<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رسول قبادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rasoulghobadi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 10:47:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/171354/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رسول قبادی</title>
            <link>https://virgool.io/@rasoulghobadi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>همنشینی پهلوی و فساد</title>
                <link>https://virgool.io/@rasoulghobadi/pahlavicorruption-f6gnousjr5i8</link>
                <description>-  سر آنتونی پارسونز (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): وی معتقد بود که امیرعباس هویدا و شاه آگاهانه چشمان خود را بر فساد گسترده دیگران در ارکان حکومت می‌بستند [۷۵۵].-  سر دنیس رایت (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): او در گزارش‌های خود در سال ۱۹۷۷ تاکید کرد که فساد به‌ویژه در فعالیت‌های خانواده سلطنتی به‌شدت گسترش یافته و به یکی از عوامل اصلی نارضایتی عمومی تبدیل شده بود [۷۸۳، ۷۹۸].-  ریچارد هلمز (سفیر اسبق آمریکا در ایران و رئیس پیشین سیا): وی اظهار داشت که بارها درباره موضوعات ناخوشایندی همچون فساد و حقوق بشر با شاه گفتگو کرده، اما این تذکرات تا حدی پذیرفته می‌شد و پس از آن دیگر تأثیری بر رفتار شاه نداشت [۲۳۲].-  عبدالمجید مجیدی (وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه): او در گفتگوهایش با شاه به معضل فساد اشاره کرده و معتقد بود که شاه از گزارش‌های مربوط به فساد و ناتوانی در دستگاه‌های دولتی ابراز نارضایتی و ناخشنودی می‌کرد [۲۸۸، ۳۳۵].-  ارتشبد حسن علوی‌کیا (قائم‌مقام اسبق ساواک): وی به وجود فساد در لایه‌های اداری و امنیتی اشاره داشته و تأیید می‌کند که گزارش‌های مربوط به فساد مقامات عالی‌رتبه در ساختار امنیتی و سیاسی کشور مورد بحث و بررسی قرار می‌گرفت [۱۳۰، ۱۳۱].-  اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه): وی در سرفصل‌های خاطرات خود به موضوع فساد در میان اطرافیان دربار، از جمله موضوع «ایادی و فساد» اشاره کرده که نشان‌دهنده چالش‌های ناشی از این مسئله در حلقه‌های نزدیک به قدرت است [۶۲۸].-  محمد یگانه (وزیر پیشین اقتصاد و دارایی و رئیس بانک مرکزی): او به عنوان یکی از مدیران ارشد اقتصادی، به تأثیرات مخرب فساد بر ساختار مالی کشور و ارتباط آن با عدم کارایی برخی برنامه‌های توسعه‌ای در اواخر دوره پهلوی پرداخته است [۴، ۱۳۴].-  دکتر علی امینی (نخست‌وزیر): او معتقد بود اطرافیان شاه با مداخله در امور و ارائه گزارش‌های نادرست، عامل اصلی گسترش فساد بودند [۸۱۴، ۸۱۵]. وی همچنین به عدم سلامت نظام اداری و بوروکراتیک اشاره کرده است [۸۱۵].-   دکتر علی‌نقی عالی‌خانی (وزیر اقتصاد): او به رواج گسترده ارتشا و فساد در بخش‌های خصوصی و تلاش برخی مقامات برای پرداخت رشوه به وزرا اشاره دارد [۶۲۲، ۶۲۳]. او بر این باور بود که نبود متولی واحد در مدیریت منابع، بستری برای سوءاستفاده فراهم می‌کرد [۸۰۶].-   ابونصر عضد قاجار (نواده مظفرالدین شاه): وی اطرافیان شاه را مشتی &quot;دزد و رگلوا‌بچ&quot; (چپاول‌گر) می‌دانست که تنها به دنبال منافع شخصی خود بودند [۴۸]. او همچنین به فساد در پروژه‌های بزرگ دولتی مانند امور برق و آب اشاره کرده است [۸۰].-  تیمسار حسن علوی‌کیا (قائم‌مقام ساواک): او به وقوع فساد و ارتشا در سطوح بالای نظامی اشاره کرده و محکومیت فرماندهانی چون عباس رمزی‌عطایی را نمونه‌ای از آن می‌داند [۴، ۴۸۱].-  دکتر غلامرضا افخمی (تحلیل‌گر سیاسی): او فساد را نتیجه ساختاری قدرت متمرکز و نبود نظارت دقیق در نظام بوروکراسی پهلوی تحلیل می‌کرد [۲۰۷، ۲۲۳].-  احمد احرار (روزنامه‌نگار): وی فساد را یکی از ویژگی‌های بارز دستگاه پلیسی و اداری می‌دانست که منجر به نارضایتی گسترده عمومی شده بود [۳۴۰، ۳۷۲].-  نادِر اردلان (معمار و شهرساز): او معتقد بود موقعیت‌های کلان اقتصادی در بخش واردات و صادرات، بستر بسیار مناسبی برای &quot;گرافت&quot; (اختلاس) و فساد ایجاد کرده بود [۹۰۱، ۹۱۷].-  عباس رمزی‌عطایی (فرمانده سابق نیروی دریایی): او که خود به جرم ارتشا محکوم شده بود، حضور فساد مالی در سطوح ارشد فرماندهی نظامی را تأیید می‌کند [۴].-   امین عالیمرد (معاون وزیر کشور): وی به وجود فساد اداری به عنوان مانعی بزرگ در مسیر اجرای اصلاحات و نوسازی کشور تأکید داشته است [۷۶۲، ۷۶۷].-  مهشید امیرشاهی (نویسنده و روزنامه‌نگار): او معتقد بود فضای مادی‌گرایی افراطی در دهه ۱۳۵۰ منجر به ایجاد یک &quot;اتمسفر ناسالم&quot; و گسترش فساد در جامعه شده بود [۸۶۲].-  ابوالفتح آتابای (مقام دربار): او ضمن دفاع کلی از شاه، اقرار می‌کند که برخی افراد نزدیک به دربار در فعالیت‌های غیرقانونی مانند قاچاق دخالت داشتند [۱۸۲].-  دکتر علی‌اصغر حاج سید جوادی (نویسنده و فعال سیاسی): او فساد را نتیجه جدایی حکومت از مردم و حاکمیت طبقه برگزیده و نالایق بر مقدرات کشور می‌دید [۱۲۱].-  پری اباسالتی (نماینده مجلس و روزنامه‌نگار): وی به نبود شفافیت مالی در تخصیص بودجه‌های پروژه‌های خاص و تأثیر آن بر سلامت اداری اشاره کرده است [۱۲۹].-   آرچی بولستر (دیپلمات سفارت آمریکا): او معتقد است که تا دهه ۵۰ شمسی، فساد به یک مشکل کاملاً آشکار در حکومت تبدیل شده بود و شاه با حمایت‌های بی‌چون و چرای آمریکا، چشم خود را بر واقعیت‌های عینی و نارضایتی‌های ناشی از آن بست [۲۹، ۴۹].-  دنیس رایت (سفیر اسبق بریتانیا): او به گزارش‌هایی درباره فساد مالی اطرافیان شاه از جمله در پروژه‌های توسعه جزیره کیش اشاره کرده و از قول دکتر اقبال نقل می‌کند که در اواخر دهه ۵۰، فساد در حکومت بدتر از همیشه شده بود [۱۳۸، ۱۹۹].-   پیتر آوری (استاد دانشگاه و پژوهشگر): او تأکید دارد که در سال ۱۹۷۵ فساد به ابعاد وحشتناکی رسیده بود و داستان‌های متعددی از مبالغ هنگفت کمیسیون در قراردادها (معروف به کمیسیون در قرارداد) و فساد در خانواده سلطنتی وجود داشت [۳۰۵، ۳۰۶].-  جورج میدلتون (دیپلمات بریتانیایی): او به نقل از دکتر مصدق اشاره می‌کند که نگران بود صنعتی شدن سریع و بدون برنامه، دهقانان را به طبقه‌ای فقیر و حاشیه‌نشین تبدیل کند که زمینه‌ساز ناهنجاری و فساد ساختاری شود [۸۸۹].-  حبیب بهار (نماینده مجلس و مقام استانی): او به وجود فساد و عدم سلامت اداری در برخی مقامات عالی‌رتبه اشاره کرده و معتقد است تعاونی‌های روستایی گاهی به جای خدمت، به ابزاری برای سوءاستفاده‌های مالی تبدیل می‌شدند [۱۹۷، ۳۹۰].-  احمد بنی‌احمد (نماینده مستقل مجلس): وی به صراحت از «فساد مالی در دستگاه دولت» سخن گفته و معتقد بود که تکنوکرات‌های تحصیل‌کرده غرب نیز نتوانستند مانع از گسترش این پدیده در بدنه حکومت شوند [۵۲۲، ۵۲۴].-  رضا عظیمی (ارتشبد ارتش): او ضمن تأیید وجود شایعاتی درباره فساد مالی در ارتش، مدعی است که سازمان‌های بازرسی تلاش می‌کردند کنترل‌هایی اعمال کنند، هرچند برخی فرماندهان از بودجه‌ها برای خریدهای شخصی استفاده می‌کردند [۳۶۱].-  محمد باهری (وزیر دادگستری و مقام دربار): او ضمن اشاره به پرونده‌های فساد در «دیوان کیفر»، معتقد بود که شاه شخصاً نسبت به فساد حساس بود و تلاش می‌کرد با مدرن کردن سیستم قضایی، با رشوه‌خواری کارمندان مقابله کند [۴۴۷].-  لئون براسور (دیپلمات فرانسوی): او معتقد است که ثروت عظیم ناشی از نفت در دهه‌های آخر، باعث بروز فساد گسترده و تغییرات منفی در اخلاق و سنت‌های اجتماعی ایران شده بود [۶۰۵].-   آلن پرایس داو (افسر اطلاعاتی سیا): او ذکر می‌کند که دولت آمریکا به سختی می‌توانست واقعیت‌های مرتبط با فساد در خانواده شاه و درگیری آن‌ها در فعالیت‌های ناصواب را بپذیرد یا به آن واکنش نشان دهد [۶۱۰].-  مهدی برادران قاسمی (فعال سیاسی): او به نقل از افسران جوان ساواک می‌گوید که آن‌ها از فساد دولتمردان قدیمی و سناتورهای سالخورده به شدت گله‌مند بودند و این موضوع را عامل تضعیف رژیم می‌دیدند [۳۱۱].-  داریوش آشوری (نویسنده و روشنفکر): او فساد را فراتر از جنبه مالی، در ساختار سیاسی می‌بیند و معتقد است دخالت‌های خارجی و کودتای ۳۲، فضای سیاسی ایران را به مسیری ناسالم و فاسد سوق داد [۲۰۳].-   غلامعلی فریور (وزیر صنایع در کابینه امینی): وی معتقد بود فساد به یک چالش بزرگ تبدیل شده بود و کابینه امینی تلاش کرد با دستگیری چندین جنرال به اتهام فساد، با آن مقابله کند [۵۷۳، ۱۴۲۸].-  غلامرضا مقدم (قائم‌مقام سازمان برنامه و معاون بانک مرکزی): او به فساد در سطوح بالا اشاره داشت و معتقد بود در سال‌های آخر، گروه‌هایی از تکنوکرات‌های نزدیک به هویدا، پرونده‌های مستندی از موارد فساد جمع‌آوری کرده بودند [۱۳۷۹، ۸۵۰].-  شاهرخ گلستان (فیلم‌بردار و مستندساز دربار): وی به فقدان اخلاق و وجود فساد اداری در نهادهای حکومتی، به‌ویژه در وزارت فرهنگ و هنر و سیستم حمایتی دربار اشاره می‌کند [۲۷، ۲۹].-  ایرج گرگین (مدیر رادیو و تلویزیون ملی): او به سوءمدیریت و پتانسیل سوءاستفاده از قدرت در سازمان‌های دولتی اشاره کرده و از عدم شفافیت در هزینه‌کردهای کلان انتقاد داشت [۳۶، ۳۷].-  منوچهر گودرزی (وزیر مشاور و رئیس سازمان امور اداری): وی فساد را در قالب سوءاستفاده از منابع دولتی (مانند خرید گوشت) و ناکارآمدی‌های اداری که منجر به نارضایتی عمومی شد، توصیف می‌کند [۱۱۰، ۱۱۱].-   هرمز حکمت (استاد دانشگاه و فعال سیاسی): او بر این باور بود که قدرت مطلقه شاه به حالتی از فساد منجر شده بود که باعث بیزاری مردم و گرایش آن‌ها به سوی مخالفان شد [۱۵۷].-  داریوش همایون (وزیر اطلاعات و جهانگردی): وی معتقد بود فساد سیستمی و «مصرف نمایشی» پس از سال ۱۹۷۳، ابزارهای ناکارآمدی بودند که حمایت مردمی از رژیم را از بین بردند [۱۷۴، ۱۸۶].-  فریدون هویدا (سفیر ایران در سازمان ملل): او تأکید داشت که فساد به بالاترین سطوح خاندان سلطنتی نفوذ کرده بود (مانند شایعات قاچاق مواد مخدر) و این موضوع خشم عمومی را برانگیخت [۱۹۳، ۲۰۴].-  ویلیام لهفلد (مستشار اقتصادی سفارت آمریکا): وی مشاهده کرده بود که فساد به سطوح بالای خاندان سلطنتی رسیده و شرکت‌های آمریکایی برای انجام کارها ناچار به پرداخت مبالغی بودند [۱۳۶۹، ۱۳۷۵]. -  جان اروین (دیپلمات آمریکایی): او معتقد بود قدرت مطلق شاه به مرحله‌ای از فساد رسیده بود که باعث نارضایتی وسیع داخلی و سقوط نهایی رژیم شد [۱۰۸۴].-  کاظم جفرودی (سناتور و نایب‌رئیس مجلس سنا): وی به فساد گسترده در معاملات زمین و دلالی‌های کلان که هزینه‌های سنگینی به خدمات شهری و دولت تحمیل می‌کرد، اشاره دارد [۱۱۰۹].-  غلامحسین جهانشاهی (وزیر بازرگانی): او تمرکز بیش از حد قدرت سیاسی در دست شاه را عامل اصلی گسترش فساد و از بین رفتن انضباط اداری می‌دانست [۱۱۷۲، ۱۱۷۳].-  مظفر جندقی (نماینده مجلس و بازرگان): وی فساد را یک واقعیت سیستمی توصیف می‌کرد که در آن بدون پرداخت رشوه یا پارتی‌بازی، پیشبرد امور در دستگاه‌های دولتی تقریباً غیرممکن بود [۱۲۱۱، ۱۳۷۵].-  خداداد فرمانفرمائیان (رئیس سازمان برنامه و کل بانک مرکزی): او فساد را به مثابه یک «جالوت» (غول) توصیف می‌کرد که در تمام ارکان رسوخ کرده بود، اگرچه برخی وزرا را شخصاً پاک‌دست می‌دانست [۱۵۵۵، ۱۶۰۸].-  حمید قاجار (مسئول در کنسرسیوم نفت): وی صراحتاً بیان می‌کند که در زمان فعالیتش در شرکت نفت، شاهد وجود «فساد در تمام سطوح» اداری و اجرایی بوده است [۱۴۴۳].-  عبدالکریم لاهیجی (حقوقدان و وکیل): او به وجود فساد در سیستم قضایی و اداری اشاره داشته و مبارزه با آن را یکی از مطالبات اصلی حقوقدانان پیشرو می‌دانست [۱۳۳۲].-  حسن Hadji سیدجوادی (روزنامه‌نگار): وی از فقدان اخلاق اداری و وجود فساد در نهادهای امنیتی و اجرایی که پوششی برای تثبیت قدرت بودند، سخن گفته است [۱۱۸، ۱۱۹].-  دریادار سید احمد مدنی (فرمانده نیروی دریایی و فعال سیاسی): وی معتقد بود فساد در نظام پهلوی «از صدر تا ذیل» ریشه دوانده بود و اطرافیان شاه و مستشاران خارجی در فساد غوطه‌ور بودند که همین امر باعث دلسردی نیروهای مخلص می‌شد [۳، ۷].-  عبدالمجید مجیدی (وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه): او به وجود «فساد اداری» و ناهماهنگی در مدیریت کلان اشاره دارد و ذکر می‌کند که در سال‌های آخر حتی با شاه درباره مسئله فساد و لزوم رسیدگی به آن بحث و گفتگو کرده است [۱۹۸، ۲۱۰، ۲۶۱].-  آرمین میر (سفیر سابق ایالات متحده در ایران): او فساد را یکی از عوامل داخلی سقوط شاه می‌داند و بر «امتیازات ویژه و فساد» در دربار، خانواده سلطنتی و ریخت‌وپاش‌های غیرضروری تأکید دارد [۳۲۳، ۳۲۹].-  ملک‌تاج محی (فعال اجتماعی و نماینده مجلس): وی به مواردی از فساد در میان نزدیکان دربار اشاره کرده و معتقد است گزارش‌هایی درباره فساد اطرافیان به شاه داده می‌شد، اما برخورد قاطع صورت نمی‌گرفت [۵۰۲، ۵۳۲].-  اسدالله نصر اصفهانی (استاندار و وزیر کشور): او بر لزوم تغییر «مقامات فاسد» تأکید داشت و به پرونده‌های خاصی از فساد و سوءاستفاده از قدرت در سطح محلی و نزدیکان به کانون قدرت اشاره کرده است [۷۷۷، ۸۰۷].-  نیره ابتهاج سمیعی (نماینده مجلس شورای ملی): وی ضمن دفاع نسبی از ساختار حکومت، معتقد بود که «نقص حکومتی» به آن معنا وجود نداشت، اما خیانت برخی افراد و ضعف‌های اداری را به عنوان مشکلات جدی می‌پذیرفت [۸۱۸].-   دکتر قاسم معتمدی (وزیر بهداری و رئیس دانشگاه): او به وجود گزارش‌هایی درباره فساد در ایران اشاره می‌کند، هرچند معتقد است که برخی از این گزارش‌ها توسط منابع خارجی یا مخالفان با اغراق همراه می‌شد [۷۷۲].-  تیمسار احمدعلی محققی (فرمانده ژاندارمری): او به تضادها و اختلافات درونی دولت اشاره دارد که ناشی از منافع شخصی برخی دولتمردان (مانند اختلافات بر سر اصلاحات ارضی) و عدم توجه به حقوق عمومی بود [۴۵۹، ۴۶۲].-  کیمبیز محمودی (از مدیران رادیو و تلویزیون ملی): او به نفوذ روابط و توصیه‌ها در ساختار اداری اشاره دارد و معتقد است که بروکراسی وقت گاهی مانع از اجرای درست برنامه‌ها و باعث ایجاد نارضایتی می‌شد [۱۵۰، ۱۸۹].نکته: در منابع ارائه شده، برخی دیگر از افراد مانند «محمدعلی مجتهدی» یا «مصطفی مصباح‌زاده» بیشتر بر چالش‌های اداری، آموزشی و سانسور تمرکز کرده‌اند تا تحلیل مستقیم واژه «فساد اقتصادی»، هرچند نارسایی‌های سیستمی را تأیید می‌کنند. [۵۴۱، ۵۹۸]-  سر پیتر رامزبوتام (سفیر بریتانیا در ایران): وی معتقد بود شاه نسبت به آز و طمع اعضای خانواده‌اش ضعیف بود و با اجازه دادن به آن‌ها برای کسب سودهای کلان، چهره رژیم را نزد مردم تخریب کرد [۱۶۰، ۱۷۸]. او همچنین ذکر می‌کند که شاه معتقد بود تجار و کارمندان باید بتوانند از طریق «کمیسیون» (رشوه) درآمد داشته باشند و این را بخشی از چرخه اقتصاد می‌دید [۱۶۲].-  فاطمه پاکروان (همسر سرلشکر حسن پاکروان): او تأکید داشت که برخی از خانواده‌های قدرتمند و اطرافیان دربار، کنترل شدیدی بر تمامی فعالیت‌ها و امور مالی دربار داشتند و پروژه‌ها را به نفع خود پیش می‌بردند [۱۲۵، ۱۲۶]. وی همچنین به تلاش اطرافیان شاه برای آلوده کردن افراد سالمی چون همسرش به فساد مالی اشاره می‌کند [۷۹].-  ریچارد فرای (ایران‌شناس و استاد دانشگاه): او بر این باور بود که در سال‌های پایانی، این تصور در ایران حاکم شده بود که هر کسی در دولت و دربار فروختنی است و تملق‌گویان تنها به دنبال پر کردن جیب خود از ثروت ملی بودند [۳۷۰، ۳۷۶]. او افرادی مانند شجاع‌الدین شفا را نمونه‌ای از این فرهنگ سهم‌خواهی می‌دانست [۳۷۰].-  فیلیپس تالبوت (دیپلمات بلندپایه آمریکایی): او خاطرنشان می‌کند که محمدرضا شاه علی‌رغم اجرای برنامه‌های نوسازی، توانایی یا اراده لازم برای ریشه‌کن کردن فساد در سطوح بالای حکومت را نداشت [۶۹۹].-  مجید رهنما (وزیر علوم و آموزش عالی): وی به سوءاستفاده‌های گسترده و فساد مالی در پروژه‌های عمرانی روستایی (مانند پروژه الشتر) اشاره کرده و معتقد بود این اقدامات باعث بدبینی عمیق مردم به طرح‌های دولتی می‌شد [۲۸۸].-  والارضا محمودرضا پهلوی (برادر شاه): او وجود فساد را بیشتر در بروکراسی اداری می‌دید که سد راه کارآفرینان بود، اما در عین حال معتقد بود که اتهامات فساد علیه خانواده سلطنتی اغلب مبالغه‌آمیز و ناشی از جو سیاسی بود [۳۸، ۴۰].-  امیر پورشجاع (پیشخدمت خاصه و مباشر دربار): او مدعی است شاه نسبت به گزارش‌های فساد حساس بود و در مواردی که گزارشی از فساد مالی اطرافیان یا خانواده‌اش دریافت می‌کرد، دستور می‌داد رئیس دفتر نظامی‌اش (مانند سرلشکر ایادی) موضوع را فوراً پیگیری کند [۱۸۸].-  ژنرال الیس ویلیامسون (فرمانده مستشاران نظامی آمریکا در ایران): او ذکر می‌کند که در زمان مسئولیتش، تمامی قراردادهای بزرگ نظامی بررسی می‌شد تا از پرداخت حق‌کمیسیون‌های غیرقانونی و اعمال نفوذ تاجران آمریکایی جلوگیری شود [۸۷۷].-  دین راسک (وزیر امور خارجه آمریکا): او فساد را در ساختارهای سنتی نیز می‌دید و معتقد بود شاه با گرفتن حق فروش آب از دست روحانیون (که آن را نوعی اخاذی سنتی می‌دانست)، سعی داشت منابع مالی غیرقانونی آن‌ها را قطع کند [۴۴۲].-  جان استوتسمن (دیپلمات آمریکایی): او ضمن تمجید از نیت‌های مدرن‌سازی شاه، اذعان داشت که نفوذ بیش از حد خواهر دوقلوی شاه (اشرف) در امور اقتصادی و سیاسی، یکی از نقاط ضعف رژیم در بحث فساد بود [۶۵۶].-   دنیس رایت (سفیر اسبق بریتانیا در ایران): او به شهرت منفی برخی اعضای خانواده سلطنتی، به‌ویژه شاهدخت اشرف، در زمینه فساد و بدنامی اشاره کرده و معتقد بود در سال‌های پایانی، ولع مالی میان مقامات تهران به‌طرز تحمل‌ناپذیری افزایش یافته بود [۲۲]، [۱۵].-   گراتیان یاتسویچ (رئیس اسبق ایستگاه سیا در ایران): وی بر وجود فساد آشکار در میان اعضای خانواده سلطنتی، نظام اداری و فرماندهان عالی‌رتبه نظامی تأکید داشت و معتقد بود شاه از فساد مالی به عنوان روشی برای کنترل و وابستگی مقامات به خود استفاده می‌کرد [۱۱۳]، [۱۱۴].-   علی امینی (نخست‌وزیر اسبق ایران): او فساد را در دستگاه‌های اداری و میان رجال سیاسی بسیار گسترده می‌دانست و تصفیه مقامات فاسد و مبارزه با سوءاستفاده‌های مالی را از اولویت‌های اصلی و شرط بقای حکومت می‌شمرد [۷۲۲]، [۷۶۴].-  ناصر یگانه (رئیس اسبق دیوان عالی کشور): وی به وجود پرونده‌های متعدد اختلاس و جرایم مالی در دستگاه قضایی اشاره کرده و از نفوذ و مشکلات مالی مربوط به نهادهایی مانند بنیاد پهلوی سخن گفته است [۲۱۹]، [۲۷۶].-  ناصر ذوالفقاری (شهردار اسبق تهران و نماینده مجلس): او به سوءاستفاده از بودجه‌های عمومی، وجود کانون‌های فساد در شهرداری و پروژه‌های عمرانی، و تلاش برخی دولت‌ها برای مقابله با این معضل اشاره داشته است [۴۸۴]، [۵۴۳].-  پرویز یارافشار (رئیس دفتر اسبق سپهبد زاهدی): وی معتقد بود دخالت فزاینده اعضای خانواده سلطنتی در معاملات تجاری بزرگ و نفوذ آن‌ها در ساختار اقتصادی کشور، یکی از عوامل اصلی بروز نارضایتی و فساد بوده است [۲۴]، [۱۱].-  طاهر ضیایی (وزیر اسبق صنایع و معادن): او به نفوذ اقتصادی بنیاد پهلوی و فشارهای ناشی از دخالت‌های غیرقانونی در بخش خصوصی و صنعت به عنوان بسترهای ایجاد فساد اشاره کرده است [۴۱۰]، [۴۱۲].به طور خلاصه، اکثر مصاحبه‌شوندگان بر سیستمی بودن فساد**، **دخالت خانواده سلطنتی در امور مالی و استفاده سیاسی شاه از این معضل اتفاق نظر دارند.</description>
                <category>رسول قبادی</category>
                <author>رسول قبادی</author>
                <pubDate>Sun, 18 Jan 2026 13:25:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد نوستالژی پهلوی: فراتر از توهم خاطرات شیرین و مغالطه‌های تاریخی</title>
                <link>https://virgool.io/@rasoulghobadi/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%DA%98%DB%8C-%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%87%D9%85-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D9%84%D8%B7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-e3c8b49mwixq</link>
                <description> مقدمهدر سال‌های اخیر، به‌ویژه در گستره فضای مجازی و برخی محافل اجتماعی، شاهد ظهور و گسترش موجی قابل تأمل از نوستالژی نسبت به دوران پهلوی هستیم. این پدیده غالباً با بازنشر گزینشی فیلم‌ها، تصاویر و روایت‌هایی همراه است که تصویری رمانتیک، مرفه و به‌ظاهر باشکوه از آن دوران ترسیم می‌کنند؛ تصاویری از خیابان‌های مدرن تهران قدیم، کاخ‌های مجلل، مهمانی‌های پر زرق و برق طبقات بالا و پروژه‌های عمرانی. این بازنمایی‌ها معمولاً با آه و حسرت و مقایسه‌هایی چون «چه بودیم، چه شدیم؟» همراه می‌شوند. با این حال، بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد که این موج نوستالژیک، در بسیاری موارد، نه بر پایه خاطرات واقعی و مشترک اکثریت جامعه، بلکه بر ستون‌های سستِ توهم تعلق طبقاتی، تحریف هدفمند تاریخ، و نادیده گرفتن عامدانه واقعیت‌های تلخ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن دوران استوار است. این نوشتار در پی آن است که با نگاهی انتقادی و عمیق‌تر، ابعاد مختلف این پدیده را بکاود و به ضرورت شکل‌گیری درکی منصفانه‌تر و واقع‌بینانه‌تر از تاریخ معاصر ایران تأکید ورزد. ۱. مغالطه تعلق طبقاتی و حسرت دروغین: نادیده گرفتن شکاف عمیق اجتماعییکی از بنیادین‌ترین و گمراه‌کننده‌ترین جنبه‌های این نوستالژی، القای توهم وجود «خاطرات مشترک» و تجربه‌ای یکسان برای تمامی اقشار جامعه ایران در دوران پهلوی است. بسیاری از افرادی که امروز با دیدن تصاویر کاخ مروارید، مجالس رقص اشرافی، یا سبک زندگی لوکس بخشی از نخبگان آن عصر، حسرت می‌خورند، در واقعیت امر، اگر در همان دوران نیز می‌زیستند، به احتمال قریب به یقین، هیچ سهمی از آن تجملات و رفاه به نمایش درآمده نداشتند. این حسرت، اغلب از سوی کسانی ابراز می‌شود که متعلق به طبقات فرودست یا متوسط جامعه بوده‌اند (و چه بسا برخی از آن‌ها به برکت تحولات اجتماعی و افزایش تحرک اجتماعی پس از انقلاب ۱۳۵۷ – با وجود تمام چالش‌هایش – به جایگاهی در طبقه متوسط دست یافته‌اند که شاید در ساختار صلب‌تر اجتماعی دوران پهلوی برایشان متصور نبود).همانطور که یکی از منتقدان به درستی اشاره می‌کند: «آن کاخی که خواهر شاه به معمار امریکایی دستور داده بود براش بسازه، جزء خاطرات مشترک ما دهقان‌زاده‌ها هم هست؟». واقعیت انکارناپذیر آن دوران، وجود شکاف طبقاتی عمیق بود. بخش عظیمی از جامعه ایران، شامل دهقانان، روستاییان، کارگران، حاشیه‌نشینان شهری و اقشار کم‌درآمد، دسترسی بسیار محدودی به امکانات اولیه رفاهی، بهداشتی، آموزشی مدرن و فرصت‌های برابر داشتند و زندگی روزمره آن‌ها هیچ شباهتی به تصاویر پر زرق و برقی که امروز به عنوان نماد «دوران طلایی» بازنشر می‌شود، نداشت.این وضعیت، شباهت معناداری به حسرت خوردن برخی افراد برای مجالس اشرافی و زندگی‌های لوکس امروزی دارد؛ مجالسی که همچنان برای طبقه خاصی برگزار می‌شود، اما حسرت‌خورندگان، نه در گذشته و نه امروز، جایی در آن نداشته و ندارند. بنابراین، این نوستالژی بیش از آنکه ریشه در خاطره‌ای واقعی داشته باشد، نوعی « توهم تعلق» به طبقه‌ای است که فرد هرگز جزئی از آن نبوده و صرفاً در یک فانتزی نوستالژیک، خود را در آن رفاه و تجمل سهیم می‌پندارد. ۲. ساده‌سازی، تحریف تاریخ و «کارتون‌سازی» دوران پهلویمروجان نوستالژی پهلوی و جریان‌های سلطنت‌طلب، همانند بسیاری از گروه‌های ایدئولوژیک، تاریخ را به شکلی گزینشی، ساده‌سازی شده و تحریف‌شده روایت می‌کنند تا با منافع و آرمان‌هایشان همسو باشد. این رویکرد، که توسط برخی جامعه‌شناسان مانند یوسف اباذری به درستی «کارتون‌سازی تاریخ» نامیده شده، با برجسته‌سازی افراطی برخی جنبه‌های مثبت یا پروژه‌های عمرانی (مانند ساخت راه‌آهن سراسری، پل ورسک، تأسیس برخی دانشگاه‌ها، یا احداث بناهایی چون ورزشگاه آریامهر/آزادی) و در مقابل، چشم‌پوشی کامل یا کم‌اهمیت جلوه دادن واقعیت‌های تاریک و تلخ آن دوران، تصویری یک‌بعدی، غیرواقعی و کارتونی از گذشته ارائه می‌دهد.در این روایت‌های تقلیل‌گرایانه، به نکات حیاتی زیر توجه نمی‌شود: منبع تأمین مالی پروژه‌ها بخش اعظم این پروژه‌های عمرانی و زیرساختی، چه در دوران پهلوی و چه پس از آن در جمهوری اسلامی، از محل درآمدهای ملی، به‌ویژه درآمدهای سرشار نفتی که متعلق به عموم مردم ایران است، تأمین مالی شده‌اند. این‌ها دستاوردهای شخصی یک فرد یا یک خاندان نیستند، بلکه نتیجه به‌کارگیری ثروت ملی هستند و باید با همین معیار و با در نظر گرفتن هزینه‌ها و اولویت‌ها سنجیده شوند. اینکه برخی چنان از ساخت ورزشگاه آزادی سخن می‌گویند که گویی شاه با پول شخصی خود آن را بنا کرده، یک مغالطه آشکار در نادیده گرفتن مالکیت عمومی بر منابع ملی است. هزینه‌های انسانی و اجتماعی «پیشرفت» ادعایی دوران پهلوی با چه هزینه‌های انسانی و اجتماعی همراه بود؟ تمرکز صرف بر جنبه‌های مثبت، باعث نادیده گرفتن سرکوب شدید سیاسی و امنیتی توسط ساواک، شکنجه و حذف مخالفان، فقدان آزادی‌های اساسی مدنی و سیاسی، دیکتاتوری فردی، وابستگی عمیق سیاسی، اقتصادی و نظامی به قدرت‌های خارجی (به‌ویژه آمریکا)، فساد گسترده در دربار و میان نخبگان قدرت، و نابرابری‌های عمیق اجتماعی و اقتصادی می‌شود. تاریخ‌نگاری منصفانه نیازمند بررسی همه‌جانبه‌ی این ابعاد است. سیاه‌نمایی مطلق دوره‌های دیگربرای تطهیر و برجسته‌سازی دوران پهلوی، اغلب تلاش می‌شود تا دوره قاجار به شکلی کاملاً سیاه و ناکارآمد تصویر شود. در حالی که دوره قاجار نیز با تمام ضعف‌های انکارناپذیرش (مانند از دست دادن بخش‌هایی از سرزمین)، دستاوردهایی مانند تأسیس دارالفنون به عنوان اولین نهاد آموزش عالی مدرن، تلاش برای قانون‌گرایی در انقلاب مشروطه، و حفظ نسبی تمامیت ارضی ایران در شرایط بسیار دشوار بین‌المللی را در کارنامه خود دارد. نگاه سیاه و سفید به تاریخ، مانع از درک پیچیدگی‌ها و تداوم‌های تاریخی می‌شود. ۳. تناقضات آشکار و نگاه گزینشی ایدئولوژیکنکته قابل تأمل دیگر در گفتمان مروجان نوستالژی پهلوی، وجود تناقضات آشکار و رویکردهای دوگانه است که ریشه در سوی‌گیری‌های ایدئولوژیک دارد. به عنوان مثال، از یک سو با افتخار و اغراق از «افسانه ارتش قدرتمند شاهنشاهی» و دستاوردهای نظامی آن دوران (که عمدتاً متکی بر خریدهای خارجی و مستشاران بیگانه بود و در بزنگاه انقلاب نتوانست کارایی لازم را نشان دهد) سخن می‌گویند، اما از سوی دیگر، قدرت نظامی و توانمندی‌های دفاعی و موشکی کنونی جمهوری اسلامی را (که علی‌رغم تحریم‌ها و با تکیه بر توان داخلی توسعه یافته و در مقایسه با دوران پهلوی، از استقلال و قدرت بازدارندگی به مراتب بیشتری برخوردار است)، صرفاً عامل بدبختی مردم، تنش‌زایی و هدررفت منابع می‌دانند. این نگاه دوگانه نشان می‌دهد که قضاوت‌ها بیش از آنکه بر اساس تحلیل عینی واقعیت‌ها و منافع ملی صورت گیرد، تحت تأثیر شدید پیش‌فرض‌ها و جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک قرار دارد. ۴. هشدار جدی نسبت به تکرار چرخه تحریف تاریخیکی از مهم‌ترین درس‌هایی که باید از تحلیل این نوستالژی کاذب آموخت، هشداری است که محمد صادقی و دیگران نسبت به آینده مطرح کرده‌اند: اگر امروز به سادگی روایت‌های ایده‌آل‌سازی شده، گزینشی و تحریف‌شده از گذشته (دوران پهلوی) را بپذیریم و در برابر آن سکوت کنیم یا آن را بازتولید نماییم، این خطر بسیار جدی وجود دارد که همین چرخه معیوب تحریف، برای دوران کنونی نیز در آینده تکرار شود.تصور کنید چهل یا پنجاه سال دیگر، فیلم‌ها و عکس‌هایی از مهمانی‌های لوکس آقازاده‌ها در ویلاهای لواسان، تصاویر جوانان ثروتمند در رستوران‌های گران‌قیمت فرشته و زعفرانیه، یا امکانات رفاهی و آموزشی مدارس خاص و لاکچری در مناطق مرفه‌نشین تهران، به عنوان «خاطرات شیرین دوران جمهوری اسلامی» و نماد «رفاه و پیشرفت» آن دوره بازنشر شوند و همزمان، واقعیت‌های تلخ فقر، نابرابری‌های اجتماعی، فساد، محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی، و بحران‌های اقتصادی آن دوران به طور کامل به حاشیه رانده شده یا انکار شوند. پذیرش ساده‌انگارانه روایت‌های تحریف‌شده از گذشته، راه را برای تحریف آینده و عدم امکان درس‌آموزی از تاریخ هموار می‌سازد.نقد نوستالژی پهلوی: فراتر از توهم خاطرات شیرین و مغالطه‌های تاریخی  نتیجه‌گیری: ضرورت عبور از توهم و دستیابی به نگاهی انتقادی، واقع‌بینانه و جامعنقد نگاه نوستالژیک و رمانتیک به دوران پهلوی، به هیچ عنوان به معنای نفی مطلق تمام اقدامات یا دستاوردهای آن دوره، یا دفاع بی‌چون و چرا از وضعیت کنونی نیست. هر دوره تاریخی، مجموعه‌ای از نقاط قوت و ضعف، دستاوردها و ناکامی‌ها، پیشرفت‌ها و پسرفت‌ها را در خود دارد. هدف اصلی این نقد، دعوت به اتخاذ نگاهی انتقادی، عمیق، چندبعدی، واقع‌بینانه و مبتنی بر شواهد تاریخی معتبر به گذشته است.ما باید از افتادن در دام ساده‌سازی‌های خطرناک، روایت‌های گزینشی و ایدئولوژیک، و ایده‌آل‌سازی‌های غیرواقعی و مبتنی بر توهمات پرهیز کنیم. لازم است تاریخ را با تمام پیچیدگی‌ها، تناقض‌ها، لایه‌های پنهان، و جنبه‌های مثبت و منفی‌اش بشناسیم و تحلیل کنیم؛ نه آن‌گونه که گروه‌های سیاسی و ایدئولوژیک با اهداف خاص خود به ما ارائه می‌دهند.باید از جایگاه « کودکان تاریخ» که صرفاً پذیرنده منفعل تبلیغات و روایت‌های غالب هستند، فراتر رویم و به تحلیلگرانی آگاه، پرسشگر و نقاد تبدیل شویم. نوستالژی کاذب برای دورانی که هرگز برای اکثریت مردم آن‌گونه که تصویر می‌شود وجود نداشته، نه تنها به درک نادرست و خطرناک از تاریخ می‌انجامد، بلکه مانع از تحلیل واقع‌بینانه شرایط کنونی و یافتن راه‌حل‌های مؤثر برای مشکلات امروز می‌شود.آنچه ضروری است، نه حسرت خوردن برای گذشته‌ای توهمی و از دست رفته، بلکه تلاش جمعی آگاهانه برای ساختن آینده‌ای بهتر است؛ آینده‌ای که در آن، عدالت اجتماعی، آزادی‌های اساسی، رفاه پایدار و فرصت‌های برابر برای همگان – و نه فقط برای اقلیتی برخوردار – تأمین شود. این مهم، تنها با درک درست، منصفانه و انتقادی از گذشته و حال امکان‌پذیر خواهد بود.منابع [تایمِ لاین] [دانشطلب] [محمد صادقی] [کشکول]</description>
                <category>رسول قبادی</category>
                <author>رسول قبادی</author>
                <pubDate>Sat, 10 May 2025 18:27:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رئیس جمهوری کیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rasoulghobadi/%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zuzp0lyi7e7z</link>
                <description>مقدمه: رئیس جمهور با رئیس جمهوری فرق دارد. رئیس جمهور یعنی رئیس مردم! ولی رئیس جمهوری یعنی رئیس یک نظام سیاسی. ما رئیس جمهوری انتخاب می‌کنیم نه رئیس جمهور. البته که مصطلح شده می‌گویند رئیس جمهور؛ بگذریم. رئیس جمهور کیست؟ بر اساس قانون اساسی:▫️ اصل یک‌صد و سیزدهمپس از مقام رهبری، رئیس جمهور عالی‌ترین مقام رسمی کشور است و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوه مجریه را جز در اموری که مستقیماً به رهبری مربوط می‏شود، بر عهده دارد.▫️ اصل یک‌صد و پانزدهمرئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد:ایرانی‌الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبّر، دارای حُسن سابقه و امانت و تقوی، مؤمن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.▫️ اصل یک‌صد و بیست و پنجمامضای عهدنامه‌ها، مقاوله‌نامه‌ها، موافقت‌نامه‌ها و قراردادهای دولت ایران با سایر دولت‏ها و همچنین امضای پیمان‌های مربوط به اتحادیه‌های بین‌المللی پس از تصویب مجلس شورای اسلامی با رئیس جمهور یا نماینده قانونی او است.▫️ اصل یک‌صد و بیست و ششمرئیس جمهور مسئولیت امور برنامه‌وبودجه و امور اداری و استخدامی کشور را مستقیماً بر عهده دارد و می‏تواند اداره آنها را به عهده دیگری بگذارد.▫️ اصل یک‌صد و هفتاد و ششمبه‌منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، «شورای‌عالی امنیت ملی» به ریاست رئیس جمهور، با وظایف زیر تشکیل می‌گردد:۱- تعیین سیاست‏های دفاعی - امنیتی کشور در محدوده سیاست‏های کلّی تعیین‌شده از طرف مقام رهبری۲- هماهنگ نمودن فعالیت‏های سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلّی دفاعی - امنیتی۳- بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی.</description>
                <category>رسول قبادی</category>
                <author>رسول قبادی</author>
                <pubDate>Thu, 04 Jul 2024 14:07:53 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>