<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رها فلاحی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@raha.fallahi1400</link>
        <description>شاعری از خیل منتظران</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:40:29</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/834270/avatar/rMp9OZ.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رها فلاحی</title>
            <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ماهنامه ادبی رها</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7-c5fj0bfzrfrv</link>
                <description>ماهنامه ادبی رها منتشر شدجدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی، هنری و فرهنگی رها، با بررسی پرونده‌ی ادبی شادروان &quot;نعمت میرزاده&quot;(م.آزرم)، شاعر مشهدی، منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.شماره‌ی یازدهم از دوره‌ی جدید، انتشار ماهنامه‌ی ادبی رها، در ۸۳ صفحه، با سردبیری &quot;زانا کوردستانی&quot;، منتشر شد.ماهنامه‌ی ادبی رها، با رویکرد انتشار آثار ادبی و هنری و فرهنگی، هنرمندان ایران و جهان در سه بخش ثابت شعر ایران، پرونده‌ی ادبی و شعر جهان و بخش‌های متغییر اخبار، نقد، روانشناسی، داستان و بخش کتاب، معرفی نویسنده، فیلم و... هر ماه به صورت برخط و رایگان منتشر می‌شود.◇ در بخش روانشناسی، &quot;حکایت مهمانی ادگار ۹۶ ساله&quot; را می‌خوانیم.◇ در بخش معرفی نویسنده، گذری بر زندگی و آثار استاد &quot;علی لشنی&quot; نویسنده‌ی لرستانی اهل دورود، داشته شده است.◇ در بخش شعر ایران، شعرهایی از، بانوان و آقایان: خدایار آزادی، فرزاد سیاه‌پوش، محسن اعلا، سید علی صالحی، بیژن جلالی، سعید سلطان‌پور، زرین صابر، عرفان نظر آهاری، حمید تیموری‌فرد، زلیخا احمدی، بکتاش آبتین، قاسم بغلانی، نرگس مزارعی، مسعود فلاحت‌منش، حمیدرضا اکبری(شروه)، حسن فرخی، پروین سلاجقه، اصغر رضایی گماری، فاطیما شاهد، هدی علوانی، منا علوانی، بهروز رضایی (درویش)، مجید کعب، محدثه بوربور، احمد بیگی، آیدا امیدواری، اعظم ملک‌پور (مهربانو)، معظمه جهانشاهی و علیشاه مولوی گنجانده شده است.◇ در بخش کتاب ماه، به معرفی و بررسی و خوانشی بر کتاب &quot;راه برفی&quot; نوشته‌ی خانم &quot;مریم حاجی‌لو&quot; نویسنده‌ی ایرانی، پرداخته شده است.◇ در بخش داستان این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، با داستانی از استاد &quot;هوشنگ جودکی&quot; نویسنده‌ی لرستانی، به نام &quot;نفرین&quot; همراه هستیم.◇ در بخش شعر جهان این شماره، شعرهایی از: جهان طاها، طه حسین، محمود درویش، محسنه عزیز عرب، چریکه هورامی، گوران رسول، درک والکات، سالار کوشار، یانیس ریتسوس، سامان گردی، زکی الحق و سارا فقیه خدر را می‌خوانیم.</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Thu, 19 Feb 2026 08:20:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنه گوسینی</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%B1%D9%86%D9%87-%DA%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-sjpgr4g0wdrx</link>
                <description>رنه گوسینیآقای &quot;رنه گوسینی&quot; (به انگلیسی: René Goscinny)، یکی از چهره‌های صاحب نام داستان‌نویسی فرانسه است، که با خلق آثار در زمینه‌ی ادبیات کودکان و نوجوانان در ژانر طنز، به شهرتی جهانی دست پیدا کرده، به گونه‌ای که بسیاری از آثار وی به زبان‌های مختلف ترجمه شد.گوسینی، زاده‌ی ۱۴ آگوست ۱۹۲۶ میلادی، در جنوب شهر پاریس، در خانواده‌ای یهودی و مهاجر از لهستان دیده به جهان گشود. در ۲ سالگی، همراه خانواده به آرژانتین رفت و تحصیلات ابتدایی را در بوینس‌آیرس و مدارس فرانسوی‌ها گذراند. وی به خاطر کتاب‌های مصوری که می‌خواند، خیلی زود شروع به کشیدن نقاشی و داستان نوشتن برای کودکان می‌کند. خصوصأ بعد از اینکه به آمریکا می‌رود، تحول بزرگی در زندگیش رخ می‌دهد، زیرا در آنجا با &quot;موریس دو بور&quot;، نقاش بلژیکی و تصویرگر داستان‌های &quot;لوک خوش شانس&quot;، همکاری خود را آغاز می‌کند. این آشنایی تبدیل به همکاری تقریباً ۲۰ ساله و دوستی عمیق میان آن دو و وارد شدن به حوزه‌ی داستان‌نویسی می‌شود.گوسینی علاوه بر داستان نویسی، فیلم‌نامه تعدادی از انیمیشن‌های سینمایی و تلویزیونی را به رشته‌ی تحریر در آورده است. وی بعد از مرگ پدرش در ۱۹۴۳ میلادی، به نیویورک رفت، ولی چون‌که نمی‌خواست در ارتش آمریکا خدمت کند، به فرانسه بازگشت و به ارتش آن کشور پیوست. در فرانسه بود، که گوسینی تصاویر و پوسترهایی برای ارتش خلق کرد و به یکی از پرکارترین نویسندگان اعضای تحریریه مجله مصور پیلوت تبدیل شد. این مجله فرانسوی-بلژیکی بود و درباره کتاب‌های مصور صحبت می‌کرد. در واقع گوسینی به همراه چندین هنرمند دیگر این مجله را به وجود آورده بود و برای مدت قابل توجهی سردبیری این مجله را بر عهده گرفت. همچنین در این مجله بود که مشهورترین اثر خود به نام &quot;آستریکس&quot; را به مخاطبان معرفی کرد. در واقع گوسینی در سطح بین‌المللی بیشتر به خاطر کتاب کامیک ماجراهای آستریکس شناخته شده است. سرانجام &quot;رنه گوسینی&quot; در ۶ نوامبر ۱۹۷۷ میلادی، در حالی که تنها ۵۱ سال داشت، در پاریس دیده از جهان فرو بست.─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ کتاب‌شناسی:● سفرهای نیکولا کوچولو:سفرهای نیکولا کوچولو از مجموعه داستان‌های مشهور گوسینی هستند. مجموعه کتاب‌های نیکولا کوچولو درباره‌ی شرح حال یک کودک ایده‌آل در دهه‌ی ۵۰ میلادی بود. نخستین سری این کتاب در ۲۹ مارس ۱۹۵۹ میلادی، به وسیله‌ی گوسینی به رشته‌ی تحریر درآمد و تصویرگری آن را &quot;ژان ژاک سامیه&quot; انجام داد. ترجمه این کتاب‌ها در ایران در ۱۳۶۳ خورشیدی، به وسیله‌ی &quot;جمشید ارجمند&quot;، در انتشارات شینلام به چاپ رسید. بعدها انتشارات هرمس این مجموعه کتاب‌ها را با ترجمه &quot;جمشید ارجمند&quot;، &quot;ویدا سعادت&quot;، &quot;امیرحسین مهدی‌زاده&quot; و &quot;آفاق حامد هاشمی&quot; منتشر کرد.این مجموعه شامل داستان کوتاه واقعی و مصور با موضوع‌های دوستی، سینما، سفر، بازی، تنهایی و نیازهای بنیادین دوران کودکی دارد. داستان‌های کتاب، پرسش‌هایی از زندگی را به شکل ساده بازتاب می‌دهند به گونه‌ای که کودکان با آن‌ها به راحتی ارتباط می‌گیرند و با شخصیت‌های کتاب هم‌ذات‌پنداری می‌کنند. داستان‌ها در مکان‌هایی همچون اداره، مدرسه، خانه، سینما و قطار در زمان حال می‌گذرند. زبان‌ داستان ها طنز آمیز، عاطفی و تأثیرگذار است. تصویرهای کتاب زیبا و سیاه و سفیدند و با متن همخوانی دارند.● لوک خوش شانس:داستان لوک خوش شانس بدون شک یکی از داستان‌های پرطرفدار، جالب و خواندنی است. این کتاب یک داستان مصور فرانسوی-بلژیکی است، که رنه گوسینی بهترین دوران این کمیک استریپ را نوشت. داستان درباره یک گاوچرانی است که سریع‌تر از سایه‌اش هفت‌تیر می‌کشد و عدالت را برقرار می‌کند. خالق این شخصیت موریس دو بور، نقاش بلژیکی است، که نگارش داستان‌ها را به گوسینی واگذار می‌کند و نتیجه کار این تیم دو نفره شگفت‌آور بود و چنان پختگی و ظرافتی به لوک خوش شانس بخشید که به سرعت آن را به یکی از محبوب‌ترین قهرمانان داستان‌های مصور در دنیا بدل کرد. دوران همکاری موریس و گوسینی طلایی‌ترین عصر داستان‌های لوک خوش شانس به شمار می‌رود. سری کتاب‌های کمیک لوک خوش شانس، یکی از پر فروش‌ترین کتاب‌های کمیک در تاریخ است که فروش فوق‌العاده بالایی در سرتاسر دنیا داشته و به بیشتر زبان های دنیا نیز ترجمه شده است.موریس و گوسینی در این سری داستان‌ها، شخصیت‌های زیادی را به تصویر می‌کشند که برخی از این شخصیت ها در ادامه، اهمیت و محبوبیتی هم اندازه لوک به دست می‌آورند. از آن جمله می‌توان به برادران دالتون و ران تان پلن - و یا همان بوشفک - اشاره کرد. برادران دالتون (جو، جک، ویلیام و آوریل) در بیشتر داستان های لوک به عنوان دشمنان اصلی لوک خوش‌شانس ظاهر می‌شوند. این برادران که به ترتیب یکی از دیگر بلند قدتر و کودن‌تر هستند، به عنوان پسر عموهای دالتون‌های واقعی - که از مخوف‌ترین تبهکاران تاریخ آمریکا به شمار می‌روند - قصد گرفتن انتقام از لوک را دارند. این شخصیت‌ها به سرعت به محبوبیتی زیاد دست پیدا کردند.همچنین از جمله شخصیت‌هایی که در همه داستان‌های لوک حضور دارند، می‌توان به جالی مامپر - باهوش‌ترین اسب دنیا - و ران تان پلن - کودن‌ترین سگ دنیا - اشاره کرد.جالی جامپر با اعمال شگفت‌آوری که انجام می‌دهد، همیشه کمکی بزرگ برای لوک محسوب می‌شود. از جمله توانایی‌های جالب «جالی» شطرنج بازی کردن، دویدن در خواب، زورآزمایی و مچ انداختن بالوک، آشپزی و شستن لباس است.● آستریکس در سرزمین گل:نخستین عنوان از مجموعه کتاب‌های مصور آستریکس، نوشته رنه گوسینی، آستریکس در سرزمین گل بود. این کتاب در ابتدا به صورت یک مجموعه در مجله پیلوت انتشار یافت؛ داستان کتاب در سال ۵۰ قبل از میلاد مسیح اتفاق می‌افتد. داستان این کتاب شامل دلاوری های آستریکس و دوستانش در برابر جولیوس سزار است. در این کتاب آمده است که تمام سرزمین گل اشغال شده است و فقط یک روستا با مردمی دلاور و نترس توانسته دشمن را خارج از مرزهای خود نگه دارد... اما آستریکس، اوبلیکس و دیگر دوستانشان تا چه مدتی می‌توانند در برابر سپاه قدرتمند جولیوس سزار مقاومت کنند؟ با اندکی زیرکی و البته مقداری از معجون جادویی جادوگری به نام گتافیکس، هر چیزی ممکن خواهد شد...آستریکس در جزیره کورس(گالینگور) از دیگر آثار رنه گوسینی است که در ایران به وسیله فریبرز افروزی در نشر سامر به چاپ رسیده است. در این کتاب یکی از جنگاوری های استریکس به همراه دوستانش در جزیره کورس که فرمانده‌ای به نام شارلاتافوس داشت برای گروه سنی «ج» به تصویر کشیده شده است. در این کتاب آمده است: اهالی دهکده گل با کشاورزی و شکار روزگار می‌گذراندند. رومیان کشورگشا به آنها حمله می کردند، اما آنها در برابر اشغالگران مقاومت می‌کردند. اهالی دهکده قهرمانی به نام آستریکس داشتند. او جنگجویی زیرک و باهوش بود و تمام ماموریت‌های خطرناک به عهده او بود. او نیروی فوق بشری خود را از جادوی جادوفیکس می‌گرفت. رییس ماتیکس کدخدای دهکده، یک سرباز قدیمی شجاع و باوقار و دوست صمیمی استریکس اوبلیکس بود و عادت به خوردن قوچ وحشی داشت، بسیاری بزرگترین دلیل موفقیت این مجموعه را در سطوح مختلف طنز در داستان می‌دانند در این کتاب کودکان تصاویر دعواها و زد و خوردهای اغراق آمیز را با علاقه تماشا می‌کنند و بزرگسالان از شوخی های لفظی، بازی با کلمات و شوخی‌های تاریخی لذت می‌برند.● نیکولا کوچولو و گاو بازی:نیکولا کوچولو و گاوبازی از دیگر مجموعه داستان‌های رنه گوسینی است، که برای کودکان ۶ تا ۱۲ به رشته تحریر درآورد. این کتاب در ایران به وسیله &quot;ناهید طباطبایی&quot; در انتشارات کتاب پارسه ترجمه شد. نیکولا کوچولو مانند خیلی از شخصیت‌های داستانی کتاب‌های کودک، شهرت جهانی و ماجراهای شیرین و طنزآمیزش طرفداران فراوان دارد. این مجموعه متشکل از ۱۶ عنوان است: نیکولا کوچولو و همکلاسی جدید، نیکولا کوچولو و گاوبازی، نیکولا کوچولو در گروه شکست‌ناپذیرها، شالاپ شولوپ، نیکولا کوچولو و یک غافلگیری خوب، نیکولا کوچولو و تعطیلات، نیکولا کوچولو و دوستان، نیکولا کوچولو و بادکنک، نیکولا کوچولو و فیل گنده، بابا خیکی شده، نیکولا کوچولو شعبده‌بازی می‌کند، پیش به سوی تعطیلات، نیکولا کوچولو در کارخانه شکلات‌سازی، نیکولا کوچولو شورش می‌کند، نیکولا کوچولو و زنگ تفریح، نیکولا کوچولو دچار دردسر می‌شود.در داستان «گاوبازی» می‌خوانیم: هنگام زنگ‌تفریح، «ژفروئا» به «نیکولا» و دیگر هم‌کلاسی‌های خود پیشنهاد می‌کند که مانند فیلم‌های اسپانیایی، گاوبازی کنند. ژفروئا داوری بازی را بر عهده گرفت و شخصیت‌ها و موقعیت آن‌ها را در بازی توضیح داد. امّا بازی به خوبی و خوشی پیش نرفت و هر کس به نقش خود در بازی اعتراض کرد و میان آن‌ها دعوا شد. این مجموعه حاوی داستان‌های کوتاه و طنزآمیز فرانسوی است که برای گروه‌های سنّی «ج» و «د» تدوین شده است.  گردآوری و نگارش:#رها_فلاحی </description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Tue, 17 Feb 2026 02:05:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>لیلا خیامی</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%85%DB%8C-dkrsxhvmnuyw</link>
                <description>لیلا خیامیبانو &quot;لیلا خیامی&quot;، شاعر و نویسنده‌ی کودک و نوجوان، زاده‌ی سال ۱۳۵۸ خورشیدی، است.از فعاليت‌های مطبوعاتی او می‌توان به مسئوليت صفحه‌ی كودک روزنامه‌ی خراسان به مدت ۲ سال، همكاری با نشريات كودک و نوجوان پوپک، سروش كودكان، رشد نوآموز، باران، مليكا، كيهان بچه‌ها و... اشاره كرد.او با برخی از كتاب‌هايش مانند كتاب «سلام مارمولک» برگزيده‌ی كتاب سال سلام سال ۱۳۸۲، كتاب «ديگر نمی‌ترسم از لولوی شب‌ها» برگزيده‌ی جشنواره‌ی كتاب سال سلام ۱۳۸۴، كتاب «بابابزرگم خادم است» برگزيده‌ی كتاب سال سلام  سال ۱۳۸۶ و برگزیده‌ی سومین جشنواره‌ی کتاب سال رضوی ۱۳۸۹، كتاب «كفش تق‌تقی دارم» برگزيده‌ی جشنواره‌ی دوسالانه‌ی كتاب سلام  و برگزيده‌ی جشنواره‌ی كتاب ناشران فرهنگی سال ۱۳۸۸ و... نام خود را جزو نويسندگان و شاعران شناخته شده‌ی حوزه‌ی كودک و نوجوان رقم زده است. ┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ کتاب‌شناسی:- خادم گلدسته‌ها- مجموعه قصه‌های کهن: کلیله و دمنه- مجموعه قصه‌های کهن هزار و یک شب- مجموعه قصه‌های کهن: شاهنامه- مجموعه قصه‌های کهن: مثنوی معنوی- مجموعه قصه‌های کهن بوستان و گلستان- مجموعه قصه‌های کهن نظامی و عطار- خدای چین و ماچین- خرسی ریخت و پاش کرده- خرسی کثیف شده- خرسی بازیگوشی کرده- خرسی کار خطرناک کرده- خرسی گم شده- خرسی از تاریکی می‌ترسه- نوبت خرسی نیست- خلبان جنگی- لالايی‌های عاشورايی- قصه‌های قبل از خواب- خواب خيالی- بازی‌های ملل- الاغ پرحرف- مجموعه‌ی شش جلدی زی‌زی‌ها- مجموعه‌ی چهار جلدی نی‌نی‌ها- مجموعه‌ی هفته‌ی فرشته- ديگر نمی‌ترسم از لولوی شب‌ها- سلام مارمولک- بابابزرگم خادم استكفش تق‌تقی دارمو...┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ نمونه‌ی شعر:(۱)[محرم]لباس مشکی‌ام کو؟محرم است الانصدای طبل و زنجیرمی‌آید از خیابانچه عالی می‌شود کهشوم من هم عزاداربخوانم شعر و نوحهمیان دسته یک باربگیرم توی دستمدو تا زنجیر سنگینبرای سینه‌زن‌هابخوانم شعر غمگیندلم آن‌جاست الانکنار سینه‌زن‌هابیاور زود مامانلباس مشکی‌ام را(۲)[دسته‌ی سینه‌زنی]رد شد از کوچه‌ی مادسته‌ی سینه‌زنیچای و شربت می‌دادبه همه پیرزنیتوی کوچه پیچیدباز بوی اسپندشد صدای صلواتاز ته کوچه بلندسنج می‌زد آرامباز هم مردی پیردسته می‌رفت جلوبا صدای زنجیرکاش من هم یکی ازسینه‌زن‌ها بودمبا دو تا زنجیرمکاش آن‌جا بودم(۳)[پنگوئن]در خانه دارم منيک دانه پنگوئنآن را خريده‌ام از دوستم هومنگنده است پاهايش دارد دو دانه بالمی‌خوابد او شب‌ها يک گوشه‌ی يخچالهی می‌خورد ماهیبا آن نوک زردش بسيار خوشحال است در خانه‌ی سردش با اين كه خيلی هست بامزه و خوشگل با مادرم دارد يک عالمه مشگلچون می‌کند هر روز يخچال را خالیيا می‌كند پی‌پیروی گل قالی(۴)[شیرجه]یک مگس افتاده استتوی سینی، نیمه جانچون زده او شیرجهصاف توی استکانمن خودم با قاشقم داده‌ام او را نجاتداشتم هم می‌زدم چائی‌ام را با نباتاو کمی ترسیده استکج شده بال و پرشیک تفاله چای هممانده بر روی سرشای مگس جان استکاننیست استخر و سوناکار تو کرده کثیفچای شیرین مرا(۵)[گربه تنبل]گربه‌ ناقلای منلم داده روی صندلیوقتی صدایش می‌زنمغر می‌زنه با تنبلیدوست ندارم لم بدهدرو صندلی صبح تا غروبوقتی گرسنه می‌شودهی بخورد غذای خوبهیچ کاری او یاد نداردبه موش می‌گیرد نه مگسحتی نمی‌ترسد از اوقناری توی قفسگوش نداد او به حرف منبا هیچ دروغ و کلکیاگر همین جور بماندمی‌فروشم‌اش به نمکی(۶)[مادربزرگ] مادربزرگم توی خانهیک مرغ خیلی چاق داردهر هفته‌ای یک بار مرغشیک تخم زیبا می‌گذاردمادربزرگم تخم او رامی‌آورد گاهی برایمآن وقت آن را با سلیقهمی‌ریزدش توی غذایممن هم تشکر می‌کنم زودیک عالمه خوشحال و خندانهم از خود مادربزرگمهم مرغ نازش قدقدا جان گردآوری و نگارش:#رها_فلاحی┄┅</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Wed, 11 Feb 2026 02:14:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیما شمال‌نصب</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%B5%D8%A8-crpp0ezbibad</link>
                <description>سیما شمال نصبخانم &quot;سيما شمال نصب&quot;، شاعر ایرانی، زاده‌ی سال ۱۳۶۴ خورشیدی، است.از او که معلم مقطع ابتدايی‌ست، کتاب‌های مختلفی برای کودکان و نوجوانان چاپ و منتشر شده است.─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ نمونه‌ی شعر:(۱)[سلام امام زمان(عج)]سرور هر دو جهان                رفيق بيچارگانامام ما شيعيان      مهدى(عج) صاحب زمان سلام ما بر شما                     غايبى بسه بيامنتظرت ما هستيم          با كار خوب و دعا (۲)[چيست‌آن؟ جانوران]نه لاغره نه چاقه              درست شبيه زاغه لونٓش زير چراغه            تو جنگل يا تو باغه به چيزی كه براقه              خيلی داره علاقهبا قار قار پر سياه           اسمش چيه؟ کلاغه(۳)[بادبادک]على آقا شيرين بلا                          بادبادكش رفته هوا شعر مى‌خونه براى او                   بلند قشنگ و یک صدا بادبادكم كجا ميری؟                   چرا خودت تنها ميرى؟من هم می‌خوام سوار بشم        تو هم با من اوج بگيرى(۴)[خورشيد خانم]هم با نازه هم با صفا             گيسو بلند و مو طلا  وقتى مياد تو پنجره           می‌خواد دلمم رو ببرهمن هم نگاهش مى‌كنم     هر روز صدايش مى‌كنمبهش ميگم تو  قشنگی    توی بارون به هفت رنگى خورشيد خانم گيسو طلا       هر روز به ديدنم بيا(۵)[چراغ راهنما]حافظ جان مايى             چه بى‌صدايىبا پليس راهنما                  سر چهارايىبا قرمز و زرد و سبز          چه با صفايىبر سر ميدونى شلوغ            ناظم مايىماشينا و موتورهارو            تو راهنمايى  (۶)[من گلا رو دوست دارم]  اگه به گل دست نزنم          شاپركه مياد پيشمصورتم رو می‌بوسه و        ميگه تويی نازنينم اما اگه دست بزنم              گلای باغ رو بچينمتيغش ميره تو دستم و      درد می‌گيره كُل تنم (۷)[خورشيد علم، ستاره دانش]مى‌خوام برم به مدرسه          ستاره‌ها رو بشمارم خورشيد علم رو ببينم        نور رو به قلبم بسپارم  چون افتخار رو دوست دارم           فقط به علم نظر دارمدانه علم و دانش و            تو زندگى هم مى‌كارم(۸)[باد، ابر و باران]پرواز مى‌كنى                  توى آسمانبه همراه باد                     ابر مهربانميگى به هر چيز       سلام دوست من  شادى مى‌دهم              به گل و چمنبلند و زيبا                مى‌خوانى هو هو با رعد و با برق           ميری به هر سو(۹)[چيستان]زير زمين توی خاک             لونه داره خوب و پاکتو در تو و با تونل               دونه ميده تويش غِلمی‌سازه او يه انبار          می‌كنه صبح تا شب كاربار می‌بره تابستون                  غذا داره زمستونشش تا دست و پا داره          تو حشرات جا داره كودک باهوش و بيست    حالا بگو نامش چيست؟(۱۰)[شاپرک زندگی]شاپرک شاد من                 برس  به  فرياد منباكارهای درستت                  گلی بشو در چمنبا ادب و صبورباش                تا باشی آزاد تنتلاش بكن فراوان                كودک و فرزند من (۱۱)من شوفر یه ماشین قشنگم       گاز می‌دهم با احتیاط زرنگمبار می‌برم از جاده و بیابونبه لطف پروردگار مهربونگاهی وقت‌ها در جاده و در سفررد می‌شه از کنار من چند خطربا همه‌ی این حرف‌ها من رانندمبا احتیاط چون می‌رانم برندمهرچه که با ماشین بدست میارمالحمدالله چیزی کم ندارم(۱۲)[کتاب]همیشه زیبا                          همیشه تنهاپر از محتوا                         مانند ِ دریانامش کتاب است        کتاب ناب استبرای خواندن           چقدر بی‌تاب است.(۱۳)از تويِ يک مغازه، بابا، بازم قرارهبرايِ هفت‌سينِ عيد، شيرينی بيارهمامانِ مهربونم، امسال بازم دوبارهبرايِ عيدِ نوروز، سفره می‌ذارهسنجد و سيب و سركه، كنارِ سير و سبزهبا سمنو و سماق، به يادِ ما ميارهبعد از گذشتِ يک سال، بازم بهارهتعطيلاتِ نوروزی كنارِ مامان، بابا، چه كيفی داره(۱۴)[نشانه حرف «ف»]در دفتر و سفيدم                           در سفره و مفيدم در كف و برف و اسراف        در فرش و كفش و كيفم(۱۵)[دریا]من در خیالم                 یه دریا دارمکنار ساحل                   قدم می‌ذارمدر قایق چوبی             بر آب سوارمچند دلفین زیبا               در انتظارموقتی بازی می‌کنم         میان کنارمصدف‌های قشنگ را    من بر می‌دارمشادی و ثروت را         بدست میارمگردآوری و نگارش:#رها_فلاحی</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 09 Feb 2026 02:15:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جدول</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84-y3jimbrlx2mz</link>
                <description>جدول‌ شماره‌ی ۴۱جدول کلمات متقاطع ویژه‌ی کودک و نوجوان─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ افقی:۱. دوست مهربان! - کوتاه ۲. مخفف شاد - نخستین قوم ایرانی - علامت مفعول غیرصریح۳. خطی در دایره - امیدواری ۴. اهلی و دست‌آموز - راه میان‌بر - مساوی ۵. نبرد - از انواع سبک‌های موسیقی ۶. خاک سفالگری - جدید و تازه - سوره‌ای از قرآن کریم۷. ظلم و بدی کردن - ماده بیهوشی قدیمی ۸. لنگه - از القاب اروپایی - حرف درد۹. هنر کنده‌کاری و نقش زدن بر روی چوب - کسی که هر دو چشمش سالم باشد┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ عمودی:۱. سرزمین و مملکت - پهلوان ایرانی شاهنامه ۲. سرزمینی که تاتارها در آن سکونت داشتند  ۳. راز پنهان ۴. شهر بادمجان و پرتقال - اینجانب! - یار شلوار ۵. ماه پاییزی - دریاچه‌ی شماره‌ی یک! ۶. رمزینه - گربه‌ی عرب - علامت بیماری ۷. ولی و لیکن۸. کشور هم‌زبان و همسایه‌ی ما ۹. ده دسته‌ی صدتایی! - بحرطراح: #رها_فلاحی─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ جواب‌ها:</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jan 2026 03:07:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جدول</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%AC%D8%AF%D9%88%D9%84-yfkdq3aaevkv</link>
                <description>جدول‌ شماره‌ی ۴۰جدول کلمات متقاطع ویژه‌ی کودک و نوجوان─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ افقی:۱. میوه‌ی نرسیده - اندک - قسمتی از دست۲. تقویت‌ کردن - مرگ با عزت۳. شهر بادمجان - من و تو - خیس۴. از لوازم آرایشی دخترونه - شماره یک۵. اسم یک جانور دریایی و کتابی نوشته‌ی خانم اکرم سلیمانی۶. شکاف باریک - مقابل بسته۷. حرف همراهی - لباس پرندگان - فعل ربطی۸. از انواع نان‌ها - صد و یازده۹. شهر حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع) - طلا - پایتخت کشور سوئیس┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ عمودی:۱. محل شهادت امام حسین(ع) - حیوانی درنده۲. سنگ گران‌بها - بلی۳. زیر پا مانده - جگر ۴. محل ورود - از گل‌ها۵. اسم کتابی از آقای محمدرضا سرشار۶. ابر روی زمین - حرف درد۷. خالص - مایه‌ی حیات۸. زمان و وقت - از اسم‌های پسرانه۹. سایبان کوچک - از اسامی خداوندطراح: #رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ جواب‌ها:</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Sat, 03 Jan 2026 03:01:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ماهنامه ادبی رها</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7-yhn5fchi9ytm</link>
                <description>ماهنامه ادبی رها منتشر شدجدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی، هنری و فرهنگی رها، با بررسی پرونده‌ی ادبی شادروان &quot;وریا مظهر&quot;، شاعر کردستانی، منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.شماره‌ی نهم از دوره‌ی جدید، انتشار ماهنامه‌ی ادبی رها، در ۹۳ صفحه، با سردبیری &quot;زانا کوردستانی&quot;، منتشر شد.ماهنامه‌ی ادبی رها، با رویکرد انتشار آثار ادبی و هنری و فرهنگی، هنرمندان ایران و جهان در سه بخش ثابت شعر ایران، پرونده‌ی ادبی و شعر جهان و بخش‌های متغییر اخبار، نقد، روانشناسی، داستان و بخش کتاب، معرفی نویسنده، فیلم و... هر ماه به صورت برخط و رایگان منتشر می‌شود.◇ در بخش روانشناسی، سی ویژگی افراد ضعیف، به قلم دکتر &quot;محمود سریع‌القلم&quot;، عضو هیأت علمی دانشکده‌ی علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی را می‌خوانیم.◇ در بخش معرفی نویسنده، گذری بر زندگی و آثار خانم &quot;شهرزاد لولاچی&quot; نویسنده‌ی تهرانی، داشته شده است.◇ در بخش شعر ایران، شعرهایی از، بانوان و آقایان: سجاد حقیقی - فاطمه صابری‌نیا - علی‌عسکر غنچه - شمس لنگرودی - نادر نیک‌نژاد - بهروز قزلباش - نرگس الیکایی - دریا لیروایی - حمید تیموری‌فرد - ایرج عبادی - صوفیا آهنکوب - قاسم بغلانی - حسن سهولی - زلیخا احمدی - منصور ململی - حمیدرضا اکبری (شروه) - خالد بایزیدی (دلیر) - حمیدرضا شکارسری - بیژن نجدی - رسول یونان - جابر محیط - نیما غلامرضایی - حامد صمیمی - ضیاء‌الدین خالقی - زانا کوردستانی - سامان ساردویی - خدایار آزادی - لیلا طیبی - نادر ابراهیمی - هوشنگ رئوف - رضا کاظمی و مجید کعب گنجانده شده است.◇ در بخش کتاب ماه، به معرفی و بررسی و خوانشی بر کتاب &quot;سفرنامه‌ی آدرین دوپره&quot;، نوشته‌ی &quot;نجاتی عبدالله&quot; با ترجمه‌ی &quot;امیر حقیقی&quot; پرداخته شده است.◇ در بخش داستان این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، با دو داستان کوتاه از استاد &quot;هوشنگ جودکی&quot; به نام‌های &quot;وقتی که باران آمد&quot; و &quot;بلیط شماره‌ی ۲۷۶&quot; گنجانده شده است.◇ در بخش شعر جهان این شماره، شعرهایی از: روناک آلتون - ژئو بوگزا - احمد مطر - زهرا زاهدی - احمد جان عثمان - کادیر آیدمیر - میخائیل لرمانتف - انو نو کوماچی - اجه تملکوران و اورهان ولی را می‌خوانیم.◇ پایان بخش این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، نقدی‌ست از استاد &quot;رضا اسماعیلی&quot; بر کتاب &quot;سوگنامه‌ی باد&quot; مجموعه شعری از خانم &quot;فاطمه بیرانوند&quot; با عنوان ملاقات با زبان در هیئتی جدید.برای تهیه و دریافت فایل pdf رایگان ماهنامه‌ی ادبی رها، می‌توانید به آدرس‌های زیر مراجعه فرمایید:https://newsnetworkraha.blogfa.comhttps://mikhanehkolop3.blogfa.comhttps://rahafallahi.blogfa.comhttps://lilatayebi.blogfa.comhttps://t.me/newsnetworkrahahttps://t.me/mikhanehkolop3https://t.me/leilatayebi1369https://t.me/rahafallahi</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Dec 2025 15:04:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان کوتاه</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AA%D8%A7%D9%87-tcopmuoobsvx</link>
                <description>ای کاش غول می‌شدم!✍ رها فلاحیبابای رها برای مدتی به مسافرت رفته بود.او برای انجام کارهایش به شهری خیلی دور، رفته بود.هر چند رها روزانه چند بار با پدرش تلفنی حرف می‌زد، اما هیچ از دلتنگی‌اش کم نمی‌شد.یک شب که بعد از نیم ساعت تلفنی حرف زدن با پدرش به رختخوابش رفت که بخوابد، با خودش فکر کرد چه خوب می‌شد که یک غول خیلی بزرگ بود و می‌توانست با برداشتن چند قدم پیش پدرش می‌رفت و او را می‌دید تا دلتنگی‌هایش تمام شود.با این فکر و خیال‌ها به خواب رفت.در خواب رها، غول خیلی بزرگی شد. تمام شهر را با برداشتن یک قدم رد می‌کرد.با پنج شش قدم دیگر به شهری که پدرش بود، رسید و پدرش را دید.ولی به جای اینکه از دلتنگی‌اش کم شود، هیچ که نشد، بیشتر هم شد!...چرا؟!چون‌ که رها آنقدر بزرگ بود که پدرش نتوانست او را بغل کند. حتی نتوانست صورت او را ببوسد، چه برسد که موهایش را شانه کند.رها خیلی غصه خورد.توی خواب به گریه افتاد و آرزو کرد که هیچوقت غول نمی‌شد.هنوز آرزویش را به زبان نیاورده بود که با صدای مادرش، از خواب بیدار شد.مادرش پرسید که خواب بدی دیدی؟!رها جواب داد که خواب دیده غول خیلی بزرگی شده و ماجرای خوابش را تعریف کرد.مادرش غمگینانه لبخندی زد و دستی به صورت رها کشید.رها نگاهی به دست و پا و بدن خودش انداخت و خدا رو شکر کرد که خودش است و غول نیست.#رها_فلاحی</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Sat, 06 Dec 2025 18:31:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عباسعلی سپاهی یونسی</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C-o9ftag8xmvk7</link>
                <description>عباسعلی سپاهی یونسیاستاد &quot;عباسعلی سپاهی یونسی&quot;، شاعر خراسانی، زاده‌ی سال ۱۳۵۴ خورشیدی، در روستای یونس شهرستان گناباد است. او تاکنون اشعار زیادی سروده و کتاب‌های بسیاری چاپ کرده است، که اسم بعضی کتاب‌هایش به قرار زیر است:- راه رفتن زیر باران- روستای من و ۹ سالگی مبارک- جبهه در یک آلبوم- همای رحمت- صبح صادق- با لبخندهایت آشنا هستم- صبح و سیب است- بخواب آروم گل بابا- دوچرخه فکر می‌کند به ما دو تا- باز هم که دیر آمدی- نه نخ شدم نه خرس- شب که میشه کلاغا - کلاس درس آقاو...دو کتاب &quot;با لبخندهایت آشنا هستم&quot; و &quot;صبح و سیب است&quot;، در جشنواره‌ی کتاب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزیده شده است.─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ نمونه‌ی شعر:(۱)روييد بر لب‌های من لبخندخورشيد تا بر صبحِ من تابيدآغاز کردم روز نو را بازبا ديدن خورشيد و گل‌هايماحساس کردم حالِ من خوب استديدم عجب جايی است دنيايمگفتم همين گل‌ها همين خورشيدامروز خوش کردند حالم رابردند تا اعماق زيبايیاين صبح روشن هم خيالم راگفتم: تشکر می‌کنم گل‌هاگفتم: تشکر می‌کنم خورشيدگل‌ها مرا سرشارِ حس کردندخورشيد هم خوشحال‌تر تابيد.(۲)[برای آخرين خرسی كه نادانی ما، او را كشت]تو داشتی آرام می‌رفتیشايد گرسنه بودی آن ساعتماشه چکيد و بعد افتادیخط خوردی از دنيای ما راحتآرام ناليدی و جان دادیناليدنت از عمق جانت بودتصوير مردی با سلاح خوددر چشم‌های مهربانت بودتو قسمتی از اين وطن بودیافسوس مرگ از قلب تو رد شدشليک شد نادانی ما بازافتادی و، ای وای من بد شدانسان چه می‌خواهد از اين دنيااز اين‌ همه کشتن چه می‌گيردای کاش می‌فهميد دنيايشبی‌خرس و ببر و شير می‌ميرد.(۳)[مورچه و یخچال]لابه‌لای خوردنی‌هاكشف كردم با چه سختیمن خودم اين سرزمين راهرچه می‌خواهم در اينجاهست ارزان و فراوانميوه، خرما، نان و خامهمی‌خورم من كيک الانآن طرف‌تر هست ميوهخربزه با هندوانهمی‌برم از چيزهايیمختلف با خود به خانهمی‌روم حالا به خانهتا بگويم اين خبر رابا تمام دوستانمباز می‌آيم به اين جاوای آمد يک نفر زوداين در يخچال را بستيک نفر لطفا بگويدپشت در يک مورچه هست(۴)[خسته نباشی خدا جان]تو اين همه برف آفريدی و تازه آن هم دانه دانهمن توی اين فكرم كه داری در آسمان‌ها، كارخانه!مشغول كار برف‌سازی  صدها فرشته صبح تا شبآن‌وقت می‌بارد چه زيبا هی برف از بالا مرتباز بس كه در كارت دقيقیهرگز نكردی اشتباهیهرگز نباريدی خدا جان از آسمان، برف سياهی!توليد برف، دانه دانه  شايد نباشد كاری آساناما تو خيلی مهربانیخسته نباشی ای خدا جان!    (۵)[سرنوشت]پرتقال خونی بزرگ گفت:&quot;من؛ از تمام میوه‌ها سرم!&quot;موز گفت: &quot;اشتباه می‌کنیمن که بهترم&quot;ناگهان یکی رسیدخسته بودپرتقال خونی اول از همهقاچ شد بعد موز...چند لحظه‌ای گذشتنه جناب موز مانده بودنه جناب پرتقالزندگی دقیقه‌ای استبی‌خیال(۶)[بخاری]تابستونا تعطیلهمیره توی انباریوقتی زمستون میشهکار می‌کنه بخاریگرماهای داغ داغمیده به خونه ماوقتی میرم کنارشبه من میگه بفرمازودی می‌گیرم از اونگرما برای دستمدوستش دارم همیشهالان پیشش نشستم(۷)[رفتگر]در خیابان شلوغباد هو هو می‌کندبرگ‌ها را می‌کندبعد جارو می‌کندمی‌شود یک رفتگرباد توی شهر ماحیف بد جارو زدهرفتگر هر کوچه رااز کنار جارویشبرگ‌ها در می‌روندبرگ‌های زرد و سرخجای دیگر می‌روندکاشکی جارو کنداو کمی بهتر از اینچون که مانده این همهبرگ بر روی زمین(۸)[زخم]پایم شده اوفافتادم الانیک ذره خون هممی‌آید از آنزودی دویدممن توی خانهمی‌ریخت اشکمهی دانه دانهوقتی که ماماناشک مرا دیدبوسید من رایک ذره خندیدیک چسب چسبانداو روی زخمماز صورتم رفتآن وقت اخمم(۹)تمام روز را سر گذربه انتظار کاربه انتظار چند لقمه نان نشسته بودنشسته بودولی عجیب خسته بوددوباره شببه خانه بازگشتو فکر کرد: چه‌‌قدر دست‌خالی‌ام.نه کار و کاسبینه لقمه‌ای برای بچه‌هاخدا! کجاست سهم ما؟دوباره شبدوباره دست‌های خالی پدردوباره چند چشم ترگردآوری و نگارش:#رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄سرچشمه‌هاhttps://newsnetworkraha.blogfa.comhttps://t.me/newsnetworkrahahttps://t.me/mikhanehkolop3https://t.me/leilatayebi1369https://t.me/rahafallahihttps://www.hamshahrionline.ir/amp/388484/https://beyadebaba.blogfa.com/category/76https://www.iranketab.ir/profile/24549https://rudeabi.ir@abbas_sepahi_younsiو...</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Dec 2025 03:03:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>محبوبه صمصام شریعت</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8%D9%87-%D8%B5%D9%85%D8%B5%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D8%B9%D8%AA-ujy9ojb7vd5j</link>
                <description>محبوبه صمصام شریعتبانو &quot;محبوبه‌سادات صمصام شریعت&quot; شاعر ایرانی، زاده‌ی ۱۱ تیر ماه ۱۳۶۱ خورشیدی، در اصفهان است.─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ کتاب‌‌شناسی:- لالایی گل‌ها (شعر)، فرهنگ مردم ۱۳۹۳- لالایی عروسکی (شعر)، فرهنگ مردم ۱۳۹۳- لالایی زمستونه (شعر)، فرهنگ مردم ۱۳۹۳- لالایی شب و روز (شعر)، فرهنگ مردم ۱۳۹۳- کوچولو در خانه، فرهنگ مردم ۱۳۹۴- کوچولو در شهر، فرهنگ مردم ۱۳۹۴- کوچولو در مدرسه، فرهنگ مردم ۱۳۹۴- کوچولو در حمام، فرهنگ مردم ۱۳۹۴- شهر الفبا، فرهنگ مردم ۱۳۹۵- ستاره‌ی قاصدکی- دلم یه مهمون می‌خوادو...─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ نمونه‌ی شعر:(۱)[پروانه]پروانه پر زد آمدنزدیکِ خانه‌ی ماچرخید پشت شیشهگفتم به او: بفرمااو در اتاق با منیک دفعه روبرو شدعکسِ گُلِ لباسمباند فرود او شد(۲)[درخت پشت دیوار] بابا برای باغچهیک بچّه کاج آورده استدر خاک او را کاشتهمن را نگهبان کرده استگفته که در هفته دو بارباید که سیرابش کنممن دوست دارم غیر از آنخوش‌حال و شادابش کنماو تازه اینجا آمدهپس غیر نور و خاک و آبمن با نوازش بهتر استدورش کنم از اضطراب(۳)[مهمان گل] وقتی که آب دادمگل‌های خوشگلم رایک دفعه عطسه‌ای کردکرمی میان آن‌هاگفتم به او: «ببخشید!اصلا تو را ندیدم!»یک برگ سبز کوچکروی تنش کشیدم(۴)[هم بازی باد]از صبح تا حالاتوی بیابانیبا فوت‌های خودآواز می‌خوانیهم گرم آوازیهم کار و هم‌بازیبا ماسه‌های ریزیک تپّه می‌سازیپرکار و بازیگوشمثل خودم شادیمن بچّه‌ی مارمتو بچّه‌ی بادی(۵)[کلاه ایمنی] صبح یک روز قشنگمی‌خزیدم روی برگبا صدای رعد و برقناگهان آمد تگرگخوب شد همراه خودداشتم یک لاک سختتوی آن پنهان شدمدر کنار یک درختلاک من هم‌ خانه استهم کُلاه ایمنی استواقعاً کار خدابی‌نظیر و دیدنی است(۶)[بهار رنگ رنگی]جوانه روی شاخهسلام کرد و خندیدبه باغچه، به کوچهبه بچّه‌ها، به خورشیدرسید با سلامشنسیم خوش به خانهدرخت توت ما همدوباره زد جوانهبه فصل تازه گفتمچه پُر گل و قشنگیخوشم می‌آید از توبهار رنگ‌رنگی(۷)[دوباره با ما]معلّم عزیزمسلام، خوب هستی؟دوباره در کلاسیکنار ما نشستیچه خوب شد دبستاندوباره شد حضورینه پشت شیشه هستینه از کلاس دوریبرای توست این گلگلی که شاد و خوش‌بوستبرای یک معلّمبرای بهترین دوستگردآوری و نگارش:#رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄سرچشمه‌هاhttps://newsnetworkraha.blogfa.comhttps://t.me/newsnetworkrahahttps://t.me/mikhanehkolop3https://t.me/leilatayebi1369https://t.me/rahafallahihttps://beyadebaba.blogfa.com/category/207https://www.roshdmag.ir/fa/article/30694https://www.iranketab.ir/profile/29212https://nevisak.irو...</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Fri, 05 Dec 2025 03:00:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمات</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-dxxlknhxshdl</link>
                <description>جدول‌ شماره‌ی ۳۹جدول کلمات متقاطع ویژه‌ی کودک و نوجوان─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ افقی:۱. پلنگ دوست‌داشتنی بچه‌ها۲. مخالف رو - دستور به آمدن می‌دهد۳. آغاز - کشوری کوچولو در قاره‌ی اروپا۴. کوچک - از گربه‌سانان - گربه‌ی عرب۵. کمانگیر معروف۶. زهر - صحرا - اندک۷. وسیله‌ای که در بازی تنیس و پینگ‌پونگ به‌دست می‌گیرند و با‌ آن به توپ ضربه می‌زنند - نام یکی از ستارگان۸. یکی از شهرهای استان آذربایجان شرقی - طعم۹. محل درمان بیماران┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ عمودی:۱. دکتر - متضاد چشمه۲. واحد پول سوریه - آبزی مفید۳. مرو - بخشش۴. نیایش۵. ده ده‌تا! - عمل بریدن - ناشنوا۶. ملک آسمانی۷. پول حرام - ملت۸. تار و سیاه - دانه‌ای که در تهیه‌ی روغن از آن استفاده می‌کنند۹. فلانی - وطنطراح: #رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ جواب‌ها:</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 02:44:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمه</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-f1ciho7kb8sq</link>
                <description>جدول‌ شماره‌ی ۳۸جدول کلمات متقاطع ویژه‌ی کودک و نوجوان┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ افقی:۱. نمازی که برای بارش باران می‌خوانند۳. رفوزه - حس بویایی۴. چراغ - بحر۵. حرف افسوس - از کلمات پرسشی - او۶. پاییز - گریه و زاری۷. حاجت - شاه ناقص!۹. مریض‌خانه─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ عمودی:۱. رطوبت - خال وارونه - روز نیست۲. دزد گردنه‌گیر۳. نفس - حرف درد۴. مرد نیست - کشوری که قاره‌های آمریکای شمالی و جنوبی را به هم وصل می‌کند۶. برزیل ایران - چاشنی خوشمزه‌ی سالاد۷. تلخ عرب - غذای ساده۸. موجود ترسناک خیالی۹. یار سوزن - جمله‌های قرآنی - بدنطراح: #رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ جواب‌ها:</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Wed, 03 Dec 2025 02:40:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مجله ادبی رها</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D9%85%D8%AC%D9%84%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A7-pmgkpuzukepu</link>
                <description>ماهنامه ادبی رها منتشر شدجدیدترین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی، هنری و فرهنگی رها، با بررسی پرونده‌ی ادبی شادروان &quot;هوشنگ بادیه‌نشین&quot;، شاعر گیلانی، منتشر و در دسترس عموم قرار گرفت.شماره‌ی هشتم از دوره‌ی جدید، انتشار ماهنامه‌ی ادبی رها، در ۱۲۱ صفحه، با سردبیری &quot;زانا کوردستانی&quot;، منتشر شد.ماهنامه‌ی ادبی رها، با رویکرد انتشار آثار ادبی و هنری و فرهنگی، هنرمندان ایران و جهان در سه بخش ثابت شعر ایران، پرونده‌ی ادبی و شعر جهان و بخش‌های متغییر اخبار، نقد، روانشناسی، داستان و بخش کتاب، معرفی نویسنده، فیلم و... هر ماه به صورت برخط و رایگان منتشر می‌شود.◇ در بخش روانشناسی، به قلم دکتر &quot;حسن خسروی&quot;، مدرس دانشگاه، پی می‌بریم که شهروند خوب، چه کسی است؟!◇ در بخش معرفی نویسنده، گذری بر زندگی و آثار استاد &quot;ناصر نادری&quot; نویسنده‌ی تهرانی، داشته شده است.◇ در بخش شعر ایران، شعرهایی از، بانوان و آقایان: عباس فلاحی، قاسم بغلانی، حسن فرخی، گروس عبدالملکیان، یدالله رویایی، آفاق شوهانی، حسن سهولی، سیدمحمدرضا لاهیجی، ابوالفضل پاشا، کریم مبشری‌نیا، خالد بایزیدی(دلیر)، علی مردانی، گویا فیروزکوهی، لیلی طاهری، رضا اسماعیلی، مرضیه آرامش، مسعود میری، نرگس الیکایی، رضا نظری ایلخانی، آزاده کیانی، رسول آقایی، علی محمودی، وحید ضیایی، ماندانا مبکی، نادر پناه‌زاده، کروب رضایی، جلال خسروی، ضیاءالدین خالقی، سعید لطفی(صابر)، جلیل قیصری، رجب افشنگ، اکبر بهاروند، نیما غلامرضایی و... گنجانده شده است.◇ در بخش کتاب ماه، به معرفی و بررسی و خوانشی بر کتاب &quot;بچه‌های کوچک ۲&quot;، نوشته‌ی آقای &quot;محمد میرکیایی&quot;، پرداخته شده است.◇ دیگر بخش این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، پاسخ این پرسش را خواهم فهمید، که چرا می‌توان عاشق کتاب‌خوان‌ها شد؟!◇ در بخش داستان این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، با دو داستان کوتاه همراه هستیم. داستان کوتاه &quot;تاته روئاه&quot; به قلم استاد &quot;فرزاد سیاهپوش&quot;، همراه با ترجنه‌ی انگلیسی آن به قلم استاد &quot;عزیز کلهر&quot;، و &quot;شاخ طلا&quot; به قلم &quot;رها فلاحی&quot;، نویسنده‌ی نوجوان بروجردی.◇ در بخش شعر جهان این شماره، شعرهایی از: الیاس علوی، زهرا زاهدی، هاخار پیترس، گلا زندی، آلن برن، شنیا عبدالمجید، آنری میشو، آناتول بهرام اوغلو، شارل بودلر، لویی آراگون، بهجت کمال چاغلار، تافگه صابر، ویسواوا شیمبورسکا، هالینا پوشویاتوسکا، پیر پائولو پازولینی، امیلی دیکنسون، احلام مستغانمی، سوزان پولیس شوتز، دریا قادر و موتوکو میشیورا را می‌خوانیم.◇ بخش دیگر، این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، تماشا نام دارد، که نقدی از &quot;آریو همتی&quot; را بر روی فیلم سگ کشی &quot;بهرام بیضایی&quot; درج گرده است.◇ پایان بخش این شماره از ماهنامه‌ی ادبی رها، جدول کلمات متقاطعی است با طراحی رها فلاحی، که جهت سرگرمی و تقویت و ورزش ذهن و حافظه‌ی مخاطبان قرار داده شده است.برای تهیه و دریافت فایل pdf رایگان ماهنامه‌ی ادبی رها، می‌توانید به آدرس‌های زیر مراجعه فرمایید:https://newsnetworkraha.blogfa.comhttps://mikhanehkolop3.blogfa.comhttps://rahafallahi.blogfa.comhttps://lilatayebi.blogfa.comhttps://t.me/newsnetworkrahahttps://t.me/mikhanehkolop3https://t.me/leilatayebi1369https://t.me/rahafallahi</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Thu, 20 Nov 2025 23:21:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمات</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-oohhke2wsyvp</link>
                <description>جدول‌ شماره‌ی ۳۷جدول کلاسیک کلمات متقاطع ویژه‌ی کودک و نوجوان◇ افقی:۱. استانی در غرب ایران که سنندج مرکز آن است۲. شب لری! - تکیه دادن ۳. مایه‌ی حیات - محل ورود ۴. دریاچه‌ای در حمام! - از رنگ‌های اصلی۵. راه کوتاه - سال گذشته۶. مدرک - برکت سفره۷. خاطره و یادواره - دَم یا نفس۸. از مرکبات ترش - خیس و آبدار۹. حرف درد - غذای ساده - شکم بند طبی ۱۰. غاری که پیامبر در آنجا به رسالت رسید - دو یار هم قد ۱۱. از شهدای معروف ایران ┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ عمودی:۱. از شغل‌های روستاییان۲. حیوان مکار۳. راه‌بند۴. گرم نیست! - کشوری مسلمان در آسیا۵. از گل‌ها - برادر مادر۶. از حروف انگلیسی - از انواع موسیقی - پایتخت کشور ایتالیا - از نام‌های خداوند۷. نمکپاش - استاد در کاری۸. قسمتی از پا - غذای شب۹. مدت عمر ۱۰. وسیله‌ای که با می‌توان دایره کشید۱۱. از وسایل دخترانه! - آخرین سوره‌ی قرآن مجیدطراح: #رها_فلاحی ─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ جواب‌ها:</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Nov 2025 02:34:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمات</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-tpwt8dlhuxif</link>
                <description>جدول‌ شماره‌ی ۳۶جدول کلاسیک کلمات متقاطع ویژه‌ی کودک و نوجوان◇ افقی:۱. از انواع اسب‌ها!۲. زینت ناخن ۳. سمت - مقام و جایگاه - از چاشنی‌ها۴. میوه‌ی باب گلو! - فرشته۵. نظر و طرح - پوشیدنی خانم‌ها۶. جایز - کیف ورزشی۷. صدای زنبور - کالای حمل شدنی - یار شلوار۸. حیوان مفید۹. کتابی کودکانه نوشته‌ی امیلی هاورث بوث با ترجمه‌ی خانم اکرم حسن‌پور┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ عمودی:۱. میوه‌ی تلفنی! - از قاره‌ها۲. نام یک نوع پرنده‌ - از گربه‌سانان ۳. دفاع فوتبالی - خواهر هادی - ناشنوا۴. نردبان ۵. حیوان بد بو - تالار۶. درخت قالی۷. مایه‌ی حیات - تمیز - سرکچل و بی‌مو۸. خون آبکی - قصر۹. سوره‌ای در قرآن کریم - میوه‌ای آب‌دار و خوشمزه که از خشک کرده‌اش به جای قند استفاده می‌کنندطراح: #رها_فلاحی─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ جواب‌ها:</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 17 Nov 2025 02:32:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اکرم کشایی</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C-uhnmcm2bo5fb</link>
                <description>اکرم کشاییخانم &quot;اکرم کشایی&quot;، شاعر و نویسنده‌ی کودکان، زاده‌ی سال ۱۳۵۸ خورشیدی، در تهران است. نخستین شعرش را وقتی گفت که یک دختر کوچولوی ۵ ساله بود و روی صندلی ماشین، کنار پدرش نشسته بود، سرود. او کارشناسی کتابداری خوانده و قبلاً مربی ادبی کتابخانه‌های کانون بوده است و هم اکنون کارشناس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. کارنامه‌ی ادبی او در حال حاضر شامل مقالاتی در حوزه‌ی نقد کتاب‌های شعر کودک و نوجوان، چند مجموعه شعر و یک داستان کودک است و کتاب داستان او به زبان آلمانی ترجمه شده است.  دریافت لوح تقدیر در جشنواره کتاب سال، دریافت لوح تقدیر از شورای کتاب کودک، دریافت جایزه‌ی تقدیری از جشنواره کتاب رشد، کسب رتبه‌ی دوم در جشنواره‌ی شعر فجر، دریافت امتیاز سه لاک‌پشت پرنده از جشنواره‌ی لاک‌پشت پرنده و نامزدی جشنواره‌ی کتاب پروین اعتصامی از جمله تقدیرهایی است که تا به حال از کتاب‌های او به عمل آمده است.┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ کتاب‌شناسی:صبح یک روز اردیبهشتی - کلید، کلید دسته کلید - من گل سرخم، تو گل زردی - گنجشک و بند رخت - روی صندلی شب (نقدی بر کتاب ماه روی صندلی اثر عباس تربن) - رد پای غم در شعر کودک (بررسی درونمایه غم در اشعاری که شاعران برای کودکان سروده‌اند) - یک گام به جلو یا یک گام به عقب (نقدی بر مجموعه لالایی برای کودکان اثر اعظم گلیان) - همه جا به نوبت (نقدی بر مجموعه شعر باران اثر سعیده موسوی‌زاده) - سازی که گاهی کوک نمی‌شود (نقد مجموعه آقای تابستان اثر منیره هاشمی) و...┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ نمونه‌ی شعر:(۱)[دشت امتحان]با تلاش ابربا تلاش خاکبا تلاش بذراین زمین خشکخشک و بی‌رمقرفته رفته سبز می‌شودیک نفر به ابر و خاک و بذرنمره می‌دهدیک نفر به ماه و آسمان و شبیک نفر به موج و سنگ و صخره‌هایک نفر به مانمره می‌دهدهمکلاسی عزیز منبذر تازه‌ای که کاشتیتوی دشت امتحان شکفته استیک نفر به تونمره می‌دهد(۲)خداسایه ابر را از سر درخت سایه درخت رااز سرزمین کم نمی‌کند همه دور سفره خدا نشسته‌اند.(۳)دیوارِ آشپزخونهچند تا سوراخ ریز داشتکلاسِ مورچه‌ها بودشاگردایِ عزیز داشتاما چرا مامانماز دستشون خسته شد؟روی دیوار گچ کشیدمدرسه‌شون بسته شد!(۴)وقتی درختا خوابنرودخونه‌ها بیدارناگر که تشنه باشنآب براشون میارنشاید یه شب درختیبیدار بشه آب بخوادرودخونه هر جا باشهبلند می‌شه زود میاد(۵)سایه‌ی جاروبرقیافتاده بود رو دیوارشبیه مورچه‌خوار بودتو کارتون مورچه‌خوارترسیده بودم ازشمامان اومد برش داشتبه جای جاروبرقییک گل زیبا گذاشت(۶)رویِ سماور چیه؟قوریِ گل قرمزیمی‌ره به سمت قوریزنبور مو وز وزیروی گلا می‌شینهداد می‌زنه: &quot;ویز ویزقوریِ گل قرمزیدستامو می‌کنه جیز!&quot;(۷)یه بستنیِ قیفیتوی مجله دیدمبا کمک مامانمدورِ اونو بریدمگذاشتمش تو یخچالخنک بشه تا فردامی‌خوام اونو بدم بهعروسکِ پریسا(۸)مدادِ من عطسه کردمشقامو خط خطی کردخط خطی رو کی پاک کرد؟پاک کنِ خوشگلِ زرد(۹)عکسِ یه بچه گربهچسبیده بود رو دیواربا من تماشا می‌کردکارتونای خنده‌دارتلوزیونو برداشتیه روز مامان ازاونجاچی جوری بچه گربهکارتون ببینه حالا؟(۱۰)وقتی یه ابر بزرگآب رو زمین می‌پاشهدستای من می‌تونهچترِ یه مورچه باشهراه می‌ره زیر بارونمورچه‌ی ریزه می‌زهوای نکنه خیس بشه!آب رو سرش نریزه!  (۱۱)هر چی تو رودخونه هستخیس و تره، آب دارهماهی کتاباشو پسکجا باید بذاره؟دفتر و کیف ماهیهمیشه خیس خیسهمشقاشو راستی راستیچه جوری می‌نویسه؟! (۱۲)- جوجه کلاغ شیطون!چی خوردی تو آسمون؟- یه ابرِ پشمکی باشربت سردِ بارون!(۱۳)باد اومد و با دستاشدرختو قلقلک داددرخته خنده‌اش گرفتتموم برگاش افتاد(۱۴)وقتی که آب رودخونهکف می‌کنه یواش یواشیعنی که قورباغه دارهلیف می‌زنه به دست و پاش(۱۵)یه مداد یه روز می‌رهپیشِ یک مداد تراشمی‌گه: خواهش می‌کنمسرِ من رو بتراشگردآوری و نگارش:#رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄سرچشمه‌هاhttps://t.me/newsnetworkrahahttps://t.me/mikhanehkolop3https://t.me/leilatayebi1369https://t.me/rahafallahiHttps://ww.iranketab.ir/profile/15689-akram-keshaeehttps://fpoem.farhang.gov.ir/fa/poets/akramkeshaiehttps://bahrain-m.blogfa.com/post/39https://www.yjc.ir/fa/news/6056420https://ketabak.org/content/13970https://www.ibna.ir/news/186743https://www.ketabrah.irhttps://nevisak.irو...</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Fri, 14 Nov 2025 03:06:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صفورا نیری</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%B5%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%A7-%D9%86%DB%8C%D8%B1%DB%8C-egmvq2qgztvg</link>
                <description>صفورا نیریخانم &quot;صفورا نیری&quot;، شاعر کودک و نوجوان و همچنین بزرگسال، نویسنده و مترجم ایرانی، زاده‌ی سال ١٣٢٣ خورشیدی، در تهران است. ایشان از سال‌هاى ميانى دوره‌‌ی دبستان، سرودن شعر را آغاز كرد.  در دانشگاه، در رشته‌‌ی شیمی مواد غذایی تحصیل کرد، با این وجود علاقه‌ اصلی او همواره ادبيات بوده است.ایشان هفت مجموعه شعر براى بزرگسالان دارد. اما به گفته‌ خودش: «نوشتن براى كودكان و نوجوانان هميشه برايم همراه با عشق و شادمانى بوده است و من را در  گذشتن از مراحل سخت زندگى كمک كرده است. به نوعى، مديون بچه‌ها هستم.»نخستین مجموعه شعر ایشان، را به نام &quot;سرخ و صورتی&quot; در سال ۱۳۶۹، انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرد، که برنده‌ی دیپلم افتخار دفتر بین‌المللی کتاب کودک و نوجوان سال ۱۹۹۲ شد. کتاب «من آبی من سبز» هم که در سال ۱۳۹۳، نشر توکا منتشر کرد، برگزیده‌ی شورای کتاب کودک، برنده‌ی جایزه‌ی یمینی شریف و برگزیده‌ی فهرست لاک‌پشت پرنده شد. این کتاب با ترجمه‌ی &quot;رخساره&quot; و &quot;جاشوا چارنی&quot; در آمریکا هم منتشر شده است.ایشان یک داستان هم به نام &quot;کت آبی&quot;، برای کودکان نوشته است.┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ کتاب‌شناسی:مثل یک لبخند - مهربان‌تر از آب - یک تکه بال صورتی - چکاوک و چمنزار (الفبا) - این باغ‌وحش کوچک چه زیباست: نوشته ولادیمیر مایاکوفسکی (ترجمه‌) - خواب‌هایم را برایت تعریف می‌کنم - با هم بزرگ شدیم درخت‌ها و من - منِ آبی، منِ سبز - کبوتری نشسته روی شانه‌ات - آهوها برای گردش به شهر می‌آیند - نمی‌خواستم شعرهایم تلخ باشد - شعرهای نیمشب مدار چهل و نه درجه - دل‌های بی‌غبار، فریدالدین عطار نیشابوری (ترجمه) - شال‌گردنی با رنگ‌های تابستانی و... ─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ نمونه‌ی شعر:(۱)[صلح]کلمه‌ای نیست برای خاک خوردن در کتاب‌خانه‌هاخمیازه کشیدن در موزه‌ها.صلحکلمه‌ای استبرای دعوتی همگانی به صبحانهبر سفره‌ی اقیانوس.برای خواندنِ آوازاز حنجره‌ی خسته‌ی غروب.برای آوردن مهتاببه شب تاریک.کلمه‌ای استبرای عبورِ عاشقانه‌ی خوناز سرخ رگِ گردن.برای گُفتن و رفتن با بادتا دشت‌های دور.کلمه‌ای استکه به لب‌ها، شکل بوسه می‌دهدبرای نشاندن بر دست‌هاییکه تفنگ‌ها را زمین گذاشته‌اندتا مُشت‌ها رااز آب و گندم، پُر کنند.(۲)[دعا]بارانروسری پژمرده، رها بر شمشادهااستخوان‌های کتف، سیراب وبافه‌ی موهاخیس، خیس، خیسخدایاشادی‌های کوچک رانگیر از ماسرو(۳)کمی نزدیک‌ترکمی نزدیک‌تر که بیاییکسی را خواهی دید نشسته در تاریکیبرای شاخه‌های توسکایی که شبی به خواب دیدهآواز می‌خواند…کمی نزدیک‌تر که بیاییکسی را خواهی دید که انگشتان پای برهنه‌اشلکه‌ی پهنی از آب یخ‌ بسته بر خاک را لمس می‌کندو به زبانی از یاد رفتهبا کشتی بادبانی اُخرایی‌رنگی که در قصه غرق شدحرف می‌زند…کمی نزدیک‌تر که بیاییکسی را خواهی دید که به شعاعی روشنبخشی از نگاهی که قرن‌ها پیش دیدهو حالا در تاریکی بر کاغذی لیمویی شعله می‌کشدخیره مانده است…کمی نزدیک‌تر که بیاییکسی را خواهی دید که آینه‌ای میان دو دستش داردو نور افقی قطبی بر صورتش می‌تابد…کمی نزدیک‌تر که بیاییکسی را خواهی دید که می‌بُرد گلویش رانفس‌های شکستهکمی نزدیک‌تر که بیاییکسی را خواهی دید که…(۴)تو را که صدا کردمباغی از گل ابریشمبیدار شدبه لبانمو نسیمیکه خویشاوند گیاهان جهان بودحنجره‌ام رابوسیدانگشتانی مغمومنی سحرآمیز قصه‌های قدیمی رانواختندو با تماس نرم هر انگشتاز هر روزنهکمانه‌های برفی گل‌های زیزفونجاری شددر هوای صورتی صافتو را که صدا کردمدانستمهر قصه می‌توانددر اتاقی کوچکزنده شود:سلطان گل زرد و دیو و پری‌وشکنار همتکیه به دیوار دهند وشیشه‌ی خاکستری کدری راکه تندباد عمر هر سه، در آن محبوس استرو به نور بگیرندو با توافقی اندوه‌بار و کودکانهدرپوش از آن بگشایندتو را که صدا کردمقلب سیاره‌ی سرگردانایستاد وبه شیداییگوش سپردبه پاسخ انگشتانیکه بر روزنه‌ایعشقو بر روزنه‌ایمرگمی‌رویانیدند…(۵)همه‌ی آبی‌های جهان راجمع کرده بود در دو مَردمُک.دو تکه مخملِ سرخ، چسبانده بود بر گونه‌هایش.سرد بود، سرد.طاقه‌های برفگسترده بر خیابان‌ها و پیاده‌روها.دورتربسیار دورترملافه‌های سفید را کشیده بودبر راحتی‌های راه راهِ نارنجی و سبزِ روشن،بر میزِ شیشه‌ای و آینهبر جعبه‌ی شش گوشه‌ی یادگاری‌ها.رفته بود آن‌قدر دورکه راهِ برگشت را – اگر هم می‌خواست –میانِ کلافِ گسسته بسته‌ی راه‌هاپیدا نمی‌کرد.به قصدِ گم شدن رفته بود.بر طاقه‌های برفنمی‌شد علامتی گذاشت،فقط داغِ فرو رفته‌ی جای پاها باقی می‌ماندکه به نیتِ نابودیخود را و دیگری را لِه می‌کردند.کلمه‌ها را مثل دانهپاشیده بود بر برف ورفته بود.نمی‌دانست یا نمی‌توانست باورکند که روزی عاقبتخورشیدِ فراموش شده، می‌دمیدطاقه‌های برف، می‌پوسیدنددانه‌ها از خواب می‌پریدندذره‌های کوچکِ زندگیدر نارنجی‌ها و سبزهای روشن می‌درخشیدندکسی او را از سایه‌اش می‌شناختکسی او را می‌یافتحتی اگر رفته بود تا دورترین آبی‌های جهانتا ساکت‌ترین خیابان‌های سفیدتا بر باد رفته‌ترین نشانی‌ها.(۶)باغ نبودگل‌ها نبودندآواز تازه برای خواندن نداشتیماما می‌دانستیمتا چندین روز می‌توانمدر باغ این خواب قدم بزنم...(۷)[خواب چهارم] خواب دیدم: دوست زمان کودکی‌امهمان طور کوچکبا لباس‌های مدرسهآمد و کیف و کتابش را گوشه‌ای گذاشت.نمی‌دانستم چطور در را باز کردهاز کجا آمده این موقع شباما می‌دانستمدیدنش خوب است ووقتی کیفش را باز کند و بگویدبیا درس بخوانیمدیگر باید درس خواند.وقتی کیفش را ببندد و بلند شوددرس‌ها را خوانده‌ایمکارها تمام شدهخوابی خوب در پیش است...بیدار شدم از خواب.در و برم پر بود از ناتمام‌ها،فقط آرزوی آمدن او مثل ماه کاملماه تمامخیالم را روشن می‌کرد...(۸)[خواب پنجم] خواب ديدم:پنج گنجشک بازیگوشاز راه رسیدند و یکی یکینشستند لب پنجره.شروع کردند به گفت‌­وگو.زبان‌شان را می‌­فهمیدماما نمی­‌توانستم به همان زبانجای دانه‌ها رانشان‌شان بدهمنمی­‌توانستم بگویم:ارزن‌های لذیذ و تازهدر پاکتی قهوه‌­ایگوشه­‌ی ایوان مانده‌­اند منتظر.چیزهای دیگری هم هست،من هم هستم و حرف‌هایتان را هممی‌­فهمم...بیدار شدم از خواب،به ایران رفتمبرای پیدا کردن پاکت قهوه‌­ای،شاید همگنجشک­‌هاییکه حرف­‌هایشان را می‌­فهمیدم...!(۹)[خواب هفتم] خواب دیدم:یاد آن قدر تند می‌­آمدکه پرنده­‌ها را با خود می‌­برد...پرستوهادرست مثل تصویرشان در نقاشی­‌ها بودند.پس از ماه‌­ها دوریمی‌­آمدند تا برای مدتیپیش ما بمانند.برگشته بودند بی‌اشتباهبه همان نقطه‌­ایکه ترکشی کرده بودند چندی پیش،بی‌خبر از حمله­‌ی بادکه غافلگیرانه، آن­‌ها را با خود می‌­برد...بیدار شدم از خواب.پرستوها نبودنداما گنجشک­‌های آشناهمراه بادی ملایماز این درخت به آن درختبرگ‌­های تازه سبز شده رامی‌­بوسیدند...(۱۰)در روزهای سختدهان‌اتپنهان است زیرِ ماسک.چشم‌هایت امابدون پنهان کاری می‌خندند.با چهره‌ای که بدون دهانجدی‌تر است،می‌شود حرف‌های جدیِ بیهوده راشنید و خندید میانِ سینهمیانِ شاخه‌های درخت‌هاییکه فقط در ریه‌ها می‌رویند.در روزهای سختآواز خواندن با دهانِ بستهشاید زندگی راکمی آسان‌تر کند.طلوعِ لبخندشاید روز راکمی روشن‌ترکمی مهربان‌تر کند.(۱۱)[زیر مکعب‌های رنگارنگ]اگر می‌شد ”امید” خریددیگر برایت گل و شیرینینمی‌خریدم.می‌رفتم تا  تَهِ شهردر بسته‌های کوچکِ مکعبی”امید“هایی به رنگِ آبی و ارغوانیمی‌خریدم.بر می‌گشتم  و همه را هدیه می‌دادم به توکه نشسته بودی تنها.نمی‌دانستی که قلب‌امزیرِ مکعب‌های رنگارنگمثل خرگوشی میانِ بوته‌های توت فرنگیپنهان شده است.بسته‌ها را باز می‌کردینگاه می‌کردیمی‌خندیدی.خنده‌ات رنگِ آرزوی من استرنگِ مزرعه‌ی گل‌های آفتابگردانزیباترین رنگِ جهان.گردآوری و نگارش:#رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄سرچشمه‌هاhttps://t.me/newsnetworkrahahttps://t.me/mikhanehkolop3https://t.me/leilatayebi1369https://t.me/rahafallahihttps://www.iranketab.ir/profile/15755-safoora-nayerihttps://www.shabestan.news/news/645142https://www.ibna.ir/news/530117https://cafecatharsis.ir/16008https://ketabak.org/ci3zsو...</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Tue, 04 Nov 2025 02:27:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شاخ طلا</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%D8%B4%D8%A7%D8%AE-%D8%B7%D9%84%D8%A7-zyyh8u1itf8c</link>
                <description>شاخ طلابهار از راه رسیده بود و دشت و صحرا سبزپوش و از گل و گیاه‌های رنگارنگ پوشیده شده بود.&quot;شاخ طلا&quot; بز بازیگوش مزرعه، که از ماندن کل زمستان سرد و پر از برف، در طویله خسته شده بود، تصمیم رفت که به دل دشت و صحرا بزند و هم علف‌های سبز و تازه را بخورد و هم میان سبزه‌زارها چرخی بزند و حوصله‌اش را سر جا بیاورد.گرگ بدجنس هم که کل زمستان را گرسنگی کشیده بود و نتوانسته بود، شکار درست و حسابی به چنگ بیاورد، در گوشه‌ای، میان صخره‌ها و زیر آفتاب ملایم بهاری، لم داده بود، چشمش به شاخ طلا افتاد، که شاد و شنگول در میان علف‌زارها مشغول چریدن بود.گرگ بدجنس با خودش گفت: &quot;جانمی جان! چه بز چاق و چله‌ای! حتمن با شکار و خوردنش، زجر و سختی گرسنگی این زمستان سخت را جبران و فراموش خواهم کرد&quot;.گرگ بدجنس با این خیالات خوش، برای نزدیک شدن به شاخ طلا نقشه‌ای کشید.او در حالی که شاخه‌ی درخت را زیر بغل گذاشته بود و خودش را به شلی زده بود، با احتیاط به شاخ طلا نزدیک شد و چند قدم مانده به او ایستاد، تا مبادا بز از او بترسد و پا به فرار بگذارد.بعد با خوش‌رویی و لبخند بر لب گفت: &quot;سلام بر تو ای بز نازنین!&quot;شاخ طلا سرش را بلند و از چریدن باز ایستاد و بدون اینکه حرفی بزند به گرگ خیره شد.گرگ بدجنس ادامه داد: &quot;چه هوای خوبی! نه؟!&quot;شاخ طلا گوشه چشمی به گرگ انداخت و گفت: &quot;فرمایش! کارت رو بگو بزن به چاک!&quot;گرگ لنگان لنگان، چند قدم دیگر به بز نزدیک شد و گفت: &quot;چرا این علف‌های پیر و زرد و پلاسیده را می‌خوری؟! من جایی را سراغ دارم که پر از علف‌های نو رسیده و تازه است، اگر دوست داشته باشی می‌توانم تو را راهنمایی کنم و به آنجا ببرمت&quot;...شاخ طلا که پی به نقشه‌ی گرگ ناقلا برده بود، گفت: &quot;خب که چی؟!&quot;- یه جای خصوصی و پر از علف‌های تازه برای خودت گیر می‌آوری!شاخ طلا یاد داستانی افتاده بود که چند وقت پیش در کتابی خوانده بود و همین ماجرای خودش و گرگ بدجنس در آن داستان اتفاق افتاده بود. توی دلش پوزخندی زد و گفت “کار باهات دارم ای گرگ بدجنس”، و بعد به گرگ گفت:- باشه! ولی قبل از رفتن، لطف کن و نزدیکم بیا و این تیغ بزرگ که به بینی‌ام چسبیده و اذیتم می‌کنه را بیرون بکش تا با هم راه بیافتیم.گرگ نادان هم به بز نزدیک شد که ناگهان شاخ‌طلا با شاخ‌های تیز و بلندش به زیر شکم او زد و زخمی‌اش کرد و گرگ از درد به خود پیچید.گرگ بدجنس چهار پا داشت و چهار پای دیگر قرض کرد و پا به فرار گذاشت و دیگر نه شاخ‌طلا بلکه هیچ بز دیگری او را آن دور و برها ندید که ندید.#رها_فلاحی</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 03 Nov 2025 02:18:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمات متقاطع</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B7%D8%B9-qntcpbx8gol9</link>
                <description>جدول‌ شماره‌ی ۳۵جدول کلمات متقاطع ویژه‌ی کودک و نوجوانان─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─◇ افقی:۱. کاری کودکانه و غیر جدی برای سرگرمی - شهر امام رضا(ع)۲. محل تولد حضرت ابراهیم(ع) - حمام فین در این شهر قرار دارد۳. حرف همراهی - یار کلنگ - جای پا۴. لایه‌ی محافظتی کره‌ی زمین - از حروف انگلیسی۵. وسیله‌ی نقلیه‌ی هوایی که دارای دُم، بدنه، و دو بال می‌باشد۶. شهر حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) - کوهی در قاره‌ی اروپا۷. غذای آبکی - شهر باران - من و تو۸. شهری که به دیار کریمان معروف است و زیره از سوغاتی‌های آنجاست - صد و یازده۹. کشوری مسلمان با مرکزیت شهر امان - شهری مرزی در استان کردستان┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ عمودی:۱. پدر - داداش۲. شهرت - جرقه‌ی آتش۳. طلا - شهر روشنایی در استان مازندران - جزر نیست!۴. نام میهن عزیز ما۵. چه وقت؟ - سنگریزه۶. کشوری مسلمان با مرکزیت کوالالامپور ۷. عدد تنفسی - حرارت - دو یار هم‌قد۸. سگ مریض - کشوری در قاره‌ی اروپا۹. از اجزای بدن و ماشین! - مأمنطراح: #رها_فلاحی┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ جواب‌ها:</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Sun, 02 Nov 2025 02:15:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب بچه‌های کوچه</title>
                <link>https://virgool.io/@raha.fallahi1400/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%DA%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87-fkvhubfq4wcd</link>
                <description>بچه‌های کوچهجلد دوم از مجموعه کتاب‌های «بچه‎های كوچه» در قالب داستان كوتاه فضاهای خيال‎برانگيز و جذاب سال‎های دور شهر تهران را برای نوجوانان به تصوير كشيده است. شخصيت‎های داستانی اين مجموعه در يكی از محله‎های قديمی شهر تهران با ماجرای مختلفی دست و پنجه نرم می‌‎كنند و درگير وقايع روزمره می‌‎شوند و از گذرگاه‎های پر پيچ و خم زندگی عبور می‌‎كنند.نویسنده‌ی این کتاب &quot;محمد میرکیانی&quot; است، و انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، این کتاب را در ۵۶ صفحه چاپ و منتشر کرده است.این کتاب که برای گروه سنی &quot;د&quot; و &quot;ه&quot; نگاشته شده است، دارای چند داستان‌ به نام‌های &quot;معرکه‌گیر&quot;، &quot;شب‌ها و فانوس‌ها&quot;، &quot;قوری چینی&quot; و &quot;شکایت&quot; است.بچه‌های کوچه، مجموعه داستانی‌ست، درباره‌ی کوچه‌هایی است که دیگر «کوچه» نیستند و درباره‌ی بچه‌هایی است که دیگر «بچه» نیستند؛ اما هستند.در مجموعه‌ی سه جلدی بچه‌های کوچه شما نه تنها از خواندن ماجراهای جذاب و شیرین لذت می‌برید که فضا و زندگی مردم تهران قدیم را هم می‌شناسید.استاد میرکیانی که خود در یکی از محله‌های قدیمی تهران متولد شده حال و هوای سال‌های دور این شهر را به زیبایی هرچه تمام‌تر تصویر کرده است.استاد &quot;محمد میرکیانی&quot;، نویسنده‌ی کودک و نوجوان در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، در شهر تهران به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در این شهر به پایان رساند و در کنار تحصیل به مطالعه آثار ادبی و هنری روی آورد و با بسیاری از آثار نویسندگان بزرگ آشنا شد.وی دارای مدرک دکتری هنر از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄◇ بخش‌هایی از کتاب:(۱)[داستان معرکه‌گیر]کلاهش را از روی سرش برداشت و ادامه داد: &quot;برای پول اینجا نیامده‌ام. اگر دنبال پول بودم، می‌رفتم تاجر می‌شدم. برای این به پول علاقه ندارم که مال دنیا، چشم را کور و گوش را کر می‌کند. آن‌وقت است که آدمیزاد دست به کارهایی می‌زند که هیچ حیوان درنده‌ای از عهده‌اش بر نمی‌آید. مثل یزید که شراب می‌خورد و قمار می‌کرد و آدم می‌کشت. لعنت بر یزید!.&quot; جمعیت گفتند: &quot;بیش باد.&quot;(۲)[داستان شب‌ها و فانوس‌ها]نگاهی به فانوس‌های سعید و جواد انداختم، خیلی به هم نزدیک شده بودند. سعید با بادبادکش بازی می‌کرد. یک دفعه شعله‌ای آسمان محله را روشن کرد و بعد مثل شهاب دور و خاموش شد.پرسیدم: &quot;چی شد اصغر؟&quot;گفت:&quot;شمع فانوس از جایش کنده شده و کاغذ رنگی را آتش زده.&quot; از طرف پشت‌بام خانه‌ی جواد صدای سوت آمد. جواد بود که از خوشحالی سوت می‌زد. اصغر جلو آمد و نخ بادبادک را از دست من گرفت و گفت: &quot;نترس ما اول می‌شویم.&quot;نگاهی به آسمان انداختم. انگار فانوس ما هم همین را می‌گفت.(۳)[داستان قوری چینی]آرزو کردم که ای کاش، ماهی بودم. یک ماهی قرمز کوچک توی حوض بزرگ حیاط مسجد، آن‌وقت دیگر دغدغه‌ی چیزی را نداشتم.■هر چیز که بشکند می‌شود یک جوری درستش کرد یا از آن گذشت، اما دل که بشکند، هیچ چینی‌بندزنی نمی‌تواند آن را بند بزند.(۴)[داستان شکایت]پاسبان گفت: &quot;هرکس حرف‌های خودش را قبول دارد، پای استشهاد محلی را امضاء کند.&quot;همه، یکی-یکی جلو آمدند و با خط‌های کج و معوج اسم‌هایشان را نوشتند. پای اسم‌هایشان هم خط‌های درهم برهمی کشیدند که یعنی امضاء کرده‌اند. چند نفری هم مثل ناصر قهوه‌چی، اسماعیل کفاش و زبیده خاتون که سواد نداشتند به جای امضاء انگشت زدند.گردآوری و نگارش:#رها_فلاحی</description>
                <category>رها فلاحی</category>
                <author>رها فلاحی</author>
                <pubDate>Mon, 20 Oct 2025 04:43:48 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>