<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رسول باغبان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@ras</link>
        <description>مبلغ چابکی - مربی سازمانی - علاقمند به علم پیچیدگی و روانشناسی اجتماعی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 22:30:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/124164/avatar/9C1DgQ.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رسول باغبان</title>
            <link>https://virgool.io/@ras</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سازمان محصول محور و هدف گذاری OKR</title>
                <link>https://virgool.io/@ras/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D9%87%D8%AF%D9%81-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-okr-exsb6casz4ux</link>
                <description>سلام دوستان، پیرو صحبت های دیروزم در دور همی اجایل دونات در مورد دیدگاه پروداکت محور برای تیم و سازمان، به درخواست اسد، قرار شد چند تا سرنخ و کتاب معرفی کنم.[لینک دور ویدیوی ضبط شده دورهمی اجایل دونات بزودی اینجا نصب میشود]تفکر محصول محورتولید محصول پیچیده توی دنیای پیچیده تر، نیازمند چیزی بیشتر از تفکر پروژه محور (پروژه با شروع و پایان مشخص) داره. مشخصا تعریف چرخه عمر محصول/سرویس/ارزش با چرخه عمر پروژه ای که محصول رو تولید میکنه و تاکیدش روی مدیریت Scope, Cost, Time هست تفاوت های اساسی داره. این به این معنی نیست که تفکر پروژه محور چیز بدیه. ابدا. تفکر پروژه محور سر جای خودش اتفاقا ارزشمند هم هست.  برای اینکه با الفبای موضوع کمی آشنا بشیم بهتره تفاوت های اصلی مایندست محصول محور و پروژه محور رو بدونیم. اول از همه یک ویدیوی کوتاه در مورد product mindset vs project mindset توسط Scrum.org که توصیه میکنم از یوتیوب ببینید:https://www.youtube.com/watch?v=eKj7iPTEGmQتوی این مقاله هم Barry در این مورد خیلی ساده توضیح داده.https://www.scrum.org/resources/blog/project-mindset-or-product-mindsetمالک محصول به عنوان کارآفرین کوچیکhttps://jekt.space/the-product-owner-is-an-entrepreneur-d3fb83d8f0a2چرخه استراتژی محصولرومان پیچلر هم که نام آشنای همه هست یک مقاله خوب در مورد چرخه استراتژی محصول نوشته که خیلی خوبه.https://www.romanpichler.com/blog/the-product-strategy-cycle/ چرخه استراتژی محصول - مشارکت همه و همهکتاب های خوب حوزه مدیریت محصول و پروداکت اونرشیپAgile Product Management with Scrumکتاب قدیمی اما ارزشمند که دید خوبی نسبت به مدیریت محصول در تیم های اسکرام و فضای چابک به آدم میده. https://www.amazon.co.uk/dp/0321605780/ref=cm_sw_em_r_mt_dp_U_jsM-CbAFZ3BC3How to Lead in Product ManagementRead more at: https://www.romanpichler.com/romans-books/https://www.amazon.co.uk/dp/B085L8Z4YS/ref=cm_sw_r_tw_dp_x_TMZTFbK8537TPProduct Mastery: From Good to Great Product Ownershiphttps://www.amazon.co.uk/dp/B06VXWFZ4P/ref=cm_sw_r_tw_dp_x_iQZTFb1W3NJ9XThe Product MindsetSucceed in the Digital Economy by Changing the Way Your Organization Thinkshttps://www.amazon.co.uk/dp/B07WM2PBHX/ref=cm_sw_em_r_mt_dp_9VZTFbHV40JD6مبحث شیرین هدف گذاری و OKRاو کی آر (Objective Key Results) چیز خیلی جدیدی نیست. این شیوه تعیین هدف وقتی گُل کرد که همه دیدن گوگل از روز اول اداپتش کرده (به اذعان خود گوگلی ها: چون راه دیگه ای بلد نبودن اداپتش کردن*) و طی سالیان سال پخته شده و جزی از DNA شرکت شده. اما چرا او کی آر؟منبع، گفته های مدیر عملیاتی گوگل استرالیا در کنفرانسی بود که شرکت کرده بودم.*این تِد تالک John Doerr در مورد آبجکتیو های سازمانی و OKR خیلی خوبه. https://www.youtube.com/watch?v=L4N1q4RNi9Iوبسایت whatmatters مجموعه از پست ها و ویدیو های خوبی در مورد OKR داره که چند تاش رو اینجا لیست کردم.تفاوت KPI و OKR https://www.whatmatters.com/resources/difference-between-okr-kpi/کمپانی های بدون مدیر و OKR (تیم های خود-مدیریتی اسکرام؟) https://www.whatmatters.com/articles/managerless-companies-okrs/وقتی TED او کی آر رو اداپت کرد.https://www.whatmatters.com/articles/omg-when-ted-adopted-okrs/آناتومی OMG - Objective Measurable Goals تد رو که نسخه تحول یافته ی او کی آر هست هم در نوع خودش جالب و دوست داشتنیه.OMG - Objective Measurable Goalکتاب خوب در مورد هدف گذاری و OKRMeasure What Matters: OKRs: The Simple Idea that Drives 10x Growthhttps://www.amazon.co.uk/dp/B078X4HKS9/ref=cm_sw_em_r_mt_dp_eTZTFbAMFJ2H4اگر چیزی از قلم افتاد، یا شما هم دوست دارید چیزی اضافه کنید، کامنت بذارین، حتما بررسی میکنم و در صورت امکان به این لیست اضافه میکنم تا دوستان دیگه هم استفاده کنن. اگر سوالی هم داشتین کافیه اینجا، یا تو لینکداین بپرسید. سوالات پرسیده شده توی لینکداین رو معمولا سعی میکنم ظرف 24 ساعت جواب بدم :)ممنون -رسول</description>
                <category>رسول باغبان</category>
                <author>رسول باغبان</author>
                <pubDate>Fri, 20 Nov 2020 07:24:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صنعت پولساز مشاوره  - راهی برای چاپیدن</title>
                <link>https://virgool.io/@ras/%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D9%BE%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D9%86-evg49oa4jisj</link>
                <description>شاید در ایران بخاطر تحریم ها و مسایل دیگه شرکت های بزرگ مشاوره مثل Delloite, McKinsey, KPMG, PWC در بازار حضور نداشته باشند. البته شاید جای خالی اون رو شرکت های مشاوره ایرانی پر کرده باشند. اما چیزی که میخوام در موردش بنویسم شیوه بازاریابی و ورود این غول های مشاوره به حوزه های نو و جدید مدیریتی بر اساس تجربه شخصیم در بازار استرالیاست.حدود چهار سالی میشه که بدون وقفه به عنوان مشاور مستقل استخدام شدم تا کمک کنم ویرانه های بوجود آمده پس از اجرا و استقرار طرح های تحول سازمانی و چابکی سازمانهای مشاوره مثل مک‎کینزی و دِلویت رو ترمیم کنیم. در طی این مدت گاهی هم به عنوان مشاور معتمد و خارج از سازمان به جلسات بررسی قبل از اجرا دعوت شده و شیوه ارایه این شرکت های عظیم رو از نزدیک دیدم. دو بار هم موفق شدم به سازمان های نسبتا کوچک کمک کنم تا در دام شیادی و زرنگ بازی این غول های مشاوره نیفتند. بر اساس تجربه، تو این مقاله شش گامی که غول های مشاوره برای فروش راهکار های مدیریتی و مشاوره طی میکنند رو شرح دادم. لازم میدونم مجدد یادآوری کنم که که این گام ها بر اساس تجربه شهودی نگارنده (من) اینجا لیست شده. ممکنه گام ها گاهی با تقدم و تاخر و گاهی همزمان با هم اجرا بشن. هدف من هم صرفا آگاه سازی و به اشتراک گذاشتن تجربه است. البته به کرات هم دیدم که گام های زیر برای استقرار راهکار مناسب پیموده شده. پس هدف مقاله شفاف سازی از پروسه فروش مشاوره مدیریت هست نه نقد محتوی مشاوره و راهکار ارایه شده. گام اول - ایجاد ترس واهی معمولا از موثرترین استراتژی های فروش در صنعت مشاوره مدیریت ایجاد وهم - ترس از ندانستن - در مشتریه. به این صورت که مساله ای که سازمان (طعمه) در موردش دانش کمی داره یا توانایی فنی لازم برای پیاده سازی رو نداره اینقدر ترسناک و موهوم جلوه میدن که این خیال در مشتری بوجود میاد که توانایی انجام کار رو بدون کمک خارجی - گرفتن مشاوره از شرکت فلان - نداره. چشم انداز چابکی - نقشه تمام پرکتیس ها و چارچوب های شناخته شده چابکیشما نگاهی به نقشه بالا بندازین. جوری چابکی رو ترسیم کردند که اگر شما حتی از روی چشم و هم چشمی هم تصمیم به چابک سازی سازمانتون بگیرید با نگاه کردن به این نقشه که القصه خیلی هم دست به دست میشه ناخودآگاه میگُرخی! گام دوم - ترساندن خب وقتی غول بزرگ تونست این ترس از ندانستن رو انتقال بده گام دوم میشه بمباران کردن مشتری با انواع مشتقات ناشی از وهم ایجاد شده. از چاپ کردن مقاله های معتبر در ژورنال بگیر تا درست کردن بهترین اسلاید ها با گرافیک های رنگی  گوگولی و جذاب.اینجا بازوی مارکتینگ قوی این غول های به کمکشون میاد. طوری که گاهی برای فروختن یک سولوشن به شرکت بی‎نوا کمپین های تحقیقاتی آنچنانی راه اندازی میشن تا نقاط قوت و ضعف هدف رو در بازار شناسایی کنن.  بعد داده های بدست آمده توسط تیمی از خبره ترین آنالیست های داده + گرافیست های ماهر تبدیل به گزارش های مکمل برای فروش میشن. به عبارت ساده. میرن میگردن اطلاعاتتون رو علیه خودتون بکار میبرن. بهتون میگن اگر اینکار رو نکنید فلان قدر ضرر میکنید و ممکنه فلان قدر تاثیر منفی روی نرخ تبدیل مشتری داشته باشید. باور نمیکنی؟ اینم نتایج تحقیق بازار! نمودار خوشگل.خودت ببین. گام سوم - سوپرمرد وارد میشودوقتی شما به اندازه کافی ترسیدین و قانع شدین که بدون راه‎کار غول بزرگ عمرا نمیتونید توی بازار دوام بیارید...جیری جیرینگ...سوپرمن قهرمانانه برای نجات شما با شنل قرمز و لباس آبی وارد میشود. معمولا خوش تیپ ترین و خوش لباس ترین مشاور ها با عطر های گران قیمت و خوش بو  و ساعت های رولکس برای نجات شما تشریف خودشونو می آورند. نقطه. شرکت شما یا بخش مربوطه معمولا رقمی بین سه تا ده میلیون دلار (بر اساس وسع شما و میزان زمانی که ازتون قراره تلف کنند) شارژ میشه. وقتی صورت حساب رو بهتون میدن میبینید تمام اون اعداد و ارقام و گراف ها و گزارشهایی که در گام دوم برای ترسوندن شما تولید کردن رو هم توش لحاظ کردند. الکی که توی 150 کشور دنیا توی پنت هاوس برج ها  دفتر ندارند. یا بی دلیل که بازارشون در این سالهای رکود اقتصادی بین المللی بطور متوسط 6 درصد منبسط نمیشه! میشه؟رشد بازار غول های صنعت مشاوره از سال 2012 تا سال 2017 - شما سایز رو بنگر. متوسط هر سال 6 درصد رشد داره.گام چهارم - صبر برای اشتباه دوبارهیکی از تکنیک های ساده اما پرکاربرد در مباحثه و مذاکره که از دیرباز مورد استفاده قرار گرفته و جواب خودش رو پس داده تکنیک صبر استراتژیکه. یعنی صبر به اندازه ای که طرف مقابل اشتباه بعدی رو مرتکب بشه تا شما بتونی حق بیشتری در مذاکره طلب کنی یا در مباحثه فسلفی حریف رو بچزونی. به این صورت که شما به عنوان مدیر ارشد واحدتون به اندازه کافی قانع شدین (گام یک و دو) که اگر فلان سرمایه گذاری رو نکنید فلان قدر ضرر متحمل میشید. پس در گزارش عملکرد سالانه یا شش ماهه تون پیاده سازی راهکار خریداری شده از شرکت رو به عنوان نشان کلیدی عملکرد (KPI) لحاظ میکنید. شش ماه بعد از اجرای راهکار به شما گزارش میدن که راهکار با موفقیت پیاده شد و اینم گزارش های بهبود عملکرد. قشنگ و زیبا. به به چی از این بهتر. با آب و تاب این برد لذت بخش رو در جلسه سالانه برای سایر همکاران و مدیران بالا دستی تعریف میکنید. خب بعد از کلی تبریک و تهنیت مدیران واحد های دیگر هم به تکاپو می افتند تا برد شیرین شما رو در واحد خودشون تکرار کنند. گام پنجم - تکرار اشتباه  گام های یک تا سه این بار نه برای ورود به سازمان که برای رخنه و بدست گرفتن کل Operating System سازمان تکرار میشه.  یجور سیستم استثماری مدرن و مدون برای فروختن مشاوره در تمام سطوح. از بازرگانی گرفته تا مدیریت مشتریان و بازاریابی. در موردی به چشم خودم دیدم که بعد از اجرای یک پروژه کوچک نسبتا موفق (موقتی) از تجربه اون برای فروش ساز و کار مدیریت منابع انسانی که از حیاتی ترین واحد های سازمانه استفاده شده. گام ششم - حرکت با دانش روز این ختم ماجرا نیست. این غول ها معمولا بعد از فروختن محصولشون اگر به گام چهارم و پنجم نرسند صبر میکنند تا سازمانها یک تحول درونی (Org Restrucure) رو تجربه کنند -  چون معمولا (بر خلاف ایران) مدیران میانی و بالادستی سازمانها هر سه-چهار سال یکبار دچار یک تحول ساختاری میشه.در این مدت هم معمولا علم بیکار نمیشینه و پیشرفت میکنه. این غول ها هم قسمت اعظمی از سرمایه در گردش خودشون رو به توسعه علوم و خریدن اون از دانشگاه ها میکنند. پس اگر امروز با سازمان شما با تحول چابکی گول خورد ممکنه فردا روزی با ساز و کار تحول تسریع تولید به عرضه (CI/CD - DevOps) سراغتون بیان و همینطور این چرخه ادامه خواهد داشت. این مقاله ترجمه مقاله دیگه ای نیست. صرفا برداشت شخصی من بر اساس مشاهدات و تجربیاتم در طول چهار سال کار به عنوان مشاور مدیریت در سطوح عالی در بازار خارج از ایرانه. تا جایی که تونستم سعی کردم مقاله رو ساده و به زبان محاوره بنویسم. اگر کم و کاستی بود خوشحال میشم یادآوری کنید تا اصلاح کنم. شاید روزی که درها و مرزها باز شدند و این غول های بزرگ به ایران عزیزمون حمله ور شدند این مقاله کمک کنه (هرچند کوچک) تا شرکت های ایرانی با چشمان باز به استقبال این عزیزان چشم آبی برن. تمام نوشته های من بر اساس لیسانس کریتو کامنز منتشر میشوند. بازنشر با ذکر نام منبع برای مصارف غیر تجاری آزاد است. Creative Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike 4.0 International License</description>
                <category>رسول باغبان</category>
                <author>رسول باغبان</author>
                <pubDate>Wed, 22 Jan 2020 15:05:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب اهمیت داشتن مدرک چابک در دنیای امروز</title>
                <link>https://virgool.io/@ras/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D9%85%D8%AF%D8%B1%DA%A9-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-ipgvpt42umet</link>
                <description>عکس تزیینی از سایت unsplashپست اولم به زبان فارسی در ویرگول مصادف شد با شروع یک سلسله گفتگو و بحث داغ در دنیای چابک در مورد مدارک چابک ، اهمیتشون و اینکه آیا اصلا لازم هستند یا نه؟یورگن آپِلو تو توییتر خودش قیمه رو ریخت تو ماستامیخوام اعتراف کنم. اولش که کامنت ها رو میخوندم به عنوان کسی که یه دو جین از این مدارک رو گرفته یجورایی بهم بر خورد.یعنی احساس کردم که تلاشم یجوریای زیر سوال رفته و نادیده گرفته شده. بنابراین خیلی سلحشورانه اومدم و واکنش نشون دادم.و البته مثل خیلی از اقدامات سلحشورانه تدبر لازم رو لحاظ نکرده و در نتیجه از مثال اشتباهی استفاده کردم. گفتم که مدارک مثل درجه های نظامی میمونند.  داشتنشون خوبه چون نمیخواد توانایی هات رو توضیح بدی. پس میتونی روی انجام کار تمرکز کنی. خلاصه که این موضوع یکمی ذهنم رو مشغول کرد و به این فکر کردم که آیا گرفتن مدرک کار بیهوده ایه یا نه؟این شد که سوال بنیادی تری از خودم پرسیدم.آیا داشتن مدارک رنگی و گوناگون چیزی به من اضافه میکنه؟ آیا ارزشی ایجاد میشه یا همش بعد روانیه؟ احتمال زیاد در پست های بعدی در این مورد خواهم نوشت. بالاخره بعد از کمی فکر همراه با چایی و کلوچه نادی (که در بیابان نعمت است) این شد که پست زیر رو نوشته و در لینکداین منتشر کردم.پستم در لینکداین در باب اهمیت داشتن و نداشتن مدرک چابکیتو پست بالا مدارک چابکی رو با داشتن گواهینامه رانندگی مقایسه کردم. اگرچه داشتن یا نداشتن گواهینامه رانندگی لزوما شخص رو به راننده خوب تبدیل نمیکنه اماشخصی که گواهینامه رانندگی داره با قوانین و چارچوب های راهنمایی رانندگی در شهر و خیابان آشناست. اجازه رانندگی قانونی بر اساس قوانین موجود با خودرو مربوطه رو داره.احتمال بروز خطای ناشی از رعایت نکردن مقررات (مثلا در پیچ ها با رعایت حق تقدم) به حداقل میرسه - اما این به خودی خود باعث نمیشه که رعایت خطای انسانی کاهش پیدا بکنه. حالا اینها چه ربطی به گرفتن مدارک چابکی داره؟ درسته که شما برای اینکه اسکرام مستر باشی نیازی نیست که حتما ورک‎شاپ چند روزه اسکرام رو شرکت کرده باشی و یا فلان مدرک معتبر رو داشته باشی. و اینکه لزوما داشتن مدرک معتبر لزوما هیچ کسی رو تبدیل به اسکرام مستر حرفه ای نکرده و تضمینی هم نیست که با شما به عنوان آدم حرفه ای برخورد بشه. پس میشه از خیلی جهات داشتن مدرک چابکی (معتبر) رو با داشتن گواهینامه مقایسه کرد. نتیجه گیری من از این بحث های تفرقه بر انگیزداشتن مدرک اگر صرفا به معنای شرکت در جلسه نباشه و دانش فنی علمی و تجربی شخص در اون حوزه سنجیده بشه قابل اتکاست.  این مدارک میتونند کمک کنند که شخص اعتماد بنفس کافی برای انجام دادن وظایفش در نقش محول شده رو بدست بیاره. در مقیاس بزرگتر حتی میتونند کمک کنند زبان یکسانی - common در سطح سیستم (سازمان یا تیم یا حتی جامعه) بوجود بیاد که به درک مشترک از مسایل کمک شایانی میکنه. پس داشتن مدارک بهتر از نداشتنشونه. </description>
                <category>رسول باغبان</category>
                <author>رسول باغبان</author>
                <pubDate>Mon, 20 Jan 2020 07:53:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>