<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Ramin Nasiri - رامین نصیری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@raminnasiri1996</link>
        <description>در مسیر خرد و اندیشه - گزیده ای از نوشته های یک پژوهشگر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 00:38:34</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1906119/avatar/oltqQw.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Ramin Nasiri - رامین نصیری</title>
            <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در رسای رهبر شهیدم</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF%D9%85-dgy8yasxub0d</link>
                <description>گفتم که بی‌تو ایران در اضطراب ماندگفتا که راه حق را خونم جواب ماندگفتم تو نور دینی در شام فتنه‌ها سختگفتا چراغ مردان در التهاب ماندگفتم صدای عدلت پیچیده در زمانهگفتا طنین حق تا روز حساب ماندگفتم تو با بصیرت، دیدی دلِ جهان راگفتا نگاه بیدار بی‌احتجاب ماندگفتم که زهد و تقوا در سینه‌ات شکفته‌ستگفتا نشان مردی در این کتاب ماندگفتم تو تکیه‌گاهی بر شانه‌های مردمگفتا امید محروم در انتخاب ماندگفتم که بعد رفتن، این راه می‌شود گم؟گفتا مسیر حق هم با انقلاب ماندگفتم که داغ تو سخت بر جان ما نشسته‌ستگفتا که عهد عاشق در این عذاب ماندگفتم به خون پاکت، این خاک سر بلندستگفتا که نام ایران، بی‌اضطراب ماندگفتم که بعد تو این قوم کی خسته ماند؟گفتا به عزم مردم، این انقلاب ماندگفتم دعای مردم آیا اثر ندارد؟گفتا دعای مظلوم، بی‌پاسخ نماندگفتم که اشک مادر، بر پیکرت چه می‌گفتگفتا که عهد غیرت در این جواب ماندگفتم که در تشییع، این موج بی‌کران راگفتا که عشق مردم، بی‌احتساب ماندگفتم که جان‌فدایان، در این مسیر مانندگفتا که رسم عاشق، بی‌اجتناب ماندگفتم ز ظلم و صهیون، آیا اثر بماند؟گفتا که نام باطل، رو به سراب ماندگفتم ز مکر امریکا، این حیله‌ها چه گردد؟گفتا که مکر شیطان، بی‌انتخاب ماندگفتم که فتح آخر، سهم که می‌شود باز؟گفتا که فتح آخر، ز انقلاب ماندگفتم که این حماسه، در یادها میماند؟گفتا که نام ملت، در احتزاز ماندگفتم که پرچم حق، بر دوش که بماند؟گفتا به دست مردم، تا آفتاب ماند✍🏻 رامین نصیری</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 07 Jul 2026 18:51:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آقای کواکبیان بسه دروغ گویی دیگه!</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%DA%AF%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-fd3uejabi80b</link>
                <description>آقای کواکبیان بسه دروغ گویی دیگه!در سیاست، بهتر است تا مسائل قامض و پیچیده را طوری بیان کنیم که خدای ناکرده از مسیر تقوای سیاسی و از مسیر انصاف خارج نشویم. نسبت دادن مواردی به اشخاص و یا ادعاهایی که بدون فکت و ادله مطرح می‌شوند بلا شک عدم رعایت تقوای سیاسی است و ناگزیر اعتبار هر کارشناس، گوینده و یا حتی استاد دانشگاهی را خدشه دار می‌کند. مصطفی کواکبیان که پیش از این نیز شاذگویی ها و ادعاهایی خلاف واقع را خیلی راحت و بدون هیچ ابایی مطرح کرده بود باز هم در برنامه تاک شوی ای کاش، ادعای دیگری را که مضحک و غیر قابل باور است را مطرح کرده است.از همین روی اظهارات اخیر مصطفی کواکبیان در یکی از برنامه‌های گفت‌وگومحور، از همین منظر محل تأمل است. ایشان مدعی شده است که یکی از مسئولان گفته است: کاری می‌کنیم اسرائیل دوباره حمله کند تا مردم پشت نظام بیایند.اگر چنین ادعایی مستند باشد، طبیعتاً باید با شفافیت، فرد مورد نظر معرفی و مستندات آن در اختیار افکار عمومی و مراجع ذی‌صلاح قرار گیرد؛ زیرا نسبت دادن چنین دیدگاهی به یک مسئول، موضوعی بسیار مهم و مرتبط با امنیت ملی و حقوق عمومی است. اما اگر این سخن فاقد پشتوانه مستند باشد، طرح آن چیزی جز ایجاد بدبینی نسبت به ارکان نظام، تشویش افکار عمومی و خدشه‌دار کردن سرمایه اجتماعی کشور نخواهد بود.ملت ایران در ماه‌ها و سال‌های اخیر، بارها نشان داده است که در بزنگاه‌های حساس، از روی بصیرت، عقلانیت و احساس مسئولیت ملی از کشور و انقلاب خود دفاع می‌کند. این حضور و همراهی، محصول تهدید و بحران‌سازی نیست؛ بلکه ریشه در باورهای دینی، هویت ملی و تجربه تاریخی این ملت دارد. القای این گزاره که گویا مسئولان حاضرند امنیت مردم را قربانی اهداف سیاسی کنند، در واقع نادیده گرفتن همین سرمایه عظیم اجتماعی و بی‌اعتنایی به شعور سیاسی مردم ایران است.آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، عادی شدن ادعاهای بزرگ بدون ارائه سند است. در فضای سیاسی، نباید به گونه‌ای رفتار شود که هر فردی بتواند هر نسبتی را به اشخاص یا نهادهای کشور بدهد و سپس بدون پاسخگویی از کنار آن عبور کند. آزادی بیان، هرگز به معنای آزادی در اتهام‌زنی نیست و نقد سیاسی نیز زمانی ارزشمند است که بر پایه واقعیت، استدلال و مستندات شکل گرفته باشد.این نخستین بار هم نیست که آقای کواکبیان با اظهاراتی جنجالی و محل مناقشه در فضای عمومی خبرساز می‌شود. فارغ از گرایش‌های سیاسی، استمرار چنین رویه‌ای این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا نباید میان آزادی نقد و مسئولیت حقوقی و اخلاقی نسبت به سخنان، توازن برقرار شود؟از همین رو، انتظار می‌رود مراجع ذی‌صلاح با بی‌طرفی و بر اساس قانون، این موضوع را بررسی کنند. اگر ادعای مطرح‌شده دارای مستندات معتبر است، افکار عمومی حق دارد از حقیقت مطلع شود و اگر چنین مستنداتی وجود ندارد، قانون باید از حیثیت اشخاص، اعتبار نهادهای رسمی و امنیت روانی جامعه صیانت کند. این مطالبه در راستای حاکمیت قانون و پاسداری از اخلاق در عرصه عمومی است تا همه افراد نسبت به هزینه سازی برای نظام و انقلاب و همچنین اهانت به ملت با بصیرت، شجاع و شریف ایران اسلامی، پاسخ گو و مسئولیت پذیر باشند. در این میان هم فرقی ندارد که این فرد گوینده و مدعی یک فرد عادی باشد یا یک فردی که یدک کش عنوان عضو هیئت علمی و استاد علوم سیاسی دانشگاه باشد. البته طبیعتاً داشتن سبقه سیاسی و عنوانی به مانند استادی دانشگاه هم باید ناگزیر هزینه بیشتری را تحمیل کند چرا که بهر حال از اساتید دانشگاهی انتظار می‌رود که بر اساس عقل، منطق، استدلال، حکمت و انصاف و داده‌های متقن اظهار نظر کنند و این چنین بی محابا شاذگویی و مهمل بافی نکنند.جامعه‌ای که در آن نسبت‌های سنگین بدون دلیل مطرح شود و هیچ مسئولیتی متوجه گویندگان نباشد، به تدریج با فرسایش اعتماد عمومی مواجه خواهد شد. حفظ این اعتماد، مستلزم آن است که همه فعالان سیاسی، فارغ از جایگاه و گرایش خود، به یک اصل پایبند باشند: یا سند ارائه کنند یا از طرح ادعاهایی که آبرو، امنیت روانی جامعه و اعتبار نهادهای کشور را هدف قرار می‌دهد، پرهیز نمایند. جمله آخر هم اینکه آقای کواکبیان، دروغ گویی بس است، جامعه هم از این دروغ گویی های شما خسته شده است.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jun 2026 18:50:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقوای سیاسی؛ حلقه مفقوده روزهای پس از پیروزی</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AA%D9%82%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D9%85%D9%81%D9%82%D9%88%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-q2hqizroewwu</link>
                <description> تقوای سیاسی؛ حلقه مفقوده روزهای پس از پیروزییکی از مهم‌ترین توصیه‌های قرآن کریم به اهل ایمان، رعایت تقوا در سخن گفتن، قضاوت کردن و نسبت دادن امور به دیگران است. تقوا تنها در عبادات فردی معنا پیدا نمی‌کند؛ بلکه در عرصه سیاست، رسانه و کنش اجتماعی، شاید بیش از هر جای دیگری به آن نیازمند باشیم. آنجا که یک جمله، یک تحلیل یا یک اتهام، می‌تواند سرمایه اجتماعی یک نظام را تقویت یا تضعیف کند.این روزها، بیش از آنکه نگران حملات رسانه‌های معاند باشیم، باید نگران فراموش شدن «تقوای سیاسی» در میان برخی نیروهای خودی باشیم.تقوای سیاسی یعنی انسان پیش از آنکه سخنی بر زبان بیاورد، بسنجد که آیا آن سخن بر پایه اطلاع دقیق است یا صرفاً محصول هیجان، پیش‌داوری یا فضای مجازی. یعنی بداند که هر اختلاف تحلیلی، خیانت نیست و هر تصمیمی که با نظر شخصی او متفاوت باشد، الزاماً خروج از مسیر ولایت نیست. رهبر معظم انقلاب بارها بر ضرورت بصیرت، تبیین، پرهیز از دوقطبی‌سازی و حفظ انسجام ملی تأکید کرده‌اند. در چنین منظومه‌ای، نسبت دادن اتهام‌های سنگین به افراد و نهادهای وفادار به انقلاب، نه تنها کمکی به جبهه انقلاب نمی‌کند، بلکه دقیقاً همان شکاف‌هایی را ایجاد می‌کند که دشمن سال‌ها برای آن سرمایه‌گذاری کرده است.نمونه روشن این مسئله، حاشیه‌هایی است که پس از تبیین برخی واقعیت‌ها درباره روند صدور مجوز مذاکرات از سوی رهبر معظم انقلاب شکل گرفت. آنچه بیان شد، نه یک تحلیل شخصی، بلکه توضیحی درباره سازوکار تصمیم‌گیری در نظام جمهوری اسلامی بود؛ اینکه دولت در چارچوب اختیارات قانونی و با مجوز مقام معظم رهبری وارد مسیر مذاکره شده است. موضوعی که اساساً انکار آن، به معنای نادیده گرفتن ساختار رسمی جمهوری اسلامی است.با این حال، برخی افراد و جریان‌ها، بدون کمترین رعایت انصاف و تقوای سیاسی، به جای نقد علمی یا ارائه استدلال، مسیر ساده‌تر را انتخاب کردند؛ تخریب شخصیت‌ها و نهادهایی که سال‌ها در خط مقدم جهاد تبیین و بصیرت‌افزایی بوده‌اند. اتهام‌زنی به سردار یدالله جوانی یا مجموعه معاونت سیاسی سپاه و نمایندگی ولی فقیه در سپاه، آن هم با برچسب‌هایی مانند «ضد ولایت» یا «فاصله گرفتن از ولایت»، نه با سابقه این مجموعه‌ها سازگار است و نه با منطق جمهوری اسلامی. آیا می‌توان دهه‌ها تلاش مستمر در عرصه تبیین، روشنگری و دفاع از گفتمان انقلاب را با چند روایت ناقص یا برداشت هیجانی نادیده گرفت؟ آیا کسانی که سال‌ها مأموریت اصلی‌شان تبیین اندیشه‌های ولایت فقیه بوده است، صرفاً به دلیل بیان یک واقعیت درباره فرآیندهای تصمیم‌گیری نظام، ناگهان متهم به مخالفت با ولایت می‌شوند؟این شیوه قضاوت، بیش از آنکه نشانه انقلابی‌گری باشد، نشانه فاصله گرفتن از اخلاق اسلامی و تقوای سیاسی است. تاریخ انقلاب نیز نشان داده است که بسیاری از آسیب‌های جبهه انقلاب، نه از اختلاف نظرهای کارشناسی، بلکه از تبدیل اختلاف تحلیل به مرزبندی‌های اعتقادی آغاز شده است. هنگامی که افراد، خود را تنها مفسر صحیح ولایت معرفی می‌کنند، به تدریج هر صدای متفاوتی را بیرون از دایره انقلاب تعریف خواهند کرد؛ مسیری که نتیجه آن چیزی جز تضعیف سرمایه‌های انسانی نظام نیست.در جمهوری اسلامی، تصمیمات کلان امنیتی و سیاسی، حاصل سازوکارهای مشخص قانونی و مبتنی بر مشورت، بررسی کارشناسی و نهایتاً تصمیم و اذن ولی‌فقیه است. ممکن است در این فرآیند، درباره شیوه اجرا یا تاکتیک‌ها اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ اما تبدیل این اختلافات به اتهام‌زنی‌های عقیدتی، نه عقلانی است و نه انقلابی.اگر قرار باشد هر کسی که واقعیتی از فرآیندهای نظام را تبیین کرد، هدف تخریب قرار گیرد، فردا دیگر چه کسی جرئت خواهد کرد مسئولانه و صادقانه برای افکار عمومی روشنگری کند؟تقوای سیاسی، دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا می‌کند؛ آنجا که انسان پیش از انتشار یک اتهام، به آبروی مؤمن، به سابقه افراد، به مصالح کشور و به آثار اجتماعی سخن خود بیندیشد. امروز بیش از هر زمان دیگری، دشمن به دنبال فرسایش اعتماد عمومی و ایجاد شکاف در جبهه انقلاب است. هنر نیروهای مؤمن به انقلاب آن نیست که از هر موضوعی یک دوقطبی جدید بسازند؛ هنر آن است که ضمن حفظ روحیه مطالبه‌گری و نقد منصفانه، اجازه ندهند سرمایه‌های انقلاب قربانی هیجان‌های زودگذر و قضاوت‌های شتاب‌زده شوند.انقلابی‌گری، بدون تقوا، ممکن است به افراط تبدیل شود؛ همان‌گونه که سیاست، بدون اخلاق، به تخریب می‌انجامد. امروز، بیش از هر شعار دیگری، جبهه انقلاب به تقوای سیاسی نیاز دارد؛ تقوایی که اجازه ندهد اختلاف تحلیل، جای خود را به تهمت بدهد، انصاف قربانی هیجان شود و سابقه مجاهدت‌های صادقانه افراد، زیر سایه قضاوت‌های عجولانه به فراموشی سپرده شود. زیرا در نهایت، آنچه جبهه انقلاب را حفظ می‌کند، نه بلندتر بودن صداها، بلکه بلندتر بودن میزان انصاف و تقوا در میان نیروهای آن است.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Fri, 26 Jun 2026 02:00:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی انصاف نباشیم...</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%A8%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B5%D8%A7%D9%81-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-jtxv9bxxqvrj</link>
                <description>بی انصاف نباشیم... انصاف چیز خوبیست، ای کاش انصاف داشته باشیم. پس از غیرت و شجاعت مثال زدنی یک ملت استوار، سرزنده، غیور و قهرمان که جانانه در مقابل دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی مخوف غربی و ماشین نظامی بی رحمانه آمریکایی صهیونیستی مقاومت کردند و ایستادگی کردند و مبارزه کردند تا به جایی که دشمن را از کرده خود پشیمان کردند، حال به نظر می‌رسد که برخی‌ها با بی انصافی و صرفاً با صدای بلند تلاش دارند تا شیرینی پیروزی بر مستکبرین را بر کام ملت ایران تلخ کرده و فضای تفرقه و انسداد و یأس را ایجاد کنند.مشخصاً ظاهراً آن چه که دشمن نتوانست تا با زبان زور بر ایران تحمیل کند را برخی‌ها می‌خواهند با تمثال انقلابی و ولایی و دلسوزان انقلاب تحمیل کنند. مسئله ساده ست شاید دشمن می‌خواست تا با مداخله نظامی و بحران جنگی، قدرت استدلال و تصمیم گیری و عمل درست و به هنگام را از ما بگیرد و این چنین احتمالاً ناگزیر خطاها و جهت گیری های اشتباه باعث می‌شد تا یا خود ایران را نابود کنیم و یا به سادگی قدرت مقاومت را از دست بدهیم و دشمن بر ما مسلط شود اما چه شد؟ ملت ایران پای کار این نظام بودند و برای بیش از صد و پانزده شب هست که خیابان‌ها را نگه داشتند و این حضور و حماسه خیابان‌ها است که نمایش گر اتحاد و انسجام ملی است و طبیعتاً هم ناامید کننده و مأیوس سازنده هر کینه توز و هر دشمن خارجی و بنابراین نشد آنچه که فکر می‌کردند می‌شد.در سوی دیگر میدان اما شاهد مصادره خیابان‌ها و تجمعات شبانه توسط جریانات و برخی‌ها هستیم تا این بعثت و حرکت مردمی، خود جوش، خداوندی و معجزه آسای ملت شریف ایران را از مسیر و ریل اصلی خود دور سازند و با استفاده از این تجمعات مطامع خاص خود را برآورده سازند. برای این مصادره کردن هم ناگزیر بعضاً حرف‌های انقلابی هم می‌زنند و خود را ظاهراً انقلابی تام و تمام معرفی می‌کنند حال آن که این ظاهر فریبنده انقلابی گری پوستینی است که در زیر خود نیات و امیال نفسانی و شخصی را مطالبه می‌کند و نگاه و بررسی عمیق‌تر عملکردها و مواضع این گروه نشان می‌دهد که تا چه میزان مخرب، وحدت شکن و ضد ایران است.همین جماعت به ظاهر سوپر انقلابی که بعضاً چشمانشان را می‌بندند و دهانشان را باز می‌کنند و هر چه را که می‌خواهند بر زبان می‌آورند، تلاش دارند تا خود را تنها مفسران و دانایان واقعی کلام مقام معظم رهبری نشان دهند. گویی عقده چندین ساله خود را فکر می‌کنند که می‌توانند امروز باز کنند و خود را محق امروز و دیروز نشان دهند. حال آن که نباید بی انصاف باشیم، تاریخ را از دیروز که ننوشته‌اند و سبقه و عملکرد هر کسی و هر نهادی کاملاً مشخص و گویا است و الحمدالله با پیشرفت‌های تکنولوژی که صورت گرفته است و با توجه به حافظه چندین ساله‌ای که وجود دارد کاملاً مشخص است که این افراد و نهاد ها چگونه با دگرنمایی واقعیت‌ها و با تحریف و وارونه سازی حقایق تلاش کردند تا برای رسیدن به قدرت و حفظ جایگاه‌ها و صندلی‌های خود و بعضاً با ابزار پروپاگاندا و سر وصدای الکی که البته شاید طرفداران و هوادارانی هم چند صباحی برایشان به همراه داشت، به راحتی آب خوردن از اصول، استدلالات و منطق و واقعیت‌ها عبور کرده و امروز داعیه دار فتنه‌ای جدید در کشور شده‌اند.اتهامات بی اساسی که برخی جریانات و اشخاص متوجه نمایندگی ولی فقیه در سپاه و معاونت سیاسی سپاه کرده‌اند از جنس همین فتنه‌هاست. بی انصافی نسبت به تبیین گری و بصیرت نماینده محترم ولی فقیه در سپاه، شخصی که مستقیماً از مقام معظم رهبری حکم دارد و نسبت به اطلاعات و اخبار و گزارش‌ها و خطوط فکری و جهت گیری ها بهتر از هر کسی اشرافیت دارد و نسبت به شخص معاون سیاسی سپاه، کسی که بهتر از هر کسی با اشرافیت و فرمان برداری از منویات و دستورات معظم له و هدایت گری های نماینده محترم ولی فقیه در سپاه سال‌های سال است که در راستای روشنگری و بصیرت افزایی و جهاد تبیین کار کرده است، نمونه کوچکی است گواه بر اینکه این جماعت به ظاهر انقلابی چقدر راحت و غیر منصفانه اقدام به قضاوت و داوری می‌کنند.در حقیقت این افراد تلاش دارند تا از هر موضوع و مسئله‌ای یک دو قطبی بسازند و خود را طرف حق بپندارند و طرف مقابل را تکفیر کنند. برای این جماعت دشمن اولویت یک آمریکا و رژیم صهیونی نیست، این‌ها به دنبال دشمن سازی در داخل هستند. از منظر این جماعت همه خائن به نظام هستند و مسئولین همگی از دم مشکل دارند و نظام و انقلاب تنها زمانی درست است و درست کار می‌کند که در دست آن‌ها باشد و کسی هم از ایشان مطالبه گری نکند. از منظر این افراد انتخابات و رأی مردم تنها زمانی ارزشمند است که صرفاً به ایشان داده شده باشد. از منظر این افراد هدف وسیله را توجیه می‌کند و می‌توان در راستای کسب سهمیه و قدرت در نظام حکمرانی کشور، بد اخلاقی سیاسی هم کرد، دروغ هم گفت، تهمت هم زد، نفاق هم داشت.هشدار هشدار هشدار که این جماعتی که از فرماندهان شهید سپاه عبور کرده بودند و با تهمت مرعوبیت و ترس و خیانت سال‌های پیش حرف از اعدام و دادگاهی کردن و عزل این بزرگواران می‌زدند، امروز به جایگاه نمایندگی ولی فقیه در سپاه می‌تازند و آینده‌ای نه چندان دور هم احتمالاً از ولایت هم عبور خواهند کرد. کسانی که با غرض ورزی و تهمت زنی نهایتاً مردم را نسبت به اصل و اساس انقلاب و نظام بد بین کرده و اتفاقاً زمینه ساز هر گونه مداخله گری خارجی و حمله و آسیب به میهنمان ایران می‌شوند.به راستی گویی تاریخ در حال تکرار شدن است و تنها صراط درست و امن و مستقیم، همگام بودن و پا به پای ولی زمان خویش بودن است و این افرادی که پا را فراتر نهاده و با اطلاعات دست چندم آن هم از منابع بعضاً نامعتبر دهانشان را با تهمت زنی و دروغ گویی باز می‌کنند به سان گروه‌های مرتجع، خوارج و کوفیانی که بر ولی زمان خویش عصیان کردند و نافرمانی کردند و عسر و حرج بر او روا داشتند، هستند. باشد که مشمول الطاف خفیه و پیدای خداوند متعال قرار بگیرند و در پازل دشمن بازی نکنند و از قطار انقلاب جا نمانند.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Wed, 24 Jun 2026 22:07:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فردوسی پور یا ایران اینترنشنال؟</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D9%BE%D9%88%D8%B1-%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%84-ztzutwspjpa8</link>
                <description>در فضای رسانه‌ای امروز ایران، پرسشی که بارها از سوی افکار عمومی مطرح شده، این است که مرز میان نقد، مطالبه‌گری و بازتولید روایت‌های مخرب کجاست؟ و مهم‌تر آنکه آیا همه فعالان رسانه‌ای، صرف‌نظر از میزان شهرت و محبوبیت خود، در برابر آثار اجتماعی و سیاسی سخنانشان مسئولیت دارند یا خیر؟طرح این پرسش پس از برخی مواضع و تولیدات رسانه‌ای اخیر عادل فردوسی‌پور، بیش از گذشته اهمیت یافته است. فردی که بدون تردید یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های رسانه‌ای کشور محسوب می‌شود و بخش مهمی از اعتبار و محبوبیت خود را مدیون سال‌ها فعالیت در رسانه ملی است. اما همین سابقه طولانی، مسئولیت او را نیز سنگین‌تر می‌کند.مسئله اصلی البته مخالفت یا موافقت با یک فرد نیست. مسئله این است که برخی چهره‌های رسانه‌ای در بزنگاه‌های حساس تاریخی، به جای آنکه در جهت تقویت انسجام ملی و کاهش شکاف‌های اجتماعی حرکت کنند، ناخواسته یا آگاهانه در مسیری قرار می‌گیرند که نتیجه آن هم‌افزایی با روایت‌های رسانه‌های معاند است.نگاهی به رفتار رسانه‌ای برخی سلبریتی‌ها و چهره‌های مشهور در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که بخش مهمی از تصمیمات آنان نه بر مبنای مسئولیت اجتماعی، بلکه بر اساس ملاحظات مربوط به حفظ برند شخصی، افزایش مخاطب و باقی ماندن در کانون توجه افکار عمومی اتخاذ می‌شود. در عصر شبکه‌های اجتماعی، دیده شدن به یک سرمایه تبدیل شده و برخی حاضرند برای حفظ این سرمایه، خود را با موج‌های غالب هماهنگ کنند؛ حتی اگر آن موج‌ها در جهت منافع ملی نباشند.از همین منظر، نقدهای وارد بر فردوسی‌پور صرفاً به محتوای چند برنامه یا چند اظهار نظر محدود نمی‌شود. مسئله آن است که در برخی مقاطع حساس، ادبیات به‌کاررفته در بخشی از تولیدات رسانه‌ای او شباهت قابل توجهی با چارچوب‌های تحلیلی و روایت‌سازی رسانه‌هایی چون ایران اینترنشنال پیدا می‌کند. شباهتی که لزوماً به معنای هماهنگی نیست، اما در عمل می‌تواند به بازتولید همان خط خبری و همان چارچوب ذهنی منجر شود.یکی از مهم‌ترین آسیب‌های این رویکرد، باز نگه داشتن زخم‌های اجتماعی و سیاسی در زمانی است که کشور نیازمند ترمیم، بازسازی سرمایه اجتماعی و عبور از بحران‌هاست. هنگامی که یک رسانه یا چهره مشهور، به جای حرکت در مسیر همگرایی ملی، دائماً بر شکاف‌ها، اختلافات و سوءبرداشت‌ها تأکید می‌کند، عملاً در حال تشدید دوقطبی‌های اجتماعی است؛ دوقطبی‌هایی که دشمنان ایران سال‌ها برای ایجاد و تعمیق آن‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند.در این میان نباید از یک واقعیت مهم غفلت کرد. محبوبیت فردوسی‌پور محصول یک فرآیند اجتماعی و رسانه‌ای در داخل کشور است. او در بستر رسانه ملی به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد و میلیون‌ها مخاطب پیدا کرد. طبیعی است که هیچ شخصیتی تا ابد مدیون هیچ سازمانی نباشد و حق نقد نیز برای همه محفوظ است؛ اما میان نقد منصفانه و قرار گرفتن در مسیری که به تخریب مستمر سرمایه‌های ملی منجر شود، تفاوتی اساسی وجود دارد.موضوع دیگر، مسئله پاسخگویی است. در یک جامعه قانونمند، هیچ فردی نباید به دلیل شهرت، محبوبیت یا جایگاه اجتماعی خود از نقد و نظارت مصون باشد. همان‌گونه که سیاستمداران، مدیران و مسئولان باید پاسخگوی آثار تصمیمات خود باشند، فعالان رسانه‌ای و چهره‌های اثرگذار نیز باید نسبت به پیامدهای اجتماعی روایت‌های خود مسئولیت بپذیرند.البته راه‌حل این مسئله حذف، سانسور یا بستن دهان منتقدان نیست. جامعه قوی از تکثر دیدگاه‌ها هراسی ندارد. اما در مقابل، جامعه مسئول نیز نمی‌تواند نسبت به رفتارهایی که به تشدید اختلافات، تولید خطاهای شناختی، تضعیف انسجام ملی و بازتولید روایت‌های دشمن منجر می‌شود، بی‌تفاوت باشد.امروز مسئله اصلی، عادل فردوسی‌پور به عنوان یک فرد نیست؛ مسئله الگویی است که در بخشی از فضای رسانه‌ای کشور شکل گرفته است. الگویی که در آن برخی چهره‌ها برای حفظ جایگاه خود در بازار توجه، حاضرند در هر موجی شنا کنند و هر روایتی را بازتاب دهند؛ حتی اگر نتیجه آن تضعیف وحدت ملی باشد.در شرایطی که ایران بیش از هر زمان دیگری به همبستگی، عقلانیت و مسئولیت‌پذیری نیاز دارد، انتظار می‌رود همه فعالان رسانه‌ای، فارغ از گرایش‌های سیاسی، مرز میان نقد مسئولانه و بازتولید روایت‌های مخرب را به‌درستی تشخیص دهند. زیرا در نهایت، تاریخ قضاوت خواهد کرد که انسان‌ها چه‌ها کردند و چگونه زیستند و مناسباتشان با وطن و کشورشان چگونه بوده است.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sun, 21 Jun 2026 08:24:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنده جنگ، برنده صلح هم هست!</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B5%D9%84%D8%AD-%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%B3%D8%AA-epx9qhdiaock</link>
                <description>برنده جنگ، برنده صلح هم هست!ایران قهرمان جنگ سختی را پشت سر گذاشت اما آنچه که عیان است پیروز این میدان نبرد ایران بوده است. دوران جنگ را ایران ثابت کرد که در همه اضلاع آن پیروز بوده است. ضلع نظامی و امنیتی این جنگ به وضوح نشان داد که علیرغم آسیب دیدن بخش‌هایی در ایران اما به صورت هدفمند و موثر ایران نیز آسیب‌های متقابلی را متوجه رژیم صهیونی و ایالات متحده کرد. در ضلع معیشتی و اقتصادی هم همانگونه که شروع تجاوز بر علیه ایران طبق تصورها یک سری مشکلات و مسائلی را در حوزه معیشت و زندگی و اقتصاد کشور ایجاد کرد اما در مقابل با مدیریت هوشمندانه و مقتدرانه ایران بر گذرگاه هرمز متقابلاً اقتصاد ایالات متحده و رژیم صهیونی و همینطور دیگر بازیگران و کشورهایی که مستقیم و غیر مستقیم هوادار و پشتیبان متجاوزگران بودند نیز تحت الشعاع قرار گرفت و در نتیجه در این ضلع هم ایران پیروز بود. در ضلع دیگر اما در رابطه با پشتیبانی ملی و حمایت مردمی هم ایران نشان داد که همچنان طرفداران و پشتیبانان اصلی نظام و کشور دقیقاً همین مردم مقاوم و ایستاده در تاریخ هستند که برای بیش از صد شبانه روز با حضور خود در میادین و خیابان‌ها اعلام حمایت و بیعت با رهبری و نظام کردند. شاید بتوان گفت که بزرگ‌ترین رفراندوم خیابانی را مردم با بصیرت ایران در طی این بیش از صد شبانه روز برگزار کردند و جهانیان را مجبور به پذیرش هویت و موجودیت و قدرت خود کردند و امروز سربلند و سرافراز ایستاده‌اند.بدون شک این پیروزی‌ها در میدان و خیابان و دیپلماسی که ملت رقم زدند امروز وارد مرحله حساس و بسیار مهم‌تری شده است. باید بتوان این پیروزی و موقعیت برتر را تثبیت کرد و این دستاوردها و امتیازهایی که گرفته شده‌اند را حفظ کرد. برای این مهم هم ناگزیر باید هوشمندانه و ولایی و با عزم و اراده پولادین حرکت کرد. در همین زمینه نشریه فارن افرز نوشته است که ایران جنگ را برد اما در دوران صلح ممکن است شکست بخورد. این گزاره به وضوح نشان می‌دهد که دشمنان ایران زمین اتفاقاً برای دوران صلح برنامه ریزی بیشتر و خطرناک‌تری دارند و باید هوشیاری و هوشمندی خود را همچنان حفظ کنیم.البته گفتنی است که این بصیرت و هوشمندی که در ملت مبعوث شده ایران است و این اقتدار و شجاعتی که در میدان رزم و میان رزمندگان و غیور مردان نیروهای مسلح هست و این عزت مندی و زیرکی که در میدان دیپلماسی و میان دیپلمات‌ها و مذاکره کنندگان ایرانی است همچنان سازنده ترکیب برتر و برنده‌ای است که دشمنان را شکست داده و موجبات پیروزی را همانند دوره جنگ، در دوره صلح هم رقم خواهد زد. فتنه انگیزی‌هایی به مانند، تشدید اختلافات و برجسته سازی تفاوت سلیقه‌های طبیعی دست اندر کاران، تشدید منازعات طبقاتی در جامعه، ایجاد تردید و ابهام در، از و میان همه این سه ضلح، ایجاد خطای شناختی و سوگیری غلط نسبت به مسائل و نهایتاً گم کردن خط و جهت اصلی مقابله و مقاومت شاید در وهله اول کمی بتواند تا ایران را به دردسر بیاندازد اما با توکل و اعتماد به امداد الهی و نصرت پروردگار و با هوشمندی و بصیرت هم می‌توان از این مرحله حساس هم انشاالله به سلامت عبور کرد. این تلاش نا فرجام دشمنان هم شاید عرض خودشان ببرد و زحمت ما دارد اما تا زمانی که ایرانیان از نعمت ولایت برخوردار هستند و تا زمانی که پشتیبان و حامی و پیرو ولی فقیه زمانه خویش هستند به راستی که هیچ آسیبی نمی‌بینند.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2026 17:20:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خدا قوت و خسته نباشید ملت ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D9%82%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%86%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%84%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-z2q5oj39ftti</link>
                <description>خدا قوت و خسته نباشید ملت ایرانانتشار جزئیات اولیه از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای میان ایران و آمریکا، فارغ از همه تحلیل‌های عجولانه و روایت‌های رسانه‌ای، یک واقعیت مهم را دوباره در برابر چشم‌ها قرار می‌دهد: معادله قدرت در این پرونده به‌طور جدی تغییر کرده و دست برتر در بسیاری از محورهای کلیدی، در اختیار ایران قرار گرفته است. در واقع این نتیجه یک ایستادگی فوق العاده اجتماعی، سیاسی و امنیتی است که در ماه‌های اخیر، خود را در قالب حضور مستمر مردم در صحنه، دیپلماسی عزت مندانه مردان دیپلمات ایرانی و رزم آوری شجاعانه نیروهای غیور مسلح کشورمان نشان داده است. این ایران جان، این جمهوری اسلامی ایران بباز نیست. این ایران می‌ایستد و دشمن و متجاوز را پشیمان می‌کند.این حضور شگفتانه مردمی و عملیات های غرور آفرین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نشانه‌ای از یک ظرفیت بالقوه اجتماعی، سیاسی و ژئوپلیتیکی فعال بود که بالفعل شد و اجازه نداد سناریوهای فشار حداکثری و طراحی‌های ترکیبی دشمن به نتیجه برسد. در واقع، آنچه در میدان جامعه اتفاق افتاد، مکمل عملیات های نیروهای مسلح و مکمل دیپلماسی قهرمانانه دیپلمات‌هایمان بود و نهایتاً مکمل مستقیم آن چیزی بود که امروز در متن اولیه توافق دیده می‌شود.اگر به بندهای منتشرشده این پیش‌نویس نگاه کنیم، چند نکته اساسی به‌روشنی قابل مشاهده است:اول، پذیرش توقف درگیری‌ها و عقب‌نشینی از ادبیات جنگی در سطح منطقه‌ای، نشان‌دهنده تغییر موازنه‌ای است که پیش‌تر در آن، فشار یک‌طرفه علیه ایران طراحی شده بود.دوم، تعهد به عدم مداخله در امور داخلی ایران و احترام به حاکمیت جمهوری اسلامی، خود یک عقب‌نشینی مهم از ادبیات پیشین فشار و خواسته تغییر رژیم است. این بند، در واقع به رسمیت شناختن یک واقعیت میدانی است؛ اینکه مسیر تحمیل اراده از بیرون بر ایران، کارکردی ندارد و این ایران است که تصمیم گیر نهایی است.سوم، در حوزه اقتصادی و تحریمی نیز نشانه‌هایی از تغییر جدی دیده می‌شود؛ از تعلیق تحریم‌های نفتی و پتروشیمی تا دسترسی ایران به منابع مالی بلوکه‌شده و حتی بحث بازسازی اقتصادی ایران توسط طرف مقابل. این موارد، اگر در چارچوب واقعی خود تثبیت شوند، بیانگر آن است که ابزار فشار اقتصادی نیز کارکرد سابق خود را از دست داده است و امروز دشمن مقهور و شکست خورده ناچار به دادن امتیازات اقتصادی هم شده است، چیزی که تا پیش از این خط قرمز آن‌ها قلمداد می‌شد.چهارم، حتی در سطح ژئوپلیتیک منطقه‌ای، مواردی مانند بازگشایی تنگه هرمز با ترتیبات ایرانی و تعهد به خروج نیروهای نظامی از پیرامون ایران، نشان‌دهنده تغییر جدی در سطح موازنه امنیتی و مناسبات قدرت در منطقه است. تنگه هرمز مدیریت ایرانی خواهد داشت و این مدیریت توسط طرف آمریکایی پذیرفته شده است و این یعنی سند پیروزی ایران در جنگ رمضان که همان تنگه هرمز بود، به نام ایرانیان زده شده است.اما نکته اساسی‌تر در این میان، فهم این واقعیت است که چنین نقطه‌ای بدون پشتوانه اجتماعی امکان‌پذیر نبود. ایستادگی مردم در ماه‌های اخیر، حضور مستمر در صحنه، و حفظ انسجام در لحظات حساس، همان عاملی بود که محاسبات طرف مقابل را دچار خطای جدی کرد. دشمن تصور می‌کرد می‌تواند از طریق ترکیب فشار خارجی و فعال‌سازی شکاف‌های داخلی، ایران را به نقطه فرسایش برساند، اما آنچه رخ داد، خلاف این تصور بود. ایران در این مقطع، نه تنها دچار فروپاشی یا عقب‌نشینی اجتماعی نشد، بلکه توانست یک پیام روشن به طرف‌های مقابل مخابره کند: جامعه ایرانی در بزنگاه‌های تاریخی، ظرفیت همگرایی و ایستادگی خود را فعال می‌کند و آن چه که نهایتاً در تاریخ هم می‌ماند همین ایران است.بهرحال اکنون که نشانه‌های اولیه یک تفاهم در حال شکل‌گیری است، باید این واقعیت را صریح گفت که اگر این دستاوردها امروز در متن مذاکرات دیده می‌شود، بدون حضور مردم در صحنه و بدون خنثی شدن سناریوهای بی‌ثبات‌سازی، اساساً چنین سطحی از گفت‌وگو نیز شکل نمی‌گرفت. باید اعتراف کرد که هر مشت گره شده‌ای که شعار حمایت از ایران و انزجار از آمریکا و اسرائیل می‌داد به سان موشک‌های سجیل و خرمشهری بود که بر فرق سر موساد و آمان و سی آی ای فرود می‌آمد و این حضورها و این مشت‌ها و این قدم‌های ایرانی‌های با بصیرت بود که نهایتاً منجر به پذیرش شروط ایران و سندی بر پیروزی ایران و شکست محور عبری غربی شد.البته شاید با گذشت زمان جزئیات دقیق‌تر و فنی‌تر از این توافق نامه در دسترس عموم قرار گیرد اما فارغ از همه این مسائل که صد البته بسیار مهم و تاثیر گذار است خود روح و شکل کار که همان مصاحبه از سر استیصال ترامپ و برگشت دست از پا درازتر او از خواسته‌های حداکثری اش می‌باشد و همچنین همین که نهایتاً مجبور شدند تا شرایط ایران را بپذیرند خود نشان می‌دهد که در این میدان رویا رویی چه کسی تاب آوری بیشتری داشته است و دست چه طرفی پرتر بوده است. بهرحال این ترامپ که ما امروز می‌بینیم اصلاً شبیه ترامپ قبل از زمان حمله و روزهای ابتدایی حمله نیست. گفتار درمانی‌های ترامپی دیگر کارساز نیست و عملاً ترامپ و رویای تسلط او بر ایران برای همیشه تاریخ به قهقرا رفت.نکته پایانی اینکه، شاید دقیق‌ترین تعبیر و تحلیل در این زمان حساس این باشد که:خدا قوت و خسته نباشید ملت ایران؛ شمایی که مردانه ایستادید و از خاک و ناموس و هویت ایرانی دفاع کردید. شمایی که نشان دادید که ایرانی جماعت در روزهای سخت و دشوار جنگ پشت هم دیگر است و هیچ گاه به اجنبی جماعت باج نمی‌دهد. شمایی که میدان و خیابان را ترک نکردید و لحظه‌ای در دل‌های خودتان شک و تردید راه ندادید. شمایی که جهانیان را انگشت به دهان گذاشتید. شمایی که امروز سرتان بالاست و آبروداری کردید و غرور آفرین بودید. شمایی که بعدهای تاریخ ازتان به عنوان مقاوم‌ترین‌ها و شجاع‌ترین‌ها یاد خواهند کرد. آنچه امروز در متن توافق دیده می‌شود، نتیجه ایستادگی شماست و سندی است بر شکست آمریکا، رویای آمریکایی و تمدن رو به زوال و افول آمریکایی و نوید بخش نابودی رژیم آپارتایدی صهیونیستی. </description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2026 17:19:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رد پای موساد در دانشگاه‌های ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%B1%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-is6ev59k9ebh</link>
                <description>رد پای موساد در دانشگاه‌های ایرانسه روز است که دانشگاه‌ها پس از عملیات‌های تروریستی 18 و 19 دی ماه بالاخره به وضعیت عادی برگشته و حضوری شده‌اند اما وقایع و بعضاً اخبار تلخی از پس از حضوری شدن دانشگاه‌ها در رسانه‌ها مخابره می‌شود؛ از سردادن شعارهای هنجارشکنانه و فحاشی‌های رکیک تا هتک حرمت نسبت به ارزش‌ها و هویت‌های دینی و ملی و نهایتاً تداوم جدال و دعوا در محیطی که اساساً نباید محل چنین کارهایی باشد. اما ماجرا از چه قرار است؟بیایید کمی به عقب برگردیم. در شب سال نو میلادی پمپئو توییتی میزند و سال نو میلادی را به افسران موساد که در خیابان‌های ایران هستند تبریک می‌گوید. حدود یک هفته بعد وقایع تروریستی 18 و 19 دی ماه در ایران رقم می‌خورد و یک ایران داغ دار شهدای عزیز خود در این دو روز می‌شود. وقایعی که شبه کودتا و کاملاً حرکت آمریکایی-اسرائیلی محسوب می‌شود که به دنبال براندازی و شروع دوره‌ای از هرج و مرج و بی ثباتی سیاسی و امنیتی برای ایران قرار بود باشد. حال آن که با هوشیاری دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی و همچنین بصیرت مثال زدنی مردم ایران و با راهپیمایی 22 دی ماه با شکست رو به رو شد.به دنبال این حادثه بود که به جهت بازگرداندن نظم و امنیت در همه سطوح تصمیمی اتخاذ شد که بر طبق آن دانشگاه‌ها تا اطلاع ثانوی به صورت غیرحضوری برنامه‌های خود را ادامه می‌دادند. تا بهرحال خدای نکرده جان و مال و حق و حقوق هیچ یک از دانشجویان در این میان مورد تضییع قرار نگیرد. هم اکنون هم پس از تثبیت ثبات و امنیت طبیعتاً روال حضوری شدن دانشگاه‌ها انجام شده است.اما وقایع چند روز اخیر در دانشگاه‌ها نشان می‌دهد که باید مجدداً به دنبال رد پای افسران موساد در غائله به هم ریخته شدن جو دانشگاه‌ها باشیم. زیرا که به نظر می‌رسد این بار موساد و سایر سرویس‌های اطلاعاتی غربی به دنبال تحقق مسئله‌ای هستند که در دو روز 18 و 19 دی ماه موفق به انجام آن نشدند؛ و آن چیزی نیست جز اینکه با انجام پروژه کشته سازی، تعمیق شکاف‌های طبیعی جامعه، از بین بردن اتحاد و انسجام ملی، ایجاد خطای شناختی و نهایتاً مشروعیت بخشی به دخالت خارجی زمینه ساز شکست بزرگ تمدنی ملت ایران باشند. در این میان هم ظاهراً نسبت به احساساتی بودن، کم عمق بودن و همچنین هیجانی بودن دانشجوها و همچنین فضای محدود و خاص دانشگاه‌ها و نهایتاً برخی آتش بیاران معرکه به مانند اساتید و مسئولین وستوفیل دانشگاهی بیش از همیشه دل خوش کرده‌اند اما همچنان که در ابتدای انقلاب این دانشگاه‌ها و دانشگاهی‌ها بودند که مدافع انقلاب و نظام بودند امروز نیز دانشگاه و دانشگاهی‌ها با بصیرت و عمل انقلابی خود دشمنان را مأیوس و ناامید خواهند ساخت.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 24 Feb 2026 08:35:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مذاکره یا بازی با زمان؟</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-rrwvphq53mwp</link>
                <description>این روزها دوباره بحث مذاکره داغ شده است. عده‌ای می‌پرسند اگر آمریکا پای میز آمده، چرا هنوز فضا پر از تهدید و فشار است؟ آیا واقعاً دنبال توافق است یا فقط می‌خواهد شرایط را مدیریت کند؟ وقتی واشنگتن از یک سو پیام مذاکره و دیپلماسی می‌دهد و از سوی دیگر سیاست فشار و تهدید را پیگیری می‌کند، پس به دنبال چه هست اصلاً؟پاسخ به این سوال ها مبتنی بر تجربه سال‌های گذشته برای افکار عمومی ایران کاملاً روشن است. اساساً از خروج آمریکا از برجام در دوره دونالد ترامپ تا ادامه همان فشارها در دوره دموکرات‌ها، تفاوت چشمگیری در اصل ماجرا دیده نشده است. دولت‌ها یک به یک عوض شدند، برنامه هسته‌ای ایران طبق پروتکل‌های آژانس ادامه پیدا کرد و حتی در برهه‌ای ذیل توافقنامه برجام بسیار محدود هم شد اما تحریم‌ها تقریبا همواره ثابت ماندند. همین سابقه باعث شده ایران با احتیاط به مذاکره توجه کند.وقتی هم‌زمان با دیپلماسی، ناوهای آمریکایی در منطقه جابه‌جا می‌شوند و مقام‌های واشنگتن از «سایر گزینه‌های روی میز» صحبت می‌کنند، طبیعی است که این سؤال شکل بگیرد: اگر قرار است گفت‌وگو راه‌حل باشد، این حجم از تهدید برای چیست؟ چرا که در واقع مذاکره معمولاً در فضایی انجام می‌شود که طرفین احساس امنیت نسبی داشته باشند، نه اینکه در فضای آشوبناک دائماً تهدید وجود داشته باشد.از طرف دیگر، محتوای درخواست‌های آمریکا هم ابهام‌ها را بیشتر کرده است. صحبت از محدودیت‌های گسترده هسته‌ای و کنترل توان دفاعی ایران مطرح می‌شود، اما خبری از رفع واقعی تحریم‌ها دیده نمی‌شود. و این یعنی انگار طرف آمریکایی اصلاً جدی نیست. در این میان، اظهارات برخی چهره‌های آمریکایی هم قابل توجه است. حرف‌های نانسی پلوسی درباره تأثیرگذاری فشار اقتصادی بر جامعه ایران، یا اعتراف مقام‌هایی که از نقش تحریم در ایجاد نارضایتی سخن گفته‌اند، نشان می‌دهد فشار اقتصادی بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر است. این یعنی مذاکره از منظر واشنگتن ابزاری است برای تنظیم فشار و گرفتن امتیاز بیشتر از ایران.البته در این زمینه واقعیت این است که آمریکا هم محدودیت‌های خاص خودش را دارد. گزینه نظامی بسیار پرهزینه است و هیچ تضمینی برای نتیجه بخش بودن هم ندارد. فشار حداکثری هم در سال‌های گذشته به هدف نهایی اش که شکستن اراده و مقاومت ایران بود، نرسیده است. بنابراین در چنین شرایطی به نظر می رسد مذاکره برای واشنگتن راهی است برای مدیریت شکست های خود، خرید زمان. همچنین این مذاکرات می تواند به مثابه تلاشی برای ادامه دار کردن انقیاد و وابستگی برخی کشور های منطقه و به ویژه رژیم صهیونی به ایالات متحده باشد، آن هم از طریق سیاست نخ نمای ایران هراسی آمریکایی ها.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 17 Feb 2026 12:51:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>موتور امنیتی رژیم صهیونیستی!</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D9%85%D9%88%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B1%DA%98%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D9%87%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%DB%8C-sfx85nzbc0is</link>
                <description>در ظاهر، «جایزه امنیتی اسرائیل» یک قدردانی سالانه است؛ اما در واقع، ستون فقرات نظام نوآوری دفاعی این رژیم به شمار می‌آید. جایزه‌ای که به ابتکار «دیوید بن‌گوریون» در سال ۱۹۵۸ پایه‌گذاری شد و به نام «الیاهو گولومب» فرمانده سازمان هاگانا شهرت دارد؛ با این هدف که نقش پژوهشگران و توسعه‌دهندگان فناوری در امنیت ملی رژیم صهیونیستی برجسته شود.اما برخلاف جوایز و نشان‌ها و مدال‌های میدانی که به شجاعت فردی در میدان جنگ تعلق می‌گیرد، این جایزه به «طراحی آینده جنگ» تعلق دارد و دریافت‌کنندگان آن معماران برتری تکنولوژیک رژیم صهیونیستی در جنگ‌های آینده هستند؛ کسانی که با پروژه‌های فناورانه و مبتنی بر علوم‌های تک، ضعف‌های ژئوپلیتیکی رژیم صهیونیستی را جبران کرده و به نوعی نقش اصلی پیشبرد جنگ را هم بازی می‌کنند.سرمایه‌گذاری روی فناوریبرای درک بهتر این موضوع بهتر است بدانیم که رژیم صهیونیستی غاصب از همان بدو تولد نامشروع خود با دو محدودیت بنیادین روبه‌رو بوده است: کمبود عمق راهبردی و جغرافیای کوچک و داشتن جمعیت بسیار کم نسبت به سایر دولت ملت‌های منطقه. همین واقعیت هم موجب شد که راهبرد بقا بر روی «برتری کیفی» بنا شود؛ یعنی تبدیل فناوری به ضریب تکثیر قدرت به نحوی که نقاط ضعف رژیم پوشش داده شود. جایزه گولومب دقیقاً در همین چارچوب تعریف می‌شود: شناسایی و حمایت بلندمدت از پروژه‌هایی که شکاف قدرت را به سود رژیم صهیونیستی تغییر می‌دهند و نهایتاً موجب می‌شوند که رژیم در موقعیت بهتری در مقایسه با سایرین در جنگ‌های نظامی و سایبری باشد.نگاهی به فهرست برندگان سال‌های گذشته، گویای همین منطق است:ـ پروژه ساخت تانک مرکاوا.ـ سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین.ـ ماهواره‌های جاسوسی اوفک.ـ عملیات دستیابی به آرشیو هسته‌ای ایران.ـ پروژه کشف و انهدام تونل‌های حزب‌الله.ـ سامانه‌های دفاع فعال برای زرهی‌ها و ضد زره‌ها.در سال‌های اخیر نیز پروژه‌هایی مانند سامانه اسلینگ دیوید، نفربر زرهی «ایتان»، هواپیما‌های مأموریتی «شاوِیت» و فناوری‌های اطلاعاتی پیشرفته در چارچوب جنگ اخیر مورد تقدیر و دریافت جایزه قرار گرفته‌اند. در این مراسم‌ها هم عمدتاً چهره‌های سیاسی و امنیتی رژیم، چون «اسحاق هرتزوگ» و «یوآو گالانت» حضور داشتند و به صراحت تأکید داشتند که این پروژه‌ها «برتری کیفی» رژیم صهیونیستی را تضمین کرده‌اند.نکته مهم اینجاست که ساختار «جایزه امنیتی اسرائیل» به‌گونه‌ای طراحی شده که برندگان معمولاً با ارتقای شغلی، افزایش بودجه تحقیقاتی و قرارداد‌های محرمانگی بلندمدت مواجه می‌شوند. به بیان دیگر، این جایزه یک «مکانیسم تثبیت نخبگان امنیتی» هم به شمار می‌رود؛ حلقه‌ای که پیوند میان ارتش، موساد، شاباک و صنایع دفاعی را در سرزمین‌های اشغالی تحکیم می‌کند.در واقع، این سازوکار نوعی صندوق سرمایه‌گذاری ملی در حوزه امنیت در رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود؛ سرمایه‌گذاری که هدف آن، حفظ مزیت تکنولوژیک در برابر تهدید‌های چندلایه منطقه‌ای است. حتی پروژه‌هایی که سال‌ها محرمانه باقی می‌مانند، پس از افشا شدن، نشان می‌دهند که این جایزه چگونه در پشت صحنه عملیات‌های پیچیده نقش داشته است.بنابراین، برای رژیمی که از نظر جغرافیایی در عمق استراتژیکی محدود است، فناوری یک ضرورت حیاتی است. جایزه گولومب دقیقاً در همین نقطه عمل می‌کند: تبدیل ضعف ساختاری به مزیت عملیاتی برای رژیم صهیونیستی؛ بنابراین این تجربه نشان می‌دهد امنیت در دنیای امروز بیش از آنکه به تعداد نیرو وابسته باشد، به کیفیت نوآوری وابسته است. رژیم غاصب صهیونیستی هم دقیقاً با علم به این موضوع با نهادینه‌سازی این رویکرد، یک چرخه دائمی پیشرفت فناوری‌ها در حوزه امنیتی ایجاد کرده است؛ چرخه‌ای که پژوهشگاه، صنعت و عملیات را به هم متصل می‌کند. بنابراین، در رقابت‌های امنیتی نوین، کشور‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند نظام ملی نوآوری دفاعی خود را منسجم، پایدار و مبتنی بر حمایت بلندمدت از نخبگان طراحی کنند.در کشورمان ایران نیز انتظار می‌رود در این برهه حساس کنونی، دانشگاه‌ها، مؤسسه‌ها و همه واحد‌های تحقیقاتی با درک درست از اوضاع و احوال، نسبت به فعال‌سازی حداکثری همه توان و ظرفیت‌های خود برای تولید خدمات و فناوری‌هایی که امنیت ساز باشند، دست خود را در دست توان عملیاتی و نظامی کشور قرار داده و زمینه‌ساز برتری بخشیدن کیفی در حوزه جنگ‌های آینده باشد. به هر حال، دنیای امروز و فردا همچنان دنیای زور و جنگ و موشک‌هاست و گفتمان و منطق هم صرفاً به همراه موشک و سلاح است که معنا پیدا می‌کند و به تنهایی محلی از اعراب ندارند. بنابراین، بهتر است با پیوند درست میان صنعت، دانشگاه و میدان عملیات، امنیت امروز و آینده خود را تضمین کنیم.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 16 Feb 2026 19:36:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ثابت شد، ما را دار بزنید!</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AB%D8%A7%D8%A8%D8%AA-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D8%AF-sgkicj8zwkaq</link>
                <description>سخنان اخیر مسعود پزشکیان در استان گلستان، از آن جمله‌هایی بود که سریع در فضای رسانه‌ای دست به دست شد: اگر ثابت کردید ما خودمان بازار و مسجد را آتش زده‌ایم، ما را دار بزنید. این حرف هم البته در پاسخ به ادعاهای علی شکوری راد مطرح شد که اتفاقاً برخی تصور می‌کردند به دلیل خاستگاه فکری مشترکی که میان رئیس جمهور پزشکیان و علی شکوری راد وجود داشت، شاید جناب دکتر پزشکیان از این بازداشتی که رقم خورده بود شاید ناراحت و یا دلخور بودند اما صلابت و منطق صحبت‌های رئیس جمهور نشان داد که در این موضوع یک همراهی و اجماعی میان زئیس جمهور و طیف عقلانی جریانات سیاسی وجود دارد و یاوه گویی ها و بدون سند صحبت کردن‌ها دیگر پشیزی ارزش ندارد و برتافته نمی‌شود.این جمله پزشکیان که می‌گوید از ثابت شد که ما خود چنین جنایتی کردیم ما را دار بزنید، پیامی روشن داشت؛ اینکه مرز نقد و اتهام باید مشخص باشد و اینکه حداقل نظام و دولت از طرف خود بسیار مطمئن است و هیچ دلیل عقلانی هم برای انجام چنین جنایتی توسط دولت و حکومت مستقر وجود ندارد. در این میان باید بدانیم که در سپهر سیاسی ایران، نقد همیشه وجود داشته و طبیعی هم هست. اما وقتی نقد تبدیل به ادعای سنگین و اثبات‌نشده شود، دیگر فقط یک اختلاف‌نظر سیاسی نیست بلکه به نظر می‌رسد که عقده گشایی سیاسی و یا کینه توزی سیاسی و یا فتنه انگیزی سیاسی را شاهد هستیم و این اصلاً مورد قبول نیست.  اظهاراتی از سوی برخی فعالان سیاسی از جمله علی شکوری‌راد مطرح شد که تلویحاً این گزاره را تقویت می‌کرد که خود حاکمیت عامل برخی بحران‌هاست. پزشکیان صریح پاسخ داد: مگر می‌شود ساختاری که مسئول اداره کشور است، خودش زیرساخت‌ها و مراکز عمومی را تخریب کند؟طبیعی است که مردم از مشکلات اقتصادی، تورم، قطعی برق یا مسائل معیشتی ناراضی باشند. خود رئیس‌جمهور هم به صراحت از کمبود ۲۵ هزار مگاواتی برق، مشکلات آب و فشارهای اقتصادی گفت. این یعنی انکار مشکل در کار نیست. اما فرق است بین پذیرفتن ضعف‌ها و نسبت دادن عمدی‌بودن بحران‌ها به نظام و اینکه نظام اصلاً مگر با افزایش بحران وضعیت بهتری خواهد داشت که امروز شکوری رادها با سوء استفاده از فضای ملتهب شناختی موجود، چنین ادعاهای سنگین و غیر قابل باوری را مطرح می‌کنند. نقش دشمن را نمی‌شود نادیده گرفتپزشکیان در بخشی از صحبت‌هایش به دشمنی آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی اشاره کرد و نام چهره‌هایی مثل دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو را آورد. واقعیت این است که تحریم‌ها، فشارهای سیاسی و جنگ رسانه‌ای علیه ایران موضوع تازه‌ای نیست و این دشمنی‌ها تقریباً برابر با عمر انقلاب اسلامی برای حداقل پنج نسل از جوانان و مردم این سرزمین را تحت الشعاع خود قرار داده است اما ظاهراً برخی‌ها به جهت این ادامه دار شدن یواش یواش تصمیم گرفته‌اند تا با نادیده انگاری آن، به نحوی خود را آسوده خاطر سازند گویی انگار این درو قشنگ که ایران هیچ دشمنی ندارد به این طیف افراد آرامش و آسایش روانی می‌دهد که هیچگاه تمایل ندارند تا از این رویای ناشدنی و این خواب خوش بیدار شوند و با واقعیت‌ها که می‌شود؛ جنگ 12 روزه، می‌شود ساخت و پرداخت داعش، می‌شود حوادث تروریستی دی ماه، می‌شود جزیره اپستین و .... رویارو شوند.نقد همیشه وجود داشته و طبیعی هم هست. اما وقتی نقد تبدیل به ادعای سنگین و اثبات‌نشده شود، دیگر فقط یک اختلاف‌نظر سیاسی نیست بلکه به نظر می‌رسد که عقده گشایی سیاسی و یا کینه توزی سیاسی و یا فتنه انگیزی سیاسی را شاهد هستیمبنابراین در چنین فضایی، هر تحلیلی و هر روایتی که نقش بیرونی‌ها را کاملاً نادیده بگیرد و همه چیز را به داخل نسبت دهد، ناخواسته همان روایتی را تقویت می‌کند که رسانه‌های معاند دنبال می‌کنند. در واقع البته این به معنای بستن دهان منتقد نیست؛ بلکه یعنی مسئولانه حرف زدن و سنجیده سخن گفتن و قبل از حرف زدن، پژوهش و جست و جو کردن و نهایتاً اینکه انسان جامع الاطراف بوده و با توجه به همه اتفاقات و رخدادها و شرایط آشکار و نهان تصمیم گرفتن.رئیس جمهور پزشکیان در این سخنرانی که در استان گلستان داشت تأکید کرد که اصلاح یعنی درمان زخم، نه تخریب کل ساختار. این نگاه می‌تواند محل توافق همه طیف‌ها و جریانات سیاسی باشد. پذیرش این موضوع که کشور مشکل دارد، مدیریت‌ها خطا دارند، سیاست‌ها نیاز به بازنگری دارند؛ اما راه اصلاح از مسیر ناامیدسازی عمومی و دو قطبی‌سازی شدید نمی‌گذرد و نهایتاً این همین مردم و همین نظام است که توانایی حل مسئله و رفع و رجوع کردن مشکلات و موضوعات را دارد.پزشکیان  همچنین نکته بسیار جالبی را مطرح کرد و گفت باید از من عبور کنیم و به ما برسیم. شاید جمله‌ای ساده به نظر برسد، اما در فضای پرتنش سیاسی امروز، همین ساده گفتن‌ها مهم است. رقابت سیاسی اگر تبدیل به تسویه‌حساب دائمی شود، نتیجه‌اش فرسایش اعتماد عمومی نسبت به همه نهادها و ساختارها و رویه‌های سیاسی در کشور است و این پیامدش هم چیزی جز آشوب و هرج و مرج و آنارشی داخلی نیستسخن پایانیجمله تند رئیس‌جمهور یک پیام مشخص داشت: اگر اتهامی هست، باید سند داشته باشد. اگر مدیری خطا کرده، باید پاسخگو باشد. اما کلی‌گویی‌های سنگین و اثبات‌نشده، کمکی به حل مسئله نمی‌کند و این اتهام زنی‌های بی پایه و اساس شاید در ابتدا توسط دستگاه‌های رسانه‌ای و پروپاگاندای طرفدار براندازی نظام هم لایک بگیرند و حمایت بشوند اما در بلند مدت توسط بصیرت و آگاهی ملی و مردم پس زده شده و مورد قبول واقع نخواهند شد.همگی می‌دانیم امروز کشور هم با چالش‌های اقتصادی روبه‌روست و هم با فشار خارجی. عبور از این وضعیت، نه با انکار مشکلات ممکن است و نه با متهم کردن بی‌پایه. نقد لازم است، شفافیت لازم است، پاسخگویی هم لازم است؛ اما همه این‌ها در چارچوب انصاف و مسئولیت‌پذیری نتیجه می‌دهد و باید همواره انصاف را مد نظر قرار بدهیم.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 16 Feb 2026 19:36:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>47 سال مقاومت و پیروزی</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/47-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C-sxvyfpqvzqpi</link>
                <description>47 سال مقاومت و پیروزیمقاومت و پیروزی در مسیر پرپیچ‌وخم انقلاب اسلامیچهل‌وهفت سال از انقلابی می‌گذرد که در یکی از پیچیده‌ترین بزنگاه‌های تاریخ ایران شکل گرفت؛ انقلابی که مسیر همواری نداشت و از دل تهدید، تحریم، جنگ و توطئه عبور کرد و امروز چهل‌وهفتمین سالگرد پیروزی خود را در ۲۲ بهمن، همراه با ملت ایران جشن می‌گیرد.انقلاب اسلامی در کشوری به پیروزی رسید که پیش از آن، وابستگی، تحقیر و عقب‌ماندگی به آن تحمیل شده بود؛ کشوری که اراده‌اش بیرون از مرزهایش تصمیم‌گیری می‌شد. اما از بهمن ۱۳۵۷ مسیر تغییر کرد و معادله قدرت در ایران دگرگون شد.در همین ۴۷ سال، جمهوری اسلامی با جنگی هشت‌ساله روبه‌رو شد؛ جنگی که در آن تقریباً همه قدرت‌های جهانی در یک طرف ایستاده بودند و در طرف دیگر، انقلاب و ملت ایران قرار داشتند. در این نبرد نابرابر، حتی یک وجب از خاک ایران جدا نشد و این خود یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است.پس از پایان جنگ نیز مسیر پرپیچ‌وخم فشارها متوقف نشد. تحریم‌های فزاینده، ترور بیش از ۱۷ هزار نفر از مسئولان، نخبگان و دانشمندان کشور، فشارهای سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای گسترده، بخشی از این مسیر دشوار بود. اما در دل همین فشارها، ایران قوی‌تر شد و توانست مسیر پیشرفت خود را تثبیت کند.در حوزه علمی، ایران به رتبه‌های برتر تولید علم در جهان رسید. بر اساس گزارش‌های بین‌المللی استنادی اسکوپوس، ایران امروز جزو کشورهای دارای سریع‌ترین رشد علمی در جهان محسوب می‌شود. همچنین ایران رتبه‌های برتر جهانی در حوزه‌هایی مانند سلول‌های بنیادی و ژنتیک را به دست آورده و در جمع قدرت‌های علمی مهم دنیا قرار گرفته است.در حوزه دفاعی، ایران از یک واردکننده سلاح به کشوری تبدیل شد که سامانه‌های بومی موشکی، پهپادی و پدافندی طراحی و تولید می‌کند. امروز بازدارندگی دفاعی ایران، یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده امنیت ملی و حتی امنیت منطقه‌ای محسوب می‌شود. ایران در حوزه تولید پهپادهای پیشرفته و رادارگریز در میان قدرت‌های برتر دنیا قرار دارد، در قدرت موشکی جزو کشورهای برتر جهان محسوب می‌شود، در فناوری نانو رتبه ششم جهان را در اختیار دارد و در حوزه هوافضا و فناوری پرتاب ماهواره نیز در جمع ده کشور برتر دنیا قرار گرفته است.در حوزه هسته‌ای نیز، با وجود فشارهای سیاسی سنگین، چرخه کامل سوخت هسته‌ای و دانش بومی آن حفظ شد و ایران امروز در میان کشورهای دارای توان غنی‌سازی اورانیوم و چرخه کامل سوخت هسته‌ای قرار دارد.این همان کشوری است که در دوره پهلوی، نخست‌وزیر وقت با تحقیر ملت ایران گفته بود ایرانی حتی نمی‌تواند یک آفتابه بسازد؛ اما همان ملت امروز بر قله‌های افتخار علمی، دفاعی و فناوری ایستاده است.رهبر انقلاب در تبیین این مسیر تاریخی تأکید کرده‌اند که ملت ایران از ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی توانست مقاومت کند، بایستد و در برابر فشار دشمن تسلیم نشود. فشارهایی که اگر علیه هر ملت دیگری اعمال می‌شد، می‌توانست آن کشور را دچار فروپاشی کند، اما ملت ایران محکم ایستاد و جمهوری اسلامی با استقامت و مقاومت مسیر خود را ادامه داد.واقعیت این است که ملت ایران در طول این سال‌ها بارها هدف فشار، توطئه، جنگ، نفوذ و اقدامات تروریستی قرار گرفته، اما هر بار با انسجام و مقاومت، قوی‌تر از گذشته ظاهر شده است. امروز نیز ایران نسبت به دهه‌های گذشته، از نظر قدرت ملی، ثبات و توان بازدارندگی در موقعیت قوی‌تری قرار دارد.ملت ایران ممکن است در مقاطعی تحت فشار قرار گرفته باشد، اما هرگز ضعیف نبوده است. تجربه تاریخی نشان داده که هر زمان دشمن نتوانسته از مسیر فشار و تهدید به اهداف خود برسد، تلاش کرده با فریب و وعده‌های ظاهری وارد شود. در حالی که تجربه تاریخی ایران در دوران پهلوی نشان می‌دهد حضور و نفوذ قدرت‌های خارجی، نه تنها عامل پیشرفت نبوده، بلکه عامل عقب‌ماندگی کشور بوده است.امروز مسیر پیشرفت ایران ادامه دارد؛ مسیری که بر پایه استقلال، مقاومت، خودباوری ملی و اتکا به ظرفیت‌های داخلی شکل گرفته است. تجربه چهار دهه گذشته نشان داده که هرجا ایران بر توان داخلی تکیه کرده، پیشرفت حاصل شده و هرجا نگاه به بیرون پررنگ شده، کشور با چالش مواجه شده است.انقلاب اسلامی امروز به نقطه‌ای رسیده که نه تنها یک تجربه سیاسی، بلکه یک تجربه تمدنی محسوب می‌شود؛ تجربه‌ای که نشان داد یک ملت می‌تواند در برابر فشارهای همه‌جانبه جهانی بایستد، مسیر پیشرفت خود را بسازد و آینده خود را مستقل از اراده قدرت‌های خارجی رقم بزند. </description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 10 Feb 2026 19:46:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیپلماسی باج‌گیرانه ترامپ</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AF%DB%8C%D9%BE%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%AC-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-gwzweuq724rb</link>
                <description>رفتار تازه دونالد ترامپ در قبال هندوستان که به بیانی متحد و همکار منطقه‌ای ایالات متحده به شمار می‌رود، بار دیگر ماهیت واقعی سیاست خارجی آمریکا و دیپلماسی فردی یکجانبه ترامپ را عیان کرد. سیاستی که اساساً بر پایه منطق فشار، باج‌گیری و تحمیل اراده آمریکایی شکل گرفته است و تا زمانی که با مقاومت رو به رو نشود هیچ تمایلی به عقب نشینی ندارد. ترامپ گفت تنها زمانی تعرفه‌ها کم می‌شود که هند مسیر انرژی خود را مطابق اراده واشنگتن تنظیم کند.مودی نخست وزیر هند هم در طی تماسی اعلام کرد که طبق مذاکرات صورت گرفته با ایالات متحده قرار شده است که طبق سیاست‌های آمریکا در مسئله انرژی رفتار کند. فلذا کاهش تعرفه‌های سنگین آمریکایی علیه دهلی‌نو از ۵۰ درصد (۲۵ درصد تعرفه متقابل + ۲۵ درصد تعرفه تنبیهی) به ۱۸ درصد، پاداش اطاعت هند از خواست آمریکا برای قطع خرید نفت روسیه قلمداد می‌شود که ترامپ هم صریحاً آن را بر زبان آورد.این ماجرا نشان می‌دهد که در منطق ترامپ، مذاکره و تعامل معنایی جز امتیازگیری یک‌طرفه ندارد. وقتی رئیس‌جمهور آمریکا هم‌زمان از دوستی با نخست وزیر هند سخن می‌گوید و تعرفه ۵۰ درصدی را هم مثل شمشیر بالای سر اقتصاد هند نگه می‌دارد، روشن است که زبان غالب، زبان فشار است نه احترام متقابل. در این میان جالب است که آمریکا حتی برای چین که بزرگ‌ترین خریدار نفت روسیه است، چنین مجازاتی وضع نکرده بود، اما هند را به‌راحتی زیر تیغ شمشیر تعرفه‌ای خود برده بود چراکه تصور می‌کرد دهلی نو توان مقاومت در برابر زیاده خواهی‌های ایالات متحده را ندارد.شاید به بیانی همین الگو دقیقاً در مواجهه با ایران نیز در حال تکرار شدن است. در همین باره نشریه آمریکایی آمریکن کانزرواتیو صریحاً اعتراف کرد که ترامپ به‌دنبال مذاکره واقعی با تهران نیست، بلکه رؤیای تسلیم و سرسپردگی کامل ایران را در سر دارد. از نگاه واشنگتن، مذاکره زمانی معنا دارد که طرف ایرانی ابتدا خطوط قرمز خود را کنار بگذارد، توان دفاعی‌اش را واگذار کند و سپس پشت میز بنشیند و حرف و متن دیکته شده از سوی ایالات متحده را بپذیرد.البته خب گفتنی است که ایران امروز، برخلاف تصور ترامپ، هند تحت فشار جنگ تعرفه‌ای نیست که امنیت، بازار، تجارت، مناسبات و سیاست‌های خود  را با یک تماس تلفنی معامله کند بلکه جمهوری اسلامی ایران، تجربه سال‌ها تحریم، تهدید و بدعهدی آمریکا را پشت سر گذاشته و می‌داند توافقی که بر پایه ارعاب آمریکایی‌ها بخواهد شکل بگیرد، هیچ ضمانت اجرایی ندارد. بنابراین طبیعتاً دیپلماسی اگر قرار است کار کند، باید از منطق باج‌گیری و تحمیل رای و اراده طرف‌های مذاکره کننده فاصله بگیرد تا کارساز باشد واگرنه بدون هدف و نتیجه مشخص بوده و عملاً دردی را دوا نخواهد کرد. </description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 03 Feb 2026 10:40:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کابوس جنگ با ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B3-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-uukqm0giwbod</link>
                <description>فضای رسانه‌ای و تبلیغاتی وابسته به کاخ سفید در روزهای اخیر، بار دیگر بر طبل تهدیدات علیه ایران می‌کوبد. از اعزام ناو و جابه‌جایی نیرو تا مانورهای روانی درباره حمله قریب‌الوقوع به ایران یا انجام دادن عملیات‌های ویژه نظامی در ایران همگی نشان دهنده آن است که سنگین‌ترین هجمه و فشار روانی و سیاسی را ایالات متحده آمریکا بر روی ایران مجددا قرار داده است. این فشار سنگین تلاش دارد تا به صورت عمده دو هدف اساسی را برای آمریکایی‌ها محقق سازد: اول آن که ذیل این فشار سنگین دامنه اشتباهات و خطاهای ممکن در میان مسئولین جمهوری اسلامی ایران افزایش پیدا کند و در نتیجه شاید دستاوردی بزرگ اما با هزینه کم برای دولت مستأصل ترامپ حاصل گردد و دوم آن که رعب و هراس و عملیات روانی انجام شده باعث شود که اندک گروه‌های معارض تغذیه شده خارجی پیشین مجدداً اعتماد به نفس پیدا کرده و عرصه حکمرانی عاقلانه نظام را تنگ کرده و نهایتاً با خالی کردن ته دل مسئولین و مردم، شاید ایالات متحده بتواند دستاوردی کسب کند. اما در این میان کابوس جنگ با ایران برای آمریکایی‌ها به دلایلی باعث شده است تا محتاطانه و دست به عصا در این بازی شطرنج وار تصمیم گیری و اقدام انجام دهند.اولین دلیل و نخستین و جدی‌ترین کابوس واشینگتن، پایگاه‌های نظامی‌اش در منطقه است. هزاران نیروی آمریکایی در منظقه مستقرند که همگی در تیررس مستقیم توان موشکی و پهپادی ایران قرار دارند. تجربه عین‌الاسد و العدید هم نشان داده که این پایگاه‌ها برای ایران هم دست یافتنی است و هم اراده و انگیزه لازم برای هدف قرار دادن را دارد. در چنین شرایطی، حضور ناوهای آمریکایی هم در خلیج فارس بیش از آنکه ابزار تهدید باشد، به پاشنه آشیل آمریکا مبدل شده است.دومین کابوس آمریکایی ها وضعیت متزلزل متحدان منطقه‌ای شان به‌ویژه رژیم منحوس صهیونی است. برخلاف عربده‌کشی‌های رسانه‌ای رژیم، تل‌آویو به‌خوبی می‌داند که در صورت هرگونه تجاوزی به ایران، خود در خط مقدم پاسخ قرار خواهد گرفت و ایران به مانند جنگ ۱۲ روزه به راحتی توان عبور از سامانه‌های پدافندی رژیم صهیونی را داشته و این بار هم احتمالاً آخرین جنگ رژیم پیش از نابودی حتمی‌اش باشد.سوم، هراس دولت‌های منطقه از کشیده‌شدن به جنگ است. هشدار صریح تهران به کشورهایی که خاک، آسمان یا امکانات خود را ممکن است تا در اختیار آمریکا قرار دهند، باعث شده بسیاری از پایتخت‌های منطقه، به‌جای همراهی با آمریکا به دنبال جلوگیری از هرگونه جنگ و رویارویی آمریکا با ایران باشندو به ویژه آنکه سرمایه گذاری‌های هنگفت میلیارد دلاری آمریکایی‌ها در کشورهای منطقه نیز می‌تواند در ادامه نبرد تبدیل به اهداف مشروع برای پاسخ ایران باشد.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Wed, 28 Jan 2026 10:20:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحریم علیه مردم!</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-playklwuirc1</link>
                <description>گاهی یک جمله، از سال‌ها فریب، انکار و بزک رسانه‌ای پرده برمی‌دارد. اعتراف اخیر وزیر خزانه‌داری دولت ترامپ از همین جنس است؛ اعترافی عریان و بی‌پرده که نشان می‌دهد آنچه سال‌ها با عنوان تحریم هوشمند و فشار دیپلماتیک به افکار عمومی فروخته می‌شد، در واقع چیزی جز جنگ اقتصادی مستقیم علیه مردم ایران نبوده است. وقتی وزیر خزانه‌داری آمریکا با افتخار می‌گوید بدون شلیک حتی یک گلوله، مردم ایران را با فشار اقتصادی به خیابان‌ها آوردیم، دیگر جایی برای تردید باقی نمی‌ماند که تحریم، نه ابزار سیاست خارجی، بلکه سلاح کشتار جمعی خاموش ملت ایران است. این اعتراف، مهر تأییدی است بر آنچه جمهوری اسلامی سال‌ها فریاد زد و رسانه‌های غربی و هم‌پیمانان داخلی‌شان آن را توهم توطئه نامیدند. حالا خود طراحان تحریم می‌گویند هدف، نه تغییر رفتار دولت، بلکه فرسایش معیشت مردم و تحریک ناآرامی‌های اجتماعی بوده است. بیش از ۵۲۰ تحریم علیه ساختار فروش نفت ایران، محدودسازی نظام بانکی، انسداد کانال‌های مالی و در نهایت تلاش برای کلید زدن قحطی بزرگ، اجزای یک پازل واحد بودند؛ پازلی که هدفش فروپاشی از درون بود. در این میان، آمریکا حتی زحمت پنهان‌کاری هم به خود نداد. وقتی دو بانک بین‌المللی همکار ایران (هالک بانک و استندارد چارترد) در آبان‌ماه هدف تحریم قرار گرفتند، پیام روشن بود: فشار باید مستقیماً بر روی سفره مردم باشد. اما داستان به همین‌جا ختم نشد. فشار خارجی، نیازمند مکمل داخلی بود. در ناآرامی‌های اخیر، اخلال در انبارها، اختلال در توزیع کالا‌های اساسی و به آتش کشیدن ۴۱۹ فروشگاه زنجیره‌ای، نشان داد که پروژه تحریم، تنها روی کاغذ طراحی نشده بود. اینجا دیگر با اعتراض خودجوش طرف نیستیم؛ بلکه با جنگ ترکیبی تمام‌عیار مواجهیم که اقتصاد، امنیت و روان جامعه را همزمان هدف گرفته است. آمریکا در دوره ترامپ، نقاب دیپلماسی را کنار گذاشت و صریحاً از زبان اقتصاد، زبان جنگ ساخت. جنگی که قربانیانش مردم عادی هستند؛ همان مردمی که قرار بود با فشار معیشتی، به اهرم فشار علیه حاکمیت تبدیل شوند. این اعتراف، سندی تاریخی است که نشان می‌دهد اغتشاشات بخشی از طراحی دشمن برای تکمیل حلقه فشار بوده است. در چنین وضعیتی، بازخوانی مفهوم امنیت ضروری است. امنیت در یک تعریف موسع به معنای مقابله خیابانی با آشوب و جلوگیری از جنگ اقتصادی است که مستقیماً جان و نان مردم را نشانه می‌رود. وقتی فروشگاه‌ها به آتش کشیده می‌شوند، انبار‌ها تخریب می‌شوند و زنجیره تأمین مختل می‌شود، این دیگر اعتراض طبیعی مردمی نیست؛ ولی اجرای میدانی یک سناریوی آمریکایی است که طراحش به دنبال تقابل ایرانی با ایرانی است. امروز دیگر هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید آمریکا خیرخواه مردم ایران است یا تحریم‌ها صرفاً حکومت را هدف می‌گیرد. این اعتراف سند جنایت اقتصادی علیه یک ملت است؛ سندی که باید هم در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت شود و هم مبنای مطالبه‌گری حقوقی و سیاسی در سطح بین‌المللی قرار گیرد. فشار حداکثری شکست خورد، اما هزینه‌هایش واقعی بود؛ هزینه‌هایی که مردم پرداختند. حالا که طراحان این جنایت لب به اعتراف گشوده‌اند، کمترین وظیفه نخبگان و رسانه‌ها این است که اجازه ندهند این حقیقت دوباره زیر آوار تحریف و بزک رسانه‌ای دفن شود. منبع: هفته نامه صبح صادق</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 27 Jan 2026 21:40:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تیر دشمن به سنگ خورد!</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AA%DB%8C%D8%B1-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%86%DA%AF-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-yfapbfexuuxp</link>
                <description>اینجا ایران است؛ کشوری که هدف جنایتکاران و استکبار جهانی قرار گرفته است. یکبار به صورت جنگ مستقیم، یکبار هم الان به صورت اقدامات خرابکارانه و تروریستی. اما توطئه اصلی در این بین اجرای پروژه کشته سازی برای شعله ور کردن دامنه اغتشاشات است. این توطئه دشمنان که با هدف ایجاد بی‌ثباتی و آشوب عمومی طراحی شده بود عملاً در کمتر از چند هفته رخ نمایی کرد و چهره واقعی خود را نشان داد و در همین مدت کوتاه هم با بصیرت و آگاهی و دشمن شناسی ملت ایران با شکست رو به رو شد.البته در این بین شاهد اخبار تلخ و بسیار جانکاهی هم بودیم. آمار‌ها نشان می‌دهد که در این پروژه عبری غربی، قربانیان بی‌شماری از مردم عادی فدا شدند. در میان این جان سپردگان از کودک ۳ ساله تا پیرمرد ۷۰ ساله وجود دارد؛ راننده اسنپی که برای معیشت خانواده‌اش از مسیر اغتشاشات عبور می‌کرد یا دانش آموزی که همراه خانواده از محل درگیری گذر می‌کرد یا پرستاری که به آتش کشیده شد و کارگران و رهگذرانی که با پرتاب بلوک سیمانی از پشت بام جان باختند نیز از قربانیان این اغتشاشات بودند.در این وانفسا ما شاهد به شهادت رسیدن نیرو‌های بسیج و مدافع امنیت هم بودیم؛ در یک بیمارستان در تهران یکی از پزشکان روایت کرد که در حال انتقال جوان بسیجی به اتاق عمل بودند که مغز وی که در اثر شلیک گلوله آسیب دیده بود ناگهان به زمین ریخت و متلاشی شد. صحنه بسیار دردناکی که برای سالیان سال بود که در ایران زمین شاهدش نبودیم را امروز به لطف سرسپردگان غربی و برخی عمال وابسته و مزدور خارجی می‌بینیم.در قزوین هم گزارش شده بود که پس از شلیک گلوله به سر دو بسیجی مظلوم پیکر آنها در سطل زباله توسط عوامل اغتشاشگر و تروریست‌ها سوزانده شده است. تروریست‌ها در این آشوب‌ها از روش‌های وحشیانه‌ای، چون زنده سوزی، قطع عضو و استفاده از نارنجک برای کشتار استفاده کردند و پرده گردان بازی و نمایشی شدند که سال‌ها قبل در لیبی و سوریه و عراق آن را پخش کرده بودند و امروز می‌خواستند تا در ایران هم به منصه ظهور برسانند. این در حالی است که نیرو‌های امنیتی تا روز جمعه اصلاً هیچ سلاح و تجهیزاتی برای دفاع از خود هم به همراه نداشتند.گفتنی است این اقدامات خشونت‌آمیز مشخصاً، اهداف چندگانه‌ای را دنبال می‌کند. اول، ایجاد و تقویت بحران ناامنی روانی. هدف، ایجاد احساس ناامنی در جامعه است که بسیار مخرب‌تر از ناامنی فیزیکی است و انسجام اجتماعی را نابود می‌کند. این حس تمایل و انگیزه حرکت رو به جلو را در افراد خاموش می‌کند. دوم، اخلال در خدمات حیاتی و رفاه عمومی مردم. حمله به اتوبوس‌ها، بانک‌ها و اورژانس، زندگی روزمره مردم را فلج کرده و بر موج نارضایتی‌های عمومی دامن می‌زند و باعث می‌شود تا حس بی اعتمادی نسبت به نحوه پاسخگویی به مطالبات مردمی شکل بگیرد. سوم، ضربه به اقتصاد و معیشت و رفاه و زندگی مردم. با تعطیلی کسب‌وکار‌ها و فرار سرمایه‌ها، اقتصاد کشور هدف قرار گرفته و پروژه آشوب‌ها ادامه دار می‌شود.در ادامه این پروژه آشوب و اغتشاش در داخل، آمریکا و اسرائیل به عنوان اصلی‌ترین دشمنان ملت ایران، به صراحت دخالت نظامی را مطرح کردند؛ تهدیدی که همزمان شد با اوج‌گیری خشونت‌ها. این تهدید به حمله نظامی و همراهی و حمایت از اغتشاش گران به صراحت نشان داد که بازی انجام شده در ایران کاملاً نمایشی است و در پشت پرده این محور عبری غربی است که صحنه گردان این قضایا و بلوا شده است.اما در مقابل در برابر این توطئه، ملت ایران ایستادگی کرد. حضور میلیونی مردم در راهپیمایی بزرگ ۲۲ دی ماه، پاسخی کوبنده بود و عملاً مانع از تداوم پروژه خرابکارانه و اغتشاشات سازمان‌یافته شد. این حرکت انقلابی ملت ایران عملاً، خط بطلانی بر نقشه‌های دشمنان کشید. رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، این حرکت مردم ایران را یک کار بزرگ خواندند و بر هویت شکست‌ناپذیر ایران تأکید کردند و اشاره کردند که این بار نیز تیر دشمنان ایران به سنگ خورد. حکیم انقلاب در متن پیام خود خطاب به ملت ایران گفتند: «امروز کار بزرگی انجام دادید و روزی تاریخی آفریدید. این اجتماعات عظیم و سرشار از عزم راسخ، نقشه‌ی دشمنان خارجی را که قرار بود به دست مزدوران داخلی پیاده شود، باطل کرد. ملّت بزرگ ایران، خود را و همّت و هویت خود را به رخ دشمنان کشید. این هشداری به سیاستمداران آمریکا بود که فریبکاری خود را متوقف کنند و به مزدوران خائن تکیه نکنند. ملّت ایران، قوی و مقتدر است، آگاه و دشمن‌شناس است، و در همه حال در صحنه حضور دارد.»منبع: هفته نامه صبح صادق</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jan 2026 14:39:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایستاده در میان‌فتنه‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7-l5zv7mnrp8ze</link>
                <description>مردم اصلی‌ترین و محوری‌ترین عنصر وجودی نظام جمهوری اسلامی ایران هستند؛ مردم هستند که نظام را ساخته‌اند، نظام را پرداخته‌اند و امروز نیز همین مردم اصلی‌ترین بهره‌مندان از این نظام هستند. مردمی که حرکت انقلابی را از سال‌ها قبل و در داستان مشروطیت دنبال می‌کردند و سرانجام در سال ۵۷ هم به منصه ظهور رساندند.همین مردم جمع‌کننده غائله‌های آشوب و ناامنی در اول انقلاب بودند. همین مردم بودند که جنگ هشت ساله را با روسفیدی نظام جمهوری اسلامی ایران همراه کردند. همین مردم بودند که بعد از جنگ هم پشت نظام را خالی نکردند و به دنبال توسعه و پیشرفت رفته و عملاً سازنده نظام و کشوری قدرتمند و سرافراز شدند. تجربه دهه شصتی همین مردم در شناسایی خانه‌های تیمی و افراد مسلح وابسته به منافقین بود که سال‌ها باعث اشرافیت اطلاعاتی و جلوگیری از ناامنی و آشوب در شهر‌ها شده بود. نهایتاً همین مردم بودند که در مقابل حربه تحریم‌های اقتصادی و جنگ روانی گسترده هم با مقاومت مثال زدنی خود دشمنان را مایوس ساختند. این مقاومت و تاب آوری اسطوره‌ای ملت ایران کار را به جایی رساند که از دهه هشتاد به بعد جنس دشمنی‌های غرب و آمریکا در برابر این مردم کم کم شکل و بویی تازه به خود گرفت. پرده‌ها کم کم افتاد و قصه کاملاً رو و عریان شد. خباثت و کینه توزی‌های دشمنان کاملاً عیان شد و نتیجه آن که به سطح غیر قابل برگشتی از تقابل و رویارویی با جبهه استکباری رسیده‌ایم.باید بدانیم که حضور گسترده مردم در روز دوشنبه گذشته نشان داد که ملت ایران روی آرمان‌ها، ارزش‌ها، اقتدار ملی، استقلال ملی و وحدت ملی خود ایستاده است. علی‌رغم برخی خطا‌ها یا غفلت‌ها و کم کاری‌ها یا اهمال کاری‌های دولتمردان و مسئولین، ملت با بصیرت ایران وارد میدان شدند و این توطئه خطرناک خارجی را خنثی کردند.بپذیریم که این شکست اولاً شکست دوم جبهه کفر و نفاق بود و دوما برای آمریکا و اسرائیل بسیار سنگین و گران بود، چرا که آنها بار‌ها اعلام کردند که پس از حمله دوازده روزه به ایران، منتظر بودند مردم وارد میدان شوند و کار نا تمام آنها را تمام کنند، اما به عینه دیدیم که تیم آماده شده برای اغتشاش و عناصر و دنباله رو‌های اغتشاشگران با شکست و ناکامی مواجه شدند و بار دیگر حضور مردم خنثی کننده نقشه‌های شوم دشمنان شدند.گفتنی است مشکل ایالات متحده و غرب هم امروز دقیقاً همین مردمی است که مانع دست‌یابی دشمن به آرزوهایش شده است.حقیقتاً به جرئت می‌توان چنین ادعا کرد اگر تنها و تنها چند درصد از این میزان عملیات روانی که بر روی ایرانیان انجام شده است بر روی هر کشور و هر ملت دیگری انجام شده بود تنها در عرض مدت کوتاهی میدان را وانهاده و به سرعت از روند معادلات خارج شده و امروز تبدیل به بله قربان‌گو و مطیع محض عناصر استکباری شده بودند.منبع: هفته نامه صبح صادق</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jan 2026 14:38:26 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حضور دشمن سوز</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%B2-uinoa8preiey</link>
                <description>برگی جدید از صفحات تقویم انقلاب اسلامی در بیست و دوم دی ماه ۱۴۰۴ همراه با بصیرت، مشارکت میلیونی و حضور دشمن سوز ملت ایران ورق خورد. ملت بزرگ و با نجابتی که نشان دادند، خط اعتراض کنندگان از خط اغتشاشگران و برهم زنندگان امنیت و نظم عمومی جامعه کاملاً جدا است و ملت شریف ایران علیرغم وجود برخی مشکلات و اندک ناملایمات اقتصادی، تا آخر پای کار نظام و انقلاب هستند. ملت ایران در راهپیمایی روز گذشته نشان دادند که تصمیم گرفته‌اند تا ملت قهرمان باشند، ملت پیروز باشند، ملت سرافراز و سربلند باشند، ملت عزیز و شکست ناپذیر باشند؛ ملتی که با حضور میلیونی خود در اقصی نقاط ایران امید واهی جریان ضد مردم ایران را با شکست همراه کردند؛ ملتی که نمایشگر استحکام و مانایی نظام انقلاب اسلامی شدند و ثابت کردند که پرچم نظام جمهوری اسلامی ایران بیدی نیست که با این بادها، حتی ذره‌ای بلرزد.از سوی دیگر راهپیمایی روز گذشته مردم ایران بار دیگر خروش و فریاد مردمی را نشان داد که نمی‌خواهند تا مایع استفراغ پیشین خود را مجدداً ببلعند و اندک کسانی که بعضاً در داخل و یا خارج به انواع حربه‌های شیطانی خود دل خوش کرده بودند و تصور باطلشان بر آن بود که ملت ایران متاثر از جنگ ترکیبی و شناختی پیچیده‌ای که در جریان است ممکن است تا فریب خورده و دچار خطای شناختی شوند و به اشتباه به دنبال اغتشاشگری و برهم زدن نظم عمومی بروند  هم با ناامیدی و شکستی دیگر رو در رو شدند.البته و صد البته این حماسه حضور دشمن سوز ملت ایران دقیقاً حاصل دست پخت احمقانه خود همین اجنبی‌ها و دشمنان ملت ایران بود که باعث شد تا خط تمییزی میان مردم و شهروندان با اوباش و اغتشاشگران کشیده شود و بار دیگر ابزار بصیرت، باعث شناخت حق از باطل گردد.در نهایت هم این حضور میلیونی مردم ایران در دل خود دارای چندین پیام «نه» بزرگ بود. اولین «نه بزرگ» به همه مزدوران داخلی بود که دلخوش به وعده وعیدهای خارجی‌ها دست به چنین اقدامات باطلی زده بودند. دومین «نه بزرگ» به کفتارها و لاشخورهای متحجر و مرتجعینی بود که امیدوارانه تلاش داشتند تا در رسانه‌های خود با پوشش اخبار مربوط به اغتشاشات، ضمن داغ نگه داشتن تنور آشوب‌های خیابانی در ایران، سبب تضعیف نظام جمهوری اسلامی ایران و پیشبرد برنامه‌ها و اهداف خود شوند. سومین «نه بزرگ» هم به ترامپی بود که با خطای محاسباتی خود هم اخبار و گزارشات اشتباه و هم تحلیل و ارزیابی نادرستی از وضعیت و شرایط داخل ایران داشت و نهایتاً آخرین «نه بزرگ» هم به نتانیاهویی بود که آخرین امید خود را در دل ضربه از درون و اغتشاشگری در ایران دنبال می‌کرد.</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Jan 2026 12:44:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تصمیم به‌هنگام یا سهم‌خواهی دیرهنگام؟ تأملی بر نقدهای حسین مرعشی در میانه بحران</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/%D8%AA%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%DB%8C%D8%A7-%D8%B3%D9%87%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%A3%D9%85%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%86%D9%82%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B1%D8%B9%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-ljbiz6nfuqva</link>
                <description>تصمیم به‌هنگام یا سهم‌خواهی دیرهنگام؟ تأملی بر نقدهای حسین مرعشی در میانه بحراناظهارات اخیر حسین مرعشی درباره تأخیر در تصمیم‌گیری و ضرورت برکناری مدیران ناتوان، در ظاهر سخن تازه‌ای نیست. بدیهیاتی است که هر شهروندی در شرایط فشار اقتصادی و تنگنای معیشتی با آن هم‌نظر است. اما مسئله اصلی نه خود گزاره‌ها، بلکه گوینده، زمان بیان و هدف پنهان پشت این نقدهاست؛ جایی که نقد مدیریتی به‌تدریج شبیه به مطالبه سهم سیاسی می‌شود و دقیقاً در این نقطه کانونی است که باید تمیز بدهیم مطالبه گری به هنگام را با سهم خواهی دیر هنگام. حسین مرعشی کسی که ادعا داشت که به اندازه چندین نماینده مجلس و وزیر در زمان سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان قدرت و توان دارد الان مدعی است که نظام و دولت نیاز دارد تا به هنگام تصمیمات سخت را بگیرد و اجازه ندهد که گذشت زمان هزینه را برای نظام بالا ببرد.اما خب حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی، به‌خوبی می‌داند که تصمیم‌گیری به‌هنگام صرفاً یک تکنیک مدیریتی نیست، بلکه بخشی از عقلانیت سیاسی در شرایط عادی است. پرسش اینجاست که آیا اکنون، در میانه یک جنگ ترکیبی تمام‌عیار، فشار اقتصادی ناشی از تحریم‌های آمریکا و تهدیدات امنیتی رژیم صهیونیستی، اولویت کشور، بازآرایی قدرت به نفع یک جریان سیاسی خاص است یا تثبیت مدیریت کلان کشور؟واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از نقدهای مرعشی، بیش از آنکه دغدغه کارآمدی باشد، بوی سهم‌خواهی پس از انتخابات می‌دهد که ظاهراً گفتمان وفاق دکتر پزشکیان مانع از رسیدن این جریان به این موضوع شده است. جریانی که در ایام رقابت انتخاباتی سال گذشته با فعال‌سازی پایگاه رأی خود به میدان آمد و باعث شد تا مشارکت انتخاباتی بالا برود و همچنین شاید باعث موفقیت و انتخاب رئیس جمهور پزشکیان شد، امروز انتظار دارد این سرمایه سیاسی را به صورت کامل نقد کند؛ نه در قالب اصلاح ساختارها، بلکه با نشاندن هم‌جناحی‌ها بر کرسی‌های مدیریتی. این همان نقطه‌ای است که نقد از مسیر اصلاح خارج می‌شود و به فشار سیاسی بدل می‌گردد تا کارآمدی و ثبات سیاسی هم در میان سهم خواهی یک جریان فکری و سیاسی به آوردگاه ذبح و قربانی شدن آورده شود.سؤال بزرگ‌تر اما شخص خود مرعشی است. سیاست‌مداری با دهه‌ها حضور در قدرت، با تجربه عبور از دولت‌ها و بحران‌ها، آیا نباید بیش از همه به منطق زمان‌شناسی سیاسی پایبند باشد؟ آیا بهتر نیست کسی که سال‌ها در متن قدرت بوده، بداند که گاه بزرگ‌ترین تصمیم به‌هنگام، کنار رفتن به‌موقع از صحنه بازی‌های سیاسی است و گاه تمرکز کردن بر دشمن و مشکلات بزرگ‌تر و گاهی با گذر از تلاطم و تشدد آراء و وفاق و تثبیت شرایط؟ واقعاً در شرایطی که ملت ایران با آمریکا و متحدانش دست‌وپنجه نرم می‌کند، آیا تشدید اختلافات درونی دولت، کمکی به حل مسئله می‌کند یا صرفاً آب به آسیاب دشمن می‌ریزد؟مرعشی خود را دبیرکل حزبی می‌داند که سازندگی را یدک می‌کشد و مدعی اصلاحات است. اما پرسش اساسی این است که این اصلاحات چه نسبتی با سازندگی دارد؟ اصلاح، اگر قرار است معنای واقعی داشته باشد، باید معطوف به افزایش بهره‌وری، کاهش ناکارآمدی و بهبود تصمیم‌سازی باشد؛ نه تبدیل شدن به اهرم فشار برای تغییر موازنه قدرت به نفع یک حلقه سیاسی خاص که همواره منتقد است و روحیه‌ای سیری ناپذیر در کسب قدرت و اعتبار دارد. جریانی که نه پاسخ گو است و نه مسئولیت پذیر بلکه همواره نق می‌زند و غر می‌زند و مطالبه گری می‌کند و عملاً معرکه گیر سیاسی شده است.اساساً انتقادات این طیف، اغلب هم به نوعی بازگویی بدیهیات است؛ اینکه مدیر ناتوان باید کنار برود، تصمیم نباید معطل بماند و مسئولیت‌پذیری ضروری است. اما همین بدیهیات، وقتی با مطالبه آشکار یا پنهان برای گوش به فرمان بودن دولت و چینش مدیران همسو با آقای مرعشی گره می‌خورد، دیگر اصلاح‌طلبی نیست؛ نوعی قیم‌مآبی سیاسی است و گویی پدری جریان سیاسی در این برهه حساس تاریخی تبدیل شده است به پدری قدرت اجرایی دولت.نکته مهم‌تر آن است که دولت پزشکیان، برخلاف ادعاها، خالی از نیروهای اصلاح‌طلب نیست. بخش مهمی از بدنه اجرایی دولت از همین جریان مطالبه گر برخاسته است. بنابراین، فرار به جلو و مقصر جلوه دادن تأخیر دولت بدون پذیرش سهم اصلاح‌طلبان در وضع موجود، نوعی شانه خالی کردن از مسئولیت تاریخی است که مام میهنمان ایران را هدف قرار داده است.در نهایت، کشور بیش از هر چیز نیازمند ثبات در تصمیم‌سازی، انسجام در حکمرانی و پرهیز از منازعات فرسایشی سیاسی و دعواهای درون حزبی و داخلی است. نقد دلسوزانه، زمانی ارزشمند است که مرز روشنی با سهم‌خواهی داشته باشد. در غیر این صورت، حتی درست‌ترین گزاره‌ها هم می‌توانند در بدترین زمان، به غلط‌ترین نتیجه منجر شوند. بنابراین حتی شاید بهتر باشد بگوییم که شاید وقت آن رسیده است که برخی از سیاست‌مداران قدیمی، پیش از توصیه به تصمیم‌گیری به‌هنگام، این پرسش را با خود صادقانه مرور کنند که آیا زمان خداحافظی به‌هنگام این افراد از صحنه رسانه‌ای و بازی‌ها و سهم خواهی‌های سیاسی فرا نرسیده است؟ </description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 12:16:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>1.5 تریلیون دلار شکست</title>
                <link>https://virgool.io/@raminnasiri1996/15-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-vd7uuxp7ea2v</link>
                <description>خیز بزرگ ترامپ برای ممانعت از افول قدرت آمریکا با توسل کردن به قدرت نظامی کلید خورده است. در همین راستا ترامپ چندین و چند سیاست کلی را از زمان به قدرت رسیدن در سال 2024 آغاز کرده است. اولین اقدام اساسی ترامپ را شاید بتوانیم حمایت بی حد و حصر از جنایات رژیم صهیونیستی بشماریم؛ جایی که هم پیشرفته‌ترین تجهیزات و سامانه‌های راداری و جنگی را در اختیار رژیم قرار داد و هم در مواردی به صورت مستقیم اقدام به انجام عملیات های اطلاعاتی و گاها نظامی در میدان کرد.اما در ادامه پا را فراتر نهاده و به نیابت از رژیم، ایالات متحده در منطقه اقدام به آتش افروزی و شروع جنگ مشخصاً با ملت یمن کرد و سپس در اقدامی غیر عقلایی، به سه سایت هسته‌ای ایران نیز حمله کرد. دومین اقدام ترامپ حرکتی نمایشی و تبلیغاتی بود جایی که نام وزارت دفاع ایالات متحده را به وزارت جنگ تغییر داد. و نهایتاً سومین اقدام اساسی ترامپ در بستن بودجه 1.5 تریلیون دلاری نظامی برای سال جدید است. بزرگی این عدد زمانی مشخص می‌شود که بدانیم بودجه نظامی آمریکا در سال 2000 تنها 38 میلیارد دلار بوده است و سپس در سال 2004 که همزمان به دو کشور افغانستان و عراق حمله نظامی کرده بود، به عدد حدود 250 میلیارد دلار رسیده بود.خود ترامپ در همین باره گفته است که این بودجه بزرگ به آمریکا اجازه می‌دهد ارتش رویایی را که مدت‌ها منتظرش بوده است را بسازد و با توسل به آن در برابر هر دشمنی محفوظ و ایمن باشد. ترامپ در همین زمینه ادعا کرده است که این افزایش بودجه نظامی به دلیل منابع و درآمدهای سرشار حاصل از تعرفه‌ها بوده است اما واقعیت این است که این افزایش بودجه به دلیل آن است که ایالات متحده اتفاقاً قدرتش کم شده است و دیگر نمی‌تواند با توانمندی و قدرت 1 تریلیون دلاری از پس پرونده‌های مختلفی که الان دارد بر بیاید. به بیان بهتر ایالات متحده زمانی بودجه یک بخش را زیاد می‌کند که کارآمدی آن بخش با بودجه پیشین پایین باشد فلذا به دنبال تقویت آن با پول پاشی و بستن بودجه سنگین بر می‌آید.از سوی دیگر این افزایش بودجه نظامی چندین پیام برای بازیگران نظام بین‌الملل نیز دارد. اولین پیام آن این است که بودجه بیشتر به معنای بحران بیشتر، جنگ بیشتر، خونریزی بیشتر است. ایالات متحده با این بودجه هنگفت نظامی قطعاً به دنبال صلح نخواهد بود بلکه به دنبال آن است که تعداد عملیات‌های نظامی بیشتری را در اقصی نقاط جهان برگزار کند. همچنین این بودجه هنگفت به معنای آن است که قدرت نرم ایالات متحده دیگر کارساز نیست و توان اجماع کنندگی ایالات متحده در سطح بین‌الملل هم به محاق رفته است. فلذا ایالات متحده نه از روی قدرت و نه از روی اقتدار بلکه از روی استیصال و از روی شکست و ضعف در حل کردن مسائل و مشکلات خود، به دنبال تقویت توان نظامی رفته است. حال آن که حل شدن نظامی مسائل، بسیار شکننده، کوتاه مدت و در عین حال مقدمه‌ای برای موفقیت‌ها و کامیابی‌های ملت‌های آزاده جهان در مقابل ایالات متحده خواهد بود. انشاالله</description>
                <category>Ramin Nasiri - رامین نصیری</category>
                <author>Ramin Nasiri - رامین نصیری</author>
                <pubDate>Sun, 11 Jan 2026 11:53:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>