید مراقب باشیم؟چون ذهن ما بیش از آنچه فکر می‌کنیم، خطاپذیر است.چون باورهای شبه‌علمی مثل کارما و تناسخ می‌توانند زندگی واقعی ما را فلج کنند.چون وقتی مشکلاتمان را به «گذشته‌های خیالی» ربط می‌دهیم، از پیدا کردن راه‌حل‌های واقعی بازمی‌مانیم.راه جایگزین: نگاه علمی و تمرکز بر حالبه جای اینکه دنبال کارما‌سوزی یا خاطرات زندگی قبلی باشیم، می‌توانیم:از تفکر نقاد کمک بگیریم.به تحقیقات علمی درباره حافظه و روانشناسی مراجعه کنیم.تمرکزمان را بر لحظه اکنون و تغییرات واقعی در رفتار و زندگی بگذاریم.جمع‌بندیاپیزود نهم پادکست رفتار نشان داد که از یک ماجرای قتل در تهران می‌شود به دنیای پیچیده حافظه، خطاهای ذهن، تناسخ و کارما رسید.پیام اصلی این اپیزود ساده اما عمیق است:ذهن ما قابل فریب است. پس باید مراقب باشیم چه چیزی را به‌عنوان «حقیقت» می‌پذیریم.اگر به این موضوع علاقه‌مندید، پیشنهاد می‌کنم حتماً اپیزود نهم پادکست رفتار را گوش کنید.</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Aug 2025 21:38:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود هشتم: تلقین!</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%87%D8%B4%D8%AA%D9%85-%D8%AA%D9%84%D9%82%DB%8C%D9%86-rvtp83j9qgph</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! خیلی‌ها ادعا میکنن فلان کار رو ما تجربه کردیم. ولی مشکل تجربیاتشون رو نمیدونن. یکی از اصلی‌ترین مشکلات تجربه برمیگرده به خطای حافظه. خطای تلقین!توجه! این قسمت چهارم از مجموعه تفکر علمی است! (ادامه ی قسمت هفت گناه حافظه است) قسمت اول تفکر علمی: علم مزخرف میگه! دارو گیاهیقسمت دوم تفکر علمی: توضیح نده! (تفاوت استدلال و تبیین)قسمت سوم تفکر علمی: هفت گناه حافظهخاطره ی سقوط من! شروع یک سفر ذهنیسلام به همه دوستان عزیز! من محمدجواد راشدی هستم و شما دارید قسمت دوم از مجموعه «هفت گناه حافظه» را می‌شنوید. اگر قسمت اول رو نشنیدید، پیشنهاد می‌کنم حتماً برگردید و بهش گوش بدید.حالا بذارید با یه خاطره شخصی شروع کنم:حدوداً چهار یا پنج ساله بودم. با مادرم توی یه سربالایی می‌رفتیم به سمت آرامگاه پروفسور حسابی.یادم میاد سمت چپم خونه‌های پازلی قشنگی بودن که درهای هر دو خونه مجاور به سمت همدیگه باز می‌شدن.سمت راست هم یه پرتگاه بزرگ بود که از همون بچگی می‌دونستم اگه ازش بیفتم، حتماً آسیب جدی می‌بینم. دستم توی دست مادرم بود که یهو دستم از دستش رها شد و پام پیچ خورد.به سمت پرتگاه چرخیدم و مادرم که تلاش می‌کرد منو بگیره، دستش لیز خورد. یه لحظه وحشتناک! ولی خوشبختانه سقوط من به یه ضربه کوچیک به سرم ختم شد و آسیب جدی ندیدم.تا اینجای ماجرا همه چیز واضح توی ذهنم هست، ولی بقیه‌اش رو دقیق یادم نمیاد...اما مسئله‌ای که این خاطره رو جذاب و در عین حال عجیب می‌کنه اینه که این تصویر واضح هیچ وقت توی ذهن خودم نبوده. تمام این خاطره توی ذهن من تلقین شده. بله، تلقین شده! حالا این یعنی چی؟ بذارید براتون توضیح بدم.تلقین‌پذیری حافظه: واقعیت یا توهم؟اینجاست که وارد بحث تلقین‌پذیری حافظه می‌شیم. (در قسمت قبلی هم بهش پرداختیم حسابی، خطای Suggestibility)لیست هفت گناه حافظه رو یادتون بیاد:زوالحواس پرتیانسدادانتساب اشتباهتلقین پذیریتعصبپافشاریشاید بپرسید تلقین‌پذیری حافظه اصلاً یعنی چی؟خب، به زبون ساده، یعنی اینکه خاطرات ما همیشه اون‌طور که اتفاق افتادن، ثبت نمی‌شن.گاهی چیزهایی رو به یاد میاریم که هرگز رخ ندادن. حالا این خاطرات از کجا میان؟ از ذهن خودمون، از حرف‌های دیگران، از فیلم‌ها و داستان‌ها، و حتی از سؤالاتی که از ما پرسیده می‌شه.توی قسمت قبلی گفتیم که حافظه ما مثل یه کامپیوتر یا گوشی نیست که همه چیز رو به همون شکل که هست، ذخیره کنه.وقتی یه خاطره رو به یاد میاریم، انگار داریم اون رو از اول بازسازی می‌کنیم. بخشی از این بازسازی به کمک اطلاعات واقعی که توی ذهنمون داریم انجام می‌شه و بخش دیگه‌اش توسط تخیل و تصوراتمون پر می‌شه.پس هر بار که یه خاطره رو مرور می‌کنیم، ممکنه تغییر کنه و به شکل دیگه‌ای توی ذهنمون ذخیره بشه.تأثیرات خارجی، چطور حافظه ما رو دستکاری می‌کنند؟ما انسان‌ها به طور ناخودآگاه تحت تأثیر محیط و اطرافیانمون قرار می‌گیریم. به خصوص وقتی که بحث خاطرات و حافظه در میون باشه.مثلاً فرض کنید در یک موقعیت پلیسی قرار گرفتید و ازتون خواسته می‌شه که ماجرای دزدی موتورسوار رو که دیدید، توضیح بدید. حتی نحوه پرسیدن سؤال‌ها توسط پلیس یا بازپرس می‌تونه حافظه شما رو تغییر بده.اگر بازپرس از شما سؤالات جهت‌دار بپرسه، ذهن شما ممکنه جاهای خالی خاطره رو با اون سؤالات پر کنه.فرض کنید پلیس بپرسه: «موتوری که سارق سوار شد، از این موتورای معمولی بود دیگه، نه؟» اینجاست که ذهن شما ممکنه تصویری از یه موتور معمولی رو جایگزین موتور اصلی کنه، حتی اگه اون موتور اصلاً معمولی نبوده باشه.یکی دیگه از مواردی که حافظه ما رو تحت تأثیر قرار می‌ده، استفاده از واژه‌های خاصه.مثلاً اگر ازتون بپرسن: «اون قاتل خطرناک چه شکلی بود؟» به جای اینکه بپرسن: «اون مرد چه شکلی بود؟»، این سؤال می‌تونه باعث بشه تصویر ذهنی شما تغییر کنه و شما چهره فرد رو به عنوان یه قاتل خطرناک توصیف کنید.تکنیک‌های بازپرسی: چطور بهتر از حافظه اطلاعات را بیرون بکشیم؟برای اینکه بتونیم اطلاعات دقیق‌تری از حافظه افراد بگیریم و از تلقین جلوگیری کنیم، تکنیک‌های مختلفی طراحی شده. بذارید چند تا از این تکنیک‌ها رو با هم بررسی کنیم:1. هیپنوتیزم: خواب مصنوعی برای کشف حقیقتیکی از روش‌های قدیمی که برای بازپرسی استفاده می‌شده، هیپنوتیزم بوده. ایده این بوده که فرد رو به یه خواب مصنوعی بفرستن و ازش بخوان که ماجرا رو تعریف کنه. اما مشکلی که هیپنوتیزم داشته این بوده که اطلاعات غلط زیادی ازش به دست می‌اومده. این روش نه تنها عملکرد بهتری نداشته، بلکه گاهی اطلاعات نادرستی رو هم ارائه می‌داده.2. مصاحبه شناختی: تکنیکی مدرن برای بهبود حافظهیکی از بهترین روش‌هایی که برای بازجویی استفاده می‌شه، مصاحبه شناختی هست. این روش اولین بار در دهه ۱۹۸۰ میلادی توسعه پیدا کرد و هدفش این بود که اطلاعات رو بدون تلقین از حافظه فرد استخراج کنه. این مصاحبه چهار مرحله‌ای هست:مرحله اول: تعریف آزاد – از فرد می‌خوان که هر چیزی که در مورد ماجرا به یاد میاره رو تعریف کنه. بدون اینکه سوالات خاصی ازش پرسیده بشه. این کار به فرد کمک می‌کنه که بدون استرس و تلقین، اطلاعات رو بازگو کنه.مرحله دوم: بازسازی محیط – از فرد می‌خوان که محیط و شرایط اطراف ماجرا رو توضیح بده. این کار باعث می‌شه که فرد با به یاد آوردن جزییات محیط، خاطرات اصلی رو بهتر به یاد بیاره.مرحله سوم: ترتیب زمانی متفاوت – از فرد می‌خوان که ماجرا رو از اول به آخر و سپس از آخر به اول تعریف کنه. این کار به حافظه کمک می‌کنه تا اطلاعات رو به شکل دقیق‌تری بازسازی کنه.مرحله چهارم: دیدگاه‌های مختلف – از فرد می‌خوان که از دیدگاه‌های مختلف به ماجرا نگاه کنه. مثلاً خودش رو جای قربانی بذاره و از نگاه اون تعریف کنه. این کار به فرد کمک می‌کنه که جزییات بیشتری رو به یاد بیاره.3. صف مجرمین: شناسایی مظنونینیکی از تکنیک‌های قدیمی که هنوز هم استفاده می‌شه، صف مجرمین هست.در این روش، فرد شاهد رو مقابل چند مظنون قرار می‌دن و ازش می‌خوان که مجرم رو شناسایی کنه. اما این روش هم مشکلات خاص خودش رو داره.برای مثال، ممکنه فرد شاهد فکر کنه که حتماً باید یکی از افراد توی صف مجرم باشه و تحت فشار قرار بگیره که حتماً کسی رو انتخاب کنه.برای کاهش این مشکلات، چند راهکار وجود داره:توضیح کامل به شاهد – به فرد کامل توضیح بدیم که ممکنه مجرم اصلاً بین این افراد نباشه و اجباری برای انتخاب کسی نیست.استفاده از پرکننده‌ها – افرادی که شبیه مظنون اصلی هستن رو به صف اضافه کنیم تا احتمال اشتباه شاهد کمتر بشه.عدم اطلاع صف‌چین از پرونده – کسی که صف رو می‌چینه نباید از جزییات پرونده باخبر باشه تا بی‌طرفی حفظ بشه.پرسیدن میزان اطمینان – بعد از شناسایی، از فرد بپرسیم که چقدر مطمئنه که فرد مورد نظرش مجرمه. این کار به ما کمک می‌کنه تا میزان دقت حافظه فرد رو بهتر ارزیابی کنیم.تجربه‌های شخصی و خطاهای حافظهحالا که با تکنیک‌های مختلف آشنا شدیم، بیایید ببینیم تجربه‌های شخصی چطور می‌تونن حافظه رو تحت تأثیر قرار بدن.فرض کنید توی یه روز گرم تابستونی، یه تصادف شدید توی خیابون می‌بینید.شما شاهد این ماجرا هستید و بعد از حادثه ازتون می‌خوان که توضیح بدید چی دیدید. شما ممکنه با تمام دقتتون ماجرا رو تعریف کنید، اما چند ساعت بعد، یه نفر دیگه میاد و می‌گه که اون روز همون‌جا بوده و دیده که ماشین قرمز با سرعت بالا از چراغ قرمز عبور کرده.شما که مطمئن نیستید، ممکنه این اطلاعات رو وارد خاطره خودتون کنید و به مرور زمان فکر کنید که واقعاً همون اتفاق افتاده. یعنی ماشینی که رد شده قرمز رنگ بوده و با سرعت از چراغ قرمز رد شده.اینجاست که بحث تجربه‌های شخصی و خطاهای حافظه مطرح می‌شه. ذهن ما به طور ناخودآگاه اطلاعات جدید رو با خاطرات قدیمی ترکیب می‌کنه و گاهی اوقات باعث ایجاد خاطرات نادرست می‌شه.نکاتی برای بهبود حافظه و کاهش خطاهاحالا که با انواع خطاهای حافظه آشنا شدیم، بیایید ببینیم چطور می‌تونیم حافظه‌مون رو تقویت کنیم و خطاها رو کاهش بدیم. چند نکته ساده که می‌تونید برای بهبود حافظه‌تون استفاده کنید عبارتند از:۱. یادداشت‌برداری منظمهمیشه یه دفترچه یا اپلیکیشن یادداشت همراهتون داشته باشید و موارد مهم رو یادداشت کنید. این کار به شما کمک می‌کنه تا اطلاعات رو به شکل دقیق‌تری ذخیره کنید و کمتر فراموش کنید.۲. استفاده از تصاویریکی از روش‌های مؤثر برای بهبود حافظه، استفاده از تصاویر و نقشه‌های ذهنی هست. وقتی که اطلاعات رو به صورت تصویری ذخیره می‌کنید، ذهن شما بهتر می‌تونه اونا رو به یاد بیاره.۳. تمرینات ذهنیحل کردن معماها، بازی‌های فکری و انجام فعالیت‌های ذهنی مثل خواندن کتاب و نوشتن می‌تونه به بهبود حافظه کمک کنه. این تمرین‌ها ذهن رو فعال نگه می‌دارن و باعث می‌شن حافظه بهتر کار کنه.۴. تغذیه مناسبحافظه ما تحت تأثیر تغذیه‌مون هم قرار می‌گیره. استفاده از مواد غذایی مثل ماهی، گردو، زردچوبه و چای سبز می‌تونه به بهبود عملکرد مغز و حافظه کمک کنه.۵. خواب کافیخواب یکی از عوامل مهم برای تقویت حافظه‌ست. وقتی که خوب می‌خوابید، ذهن شما فرصت داره تا اطلاعات رو به خوبی ذخیره کنه و خاطرات رو مرتب‌سازی کنه. پس سعی کنید هر شب بین ۷ تا ۹ ساعت بخوابید.۶. مدیریت استرساسترس و اضطراب می‌تونن به شدت بر روی حافظه تأثیر بذارن. وقتی که استرس دارید، ذهن شما نمی‌تونه به خوبی روی اطلاعات تمرکز کنه و خاطرات رو ذخیره کنه. برای کاهش استرس می‌تونید از تکنیک‌های مدیتیشن، یوگا و تنفس عمیق استفاده کنید.۷. فعال نگه داشتن ذهنفعالیت‌های اجتماعی مثل گفتگو با دوستان و خانواده، شرکت در گروه‌های مختلف و انجام کارهای داوطلبانه می‌تونن به فعال نگه داشتن ذهن کمک کنن. این فعالیت‌ها باعث می‌شن که مغز شما همیشه در حال پردازش اطلاعات باشه و حافظه‌تون بهتر کار کنه.پشتیبان‌گیری از اطلاعات: حفظ خاطرات دیجیتالیکی از نکات باحالی که در این اپیزود بهش پرداختم مباحث مربوط به حافظه های دیجیتال و پشتیبان گیری هست!در دنیای امروزی که بیشتر اطلاعات و خاطرات ما به صورت دیجیتال ذخیره می‌شن، پشتیبان‌گیری از این اطلاعات اهمیت زیادی پیدا کرده. همیشه باید نسخه پشتیبان از اطلاعات مهم‌تون داشته باشید. مثلاً:۱. استفاده از فضای ابریسرویس‌هایی مثل گوگل درایو، دراپ‌باکس و وان‌درایو به شما اجازه می‌دن که اطلاعاتتون رو به صورت آنلاین ذخیره کنید و همیشه به اون‌ها دسترسی داشته باشید.۲. هارد اکسترنالداشتن یه هارد اکسترنال برای پشتیبان‌گیری از اطلاعات مهم خیلی مفیده. می‌تونید اطلاعات رو به صورت دوره‌ای به این هارد منتقل کنید تا اگه مشکلی برای کامپیوترتون پیش اومد، اطلاعات رو از دست ندید.۳. یادداشت‌های دیجیتالاز اپلیکیشن‌های یادداشت‌برداری مثل وان‌نوت یا اورنوت استفاده کنید. این اپلیکیشن‌ها به شما اجازه می‌دن که یادداشت‌های خودتون رو به صورت سازماندهی‌شده ذخیره کنید و همیشه به اون‌ها دسترسی داشته باشید.جمع‌بندی: ذهنی پیچیده، خاطراتی نادرستحافظه ما، برخلاف آنچه تصور می‌کنیم، همیشه دقیق و کامل نیست.ما انسان‌ها تحت تأثیر محیط، تجربه‌ها و حتی سؤالاتی که از ما پرسیده می‌شه، خاطرات نادرستی ایجاد می‌کنیم. با شناخت بهتر از نحوه عملکرد حافظه و استفاده از تکنیک‌های مختلف می‌تونیم از ایجاد خاطرات نادرست جلوگیری کنیم.پس دفعه بعد که به یه خاطره فکر می‌کنید، به یاد داشته باشید که شاید همه‌چیز اون‌طور که به نظر می‌رسه، نباشه.مراقب ذهن‌تون باشید و از اون به خوبی استفاده کنید.تجربه‌ای متفاوت در انتظار شماست!با پایان این قسمت، تنها بخشی از دنیای پیچیده حافظه رو با هم مرور کردیم. برای اینکه به عمق بیشتر این موضوعات و تکنیک‌های خلاقانه‌ای که در قسمت‌های قبلی و بعدی داریم، پی ببرید، **حتماً به قسمت‌های قبلی گوش بدید و از قسمت‌های آینده ما غافل نشید.هر قسمت پر از نکات و تکنیک‌های شگفت‌انگیز برای بهبود حافظه و درک بهتر تجربیات شخصی شماست.پس، برای تجربه‌ای متفاوت و جذاب، همین حالا با ما همراه شوید و به قسمت‌های دیگر گوش فرا دهید.فراموش نکنید: حافظه شما ارزش شنیدن و کشف دنیای جدید را دارد! پس با ادامه ی قسمت بعد با ما همراه باشید :)</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2024 10:12:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود هفتم: هفت گناه حافظه</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%D9%87%D9%81%D8%AA-%DA%AF%D9%86%D8%A7%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%81%D8%B8%D9%87-m21s9u2auz6s</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! خیلی از ادعاهای شبه علمی با این شروع میکنن که شما تجربه نکردی باید تجربه کنی! مثل قانون جذب. یا ما تجربه کردیم، یا اصلا شما بلد نیستی قانون جذب چی میگه! تو این قسمت یاد میگیریم چرا این ادعاها غلطن.توجه! این قسمت سوم از مجموعه تفکر علمی است! قسمت اول تفکر علمی: علم مزخرف میگه! دارو گیاهیقسمت دوم تفکر علمی: توضیح نده! (تفاوت استدلال و تبیین)تاثیرپذیری حافظه: داستانی از یک تجربه عجیبحتماً برای شما هم پیش آمده که خاطره‌ای در ذهنتان شکل بگیرد و بعد از مدتی متوجه شوید که آن خاطره با واقعیت همخوانی ندارد. جالبه بدونید که این اتفاق بیشتر از چیزی که فکر می‌کنید رخ میده! بذارید با یک داستان شروع کنیم.سال ۲۰۱۰، مردیث ماران، نویسنده و فمینیست معروف، در طی جلسات روان‌درمانی با یک خاطره سرکوب‌شده مواجه شد؛ خاطره‌ای از دوران کودکی‌اش که نشان از تجاوز پدرش داشت. اما ماجرا به این سادگی‌ها نبود.ماجرای تجاوز پدر در دوران کودکیخانم ماران در طول جلسات روان‌درمانی متوجه شد که احتمالا در دوران کودکی پدرش بهش تجاوز کرده.ایشون هم میره به همه این موضوع رو میگه و عملا آبروی پدرش در خانواده و تمام فامیل میره.منتهی مسئله اینجا بوده که این حافظه واقعی نبوده! در واقع این حافظه در جلسات روان درمانی اون موقع درونش شکل گرفته بوده.(الان یه عده که هیچ دانشی از روانشناسی ندارن و فقط در توهم دانش به سر میبرن که آره ما بهتر میفهمیم، زود گارد میگیرن که بفرما مشاوره بری همچین بلایی سرت میارن! لطفا جزو این عده ی متوهم نباشید!!)این اتفاق که در دهه 1990 هم شایع شده بود و اصلا یه انجمن براش تاسیس کردن، بحثی رو باز کرد درباره حافظه و تاثیرپذیری آن. بیایید این موضوع رو بررسی کنیم.تفاوت تبیین و استدلال: چگونه خاطره‌ها شکل می‌گیرند؟در دومین قسمت این مجموعه، به تفاوت بین تبیین و استدلال پرداختیم (اپیزود قبلی).برای درک بهتر این موضوع، اجازه دهید یک مثال ساده بزنیم: فرض کنید طب سنتی می‌گوید که بخور سرکه برای درمان عفونت‌های ریه مفید است. اما آیا واقعاً این روش کار می‌کند؟در اینجا، توضیح دادن چگونگی عملکرد بخور سرکه (تبیین) کافی نیست.باید با دلایل معتبر و تست‌شده اثبات شود که این روش واقعاً موثر است (استدلال). یعنی بگن روی این تعداد تست کردیم و این تعداد درمان شدن.نقش حافظه در تجربیات ماهر تجربه‌ای که داریم، به نوعی به حافظه ما متصل است. حافظه، نقص‌هایی دارد که می‌تواند باعث تغییر یا تحریف خاطرات ما شود. به همین دلیل، برای نقد هر موضوعی، نیاز نیست همه جزئیات آن را بدانیم، بلکه همان نقص‌های اولیه برای نقد کافی است.دلایل دفاع از باورهای اشتباه: واقعیت یا توهم؟کسانی که به طب سنتی یا روش‌های مشابه باور دارند، اغلب دو دلیل برای دفاع از باورهایشان می‌آورند:شما بلد نیستید: می‌گویند باید اول سیستم کاری آن‌ها را یاد بگیرید و بعد نقد کنید.تجربه‌های گذشته: ادعا می‌کنند که این روش‌ها هزاران سال تجربه پشتشان دارند و بنابراین معتبر هستند.اما این دلایل چقدر قابل اعتمادند؟ واقعیت این است که تجربه همیشه دقیق نیست و می‌تواند تحت تأثیر خطاهای حافظه قرار گیرد.به همین دلیل به خطاهای حافظه می خواهیم بپردازیم.شناخت حافظه انسان: تفاوتی شگفت‌انگیز با حافظه‌های دیجیتال!قبل از اینکه بریم سراغ موضوع کتاب &quot;هفت گناه حافظه&quot;، بیایید یه نگاه به عملکرد خود حافظه بندازیم. اگه با این موضوع آشنا نباشین، شاید براتون جالب باشه که حافظه انسان خیلی با حافظه کامپیوتر یا موبایل و فلش فرق داره.حافظه‌های دیجیتال چگونه کار می‌کنند؟ هر چیزی که توشون ذخیره می‌کنیم، دقیقاً همون‌طوری ثبت میشه و همون‌جوری هم می‌مونه. مثل وقتی که از یه صحنه تصادف فیلم می‌گیریم و تو گوشی یا هارد ذخیره‌اش می‌کنیم. این فیلم حتی بعد از پنج سال، هیچ تغییری نمی‌کنه و همونه که بوده. جزئیات تو این نوع حافظه‌ها دقیق ثبت میشه.اما مغز انسان این‌طوری نیست. مغز ما نه‌تنها ثبت دقیقی از جزئیات نمی‌کنه، بلکه هر بار که یه خاطره رو به یاد میاریم، در واقع داریم اون خاطره رو از نو می‌سازیم.یعنی چی؟ یعنی ما فقط یه سری اطلاعات کلیدی از هر اتفاق رو تو ذهنمون ذخیره می‌کنیم و وقتی می‌خوایم به یادش بیاریم، با ترکیب همین جزئیات کلیدی، بقیه داستان رو یه جورایی بازسازی می‌کنیم.این بازسازی بستگی به حال و احوال روحی و احساسی الانمون داره. مثلاً اگه حال روحیمون خوب باشه، جاهای خالی خاطره رو با اطلاعات مثبت پر می‌کنیم و اگه حالمون بد باشه، برعکس.چگونه حافظه ما واقعیت را تحریف می‌کند؟ذهن ما مثل یه دوربین فیلمبرداری یا حافظه کامپیوتر عمل نمی‌کنه. وقتی یه خاطره رو به یاد میاریم، در واقع داریم دوباره اون رو می‌سازیم. این فرآیند بازسازی باعث میشه که بعضی قسمت‌های خاطره، نادرست یا تحریف‌شده باشن.مثال: فرض کنید شاهد یه تصادف بودید. پنج سال بعد، اگه بخواین این حادثه رو به یاد بیارین، ممکنه کلی جزئیات رو فراموش کرده باشین یا حتی بعضی‌هاش رو اشتباه به خاطر بیارین. این اتفاق به خاطر اینه که مغز جاهای خالی حافظه رو خودش پر می‌کنه.هفت گناه حافظه: راهنمایی برای فهم خطاهای ذهنیدنیل شاکتر، نویسنده کتاب &quot;هفت گناه حافظه&quot; به انگلیسی The Seven Sins of Memory: How the Mind Forgets and Remembers ، این گناهان را به عنوان خطاهایی معرفی می‌کند که حافظه‌ی ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند. هرکدام از این گناهان جنبه‌ای از عملکرد حافظه را که ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد، نشان می‌دهد.بیایید نگاهی به این هفت گناه بیندازیم:زوال (Transience): با گذشت زمان، خاطرات کم‌رنگ‌تر و کمرنگ‌تر می‌شوند. این یکی از دلایل اصلی فراموشی است. مثلا به یاد بیاورید که آیا نام تمام همکلاسی‌های دوران دبستان‌تان را به خاطر دارید؟ احتمالاً نه!حواس‌پرتی (Absent-mindedness): آیا تا به حال شده در حالی که در حال مکالمه با کسی هستید، ناگهان متوجه شوید که هیچ‌چیزی از گفته‌های او را به یاد نمی‌آورید؟ این ناشی از عدم تمرکز کافی است.انسداد (Blocking): در این حالت، ذهن ما برای به یاد آوردن یک خاطره به مشکل برمی‌خورد. شما مطمئن هستید که چیزی را می‌دانید، اما نمی‌توانید به آن دست پیدا کنید. مثلاً وقتی اسم یک شخص را فراموش می‌کنید، حتی اگر چهره‌اش را به خوبی به یاد بیاورید.انتساب اشتباه (Misattribution): گاهی اوقات، ما اطلاعات یا خاطرات را به منبع نادرستی نسبت می‌دهیم. شاید داستانی که دوست‌تان تعریف کرده بود را به عنوان تجربه‌ی شخصی خود به خاطر بیاورید.پیشنهادپذیری یا تلقین پذیری (Suggestibility): یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین گناهان حافظه. ذهن ما می‌تواند تحت تأثیر سوالات یا اطلاعات غلط قرار بگیرد و به همین دلیل، خاطراتی نادرست ایجاد کند. مثلاً اگر کسی از شما بپرسد: &quot;اون روزی که تصادف دیدی چطوری بود؟&quot; حتی اگر تصادفی ندیده باشید، ممکن است شروع به ساختن یک خاطره نادرست در ذهن خود کنید.تعصب (Bias): احساسات و باورهای فعلی ما می‌توانند خاطرات گذشته‌مان را تغییر دهند. مثلا اگر اکنون از کسی ناراضی باشید، ممکن است خاطرات بدی از او به یاد آورید، حتی اگر در واقعیت چنین نبوده باشد.پافشاری (Persistence): برخی خاطرات، به‌خصوص خاطرات ناگوار و دردناک، به‌طور مداوم در ذهن ما می‌مانند و رهایمان نمی‌کنند، حتی وقتی که نمی‌خواهیم به آن‌ها فکر کنیم.جالب است بدانید که این خطاها نه به دلیل بیماری بلکه به دلیل عملکرد طبیعی مغز ما ایجاد می‌شوند و همه ما ممکن است درگیر آن‌ها شویم. اگر فکر کنید که حافظه شما از این خطاها مصون است، ممکن است به این مسئله توجه نداشته باشید.خطای تلقین‌پذیری: خطرناک ترین گناه حافظهیکی از مهم‌ترین و خطرناک‌ترین خطاهای حافظه که در کتاب به آن پرداخته شده، خطای تلقین‌پذیری است. این خطا زمانی اتفاق می‌افتد که فرد اطلاعات نادرست را از منابع خارجی دریافت کرده و آن‌ها را با خاطرات واقعی خود ترکیب می‌کند. به عبارت دیگر، اطلاعاتی که از دیگران می‌شنویم یا می‌خوانیم به اشتباه به یادآوری‌های خودمان اضافه می‌شود.مثال‌های عملی از خطای تلقین‌پذیریآزمایش پیک‌نیک:یک تحقیق جالب که به خوبی نشان می‌دهد چگونه خطای تلقین‌پذیری عمل می‌کند، آزمایشی است که بر روی گروهی از افراد انجام شد. در این آزمایش، شرکت‌کنندگان به پیک‌نیک رفته و دوربین‌هایی به طور مخفیانه در محل قرار داده شده بودند. بعد از گذشت چند روز، شرکت‌کنندگان به دفتر تحقیق دعوت شده و تعدادی عکس به آن‌ها نشان داده شد که شامل عکس‌های واقعی و جعلی از پیک‌نیک بودند.در جالب‌ترین بخش این آزمایش، شرکت‌کنندگان به اشتباه به برخی از عکس‌های جعلی به عنوان خاطرات واقعی خود اشاره کردند. به این ترتیب، اطلاعات نادرستی که از عکس‌ها به آن‌ها ارائه شده بود، به خاطرات واقعی آن‌ها افزوده شد.تصادف آمستردام:یک مثال تاریخی از تلقین‌پذیری در سال 1992 در آمستردام رخ داد. زمانی که یک هواپیمای باری پس از ازکارافتادن دو موتور خود، با ساختمانی 10 طبقه برخورد کرد. این حادثه وحشتناک منجر به کشته شدن 10 نفر از ساکنان ساختمان و هر چهار عضو خدمه هواپیما شد. مدتی بعد، خبرنگاران و دوربین‌های تلویزیونی به محل حادثه رفتند و آن را پوشش دادند.ده ماه پس از این حادثه، روانشناسان هلندی از شاهدان سوال کردند که آیا فیلم لحظه برخورد هواپیما با ساختمان را دیده‌اند. بیش از نیمی از افراد با اطمینان پاسخ دادند که این فیلم را دیده‌اند و حتی جزئیاتی از زاویه و سرعت هواپیما را به خاطر داشتند. این در حالی بود که هیچ فیلمی از لحظه برخورد وجود نداشت. تنها سوالی که به شکل جهت‌دار از آن‌ها پرسیده شد، منجر به ساختن تصویری خیالی در ذهن افراد شده بود.تلقین‌پذیری: تهدیدی جدی برای حقیقت و عدالتچرا تلقین‌پذیری این‌قدر مهم و خطرناک است؟ زیرا این امکان وجود دارد که با استفاده از سوالات جهت‌دار و تکنیک‌های خاص، اطلاعات نادرستی را در حافظه افراد جای دهیم. این مسئله در برخی موارد می‌تواند تبعات جدی داشته باشد.یکی از نمونه‌های شناخته‌شده، داستانی از خانم &quot;مردیث ماران&quot; است.حقیقت این بود که این خاطره واقعی نبود و در طول جلسات روان‌درمانی و تحت تأثیر تکنیک‌های مختلف، این خاطره کاذب ساخته شده بود. خانم ماران بعد از هشت سال به حقیقت پی برد، اما پدرش که همواره این اتهام را رد کرده بود، دیگر در قید حیات نبود.بیچاره پدرش...!در دهه‌های 1980 و 1990، این مسئله به حدی شایع شد که تعداد زیادی از افراد تحت تأثیر خاطرات کاذب، به زندان افتادند و بسیاری از آن‌ها سال‌ها پس از زندان به بی‌گناهی خود پی بردند.سندروم حافظه کاذب: واقعیت یا توهم؟در نتیجه، مفهومی به نام سندروم حافظه کاذب پدید آمد.این اصطلاح به حافظه‌هایی اشاره دارد که در واقعیت رخ نداده‌اند، اما فرد به‌طور کامل به واقعی بودن آن‌ها اعتقاد دارد.در همین راستا، انجمن‌هایی برای رسیدگی به پرونده‌های مرتبط با این سندروم تأسیس شدند.برخی افراد حتی اعتراف به جرایمی کردند که در واقع مرتکب آن‌ها نشده بودند! زیرا خاطرات کاذب به‌قدری واقعی به نظر می‌رسید که حتی خودشان را قانع کرده بودند که مجرم هستند.چگونه شبه‌علم‌ها از پیشنهادپذیری حافظه سوءاستفاده می‌کنند؟در بسیاری از موارد، شبه‌علم‌ها و باورهای غلط دقیقاً بر پایه همین پیشنهادپذیری حافظه ساخته می‌شوند. آن‌ها از این ضعف حافظه استفاده می‌کنند تا باورها و ادعاهای خود را به عنوان حقیقت جا بیندازند.برای مثال:قانون جذب: فرضیه‌ای که می‌گوید شما می‌توانید با تفکر مثبت و تجسم، هر چیزی را که می‌خواهید به دست بیاورید. طرفداران این نظریه اغلب از داستان‌های شخصی و خاطراتی استفاده می‌کنند که نمی‌توان صحت آن‌ها را بررسی کرد. این خاطرات ممکن است تنها به دلیل تأثیرات خارجی و پیشنهادپذیری حافظه شکل گرفته باشند.طب سنتی و هومیوپاتی: بسیاری از طرفداران طب‌های جایگزین ادعا می‌کنند که این روش‌ها به دلیل تجربیات طولانی و موفقیت‌های مکرر کارآمد هستند. اما اغلب این تجربیات به‌خاطر پیشنهادپذیری حافظه، تعصبات شخصی و انتساب اشتباه به عنوان شواهد مطرح می‌شوند.مثال‌هایی از تجربه‌های نادرست و اثبات نشدهدر اینجا، برخی از نمونه‌های مشهور و رایج را بررسی می‌کنیم:سرکه برای عفونت ریه و گلو: در طب سنتی، برخی معتقدند که بخور دادن با سرکه می‌تواند عفونت‌های ریه و گلو را درمان کند. آن‌ها استدلال می‌کنند که خاصیت اسیدی سرکه باعث از بین بردن عفونت‌ها می‌شود. اما آیا این ادعا به صورت علمی ثابت شده؟ نه! این ادعاها اغلب بر پایه تجربیات شخصی و پیشنهادپذیری حافظه شکل گرفته‌اند و هیچ پژوهش علمی معتبری آن‌ها را تایید نکرده است.قانون جذب و موفقیت: بسیاری از افراد مدعی هستند که با استفاده از قانون جذب، به موفقیت‌های بزرگی در زندگی خود دست یافته‌اند. اما مطالعات نشان می‌دهد که این افراد ممکن است به دلیل تعصب تأیید و پیشنهادپذیری، تنها خاطرات موفقیت‌هایشان را به یاد بیاورند و شکست‌ها را فراموش کنند.چگونه از پیشنهادپذیری حافظه خود در برابر شبه‌علم‌ها محافظت کنیم؟۱. شکاک باشید: اولین قدم برای محافظت از حافظه و ذهن خود در برابر تأثیرات غلط، شکاک بودن و پرسش‌گری است. هرگاه با یک ادعا یا خاطره‌ای روبرو می‌شوید که به نظر غیرواقعی می‌آید، آن را به چالش بکشید.۲. به دنبال شواهد علمی باشید: همیشه به دنبال شواهد معتبر و پژوهش‌های علمی بگردید که ادعاها را تأیید یا رد کنند. اگر چیزی علمی نباشد، احتمال اینکه نادرست باشد زیاد است.۳. خاطرات خود را بازبینی کنید: گاهی اوقات بازبینی خاطرات و تجربیات گذشته می‌تواند به شما کمک کند تا بفهمید که چگونه تحت تأثیر اطلاعات نادرست قرار گرفته‌اید. این کار به تقویت حافظه و جلوگیری از پیشنهادپذیری کمک می‌کند.۴. از تعصبات خود آگاه باشید: شناختن تعصبات شخصی و اینکه چگونه می‌توانند بر حافظه و تجربیات شما تأثیر بگذارند، یک گام مهم در محافظت از ذهن شما است.پیشنهاد فیلم: &quot;هفت&quot; (Se7en)برای افرادی که به موضوعات مرتبط با خطاهای حافظه و تاثیرات آن‌ها علاقه‌مند هستند، پیشنهاد می‌کنیم فیلم &quot;هفت&quot; (Se7en) را مشاهده کنند. این فیلم به بررسی هفت گناه کبیره می‌پردازد و شباهت‌های جالبی با موضوعاتی که در کتاب &quot;هفت گناه حافظه&quot; مطرح شده، دارد.هفت گناه کبیره:شکم پرستیطمعتنبلیخشمغرورشهوتحسادتنویسنده این کتاب گفته که اسم کتاب و ساختار آن را از این هفت گناه کبیره گرفته است!در پایان:امیدواریم این بررسی مفید واقع شده و به درک بهتری از عملکرد حافظه و خطاهای آن کمک کرده باشد. اگر سوالات بیشتری دارید یا تمایل دارید تا موضوعات مشابهی را بررسی کنیم، لطفاً نظرات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2024 10:10:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود ششم: علم مزخرف میگه 2 - توضیح نده!</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%B2%D8%AE%D8%B1%D9%81-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%87-2-%D8%AA%D9%88%D8%B6%DB%8C%D8%AD-%D9%86%D8%AF%D9%87-dq6g0url82uu</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! قراره یاد بگیریم هرکسی برای هرچیزی که توضیح میدن زود تشخیص بدیم دارن مزخرف میگن یا درست! (یعنی تفاوت استدلال و تبیین) و سنگ محک هفتم رو یاد بگیریم.توجه! این قسمت دوم از مجموعه تفکر علمی است! »» قسمت اول: علم مزخرف میگه! تفکر علمی 1چرا شنیدن این قسمت مهمه؟ما در دنیای امروز بمباران اطلاعات میشیم. راجع به سلامتی هم کلی اطلاعات دریافت میکنیم چون خیلی مهمه.چرا سلامتی مهمه؟ سوال مسخره‌ای! به نظر میاد همه‌مون می‌دونیم چرا مهمه. ولی بذارید از یه نگاه جالب تر ببینیم چرا مهمه.به نظرتون مهمترین دارایی ما در زندگی چیه؟به نظرم مهمترین دارایی ما در زندگی زمان هست. احتمالا شما هم با من موافقید. ولی یه عده معتقدن سلامتی مهمترین دارایی ما هست.اما میخوام اینطور ببینید که سلامتی اگه از دست بره، باعث میشه زمانمون رو از دست بدیم. درگیر دوا دکتر و بیمارستان و بیماری میشیم. عملا از زندگی میافتیم و اسیر میشیم.پس سلامتی = زمان.پس یکی از دلایلی که سلامتی خیلی مهمه اینه که باعث میشه عمرمون رو هم از دست بدیم.سلامتی مثل نقره است. ولی زمان = طلا است!حالا اینا رو گفتیم به کجا برسیم؟به اینکه برای سلامتی باید یاد بگیریم اطلاعات درستی بدست بیاریم.چطور از اطلاعات غلط جلوگیری کنیم؟چطور تایم طلایی درمانها رو از دست ندیم؟چطور متخصص مناسب رو پیدا کنیم؟حوزه سلامتی لانه ی شایعات و مزخرفات!دقت کردین چقدر اطلاعات متناقض در حوزه سلامت به گوشمون میخوره؟مثلا یه جا میخونیم چای سبز برای لاغری خوبه یه جای دیگه می خونیم چای سبز برای چاقی خوبه. بالاخره برای چی خوبه چای سبز؟! برای لاغری یا چاقی؟یا میخونیم قهوه برای عملکرد مغز خوبه، یه جای دیگه میگه قهوه برای عملکرد مغز مضره!چرا این اطلاعات متناقض در ریاضیات به چشم نمیخوره؟؟در روانشناسی که دیگه اوضاع بدتر از اینم هست. هرکسی هرچی به ذهنش میرسه میشینه پشت میکروفون و به عنوان یه حقیقت بسیار بزرگ و علمی بیانش میکنه!میدونید چرا این اتفاقات در پزشکی و روانشناسی شایع تر هست؟چون این علوم سطح بالاتر هستن. حوزه ای مثل ریاضی جزو علوم پایه‌ای هست. مبحثی نیست که بشه درونش شایعه درست کرد.دو دوتا همیشه طبق ریاضی شده چهارتا.ولی در حوزه های پزشکی و روانشناسی عوامل بسیار مختلفی دخیل هستن. مثلا یکیش تفاوت های فردی در ژنتیک. چای سبز برای یکی ممکنه خوب باشه برای یکی دیگه مضر باشه. ولی نسخه پیچیدن درونش راحته. هرجور دلت خواست میتونی یه نسخه بپیچی.بخصوص وقتی مخاطب تفکر نقاد یا تفکر علمی بلد نیست!این مجموعه برای همین منظور طراحی شده که این موارد رو یاد بگیریم. بتونیم ادعاهای بی اساس رو تشخیص بدیم.سنگ محک هفتم برای تشخیص ادعاهای علمی‌توی قسمت قبل 6 تا سنگ محک برای تشخیص ادعاهای علمی معرفی کردیم.سنگ محک ها چی هستن؟ یه سری سوال که وقتی کسی ادعایی در حوزه پزشکی داشت ازش میپرسیم. اگه تونست جواب های منطقی و درستی بده میفهمیم حرفش معتبرتره. اگه نتونست جواب بده میفهمیم ادعاش بی اساس بوده، یعنی مزخرف گفته!سنگ محک هفتم در تشخیص ادعاهای دروغین: کور کردن آزمایش!یعنی چی کور کردن آزمایش؟ بذارید با یه مثال براتون توضیح بدم.آزمایش دو سر کوربذارید یه سوالی ازتون بپرسم:تا حالا دیدید تو امتحان‌های نهایی مدارس، سربرگ برگه‌ها رو جدا می‌کنن و یه کد روشون هست؟یعنی بالای برگه‌ی پاسخنامه، همون جایی که ما جواب‌ها رو می‌نویسیم، اسم و فامیل و مشخصات خودمون رو می‌نوشتیم. بعد زیرش یه خط برش داشت و کنارش دو تا کد بود. این قسمت بالایی رو جدا می‌کردن و یه کد هم بود که مطمئن بشن هر سربرگ به کدوم برگه جوابیه می‌خوره. بعد قسمت پاسخنامه رو می‌دادن به کسی که تصحیح کنه.چرا این کار رو می‌کردن؟ چون می‌خواستن کسی که داره برگه‌ها رو تصحیح می‌کنه، اگر اسم دانش‌آموزی رو می‌شناسه، روی نمره دادنش تاثیری نداشته باشه._______خاطره! یادمه تو دبیرستان، معلم ریاضی‌مون همیشه برگه شاگرد اول کلاس رو اول تصحیح می‌کرد و اون رو به عنوان معیار کنار دستش می‌ذاشت. یه بار نمره من شده بود ۱۸.۵. یه سوالی رو ۱.۵ نمره از دست داده بودم. هرچی حساب کتاب کردم دیدم جوابم درسته ولی نمره‌ام کمتر شده. رفتیم پیش دبیرمون و سوال رو حل کردیم. فهمیدیم چی شده! معلم‌مون برگه شاگرد اول رو تصحیح کرده و چون همیشه ازش انتظار نمره ۲۰ داشت، در تصحیح برگه‌اش دقت نکرده بود و اشتباه حل کرده بود. بعد بقیه برگه‌ها رو هم بر اساس جواب اون تصحیح کرده بود! این باعث شد معیار برای یه کلاس خراب بشه.فکر کنم به خاطر همین، معلممون به همه ۱.۵ نمره اضافه کرد. ولی ماجرا رو ببینید. چقدر می‌تونه تاثیر بذاره. حتی اگر تقلبی هم در کار نباشه، همین که بدونیم برگه پاسخنامه مال کیه، می‌تونه باعث خطاهایی بشه. یکی از همین خطاها رو براتون گفتم.حالا، برای اینکه این مشکل رو حل کنیم چی کار کردیم؟اومدیم سربرگ رو جدا کردیم که تصحیح‌کننده ندونه برگه مال کیه. به این کار میگن &quot;کور کردن آزمایش گیرنده&quot; یعنی کسی که داره آزمایش رو انجام می‌ده، ندونه چی به چی هست._______بریم سراغ بحث اصلی خودمون؛ پمادسازی. اینجا هم باید آزمایش رو کور کنیم. چطوری؟تو اپیزود قبلی گفتیم از کجا معلوم اثر پماد واقعی باشه یا نه؟ ممکنه اثر پلاسبو باشه. گفتیم باید یه پماد الکی درست کنیم که هیچ موادی نداشته باشه. بعد دو تا گروه تشکیل بدیم. به یه عده پماد واقعی بدیم و به یه عده پماد الکی. اگر دیدیم پماد واقعی اثر کرد و پماد الکی نه، می‌فهمیم که اثر تلقین نیست و واقعاً پماد تاثیر داره.نکته اینجاست که باید بیمار رو هم کور کنیم. یعنی چی؟ یعنی نباید بدونه که پماد واقعی بهش دادن یا الکی. ظاهر و رنگ و همه چیزش باید یکی باشه. چرا مهمه؟ فرض کنید به بیمار بگیم این پماد الکیه برای تست هست، دیگه ممکنه درست و حسابی ازش استفاده نکنه. ولی اگر ندونه، ازش استفاده می‌کنه.حتی اینم کافی نیست. کسی که پماد رو تجویز می‌کنه هم نباید بدونه. چرا؟ چون ممکنه در توضیحاتش فرق بذاره. بگه این که الکیه، زیاد مهم نیست. یا اگر واقعی رو بده، با شور و اشتیاق بیشتری توضیح بده. پس باید هر دو طرف رو بی‌خبر بذاریم.به این میگن &quot;آزمایش دو سر کور&quot; (یا به انگلیسی: Double-Blind Study). یعنی هم بیمار و هم پزشک ندونن. این خیلی مهمه. اگر این کار انجام نشه، اعتبار آزمایش از بین میره. چون خطاهای زیادی داخلش ایجاد میشه. مثل همون برگه امتحان._______یه مثال دیگه بزنم: تو تست‌های روانشناسی می‌خوان تحمل آدم‌ها رو بسنجن. مثلا میگن شکلات رو نخور و ببینیم چقدر می‌تونن معماهای سخت رو حل کنن. اگر بگیم موضوع آزمایش چیه، این افراد زورشون رو می‌زنن که سوالات بیشتری حل کنن. پس بهشون می‌گیم این یه آزمون خلاقیته. اون‌ها فکر می‌کنن داریم خلاقیتشون رو می‌سنجیم. ولی در واقع داریم می‌بینیم آیا می‌تونن جلوی وسوسه شکلات مقاومت کنن و همچنان تمرکز کنن یا نه.نتیجه این آزمایش جالبه. اگر به افراد بگیم یه شکلات خوشمزه جلوی روشونه و نباید بخورن، زود خسته می‌شن و دست از تست برمی‌دارن. پس مهمه که بدونن ماجرا چیه.یه نکته دیگه هم هست. یه چیزی به اسم &quot;آزمایش سه سر کور&quot; داریم! یعنی وقتی نتایج رو به متخصص آمار میدیم تا بررسی کنه، حتی اون هم نباید بدونه نتیجه چه آزمایشی هست. تازه عددها رو به کامپیوتر می‌دن و کامپیوتر یه سری اعداد رو اضافه می‌کنه تا کاملا قاطی بشن و حتی متخصص آمار هم نتونه حدس بزنه.ببینید چقدر جزئیات تو آزمایش‌های حساس مهمه. حالا سوال اینه که وقتی یه داروی گیاهی یا پماد تجویز می‌کنیم، آیا این کارها پشتش انجام شده؟ جوابش رو به مرور بهتر می‌فهمیم!تفاوت استدلال و تبیین: چرا توضیح دادن کافی نیست؟تا حالا شده کسی بهتون بگه فلان چیز اثر داره و شما هم با خودتون بگید: &quot;خب از کجا معلوم؟ چرا اثر داره؟&quot; اینجا دقیقا همون نقطه‌ایه که خیلی از ما گول می‌خوریم!وقتی از کسی می‌پرسیم چرا فلان چیز اثر داره، اون شروع می‌کنه به توضیح دادن که &quot;چطوری&quot; اثر داره، نه اینکه نشون بده (آیا اثر داره یا نه!).اینجاست که باید دقت کنیم، چون فقط داستان سر هم کردن و توضیح دادن کافی نیست؛ باید ثابت کنن اون چیزی که می‌گن، واقعا تاثیر داره. بریم سراغ چندتا مثال تا بهتر متوجه بشیم.انرژی درمانی و چاکرا درمانی: وقتی داستان‌ها جای واقعیت رو می‌گیرنبیاید با یه مثال از انرژی درمانی و چاکرا درمانی شروع کنیم. خیلی وقتا شنیدیم که می‌گن چاکراها مراکز انرژی در بدن هستن و اگه تعادل انرژی‌شون بهم بخوره، آدم بیمار میشه.بعد طرف میاد میگه: &quot;من با انرژی درمانی می‌تونم تعادل چاکرات رو برگردونم و حالت رو خوب کنم.&quot;شما هم ممکنه بگید: &quot;اوه، چه جالب! انرژی درمانی و چاکرا درمانی چه اسم های باحالی هم دارن!&quot;ولی واقعیت اینه که اینجا هیچ‌کس ثابت نکرده که آیا این روش واقعاً کار می‌کنه یا نه! فقط توضیح داده (چطوری) ممکنه کار کنه. مثلا میاد میگه ما یه سری چاکراها در بدن داریم که میدان های انرژی ان. بعد هم این چاکراها رو باز میکنیم و این انرژی ها کمک میکنن بدن ترمیم بشه.دقت کردین؟ داره نحوه ی اثر رو توضیح میده!نه اینکه توضیح بده اثر داره یا نه. اگه میخواین دقیقتر متوجه بشین باید اپیزود قبلی رو بشنوید. منظورمون اینه که این روش روی یه تعدادی از افراد تست بشه و ببینیم چند نفر واقعا خوب شدن! اونوقت مشخص میشه اثر داشته یا نه!این میشه تفاوت استدلال و تبیین.طب سنتی: داستانی درباره اخلاط و طبع بدنیه مثال دیگه از طب سنتی. مثلاً می‌گن: &quot;این جوشانده برای سردی طبع بدن خوبه.&quot;وقتی می‌پرسیم چرا اثر داره، می‌گن چون بدن از چهار نوع خلط ساخته شده و این جوشانده تعادل رو بین این اخلاط برقرار می‌کنه.این فقط یه داستانه، وگرنه هیچ‌کس ثابت نکرده که این جوشانده واقعاً روی تعداد زیادی آدم اثر مثبت داشته باشه.ما باید بپرسیم: &quot;چند نفر خوب شدن؟ چطور تست کردین؟ و...&quot;اینم باز میشه جایی که استدلال و تبیین اشتباه استفاده شده. استدلال یعنی اول دلیل بیاری. تبیین یعنی توضیح بدی چجوری کار میکنه.جرم و جنایت: نشون بده آمار بالا رفته، نه اینکه فقط توضیح بدیفرض کنید توی شهری زندگی می‌کنید و می‌شنوید که جرم و جنایت زیاد شده. وقتی می‌پرسیم چرا اینطور فکر می‌کنید؟طرف میگه: &quot;چون فقر زیاده و آموزش کمه.&quot;این توضیح شاید درست باشه، ولی اول باید نشون بده که آمار جرم و جنایت واقعاً بالا رفته، بعد ما میایم میپرسیم چرا بالا رفته؟ اونوقت شما توضیح بده با فقر و ....اولش باید اثبات کنی!خلاصه ی 3 کتاب درباره تفکر آماری »دادگاه و قضاوت: شواهد بیار، قصه نگو!یه مثال دیگه از دادگاه. فرض کنید یه نفر متهم به قتله. دادگاه از وکیل می‌پرسه چرا فکر می‌کنی این فرد قاتله؟فرض کنید وکیل بگه: &quot;چون وضعیت جامعه بده و قتل‌ها زیاد شده&quot; یا &quot;ظاهرش شبیه خلافکارهاست&quot;اینا که شواهد نیستن! باید شواهد و مدارک واقعی بیاره، مثل اثر انگشت یا فیلم دوربین مدار بسته.بعد از اینکه شواهد کافی ارائه شد، به این نتیجه رسیدیم که ایشون قاتله؛ میشه بحث کرد که چی باعث شده این فرد دست به قتل بزنه. مثلا وضعیت جامعه بد شده و...قانون جذب: وقتی کلمات مثبت سیب‌ها رو خراب نمی‌کنهحتما درباره قانون جذب شنیدید. میگن: &quot;هرچی توی فکرت بیاری، می‌تونی جذبش کنی.&quot;برای اثباتش هم میان آزمایش سیب رو مطرح می‌کنن. میگن روی یه سیب کلمات مثبت نوشتیم، روی یه سیب دیگه کلمات منفی و اون سیبی که کلمات منفی داشت خراب شد.اما وقتی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم این آزمایش مشکلات زیادی داره.از جمله تعداد سیب‌ها کمه، شرایط محیطی کنترل نشده، آزمایش کور نشده و... .اینجاست که باید دقت کنیم که فقط با یه آزمایش ساده نمی‌تونیم نتیجه‌گیری کنیم.فنگ شویی: چی کجا بذاری تا خوشبخت شی!یه مثال دیگه فنگ شوییه. توی فنگ شویی می‌گن اگه فلان چیز رو فلان جا بذاری، زندگیت بهتر میشه.مثلاً گلدون توی جنوب خونه باعث بدشانسیه!وقتی می‌پرسیم چرا، باز طرف یه داستان دراز درباره انرژی‌ها و جهت‌ها و ... میگه.ولی ما می‌خوایم بدونیم آیا واقعاً آدم‌هایی که اینکار رو کردن، نتیجه گرفتن؟نکته پایانی: قصه قشنگه، ولی حقیقت مهم‌تره!در نهایت، هر وقت کسی ادعایی کرد که چیزی اثر داره، ازش بخواید که **نشون بده** این اثر رو، نه اینکه فقط توضیح بده چطوری ممکنه اثر کنه.اول باید ثابت بشه که اثر وجود داره، بعد درباره نحوه‌اش حرف بزنیم.داستان گفتن و قصه‌سرایی شاید جذاب باشه، ولی برای گرفتن تصمیم‌های مهم مثل سلامتی و قضاوت توی دادگاه، باید به واقعیت‌ها تکیه کنیم نه افسانه‌ها.</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2024 08:55:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود پنجم: علم مزخرفه میگه! تفکر علمی 1</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%85%D8%B2%D8%AE%D8%B1%D9%81%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-1-nw50q9qquqii</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! قراره 6 سنگ محک یاد بگیریم که به هر ادعای درمانی بزنیم عیار خودشو نشون بده و در کنارش تفکر علمی یاد بگیریم!+ عه مگه عنوان مقاله این نیست علم مزخرف میگه؟آره درسته در ادامه میبینیم حرف حساب علم چیه!علم همون دانش و اطلاعات هست دیگه، درسته؟ خیر!خیر! علم در زبان فارسی یکم بد جا افتاده. علم به معنی دانش و اطلاعات نیست. علم یا science شاید بهتر باشه بهش بگیم علوم طبیعی یا علوم تجربی.علم یه نوع روش هست!یعنی چی روشه؟ یعنی اینکه شما میخوای مثلا بفهمی گیاهان به نور نیاز دارن یا نه؟یه روش اینه که بشینی ایده بدی از خودت. یه روش اینه که بری آزمایش کنی. مثلا چندبار گیاه ها رو در تاریکی بذاری بعد ببینی رشد میکنن یا خشک میشن.اولی میشه نظرات شخصی. دومی میشه روش علمی!یعنی یه چیزی رو مشاهده کردی، یه حدس هایی زدی (همینجوری الکی هم نیست) ، بعد چندین آزمایش طراحی میکنی، بعد استدلال منطقی میکنی. یعنی آخرش نتیجه گیری میکنی که گیاه به نور نیاز داره.اینکار رو مداوما انجام میدی تا به حقیقت نزدیک بشی.این میشه علم! یعنی یک روش برای کشف حقیقت.چرا اینقدر علم رو بد توضیح میدن؟!دوتا دلیل داره:1) کسانی که مروج علم هستند معمولا استادهای بسیار باسوادی هستن و زمانیکه میخوان از علم صحبت کنن، صحبت هاشون سنگین میشه.برای همین درک صحبت هاشون گاها سخته. به خصوص برای کسی که هیچ اطلاعات و دانش زمینه ای نداره.پس راهکار چیه؟اینه که افرادی مثل من میان سعی میکنن اون مطالب رو به زبان سبک تر برای عموم مردم توضیح بدن.2) دلیل دوم برمیگرده به پیچیدگی خود موضوع و تعریف علم! این دیگه خیلی خیلی پیچیده است. در سطح کسانی هست که مثلا دکتری فلسفه علم میخونن!یعنی درسته ما در این اپیزود محتوا رو خلاصه و سبک کردیم، ولی ماهیت ماجرا خیلی پیچیده ست.مثل پزشکی که برای عمل جراحی آپاندیس شما خیلی ساده 2 دقیقه ای توضیح میده که چکار میکنن، ولی خودشون 12 سال رفتن فقط درمورد پزشکی درس خوندن!چرا اصلا هیچکس در دانشگاه به ما یاد نداد علم چیه؟متاسفانه این سوال منم هست! حتی رشته های پزشکی، پیراپزشکی و... عمدتا در مورد خود علم چیز زیادی یاد نمیگیرن. حالا ممکنه این گفته ی من غلط باشه ولی تا اونجایی که من تحقیق داشتم واحد درسی در این زمینه نداشتیم و بسیار معدود بوده.ولی اینکه نبوده اصلا دلیل بر مهم نبودنش نیست!اتفاقا به نظر من برای دانشجوها و فارغ التحصیلان هر رشته ای که با سلامت در ارتباط هست از نون شب هم واجب تره!خب پماد و ماجرای پادکست چیه؟قضیه اینه قراره بفهمیم فرایند ساخت یک پماد مثلا برای زانو درد چطوره؟ پماد سنتی!محتویات این پماد:گوشت بوقلمونزرده تخم مرغدارچینآویشننمکغذا نیست اینارو ترکیب می‌کنیم میذاریم روی زانو تا خوب بشه!! =)+ اثر درمانی داره؟!دقیقا همین رو در اپیزود بررسی کردیم!تفکر علمی چیست؟یکم بالاتر توضیح دادم که تفکر علمی یا Scientific Thinking چیه. این تفکر در کنار انواع دیگر تفکر یعنی (تفکر نقاد، تفکر آماری، تفکر واقع گرایانه، تفکر تحلیلی و... میتونه به شدت سطح فکری شما رو ارتقاء بده)قرار نیست شما پژوهشگر یا دانشمند یا استاد دانشگاه باشین تا تفکر علمی داشته باشید! میتونید با تفکر علمی در طی روزمره هم ازش استفاده کنید تا گمراه نشید و هر حرفی رو باور نکنید!یه تکنیک خفن که گفتم اینه که هرکی هرچی گفت باور نکنید. به جاش سوال بپرسید! نه یه سوال. ده تا سوال بپرسید. صدتا بپرسید. هزار...چطور سوال بپرسیم؟ 6 تا سنگ محک که در ادامه گذاشتیم دقیقا در مورد همینه. 6 تا سنگ محک درواقع 6 نوع سوال هستن.فلانی گفته و فلان شخص که خیلی جایگاه بالایی داره و... رو باور نکنید. در علم جایگاه خیلی مطرح نیست. شواهد مطرحه. یعنی چی؟یعنی مثلا میگن سر کوچه بالایی یه نفر ماشینش رو بمب گذاری کرد منفجر کرد! شما باور می کنید؟یا میرید سر کوچه نگاه می کنید؟ اگه ده نفر هم بگن اینجا یک ماشین منفجر شد ولی هیچ شواهدی از انفجار روی زمین نباشه قبول می کنید؟ یا میگین برید آقا سرکارمون نذارید!! یا به پلیس بگین میپذیره وقتی هیچ شواهدی وجود نداره؟پس در مورد خیلی از موارد دیگه هم نباید بدون شواهد، چیزی رو پذیرفت.هرکس هرچی میگه باید دلیل بیاره. دلیل منطقی.به چه کار من میاد تفکر علمی؟!من میگم توی این 5تا حوزه فوق العاده کاربرد داره. ببینید به کارتون میاد؟!سلامتیشغل و کسب و کارمشکلات شخصیارتباطات (عاطفی، شغلی، دوستانه)اخباریه دفعه بگو کل زندگی دیگه! آفرین دقیقا...حوزه سلامتی که کل این اپیزود مبتنی بر همین بود. اخبار رو در اپیزودهای قبلی بیشتر گفتم. کسب و کار هم نکته های جالبی از دیجی کالا گفتم براتون.مشکلات شخصی و ارتباطات هم در اپیزودهای بعدی میگم.6 سنگ محک برای تشخیص اثربخشی یک دارودر واقع 6 سوال که جزو اصول کارآزمایی بالینی هستند.1) اگه از یه چیزی نتیجه گرفتی، باید بشه مجدد تکرارش کرد. نمیشه مثلا شما پماد بزنی خوب بشی بقیه بزنن خوب نشن!2) تعداد کافی باشه. یعنی فقط روی خود و چند نفر تست نکرده باشی بعد بگی پس رو همه جواب میده! ما نمیگیم جواب نمیده یا میده. میگیم برو تست کن رو تعداد بیشتری، یه وقت دیدی جواب نداد. اگه جواب داد به شرط رعایت باقی نکات، ما هم می پذیریم.3) عوارض رو چک کردیم؟ یا فقط گفتیم نه بابا گیاهیه این که ضرر نداره! اتفاقا داره. حتی پماد زانو درد گیاهی ممکنه منجر به مرگ شما بشه! چطور؟! در اپیزود توضیح دادم.4) خوب شدن پاشون اثر تلقین نبوده؟ در پزشکی بهش میگن پلاسبو5) بذار دو گروه کنیم ببینیم اصلا شاید به یه عده که پماد ندیم هم بعد از 2-3 روز خودشون خوب بشن! ما هم الکی داریم پماد میدیم... اگه اینکارو کردیم یعنی دو گروه کردیم و مقایسه کردیم بهش میگن گروه کنترل گذاشتن.6) آدما تصادفی انتخاب شدن؟ یا اینکه حواسمون نبوده به مسن تر ها یه داروی دیگه دادیم فقط به جوان ها این پماد جدید رو دادیم؟! ممکنه جوان ها بخاطر بازسازی و قدرت ترمیم بهتری که بدنشون داره زودتر خوب میشن.نکته! ما کوتاه توضیح دادیم چون در اپیزود خیلی بهتر میشد توضیحش داد. پس پیشنهاد میکنم اپیزود رو بشنوید!مافیای پزشکی نمیذارن ما داروی گیاهی رو تست کنیم!ببینید فرض کنید من یه دارو ساختم که میگم این مرده رو زنده میکنه! خب از نظر شما این حرف چرت یا مزخرف به حساب میاد، ولی من ادعا دارم دیگه!شما میگی بر چه اساس این ادعا رو داری؟!میگم همینجوری. الانم میخوام تست کنم. کسایی که تازه میمیرن رو باید برم جنازه هاشون رو از وسط نصف کنم، این دارو رو بذارم وسط بدنشون، بعد بچسبونم به همدیگه، زنده بشن!خب شما باشی اجازه میدی روی هیچ جسدی اینکار انجام بشه؟ و اطرافیان اون فرد فوت شده اجازه همچین کاری میدن؟خیر!!نه بخاطر اینکه ادعا احمقانه ست. بخاطر اینکه هیچ شواهدی نشون ندادم از اینکه این روش کار میکنه! بالاخره باید یه توضیحی بدم رو چه حساب و روی چه منطقی این روش کار میکنه!بعد من بیام بگم نه مافیا نمیذاره من حتی تست کنم!خب تست شما آسیب هایی داره. اون خانواده دوست نداره عزیز از دست رفته اش رو از وسط نصف کنی!حالا در مورد تست کردن یک دارو حتی گیاهی و به ظاهر بی خطر، یک کمیته تشکیل شده برای بررسی کردن اخلاق زیستی.یعنی اجازه نمیدن هرکسی هر ادعایی داشت بیاد روی مردم تست کنه. شما اگر ادعایی داری میری شواهد منطقی ارائه میدی، بعد نشون میدی چه آسیب هایی ممکنه برای اون فرد داشته باشه، بعد تحت شرایط خاص مجوز میگیری بری تست کنی.هیچکی هم باهات دشمنی نداره!ادامه پادکست در قسمت دوم) علم مزخرف میگه 2این پادکست یک سلسله اپیزود هست که قراره تفکر علمی رو همینقدر ساده و راحت به شما یاد بده. پیشنهاد میکنم حتما حتما بشنوید، نظر بدین و برای عزیزانتون بفرستید.رد نشو!!!برای یک عزیزت بفرست. این محتوا به قدری ساده ست که پدر مادرهامون هم بتونن راحت یاد بگیرن!</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Fri, 29 Nov 2024 18:22:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود چهارم: چگونه با آمار دروغ بگوییم؟ تفکر آماری</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%85-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-jy46atowjihz</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! صبح تا شب با اطلاعات و آمار داریم بمباران میشیم و اگر تفکر آماری بلد نباشیم، بسیار بسیار فریب آمار رو میخوریم! مثلا چطور؟تحقیقات علمی و درست مشخص کرده افرادی که بیشتر بستنی میخورن، بیشتر دچار سرطان پوست شدن!!خب؟چی برداشت کردین؟ احتمالا بستنی منجر به سرطان پوست شده! درحالیکه اینطور نیست. علت چیز دیگه ای هست و آمار هم درسته. علتش چیه؟ بیاید تا بهتون بگم!چرا رفتیم سراغ تفکر آماری؟ چرا مهمه؟خیلی وقت ها افراد وقتی میخوان بگن ته یک ماجرا رو در بیارن میگن آمارشو بگیر! درحالیکه نمیدونن آمار یا تفکر آماری چیه. خب مشکلی هم نداره. ولی مشکل کجاست؟مشکل اینجاست که من متخصصین زیادی دیدم، با مدارک ارشد و دکتری و… که تفکر آماری رو بلد نیستن!یعنی آمار و تحقیقات و پژوهش رو در دانشگاه بلدن. ولی در زندگی روزمره بلد نیستن ازش استفاده کنن!همچنین زمانیکه این مبحث رو یاد گرفتم میگفتم عهههه چه قشنگ! عهههه این چه باحاله راست میگه!!و از اون طرف هم دیدم 87.3% از آمار هایی که در اخبار و اینستاگرام منتشر میشه دروغه. گفتم پس حتما باید این اپیزود رو ضبط کنم که مکمل بخش های دیگه ی پادکست بشه. راستی همین عدد 87.3% هم دروغ بود! یه تکنیک از آمار اینه که اعداد دقیق و با جزئیات بگین افراد بیشتر باور میکنن!متقاعدکنندگیدیدید چی شد؟ یه مثال دروغ همین بالا زدم که ببینید از آمار چقدر استفاده میشه برای متقاعد کردن افراد در کمپین های سیاسی، تبلیغاتی و کسب و کارها.حالا ما نمیخوایم بگیم از این تکنیک ها استفاده کنید برای متقاعد کردن یا فریب دادن افراد!میخوایم یاد بگیریم چطور کمتر فریب بخوریم.استفاده در کسب و کاراحتمالا شما یا شاغل هستین یا در آینده میخواین شغلی داشته باشین، یا حتی اگه خانه دار هستین نزدیکترین فرد به شما شاغل هست!در یک کسب و کار یکی از مهمترین مسائل، آمار هست. حتی شما یک پیج اینستاگرامی بخواید بزنید، داخلش محتوا بذارید و… یک بخش مهم آمار هست. ببینید تبلیغاتی که انجام میدین یا فروشی که دارین رو کاملا با آمار می سنجید.حالا فکر کنید با آماری دارید میسنجید که مباحث پایه ای اون رو هم بلد نباشید! چه شود…یعنی خیلی وقت ها دلیل شکست یک کسب و کار عدم تحلیل درست آمار هست.به درد من میخوره؟ من کارم ربطی به آمار نداره!اتفاقا این اپیزود رو برای شما ساختم! کسی که آمار بلده و کارش این هست که خب بلده دیگه! نیاز به یه اپیزود نداره چون کل کار و تحصیلش درگیر آمار و تفکر آماری هست.اگرچه به اون متخصصین هم پیشنهاد میکنم اپیزود رو بشنون.پس خیالتون راحت، علاوه بر اینکه به درد میخوره، شنیدنش ضروریه!حوصله سر بر نیست؟ آخه درس آمار در مدرسه و دانشگاه خیلی حوصله سر بر بود!تمام اپیزود رو سعی کردیم با مثال های جذاب جلو ببریم که حوصله سر بر نباشه. اگرچه تایم این قسمت کمی طولانی شد ولی یکپارچگی محتوا از بین میرفت اگه نمی گفتیم.اگه دیدین زمانش طولانیه یا ممکنه خسته تون کنه پیشنهاد میکنم روی 2x بشنوید! یعنی سرعت پخش رو دو برابر کنید. اینطوری کل اپیزود نیم ساعته تموم میشه!مشکل دیگه ای که درس آمار در مدرسه و دانشگاه داره اینه که سریع میرن سراغ فرمول ها! اینجا که ما از فرمول و عدد رقم خیلی چیزی نگفتیم.مشکل بعدی اینه که یه شخصی که حتی ارشد و دکتری هم درس خونده، آمار بلده و در دانشگاه هم کارهای تحقیقاتی کرده، تفکر آماری رو بلد نیست!!پس شما با شنیدن این قسمت میتونید خیلی چیزها یاد بگیرین. بدون خستگی 🙂تفکر آماری چیست؟تفکر آماری به معنی استفاده از اصول و مبانی آمار هست علی الخصوص در زمان مواجه با آمار در زندگی روزمره.بار اینکه این مبحث رو ما بهتر معرفی کنیم، از 3 کتاب استفاده کردیم!واقعا از 3 تا کتاب برای همین یک اپیزود استفاده کردین؟!بله از 3 کتاب به شرح زیر:1) کتاب اصلی با عنوان چگونه با آمار دروغ بگوییم؟ نویسنده دارل هاف سال 1954 ترجمه حسین راهداری2) کتاب The Data Detective یا کارآگاه داده نویسنده تیم هارفورد سال 2021 که متاسفانه هنوز ترجمه نشده!یک سری موارد رو کامل شرح دادیم که اینجا بازشون نمیکنم پیشنهاد میکنم اپیزود رو بشنوید. فقط تیترهاش رو مینویسم:انواع روابط همبستگی که شامل:تصادف محضرابطه معکوسنتیجه ی یک عامل پنهانروابط علت و معلولیخطای میانگینکه شامل 3 نوع میانگین میشه:میانگین حسابیمیانهمداین که شد همون داستان مدرسه و دانشگاه؟!!!نه اینقدر هم خشک توضیحشون ندادم! با مثالهای کاربردی هر کدوم توضیح داده شده.احتمالات: واقعااا بخش بزرگی از تمام زندگی ما رو احتمالات تشکیل میده. دوست دارم یک اپیزود جدا براش بذارم و مفصل توضیحش بدم! واقعا از وقتی نگاهم به زندگی از زاویه احتمالات شد خیلی زندگیم تغییر کرد.مغالطه ی قمارباز: که توضیحش رو در ادامه میارم.مغالطه قمارباز: تله ای در ذهنمون!تو اینجور مواقع ممکنه فکر کنی که دفعه بعد حتما باید یه اتفاق دیگه بیفته، مثلا اگه چند بار پشت سر هم شیر اومده، دفعه بعد حتما خط میاد.اما این یه جور مغالطه به اسم “مغالطه قمارباز یا Gambler’s fallacy bias” هست. تو این مغالطه، ما ناخودآگاه فکر می‌کنیم که اتفاقات قبلی روی اتفاقات بعدی تاثیر می‌ذارن، در حالی که اینطور نیست.یعنی چی اینطور نیست؟یعنی هرچندبار شما شیر بیاری روی سکه انداختن بعدیت تاثیر نمیذاره و شانسش رو بیشتر نمیکنه که خط بیاد!چندتا مثال از مغالطه قمارباز:توپ رولت: تو مثال بالا، در بازی رولت، توپ 26 بار پشت سر هم روی سیاه افتاد! (بازیشو براتون کامل تعریف کردم در اپیزود) خیلی‌ها فکر می‌کردن که دفعه بعد حتما باید قرمز بیاد، اما اینطور نبود. هر بار چرخش توپ یه اتفاق مستقل بود و شانس سیاه و قرمز 50/50 باقی می‌موند.جنسیت بچه‌ها: کسی که 5 تا دختر داره، ممکنه فکر کنه که بچه بعدی حتما پسر میشه. اما جنسیت هر بچه مستقل از جنسیت بچه‌های قبلی هست.مصاحبه‌های شغلی: اگه 6 بار تو مصاحبه شغلی رد شدی، اینطور نیست که دفعه بعد حتما قبول بشی. شانس قبولی تو هر مصاحبه به عملکرد خودت تو اون مصاحبه و بقیه شرایط بستگی داره.چطور با مغالطه قمارباز مقابله کنیم؟اولین قدم اینه که بفهمیم این مغالطه چیه.بعدش باید به جای باورهای غریزی، به شواهد و آمار واقعی توجه کنیم.در نهایت، باید با در نظر گرفتن همه شرایط، یه جور عقلانی در مورد احتمال وقوع یه اتفاق قضاوت کنیم.مغالطه قمارباز می‌تونه ما رو به تصمیمات اشتباه و گاه پرهزینه بکشونه. با آگاهی از این مغالطه و تفکر عقلانی، می‌تونیم از این تله ذهنی رها بشیم.نکته:این مغالطه به این معنی نیست که تو اتفاقات تصادفی هیچ الگویی وجود نداره.گاهی اوقات ممکنه الگوهایی وجود داشته باشه، ولی این الگوها همیشه قابل پیش‌بینی نیستن.و حالا چه مواردی رو در پادکست نگفتیم؟موارد بسیار زیادی هنوز عنوان نشده! مثالش:خطا در تعریفخطا در نحوه تفسیر اطلاعاتخطا در مصاحبهتغییر اطلاعات توسط محققانمشکل تکرارپذیری در علوم اجتماعیخطا در نمونه گیریدر نظر نگرفتن زمینه یا Contextو…البته، مکمل این پادکست، قسمت بعدی یعنی تفکر علمی هست. اصلا از دستش ندین! یک سلسله اپیزود کامل از تفکر علمی براتون آماده کردم.اگه دوست دارین بیشتر در رابطه با این موضوع بشنوید و یاد بگیرید برام پیام بذارید بیشتر ازش بگم!</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Nov 2024 09:48:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود سوم: مهمترین مهارت 10 سال آینده (تفکر تحلیلی)</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%B3%D9%88%D9%85-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-10-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C-m1hdjwne0mdk</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! قراره مهارت تحلیل کردن در شما قوی تر بشه و بهتر بتونید تحلیل کنید!تو اپیزود اول پادکست رفتار گفتیم یه سری مهارت برای 10 سال آینده نیاز داریم که بتونیم در کسب و کارمون موفق باشیم. اولین مهارت چی بود؟ تفکر تحلیلی!(اگه هنوز اپیزود اول رو نشنیدید همین الان برید اول اونو بشنوید: آینده ی شغل ها به گزارش مجمع جهانی اقتصاد 2023 )تفکر تحلیلی خیلی ساده مثل اینه که شما یک کارمند داشته باشین، ولی نتونه کوچیک ترین چیزها رو هم تحلیل کنه. مداوم میخواد از شما بپرسه یا اشتباه میکنه.یعنی تفکر تحلیلی ضعیفی داره. شما این شخص رو به عنوان کارمند خودتون نگه میدارید؟! مسلما وضعیتشعل مشخصه. اخراج!متاسفانه هیچ جایی از سیستم آموزشی ما این مهارتها آموزش داده نشده…تفکر تحلیلی چیست؟بعد هرچیزی هم که باهاشون مطرح میکنی بعدش میگه عههه چه جالب! این طرز فکر رو من نداشتم یا از این زاویه ندیده بودم!این افراد تفکر تحلیلی‌شون خوبه.تفکر تحلیلی یک جور تفکر جزءنگر هست. یعنی تا حدی مقابل تفکر سیستمی قرار میگیره. تفکر سیستمی یک نوع تفکر کل نگر هست. یعنی کل سیستم رو باهم میبینه.تفکر تحلیلی در مقابل تفکر سیستمیمثال: فرض کنید می‌خواهید دلیل کمبود دانش‌آموزان در یک مدرسه را پیدا کنید.با تفکر تحلیلی و جزءنگر:شما به بررسی آمار ثبت نام در مدرسه می‌پردازید.میانگین نمرات دانش‌آموزان را بررسی می‌کنید.با معلمان و دانش‌آموزان مصاحبه می‌کنید.به دنبال عوامل فردی و اجتماعی که ممکن است در کمبود دانش‌آموزان نقش داشته باشند، می‌گردید.با تفکر سیستمی و کل نگر:شما به بررسی کل سیستم آموزشی در منطقه می‌پردازید.کیفیت مدارس، امکانات آموزشی، وضعیت اقتصادی خانواده‌ها، و سایر عواملی که ممکن است در انتخاب مدرسه توسط خانواده‌ها نقش داشته باشند را بررسی می‌کنید.به دنبال راه حل‌هایی برای افزایش جذابیت مدرسه برای دانش‌آموزان می‌گردید.تفاوت در این دو نوع تفکر:تفکر تحلیلی و جزءنگر به دنبال یافتن علل کمبود دانش‌آموزان در سطح فردی است.تفکر سیستمی و کل نگر به دنبال یافتن علل کمبود دانش‌آموزان در سطح سیستمی است.نتیجه:تفکر تحلیلی و جزءنگر ممکن است به شما کمک کند تا علل محدود کمبود دانش‌آموزان را پیدا کنید.تفکر سیستمی و کل نگر به شما کمک می‌کند تا علل ریشه‌ای کمبود دانش‌آموزان را پیدا کنید و راه حل‌های جامع برای حل مشکل ارائه دهید.با استفاده از تفکر سیستمی و کل نگر، شما می‌توانید به درک عمیق‌تری از مشکل کمبود دانش‌آموزان در مدرسه دست پیدا کنید و راه حل‌های موثرتری برای حل مشکل ارائه دهید.تا اینجا که خسته نشدین؟ 🙂در اینجا چند نمونه دیگر از کاربرد تفکر تحلیلی و جزءنگر و تفکر سیستمی و کل نگر در دنیای واقعی آورده شده است:تفکر تحلیلی و جزءنگر:تشخیص بیماری در پزشکیعیب یابی یک دستگاهتحلیل یک گزارش مالیتفکر سیستمی و کل نگر:طراحی یک برنامه بازاریابیمدیریت یک پروژهحل یک مشکل زیست محیطیچرا تفکر تحلیلی مهمه؟همین چند خط قبل گفتیم انگار تفکر سیستمی مهمتره. ولی الزاما اینطور نیست. جفت این تفکرها کاربرد و کارکرد خودشون رو دارن.در سطح جهانی: میفهمیم یکی از دلایل کلیدی که باعث کاهش نرخ کرونا شده چیه. یا اینکه چرا در سال 2016 ترامپ رای آورد و نباید خیلی سوپرایز میشدین!در سطح شغلی: میفهمیم چطور افرادی که میخوایم باهاشون همکاری داشته باشیم رو انتخاب کنیم. چطور تصمیم بگیریم چند ساعت در روز رو برای کار کردن صرف کنیم. از مذاکرات چطور میتونیم سود بیشتری داشته باشیم.در سطح شخصی: چطور در روز عروسی پول بیشتری ذخیره کنیم. چطور برای جراحی مادر تصمیم بگیریم.خلاصه کتاب قواعدی بر تفکر تحلیلیکتاب قواعدی بر تفکر تحلیلی یا Maxims for thinking analytically نویسنده آقای دن لوی عضو هیئت علمی دانشگاه هاروارد هست.ایده اصلی کتاب از آقای ریچارد زک هاسر هست. ایشون هم بیش از 40 سال استاد دانشگاه هاروارد در رشته اقتصاد هست. بالغ بر 330 مقاله نوشتن با اچ ایندکس 104 که رقم بسیار بالایی هست!متاسفانه هنوز برای این کتاب ترجمه ی فارسی وجود ندارد!قاعده ی اول: بررسی انتهای طیفدر این قاعده گفته برای بررسی یک موضوع، بریم ته طیف رو ببینیم. یا بریم وضعیت شدیدتر رو ببینیم.و میگه دوتا مزیت داره:درک بهتر یک موضوع یا ایده: بریم ته طیف رو ببینیم بهتر متوجه میشیم که اون ایده چطور داره کار میکنه؟ کارآمد هست یا نیست؟بهترین یا بدترین عواقب تصمیم: این هم کمک میکنه ببینیم در بهترین حالت و بدترین وضعیت، چی رخ میده.برای هر کدوم هم مثال های کتاب و هم از خودم در اپیزود مثال زدم!یکیشو مثال بزنم:در ازدواج» شما دو حالت انتهایی میشه اینکه خوشبخت بشی، یا به خاک سیاه بشینی! فکر کردن به هردوش کمک میکنه بهتر آماده بشی.در کسب و کار» بترکونه و فوق العاده موفق بشیم. یا شکست بخوریم و ورشکست. دیدن هرکدوم میتونه کمک کنه بهتر برنامه ریزی داشته باشیم.این خیلی شبیه کتاب گزینه ب یا آپشن B از آدام گرانت هست!که بزودی پادکستش رو هم میذاریم.قاعده دوم: سراغ مورد ساده بریدپیچیدگی دشمن تفکر تحلیلی هست. برای تحلیل کردن باید تا حد امکان یک مسئله رو ساده کنیم.البته سادگی بیش از حد هم باعث خطا میشه! بسیاری از سیستم های پیچیده ساز و کار ساده ای ندارن. ولی سادگی کمک میکنه اصلا بتونیم روابط و کارکرد هر جزء رو بهتر درک کنیم.اینجا مثال میزنه از اوبر. یک سرویس تاکسی اینترنتی در خارج از ایران.سازندگان اوبر زمانیکه میخواستن سیستم سفردهی رو تنظیم کنن بسیار کارشون پیچیده شده بود.اینکه کل شرایط رو تبدیل به دو قانون ساده کردن بسیار کمک کننده بوده تا مشکل حل بشه!البته ناگفته نماند هوش مصنوعی هم خیلی میتونه در ساز و کارهای پیچیده خوب عمل کنه و نقش کلیدی ایفا کنه.قاعده سوم: به پیچیدگی پناه نبریدراستش این قاعده هم مثل قاعده قبلی میمونه قبول دارم! 🙂 ولی نویسنده جدا کرده و توضیح داده منم متعهد بودم بهش.ولی میگه خیلی وقت ها با اینکه یک مسئله پیچیده ست، ولی ماهم طوری باهاش برخورد میکنیم و پیچیده ترش میکنیم انگار که هیچوقت قرار نیست اصلا حل بشه!!یک تکنیک باحال و کاربردیهر موقع داشتی به حل یک موضوع می پرداختین بپرسین:آیا این ساده ترین راه حل هست؟آیا ساده تر از اینم میشه حلش کرد؟اصلا ضروریه؟!اینا کمک میکنه بهتر بتونید مسئله رو حل کنید.قاعده چهارم: مورد مشابهش در زندگی چیه؟میگه مذاکره دو کشور میتونه شبیه به مذاکره یک زوج یا یک والد و فرزند باشه! شاید دقیقا مشابه نباشن ولی دومی درکش راحت تره!آلبرت هیث دکترای مدرسه کندی هاروارد میگه: مشکلات بزرگ سیاست گذاری از نظر ساختاری شبیه مشکلات کوچک تری هستن که هر روز با آنها مواجه میشیم. تفاوتشون در تعداد افراد درگیر هست. اگه بتونیم مشکل رو در سطح کوچک تر در کنیم میتونیم از شهودی که به دست میاریم برای حل مشکل بزرگتر استفاده کنیم.در مورد تدریس هم صدق میکنه. زمانیکه شما میخواین یک موضوع سخت رو تدریس کنید، اول از آسون شروع می کنید مثال میزنید بعد میرید سراغ موارد سخت تر. اینطور به ذهن مخاطب کمک میکنه شکل بگیره و ایده های اصلی رو دریافت کنه.همین کار رو ما دقیقا در اپیزود شماره 5 یعنی تفکر علمی هم انجام دادیم! میتونید ازش الگو بگیرید.ادامه این قسمت چی میشه پس؟!ادر ین اپیزود صرفا فصل اول کتاب رو گفتیم. ولی تو همین فصل، 4 تا قاعده رو مطرح کرده بود که ما هم کامل بهشون پرداختیم. از اونجایی که زمان بیشتری می برد مطرح کردن کل کتاب، این شد که فعلا یک قسمت گذاشتیم و اگه بازخورد بگیریم که دوست دارین، بیشتر ازش میذاریم.دوست دارین ادامه ی کتاب هم بذاریم؟ برامون پیام بذارین 🙂</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Nov 2024 13:07:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود دوم: جهان با هوش مصنوعی در سال 2041</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-2041-dftmwas5cvku</link>
                <description>خلاصه کل این اپیزود در یک خط! داریم از یه کتاب میگیم به اسم “AI-2041” که توضیح میده دنیا 20 سال آینده چه شکلی میشه، اونم به واسطه هوش مصنوعی!اگه هیچ بخشی از این کتاب رو نمیخوای بخونی یا حوصله گوش دادن به پادکست رو نداری، پیشنهاد میکنم حتما ماجرای دوم، یعنی بیمه رو گوش بدین!در این اپیزود یک دید کلی از آینده قراره بدست بیاریم که هوش مصنوعی خیلی قراره توش نقش ایفا کنه.جهان با هوش مصنوعی یا AI-2041عنوان کتاب هست “AI 2041: Ten Visions for Our Future” با نویسندگان: چن کیوفان، کای-فو لی هست. متاسفانه هنوز از این کتاب ترجمه فارسی در دسترس نیست!این کتاب 10 چشم انداز برای آینده ما رو داره عنوان میکنه.عناوین این 10 چشم انداز رو ببینیم:هوش مصنوعی کمک کننده یا تبدیل شدن به سلاح؟تبعیض طبقاتیدیپ فیک DeepFakeیادگیری به روش های جدیدتحول درمان و بهداشتواقعیت ترکیبیماشین های خودرانسلاح های خودمختاراتوماسیونهوش مصنوعی و خوشحالیخبر خوب اینکه روایت همه شون رو در همین اپیزود گفتیم!یک ویژگی جذاب این کتاب: بررسی معضلات و چالش های اخلاقی مربوط به هوش مصنوعی هست! مخاطب رو با مسائلی که ممکنه در آینده باهاشون مواجه بشیم، همین الان روبرو میکنه.چرا مهمه این اپیزود رو بشنوم؟اخیرا همه ی اخبار و رسانه ها پر شدن از خبرهای پیشرفت هوش مصنوعی، و هر روز یک هوش مصنوعی میاد.اهمیتش چیه؟در اپیزود آینده ی مشاغل هم گفتیم که خیلی از مشاغل به گزارش مجمع جهانی اقتصاد قراره حذف بشن. چطور حذف بشن؟ خیلی زیاد این وسط هوش مصنوعی نقش داره.مثلا:قبلا ویرایش تصویر یا تدوین ویدئو برای یک فرد ناآشنا خیلی سخت بود. ولی الان به لطف همین هوش مصنوعی شما با چند کلیک ساده میتونید بهترین تدوین ها رو داشته باشین!و این کار رو برای یک تدوینگر سخت میکنه. در واقع هم سخت میکنه هم آسون!آسون یعنی همین تدوینگر میتونه از این ابزارها کمک بیشتری بگیره. سخت از این نظر که به هرحال باید خودش رو بروز نگه داره، و بخشی از پروژه ها رو مردم دیگه بهشون نمیدن و خودشون انجام میدن!به همین خاطر هم هست که این روزها حجم محتوای تولید شده در سطح اینترنت بسیار زیاد شده.باز این خودش یه خوبی داره یه بدی!بدیش چیه؟ اینه که تشخیص محتوای خوب و بد سخت تر شده. که پیشنهاد میکنم حتما اپیزود “چطور با آمار دروغ بگوییم؟” رو بشنوید.من یه فرد معمولی ام، کتاب AI-2041 به دردم میخوره؟یه سری از دوستان میگن من یک فرد معمولی ام، و کتاب یا محتوای هوش مصنوعی شاید جالب باشه ولی آخه به درد من نمیخوره.حالا آیا این کتاب به درد من میخوره؟راستش آره! نه اینکه شاید بخوایم توسعه دهنده ی هوش مصنوعی بشید. چیزی که مد نظرمون هست اینه که شما از هوش مصنوعی استفاده کنید. کجا؟ در زندگی روزمره و کسب و کارتون.چطور؟جوابش رو در اپیزود مفصل تر توضیح دادم! ولی یه خلاصه اش اینه که قراره یک ذهنیت برای ما ایجاد بشه. بعد اون ذهنیت خودش به کارمون میاد و کمک میکنه یک سری از مسائل رو به مدل دیگه ای حل کنیم.مثلا به ما دید میده که بتونیم بهتر از سطوح تفکر استفاده کنیم. مثل تفکر علمی، تفکر واقع گرایانه، تفکر سیستمی، تفکر تحلیلی، تفکر انتقادی و… . که برای تمامی این سطوح تفکر پادکست ساختیم و روی لینکشون که کلیک کنید میتونید بشنوید!آینده پژوهی یا علمی-تخیلی؟این کتاب بیشتر از اینکه یک اثر آینده پژوهی باشه، شاید بتونیم بگیم علمی-تخیلی هست! البته به این معنی نیست که کتاب آینده پژوهی نیست. ولی بیشتر داره در قالب داستان، ایده های محوری خودش رو بیان می کنه.آینده‌پژوهی چیه؟ یک روش تفکر است که با استفاده از داده‌های موجود، روندها، الگوها و متغیرهای مختلف، سعی در پیش‌بینی رویدادها و شرایط آینده دارد!خودم برام فوق العاده جذابه آینده پژوهی. اگه شما هم بیشتر دوستش دارین میتونید بهم پیام بدین تا بیشتر در موردش محتوا بذارم!که ما هم در این اپیزود 10 داستان رو معرفی کردیم و میگیم چه اتفاقاتی در دنیا احتمالا میوفته.دوتا نقل قول از دو نویسنده هم براتون بذارم اهمیت ماجرا رو بیشتر ببینید:مارتین فورد: نویسنده کتاب “ظهور ربات ها: و پایان کار غیرقابل اجتناب انسان”. او معتقد است که هوش مصنوعی در نهایت بسیاری از مشاغل را خودکار می کند و منجر به بیکاری گسترده خواهد شد.نیکلاس کار: نویسنده کتاب “اتوماسیون و آینده کار”. او معتقد است که اتوماسیون به طور فزاینده ای مشاغل را در بخش های مختلف اقتصادی از بین خواهد برد.</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2024 22:03:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود اول: مشاغل آینده به گزارش مجمع جهانی اقتصاد 2023</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%B2%D9%88%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%BA%D9%84-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4-%D9%85%D8%AC%D9%85%D8%B9-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF-2023-movqicqjfs4h</link>
                <description>گزارش مجمع جهانی اقتصاد 2023مجمع جهانی اقتصاد از سال 2016 هر دوسال یک گزارش می دهد با عنوان “آینده ی شغل ها The Future of Jobs”. که این گزارش را در این پادکست به طور مفصل بررسی کرده ایم.مهارت های مورد نیاز در 5 سال آیندهدر اینجا ما فقط 12 مورد از این مهارت ها را می آوریم. اما در تصویر فوق تمام موارد را می توانید مشاهده کنید.این مهارت ها شامل:تفکر تحلیلیتفکر خلاقتاب آوری، انعطاف پذیری و چابکیانگیزه و خودآگاهیکنجکاوی و یادگیری مادام العمرسواد تکنولوژیقابل اعتماد بودن و توجه به جزئیاتهمدلی و گوش دادن فعالرهبری و نفوذ اجتماعیکنترل کیفیتتفکر سیستمیمدیریت استعدادمشاغلی که احتمالا از بین خواهند رفتاحتمالا این مشاغل علاوه بر مشاغل فوق که در تصویر می بینید از بین خواهند رفت یا سرعت رشد آنها نزولی خواهد بود:کارمندان ورود دادهصندوق دارانمنشی هاکارمندان بانکرانندگانکارگرهامغازه های کوچکنکته مهم! فکر نکن که این مشاغل به ایران نمیرسن! و بگی نههه آقا کو تا اینا بیاد و بخواد آدما رو حذف کنه و…میشی مثل اسنپ که آژانس ها رو حذف کرد!این جمله از ایلان ماسک رو به یاد داشته باشید:شغل های خیلی کمی وجود خواهند داشت که ربات ها نتوانند انجامش دهند!مشاغلی که رشد خواهند کردبرنامه نویسیهوش مصنوعیبازیافت پسماندتولید محتواتمام مشاغل مرتبط با ارائه خدمات سالمندانمشاغل سبز Green Jobs: مشاغلی که به فضای سبز و حفظ طبیعت کمک می کنندمهندسی انرژی های تجدید پذیرمهندس نصب سیستم های تولید برق خورشیدی و توربین های بادیدر کل مد نظر داشته باشید در آینده به سمت انرژی های پاک و دیجیتالی شدن و هوشمند شدن پیش میرویم. همینطور پیشنهاد میکنم در این زمینه کتاب آینده نزدیک را مطالعه بفرمایید.چطور خود را برای آینده بهتر آماده کنیم؟یکی از مهمترین مهارت ها، توانایی انطباق است. انطباق را می توان با جمع تعدادی از مهارت های فوق به دست آورد.همانطور که داروین در کتاب منشا انواع گفته است، مهمترین صفت و ویژگی هر جانداری زمانی برای او مزیت حساب می شود که به بقا یا تولید مثل او کمک کند. چه ویژگی هایی به بقا کمک می کند؟ ویژگی هایی که توانایی انطباق با محیط را افزایش می دهد.در هر بحرانی بیشترین سود و مزیت از آن کسانی می شود که بتوانند سریعتر خود را منطبق کنند.بیشترین سود در بحران و تغییرات = سرعت + انطباقدر این پادکست از کتاب هایی مانند قدرت عادت و هنرمندانه بدزدید نیز استفاده شده است.راهکارهایی برای استفاده بهتر از این گزارشدر این اپیزود از پادکست رفتار 3 راهکار هم دادم:1) سوالات خوب بپرسعلی الخصوص سوالاتی بپرس که کمک کننده هستند. یعنی شما میتونی با یه جمله در ذهنت کوچه بن بست درست کنی و بگی: “خب که چی؟”. یا اینکه در ذهنت یک اشتیاق ایجاد کنی و بگی:چطور میتونم از شرایط فعلی در شغلم استفاده کنم؟چطور میتونم در زندگی شخصیم از این موارد استفاده کنم؟چه مهارت هایی در من ضعیف هست که باید تقویت بشن؟چه مهارت هایی در من قوی هست که میتونم ازشون بهره بیشتری ببرم؟نکته مهم: خیلی وقت ها سوالی که میپرسیم بی جواب میمونه. مثلا میگیم من در شغلم چکار میتونم بکنم؟ هوش مصنوعی چه کمکی میتونه بکنه؟ ولی جوابی براش نداریم.اوکیه! مشکلی نیست. باید بدونی خیلی وقت ها جوابِ سوالات ما در حال حاضر به دست نمیاد. ولی اگر اون سوال رو گوشه ذهنت نگه داری یه اتفاق مهم میوفته. شاخک هات تیز میمونه! در مهارت هایی که عنوان شده، مهارت کنجاوی هست که این دقیقا همون مهارت کنجکاوی است.2) شاخک هات رو تیز نگه دارتوضیحاتش رو کمی بالاتر گفتم ولی یکی از مهارت ها دقیقا همینه. شاخک هات رو تیز نگه دار یعنی : کنجکاوی + توجه به جزئیاتاز کنار جزئیات ساده رد نشو. یکم دقت کن. اصطلاحا به این افراد میگن: خیلی زرنگه. خیلی حواس جمع هست. یا میگن خیلی حساس و ریزبین هست!شما اگر در ذهنت میگی خیلی حساس و ریز بین هست اونوقت نمیتونی شاخک هات رو تیز نگه داری!چرا؟ چون میگی حساس و ریزبین و وسواسی بودن خوب نیست. پس من نمیخوام اینجوری بشم. اتفاقا باید تعبیرت رو عوض کنی و بگی من میخوام خیلی حواس جمع باشم.3) از خود هوش مصنوعی کمک بگیر!مثلا در رشته ات ایده ای به ذهنت نمیرسه که چطور میتونی تغییراتی بدی. از هوش مصنوعی بپرس! ببین چی میگه. ازش الهام بگیر.</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Tue, 26 Nov 2024 21:54:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اپیزود صفر: معرفی پادکست رفتار</title>
                <link>https://virgool.io/Raftar/0-introduction-ckfq4photdtw</link>
                <description>سلام رفقا! خوش اومدید به پست جدیدمون درباره پادکست رفتار!اینجا محمدجواد راشدی هستم و توی پادکست رفتار، می‌خوام با همدیگه یه عالمه حرفای علمی و خفن بزنیم! از روانشناسی و رشد فردی بگیر تا کسب و کار و اینکه چطور می‌تونیم عملکرد بهتری داشته باشیم. پادکست رفتار جاییه که من حرف می‌زنم، و شما با کامنتاتون به گفتگو رنگ و بوی قشنگی میدین!یه سری از مباحث مهمی که تو پادکست گفتیم شامل آینده شغلیه؛ به گزارش مجمع جهانی اقتصاد، مشاغل زیادی در حال تغییرن و قراره که آینده رو خیلی متفاوت‌تر از امروز بسازن. و البته نمی‌تونیم از هوش مصنوعی هم غافل بشیم! از تاثیراتش گفتیم و از این حرف زدیم که چطور قراره روی شغل‌ها، زندگی‌ها و حتی روزمرگی‌هامون اثر بذاره.یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که بهش تاکید داشتیم هم «تفکر تحلیلی» بود که میگن مهم‌ترین مهارت قرنه! تفکر علمی و نقادانه رو هم تو حوزه‌های مختلف بررسی کردیم، که بتونیم با دید بازتری به اطرافمون نگاه کنیم.در آخر، یه خواهش کوچیک دارم؛ اگه این پادکست براتون مفید بوده، حتماً توی کامنتا به ما بگید تا با انرژی بیشتری ادامه بدیم! یادتون نره، شما باعث میشید که این راه ادامه پیدا کنه 😊برای دسترسی به همه قسمت‌ها هم کافیه به سایت پادکست رفتار سر بزنید!</description>
                <category>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</category>
                <author>پادکست رفتار | محمدجواد راشدی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Nov 2024 22:25:09 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>