<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های امیررامتین بختیاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ramtinica</link>
        <description>مرکز نوآوری بانک ایران زمین/ داده پردازی آزموده کاران / نویسنده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 02:54:47</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/9050/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>امیررامتین بختیاری</title>
            <link>https://virgool.io/@ramtinica</link>
        </image>

                    <item>
                <title>استارتاپ را چگونه استارت بزنیم ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ramtinica/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%B1%D8%A7-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-nfdrccwkfkjd</link>
                <description>استارتاپ را چگونه آغاز کنیم ؟هدف شما به‌عنوان یک استارتاپ ساختن چیزی است که کاربران عاشقش باشند. اگر نتوانید چنین محصولی بسازید، شکست خواهید خورد. اگر خودتان را فریب دهید و فکر کنید که کاربران عاشقِ محصول‌تان هستند، در حالی که این‌طور نیست، بازهم شکست خواهید خورد.ساختن محصولی که تعداد کمی از کاربران عاشقش باشند خیلی بهتر از ساختن محصولی است که تعداد زیادی از کاربران دوستش داشته باشند.1- ایدهبرای استارتاپ خود باید ایده‌ای داشته باشید که شفاف و ساده باشد به طوری که یه نوجوان هم متوجه هدف و ساز و کار آن بشود . باید مشخص باشد که چه افرادی و چگونه به آن نیاز دارند و چه میزان رشدی را بر اساس مشتری هدف قرار است تجربه کند . بهتر است ایده شما برای دسته‌ای از افراد مشخصی باشد تا این که بخش زیادی از انسانها مشتری آن باشند . ایده خود را بدون هدر دادن زمان، اول به صورت دستی پیاده سازی کنید و ببیند چه‌گونه مورد استقبال قرار می‌گیرد2- تیم خوبتیم‌های متوسط، استارتاپ‌های عالی نمی‌سازند. یکی از مهم‌ترین معیارهای ما برای سرمایه‌گذاری، توانایی تیم و  بنیان‌گذاران آن است. تیم خوب شامل افرادی هست که درک از مسیر و سختی‌های راه را دارند و بدنبال ایجاد یک محصول با کیفیت هستند . افرادی که خود کیفیت داشته باشند، محصولی که تولید میکنند نیز برگرفته از همان مدل فکری خواهد بود3- محصول عالیمحصولی عالی داشته باشید. این تنها چیزی است که در میان تمام استارتاپهای موفق، مشترک است. اگر محصولی بسازید که کاربران عاشق آن نیستند، در نهایت شکست می‌خورید. محصول عالی، تنها راه رشد بلندمدت است. سرآخر، شرکت شما آن‌چنان بزرگ می‌شود که تمامی هک‌های رشد (Growth Hacks) از کار می‌افتند و تنها راه باقی‌ماندۀ رشد، از طریق افرادی خواهد بود که مایل به استفاده از محصول شما هستند.4- اجرای عالیبا اینکه تولید محصولی عالی واجب است ولی این فقط شروع کار است. در ادامه باید مجموعۀ خودتان را به شرکتی عالی تبدیل کنید و خودِ خودتان هم باید این کار را بکنید . هر چه قصد داشته باشید از افراد برتر در این حوزه استفاده کنید در صورتیکه خودتان را درگیر نکنید ، با دستان خود استارتاپتان را از بین می‌برید . هر محصول برای رشد نیاز به KPI  های مختلف دارد که حین اجرا و پیاده سازی میتوان مدام آنها را بهبود داد تا به اجرای عالی رسید.5- رشداستارتاپ بعد از اجرا نیاز دارد تا به روشهای بهینه و البته ارگانیک رشد کند. اگر در حال رشد باشید، احساس موفقیت دارید و افراد تیم خوش‌حال هستند و همیشه جایگاه‌های شغلی و وظایف جدید وجود دارد که احساس پیشرفت شغلی داشته باشند. اگر در حال رشد نباشید، احساس شکست دارید و افراد تیم ناراحت هستند و کم‌کم شما را ترک می‌کنند و یا سر اینکه انجام چه‌کاری وظیفۀ چه‌کسی است باهم دعوا می‌کنند و همدیگر را مقصر می‌دانند. رشد و حرکت، هستۀ اصلی اجرایی موفق است6- تمرکز و جدیتاین دو ویژگی را همیشه در وجود بهترین بنیان‌گذارها می‌باشد. بنیان‌گذاران باید  به شدت بر روی محصول و رشدشان تمرکز ‌کنند. آن‌ها نباید هر کاری که به ذهن‌شان می‌رسد را انجام دهند؛ در واقع، زیاد نه بگویند.نه گفتن برای کسانی که کسب‌وکار راه می‌اندازند بسیار سخت است چون شخصیت آن‌ها به گونه‌ای است که همیشه به دنبال انجام کارهای جدید هستند. بنیان‌گذارهای خوب، روی چندین پروژه به صورت همزمان کار نمی‌کنند، هر کار که بر روی آن تمرکز دارند را با جدیت تمام انجام می‌دهند. آن‌ها کارها را خیلی سریع تمام می‌کنند. زود تصمیم می‌گیرند و قاطع هستند. داشتن این ویژگی وقتی در حال کار روی یک استارتاپ هستید، کار سختی است.</description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Tue, 23 Aug 2022 12:06:56 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا استارتاپ نتیجه نمی‌گیرد</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D9%86%D9%85%DB%8C-%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AF-mexojank4yjc</link>
                <description>یکی از مهمترین دلایلی که این روزها همه استارتاپ‌‌ها با آن رو به رو میشوند عدم نتیجه گیری درست در کسب و کار نوپای خود هستند . شاید امروز که این مطلب رو مینویسم پایین بودن امید به کسب و کار برنده در کشور و مهاجرت نیروهای جوان به کشورهای دیگر مهمترین عامل برای نداشتن یک ایگو EGO مناسب برای راه اندازی یک استارتاپ باشد . اما دلایل دیگری هم غیر از این موارد از قبل وجود داشته که میشود به این موارد اشاره کرد :1- عدم نیاز بازار و صرفا علاقه اعضای تیم به آن ایده 2- تمام شدن بودجه و کسری در منابع مالی3- اعضای تیم نامناسب و ناکارامد4- عدم داشتن بیزنس مدل مشخص و واضح5- نداشتن محصول با کیفیت و کاربرپسند6- بازاریابی ضعیف و عدم حضور مناسب در شبکه‌های اجتماعی7- ارایه محصول در زمان نامناسب8- عدم تمرکز روی محصول9- کم شدن اشتیاق10- مسایل حقوقی و عدم آگاهی لازم به قوانینعمده دلایل اصلی نتیجه نگرفتنوقتی استارتاپ‌ها مشکلی را در بازار از کاربران حل نمیکنند شکست می‌خورند . یک استارتاپ باید اطلاعات خوبی از رفتار مصرف کننده و پرسونای مخاطب خودش داشته باشد. تحقیقات بازار، پرسشنامه های رفتار مشتری، مدل کسب و کار و درآمدی، تیم سازی هم‌دلانه و مشاوره گرفتن از افرادی که تجربه‌های مشابه دارند احتمالا باعث خواهد شد که  استارتاپ از شکست دور به ماند. تنها چیزی که ما در مورد استارتاپ‌ها مطمئن هستیم این است که صد درصد پیش بینی‌هایمان اشتباه است و همیشه همه چیز همانطور که فکر میکنیم الزاما درست در نمیاد . برای هر کسب و کاری مشاوره گرفتن از بقیه که الزاما آنها خودشان مشاور نیستند میتواند بسیار تاثیر گذار باشد .پیشنهاد میکنم روزانه در زمانهایی که در ترافیک هستید به پادکست‌های کسب و کاری مثل طبقه 16 یا ساعات 10 گوش کنید . این موارد میتواند تجربه افرادی را که خیلی قبل تر از شما شکست خورده اند یا برنده شده‌اند را به شما منتقل کند . سعی کنید شنونده خوبی باشید . </description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Mon, 15 Aug 2022 16:50:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ریشه برند شخصی !</title>
                <link>https://virgool.io/@ramtinica/%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-mocvewy2qe1b</link>
                <description>داشتن برند شخصی یک اتفاق شیرین برای هر فرد است. خیلی از ما، راجع به برند شخصی چیزهای زیادی نمی‌دانیم، اما بسیاری از اصول آن را پیگیر بودیم و به کار گرفتیم.شما می‌توانید به‌صورت آگاهانه به شکل‌گیری برند شخصی کمک کنید و آن را سرعت ببخشید مهم‌ترین آرمان یک برند شخصی از 3 اصل زیر شکل می‌گیرند.1- بینش2- منش3- رفتارشما با بینش خود نسبت به مسائل و اتفاقات، آینده‌ها را شکل می‌دهید. &quot; بینش&quot; پایه و اساس تصمیمات خودآگاهانه و یا ناخودآگاهانه ما هستند. &quot;منش&quot; نحوه نگاه ما بر اساس باورهای است که در ذهنمان شکل‌گرفته که به کمک &quot;رفتار&quot; آن‌ها را نمایش می‌دهیم.در حقیقت، رفتار می‌تواند به‌صورت ترجیحی عمل شود؛ یعنی ما در محیط کار ترجیح دهیم رفتارهای اجتماعی خاصی داشته باشیم که اتیکت و شأن شخصیتی خود را نیز بر همان اساس نمایش می‌دیدم اما در نقطه‌ای دیگر مثلاً در منزل یا بین دوستان رفتار کاملاً متفاوتی را انتخاب می‌کنیم.این ترجیحات ما هست و با توجه به نوع کهن‌الگو و مدل شخصیتی‌مان، تغییر می‌کند. به یک مثال با سه سناریو متفاوت توجه نمایید. فرض کنید که یک زنجیر طلا بر روی زمین افتاده است در سناریوی اول، فردی از کنار این زنجیر عبور می‌کند و توجهش جلب می‌شود و آن را برمی‌دارد و فکر می‌کند اگر آن را رها کند، شخص دیگری این کار را می‌کند سپس آن را در جیب خود می‌گذارد و می‌برد.در سناریوی دوم، فرد دیگری از کنار زنجیر طلا رد می‌شود و آن را می‌بیند و با پرس‌وجو و جستجو اطراف به دنبال صاحب آن می‌گردد و یا آن را به مغازه‌داری می‌سپارد. در سناریوی سوم هم فردی از کنار این زنجیر طلا رد می‌شود و آن را می‌بیند چون مال او نیست کلاً توجهی نمی‌کند و عبور می‌کند.در هرکدام از این 3 سناریو، ما با بینش‌های متفاوتی را دیدیم. اگر بینش را مثل بذر گل بدانیم، با کاشتن در خاک و نوردیدن و آب دادن رشد می‌کند و منشأ خیلی از رفتارهای ما در آینده می‌شود. فردی که در رابطه دوستی خیانت می‌کند و یا شخص دیگری که اختلاس می‌کند، هرکدام از ابتدا با این نیت‌ها قدم برنمی‌داشتند؛ اما یک نقطه‌ای در بینش آن‌ها وجود داشته است که به این افراد این قدرت را می‌دهد که درجایی، مکانی، زمانی رفتارهای عجیب تر و متفاوتی داشته باشند.بینش ریشه همه اعمال و رفتارهای شما است و این موضوع یکی از اساسی‌ترین قواعد پایه‌ای اصول برند سازی شخصی است؛ یعنی بینش شما، انتخاب‌های آینده شمارا شکل می‌دهد و تصویر دیگران را در ذهن شما و تصویر شمارا در ذهن دیگران تثبیت می‌کند.برند اصل یا تقلبیهرکدام از ما شاید علاقه داشته باشیم که خیلی موجه و قابل‌قبول ظاهر شویم و برای آنکه این اتفاق شکل بگیرد ممکن است مجبور شویم &quot;پرسونا&quot; یا نقابی را بر چهره داشته باشیم. این نقاب همان حالتی است که ما دوست داریم بقیه ما را این‌گونه ببینند اما در مسیر زندگی و کار، توانایی نمایش آن را تا انتها نداریم و همین موضوع بار ما را سنگین و سنگین‌تر می‌کند تا جایی که از شخصیت اصلی خودمان فاصله می‌گیریم و تحت تأثیر مسائل غیرواقعی متعددی تبدیل به فرد دیگری می‌شویم. شبیه فردی که حتی خودمان هم برایمان تعجب دارد. او سعی می‌کند خوب باشد، منظم و مرتب باشد، خوشحال و خنده‌رو باشد و همواره سعی کند که شاداب، هدفمند و پرانرژی نسبت به مسائل روز عمل کند. همین موضوع روان را تحت‌فشار شدیدی قرار می‌دهد و این فشار باعث افزایش استرس و اضطراب شخص می‌شود که درنهایت کیفیت اصلی کار، تصمیمات و تفکرات ما را همه و همه تحت تأثیر قرار می‌دهد.این موضوع برای هر فردی ممکن است اتفاق بیافتد و درنهایت از ما یک برند قلابی یا Fake به یادگار می‌گذارد. اکثر فشارهای افراد به خاطر وجود همین برندهای قلابی است که نتیجه تبدیل‌شدن به فردی است که اصلاً وجود واقعی در روان ما ندارد و با توانایی‌ها و یا معیارهای ذهنی و ارزشی ما متفاوت است.چطور واقعی‌تر باشیم؟کار سختی است برای واقعی‌تر بودن باید بیشتر پذیرای شرایط فعلی باشد. ابتدا باید قبول کنید هر آنچه شما در خودتان دارید، توانایی‌ها و نقاط ضعف خود را در نظر بگیرید. برند شما با رشد توانایی‌های شما ارتقاء پیدا می‌کند.در اکثر مواقع ما به دلیل آنکه علاقه‌ای به بخش‌های نا توانمندی و ضعف‌های خودمان نداریم، آن‌ها را نیز یکجایی در روانمان پنهان می‌کنیم. پنهان کردن آن موارد کم‌کم ایجاد زخم می‌کند و این زخم‌ها هرکدام می‌تواند دلایل زیادی برای انجام کارهای مختلف و یا گرفتن تصمیم‌های بی‌کیفیت باشد.برای آنکه واقعی‌تر باشیم، باید روی توانایی‌هایمان سرمایه‌گذاری کنیم. اول مشخص کنید که توانایی‌های شما در چه حوزه‌ای است و چقدر می‌توانید آن را توسعه دهید.توسعه توانایی‌ها و یا سرمایه‌گذاری کردن روی داشته‌هایتان، همان نقاط قوت اصلی برند شما می‌شود. در دنیای تجاری، کمپانی‌ها می‌توانند در خیلی از حوزه‌های اقتصادی حضور پیدا کنند، اما اکثراً این کار را نمی‌کنند و تمرکز را بر روی محصولاتی که نقاط قوت آن‌ها هست می‌گذارند.به‌عنوان‌مثال کمپانی Dell نیز می‌تواند دوچرخه تولید کند، اما ترجیح می‌دهد مردم دوچرخه را از دوچرخه‌ساز بخرند. اشتباهی که کمپانی کادیلاک مرتکب شد و با شکست سنگین اقتصادی و سقوط ارزش برند خودش مواجه شد.برای آنکه اصل باشید، اول باید بپذیرید که چه نقاط قوتی دارید تا بعدازآن، آن‌ها را به توانایی تبدیل کنید. وقتی توانایی‌های خود را توسعه دهید، کم‌کم همه شمارا با آن توانایی‌ها می‌شناسند و به‌صورت ناخودآگاه، نقاط ضعف شما زیر سایه توانمندی‌هایتان از بین می‌رود و یا خیلی کم‌رنگ می‌شود.اگر خودتان را به‌زور بخواهید در نقابی جا می‌کنید، کم‌کم متوجه می‌شوید اعتمادبه‌نفس واقعی خیلی مسائل را ندارید و بعد از گذر زمان مدام می‌خواهید یا به‌روزرسانی کردن خودتان در کلاس و دانشگاه‌های مختلف را در فضای جدید پیدا کنید.اشتباهات قدیمیبسیاری از ما به دلیل آنکه همیشه به مواردی اعتماد کردیم که بزرگ‌ترها عنوان کرده‌اند، خیلی از حرف‌ها را بدون آنکه بخواهیم تغییر خاصی در باورمان ایجاد کنیم سعی می‌کنیم بپذیریم. ما باور داریم &quot;اگر به‌اندازه کافی تلاش کنیم به هر آنچه می‌خواهیم می‌رسیم&quot;؛ اما این باور انگیزشی خوب است که می‌تواند پایه و اساس و انرژی حرکت روبه‌جلوی ما باشد؛ اما مسئله این است که همین باور می‌تواند باعث تحمیل زحمت‌های زیادی و شاید هم بی‌خودی به خیلی از افراد شود. آن‌ها چون فکر می‌کنند با تلاش زیاد می‌توانند به خواسته‌هایشان برسند، زمان و انرژی زیادی را صرف می‌کنند که درواقع مبتنی بر توانایی‌ها و توانمندی آنان نیست. متأسفانه این روش، سخت‌ترین راه موفق شدن و دیرترین راه برای رسیدن به یک برند فردی کامل است.الزاما در پایان همه سختی و تلاش ها ، رستگاری نیست .... مخلصیم ..</description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Wed, 14 Aug 2019 11:47:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جذب سرمایه استارتاپی!</title>
                <link>https://virgool.io/@ramtinica/%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%DB%8C-lxt4tdjxrbps</link>
                <description>ماهیت استارتاپ‌ها رشد سریع است، برای رشد سریع نیز یک استارتاپ نیاز به منابع مالی زیادی دارد. جذب سرمایه در زمان مناسب، امکان رشد و مقیاس‌پذیری کسب‌وکار را فراهم می‌کند و اگر در این مسیر که ممکن است به‌دفعات &quot;نه &quot; بشنوید، درایت‌های لازم را بکار نگیرید مسیرتان ممکن است تغییر کند.بسیاری از فاندرها و بنیان‌گذاران فکر می‌کنند پس از راه‌اندازی استارتاپ و طی مراحل اولیه، باید به‌سرعت با سرمایه‌گذاران وارد مذاکره شوند و با جذب مبالغ هنگفت، محصول نهایی را توسعه دهند. همان‌طور که بارها عنوان گردید، سرمایه، عنصر اصلی هر کسب‌وکار است و سایر تلاش‌ها، اقدامات، انرژی و زمان گروه را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بااین‌حال، تحقیقات و تجربه‌ی بسیاری از استارتاپ‌های شکست‌خورده نشان می‌دهد که اگر سرمایه بدون برنامه‌ریزی و تجزیه‌وتحلیل و تحقیقات جذب شود، ممکن است مشکل‌آفرین باشد.به چه میزان سرمایه نیاز دارید؟قبل از هر چیز باید بدانید که با جذب سرمایه به دنبال توسعه در کدام بخش از برنامه کاری خود هستید؟ آیا طبق مدل توسعه و کسب‌وکار (Business plan) پیش می‌روید؟ آیا در همان برنامه، وضعیت هزینه‌های خود را کامل برآورد کرده‌اید؟ آن‌ها شامل این موارد هستند:1- هزینه‌های اولیه راه‌اندازی دفتر کاری2-  حقوق 6 ماهه و 1 ساله گروه کاری3- هزینه‌های تبلیغات و بازاریابی4- هزینه‌های پنهان احتمالی5- هزینه سخت‌افزار و نرم‌افزار6- هزینه جاری دفتر7- هزینه نهایی کردن محصول در فاز MVPآیا استارتاپ شما به جذب سرمایه نیاز دارد؟استارتاپ‌ها به لحاظ بازار هدف به دو گروه تقسیم می‌شوند1- استارتاپ‌هایی هستند که ابعاد کوچک تا متوسط دارند.در این نوع از کسب‌وکارها عموماً بنیان‌گذاران سرمایه‌گذاری می‌کنند و مراحل اولیه تا رشد ابتدایی را بدون کمک خارجی طی می‌کنند.2- شرکت‌هایی هستند که بازارهای بسیار بزرگ را هدف می‌گیرند و طرفین درآمدهای بسیار زیادی دارند.سرمایه‌گذاران معمولاً این گروه استارتاپ‌ را هدف قرار می‌دهند؛ اگرچه حتی جذب مبالغ هنگفت سرمایه نیز تضمین‌کننده‌ی موفقیت استارتاپ نیست اما بسیاری بر این باور هستند که با دریافت مبلغ موردنظر، چرخ استارتاپ به حرکت سریع‌تری درمی‌آید.شما باید در استراتژی کسب‌وکار خود ببینید که:· در کدام دسته‌بندی استارتاپ‌ها قرار می‌گیرد؟· هم‌اکنون به افزایش سرمایه نیاز دارید؟· اگر واقعاً به سرمایه نیاز دارید، مقدار دقیق سرمایه برای توسعه چقدر است؟· اگر سرمایه‌ی لازم تأمین نشود، چه‌کاری باید انجام دهید؟· برای موفقیت در بازار، حداقل به چه بودجه‌ای نیاز دارید؟· حاضرید برای دریافت این بودجه بخشی از سهام خود را به سرمایه‌گذاران اعطا نمایید؟· رشد و بهره‌وری پایدار شما به چه میزان سرمایه نیاز دارد؟· گروه مناسبی را برای رسیدن به اهداف انتخاب کرده‌اید؟· برنامه مالی برای خرج کردن مشخصی دارید؟· طرح کسب‌وکار شما به‌صورت جامع و مناسبی تدوین‌شده است؟· محصول شما نیاز بازار را برطرف می‌کند؟· تست مامان را انجام داده‌اید؟با سرمایه چه‌کار نکنیم؟بعدازاینکه مقرر شد سرمایه‌گذاری روی استارتاپ شما صورت بگیرد باید به نکاتی دقت کنید چون مجموعه شما در مقابل سرمایه دریافتی مسئولیت سنگینی خواهد داشت. این موارد را دقت کنید که انجام ندهید:1- پرداخت بدهی2- پرداخت وام بانکی3- پرداخت حقوق‌های بالااین موارد را در نظر بگیرید که هر سرمایه‌ای که دریافت کردید را با برنامه‌ریزی و دقت آن را خرج توسعه محصول خود کنید. جذب سرمایه به معنی پول قرض کردن از سرمایه‌گذار نیست؛ بلکه به این معنا است که شخص یا شرکت سرمایه‌گذار در آینده از کسب‌وکار شما سود می‌برد. در همین خصوص، شرایط و ضوابط قرارداد را با دقت بررسی کنید و در صورت نیاز، با مشاوران و متخصصان کسب‌وکار مشورت کنید. حتی اگر فکر می‌کنید پیشنهاد خوبی دریافت کرده‌اید، بازهم برای بررسی شرایط زمان بگذارید. اگر اصولی‌تر عمل کنید و از مشاوران مالی در این حوزه استفاده کنید با خیال راحت می‌توانید نسبت به سرمایه خود نگاه کنید...مخلصیم ...</description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Tue, 13 Aug 2019 15:37:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا استارتاپ من تیم نیاز دارد ؟</title>
                <link>https://virgool.io/@ramtinica/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%85%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-dqbuzagm9dyv</link>
                <description>یکی از مهم‌ترین حقیقت‌ها این است که هیچ‌کس در مورد ایده‌ها و آینده کسب‌وکار شما به همان اندازه که برای خودتان مهم است، اهمیتی نمی‌دهد؛ بنابراین باید تیمی تشکیل بدهید که به دنبال چیزی بگردند. افرادی که به قول یونگ (روانشناس شهیر سویسی) کهن الگوی جستجوگر آن‌ها فعال نباشد به درد توسعه و رشد استارتاپ نمی‌خورند. در استارتاپ همه مسئول هستند و هرکسی باید پاسخگوی بخشی از روند کار باشد.بنا بر همین تعاریف مهم‌ترین سرمایه‌های یک استارتاپ‌ افرادی هستند که حول یک ایده دورهم جمع شده‌اند و یک تیم را تشکیل داده‌اند. اهمیت تیم سازی و کار نیمی این روزها برای هر پروژه‌ای در هر زمینه‌ای بسیار بالاست و در موفقیت یا عدم موفقیت یک پروژه نقش کلیدی و تأثیرگذاری دارند؛ اما چگونه می‌توانیم یک تیم حرفه‌ای، با‌انگیزه و سخت‌کوش بسازیم؟ راه‌های ساخت تیم کارآمد و قوی چیست؟ برای بهبود ارتباطات و شبکه‌سازی و ساخت یک تیم قدرتمند و منسجم چه باید کرد؟در یک تیم معمولاً افراد کارهای متفاوتی انجام می‌دهند و بعضی‌ها هم دو یا چند کار را باهم انجام می‌دهند. انجام وظایف متفاوتی مانند ایده پردازی، برنامه‌نویسی، تولید محتوا، حسابداری، مدیریت مالی، بازاریابی، فروش، روابط عمومی و ... قطعاً از عهده یک نفر به‌تنهایی برنمی‌آید. شما با کنار هم قرار دادن افراد مستعد و علاقه‌مند باید تیم استارتاپی خود را تشکیل بدهید تا با همکاری و تقسیم‌کار، هم به پیشرفت فردی و هم به پیشرفت کسب‌وکارتان کمک کنید.افرادی که انتخاب می‌شوند طبیعتاً قبل از اینکه دوستان صمیمی شما بخواهند باشند باید سهم عمده‌ای از کارها و وظایفی که برای توسعه کسب‌وکار در نظر گرفته‌اید را بتوانند انجام دهند. یک تیم متشکل از افراد فنی و غیر فنی مختلفی هست که لازم است هرکدام به‌تنهایی درک لازم از مسیری که قرار است طی شود را داشته باشند.فرهنگ تیمبرای استخدام باید فرهنگ تیم و کسب‌وکار خود را در نظر بگیرید. حتی اگر تابه‌حال به این موضوع توجه نکرده‌اید باید از این به بعد آن را خلق کنید و این کار با اولین نفری که اضافه کنید ایجاد می‌گردد. اولین نفر در هر تیم تأثیر بسزایی در ادامه‌ی پیش روی روند تیم دارد. به‌عبارت‌دیگر نفر اولی که استخدام می‌کنید قرار است الگوی نفرات بعدی باشد و هر فرهنگی که برای تیم سازی استارتآپی خود در نظر گرفته‌اید، قرار است توسط این شخص نشر پیدا کند. پس نفر اول را حتماً مطابق با معیارها و اهدافی که در سردارید و می‌خواهید کارمندانتان آن‌گونه باشند استخدام کنید تا با به‌کارگیری نفرات بعدی دچار دودستگی و تفرقه بین تیم خود نشوید. موضوعی که در کسب‌وکارهای سنتی بسیار دیده می‌شود.فرق زیادی بین افرادی که در کسب‌وکار سنتی کار می‌کنند با افرادی که در یک کسب‌وکار نوپا و استارتآپی فعالیت می‌کنند وجود دارد. مهم‌ترین فرقی که وجود دارد این است که در کسب‌وکار سنتی افراد در کوتاه‌مدت برای درآمد بیشتر کار می‌کنند و خیلی به چشم‌اندازهای آن سازمان و اهدافی که به دنبال آن است کاری ندارند. این موضوع در کشورهای مختلف می‌تواند متفاوت باشد. مثلاً در کشورهای شرق آسیا این موضوع با کشورهای خاورمیانه و شرق اروپا متفاوت است.در استارتاپ افرادی که در آن فعالیت می‌کنند، خود را در دسته کارمندان بی‌تفاوت یک مجموعه نمی‌دانند. بلکه هرکسی خود را دربرد و باخت و آینده کسب‌وکار شریک می‌داند. این موضوع باعث می‌شود ساختار سازمانی کسب‌وکارهای سنتی و نوپا با یکدیگر تفاوت‌هایی داشته باشند. حتی نوع پوشش و قوانین اجتماعی حاکم بر هرکدام هم فرق دارد.چرا تیم؟برای انجام اکثر کارها در ابتدای هر فرایندی شاید تمایل این‌گونه باشد که خودمان آن را انجام دهیم؛ اما نیازهای مختلف باعث می‌شود که افراد دیگری برای توسعه و پیشرفت به ما اضافه شوند. برای داشتن یک تیم استارتآپی ابتدا نیازهای فنی و غیر فنی خود را شناسایی کنید و آن را بنویسید و سپس برسی کنید که ببینید این آن نیازی که شناسایی کرده‌اید را شخص دیگری که در تیم حضور دارد می‌تواند تا 70 درصد موردنظر شما انجام دهد یا خیر؟ سپس بررسی کنید که آیا نیاز شناسایی‌شده دائمی هست یا مقطعی هست. مثلاً شما اگر نیازمند گرافیست هستید، آیا این نیاز در بیشتر مواقع وجود دارد و یا آلان فقط نیاز دارید؟ آیا برنامه‌نویسی وب‌سایت را همیشه لازم دارید و یا می‌توانید فعلاً کار را برون‌سپاری کنید؟شناسایی نیازهایی که احساسی نباشند کمک می‌کند یک تیم جمع‌وجور و چابک داشته باشید. در استارتاپ برخلاف کسب‌وکار سنتی افراد ممکن است مجبور باشند که بیشتر از یک شرح شغلی داشته باشند و هم‌زمان چندین وظیفه را انجام دهند. این‌یک موضوع بدیهی و تقریباً پیش‌پاافتاده‌ای است؛ که با بزرگ‌تر شدن و توسعه یافتن آن استارتاپ به‌تدریج این وظایفی که عنوان شد طبقه‌بندی می‌شوند و افراد به‌صورت کاراتری به اموراتی که واگذارشده است می‌پردازند. مثلاً فردی که در یک تیم 4 تا وظیفه را هم‌زمان انجام می‌داد در مرحله توسعه یک یا دو تا از آن وظایف را انجام می‌دهد. این بستگی به میزان بلوغ و رشد کسب‌وکار شما دارد.در ادامه فاندر یا بنیان‌گذار استارتاپ باید از افرادی که تخصص و تجربه‌دارند بتواند استفاده کند. هرچقدر این تخصص و تجربه بیشتر باشد احتمال شکست خوردن در مراحل ابتدایی رشد استارتاپ کمتر خواهد بود. تجربه نشان داده است که رمز موفقیت استارتاپ‌ها، وجود بنیان‌گذارانی فنی و سخت‌گیر است که کارکنانی متخصص را به کار بگیرند. آن‌ها روی تیم سرمایه‌گذاری می‌کنند نه ایده!تیم سازیبه همان اندازه که تیم سازی عامل مهمی در موفقیت استارتاپ است، چگونگی تشکیل تیم، چالش بزرگی در این مسیر محسوب می‌شود. بیشتر افرادی که قصد تشکیل یک تیم رادارند ابتدا سراغ دوستان و آشنایان نزدیک خود می‌روند. شخصاً خیلی طرفدار این روش نیستم و دوستی‌های زیادی رو دیده‌ام که به خاطر همین موضوع خدشه‌دار شدن و یا به هم خوردن. برای تیم ساختن باید به موارد زیر توجه کنید:1- نیازهای استارتاپ خود را در حوزه نیروی انسانی مشخص کنید2- شرح شغل موردنیاز و هدف از استخدام را تعیین کنید3- افراد را برای چند پست در نظر بگیرید که بتوانید با تعداد محدودی کار را پیش ببرید4- ازلحاظ فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی افراد را در یک سطح انتخاب کنید5- برای به‌کارگیری افراد عجله به خرج ندهید ولی افراد مستعد را زودتر جذب کنید6- برای کارهای غیر فنی مثل روابط عمومی و بازاریابی و ... حتماً افرادی را داشته باشید7- می‌توانید از آزمون‌های MBTI و DISC هم برای شناسایی توانایی‌های فردی استفاده کنید8- درزمینهٔ مالی با افراد جدید تیم شفاف عمل کنید9- افراد پرانرژی و تشنه رشد و جاه‌طلب را در اولویت قرار دهید10- گرفتاری‌های اجتماعی و عاطفی افراد تیم را در نظر بگیرید.در شرکت‌های بزرگ رویه‌های استخدامی بعضی می‌تواند جالب باشد. بعضی از زمان‌ها آن‌ها افراد مستعد را استخدام می‌کنند سپس برای آن‌های پستی را در نظر می‌گیرند. افراد باهوش، کارا و جسور در استارتاپ‌ها مثل کاتالیزورهایی هستند که فرایند موفق شدن را سرعت می‌بخشند.نگهداشت تیمیکی از موارد متعددی که خیلی از کسب‌وکارهای نوپا به دلیل محدودیت در منابع مالی دچار آن می‌شوند از دست دادن کارمندان و متخصصان خود هست. بسیاری از بنیان‌گذاران به‌سختی هم نیمی موردنظر خود را پیدا می‌کنند و ساده‌تر ازآنچه فکر می‌کنند آن را از دست می‌دهند. برای نگهداشت نیروی کاری موردنظر می‌توان کارهایی را انجام داد که اگرچه نمی‌توان آن را به‌عنوان راه‌کار مطلق بکار گرفت اما می‌توان پروسه از دست دادن آن‌ها را کم‌رنگ کرد. برای این کار راهکارهای زیر را پیشنهاد می‌کنم در نظر بگیرید:1- اهداف و چشم‌انداز کسب‌وکار خود را شفاف‌سازی کنید2- افرادی با دغدغه‌های اجتماعی پایین را بکار بگیرید (سربازی، ازدواج، مهاجرت، مشکل مالی(3- برای ستاره‌های تیم خود سهام و شراکت پیشنهاد بدید4- وضعیت مالی و پرداخت به آن‌ها را شفاف کنید و در بازه‌های 6 ماه بازبینی برای پرداخت حق رشد استارتاپ داشته باشید5- برای شروع از افراد تمام‌وقت استفاده نکنید و اجازه بدهید با توسعه و رشد استارتاپ هزینه کنیدبسیاری از افراد مستعد تیم، ممکن است آن را ترک کنند برای این‌که قدردانی لازم از آنان صورت نگرفته است و آن‌ها برای شکوفا شدن و دیده شدن جذب کسب‌وکارهای دیگر می‌شوند. همان‌طور که در ابتدای تیم سازی استارتآپی شما از کارکنانتان توقع دارید که با همه‌ی توان در کنار شما باشند و برای یک هدف مشترک مبارزه و تلاش کنند، شما نیز باید قدردان زحمات آن‌ها باشید و در هر شرایطی و با کوچک‌ترین پیشرفتی از زحمات آن‌ها قدردانی کنید تا انگیزه‌ی بیشتری در آن‌ها ایجاد کنید.قدردانی از کارمندانتان باعث می‌شود آن‌ها به این نتیجه برسند که شما تمام زحمات آن‌ها را می‌بینید و برایشان ارزش قائل هستید، بنابراین در هیچ زمانی ناامید نمی‌شوند و تمام تلاششان را برای پیشرفت مجموعه می‌کنند.مخلصیم ... </description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Sun, 11 Aug 2019 10:06:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هم بنیانگذار</title>
                <link>https://virgool.io/@ramtinica/%D9%87%D9%85-%D8%A8%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1-lmogafmqmr7c</link>
                <description>به کارآفرینی که کسب‌وکار یا استارتاپی را آغاز می‌کند، مؤسس یا بنیان‌گذار گفته می‌شود. درصورتی‌که کارآفرینان متعددی در ایجاد یک استارتاپ دخالت داشته باشند، آن‌ها را  هم بنیان‌گذار آن کسب‌وکار می‌نامند. معمولا بنیانگذار یا فاندر ، یک فرد معمولی مثل من و شماست که ایده ای دارد که میخواهد به کسب و کاری آن را تبدیل کند . مثلا یک برنامه نویس است که ایده هایی برای تبدیل به کسب و کار به ذهنش میرسد و تیمی تشکیل میدهد و کارها را تقسیم میکند . و اگر هم به نقطه ای برسد که او نیاز به فرد یا افرادی داشته باشد که مسولیت های زیادی را برای آنها در نظر بگیرد در آن صورت میتواند با واگذار کردن بخشی از سهام استارتاپ خود آنها را شریک کند . به شرکای جدید، هم بنیانگذار گفته میشود .در راستای حرفه ای عمل کردن، هم بنیانگذاران قراردادی را با هم تنظیم میکنند که خیلی از مواردی که باید شفاف سازی شود در آن تنظیم و به توافق طرفین میرسد . برای حقوقی شدن کار و رسمی کردن روابط باید از مشاوره حقوقی در جهت تنظیم یک قرار داد فی مابین استفاده کرد . مواردی که باید در نظر گرفت از این قرار هستند :1- میزان مشارکت طرفین در کسب و کار2- وظایف طرفین در کسب و کار و آورده طرفین3- میزان سرمایه گذاری ( در صورت لزوم)4- محرمانگی و جزییات فنی5- مدت زمان همکاری و نحوه استعفا و واگذاری سهام بنیانگذاران6- حقوق مالکیت فکری7- شرط حل و فصل اختلافاتیک سوم از استارتاپ‌ها قبل از اینکه بتوانند سرمایه جذب کنند به دلیل مشکلات تیمی از هم می‌پاشند.  پس این موضوع که هم بنیانگذاران چگونه با هم میتوانند استارتاپ خود را نجات دهند و در مسیر پیشرفت قرار دهند فقط به این بر میگردد که آیا فرد مناسبی را از لحاظ روحیات و بعد هم از لحاظ فنی انتخاب کرده ایم ؟ یا اینکه این شخص چگونه با مشکلات مبارزه می‌کند و چگونه اختلافات را حل می‌کند؟چقدر تلاش می کند و کار می‌کند؟ آیا به اندازه‌ی شما کار می‌کند ؟پیشنهاد من این است که یک دوره آزمایشی 3 تا 4 هفته ای را باهم توافق کنید تا ببینید چگونه میتوانید موضوعات را با یکدیگر به نتیجه برسانید . دوستی هایی که بین شما و دیگر هم بنیانگذاران قرار دارد میتواند به رشد کارتان کمک کند به شرط آنکه مرز کاری بین شما مشخص باشد و یک موضوع را هم درنظر بگیرید که اگر با فامیل و یا دوست نزدیک خود قرار است بنیانگذاری یک استارتاپ را داشته باشید خطر جدایی فامیلی و رفاقتی در صورت بروز هرگونه اختلاف ممکن است وجود داشته باشد .جدی گرفتن کسب و کار بسیار مهمتر از راه اندازی کسب و کار با دوستان نزدیک خود است هر چند فواید خاص خودش را دارد . افرادی که قبلا به هر شکلی مدیریت بخشی را در استارتاپی به عهده داشتند و یا تجربیاتی دارند به شدت میتواند از افرادی که این تجربیات را ندارد بهتر باشد.آیا به هم بنیانگذار نیاز داریم ؟قبل از پاسخ به این سوال باید بدانید که پروژه استارتاپی شما در کدام مرحله قرار دارد و این که آیا کمبودی از بابت نیروی انسانی توانمند در حوزه استراتژی و یا اجراییات احساس می‌شود یا خیر . برای این موضوع که به چه کسانی نیاز دارید یک نگاهی به نوع کسب و کار و نیازمندیهای خود بکنید . برای کارهایی که احتمالا میتوانید به صورت برون سپاری یا Outsource  عمل کنید بهتر است که این کار را انجام دهید و به سمت هزینه کردن برای انجام آن بروید . اما بعضی کارها و نیازهای استارتاپ شما حیاتی تر از آنچه که فکر میکنید . به نوعی DNA  استارتاپ شما و یا شاهرگ کارهایی که بنیادین میباشد در آن قرار دارد . طبیعی هست که این مدل موضوعات باید توسط افراد خودی و دایمی کسب و کار شما پیش برود . این جا آن بخشی خواهد بود که شما نیازمند یک فاندر دیگر هستید .هر تیمی معمولا باید قطبهای کاری 4 جهتی درون خود داشته باشد . مثلا برای راه اندازی یک استارتاپ نباید افراد همه برنامه نویس و یا فنی باشند ، بلکه بهتر است افرادی با جهت فکری متفاوت هم در تیم حضور داشته باشند تا به نوعی تمامی استراتژی ها یک سویه دنبال نشود . این موضوع هم بر عکس آن مصداق دارد . افرادی که همگی غیر فنی هستند به هم بنیانگذاران فنی و تکنیکال هم نیاز دارند .برای مسیری که در پیش دارید احتمالا به تخصص و پست های کلیدی بیشتری نسبت به روزهای اول راه‌اندازی کار نیاز پیدا میکنید . هر چه به جلو حرکت کنید میتوانید ساختار فعلی را بیشتر تغییر و تحول در آن ایجاد نمایید . نیازی نیست که در ابتدای همه افرادی که بودنشان حساس و کلیدی میباشد را در چارت اجرایی و مدیریتی خود پیش بینی کنید .ممکن است با گذشت زمان تجربه کاری بیشتری پیدا کنید و یا با چالشهای بیشتری رو به رو شوید. عجله نکنید و هر کسی را در زمانی که لازم است به بدنه استارتاپ خود اضافه کنید چرا که یک هم بنیانگذار باید مجموعه شما را بالا ببرد و وزن بیشتری نسبت به وضعیت فعلی به شما بدهد.چه نکاتی را در نظر بگیرم ؟!قبل از اضافه کردن هر شخصی به رویای فردی خود ، احتمالا خیلی مسایل رو باید توی ذهنتان شبیه سازی کنید . درست مثل انتخاب همسر !باید به نکاتی توجه کنید و در این مسیر سوالات خوبی را از خودتان بپرسید :1- با چه افرادی نمیتوانید کار کنید ؟2- اگر این فرد را انتخاب نکنم چه چیزی را از دست میدهم ؟3- ریس جدید چه کسی میشود ؟4- آیا او از من بهتر است ؟5- آیا منظم، خلاق، پیگیر، متفاوت و ... میباشد ؟6- آیا تجربه کار مشابه را دارد ؟7- آیا از لحاظ مالی سربار کسب و کار نمیشود ؟8- آیا به وی اعتماد لازم را دارید ؟9- آیا از لحاظ اجتماعی درگیر مسایل وقت گیر مثل مشکلات خانوادگی، مهاجرت ، ازدواج، سربازی ، مسایل مالی یا موارد عاطفی  نیست ؟10-چشم انداز مشترک به هدف نهایی استارتاپ دارید ؟11-گرایشات دینی ، سیاسی و اجتماعی هم راستا دارید ؟مواردی که را مطرح کردم حتما از خودتان بپرسید و باید جواب کامل آن را بدانید . این حداقل مواردی است که در جهت شفافیت برای همکاری و شراکت در کسب و کار لازم است با آن طرف شوید .مخلصیم ... </description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Sat, 10 Aug 2019 15:38:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روابط عمومی در استارتاپ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@ramtinica/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE%D9%87%D8%A7-u06icfo8qzkv</link>
                <description>  واحد روابط عمومی یکی از مواردی است که خیلی شبیه ادارات دولتی میباشد اما به هر حال باید آن را جدی بگیرید و برای آن سرمایه گذاری کنید تا راه اندازی شود . همه می‌خواهیم ارتباط برقرار کنیم اما باید بدانیم چطور این ارتباط را مؤثر کنیم. درواقع روابط عمومی یک هنر است، درنتیجه باید مؤثر بودن آن را بشناسیم، اندازه‌گیری کنیم و بر اساس آن برنامه‌ریزی انجام شود. افراد و رسانه‌هایی که می‌خواهیم در آن اخبار را منتشر کنیم به‌خوبی بشناسیم.روابط عمومی درگذشته بخشی از مارکتینگ یک کسب‌وکار بود اما امروزه به یک بخش کاملاً مستقل تبدیل‌شده است و مستقل از سایر بخش‌ها عمل می‌کند. در ابتدای ایده پردازی و اجرای کار استارتاپ خود شاید اصلا به این موارد فکر هم نکنید اما نکته مهمی که پیش می‌آید این است که واحد تبلیغات و روابط عمومی مجموعه شما میباشد که کمک میکند تا بقیه از حضور و عملکرد شما به شکل شفافی مطلع بشوند .  اگر چه تبلیغات و روابط عمومی دو فعالیت جداگانه هستند . اما استراتژی تبلیغات میتواند از فیدبک ها و تحلیل های واحد روابط عمومی  انجام شود . در واحدهای روابط عمومی معمولا ، ارتباط خوبی با رسانه های کوچک و بزرگ باید برقرار شود تا بتوانید شبکه ارتباطی بهتری با اکوسیستم موجود برقرار کنید . شناسایی رسانه و بازار مخاطبین اهمیت زیادی دارد . شاید در ابتدای کار کمی این موضوع غریب باشد اما یک فرد را حداقل به این بخش خود اختصاص دهید و از زمانیکه استارتاپ شما محصول و یا خدماتی برای عرضه دارد باید آماده باشید تا به نوعی در رسانه ها و سایت های خبری حضور مجانی و یا پولی داشته باشید . بعضی از اخبار به صورت رپورتاژ غیر رایگان می‌باشد و بعضی از رسانه و خبرگذاری های مرتبط با کسب و کار و استارتاپ ها صرفا خبری که از طرف شما به دستشان میرسد را کار میکنند . حتی اتفاق میافتد که صحت خبر هم بررسی نمیشود و صرفا انعکاس پیدا میکند . از این رو در نوشتار و ادبیات به کار گرفته شده نهایت دقت را بکار بگیرید و سعی کنید به جای پیچیدگی ، از ادبیات ساده و روان استفاده نمایید . پس ما با رسانه های مختلفی روبه‌رو میشویم :1- رسانه‌هایی که در آن هزینه می‌کنیم برای تبلیغات و یا رپورتاژهای غیر مستقیم2- رسانه‌های خودمان مانند وبلاگ یا وب‌سایت استارتاپ3- رسانه‌های اشتراکی مانند شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر ، فیسبوک، لینکدین و تلگرامموردی که باید بدانید این است که داستان های استارتاپ ها جذابند و خیلی از نشریات و رسانه های رسمی و غیر رسمی از آن در زمانهای مختلف استفاده میکنند. بهتر است که داستان خود و اینکه استارت ایده و پیدایش آن و روندی که برای ساخت آن طی کردید را در قالب یک داستان ساخته و پرداخته کنید . بسیاری از برنامه های پادکستی در حوزه استارتاپ تمرکز روی دعوت کردن مهمان های مختلف دارند و از تجربیات و داستانهای آنها برای شنوندگان استفاده میکنند . داستان ها و پیام شما باید این خصوصیات را داشته باشد :ما چه‌کاری می‌کنیم؟ (What)چرا این کار را انجام می‌دهیم؟      (Why)از کی شروع کرده‌ایم؟ (When)کجا هستیم؟ (Where)چه کسانی می‌توانند مشتری ما      باشند؟ (Who)چگونه برای شما انجام می‌دهیم      ؟ (How)معمولا جزییات فنی کسب و کارها در قالب های غیر رسمی بارها و بارها عنوان میشود و این یکی از مواردی است که برای برند سازی و بازاریابی کلامی کسب و کار شما نقش مهمی ایفا میکند.اگر واحد روابط عمومی که میتواند در شروع کار به حضور یک فرد هم خلاصه شود را راه اندازی کنید، میتواند تجزیه و تحلیل و ﺑﺮرﺳﯽ اﻓﮑﺎر ﻋﻤﻮﻣﯽ، ﻃﺮاﺣﯽ و اﺟﺮای ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ‌ﻫﺎی ﻣﻄﺒﻮﻋﺎﺗﯽ و آنلاین ، تبلیغ استارتاپ شما ، برنامه‌ریزی برای آن و نوشتن مطلب برای رسانه‌های خبری بپردازد. روابط عمومی به نوعی اطلاع‌رسانی در مورد محصول و خدمات  استارتاپ شما را انجام میدهد و سعی می‌کند افکار عمومی و سرمایه گذاران آتی را تحت تاثیر قرار دهد. انجام این ماموریت نیازمند دانستن شیوه‌های جدید و استفاده از ابزارهای این کار است. در واقع روش های قدیمی و سنتی خیلی برای روابط عمومی‌ها کارساز نخواهد بود. در ادامه به خصوصیاتی که میتواند به رشد این واحد کمک کند اشاره میکنم :1- شناسایی رسانه های آنلاین حوزه کسب و کار نوپا و استارتاپ ها2- تحلیل اثر گذاری هر رسانه بر روی اکوسیستم استارتاپی جهت ارتباط ها آینده 3- رپرتاژ آگهی در رسانه های تاثیر گذار و مرتبط4- شناسایی نمایشگاه ها و دوره همی های مرتبط جهت حضور 5- بهینه سازی روابط با کارشناسان و خبرنگاران رسانه ها6- استفاده از شبکه های اجتماعی جهت حضور فعال و ارتباط با مشتریان7- آشنایی به قوانین اجتماعی و اقتصادی جهت پاسخگویی به مواردی که پیش می‌آید8- بهینه سازی ادبیات کلامی و ارتقا توانایی های مذاکره و گفتگو9- برنامه ثابت اطلاع رسانی ماهیانه از امکانات و سرویس های استارتاپ شما10- مشارکت در طرح های اجتماعی و ایجاد سهم بازار11- تولید محتوای منظم در وبلاگ استارتاپ شما12- ثبت و آرشیو همه مطالب تولید شده از طرف شما و یا رسانه های دیگر روابط عمومی استارتاپها به نوعی ویترین آنها هستند و خیلی از ارتباطاتی که با رسانه ها، سرمایه‌گذاران احتمالی ، شتابدهنده ها و مشتریان شکل میگیرد وابستگی مستقیم به فعالیت این واحد دارد . پس فکر این که خودتان به صورت خیلی جمع و جور شخصا به این موارد بپردازید را از سرتان خارج کنید . مردم بعدا شما را در گوگل جستجو میکنند و قبل از آشنایی با وب سایت شما ، مطالبی که شما توسط روابط عمومی خود منتشر کردید و یا دیگر سایت ها و رسانه ها بازتاب داده اند را میبینند .شما در راه‌اندازی استارتاپ خود به دنبال اهداف گوناگونی هستید از جمله درآمدزایی و ایجاد چرخه کارآفرینی . برای همین منظور خیلی از افراد و واحدها و سازمان‌هایی که به نوعی میتوانند با شما همکاری کنند و یا به رشد کسب و کار شما سرعت ببخشند و از همه مهمتر سرمایه‌گذاری کنند ، به لطف عملکرد مناسب واحد روابط عمومی خواهد بود . پس سعی نکنید از افراد بی تجربه و ارزانی که در اطرافتان وجود دارد برای این بخش استفاده کنید .من منظورم این نیست که مدیر روابط عمومی روزنامه فلان را برای استارتاپ خود بیاورید اما برای این بخش باید از افرادی با خصوصیات پیشنهادی استفاده کنید :1- برونگرا 2- خوش بیان 3- انتقاد پذیر 4- پیگیر 5- توانایی نویسندگی 6- دست به قلم و ایمیل 7- اهل تکنولوژی و آشنایی کامل به توییتر ، لینکدین 8- منظم و توانایی دسته بندی کارها 9- برنامه ریز ماهر 10- توانایی تحلیل کارهای صورت گرفته 11- هوش اجتماعی بالا12- اهل قهوه و کافی شاپ !چه زمانی روابط عمومی داشته باشیم ؟ همانطور که عنوان شد نیاز به این بخش به شدت به شناسایی و ارتباط گرفتن با مشتری، سرمایه گذار و رسانه ها کمک میکند . برای همین در طراحی استارتاپ خود در بخش بیزنس پلن یا طرح کسب و کار باید حتما این بخش را لحاظ کنید . گاهی ما فکر میکنیم که روابط عمومی خلق میشود تا اخبار ما را به دیگران بگوید ! خیر فقط این نیست . روابط عمومی برای انتشار پیام هدف شما به بازار و مخاطب می‌باشد. اوبر میگوید &quot; تاکسی با یک کلیک کمتر ! &quot; این پیام خیلی مهم و واظح است که روابط عمومی اوبر سعی میکند به مخاطب القای گرفتن تاکسی به راحترین شکل ممکن نسبت به رقبای دیگر کند . باید در نظر بگیرید که یکی از مهمترین خصوصیاتی که استارتاپ را میتواند موفق کند تک تاز بودن و یا رهبر بازار خود بودن است . به عنوان مثال ، در بازار فروش کالا ، کدام کسب وکار رهبر است ؟ و یا در حوزه تاکسی اینترنی کدام کسب و کار پیش تاز است ؟ جواب هر چه باشد به این میرسیم که این استارتاپ های قدیم و کسب و کارهای امروزی چگونه این سهم بازار را کسب کردند ؟ چگونه شناخته شدند ؟ تبلیغات سنتی نمیتواند هیچ کسب و کار نوپا و استارتاپی را رهبر بازار کند . باید از هک رشد و یا به عبارتی میانبرهایی برای وایرال شدن یا دست به دست چرخیدن استفاده کرد . روابط عمومی مجموعه شما مهمترین نقش را در این بین ایفا میکند . پس برای بدست آوردن سهم بازار مهم است که مردم ،رسانه ها ، سرمایه گذاران ، مشتریان و همه بازیگرای اصلی اکوسیستم استارتاپی شما را بهتر از خودتان بشناسند و داستانهای شما را بدانند. اما تجربه نشان میدهد که اکثر استارتاپ ها در هنگام برنامه ریزی ، تدوین استراتژی و بیزنس پلن سهم کم یا ناچیزی را برای واحد روابط عمومی در نظر میگیرند . اما چه زمانی باید این واحد را تشکیل داد ؟ سوال این است که آیا محصول نهایی شما آماده شده است ؟ آیا کار میکند یا هنوز در مرحله پروتوتایپ قرار دارد ؟ آیا اماده ارایه MVP  و یا نسخه ساده اولیه که فقط کار کند و بد هم نباشد هستید ؟ راستی برنامه شما برای حضور در بازار و نمایشگاه های مختلف چی هست ؟ آیا تبلیغاتی میخواهید بکنید ؟ آیا به دنبال جذب سرمایه هستید ؟ اگر کسی این وسط از شما راجع به عملکرد محصول و خدمات شما بپرسد آماده پاسخگویی و نمایش کار خود هستید ؟ اگر مطلب بالا را درک کردید ، زمان تشکیل واحد روابط عمومی رسیده است که بتوانید نیوز جکینگ یا موج سواری روی اخبار روز کنید . حسن واحد روابط عمومی این است که با فراغ بال همه اخبار و جریانات سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی را رصد میکند و محتوای متناسب آن را تولید میکند و این باعث میشود ارتباط بهتری با مشتریان گرفته شود .در این مسیر هر چه حرکت کنید و روابط عمومی قویتری داشته باشید میتوانید تحلیل ها و بازخوردهایی که از هر بخش دریافت میشود را بررسی کنید و ببینید که کدام یک از کارهایی که در روابط عمومی انجام شده است تاثیر گذاری بیشتری داشته است . این آمار میتواند به نوعی استراتژی ارتباط های بعدی و بازاریابی را مشخص کند .مثلا اگر رپرتاژ آگهی در یک سایت فیدبک های کافی را ایجاد نکرد میتوانید به این نتیجه برسید که شاید باید از روشهای دیگری غیر از رپرتاژ استفاده کنید . و یا اگر اخبار و چیزهایی که در لینکدین منتشر کرده اید بازخورد خوبی ایجاد کرده است میتوانید سرمایه گذاری بیشتری در آن بخش و تولید محتوای بهینه تر در آن انجام دهید . مدیر روابط عمومی مانند مدیر سالن یک رستوران ، واسط بین مدیریت و واحد تولید استارتاپ با مشتریان است . در حقیقت خیلی از استراتژی ها از تحلیل های این بخش در می آید . پس این .واحد نباید صرفا خبر و داستان و سوال و جواب تولید کند . مهمترین فرایندی که بعد از همه تولید محتواهای صورت گرفته لازم است کیفیت تحیلی است که انجام میشود و میتواند به دیگر اعضای تیم خط و استراتژی بدهد .  روابط عمومی فعالیتی برنامه‌ریزی‌شده، متداوم و هدفمند است تا یک ارتباط دوطرفه و پویا داشته باشیم و یک شناخت درست و ارتباط دوستانه با مخاطب پیدا کنیم. باید سعی کنیم که در روابط عمومی صادقانه نقاط قوت و ویژگی‌هایی که علاقه داریم دیگران بیشتر در مورد آن بدانند را به مخاطبان بگوییم. در حقیقت زبان مشترک بین بازار،مشتری ، سرمایه‌گذاران و دیگر بازیگران اکوسیستم استارتاپی همان روابط عمومی شما است .  فعالیت روابط عمومی متناسب با رشد کسب و کار شما تغییر میکند .مخلصیم ... </description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Wed, 31 Jul 2019 11:42:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نام گذاری استارتاپ ها</title>
                <link>https://virgool.io/dmondlab/%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D9%87%D8%A7-kzoiqdcunfyw</link>
                <description> یکی از مهم ترین مراحل چالش برانگیز برای آغاز به کار کسب و کارهای کوچک و استارتاپ ها انتخاب نام خوب و مناسب برای آن می باشد. برای برخی از افراد، انتخاب یک نام کسب و کار اولین قدم و اسباب کار است؛ چرا که این کار آسان، سریع و آشکار برای صاحب کسب و کار می باشد. برای سایر افراد، تشخیص نام مناسب که تمام ویژگی ها و فلسفه وجود شرکت را دربر بگیرد، کاری بس دشوار می باشد.شاید شما دوست داشته باشید با شیوه های خیلی علمی موضوع نام گذاری را پیش ببرید اما برخی کارشناسان اعتقاد دارند که بهترین نام ها انتزاعی هستند و باید بر اساس آنها ذهنیت و جایگاهی ایجاد کرد. اگر نگاهی به اسامی ماندگار در کسب و کارهای ایرانی و خارجی بندازیم شاید با کمی تامل به فلسفه آن بیشتر پی ببریم . این که یک واژه ای واقعا معنی دارد یا خیر و یا اینکه آن معنا با ماهیت آن کسب و کار ربط دارد شاید دلایل خیلی حیاتی و مهمی برای انتخاب نباشند . اسامی مثل یاهو، گوگل ، آمازون ، علی بابا ، اسنپ ، توییتر ، آچاره ، بخار ، بی دود ، دانرو ، تومن ، ریالو و ... همگی شاید معانی هم داشته باشند در ریشه کلمه، اما شنونده در بدو برخورد با این اسامی، خیلی به این فکر نمیکند که یاهو و یا اسنپ اصلا یعنی چی ! مهمترین موضوعی که شاید برای شنونده جالب باشد آوا و آهنگ آن واژه و بخاطر سپردن در برخوردهای اول باشد اما اگر معنی و مفهومی هم شکل بگیرد بیشتر با آن ارتباط برقرار میکند مثل دیوار ! یا اتاقک . اما اسمی که برای استارتاپ و در ادامه برای دامنه آن بخواهید انتخواب کنید باید :کوتاه باشد بخاطر‌ماندنی باشدبا اسم دیگری اشتباه نشودنگارش آن راحت باشد و ترجیا به اشکال مختلف آن را نشود نوشت بهتر است به نوعی به کسب و کار شما مرتبط باشد اما عده ای اعتقاد دارند که نام استارتاپ باید نقش اطلاع رسانی داشته باشند تا مشتریان بتوانند از روی نام کسب و کار در کمترین زمان متوجه نوع کسب و کار ارائه شده شوند مثل استاد کار . برخی هم اعتقاد دارند که نامهای ساخته شده (که از ترکیب و کنار هم قرار دادن کلمات ایجاد شده اند) بیشتر و بهتر از کلمات واقعی به خاطر سپرده میشوند مانند &quot; مامان پز&quot;واقعیت این است که برای اسم گذاری در نهایت به احساسات خود رجوع خواهید کرد و نامی را که خودتان بیشتر با آن ارتباط بگیرید را مدام تکرار میکنید تا برایتان عادی میشود و بعد از آن به بقیه هم اعلام میکنید . هر قدر نام انتخابی شما در ارتباط برقرار کردن با مصرف کننده و توضیح کسب و کار شما بهتر عمل کند، شما به تلاش کمتری برای توضیح آن به مصرف کنندگان نیاز خواهید داشت. اما اصول آکادمیک و توصیه شده ای هم وجود دارد که من در ادامه آن را عنوان میکنم . 1- رقبا و کسب و کارهای مشابه را در ایران و کشورهای دیگر بررسی نمایید 2- بیشتر از یک نام کاندید کنید و از دوستان و آشنایان برای نظر خواهی کمک بگیرید3- از واژه های خلاقانه و گاها بی معنی و یا خوش آوا استفاده کنید4- به آینده فکر کنید که اگر در یک کنفرانس ده هزار نفری آن نام را بکار بگیرید چه حسی دارید5- خیلی به طوفان فکری و نظرخواهی از بقیه حساب باز نکنید6- اسم تک آوا و کوتاه همیشه جذاب تر به نظر میآید7- اسم خود را از آوا و ساختار نام دیگری کپی نکنید که ماندگاری ندارد8- اسامی مخفف را بکار نگیرید 9- نام انتخابی را در فرهنگ های مختلف بررسی کنید که معنی نافرمی نداشته باشد10- از اسامی که ممکن است به صورتهای مختلف نوشته شود خودداری کنید11- اسم خود را به انگلیسی بررسی کنید که نوشتن آن ساده و بدون اشتباه باشد12- سعی کنید نامی را انتخاب کنید که خودتان ارتباط خوبی با آن بگیرید . 13- موانع قانونی ثبت نام و برند خود را بشناسید تا در آینده به مشکل نخورید14- به لوگو و لوگوتایپ اسم مورد نظر هم فکر کنید و آن را درنظر بگیرید15- اسامی که در ذهن مخاطب معنایی را خلق میکند ماندگار تر باقی میمانند16- مکانهای جغرافیایی را در اسم خود در نظر نگیرید . 17- از واژهای خیابانی سعی کنید استفاده نکنید .18- از اسامی برندهای دیگر به هر شکلی در نام گذاری ها استفاده نکنید 19- از اسامی مفهومی اما غیر منظبق با استارتاپ خود استفاده نکنید20- آوای اسم انتخاب شده را از دیگران بخواهید بگویند و بررسی کنید که پیچیدگی گفتاری نداشته باشد .  سعی کنید در انتخاب نام خیلی عجله ای نکنید . گاهی زمان باعث میشود تا بهترین اسامی ممکن ، درست در زمانی که منتظر آن نیستید به ذهنتان خطور کند . اسامی کوچک ، مینیمال و هم معنی با کسب و کار و یا اسامی که تصویر ذهنی ایجاد میکند انتخاب های خوبی هستند مثل باما ، دیوار ، مامان پز ، جانبی ، آپارات ، مهمانو ، نواک ، مدیسه ، دنگی و خیلی مثالهایی که میتوان این خصوصیات را در آن پیدا کرد . مخلصیم ... </description>
                <category>امیررامتین بختیاری</category>
                <author>امیررامتین بختیاری</author>
                <pubDate>Tue, 30 Jul 2019 17:43:50 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>