<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های راشد عبیدی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rashid</link>
        <description>یک برنامه نویس خیلی ساده</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 15:53:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2763/avatar/0zopeN.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>راشد عبیدی</title>
            <link>https://virgool.io/@rashid</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اولین Hello World با دینو</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/deno-hello-world-o865n29guahz</link>
                <description>Hello World with Denoهمه چیز از سخنرانی رایان دال، سازنده‌ی اصلی node.js در سال 2018 شروع شد، دال در این سخنرانی محوریت صحبت‌های خود را روی معایب و مشکلات node.js و بسته‌های npm قرار داد و 10 موردی که نمی‌پسندید را نام برد. سپس deno را معرفی کرد و هدف ساخت آن را رفع مشکلات بیان شده‌ی node.js بیان کرد.دینو در این چند سال رشد نسبتا خوبی داشته، هر روز بر پکیج هایش افزوده میشه و کامیونتی پشتش بزرگ تر.  در این نوشته سعی میکنیم دینو را نصب کنیم کمی با دینو آشنا بشیم و اولین برنامه ی خود را با دینو بسازیم.نکته: اگر علاقه دارید درباره ی مزایای دینو بدانید یا با ساختار و موارد دیگه ی دینو آشنا بشید میتوانید از نوشته های زیاد دیگر موجود در وب استفاده کنید، در این نوشته ما فقط روی ساخت یک برنامه ی ساده ی دینو کار میکنیم و درباره ی مفاهیم دینو زیاد صحبت نمیکنیم.با نصب دینو شروع میکنیم:برای نصب دینو کامند ذیل را اجرا میکنیم:در لینوکس:curl -fsSL https://deno.land/install.sh | shو در پاورشل ویندوز:irm https://deno.land/install.ps1 | iexبه همین سادگی دینو در سیستم شما نصب شده است.حالا بریم سراغ نوشتن اولین برنامه با دینودینو با هردو جاوااسکریپت و تایپ اسکریپت سازگار است، بنابر این یک فایل به نام example.ts ایجاد میکنیم و متن ذیل را درون فایل مینویسیم (برای کار با دینو توقع میرود که شما اطلاعات قبلی از جاوا اسکریپت، به ویژه در مورد async/wait داشته باشید)console.log(&amp;quotWelcome to Deno!&amp;quot);فایل را سیو میکنیم و با کامند deno run example.ts فایل را اجرا میکنیم.خروجی باید به شکل ذیل باشد:Welcome to Deno!برای ساخت وب سرور با دینو چندیدن فریمورک موجوده که میتوان از هرکدام استفاده کرد ولی در این نوشته از هیچ فریمورکی استفاده نمیکنیم و سعی میکنیم از پکیج http خود دینو استفاده کنیم.پکیج http را امپورت میکنیم:import { serve } from &amp;quothttps://deno.land/std@0.145.0/http/server.ts&amp;quotپورت رو تعریف میکنیم:const port = 8080;هندلر مینویسیم تا درخواست رو بگیره و جواب بده: https://gist.github.com/rashid2003/2b2d7890b23fd6a5bd72c6505535f8dd و در اخیر هم سرور:await serve(handler, { port });کل کد باید چیزی شبیه کد ذیل باشه: https://gist.github.com/rashid2003/9a9b4e1eca0e2a918e837454f94d8157 حالا با دستو deno run hello_world.ts برنامه ی خودمان را اجرا میکنیم.اگر همه چیز درست پیش رفته باشه با وارد شدن به ادرس http://localhost:8080 با پیغام Hello World مواجه میشید.تبریک میگم شما اولین وبسایت خود را با دینو ساختید.هدفم ازین نوشته فقط معرفی دینو بود و اینکه بگم امتحان کردن چیز های جدید اصلا ترس نداره، برعکس میتونه یک کار خفن و جذاب و باحال باشه.اگر به دینو علاقه مندید و فکر میکنید در آینده جایگزن NodeJS قراره بشه، میتونین برید داکیومنت هاش رو بخونید، پیکج های ک براش نوشته شده رو ببینید و وب سرویس بعدیی خودتون رو با دینو بنویسید.منم سعی میکنم در یکی دو نوشته ی دیگه یکم بیشتر با دینو کار کنم و شایدم یک وب سرور واقعی نوشتم.لینک های مفید:https://deno.land/https://deno.land/manualhttps://deno.land/xhttps://7learn.com/blog/what-is-deno-jsدر ضمن، خبرنامه ی لاجورد منتشر شده (یک خبرنامه ی هفته گی که در هر شماره چندیدن نوشته ی برنامه نویسی + اخبار دنیای تکنالوژی + چند پروژه ی اوپن سورس جذاب با خود به همراه داره)، اگر علاقه دارید تا درین خبرنامه ثبت نام کنید، میتوانید  از لینک ذیل استفاده کنید و خبرنامه ی بعدی خود را صبح دوشنبه در ایمیل خود دریافت کنید:https://irgsilnmvjo.typeform.com/to/adibAL2s</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Thu, 30 Jun 2022 06:35:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>همه حیوانات باهم برابر اند اما بعضی برابرتر اند</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%B6%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AF-vbslqivcrc4p</link>
                <description>تمامی حکومات های دیکتاتوری چندیدن شاخصه مشترک دارند :همگی وعده فردای بهتری میدندهمگی سعی در از بین بردن گذشته مردم دارندو همگی سایر انسان ها را کم هوش و کم فهم می دانندکتاب قلعه حیوانات توانسته این اصول مشترک را خیلی ساده و جذاب به تصویر بکشد و دوران یکی از دیکتاتوری های مشهور دنیا را با تشبیه و مثال شرح بدهدنویسنده، داستان را از نقطه ی عطف انقلاب ها شروع می کند جایی که مردم خسته و افسرده، تن داده اند به وضع موجود و در چنین حالتی منجی ظهور می کند؛ رهبری که چشم ها را باز و ذهن ها را آگاه میسازد از آزادی می گوید و استقلال و &quot;اقتدار&quot; و تشویق مردم به تلاش و جان فداییهمچو بسیاری از انقلاب ها پیر خردمند و منجی فردای بهتر دیری زندگی نمی کند که دنیا را وداع گفته اندیشه استقلال و آزادی طلبی را برای پیروانش باقی میگذارد اندیشه ی که بعد از اندی تبدیل میشود به ایدئولوژی برتری و همان اندیشه ساده که پایه هایش شانه های همین مردم بوده است دیگر نیاز پیدا می کند به مفسرین و مشرحین و عوام مردم میشوند کم فهمانی که معنی این اندیشه را درک کرده نمی توانند.&quot;حیوانات تمام این مطالب را باور می‌کردند. در واقع خاطره‌ی دوره‌ی آقای جونز تقریباً محو شده بود. می‌دانستند که زندگی امروزشان سخت و خالی‌ست. غالباً گرسنه‌اند، سردشان است و به طور معمول جز خواب، کار می‌کنند. ولی بی‌شک روزهای قدیم از امروز هم بدتر بوده است.&quot;جورج اورول داستان را به آنجا ختم می کند که حیوانات بر گشته اند به حالت قبلی شان و چه بسا زندگی شان بدتر نیز شده استدر این میان تنها همان مفسیرین و رهبرانی سود کرده اند که کار سخت و طاقت فرسای رهبری را بر دوش داشتند همان ها که نژاد برتر اند و فهم شان از فهم مردم بالاتر و هر آنکس مخالفشان خائن است و محکوم به اعدامقلعه حیواناتطاقچه از آن سرویس های جذاب است که هر از چند گاهی از آن استفاده می کنم، تعداد زیادی کتاب صوتی و دارد با رابط کاربری جذاب.نسخه صوتی این کتاب را هم میتوانید از طاقچه دانلود کنید.البته چندیدن نسخه از چندیدن مترجم در طاقچه موجود است، لینک ذیل یکی از این نسخه هاست https://taaghche.com/audiobook/25332/%D9%82%D9%84%D8%B9%D9%87-%D8%AD%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8 </description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Sun, 29 Aug 2021 07:48:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منابع اصلی یک پروژه</title>
                <link>https://virgool.io/PMAcademy/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-oemynh5mwwvp</link>
                <description>منابع پروژه چه کسی و چه چیزی برای تکمیل پروژه به آنها وابسته هستید ، از جمله بودجه ، مواد و افراد.منابع پروژه اشخاص و چیز های اند که شما بری تکمیل یک پروژه به آنها وابسته هستید از جمله بودجه، مواد (متریال) و افراد ( منابع انسانی). در حالی که هر یک از این منابع یک موجودیت و تعریف جداگانه دارند ولی در عین حال همه آنها به یکدیگر وابسته هستند. تیم شما نمی تواند پروژه را بدون داشتن متریال انجام دهد و همچنین شما نمی توانید مواد را بدون بودجه خریداری کنید. در این نوشته ، در مورد برخی از منابع اصلی پروژه و نکاتی برای مدیریت آنها بحث خواهیم کرد.عکس از Google professional project management courseبودجه (Budget)آیا تاکنون بودجه ای برای خود یا خانواده خود تعیین کرده اید؟ اگر قبلا تجربه این کار را داشتید، می دانید که بودجه شامل طیف گسترده ای از هزینه ها می شود. به عنوان مثال ، یک بودجه شخصی ماهانه می تواند هرچیزی از غذا گرفته، هزینه حمل و نقل تا اجاره و غیره را شامل شود. وقتی مقدار مشخصی برای تامین هزینه های یک بخش دارید مهم است که از نزدیک هزینه های خود را کنترل کنید تا از مصرف بیش از حد بودجه جلوگیری شود. اگر برای یک کار پول بیشتری خرج کنید قطعا سایر موارد را تحت تاثیر قرار می دهد و باید در سایر کارها نیز تفییراتی را انجام دهید.( به عنوان مثال اگر از مقدار مشخصی بیشتر برای حمل و نقل خود هزینه می کنید میبایست خانه ای ارزان تر اجاره کنید تا مصرف حمل و نقل را جبران کند). به عنوان یک مدیر پروژه شما رویکردی اینچنینی با بودجه پروژه خود نیز خواهید داشد.جنبه های مشترک بودجه پروژه شما شامل موارد زیر خواهد بود:تیم: هزینه افرادی که کار را انجام می دهندخدمات: هر تامین کننده بیرونی  بکه به پروژه شما کمک می کندمواد: هر مورد ملموس خریداری شده برای تکمیل پروژهدر طول دوره کاری خود به عنوان یک مدیر پروژه، با انواع مختلفی از پروژه ها با طیف گسترده ای از بودجه روبرو خواهید شد. برخی از بودجه ها هیچ حاشیه ای برای خطا نخواهند داشت ، در حالی که ممکن است بعضی بودجه های دیگر انعطاف پذیرتر باشند.صرف نظر از این تنوع ، مسائل مربوط به بودجه به طور حتم در هر پرپژه ی وجود دارند، بنابر این باید اطمینان حاصل کنید که بودجه با محدوده پروژه و درخواست های ذینفعان مطابقت دارد.منابع انسانی (People)مردم (منابع انسانی) منبع مهمی در پروژه شما هستند. شما نمی توانید پروژه خود را به تنهایی به اتمام برسانید! برای انجام کار باید به یک تیم قدرتمند متشکل از افراد با انواع مهارت ها و تخصص ها اعتماد کنید. به عنوان یک مدیر پروژه ، باید اطمینان حاصل کنید که به تعداد ساعاتی که منابع شما برای انجام وظایف خود نیاز دارند ، زمان دارید. علاوه بر این ، میبایست بهترین هم تیمی ها برای انجام پروژه پیدا کنید افرادی که با اهداف پروژه همسو هستند یا بیشترین علاقه را به کار پروژه دارند.مواد (Material)مواد می توانند در هر پروژه متفاوت باشند. به عنوان مثال ، اگر شما در حال کار بر روی یک پروژه IT هستید ، مواد می توانند شامل هارد دیسک ها  و کامپیوتر ها باشند تا پروژه کدگذاری را هندل کنند. همچنین می توانید موادی ناملموس داشته باشید. به عنوان مثال ، در همان پروژه IT ، فضای ذخیره سازی آنلاین ، برنامه های نرم افزاری یا آموزش کارکنان نیز ممکن است مواد در نظر گرفته شود. برای انجام یک پروژه موفق با افراد مناسب و بودجه مشخص ، مهم است که همه و همه مواد بالقوه را حساب کنید.نتیجه گیریمنابع پروژه شما شامل مواردی مانند بودجه ، افراد و مواد است. به عنوان یک مدیر پروژه ، یادآوری اینکه منابع شما به یکدیگر وابسته هستند ، کلیدی در درک عملکرد هر منبع و تعیین نحوه مدیریت همه آنهاست. وقت بگذارید و با ذینفعان و اعضای بالقوه تیم در مورد منابع مورد نظر خود برای تحویل پروژه صحبت کنید. آنها ممکن است ایده ای از مطالب مورد نیاز خود داشته باشند که ممکن است مثلاً در بودجه حساب نکرده باشید ، یا حتی شاید بتوانند افراد باتجربه ی را به شما معرفی کنند که به تیم شما پیوندند و پروژه شما را بهتر از قبل انجام دهند.نکته: این نوشته برداشتی آزاد و در بعضی موارد غیر آزاد از یکی از مقالات گوگل دوره آموزشی Google professional project management که در Coursera منتشره شده می باشد.</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jun 2021 14:53:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا پروژه ها شکست میخورند؟ اولین قدم های اشتباه</title>
                <link>https://virgool.io/PMAcademy/why-projects-fail-initiation-missteps-wdmjuv43ptsa</link>
                <description>در یک پروژه ممکن است شما تمام مراحل از جمله تحقیق، برنامه ریزی و غیره را موفقانه گذرانده باشید ولی علی الرغم تمام تلاش های شما باز هم ممکن است یک پروژه شکست بخورد. بعضی اوقات عوامل که منجر به شکست پروژه میشوند از کنترل شما خارج اند. به عنوان مثال در یک پروژه فنی شما نیاز به تکنالوژی دارید که فراهم کردنش در حال حاضر ممکن نیست، یا یکی از ذینفعان پروژه تصمیم میگیرد اهداف پروژه را تغییر دهد و عوامل زیاد دیگری که باعث میشوند یک پروژه با شکست مواجه شود.با این وجود عواملی هم هستند که می توانند منجر به شکست پروژه شوند در حالیکه تا حدودی تحت کنترل شما نیز هستند. مانند عدم تحویل پروژه در زمان معین شده و یا عدم تحقق اهداف و خواسته های ذینفعان پروژه.در این نوشته چند دلیل اصلی شکست پروژه ها را بررسی خواهیم و خواهیم دید که چگونه اقدامات نادرست در آغاز یک پروژه منجر به شکست آن میشود.عکس از Courseraانتظارات نامشخصدر شروع هر پروژه شما باید جواب چند سوال اساسی را بدانید، این سوال ها عبارت اند از:هدف نهایی پروژه چیست؟چه چیزی (چه محصولی) و در چه زمانی باید تحویل داده شود؟بودجه پروژه چقدر است؟ذینفعان پروژه کی ها اند؟اختصاص ندادن وقت برای پرسیدن این سوالات اساسی در آغاز پروژه، مستند نکردن تصمیمات و نفهمیدن دامنه واقعی یک پروژه دلایلی اند که میتواند منجر به شکست یک پروژه شود.یا به قول معروف:without directions, you can never reach your destination.انتظارات غیرواقعیهمه ما دوست داریم مدیران خود را تحت تأثیر قرار دهیم ، اما گاهی اوقات ، به طور تصادفی با انتظارات غیرواقعی موافقت می کنیم و پروژه های خود را از ابتدا برای شکست تنظیم می کنیم. به عنوان مثال ، اگر پیش بینی می شود پروژه ای به دلیل میزان جزئیات و تلاش لازم دو هفته به طول انجامد اما ما سعی می كنیم آن را در یك هفته به پایان برسانیم ، منابعی در اختیار نداریم كه بتوانیم برنامه تلفیقی را برآورده كنیم. این احتمالاً منجر به مشکلات کیفی خواهد شد. قبل از موافقت با هر مهلت ، درک نیازهای یک پروژه مهم است. به عنوان یک بهترین روش ، هنگام شروع پروژه به تاریخ های مشخص متعهد نشوید تا از ایجاد انتظارات غیرواقعی جلوگیری کنید. شما اطلاعات بیشتری خواهید داشت و می توانید انتظارات را در مرحله برنامه ریزی بهتر مدیریت کنید.همه ما دوست داریم مدیران خود را تحت تأثیر قرار دهیم ، اما گاهی اوقات ، به طور تصادفی با انتظارات غیرواقعی موافقت می کنیم و پروژه های خود را از ابتدا برای شکست تنظیم می کنیم. به عنوان مثال پیش بینی میشود پروژه ای به دلیل میزان جزیات و تلاش لازم دو هفته به طول می انجام ولی ما سعی می کنیم آن را در یک هفته به پایان برسانیم. این احتمالا منجر به مشکلات کیفی خواهد شد.بسیار مهم است که قبل از زمانبدی پروژه تمام نیاز های یک پروژه را بفهمیم و درک کنیم. پس بهتر است تا در مراحل آغازین یک پروژه تاریخ مشخصی را برای اتمام پروژه (Deadline) تعیین نکنید، تعیین این تاریخ را میتوانید به مراحل بعدی زمانیکه اطلاعات بیشتری در مورد پروژه دریافت کردید واگذار کنید.Miscommunicationارتباطات واضح و شفاف کلید موفقیت یک پروژه اند. اگر اطلاعات مهم مثل (ریسک ها، تصمیمات اتخاذ شده ، تغییر دامنه و غیره)  به موقع ابلاغ نشده باشد ، یا برای ذینفعان واضح نباشد ، میباست خود را برای شکست آماده کنید.انجام تجزیه و تحلیل ذینفعان و سپس استفاده از نمودار RACI برای درک این موضوع که کدام یک از ذینفعان باید مطلع شوند و یا از آنها مشاوره گرفته شود ، شروع خوبی برای ایجاد یک استراتژی ارتباطی موثر است.(درباره نمودار RACI بعدا مفصل خواهیم نوشت)به عنوان یک  مدیر پروژه ، لزوماً نباید سبک های ارتباطی منحصر به فرد همه را رعایت کنید ، اما باید در مورد چگونگی برقراری ارتباط انتظارات را دیگران را درک کنید.همانطور که یک پروژه را شروع می کنید ، اطمینان حاصل کنید که برای درک نیازهای ارتباطی تیم و ذینفعان پروژه کمی وقت صرف کرده اید.برخی از افراد ایمیل را دوست ندارند و ترجیح می دهند مکالمه تلفنی داشته باشند ، برخی ترجیح می دهند کتباً ارتباط برقرار کنند و برخی دیگر جلسات حضوری را ترجیح می دهند.یک سیستم ارتباطی قوی شامل همه این روش ها است. انتظارات را برای رویکرد ارتباطی خود تنظیم کنید تا شما ، اعضای تیم و ذینفعان درک درستی از نحوه برقراری ارتباط با همدیگر داشته باشید.کمبود منابعمنابع شامل اعضای تیم ، بودجه و متریال های شما هستند. متأسفانه ، بدون برنامه ریزی مناسب ، منابع شما به سرعت می توانند بیش از حد کار کنند (over-tasked) یا تخلیه (depleted) شوند. بعضی اوقات مدیران پروژه این واقعیت را در نظر نمی گیرند که اعضای تیم در حال انجام چندین کار هستند و ممکن است نتوانند زمان لازم را برای انجام صحیح و به موقع همه وظایف محوله اختصاص دهند. یا ، مدیران پروژه ممکن است متوجه نشوند که برای انجام بعضی کارها مجموعه مهارت خاصی لازم است. اطمینان از در دسترس بودن اعضای تیم مناسب در زمان مناسب بسیار مهم است.یکی دیگر از خطاهای رایج محاسبه نادرست هزینه های پروژه شما است. به عنوان مثال ، تصور کنید که بودجه پروژه شما 10،000 افغانی است. اگر پروژه شما 10،000 افغانی برای خرید مواد نیاز دارد و درکنار آن شما نیاز دارید تا آن مواد را نصب کنید و یا هزینه ی برای انتقال آن بپردازید پس پول كافی برای اتمام پروژه خود نخواهید داشت. نیازهای منابع خود را روشن کنید و از در دسترس بودن آنها مطمین شوید تا از تأخیر در پروژه یا مشکلات بعدی آن جلوگیری شود.Scope creepدامنه (scope) یک چارچوب کلی از آنچه در کار و تحویل محصولات (deliverables) پروژه شامل نمی شود را فراهم می کند. تعریف دامنه در مرحله شروع، به شناسایی منابع مورد نیاز ، هزینه مربوط به آن منابع و برنامه زمانی مورد نیاز برای تکمیل کار کمک می کند. گاهی اوقات پروژه ها شکست می خورند زیرا دامنه از اندازه اصلی و مشخص آن بیشتر رشد می کند و محدود نمی شود.به عنوان مثال ، تصور کنید پروژه ای به شما داده می شود که در اصل شامل سه مورد است. در طول پروژه ، یک ذینفع درخواست می کند که دو مورد اضافی نیز در آن گنجانده شود ، اما هیچ تغییری در زمان تحویل ، بودجه یا اعضای تیم اعمال نمی شود تا تأثیر افزایش تعداد را جبران کند. به عنوان مدیر پروژه ، هنگام دریافت افزودن موارد اضافی، باید از دریافت بودجه، تیم یا تغییر زمان بندی برای اعمال این تغییرات مطمئن شوید تا افزودن موارد اختلالی در روند اجرای پروژه به وجود نیاورد. به همین دلیل بسیار مهم است که مطمئن شوید همه چیز در مرحله شروع مستند سازی شده است. برنامه ای برای نحوه کنترل خزش دامنه داشته باشید و مشخص کنید که چه کسی صلاحیت تایید تغییرات دامنه را دارد اینگونه از تغییرات اضافی در اهداف و دامنه یک پروژه جلوگیری می کنید.نتیجه گیریاختصاص دادن زمان برای شفاف سازی انتظارات  به ویژه در مورد روش های ارتباطی ، منابع موجود و دامنه  در مرحله شروع  شانس موفقیت پروژه شما را افزایش می دهد. البته باید بدانید که حتی به در نظر داشت تمام این نکات باز هم ممکن است با شکست روبرو شوید.ولی به یاد داشته باشید که در هر شکست فرصتی برای یادگیری ، رشد و عملکرد بهتر در دفعات بعدی وجود دارد.نکته: این نوشته برداشتی آزاد و در بعضی موارد غیر آزاد از یکی از مقالات گوگل دوره آموزشی Google professional project management که در Coursera منتشره شده می باشد.</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Sun, 27 Jun 2021 13:38:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشتار هریرود</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/harirudmassacre-enukqo4ta6pc</link>
                <description>ای پرنده مهاجر سفرت سلامت اما...در هریرود چه گذشت ؟ آنچه میخوانید روایتی است از حادثه #کشتار_هریرود که از زبان یکی از بازماندگان این حادثه نقل شده است پنجاه نفر از مهاجرین افغان از طریق ولسوالی گلران سعی داشته اند تا از مرز ایران گذر کرده برای کار به ایران بروند اما به دست مرزبانان ایرانی افتادندیکی از بازماندگان این‌ رویداد حادثه را اینگونه شرح می‌دهد: “بعد از اینکه مارا گرفتند دو روز تمام شکنجه مان کردند  همه را در اتاقی جمع کل و با پشت بیل به کمر نان میزدند بعد از دو روز شکنجه پی در پی ما را به نزدیک رود انتقال دادند و دانه دانه به دریا انداختند بعضی ها که شنا بلد بودند دست‌هایشان را شکستند تا شنا کرده نتوانند برادر کوچکترم ( چهارده ساله ) همراهم بود گفتم او را نیندازد و سرباز در‌جواب گفت به خدایت بگو نجاتش دهد” در اولین دقایق چند نفر غرق شدند ولی بعضی ها توانستند خودشان را به درخت های کنار رود برسانند و خود را نجات دهند ولی مرزبانان با شلیک مانع شان شدند بعد از گذشت مدتی وقتی جسد ها وارد افغانستان شد مردم محلی باخبر شدند و وارد آب شدند تا بعضی ها را نجات دهند ولی مرزبانان دوباره شروع به شلیک کردند و مانع نجات شان شدندفقظ هشت نفر از پنجاه نفر زنده اند باقی یا مردند و یا هم مفقود اند رسانه های محلی هرات به روایت شاهدان عینی واقعه را رسانه ی کردند و طالبان بعد از گذشت ساعاتی بیانیه ی صادر و دولت ایران را به ترحم دعوت کردندالبته این بار اول نیست و قبلا هم بارها رسانه ها خبر از شکنجه و قتل مهاجرین افغان توسط ایران را داده بودندhttps://virgool.io/@rashid/%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-j952lonoj7tfhttps://virgool.io/@rashid/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-sx0pf6awri0jو در اخیر :ای کاش همزبان نمیبودیم شاید آن وقت مهاجر افغان نمیفهمید که میخواهند غرقش کنندبابا رفت تا لقمه نانی و آب بیاورد ولی بابا دیگر آب نیاورد، بابا در آب برای همیشه دفن شد!</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Tue, 12 May 2020 01:18:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حقوق اقليت‎ها در جامعه اسلامی</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%A7%D9%82%D9%84%D9%8A%D8%AA%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C-qpkustzeahcu</link>
                <description>نویسنده: دکتور راغب سرجانیترجمه‏: امیرحمزه امینیاقلیت‎های غیر مسلمان در مجتمع اسلامی از چنان جایگاهی برخوردار هستند که هیچ اقلیتی در هیچ قانون و سرزمین دیگری از این حقوق و مزایا برخوردار نیست.این حقوق در اسلام چیست؟ حقوقی که برای اقلیت‎ها در مجتمع اسلامی و شریعت اسلام عنوان می‎شود در هیچ تمدن و کشوری دیگر تعریف نشده است؛ چرا که رابطه مجتمع اسلامی با اقلیت‎های غیر مسلمان از  این فرمان الهی نشات می‎گیرد که می‎فرماید: «لاَ يَنْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْـمُقْسِطِينَ»؛ خدا شما را از کسانی (از کفار) که با شما درباره دین نجنگیده و شما را از خانه‏هایتان بیرون نکرده‏اند منع نمی‏کند که به آنها نیکی کنید و با قسط و عدل رفتار نمایید، زیرا خدا عدالت‏پیشگان را دوست دارد. (ممتحنه: 9)این آیه/فرمان الهی معیارهای اخلاقی و قانونی که بایستی مسلمانان در برخورد با دیگران داشته‎ باشند را بیان می‎کند و این اساسی است که بشریت قبل از اسلام با آن بی‎گانه بوده‎ و قرن‎ها پس از صدورش نیز به علت کوتاهی در اجرای آن مشکلات و سختی‎های زیادی را متحمل شده‎ است و تا امروز نیز جوامع برای دست‎یافتن بدان تلاش می‎کنند، اما به دلیل پیروی از خواهشات نفسانی و تعصب‎های نژادی، در راه رسیدن به آن ناتوان بودده‎اند.آزادی اعتقاد برای اقلیت‎هاشریعت اسلامی برای اقلیت‎های غیر مسلمان حقوق و مزایای بی‎شماری را ضمانت کرده است که مهم‎ترین آنها می‎تواند، آزادی عقیده باشد؛ چنان‎چه خداوند می‎فرماید: «لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»؛ در دين هيچ اجباري نيست (بقره: 256). این فرموده الهی در نامه رسول اکرم، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، که برای اهل کتاب از باشندگان یمن که آنان را به سوی اسلام فرا می‎خواند، نمود می‎کند؛ چنان‏که می‎گوید: «وَإِنَّهُ مَنْ أَسْلَمَ مِنْ يَهُودِيٍّ أَوْ نَصْرَانِيٍّ فَإِنَّهُ مِنَ الْـمُؤْمِنِينَ، لَهُ مَا لَهُمْ، وَعَلَيْهِ مَا عَلَيْهِمْ، وَمَنْ كَانَ عَلَى يَهُودِيَّتِهِ أَوْ نَصْرَانِيَّتِهِ فَإِنَّهُ لا يُفْتَنُ عَنْهَا… [1] /هر یهودی و یا مسیحی‎ای که اسلام بیاورد از مومنان است؛ هرآنچه برای مسلمانان است برای او نیز خواهد بود و آنچه مسلمانان از آن منع شده‎اند او نیز بازداشته می‎شود و کسی که بر یهودیت و مسیحیت خود اسرار ورزید از او جلوگیری نمی‎شود».البته شریعت اسلامی این‎گونه نیست که غیر مسلمانان را در آزادی عقیده میدان بدهد و از سوی دیگر برای حفاظت از زندگی‎شان هیچ برنامه‎ای نداشته‎ باشد؛ چرا که انسانند و حق زندگی را دارند. از این رو رسول خدا، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، می‎گوید: «مَنْ قَتَلَ مُعَاهَدًا لم يَرِحْ رَائِحَةَ الْـجَنَّةِ [3]/ کسی که معاهدی را به قتل برساند، بوی بهشت را هم استشمام نخواهد کرد».منع از ظلم به غیر مسلمانانپیامبر، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، همواره از ظلم به غیر مسلمانان و پایمال کردن حقوق شان برحذر می‎داشت و خویشتن را مدافع کسی که بر او تجاوز شده بود قرار می‎داد و می‎گفت: «مَنْ ظَلَمَ مُعَاهَدًا، أَوِ انْتَقَصَهُ حَقًّا، أَوْ كَلَّفَهُ فَوْقَ طَاقَتِهِ، أَوْ أَخَذَ مِنْهُ شَيْئًا بِغَيْرِ طِيبِ نَفْسٍ مِنْهُ؛ فَأَنَا حَجِيجُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ [4]/کسی که بر معاهدی ظلم کند یا حقی از او پایمال نماید و یا بیشتر از توانش او را مکلف به کاری کند، و یا بدون رضایت خاطر وی چیزی از او بستاند، من حجت او در روز قیامت خواهم بود».واقعه‎ای ک برای انصار در خیبر رخ داد، دلیل روشنی بر این مدعاست؛ به طوری که عبدالله بن سهل انصاری، رضی‎الله‎عنه، به قتل می‎رسد و این رخداد در زمین یهودیان اتفاق افتاده بود؛ بنابراین بیشتر گمان آن می رفت که قاتل از بین یهودیان باشد و چون دلیلی بر این مدعا وجود نداشت پیامبر، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، هیچ یک از آنان را سرزنش نکرد. بلکه تنها از آنان خواست سوگند یاد کنند که آنان چنین نکرده‎اند. سهل بن ابی حیثمه، رضی‎الله‎عنه، در این باره چنین روایت می‎کند: جماعتی از قومش به سوی خیبر رفتند و در آنجا از یکدیگر جدا شدند. سپس یکی از افراد خود را یافتند که کشته شده است. پس نزد آن حضرت‎، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، رسیدند و گفتند: ای رسول خدا، به خیبر رفتیم و یکی از افراد خود را کشته یافتیم. پیامبر‎، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، فرمود: بزرگتر شما پیش آید. [بزرگترشان نزدیک شد] دوباره فرمود: گواه و مدرکی بر قاتل او دارید؟ گفتند: خیر! دلیلی نداریم. آن‎حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، عرض کرد: پس سوگند یاد کنند. آنان گفتند: ما سوگند یهود را باور نداریم. چون آن‏حضرت‏، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، نمی‎توانست هدر رفتن  خون مسلمانی را تحمل کند، دیه‎اش را از شتران صدقه پرداخت کرد.[5]پیامبر صلی‎الله‎علیه‎وسلم، کاری کرد که کسی جز ایشان توانایی آن را نداشت. آن‏حضرت، صلی‏الله‏علیه‏وسلم،‏‏ خود پرداخت دیه مقتول را از اموال بیت‎المال به عهده گرفت تا هم انصار را آرام کند و هم جلوی ظلم بر یهود را بگیرد. بنابراین دولت اسلامی بار این مسئولیت را به دوش گرفت تااینکه حدی که در آن شبهه وجود دارد بر یک یهودی اجرا نگردد.حمایت از اموال غیرمسلمانانشریعت اسلامی حمایت و دفاع از اموال و دارایی‏های غیر مسلمانان را به عهده گرفته است؛ به طوری که گرفتن و چیره شدن به نا حق آن را حرام کرده است. به این معنا که به سرقت رود یا غصب گردد و یا از بین برود و یا هر صورت دیگری که با نام ظلم یاد گردد. و این در سیره عملی آن‎حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، با اهل نجران ثابت شده است. چنان‏چه آمده است: «وَلِنَجْرَانَ وَحَاشِيَتِهِمْ جِوَارُ اللهِ وَذِمَّةُ مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ رَسُولِ اللهِ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَمِلَّتِهِمْ وَبِيَعِهِمْ، وَكُلِّ مَا تَحْتَ أَيْدِيهِمْ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ… [6] /  برای اهل نجران و حوالی آن عهد و امان خداوند و ضمانت رسول او محمد، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، است که مال و مردم و معاملات‎شان و هرآنچیزی که در اختیار دارند، محفوظ بماند».بهترین نمونه از حقوق اقلیت‎های غیر مسلمان که در این خصوص می‎توان عنوان کرد، حمایت‎های دولت اسلامی است که از بیت‎المال به هنگام ناتوانی، پیری و یا فقر آنان به عهده گرفته است. و این بنابر سخن آن‎حضرت، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، است که می‎فرماید: «كُلُّكُمْ رَاعٍ، وَكُلُّ رَاعٍ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِ [7] / هر یک از شما چون چوپان است و هر چوپان مسئول زیردست خود می‎باشد». به این معنا که آنان نیز چون مسلمانان، باشنده مرزوبوم دولت اسلامی هستند و دولت در نزد خدا پاسخ‎گوست.در این خصوص ابوعبیده در باب اموال از سعید بن مسیب روایت می‎کند که گفت: رسول الله، صلی‎الله‎علیه‎وسلم، بر خانواده‎ای از یهود صدقه‎ داد و به نزد آنان برده شد.[8]از مواردی  که بزرگی اسلام و انسان‏دوستی تمدن اسلامی را در این خصوص آشکار می‏کند، می‎توان به این رخداد اشاره کرد: موقفی که کتاب‎های سیره نبوی، صلی‏الله‏علیه‏وسلم، به کثرت از آن یاد کرده‎اند و آن زمانی است که جنازه‎ای از برابر ایشان برده شد و آن‏حضرت، صلی‏الله‏علیه‏وسلم، از جای خود برخواستند. گفته شد: او یهودی است. ایشان پاسخ داد: «أَلَيْسَتْ نَفْسًا[9] / آیا انسان نیست».باری! این گونه است حق اقلیت‎های غیر مسلمان در اسلام و تمدن اسلامی، پس قاعده اساسی در این باره چنین است: «انسان آزاد و محترم است تا آنگاه که ظلم نکرده و سرکشی ننموده است».………………………………………………………………..[1] أبو عبيد: الأموال ص28، وابن زنجويه: الأموال 1/109، وابن هشام: السيرة النبوية 2/588، وابن كثير: السيرة النبوية 5/146، وقال ابن حجر العسقلاني: ورواه ابن زنجويه في «الأموال» عن النَّضر بن شميلٍ، عن عوفٍ، عن الحسن قال: كتب رسول الله.. فذكره، وهذان مرسلان يقوِّي أحدهما الآخر. انظر: ابن حجر العسقلاني: التلخيص الحبير 4/315.[2]المعاهد كما قال ابن الأثير: أكثر ما يطلق على أهل الذمة، وقد يطلق على غيرهم من الكفار إذا صولحوا على ترك الحرب. انظر: ابن الأثير: النهاية في غريب الحديث والأثر 3/613.[3] البخاري عن عبد الله بن عمرو: أبواب الجزية والموادعة، باب إثم من قتل معاهدًا بغير جرم (2995)، وأبو داود (2760)، والنسائي (4747).[4] أبو داود: كتاب الخراج، باب في تعشير أهل الذمة إذا اختلفوا بالتجارات (3052)، والبيهقي (18511)، وقال الألباني: صحيح. انظر: السلسلة الصحيحة (445). [5] البخاري: كتاب الديات، باب القسامة (6502)، ومسلم في كتب القسامة والمحاربين والقصاص والديات، باب القسامة (1669).[6] البيهقي: دلائل النبوة، باب وفد نجران 5/485، وأبو يوسف: الخراج ص72، وابن سعد: الطبقات الكبرى 1/288.[7] البخاري عن عبد الله بن عمر: كتاب العتق، باب كراهية التطاول على الرقيق (2416)، ومسلم: في الإمارة باب فضيلة الإمام العادل وعقوبة الجائر (1829). [8] أبو عبيد: الأموال ص613، وقال الألباني: سنده صحيح إلى سعيد بن المسيب. انظر: تمام المنة ص389.[9] مسلم عن قيس بن سعد وسهل بن حنيف: كتاب الجنائز، باب القيام للجنازة (961)، وأحمد (23893</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Thu, 26 Mar 2020 20:21:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیر پنجشیر کشته شد</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF-vg3ontiweakx</link>
                <description> https://www.youtube.com/watch?v=QYbPv7oXFo8  چند تا خبرنگار آمدند و گفتند میخواهند با آمر صاحب مصاحبه کنند با چی میفهمادیم که داخل کامره شان بمب دارند ؟!  جنگ افغانستان با اتحاد شوروی شاید پیروزی بود افتخار آمیز ولی همین پیروز تبدیل شد به بدترین تجربه این سرزمین تجربه ای از هجده سال جنگی که نتیجه همان پیروزی بود.بعد از سالها جنگ و دفاع و مقاومت حالا وقتش بود افغانستان به استقلال برسد و پیروزی اش را جشن بگیرد وقتش رسیده بود تا دروازه های مدارس باز شود و دوباره کودکان باز گردند به مدرسه وقتش رسیده بود تا دوباره سرود ملی خوانده شود و لیگ قهرمانان شروع شود برای خیلی ها هم وقتش رسیده بود تا بازگردند به کشور و کسب و کاری سرهم کنند.مجاهدین پیروز شده بودند و جامعه جهانی هم این پیروزی را به رسمیت شناخته بود ولی در همین روز ها بود که افغانستان وارد جنگی داخلی شد جنگی به تلخی تلخ ترین گیاه موجود در افغانستان جنگی که قامت افغانستان را خم کرد دو رهبر جهادی اما اینبار نه در کنار هم که مقابل هم سلاح گرفته بودند و هر یکی دیگری را بمب باران می کرداین جنگ داخلی شاید اصلی ترین دلیل بود برای شروع حرکتی با نام طالبان وجنگ های با ابعاد بزرگتر ولی در کنار تمامی این ها هنوز افغانستان کشوری بود پیروز هنوز شاید بسیاری امیدشان را از دست نداده بودند و چه بسا بسیاری امیدشان به فرمانده بود فرمانده ای که شهرش حتی یک بار هم در طول تاریخ سقوط نکرد فرمانده ای که دوست و دشمن به موهبتش باور داشتند.مسعود برای بسیاری نمادی ست از ابهت و اقتدار بود از همان اول جنگ تا آخرین لحظه ای که به نامردی کشته شد شاید اشتباهات بسیاری کرد ولی بازهم امیدی بود برای افغانستانی تازه از جنگ بازگشته مسعود با تمامی این قدرت اما معتدل ترین فرد این حرکت بود بارها بر حقوق زنان تاکید کرد بارها و بارها با کشورهای همسایه نشست و برای افغانستان بعد از جنگ فکر کرده بود به اتحادیه اروپا رفت و مقابل تمام جهان از افغانستانی گفت که قرار است در آن علم برتر از تفنگ باشدولی تاریخ گواهست که چگونه امیدها نابود میشوند وچگونه انقلاب ها واژگون میشوند مسعود هم اما یکی از این امید های از بین رفته است درست وقتی که همه امید به او بود رفت یا بهتر بگویم به زور بردنش مشهور است که میگویند بعد از رفتن مسعود هندوکش خم شد شاید این مثالی بیش نباشد و لی تا به امروز که امروز است هندوکش مردی با آن ابهت برخود ندیده است.هندوکُش رشته‌کوهی به طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر در نواحی مرزی افغانستان و پاکستان استدرد نبودن مسعود از آن دردهاست که هر از گاهی به سراغت میاید از آنها که خواب را از چشمان میگیرد از آنها که دلت میخواهد فریاد بزنی و سخت بگریی</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Tue, 08 Oct 2019 00:05:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخابات افغانستان</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/afghan-presidential-election-ebszfyqpou4p</link>
                <description>انتخابات شاید برای خیلی ها نام پروسه ی جدی ست پروسه ای که از طریق آن میشود به هرآنچه خواست رسید ولی در افغانستان معنی دیگری دارد مثل صدها و هزاران واژه دیگر که در این سرزمین معنی خود را از دست دادند.هجده سال پیش نظام جمهوری اسلامی افغانستان رسما روی کار آمد و انتخابات سال ۱۳۸۳ شد اولین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان بیش از آن در سال۱۳۵۲ سردارد داوود خان با کودتای نظامی نظام حاکم بر افغانستان را از پادشاهی به جمهوری تغییر داد و چندی بعد خود نیز در کودتای  ۱۳۵۲  به قتل رسید.اولین انتخابات افغانستان مصادف بود با شکست طالبان ( البته شکست که چه عرض کنم همین بس که تا الان که الان است ما افغان ها هزینه همان شکست را میدهیم ) و حامد کرزی به عنوان اولین رییس جمهور افغانستان برنده این انتخابات بوددور بعدی هم حامد کرزی با نتیجه پنجاه و پنج درصد آرا برنده انتخابات شد.دور سوم انتخابات افغانستان شاید اما از آن حکایات جذابی باشد که مجالی برای حکایتش نیست انتخاباتی که دو پیروز داشت اشرف غنی و عبدالله عبداللهاما اکنون افغان ها برای چهارمین بار به پای صندوق های رای رفتند. در همهمه ای جنگ و در حالیکه طالبان ادعای کنترل شصت درصد از خاک افغانستان را دارند مذاکرات صلح هم که امیدی برای صلح و پایان معضل جنگ  در افغانستان بود با یک توییت متوقف و شاید هم لغو شد. انتخابات امسال افغانستان اما آن ارزش و سر و صدای سالهای قبل را نداشت آمار کمسیون مستقل انتخابات افغانستان می گوید تنها دو ملیون از سی و چند ملیون نفوس افغانستان در این پروسه اشتراک کردند.نبود اعتماد به دولت و نبود امنیت از عوامل اصلی اشتراک کم مردم در این انتخابات بودند انتخاباتی که      ۱۴۹ ملیون دلار مصرف برداشت.شرایط نامزدی ریاست جمهوری به اساس رهنمود کمیسیون مستقل انتخابات:_  تبعه افغانستان، مسلمان و متولد از والدین افغان بوده و تابعیت کشور دیگری را نداشته باشد._ در روز نامزد شدن سن او از چهل سال کمتر نباشد._ از طرف دادگاه به ارتکاب جرایم ضد بشری، جنایت و یا حرمان از حقوق مدنی محکوم نشده باشد._هیچ شخصی نمی‌تواند بیش از دو دوره به حیث رئیس جمهور انتخاب شود._ داشتن شناسنامه و کارت رای دهی._ تائید ۱۰۰ ھزار نفر همراه با اسامی و شماره کارت رای دھی و امضا یا نشان انگشت آنها (دست‌کم از بیست ولایت از هر ولایت ۲۰۰ نفر)_ پرداخت یک میلیون افغانی به عنوان پیش شرط که در صورت به دست آوردن بیش از ده درصد آرا پس داده خواهد شد._ ثبت تمام دارایی ھای منقول و غیرمنقول._ گواهی سلامتی از مرکز رسمی بهداشتی دولتی._ استعفا نامه از پستھای دولتی (در صورتی که نامزد کارمندان دولت باشد).معاونان رئیس جمهوری نیز باید همین شرایط را داشته باشند.نامزدهای انتخابات ریاست جمهوریطالبان سال گذشته انگشت تعداد زیادی از رای دهندگان را قطع کردند و چندیدن انفجار بزرگ هم تلفاتی زیادی از افغان ها گرفت امسال هم مثل هر سال طالبان انتخابات افغانستان را تحریم و تهدید کرده بودند که انتخابات را برهم زنند ولی گویا به غیر از چند انفجار کوچگ حمله ای دیگری نشد.صفی‌الله یکی از رأی دهندگان در افغانستان که پس از قطع انگشت اش توسط طالبان دوباره در انتخابات ریاست جمهوری این کشور اشتراک کرد.از حواشی دیگر این انتخابات میشود به خراب بودن دستگاه های بایمتریک اشاره کرد مشکلی که تقریبا در همه انتخابات ها از ریاست جمهوری تا پارلمانی وجود دارد.شروع قبل از موعود انتخابات در بعضی از مناطق و پر کردن صندوق های رای توسط یک تیم از دیگر حواشی این انتخابات بوده است.کمسیون بررسی شکایات انتخابات افغانستان که مسول بررسی تخطی - تخلف ها و تقلب های انتخاباتی است گزارش داده که حدود  ۲۲۷۵  شکایت در این مرکز ثبت شده است.کمسیون بررسی شکایات انتخاباتی باید پنج عضو از جمله دست کم یک زن داشته باشد. برنده انتخابات اما جنجالی ترین بخش این ماجراست سه تن از نامزدان این انتخابات آرای غیر بامیتریک شده را قبول ندارند یکی از نامزدان هم وعده که در صورت برنده نشدن سلاح برمیدارد باید دید که آیا به رسم هرساله حکومت فعلی ساکن ارگ ریاست جمهوری خواهد ماند و یا نامزدی دیگر پیروز میدان است البته اگر هیچ کدام از کاندیدان ۵۰+۱ در صد از آرای را به دست نیاورند انتخابات به دور دوم خواهد رفت.تیم دولت ساز به رهبری محمد اشرف غنی احمد زی تیم حاکم استجدای از تمام این حواشی اما انتخابات افغانستان برای بسیاری از مردم این کشور مایه فرح و شادی نیز بوده است به عنوان نمونه یکی از کاندیدان این دور از انتخابات اعلان کرده بود که تمامی افراد مشغول در حکومت فعلی را اعدام خواهد کرد و از آنجا که زمین جسدشان را پس میزند به اندازه تمام شان سگ هم دفن خواهد کرد.یکی دیگر از کاندیدان درحالی در انتخابات شرکت کرده است که در انتخابات پارلمانی نتوانست در منطقه خودش پیروز شود.کاندید قبلی اما بعد از اتمام رای گیری دنبال موتر ( ماشین ) میگردد برای بردن اسباب و اثاثیه ش به ارگ :)و اما تصاویر :ارگ ریاست جمهوری افغانستان - عکس از وب سایت ریاست جمهوریهفتاد و هفت هزار نیرو برای تامین امنیت انتخابات - تصویر از بی بی سی فارسیتصویر از آٰریانا نیورسهم گیری سیک های افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری - تصویر از بی بی سی فارسیعکس از بی بی سی فارسی</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Oct 2019 20:55:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه آنچه در رویداد ۲۰۱۹ اپل گذشت</title>
                <link>https://virgool.io/enline/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B9-%D8%A7%D9%BE%D9%84-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-v6dxbnpbothq</link>
                <description>یکی از بزرگترین رویداد های اپل دیروز یازده سپتامبر ۲۰۱۹ در تیاتر استیوجابز واقع در سان فرانسیسکو اجرا شد.در این رویداد همه ساله اپل به معرفی و نمایش جدید ترین محصولات خودش میپردازه از آيفون و آيپد و مک تا محصولات نرم افزاری مثل تی وی پلاس.امسال بخش اول این رویداد با معرفی اپل ارکید توسط خانوم ان شروع شد نرم افزار اپل ارکید که سرویس اشتراکی گیمینگ هست برای سیستم های کامپیوتری آیپد و ایفون با قیمت ۴.۹۹ دلار عرضه خواهد شد و البته با یک ماه استفاده رایگان بخش دوم این برنامه به تی وی پلاس و اولین سرویس اشتراک فیلم اپل اختصاص داده شده بود. اپل تی وی پلاس هم که سرویسی شبیه نت فیلکس و سایر سرویس های اشتراک فیلم هست  با قیمت ۴.۹۹ دالر و یک هفته امتحان رایگان به تاریخ اول نوامبر سال ۲۰۱۹ عرضه خواهد شد.بعد از ارکید و تی وی پلاس نوبت رسید به محصولات سخت افزاری و در اولین بخش از این ارایه آیپد جدید اپل معرفی شد. آیپد جدید اپل با قیمت  ۳۲۹ دلار عرضه خواهد شد.محصول بعدی و شاید بشه گفت گل سر سبد محصولات شب گذشته نسل پنجم اپل واچ با قابلیت های جدید و طراحی زیبای خودش بود. قیمت نسل جدید اپل واچ ۳۹۹ - ۴۹۹ دلار و در بیستم سپتامبر ۲۰۱۹ دردسترس قرار خواهد گرفت.   از ویژگی های این محصول میشه به روشن بودن دایم صفحه نمایش اشاره کرد.و در اخیر هم برنامه با معرفی آیفون ۱۱ آيفون ۱۱ پرو و آیفون ۱۱ پرو مکس به پایان رسید.قابل ذکره که قیمت آیفون ۸ و آيفون XR  به مبلغ ۱۵۰ دلار کاهش یافته.خوب این بود خلاصه ای از آنچه که در رویداد ۲۰۱۹ اپل گذشت :))نظر شما چیه ؟ شما هم بامن موافقید که طراحی آیفون ۱۱ افتضاحه ؟ </description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Thu, 12 Sep 2019 11:02:57 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فریلنسری یا .....</title>
                <link>https://virgool.io/Freeland/freelancering-or-what-kkqoujilgo3x</link>
                <description>همیشه وقتی بحث فریلنسری میشه تصویری از مردی با ریش بلند و عینکی دایره ای مانند به ذهن خیلی هامون میاد گاهی هم زنی شاد با لباس های رنگی ولی جدی تا به حال فکر کردید یه پسر بچه شانزده ساله داره تولد دومین سال فریلنسر بودنش رو جشن می گیره ؟امروز اینجا میخوام از تجربه فریلنسری خودم بگم فریلنسری برای هرکسی یه داستانی داره و داستان من اینه حدودا ساه سال از آشنایی من و برنامه نویسی میگذره و توی این سه سال چیزهای زیادی یاد گرفتم و چیزهای هم ساختم و شاید موفقیت های هم داشتم ولی شاید عجیب باشه اگر بگم همه این ها رو از فریلنسری دارمیه پسر بچه سیزده ساله بودم که برای اولین بار html رو شناختم روزهای که توی مدرسه فوقش paint رو یاد میگرفتیم یا که خیلی پیش میرفتیم word رو هم میشناختیم همین روزها بود که من شروع کردم به برنامه نویسی و ساختن چیز های که بشر رو کمک کنه و دنیا رو جای بهتری بسازه وشاید هم در همین روزها بود که با پدیده ای مهملی آشنا شدم به نام قانون کار . گاهی وقتا با خودم می گفتم جدی؟ یه یعنی چون زیره هجده سالم نمیتونم کار کنم ؟ یک سال گذشت و من هنوز نمیتونم برم یه شرکت و بگم : کارمند میخواین ؟من کلا با سرگرمی های بچه گونه حال نکردم  سرگرمی من این روزها این بود که برم سایت های کاریابی و اپلای بدم برای موقعیت های شغلی و شب خواب ببینم که دارم پشت میز با عینکی دایره ای و تیشرت سفید کد میزنم و وقتی جایی ایرور میگیره کامپیوترو میزنم به زمین و عصبانی میشم آمدن من به مالزی منو امیدوار میساخت که اینجا میتونم کار کنم میتونم توی یه محیط واقعی باشم و بگم که چیزی کم ندارم و یا شاید هم میخواستم اثبات کنم بچه نیستم ولی زهی خیال باطل درست حدس زدید اینجا هم چیز محملی دارن به نام ( زیر هجده ... )‌ یک سال داره میگذره و من هنوز حتی یه پروژه هم انجام ندادم تا اینکه با چیزی آشنا شدم به نام ( فریلنسرینگ )‌با جستجو توی اینترنت اولین چیزی که دیدم پونیشا بود سریع ثبت نام کردم رزومه ساختم و دنبال کار می گشتم :) شاید من بعد از سه سال هنوز از پونیشا هیچ پروژ ای نگرفته باشم ولی اون شروعی بود برای اینکه فریلنسر بشم پروژه بگیرم بدون اینکه سنم مهم باشه کار کنم در حالیکه درسم ام رو تحت تاثیر قرار نده و در کنار تمام این ها مثل یه پسر بچه توی خونه باشم و دور از دنیای بزرگترا کارای بزرگترا رو انجام بدمدو ساله از فریلنسری من میگذره پروژه های زیادی کار کردم  چیزهای زیادی یاد گرفتم و الان بعد دوسال دارم فکر می کنم فریلنسری یه حق بزرگی بر گردن من داره که ادا کردنش آسون نیستپ ن پ :‌ فریلنسری برای من فرشته نجات بودپ ن پ ۲ :‌ و شاید هم همین فریلنسری دلیل بشه تا برای اولین بار برم ایران ? ( اشاره به همایش فریلند )و در اخیر :میگم فریلند مهمان خردسال نمیخواد ؟ : دی</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Wed, 07 Aug 2019 07:18:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>افسردگی بعد از تماشای فیلم؟! ?</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-r6brdfafkrdh</link>
                <description>در صورتی که فصل ۱ -۲ و ۳ stranger things را ندید لطفا این مطلب را ترک کنید چیزهای عجیب ( stranger things ) را تماشا کنید و دوبار بازگردید ?https://www.netflix.com/title/80057281در کل فیلم و یا مجموعه های تلویزیونی معمولا برما تاثیر میگذارند بعضی وقت ها باعث گریه میشن بعضی وقت ها باعث خنده و شادی گاهی باعث هیجان های بیش از حد و گاهی هم باعث افسردگی و ناراحتی شاید جالب باشه اگر بدونید خیلی از کسانی که این نوع افسردگی را تجربه کردند میگن سریال ها و فیلم های شاد باعث این افسردگی شده ?شاید خنده دار باشه شاید هم عجیب ولی همانطور که خیلی از ما بعد از تماشای یک فیلم غمگین به گریه می افتیم خیلی ها هم بعد از تماشای یک فیلم یا سریال دچار افسردگی میشیم بعد از تماشای مجموعه stranger things ( چیز های عحیب ) من سخت احساس پوچی و خالی بودن کردم احساسی خیلی عجیب که شاید هیج گاه و در هیچ جای دیگری تجربه نکردم. این احساس احساس غمگینی نبود ولی احساس خوشحالی هم نبود.دقیق که میشدم میدیدم خودم هم نمی فهمم چی میخوام ذهنم سخت مشغول شده بود مشغول به چیزهای که خودمم هم نمی فهمیدم چی هستن :)) اصلا نمی فهمم مشغول چی هست ولی می فهمم مشغوله فردا سر کار حتی یک ساعت هم درست کار نکردم انگار چیزی ذهنم را آزار میداد انگار چیزی میخواست که نداشت من معمولا آدم امیدوار و خیال پردازی ام چه بسا خیلی از آرزو های بزرگ و غیر ممکن را هنوز باور دارم و همین هم تا الان کلید پیروزی ام در برار خیلی چیز ها بود همین امید داشتن همین وعده دادن انگار همیشه به خودم وعده میدم که که به خواسته هام میرسم ولی در مورد این قضیه متفاوت بود انگار چیزی را میخواستم که ناممکن بود چیزی که خودم هم قبول کردم نا ممکنه انگار احساس ضعف می کردمگاهی با خودم میگم چرا در مدرسه هاوکینس در نخواندم یا گاهی میگم چرا دوستانی مثل ول و داستین ندارم یا شاید هم میگم چرا کسی مثل ال اینجا نیست یا از اون لبخندای که مایک میزد همه این های چیز های بود که میخواستم چیزهای که هرگز نداشتمکمی که واقعی تر فکر می کنم میبینم شاید هم میخواهم بازیگر شم یا گاهی اوقات فکر می کنم عاشق ال شدم  ? ?  و همه این ها ناممکن بود نمی فهمم چه کار باید بکنم تمام فصل های stranger things در دو روز تمام شد انگار چیزی از من با او رفته و میخوام دنبالش برم بگیرمش و خودم رو دوباره کامل کنم من آدم سابق نیستم مثل هر آدم افسرده ای از زندگی لذت نمیبرم انگار گم شدم هدف های که شاید سال ها آرزویشان می کردم برایم پوچ و بی مفهوم شدن و همه برای تماشای یک سریال ؟؟؟؟ گاهی آرزو می کنم کاش هرگز نمیدیدمش آٰرزو می کنم کاش اشتراک نت فلیکس نخریده بودم یا کاش هرگز سه شنبه مراسم تاجگذاری نمی بود و من تعطیلی نمیداشتم و هنوز که سه روز از تماشای این سریال میگذرد من هنوز بی میلم بی میل به همه چیز حتی Peaky blinders هم نتوانست این افسردگی را دور کرد نمیدونم شاید باید منتظر فصل چهار باشم یا شاید هم اصلا خودم رو به دار بزنم وخلاص شم  :))) ولی جدی چجوری یه سریال میتونه اینجوری آدم رو داغون کنه ؟ بزارین واضح بگم اگر شما هم این افسردگی رو دارید مطمین باشید اتفاقی یا شخصی در زندگی تان بوده که ارتباطی عمیق با وقایای این فیلم داره چیزی که شمارو به این باورمند می کنه که این فیلم حقیقته وگرنه هیچ مدرسه ای جشن رقصش مثل جشن مدرسه هاوکینس نیست یا شاید هیچ افسر پولیسی مثل هوپر نباشد ولی شما باور مند شدید که این فیلم حقیقته و اینه که شما رو اذیت می کنه و احساس افسردگی می کنید. شاید این ارتباط در قسمت های اخیر فصل چهار باشد جایی که مکس با ال حرف میزند یا جایی که ال به قولی مایک را رها می کند یا هرجایی دیگر یا هم شما روزی روزگاری به صورت کسی چنان لبخند میزدید که مایک بر صورت ال این فقط در مورد این سریال نیه شاید هر سریال دیگری برای شما این حس رو دست بده از من میشنوید زیاد بهش فکر نکنید علی الخصوص اگر همسن منید چون با فکر کردن خودتون رو اذیت میکنین میرین در باره بازیگرا میخونین و میبین که ال و ول در دنیای واقعی هم باهم دوستای صمیمی هستن یا میبینین ال فقط سیزده ساله ش و اینجوری میشه که بیشتر احساس پوچی می کنید و اون افسردگی رو تبدیل به یک افسردگی جدی می کنید من هنوز راه های زیادی پیدا نکردم که این افسردگی رو رفع کنم همین الان هم بعید میدونم امروز حتی یک ساعت کار کنم ولی راه های که تا به حال پیدا کردم اینا بوده :دوباره کل سریال رو ببینید برید و مصاحبه ها و پس زمینه ها رو ببینید در مورد فیلم بیشتر بخونید ولی دو چیز از همه مهم تره اولی این که :ولش کنین خودش درست میشه باور کنین بعد یک هفته یا دو هفته خودش درست میشه و شما میشید اون آدم شاد سابق این دنیا جای خوبی نیست و ذهنتون خسته س پس بهش حق بدید که گاهی آرزو کنه و توی اون آٰرزو ها غرق بشه و دوم این که : شما تنها نیستید باور کنید شما تنها مجنونی نیستید که این حس مهمل رو داره فقط کافیه برید یه سرچ ساده بزنید تا بدونی خیلی آدما مثل شمان پس شما دیوونه نیستین توی urbandictionary.com یک مکالمه ساده هست که میگه :Tom: Joe... I feel like I have to talk to someone... I wish I told you  earlier but I&#x27;m suffering from Post Stranger Things Depression. Joe: Tom , you shouldn&#x27;t have to be afraid to talk about it. Any  sane person who&#x27;s watched the show will feel the same way. I&#x27;m afraid  I&#x27;m suffering too. I&#x27;m sorry for not telling you before. Tom: Joe.. you too? I don&#x27;t believe it. I&#x27;ve finally found someone to talk to! Joe: Buddy, why don&#x27;t we take the day off work and and watch Stranger Things, while pumping 80&amp;amp;#x27;s music and eating Eggo&amp;amp;#x27;s? Tom: Sounds tubular dude. Sounds tubularپس حرف بزنید و به اطرفیان تون بگید. یا اصلا بیاین و به ما بگین همه با هم به این حس مهمل مون بخندیم و شاد باشیم :)) توی لینک زیر منتظر تونیم https://t.me/strangerthings_depressedدر اخیر هم یک چیز یادتون نره : شاد باشید و بخندید و برقصید که امشب سر هرکوچه خدا هست.</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Thu, 01 Aug 2019 08:22:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید مطالب من در سال ۹۷</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B7-tj8tspnmn52k</link>
                <description>من در سال گذشته، در مجموع ۱۴ مقاله در ویرگول منتشر کردم. در طول این سال مقالات من ۹۸ مرتبه لایک شدند و ۴۰ نظر نیز بر روی آن‌ها ارسال شد. با مطالعه این مقالات، ۱۲۶ نفر تصمیم گرفتند تا من را در ویرگول دنبال کنند تا از مقالات بعدی من باخبر شوند.مخاطبیندر طول این سال، مقالات من توسط ۱۰,۴۷۶ نفر در ویرگول مطالعه شده است. مدت زمانی که این افراد در حال مطالعه‌ی آن‌ها بوده‌اند برابر با ۵۵۴,۴۰۷ ثانیه است. اگر فرض کنیم در حال حاضر جمعیت ایران ۸۰ میلیون نفر است، این یعنی من توانسته‌ام سرانه مطالعه کشورم ایران را ۰/۰۰۶۹۳۰ ثانیه افزایش دهم. شاید بتوانیم این عدد را به «اثر پروانه‌ای» تشبیه کنیم؛ چرا که هر کدام از نویسندگان در ویرگول توانسته‌ایم عددی کوچک را به سرانه مطالعه کشور اضافه کنیم اما مجموعِ تک تکِ این اعداد، یک عدد بزرگ شده است. من در کنار سایر کاربرانِ ویرگول توانستیم در سال ۹۷، سرانه مطالعه ایران را ۴/۱۲۲۳۴۳ ثانیه افزایش دهیم.می‌توانیم برای سال ۹۸، اتفاقات بزرگتری را رقم بزنیم.ویدیوی آمار مخاطبین من را ببینید: https://cdn.virgool.io/annual-report-97/ntplvyornwve-o9Za.mp4 </description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2019 11:41:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>24 حوت و داستانی که پایان ندارد .....</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/24-%D8%AD%D9%88%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-du4mlws674m2</link>
                <description>سال 1357 ، بیست و چهار حوت ( اسفند )صبحگاه پنجشنبه ، چند روزی مانده به سال جدید و بوی بهار هم میرسد .......هرات غرق در سکوت است و کودکان هم خسته از مکتب منتظر جمعه اند مسجد ها باز میشوند و ملا صاحب ها هم شاد از گرفتن پنجشنبه گی های خود ولی این سکوت سکوت هر روزه نیست گویی آرامشی ست قبل از طوفان و یا هم. اصلا ببینم چرا دل شهر اینقدر گرفته است؟ چرا درختها برای استقبال از بهار آماده نمیشوند؟ اصلا ببینم چرا نان با آملت مان اینقدر طول کشید ؟ ننه ، ننه ، نننننه چرا نان نمی آوری جان مان کفید از گشنگیبابایت رفته بیرون باش که بیاید باز نان میخوریم بابا رفته بیرون ؟! چرا ؟ او که عادت نداشت قبل از نان صبح بیرون برود ؟ یا که شاید هم رفته نان بخرد ولی ... نان هم که داریم انگار حس عجیبی  دارم انگار یکی میگوید برو انگار چیزی کم است انگار اتفاقی افتاده است اتفاقی شاید ناگوار نه اصلا اینها چه حرف های ست حتما این استرس به خاطر فوتبال دیروزمان است آخر باز دیگر به جان هم افتادیم ههههههههه ولی چرا بابا هنوز نیامد؟ ناصر ناصصصصر بلی؟! پدرت خانه هست؟نه از صبح بیرون رفته جمعه ( جمعه گل برادر بزرگتر ناصر ) ره ها با خود بردهیعنی کجا شاید رفته باشند؟ سکوت هنوز همان سکوت است ولی نمی دانم مادرم چرا نا آرام است نمی دانم چرا هی با دخود دعا میخواند .اصلا چه شده؟ یا شاید هم یا شاید عسکر ها پدر را گرفتند؟ ما که از کشور و دولت هم چانس نیاوردیم نه از آن حکومت قبل و نه هم از  این تره کی وطن فروش آخر میگویند کشور را فروخته است من که نمی فهمم ولی هرچه باشد ارزان نفروخته است آخر فکرش بکن چندین هزار کیلومتر زمین را به چند میفروشند؟ اصلا تصورش هم سخت است صبحگاه پنجشنه بیست و چهارم حوت سال 1357 اندکی از صبح میگذرد که کوچه ها پر میشود از آدم ، مردم سرازیر میشوند به سرک ها و فریاد می کشند مردمانی به چوپ  و کلنگ ، بوی جنگ می آید و انگار کسی به قبیله ای توهین کرده یا شاید هم باز دعوای ناموسی باشد ولی این بار فرق دارد آخر همه هستند همه ولسوالی ها همه اقوام حتی شهر نشین های نازدانه هم هستند آخر شما را چه به چوب و کلنگ شما بروید روزنامه تان را بنویسید هههههههه عجیب ست ولی چرا؟ مردم شعار میدهند :الله اکبر ، الله اکبر صدای شلیک به گوش میرسد، باز شلیک باز شلیک ، شلیک ، شلیک ناصر ناصر ناصصصصر ناصر کجا رفت انگار کسی نیست باش ببینم و ارتش سرخ کمونیست ( شوروی ) با همکاری حکومت وقت افغانستان آتش بر روی مظاهرات کننده گان کشیده است و مردم آماج شلیک ها قرار گرفته اند ، تانک ها به حرکت در میاید و شلیک..... زمان میگذرد و هنوز مردم با چوب و کلنگ آنطرف هم با تانک و مسلسل مردم پخش میشوند عده ای به کوچه ها پناه میبرد عده ی به دکان ها و عده ای هم فرش زمین شدند ولی هنوز مردم باز نگشته اند هنوز کسی کلنگش را رها نکرده است هنوز کسی نا امید نگشته است و هنوز که هنوز است کسی از صدای تانک نهراسیده است مردم گروه گروه حمله می کنند و تانک هم گروه گروه را با یک ضربه تمام می کند  و انگار حکایت سنگ است مقابل تانک حکایت فریاد مقابل بمب حکایت امید مقابل ظلم ، جمعیت تمام شدنی نیست تانک ها شلیک می کنند و مردم شعار میدهند : الله اکبرمادران منتظر فرزندان شان و همسران منتظر شوهر هایشان رادیو به دست ایستاده اند رادیو میگوید قیام شکست خورد و مهین مان هنوز سربلند است ولی چه متجاوزینی از مادر میپرسم متجاوز یعنی چه میگوید یعنی کسی که به حرف نمی کند کسی ....... در کل به هرکه انسان خوبی نباشد می گویند متجاوز. انگار میخواست من را ساکت کن :)ساعت ها میگذرد مادر دیگر طاقت ندارد ، با خودش کلنجار میرود تا اینکه داس مان را برمیدارد و چادر به سر به سرک میدود ، مادرم تنها نبود تقریبا همه زنان همسایه رفته بودند شب در حال آمدن بود هنوز آتش و شلیک و فریاد تنها فرق صبح با الان آمدن هواپیما ها و موشک های شان بود که مردم به قول خوشان متجاوز را زیر آماج گرفته بودندشب گذاشت و دوباره روزی جدید رقم خورد دوباره آفتاب طلوع کرد و جمعه فرا رسید ولی این جمعه فرق داشت این جمعه به جای آملت و شیر گلوله خوردیم این جمعه به جای رفتن به فوتبال به جنگ رفتیم این جمعه فرق داشت این جمعه سرخ تر از جمعه های قبل بودبیست و پنجم حوت مردم دوباره به سرک ها بازگشتند و ارتش هم شروع کرد به کشتار، خوب رسید که مردم قسمتی از هرات را گرفته اند و مردم ولسوالی ها و اطراف هم شروع کردن به اعتراض و فرمانده های هم بیشتر شدند کسانی مثل صفی الله افضلی و عبدالله جان حوض کرباسی در میان این تظاهرات کننده گان بودند.تظاهرات ادامه داشت ..... مردم از آزادی میگفتن و ارتش هم با شلیک جواب میداد دو روز گذشت و روز سوم هم به همین شکل ادامه داشت با این تفاوت که مردم کم کم مسلح شده بودن ، روز چهارم و سر انجام روز پنجم پایان  شوروی حملات هوایی را افزایش و این بمب ها بودند که در آسمان میرقصیدند، و به این ترتیب روز پنجم پایان این تظاهرات بود.تظاهرات تمام شد و مردم باز گشتند ولی با هزاران در هزار جنازه سر و صدای شلیک گلوله تمام شد و لی تازه سر و صدا و شیون مادران شروع شد ما بچه ها هنوز نمی فهمیدیم چی شده گفتند پدرت رفت و این یعنی چه ؟؟؟صحنه ی از روز بیست و چهار حوت در نمایشگاه ( منظر جهاد )و تا به حال هم نمی فهمیم آخر برای چه؟ برای اینکه گفت دوست دارم آزاد باشم؟ چرا کسی صدای بلند نکرد چرا کسی نگفت او آزادی خواه بود؟بیست از بیست و چهار هزار کشته شدند چرا کسی ارتش سرخ را متهم نکرد؟چرا هیچ سازمان بین المللی خبری از ما نگرفت؟و هزاران چرای دیگر ........وقتی میگویم اینها فقط فریاد دموکراسی میزنند یعنی چه؟ یعنی اینکه آن بیست و چهار هزار نفر هم انسان بودند آن ها هم شهروند و حق اعتراض داشتند حق اعتراض به هرچیزی که در مملکتشان بود پس اعتراض کردند اعتراض شان به آب و نان و برق نبود اعتراض شان به اساسی ترین حق زندگی شان بود آنها خواستار آزادی بودند و جواب شان گلوله بود تا اینکه سالهای سال بعد از آن رویداد رییس جمهور کشوری که ادعای دموکراسی دارد بیاید و بگوید روسیه حق داشت در افغانستان بجنگد ......فراموش نکنیم که بیش از بیست هزار خانواده عزا دار شد.منظره ای از گورهای دسته جمعه و جنازه های که تا هنوز گمنام اندقیام بیست و چهار حوت برای ما های بعد از آنان فقط یک قیام نیست یک سبک زندگی ست قیام بیست و چهار حوت به ما خیلی حرف ها فهماند حرف های که شاید هرگز در هیچ مدرسه و دانشگاهی یاد نگیریم.بیست و چهار حوت سر آغازی به نه گفتن علیه استعمار قیام بیست و چهار حوت به ما فهماند که ارزش آزادی مان چقدر است. بیست و چهار حوت یکی از هزاران حکایت جنگی بود که بر ما تحمیل شد . ولی الان بعد از سالهای سال یکی میاید و میگوید شما نفهم بودید یکی میاید و میگوید شما به جنگ چنگ زدید یکی میاید میگوید شما ...... بلی ما نفهم بودیم که کشورمان را نفروختیم ما نفهم بودیم که برای ناموس مان جنگیدیم .حق باشماست عزیز ما نفهم بودیم که از اروپا به کشورمان برگشتیم فقط به این دلیل که بگیم ما هنوز عاشق این کشوریم . ما نفهم بودیم که از زبان مون دفاع کردیم و هنوز که هنوز است با این همین خط فارسی مینویسیم : بابا آب دادگفتنی ها زیاد است و مجال کم ولی همین کافی که ما بیست و چهار حوت های زیادی را پشت سر گذراندیم تا امروز بگیم افغانیم تا امروز با افتخار بگیم از سرزمینی هستیم که هیچ وقت تن به استعمار ندادیم.و آنها جنگیدن تا مبادا روزگاری فرزندان شان از طعم آزادی محروم شوند.یاد و خاطره ی تمامی شهدا ی افغانستان گرامی باد.</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Fri, 15 Mar 2019 15:06:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه آنچه که در آنپکد 2019 گذشت !</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A2%D9%86%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%86%D9%BE%DA%A9%D8%AF-2019-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-i3x9lyctq6zx</link>
                <description>این مقاله اولین بار در وبلاگ راشد عبیدی منتشر شده است.شب گذشته سانفرانسیسکو شاهد رویدادی بزرگ و هیجان انگیز بود.این‌رویداد مسمی به آنپکد همه از ساله از طرف سامسونگ برگزار و از جدیدترین محصولات این شرکت در آن رونمایی میشود.و لی امسال این رویداد به مناسبت ده ساله شدن سامسونگ مهم تر از رویداد سال های قبل بود.درست ده سال قبل در چنین روزی سامسونگ اولین گوشی هوشمندش را عرضه کرد.والان ده سال از آن میگذرد.اولین بخش از این رویداد اختصاص داده شده بود به نوآوری جدید سامسونگ یعنی گوشی تاشو.این تلفن همراه مسمی به گلکسی فولد در حالت عادی دارای صفحه نمایش ۷.۳ اینچی و در حالت تا شده دارای صفحه نمایش ۴.۶ اینچی می باشد. بعد از گلکسی فولد نوبت رسید به خانواده گلکسی اس.امسال سامسونگ چهار گلکسی اس جدید عرضه عرضه کرد. گلکسی اس10 پلاس ، گلکسی اس10 ، گلکسی اس10 ای و گلکسی اس 10 5 جی گوشی های بودند که سامسونگ از آن ها رونمایی کرد.سامسونگ گلکسی اس10 پلاس ( +Galaxy S10 ) با :1 ترابایت حافظه اصلی16 گیگابایت رم صفحه نمایشگر 6.4 اینچیالبته با قیمت نا چیز :) فقط 999 دلارسامسونگ گلکسی اس10 ( Galaxy S10 ) با : 128/512 گیگابایت حافظه اصلی 8 گیگابایت رم صفحه نمایشگر 6.1 اینچیبه قیمت 899 دلارولی خوب همه که توان خرید این تلفن های گرانقیمت را ندارند.به همین دلیل این شرکت گوشی ارزان تر با مشخصات پایین تری را نیز عرضه کرد. این گوشی سامسونگ گلکسی اس 10ای نام دارد.سامسونگ گلکسی اس10ای ( Galaxy S10e ) با : 256 گیگابایت،یا 128 گیگابایت حافظه اصلی 6/8 گیگابایت رم صفحه نمایشگر 5.8 اینچیقیمتی ارزان تر نسبت به دو گوشی گلکسی اس 10 دارد. این تلفن همراه به قیمت 749 دلار به بازار عرضه میشود.سامسونگ در کنار رونمایی از گلاکسی اس ۱۰ پلاس و گلکسی ای ۱۰ ای مانوری داشت بر روی دستاورد جدیدش یعنی 5G این نسل جدید از اینترنت تا بیست برابر پر سرعت تر ای انترنت ۴G می‌باشد.سامسونگ تلفن همراهی هم برای کسانی که عاشق سرعت هستند تولید کرده است این تلفن که گلکسی اس فایف جی نام دارد اولین تلفن همراهیست که از انترنت ۵ جی پشتیبانی می کند. بعد از گلکسی ای ۱۰ سامسونگ به سراغ رونمایی از محصولات پوشیدنی اش رفت : سامسونگ واچ اکتیو ، سامسونگ فیت و سامسونگ بادس محصولات پوشیدنی بودند که سامسونگ از آنها :سامسونگ واچ اکتیو ( Samsung Watch Active ) : دلار 199سامسونگ فیت ( Samsung Fit ) : دلار 99سامسونگ بادس ( Samsung Buds ) : دلار 129  آخرین محصول هم تبلت 5e بود قیمت این تبلت : 399 دلار و تا 6 اپریل برای فروش به بازار عرضه میشود.و در آخر هم سخنانی بود از بنیانگذاران و مدیر عاملان شبکه های اینترنتی که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت برای استفاده از گلکسی اس ۱۰ فایف جیاین تمام آنچه بود که در رویداد آنپکد ۲۰۱۹ گذشت.​ این نوشته  در وبلاگ راشد عبیدی : http://rashidobaidi.com/samsung-unpacked2019/ </description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Sat, 23 Feb 2019 18:48:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیت کوین به زبان آدمیزاد</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/bitcoin-wziggosilg2i</link>
                <description>بیت کوین چیست ؟ چگونه کار می کند ؟ به چه دردی میخوره ؟  اصلا که چی ؟ ? این نوشته را در وبلاگ راشد عبیدی هم میتوانید بخوانید : http://rashidobaidi.com/what-is-bitcoin/ اینها سوالاتی اند که هر روز به ذهن بسیاری از ما خطور می کنند و بعضی از ما ( مثل من ) شاید هر روز این سوالات به گوششان برسد و در به در به دنبال جواب بگرند و در آخر هم با جواب های بی در و پیکر به هرچی دانشنامه و وب سایت لعنت بفرستند  خوب که چی؟ چرا باید یه قضیه رو پیچیده کنیم؟ توی این نوشته سعی کردم تا حدی که خودم از این جواب های بی در و پیکر فهمیدم رو به زبان عادی توضیح بدم باشد که بدانیم!بیت کوین چیست؟ارز دیجیتال تعریف ساده ای از بیت کوین داره که میگه : به زبان ساده، بیت کوین، یک ارز و پول دیجیتال و همچنین یک شبکه برای پرداخت‌های مستقیم و بدون واسطه است. خیلی ساده بیت کوین یه ارزه مثل هر ارز دیگه ی که میشناسیم مثل افغانی مثل تومان مثل دلار مثل یورو مثل هر ارز دیگه ی فقط چند فرق کوچولو با ارز های معمولی که باهاش آشناییم داره و این اینکه :بیت کوین ارز دیجیتالهنمی خواد پیچیده کنید فقط بفهمید که بیت کوین یه ارز فیزیکی نیست یعنی چیزی نیست که بشه لمسش کرد یا دیدیش اگر باز هم براتون سخته بزارید مثالی بدم :شما یک ده افغانی دارید : ده افغانیاین پول رو میبینید و لمس می کنید و توی کیف پولتون هم شاید ذخیره کنید ولی بیت کوین اینجوری نیست شما بیت  کوین رو دارید ولی نمی تونید ببینید یا لمس کنید درست مثل یه حساب بانکی که توش پول دارید و پول هاتون رو نمی بینید.بیت کوین غیر متمرکز هستغیر متمرکز یعنی اینکه شخص خاصی کنترلش نمی کنه هیچ بانکی وجود نداره که کنترلش کنه یا هیچ کشوری کنترلش نمی کنه بهتر بگم بیت کوین هیچ مالک خاصی نداره به عنوان مثال تومان تومان توسط بانک مرکزی ایران اداره میشه و در حقیقت دولت ایران مالک تومان هستش و اون رو کنترل می کنه به همین دلیل تومان فقط مال ایرانهولی بیت کوین نه بیت کوین توسط هیچ بانک یا کشوری اداره نمیشه در حقیقت تمامی کاربران بیت کوین بیت کوین رو اداره می کنند و مالکش هستند ( در ادامه بیشتر میفهمید )معاملات بیت کوین همتا به همتا ستاین یعنی شما برای معامله بیت کوین هیچ واسطه ی ندارید به عنوان مثال :من اگر خواسته باشم از مالزی پولی رو به افغانستان ارسال کنم یا از افغانستان پولی رو به مالزی ارسال کنم به یک واسطه نیاز دارم این واسطه بانک ها هستند البته این قضیه به گزینه دوم بر میگرده که چون شخص خاصی مالکش نیست پس نیازی به واسطه هم نداره یعنی من اگر خواسته باشم ده هزار بیت کوین (  ? فکر کنم محال باشه  )  رو به حساب خالد بریزم لازم نیست برم بانک و یه فرم پر کنم و ارسال کنم حتی لازم نیست بانک اطلاع داشته باشه  از این معامله و انتقال پول چون اصل به بانک ربطی نداره که من چی رو با کی معامله کردم :) و نه تنها به بانک که به هیچ کسی ربطی نداره که من ( راشد عبیدی )  پولی رو به کسی به نام خالد عبیدی ارسال کردم .پس هیچ واسطه ی وجود نداره این سه گزینه تفاوت های اساسی بیت کوین با ارز های فیزیکی که میشناسیم هستشپولی اینجا چند تا سوال به وجود میاد :اینکه خوب که چی؟ اصلا مگه بیت کوین امنه؟ وقتی کسی کنترل نکنه پس چجوری میتونه امن باشه؟ چجوری هرج و مرج به وجود نمیاد؟ اصلا کی بیت کوین رو میسازه ؟پس میریم تا این سوالات رو برطرف کنیم بلی بیت کوین امنه چون از بلاک چین استفاده می کنه و در اصل با بلاک چین معاملات خودش رو کنترل می کنه ول خوب بلاک چین چی هست؟میتونیم بگیم بلاک چین روشی برای کنترل اطلاعات هست با این فرق که در بلاک چین همه به اطلاعات دسترسی دارند بذارید  مثال بزنم :به عنوان مثال معاملاتی که در افغانستان صورت میگیره رو کی ذخیره می کنه و کی کنترلش می کنه؟ اگر من ده ملیون افغانی رو از افغانستان خارج کنم یا حتی اگر من این پول رو به حساب دیگری برزیم و یا برداشت کنم کی این رو چک می کنه و اگر بهتر بگم کی میدونه که راشد ده ملیون پول رو از حساب خودش به حساب راشد عبیدی ارسال کرده؟ خوب معلومه بانک مرکزی و بانکی که من باهاش معامله کردم و نه هیچ کسی دیگه ی پس فقط یک یا چند شخص یا شرکت به این اطلاعات دسترسی دارند و این مشکلات بسیاری رو به بار میاره به عنوان مثال اگر اختلاسی بشه آیا من میدونم این فاسد یا بهتر بگم خاین کیه؟ به نظر شما اگر وزیری یا حتی رییس جمهور و یا نخست وزیر چنین اختلاسی کنه دولت حاضر میشه استعلام بانک رو به همه مردم بده؟ مطمینا نه و این قضیه فقط برای افغانستان و فلان و فلان نیست تقریبا در همه جای دنیا همینه و به همین دلیل مفسدین و اختلاس گرا آزاد میگردن ولی بلاک چین اومد و این موضوع رو حل کرد چجوری؟ این که همه یک کپی از این معاملات داشته باشن اینجوری اگر دولت ها خواسته باشن هم نمی تونن مخفی کنند چرا چون من و تو و او همه میدونیم و میتونیم ببنیم چه معامله ی شده درست مثل این میمونه که کسی وسط شهر مواد بکشه خوب همه میبینن و سخته انکارش کنه الان بیت کوین هم از این بلاک چین برای ثبت معاملات ( تراکنش ها ) استفاده می کنه ولی با حفظ حریم خصوصی چجوری؟ مگه ممکنه؟ ?  آره ممکنه بذارید بگم چجوری؟وقتی من یه پولی رو به خالد میفرستم در حقیقت یک پولی رو از حساب خودم به آیدی خالد فرستادم خوب الان اینجا بیت کوین میگیره یه بلاک حاوی این اطلاعت میسازه :پولی که رد و بدل شده که همون تعداد بیت کوینههش خاصه بلاک هش بلاک قبلیهش یعنی رمز :) هش یعنی چند کاراکتر درهم و برهم که معمولا انسانها نمی تونند به سادگی بخوننش برای مثال : e0d123e5f316bef78bfdf5a008837577این یه هشه مجموعی از اعداد و نوشته ها و  شاید هم علامات که برنامه نویسا ایجاد می کنند لازم نیست بیشتر بدونین فقط بدونین که هش یه رمز ولی کمی سخت تر از رمز ایمیل من و شما :)پس چی شد؟ گفتیم که هر بلاک هش مخصوص خودش رو داره و در حقیقت همون هش یعنی نام اون بلاک و این هش در اصل همون اطلاعات معامله رو در خودش داره پس اگر اطلاعات یک معامله ( تراکنش ) تغییر کنه این هش هم تغییر می کنه و چون بلاک بعدی هش این بلاک رو داره و این بلاک هشش تغییر خورده پس بلاک بعدی نمیتونه به این بلاک متصل بشه و این بلاک تایید نمیشه :) به همین سادگیگزینه بعدی هم اطلاعات مربوط به معامله هست که توی بیت کوین همون تعدا بیت کوین هستو آخرین گزینه هم هش بلاک قبلی ست یه بلاک ساده همونطور که گفتیم هر بلاک با بلاک قبلی خودش متصل میشه و میشه یه چیزی مثل این :زنجیره ای از بلاک هاپس الان تصور کنید اگر یک هکر خواسته باشه یه معامله رو تغییر بده چه اتفاقی میوفته؟ به مثال زیر توجه کنید :بلاک یکهش بلاک قبلی : fdfdsfdsfdsf4565663اطلاعات معامله : 10 بیت کوینهش این بلاک :10BTChrبلاک دو هش بلاک قبلی :10BTChrاطلاعات معامله :30 بیت کوینهش این بلاک : 30BTCafgjlبلاک سه هش بلاک قبلی :30BTCafgjlاطلاعات معامله :3.5 بیت کوینهش این بلاک : 3.5BTCirkkخوب در بالا مه سه بلاک داریم که هر بلاک توسط هش خودش به بلاک بعدی و هش بلاک قبلی با بلاک قبلی متصله پس الان اگر من به خواسته باشم معامله اول رو دستکاری کنم چه اتفاقی میوفته؟ به عنوان مثال میخوام این ده بیت کوین رو تغییر بدم به 5 بیت کوین یعنی بگم من بیت کوین معامله کردم باید چیکار کنم؟ خوب معلومه من میرم و این 10 بیت کوین رو ویرایش می کنم به 5 بیت کوین الان چه اتفاقی میوفته؟ گفته بودیم که هش هر بلاک شامل اطلاعات معامله اون بلاکه پس هش بلاک اول اینه :10BTChrالان اگر من اطلاعات معامله رو ویرایش کنیم یعنی 10 بیت کوین &gt;&gt; 5 بیت کوینهش به طور خودکار تغییر میخوره چون هش شامل اطلاعات بلاک پس هش میشه چیزی مثل این :5BTChrخوب که چی؟ شاید بگین شد و خلاص نه عزیز من :) از اونجای که هش اول این بلاک توی بلاک دو ثبت پس با تغییر هش این بلاک بلاک تو نمیتونه بفهمه که این هش مال کیهبه مثال زیر توجه کنید :بلاک اول :هش بلاک قبلی : fdfdsfdsfdsf4565663اطلاعات معامله : 10 بیت کوین هش این بلاک : 10BTChrبلاک دو :هش بلاک قبلی : 10BTChrاطلاعات معامله : 30 بیت کوینهش این بلاک : 30BTCafgjlالان بلاک اول یه تغییراتی داره و اون اینکه اطلاعات معامله شده : 5 بیت کوینو هش بلاک هم شده : 10BTChrالان وقتی بلاک دو متوجه بشه چه اتفاقی میوفته؟ بلاک دو توی گزینه اولش یه هش داره که اون هش هش فعلی بلاک قبلی نیست پس این به این معناست که بلاک قبلی دستکاری شده و اینجا این زنجیره پاره میشه همه میدونن که بلاک دو ویرایش شده پس بلاک دو به عنوان یه معامله تایید نشده و یا بهتر بگیم تقلبی از این زنجیره حذف میشه و اون معامله هیچ میشه پس خیلی سخته کسی بیاد و این تغییر رو انجام بده چون بلاک بعدی متوجه میشه مگر اینکه بیاد که بلاک های این زنجیره رو دستکاری که فکر نمی کنم کسی بتونه چندی ملیارد و یا ترلیون بلاک رو بتونه ویرایش کنه و علی الخصوص که هر بلاک ده دقیقه برای ذخیره شده وقت لازم داره :)پس نتیجه میگیریم که تقریبا نا ممکنه بشه دستکاری کرد ولی چرا میگیم حریم خصوصی داریم؟ اینجوری که بدتره اگر از پول های دولت ها به عنوان مثال دلار استفاده کنیم که بهتر لا اقل یه بانک میدونه ما چه معامله ی کردیم ولی این طوری که ملیون ها نفر در دنیا میتونن ببیند ما چه معامله ای کردیم چون گفتیم که بلاک چین یعنی هر کاربر یه نسخه از کل معاملات داره پس چجوری ممکنه حریم خصوصی داشته باشیم؟بلی ما در بیت کوین حریم خصوصی داریم چرا؟ چون توی این بلاک ها هیچ اسمی از ما برده نمیشه؟ یعنی تو بلاک این ذخیره نشده که راشد به خالد پول ارسال کرد چرا؟ چون اصلا اون نمی دونه من کی ام :) پس حریم خصوصی من محفوظه  ???  خوب فکر کنم کافی باشه و فهمیده باشین که بیت کوین هیچ مالک خاصی نداره و هیچ شخص یا نهاد خاصی بر اون نظارت نداره و در حقیقت همه کاربران بر اون نظارت می کنند چون اون از بلاک چین استفاده میکنه و بلاک چین رو هم که فهمیدیم خوب الان یه سوال دیگه هم پیش میاد ( کلا اینجور مسایل سوال های زیادی در بر داره ) و اون سوال اینکه مگه این کاربران بیکار اند که بیایند و روی این معاملات نظارت کنند؟ مگه کار و زندگی ندارند؟ برای مثال چرا من باید برم و ببینم که چه معامله ی انجام شده و اون رو ببینم؟ باید براتون بگم یه قسمتی از اونا بیکار اند مثل من ( اگر آگهی کاری دارید به ایمیل ارسال کنید : rashid.obaidi2003@gmail.com ? )  ?  ولی آره سوالتون منطقیه چرا باید یه نفر بیاد و روی این معاملات ( تراکنش ها ) نظارت کنه؟ تو که گفتی بیت کوین شرکت و یا نهاد خاصی نداره پس کی قراره به من پول بده؟ و کی من رو تشویق می کنه؟ اصلا گیریم که این کار یک کار خیریه بود کی قرار به من مدال بده؟باید بگم این کاربران محافظ و نظارت گر :) پاداش می گیرن از این کار و این پاداش چیزی شبیه همون کارمزد بانک هستش که از شما بابت اجرای یه معامله میگیره ولی ما یا بهتر بگم این نظارت گرها این کارمزد رو به طریقی دیگه ی میگیرن که بهش میگیم ماین کردن ( لازم نیست خودتون رو اذیت کنین و بفهمین چجوری مگر اینکه واقعا میخواید از این راه کسب در آمد کنید که میتونید با یه سرچ کردن و به این در و اون در زدن ماین کردن رو هم یاد بگیرین )ولی برای کسای که میخوان فقط بدونن که چیه لزومی نداره ماین کردن رو یاد بگیرن و در اخیر هم چند حرف دیگه رو باید بگم :یک اینکه بیت کوین فقط میتونه 21 ملیون واحد باشه یعنی فقط میتونه در دنیا 21 ملیون بیت کوین وجود داشته باشه. نه بیشتر ولی بیت کوین که خوبی دیگه داره و اون اینکه بیت کوین تجزیه میشه به خیلی خیلی اجزای کوچک تر بر خلاف پول های رایجبه عنوان مثال شما خیلی خیلی کم و شاید هیچ وقت هم نبینید که کسی براتون یه سکه ی بیست صدم سنتی بده چرا چون معمولا دولت های پولشون رو تجزیه نمی کنن فوق فوقش میرسه به ده سنت و بیست سنت چون نیاز ندارند به جاش میتونی پول بیشتری چاپ کنند ولی بیت کوین اینجوری نیست شما در بیت کوین با رقم های مثل این هم مواجه میشین : 0.00000000000018 چرا چون قیمت بیت کوین محدوده پس اگر 21 ملیون واحد بیت کوین تمام شه مجبوریم بیت کوین رو تجزیه کنیم و قیمت بیت کوین میره بالا به عنوان مثال اگر قیمت بیت کوین باشه یک ملیون داره شما چجوری میخوایین پنجاه دلار معامله انجام بدین؟ مگر اینکه بیت کوین تجزیه بشه به یه عدد خیلی کوچک با کلی صفر و حرف دیگه در مورد خرید و فروش اینه که صرافی های وجود داره برای بیت کوین که هم میخرن و هم میفروشن و خوب طبیعیه که این صرافی نام و نام خانوادگی تون رو بپرسه :) پس گزینه چندان خوبی برای معاملات غیر قانونی و پولشویی نیست ( بر خلاف تصوری که خیلی از ما داریم :)پس بیت کوین تجزیه پذیره و تعدادش هم محدود و این با ارزشش می کنهخوب فکر می کنم تمام سوالات جواب داده شد الا یه چیز و اون این که :که چی؟خوب ببینید وقتی یه ارز دیجیتال باشه با این امتیازات که شخص خاصی کنترلش نکنه و کسی به حریم خصوص من دسترسی نداشته باشه و معاملات بدون واسطه انجام بشه و امنیتش هم تا این حد تضمین بشه پس چرا نریم و از بیت کوین استفاده نکنیم؟خوب و این چیزی بود که من از بیت کوین و بلاک چین فهمیدم و جا داره یه سایت خوب هم معرفی کنیم البته من هیچ تضمینی نمی دم و اصلا این سایت رو نمی شناسم ولی شاید بهترین کمک رو این سایت به من کرد :ارز دیجیتال و علی الخصوص دیدن این صفحه رو به شدت توصیه می کنم { ( برای همه :) }  https://arzdigital.com/landing/bitcoin/ خوب تمام و اگر سوالی داشتید من در خدمتم :)</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Sat, 09 Feb 2019 12:54:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش codeigniter - دانلود و نصب</title>
                <link>https://virgool.io/wptips/installation-codeigniter-ynnrencmgc4y</link>
                <description> خوب در نوشته قبلی کمی درباره فریمورک ها حرف زدیم و بعضی فریمورک ها را نام بردیم و با فریمورک  کدایگنایتر ( codeigniter ) آشنا شدیم در این قسمت میرویم سراغ دانلود ونصب فریمورک کدایگنایتر ولی قبل از آن باید بدانیم کدایگنایتر برای چه افرادی مناسب است ؟ کدایگنایتر برای شما مناسب است اگر:فریمورکی کم حجم می‌خواهید.پرفورمنسی فوق‌العاده نیاز دارید.سازگاری بالا با هاستینگ‌ها که ورژن‌ها و کانفیگ‌های مختلف  PHP ارائه می‌دهند مد نظر شماست.فریمورکی می‌خواهید که تقریبا نیاز به هیچ کانفیگی ندارد.فریمورکی می‌خواهید که مجبور نباشید از کامندلاین استفاده کنید.فریمورکی می‌خواهید که مجبور نباشید از قوانین کدنویسی محدودکننده آن پیروی کنید.به لایبرری‌های یکپارچه در مقیاس بزرگ مانند PEAR علاقه‌مند نیستید.نمی‌خواهید مجبور به یادگیری یک زبان ساخت قالب باشید (گرچه در صورت تمایل یک تمپلت پارسر اختیاری در دسترس است).از پیچیدگی اجتناب می‌کنید و به دنبال راهکارهای ساده هستید.مستندات کامل و واضحی نیاز دارید.خوب پس اگر فکر می کنید این فریمورک برای شما مناسب است پس ادامه این نوشته را مطالعه کنید میرویم سراغ دانلود و نصب این فریمورک خوب نسخه  3.1.10  را از اینجا دانلود کنید :  https://github.com/bcit-ci/CodeIgniter/archive/3.1.10.zipالبته سورس تمامی نسخه های فریمورک کدایگنایتر روی گیت هاب به این آدرس موجود است.همچنین میتوانید لیست کامل تمامی نسخه های این فریمورک رو در اینجا ببینید :https://www.codeigniter.com/user_guide/installation/downloads.htmlخوب بعد از دانلود فریمورک نوبت میرسد به نصب فریمورک :نصب و راه اندازی کدایگنایتر بسیار ساده است. در xampp  فایل دانلود شده را در پوشه htdocs  استخراج کنید و در wamp  در پوشه www  و تمام در پوشه کدایگنایتر، فایل application/config/config.php را باز کنید و base URL را مقداردهی کنید.$config[&#039;base_url&#039;] = &#039;http://localhost/codeigniter/&#039;;اشاره به آدرس اصلی سایت می کند.اگر فریمورک را روی وب هاست خودتان نصب می کند که این مقدار را به دامنه وب سایت خودتان ویرایش کنید.الان به آدرس پروژه بروید :اگر در هاست لوکال نصب کردید که میتوانید به آدرس لوکال هاست وارد پروژه شوید :http://localhost/نام پوشه فریمورک/اگر همه مراحل به درستی پیش رفته باشد باید با صفحه ی زیر مواجه شوید :منابع آموزشی برای این درس : https://www.codeigniter.com/user_guide/installation/index.html  http://baversion.com/docs/codeigniter/3/installation  https://www.codeigniter.com/user_guide/installation/downloads.html شاید دوست داشته باشید نظری هم به این نوشته ها بیاندازید :داستان استفاده از فریمورک کدایگنایتر ( codeigniter )  https://virgool.io/@rashid/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-codeigniter-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-php-c3nusv8anolt </description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Mon, 04 Feb 2019 10:53:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش codeigniter -  درباره codeigniter</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-codeigniter-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-lrxjm3o0qg7y</link>
                <description>خوب این اولین قسمت از آموزش فریمورک codeigniter  هست.داستان استفاده از این فریمورک را در اینجا بخوانید : https://virgool.io/@rashid/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-codeigniter-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-php-c3nusv8anolt و اما درباره codeigniter در ویکی پدیا :کُدایگنایتر (به انگلیسی CodeIgniter) یک چارچوب نرم‌افزاری تحت وب متن‌باز است که برای ساختِ وب‌گاه‌های پویا به‌کار می‌رود. این فریم‌ورک که با زبان پی‌اچ‌پی نوشته شده‌است کار توسعهٔ نرم‌افزار را در سنجش با کدنویسی از آغاز شتاب می‌بخشد. این شتاب‌بخشی توسط کتابخانه‌های این فریم‌ورک انجام می‌شود که بسیاری از آن‌ها کارهای رایج را به‌سادگی انجام می‌دهند. نخستین نگارش همگانی کدایگنایتر در ۲۸ فوریهٔ ۲۰۰۶ بود و واپسین نگارش آن&quot;۳.۰.۰&quot; در ۳۰ مارچ ۲۰۱۵ است.فریمورک ها را میتوان اینگونه تعریف کرد : چارچوب نرم‌افزار یک طراحی قابل استفاده برای سیستم یا زیرسیستم‌های نرم‌افزاری است، که نشان دهنده مجموعه‌ای از کلاسهای انتزاعی و روشی است که نمونه‌های آن کلاس‌ها برای نوع مشخصی از نرم‌افزار همکاری می‌کنند. چارچوب‌های نرم‌افزاری می‌توانند طراحی‌های شی گرا داشته باشند. چارچوب نرم‌افزار ممکن است شامل برنامه‌های پشتیبانی، کدهای کتابخانه‌ای، زبان‌های اسکریپتی یا نرم‌افزار دیگری برای توسعه و گسترش باشد. قسمتهای مختلف چارچوب می‌تواند توسط یک واسط برنامه‌نویسی کاربردی (API) نشان داده شود. ( ویکی پدیا فارسی ) روکا میگه :فریم ورک در اصطلاح به چارچوب نرم‌افزاری گفته می‌شود. یک فریم‌ورک مجموعه‌ای از کتابخانه‌های برنامه‌نویسی و احتمالا مجموعه‌ای از قوانین برای برنامه‌نویسی است.برای مثال چارچوب «دات نت فریم ورک» محصولی از شرکت مایکروسافت است که حاوی هزاران کتابخانه‌ی کوچک به همراه قواعد و ابزارهایی برای توسعه‌ی برنامه‌های مختلف در آن است.یک چارچوب یا فریم‌ورک به برنامه‌نویسان کمک می‌کند کدهای کمتری بنویسند و در زمان کمتری به نتیجه‌ی بهتری دست پیدا کنند. در چارچوب دات‌نت و فریم‌ورک مشابه آن، ماشین مجازی جاوا، این امکان وجود دارد که برنامه‌ی نوشته شده، روی سیستم‌عامل‌های گوناگون به صورت یکسان عمل کند.( روکا ) و یا هم میشه گفت که :فریمورک ها مجموعه ای از کلاس ها و کد های آماده ی هستند که برای ساده تر کردن و امن تر کردن یک پروژه استفاده می شوند. اگر شما هم تعریف دیگری دارید در نظرات بیان کنید :) زبان php به عنوان یک زبان قوی و قدیمی دارای فریمورک های زیادی می باشد از اون جمله :LaravelSymfonyZend FrameworkCodeIgniterCakePHPFuelPHPYiiFreamworkPhalconSlimPHPixie ولی ما اینجا قراره این فریمورک رو یاد بگیریم :) فریمورک CodeIgniter یکی از فریم‌ورک‌های زبان PHP که با هدف توسعه نرم‎افزارهای تحت وب مبتنی بر الگوی (MVC) پیاده سازی شده است. فریم ورک CodeIgniter به کمک کتابخانه‌های قدرتمند خود، سرعت توسعه نرم افزارهای تحت وب را به میزان چشمگیری افزایش می‌دهد.فریمورک CodeIgniter، امکانات کاربر را محدود نمی‎کند و همچنین ردی از خود بر جای نمی‎گذارد. قابلیت‎های منحصر به فرد و انعطاف بالای این فریم‎ورک توجه بسیاری از توسعه‎دهندگان وب را به سوی خود جلب کرده است و روز به روز به تعداد استفاده کنندگان آن افزوده می‎شود. ولی MVC چیست ؟در مهندسی نرم‌افزار، مدل-نما-کنترل‌گر یا ام‌وی‌سی (Model–view–controller - MVC) به یک الگوی معماری نرم‌افزار گفته می‌شود.الگوی ساختاری ام‌وی‌سی به جداسازی داده‌های کاربرد (از جملهٔ محتویات بخش مدل) از مؤلفه‌های ارائه شده به‌صورت گرافیکی (بخش نما) و منطق مربوط به پردازش ورودی‌ها (بخش کنترل‌گر) اقدام می‌نماید.هدف الگوی ساختاری ام‌وی‌سی صرفاً یکپارچگی در ساختار نرم‌افزار است و به کمک آن بدست‌گیری نرم‌افزار در راستای مدیریت و گسترش به سادگی انجام می‌گیرد. ( ویکی پدیای فارسی )خوب CodeIgniter رو شناختید ؟ خوب اگر شناختید که خوش به حال من و شما ولی اگر هنوز نشناختید میتونید از منابع زیر استفاده کنید : https://www.codeigniter.com/user_guide/general/welcome.html  https://roocket.ir/articles/the-advantages-and-disadvantages-of-the-codeigniter-framework  https://design.hostiran.net/codeigniter-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F/  https://www.zoomit.ir/2016/9/7/135672/codeigniter-class-1/ و البته گوگل هم که عالیه ولی ما از داک‌داک‌گو استفاده می کنیم :)  https://duckduckgo.com/ بیشتر بخوانید : https://virgool.io/@rashid/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B1-zvumz096lff6  https://virgool.io/@rashid/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B2-zmjjfc8xfhki  https://virgool.io/@rashid/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B3-d7n7n6ylfqjo  https://virgool.io/@rashid/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%DB%B4-x5yhpm6cja9i </description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Wed, 02 Jan 2019 11:56:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کار با codeigniter ( فریمورک php )</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-codeigniter-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%88%D8%B1%DA%A9-php-c3nusv8anolt</link>
                <description>درود!چند وقتی میشه رو یه پروژه کار می کنم ، یه پروژه ثبت نام آنلاین برای دانشگاه ها ( Online Application Center ) این پروژه باید بخش ثبت نام و لاگین داشته باشم و بخش تایید اکانت البته این فقط شروع ماجراست بعد از اون باید دانشجو یا هر کسی که توی سیستم حساب داره باید بتونه در کورس ها و برنامه های دانشگاه از طریق این سیستم درخواست بده و اپلای کنه.منطقی تر این بود که این پروژه رو با پایتون مینویشتم هم از لحاظ فنی که امنیتش بالا تر هست هم از لحاظ علایق شخصی من که پایتون رو دوست دارم ( البته با جنگو ? ) ولی خوب به دلایلی کارفرما قبول نکرد و نشد کار با پایتون شروع بشه و من هم مجبور شدم با php کار کنم اوایل برام جالب نبود ولی کم کم با هم کنار اومدیم ولی مساله این بود که برای این پروژه از چه فریمورکی استفاده می کنم و با طبق معمولا رفتم با لاراول شروع کردم ولی دیدم نمیشه  ? خوب رفتم و فریمورک های دیگه رو چک کردم تا فریمورک محبوب خودم رو پیدا کردم معرفی می کنم :  codeigniterواقعا از سادگی ش خوش اومد کار با url ها خیلی ساده بود و همچنین کار با فایل ها و از همه مهمتر دلیلی که من از لاراول فرار کردم مایگریشن ها بود که توی codeigniter کار رو خیلی خیلی ساده کرده بودو این بود که با codeigniter شروع کردم آره منم از اول خیلی از بابت پشتیبانی و منابع میترسیدم ولی خوب ترس نداره که :دیسعی می کنم توی چند مقاله کار با codeigniter رو تشریح بدم ( لینک مقالات رو میتونید از توی پروفایل هم پیدا کنید ولی من لینک تمامی مقالات رو این زیر میزارم )قسمت اول ( درباره codeigniter )- منتشر شد :)قسمت دوم ( نصب و راه اندازی و کمی هم بازی با codeigniter )-بزودیقسمت سوم ( قالب سایت و کار با controls &amp; view )-بزودیو .........</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Fri, 28 Dec 2018 12:38:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ششم جدی ( دی )</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D8%B4%D8%B4%D9%85-%D8%AC%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%DB%8C-jqbbnfhbeub7</link>
                <description>دوباره ششم جدی آمد و سالروز تجاوز یک ابر قدرت به کشوری به نام افغانستانبه زودی بیشتر خواهم نوشتالبته تا اون وقت میتونید یک سرچی بزنید و ببینید این روز چه روزی ست و چه اتفاقی در این روز افتاد ششم جدی شاید یکی از روزهای باشد که هیچ افغانی از یاد نمی برد ........</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Dec 2018 14:16:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایران اومدی چیکار؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@rashid/%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-sx0pf6awri0j</link>
                <description>افغانستان و ایرانهیچی دیگه فقط همین :  https://www.aparat.com/v/NU0VA والبته : https://youtu.be/e7_LKReM8DQ و در اخیر هم :  ببخشید اگر در کوچه ها و خیابان هایتان راه رفتم و قدم زدم مرا ببخش اگر با مهاجرت اجباری، از دست جنگ، از دست بنیادگراهای مذهبی،پا به خاکت گذاشتم. اگر از نانت استفاده کردم، نانی که حق بچه‌هایت بود. مرا ببخش برای تمام آب و برق و گازی که هرچند با پرداخت پول استفاده کردم. مرا ببخش اگر از صفحات وبت برای درد دل شخصی استفاده کردم.اگر در کوچه‌ها و خیابان‌هایت راه رفتم و قدم زدم. اگر پدر و برادر کارگرم روی ساختمان‌هایت و زمین کشاورزی‌ات کار کردند ...و یک فرصت شغلی را شاید از پدر و برادرت گرفتند. ایرانی عزیز، سپاسگزارم که گذاشتی از هوای اکسیژن پاک خاکت، نفس بکشم. که گذاشتی چند سالی بر نیمکت‌های کلاس درست بنشینم و از گچ و تخته‌ات استفاده کنم. البته من در مدرسه خودگردان افغانی درس می‌خواندم، ممنون که اجازه دادی چند سالی در مدرسه خاک تو و پیش معلم‌های ایرانی نیز درس بخوانم.معلم ایرانی از تو هم ممنونم که به من خواندن و نوشتن یاد دادی. بد و خوب در هر قومی هست. همه افغانی‌ها تجاوزگر و جنایتکار نیستند. خائن و ...نیستند. مثلا برادر و پدر من برای بزرگ کردن من در خاک خوب شما، یک عمر و روزی ۱۰تا۱۲ ساعت کار توانفرسا و کارگری کردند و دست از پا خطا نکردند. به هرحال اگر بارگران بودیم، رفتیم. قبلا نمی‌توانستم، چون بچه بودم ولی اینک که بزرگ شده‌ام می‌توانم به کشورم برگردم تا دیگر بهم نگویند: افغانی.... ساره گل ( دختری افغان یا همان افغانی خودتان )</description>
                <category>راشد عبیدی</category>
                <author>راشد عبیدی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Dec 2018 10:29:20 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>