<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های راحیل رجب زاده</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rahil.rajabzadeh</link>
        <description>UX Designer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-21 12:04:15</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13259/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>راحیل رجب زاده</title>
            <link>https://virgool.io/@rahil.rajabzadeh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آشنایی با مسیرهای کاربر در آنالیتیکس</title>
                <link>https://virgool.io/@rahil.rajabzadeh/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D8%B3-iocnx0e9l35p</link>
                <description>خلاصه: در حالی که آنالیتیکس (تجزیه و تحلیل) نمی‌تواند تنها منبع داده در مورد سفرهای کاربر باشد، گزارش‌های مسیر می‌توانند بینش‌هایی درباره مشکلات احتمالی، جهت یابی مسیرهای معمولی و محتوایی که کاربران درست قبل از اقدامات کلیدی با آن تعامل دارند، ارائه دهد.درک سفرهای کاربران یکی از بینش‌های کلیدی است که متخصصان UX به دنبال آن هستند: اگر بدانیم کاربران ما چگونه در وب‌سایت‌های ما حرکت می‌کنند و چه اقداماتی را برای برآورده کردن اهداف خود انجام می‌دهند، بهتر می‌توانیم از آنها حمایت کنیم. ابزار آنالیتیکس اغلب وعده نشان دادن سفرهای کاربر را می‌دهد و ابزارهای اختصاصی برای نمایش نحوه حرکت کاربران در یک وب سایت هستند.با این حال، درک سفر کاربر به داده‌های بیشتری از آن چیزی که آنالیتیکس به تنهایی می‌تواند ارائه کند نیاز دارد. آنالیتیکس نمی‌تواند اهداف یا انتظارات خاص هر کاربر را به ما بگوید و مطمئناً نمی‌تواند جزئیات کیفی غنی مانند افکار و احساسات آنها را در اختیار ما قرار دهد که نقشه‌برداری سفر را به چنین تمرین ارزشمندی تبدیل می‌کند. مثلا، سیر مطمئناً یک ماده ارزشمند است، در حالی که نمی توانید یک وعده غذایی کامل را فقط از سیر درست کنید. بنابراین، آنالیتیکس نیز یک عنصر کلیدی در درک سفرهای مشترک کاربران است.آنالیتیکس چه نوع اطلاعاتی را ارائه می دهد؟ تجزیه و تحلیل می‌تواند رایج‌ترین مسیرهای بین صفحات را نشان دهد – به عبارت دیگر، می‌تواند به ما نشان دهد که اکثر افراد از کجا در محصول یا برنامه ما شروع می‌کنند و در صفحات یا حتی ویژگی‌هایی که در مرحله بعد با آنها تعامل دارند ادامه پیدا می‌کند. این مسیرها معمولاً در نمودار سانکی تجسم می‌شوند.تعریف: نمودار سانکی از گره‌هایی (معمولاً مربوط به صفحات، صفحه‌نمایش یا استفاده از یک ویژگی) تشکیل شده است که از طریق پیوندهایی به هم متصل شده‌اند که نشان می‌دهد افراد چگونه از یک گره به گره دیگر حرکت می‌کنند. عرض پیوند، نشان دهنده میزان ترافیکی است که بین آن گره‌ها حرکت می‌کند.نمودار Sankey از Amplitude جریان کاربر معمولی را در یک برنامه نشان می‌دهد. همپوشانی مسیرها می‌تواند تفسیر را چالش برانگیز کند.در حالی که نمودارهای Sankey ممکن است بسیار زیاد به نظر برسند، مفهوم اصلی ساده است: آنها از چپ به راست جریان می‌یابند و دنباله‌ای از مراحل را در ستون‌ها نشان می‌دهند و هر ستون متوالی نشان‌دهنده گره اول، دوم، سوم (و غیره) است.در هر ستون، گره‌ها بر اساس ترافیکی که دریافت می‌کنند مرتب می‌شوند - با بالاترین گره در بالا. در پایین ستون، نمودار تعداد دفعات خروج (کاربرانی که از سایت یا برنامه خارج شده‌اند) را نشان می‌دهد. از هر گره، پیوندهایی وجود دارد که آن را به گره بعدی که کاربران مشاهده کرده‌اند متصل می‌کند. عرض هر پیوند تعداد کاربرانی را که بین آن گره‌ها سفر کرده‌اند را به تصویر می‌کشد تا بتوانید به سرعت، مسیرهای مشترک را شناسایی کنید.محدودیت‌های مسیرهای مبتنی بر آنالیتیکسیک نکته مهم این است که این نمودارهای جریان کاربر، داده‌های ترافیکی (اغلب غیر مشابه) را جمع می‌کنند. در حالی که بسیاری از پلتفرم‌های تحلیلی به شما امکان می‌دهند تا حدی در جلسات کاربران خاص فرو بروید، ابزارها برای ارائه داده‌های در مقیاس بزرگ ساخته شده‌اند. آنها روندها را به جای حرکت فردی کاربر در سایت نشان می‌دهند. یعنی متداول ترین مراحل اول، مرحله دوم و ... را آشکار می‌کنند. آنها کاربرانی را جمع آوری می‌کنند که ممکن است مقاصد، اهداف و نیازهای اطلاعاتی متفاوتی داشته باشند. بنابراین، آنها سفرهای کاربر واقعی را نشان نمی‌دهند.از آنجایی که آنالیتیکس نمی‌تواند مستقیماً آنچه را که در سر کاربران می‌گذرد مشاهده کند، ما هیچ راه مطمئنی برای تقسیم‌بندی این ترافیک بر اساس آنچه کاربر به آن علاقه داشته است نداریم. ممکن است دو نفر با رفتارهای یکسان تجربیات بسیار متفاوتی داشته باشند. به عنوان مثال، در یک صفحه نتایج جستجو، دو نفر ممکن است بدون کلیک بر روی هر یک از پیوندهای نتیجه، از سایت خارج شوند. ممکن است یکی به دلیل ناامیدی از نتایج نامربوط رها شده باشد، دیگری ممکن است بدون کلیک کردن روی هیچ پیوندی پاسخی برای سوال خود دریافت کرده باشد (نمونه ای از رها شدن خوب). این دو تجربه کاملاً متفاوت در گزارش‌های مسیر یکسان به نظر می‌رسند، زیرا ما نمی‌دانیم هر کاربر در تلاش برای رسیدن به چه چیزی بوده است.نکاتی برای تفسیر مسیرهای مبتنی بر آنالیتیکساز آنجایی که تفسیر نمودارهای سانکی می‌تواند چالش برانگیز باشد، در اینجا چند پیشنهاد برای تجزیه و تحلیل موثر آنها وجود دارد.داده های جریان را فیلتر کنیداز آنجایی که نمودارهای جریان حجم زیادی از داده‌ها را نمایش می‌دهند، درک آنچه اتفاق می‌افتد می‌تواند بسیار دشوار باشد. یک توصیه کلیدی این است که این داده‌ها را به قطعات معنی دار فیلتر کنید تا فرآیند تفسیر آسان تر شود.اگر بخواهید همه ترافیک یک شهر را به طور همزمان تماشا کنید، دیدن الگوها بسیار سخت خواهد بود مگر اینکه روی یک جریان ترافیک متمرکز شوید و به جزئیات توجه کنید. در ساعات شلوغی چند نفر از طریق یک رمپ خاص وارد بزرگراه شدند؟ آنها قبل از ادغام به بزرگراه از کجا آمدند؟ اگر کمی آنها را دنبال کنیم، کجا از بزرگراه خارج می‌شوند؟ آیا ترافیک بزرگی وجود داشت که یک دسته از ترافیک ورودی با یک دسته از ترافیک که سعی در خروج از همان چند خروجی داشتند مواجه شدند؟ یک مهندس حمل و نقل این داده‌های ترافیکی را برای بررسی چگونگی حل مشکلات ازدحام می‌گیرد. در تجربه کاربری، در حالی که ما اغلب ترافیک را مدیریت نمی‌کنیم، سعی می‌کنیم افراد را با کمترین میزان تلاش (از نظر بار شناختی، بار حافظه کاری و هزینه تعامل) به مقصد برسانیم، پس هنوز شناخت موارد رایج ارتباطات کاملاً حیاتی است.از آنجایی که سفرهای زیادی وجود دارد که همگی در این نمودارها قرار گرفته‌اند، معمولاً نمی‌توانید همه آنها را مرور کنید. بنابراین، در عوض، روی صفحات یا صفحه‌های کلیدی به عنوان نقطه شروع خود برای آنالیتیکس تمرکز کنید. از این ویژگی استفاده آزادانه داشته باشید که به شما امکان می‌دهد همه چیز را به جز ترافیکی که در یک صفحه خاص جریان دارد پنهان کنید. این ویژگی به شما امکان می‌دهد یک گره را برجسته کنید و ببینید کاربران زمانی که به آن گره رسیدند از کجا آمده‌اند و سپس به کجا رفته‌اند.همانطور که در این مثال از Mixpanel با جداسازی یا برجسته کردن، فقط ترافیکی که از طریق یک گره خاص در جریان است مشاهده می‌شود، دیدن محل ایجاد ترافیک به این گره و توزیع مراحل بعدی آسان‌تر است. بدون جداسازی ترافیک آن گره، تعداد مسیرهای همپوشانی، تجزیه و تحلیل این داده‌ها را چالش برانگیزتر می کند.همچنین ارزش وقت گذاشتن برای فیلتر کردن این داده‌ها بر اساس بخش‌های کاربر را دارد. آیا مسیرهای رایج در موبایل و دسکتاپ متفاوت است؟ برای کاربرانی که اهداف کلیدی مانند تبدیل، خرید یا حتی استفاده از ویژگی‌های مهم را تکمیل کرده اند چطور؟ برای مثال، مسیرها برای کاربرانی که با جستجوی شما تعامل داشتند، در مقایسه با افرادی که چنین تعاملی نداشتند چگونه است؟نقاط تماس کلیدی را مرور کنیداولین گره‌هایی را که کاربران با آن مواجه می‌شوند مرور کنید. در حالی که ترافیک زیادی در صفحه اصلی شروع می‌شود، بسیاری از اولین برداشت‌های کاربران شما در صفحات داخلی است. به آن صفحات داخلی محبوب نگاهی بیندازید - آیا آنها به وضوح هدف سایت را نشان می‌دهند و آیا گرایش، جهت گیری و گزینه‌های راه‌یابی قابل درک را برای سایر مناطق کلیدی نشان می‌دهند؟ آیا این صفحات پیوندهایی به پیشنهادات، محتوا و ویژگی‌های کلیدی نشان می‌دهند؟ آیا نرخ افت خروج از هر یک از این صفحات بالاتر از سایرین است؟ این نشان می‌دهد که ممکن است مشکلاتی در محتوای آن صفحه وجود داشته باشد.غیرصفحه اصلی رایج هر یک از صفحات شروع را به صورت جداگانه بررسی کنید و اینکه بعد از آن کاربران کجا رفتند. شما می‌توانید از این اطلاعات برای ایجاد فرضیه‌هایی در مورد نیازهای اطلاعاتی کاربران استفاده کنید. فقط توجه داشته باشید که این تمرین اغلب بینش نسبتاً واضحی دارد - اکثر کاربران پیوندهای برجسته را در صفحه دنبال می‌کنند.بررسی کنید که با کدام گره‌ها، کاربران در مرحله دوم مواجه می‌شوند. به دنبال الگوهایی مانند نرخ افت بالا پس از تعامل دوم باشید. چنین داده‌هایی می‌تواند تنها نشانه‌ای از مشکلاتی مانند عدم وجود پیوند عمیق پس از صفحه ورود باشد. به عنوان مثال، کاربر یک سرویس تحویل کیت غذا ممکن است یک یادآوری ایمیلی هفتگی برای انتخاب دستور غذا دریافت کند. آنها روی آن پیوند کلیک می‌کنند و از آنها خواسته می‌شود قبل از ادامه وارد حساب خود شوند. پس از ورود به سیستم، آنها بدون تشریفات به صفحه اصلی هدایت می‌شوند، بدون اینکه هیچ راه واضحی برای رسیدن به محتوای سفارشی وعده داده شده از ایمیل وجود نداشته باشد. کاربر با ناراحتی آه می‌کشد و به جای جستجوی صفحه‌ای که در ایمیل ارائه شده است، تب مرورگر را می‌بندد.پیوندهای مرتبط را با مسیرهای بعدی واقعی مقایسه کنید. نگاهی به فهرست مراحل بعدی همچنین می‌تواند مکان‌هایی را شناسایی کند که لینک‌های محتوای مرتبط یا اطلاعات شخصی‌سازی‌شده به‌طور الگوریتمی برای کاربران واقعاً مرتبط نیستند. با این حال، برای انجام این کار، باید پیوندهای مرتبط در هر یک از آن صفحات آغازین غیرصفحه اصلی را با صفحاتی که کاربران واقعاً در آن جا رفتند، مقایسه کنید. اگر تفاوت زیادی وجود دارد، از خود بپرسید چرا.صفحات هاب را مرور کنید. صفحات هاب گره‌هایی هستند که ترافیک زیادی به داخل و خارج از آنها وارد می‌شود. آنها معمولاً صفحاتی را مسیریابی می‌کنند که مانند نوعی جهت یابی عمل می‌کنند. به دنبال pogo sticking باشید: مکان هایی که کاربران بارها و بارها به یک صفحه هاب برمی‌گردند. این الگو می‌تواند نشان دهنده یک تجربه ناامید کننده باشد در حالی که کاربر در تلاش برای یافتن یک مورد شناخته شده است، اما همچنین می‌تواند نشانه ای از درگیری بالا و کاوش لذت بخش باشد. استفاده از گزارش مسیر را برای شناسایی مکان‌های pogo sticking و انجام آزمایش‌های کیفی کاربر برای یافتن علت وقوع آن در نظر بگیرید.از انتهای جریان شروع کنیدتکنیک دیگر برای بررسی مسیرها این است که تجزیه و تحلیل خود را با نگاه کردن به انتهای جریان شروع کنید، نه در ابتدا. (با این حال، همه ابزارهای آنالیتیکس ممکن است این قابلیت را نداشته باشند.) از یک هدف کلیدی که برای کاربران دارید شروع کنید، مانند ثبت نام برای یک سرویس، خرید چیزی، پر کردن فرم تولید سرنخ یا تعامل با یک ویژگی برای کاربران قدرتمند. سپس به عقب حرکت کنید تا ببینید کاربران چگونه به این هدف راه پیدا کردند. این رویکرد می‌تواند نشان دهد که ویژگی‌های پیشرفته چقدر قابل کشف و محتوای پشتیبانی کننده از تبدیل متقاعد کننده است.این تکنیک آنالیتیکس همچنین می‌تواند به شما کمک کند تا یک کالبدشکافی بر روی نتایج کمتر مطلوب انجام دهید. چند ویژگی آخری که کاربران معمولاً قبل از حذف حساب خود با آنها تعامل می‌کنند چیست؟ شاید این تعاملات بتواند به شناسایی نشانه‌های نارضایتی از سایت یا محصول کمک کند، به طوری که بعداً بتوانید نیازهای کاربرانی را که این علائم را نشان می‌دهند (مثلاً از طریق جذب نیرو) با دقت بیشتری بررسی کنید و سعی کنید به آنها رسیدگی کنید.خلاصه: گزارش مسیر کاربر، یک ابزار اکتشافی برای درک روش‌های رایج از حرکت کاربران در یک سایت است. اگرچه در درک جنبه‌های سفر کاربران مفید است، اما جایگزینی برای تحقیقات کیفی که به دنبال درک افکار، احساسات و انتظارات کاربران در هنگام استفاده از محصول است، نیستند.مطلبی که مطالعه کردید ترجمه‌ای از مقاله Understanding User Pathways in Analytics در سایت nngroup.com می‌باشد.</description>
                <category>راحیل رجب زاده</category>
                <author>راحیل رجب زاده</author>
                <pubDate>Wed, 09 Nov 2022 18:55:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست ۵ ثانیه‌ای روی صفحه اصلی دو سایت فیلیمو و نماوا</title>
                <link>https://virgool.io/@rahil.rajabzadeh/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%DB%B5-%D8%AB%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%85%D9%88-%D9%88-%D9%86%D9%85%D8%A7%D9%88%D8%A7-p9hd1fuvqfoc</link>
                <description>تست ۵ ثانیه یکی از انواع تست‌های کاربردپذیری است که در مدت کوتاهی (۵ ثانیه مشاهده و پاسخ به چند سوال اصلی) انجام می‌شود. هدف از انجام این تست، ارزیابی درک و برداشت اولیه کاربر از محصول می‌باشد. این تست نوعی رفتارشناسی و روانشناسی حافظه کاربر است و یکی از بهترین راه‌های ممکن برای فهمیدن این که  آیا کاربر می‌تواند در مدت کوتاه محصول را به خوبی درک کند؟مطالعات نشان داده‌اند، کاربران برای استفاده از یک محصول یا کنار گذاشتن آن در مدت زمان ۵ ثانیه و حتی کمتر از آن و با تاثیر اولیه‌ای که از صفحه می‌گیرند، محصول را قضاوت می‌کنند.تست 5 ثانیه چگونه انجام می شود؟تصویری از وبسایت، طراحی گرافیک، اپ دیزاین، پروتوتایپ، وایرفریم، لوگو یا هر چیزی که برای انتقال پیام نیاز هست رو به مدت ۵ ثانیه در اختیار کاربر قرار می‌دهیم تا با آن تعامل داشته باشد و بعد از آن از کاربر سوالاتی را می‌پرسیم که میزان و شکل تعامل کاربر با محصول را بهتر درک کنیم. سوالاتی مثل این:آیا کاربر متوجه شده است که محصول چه کاری انجام می دهد، چه کارایی‌ای دارد؟آیا کاربر متوجه ارزشی که از محصول دریافت می کند شده است؟کاربر متوجه شده است که این محصول چه فایده ای برای او دارد؟آیا کاربر می‌تواند ویژگی های گرافیکی، برند و… محصول را به یاد بیاورد؟گزارش تست ۵ ثانیه‌ای روی صفحه اصلی دو سایت فیلیمو و نماوادر این تست از ۵ کاربر برای مشاهده صفحه اصلی دو سایت فیلیمو و نماوا استفاده کردم.ابتدا صفحه اصلی هر سایت را به مدت ۵ ثانیه برای داشتن تعامل به کاربر نشان دادم و از آنها سوالاتی برای بهتر درک کردن رفتار کاربر پرسیدم.سوالات تست من به شرح زیر بود:آیا متوجه شدید این چه سایتی بود؟آیا می‌توانید بگویید که این سایت چه چیزی را به شما نشان می‌دهد؟آیا می‌توانید بگویید که این سایت چه چیزی برای شما دارد؟چه جزئیاتی از صفحه را به یاد می‌آورید؟در تحلیل تست‌های گرفته شده از این دو سایت به این نتیجه رسیدم که کاربرانی که صفحه اصلی را مشاهده می‌کنند هدف محصول را متوجه می‌شوند و برای ماندن در صفحه، محتوای صفحه را در حافظه با تصویری از فیلم و سریال نگه می‌دارند.شاید جزئیات صفحه را کامل به یاد نیاورند ولی تاثیر اولیه‌ای که از صفحه گرفته‌اند آنها را به بررسی بیشتر سایت ترغیب می‌کند.نتایج تست ۵ ثانیه مهم هستند، به این صورت که نتایج رو به دو دسته شرکت کنندگانی که متوجه شده‌اند و شرکت کنندگانی که متوجه نشده‌اند، می‌توان تقسیم کرد. در اکثر این موارد، پاسخ‌ها و نظرات دسته‌ای که متوجه نشده‌اند می‌تواند به یک ایده ساده تبدیل شود.کلام آخر:مطلبی که مشاهده کردید، براساس نتایج تست ۵ ثانیه با همراهی ۵ کاربر تست و ثبت آن برای بهتر فهمیدن و درک تست ۵ ثانیه بود.خوشحال می‌شوم اگر نظراتتون رو در لینکدین به آدرس linkedin.com/in/rahil-rajabzadeh و یا در کامنت‌ها برایم بگذارید.نظر شما درمورد این تست چیست؟ تجربه شما از تست ۵ ثانیه چگونه بوده است؟ چه سوالاتی برای بهتر پیش بردن این تست وجود دارد؟</description>
                <category>راحیل رجب زاده</category>
                <author>راحیل رجب زاده</author>
                <pubDate>Sun, 30 Oct 2022 16:03:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه زمانی از کدام روش تحقیق تجربه کاربر استفاده کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rahil.rajabzadeh/%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AA%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-c7gmiwhvtzyq</link>
                <description>خلاصه مطلب: روش‌های تحقیق UX مدرن به طیف گسترده‌ای از سوالات پاسخ می‌دهند. برای کمک به اینکه بدانید چه زمانی از کدام روش تحقیق کاربر استفاده کنید، هر یک از 20 روش در 3 بعد و در طول زمان در یک فرآیند معمولی توسعه محصول ترسیم شده است.حوزه تجربه کاربر طیف وسیعی از روش‌های تحقیقاتی در دسترس دارد، از روش‌های آزمایش شده و واقعی مانند آزمایش تست کاربردپذیری مبتنی بر آزمایشگاه تا روش‌هایی که اخیراً توسعه یافته‌اند، مانند ارزیابی‌های unmoderated UX.در حالی که استفاده از مجموعه کامل روش‌ها در یک پروژه معین واقع بینانه نیست، تقریباً همه پروژه ها از روش‌های تحقیقاتی متعدد و از ترکیب بینش‌ها سود می‌برند. متأسفانه، بسیاری از تیم‌های طراحی تنها از یک یا دو روش استفاده می‌کنند که بیشتر با آن آشنا هستند. سوال اصلی این است که چه زمانی باید از چه روشی استفاده کرد. برای درک بهتر زمان استفاده از کدام روش، مشاهده آنها در یک چارچوب سه بعدی با محورهای زیر مفید است:نگرشی در مقابل رفتاریکیفی در مقابل کمیزمینه استفادهبعد نگرشی در مقابل رفتاریاین تمایز را می‌توان با تضاد &quot;آنچه مردم می‌گویند&quot; در مقابل &quot;آنچه مردم انجام می‌دهند&quot; خلاصه کرد (اغلب این دو کاملاً متفاوت هستند). هدف از تحقیق نگرشی معمولاً درک یا اندازه‌گیری باورهای بیان شده افراد است، اما با آنچه مردم از آن آگاه هستند و مایل به گزارش آن هستند محدود می‌شود.در حالی که بیشتر مطالعات کاربردپذیری باید بر رفتار تکیه کنند، روش‌هایی که از اطلاعات گزارش شده توسط self-reported استفاده می‌کنند هنوز می‌توانند برای طراحان بسیار مفید باشند. برای مثال، مرتب‌سازی کارت، بینش‌هایی درباره مدل ذهنی کاربران از فضای اطلاعاتی ارائه می‌کند و می‌تواند به تعیین بهترین معماری اطلاعات برای محصول، برنامه یا وب‌سایت شما کمک کند. نظرسنجی‌ها نگرش‌ها را اندازه‌گیری و دسته‌بندی می‌کنند یا داده‌های self-reported را جمع‌آوری می‌کنند که می‌تواند به ردیابی یا کشف مسائل مهم برای رسیدگی کمک کند. گروه‌های کانونی به دلایل مختلف برای اهداف قابل استفاده کمتر مفید هستند، اما می‌توانند دیدی عالی از آنچه مردم در مورد یک برند یا مفهوم محصول در یک محیط گروهی فکر می‌کنند ارائه دهند.از سوی دیگر این بعد، روش‌هایی که بیشتر بر رفتار تمرکز دارند، به دنبال درک «آنچه مردم با محصول یا خدمات مورد نظر انجام می‌دهند» هستند. به عنوان مثال، تست A/B تغییراتی را در طراحی سایت به نمونه‌های تصادفی بازدیدکنندگان سایت ارائه می‌کند، اما سعی می‌کند همه چیز را ثابت نگه دارد، تا تأثیر انتخاب‌های مختلف طراحی سایت بر رفتار را ببیند، در حالی که eyetracking به دنبال درک نحوه تعامل بصری کاربران است، با یک طرح یا محرک بصری.بین اینها، دو روش محبوبی که ما استفاده می‌کنیم قرار دارد: مطالعات کاربردپذیری و مطالعات میدانی. آنها از ترکیبی از داده‌های رفتاری و self-reported استفاده می‌کنند و می‌توانند به سمت هر دو انتهای این بعد حرکت کنند، اگرچه به طور کلی تمایل به سمت رفتار توصیه می‌شود.بعد کیفی در مقابل بعد کمیتمایز در اینجا یک نکته مهم است و به خوبی فراتر از دیدگاه محدود کیفی است، همانطور که در یک نظرسنجی با پایان باز است. در عوض، مطالعاتی که ماهیت کیفی دارند، بر اساس مشاهده یا شنیدن مستقیم رفتارها یا نگرش‌ها، داده‌های مربوط به رفتارها یا نگرش‌ها را تولید می‌کنند، در حالی که در مطالعات کمی، داده‌های مربوط به رفتار یا نگرش‌های مورد نظر به‌طور غیرمستقیم از طریق یک اندازه‌گیری یا ابزاری مانند نظرسنجی جمع‌آوری می‌شوند. یا یک ابزار تحلیلی به عنوان مثال، در مطالعات میدانی و تست کاربردپذیری، محققان مستقیماً مشاهده می‌کنند که چگونه مردم از فناوری برای برآورده کردن نیازهای خود یا تکمیل وظایف خود استفاده می کنند (یا استفاده نمی‌کنند). این مشاهدات به آنها توانایی پرسیدن سؤال، بررسی رفتار یا احتمالاً تنظیم پروتکل مطالعه را برای دستیابی بهتر به اهداف مطالعه می‌دهد. تجزیه و تحلیل داده‌ها معمولاً ریاضی نیست.در مقابل، نوع داده‌های جمع‌آوری‌شده در روش‌های کمی از پیش تعیین‌شده است که می‌تواند شامل زمان کار، موفقیت، کلیک کردن کاربر روی یک عنصر UI خاص یا انتخاب پاسخ خاصی برای یک سؤال چند گزینه‌ای باشد. بینش در روش‌های کمی معمولاً از تجزیه و تحلیل ریاضی به دست می‌آید، زیرا ابزار جمع‌آوری داده‌ها (به عنوان مثال، ابزار نظرسنجی یا ابزار تجزیه و تحلیل) مقادیر زیادی از داده‌ها را که به طور خودکار به صورت عددی کدگذاری می‌شوند، جمع‌آوری می‌کند.به دلیل ماهیت تفاوت‌هایشان، روش‌های کیفی برای پاسخ دادن به سؤالات درباره چرایی یا چگونگی رفع مشکل بسیار مناسب‌تر هستند، در حالی که روش‌های کمی در پاسخ به سؤالات چه تعداد و چند نوع، کار بسیار بهتری انجام می‌دهند. داشتن چنین اعدادی به اولویت بندی منابع کمک می کند، به عنوان مثال تمرکز بر موضوعاتی که بیشترین تأثیر را دارند.زمینه استفاده از محصولمورد سوم به نحوه و اینکه آیا شرکت کنندگان در مطالعه از محصول یا خدمات مورد نظر از آن استفاده می‌کنند یا خیر مربوط می‌شود. این را می توان اینگونه توصیف کرد:استفاده طبیعی یا تقریباً طبیعی از محصولاستفاده اسکریپت شده از محصولمحدود که در آن شکل محدودی از محصول برای مطالعه جنبه خاصی از تجربه کاربر استفاده می شودعدم استفاده از محصول در طول مطالعه (متن‌زدایی شده)هنگام مطالعه استفاده طبیعی از محصول، هدف به حداقل رساندن تداخل حاصل از مطالعه به منظور درک رفتار یا نگرش تا حد امکان به واقعیت است. این امر اعتبار خارجی بیشتری را فراهم می‌کند، اما کنترل کمتری بر موضوعاتی که در مورد آن ها می‌آموزید، فراهم می‌کند. بسیاری از مطالعات میدانی قوم‌نگاری سعی در انجام این کار دارند، اگرچه همیشه برخی سوگیری‌های مشاهده‌ای وجود دارد. بررسی‌های رهگیری و داده‌کاوی یا سایر تکنیک های تحلیلی نمونه‌های کمی از این موضوع هستند.مطالعه اسکریپت استفاده از محصول به منظور تمرکز بینش بر روی حوزه‌های محصول خاص، مانند جریانی که به تازگی طراحی شده است، انجام می‌شود. بسته به اهداف مطالعه، درجه اسکریپت می‌تواند تا حدودی متفاوت باشد. به عنوان مثال، یک مطالعه benchmarking معمولاً بسیار دقیق تنظیم می‌شود، به طوری که می تواند با اطمینان از ثبات در بین شرکت کنندگان، معیارهای کاربردپذیری قابل اعتماد را تولید کند.در روش محدود، از شکل محدودی از یک محصول برای مطالعه یک جنبه خاص یا انتزاعی از تجربه استفاده می‌کنند. برای مثال، روش‌های طراحی مشارکتی به کاربران این امکان را می‌دهد تا با عناصر طراحی که می‌توانند بخشی از تجربه محصول باشند، تعامل داشته باشند و آن‌ها را بازآرایی کنند تا در مورد اینکه چگونه راه‌حل‌های پیشنهادی آنها نیازهایشان را برآورده می‌کند و چرا انتخاب‌های خاصی انجام داده‌اند، بحث کنند. روش‌های آزمایش مفهوم بیانی، ایده یک محصول یا خدمات را به کار می‌گیرند که در مرکز آنچه ارائه می‌شود (و نه در جزئیات تجربه) قرار می‌گیرد تا بفهمد آیا کاربران چنین محصول یا خدماتی را می‌خواهند یا نیاز دارند. . مرتب‌سازی کارت و تست درختی بر این موضوع تمرکز می‌کند که معماری اطلاعات چگونه است یا چگونه می‌تواند ترتیب داده شود تا به بهترین نحو برای شرکت‌کنندگان معنا داشته باشد و جهت‌یابی را آسان‌تر کند.مطالعاتی که در آن محصول استفاده نمی‌شود، برای بررسی مسائلی انجام می‌شود که گسترده‌تر از کاربرد و کاربردپذیری هستند، مانند مطالعه برند یا کشف ویژگی‌های زیبایی‌شناختی که شرکت‌کنندگان با یک سبک طراحی خاص مرتبط می‌کنند.بسیاری از روش‌های موجود می‌توانند در یک یا چند بعد حرکت کنند، و برخی حتی در یک مطالعه، معمولاً برای برآوردن اهداف متعدد، این کار را انجام می‌دهند. به عنوان مثال، مطالعات میدانی می‌تواند کمی بیشتر بر آنچه مردم می‌گویند (مصاحبه‌های قوم‌نگاری) تمرکز کند یا بر مطالعه آنچه انجام می‌دهند (مشاهدات گسترده) تأکید کند. آزمایش مفهومی، مطالعات مطلوبیت، و مرتب‌سازی کارت دارای هر دو نسخه کیفی و کمی هستند. و eyetracking می تواند طبیعی یا متنی باشد.مراحل توسعه محصول (بعد زمانی)تمایز مهم دیگری که باید هنگام انتخاب در میان روش‌های تحقیق در نظر گرفت، مرحله توسعه محصول و اهداف مرتبط با آن است. به عنوان مثال، در ابتدای فرآیند توسعه محصول، شما معمولاً بیشتر به این سؤال استراتژیک علاقه دارید که محصول را به چه سمتی ببرید، بنابراین روش‌ها در این مرحله اغلب ماهیت مولد دارند، زیرا به ایجاد ایده‌ها و پاسخ‌هایی در مورد آنها کمک می‌کنند. هنگامی که یک جهت انتخاب شد، مرحله طراحی آغاز می‌شود، بنابراین روش‌ها در این مرحله شکل دهنده توصیف می‌شوند، زیرا به شما اطلاع می‌دهند که چگونه می‌توانید طراحی را بهبود بخشید. پس از اینکه یک محصول به اندازه کافی برای اندازه‌گیری آن توسعه یافت، می‌توان آن را در برابر نسخه‌های قبلی خود یا رقبا ارزیابی کرد و روش‌هایی که این کار را انجام می‌دهند جمعی نامیده می‌شوند. جدول زیر نشان می‌دهد که کدام روش‌ها در چه زمانی استفاده می‌شوند:هنر یا علم؟در حالی که بسیاری از روش‌های تحقیق تجربه کاربر ریشه در عملکرد علمی دارند، اهداف آنها صرفاً علمی نیستند و هنوز باید برای برآورده کردن نیازهای ذینفعان تنظیم شوند. به همین دلیل است که توصیفات روش‌ها در اینجا به‌عنوان دستورالعمل‌های عمومی به‌جای طبقه‌بندی‌های سفت و سخت در نظر گرفته می‌شوند.در نهایت موفقیت کار شما با تاثیر آن بر بهبود تجربه کاربری وب سایت یا محصول مورد نظر تعیین می‌شود. این طبقه بندی‌ها به شما کمک می‌کنند تا بهترین انتخاب را در زمان مناسب داشته باشید.۲۰ روش UX به طور خلاصهدر اینجا توضیح کوتاهی از روش های تحقیق کاربر نشان داده شده در نمودار بالا آمده است:تست کاربردپذیری Usability testing: (معروف به مطالعات آزمایشگاهی کاربردی) شرکت‌کنندگان به صورت انفرادی با یک محقق به آزمایشگاه آورده می‌شوند و مجموعه‌ای از سناریوها به آنها داده می‌شود که منجر به انجام وظایف و استفاده با علاقه خاص در یک محصول یا خدمات می‌شود.مطالعات میدانی Field studies: محققان شرکت‌کنندگان را در محیط خود (کار یا خانه) مطالعه می‌کنند، جایی که به احتمال زیاد با محصول یا خدمات مورد استفاده در واقعی‌ترین یا طبیعی‌ترین محیط مواجه می‌شوند.پرس و جوی زمینه‌ای Contextual inquiry: محققان و شرکت کنندگان در محیط خود شرکت کنندگان با هم همکاری می‌کنند تا در مورد ماهیت وظایف و کار مورد نظر پرس و جو کرده و مشاهده کنند. این روش بسیار شبیه به مطالعه میدانی است و برای مطالعه سیستم‌های پیچیده و فرآیندهای عمیق توسعه یافته است.طراحی مشارکتی Participatory design: به شرکت‌کنندگان عناصر طراحی یا مواد خلاقانه داده می‌شود تا تجربه ایده‌آل خود را به شیوه‌ای ملموس بسازند که بیان کند چه چیزی برای آنها اهمیت دارد و چرا.گروه‌های کانونی Focus groups: گروه‌های 3 تا 12 شرکت‌کننده از طریق بحث درباره مجموعه‌ای از موضوعات، ارائه بازخورد شفاهی و کتبی از طریق بحث و تمرین هدایت می‌شوند.مصاحبه‌ها Interviews: یک محقق با شرکت کنندگان یک به یک ملاقات می‌کند تا عمیقاً درباره آنچه شرکت کننده در مورد موضوع مورد نظر فکر می‌کند صحبت کند.ردیابی چشم Eyetracking: یک دستگاه ردیابی چشم پیکربندی شده است تا دقیقاً مکان نگاه شرکت کنندگان را هنگام انجام وظایف یا تعامل طبیعی با وب سایت‌ها، برنامه‌ها، محصولات فیزیکی یا محیط ها اندازه‌گیری کند.معیار استفاده Usability benchmarking: مطالعات کاربردپذیری دقیق با تعداد بیشتری از شرکت‌کنندگان، با استفاده از معیارهای دقیق و از پیش تعیین‌شده عملکرد، معمولاً با هدف ردیابی بهبود کاربردپذیری محصول در طول زمان یا مقایسه با رقبا انجام می‌شود.تست تعدیل شده از راه دور Remote moderated testing: مطالعات کاربردپذیری از راه دور و با استفاده از ابزارهایی مانند کنفرانس ویدئویی، نرم افزار به اشتراک گذاری صفحه نمایش و قابلیت‌های کنترل از راه دور انجام می‌شود.آزمایش بدون تعدیل Unmoderated testing: یک روش خودکار که می تواند در مطالعات کمی و کیفی استفاده شود و از یک ابزار تحقیق تخصصی برای ثبت رفتارها و نگرش‌های شرکت کنندگان استفاده می‌کند، معمولاً با دادن اهداف یا سناریوهایی به شرکت کنندگان برای انجام روی سایت، برنامه یا نمونه اولیه. این ابزار می‌تواند یک جریان ویدیویی از هر جلسه کاربر ضبط کند و می‌تواند معیارهای کاربردپذیری مانند میزان موفقیت، زمان کار و سهولت استفاده را جمع‌آوری کند.آزمایش مفهوم Concept testing: یک محقق، تقریبی از یک محصول یا خدمات را به اشتراک می‌گذارد که جوهر کلیدی (ارزش پیشنهادی) یک مفهوم یا محصول جدید را به منظور تعیین اینکه آیا نیازهای مخاطب هدف را برآورده می‌کند یا خیر، به اشتراک می‌گذارد. می‌توان آن را به صورت تک به تک یا با تعداد بیشتری از شرکت کنندگان و به صورت حضوری یا آنلاین انجام داد.مطالعات دفترچه خاطرات Diary studies: شرکت کنندگان از مکانیزمی (مثلاً دفتر خاطرات کاغذی یا دیجیتال، دوربین، اپلیکیشن گوشی هوشمند) برای ضبط و توصیف جنبه‌هایی از زندگی خود استفاده می‌کنند که مربوط به یک محصول یا خدمات است یا صرفاً با مخاطب هدف ارتباط دارد. مطالعات خاطرات معمولاً طولی هستند و فقط برای داده‌هایی که به راحتی توسط شرکت‌کنندگان ثبت می‌شوند قابل انجام است.بازخورد مشتری Customer feedback: اطلاعات پایان باز و/یا بسته توسط نمونه‌ای از کاربران که انجام آن به انتخاب خود آنها است، اغلب از طریق لینک بازخورد، دکمه، فرم، یا ایمیل ارائه می‌شود.مطالعات مطلوبیت Desirability studies: به شرکت‌کنندگان، جایگزین‌های طراحی بصری متفاوتی پیشنهاد می‌شود و انتظار می‌رود که هر جایگزین را با مجموعه‌ای از ویژگی‌های انتخاب شده از یک فهرست بسته مرتبط کنند. این مطالعات می تواند هم کیفی و هم کمی باشد.مرتب سازی کارت Card sorting: یک روش کمی یا کیفی است که از کاربران می‌خواهد موارد را در گروه‌ها سازماندهی کنند و در هر گروه دسته‌بندی کنند. این روش با نمایش مدل‌های ذهنی کاربران به ایجاد یا اصلاح معماری اطلاعات یک سایت کمک می‌کند.تست درختی Tree testing: یک روش کمی برای آزمایش یک معماری اطلاعات برای تعیین آسان بودن یافتن موارد در سلسله مراتب. این روش را می‌توان بر روی یک معماری اطلاعات موجود انجام داد تا آن را محک زد و سپس دوباره، پس از بهبود معماری اطلاعات با مرتب‌سازی کارت، بهبود را نشان داد.تجزیه و تحلیل Analytics: تجزیه و تحلیل داده‌های جمع آوری شده از رفتار کاربر مانند کلیک‌ها، پر کردن فرم و سایر تعاملات ثبت شده. لازم است که سایت یا برنامه از قبل به درستی تنظیم شده باشد.تجزیه و تحلیل جریان کلیک Clickstream analytics: نوع خاصی از تجزیه و تحلیل که شامل تجزیه و تحلیل توالی صفحاتی است که کاربران هنگام استفاده از یک سایت یا نرم‌افزار از آنها بازدید می‌کنند.تست A/B : (معروف به آزمایش چند متغیره، آزمایش زنده یا تست سطلی) روشی برای آزمایش علمی طرح‌های مختلف در یک سایت با اختصاص تصادفی گروه‌هایی از کاربران برای تعامل با هر یک از طرح‌های مختلف و اندازه‌گیری تأثیر این تکالیف بر روی رفتار کاربر.نظرسنجی‌ها Surveys: اندازه‌گیری کمی نگرش‌ها از طریق مجموعه‌ای از سؤالات، که معمولاً بیشتر پایان بسته دارند تا باز. نظرسنجی‌ای که در حین استفاده از یک سایت یا برنامه راه‌اندازی می‌شود، یک نظرسنجی رهگیری است که اغلب توسط رفتار کاربر ایجاد می‌شود. معمولاً، شرکت‌کنندگان از طریق یک پیام ایمیل جذب می‌شوند یا از طریق کانال‌های دیگری مانند رسانه‌های اجتماعی با آنها تماس گرفته می‌شود.مطلبی که مطالعه کردید ترجمه‌ای از مقاله When to Use Which User-Experience Research Methods در سایت nngroup.com می‌باشد.</description>
                <category>راحیل رجب زاده</category>
                <author>راحیل رجب زاده</author>
                <pubDate>Tue, 25 Oct 2022 19:30:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتقال تجربه یک تست کاربردپذیری روی اینستاگرام</title>
                <link>https://virgool.io/@rahil.rajabzadeh/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-k7bke9ovpbrv</link>
                <description>بهترین راه رسیدن به یک طراحی تجربه کاربری خوب چیست؟برای داشتن بهترین طراحی تجربه کاربری،‌ ابتدا باید درک و شناخت کافی از نیازها و رفتارهای کاربر هنگام استفاده از محصول را داشته باشیم. تست کاربردپذیری یکی از بهترین راه‌ها برای رسیدن به درک و شناخت کاربر است، همچنین یکی از راه‌های ارزیابی محصول از طریق کاربرهایی است که با استفاده از محصول یا نمونه اولیه طرح، تجربه خودشون رو در اختیار ما قرار می‌دهند.تست کاربردپذیری در پیدا کردن مشکلات و فرصت‌های یک محصول و کسب اطلاعات، شناخت رفتار و عملکرد کاربر به ما کمک می‌کند. پس تنها راه رسیدن به یک طراحی تجربه کاربری خوب، تست آن است.در این مسیر یک محقق تجربه کاربری،‌ سناریو یا سناریوهایی را برای انجام تست کاربردپذیری آماده می‌کند و از کاربران می‌خواهد سناریوها را انجام دهند. محقق، رفتار کاربر را مشاهده می‌کند و به بازخوردها گوش می‌دهد و آنها را ثبت می‌کند.چطور از تست کاربردپذیری در باز طراحی استفاده کردم؟در این مطلب سعی کردم از تاثیر تست کاربردپذیری روی پروتوتایپ‌هایی که از وضعیت فعلی بخشی از اپلیکیشن اینستاگرام که نظرم رو جلب کرد، بنویسم و در سه سناریو به نتیجه برسم.در ابتدا باید نقاط درد کاربر هنگام تعامل با محصول را پیدا می‌کردم تا کمکی برای شناخت رفتار کاربر باشد و بتوانم از آن برای نوشتن سناریوها و کم کردن میزان سختی تجربه کاربری استفاده کنم. بنابراین با ثبت تست کاربردپذیری وضعیت فعلی شروع کردم.از یوزر تست خواستم به قسمت Drafts رفته و ابتدا یک عکس را انتخاب و حذف کند.*برای بهتر درک کردن این مطلب، کافیست یکبار وارد اپلیکیشن اینستاگرام شوید و یکی از عکس های داخل Drafts رو پاک کنید.*وایرفریم وضعیت فعلی اینستاگرامپروتوتایپ وضعیت فعلی اینستاگرام*تست‌های کاربردپذیری برای ثبت اطلاعات و رفتار کاربر رکورد شدند.*در این تست که حدود ۵ دقیقه زمان گرفت ۲ نوجوان که روزانه از اپ اینستاگرام استفاده می‌کردند بین یوزرهای تست بودند.ابتدا برای پیدا کردن Drafts به دنبال رسیدن به این قسمت بودند که حدود ۲:۴۰ دقیقه طول کشید و در انتها با کمی کمک توانستند به قسمت موردنظر برسند.در این مدت تمامی قسمتهای ارسال پست و ثبت استوری را با دقت پایین بررسی کردند.بعد از ورود به قسمت Drafts نوبت به حذف عکس رسید که باز هم برای پیدا کردن راه به مشکل برخوردند. ابتدا با لانگ پرس عکس را سلکت کردند و بعد گزینه‌های موجود در صفحه را تست می‌کردند به این صورت که ابتدا گزینه چند عکس را انتخاب کردند و متوجه شدند گزینه حذف نمایش داده نمی‌شود.سپس تا قسمت انتشار عکس پیش رفته و در قسمت Edit و صفحه انتشار عکس به دنبال گزینه حذف بودند، تا اینجا حتی یکبار هم به گزینه Manage توجهی نمی‌کردند.سپس با کمی راهنمایی، که از آنها خواسته شد به همه گزینه‌های موجود در صفحه توجه کنند بعد از ۴:۴۵ دقیقه وارد صفحه Manage شدند، همچنین برای پیدا کردن چگونه حذف کردن عکس دوباره با لانگ پرس شروع کردند و متوجه شدند باز هم نمی‌توانند گزینه حذف را پیدا کنند.در انتها و با انتخاب گزینه Edit متوجه شدند می‌توانند عکس یا عکس‌های مختلف را انتخاب کرده و بعد از زدن گزینه Done به حذف عکس برسند.بعد از انجام این تست، سعی کردم با تحلیل و نتیجه‌گیری اطلاعات مختلف از رفتار کاربرانی که در این تست همراه من بودند، شروع به نوشتن و طراحی دو سناریو متفاوت کنم.سناریوها رو ابتدا روی کاغذ و یک اسکچ ساده و سپس توی فیگما به صورت وایرفریم و پروتوتایپ آماده کردم.با تبدیل اسکچ‌ها به وایرفریم توی فیگما به مشکلاتی که سناریو داشت بیشتر پی بردم و سعی کردم اونها رو رفع کنم تا برای نمونه پروتوتایپ و تست به مشکلی برنخورم. و برای بهتر نتیجه گرفتن، وایرفریم‌ها رو به پروتوتایپ‌هایی شبیه به طرح فعلی که دارای المان‌های اپلیکیشن اینستاگرام بود تبدیل کردم تا فضایی شبیه به اپ را برای کاربر تست ایجاد کنم.با آماده شدن پروتوتایپ‌ها از یوزرهای تست خواستم یک عکس را از Drafts انتخاب و حذف کند.سناریوهاسناریو اولدر این سناریو با انتخاب گزینه Manage، آیکون سطل نمایش داده می‌شد و یوزر بعد از انتخاب عکس یا عکس‌های مختلف قابلیت حذف آنها را با انتخاب آیکون سطل داشت.وایرفریم سناریو اول
سناریو دومدر این سناریو آیکون سطل هم ردیف با آیکون Multiple Pics قرار داده شد و با Tooltip، اطلاعات نوع عملکرد نشان داده می‌شد، همچنین گزینه Select در صفحه به جای Manage قرار داده شد تا بتوان چند عکس را به صورت همزمان انتخاب کرد.وایرفریم سناریو دومتست کاربردپذیری سناریو اولدر سناریو اول بعد از انتخاب و Select عکس آیکون سطل نشان داده می‌شد و کاربر می‌توانست عکس‌های منتخب را حذف کند، با تست این سناریو متوجه شدم که کاربر همچنان با گزینه Select آشنا نیست و این گزینه وزن خاصی در صفحه برای دیده شدن و داشتن مسئولیت ندارد، بنابراین به سراغ سناریو بعدی رفتم.پروتوتایپ سناریو اول

تست کاربردپذیری سناریو دومدر تست سناریو دوم کاربر با وجود گزینه Select و همچنین لانگ پرس، دچار سردرگمی می‌شد که اول کدام را انتخاب کند و این مورد نمی‌توانست به دلیل گیج کردن کاربر، راه حل مناسبی باشد.پروتوتایپ سناریو دوم

تحلیل، نتیجه‌گیری و سناریو سومبعد از انجام تست‌های دو سناریو و بررسی رفتار کاربرهای تست، شروع به نوشتن و طراحی اسکچ سناریو سوم با توجه به نتیجه‌های گرفته شده و تحلیل رفتار کاربران از تست سناریوهای اول و دوم، در فیگما کردم و سپس آماده سازی پروتوتایپ برای تست نهایی.سناریو سومدر این سناریو با ورود به صفحه Drafts روی اولین عکس گالری Tooltip انتخاب عکس‌ها به صورت لانگ پرس ظاهر می‌شود، همچنین آیکون سطل به صورت غیرفعال در کنار آیکون Multiple Pics قرار داده شد و کاربر بعد از انتخاب گزینه Select می‌توانست آیکون سطل را به صورت فعال مشاهده کند و عکس‌های منتخب را حذف کند.وایرفریم سناریو سوم تست کاربردپذیری سناریو سومدر تست سناریو سوم کاربر بدون مشکل عکس یا عکس‌های منتخب را با انتخاب گزینه Select و بعد از فعال شدن آیکون سطل توانست حذف کند.پروتوتایپ سناریو سوم گزارش تست کاربردپذیرییکی از کارهایی که در کنار همه این مراحل انجام شد، گزارش نویسی بود. در این گزارش‌ها سعی بر این داشتم که خلاصه‌ای از همه مراحل اعم از بررسی و اسکچ کشیدن تا پایان تست و نتیجه‌گیری را ثبت کنم و توضیحاتی از روش انجام تست‌ها، وظایف و سناریوها داشته باشم. و البته تمام اطلاعاتی که اشاره به مشکلات طرح داشت را هم برای پیدا کردن مسیر درست بررسی می‌کردم. تست کاربردپذیری یک محصول می‌تواند بارها و بارها برای ارزیابی محصول و پیدا کردن مشکلات و فرصت‌های آن انجام شود. تست کاربردپذیری برای اثبات درست یا غلط بودن نیست، بلکه برای فهمیدن نحوه تعامل کاربر با محصول و بهبود آن است.کلام آخر:حدود یکسال از شروع یادگیری طراحی تجربه کاربری من می‌گذرد و خوشحال می‌شوم اگر نظراتتون در لینکدین به  آدرس linkedin.com/in/rahil-rajabzadeh  و یا در کامنت برایم بگذارید.نظر شما درمورد این تست چیست؟ تجربه شما از تست کاربردپذیری چگونه بوده است؟ و یا حتی، چه راه‌هایی برای بهتر پیش بردن این تست وجود دارد؟</description>
                <category>راحیل رجب زاده</category>
                <author>راحیل رجب زاده</author>
                <pubDate>Sat, 03 Sep 2022 09:54:58 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>