<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رسول نفری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rasool.nafari65</link>
        <description>Scrum Master</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 17:21:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/26910/avatar/HyEPKf.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رسول نفری</title>
            <link>https://virgool.io/@rasool.nafari65</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چگونه یک چک لیست می تواند به ما برای انجام تسک های جدید کمک کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rasool.nafari65/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%DA%86%DA%A9-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D8%B3%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%D8%AF-gm3xnp8hoocr</link>
                <description>گاهی کارهایمان را به بهترین شکل ممکن انجام می دهیم اما خروجی چیزی نیست که انتظارش رو داشته باشیم. موضوع کمبود دانش نیست بلکه اشتباه های کوچک یا به عبارتی بی عرضگی (به بهترین شکل ممکن برداشت شود) است. استخدام بهترین نفرات برای انجام کار گاهاً خروجی های کاملاً به درد نخوری خواهد داشت. در اینجا اون بی عرضگی اس که اتفاق میافتد. حالا چطوری میشه با این بی عرضگی مقابله کرد؟- اگر در طول مسیر بهترین شکل ممکن رانندگی کنی اما توی یه صحنه اگر به موقع فرمون رو نچرخونی، یک اتفاقی برات می افته، اونجاس که بهت می گن بی عرضه بودی! چرا مگه بهترین خودت نبودی؟ پس چرا این همه خوبی و درستی رو ندیدن و فقط اون اشتباه منو دیدن؟ گاهی اون اشتباه به قیمت جون برخی از افراد هم تموم میشه اما ته ذهنمون اینه که من بهترین خودم و بهترین اون جمع بودم حالا یکجا اشتباه کردم و انسان جایزالخطاس :) یک تیم جراحی که بهترین های خودشون هستند رو در نظر بگیرید، اما گاهی با اینکه به بهترین شکل کارهاشون رو انجام دادن اما خروجی اون چیزی که انتظار دارن نمیشه، مشکل از کجا بوجود اومده؟ کجای مسیر رو اشتباه رفتن که این اتفاق افتاده؟ معمولاً این شکست ها نتیجه ی چند اشتباه خیلی خیلی کوچیک هستش.توی کتاب چک لیست آقای آتول گوانده، سعی کردند این اشتباهات کوچیک رو به یک روشی حل کنند. این اشتباهات معمولاً اشتباه های تکراری بودند که توی هر دوره اتفاق می افتاده، اومدن براش یک چک لیست معرفی کردند.مثال: زمانی که با آمبولانس برای یک مجروح تماس گرفته میشه، زمانیکه مجروحی را برای انتقال به بیمارستان سوار می کنن، با یک چک لیست نیازمندیهای متناسب با بیمار رو بررسی می کنند. معمولاً این کار رو هم یک اپراتور ساده انجام میده.فرض کنید ما به عنوان تیم اورژانس اون شهر، بهترین تیم هستیم و کار خودمون رو هم به بهترین حالت ممکن انجام دادیم، خیلی سریع به بالای سر بیمار رسیدیم، اقدامات اولیه رو انجام دادیم و سریع در امن ترین حالت ممکن مجروح رو به بیمارستان انتقال دادیم.اینکه بیمار تصادف کرده باشه یا بیماری که خودکشی کرده باشه، نیازهای متفاوتی رو در بیمارستان خواهند داشت. فکر کنید اگر فردی رو که تصادف کرده به سرعت تمام به نزدیکترین بیمارستان که یک زایشگاه هستش انتقال بدیم چه اتفاقی می افته؟ یا بیماری رو که خودکشی کرده ببریم به نزدیکترین بیمارستان، اتفاقاً بیمارستان درستی هم بردیم اما دکتر شیفتش نیست! (به هر دلیلی)اینجا اگر ندونیم که مجروح رو باید به کدوم بیمارستان ببریم، و یا اینکه اصلاً می دونیم کجا باید ببریم اما در حال حاضر اون بیمارستان به هر دلیلی امکان ارائه ی خدمات لازم رو به مجروح ما نداره؛ باعث میشه مجروح ما به علت یک عدم هماهنگی کوچیک یه بلایی سرش بیاد!اومدن این مشکل ها رو با یک چک لیست بررسی کردند که اگر یک چک لیست دائماً کنار دستمون باشه و توی هر اتفاق سریع یه سری هماهنگی و اطلاعات رو رد و بدل کنیم چه اتفاقی می افته؟ البته موضوع خیلی ساده ای نیست.معمولاً چک لیست نوشتن برای کارهای روتین خیلی کار سختیه. همیشه مقاومت از طرف نویسنده وجود دارد چون می دونه چه کار بزرگی باید انجام بده تا تمامی جوانب رو ببینه و بنویسه اما این نکته رو هم لازمه بدونیم که گاهی بدون انجام یک مرحله، احتمال داره کل کار رو خراب کنیم.- شاید اون کلیپ رو که پدر از بچه هاش میخواد دستورالعملی برای مالیدن کره و مربا روی یک تکه نان تست بنویسند، رو دیده باشید. (از لینک زیر نگاه کنید.) سختی نوشتن یک کار روتین رو می بینیم.https://www.aparat.com/v/UyOh3به طور مثال بیایید یک تمرین برای این موضوع انجام بدیم؛ یک چک لیست برای آیتم هایی که برای خارج کردن ماشین به حالت دنده عقب از پارکینگ دارید رو بنویسید و به دست فردی بدید که اولین باره داره این کار رو می کنه، آیا می تونه سالم ماشین رو ببره بیرون؟می بینید چقدر سخته!یا مثلاً کیک پختن، به جای بیکینگ پودر یه مواد دیگه ای رو توی مواد کیک بریزیم! نتیجه چی میشه؟اینها معمولاً مواردAll or non   هستند یعنی یا همه چی یا هیچی... یعنی اگر یک مرحله اش اشتباه بشه کل کار زیر سوال میره! اگر دنده عقب آینه ی سمت راستی رو به موقع چک نکنه و بزنه به یه مانع مل مراحلش باطله (فکر کن یه بنز Maybach S580 باشه) یا اینکه در حین عمل یک قیچی کوچیک توی بدن بیمار جا بمونه؛ نمیشه بگیم اشکال نداره این که چیزی نیست که!حالا نوشتن این چک لیست چقدر مگه قراره مارو کمک کنه؟ این که هر روز یه سری آیتم تکراری رو تیک بزنیم چه اتفاقی قراره بیافته؟ این تکرار واقعاً کار مارو بهتر میکنه؟یک مثال توی کتاب چک لیست آقای آتول گوانده، برای نتیجه ی استفاده از چک لیست در تیم جراحی رو ببینید:- کاهش عمومی مشکلات پس از جراحی 36 درصد/ کاهش مرگ و میر 47 درصد /کاهش عفونت 50 درصد/ کاهش خون ریزی پس از جراحی 52 درصد؛انقدر این اتفاقات بزرگ بودند که افرادی که این چک لیست رو نوشته بودند فکر کردن حتماً اشتباهی رخ داده وگرنه انقدر بهبود نمی تونه کار یک چک لیست ساده باشه! دوباره بررسی کردند و دیدند نه، واقعاً اثرات خیلی شگفت انگیزی داره!همین کارهای کوچیک می تونه جون بسیاری از افراد رو از خطرات جراحی نجات بده و برای ما اسکرام مسترها با این کار مراقب هدفمون توی تیم هستیم که گم نشه و همیشه مطمین باشیم که همه در راستای همون هدفی که توافق شده در حال حرکت هستیم، می تونه خیلی کمک کننده باشه. گفتم سخته ام شدنیه.مثلاً نیازمندی های لازم برای انجام یک تسک جدید رو در نظر بگیرید و موارد بالا رو توش تعمیم بدید.بیاییم یکبار دیگه گزارش های تیم های اسکرامی رو چک کنیم چه اتفاقیه که توی هر دوره به یه شکلی داریم می بینمیش که باعث کاهش کیفیت کاری تیم میشه؟ (به رسم اسکرام مسترها نباید جواب رو داد باید تیم رو هدایت کرد که خودش به این تجربه و جواب برسه)چندتا نکته ی دیگه توی این کتاب در خلال کارهاشون متوجه شدند؛تیم سازی؛ بررسی کردند و دیدند که اگر تیم جراحی که با یکدیگر آشنا باشند (یعنی چند باری کنار هم جراحی داشته و همدیگر رو می شناختن) عملکرد بالاتری نسبت به تیمی که هربار در حال تغییر باشند، دارند.نیاز به تیم سازی توی کارهای تیم اسکرامی هم خیلی به چشم می خوره، که اگر افراد در کنار هم تجربه های کار تیمی رو داشته باشند به وضوح میزان اعتماد و متعاقباً عملکرد تیم میزان چشم گیری خواهد بود. پس خیلی نباید به ساختار تیم دست زد و اجازه داد تیم در کنارهم بهترین خودشون باشن به عنوان اسکرام مستر فقط کمک می کنیم که بهترین خودشون باشن و با بقیه مقایسه نمی کنیم شون بلکه با اسپرینت قبلی و قبل ترهای خودشون مقایسه می شن تا متوجه روند رو به رشد خودشون بشن.تیم سازی با دید بلند مدت می تونه توی ایجاد باور در تیم، به ما کمک کنه، همونطور که گفته شده هر چقدر نفرات تیم، اهداف و دیدگاه هاشون رو باور داشته باشند و هدف رو بهتر بشناسند برای رسیدن به اون هدف هم تلاش بیشتری خواهند کرد و هم تاثیر گذاری بیشتری خواهند داشت.اینکه تیم باور داشته باشه برای چه محصول ارزشمندی داره تلاش می کنه و بدونه که نهایت این محصول چه خروجی خواهد داشت و یا به عبارتی درگیر شفافیت در اهداف و رویکردهای گروه بشه، می تونه به پیشبرد اهداف تیم خیلی کمک کنه.در مورد باور و کار تیمی یک پست خیلی جالب توی لینکدین دیدم دوست داشتید مطالعه اش کنید؛  که چرا کار هیئتی توی مراسم های محرم جواب میده.Heyati Driven Development!https://www.linkedin.com/pulse/heyati-driven-development-parsa-abdollahi/?trackingId=KaqxDkMYSeWg%2FMTVEoYquQ%3D%3Dنکته ی دیگه ای که در این میون ازش صحبت شد توقف بین کار بود، خیلی ایده ی باحالیه برای گروه های اسکرامی که مسیر رو گم نکنند. همون این تجربه رو داشتیم که وسط راه به دلیل تمامی دغدغه هایی که داریم یهو از خودمون پرسیدیم که خوب این کاری که من دارم می کنم آخرش قراره چی بشه! یادمون میره ما همونی هستیم که توی جلسه ی sprint planning  در مورد اون فعالیت ها و اهدافش و معیارهای پذیرشش توافق کردیم.توی تیم جراحی واسه اینکه مطمئن بشن تمامی کارهایی که تیم جراحی داره انجام میده درست هستش و در راستای بهبودی بیمار هستش، سه تا وقفه توی کار ایجاد می کنند.1- قبل از بیهوشی2- وسط جراحی3- قبل از بخیه زدنتوی این توقف های چند لحظه ای (توقف ساعتی و روزانه نیست و در چند ثانیه اتفاق می افته) افراد اول خودشون رو معرفی می کنند و خیلی خلاصه موضوع جراحی را بیان می کنند. با این کار اگر کسی در ابتدا فکر کنه جراحی برای هدف دیگه ای داره انجام میشه پی به اشتباه خودش میبره و با هدف درست میره سر ادامه ی عمل، در وسط جراحی هم همین مورد تکرار میشه که دوباره ها حواس ها به هدف جمع بشه که مراقب باشن و در آخر هم همین مورد رو تکرار می کنن و مراحل عمل رو یکبار بررسی می کنند تا از انجام کارشون مطابق با هدف تعیین شده مطمئن بشن.همین کار رو برای تیم اسکرامی می تونیم انجام بدیم که در Sprint planning  برای هر اسپرینت هدفی در نظر بگیریم. (تقریباً این مورد خیلی مهمیه که توی همه ی تیم های اسکرامی معمولاً رعایت میشه) در daily stand up ها گهگاهی یه سری به هدفمون بزنیم و ببنیم آیا در راستای اهدافمون قرار داریم یا نه، و در آخر توی جلسات Review و Retro کیفیت تعریف هدف و میزان موفقیت در رسیدن به هدف رو بررسی کنیم.در چرخه ی اسکرام به صورت طبیعی Epic رو داریم.تعریف Epic: در واقع بخش‌های بزرگی از کار هستند که می‌تونن به تعدادی قطعات کوچکتر تقسیم بشن. در واقع زمانی که یک ویژگی دارای چندین سناریوی اجرا باشه، اجرای سناریوها و بخش‌های مختلف می‌تونن به تکمیل شدن اپیک کمک کنند.با استفاده ازEpic در Sprint planning در واقع در حال شکستن فعالیت ها و یا به عبارتی ساده سازی تسک ها برای انجام شدن اونها هستیم. موضوع و اهداف بزرگ شکسته می شوند تا به تسک های قابل اجرا تبدیل بشوند یا به عبارتی در حال افزایش فهمایش خودمون برای انجام اون کار هستیم.اینکه نیازمندیهای جدیدی اعلام بشوند، اجتناب ناپذیر هستش اما اینکه چه زمانی باید این نیازمندیهای جدید را شناخت و برای Sprint های آینده که این تسک وارد می شود، نیازمندیِ اجرایی شدن نیازهای جدید را بررسی کرد و اصلاً به چه تیمی که قابلیت انجام داشته باشه سپرد، قسمتش رو یا بحث Spike زدن میشه حلش کرد (برای توضیحات بیشتر این عبارت رو google کنید) و قسمتیش رو میشه با چک لیست هندل کرد.اما این اتفاق بررسی بر اساس چک لیسته کجا می تونه بیافته ؟ یکی در Groomingتوسط تحلیل گر تیم میشه برای این موضوع اقدام کرد.</description>
                <category>رسول نفری</category>
                <author>رسول نفری</author>
                <pubDate>Sun, 22 Nov 2020 10:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کرونا دستیار اسکرام مسترها</title>
                <link>https://virgool.io/@rasool.nafari65/%DA%A9%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%87%D8%A7-zx0ad4e9v2qf</link>
                <description>روزهای کرونایی، قرنطینه، دورکاری؛ روزها سخت و سخت تر می شوند اما در این بین اتفاقات خیلی جالبی نیز افتاده است؛کرونا و شروع دورکاری باعث شده کنترل و دخالت مدیران، صاحبان محصول و ذینفعان، در امور تیم های توسعه بسیار کاهش پیدا کند. تقریباً دیگر کسی پشت میز نفرات تیم توسعه خم نشد (پوزیشن مدیران برای امر و نهی به روش انجام کار) و به آنها امر و نهی نکرد که به چه روشی کار خود را انجام دهند!!!در این شرایط کرونایی و دورکاری دو حالت زیر برای تیم های اسکرامی اتفاق افتاد؛ 1- در حالت اول اگر نفرات تیم توسعه در حالت بهینه ی تیم اسکرامی در نظر گفته شوند، یعنی در توسعه ی محصول نقش فعالی داشته و احساس مسئولیت بالایی در بین آنها وجود داشته باشد، (در این حالت می توان گفت که اسکرام مستر تیم را به بهترین شکل ممکن به جهت رسیدن به هدف مسئولیت پذیری و نقش فعال در ارائه ی محصول رهبری کرده است.) در این حالت خروجی های بسیار جالبی از تیم مشاهده خواهد شد، این خروجی ها، می تواند مستندی به جهت نمایش این موضوع باشد که، اعضای تیم توسعه، بهترین افراد برای انتخاب راه حل و توسعه محصول می باشند، با خروجی های دورکاری که با عدم دخالت دیگران در امور تیم توسعه همراه بوده است، می توان دخالت سایر اعضا که احساس می کردند با امر و نهی در حال کمک به تیم توسعه هستند را کاهش داد؛ زیرا تیم توسعه مسئول شناسایی راه حل و انجام فعالیت اولویت بندی شده ی صاحب محصول می باشد، و با این مستندات می توان فشار ناشی از دستورات مدیریتی و مسئولان را به جهت روش انجام کار از روی دوش تیم توسعه برداشت. 2- در حالت دوم نیز مشکلات تیم توسعه از لحاظ میزان مسئولیت پذیری و تعهد نسبت به محصول نمایان خواهد شد. کاهش سرعت عمل تیم که بر روی نمودار Burn Down Chart/ Burn Up chart نمایان می شود، عدم دسترسی به اهداف تعیین شده در هر اسپرینت، و بسیاری مسایل از این دست؛ که در این مرحله مسئولیت بیشتری برای اسکرام مستر به دنبال خواهد داشت و ایشان باید به جهت رسیدن به حالت بهینه، که در بند 1 به آن اشاره شده است، تمام تلاش خود را به کار بگیرد. حالت اول نکته ی مثبتی برای تیم توسعه بوده و اسکرام مستر از نقش موثر خود در راهبرد مناسب تیم مطلع خواهد شد و در حالت دوم اسکرام مستر نیاز به برقراری ارتباطات بیشتر با نفرات تیم توسعه و درک بیشتر مشکلات را داشته تا بتواند تیم را در بهترین حالت خود قرار دهد.البته در تمامی بندهای الا این نکته نباید فراموش بشود که شرایط دورکاری جهت انجام امور محوله به تیم توسعه بسیار مهم و ضروری است، نمی توان از تیم توسعه انتظار برآروده کردن نیازهای محصول را داشت و در عین حال شرایط مناسبی جهت دسترسی به منابع اطلاعاتی مورد نیاز را برای ایشان در شرایط دورکاری بوجود نیاورد؛ مثلاً نفرات تیم توسعه در شرایط دورکاری دسترسی لازم به Source Code های خود را نداشته باشند! پس در ابتدا می توان از شرایط مناسب دور کاری اطمینان پیدا کرده و شرایط را متناسب با نیاز نفرات تیم توسعه مهیا ساخته و سپس انتظارات بند 1 را از ایشان داشته باشیم.در این روزها علاوه بر مشکلات بوجود آمده، موارد مثبت زیاد دیگری نیز نمایان شده است، مانند شناسایی فعالیت هایی که می توان به صورت پروژه های برون سازمانی، با کمترین هزینه برون سپاری کرد؛ در حالیکه هسته ی اصلی محصول (که این مورد در سازمان ها برون سپاری نخواهد شد) در داخل سازمان و با تیم توسعه ی سازمانی در حال آماده سازی می باشد.مورد دیگری از نکات مثبت دورکاری، استفاده از الگوهای زمانی می باشد؛ با استفاده از الگوهای زمانی می توان در خصوص شناسایی روحیات نفرات تیم توسعه اقدام کرده و آنها را بر اساس الگوهای زمانی شان به دسته های متفاوتی تقسیم بندی نمود تا بتوان میزان رضایت و کارایی افراد تیم توسعه را افزایش داد. &quot;همه انسان ها تجربه ی یکسانی از یک روز ندارند، هر کدام از ما یک الگوی زمانی مختص به خود را داریم، یک الگوی شخصی از ریتم روزانه که بر جسم و روان ما تاثیر می گذارد.&quot; When Daniel H. Pink- الگوی زمانی نشان دهنده ی ریتم زندگی روزانه ی افراد، میزان کارایی، تمرکز، رضایت، خستگی، و سایر خصوصیات شخصیتی افراد متفاوت می باشند، زیرا همه ی افراد از الگوی زمانی خاصی پیروی نمی کنند. افراد بر اساس الگوهای زمانی شان به سه دسته تقسیم می شوند:1- چکاوک ها؛ 2- جغدها؛ 3- گروه سوم؛- نامگذاری چکاوک، جغد و گروه سوم از کتاب when Daniel H. Pink برداشته شده است.دسته بندی افراد بر اساس الگوهای زمانی برگرفته از کتاب When, Daniel H. Pinkتست های بسیار زیادی برای تعیین اینکه افراد در چه ساعاتی از روز کارایی بالاتری دارند، وجود دارد. پرسشنامه ی الگوی زمانی مونیخ، که بین الگوهای خواب افراد در روزهای کاری (وقتی باید ساعت خاصی بیدار باشیم) و روزهای تعطیل (وقتی در بیداری خود حق انتخاب داریم) تمایز قایل شد.در این روزها که افراد در حال انجام کار در منازل خود به صورت دورکار هستند و امکان انجام کار در ساعات مختلف روز بسته به الگوی زمانی متفاوت ایشان وجود دارد، می توان از این روش ها بهره ی بسیار زیادی برد؛ و شناسایی نماییم افراد در چه ساعاتی از روز، میزان کارایی و بهره وری بالاتری دارند.-  البته این موارد بسیار باید با دقت انجام شوند و بسیار به همکاری نفرات تیم اسکرامی نیاز دارد که این مورد از وظایف اسکرام مستر می باشد که محیطی امن برای نفرات تیم مهیا کرده و اعتماد نفرات تیم توسعه را جلب نماید زیرا اعتماد اعضای تیم در این کار بسیار پررنگ خواهد بود؛پس اگر اعتماد نفرات تیم در حد قابل قبول و حتی بالاتر از آن قرار ندارد، پیشنهاد می شود این روش در تیم مورد استفاده قرار نگرفته و به پس از آماده شدن شرایط و آمادگی اعضای تیم موکول شود. اما پیشنهاد می شود داده های این آزمایش جمع آوری گشته زیرا که بعدها می توان از نتایج این آزمایش برای موارد دیگری استفاده کرد.فراموش نشود که نیاز است تاییدیه ی مدیران مجموعه به جهت اجازه ی انجام کار در ساعات غیراداری و اجازه ی دسترسی افراد به منابع مورد نیاز و فراهم کردن نیازمندی ها در ساعات غیر معمول نیز کسب شود.برای مطالعه ی بیشتر در این زمینه پیشنهاد می کنم کتاب Whenبه قلم آقای Daniel H. Pink توسط اسکرام مسترها مطالعه شده و از مزایای آن در تیم اسکرامی خود استفاده فرمایند.لینک خرید کتاب در آمازونhttps://www.amazon.fr/When-Scientific-Secrets-Perfect-Timing/dp/0735210624لینک کتاب رایگان در فیدیبوhttps://fidibo.com/book/88327-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8Cممنون خواهم شد نظرات و تجربیات خود را در این زمینه به اشتراک بگذارید.با سپاس رسول نفری </description>
                <category>رسول نفری</category>
                <author>رسول نفری</author>
                <pubDate>Mon, 05 Oct 2020 10:19:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نگرش بد</title>
                <link>https://virgool.io/@rasool.nafari65/%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%B4-%D8%A8%D8%AF-tjomqstik3tj</link>
                <description>خلاصه ای از نوشتار Mike Cohn Simple Sabotage Field Manualصحنه: شب؛ جنگ در حومه ی شهر؛ دو سرباز به یک پل نزدیک می شوند.سرباز: گروهبان ، چگونه می خواهیم دشمن را با مشکل مواجه کنیم؟ آیا ما این پل را منفجر می کنیم؟گروهبان: نه ، این به اندازه کافی آسیب رسان نیست. ما باید آنها را فلج کنیم.سرباز: با چی؟گروهبان: نگرش بد.نکته اصلی در طرح بسیاری از فیلم های جنگی، کارشکنی در کارهای دشمن است که غالباً انفجار یک پل یا انبار تجهیزات آنها می باشد.این انفجارها روی صفحه عالی به نظر می رسند، اما یک خرابکاری بسیار فلج کننده تر وجود دارد: ایجاد یک نگرش منفی.اثرات فلج کننده نگرش منفی برای دهه ها شناخته شده است.دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده (OSS) در مورد آن از جنگ جهانی دوم اطلاع داشته است. آژانس اطلاعات کتابچه راهنمای ساده خرابکاری برای آن نیز تهیه کرده است.Simple Sabotage Field Manual.هدفی که در این راهنما به آن اشاره شده &quot;ارائه پیشنهاداتی برای تحریک و اجرای&quot; خرابکاری می باشد. برخی از خرابکاری ها در فیلم های بزرگ هالیوود مانند خرد کردن لاستیک ، تخلیه مخازن سوخت و آتش سوزی استفاده شده است.اما در کمال تعجب ، این راهنما شهروندان خرابکار را نیز تشویق می کند که:- تصمیمات نادرست بگیرند.- نگرشی غیر همکارانه اتخاذ کنند.- یک وضعیت ناخوشایند را ایجاد کنند.- اختلاف نظر بوجود بیاورند.- سرسختی و حماقت از نشان بدهند.- و دیگران را وادار به پیروی از این الگوی ایجاد شده کنند.وقتی یک اسکرام مستر شخصی با این نوع نگرش منفی را در تیم دارد، باید سریعاً قبل از اینکه این نگرش بد در تیم ریشه بدواند، اقدامی انجام بدهد. می تواند با آن فرد صحبت کند، بررسی کند که آیا این فرد از نگرش منفی خود مطلع می باشد یا خیر. اگر چنین است، چرا چنین احساسی دارد؟ آیا آنها از تأثیر نگرش منفی خود بر دیگران در تیم آگاه هستند؟وقتی کسی در کار خود راضی نیست، تیم اشتباه یا رئیس اشتباهی دارد.- پیشنهاد تغییر تیم کاری و یا تغییر گروه مدیریتی برای آن فرداگر تغییر تیم و رئیس منجر به ایجاد یک کارمند خوب و سازنده با نگرش مثبت تر شود ، عالی است! شما مشکل را حل کرده اید اگر اینگونه نباشد ، ممکن است فرد مناسب فرهنگ سازمان شما نباشد.اقدام سریع برای جلوگیری از برخورد منفی خرابکاری در تیم ، به تیم کمک می کند تا با چابکی موفق شود.</description>
                <category>رسول نفری</category>
                <author>رسول نفری</author>
                <pubDate>Sat, 05 Sep 2020 09:02:27 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آتشفشان نظرات: چرا بدون اظهارنظرها آسوده‌ترید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rasool.nafari65/%D8%A2%D8%AA%D8%B4%D9%81%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A7%D8%B8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A2%D8%B3%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D8%AF-xss0msoivnzd</link>
                <description>در طی یک مذاکره با هم تیمی های خود، شما باید با قصد درک کامل موضوع گوش کنید و به دنبال آماده سازی یک پاسخ نباشید.هرگز به دنبال طراحی و شکل دهی یک پاسخ در ذهن خود برای موضوع طرح شده، مخصوصا زمانیکه صحبت های طرف مقابل تمام نشده است، نباشید.با توجه کامل گوش کنید.پس از آن لحظه ای مکث کنید بعد به دنبال پاسخ مناسب باشید .از پاسخی که می خواهید بدهید مطمئن شوید. شاید این موضوع به شکل دیگری توسط فردی دیگر ارائه شده باشد.منتظر تایید نفر مقابل نسبت به درک کامل شما از موضوع باشید. و با حوصله جواب مناسب را بدهید.سپس به سراغ بحث بعدی خود بروید. دائما در حال تغییر بحث ها و رها کردن موضوعات بدون نتیجه و پاسخ نباشید.گوش دادن با توجه کامل نسبت به پاسخ دادن به موضوع ها، برای موفقیت تیم اجایل شما مناسب تر خواهد بود.گوش های بزرگتری نسبت به زبان خود داشته باشید.گوش های بزرگتری نسبت به زبان خود داشته باشید.در ادامه ی همین بحث متن زیر از  هنر خوب زندگی کردن اثر رولف دوبلی رو پیشنهاد می کنم مطالعه کنید. چرا همیشه اظهار نظرها برای ما لذت بخش تر هستند؟ چرا بدون گوش کردن دنبال پاسخی برای نشان دادن مهارت خود در هر زمینه ای هستیم ؟ و چراهای بسیاری که در ادامه می توانید نگاهی به آن داشته باشیم: &quot;هنر خوب زندگی کردن اثر رولف دوبلی&quot;آتشفشان نظرات: چرا بدون اظهارنظرها آسوده‌ترید؟ آیا حداقل حقوق باید افزایش پیدا کند؟ آیا فروشگاه‌ها باید اجازه فروش موادغذایی‌ای را که دستکاری ژنتیکی شده‌اند، داشته باشند؟ آیا گرمایش زمین به‌خاطر فعالیت انسان‌ها است؟مطمئنم برای همه‌ی این سوال‌ها یک جواب حاضر و آماده دارید، اما در حقیقت این سوالات خیلی پیچیده‌تر از آن هستند که در یک چشم به هم زدن حل‌و‌فصل شوند. مغز انسان، آتشفشانی از نظرات است که بی‌وقفه از خودش ایده و نظر بیرون می‌دهد‌، بدون توجه به اینکه سوالات مرتبط هستند یا غیرمرتبط، جواب دارند یا نه، پیچیده‌اند یا ساده، مغز مثل نقل‌و‌نبات جواب تولید می‌کند‌. طی این فرآیند، مغز مرتکب ۳ خطا می شود:اشتباه اول: ما درباره‌ی موضوعاتی اظهارنظر می کنیم که هیچ علاقه‌ای به آنها نداریم.اشتباه دوم: ما درباره‌ی سوال‌های بی‌جواب اظهارنظر می‌کنیم. سقوط بعدی بازار سهام چه زمانی اتفاق خواهد افتاد؟ آیا بیش از یک جهان وجود دارد؟ تابستان بعدی هوا چطور خواهد بود؟ هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان پاسخ این پرسش‌ها را بدهد، حتی افراد خبره.اشتباه سوم: ما تمایل داریم که به پرسش‌های پیچیده، بسیار شتاب‌زده پاسخ بدهیم. این جدی‌ترین اشتباه از بین این ۳ اشتباه است.  روان‌شناس آمریکایی، جاناتان هایت، تحقیقات بسیاری درباره‌ی سازوکار مغز ما در هنگام وقوع این اتفاق انجام داده و به این نتیجه رسیده که ما، بخصوص در مواجهه با سوالات سخت، تمایل داریم به سرعت در یک طرف ماجرا قرار بگیریم و سپس سراغ بخش منطقی ذهن خود می‌رویم و برای توجیه موضع‌مان تلاش می‌کنیم. ما فوراً در مغزمان به دنبال دلایل، مثال‌ها و استدلال‌هایی می‌گردیم که پاسخ‌های ما را پشتیبانی کنند. این‌جاست که نظرمان شکل می گیرد. وقتی پای موضوعات پیچیده در میان باشد، این فرآیند تقریباً بی‌فایده است. تصمیمات بد که بر اساس نظرات ناپخته گرفته می‌شوند، می‌توانند فاجعه‌بار باشند و همین، دلیل دیگری برای جلوگیری ازاظهارنظرهای بی‌مورد است. آرامش ذهن و آسودگی خاطر برای زندگی خوب ضروری‌اند، اما احساس نیاز دائم به اظهارنظر کردن همیشه ما را به آنها نمی رساند. پیشنهاد من؟ یک سطل &quot;خیلی پیچیده&quot; برای خودتان تهیه کنید. تمام سوال‌هایی را که برای‌تان جالب نیست، بی‌جواب‌اند یا جواب دادن به آنها خیلی دردسر دارد، در آن بریزید. نگران نباشید، هنوز کلی موضوع دیگر باقی می‌ماند که هر روز می‌توانید یا مجبورید درباره‌شان نظر بدهید. اینکه مجبور نباشید در مورد همه‌چیز و همه‌کس اظهارنظر کنید، حس آزادی خیلی خوبی دارد. اصلا نیاز نیست نگران این باشید که بی‌نظری شما به عنوان ضعف فکری‌تان تلقی شود. چون این‌گونه نیست و نشانه‌ی هوش شماست. بی‌نظری یک دارائی ارزشمند است. آنچه دنیا را احاطه کرده نه سرریز اطلاعات، که انبوه نظرات ماست. موضوعات موردعلاقه‌ی خود را با دقت انتخاب کنید. به شدت گزینشی رفتار کنید. باقی چیزها را به داخل سطل &quot;خیلی پیچیده&quot; بیندازید. وقتی از شما می‌خواهند که راجع به این یا آن اظهارنظر کنید، از انجام آن خودداری کنید.  وقتی واقعاً می‌خواهید اظهارنظر کنید، چطور باید این کار را بکنید؟ زمانی را مخصوص نوشتن آنها در آرامش اختصاص دهید. نوشتن، یک راهِ ایده‌آل برای سازمان دادن به افکارتان است.در نهایت، از نظرات بیرونی هم استفاده کنید؛ ترجیحاً از کسانی که متفاوت با شما فکر می‌کنند. وقتی از نظرتان مطمئن شدید، آن را به چالش بکشید. سعی کنید حفره‌هایی در استدلال خود پیدا کنید. این تنها راهی است که می‌توانید از درست بودن آن آگاه شوید‌. روی هم رفته، هرچه تعداد نظرات شتاب‌زده‌ی شما کمتر باشد، زندگی شما بهتر خواهد بود. من فراتر می‌روم و می‌گویم که ۹۹ درصد نظرات شما در یک کلام غیر ضروری‌اند. فقط یک درصد آن به زندگی شخصی یا زندگی کاری شما مربوط است. حتی در مورد این محدوده‌ی کوچک موضوعات شخصی‌تان نیز، اولین نظری را که از آتشفشان شما بیرون می‌آید، دودستی نچسبید.</description>
                <category>رسول نفری</category>
                <author>رسول نفری</author>
                <pubDate>Mon, 15 Jun 2020 17:16:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکرام فرشته ی نجات یا مرگ</title>
                <link>https://virgool.io/@rasool.nafari65/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D8%AC%D8%A7%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%B1%DA%AF-lppxmfqlcy6c</link>
                <description>بعد از داغ شدن بحث scrum و agile بین شرکتهای ایرانی، بسیاری از شرکت ها از این رویکرد استقبال کردند و سریعاً دست به کار تغییرات و تحولات در سازمان های خود شدند. اما در ادامه ی این روند تغییر و تحول، چه اتفاقاتی برای شرکت ها و موسسات افتاده است؟ آیا به جایگاه اصلی و مورد انتظار خود رسیده اند و یا گره ای بزرگتر از گره های قبلی بر فرآیندهای تولید محصول شرکتها زده شده است؟ یکی از مهم ترین سوال هایی که می توان پرسید، اینکه در ازای تغییر رویکرد سازمان و موسسات (به اجایل و به طور خاص متدولوژی اسکرام) چه امکانات و یا خدماتی را بدست آورده و چه چیزهایی را از دست داده اند؟در بیانیه ی توسعه ی نرم افزار اجایلAgile Manifesto  ، در بند اول به روابط بین افراد اشاره می کند (افراد و تعاملات بالاتر از فرآیندها و ابزارها.) انسان ها در جامعه و کار تیمی با روابطشان شناخته و رتبه بندی می شوند. با تسهیل گری در این مورد، افراد را از فضای مکاتبات و بروکراسی های اداری و مدرک سازی ها (بند سوم Agile manifesto، نرم افزار کارکننده بالاتر از مستندات جامع) جدا کرده و به عبارتی درصدد کاهش دست به دست شدن یا hands-off  شدن اطلاعات می باشند؛ که با مذاکرات رو در رو و با کمترین مدارک و مستندات، مسائل و مشکلات در کوتاه ترین زمان های ممکن بررسی و برطرف گردند؛ این روابط و داد و ستدهای اطلاعاتی در رویدادهای اسکرامی قابل انجام می باشند. اما این جلسات تکرار شونده ی روزانه، نشستن نفرات تیم در یک اتاق (منظور استقرار نفرات در قابل دسترس ترین نقطه می باشد)، فعالیت در کنار یکدیگر، و این تسهیل سازی چه مزایا و معایبی دارد؟نقدی که همیشه به اسکرام وارد بوده، تعداد زیاد جلسات در یک اسپرینت، و چینش تیم کاری در یک فضای نزدیک بهم جهت تسهیل دسترسی به یکدیگر، که موجب تداخل در تمرکز نفرات تیم می شود، می باشد.نظرات یکی از نفرات تیم اسکرامی که دائماً از این موضوع ها شاکی می باشد، &quot;افراد باید دائماً در جلسات تیم شرکت کرده و در زمان صحبت در خصوص task های انجامی و یا pair programming، تمرکز سایر افراد تحت تاثیر قرار گرفته و در نهایت از کیفیت کاری آنها کاسته خواهد شد.&quot;در ادامه بر روی این موارد، نقد و بررسی کوتاهی خواهیم داشت (تمرکز این نوشتار بر روی متدولوژی اسکرام می باشد) و مشاهده خواهیم کرد که عدم تمرکز چه مسائل و مشکلاتی را می تواند به همراه داشته باشد و پس از آن راه حلی که برای این موضوع می توان استفاده کرد، چیست؟ و در نهایت اینکه اسکرام به کمک تیم ها آمده است و یا اینکه مشکلی علاوه بر مشکلات قبلی، در تیم های کشور ما ایجاد کرده است، و یا پیاده سازی اشتباه در برخی از تیم ها موجب چنین اتفاقی شده است؟  برای روشن تر شدن موضوع عدم تمرکز، به سراغ مثالی بسیار آشنا برای تمامی نفرات، خواهیم رفت که زبان مشترکی از تعریف عدم تمرکز و یا اختلال تمرکز داشته باشیم.در بحبوحه و یکه تازی و جذابیت های دنیای مجازی، که اساس ایجاد سرگرمی و کوتاه شدن فاصله ها، راحتی و قابل دسترس بودن روابط افراد، مقداری سرک کشیدن در زندگی سایرین که به اشتراک گذاشته می شود،(که این مورد برای ما جذابیت های خاص خودش را دارد) را برای ما فراهم آورده است، و باعث هر چه جذاب تر شدن این شبکه های اجتماعی شده، تا جایی که تقریباً زمان زیادی از ساعات زندگی روزمره ی افراد را درگیر خود کرده است.تقریباً فردی را نخواهیم یافت که در حال حاضر دوستی بهتر از گوشی تلفن همراه خود داشته باشد! همه ی دوستان و شبکه های ارتباطی را در آن داشته و با کوتاه ترین مسیر و کمترین میزان انرژی به انواع و اقسام اطلاعات دست پیدا می کنیم.در جمع دوستان اگر موضوع بحث برای ما جذاب نباشد، به محض اینکه حوصله مان سر می رود، در زمانی که فیلم نگاه می کنیم، زمانی که غذا می خوریم، و غیره، تلفن همراهمان در کنارمان بوده و جزو جدانشدنی بسیاری از افراد شده است؛ و در کوتاه ترین فرصت های بدست آمده، نگاهی به تلفن همراه خود خواهیم انداخت که مبادا از اطلاعات و دنیای خارج و مجازی جا بمانیم!(توهم در جزیان امور قرار گرفتن گرفته ایم!) که نکنید یکی از افراد در دنیای مجازی موردی را به اشتراک گذاشته باشد و یا برای ما ارسال کرده باشد، و ما آن را از دست بدهیم! اما آیا این شبکه های مجازی واقعاً کمکی برای ما خواهند بود و یا بی صدا و آرام آرام اتفاقاتی زیر پوست افراد در حال رخ دادن می باشد که می تواند تاثیراتی را بر زندگی و کار آنها داشته باشد؟شاید اولین مشکلی که این شبکه های اجتماعی برای ما به ارمغان خواهند آورد عدم تمرکز و توجه، باشد. با مشاهداتی که از تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر زندگی و کار روزمره‌ی مردم در اطراف خود داشته باشیم، متوجه عدم تمرکز و گذرایی سریع افراد از تمامی اتفاقات در زندگی روزمره ی آنها خواهیم شد به طوری که تمرکز بر روی موضوعی خاص تقریباً غیرممکن شده است. همه ی کارها را سریع و با عجله و سطحی انجام می دهیم تا فرصتی ایجاد کرده و به شبکه های اجتماعی خود سری بزنیم.- دنبال فرصتی هستیم که حوصله مان سر برود و سراغ دنیای مجازی برویم.به عنوان مثال برای عدم تمرکز و عدم حوصله برای کارهای زمانبر و عمیق؛ حوصله ی خواندن متن های بلند، کتاب، روزنامه و مجله، برای افراد از بین رفته و بیش از چند خط حوصله ی خواندن را نداریم، حتی در شبکه های اجتماعی نیز حوصله ی این متون بلند را نداریم و گاهاً با یک نگاه کوتاه اگر متنی را بلند تصور کنیم، حتی شاید به متن خلاصه ی آن نیز نپردازیم.به همین علت، کانال ها و گروه های مفیدی که گاهاً در شبکه های اجتماعی وجود دارد از استقبال زیادی برخوردار نبوده و مشاهده می شود که عضویت در کانال ها و گروه هایی که متن های تحلیلی دارند، کمترین طرفدارها را نیز به خود اختصاص داده، مگر در مواردی که مجبور به حضور در آن گروه ها هستیم مانند مباحث کاری یا مباحث مالی که جذابیت و نیاز افراد می باشد. که آن هم بسیار کوتاه و صرفاً جهت رفع نیاز می باشد.خیلی سریع به دنبال مصرف کردن موضوعات و سرگرمی ها هستیم بدون اینکه در گذر زمان آنها با این مسائل حتی خیلی کوتاه موضوع آنها را درک کرده باشیم. انسان های مصرف گرایی شده ایم که به دنبال تمام کردن به هر نحوی که شده است، هستیم. حتی انسان ها و عواطف آنها را نیز مصرف می کنیم و دور می اندازیم! به عنوان مثالی دیگر، اینستاگرام؛همانطور که می دانید اینستاگرام یکی از موفق ترین شبکه های اجتماعی در جذب افراد بوده است به طوری که تقریباً تمامی افراد یک حساب کاربری در این شبکه دارند و وابستگی به این شبکه در برخی افراد آنقدر زیاد شده است که روزانه ساعات زیادی را در این شبکه سپری کرده و لحظه لحظه ی زندگی خود را چه در محل کار و چه در خانه و حتی مسیرهای حرکتی خود به اشتراک می گذارند.البته اشاره به این موضوع که اینستاگرام در ابتدا محلی برای به اشتراک گذاری عکس ها بود و در ادامه بعد از جذابیت و استقبال بین کاربران، این شبکه ی اجتماعی تصمیم بر لحاظ کردن کلیپ های کوتاه نمود (شاید از زودگذر و سطحی نگر بودن افراد آگاه بود که تصمیم گرفت در گام اول کلیپ هایش بیش از یک دقیقه نباید باشد_نیاز مشتری و بازار آن را به خوبی درک کرده بود) بعد از عادت افراد به مشاهده ی کلیپ های کوتاه و عادت دادن کاربران به دیدن ویدئو (در فضایی که برای به اشتراک گذاری عکس در نظر گرفته بود)، با اضافه کردن IGTV که ویدئوهایی با زمان بالاتر، نیز تصمیم بعدی خود را اجرایی کرد.شناخت بازار و نیاز مشتری در اینستاگرام به بهترین شکل ممکن در حال انجام می باشد و حتی به مرحله ای رسیده است که نیاز مشتری را نیز خود تعریف کرده و به مشتری القا می کند. دقیقاً به این موضوع که مشتری نمی داند چه نیازی دارد رسیده است. (به یکی از بهترین روش های توسعه ی محصول رسیده است)نظر برخی از کابران اینستاگرام: &quot;زمان استفاده از اینستاگرام، انقدر جذابیت های زیادی در این شبکه وجود دارد که گذر زمان را اصلاً متوجه نمی شویم. اما در زمان فعالیت های دیگر این جذابیت برای انجام کار وجود ندارد و سعی می کنیم سریع کارهایمان را تمام کنیم تا به علایق و جذابیت های دیگر مانند شبکه های اجتماعی برسیم.&quot;اینستاگرام یک نمونه ای از تمامی این شبکه های اجتماعی می باشد؛ در سایر شبکه ها نیز همین موضوع را می توان تعمیم داد؛ تلگرام، واتس اپ، تیک تاک، ایمیل، و غیره.این موارد (به طور مثال شبکه های اجتماعی) نشان از عدم تمرکز افراد بر روی کار خود، به علت داشتن مشغله های جذاب سطحی خیلی زیادی که دائماً باید به آنها رسیدگی کنند، را دارد. عمیق شدن در موضوع ها سخت شده زیرا باعث جدا شدن افراد از این لذات زودگذر می شود و نیاز به مطالعه و تفکر عمیقی دارد، شاید به این دلیل کمتر کسی دنبال مباحث عمیق می باشد. در ادامه بحث کار عمیق را بیشتر توضیح خواهیم داد.مثال بالا برای روشن شدن موضوع عدم تمرکز و عدم تخصیص زمانی مشخص به یک فعالیت خاص به جهت عمیق شدن در موضوع، بدون هیچ خلل برهم زننده ی تمرکز (مانند شبکه های اجتماعی و موارد برهم زننده ی تمرکز)، بیان شده است تا تعریف مشترکی از آن داشته باشیم که وقتی صحبت از عدم تمرکز می شود، بدانیم دقیقاً به چه مواردی اشاره می کنیم.با توجه به توضیحات بندهای بالا دو تعریف در ادامه خواهیم داشت: تعریف کار سطحی . تعریف کار عمیق ؛کار سطحی:کارهایی هستند که از نظر شناختی چالش برانگیز نیستند و در زمان عدم تمرکز انجام می شوند. این کارها ارزش جدیدی در جهان ایجاد نمی کنند و به راحتی تکرار و جایگزین می شوند.با توجه به تعریف کار سطحی، می توان درک کرد که چه اتفاقی برای کاربران شبکه های اجتماعی در حال رخ دادن است، اینکه شبکه های اجتماعی ذائقه ی افراد را از تمرکز و عمیق شدن در مباحث را، از بین می برد. افراد علاقمند به کارهای سطحی می شوند زیرا علاوه بر جذابیت های خود، انرژی کمتری از افراد خواهد گرفت. این همان اتفاق خطرناکی است که در زیر پوست افراد آهسته آهسته در حال رخ دادن می باشد. تغییر خلقیات افراد از کار عمیق (که سابقاً به علت کمتر بودن عوامل حواس پرتی بسیار وجود داشت) به کار سطحی می باشد. افزایش استرس، اضطراب، کیفیت پایین محصولات و مواردی از این دست در حال اتفاق افتادن می باشد.- در حال حاضر نیز ساعت های هوشمند، در دسترس بودن افراد را راحت تر کرده و بیشتر بر عدم تمرکز افراد دامن خواهد زد.در مقابل کار سطحی، عبارتی با نام کار عمیق نیز وجود دارد. حال تعریفی از کار عمیق داشته باشیم که کار عمیق به چه کاری گفته می شود؟کار عمیق:به کاری گفته می شود که با مدت مشخص بدون عوامل برهم زننده ی تمرکز بتوان روی یک موضوع خاص کار و مطالعه کرد، کار عمیق، فعالیت های حرفه ای که در حالت تمرکز بدون خدشه و یکپارچه انجام می پذیرد و قابلیت شناختی تان را افزایش می دهند. این تلاش ها، باعث ایجاد ارزش های جدید می شوند و مهارت های شما را بالاتر می برند و تکرار کردنشان کار آسانی نیست.- برای بیرون کشیدن تمام قطرات عصاره ی ارزش های شما از ظرفیت فعلی ذهنی تان، باید کار عمیق را در پیش بگیرید. که تلاشی برای سرآمد شدن در رشته ای خاص می باشد.مقوله ی کار عمیق آنقدر در این بین فراموش شده که احساس این خطر، باعث بودجود آمدن کتابی در این زمینه توسط کال نیوپروت با نام کار عمیق شده، که درباره ی قواعدی برای کسب موفیقتِ متمرکز در دنیای پر هرج و مرج امروزه نوشته شده است.خلاصه ای از کتاب کار عمیق نوشته ی کال نیوپورت؛در دنیای امروز با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، بخش عمده‌ای از زمان مفید روزانه‌ی هرکس در گشت‌‌و‌گذار در صفحات اینترنتی یا شبکه‌های اجتماعی صرف می‌شود. میزان اعتیاد به فضای مجازی به حدی رسیده است که تمرکز بر کارهای روزمره برای بسیاری دشوار و گاهی ناممکن شده است. در دسترس و پاسخ‌گو بودن اگرچه در ابتدا جذاب و لذت‌بخش بود اما با گذشت زمان آثار نامطلوب خود را نشان داد؛ آنچنان که در تمام لحظات بخشی از ذهن افراد به تلفن همراه خود و پیام‌های دریافتی در شبکه‌های اجتماعیشان معطوف شده است.کال نیوپورت در کتاب کار عمیق سراغ همین وضعیت رفته است و یادآوری می‌کند حواس‌پرتی که از پس تمرکز بر استفاده از شبکه‌های اجتماعی می‌آید، باعث انجام سطحی کارها می‌شود. كال نيوپورت با بررسی این موضوع، راه‌حل‌هایی برای مدیریت استفاده از فضای مجازی پیشنهاد داده است. راه‌حل‌هایی که خواننده‌ی کتاب کار عمیق را به افزایش بازدهی و انجام کارهای عمیق و ارزشمند برساند.جهت تاثیر گذار بودن هر چه بیشتر کتاب کار عمیق، آقای کال نیوپورت در ابتدا نمونه ای افرادی که کار عمیق انجام داده و دستاوردهای آنها را بیان کرده است: (برای اطلاعات بیشتر پیشنهاد می شود نام افراد را حتماً googleکرده تا دستاوردهای آنها را بهتر بشناسیم)1. کارل یونگ: بعضی از معروفترین مفاهیم روانشناسی را ابداع کرده‌است.2. وودی آلن: نویسنده کارگردان معروف در چهل و چهار سال بین 1969 تا 2013 تعداد چهل و یک فیلم نامه نوشت و کارگردانی کرد که بیست و سه بار نامزد دریافت جایزه ی اسکار شد.3. پیتر هیگر برنده ی جایزه ی نوبل4. جی کی رولینگ نویسنده ی کتاب های هری پاتر5. بیل گیتس مدیر عامل شرکت مایکروسافت6. نیل استیونسن نویسنده ی آمریکاییبه طور خلاصه در کار عمیق باید: (اقداماتی که در رویدادهای اسکرامی به شدت پیشنهاد می شوند)- روی امور به شدت مهم تمرکز کنید.- بر اساس معیارهای متقدم عمل کنید.- تابلوی امتیازات مشوق داشته باشید.- برنامه ی بازخواست و پیگیری منظم‌ داشته باشید.در اینجا با تعریف بالا به موضوع اصلی نوشتار خود می رسیم، انطباق کارهای سطحی و عمیق با مباحث اسکرام:رویدادهای اسکرام (مخصوصاً جلسات) و روابط بین افراد نیز می تواند همین نقش کارهای سطحی را برای کارکنان داشته باشد به طوری که مانند شبکه های اجتماعی دائماً ذهن را درگیر کرده و امکان تمرکز و تخصیص زمانی مشخص و معین را برای انجام فعالیت ها را از افراد سلب نماید.- این نکته را مدنظر داشته باشیم که اسکرام ذاتاً مشکلی ندارد زیرا آزمایش های خود را پس داده و نتایج درخشانی را نیز نشان داده است اما گاهاً انتخاب اشتباه روش برای توسعه ی محصول (برای انتخاب روش های اجایل باید انطباق محصول را در نمودار زیر بررسی کرد)، نحوه ی پیاده سازی اشتباه در زمان نوپایی تیم اسکرام، و مواردی از این دست، باعث برهم خوردگی این نتایج خواهد شد.نفرات تیم توسعه معمولاً از برگزاری تعداد زیاد جلسات طی یک اسپرینت شکایت دارند، در حالیکه در مقابل آنها اسکرام مسترها هستند، که به دنبال هماهنگی و کارایی بیشتر، رفع نواقص و کاهش دست به دست شدن اطلاعات hands-off با برگزاری این جلسات می باشند تا انتقال اطلاعات بهتر و بدون کم و کاست اتفاق بیافتد. اما هماهنگی بین این تضادها یکی از وظایف اصلی اسکرام مستر می باشد که بتواند محیطی را برای تیم اسکرامی خود بودجود آورد که بتوانند با تمرکز کامل بر روی فعالیت های خود کار کنند.برای مثال، اسکرام مسترها باید میزان کارایی افراد، میزان رضایت، میزان کار تیمی افراد، میزان احساس مسئولیت افراد نسبت به مشکلات محصول و رفع آن، میزان احساس مالکیت محصول، و مواردی از این دست را در بین نفرات تیم سنجیده و بهینه نمایند.- راهکارهای بسیاری برای این موضوع وجود دارد که طی چند روز گذشته نیز مباحثه ای از آقای اسد صفری در اینستاگرام در خصوص مواردی که در بند بالا بیان شد توضیحاتی داده اند. پیشنهاد می شود این برنامه را در اینستاگرام opentalks_irمشاهده فرمایید.به طور خلاصه سرفصل های مباحثه به صورت تیتروار به شرح زیر می باشد:i. توجه به نفرات تیمii. عدم قطعیتiii. اختیار عملiv. مرتبط بودن با دیگرانv. دامنهبرای افزایش میزان مشارکت و احساس مالکیت و مسئولیت نسبت به محصول تیم، باید تیم را در قبال تصمیم ها و عواقب آن مسئول ساخت. این مورد را در کتاب Skin in the game  با ترجمه ی فارسی پوست در بازی نوشته ی &quot;نسیم نیکولاس طالب&quot;، می توان مطالعه کرد.متن زیر برگرفته از کتاب Skin in the game  :1.  برای عدالت اجتماعی روی تقارن و به اشتراک گذاشتن ریسک تمرکز کنید. شما نمی‌توانید سود به دست آورید و ریسک را به دیگران منتقل کنید، همان طور که بانکدارها و شرکت‌های بزرگ همین کار را می‌کنند. شما نمی‌توانید بدون قبول مسئولیت ریسک‌های خودتان و پرداخت ضررهایتان ثروتمند شوید. اجبار به داشتن پوست در بازی بهتر از هزاران قانون و ضابطه این عدم تقارن را حل می‌کند.2. قوانین اخلاقی جهان شمول نیستند. شما عضو گروهی بزرگ‌تر از خودتان، اما همزمان کوچک‌تر از کل بشریت هستید.3. اقلیت، و نه اکثریت، بر جهان حکمرانی می‌کنند. جهان نه توسط توافق عام، بلکه توسط اقلیت لجوجی که سلایق و اخلاق خودشان را بر دیگران تحمیل می‌کنند اداره می‌شود.4. شما می‌توانید یک روشنفکرِ در عین حال احمق باشید. «احمق‌های تحصیل کرده» در مورد همه چیز از استانلیسم تا عراق و رژیم‌های کم‌کربوهیدرات اشتباه می‌کرده‌اند.5. مراقب راهکار پیچیده (که کسی حقوق گرفته تا آن‌ها را پیدا کند) باشید. یک هالتر ساده بهتر از دستگاه‌های بدن‌سازی گران می‌تواند عظله بسازد.6. دین واقعی نوعی تعهد است، نه صرفاً یک باور. این که چقدر به چیزی باور دارید صرفاً توسط میزان ریسکی که حاضرید برایش قبول کنید نشان داده می‌شود.پیشنهادهایی برای ادامه ی راه حل های عدم تمرکز در تیم های اسکرامی:تخصیص زمانی جهت انجام کار عمیق در تیم ها.برگزاری جلسات در کوتاه ترین زمان های ممکن با رعایت time farmeهای استاندارد.بررسی مجدد نحوه ی چینش نفرات تیم در یک اتاق.- گاهاً نیاز است افراد جهت تمرکز بیشتر در اتاق های خود مشغول به کار باشند، اما جهت دسترسی راحت تر به یکدیگر همگی نفرات در امتداد یک راهرو مستقر خواهند شد تا دسترسی آنها به یکدیگر به راحت ترین شکل ممکن باشد. و حتی در مسیرهای روزانه ناخودآگاه با یکدیگر روبرو شده و بتوانند در خصوص موارد کاری خود مذاکره داشته باشند.درک و کاهش استرس و نگرانی نفرات تیم.- اپیدمی نگرانی از کاهش ارزش سرمایه های زندگی افراد در وضعیت کنونی جامعه، که نفرات را درگیر اپیدمی های حفظ ارزش سرمایه ی خود از طریق مشارکت در بازارهای بورس، ارز، طلا و خودرو کرده است.افزایش حس هم تیمی بودن و کار تیمی در افراد.افزایش درک متقابل افراد و ایجاد زبان مشترک.  به فراخور هر تیم این روش ها و راهکارها می تواند متفاوت بوده و کم و زیاد شوند. باید تیم خود را به بهترین شکل ممکن شناخت و همراهی کرد.کتاب های معرفی شده در خلال متن، امکان افزایش بهره وری تیم ها را برای اسکرام مسترها فراهم خواهد کرد و پیشنهاد به مطالعه ی کتاب و یا گوش دادن به پادکست های زیر که در این خصوص تهیه شده است، می شود.پادکست کار عمیق :https://bpluspodcast.com/archives/%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%85%db%8c%d9%82/پادکست Skin in the game :https://bpluspodcast.com/archives/%d9%be%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c/نکته ی دیگری را که باید مدنظر داشته باشید، باید نفرات تیم را به سوی خود سازماندهی کشاند به طوریکه بدون نظارت نفرات، بتوانند بهترین تصمیم ها را گرفته و بهترین عملکرد خود را داشته باشند.در این خصوص در مباحث بعدی صحبت خواهد شد.ممنون خواهم شد پیشنهادات و انتقادات مفید و سازنده ی شما را دریافت کنم. با سپاسرسول نفری </description>
                <category>رسول نفری</category>
                <author>رسول نفری</author>
                <pubDate>Mon, 18 May 2020 13:23:41 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>