<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های محمد علی رمضانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ramezanioffice</link>
        <description>فارغ التحصیل مهندسی فناوری اطلاعات علاقه مند به تاریخ</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 19:13:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/636355/avatar/ec46ya.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>محمد علی رمضانی</title>
            <link>https://virgool.io/@ramezanioffice</link>
        </image>

                    <item>
                <title>افسردگی و دیگر هیچ</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%DA%86-ifm97umwv6bi</link>
                <description>افسردگی و دیگر هیچ، همه چیز سیاه و سفید به نظر می رسد در یک لحظه مملو از انگیزه هستم و لحظه ای دیگر حتی انرژی کافی برای نفس کشیدن هم ندارم، می دانم راه صحیح و درست چیست اما نمی توانم مسیر را طی کنم.افسردگی وحشتناکه و وحشتناک تر از اون اینه که بدونی دچار این مشکل هستی ولی قادر به یافتن درمان صحیح نباشی انگار که یک زخم خیلی زشت و ترسناک روی بدنت باشه و روز به روز بزرگتر بشه، تنها باید فرار کرد.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Feb 2024 23:41:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رویایی که دیدم</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%85-jjwkwqvn68qa</link>
                <description>این رویایی است که دیدمبر روی نیمکت سفید رنگی کنار رودخانه ای زیبا نشسته بودم آب رودخانه بسیار زلال و شفاف به نظر می رسید و من تنها نبودم ، دختری زیبا با گیسوان طلایی رنگ و لباسی قرمز کنارم بود. او را نمی شناختم اما برایم آشنا به نظر می رسید، موهای طلایی رنگش گونه های سفیدش را نوازش می کرد و بر اثر وزش باد به رقص در می آمد، به من خیره شد چشمانش مانند آبی آسمان بود، گفت که همه چیز تمام خواهد شد، نمی توانستم درک کنم که منظورش چیست، او در ادامه گفت همه چیز تمام می شود و من خواهم مرد و زمانی که این اتفاق رخ داد من را در کنار زیباترین درخت جنگل به خاک بسپار. قادر به بیان کلمه ای نبودم دستانش را محکم‌تر گرفتم می خواستم بپرسم که تمام اینها چه معنایی دارد اما باز هم نتوانستم کلمه ای بگویم، دختر ادامه داد و زمانی که من از این دنیای فانی پرواز کردم منتظرم باش تا باز هم یکدیگر را ملاقات کنیم، گویی چشمانش پررنگ تر میشد و آبی آسمان را به خود جذب می کرد، با دقت بیشتری به آن ها خیره شدم اما نمی توانستم خودم را درون چشمانش ببینم انگار که اصلا وجود نداشتم با تمام قدرت فریاد کشیدم. رویا به پایان رسید.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Nov 2022 16:26:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خیانت به خود</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-gxihg8kctamj</link>
                <description>آیا تاکنون خود را سرزنش کرده آید مثلاً بگویید که ای کاش کاری را درست انجام داده بودم و یا مسیری متفاوت را در زندگی دنبال می کردم، زندگی صرف نظر از تمام مصاعب و مشکلاتش مانند مسیری است که باید طی شود چه آرام و چه تند خواهد گذشت. چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم برای شاد بودن زمان زیادی نداریم خیانت به خود آن وقتی صورت می گیرد که خود را برای هر مشکل و گرفتاری مقصر بدانیم چیزی که شاید پدر و مادر و جامعه در شخصیت ما قرار داده است. چرا من باید به خاطر شکست غصه بخورم، آیا تاریخ زندگی انسان چیزی به غیر از جنگیدن همیشگی است، جنگیدنی که خود یک پیروزی محسوب می شود.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Nov 2022 15:57:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ترکیب شارلاتانیسم و اخلاق گرایی مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-ajyafbvfv4ic</link>
                <description>همه ما از کودکی آموختیم که دروغ گفتن و فریبکاری عملی زشت و زننده است. فریب کاری در ساده ترین شکل ممکن یعنی نشان دادن آن چیزی که وجود ندارد و یا واقعیتی که صحت ندارد. این یک اصل بنیادی در سرشت انسان است که سعی می کند اخلاق مدارانه زندگی کند. اخلاقی که روشنگر مسیر وی در طول تاریکی های زندگی باشد. اما دقیقا در همینجاست که تضاد عجیبی آشکار می شود. آن کسی که فریب می دهد و بهتر نقش بازی می کند به عنوان فرد زیرک و خوب معرفی می شود و آن فردی که از این اعمال دوری می جوید به عنوان انسان بی خاصیت شناخته می شود. من نمی دانم که این مقوله صرفاً در فرهنگ ما وجود دارد و یا در تمام جهان اینگونه است، اما معتقد هستم که به عنوان یک انسان نباید از اصول اخلاقی خارج شد و در عین حال برای بقاء هم جنگید چیزی که در نهایت حق واقعی هر انسانی است در اخلاق گرایی مدرن که امروزه در جامعه ایران بسیار مشاهده می شود. فریبکاری شاید به یک ارزش تبدیل شده باشد اما من نمی خواهم بپذیرم که باید اینگونه زندگی کرد. شاید زندگی به این شکل سخت تر باشد. اما می توان از این طریق آرامش واقعی را پیدا کرد چیزی که امروزه به سختی پیدا می شود.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Thu, 10 Nov 2022 15:39:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مقاله علمی بنویسیم: بخش پنجم</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85-iu6vmhy7hqwv</link>
                <description>ساختار و سازماندهی یک مقاله علمی چگونه استنوشتن ذاتاً یک فرآیند خلاقانه است. به نظر می رسد این برای محقق علمی مناسب است، جایی که خلاقیت همراه با تفکر انتقادی کلید موفقیت است.افسوس که بسیاری از دانشمندان خود را نویسندگان شایسته ای نمی دانند و وظیفه نوشتن را هم ترسناک و سخت می دانند. برای آن دسته از خوانندگانی که در نوشتن مقاله برای مجلات علمی تجربه ندارند، یک راز وجود دارد: برای نوشتن یک مقاله علمی خوب، لازم نیست نویسنده خوبی باشید. دلیل آن این است: یک فرمول برای ساختار و سازماندهی یک مقاله علمی وجود دارد، به طوری که دانشمند/نویسنده بتواند بر آنچه که بهتر می داند – علم – تمرکز کند و کمتر نگران نوشتن باشد. در نوشتن مقالات علمی نباید کلمات را به طور سلیقه ای یا از روی احساسات انتخاب کرد چرا که قرار نیست شما یک داستان عاشقانه یا رمان جنایی بنویسید به همین دلیل باید به طور کامل بر روی فرمول مقاله نویسی و علم متمرکز شوید. در طول 350 سال گذشته، مجلات علمی سبک، ساختار و سازماندهی متمایزی را ایجاد کرده‌اند که فهمیدن آنچه را که از مقاله علمی نیاز دارند را برای نویسنده و خواننده آسان می‌کند: ارتباط موثر ایده های علمی. این را باید بدانید که مخاطب یک مقاله علمی همه ی مردم جامعه نیستند بلکه مقالات برای هدفی بزرگ و قشری خاصی از جامعه مانند مهندسان نوشته می شوند. یک جامعه علمی مشخص با پیش زمینه های مشخص و اهداف مشخص مهمترین و اصلی ترین مخاطبین یک مقاله علمی هستند. با پیروی از ساختار استاندارد و سازماندهی یک مقاله علمی پژوهشی، نویسنده از بسیاری جهات در محدودیت قرار می گیرد. اما این محدودیت‌ها باعث می‌شود نویسنده و خواننده روی محتوا تمرکز کنند، که اغلب منجر به مقاله بهتری می‌شود.ساختار استاندارد یک مقاله علمیاکثریت قریب به اتفاق مقالات منتشر شده در مجلات علمی، امروزه از ساختار نسبتاً ساده ای پیروی می کنند. با برخی تغییرات، اکثر مقالات از قالبی به نام &quot;IMRaD&quot; استفاده می کنند:Introduction // معرفیMethod (experiment, theory, design, model) // روش (آزمایش، نظریه، طراحی، مدل)Results and Discussion // نتایج و بحثConclusions // نتیجه گیریاین قالب امروزه بسیار فراگیر است و کمتر مقاله ای پیدا می شود که از این قالب استفاده نکند. البته اشکال دیگری هم برای نوشتن یک مقاله وجود دارد اما پیروی از ساختار IMRaD دو مزیت اصلی دارد: سازماندهی محتوای مقاله را برای نویسنده آسان‌تر می‌کند، و یافتن اطلاعات مورد نظر را برای خواننده آسان‌تر می‌کند. در ادامه هر کدام از بخش های معرفی شده را بیشتر بررسی می کنیممعرفیبخش مقدمه باید به دو سوال پاسخ دهد: &quot;چی؟&quot; و چرا؟&quot; مقاله درباره چیست و چرا خواننده باید به آن اهمیت دهد؟ پاسخ به این دو سوال بسیار ضروری است. بنابراین، یک مقدمه باید خواننده را از موضوع مقاله آگاه کند و خواننده را برای ادامه خواندن ترغیب کند.یک مقاله قبل از اینکه در یک مجله علمی منتشر شود باید چهار معیار زیر را داشته باشد:محتوای مقاله باید با نوع مجله علمی مطابقت داشته باشد.کیفیت مقاله (روش و اجرای تحقیق و همچنین نگارش) باید به اندازه کافی بالا باشد.باید نتایج جدیدی ارائه کند (به استثنای مقالات مروری و موارد مشابه).نتایج باید به اندازه کافی قابل توجه باشد تا ارزش خواندن داشته باشد (و در نتیجه ارزش انتشار داشته باشد).از این چهار معیار، نویسنده باید بتواند به وضوح  سه مورد از این معیارها را در مقدمه مقاله معرفی کند (نوع تحقیق، نتایج و اهمیت). کیفیت ضمنی است و باید نشان داده شود، نه اینکه صرفاً ادعا شود.جریان اصلی مقدمه از موضوعات کلی شروع می شود و سپس به سمت خاص تر شدن می رود. به طور مشخص مقدمه مقاله پژوهشی از سه مرحله تشکیل شده است:یک پیش زمینه ایجاد کنید (زمینه کار چیست، چرا این زمینه مهم است، قبلاً چه کاری انجام شده است؟)توصیف یک شکاف (نشان دادن شکاف، طرح یک سوال، یا به چالش کشیدن کارهای قبلی در این  قلمرو)پر کردن شکاف و نشان دادن هدف (هدف تحقیق حاضر را اعلام کنید؛ به صورت اختیاری نتایج را خلاصه کنید).می توان از روش  زیر برای نوشتن مقدمه در مقاله علوم مهندسی استفاده کرد:موضوعمسئلهراه حلو یا از روش زیر برای نوشتن مقدمه مقاله در زمینه علوم پایه استفاده کرد:مشاهدهکشفتوضیحبرخی از مقالات مقدمه را با ارائه طرح کلی مقاله به پایان می‌رسانند، اگرچه من طرفدار این سبک نیستمبرخی از مشکلات رایج در نوشتن مقدمه عبارتند از ارائه اطلاعات غیر ضروری (گفتن انچه که خواننده می داند یا نیازی به دانستن آن ندارد)، اغراق در اهمیت کار، یا ناتوانی در توضیح اینکه این مقاله در صدد است به چه سئوالاتی پاسخ دهد. روشبخش روش کار، قلب پژوهشنامه و مقاله است. در اينجا با اين سؤالات روبرو مي شويد: از چه مسائلي استفاده كرديد و چه كرديد؟ بخش روشها بايد با يك توالي منطقي شرح دهد كه يك مطالعه چگونه طر ح ريزي و اجرا شده است و داده ها چگونه تحليل گرديده اند. تمامي موارد ذكر شده در اين بخش را به تفصيل توضيح دهيد. اين بخش بايد به گونه اي نوشته شود كه اگر محقق ديگري تصميم به تكرار كار شما گرفت براحتي بتواند مطالعه را عيناً و يا به شكل ديگري انجام دهد.بخش روش کار از چند بخش فرعي تشكيل می شود:الف. نوع مطالعه:نوع مطالعه اي كه در اين پژوهش استفاده شده بایستی بيان شود. (از نوع آزمايشي، غیر آزمایشی، پیمایشی و همبستگی)ب. شركت كننده ها (Subjects):در اين قسمت تعداد نمونه هاي شركت كننده در پژوهش (انسان ، حيوان و …) جنس ، سن و ساير اطلاعات لازم در باره آنها و نيز نحوه شركت دادن آنان بر پژوهش نوشته مي شوند. روش نمونه گيري يا علت حذف برخي نمونه ها نيز بايستي بيان شود. معيارهاي پذيرش و عدم پذيرش نمونه ها (including, exculding criteria) باید آورده شود.ج. مواد:در صورتي كه از مواد يا وسايل خاصي استفاده مي شود، از قبيل مواد شيميايي و داروها، به گونه اي كه ساير پژوهشگران بتوانند شرايطي دقيقاً مشابه به شرايط شما پديد آورند را ذكر كنيد.در صورتي كه از نام تجارتي خاصی استفاده مي كنيد بايد نام شيميايي يا ماده فعال آن را در اولين قسمتي كه نامي از آن به ميان آمده به طور كامل ذكر كنيد. بعضي مجلات از شما مي خواهند كه نام و نشاني تهيه كننده يا سازنده مواد را در مقاله بيان كنيد. همواره مقدار دقيق دوز داروها را بگوئيد، همچنين ذكر كنيد كه محلولها را با چه غلظتي و چگونه تهيه كرده ايد.د. روش جمع آوري داده ها:در اين جا ابزارهاي پژوهش بيان مي شود. منظور دستگاهها، ابزارآلات، آزمونها، پرسش نامه و نظاير آن مي باشند. اگر اسباب و تكنيك ها شناخته شده هستند يا در متون استاندارد وجود دارند نيازي به اطلاعات بيشتر نيست ولي براي لوازمي كه كمتر شناخته شده اند، بايد اسم ، نوع و نام توليد كننده ذكر شود.درباره آزمون ها و پرسشنامه به ويژه درباره روايي (validity) و پایایی (reliability) آنها توضيحات لازم بايد داده شود. در معرفي پرسش ها و آزمونها، ذكر تعدادي سؤال يا ماده نمونه در متن مقاله (در بخش روشها ) ضروري است. در صورت لزوم نمونه كامل پرسشنامه يا آزمونها را در بخش پيوست بياوريد. ه. شيوه اجرا (Procedure):در اين بخش تمام مراحل اجرا پژوهش به طور خلاصه وصف مي شود. به طور مشخص در اين قسمت نحوه انتخاب گروههاي تجربي و مشاهده دستورالعمل هايي كه به آزمودني ها داده شده، طريقه اعمال متغير مستقل بر متغير وابسته، طرح پژوهش، تعاريف متغيرها و اين كه براي شركت كنندگان در آزمايش يا آزمودني ها دقيقاً چه اتفاقاتي رخ داده است، توضيح داده مي شود. در مورد روشهاي شيميايي يا آزمايشگاهي علاوه بر ذكر خصوصيات مواد و و تغييرات (Specificity) اختصاصي بودن، (Sensivity) كيت هاي به كار رفته، حساسیت (Sensivity)، اختصاصي بودن (Specificity) و تغییرات در اندازه گيري يك نمونه بايد ذكر شود.و. رعايت اخلاق تحقيق:رضايت هاي كسب شده و بخصوص بازنگري طرح تحقيق و تصويب آن توسط كميته اخلاق در پژوهش بايد ذكر شود.ز. روشهاي تحليل آماري:روش هایی که برای تجزیه و تحلیل نتایج آماری استفاده شده باید ذکر شود اما آوردن نام نرم افزار مورد استفاده لازم نيست. اكثر آزمونها شناخته شده هستند و نيازي نيست كه آنها را توضيح دهيد در صورتي كه روشي شناخته شده نيست بايد منبع استخراج آن را ارائه كنيد .چارچوب نوشتن بخش روش کار مقاله Material &amp; Methodروش تحقیق: اشاره به روش تحقیق مورد استفاده از بین روش‌های مختلف مانند روش تاریخی، توصیفی، پیمایشی یا زمینه یابی، تحلیل محتوا، میدانی، مورد پژوهی، همبستگی، آزمایش میدانی و آزمایشی.جامعه آماری: ارائه توضیحاتی درباره جامعه آماری به تفکیک مشخصاتی مانند سن، جنس و …نمونه و روش نمونه گیری: آوردن حجم نمونه همراه با مشخصات دموگرافیک یا جمعیت شناختی، روش نمونه گیری مورد استفاده و افت احتمالی نمونه‌ها. در این بخش می‌توان از نمودارهایی استفاده کرد که میزان افت آزمودنی‌ها در هر مرحله از پژوهش را نشان می‌دهد. قابل ذکر است که در پژوهش‌های آزمایشی مربوط به حوزه علوم پزشکی باید از فرمت کونسورت استفاده نمایید. البته این فرمت در سایر رشته‌ها نیز قابل استفاده است. ابزارهای جمع آوری داده ها: اشاره به ابزارها همراه با مشخصات آن‌ها از جمله روایی و پایایی، زمانی که از ابزارهای استاندارد استفاده می شود. همچنین توضیح فرایند ساخت ابزار و مشخصات آن زمانی که ابزار جدید ساخته می‌شود.شیوه‌های جمع آوری داده‌ها: اشاره به مراحل متوالی طی شده در راستای جمع آوری اطلاعات و چگونگی انجام کار توسط پژوهشگر.روش‌های تجزیه و تحلیل داده‌ها: اشاره به عنوان آزمون یا آزمون‌های آماری مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده‌ها.نکات اساسی در نوشتن روش کار یا مواد و روش ها Material &amp; Methodبخش روش خود شامل سه قسمت نسبتاً مجزا است، كه به ترتيب عبارتند از:الف) شركت كنندگان و طرح پژوهشدر بخش شركت كنندگان و طرح پژوهش هيچ‌گونه نتيجه‌اي را بيان نكنيد.ابتدا مشخصات شركت كنندگان را ذكر كنيد. چه كساني، چه تعدادي و با چه ويژگي‌هايي انتخاب شده‌اند.نحوه انتخاب شركت كنندگان و داوطلب بودن يا نبودن آن‌ها ذكر شود.تا حد ممكن ويژگي‌هاي جمعيت شناختي شركت‌كنندگان بيان شود. براي مثال، تعداد دختر و پسر شركت كننده، ميانگين يا دامنه سني آن‌ها، سطح تحصيلات و طبقه اقتصادي – اجتماعي آن‌ها.تمام كنترل‌هايي كه براي جلوگيري از اريب انتخاب افراد صورت گرفته بايد ذكر شود.اگر پژوهش از نوع آزمايشي است، نحوه دستكاري متغير (هاي) مستقل و شيوه كنترل متغيرهاي مزاحم براي شكل گيري گروه‌ها بیان شود.اگر غير آزمايشي است نحوه طبقه بندي صورت گرفته يا انتخاب گروه‌هاي از قبل شكل گرفته دقيقاً تشريح شود.براي طرح‌هاي پيمايشي و همبستگي ذكر نوع مطالعه در ابتدا يا انتهاي توصيف مشخصات شركت كنندگان كفايت مي‌كند.ب) ابزار يا تكاليفابزار استفاده شده در پژوهش مي‌توانند شامل پرسشنامه، مشاهده، مصاحبه، مقياس‌هاي درجه‌بندي و آزمون‌ها باشند. در گزارش ابزار استفاده شده ابتدا اين ابزار توصيف شوند، سپس شيوه نمره‌گذاري آن‌ها ذكر شود و در پايان ويژگي‌هاي روانسنجي (نظيراعتبار و روايي) آن‌ها مورد اشاره قرار گيرد.ج) شيوه گردآوري داده‌ها (براي طرح‌هاي غير آزمايشي) يا مراحل اجراي آزمايش (براي طرح‌هاي آزمايشي)در این قسمت مراحل اجراي آزمايش يا شيوه گردآوري داده‌ها بايد هر عملي را كه قبلاً توصيف نشده و پژوهشگران ديگر براي تكرار مطالعه به دانستن آن نياز دارند توصيف شود.نکاتی که در این بخش باید ذکر شود شامل:ترتيب خاص گام‌هاي برداشته شده براي مطالعه نحوه آموزش پرسشگرانزمان‌بندي پژوهشدستورالعمل داده شده به شركت كنندگاناطلاعات اوليه داده شده به آن‌ها درباره هدف پژوهش و يا نحوه اجراي مطالعه (اجرا فردي بوده يا گروهي، طول مدت زمان اجرا، مكان اجرا و مواردي از اين قبيلنتایج و بحثدر نوشتن قسمت بحث و نتیجه گیری به تفسير نتايج، بحث و نتيجه‌گيري و ارتباط ميان يافته‌ها با تحقيقات و تئوري‌هاي پيشين پرداخته می‌شود. ساختار اين بخش بر عكس مقدمه است، از جزئيات نتايج پژوهش شروع و به سمت كليات حركت مي‌كنيم. در  قسمت بحث و نتیجه گیری Discussion، بايد به اين سؤالات پاسخ دهيد که « نتايج به دست آمده چه كاربردهايي دارد؟»، « نتايج به دست آمده چه معنايي دارد؟». نگارش بحث و نتیجه گیری Discussion دشوارترين قسمت مقاله است و نياز به تفكر دقيق دارد. حجم اين بخش نبايد بيش از يك سوم كل نوشتار باشد.نكاتی که در نوشتن بخش بحث و نتیجه گیری Discussion باید مد نظر گرفت:خلاصه يافته هاي مهم در يك پاراگراف در ابتداي بحث آورده شود.نتايج با كارهاي قبلي مقايسه شود.كاربرد علمي و باليني يافته ها به بحث گذاشته شود.مشكلات پيش آمده با روشهاي به كار رفته مورد بحث قرار گیرد.گذري به آنچه يافت نشده است، بزنید.پيشنهاد كار بيشتر در خصوص مطالعه انجام شده بدهید.ارائه يك نتيجه گيري مختصر و کوتاه از کل نتایج بدست آمده، ارائه دهید.بنابر اين لازم است در قسمت بحث شباهت ها و يا تفاوت هاي بين نتايج پژوهش با پژوهش هاي قبلي روشن شود. نقاط ضعف پژوهش بيان شود. كمك هايي را كه يافته هاي پژوهش به روشن شدن مسأله و زمينه دانش آن كرده اند نيز معلوم شود. بايد ارتباط واضح بين پژوهش خود و كارهاي قبلي كه در اين زمينه خاص مربوط به پژوهش انجام شده و ساير زمينه ها را بیان کرده و مورد بحث قرار داد و با استفاده از نتايج حاصل از پژوهش به انجام رسيده ، پيشنهاداتي را ارائه كرد. يافته هاي خود را به يافته هاي حاصل از پژوهشهاي قبلي مرتبط كرده و در صورتي كه اين يافته ها با يكديگر همخواني ندارد علت آن را ذكر كرده و بالاخره مشكلات و نقاط ضعف پژوهش، همراه با پيشنهادهايي براي پژوهشگران كه مي خواهند در آينده در زمينه پژوهش فوق كار كنند، ذكر شود. در قسمت انتهاي مقاله مي توان از همكاران، تكنسين ها، منشي و ساير افرادي كه در تهيه مقاله كمك كرده اند، سپاسگزاري نمود .ساختار بخش بحث و نتیجه‌گیری1. این بخش را می توان با ذکر دوباره هدف پژوهش شروع کرد.مثال: پژوهش حاضر به منظور بررسی ارتباط بین گرم شدن هوای کرده زمین و تغییرات اقلیمی در دشت‌های شمال غربی ایران انجام گرفت.۲. یافته‌ها به صورت خلاصه و به شکل جداگانه آورده می‌شود.مثال: اولین یافته‌ای که از پژوهش حاضر به دست آمد، این بود که گرمایش زمین سبب کاهش آب‌های سطحی شده است.۳. نتیجه به دست آمده را با نتایج پژوهش‌های پیشین مقایسه کنید و ذکر کنید که آیا این یافته با پژوهش‌های دیگر همسو بوده است یا خیر.۴. یافته به دست آمده را تبیین کنید. چرا چنین نتیجه‌ای به دست آمده است. برای این کار می‌توانید از مدل‌ها یا نظریات مختلف استفاده کنید.۵. تمام یافته‌های به دست آمده را در بخش نتیجه‌گیری خلاصه کنید.۶. محدودیت‌های پژوهش را ذکر کنید و پیشنهاداتی برای پژوهش‌های آینده ارائه دهید.اصول اساسی در نوشتن قسمت بحث و نتیجه گیری۱. ابتدا با بياني كلي راجع به ماهيت نتايج بدست آمده، بحث را شروع كنيد. مي‌توان قبل از آن نيز يك بار ديگر هدف اصلي پژوهش را ذكر كرد۲. ساختار اين بخش فني‌تر از ساير بخش‌ها است. از بحث در خصوص نتايج و تعبير و تفسير آن‌ها شروع مي‌شود، سپس يك نتيجه‌گيري از يافته‌هاي به عمل مي‌آيد.۳. در قسمت نتيجه‌گيري سعي مي‌شود نتايج مطالعه حاضر در بدنه دانش موجود قرار گيرد. تلویحات نظري، عملي، تجربي و روش‌شناختي يافته‌ها بيان مي‌شود. در پايان محدوديت‌ها مطالعه حاضر و پيشنهادهايي براي مطالعات آتي مورد بحث قرار مي‌گيرد.۴. اگر ساختار نگارش مقدمه را به مثابه قيفي در نظر بگيريم كه از كليات يعني زمينه بحث شروع مي‌شود و به جاي باريك قيف يعني فرضیات ختم مي‌شود؛ ساختار نگارش بحث مشابه يك قيف بر عكس است كه از جاي باريك يعني بحث و تفسير در خصوص تك تك نتايج شروع مي‌شود و به بالاي قيف يعني نتيجه گيري و بسترسازي براي ارائه نظريه و بسط دانش ختم مي‌شود.۵. تبيين‌هاي ارائه شده را به نكاتي كه در مقدمه مقاله به آن اشاره كرديد ربط دهيد.۶. نتايج را با كلمات متفاوت دوباره در اين قسمت تكرار نكنيد.۷. يافته‌هاي جديد را در مقايسه با يافته‌هاي ديگران تفسير كنيد.۸. تبيين‌هاي احتمالي همسويي و ناهمسويي نتايج مطالعه خود را با مطالعات ديگران بيان كنيد.۹. به محدوديت‌هاي مطالعه خود اشاره كنيد. به مواردي اشاره کنید كه در ارتباط با يافته‌هاي پژوهش است و تعميم پذيري آن‌ها را با اشكال مواجه مي‌سازد. گرفتاري‌هاي پژوهشگر در اين قسمت جايگاهي ندارد.۱۰. پيشنهادهاي ارائه شده در راستاي حل محدوديت‌ها و قابل اجرا باشد.۱۱. ذکر کمک هایی که این یافته به گسترش دانش نظری نموده است.۱۲. مشخص کنید که یافته‌های شما در چه بخش‌هایی کاربرد دارد.۱۳. احاطه یافتن بر نظریه‌ها و ادبیات پژوهش قبل از اقدام به تدوین این قسمت.۱۴. خودداری از ارائه قضاوت‌های شخصی و آوردن تفسیرهای ورای داده‌ها.۱۵. خودداری از ارائه تعمیم‌های فاقد شواهد و تعمیم‌های با شواهد اندک.نتایجاين بخش ، بخش ساده و توصيفي مقاله است كه به بيان نتايج حاصل از آزمايشها مي پردازد. مهمترين هدف اين بخش گزارش يافته‌هاي مقاله است. معمولاً دو فرآیند اصلی در بیان بخش «نتایج» وجود دارد. ابتدا اینکه شما باید نوعی توصیف کلی از آزمایش ها و در واقع تصویری بزرگ یا کلی از آنها البته بدون تکرار جزئیات آزمایش ها در بخش «مواد و روش ها» ارائه کنید. دوم اینکه باید داده ها را ارائه کنید. نتایج شما باید به صورت جملات زمان گذشته ارائه شوند.البته این کار زیاد هم آسان نیست. داده ها چگونه باید ارائه شوند؟ انتقال داده ها از یادداشت های آزمایشگاهی به بخش «نتایج» مقاله باید به درستی و با دقت انجام شود.مهم تر اینکه در مقاله، شما باید داده های نمونه و انبوهی از داده های تکراری را ارائه کنید. این امر که شما می توانید همان آزمایش را بدون تفاوت معنادار در نتایج، 100 بار تکرار کنید، ممکن است برای یک پرفسور رشته ی تخصصی شما بسیار جالب و جذاب باشد، اما سردبیران و همچنین خوانندگان بیشتر موضوعات خلاصه و زود هضم را ترجیح می دهند.لازم نيست تمام اطلاعات به دست آمده در بخش نتایج ارائه شوند، اين بخش بايد فقط حاوي اطلاعات مرتبط با عنوان باشد. در ضمن گزارش نتايج آزمون هاي آماري، ذكر اين نكته مهم كه چه فرضيه هايي تأييد شده و كدام يك تأييد نشده است نيز ضرورت دارد.نحوه ارائه اعداد و ارقام در بخش نتایج مقاله Resultsاگر قرار است تنها یک یا چند داده ارائه شوند آنها باید به طور توصیفی در متن ارائه و داده های تکراری باید در جداول یا گراف ها ارائه شوند.داده، مکرر یا به هر صورت دیگر، باید معنادار وواضح باشد. فرض کنید که در گروه خاصی از آزمایش ها، شماری از متغیرها آزمایش شدند. آن متغیرهایی که قطعاً برواکنش تاثیر می گذارند، جزء داده ها محسوب می شوند. اگر داده های فوق گسترده باشند جدول بندی یا نمودار بندی شوند. آن متغیرهایی که به نظر می رسد بر واکنش تاثیر گذار باشند، نباید جدول بندی شوند. به هر حال تعریف حتی جنبه های منفی آزمایش های شما می تواند مهم باشد. غالباً بیان آنچه که شما تحت شرایط آزمایش های خود پیدا نکرده اید، بیمه خوبی می باشد زیرا احتمال فراوانی وجوددارد که شخص دیگری نتایج متفاوتی را تحت شرایط متفاوت بدست آورد. در صورت استفاده از آمار برای توصیف نتایج، آنها باید آمار معنادار باشند.تلاش برای وضوح نتایج Resultsنتایج باید کوتاه و خوشایند باشند. هرچند بخش «نتایج» مهم ترین بخش است، اما اغلب کوتاهترین بخش نیز می باشد. به خصوص اگر قبل از آن، بخش «مواد وروش ها» و پس از آن هم بخش «بحث» به خوبی نوشته شده باشد.نتایج باید به طور مشخص و ساده بیان شوند زیرا این نتایج هستند که دانش و اطلاعات جدیدی را که شما به جهان ارائه می کنید تشکیل می دهند. بخش های نخست مقاله (مقدمه، مواد و روش ها) برای گفتن چرایی و چگونگی نتایج حاصل شما طراحی می شوند : بخش آخر مقاله (بحث) برای گفتن انچه که انها معنی می دهند، طراحی می شود؛ بنابراین کل مقاله مشخصاً باید بر مبنای نتایج پابرجا و معتبر بماند یا حتی ممکن است سقوط کند. بنابراین، نتایج باید با وضوح و شفافیت کامل ارائه شوند.اجتناب از زواید و حشو در بخش نتایج Resultsسعی نکنید که نتایج شما دارای موارد تکراری و زواید (افزودگی) باشند. رایج ترین اشتباه، تکرار آن دسته از وتژگانی است که قبلاً برای خواننده از طریق بررسی تصاویر و جداول مشخص می باشد. حتی بدتر از آن، تکرار دوباره تمام یا بسیاری از داده های نشان داده شده در جداول یا تصاویر، در خود متن است. در نشان دادن تصاویر و جداول، درازگویی نکنید.نکات مهم در نگارش نتایج مقالهابتدا اطلاعات مقدماتي در خصوص روش های آماری استفاده شده بیان شود و سپس به سراغ گزارش نتايج بروید.شما نباید بخش «نتایج» را با توصیف روش هایی که به طور ناخواسته از بخش «مواد و روش ها» از قلم انداختید، شروع کنید.درباره هر يك از آزمون هاي آماري به كار رفته بايد اطلاعات لازم داده شود از جمله مقدار آزمون، درجه آزادي، سطح احتمال، ارزش آماري و جهت اثر؛ ولی ذكر فرمول هاي محاسباتي يا داده هاي خام ضرورتي ندارد .اگر از روش پيچيده‌اي براي تجزيه و تحليل داده‌ها استفاده شده است، بايد در اولين پاراگراف توضيح كوتاهي درباره نكات تئوري اين روش ارائه داده شود وتشريح شود چه روش آماري را به كار رفته و علت استفاده از آن چه بوده است.. اگر از روش آماري استفاده شده باشد  كه در دسترس عموم قرار ندارد، براي خوانندگان توضيح داده شود از كجا مي‌توانند آن را به دست آورند و چگونه مي‌توانند اطلاعات درباره آن كسب نمايند.به جاي ارائه تعداد زيادي رقم، ميانگين آنها را ذكر كنيد. سپس مي توانيد واريانس اطلاعات اصلي به دست آمده را با ارائه انحراف معيار هر يك از ارقام مشخص كنيد.در نگارش نتايج بايد از جملات طولاني و تكراري خودداري كرد. بخش نتايج شامل مجموعه اي از متن ، جداول ، تصاوير ، نمودارها ، شجره نامه و … مي باشد .متون جداول و زير نويس نمودارها بايد خودكفا باشد و براي شرح آنها خواننده گمراه نشود كه به متن مراجعه كند. از جملاتي چون « نتايج حاصل از آزمايش A در جدول 1 ارائه شده » خودداري كنيد در عوض چنين بنويسيد « روش درماني مورد استفاده در آزمايش A ، نتیجه 5% بيشتر از گروه كنترل به بار آورده است (جدول 1)».بخش نتايج را به ترتيب فهرست فرضيه ها تنظيم كنيد. سعي كنيد نتايج واضح باشد و از تكرار غيرضروري اطلاعات متن، تصاوير و جداول پرهيز كنيد.فايده جدولها اين است كه نتايج را به طور دقيق و در يك فضاي كم و به طور خلاصه ارائه مي دهند، به طوري كه به آساني با نتايج آماري مطابقت داده مي شود. در نتیجه  ارائه جداول و شكلها به منظور کمک به خواننده جهت كمك به درک بیشتر است.اگر بيان نتايج در چند جمله در متن مطلب را به خوبي تفهيم كند نيازي به ارائه جدول و شكل نمي باشد.در بخش نتايج براي بيان اين نكته كه چرا فرضيه ها تأييد شده يا نشده اند نبايد كوشش صورت گيرد.  اين بخش جاي بحث درباره يافته ها نيست.بهتر است موقع ارسال مقاله براي درج در مجلات، جداول، نمودارها و شكلها را داخل متن نگذاريد بلكه جاي آنها را در متن مشخص كرده و در صفحات جدا با ذكر شماره قرار دهيد.نشان داده شود كه داده‌های موجود فرض‌هاي زيربنايي استفاده از آزمون مورد نظر را دارا است (به عنوان مثال شرط همگني واريانس‌ها يا نرمال بودن). هر نوع تغيير و تحولي كه در داده‌ها اعمال شده باشد، باید گزارش داده شود..داده‌هاي به دست آمده از كاربرد روش‌هاي آمار استنباطي و توصيفي در پژوهش همراه با مقدار P نوشته می‌شود.نتیجه گیریبخش نتیجه‌گیری خلاصه‌ای از نتایج و بحث ارائه می‌کند، اما باید بیشتر از یک خلاصه باشد. پس از نشان دادن چگونگی پرداختن به هر سؤال پژوهشی که در مقدمه مطرح شده است، باید بر مفاهیم و یافته ها تأکید کرد و توضیح داد که چگونه کآر انجام شده است و به چه مواردی توجه شده است. هدف در اینجا ارائه کلی ترین ادعاهایی است که می تواند توسط شواهد پشتیبانی شود. این بخش باید بر خواننده متمرکز باشد و از فهرستی از تمام کارهایی که «من» یا «ما» انجام داده‌ایم اجتناب شود. بخش نتیجه گیری باید امکان خواندن و فهمیدن هدف کلی مقاله را برای خواننده فراهم کند. هنگام نوشتن این بخش، خواننده ای را تصور کنید که مقدمه را می خواند، شکل ها را مرور می کند، سپس به نتیجه می رسد. نتیجه باید به طور خلاصه پیام(های) کلیدی را که نویسنده می خواهد منتقل کند ارائه کند. نباید استدلال های مطرح شده در نتایج و بحث را تکرار کرد، فقط باید نتیجه گیری نهایی و کلی را تکرار کرد. در حالی که بخش نتایج و بحث اغلب بسیار طولانی است، بخش نتیجه گیری به طور کلی کوتاه است. هدف دوم نتیجه گیری، ارائه دیدگاه در مورد تحقیق های بعدی است. این می تواند توصیه هایی به مخاطب یا نقشه راه کارهای آینده باشد. مقدار کمی از حدس و گمان در موارد مرتبط می تواند در اینجا مناسب باشد.برخی از مشکلات رایج هنگام نوشتن نتیجه گیری عبارتند از: تکرار چکیده، تکرار اطلاعات پیشینه از مقدمه، ارائه شواهد جدید یا استدلال های جدیدی که در نتایج و بحث یافت نشده است، تکرار استدلال های ارائه شده در نتایج و بحث، یا عدم پرداختن به همه موارد سوالات تحقیق در مقدمه.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Feb 2022 18:01:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مقاله علمی بنویسیم: بخش چهارم</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%DA%86%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%85-lyecgn6dbgif</link>
                <description>برنامه ریزی و اجرای تحقیق برای انتشار مقاله علمیاکثر پروژه های علمی با هدف نوشتن یک مقاله به عنوان خروجی کار شروع می شوند، یا حداقل با این تصور که این می تواند یک امکان باشد. اگر چنین است، تحقیق باید با در نظر گرفتن انتشار برنامه ریزی و اجرا شود. یکی از الزامات حیاتی یک مقاله علمی این است که محقق مسئله را با جزئیات کافی مستند کند تا خواننده بتواند استدلال ارائه شده را دنبال کند و نتایج به دست آمده را اعتبار سنجی کند. علاوه بر این، نویسندگان مقاله منتشر شده باید بتوانند از تحقیقات خود در برابر منتقدان دفاع کنند، بنابراین آنها باید داده های خام استفاده شده و جزئیات قابل توجه در مورد روش آزمایش شده خود را برای بررسی بعدی در دسترس داشته باشند. به همین دلیل باید بتوانند تمام سوابق مربوط به آزمایش ها و تحقیقات خود را ارشیو کنند. امروز محققان از دفترچه یادداشت های مجازی یا فیزیکی برای نگه داری تمام سوابق کار خود استفاده می کنند. بنده به شخصه استفاده از دفترچه یادداشت های مجازی که به خوبی سازمان بندی شده باشند را پیشنهاد می کنم.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Feb 2022 12:48:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مقاله علمی بنویسیم: بخش سوم</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%D9%88%D9%85-diq6mvvgqp1i</link>
                <description>جستجوی ادبیاتیک پروژه تحقیقاتی جدید تقریباً همیشه با جستجوی ادبیات شروع می شود - یا حداقل باید به این شکل شروع شود. هدف جستجوی ادبیات ارزیابی وضعیت دانش عمومی ما در مورد یک موضوع قبل از شروع به تحقیقات است. از آنجایی که علم در مورد تأیید یا رد دانش موجود یا توسعه دانش جدید است، درک کامل وضعیت فعلی دانش عمومی ضروری است. توجه داشته باشید که جستجوی ادبیات مربوط به یافتن مقالات مرتبط نیست، بلکه در مورد خواندن مقالات مرتبط است. متأسفانه، جستجوهای ادبیات به ندرت آنطور که باید انجام می شود. در اینجا چند نکته برای بهبود جستجوی ادبیات وجود دارد:قبل از انجام تحقیق و مطمئناً قبل از نوشتن مقاله، ادبیات موضوع را جستجو کنید.مقالاتی که در یافته های جستجوی شما به آن ها ارجاع صورت گرفته است را حتما مطالعه کنید.در زمینه های مختلف جسجتو را انجام دهید کلمات کلیدی را ترکیب کنید و جسجتو کنید.وقتی مقالات ارزشمند و قابل استناد را یافتید همه را در جای مناسب بایگانی کنید برای مراجعات بعدی هرگز به حافظه خود در این زمینه اتکا نکنید.به یاد داشته باشید هیچکس نمی تواند به طور کامل ادبیات یک موضوع را کشف کند.بعد از جسجتوی لازم به دنبال مقالاتی باشید که به تازگی در مورد موضوع شما منتشر شده اند. با مطالعه اخرین مقالات منتشر شده می توانید اطمینان حاصل کنید که به آخرین پیشرفت ها در این حوزه کاملاً آگاه شده اید.شروع جستجوی ادبیات همیشه به یک سوال دشوار منجر می شود: چگونه باید بدانیم که  چه زمانی باید جستجو را متوقف کنیم؟ همیشه مقالات مهمی وجود خواهند داشت که هرگز آنها را پیدا نمی کنید. این ماهیت علم مدرن است. دانستن اینکه چه زمانی باید جستجوی ادبیات را رها کرد (یا مکث کرد) و کار جدید را شروع کرد، فهمیدن این مسئه بیشتر به تجربه بستگی دارد و نمی توان برای آن پاسخ کاملی یافت.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Feb 2022 10:36:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مقاله علمی بنویسیم: بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-ibukxuyffixd</link>
                <description>شروعاگر به نوشتن مقاله علمی و انتشار آن فکر می کنید، اولین قدم های شما باید چه باشد؟ در حالت ایده‌آل، در اوایل پروژه تحقیقاتی خود به امکان نوشتن و انتشار  مقاله فکر کرده‌اید، داشتن برنامه ریزی بسیار اهمیت دارد زیرا برخی برنامه‌ریزی‌های اولیه می‌تواند به شما در جلوگیری از مشکلات بعدی کمک کند. اما ابتدا باید انگیزه های خود برای نوشتن مقاله علمی را بررسی کنید.چرا مقاله بنویسیم و منتشر کنیم؟نوشتن مقاله و انتشار آن در یک مجله معتبر کار سختی است، حتی پس از تحقیقات بسیار باز هم کار سختی است. پس چرا مردم این کار را می کنند؟ چه چیزی نویسندگان را وادار می‌کند که فرآیند نگارش و سپس فرآیند بررسی مقاله را برای انتشار آثار خود طی کنند؟ دو نوع انگیزه وجود دارد، نوع دوستی و منفعت شخصی، و بیشتر نویسندگان ترکیبی از این دو را دارند.نوع دوستینشریات علمی روش اصلی برای انتشار دستاورد های علمی هستند در کنار تدریس، کتب دانشگاهی و کنفرانس های علمی. علم از طریق مجموعه‌ای از دانش‌های مشترک که دائماً در حال چالش، بازنگری و گسترش است، رشد می‌کند و پیشرفت می‌کند.اکثر دانشمندان تمایل شدیدی برای کمک به پیشرفت رشته خود دارند. ، که اغلب دلیل اصلی آنها برای دانشمند شدن است. انتشار معمولاً ساده‌ترین راه برای انجام چنین مشارکتی است، و بنابراین برای اکثر دانشمندان بسیار انگیزه‌بخش (و رضایت‌بخش) است.نفع شخصیانتشار مقاله همچنین می تواند مزایای ملموسی را برای نویسنده به ارمغان بیاورد، بنابراین انگیزه ای شخصی برای نوشتن و انتشار مقاله ایجاد می کند. انتشار مقاله ممکن است برای پیشرفت شغلی مورد نیاز باشد و اغلب با جوایز مالی مستقیم یا غیرمستقیم همراه است. البته ذکر این نکته ضروری است که حتی بدون این انگیزه‌های حرفه‌ای آشکار، تقریباً همه انسان‌ها آرزو دارند تا تلاش هایشان توسط بقیه دیده شود.ایجاد تعادل در نوع دوستی و نفع شخصیاجازه دهید واضح بگویم که من انگیزه های شخصی را ذاتا بد یا حتی اساساً بدتر از انگیزه های نوع دوستانه نمی دانم. داشتن انگیزه های منفعت طلبانه برای پیشرفت در هر حوزه ای لازم است چون در اخر همه چیز به اقتصاد و بازار ربط دارد.من گمان می کنم که هر نویسنده ای ترکیبی از این دو دسته انگیزه را دارد. مشکل زمانی ایجاد می شود که نوع دوستی و منافع شخصی متعادل نباشد به ویژه اگر کار علمی صرفا بر مبنای منغعت شخصی باشد در این صورت ارزش و اعتبار آن کار علمی زیر سئوال می رود.در دنیای آکادمیک، مانند دنیای اقتصادی، سیستم‌هایی که نابرابری بیشتر در «ثروت» را ترویج می‌کنند، به خودخواهی نامتعادل کمک می‌کنند. وقتی یک نفر برنده می شود همه چیز را به دست می آورد و متاسفانه در دنیای علم هم اوضاع همینگونه است. دانشمندی که با انتشار مقالات بیشتر شغل های بهتری به دست می آورد لزوما بهتر از دانشمندی نیست که صرفاً یک مقاله چاپ کرده است. شما باید همواره به کیفیت توجه داشته باشید و نه کمیت چرا که وقتی کیفیت ملاک عمل شما قرار بگیرد می توانید واقعا به گسترش علم کمک کنید اما در عین حال می توانید از تولید علم با کیفیت منفعت شخصی هم کسب کنید. </description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Feb 2022 10:04:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مقاله علمی بنویسیم: بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-rqxjixegr5sm</link>
                <description>پیشگفتارنوشتن مقالات علمی بخش مهمی از کار بسیاری از دانشمندان و مهندسان است. همچنین یک بخش اساسی از سرمایه گذاری علمی است. کاری به این مهمی باید به خوبی انجام شود. با این حال، بسیاری از دانشمندان و مهندسان خود را نویسنده خوبی نمی دانند، پس چگونه یک دانشمند متوسط می تواند یک مقاله علمی خوب بنویسد؟خبر خوب این است که برای نوشتن یک مقاله علمی خوب لازم نیست نویسنده خوبی باشید، اما باید نویسنده دقیقی باشید. و خلاقیت لازم را به خرج دهید. به طور خاص، نوشتن برای یک مجله علمی یا مهندسی مستلزم یادگیری و اجرای فرمول خاصی برای ارائه کار علمی است. در این سری مقالات من می خواهم نوشتن یک مقاله خوب علمی را به شما آموزش دهم.سه رکن اساسی علمعلم را می توان ترکیبی از سه چیز اساسی در نظر گرفت: (1) مجموعه ای مشترک از دانش (هم حقایق/داده ها و هم نظریه ها). (2) روشی برای ارزیابی اثربخشی نظریه‌های علمی با مقایسه پیش‌بینی‌های آن نظریه‌ها با مشاهده/آزمایش. (3) نگرش تحقیقی شکاکانه و این باور که تمام دانش علمی موقتی است و در صورت مواجهه با شواهد جدید قابل بازنگری است.ادامه دارد...</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Fri, 18 Feb 2022 01:05:53 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دزدی عجیب در یک فروشگاه</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%AF%D8%B2%D8%AF%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-p3gzjznefjtf</link>
                <description>در سال 2017، یک مرد انگلیسی با ظاهری محترم به صندوق یکی از فروشگاه های Aldi مراجعه کرد در حالی که یک تلویزیون را با خود به همراه داشت. او به صندوق دار می گوید که به تازگی این تلویزیون را از این فروشگاه خریداری کرده اما پشیمان  شده و می خواهد که تلویزیون را پس بدهد.ظاهراً دستگاه در شرایط بسیار عالی قرار داشت و هنوز در بسته بندی اصلی خود بوده است. مشتری همچنین ادعا می کرد که بسته را باز نکرده و تلویزیون را وصل نکرده است.صندوقدار بعد از یک بررسی کلی از مشتری می خواهد که رسید خرید تلویزیون را به وی نشان بدهد.مرد انگلیسی ادعا کرد که رسید خرید را به همراه خود ندارد.به همین دلیل صندوقدار از پس گرفتن تلویزیون خودداری کرد و بحث ما بین این دو بالا گرفت.مرد انگلیسی سپس درخواست می کند که با مدیر فروشگاه ملاقات کند بعد از اینکه صندوقدار مدیر را خبر می کند، مشتری چند دقیقه ای با وی صحبت می کند و در آخر مدیر فروشگاه با لبخند به  مشتری دست می دهد و می رود. صندوقدار صحنه را از دور تماشا می کرد.مرد انگلیسی به نزد صندوقدار باز می گردد و می گوید که مدیر فروشگاه قبول کرده است تا تلویزیون را بدون رسید خرید پس بگیرند. صندوقدار می پذیرد و 400 یورو به مشتری می پردازد و همه چیز به خوبی پایان می پذیرد.و اما واقعیت ماجرا: مرد انگلیسی هیچ گاه آن تلویزیون را نخریده بود، در حقیقت او به سادگی چند دقیقه قبل وارد فروشگاه شده بود و تلویزیون را از قفسه لوازم خانگی برداشته بود سپس به نزد صندوقدار آمده و با ادعای پس دادن تلویزیون 400 یورور پول نقد گرفته بود.و زمانی هم که با مدیر فروشگاه صحبت کرده بود در حقیقت راجع به موضوع دیگری حرف زده بود تا فقط صرفا مدیر فروشگاه به وی لبخند بزند و با وی دست بدهد تا از این طریق صندوقدار را گمراه سازد.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Feb 2022 23:23:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردی که نمی خواست بمیرد</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D9%85%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AF-koocrfznsauu</link>
                <description>مایکل مالویمایکل مالوی آتش نشانشخصیت اصلی این ماجرای واقعی مایکل مالوی آتش نشان سابق است البته شهرت او هیچ ربطی به شغلش ندارد. در واقع جریان شهرت او به هنگامی برمی‌گردد که در سال ۱۹۳۳ میلادی پیرمردی ۶۰ ساله، دائم‌الخمر و بی‌مصرف بود که هیچ‌کدام از مشروب‌فروشیهای نیویورک او را به داخل مغازه راه نمی‌دادند. تنها جایی که او می‌توانست به مدد چانه‌درازی و خوش‎صحبتی ذاتیش مشتریان مایه‌دار بار را وادار کند تا چند نوبت در روز مهمانش کنند مشروب‌فروشی آنتونی مارینو واقع در محله‌ی برانکس بود.مارینو جوانک خوش‌پوش و ۲۷ ساله‌ی صاحب بار به درآمد حاصل از مشروب‌فروشی قانع نبود. او به اتفاق دوستانش شامل ژورف مورفی شیمیدان سابق و ساقی ۲۸ ساله‌ی کنونی بار، فرانسیس پاسکوا ۲۴ ساله صاحب مؤسسه‌ی دفن و کفن، گرین راننده تاکسی و دنیل کرایسبرگ ۲۹ ساله میوه‌فروش به دنبال راههای سریع پول درآوردن بودند و در این راه «قانون» مانع مهمی بر سر راهشان به حساب نمی‌آمد. مارینو هم، همانند صاحب مغازه‌های دیگر، دل خوشی از مایکل ملوی نداشت و ترجیح می‌داد این الکلی بی‌مصرف دور و بر مغازه‌اش پیدایش نشود، تا آن که روزی پاسکوا به نکته‌ای در مورد مایکل اشاره کرد که مارینو پیش‌تر به آن توجه نکرده بود: مایکل می‌توانست بهترین طعمه برای نقشه‌ای باشد که سال قبل، مارینو و رفقا -که بعدها در روزنامه‌ها به گروه «هم‌پیمانان قتل» مشهور شدند- بر سر یک الکلی مردنی دیگر پیاده‌اش کردند. آنها طعمه‌ی سال قبل خود را به کمک یکی از رفقای خود در شرکت بیمه، بیمه‌ی عمر کردند، سپس به او سهمیه‌ی بدون محدودیت و مجانی مشروب دادند و با همکاری ناآگاهانه‌ی قربانی او را به کام مرگ فرستادند تا با گواهی کارشناس بیمه مبنی بر مرگ تصادفی بیمه‌شده، طبق بیمه‌نامه با عنوان نفع‌برندگان جایگزین بیمه‌شده‌ی اصلی، ۸۰۰ دلار شرکت بیمه را تیغ بزنند.مایکل ملوی طعمه‌ی آسان‌تری به نظر می‌رسید، چرا که با آن اوضاع اعتیادش به الکل باید یکی از همان روزها از پا می‌افتاد. «هم‌پیمانان قتل» با کمک دوستشان در شرکت بیمه این بار «مایکل» را با پرداخت ۱۷۸۸ دلار بیمه کردند. بیمه کردن مایکل بدون همکاری دوستشان در شرکت بیمه امکانپذیر نبود. هیچ کارشناس بیمه‌ی دیگری مایکل را با آن اوضاع و بدون آن که با خودش صحبت کند بیمه نمی‌کرد، ضمن آن که آنها مایکل را -برای پرداخت حق بیمه‌ی کمتر- ۴۵ ساله جا زدند. پس از مرگ «تصادفی» مایکل، ۳۵۷۶ دلار -معادل ۵۷۰۰۰ دلار به پول امروز آمریکا- به نفع‌برنده‌ی جایگزین در بیمه‌نامه(ها) یعنی آنتونی می‌رسید تا او آن را بین رفقا تقسیم کند.بعد از آن که کار بیمه‌نامه‌ها ردیف شد، مایکل، الکلی بی‌مصرفی که آنتونی هر روز به هر بهانه از بار بیرونش می‌انداخت، یک دفعه نور چشم آنتونی شد و آنتونی به او گفت که از آن روز می‌تواند در بار او هر چه می‌خواهد به صورت مجانی بنوشد. مایکل بی‌کله و بی‌خبر از همه جا -بی آن که به چیزی مشکوک شود- خوشحال از موهبتی که شانس نصیبش کرده تمام آن روز را -بی‌وقفه- در بار نوشید، طوری که وقتی اواخر شب مست و لایعقل و به سختی از در بار بیرون رفت و در تاریکی گم شد، گروه رفقا تقریباً مطمئن بودند که فردا خبر مرگش را خواهند شنید.مایکل مالوی نیاز به کمک داشتاما فردای آن شب، مایکل ملوی باز هم به مغازه‌ی آنتونی برگشت تا از لطف مجانی آنتونی بهره‌مند شود. آن روز هم تا شب نوشید و باز با وضعیتی به بدی شب پیش بار را ترک کرد. باز هم آنتونی و رفقا چشم‌انتظار فردا و خبر مرگ مایکل ماندند. اما فردا باز هم همین ماجرا تکرار شد. روزها و روزها گذشت و مایکل با وجود آن که انباری آنتونی را کم کم داشت کاملاً خالی می‌کرد در همان یک قدمی مرگ جا خوش کرده بود و خیال مردن نداشت.کم کم صبر «هم‌پیمانان قتل» لبریز شد. چاره‌ای نبود. مایکل ملوی نیاز به «کمک» رفقا داشت. دستیار آنتونی -مورفی- ساقی بار، تحصیلاتی در رشته‌ی شیمی داشت و به همین دلیل از او برای تسریع مرگ مایکل کمک خواستند. او پیشنهاد کرد که سهمیه‌ی مشروب مایکل را با ضدیخ رادیاتور ماشین -که از الکل چوب تهیه می‌شد و سمی بود- عوض کنند. فردای آن روز بعد از آن که نوشیدنیهای هر روزه هوشیاری مایکل را مختل کرد مورفی سهمیه‌ی ضدیخش را به او نوشاند. بعد از نوشیدن اولین لیوان، مایکل تقاضای نوشیدنی بیشتری کرد و لیوان دوم ضدیخ را هم تا ته سرکشید. لحظاتی بعد بر روی زمین افتاد و از حال رفت. مورفی او را وارسی کرد و به رفقا ندا داد که قلبش به سختی می‌زند. با این حال بعد از گذشت یک ساعت مایکل از جا بلند شد، از رفقا به خاطر حال خرابش عذرخواهی کرد و رو به آنتونی گفت که باز هم تشنه است!آنتونی اعتقاد داشت مورفی به مقدار کافی ضدیخ به مایکل نخورانده است، به همین دلیل، این بار خودش دست به کار شد و سهمیه‌ی مایکل را به طور کامل با ضدیخ جایگزین کرد. اما تأثیر نوشیدنی سمی جدید بر مایکل چیزی در حد نوشیدنی همیشگیش بود. یک هفته‌ی کامل به مایکل ضدیخ دادند و تغییری شدیدتر از بار اول در او ندیدند!کم کم هم‌پیمانان قتل به هم ریخته و عصبی شدند. به نظر می‌رسید الکل چوب -که مصرف حتی مقادیر کم آن باعث کوری هر آدم عادی می‌شود- تأثیری روی ملوی ندارد. باز هم جلسه گذاشتند و به دنبال راهی گشتند که یک مرگ «تصادفی» مؤثر برای مایکل تدارک ببینند. این بار مورفی پیشنهاد داد به مایکل غذای فاسد و مسموم بدهند. گروه پذیرفت. آخر وقت آن روز ساندویچی از ماهی ساردین فاسد شده، که چند میخ ریز هم در بین آن جاسازی شده بود در میان مقدار کافی نان برای پوشاندن بوی غذا و پنهان کردن میخها به مایکل دادند. مایکل خوشحال و سرمست از لطف بی‌حد رفقا، غذا را تا آخرین تکه خورد، انگشتهایش را لیسید. معده‌اش را با چند وعده الکل چوب شستشو داد و همانند شبهای دیگر مست و خراب، اما این بار کاملاً سیر، از بار راهی خانه شد.سگها هفت جان دارند، گربه‏ها نه جان و مایکل ملوی …؟!غذای مسموم هم بر روی مایکل ملوی تأثیر نکرد. آنتونی و رفقا افزودنیهای غیرمجاز ? دیگری همچون مرگ موش و براده‌های فلز را نیز آزمایش کردند و نوشیدنی او را از ضدیخ به تروبانتین تغییر دادند. اما سرانجام به این نتیجه رسیدند که مایکل یک پدیده‌ی عجیب طبیعت و صاحب معده‌ای استثنایی است و از این زاویه آسیب‌پذیر نیست. باید راههای دیگری را امتحان کنند.در یکی از شبهای سرد زمستانی که دمای هوا منفی چهارده درجه زیر صفر بود، بعد از آن که مایکل را نوشیدنیهای پیاپی بیهوش کرد، آنتونی و پاسکوا مایکل را سوار تاکسی گرین کردند و او را به پارک کلرمانت بردند. او را روی زمین پوشیده از برف انداختند، پیراهنش را در آوردند، روی سینه‌ی لختش پنج گالن آب ریختند و او را رها کردند.روز بعد آنتونی و رفقا روزنامه‌های عصر را در جستجوی خبر مرگ مایکل زیر و رو کردند، اما چیزی پیدا نکردند. پاسکوا که به خاطر سرمای دیشب دچار سرماخوردگی شدیدی شده بود دیرتر از همه و هنگام غروب به رفقا پیوست. بعد از ورود او بود که مایکل ملوی -در حالی که سرحال‌تر از روزهای قبل به نظر می‌رسید- در را باز کرد و سفارش اولین نوشیدنیش را داد!آنتونی و رفقا به بن‌بست رسیده بودند. چاره‌ای نبود. تصمیم گرفتند از یک کارشناس کمک بگیرند. آنتونی بستون معروف به «تونی خشن» از رفقای آنتونی مارینو و یک قاتل حرفه‌ای بود. او پس از آن که شرح مصائب ? هم‌پیمانان قتل را شنید توصیه کرد که کارهای محیرالعقول و نقشه‌های خارق‌العاده را کنار بگذارند و به سادگی مایکل ملوی را خلاص کنند. مارینو شدیداً مخالف بود و اعتقاد داشت نباید مایکل را طوری کشت که مرگش باعث جلب توجه پلیس شود: باید مرگش تصادفی به نظر برسد. تونی خشن معتقد بود که می‌شود مایکل را طوری کشت که کاملاً تصادفی به نظر برسد: یک تصادف شدید رانندگی یک اتفاق عادی برای یک معتاد الکلی در هنگام عبور از خیابان است.صبح زود روز بعد، در حالی که مایکل سحرخیز در بیهوشی حاصل از نوشیدنی اول صبح به سر می‌برد، مارینو و بستون زیر بغل او را گرفتند و او را به وسط خیابان بردند. گرین، در فاصله‌ای به اندازه‌ی کافی دور، پشت ماشینش نشسته بود و منتظر بود. او ماشینش را روشن کرد و شتاب گرفت. مارینو و بستون تا آخرین لحظات زیربغل مایکل را نگه داشتند و به محض نزدیک شدن تاکسی گرین -که با سرعت ۷۵ کیلومتر در ساعت به آنها نزدیک می‌شد- او را رها کردند و به کنار خیابان پریدند. ضربه‌ی ناشی از تصادف، مایکل را به هوا پرتاب کرد و به سختی به زمین کوبید. سه عامل ماجرا جنازه را همانطور وسط خیابان رها کردند و گریختند.فردای آن روز از مایکل خبری نشد. همینطور پس‌فردا و روزهای بعد. البته مشکل کوچکی وجود داشت و آن این بود که خبری از مرگ مایکل هم نبود. آنتونی و رفقا برای دریافت پول بیمه نیاز به گواهی فوت مایکل داشتند. آنها روزنامه‌ها را جستجو کردند و به خیلی از بیمارستانها سر زدند. خبری از جنازه یا خبر فوت نبود. پس از دو هفته گروه به این نتیجه رسید که باید جنازه‌ای را به جای مایکل جا بزنند و گواهی فوت او را بگیرند. با توجه به شغل پاسکوا که صاحب مؤسسه‌ی تدفین بود این کار عملی به نظر می‌رسید. در آغاز هفته‌ی سوم، در حالی که جستجوها برای مرده‌ای شبیه به مایکل داشت به نتیجه می‌رسید مایکل ملوی پیدایش شد! او توضیح داد که یک تصادف رانندگی داشته و از ناحیه‌ی سر و کمر دچار آسیب‌دیدگی شدید بوده و به همین دلیل سه هفته در بیمارستان فوردهم بستری بوده. اما اکنون سالم و سرحال است و به گفته‌ی خودش «آماده‌ی نوشیدن است»!شما نمی‏توانید مایکل ملوی را بکشیدهم‌پیمانان قتل از سخت‌جانی مایکل عصبانی و شگفتزده شده بودند. آنها هزار و هفتصد دلار روی کسی سرمایه‌گذاری کرده بودند که آسیب‌ناپذیر به نظر می‌رسید و تا آن روز از بیش از سی توطئه‌ی مرگبار جان سالم به در برده بود.کشتن مایکل ملویاین بار به توصیه‌ی بستون، گروه مستقیماً دست به کار شد و تصمیم گرفتند روشی را برای کشتن مایکل انتخاب کنند که در آن مطمئن شوند کارش تمام شده. در روز پایانی زندگی مایکل، پس از آن که طبق معمول افراط در نوشیدن او را کاملاً بی‌هوش کرد، کرایسبرگ و مورفی او را به خانه‌ی مورفی بردند. یک سر لوله‌ای را در داخل دهان او گذاشتند و سر دیگر آن را به یک چراغ گاز روشن وصل کردند. تنفس مونوکسید کربن اندک اندک اثر خود را گذاشت، چهره‌ی مایکل ارغوانی رنگ شد و نهایتاً پس از آن که کرایسبرگ مطمئن شد کار مایکل تمام است با پزشک معتمد گروه و عضو انجمن شهر، دکتر فرانک منزلا تماس گرفت و او گواهی فوت مایکل را بر اثر بیماری ذات‌الریه (با توجه به دانه‌های ارغوانی رنگ ظاهر شده بر روی صورت مایکل) و اعتیاد شدید به الکل صادر کرد. مایکل ملوی در اسرع وقت به خاک سپرده شد و آنتونی و رفقا خسارت بیمه را دریافت کردند. اما ماجرا به اینجا ختم نشد. کشتن مایکل ملوی، کار آسانی نبود و طبیعی بود که بعضی از رفقا که زحمت بیشتری در این راه کشیده بودند و مصائب بیشتری را متحمل شده بودند سهم بیشتری بخواهند. کم کم بحث و جدل بین رفقا، جریان مایکل را -به عنوان سخت‌جان‌ترین آدم نیویورک یا شاید آمریکا و حتی دنیا- بر سر زبان مردم انداخت. بستون توسط شرکای اولیه سربه‌نیست شد. پلیس به جریان مشکوک شد و نهایتاً دستور نبش قبر و معاینه‌ی جسد مایکل صادر شد. پس از انجام معاینات و تأیید خفگی مایکل در اثر تنفس مونوکسید کربن، آنتونی و رفقا دستگیر و در دادگاهی که هفت ساعت به طول انجامید محکوم شناخته شدند. هری گرین و دکتر فرانک منزلا به زندان افتادند و آنتونی مارینو، فرانک پاسکوا، دانیل کرایسبرگ و ژورف مورفی با صندلی الکتریکی اعدام شدند.مایکل ملوی سخت‌جان و جریان قتل وی، موضوع و الهام‌بخش چندین فیلم، کتاب و ترانه شد. به عنوان نمونه یکی از قسمتهای سریال تلویزیونی داستانهای شگفت‌انگیز ساخته‌ی اسپیلبرگ با عنوان یکی برای جاده به داستان مایکل ملوی می‌پردازد و ردپای این داستان باورنکردنی در نمایشنامه‌ها، آهنگها و آثار تلویزیونی دیگر نیز مشاهده می‌شود. در واقع هر چند تلاش هم‌پیمانان قتل برای کشتن مایکل ملوی سرانجام به کشته شدن او انجامید اما همین اتفاقات باعث شهرت او پس از مرگ و زنده ماندن نام مایکل ملوی گردید.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Tue, 01 Feb 2022 01:55:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سرباز انگلیسی و شمشیر سامورایی</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-rnq9lwgangxj</link>
                <description>جورج آلبرت کرنزچیندیت ها نیرویی از گردان های بریتانیا و گورکا(سربازان نپالی) بودند که در جنگ جهانی دوم پشت خطوط ژاپنی ها عملیات های خرابکاری انجام می دادند. هدف آنها مختل کردن خطوط تدارکاتی ارتش ژاپن بود که با نیروهای بریتانیایی و چینی در برمه می جنگیدند.در یکی از این عملیات ها، نیروهای انگلیسی به سربازان ژاپنی که بر روی یک تپه مستقر شده بودند حمله کردند یکی از کسانی که رهبری این حمله را بر عهده داشت، ستوان کرنز از هنگ استافورد جنوبی بود که توسط یک افسر ژاپنی مسلح به شمشیر مورد حمله قرار گرفت.افسر ژاپنی با شمشیر سامورایی به دست چپ ستوان کرنز اسیب جدی وارد کرد اما ستوان کرنز موفق شد که شمشیر افسر ژاپنی را تصاحب کند. وی سپس افسر  و چند سرباز ژاپنی را به هلاکت رساند و نیروهای تحت امر وی توانستند تپه را تصاحب کنند و نیروهای ژاپنی را عقب برانند.در نهایت ستوان کرنز بر اثر جراحت های شدید در سال 1944 در گذشت.جورج آلبرت کرنز
</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jan 2022 21:54:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سربازان مرده امریکایی</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7%DB%8C%DB%8C-ec8uv5jcrscm</link>
                <description>سربازان آلمانی در حال غارت لوازم سربازان کشته شده امریکایی در بلژیک 1944این سربازان آمریکایی احتمالاً زمانی که در حال تلاش برای عبور از خیابان در زمان نامناسب بودند، مورد کمین مسلسل‌های آلمانی قرار گرفتند. آنها در یک دوراهی هستند، نقطه خوبی برای کمین کردن یک ارتش در حال پیشروی. این عکس در ساعات اولیه نبرد آردن در سال 1944 گرفته شده است.علامت های قرمز رنگ قسمت هایی از تصویر است که باید مورد ویرایش و سانسور قرار بگیرد و سانسورچیان ارتش به احتمال زیاد این قسمت ها را ویرایش کرده اند تا مردم عادی نتوانند محل ثبت عکس را تشخیص دهند.برای نبرد آردن، بهترین واحدها و تجهیزات ارتش آلمان مورد استفاده قرار گرفتند. این نبرد آخرین تلاش هیتلر برای تقسیم متفقین در حرکت به سمت آلمان و از بین بردن توانایی آنها برای تامین نیازهای خود بود. این آخرین ذخیره نظامی قابل توجه آلمان بود و در نهایت از توانایی آلمان برای دفاع در برابر حملات زمستانی شوروی که در ژانویه 1945 شروع شد، کم کرد.این تصویر نشان‌دهنده این است که خط تدارکات آلمان به درستی عمل نمی کند به همین دلیل سربازان المانی مجبور بودند نیازهای خود را از طریق غارت لوازم مردگان تامین کنند. زمانی که یک ارتش &quot;پیشرفته&quot; مجبور شود نیازهای خود را به این شکل تامین کند به هیچ عنوان نشانه خوبی نیست.سربازان آلمانی به احتمال زیاد چکمه های خوبی نداشتند، به خصوص در این مرحله از جنگ. در آن زمان (اواخر 1944)، چکمه های آلمانی بسیار ضعیف بودند و در این تصویر در حال برداشتن چکمه سربازان مرده امریکایی هستند. سربازان آلمانی در ابتدای جنگ از چکمه هایی به نام جک بوت استفاده می کردند که از نظر کیفیت بسیار مرغوب بودند اما در اواخر جنگ به دلیل نبود مواد اولیه، تولید چکمه های نظامی در آلمان با مشکل جدی مواجه شده بود و در نهایت چکمه های تولید شده از کیفیت خوبی برخوردار نبود. از آن طرف چکمه های سربازان امریکایی از بهترین چرم با بالاترین کیفیت ساخته می شد.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Mon, 31 Jan 2022 21:12:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خویشاوندگرایی در سیستم سیاسی ژاپن</title>
                <link>https://virgool.io/@ramezanioffice/%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-rvu0klclacnl</link>
                <description>شینزو آبه&quot;بهترین راه برای رسیدن به قدرت این است که در یک خانواده سیاسی متولد شوید.&quot; شاید شنیدن این جمله در ایران بسیار عادی باشد اما در یکی از قدرتمند ترین دموکراسی های دنیا هم اوضاع چندان متفاوت نیست.زمانی که فومیو کیشیدا در 4 اکتبر 2021 به عنوان نخست وزیر سوگند یاد کرد، به چند دلیل تفاوت خاصی ایجاد نشد. اولاً اینکه وی مانند یک ربات به شکلی بسیار خشک عمل می کند. ثانیاً، او بسیاری از سیاست های مالی و اجتماعی پیشینیان خود را بدون توجه به شایستگی های فردی آنها ادامه خواهد داد شاید افراد مثبت اندیش از این جور تغییرات سیاسی بسیار هیجان زده شوند اما در واقعیت این نماد یک پیروزی دیگر برای خویشاوند گرایی سیاسی بود چیزی که بسیار در ایران هم شایع است.خویشاوند گرایی عملاً از سیاست دموکراتیک در سرتاسر جهان جدایی ناپذیر است. اگر به کشورهایی مانند هند(خانواده گاندی)، امریکا(خانواده بوش و کندی) و یا حتی کانادا(خانواده ترودو) فکر کنید می توانید اشکال مختلف خویشاوند سالاری را مشاهده کنید.با این حال، در ژاپن، خویشاوند گرایی سیاسی در قوی ترین حالت خود قرار دارد و سیستمی که این امکان را فراهم می کند، عجله ای برای اصلاح خود ندارد.سیاست به عنوان میراث:خانواده کیشیدا مستقر در هیروشیما دارای ریشه های سیاسی قوی هستند. فومیو کیشیدا هم پسر و هم نوه نمایندگان سابق مجلس است. او همچنین با خانواده میازاوا، که پدرسالار فقید آنها کیچی در اوایل دهه 1990 به عنوان نخست وزیر خدمت می کرد، ارتباط دارد. چنین پیوندهای خانوادگی تصادفی نیست.فومیو کیشیدادر دوران پس از جنگ، تنها چهار نفر از 32 نخست‌وزیر ژاپن هیچ سیاستمداری در خانواده خود نداشتند. و تا سال 2018، 45 درصد از اعضای رژیم دایت ملی(قوه مقننه دومجلسی کشور ژاپن) از سیاستمداران نسل دوم بودند. در اصل، این بدان معناست که تقریبا نیمی از حزب حاکم کشور کرسی های خود را به ارث برده اند. انتظار می رود که این نوع جانشینی در یک کشور افریقایی عقب افتاده از نظر سیاسی و یا کشوری با حاکمیت مطلقه مثل عربستان اجرا شود، نه در یکی از توسعه یافته ترین دموکراسی های قرن بیست و یکم.وقتی بهترین شانس شما برای رسیدن به مقام و منصب این است که در یک خانواده سیاسی یا سرمایه دار به دنیا بیایید و خون آبی(اشراف زادگی) در رگ های شما جریان داشته باشد، چیزی در مورد ارزش های دموکراتیک که از ارکان حکومتداری حمایت می کنند، به انحراف کشیده شده است.ریشه های نظام سیاسی ژاپن:نظام سیاسی ژاپن لزوماً با دموکراسی به شکل امروزی آن همسو نیست. بلکه بیشتر ترکیبی از بوروکراسی با تمام سیاست بازی ها، سنگ اندازی های بین جناحی، سکوت رسانه ای، فساد و دوراندیشی است که چنین سیستمی به همراه دارد.چنین مفهومی به این معناست که کسی خواهان تغییر نیست و  خویشاوند سالاری به این شکل در تار و پود فرهنگ و سیستم سیاسی ژاپن نهادینده شده است و همه باید به شکلی منطقی از این قانون پیروی کنند در غیر اینصورت از جامعه و یا حتی کشور طرد خواهند شد و یا حتی بدتر سرکوب خواهند شد تا به جای اصلی خود بازگردند مانند میخی که از جای اصلی خود خارج شده است.ایجاد چارچوبی برای اعضای خانواده های سیاسی مهم تا بتوانند عملاً بدون هیچ چالشی به کرسی های قدرت برسند، بهترین راه برای اطمینان از این است که کشور به همان آهنگ قبلی خود ادامه می دهد. این چارچوب توسط سازمان های پشتیبانی که به نام koenkai شناخته می شوند ارائه می شود. این ماشین‌های سیاسی برای جمع‌آوری رأی‌دهندگان حول یک سیاستمدار خاص طراحی شده‌اند تا یک حزب یا مکتب فکری همواره در قدرت باشد. امروزه ژاپن به کشوری شبیه به دولت تک حزبی تبدیل شده است. خویشاوند گرایی ممکن است محصول جانبی سیستم های دموکراتیک باشد، اما در ژاپن، کل سیستم بر این مبنا شکل گرفته است. شخصی که به قدرت می رسد از زمان کودکی برای این نقش اماده شده است.</description>
                <category>محمد علی رمضانی</category>
                <author>محمد علی رمضانی</author>
                <pubDate>Sun, 30 Jan 2022 14:02:21 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>