<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Rahnema College</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rahnemacollege</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:20:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/13474/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Rahnema College</title>
            <link>https://virgool.io/@rahnemacollege</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک قصه، دو قصه‌گو: از سانتافه به لکسوس</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D9%82%D8%B5%D9%87-%DA%AF%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%A7%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%84%DA%A9%D8%B3%D9%88%D8%B3-poymswz4pkvh</link>
                <description>من شهرزاد هستم. این ماه سی ساله می‌شوم. چهار سال و نیم در یک آژانس دیجیتال مارکتینگ کار می‌کردم. بلافاصله بعد از دانشگاه استخدام شده بودم. مدتی کارآموز بودم و پله پله پیشرفت کردم. یک سال آخر سرپرست بخش ارتباط با مشتری‌ها شده بودم و دوتا نیرو هم داشتم. من بعد از عید استعفا دادم. هنوز وقتی بهش فکر می‌کنم عصبانی می‌شوم. فعلا کار پیدا نکرده‌ام. چند جایی مصاحبه رفته‌ام ولی جو و فضایشان را دوست نداشتم. بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم استعفایم شتابزده بود ولی پشیمان نیستم. دیگر تحمل دروغ، بی‌احترامی و وعده شنیدن را نداشتم. مدیرم آدم جوان و پایه‌ای بود. ولی دیگر نمی‌توانستم حرف‌هایش را باور کنم. مشکل اصلی‌ من دیر حقوق دادن نبود، چیزی که بیشتر اذیتم می‌کرد و دیگر برایم قابل تحمل نبود تبعیضی بود که بین اعضای تیم قائل می‌شد. بار اول نبود. پنج سال می‌شد که من دیر و زود حقوق گرفته بودم ولی اینکه می‌دیدم بعضی‌ها زودتر و درست سر ماه حقوق می‌گیرند عصبانی‌ام می‌کرد. از اینکه مدیرم عین آدم‌های سنتی و مردسالار فکر می‌کرد من چون دختر مجردی هستم می‌تواند حقوقم را با یک ماه تاخیر واریز کند عصبانی‌ام می‌کرد. از این بی‌فکری‌اش خیلی حرص می‌خوردم. نمی‌دانم چرا به ذهنش نمی‌رسید که اتفاقا من چون من تنها زندگی می‌کنم و باید تنهایی کرایه خانه و قسط‌هایم را بدهم این تاخیرها بیشتر از آقایان شرکت و متاهل‌ها به اعصاب و آرامشم لطمه می‌زند. گاهی با خودم فکر می‌کردم او ما مجردهای شرکت را جدی نمی‌گیرد ولی توی رودربایستی متاهل‌ها مانده.بعضی وقت‌ها پیش آمده بود که توی شوخی بگوید ماهایی که مجردیم و بچه نداریم درآمدمان را خرج رخت و لباس و مهمانی گرفتن می‌کنیم. اوایلش دلم می‌شکست و چیزی نمی‌گفتم. بعدا – وقتی مجبور می‌شدم از مادرم پول قرض بگیرم تا بتوانم اجاره خانه‌ام را بدهم- عمیقا عصبانی می‌شدم و اگر از قضا آن روز مدیرم توی شرکت درباره‌ی ددلاین پروژه‌ها پیله می‌کرد واقعا دلم می‌خواست بکوبم روی میزش و بخاطر این بی‌خیالی‌ سرزنشش کنم. مادرم قصد سرزنش کردن نداشت اما گهگاهی می‌گفت «مگر آنجا حقوق نمیدن؟» یا می‌پرسید « حالا مطمئنی بیمه برات رد می‌کنن؟»از اینکه توی سی سالگی مجبور می‌شدم از مادرم پول قرض کنم احساس بی‌کفایتی بهم دست می‌داد، از طرفی وقتی با بیست روز تاخیر بالاخره پیامک واریز می‌آمد و باز مجبور بودم نصف حقوقم را بابت قرض‌هایم بدهد برود اعصابم خرد می‌شد. انگار تمام روزهایی که کار می‌کردم بی مزد داشت سپری می‌شد. یا وقتی می‌رسید آنقدر دیر بود که دیگر نمی‌شد باهاش کاری کرد. تمام این خشم‌ها و غصه‌ها تبدیل به یک کینه‌ی بزرگ شد. وقتی که دیدم یک ماه بعد از استعفای من و چندتا همکار قدیمی‌ترم، مدیرمان ماشین دیگری خریده مطمئن شدم کار درستی کردیم که آنجا نماندیم، آن هم وقتی که نه اولویت مدیرمان بودیم و نه قطعا هرگز می‌فهمد که چرا از آنجا بیرون آمدیم. حتی حالا که دارم این را برای شما تعریف می‌کنم هم عصبانی‌ام. خبر دارم که هنوز نتوانسته به جای ما نیرو جذب کند. آگهی شغلی‌های شرکت را توی لینکدین می‌بینم و یک بار وسوسه شدم زیرش کامنت گذاشتم «فقط اگر مرد یا متاهل هستید اپلای کنید»!بعد از خواندن روایت هر دو راوی، حالا از هر دوی آن‌ها سوال بپرسید.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 06 May 2024 14:55:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک قصه، دو قصه‌گو: &quot;مدیر پیاده&quot; پرده اول</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D9%82%D8%B5%D9%87-%DA%AF%D9%88-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-wtaiepktsixw</link>
                <description>من علی هستم. سی و نه سال دارم و مدیرعامل یک مجموعه‌ی تبلیغات دیجیتال هستم با سی و چهار نفر نیرو. تیم فوق‌العاده‌ای دارم. همه‌شان با استعداد و خلاق هستند. توی جلسات بهشان می‌گویم که چقدر بابت همراهی‌شان خوشحالم و به بودنشان در شرکتم دلگرمم. این را فقط برای دل‌خوش‌کنک نمی‌گویم، واقعا باور دارم که اگر یک روز اینترنت قطع بشود و دیگر نتوانیم در این صنعت کار بکنیم باز می‌شود با همین تیم یک کاری راه بیندازیم و موفق باشیم. شاید به نظرتان کلیشه‌ای بیاید ولی من واقعا حس می‌کنم این بچه‌ها خانواده‌ام هستند.همیشه فکر می‌کردم بچه‌های تیم هم من را دوست دارند و به شرکتی که با هم ساخته‌ایم وفادار‌اند. خب چند ماهی است که معلوم شده اینطورها که من خیال می‌کردم نیست. پارسال بعد از تعطیلات عید نوروز یکی یکی ایمیل‌های استعفا به طرفم روانه شد. اولش باورم نمی‌شد. فکر می‌کردم دارند سر به سرم می‌گذارند، آخر ما با هم صمیمی هستیم و پیش می‌آید که با هم شوخی هم بکنیم. اما قضیه جدی بود. به کارشناس اچ آرمان گفتم چطور ممکن است سه نفری که از قدیم اینجا بوده‌اند،‌ بیشتر از بقیه بهشان اعتماد داشته‌ام و سرپرست بخش‌هایشان بوده‌اند بخواهند بگذارند بروند؟ کارشناس اچ‌آرمان کمی مکث کرد و گفت رویش نمی‌شده ایمیلی خبرم کند اما واقعیت این است که او هم قصد دارد با ما خداحافظی کند. اولش عصبانی شدم. بعد به شدت غمگین شدم. مرحله‌ی بعد این بود که احساس کردم در حقم ناسپاسی کرده‌اند. آن هم در شرایطی که یک هفته قبل از سال نو ماشینم را فروخته بودم تا بتوانم حقوق و عیدی‌ها را پرداخت کنم. بار اول نبود که واریز حقوق‌هایمان دیر می‌شد، از این مسائل برای همه‌ی شرکت‌های خصوصی پیش می‌آید. به هر حال وقتی دیگر مطمئن شدم که مشتری‌ها قصد ندارند آخر سال تسویه حساب کنند، به فکرم زد ماشینم را بفروشم تا دم عید شرمنده‌ی تیمم نشوم. حالا همه‌ی کسانی که به خاطر آرامش خاطرشان- تمام تعطیلات عید- خانواده‌ام را با اسنپ جابه‌جا کرده بودم داشتند می‌رفتند. احساس می‌کردم در یک توطئه‌ی دسته‌جمعی از پشت بهم خنجر زده‌اند و بدون آنکه مستحقش باشم دارند به طور گروهی آن را بیشتر در تنم فرو می‌کنند. دلم شکسته بود و فکر می‌کردم لابد یکی از شرکت‌های رقیب پیشنهاد چرب و نرمی بهشان داده، تا مدتی هم توی لینکدین پیگیر بودم ببین جای جدیدی که استخدام شده‌اند کجاست. از اینکه عین استاکرها پیگیرشان بودم حس خوبی نداشتم، برای همین بی‌خیال شدم ولی هیچ وقت نفهمیدم چرا نه نسبت به شرکتی که با هم توسعه‌اش داده‌ بودیم وفادار بودند نه نسبت به من که واقعا دوستشان داشتم. این کارشان تاثیر بدی رویم گذاشت. بدتر از تاخیری که در تحویل پروژه‌های بعد عید پیش آمد، خدشه‌دار شدن اعتمادم بود. این روزها با هر کارجویی که مصاحبه می‌کنم حس می‌کنم او هم ممکن است دستم را توی پوست گردو بگذارد و یک‌باره ول کند- بدون توضیح- برود....🎞برای خواندن ادامه روایت راوی‌ها همراه ما باشیداز راوی‌ها و از خودتان سوال بپرسید.خودتان را جای راوی‌ها بگذارید، یا جای کسی که در کنار آن‌هاست و بنویسید که اگر شما در این موقعیت بودید، چه می‌کردید؟</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 06 May 2024 14:46:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک قصه، دو قصه‌گو</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%AF%D9%88-%D9%82%D8%B5%D9%87-%DA%AF%D9%88-dpab8jv4f0mc</link>
                <description>راوی نامعتبر یا غیرقابل اعتماد در داستان کسی است که سخنش راست نیست. این اصطلاح را اولین بار وین سی بوث، منتقد و زیبایی‌شناس آمریکایی مطرح کرد. راوی غیرقابل اعتماد همیشه هم آدم دروغگویی نیست. توی فیلم و رمان، روایت‌های نامعتبر به دلیل انگیزه‌های متفاوتی شکل می‌گیرند؛ ناآگاهی، دیوانگی، معصومیت بیش از حد یا ساده‌لوحی. منتقدها راوی غیرقابل اعتماد را به چند دسته‌ی کلی تقسیم می‌کنند: مبالغه‌گر، دیوانه،‌ ساده‌لوح و دروغگو.در سینما و ادبیات راویان غیرقابل اعتماد زیادی دیده‌ایم؛ کسانی که قصه را پیش می‌برند، در ما همدلی ایجاد می‌کنند و وقتی که به پایان داستان می‌رسیم متوجه می‌شویم تمام مدت داشته‌اند به مخاطب‌شان اطلاعات غلط می‌داده‌اند؛ یعنی دروغ می‌گفته‌اند یا واقعیت را با فیلترهای ذهنی خودشان تحریف می‌کرده‌اند. شاید با این توضیحات یاد فیلم‌های راشامون، جوکر، فارست گامپ، دختر گمشده، ممنتو، حس ششم یا دایی جان ناپلئون بیفتید. در پایان تمام این داستان‌ها به‌عنوان تماشاچی احساس می‌کنیم قهرمان قصه سرمان را کلاه گذاشته و به ما رکب زده؛ با این وجود از تماشای فیلم لذت می‌بریم و حتی از کشف آن دروغ لذت می‌بریم. بیاید کمی از سینما و ادبیات دور شویم. به راویان نامعتبر دور و بر خودتان فکر کنید. همکاری را به یاد بیاورید که با انگیزه‌ی ارتقا گرفتن در مورد نقشش در یک پروژه‌ی تیمی بلوف می‌زند. کارفرمایی که با درک اشتباهش از یک طرح مدت‌ها ایده‌های شما زیر سوال می‌برده یا مدیری که با شما صادق نیست و هر بار بهانه‌ای برای رد کردن درخواستتان می‌تراشد.آیا در دنیای واقعی و در فضای کسب و کار هم از شنیدن دروغ‌ - با هر انگیزه و نیتی- لذت می‌بریم؟آیا می‌توانیم با راویان غیرقابل اعتماد همدلی کنیم؟ قرار است اینجا با هم ماجراهایی را بشنویم که دو راوی دارند؛ یک بار موضوع را کارمند برایمان تعریف می‌کند و یک بار همان موضوع را از زاویه‌ی دید مدیر یا کارفرما می‌شنویم. بنا نیست کسی را قضاوت کنیم یا یکی از روایت‌ها را درست و دیگری را دروغ قلمداد کنیم. می‌خواهیم بی‌طرفانه شنونده‌ی یک ماجرا باشیم و ببینیم چه چیزی باعث شده اتفاقی که افتاده،‌ به دو شکل کاملا متفاوت تعریف شود.بیایید ببینیم در هر نسخه چه عناصری مناقشه برانگیز‌ شده‌اند و یادتان نرود که راوی غیرقابل اعتماد یا به شکل عامدانه فریبکاری می‌کند یا بدون نیت و هدف قبلی صرفا از حقیقت ناآگاه است و به این ترتیب مخاطب را وادار می کند که سوالاتی را درباره‌ی درستی یا نادرستی داستان مطرح کند. لطفا این قصه‌ها را بخوانید و از هر دو راوی‌اش سوال بپرسید.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 06 May 2024 14:32:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش مهارت‌محور آنلاین، برای ورود به بازار کار آنلاین</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-fu0hm32wiset</link>
                <description>با شیوع ویروس کرونا خیلی از کسب‌و‌کارها ناچار به تغییر شدند. بعضی‌ها پیشرفت کردند و بعضی‌ها مجبور شدند به خاطر وضعیت پیشبینی نشده کسب‌و‌کارشون رو تعطیل کنند. این وسط وضعیت اشتغال و استخدام هم از این تغییرات مصون نموند. خیلی‌ها شغل‌شون رو از دست دادن و عده‌ای از افراد جویای کار هم کماکان در مصاحبه‌های شغلی ناکام موندن.تجربه‌ی این اتفاق پیشبینی نشده و مهمترین درسی که برای صاحبان کسب‌و‌کار و افراد مشغول به کار به همراه داشت این بود که در دنیا حال حاضر باید به مهارت و دانشی مجهز شد که برهم خوردن نظم در روال‌های معمول نتونه اون رو از بین ببره. برای درک این مثال می‌تونید شغل یک برنامه‌نویس رو مقایسه کنید با کسی که باید هر روز به محل کارش مراجعه می‌کرد. شاید برنامه‌نویس کمتر از این رویداد تعطیلی‌های ناشی از کرونا آسیب ببینه چرا که دانش و مهارتش جایگزین نشدنیه و می‌تونه در بستر پلترفرم‌های آنلاین همواره انجامش بده و کسب درآمد کنه.این روزها مشاغل زیادی هستند که دارای چنین ویژگی‌هایی هستند؛ مهارت‌هایی که مورد نیاز بسیاری از کسب‌و‌کارها هستند، قابلیت اجرا به شکل دورکاری دارند، ماشینیزه نمیشن و آموختن اون‌ها می‌تونه آینده‌ی شغلی ما رو تضمین کنه. مهارت‌ها و مشاغلی مثل برنامه نویسی، طراحی محصول، دیجیتال مارکتینگ و ...از کی یاد بگیریم؟ از کجا شروع کنیم؟درس مهم دیگه‌ای که از شرایط قرنطینه و دورکاری یاد گرفتیم این بود توسعه‌ی شخصی و آموزش وابسته به یک محیط فیزیکی نیست. امروزه به لطف توسعه‌ی شبکه‌های اینترنتی و آموزش‌هایی که در فضاهای دیجیتال قابل دسترس است می‌تونیم با برنامه‌ریزی و نظم، از منابع موجود استفاده کنیم، یاد بگیریم و تمرین کنیم. وجه تمایز آموزش‌های آنلاین اینه که ما می‌تونیم برای نحوه‌ی مدیریت زمان خودمون برنامه‌ریزی کنیم اما چطور در این دوره‌ها بهره‌ورتر عمل کنیم؟باید به هدفی که برای اون آموزش رو شروع کردیم پایبند باشیم و برای خودمون قوانینی وضع کنیم. برای مثال اگه قراره فقط یک سری ویدئوهای آموزشی تماشا کنیم بهتره از اول کار بدونیم که اتفاق عملیاتی مثبتی برای ما رقم نخواهد خورد. تمرین کردن مهمترین رکن کسب هر مهارتیه.پس با هدف‌گذاری شروع کنید و در طول مسیر پیشرفت خودتون رو اندازه گیری کنید. اینطوری بهترین استفاده رو از دوره‌ی آموزشی و هزینه‌ای که صرف می‌کنید می‌برید.پیشنهاد آموزشی؛ دوره‌های آنلاین رهنما کالج برای ورود به بازار کاررهنما کالج در موضوعاتی که بیشترین تقاضای نیروی کار در اون وجود داره دوره‌های آموزشی آنلاین برگزار می‌کنه؛ این دوره‌ها کاملا عملیاتی و بر پایه‌ی مهارت‌های مورد نیاز در صنعت طراحی شدن.موضوعاتی که رهنما کالج در اون حوزه دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنه در حوزه تکنولوژی هستند مثل برنامه‌نویسی، طراحی UX، دیجیتال مارکتینگ، مهندسی ماشین لرنینگ و حتی دوره‌های جدیدتری مثل مدیریت محصول، مدیریت منابع انسانی و ... .این دوره‌ها هم برای افرادی طراحی شده که ابتدای مسیر هستند و می‌خوان بدون هیچ سابقه‌ای کار رو شروع کنند و هم برای افرادی که تا حدی در اون حوزه کار کرده‌اند و مایل هستن با به‌روز کردن دانش و ارتقای مهارت‌هاشون، توسعه پیدا کنند. دوره‌های مقدماتی رهنما کالج، تحت عنوان «مارشال» و دوره‌های پیشرفته به اسم «تیونینگ» روی وبسایت رهنما کالج قابل دسترس هستند.این دوره‌ها توسط حرفه‌ای‌ترین منتورهای هر حوزه آموزش داده، امکان پرسش و پاسخ وجود داره و شرکت‌کننده‌ها در قالب پروژه، آنچه که یاد می‌گیرن رو به شکل عملی اجرا و تمرین کرده و بازخورد می‌گیرن. از اونجایی که این دوره‌ها تماما آنلاین هستند می‌تونید از هر نقطه‌ی کشور و خارج از کشور در هر زمانی به محتوای آموزشی دسترسی داشته باشید.علاوه بر مهارت‌های تکنینی و فنی توی این دوره‌های آموزشی مهارت‌های نرم تعاملی و ارتباطی هم به شما آموزش داده میشه تا بتونید در نقشی که به عهده می‌گیرید اثرگذار عمل کنید.رهنما کالج به مهارت‌جویانی که این دوره‌ها رو با موفقیت پشت سر می‌گذارن، کمک می‌کنه تا در موقعیت‌های شغلی مناسب در شرکت‌های معتبر استخدام بشن و علاوه بر اون این امکان رو مهیا می‌کنه تا با عضویت در «باشگاه رهنما کالج» همواره در جریان به‌روزترین تغییرات علمی رشته‌ی خودشون قرار بگیرن، به محتواهای آموزشی جدید دسترسی داشته باشند، موقعیت‌های شغلی خوبی بهشون پیشنهاد داده بشه و از وبینارهای آموزشی بهره‌مند بشن.برای اطلاعات از دوره‌های آنلاین رهنما کالج، جزییات و نحوه‌ی ثبت‌نام به وب‌سایت رهنما کالج مراجعه کنید.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 07 Sep 2020 12:18:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره‌ی دوره مقدماتی طراحی تجربه کاربر رهنما کالج</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-kjowaxw16wh3</link>
                <description>کسانی که رهنما کالج رو می‌شناسن یا توی دوره‌های آموزشی رهنما کالج شرکت کردن، می‌دونن که آموزش‌های رهنما کالج توی همه‌ی رشته‌ها، به شکل عملی و پروژه محور است. یعنی دوره‌های آموزشی به نحوی طراحی شده که وقتی کسی وارد این دوره میشه، مرحله به مرحله و طبق برنامه‌ریزی دقیق تیم آموزشی با مبانی و مفاهیم آشنا بشه، آموخته‌ها رو به شکل عملی تمرین و اجرا بکنه، ارزیابی بشه و علاوه بر اون بتونه از اساتید و منتورها بازخورد بگیره. ویژگی عملیاتی بودن این آموز‌ش‌ها بین رهنما کالج و سایر مراکز آموزشی یا آکادمیک تمایز ایجاد می‌کنه؛ چون افراد به جای مطالعه‌ی مباحث تئوریک با مفاهیم عملیاتی و اجرایی دست و پنجه نرم می‌کنن و اون چیزی رو در پروژه‌هاشون پیاده‌سازی می‌کنن که در صنعت و بازار کار مورد نیاز است.خوشحالیم اعلام کنیم که از وقتی دوره‌های آموزشی رهنما کالج در بستر دیجیتال هم قرار گرفته و مهارت‌جویان بدون در نظر گرفتن مسافت مکانی می‌تونن از هر جایی و در هر ساعتی از شبانه‌روز به این آموزش‌ها دسترسی داشته باشن؛ مشکل ظرفیت محدود دوره‌های حضوری رهنما کالج حل شده و این امکان رو داریم که به افراد بیشتری خدمات آموزشی ارائه بدیم.و اما پاسخ به سوال پر تکرار «از کجا شروع کنم؟»دوره‌های مقدماتی رهنما کالج با این هدف طراحی شده که به کمکِ افرادِ کم تجربه و افرادی که در آغاز مسیر یادگیری یا انتخاب شغل حرفه‌ای هستند، بیاد. دوره‌های مقدماتی رهنما کالج به اسم «دور مارشال» در دسترس قرار می‌گیرن و شامل محتواهای آموزشی ضبط شده به اضافه‌ی وبینارهای آنلاین تخصصی و همینطور کارگاه‌های آموزش مهارت‌های نرم هستند. مهارت‌جوها در دور مارشال با مفاهیم اصلی و کلیت موضوع رشته‌ای که انتخاب کردن آشنا میشن. مباحث توسط چند منتور حرفه‌ای بهشون آموزش داده میشه و این امکان هم براشون مهیاست که پرسش‌هاشون رو با منتورهای رهنما کالج در میون بگذارن و پاسخ دریافت کنن.و از اونجایی که رهنما کالج همیشه براش آموزش‌ دادن مهارت‌های نرم تعاملی و ارتباطی در اولویت قرار داره، توی دوره‌های مارشال هم مهارت‌جوها وبینارهای مربوط به این حوزه رو می‌گذرونند. یک ویژگی مثبت دیگه که دوره‌های آموزشی دارن اینه که اشخاص بعد از گذروندن مبانی مقدماتی و آشنایی با مفاهیم اولیه می‌تونن مطمئن بشن که آیا مایل هستن مسیر شغلی آینده‌شون در این راه ادامه پیدا بکنه یا نه؛ بنابراین دوره‌های مقدماتی علاوه بر دانش اولیه و آشنایی با مفاهیم اولیه این امکان رو به مهارت‌جو میده که با آگاهی و بینش کامل‌تری نسبت به انتخاب مسیر شغلیش تصمیم بگیره.دور مارشال طراحی تجربه کاربریدور مارشال طراحی تجربه کاربر (user experience) در حال حاضر روی وبسایت قابل دسترسی است و علاقمندان به حوزه طراحی تجربه کاربر می‌تونن مبانی مقدماتی رو در این دوره یاد بگیرن. دور مارشال طراحی تجربه کاربر شامل آموزش ۹ عنوان درس کلید به همراه وبینارهای تخصصی و مهارت نرم است.شرکت توی این دوره به افرادی توصیه میشه که اول راه  هستند و مایلند که با مفاهیم و مقدمات آشنا بشن، همینطور افرادی که می‌خوان به عنوان طراح تجربه کاربر کار کنند ولی نمی‌دونن از کجا باید شروع کنند.سرفصل‌های این دوره: - مبانی طراحی تجربه کاربر- پژوهش کاربر- طراحی تعامل- کاربرد پذیری- وبینار تخصصی- وبینار مهارت‌های نرمفراموش نکنید که گذروندن دور مارشال طراحی UX به این معنا نیست که شما برای ورود به بازار کار حرفه‌ای کاملا آماده هستید بلکه به این معناست که می‌تونید با آگاهی از این رشته و آشنایی با سرفصل‌های کلیدی این حوزه، اشتیاق و علاقمندی‌ خودتون رو محک بزنید و برای ادامه دادن مسیر تصمیم بگیرید.بعد از گذروندن آموزش‌های دور مارشال اگر تمایل داشتین که وارد فضای حرفه‌ای‌تری از UX بشید و شغل‌تون رو در این مسیر پیدا کنید، در دوره تیونینگ (پیشرفته) طراحی محصول همراه‌تون هستیم.شرکت در دوره‌های مارشال محدودیت زمانی و محدودیت ظرفیت نداره و همیشه روی وبسایت در دسترس علاقمندان است.برای اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام در دوره‌ی مارشال طراحی UX رهنما کالج اینجا کلیک کنید.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Tue, 01 Sep 2020 21:53:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هنر ظریف تاب‌آوری</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%A2%D9%88%D8%B1%DB%8C-px52mcgwfe6w</link>
                <description>همه‌ی ما دوست داریم برنامه‌‌های ریز و درشت زندگی‌مون مطابق نقشه‌های از پیش برنامه‌ریزی شده انجام بشه و هیچ چالش و اتفاق غیرمنتظره‌ای برنامه‌مون رو به هم نریزه. اما آیا این حالت ایده‌آل امکان‌پذیره؟دور از ذهن نیست اگه بخوایم اسم دنیای امروز رو بذاریم «عصر تغییرات پیش‌بینی نشده» بنابراین لازمه که در کنار همه‌ي ترفندها و مهارت‌هایی که برای بهتر زندگی کردن به کار می‌بریم مهارت نرم تاب‌آوری در عصر تغییرات رو هم یاد بگیریم. وقتی بحرانی اتفاق می‌افته - مثل شیوع ویروس کرونا - بسیاری از مشاغل و کسب‌وکارها تحت تاثیر قرار می‌گیرن؛ بعضی از اونا می‌تونن مدت زمان بیشتری دوام بیارن اما بعضی از اونا سریعا تحت تاثیر قرار می‌گیرن و شاید از بین برن. به عنوان یک فرد چه اندازه توانایی مقاومت در برابر شرایط بحرانی رو دارید؟اگر از اون دسته افرادی هستید که جهان‌بینی وسیعی دارن و می‌تونن با شکیبایی از بحران‌ها عبور کنن بهتون تبریک می‌گیم و اگر جزو کسانی هستید که به هم خوردن To do list  روزانه‌‌شون باعث میشه روحیه‌شون از دست بره و طاقت موندن در شرایط عدم قطعیت رو ندارید، نگران نباشید (یا حداقل کمتر نگران باشید) چون مهارت نرم تاب‌آوری مثل تقویت عضله، با تمرین و پشتکار قابل یاد گرفتن و به کار بستن است.اینظور به نظر می‌رسه که افرادی که مهارت تاب‌آوری بالایی دارند آدم‌هایی با ظرفیت وجودی بالایی هستند، قوی‌تر از مشکلات عمل می‌کنند و اعتماد به نفس خوبی دارند. این افراد در مقابل بروز چالش‌ها و زمانی‌که به ناچار در شرایط نامطلوبی گیر می‌کنن به جای شکایت کردن و ناامیدی به راهکارها فکر می‌کنن و با قدرت خلاقیت و توانایی خوش‌بینی مشغول بررسی راه‌حل‌های تازه میشن. پس یادتون باشه که توانایی حل مسئله، یکی از کلید‌های اصلی و مهم در شرایط بحرانی‌ست.خوش‌بین بودن چطور؟ آیا خوش‌بین‌ها از بحران جون سالم به در می‌برن یا با خوش خیالی تمام داشته‌هاشون رو می‌بازن؟ هر اندازه که بتونید در زمان بحران، واقع‌بینی خودتون رو حفظ بکنید، به دور از تنش‌ها و اضطراب‌های محیطی فکر کنید و نسبت به اجرایی شدن ایده‌هاتون خوش‌بین باشید به موفقیت نزدیک‌تر خواهید بود. نقطه‌ی تعادل خوش‌بینی، حفظ روحیه و انگیزه و امیدوار بودن است پس اجازه ندین که توجه به اخبار منفی مانع حرکت شما بشه. در عین حال که با آگاهی و هشیاری برنامه‌ریزی می‌کنید، آمادگی تغییر کردن رو داشته باشید و نسبت به تغییر شرایط منعطف عمل کنید.یکی از روش‌هایی که می‌تونید برای تقویت مهارت تاب‌آوری تمرین کنید، ایجاد ارتباط‌ و تعاملات سازنده و مفید است. منظور این نیست که افرادی رو دور و برتون داشته باشید که بتونید در شرایط عدم قطعیت به اون‌ها متکی باشید، برعکس روابطی بسازید که بتونید در مشورت گرفتن و تصمیم‌های مهم از حمایت صادقانه‌شون بهره ببرید.نقطه‌ی قوت شخصیت افرادی که توانایی تاب‌آوری دارند جسارت اونا برای عملی کردن ایده‌هاست. منفعل نباشید و از اقدام کردن واهمه نداشته باشید. اگر قبل از اینکه تصمیمی رو اجرا کنید تمام جوانب رو به خوبی سنجیده باشید و پیش‌بینی‌های واقع‌گرایانه کرده باشید چیزی برای ترسیدن وجود نداره.*اگر می‌خواید توی زندگی شخطی، روابط فردی و محیط کار میزان تاب‌آوریتون رو افزایش بدید اصل اول اینه که احساسات منفی مثل خشم، شرم، افسردگی و احساس قربانی بودن رو کنار بذارید. با عزت نفس و اعتماد به توانایی‌هاتون با تغییرات مواجه بشید و مراحل زیر رو درباره‌ی موضوعی که با اون درگیر هستید پیاده‌سازی کنید:- پذیرش؛ وضعیت موجود رو بپذیرید و تلاش نکنید انکارش کنید- لیستی از راه‌حل‌های ممکن بسازید- مسئولیت تصمیماتون رو به عهده بگیرید و بدونید هیچ‌کس به جز شما موظف نیست مشکلات‌تون رو حل کنه- از نقش قربانی خارج بشید و دنبال مقصر نگردید- برای خودتون شبکه‌ي پشتیبانی درست کنید- بهترین راهکار رو بعد از شور و مشورت به کار ببندید و برای به نتیحه رسیدنش تلاش کنیدمهارت تاب‌آوری به خودی خود شرایط رو تغییر نمیده، مشکلات رو از بین نمی‌بره و از استرس‌ها کم نمی‌کنه اما می‌تونه ابزاری باشه برای به سلامت بیرون آمدن از بحران‌ها. از یاد نبرید که شرایط دشوار و موقعیت‌های مبهم همیشگی نیستند؛ با هدفگذاری درست و اجرای قاطعانه می‌تونیم از چنین شرایطی هم تجربه‌های مفیدی کسب کنیم.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 10:38:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنار هم برای پشتیبانی از جوانان؛ همکاری رهنماکالج با سازمان‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%87%D9%85%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-rfpjirvfpshs</link>
                <description>در قصه‌ی هر شروعی، قدم‌های اول آهسته و آرام پیش می‌روند تا به نقطه‌ای از ثبات برسند و از آن‌جا برای ادامه‌ی مسیر نقشه بکشند. رهنما کالج هم در سه سال اول فعالیتش آهسته و پرسان و جویان در مسیری که چندان آشنا نبود حرکت کرد، آزمود و از تجربه‌ی هر دوره برای دوره‌های بعد درس گرفت تا توانست نقطه‌ی ثبات و تعادلش را پیدا کند و از آن‌جا برای آینده تصمیم‌گیری کند.اتفاق خوب و امیدبخشی که برای رهنما کالج رقم خورده است شروع همکاری با شرکت‌ها و سازمان‌هایی است که باورهای مشترکی با ما دارند. کسانی که به توانمندسازی و آموزش باور دارند و حاضرند پشتیبان و راهنمای جوانانی باشند که به جای سابقه‌ی کار، استعداد و اشتیاق فراوان دارند. در دوره‌های اخیر، رهنماکالج اعلام کرد که تمایل داد با سازمان‌هایی که حوزه‌ی فعالیت مرتبطی با موضوعات کارآموزی‌های ما دارند به عنوان حامی همکاری نماید. حامیان رهنماکالج می‌توانند از طریق تعریف پروژه، آموزش به عنوان منتور و حمایت مالی از دوره، رهنماکالج را در برگزاری دوره‌های کارآموزی یاری کنند و در این مسئولیت اجتماعی شریک باشند.در این شیوه‌ی همکاری، شرکت‌هایی که به طور حرفه‌ای در بازار کار نقش ایفا می‌کنند برای تعریف پروژه‌های واقعی با چالش‌های بازار کار به یاری برنامه‌ریزان رهنماکالج آمده و در طول دوره نیز کارآموزان را همراهی کردند، به سوالات‌شان پاسخ دادن و با در نظر گرفتن مباحث آموزشی و علمی، مسیر کسب و کار را با تمام پیچ و خم‌های آن، برای کارآموزان شفاف ترسیم کردند.برندها و سازمان‌ها  و استارت‌آپ‌هایی که تا امروز در برگزاری این دوره‌ها با رهنماکالج همکاری داشته‌اند، تپسی، علی‌بابا، ابرآروان، ایران‌رنتر، پچ‌‌پچ، پوشه، مامان‌پز، سنجاق، سلام سینما، نوبان و مکتب‌خونه بوده‌اند. در این همکاری دوسویه، ارتباطی سازنده و موثر بین کارآموزان و صاحبان کسب‌و‌کارها شکل می‌گیرد؛ آن‌ها با تصویر واقعی صنعت و ساز‌ و کارهای بازار و چالش‌های آن‌ها آشنا می‌شوند و در صدد حله مسئله برمی‌آیند. مدیران شرکت‌ها و سرپرستان منابع انسانی نیز با نیروهای تازه‌نفس و ایده‌های عاری از محدودیت و خلاقانه‌ی آن‌ها آشنا می‌شوند و در خلال این ارتباط، هم پویایی و تحرک و نوآموزی به ساختارهای شرکتی وارد می‌شود و هم کارآموزان با انگیزه‌های بیشتری برای آموختن و اثرگذار کار کردن، پیش می‌روند.رهنماکالج معتقد است برای به سرانجام رسانیدن هدف توانمند ساختن افراد مستعد، شکستن سدها و عبور از دیوارها، نیاز به همدلی و همکاری جمعی است؛ بنابراین از هر فرد و سازمانی که در کسب و کارش به چیزهایی فراتر از سود و زیان مالی می‌اندیشد و قصد دارد در بنا کردن جامعه‌ای توانا سهیم باشد دعوت می‌کنیم در این مسیر ما را همراهی کنند. امید داریم بتوانیم با یاری هم فردای روشن‌تر و پرامیدی بسازیم.راه‌های ارتباط با ماinfo@rahnemacollege.com021-88756462</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 03 Feb 2020 16:10:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهم بگو همین الان چی‌کار کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D8%A8%D9%87%D9%85-%D8%A8%DA%AF%D9%88-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85-wlcjirdiwr7w</link>
                <description>حتما برایتان پیش آمده که بخواهید کاری را برای اولین بار انجام بدهید و بروید سراغ آدم متخصص آن حوزه، ازش فوت و فن کار را بپرسید، مراحل را جویا شوید و ببینید چه سفارشی می‌کند. احتمالا سراپا گوش داده‌اید و شاید یاداشت‌‌ هم کرده باشید که مبادا چیزی را فراموش کنید. یک مثال ساده که دانشجوها و مخصوصا دانشجوهای دور از خانه، خوب درکش می‌کنند گرفتن دستور طبخ غذا از راه دور است. فرض کنید تمام مواد اولیه را خریده و آماده کرده‌اید و دارید از پشت تلفن از کسی که آشپزی‌اش حرف ندارد، می‌پرسید باید اول چی را با چی قاطی کنید، چه میزان نمک و فلفل بریزید و چقدر صبر کنید تا غذا جا بیفتد و آماده شود؟ شخص پشت تلفن همه مراحل را برایتان توضیح می‌دهد و وقتی خیالش راحت شد که همه چیز را مطابق رسپی مو به مو انجام داده‌اید، نوش جانی می‌گوید و گوشی تلفن را قطع می‌کند. شما می‌مانید و ظرف روی اجاق‌تان که داخلش دارد اتفاقاتی می‌افتد. در آن لحظه‌هایی که وسط فرآیند کار با محصولِ نیمه‌طبخ و ناتمام‌تان تنها هستید، ایده‌ای ندارید که اگر غذا ته‌گرفت، سر رفت یا مزه‌اش آن‌طوری نشد که انتظار داشتید باید چه کار کنید؟ چاره چیست؟ مشتاق و سرشار از هیجان، امیدوارید همه چیز مطابق دستورالعمل اولیه پیش برود. بار اول است که دست به کار شده‌اید و هنوز نه آنقدر اعتماد به نفس دارید که در طبخ غذا صاحب سبک شده باشید و روش مخصوص خودتان را داشته باشید نه آن‌قدر مهارت کسب کرده‌اید که اگرهمه چیز طبق پیشبینی‌تان پیش نرفت بتوانید رفع و رجوعش کنید و خودتان را از گرسنگی نجات دهید. این لحظه‌ها، دقیقا لحظاتی هستند از تجربه‎‌ی «آماتور» بودن که بعد از چند مرتبه خرابکاری و حرام کردن مواد اولیه، به شما اعتماد به نفسِ دوباره دست به کار شدن و دوباره و دوباره تکرار کردن را می‌دهد. توی محیط کار هم اتفاقی که می‌افتد اینطوری‌ست. شما یک سری درس در دانشگاه خوانده‌اید که اتفاقا ازتان امتحان هم گرفته شده و بعد از پاس کردن آن واحدها بهتان یک مدرک معتبر داده شده. حالا روز اول کاری‌تان در محیطی جدید است. فرمول‌هایی که با حفظ کردن‌شان در دانشگاه شاگرد اول شده بودید، توی مغزتان پرواز می‌کنند و دنبال جای درست برای فرود آمدن می‌گردند، دستپاچه می‌شوید و نمی‌دانید باید چیزهایی را که یاد گرفته‌اید کجا استفاده کنید. نه آنقدر بی‌تجربه‌اید که از موضوع کار بی‌خبر باشید نه آنقدر کار کرده‌اید که بدانید باید از کجا شروع کنید. دنبال یک نفر می‌گردد که ازش بپرسید تا  همین الان، در همین نقطه‌ای که قرار دارید راهنمایی‌تان کند. برگردیم به مثال آشپزی‌مان؛ بالای سر اجاق به تماشا و انتظار ایستاده‌اید که متوجه می‌شوید برخلاف انتظارتان رنگ غذا، آن چیزی که می‌خواستید نشد، دارد ته می‌گیرد و بفهمی‌نفهمی کمی هم شور شده. فورا گوشی را برمی‌دارید، دوباره شماره می‌گیرید و به شخص مورد وثوق‌تان در زمینه آشپزی زنگ می‌زنید. برایش شرح ماوقع می‌دهید و می‌پرسید « بهم بگو همین الان چه کار کنم؟»یکی از هدف‌هایی که رهنماکالج در دوره‌های کارآموزی دنبال می‌کند، این است که بستری از «تجربه» مهیا کند و به جوان‌هایش فرصت آماتور بودن بدهد؛ اطلاعات، آموزش، مواد اولیه، فرمول، صورت مسئله و هرآنچه را که در بازار کار منتظرشان است، بگذارد پیش رو و تشویق‌شان کند به شیرجه زدن. از آن طرف چند نفر مربی کارکشته و متخصص هم کنارشان حضور دارند تا هر جا به مشکل رسیدند و پروژه‌ای طبق انتظارشان پیش نرفت بهشان کمک برسانند و راهنمایی‌شان کنند تا درست توی همان شرایط و با همان امکانات بهترین تصمیم را برای اجرای پروژه‌شان بگیرند.رهنماکالج هدفش این است که نه فقط مسیر دور و دراز کار را برای کارآموزان شرح بدهد بلکه پابه‌پا همراهشان راه برود و اطمینان حاصل کند کارآموزان به مقصد رسیده‌اند و جسارت دوباره قدم در مسیر گذاشتن را کسب کرده‌اند تا این راه پر نشیب و فراز را دوباره و دوباره تکرار کنند.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 23 Dec 2019 14:58:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآموزی بکن برای این‌که بدونی چه‌کاره نیستی!</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%DA%A9%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-uprevzcwf4gm</link>
                <description>چیزی که توی مصاحبه‌های رهنما کالج خیلی برامون مهمه اینه که مطئمن بشیم کسانی وارد دوره می‌شن که ذهنیت شفافی از مسیر شغلی آینده‌شون دارن اما خیلی وقتا توی مصاحبه‌ها، با کارآموزایی مواجه می‌شیم که بین چندتا انتخاب مردد هستند. به عنوان مثال کسی که توی دوره‌ی طراحی تجربه‌ی کاربری شرکت کرده اما داره توی استارت‌آپ، برنامه‌نویسی می‌کنه و وقتی ازش می‌پرسیم که می‌خواد چند سال آینده توی کدوم یک از این حوزه‌ها حرفه‌ای شده باشه، ایده‌ای نداره و خودش هم نمی‌دونه. این گروه از کارآموزا معمولا دوره‌های کارآموزی رو به عنوان یه زمین بازی تمرینی می‌بینن که مدتی اون‌جا کار می‌کنن تا اطمینان حاصل کنن علاقه و استعداد شغلی رو که براش آماده می‌شن دارن یا نه.این اتفاق خیلی خوبیه و فایده‌ش اینه که قبل از این‌که کسی خیلی جدی وارد بازار کار بشه می‌تونه با چالش‌های اون مسیر آشنا بشه و توانمندی‌های خودش رو محک بزنه. اما این خطر رو هم به همراه داره که تمرکز از دست بره و مدام بین چند تا حوزه در حال آزمون و خطا باشیم. پس اگه به کارآموزی به دید چنین فرصتی نگاه می‌کنید یادتون باشه که در نهایت باید این دوره‌ها براتون منجر به یه تصمیم‌گیری بدون پشیمونی و حسرت بشه.تغییر مسیر؛ دور زدن آزاد!این سوالیه که از کسایی می‌پرسیم که دارن کار می‌کنن اما برای دوره‌های کارآموزی رهنماکالج ثبت نام کردن: «اگه نیاز مالی نداشته باشی، بدون در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی، آیا باز هم این شغل رو انتخاب می‌کنی؟»خوبه که هرازگاهی این سوال رو از خودمون بپرسیم تا مطمئن بشیم که هنوز توی مسیر درستی که مختص خودمونه حرکت می‌کنیم یا نه. چه به عنوان کارآموز چه در موقعیت کسی که سال‌هاست داره کار می‌کنه باید این نکته رو یادمون باشه که پیشرفت کاری و در معرض آموزش قرار داشتن نیاز به انگیزه و علاقه‌ی درونی داره. پس اگه مدت‌هاست مشغول انجام دادن کاری هستید که براتون کافی نیست و به نظرتون خالی از معناست، هرچه زودتر دور بزنید. انجام دادن یه کار تکراری صرفا به خاطر دستمزد و بیمه یا هراس از تغییر مسیر در دراز مدت باعث فرسایش و خمودی می‌شه. کاری رو انجام بدید که به زندگی‌تون معنا می‌ده و شما رو به سمت تعالی پیش می‌بره و مطمئن باشید که اگه انتخاب درستی کرده باشید توی کارتون پیشرفت می‌کنید و موانع اقتصادی نمی‌تونه سد راه شما بشه.#کارآموزی #رهنماکالج</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Sun, 20 Oct 2019 14:39:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه برای ساخت یک تجربه مطلوب برای انسان‌ها می‌جنگیم!!</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%84%D9%88%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%85-thuk1jqpcoka</link>
                <description>تیم محصول، برنامه‌نویسی، طراحی، مارکتینگساخت محصولات دیجیتال سابقه‌ای چندین صدساله ندارد. اما طراحان سالیان بسیار طولانی در حال طراحی محصولات فیزیکی بوده‌اند اجرای این طراحی گاهی توسط نجاری توانمند، مهندس خط تولید، خیاط، جواهرساز و ... تولید و اجرا میشد. از طرفی دنیای برنامه‌نویسی هم سال‌هاست کار تولید را شروع کرده و خدمات و محصولات بسیار مفید را به دنیا ارائه کرده. از سمت دیگر کسب‌وکارها هم سالیان طولانی‌است به وجود آمده‌اند و فعالیت اقتصادی از تولید، ارائه و پخش محصولات و خدمات انجام می‌دهند.هر دسته از این متخصصین سال‌هاست کار خود را انجام می‌دهند اما ارائه محصولات و خدمات تکنولوژیک امروزی از تلاقی فعالیت این متخصصین (برنامه‌نویس‌ها، طراحان و بازاریابان) به وجود آمده. در زمانی هستیم که برنامه‌نویسان، طراحان و بازاریابان نیاز دارند در کنار هم همکاری کنند تا نتیجه کار اصولی‌تر و حرفه‌ای‌تر باشد. اما مشکل کجاست؟ گاهی ممکن است هر متخصص به علت دیدن فعالیت از عینک خودش اهمیت دیگر وجوه یک فعالیت رو کم‌رنگ‌تر بدونه و همکاری به خوبی پیش نره. برای همین لازم میدونیم که همه تا حدی فعالیت‌های دیگر اعضای تیم محصول را بدانند و اهمیت کار هم را درک کنند تا همکاری به خوبی اتفاق بیافتد. یک محصول برای موفقیت و ایجاد تجربه خوب نیاز دارد قابل استفاده (Usable)، امکان‌پذیر (Feasible) و پایدار و قابل رشد (Viable) باشد.مرز فعالیت‌های اعضای تیم محصول در فرآیند طراحی، توسعه و رشد صفر و یکی نیست و به صورت طیفی در هر مرحله بر اساس نیازهای محصول فعالیت یک تخصص ممکن است پررنگ‌تر یا کم‌رنگ‌تر شود.در اصل تولید و ارائه هر محصول یا خدمت در بازار یک فرآیند حل‌مساله است چرا که با ارائه این محصول تصمیم داریم مشکل یا مساله گروهی از افراد را حل کنیم یا شرایط را برایشان بهتر کنیم. در مرحله اول با روش‌های مختلف به جمع‌آوری اطلاعات می‌پردازیم، در مرحله بعد اطلاعات جمع‌آوری شده دسته‌بندی می‌شوند، از دسته‌بندی‌های اجرا شده الگوهایی کشف می‌کنیم و به کمک این الگوها ارزشی که لازم است برای کاربر خلق کنیم را شناسایی می‌کنیم، در مرحله بعدی ویژگی‌های کلیدی محصول با همکاری تیم فنی (Feasibility)، تیم طراحی(Usability) و تیم مارکتینگ (Viability) مشخص می‌شوند. سپس این ویژگی‌های کلیدی را به راه‌حل‌های ملموس تبدیل می‌کنیم که قابل استفاده توسط کاربر باشند، بعد از این مرحله راه‌حل‌ها توسط تیم فنی پیاده‌سازی می‌شوند و نهایتا توسط تیم مارکتینگ به کاربران ارائه می‌شوند. نکته پر اهمیت و قابل توجه همانطور که بالاتر گفتیم این است که این همکاری با مرزی مشخص نیست. اینکه اول تیم طراحی، محصول را طراحی کند، بعد از آن تیم برنامه‌نویسی طرح را پیاده‌سازی کند و نهایتا تیم مارکتینگ محصول تولید شده را ارائه کند و بفروشد مشکلات زیادی را به وجود می‌آورد. نکته مهم اینجاست که لازم است تخصص‌های مختلف در فرآیند مشارکت داده شوند و لازم است توجه کنیم این فرآیندها لازم است در چرخه‌ها کوچک و تکرار پذیر اجرا شوند تا محصول به موفقیت برسد. مشارکت و  نگرش تخصص‌های مختلف برای این فرآیند اهمیت زیادی دارد و تنها لازم است بدانیم که در هر کدام از مراحل این فرایند تمرکز یک تخصص بیشتر خواهد شد.لازم است بدانیم همیشه خلاقیت و حل مساله در تیم طراحی اتفاق نمیافتد فرآیند حل مساله به کمک تمام اعضای تیم اتفاق میافتد. چه بسا گاهی در محصولات برمبنای اطلاعات برنامه‌نویسان راه‌حلی جذاب به کاربران ارائه میکنند. برای مثال تجربه سیستم‌های هوشمند پیشنهاددهنده و ....رشته‌ها در حال همگرا شدن و از طرفی در حال عمیق‌تر شدن هستن باید بدونیم برای موفقیت در این فضا به همکاری نیاز داریم.رهنما کالج</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Sun, 15 Sep 2019 11:48:42 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شغل‌های جدید برای توان‌یابان</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D8%B4%D8%BA%D9%84%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-mhvmgjma9g0k</link>
                <description>در گذشته به اندازه‌ی الان مسائل مربوط به حوزه‌ی کارآفرینی در بین توان‌یابان مطرح نبود و متاسفانه همین مسئله باعث از دست رفتن میزان زیادی از استعدادهای بالقوه‌ي جامعه می‌شد. خبر خوب این‌که این روزها با تلاش‌هایی که در زمینه‌ی فرهنگ‌سازی  برای حضور هرچه بیشتر توان‌یابان در جامعه صورت گرفته می‌بینیم که موضوع اشتغال توان‌یاب‌ها با جدیت دنبال می‌شه و تعدادی از کسب‌و‌کارها به طور ویژه تمایل دارند از توانمندی نیروی کاری که مدت‌ها مغفول مونده بود استفاده کنند.جالبه که بدونید ۱۱٪ از جمعیت کشور ما رو توان‌یاب‌ها می‌سازن و این رقمِ قابل توجه و مهمیه. توی سال‌های گذشته سایه‌ی نگاه ترحم‌آمیزی که روی این قشر جامعه گسترده شده بود، مشارکت اون‌ها رو در مسائل شهری و اجتماعی پس می‌زد و متاسفانه به چشم اعضای اثرگذار در تصمیم‌گیری‌ها به این گروه توجه نمی‌شد. متاسفانه هنوز در بسیاری از جوامع، توان‌یاب‌ها بیمار قلمداد می‌شن، در صورتی که تغییر سبک زندگی و پیشرفت‌هایی که ایجاد شده این موضوع رو ثابت کرده که توان‌یاب‌ها در خیلی از حرفه‌های شغلی و ورزشی توانایی زیادی دارن و اگر هم به حمایتی نیاز داشته باشن از جنس همسان‌سازی و بهبود شرایط برای اوناست.‌ توی سال‌های اخیر باتوجه به پیشرفت تکنولوژی و فراگیر شدن شبکه‌های ارتباطی خیلی از مشاغل تغییر سبک دادن و رنگ دیجیتالی به خودشون گرفتن. از حجم کارهای یدی کم شده و خیلی از کارها به وسیله‌ی کامپیوتر انجام می‌شه. این تغییر فرصت خوبیه برای این که فاصله‌ای که در جامعه بین افراد دارای معلولیت با سایرین هست کمرنگ بشه و به تدریج از بین بره. می‌شه برای این آرمان و ایده‌ی ارزشمند تلاش کرد تا با آموزش دادن نیروهای کار توان‌یاب هم فضای کاری پویاتری داشته باشیم و هم از نرخ بیکاری و حواشی مربوط بهش کم کنیم.مشاغلی که می‌شه با آموزش درست و اصولی برای توان‌یاب‌ها فراهم کرد توی حوزه‌های گسترده و متنوعی هستند. از کارهای مربوط به فناوری اطلاعات گرفته مثل برنامه‌نویسی و تحلیل داده تا مشاغلی که تلفیق دانش و هنر هستند مثل طراحی تجربه‌ و رابط کاربری.علاوه بر این‌ها کار در انواع زیرشاخه‌های مهندسی، تدریس، حسابداری و فروش هم حوزه‌هایی هستند که مانعی در مسیر شغلی توان‌یاب‌ها ایجاد نمی‌کنه.مشکلاتی که توان‌یاب‌ها در محیط کار دارن عمدتا نه از جنس تخصص و مهارت بلکه مشکلاتی است که در تعامل با محیط و سایر همکارها ایجاد می‌شه. علت بروز درصد زیادی از این چالش‌ها به این برمی‌گرده که محیط‌های کاری مناسب با شرایط ویژه‌ی توان‌یابان طراحی نشده که با برطرف کردنش و همچنین آموزش مهارت‌های نرم یا اختصاص دادن منتور در آغاز کار، قابل بهبود است.اگه توان‌یاب هستید و می‌خواید به شکل رسمی و جدی کارتون رو شروع بکنید با خودتون تمرین‌هایی برای تقویت اعتماد به نفس و خودباوری انجام بدید، تحت هیچ شرایطی قابلیت‌هاتون رو دست کم نگیرید و از هر فرصتی برای یادگیری و به روز کردن دانش‌تون استفاده کنید.اگه همکار توان‌یاب دارین یادتون باشه که هیچوقت - حتی اگه قصد کمک کردن دارید - حرفی نزنید که رنگ و بویی از ترحم و دلسوزی داشته باشه، سنجیده رفتار کنید و به خودتون یادآوری کنید که ما همگی همکارهایی با توانایی‌های متنوع و شرایط فیزیکی متفاوت هستیم که در کنار هم یه تیم قوی رو می‌سازیم.نکته‌ي آخر این که در قانون اساسی کشورمون هم به اهمیت به کارگیری نیروی کار توانمند اشاره شده و اگرچه هنوز این فرصت به شکل مطلوبی مورد استقبال نگرفته اما باید همه‌ي ما در هر جایگاهی که هستیم برای شکل‌ گرفتن این فرهنگ همکاری و برداشتن مرزها تلاش کنیم چراکه قطعا در کنار هم قوی‌تر خواهیم بود.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 26 Aug 2019 12:36:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در سکوت و با کیفیت کار کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%DB%8C%D9%81%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-ma4frznmrdj1</link>
                <description> تقریبا همه‌ی کسانی که کار می‌کنند، دل‌شان می‌خواهد پیشرفت کنند، نتیجه‌ی کارشان دیده شود و تحسین شوند. اما این مسیر همیشه هموار نیست و راه ترقی، خیلی وقت‌ها به آسانی طی نمی‌شود. اگر تازه‌کار هستید و در محیط کارتان فضای رقابتی برای بیشتر دیده شدن حاکم است، خواندن این مطلب می‌تواند کمک‌تان کند که حرفه‌ای رفتار کنید و در دام رفتارهای ناشیانه و نمایشی نیفتید.* گاهی وقت‌ها شرایط جامعه و محیط‌های کاری ممکن است ما را به سمت راه‌هایی برای نمایش نادرست کارهای‌مان سوق دهد به نحوی که کارمان را بیش‌تر از آنچه هست نشان دهیم؛ ممکن است به این منظور شروع به تظاهر کنیم؛ گاهی با بیشتر ماندن در محیط کار و مشغول شدن به کارهای غیرضروری، وانمود به کار کردن یا گفتگوهای غیرضروری و غیرتخصصی با افراد مختلف به این دلیل که به ما گفته‌اند سعی کنید در معرض افراد مهم سازمان باشید! دلیل رفتارهایی از این قبیل این است که کارهای فوق، پاداش‌های مادی و معنوی با خود به همراه دارد و عمدتا ثمره‌ی فرهنگ نادرست سازمانی است که کیفیت عملکرد را قربانی می‌کند. توصیه‌ی ما این است که کارتان را انجام دهید و سعی کنید بهترین عملکرد خود را داشته باشید، بی‌شک موفقیت‌ها به سمت شما خواهد آمد. البته که پذیرش این دیدگاه نیاز به صبوری و تامل دارد و کار دشواری است. سخت‌کوشی واقعی در کار، مخاطب خودش را دارد و قطعا بالاخره در هیاهوی مختلف نتیجه‌ی تلاش‌هایتان دیده می‌شود؛ بنابراین بهتر است وقت خود را بر توانایی‌های اصلی و نقاط قوت‌تان معطوف کنید و انرژی‌تان را صرف نمایش کارتان نکنید.نکته‌ی قابل توجه دیگر در این مورد این است که جدای از عنوان شغلی، حضور در جلسات مهم، درآمد یا پاداش، حضور در یک تیم و سازمان معتبر، خود نشان‌دهنده ارزشمند بودن شما برای آن شرکت است و چه بهتر که به جای فکر کردن به حاشیه‌های کاری به کیفیت کار ارزشی فکر کنید که خلق می‌کنید چراکه بقیه موارد محصول جانبی خواهد بود. سوالات خوبی که می‌توانید به جای ارتقای شغلی از خودتان بپرسید این است که «چه کارهایی می‌توانم برای رضایت بیشتر مشتریان سازمان انجام دهم؟» یا «چه مهارت‌هایی باید یاد بگیرم تا بتوانم در کارم اثربخشی را افزایش بدهم؟»توصیه نهایی اینکه تمرکزتان را بر بزرگترین سرمایه‌ی شغلی خود که توانایی شما است قرار دهید و به حاشیه‌های موجود نپردازید؛ در این صورت در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است در سازمان خود مسیر رشد و پیشرفت را به درستی طی خواهید کرد و در صورتی که به دست تقدیر شرکت‌تان به کار خود ادامه ندهد یا به هر دلیلی امکان همکاری مشترک نداشته باشید می‌توانید به خوبی مسیر حرفه‌ای خود را طی کنید. برای همه‌ی نتیجه‌ گرفتن‌ها صبور باشید و با شکیبایی به ثمر نشستن تلاش‌تان را نظاره کنید.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jul 2019 15:29:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی؛ از مبادله‌ی کالا به کالا تا هوش مصنوعی</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D9%84%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AA%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-ojsjnsgjxi5p</link>
                <description>  فکرش را بکنید یک انسان اولیه در دوره‌های ابتدایی تاریخ هستید که توی غارتان نشسته‌اید و برای اینکه خودتان را سرگرم کنید مشغول درست کردن فرفرۀ سنگی شده‌اید. این کار برایتان جنبۀ تفننی دارد و قصد ندارید به شکل یک کسب و کار جدی به آن نگاه کنید؛ بنابراین به ساختن فرفره‌های سنگی ادامه می‌دهید تا آن‌جا که غارتان را تبدیل به انبار اسباب‌بازی سنگی می‌کنید. به تدریج توجه همسایگان شما در غارهای مجاور، به سرگرمی جذابتان جلب می‌شود و خواهان آن می‌شوند. شروع می‌کنید به فروختن (یا مبادلۀ پایاپای فرفره با کالای مورد نیازتان). کم‌کم از ایدۀ فروش فرفره خوشتان می‌آید و برای فروش بیشتر دست به برنامه‌ریزی جدی می‌زنید. به این ترتیب برای معرفی کالایی که درست می‌کنید از پیک‌ها و خبررسان‌های موجود استفاده می‎کنید و به ایده‌های جدیدی فکر می‌کنید که کمک‌تان کند فرفره‌های بیشتری به فروش برسانید. کاری که شما – به عنوان یک انسان اولیه -- مشغول انجام دادنش هستید،  همان‌طور که امروز در قرن بیستم آن را می‌نامند&quot;بازاریابی&quot; است.حالا کمی جلوتر بیاییم و با هم مسیری را که بازاریابی از دورۀ غارنشینی تا امروز طی کرده است مرور کنیم.*پیشینۀ بازاریابی به طور رسمی به سال ۱۴۵۰ میلادی برمی‌گردد. زمانی که گوتنبرگ صنعت چاپ را متحول کرد و به ظهور و گسترش مجلات و مطبوعات کمک به‌سزایی کرد. بعد از گذشت چند دهه در سال ۱۷۹۸ میلادی، اختراع لیتروگرافی به تولید پوسترهای چاپی و رنگی کمک کرد؛ به این معنا که اگر شما تا پیش از آن برای تبلیغ محصول‌تان عکس آن را بر پوسترهای چوبی و فلزی به تصویر می‌کشیدید، با پیشرفت این صنعت حالا این امکان را در اختیار داشتید که تصویر فرفره‌های سنگی‌تان را روی پوسترهای چاپی و رنگی منتشر کنید و با زحمت کمتری، کاردستی‌تان را به مشتریان بیشتری عرضه کنید.بازاریابی در مسیر پیشرفت خودش بعد از ایستگاه چاپ به فتح آسمان‌ها دست پیدا کرد و موفق شد بیلبوردها را نیز از آن خود کند. اولین بیلبورد در نوامبر ۱۸۹۴ در شهر اوهایو توسط ویلیام دونالدسون برافراشته شد و به اسم &quot;تبلیغات بیلبوردی&quot; شهرت یافت. مرحلۀ بعدی در پیشرفت صنعت بازاریابی و تبلیغات، ظهور تبلیغات رادیویی در سال ۱۹۲۲  و به فاصلۀ بیست سال پس از آن در سال ۱۹۴۱ اولین تبلیغ تلویزیونی بود که نویدبخش تغییرات بسیار گسترده‌ای در این صنعت بود و به تولد مشاغل زیادی انجامید.  حالا اگر سری به فرفره‌های سنگیِ داخل غارتان بزنید می‌توانید تصویر محصولتان را در صفحه‌های چند اینچی تلویزیون هم مشاهده کنید، کیفور این همه دیده شدنِ محصولتان هستید که با صدای زنگ تلفن به خودتان می‌آیید؛ کسی از پشت خط، از شما می‌پرسد که آیا مایلید یک فرفرۀ سنگی متعلق به دوران غارنشینی داشته باشید؟ پیشرفت بعدی صنعت تبلیغات به &quot;تله‌مارکتینگ&quot; رسید که از زمان تلفنچی‌های دهۀ ۷۰ میلادی رواج داشت و هنوز هم در بسیاری از کسب و کارها از آن استفاده می‌شود.گونه‌ای دیگری از بازاریابی نیز در سال ۱۹۸۴ رواج پیدا کرد که با الهام از جنگ‌های نامنظم چریکی به آن &quot;بازاریابی چریکی&quot; می‌گفتند. در این مدل هرگونه فعالیت یا تماس کوچکی از طرف فروشنده یا تبلیغ‌کننده گامی در راستای مجموع فعالیت‌های ریز و درشت تبلیغاتی دیگر محسوب می‌شود که نهایتا ختم به فروش یا آگاهی از برند می‌شود.همین‌طور که با هم جادۀ بازاریابی را از نظر می‌گذاریم از دور، تابلوی &quot;موتورهای جستجو&quot; نمایان می‌شود. &quot;آلتا ویستا&quot; اولین موتور جستجو بود که در سال ۱۹۹۵ ساخته شد اما نتوانست در مقابل گوگل تاب بیاورد و نهایتا در سال ۲۰۰۳ شرکت یاهو آن را خرید. در سال ۱۹۹۸ موتورهای جستجوی گوگل و msn پدیدار شدند و بعد از آن رشد صنعت بازاریابی سرعت بیشتری به خود گرفت. در سال ۲۰۰۴ تبلیغات PPC (پرداخت به ازای هر کلیک) و به دنبال آن ادوردز، پا به عرصه گذاشتند و به بازاریابِ فرفره‌فروش آمار دقیقی از تعداد کسانی ارائه کرد که هربار روی تصویری از محصولات او کلیک کرده‌اند یا تبلیغات آن را در جایی از گسترۀ بی‌نهایت جهان وب، مشاهده کرده‌اند. تولد شبکه‌های اجتماعی مثل فیسبوک هم صنعت تبلیغات را به طبقۀ بالاتری ارتقا داد و نقش جدی‌تری به بازاریابی موبایلی داد. در کنار تمام ابزارها، تکنیک‌ها و تاکتیک‌ها، پیشرفت علم و دانش در حوزه‌هایی مثل تحلیل داده و مهندسی ماشین، کاری کرد که برای هر شخصی بنابر حوزۀ علاقمندی‌هایش محتوای تبلیغاتی منحصربه‌فردی به نمایش درآید و به این ترتیب پیام انسان هنرمند غارنشین مبنی بر معرفی و فروش فرفره‌های سنگی در درست‌ترین زمان به کسانی که بیشترین احتمال خرید این محصول را دارند رسید.از یاد نبرید که دانش بازاریابی همچنان در حال پیشرفت است و هیچ معلوم نیست دفعۀ بعد که این متن را می‌خوانید این مسیر پرشتاب به چه ایستگاهی رسیده باشد بنابراین سعی کنید به روز باشید تا اگر علاقمند به حوزۀ بازاریابی هستید از تحولات سریع آن جا نمانید.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Wed, 26 Jun 2019 15:27:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>طراحان تجربه‌ی کاربری به خوبی پدر و مادرمان، ما را می‌شناسند!</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%D8%AF%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%AF-ufbp0w70wz4o</link>
                <description>امروزه طراحان تجربه‌ی کاربری پذیرفته‌اند که وظیفه‌ی بهبود تجربه‌ی کاربرها به عهده‌ی آن‌هاست؛ به این معنا که باید استفاده از محصول و خدمات را برای ما لذت‌بخش، آسان و خواستنی کنند. در این مسیر مسئولیت‌ها و وظایف آن‌ها چیست؟ برای بررسی این موضوع ابتدا باید ببینیم برای هدف بهبود تجربه‌ی کاربر، اساسا چه کارهایی را می‌شود انجام داد. *زمانی را به یاد بیاورید که خردسالی بهانه‌گیر بودید و علی‌رغم تلاش‌های مادر و پدرتان لب به سبزیجات نمی‌زدید، شیر صبحانه‌تان را نمی‌خوردید و هرچه آن‌ها از خاصیت ویتامین‌ها، نیاز بدن به کلسیم و پنی‌سیلین موجود در شلغم پخته برایتان می‌گفتند، اثر نمی‌کرد و نمی‌توانستند مجابتان کنند این خوراکی‌های مقوی را بخورید. احتمالا والدین شما هم راه‌حلی را اتخاد می‌کردند که سال‌هاست در همه جای جهان پدرمادرها برای سالم نگه داشتن فرزندان‌شان انجام می‌دهند. آن‌ها خیلی خوب بچه‌هایشان را می‌شناسند و می‌دانند اگر شیر را در لیوانی با طرح کارتون مورد علاقه‌ی او بریزند حتما امتحانش می‌کند. همین‌طور می‌دانند اگر سبزیجات داخل بشقاب را به شکل خرس خندانی تزیین کنند احتمال بیشتری وجود دارد که کودک بهانه‌گیرشان آن را بخورد. این فرایند به ظاهر ساده طراحی تجربه‌ی کاربری‌ای است که والدین شما انجام دادند. حالا با این مثال ساده وظایف یک طراح تجربه‌ی کاربری در حوزه‌ی محصول و خدمات را با هم مرور کنیم؛ می‌دانیم که تجربه‌ی کاربر باید به مشخصات و بخش‌های قابل فهم و شفافی تقسیم شود تا وظیفه‌ی طراح در قبال آن مشخص باشد. به همین خاطر این چرخه را اینطور تعبیر کرده‌اند که شامل اطمینان یافتن از رسیدن کاربر هدف (نه تمام کاربران) به اهدافش در تعامل و استفاده از محصول است به شکلی که در نهایت منجر به بهره‌وری و رضایت او از این تجربه باشد. سطح اول طراحی، لذت استفاده از محصول را شامل می‌شود. در این تعریف چند کلید واژه‌ی اصلی داریم که نشانگر کارهایی‌ست که برای دست‌یابی به این هدف باید انجام دهیم؛ گام اول شناختنِ کاربر هدف و کسب آگاهی نسب به اهدافش است که نیازهای او را شکل می‌دهد. آگاهی نسبت به این نکات به این خاطر اهمیت دارد که می‌تواند راهنمای راست‌گویی برای طراح باشد تا مخاطب محصولش را دقیق‌تر بشناسد و به نیازهای او واقف باشد (مثال شیر و شلغم را به یاد بیاورید).به عنوان طراح در این مرحله این سوال رو از خودتان بپرسید: کاربر هدف کیست؟ چه نیازهایی او را مجاب می‌کند که محصول ما را انتخاب کند؟ در سطح دوم طراحی، تعامل، استفاده و شناخت محصول مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و علاوه بر این‌ها بستر تعاملی که تاثیر زیادی بر کیفیت تجربه‌ی کاربر خواهد داشت هم بررسی می‌شود. در این مرحله با این کلید واژه‌ها مواجه هستیم: بهره‌وری، رضایت و دوباره لذت. پس این معیارها می‌توانند فاکتورهای تجربه‌ی مطلوب تلقی شوند. نتیجه‌ این که اگر نیاز کاربر هدف را بشناسیم، با توجه به آن خواسته‌ها محصولی بهینه طراحی کنیم و بستر تعامل با محصول را نیز به لحاظ ساختاری، تعاملی و بصری برای اهداف و نیاز کاربر بهینه کنیم، می‌توان به طور نسبی اطمینان حاصل کرد که کاربر با بهره‌وری بالاتر (از قبل) و اصطکاک کمتر به اهدافش می‌رسد و نهایتا تجربه‌ی بهتری در ذهنش ثبت می‌شود. تا این مرحله  تکلیف و وظایف طراح تا حدی مشخص شد اما سوالاتی همچنان بی‌جواب باقی مانده‌اند . مثل این‌که «چطور کاربر هدف محصول‌مان را پیدا کنیم؟ چطور نیازهاش را بشناسیم؟ چطور عمیق و اساسی محصول خودمان را بشناسیم و بدانیم که چه خدمتی می‌تواند به کاربرانش ارائه کند؟ چطور تاثیر طراحی‌مان را اندازه‌گیری کنیم تا بتوانیم نتیجه‌گیری کنیم که چیزی بهتر شده است یا نه؟» می‌بینید که کم‌کم مسئولیت‌های طراح تجربه کاربری پدیدار می‌شود. سوال دیگر این که آیا تمام مسئولیت‌های اساسی طراح در همه‌ی شرایط پاسخ به پرسش‌های بالاست؟ جواب نه است. شاید دل‌تان بخواهد بدانید آیا برای شفاف شدن حدود وظایف طراح چارچوب یا فرمولی وجود دارد؟ متاسفانه باز هم پاسخ درست نه است! البته زیاد از جواب منفی ناامید نشوید چرا که تجربه نشان داده که طراحان تجربه‌ي کاربری این توانایی را دارند که نحوه مواجهه با صورت مسائل این چنینی را هم طراحی کنند. به این مثال توجه کنید: اگر برنامه‌نویسی بدون مشارکت فرآیند طراحی، نرم‌افزاری را توسعه دهد، احتمالا  کاربران هدفش موقع استفاده از این محصول تجربه‌ای موفق ولی ناخوشایند خواهند داشت. آیا در آماده ساختن این محصول سوالات بالا مطرح شده بود؟ در گذشته‌‌ای که هنوز دونالد نورمن را نمی‌شناختیم نه! (حداقل نه با این سطح از تمرکز و دقت) پس می‌بینیم که طراحی نه فقط به معنی زیباسازی بلکه به معنی طراحی فرایند حل مسئله برای رسیدن به محصول مطلوب، در پاسخ به سوالات بالا به وجود آمده است. حالا اگر همه سوالات بالا را ترکیب کنیم پاسخی که به آن می‌دهیم مجموعه وظایف طراح را می‌سازد؛ ساختن فرایندی که با شناخت کاربر هدف، خواسته‌ها و نیازهای او در تجربه‌ی استفاده و همینطور اهداف کسب و کار شروع می‌شود. این کار می‌تواند راه‌‌ حل‌های بالقوه برای بهینه‌سازی کیفیت تعامل را به مدل اولیه‌ی قابل استفاده‌ای تبدیل کند که قبل از ساخت، راه حل را آزمایش می‌کند تا مطمئن شود که کاربران با بهره‌وری بالاتر و رضایتمندی بیشتر به اهداف‌شان می‌رسند.فراموش نکنید که اصلا کار سختی نیست اگر بخواهید لیستی تهیه کنید از فعالیت‌ها، تکنیک‌ها و روش‌های نهایی که اغلب طراحان به آن‌ها استناد می‌‌کنند. اما طبیعتا برای شناخت کاربر هدف و مسائل ویژه‌ي او باید به شکل جداگانه و اختصاصی پژوهش‌هایی انجام دهید که انتخاب روش مناسب این کار هم وابسته به سوالات پژوهشگر و هر مرحله‌ای است که محصول در چرخه‌ی عمر خودش در آن قرار دارد.با تمام پیشرفت‌های نر‌م‌افزاری در گام بعد ابزاری ارزشمندتر از قلم و کاغذ پیدا نمی‌شود که طراح بتواند با کمک آن یک مدل مفهومی از راه‌حل‌های بالقوه‌ی ذهنی‌اش پیاده‌سازی کند. در این مرحله طراح باید ایده‌ی ذهنی‌اش را یا دیجیتالی یا کاغذی به یک مدل اولیه قابل استفاده (پروتوتایپ) تبدیل کند تا در مرحله‌ی نهایی بتواند راه حلش را بر اساس معیارهای کاربردپذیری با کاربران هدفش ارزیابی کند. به عنوان آخرین نکته نسبیت را هم در نظر داشته باشید! وظایف شما به عنوان یک طراح تا حد زیادی به ساختار تیمی که در آن کار می‌کنید، محصول و پروژه‌تان و همین‌طور انتظارات مدیرتان وابسته است.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Tue, 18 Jun 2019 16:19:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت برنامه‌نویسی مستقل از زبان و تکنولوژی‌ای است که استفاده می‌کنید!</title>
                <link>https://virgool.io/RahnemaCollege/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%82%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-t8wjoizcqacl</link>
                <description> اگر بیست سال پیش فردی تصمیم می‌گرفت برنامه‌نویسی بیاموزد، برای انتخاب زبان با گزینه‌های محدودی روبه‌رو بود. اما امروز حوزۀ توسعۀ نرم‌افزار به قدری گسترده شده که انتخاب راه برای شروع مسیر را سخت‌تر کرده؛ بنابراین طبیعی به نظر می‌رسد که قبل از انتخاب، شروع به جستجو کنیم تا مناسب‌ترین زبان یا فریم‌ورک را انتخاب کنیم. در شروع مسیر یادگیری برنامه‌نویسی ممکن است با این سوالات مواجه شوید:کدام زبان برنامه‌نویسی مناسب‌تر از بقیه‌است؟ کدام تکنولوژی سریع‌تر از بقیه است؟ React بهتر است یا Angular؟ و سوالاتی از این جنس .کافیست این سوالات را در گوگل جستجو کنید تا ببینید چه اندازه در سایت‌هایی مثل Stack Overflow و reddit بحث‌ و جدل بر سر این مباحث مطرح است. البته که انتخاب زبان و تکنولوژی برای یک پروژه مهم است و قطعا سرعت یک فریم ورک در کارایی نرم‌افزار تاثیرگذار است، اما پرسیدن این نوع سوالات در چه موقعیتی اهمیت دارد؟ و چقدر به این جنس سوالات می‌توان جواب قطعی داد؟*زبان‌ها و تکنولوژی‌های مختلف یا به دنبال حل مسائل متفاوتی بوده‌اند یا راه‌حل‌های مختلفی برای حل یک مسئله را ارائه داده‌اند. برای مثال فریم‌ورک Spring طوری طراحی شده که توسعۀ سیستم‌های بزرگ که از اجزا و سرویس‌های متعددی تشکیل شده را آسان‌تر کند؛ فریم‌ورک Django توسعۀ وب اپلیکیشن‌ها را در زمان کوتاه ممکن می‌کند و زبان‌های Nodejs و Golang با رویکرد‌های متفاوتی مساله‌ی Concurrency را حل می‌کنند. هرکدام از این زبان‌ها و تکنولوژی‌ها نقاط قوت و ضعفی دارند و لازمه‌ی انتخاب زبان و تکنولوژی مناسب، داشتن تجربه و شناخت کامل نسبت به نیازمندی‌های پروژه است. البته خیلی اوقات تصمیم نهایی انتخاب زبان و تکنولوژی مستقل از ویژگی‌های فنی آن‌ها گرفته می‌شود. به عنوان مثال زمانی که مجموعه‌ای می‌خواهد تکنولوژی‌ای را برای توسعۀ یک محصول انتخاب کند، وجود توسعه‌دهنده‌های با مهارت از سرعت آن تکنولوژی مهم‌تر است یا اطمینان از پشتیبانی خوب و مستمر از ویژگی‌های جدید و منحصر به‌فرد یک تکنولوژی در اولویت بالاتری قرار می‌گیرد. نکته‌ای که باید مدنظر داشته باشید این است که تفاوت بین زبان‌ها و فریم‌ورک‌های مختلف در شروع کار، به قدری جزئی ا‌ست که سوال چه تکنولوژی‌ای را انتخاب کنم اهمیت کمتری دارد و البته اکثر مواقع؛ خصوصا در شروع یادگیری، قبل از اینکه به نقاط ضعف یک زبان برخورد کنیم مشکل اساسی در کدی‌ است که خودمان نوشته‌ایم، پس در شروع مسیر یادگیری بیش از حد درگیر نقاط قوت و ضعف زبان‌ها و تکنولوژی‌ها نشوید. به یاد داشته باشید؛ برنامه‌نویسی مجموعه‌ای از مهارت‌های انتزاعی است که برنامه‌نویس با استفاده از زبان‌ها و تکنولوژی‌های در دسترس، آن‌ها را بکار می‌گیرد. مهارت‌هایی مثل: حل مسئلهحل‌ مسئله اصلی‌ترین مهارت یک برنامه‌نویس است. هر کسی روش‌‌های مختلفی برای این کار دارد که در اثر تجربه به دست آورده. پیشنهاد می‌کنیم خودتان را با مسائلی که فکر می‌کنید اندکی از سطح‌ توانایی‌ شما بالاتر است به چالش بکشید، راه‌حل‌های مختلف را امتحان کنید، عملکردتان را بررسی کنید، بازخورد بگیرید، راه‌حل‌های‌تان را اصلاح کنید و این فرآیند را مداوم و پیوسته تکرار کنید!یادگیری، جستجو و منعطف بودنجهان توسعۀ نرم‌افزار بسیار وسیع است و هیچ‌وقت نمی‌‌توان ادعا کرد که تمام جزییات آن را یاد گرفته‌ایم؛ به همین خاطر لازم است بدانید در هر مهارتی تا چه اندازه باید عمیق شد و برای پیاده‌سازی ایده‌ها و رفع مشکل‌ها چطور باید در منابع مختلف جستجو کرد. از طرفی سرعت تغییرات در این رشته به قدری زیاد است که لازم است برنامه‌نویس همیشه خود را به‌روز  و در جریان تغییرات نگه دارد. علاوه بر این در شرایط مختلف و در تیم‌های متفاوت، ممکن است تکنولوژی‌ها عوض شوند. بنابراین باید نسبت به تغییرات در این حوزه، منعطف باشید و روی زبان‌ خاصی تعصب نداشته باشید. شناخت معماری و الگوهامعماری یک نرم‌افزار نقشۀ انتزاعی اتصال اجزای مختلف نرم‌افزار در سطوح متفاوت است. همینطور الگوها (Patterns) راه‌حل‌های مرسومی برای مسائلی هستند که در برنامه‌نویسی زیاد تکرار می‌شوند. برنامه‌نویس خوب باید معماری و الگوها را به درستی رعایت کند. به این معنی که کدی که می‌نویسد با دیگر اجزای نرم‌افزار به خوبی کار کند و بتوان در آینده اجزای جدیدی به آن متصل‌ کرد و بقیۀ برنامه‌نویس‌ها هم به درستی آن را درک کنند. در دوره‌ها‌ی برنامه‌نویسی رهنما کالج تلاش ما بر این است که بیشتر از همه مهارت‌های انتزاعی را تمرین کنیم. زبان‌‌ها و تکنولوژی‌های هر دوره با توجه‌ به نیاز‌های پروژه انتخاب می‌شوند و تمرکز اصلی‌مان بر مهارت‌هایی است که جدا از زبان و تکنولوژی در پروژه با کار تیمی و عملی یاد می‌گیریم. </description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 10 Jun 2019 12:50:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چند توصیه برای شروع مسیر شغلی!</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%DA%86%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B5%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%D8%B4%D8%BA%D9%84%DB%8C-bijlnqi9k0id</link>
                <description>  خودتان را در اولین روز مدرسه یا دانشگاه به خاطر می‌آورید؟ در اولین روزی که به طور رسمی شغل‌تان را شروع کردید و سر کار رفتید چطور؟ واقعیت این است که همۀ ما وقتی در موقعیت‌های تازه قرار می‌گیریم و به عنوان یک &quot;تازه وارد&quot; وارد گروهی می‌شویم، ممکن است رفتار خام و ناشی از کم‌تجربگی از ما سر بزند که بعدا برایمان مایۀ دردسر شود. در این مطلب قصد داریم نکته‌های کوچکی را به شما بیاموزیم که راهنمایی‌تان می‌کند چطور به عنوان یک &quot;شغل‌اولی&quot; رفتار حرفه‌ای داشته باشید و از آماتور بودن بپرهیزید؛- بهترین عملکرد خودتان را داشته باشید؛ پرانرژی و با‌انگیزه باشید و قدم‌های محکم بردارید. به لیست کارهای روزانه و انتظاراتی که مدیر و هم‌تیمی‌های شما ازتان دارند بسنده نکنید، فراتر از انتظار عمل کنید، چالش‌های مختلفی را تجربه کنید و برای حل آن‌ها قدم بردارید. این باعث می‌شود که به مرور زمان فرصت‌ها و مسئولیت‌های بیشتری پیش‌روی شما قرار بگیرد و مسیر رشد و پیشرفت را سریع‌تر طی کنید.- همواره رویکرد مثبت به مسائل داشته باشید؛ از فضاهای منفی دوری کنید. برای خود و هم‌تیمی‌هایتان شرایط بهتری برای کار کردن فراهم کنید. این باعث می‌شود که بخش زیادی از روزتان به دور از اضظراب و تنش باشد و حس بهتری نسبت به کاری که انجام می‌دهید و محیطی که در آن مشغول به کار هستید به دست آورید.- از همکاران‌تان بخواهید دربارۀ کارتان به شما بازخورد دهند؛ از اینکه فیدبک بگیرید احساس شرم و خجالت نکنید. در ابتدای کارتان چیزهای مختلفی هست که ممکن است ندانید و بلد نباشید ؛ گرفتن فیدبک منفی و اصلاح و بهبود آن‌ باعث رشد کردن و کسب مهارت‌های بیشتری می‌شود. گرفتن فیدبک‌های مثبت و تقویت آن‌ها نیز باعث شناخت بهتر از خود و افزایش اعتماد‌به‌نفس می‌شود. پس نسبت به شنیدن فیدبک مشتاق باشید و سعی کنید شرایط مثبتی برای گفتگوهای سازنده ایجاد کنید.- نه گفتن را تمرین کنید؛ در ابتدای کارتان ممکن است از سوی هم‌تیمی‌ها کارهای مختلفی به شما ارجاع داده شود؛ اگر به تمام آن‌ها بله بگویید و درگیر کارها و پروژه‌های مختلف شوید به مرور زمان خسته و سرگردان شده و تمرکز و کیفیت کارتان پایین می‌آید. به همین دلیل پیشنهاد می‌شود که برای خودتان برنامه کاری شفافی داشته باشید و خوب است که آن را با هم‌تیمی‌های خود نیز به اشتراک بگذارید تا آن‌ها هم بدانند که چه مقدار و روی چه موضوعاتی می‌توانند روی کمک شما حساب کنند.- برای خودتان هدف‌گذاری شغلی کنید؛ این را بدانید که قرار نیست الزاما تا پایان زندگی در همان جایی که اولین شغل خود را آغاز کرده‌اید باشید و در حال انجام دادن همان کارهایی باشید که الان انجام می‌دهید. سعی کنید همواره در حال یادگیری و به دنبال فرصت‌های رشد و بهبود در داخل یا خارج از سازمان‌تان باشید. همواره به این نکته توجه کنید که بهترین عملکرد را داشته باشید و به این فکر کنید که در گام‌های بعدی چه کارهایی را می‌توانید انجام دهید. خودتان را به چالش بکشید و برای خودتان اهداف شغلی قرار بدهید و نهایت تلاش‌تان را برای دست‌یابی به آن‌ها انجام دهید.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 03 Jun 2019 17:15:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهار مثل زدن گل در دقایق پایانی است</title>
                <link>https://virgool.io/@rahnemacollege/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%B2%D8%AF%D9%86-%DA%AF%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-uicef1zgdp2c</link>
                <description>وقتی دقیقه شمار بالای تصویر، به دقیقه هشتاد و هشت، هشتاد و نه بازی بایرن مونیخ _ منچستر در فینال لیگ قهرمانان اروپا رسیده بود، تقریبا هیچ کس باور نمی‌کرد تا یکی دو دقیقه بعد قرار است یک معجزه ورق را برگرداند و جای تیم بازنده و برنده را عوض کند. مونیخی‌ها با یک گل جلو بودند و منچستر با همه اهن و تلپش، با همه وحشتی که در دل رقبا ایجاد می‌کرد، داشت جام قهرمانی را دو دستی تقدیم آلمانی‌ها می‌کرد. فرگوسن که آن موقع مثل امروز پیر نشده بود، با اضطراب غیرقابل تحملی به زمین بازی زل زده بود و چشم‌های روشنش داشت از حدقه بیرون می‌زد. نیمکت‌نشینان بایرن که علی دایی هم جزوشان بود، ایستاده بازی را تماشا می‌کردند و منتظر بودند داور سوت پایان را بزند تا هلهله‌کنان داخل زمین بریزند و دنیا را روی سرشان بگذارند‌. شیاطین سرخ داشتند شکست می‌خوردند، چه کسی باور می‌کرد؟ فرگوسن آیا دست‌ها را بالا می‌برد؟ آسمان بارسلونا و استادیوم نیوکمپ روی سینه منچستری‌هایی که از توی جایگاه تماشاگران مشغول دیدن بازی بودند سنگینی می‌کرد، مثل زمانی که توی خواب بختک روی بدن کسی بیفتد. منچستری‌ها عین لشکری شکست خورده بودن که فکر بازگشت به وطن دیوانه‌شان می‌کرد. اگر فالگیری در کودکی به فرگوسن می‌گفت تو در اسپانیا خواهی مرد کسی باور نمی کرد ولی این اتفاق می‌توانست مرگ فرگوسن باشد؛ تیم را با چنگ و دندان به بازی فینال برسانی و درست موقعی که همه خیال می‌کردند جام را قرار است بالای سر ببری، از پا بیفتی. جهنم پنجره‌ای رو به نیوکمپ گشوده بود. دشمنی تاریخی انگلستان و آلمان داشت خودش را در زمین بازی نشان می‌داد و این آلمانی‌ها بودند که می‌خواستند یکی دو دقیقه دیگر سرود پیروزی بخوانند. چه اتفاقی داشت می‌افتاد؟ آیا جدی جدی رویاهای بکهام و یارانش داشت به کابوس تبدیل می‌شد؟ کسی چیزی نمی‌دانست ولی شواهد این را نشان می‌داد. دنیا به طرز غم‌انگیزی خلاف میل انگلیسی‌ها بود تا اینکه... دو سانتر، دو کرنر، دو ارسال کات دار، دو توپ سرنوشت ساز باعث شد همه چیز عوض شود. معجزه رخ داد. آسمان به زمین آمد. نیوکمپ منفجر شد. آلمانی‌ها به زانو افتادند. آفتاب بریتانیا دوباره طلوع کرد. تن هیتلر در گور لرزید. زندگی روی خوشش را به فرگوسن نشان داد. عجیب‌ترین چیز اتفاق افتاد. دو سانتر معمولی شبیه همه سانترهای دنیا، در دو دقیقه به دو گل تبدیل شد. دو یار کمکی، دو بازیکن تعویضی بازی را عوض کردند. سولشیر و شرینگهام. حالا کنار دقیقه شمار بالای تصویر، روی ساعت داخل استادیوم جلوی اسم منچستر عدد ۲ حک شده بود و جلوی نام بایرن عدد یک. ظرف دو دقیقه دنیا تغییر کرد. دو دقیقه از نود دقیقه بازی، دو دقیقه سرنوشت‌ساز منچستری‌ها را به زندگی بازگرداند. یک گل به نام سولشیر، یک گل به اسم شرینگهام. اگر همه کشتی‌های بندر منچستر طلا داشتند مردم این شهر این همه خوشحال نمی‌شدند‌. فرگوسن یاد ایام جوانی کرده بود. روی پای خودش بند نبود‌. مثل خروسی که روی زغال ایستاده باشد، مدام بالا و پایین می‌پرید. جام در درسترس بود. منچستر تبدیل شده بود به شادترین شهر جان، آلمانی‌ها باورشان نمی‌شد ولی یکی باید به آن‌ها حقیقت را می‌گفت. قهرمانی را در دو دقیقه پایانی از دست داده بودند... خدای من، این یک درام حیرت‌انگیز است، یک حماسه بی‌پایان برای انگلیسی‌ها و یک تراژدی باورنکردنی برای آلمان‌ها. درست در موقعی که ناامیدی مثل یک برف سنگین همه جا را پوشانده بود، جوانه‌ای سبز از دل برف انبوه امید را به اردوی منچستر آورد... هیچ چیزی نمی‌تواند مثل یک گل در دقیقه پایانی معجزه‌ای ناگهانی را نمایش بدهد. این اتفاق افتاده بود و بهار به سرزمین شاگردان فرگوسن رسیده بود. چه تمثیلی بهتر از این می‌تواند کاری را که بهار با طبیعت می‌کند، به آدم‌‌ها نشان بدهد. زمستان سفت و سنگین سر جای خودش نشسته، سرما همه جا را فراگرفته، ناامیدی از دیدن درختان سبز همه جا را فراگرفته، آدم خیال می‌کند دیگر هرگز روی آفتاب مهربان فروردین را نخواهد دید ولی همه چیز در دقایق پایانی عوض می‌شود. بهار با همه استعدادی که در طراوت و زیبایی دارد، بی اینکه با خشونت بخواهد خودش را تحمیل کند یا خونی از دماغ کسی بریزد، جای زمستان را می‌گیرد. اگر کسی بگوید بهار مثل یک گل حساس در دقایق پایانی است، درسته گفته، نه تنها درست گفته بلکه حق مطلب را ادا کرده است.</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Mon, 18 Mar 2019 10:49:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعطيلات عيد، خلاقيت، سيب گاز زده و تجربه آقاي جابز</title>
                <link>https://virgool.io/RahnemaCollege/%D8%AA%D8%B9%D8%B7%D9%8A%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B9%D9%8A%D8%AF-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%8A%D8%AA-%D8%B3%D9%8A%D8%A8-%DA%AF%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D9%82%D8%A7%D9%8A-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B2-ksxuxvkv1bqj</link>
                <description>اولين باري كه سيب گاز زده كمپانی اپل را ديدم، تعجب كردم و با خودم گفتم اين چه لوگويی است كه برای گوشی و تبلت و لپ‌تاپ طراحی كرده‌اند؟ كدام آدم عاقلی از سيب و خيار و پرتقال و بادمجان در يک محصول تكنولوژيک استفاده می‌كند؟ بعدها شنيدم داستان‌هايی درباره اين سيب گاز زده نقل می‌كنند. يكی آن را به ماجرای آدم و حوا ربط می‌دهد، ديگری از تجربه استيو جابز در جوانی حرف می‌زند؛ اين‌ها درست باشند يا نه، اين سيب گاز زده در نگاه اول من را ياد تعطيلات نوروز و آن ظرف ميوه‌ای كه روی ميز پذيرايی می‌گذاشتند، انداخت و ياد اين افتادم كه چطور دزدكی همه قوانين خانه را ناديده می‌گرفتيم و به قواعد مهمانی‌ها توجه نمی‌كردیم و در زمان بين رفتن و آمدن دو مهمان، دور از چشم ديگران كه با تشر از ما خواسته بودند به ظرف روی ميز كاری نداشته باشيم، بالای سر اين ميوه‌های ممنوع حاضر می‌شديم و در حالتی بين بيم و اميد يكی از اين سيب‌ها را بر می‌داشتيم و در حالی كه زيرچشمی می‌پاييديم كسی سر نرسد، به آن گاز می‌زديم و وقتی خيالمان راحت می‌شد، ميوه را از آن خودمان كرده‌ايم، آن را توی لباسمان پنهان می‌كرديم و گوشه‌ای می‌خزیديم و به خوردنش ادامه می‌داديم. طبق قواعد منطقی طبيعی بين سيب توی يخچال با سيب روی ميز هيچ تفاوتی وجود نداشت ولی چيزی كه اشتياق گاز زدن به سيب را در ما زنده می‌كرد، جسارتی بود كه از قواعد دست و پا گير دنيای بزرگترها را يادمان می‌داد. تا وقتی سرمان توی لاک خودمان بود و به همه چيز همان جوری نگاه می‌كرديم كه ديگران يادمان داده بودند و كليشه‌ها را مو به مو رعايت می‌كرديم و برای دهكده جهانی– خصوصی خانواده عضو مطيعی بوديم، نمی‌توانستيم تجربه سيب گاز زده را درک كنيم؛ درک اين تجربه نياز به جسارتی دارد كه می‌توان آن را در آن لوگوی اپل هوشمندانه پيدا كرد. در همه نقاشی‌هایی كه تا به حالا از سيب ديده‌ايم، آن را طوری كشيده‌اند كه فريبنده و زيبا به نظر می‌رسد، حتی نوعی تقديس اين ميوه آسمانی در آن‌ها ديده می‌شود ولی سيب گاز زده پيامی دارد كه مي‌توان آن را به اين شكل خلاصه كرد: از كليشه‌ها فراری باش، عليه قواعد دست و پا بگير بجنگ و اجازه نده جذابيت تازگی در نظرت رنگ ببازد.رهنماکالجقسمت قبل</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Wed, 13 Mar 2019 17:04:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>معلم خوب، معلم بد، معلم بدتر</title>
                <link>https://virgool.io/RahnemaCollege/%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1-l1nj7rhgqhcu</link>
                <description>آيا رهنما كالج می‌خواهد از اعضای دوره های آموزشی در كادر ثابت خود استفاده كند؟حقيقتش را بخواهيد پاسخ به اين سوال منفی است ولی می‌شود دليل اين «نه» قطعی را با یک مثال روشن‌تر كرد. ما در مدرسه معلمی داشتيم كه به تعاريف كلاسيک آموزگار خيلی نزديک بود. وقتی از تعاريف كلاسيک حرف می‌زنيم، معلمی را در ذهن داريم كه سبک زندگی، طرز لباس پوشيدن و مدل حرف زدنش به نمونه‌های مثالی كه از معلم در ذهنمان وجود دارد نزديک است. او كت و شلوار می‌پوشيد، صورتش هميشه تراشيده بود، پیراهنش چند تا چروک ابدی داشت و موقع راه رفتن تلاش می‌كرد قوز نكند. لاغر و كشيده بود و روی دفتر حضور غياب چنان تعصبی داشت كه آدم را ياد حساسيت‌های استيو جابز نسبت به اندازه استاندارد آيفون‌ها می‌انداخت. او طبق ساعت كار مدرسه و انتظاری كه كادر آموزشی ازش داشتند موظف بود چند ساعتی تدريس كند ولی به وضوح مشخص بود بيشتر از چيزی كه توقع می‌رود، رمز و راز دروس را در اختيار دانش آموزان می‌گذاشت. اسمش آقای ديداری بود و ادبيات درس می‌داد. كلاس‌های انشا را هم اداره می‌كرد ولی برايش تفاوتی نداشت سر چه كلاسی ايستاده چون با جديت یک جراح مغز و اعصاب هر چيزی را كه به ذهنش می‌رسيد در اختيار دانش آموزان قرار می‌داد. طبق قواعد ذاتی مدرسه، نمره و امتحان پايان ترم تعيين‌كننده مهارت‌های یک معلم بودند ولی آقای ديداری بيشتر از اينكه به ميوه نتايج دروس فكر كند، در فكر اين بود كه درخت‌های خوبی پرورش بدهد، برای همين هميشه می‌گفت مهندس خوب مهندسی است كه قبل از فكر دستمزد، به ساختن یک خانه خوب فكر كند. خوب يادم هست از كلاس آقای ديداری دو نويسنده جدی بيرون آمد؛ حالا كه به آن روزها فكر می‌كنم می‌بينم اگر او جای ماهيگيری به بچه‌ها ماهی حاضر و آماده می‌داد، نهايتا يکی می‌شد مثل بقيه كسانی كه به سيستم آموزشی به چشم يک اداره بزرگ نگاه می‌كنند. يکی كه برايش فراقی ندارد شاگردانش بعد از پايان سال‌های مدرسه می‌خواهند با زندگی‌شان چه كار كنند.ادامه دارد ...قسمت قبلرهنماکالج</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Sun, 10 Mar 2019 12:21:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا رهنما کالج صرفا همین چهار دوره را برگزار می‌کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/RahnemaCollege/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%84%D8%AC-%D8%B5%D8%B1%D9%81%D8%A7-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%DA%A9%D9%86%D8%AF-pov1zzr1h69x</link>
                <description>اگر یادداشت‌های قبلی را خوانده باشید یا به سایت رجوع کرده باشید یا با ساختار رهنما کالج آشنا باشید می‌دانید که فعلا چهار دوره اصلی برگزار می‌شود ولی واقعیت این است که می‌خواهیم در آینده این دوره‌ها را گسترش دهیم. عجالتا دوره های رهنماکالج همین‌ها هستند که معرفی‌ شده‌اند ولی چه کسی می‌گوید نباید دوره‌های مدیریت یا دوره‌هایی برای علاقه‌مندان به علوم انسانی برگزار کرد؟ هیچ کس. کسی از آینده خبر ندارد ولی ایده برگزاری چنین دوره‌هایی در برنامه کاری رهنماکالج وجود دارد. تجربه نشان داده دوره‌های فعلی تا حدودی نیازهای کارآموزان این فضا را برطرف می‌کنند ولی این به معنای پایان کار نیست. آدم که نمی‌تواند از فردای خودش خبر داشته باشد. دنیا جای عجیبی است و سرعت اتفاقات گیج کننده‌اند. ما برای اینکه از دنیا عقب نیفتیم ناچاریم خودمان را به روز نگه داریم. چه کسی فکر می‌کرد یک روز رویاهای داستانی آرتیست‌ها در مورد هوش مصنوعی به تحقق برسد؟ طبیعتا هیچ‌کس. ولی حالا که این رویاها و این خیال‌پردازی‌ها محقق شده‌اند نمی‌شود از کنار مقوله هوش مصنوعی به سادگی گذشت. آدم هر روز با چیزهای جدیدی در دنیا مواجه می‌شود.بنابراین پاسخ به پرسش بالا را یک بار دیگر خلاصه‌وار مرور می‌کنیم: در رهنما کالج فعلا همین چهار دوره برگزار خواهد شد اما امکان اینکه دوره‌های دیگری نیز به دوره‌های فعلی اضافه شود، زیاد خواهد بود. این را نیازهایی دنیایی که ما با آن سر و کار داریم مشخص خواهد کرد.ادامه دارد ...قسمت قبل (در رهنما کالج چه دوره‌هایی برگزار می‌شود؟)رهنماکالج</description>
                <category>Rahnema College</category>
                <author>Rahnema College</author>
                <pubDate>Tue, 05 Mar 2019 13:07:49 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>