<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رحمان رمضانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rahman_ramezani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 14:18:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/4136975/avatar/b89SrI.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رحمان رمضانی</title>
            <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ئه‌و پێش من</title>
                <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani/%D8%A6%D9%87-%D9%88-%D9%BE%DB%8E%D8%B4-%D9%85%D9%86-ku4acm0kgrhr</link>
                <description>من بۆ هه‌ر شوێنێک دەچوم،ئه‌و پێش منله گەڵ من له‌وێ دا بوو؛وەکو خەونێکی راستەقینە.بێ گوومانئێمە لە دونیای پێش له دایک بوونمانپێکەوە ژیانمان کردووە؛هه‌ر له به‌ر ئه‌وه‌یه که ئێستاله‌م دنیا دا ناتوانین پێکه‌وه بژینبه‌ڵام بۆ یه‌ک ئاشناین..#شێعری_کوردی  #ئاشقانه#ڕه‌حمان_ره‌مه‌زانی</description>
                <category>رحمان رمضانی</category>
                <author>رحمان رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 13:29:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ئه‌و</title>
                <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani/%D8%A6%D9%87-%D9%88-tqwnbippwjfs</link>
                <description>سه‌ره‌تاله دونیا داهیچ کەس نه‌بو؛جگە لە من و ئه‌و..(برگردان فارسی)«اون»ابتداتوی دنیاهیچ‌کس نبود؛جز من و اون..((سلام همراهان عزیز و کتاب‌دوست؛من بیشترْ متن‌های ادبی، عاشقونه و انگیزشی می‌نویسم؛ اما کوتاه. متأسفانه ویرگولِ عزیز این امکان رو به مخاطباش نمی‌ده که پست‌هایی کوتاه منتشر کنن و من مجبورم آخرِ همه‌ی پست‌ها و نوشته‌هام این متن رو درج کنم.))• لطفاً نظرات و پیشنهادات زیباتون رو برام کامنت کنید.</description>
                <category>رحمان رمضانی</category>
                <author>رحمان رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 13:18:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترس</title>
                <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-sjyvaopniodb</link>
                <description>ترسم برودیک شب عشقم از سرت؛ترسم برودیک روز خیالم از دلت؛ترسم از آن است که دگرنشناسی مرا؛پای بر دلمان بگذاری و برویدیوانه و تنها بگذاری مرا..#عاشقانه #متن_کوتاه#رحمان_رمضانی ✍🏻.((سلام همراهان عزیز و کتاب‌دوست؛من بیشترْ متن‌های ادبی، عاشقونه و انگیزشی می‌نویسم؛ اما کوتاه. متأسفانه ویرگولِ عزیز این امکان رو به مخاطباش نمی‌ده که پست‌هایی کوتاه منتشر کنن و من مجبورم آخرِ همه‌ی پست‌ها و نوشته‌هام این متن رو درج کنم.))• لطفاً نظرات و پیشنهادات زیباتون رو برام کامنت کنید.</description>
                <category>رحمان رمضانی</category>
                <author>رحمان رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 13:08:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سایه</title>
                <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani/%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-kpz7quaearti</link>
                <description>من همچون سایه‌ام؛همراهِ تو.گاه پشت سرت، گاه در کنارتو گاه روبه‌روی تو.من با تو، تو با من؛همواره مثل خون در رگ‌های من می‌جوشی.#عاشقانه #متن_کوتاه#رحمان رمضانی ✍🏻.((سلام همراهان عزیز و کتاب‌دوست؛من بیشترْ متن‌های ادبی، عاشقونه و انگیزشی می‌نویسم؛ اما کوتاه. متأسفانه ویرگولِ عزیز این امکان رو به مخاطباش نمی‌ده که پست‌هایی کوتاه منتشر کنن و من مجبورم آخرِ همه‌ی پست‌ها و نوشته‌هام این متن رو درج کنم.))• لطفاً نظرات و پیشنهادات زیباتون رو برام کامنت کنید.</description>
                <category>رحمان رمضانی</category>
                <author>رحمان رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 13:02:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من شعری «نو» هستم</title>
                <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani/%D9%85%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1%DB%8C-%D9%86%D9%88-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%85-ig0leeu6do4u</link>
                <description>من خود شعری هستم،گم گشتهدر میان کتاب‌ها؛سرگردانبر موجِ عاشقیِ افسانه‌ها؛من شعری «نو» هستمدر سینه‌ی یار..#عاشقانه #متن_کوتاه#رحمان رمضانی ✍🏻 ((سلام همراهان عزیز و کتاب‌دوست؛من بیشترْ متن‌های ادبی، عاشقونه و انگیزشی می‌نویسم؛ اما کوتاه. متأسفانه ویرگولِ عزیز این امکان رو به مخاطباش نمی‌ده که پست‌هایی کوتاه منتشر کنن و من مجبورم آخرِ همه‌ی پست‌ها و نوشته‌هام این متن رو درج کنم.))• لطفاً نظرات و پیشنهادات زیباتون رو برام کامنت کنید.</description>
                <category>رحمان رمضانی</category>
                <author>رحمان رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 12:56:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وجود تو🫀</title>
                <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani/%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D9%88%F0%9F%AB%80-liiyq5bzu3h8</link>
                <description>با وجود تو،عشق بَر ســرِ ما می‌بارد؛زمـان دست ما را به هم می‌رساند..#عاشقانه#متن_کوتاه#رحمان_رمضانی((سلام همراهان عزیز و کتاب‌دوست؛     من بیشترْ متن‌های ادبی، عاشقونه و انگیزشی می‌نویسم؛ اما کوتاه. متأسفانه ویرگولِ عزیز این امکان رو به مخاطباش نمی‌ده که پست‌هایی کوتاه منتشر کنن و من مجبورم آخرِ همه‌ی پست‌ها و نوشته‌هام این متن رو درج کنم.))• لطفاً نظرات و پیشنهادات زیباتون رو برام کامنت کنید.</description>
                <category>رحمان رمضانی</category>
                <author>رحمان رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 11 Sep 2025 12:49:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به اندازه‌ی تاریکی زیر پلک‌هایت ...</title>
                <link>https://virgool.io/@rahman_ramezani/%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D9%84%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-db3fvdhypaul</link>
                <description>همه امید و زندگانی من!شب و روز در این فکر بودم که چطور اندازه‌ی دوست داشتنت را از بُن جان بگویم، که هم بی‌اندازه باشد و هم همواره این حجم از دوست داشتن را ببینی.پیش خود فکر کردم که تو را به اندازه‌ی ستاره‌های آسمان دوست دارم؛ اما آن‌ها را همیشه نمی‌بینی! گفتم به اندازه‌ی برگ‌ درختان دوستت می‌دارم، اما عشق من به تو همچون برگ خزان خشک شدنی و رفتنی نیست! گفتم تو را به اندازه‌ی آب‌ها و شن‌های کویر دوست دارم؛ اما مگر همیشه آن‌ها را می‌بینی؟من می‌خواستم به گونه‌ای دوستت بدارم که بی‌شمار و بی‌اندازه باشد و همواره این دوست داشتن را ببینی. ناگهان پلکی زدم و با خود گفتم: «به اندازه‌ی تاریکی زیر پلک‌هایت دوستت دارم»؛ همین‌قدر عمیق و بی‌اندزه؛ همین‌قدر همیشگی.تو با هر پلکی که می‌زنی، اندازه‌ی دوست داشتنت را می‌بینی و به یاد من هستی.۱۴۰۴/۰۵/۰۱۱۴۰۴/۰۵/۰۱</description>
                <category>رحمان رمضانی</category>
                <author>رحمان رمضانی</author>
                <pubDate>Wed, 23 Jul 2025 00:19:39 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>