<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های راستین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rastinac</link>
        <description>راستین، بستر آموزشی نوین کسب مهارت در حوزه ارتقا فردی و توسعه کسب‌وکار است که به کمک دانش، تجربیات و راهکارهای اثربخش مدرسین عملگرا، مسیر رشد، موفقیت و ثروت‌سازی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 06:25:52</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1864755/avatar/SZ7yZP.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>راستین</title>
            <link>https://virgool.io/@rastinac</link>
        </image>

                    <item>
                <title>زبان بدن دست ها ( معانی حرکات دست در زبان بدن )</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-m8c150ae0adb</link>
                <description>آیا می دانید که چگونه با دستان خود با دیگران ارتباط برقرار کنید؟ زبان بدن دست ها به شما می آموزد که ژست های دست ها می تواند به شما در انتقال پیام و کلام به مخاطب کمک کند.اگر نمی دانید که به هنگام سخنرانی باید با دستان خود چه کنید، شما تنها نیستید! برخی از ما می ترسیم از دستان خود استفاده کنیم و یا به گونه ای اشتباه و غیر هدفمند از دستان خود استفاده می کنیم، بطوریکه در نگاه دیگران فردی عجیب و غریب به نظر می رسیم. بنابراین لازم است که طریقه استفاده هدفمند از حرکات دست را بیاموزیم.معمولا کف دست های باز صداقت و راستی را نشان می دهد. زمانی که کف دست های خود را به طرف بالا و دور از هم باز می کنید می خواهید بگویید که من چیزی برای پنهان کردن ندارم. هچنین اگر سخنی که طرف مقابل به زبان می آورد را باور ندارید باز هم می توانید از کف دست باز کنید تا این حس به او القا شود که چقدر گیج شده اید و حرف او برایتان نامفهموم است.آن سوی دست‌هادرک زبان بدن دست‌ها در جوامع انسانی از دو جهت حائز اهمیت است. اول ارتباطات اجتماعی و دوم  تعاملات بین افراد.در مورد ارتباطات اجتماعی، زبان بدن دست‌ها به عنوان یکی از اصلی‌ترین عناصر آن شناخته می‌شود. اگرچه در برخی فرهنگ‌ها، استفاده از کلمات و جملات کلیدی برای برقراری ارتباط بین افراد از اهمیت بالایی برخوردار است، اما در بسیاری از موارد، زبان بدن دست‌ها به عنوان یکی از اصلی‌ترین راه‌ها برای برقراری ارتباط شناخته شده.در مورد تعاملات بین افراد، زبان بدن دست‌ها به عنوان یکی از اصلی‌ترین راه‌های برقراری تعاملات به کار می‌رود.به طور کلی، درک و شناخت زبان بدن دست‌ها می‌تواند در بهبود کیفیت تعاملات اجتماعی مؤثر باشد؛ همچنین، درک لازم از زبان بدن دست‌ها می‌تواند به اصلاح نقص‌ها در برخورد با دیگران و بهبود روابط کمک کند.ما از دستان مشت شده برای گفتن این جمله که قدرت لازم برای انجام این کار را داریم استفاده می کنیم. از مشت برای تشویق، انگیزه دادن و نشان دادن قدرت استفاده می کنید. حتما بازیکنان فوتبال را هم دیده اید که به هنگام گلزنی از مشت استفاده می کنند.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Fri, 12 May 2023 18:48:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبان بدن افراد با اعتماد به نفس چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-h6zfas8usdbl</link>
                <description>اعتماد به نفس کلید موفقیت در بسیاری از زمینه های زندگی ما است. افراد با اعتماد به نفس در محل کار، موقعیت های اجتماعی و در محیط های گروهی برجسته می شوند.مطالعات نشان داده است کسانی که اعتماد به نفس بیشتری دارند نسبت به همسالان خود که اعتماد به نفس کمتری دارند به جایگاه بالاتری در زندگی دست می‌ یابند.در نتیجه آنها نفوذ بیشتری دارند، بیشتر مورد تحسین قرار می گیرند، به آنها بیشتر گوش داده می شود و به منابع بهتری دسترسی دارند.اگر به اندازه ای که دوست دارید اعتماد به نفس ندارید، برخی تغییرات جزئی در زبان بدن شما می تواند تاثیر زیادی داشته باشد. در پایین ۸ مدل از زبان افراد با اعتماد به نفس را به همراه تصویر به شما آموزش داده ایم.شاید تصور کنید که حالت پاها در زبان بدن افراد با اعتماد به نفس زیاد مهم نباشد! اما هر نوع حالت ایستادن و حتی میزان فاصله پاها از یکدیگر دارای یک معنی متفاوت است. مثلا اگر پاهایتان خیلی نزدیک به هم باشد ترسو به نظر می رسید.برای اینکه با اعتماد به نفس به نظر برسید، پاهای خود را محکم روی زمین قرار دهید و با صلابت راه بروید. کف پاهایتان را روی زمین نکشید. یک قاعده کلی این است پاهایتان تا عرض شانه هایتان باز باشد و سعی کنید کمی نوک پاهایتان را به سمت بیرون قرار دهید.حالات بدن می تواند باز و یا بسته باشد. حالات بدنی باز نشان دهنده این است که به شخص مقابل علاقه دارید.مثلا در زمینه ایستادن در زبان بدن افراد با اعتماد به نفس، اگر زاویه پاهای شما به سمت بیرون باشد، طراف مقابل حس می کند که شما به او علاقه و اعتماد دارید. اما اگر زبان بدن شما قفل شده و حالت گارد داشته باشد، نشان دهنده بی علاقگی است.یکی از اولین چیزهایی که نشان دهنده اعتماد به نفس و یا عدم اعتماد به نفس شماست، نحوه صحبت کردن افراد است. لحن و نحوه صحبت کردن بسیار مهم است.به هنگام صحبت کردن، بهتر است تنفس دیافراگمی انجام دهید. منظور از تنفس دیافراگمی این است که  به جای قفسه سینه از طریق شکم تنفس کنید، چراکه صدایی مطمئن تر و قوی تر خواهید داشت.اگر از طریق قفسه سینه تنفس می کنید، اگر ۱۵ روز تنفس شکمی را تمرین کنید کم کم به صورت خودکار تنفس شکمی انجام خواهید داد.همچنین از گفتن کلمات اضافی مانند «ام»، «آآآ» و… بپرهیزید.به هنگام صحبت کردن نقاط عطفی وجود دارد. مثلا در جایی می توانید مکث کنید، کلمه را به شدت، با صدای بلند، با صدای کوتاه و… بیان کنید.نباید از استفاده از نقاط عطف در میان سخنانتان غافل شوید، چراکه نشان دهنده اعتماد به نفس شماست.زمانی که کف دست هایتان را به سمت بالا می گیرید، نشان دهنده صداقت است و دیگران سخنان شما را صادقانه می پندارند. همین یک کار کوچک باعث می شود که با اعتماد به نفس تر به نظر برسید.به هنگام استفاده از زبان بدن، «صاف» و «باز» باشید که حس خونسردی و ریلکس بودن شما را به دیگران القا می کند.زبان بدن «خمیده» و «بسته» ، نشان دهنده عدم اعتماد به نفس، ترس و بیحالی است.افراد با اعتماد به نفس، تحت هیچ شرایطی دستان خود را پنهان نمی کنند. یکی از بدترین کارها این است که دستانتان را در جیب هایتان پنهان کنید یا آنها را در پشت کمرتان قفل کنید.اگر دست هایتان را در جیب هایتان پنهان کنید این پیام را به دیگران القا می کنید که ناراحت و یا عصبی هستید و احساس نا امنی می کنید.در هر حال، حالت بدنی شما باید باز و پذیرا باشد. مثلا دست هایتان را ضرب دری قفل نکنید چرا که حالت غیر پذیرا و غیرصمیمی دارد.از بزرگ ترین نشانه های اعتماد به نفس این است که بتوانید تماس چشمی برقرار کنید.اگر در ابتدا تماس چشمی برایتان سخت است از تعداد لحظات کم شروع کنید و دقیقا به درون چشم ها نگاه نکنید. مثلا دو ثانیه به صورت کلی به صورت طرف مقابل نگاه کنید و پس از دو ثانیه چشمان خود را بچرخانید و سپس به حالت چرخشی مجدد به صورت طرف مقابل نگاه کنید.اگر می خواهید با اعتماد به نفس به نظر برسید، بر روی افرادی که با آنها در تعامل هستید تمرکز کنید، نه بر روی اینکه شما خودتان چگونه به نظر می رسید و آنها در مورد شما چه فکری می کنند.پس به جای اینکه تنها به خود و خودآگاهی خودتان فکر کنید، به این فکر کنید که طرف مقابلتان کیست؟ چه می گوید و چه پیامی را می خواهند منتقل کنند.با زبان بدن درست، می توانید کاری کنید که مردم فکر کنند حتی بیشتر از آنچه که واقعا اعتماد به نفس دارید، با اعتماد به نفس به نظر برسید.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 13:24:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تاثیر و اهمیت زبان بدن در سخنرانی که شما را شگفت زده می کند!</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%88-%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B4%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D8%B2%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-gcag8cilcgk6</link>
                <description>زبان بدن یک بخش بسیار بسیار مهم به هنگام صحبت و سخنرانی است که بهتر است انسان ها از همان سنین کودکی آن را یاد بگیرند تا ملکه ذهنشان شود.اگر شما بهترین و جالب ترین متن سخنرانی را بنویسید، اما نتوانید با استفاده زبان بدن و لحن مناسب آن را به مخاطبین ارائه دهید، هیچگاه ارزش واقعی ارائه شما برای مخاطب روشن نخواهد شد و در حد یک سخنرانی درجه چندم در ذهن مردم باقی خواهد ماند.مخاطبین در عرض چند ثانیه تصمیم می گیرند که آیا می خواهند به صحبت های شما به عنوان سخنران به دقت گوش دهند یا خیر! اگر از همان اول سخنرانی از زبان بدن و لحن مناسب استفاده نکنید، مخاطبین اعتمادشان را به شما از دست می دهند.در چنین شرایطی مهم نیست که شما چه می گویید، آنها نمی توانند به شما اعتماد کنند و علاقه چندانی به گوش دادن به سخنان شما نشان نخواهند داد.زبان بدن بخش های مختلفی دارد و برای داشتن زبان بدن خوب شما باید به تمام این بخش توجه کنید.در اهمیت زبان بدن در سخنرانی باید بدانید که چشمانتان را چگونه حرکت دهید، حرکت دستها و ژست بدنی اتان چگونه باشد، کجا بایستید و….زمانی که روی صحنه سخنرانی می کنید، باید بدانید که کجای صحنه بایست بایستید و به کجاها نروید. مثلا در سخنرانی تد (محفلی که در آن عده ای از نخبگان، نویسندگان، مخترعان و…. سخنرانی می کنند) دایره ای کشیده شده است که سخنرانان به هنگام سخنرانی، نباید از آن دایره خارج شوند.حالت چهره شما به هنگام سخنرانی بسیار مهم است. بسته به اینکه متن سخنرانی شما در مورد چیست باید حالت های چهره متفاوتی به خود بگیرید. حالات چهره جهانی هستند و حالات چهره حاکی از ترس، غم، شادی، بی تفاوتی و… در همه جای دنیا، یکسان است.مثلا لبخند زدن بسیار عالیست و باعث می شوند مردم با شما احساس راحتی کنند و دوستتان داشته باشند. اما شما نمی توانید در طول تعریف کردن یک داستان غمگین، مدام لبخند بزنید!نوع نگاه و حالات چهره شما باید دقیقا با سخنانی که می گویید مطابقت داشته باشند، وگرنه مردم حرف های شما را باور نخواهند کرد.شاید جالب باشد که بدانید هر یک از حرکات سر و دست ما معانی متفاتی دارند. مثلا اگر سرتان را پایین بیندازید نشان دهنده خجالت و خستگی است، اگر سرتان را بچرخانید نشان دهنده عصبانیت است، اگر به هنگام نگاه به کسی سرتان را کج کنید نشانگر علاقه است و…حرکات دست در زبان بدن می تواند تکمیل کننده سخنان شما باشد. اگر حرکت دستتان مناسب باشد، سخنانتان را تقویت می کند و اگر بی ربط و بیش از حد باشد باعث حواس پرتی می شود.یکی از مواردی که به هنگام سخنرانی باید به آن توجه کنیم کنترل تنفس است. اگر بتوانید تنفس خود را کنترل کنید می توانید استرس خود را نیز کنترل کنید و اگر استرس خود را کنترل کنید زبان بدنتان بهتر می شود. پیشنهاد می‌کنیم مقاله ” غلبه بر ترس از سخنرانی ” سایت راستین را نیز مطالعه فرمایید.تنفس آهسته باعث می شود که صدایتان قدرت داشته باشد، با اعتماد به نفس به نظر برسید، صدایتان نلرزد، بتوانید وسط صحبت هایتان به درستی مکث بکنید و… پس کنترل تنفس را به عنوان یک عامل مهم در سخنرانی در نظر بگیرید.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Sun, 12 Mar 2023 13:10:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آموزش زبان بدن ( تکنیک های طلایی تقویت زبان بدن )</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%AF%D9%86-khl3yrrquwni</link>
                <description>به هر ارتباط ما که در آن از کلام استفاده نمی‌کنیم، به آن ارتباط غیر کلامی می گوییم. به همین منظور زبان بدن هم به نوعی جزء ارتباط غیر کلامی محسوب می‌شود، یعنی بدون اینکه از کلام استفاده بکنیم می توانیم به خوبی مطالب خیلی زیادی را منتقل کنیم.اکثریت استفاده ما از زبان بدن برای فهم بیشتر پیام‌های کلامی است!بیایید فرض کنیم یک شخص صحبت های خیلی زیادی می‌کند، اما شما به درستی زیاد متوجه نمی‌شوید که منظور او چیست؟ولی زمانی که از زبان بدن خود به بهترین نحو استفاده می کند، حتما می تواند مطالب را خیلی صریح تر و واضح تر بیان کند تا منظور او را بهتر متوجه شوید.به همین منظور وقتی شما شخصی را می بینید که مضطرب نیست، حتی اگر برای شما بیان کند که وحشتناک ترین اتفاقات برای وی رقم خورده، چون حالت نگرانی را در وی نمی بینید، باور کردن این موضوع بسیار برای شما سخت می شود.پس اگر نتوانید از زبان بدن خود به خوبی استفاده کنید سایر اشخاص نمی توانند به خوبی شما را درک کنند و منظور اصلی شما را بدانند.اگر شما هنگام شروع به صحبت از زبان بدنتان استفاده نکنید، بی شک سخنان شما در ضعیف ترین حالت ممکن برای مخاطب بیان می شود.حالا شرایطی را تصور کنید شما موقع حرف زدن از حالت صورت، حرکت دست ها، تغییرات بدن و مابقی استفاده نکنید!حتما در این حالت سخنان شما در فجیع ترین و بی روح و سردترین حالت خواهد بود، پس اگر زبان بدن خوبی نداشته باشیم فن بیان خوب هم به هیچ دردی نخواهد خورد.شاید این موضوع برایتان جالب باشد که به ندرت زبان بدن می تواند دروغ بگوید! به همین دلیل است اکثریت افرادی که در اداره آگاهی و وزارت اطلاعات و مابقی کار می کنند، از زبان بدن اشخاص می فهمند که اشخاص دروغ می گویند یا راست! برای کسب اطلاعات بیشتر در این مورد به شما پیشنهاد می‌کنیم مقاله ” زبان بدن افراد دروغگو ” سایت راستین را مطالعه کنید.اگر مثل سایر مهارت ها به زبان بدن خود تسلط پیدا کنید مسلما بعد از زمان کوتاهی مغز می تواند این قابلیت را پیدا کند که در چه زمانی رفتار مناسبی را بروز دهد، مثل موقع ترسیدن، هیجانی شدن و…وقتی شما می ترسید ناخودآگاه بدنتان را تکان می دهید یا زمانی که بیش از حد هیجان زده می شوید فرم چهره شما فرق می کند.وقتی به زبان بدن خود اهمیت می دهید می توانید تاثیر گذار تر از قبل باشید و همچنین متقاعد کننده تر.پس هر چه زودتر بهتر است زبان بدن خود را تقویت کنید با دقت ادامه مطلب را بخوانید چون که ما برای رسیدن شما به این موفقیت یک سری تکنیک های و آموزش های خاص را آورده ایم که هر چه سریعتر متقاعد کننده تر و با تسلط تر شوید.الان که ما می دانیم زبان بدن چیست و چه فواید تاثیرگذاری در زندگی کاری و شخصی ما دارد، وقت آن رسیده که هرچه سریع تر با تکنیک های تقویت آن آشنا شوید.۱- زبان بدن موقع دست دادن و احوال پرسی:یکی از مهم ترین موارد زبان بدن همین دست دادن با یکدیگر است. باید این دقت را داشته باشید طرز ایستادن شما، طرز سلام و حتی میزان فشار دادن دست ها همگی موثر هستند.اگر شما به هنگام دست دادن شل دست دهید، یا شانه هایتان را افتاده کنید این مفهوم را به فرد می رسانید که تمایلی برای ایجاد ارتباط بیشتر با او را ندارید.اما فرض کنید این حالتی را که شما محکم و استوار ایستاده‌اید و به چشم های شخص مقابل نگاه می کنید و زودتر دستتان را به سمت طرف مقابل دراز می کنید و محکم دست او را فشار می دهید با لبخند در این حالت به فرد این حس را می دهید که شما از ارتباط با او خوشحال هستید و قصد ادامه ارتباط دارید.حتی اگر اشخاص مرتب با شما نتوانند نفس های شما را ببینند، یکی از عوامل اساسی در زبان بدن است. حفظ کردن حالت نفس آرام و راحت می تواند سطح استرس شما را به طرز عجیبی کاهش دهد و باعث شود که کمتر به عادات عصبی و حرکات بیش از حد دچار شوید.نفس های ملایم و عمیق تضمین کننده این موضوع است که هنگامی که شما با سرعت مناسبی صحبت می کنید دیگر صدای شما نلرزد و به خوبی پخش شد و همین باعث می شود که احساس اعتماد به نفس بیشتری به خود پیدا کنید و همین موضوع تاثیر می گذارد بر زبان بدن شما چون هنگامی که با اعتماد به نفس صحبت می کنید ناخودآگاه بدن شما محکمتر می ایستد و تکان خوردنتان با صلابت می شود.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 12:28:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین روش های جذب نیرو و استخدام چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%B0%D8%A8-%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-n7fsia83fnkr</link>
                <description>تفاوتی نمی کند که یک بیزینس کوچک داشته باشید و یا صاحب شرکتی بزرگ با صدها کارمند باشید. شما باید بدانید چه کسانی را چگونه استخدامکنید تا تیم شما در طول زمان رشد کند.داشتن برنامه استراتژیک استخدام بسیار مهم است، چراکه ضعیف عمل کردن در این مورد، شما را از جذب نیروهای حرفه ای باز می دارد و برایتان پرهزینه خواهد بود.هیچ دو سازمانی دقیقا شبیه به هم نیستند! به همین علت روش های جذب نیرو در دو شرکت نیز نمی تواند دقیقا مشابه هم باشد و هر شرکتی پروسه استخدام را کمی متفاوت تر از دیگری انجام می دهد.اما با این حال نکاتی وجود دارد که نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا ثابت هستند و شرکت ها باید سعی کنند به هنگام استخدام، این استراتژی ها را در برنامه خود بگنجانند.برای اینکه کارجویان مشتاق کار، بتوانند در اولین فرصت از آگهی استخدامی شما مطلع شوند آن را به صورت ویروسی پخش کنید. در کانال های تلگرامی، دیوار، صفحه وبسایت، صفحه اینستاگرام، وبسایت های کاریابی و… از جمله جاهای پربیننده و پربازدید هستند.برای اینکه تعداد نفرات بیشتری برایتان رزومه ارسال کنند و استعدادهای بیشتری را کشف کنید، تعداد نفرات خواسته شده برای استخدام را کمی بیشتر از تعداد نفراتی که واقعا می خواهید بنویسید. چراکه متقاضیان شانس خود را برای پذیرش بالا و انگیزه بیشتری برای ارسال رزومه پیدا می کنند.کارجویان، نسبت به شرکت های که به رزومه شان به سرعت پاسخ داده می شود؛ احساس بهتری دارند و پاسخ سریع به رزومه از بهترین روش های جذب نیرو و استخدام است.اگر شما برای جذب نیرو در جاهای زیادی از جمله شبکه های اجتماعی، وبسایت خودتان، کانال های استخدامی، دیوار و… آگهی خود را منتشر کرده اید، احتمالا با حجم بالایی از پیام مواجه خواهید شد.برنامه ای بریزید تا به سرعت به همه آنها پاسخ دهید و بدانید که اینکار ارزشش را دارد. اما در هر صورت اگر توانایی پاسخ سریع به همه را نداشتید، متقاضیان مورد علاقه اتان را در اولویت قرار دهید.کارجویان از مصاحبه های چندین مرحله ای نفرت دارند. هرچه فرآیندهای مصاحبه و جذب نیرو را طولانی تر انتخاب کنید، احتمال اینکه در این مسیر کارجویان زیادی را از دست بدهید بیشتر می شود.از مهم ترین نکات بهترین روش های جذب نیرو و استخدام این است که خودتان و کارجو را با مصاحبه های طولانی خسته نکنید.برخی از کارجویان همزمان با شرکت شما، در شرکت های دیگر نیز در آزمون های استخدامی شرکت می کنند و برخی دیگر چند ساعت و یا چند روز از محل کار فعلی خود مرخصی می گیرند تا در مصاحبه های شما شرکت کنند.یک سازمان خوب، پروسه مصاحبه را به طور معقول انتخاب می کند تا شرایط برای خود و کارجو سخت و طاقت فرسا نباشد.یکی از بهترین روش های جذب نیرو و استخدام ارائه پیشنهادات به کارجویان است. شما نمی توانید یک طرفه به قاضی بروید و فقط از دیدگاه کارفرما به قضیه استخدام و جذب نیرو نگاه کنید.برای راضی نگه داشتن کارجویی که با موفقیت تمام مراحل مصاحبه را پشت سر گذاشته، می توانید دستمزدی کمی بالاتر از مبلغ پیشنهادی وی، برایش در نظر بگیرید.همچنین اگر در فرآیند شغلی شما امکان ارتقا، پورسانت، درآمد بیشتر با انجام کارهای بیشتر، امکان اضافه کاری و… نیز وجود دارد، آن را برای کارجو توضیح دهید.همانطور که در بالا هم به آن اشاره کردیم هیچ دو شرکتی شبیه به هم نیست و شما برای پیدا کردن بهترین روش های جذب نیرو و استخدام، باید طرح و استراتژی استخدامی مخصوص به خود را داشته باشید.اما در نهایت اصولی کلی و ثابتی را باید رعایت کنید که به تعدادی از آنها اشاره کردیم . چه مدیر مایکروسافت باشید و چه صاحب یک استارتاپ کوچک داشته باشید، این اصول باید رعایت شوند!در نهایت به یاد داشته باشید که کسانی را استخدام کنید که اشتیاق و انگیزه داشته باشند، مهارت های دیگر را می توان آموزش داد.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Sun, 05 Mar 2023 12:14:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متقاعد سازی چیست و نکاتی طلایی در مورد هنر متقاعد سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D9%85%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-zdlrrgvd81ql</link>
                <description>متقاعدکردن، از مهارت‌هایی است که همه‌ افراد باید آن را یاد بگیرند. برای رسیدن به اهداف‌مان سرکار، خانه و در زندگی باید یاد بگیریم چگونه، دیگران را با خود همراه و سازگار کنیم.اصول متقاعدسازی، یکی از مهارت هایی است که با یاد گرفتن و اجرایی کردن آن در زندگی، اتفاقات بسیار خوبی خواهد افتاد. ما می توانیم با مهارت متقاعد کردن افراد هم مطلب خود را به آسانی با آن ها در میان گذاشته و هم در برخی موارد می‌توانیم از این راه درآمد فوق العاده ای  کسب کنیم.حتماً می دانید امروزه بسیاری از مشاغل به علت مرتبط بودن با انسان ها نیاز به تسلط در این مهارت را دارند پس حتما باید این مهارت عالی را یاد بگیریم.شده وقتی با کسی حرف می‌زنید به شما گفته باشند واضح‌تر سخن بگویید؟ از مبهم‌گویی در سخن‌گفتن، بپرهیزید. باید یاد بگیرید که واضح باشید، حرف خود را بدون تعارف و رودربایستی بزنید و تأثیرفوق العاده  آن را بر مخاطب خود ببینید.اگر حرف خود را به‌گونه‌ای بیان کنید که جدی و واقعی به نظر برسد طرف مقابل به حرف شما اطمینان پیدا می کند، به همین خاطر حرفی که صریح و شفاف بیان شود،  از سوی مخاطب پذیرفته می‌شود.پس از کلمات کلیدی، کنایه و حرف‌های مبهم بپرهیزید.همه‌ ما وقتی کسی با ما صحبت می‌کند و خیلی جدی است، بعد از لحظاتی خسته می‌شویم. لبخند عامل موفقیت است. وقتی می‌خندید، احساس خوبی دارید. وقتی حس خوبی دارید، لبخند می‌زنید و این حس خوب را به طرف مقابل نیز انتقال می دهید.خوش‌خلق بودن، موجب می شود تا دیگران نظرانشان به شما جلب شود و تأثیر کلام شما را در افراد، افزایش می‌دهد. پس همیشه به یاد داشته باشید یک روش عالی برای جلب توجه و متقاعدکردن مخاطبان، شوخ‌طبعی و خوش خلقی است.در زمان مدرسه با مفهوم استفهام انکاری یا همان پرسش تاکیدی همه‌ ما آشنا شدیم. پرسش تاکیدی یا همان استفهام انکاری یعنی یک موضوعی را در قالب پرسشی مطرح کنید، بدون اینکه به دنبال پاسخی واضح برای آن باشید.جواب این پرسش‌ها معلوم است و باعث می‎‌شود مخاطبان همگی بتوانند جواب دهند که یک قدم بسیار عالی است. در واقع پرسش‌های تأکیدی نیازی به جواب ندارند، چون به شکلی است که جواب آن  کاملا مشخص است و افراد نیز با آن موافقند!مثال: چه کسی به آب نیاز ندارد؟یکی از روش‌های اصلی متقاعدسازی این است که نیاز جدیدی را در ذهن دیگران ایجاد کنید و یا نیازی را که از پیش در آن ها وجود داشته، دوباره برانگیزانید.این روش در مورد نیازهای اساسی بشر از جمله نیاز به پناه، عشق، پوشاک و خودباوری بسیار نتیجه می‌دهد. این روش مورد استفاده‌ بسیاری از بازاریاب‌هایی است که می‌خواهند محصول‌شان را به دیگران بفروشند.برای مثال همین الان چندین تبلیغ به ذهنتان می آید که به شما این حس را می دهد که خریدن این محصول در واقع برای شما خوشحالی، امنیت به وجود می آورد؟پس قبل از هرچیزی ایجاد نیاز کنید.مقایسه کردن یک روش عالی است هم باعث ایجاد نیاز می‌شود هم متقاعد کردن. در این روش معمولا دو چیز  متفاوت با هم مقایسه می‌شود. سخنرانان خیلی حرفه ای از این روش برای مقایسه بین موضوع جدید و موضوعی که برای فرد، آشنا و واضح است، استفاده می‌کنند.مزیت عالی استفاده از این روش این است که ایده های متفاوت را می‌توان در عبارتی خیلی کوتاه یا با بیان چند کلمه، توضیح داد.فوت کوزه گری متقاعد سازی این است که هوش هیجانی بالایی داشته باشید و یا اگر نداشتید آن را کسب کنید.خوب افراد با هوش هیجانی بالا در مذاکرات چه رفتاری از خود نشان می دهند؟ آن ها از عواطف و احساسات فردی که می خواهند او را متقاعد کنند به خوبی آگاه هستند. آنها می توانند متوجه شادی، ناراحتی، ترس، خشم، غم و… در افراد دیگر شوند.آنها می توانند به خوبی با دیگران همدلی کنند و آنها را درک نمایند. کسانی که هوش هیجانی یا EQ  بالایی دارند به راحتی می توانند در دیگران نفوذ کنند، پیوند قوی ایجاد کنند و با تحریک احساسات افراد، انها را متقاعد کنند.اگر شما فردی هستید که می توانید به خود و دیگران انگیزه بدهید، می توانید در موقعیت های سخت پشتکار و اراده خود را حفظ کنید، اگر می توانید خواسته ها و لذت های کوتاه مدت را به تاخیر بیاندازید، اگر می توانید هیجانات و رفتارهای تکانشی را کنترل کنید و اگر می توانید در هر شرایطی امیدوار باشید، شما فردی با هوش هیجانی بالا هستید که می توانید به شدت متقاعد کننده و تاثیر گذار باشید.پس می توان گفت فوت کوزه گری متقاعد سازی این است که بتوانید از نظر احساسی در دیگران نفوذ کنید. چراکه اکثریت افراد نهایتا با احساس خود تصمیم می گیرند.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 13:29:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مذاکره تلفنی چیست ( اصول و فنون مذاکره تلفنی موفق )</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%88-%D9%81%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%84%D9%81%D9%86%DB%8C-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-juat8he5emml</link>
                <description>ما با تمام مشتریان نمی توانیم به صورت حضوری ملاقات کنیم و مذاکره انجام دهیم، امروزه ۴۰٪ مذاکرات به صورت تلفنی صورت می گیرد، بنابراین از تلفن تماس گرفته و‌تمام اصول را قدم به قدم‌ پیاده می کنیم و در نهابت به هدف تماس خود می رسیم. این تماس تلفنی نوعی مذاکره (مذاکره تلفنی) است.ما خودمان در شرکت خود مشتریانی از شهر‌های مختلف داشتیم که به دلیل مشغله کاری امکان آمدن حضوری نداشتند ما از طریق تلفن که ارتباط میگرفتیم و کار به مذاکره تلفنی می رسید.می خواهم حرفم را به اینجا برسانم که تمام مذاکرات امروز حضوری نیست ما هر روز در حال فروش خدمات خود به صورت تلفنی هستییم برای موفقیت در این فروش ابتدا باید اصول این مذاکره را که در پایین به آن اشاره کریم بیاموزیم.من همیشه تماس میگرفتم و‌ از روی یک کاغذ گفته های مدیر عامل شرکت را می گفتم بدون ‌این که به صحبت هایی که قرار است با مشتری تسلط داشته باشم.نکته مهم این است که ابتدا گفته های خود را خودتان قبول کنید و قابل فهم برای خودتان و مشتری باشد. فراموش نکنید که نباید با حفظ یک سری مطالب، مشتریان را وادار به مذاکره کنید.زمانی که اوایل کارم در بخش فروش بود، تماس می گرفتم و با صدای لرزان و بدون اعتماد به نفس صحبت میکردم؛ طبیعی است که مخاطب من هم از پشت تلفن با اینکه زبان بدن من را نمی بیند ولی کاملا حس میکند که من در چه شرایطی صحبت میکنم، پس با صدای رسا، با اعتماد به نفس و زبان بدن مناسب اگر چه قابل دیدن نیست صحبت کنید.اگر چه فرد آن سوی خط شما را نمی بیند، هم‌چنان لبخند زدن بسیار مفید است. ما در مذاکره تلفنی فقط ۴ ثانیه اول فرصت تاثیرگذاری داریم. ابتدا همانطور که در بالا اشاره کردیم، با لبخند سلام و احوال پرسی کنید کاملا به صورت دوستانه این کار باعث احساس صمیمیت بیشتر می‌شود.سپس خود را کامل معرفی کنید و بگویید از کجا تماس گرفته‌اید مانند: ‌من صبا رستم زاده هستم و از شرکت راستین تماس می گیرم. آیا مساعد صحبت کردن در زمینه مشاوره برند شخصی هستید؟اگر مشتری اعلام تمایل کرد، به ادامه صحبت بپردازید.من همیشه تماس می گرفتم و فکر میکردم واقعا به همه چیز تسلط دارم؛ در حالی که بعد از قطع با خودم می گفتم وای نکته مهمی را از قلم انداختم! برا پیشگیری از این اتفاق پیشنهاد من به شما این است که قبل از تماس گرفتن یک چک لیستی اماده کنید و تمامی مواردی را که قرار است بگویید، روی آن بنویسید تا یادتان نرود.حتما دیده‌اید که بعضا می خواهیم مذاکره کنیم، ولی طرف مقابل به قدری کسل کننده صحبت می کند که اصلا انگیزه مذاکره کردن نداریم، ولی اگر راهکار‌های زیر را عملی کنید، نتیجه فوق العاده ای خواهید داشت.من گاهی اوقات با افرادی تماس میگرفتم که اصلا انرژی صحبت نداشتند. مثلا تماس می گرفتم و طرف مقابل حتی احوال پرسی هم نمیکرد، برای تبدیل این تماس سرد به رابطه گرم هنگام تماس گرفتن طرف مقابل را با نام اقای دکتر، اقای مهندس صدا میکردم که میدیدم گارد طرف مقابل شکسته است.اگر با فردی که تماس میگرفتم که آشنای مشترکی داشتیم، اظهار می کردم که برای مثال همکار آقای قلی زاده که میشناسید هستم و این سخن باعث صمیمیت فرد می شد.ج: وقتی تماس میگیرید حتما در ابتدای سخن بگویید ایا مساعد صحبت کردن هستید؟ چون وقتی فرد در جای مناسبی نیست به صورت بسته صحبت می‌کند و این روند مذاکره را مختل می‌کند.در ابتدای صحبت بگویید که این مذاکره چه فایده‌ای برای هر دو طرف دارد و چرا باید برای این تماس زمان بگذارد.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 13:05:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه مذاکره کنیم؟ ( اصول مذاکره موفق )</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%B0%D8%A7%DA%A9%D8%B1%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82-drawhwed8fth</link>
                <description>زمانی که برای خرید به مغازه ای می رویم، دوست داریم تا جنس مورد نظرمان را با کمترین قیمت خریداری کنیم؛ حالا شرایطی را تصور کنید که به عنوان مغازه دار هستید و کسی قرار است جنسی را از شما خریداری کند؛ در این شرایط دوست دارید تا جنس را بابالاترین قیمت بفروشید و بیشتری سود را داشته باشید.همیشه بین خریدار و فروشنده، صحبتی برای رسیدن به توافق صورت می گیرد که ما در اصطلاح عامیانه می گوییم چانه زنی!بگذارید با شما روراست باشیم؛ مذاکرههمان چانه زنی است، اما در قالب رسمی تر. ما در مذاکره باید به نتیجه ای برسیم که برای هر دو طرف سود و برد باشد نه آنکه بخواهیم با خودخواهی برنده این بازی باشیم. اینکه چگونه در مذاکره به نتیجه برد-برد برسیم، موضوعی است که در ادامه به خواهیم پرداخت.نیازتان را بگویید تا رفع شود. قدرت کلام شما است که تعیین می کند چگونه به نتیجه مطلوب برسید. کلید موفقیت در این مرحله مذاکره استفاده از جادوی کلمات و مهارت گوش دادن است.توصیه ای که می توانیم به شما بکنیم، این است که خواسته های خودتان و طرف مقابلتان را یادداشت کنید؛ چرا که ممکن در آینده نیاز به بررسی مجدد داشته باشد.برای مذاکره اثر بخش باید هر دو‌ طرف در موضع خود برد داشته باشند و‌ به اهداف خود برسند، برد-باخت مذاکره نیست؛ زیرا یکی از طرفین به هدف خود نمی‌رسد، در حواقع بحث برد-‌برد زمانی روی می دهد که طرفین در اتمام مذاکره، بحث مذاکره را یک بحث کاملا درست و مثبت بدانند، این حس را داشته باشند که تمام نظراتشان ذکر شده و هیچ کسی از این ماکره مایوس نشده است.در این مرحله طرفین بعد از توافق باید گفته‌های خود را عملی کنند و در این مرحله مذاکره حالت واقعی به خود می‌گیرد.خب ممکن است در هر مذاکره‌ای بحث و جدل ایجاد شود و به مرحله نهایی نرسد، اما راه حل آن را نیز برای شما گفته‌ایم:در این مواقع بهتر است مذاکره را به تایم دیگری موکول کنیم تا با ذهن باز به مذاکره بعدی برویم‌، یادتان باشد در نشست بعدی باید تمام مراحل مذاکره دوباره تکرار شود.در مذاکه جلسه دوم باید تمام خواسته ها، ایده ها و یا اهداف جدید همگی در نظر گرفته شود  و مذاکره به گونه ای جدی باشد که انگار جلسه اول مذاکره است. تمام شرایط باید دوباره و از نو در نظر گرفته شده و بررسی شود؛ پس در مذاکراتی که به نتیجه نمی‌رسد آن را به زمان دیگری موکول کرده و ادامه به بحث نکنید.به یاد داشته باشید که مذاکره میدان تک نفره نیست بلکه دو طرف در آن وجود دارد و نباید به خواسته های شخصی توجه کرد.برای اینکه بتوانید به یک مهارت فردی فوق العاده برسید، باید یاد بگیرید و دقت کنید همان طور که خوب حرف می زنید همان قدر هم خوب گوش کنید. گوش دادن در این طور مواقع باعث می شود شما کم تر اشتباه کنید.با داشتن توانایی حل کردن مسئله به هنگام برخورد با مشکلی در طول مذاکره کمتر دچار نگرانی و سردرگمی می شوید. کسب کردن این مهارت زمانی که در طول مذاکره با بحث های خیلی زیاد و یا گفت و گو های تند مواجه می وید می تواند خیلی موثر باشد.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Mon, 27 Feb 2023 12:53:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تست MBTI چیست و چه کاربردی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-mbti-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-fy1b72yntg5z</link>
                <description>کارل گوستاو یونگ روانشناس معروف سوئیسی، مقاله انواع تیپ شخصیتی را در سال ۱۹۲۱ منتشر کرد. در سال ۱۹۲۳ کاترین بریگز مقاله یونگ در مورد انواع تیپ های شخصیتی را خواند. او با خود گفت که این لیست کامل از انواع تیپ های شخصیتی بسیار مفید و کامل است، بنابراین می توانیم آن را به شکل یک آزمون شخصیت شناسی درآوریم و در دسترس عموم قرار دهیم.زمانی که مایزر این افکار را در سرش می پروراند جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده بود. او با خود فکر کرد در بحبوحه جنگ اگر مردم خود و دیگران را بهتر بشناسند می توانند همدیگر را بهتر و بیشتر درک کنند و دنیا تبدیل به جای بهتری خواهد شد. همچنین او معتقد بود مردم با شناخت خود می توانند شغل هایی را انتخاب کنند که با تیپ شخصتی آنها سازگار است و بنابراین رضایتمندی بیشتری از زندگی خود خواهند داشت.بریگز و همکارش مایزر با عزم بالایی شروع توسعه پروژه خود و طراحی آزمون شخصیت شناسی MBTI کردند.  آنها 20 سال تمام را صرف طراحی سوالات این آزمون و بررسی نتایج آن کردند و نهایتا آزمون شخصیت شناسی MBTI در سال 1962 منتشر شد.در بالا با تعریف تست mbti چیست؟ آشنا شدید. بر اساس این آزمون، افراد جهان به 16 دسته تقسیم می شوند و به طور کلی 16 نوع تیپ شخصیتی در جهان وجود دارد. افراد با پاسخ به سوالات این آزمون می توانند بفهمند که چه نقاط ضعف و قوتی دارند، چه شغلی باید داشته باشند، علایق و سلایق آنها چیست؟T با چه گروه و افرادی بیشتر سازگار خواهند بود و به طور کلی می توانند به درک کاملی از خود برسند.در میان تیپ های شخصیتی، هیچکدام بهتر یا بدتر از دیگری نیستند بلکه هر کدام نقاط ضعف و قوت خود را دارند. برخی از تیپ های شخصیتی مکمل یکدیگر هستند و می توانند با یکدیگر یک ترکیب عالی را تشکیل دهند.افراد برونگرا افرادی هستند که تمایل بیشتری به حضور در اجتماع و تعاملات اجتماعی دارند، از برقراری ارتباط با دیگران انرژی می گیرند و عملگرا هستند. افراد درونگرا به سمت درون تمایل دارند، آنها از تنهایی خود و خزیدن به درون انرژی می گیرند، دوست دارند تعاملات اجتماعی محدود اما عمیق و معنادار داشته باشند و شلوغی های زیاد آنها را خسته می کند.همه ما هم درونگرایی و هم برونگرایی را در وجود خود داریم، و کسی درونگرا یا برونگرای مطلق نیست. اما یکی را به دیگری بیشتر ترجیح می دهیم.ابن مقیاس به معنی نحوه تصمیم گیری افراد بر اساس اطلاعاتی هست که با شهود و یا حس خود جمع آوری کرده اند.افراد احساسی معمولا زود با دیگران صمیمی می شوند، زودرنج هستند، زود هیجان زده می شوند، اهل همدلی هستند، زود عصبانی می شوند، صفر و صدی عمل می کنند، با ملایمت رفتار می کنند، خشم خود را فرو می خورند و یا زود عصبانی می شوند و…افراد منطقی بر روی خواسته های خود پافشاری می کنند، رسمی و خشک هستند، نسبت به تیپ احساسی بی رحم تر هستند، به مشکلات دیگران اهمیت زیادی نمی دهند، محافظه کارند، بر خود مسلط هستند و….</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Sat, 25 Feb 2023 13:16:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی رنگ بنفش ( شناخت شخصیت افرادی که رنگ بنفش دوست دارند )</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-uvx4hylneevr</link>
                <description>از ۸ قرن قبل از میلاد، رنگ بنفش، بخاطر ماندگاری بالایی که داشت یکی از رنگ های ارزشمند بود. چراکه این رنگ زمانی که در معرض نور خورشید قرار می گرفت، روشن تر و زیباتر می شود. برخلاف رنگ های دیگر که در اثر تابش نور، رنگشان می پرید.بنفش از گذشته بین سلطنتی ها و شاهان بسیار محبوب بوده و رنگی با وقار است. از طرفی این رنگ گران قیمت بود. زمینه اصلی رنگ بنفش، قرمز است و به همین علت یادآور تجملات است.اگر به تصاویر افراد تاثیر گذار سلطنتی نگاه کنید، آنها را با لباس های بنفش خواهید دبد.رنگ بنفش رنگ قرمز و آبی را همزمان در خود دارد. بنفش هم اثر تسکین دهنده و آرامشبخش رنگ آبی را دارد و هم شور و شوق و هیجان رنگ قرمز را.رنگ بنفش باعث افزایش خلاقیت می شود و ایده ها و افکار جدیدی را به شما القا می کند. همچنین بنفش باعث افزایش آرامش ذهن و بدن می شود و در عین نشاط آور هست.هر چه که بنفش روشن تر باشد، زنانه تر و عاشقانه است چرا که رنگ قرمز در آن غالب می شود. در عین حال زمانی که تم آبی در رنگ بنفش افزایش پیدا می کند می توانید حس غم را به محیط القا کند.معمولا با نگاه کردن به رنگ بنفش دوست دارید به دنیای تخیل و رویا بروید و  از جایی که هستید کنده می شوید. موجودی مثل اسب تک شاخ که یک موجود فانتزی و رویایی است با رنگ بنفش به تصویر کشیده می شد.به دلیل خاصیت رویایی این رنگ، در تمرین های مراقبه و مدیتیشن از این رنگ استفاده می کنند. بنفاش قدرت دارد، جاه طلب است، رهبر است، اعتماد به نفس بالایی دارد و نمادی از ثروت و تجمل است.رنگ بنفش یکی از رنگ های کمیاب در طبیعت است که به عنوان یک رنگ رویایی و تخیلی شناخته می شود. بنفش در روح های خلاق جاریست و رنگی اسرار آمیز است.اگر بخواهیم رنگ بنفش را در سه کلمه خلاصه کنیم می توانیم بگویی سرشار از زنانگی، اشرافیگری و غرور است.رنگ مورد علاقه شما چیست؟ به نظرتان روانشناسی رنگ ها تا چه حد می تواند شخصیت واقعی انسان ها را بروز دهد؟</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Thu, 23 Feb 2023 12:52:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی رنگ ها چیست و چه کاربردی دارد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-axfepsveikht</link>
                <description>طراحان معروف از رنگ ها و روانشناسی رنگ ها استفاده می کنند تا بر خلق و خوی انسان ها تاثیر بگذارند و واکنش های آنها را در جهت خواسته هایشان تغییر دهند. برخی از رنگ ها وجود دارند که باعث افزایش فشار خون، استرس و یا آرامش می شود.اما روانشناسی رنگ چگونه کار می کند؟ چگونه است که رنگ ها بر خلق و خوی افراد تاثیر می گذارند؟در اواخر قرن هفدهم، نیوتون طیف های رنگی مختلف را کشف کرد و گفت که هر رنگ طول موج متفاوتی دارد. روانشناس معروف کارل یونگ نیز از روانشناسی رنگ ها و تاثیر رنگ ها بر ذهن انسان ها خبر داد.روانشناسان امروزی نظر واحدی درمورد روانشناسی رنگ ها ندارند. برخی از آنها،روانشناسی رنگ ها را بی اثر و برخی اثر آنها را موقت می دانند و می گویند که بیش از حد در مورد این موضوع اغراق می شود.تحقیقات نشان می دهد که رنگ ها واقعا خلق و خو را تغییر می دهند، اما اثرات آنها ممکن است دائمی نباشد. مثلا اتاقی به رنگ بنفش در ابتدا واقعا در شما احساس آرامش ایجاد می کند اما اثر آن مدتی پس از خارج شدن از آن اتاق از بین می رودمطالعه ای نشان داده که قرص های دارونمایی که با استفاده از رنگ های گرم تولید شده اند، نسبت به قرص ها با رنگ های سرد تاثیرگذاری بیشتری دارند.تابلوهای خیابانی به رنگ آبی و سبز باعث می شوند که رانندگان با سرعت ایمن تر و بهتری رانندگی کنند و در جاده ها معمولا نباید از رنگ های قرمز استفاده شود چراکه رانندگان را عصبی می کند.یک مطالعه دیگر نشان داد که استفاده از رنگ مشکی در لباس های بازیکنان ورزشی باعث می شود که مردم به آنها انرژی منفی داشته باشند و ویژگی های منفی تری را به آنها نسبت دهند.معنی رنگ سفید: رنگ سفید حس بی گناهی، پاکی، تمیزی و آرامش دارد. رنگ سفید نشانه جوانی و نشاط است. معمولا در خانه های که دکوراسیون آنها منیمالیستی است از رنگ سفید استفاده می شود. سفید رنگ ساده ای است و در کمپانی هایی که تاکید آنها بر روی سادگیست از این رنگ استفاده می شود. مانند کمپانی اپل.معنی رنگ نقره ای: یکی از رنگ های محبوب برای وسایل نقلیه، نقله ایست. در روانشناسی رنگ ها این رنگ ما را به یاد مدرنیته، تکنولوژی و پیشرفت می اندازد. مثلا زمانی که به رنگ نقره ای فکر می کنید، ماشین های مدرن و تند و تیز، فضا و فضانوردی را به یاد می آوریم. رنگ نقره ای همچنین می تواند نماد ظرافت، حقیقت و زنانگی باشد.معنی رنگ مشکی: مشکی رنگ قدرتمندی است. مثلا کیانو ریوز در فیلم سینمایی ماتریکس که در نقش نئو ظاهر شده بود، فردی قدرتمند بود که یک پالتو بلند مشکی بر تن می کرد. رنگ مشکی در وسایل نقلیه لوکس بکار می رود و از نظر مردم، جذاب، قدرتمند و در مواردی نحس است.معنی رنگ سبز: سبز رنگ حیات، طبیعت و زندگی است. این رنگ به شما حس سرزندگی و نشاط می دهد. همه چیزهای خوب در دنیا سبز رنگ هستند. مثلا بهار، پول، درختان و…. در کسب و کارها و فروشگاه ها معمولا از رنگ سبز به عنوان دعوت به عمل و دعوت به انجام کاری استفاده می شود.معنی رنگ قرمز: قرمز رنگی پر از گرما، احساسات تند و نیروزاست. این رنگ بسیار جلب توجه می کند. اگر شما دوست دارید لباس هایی به رنگ قرمز بپوشید احتمالا فردی برونگرا، پر اعتماد به نفس و پرانرژی هستید. در رستوران ها از رنگ قرمز استفاده زیادی می شود چراکه اشتها را تحریک می کند. بیشتر ما زمانی که عصبی می شویم رنگ ها را نزدیک به قرمز می بینیم.معنی رنگ آبی: در روانشناسی رنگ ها رنگ آبی باعث ایجاد احساس آرامش، سکون و ثبات می شود. اگر شما لباس یا ماشین آبی رنگ را ترجیح می دهید به احتمال زیاد فردی آرام، خونسرد و قابل اعتماد هستید. آبی از محبوب ترین رنگ ها در جهان است. در بیشتر شرکت ها و موسسات که صاحبان آنها می خواهند اعتماد مردم را جلب کنند، از رنگ آبی استفاده می شود. در مقاله ” روانشناسی رنگ آبی ” سایت راستین بصورت مفصل به بررسی رنگ آبی و تاثیر آن بر شخصیت افراد پرداخته ایم.معنی رنگ زرد: افراد زرد پسند افرادی شاد و ریسک پذیر هستند. زرد رنگ خورشید و نور است. این رنگ امید و شادی می آفریند. معمولا از رنگ زرد برای محصولاتی که در زمینه سلامتی تولید می شود، استفاده می شود.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Thu, 23 Feb 2023 12:37:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روانشناسی رنگ آبی ( شخصیت شناسی افرادی که رنگ آبی دوست دارند )</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF-eom53zm0rbfr</link>
                <description>ترجیحات رنگی شما، می تواند رازهایی درباره شخصیت واقعی شما بگویند. در این مقاله ما می خواهیم در مورد رنگ پرطرفدار آبی و روانشناسی رنگ آبی صحبت کنیم.رنگ آبی یکی از محبوب ترین رنگ های جهان، بخصوص در میان آقایان است. معمولا آبی پسندها افرادی قابل اعتماد هستند و به نظم، ثبات و هماهنگی علاقه خاصی دارند.همچنین این رنگ باعث افزایش آرامش، کاهش نبض و فشار خون در افراد می شود. (برعکس رنگ قرمز)حتی شرکت هایی مانند فیس بوک، دراپ باکس، سامسونگ و… در طراحی های تجاری خود از رنگ آبی استفاده کرده اند و آبی یکی از رایج ترین رنگ ها در میان برندها و شرکت های تجاریست.به رنگ آبی که در مقابل شما قرار دارد نگاه کنید. چه احساسی به شما دست می دهد؟ احتمالا احساسی از آرامش، سردی، تمایل به تفکر و یا سکوت را در خود حس می کنید.این روزها به اثبات رسیده که رنگ آبی باعث تحریک ذهن برای تفکر بیشتر می شود اما در عین حال آرامش بخش هم هست. زمانی که می خواهید مطالعه کنید می توانید از چراغ مطالعه آبی رنگ استفاده کنید.مسئله مهمی که در مورد رنگ ها وجود دارد این است که آنها جهانی نیستند و در هر فرهنگی، رنگ ها به شکل متفاوتی درک می شوند. همچنین ویژگی های شخصیتی و تجربیات نیز در درک رنگ ها تاثیرگذار هستند.در روانشناسی رنگ آبی کسانی که رنگ آبی دوست دارند معمولا با اعتماد به نفس هستند و یا حداقل سعی می کنند خود را فردی دارای اعتماد به نفس بالا نشان دهند.کسانی که رنگ مورد علاقه آنها آبی است افرادی خونسرد و گاه یکنواخت هستند. البته از آنجایی که آنها بیشتر منطقی هستند تا احساسی، یکنواخت به نظر می رسند. اما اگر احساسات آنها تحریک شود یا بیش از حد احساساتی می شوند و یا به طور کامل بی تفاوت رفتار می کنند.روانشناسی رنگ آبی می گوید افرادی که دوستدار رنگ آبی هستند معمولا محافظه کار هستند و ترجیح می دهند حلقه ای از دوستان نزدیک در اطراف خود داشته باشند تا اینکه مدام با افراد جدید آشنا شوند.افرادی که عاشق رنگ آبی اند در خانه و محل کار دارای نظم و هدفمند هستند و ذهن خلاقی دارند. آنها فردی نیستند که سریع عکس العمل نشان دهند بلکه محتاط هستند و قبل از حرف زدن خوب فکر می کنند. این افراد معمولا مسولیت پذیر و قابل اعتماد هستند.آبی جزو رنگ های سرد هست و در روانشناسی رنگ آبی معمولا با ویژگی های شخصیتی مانند اعتماد به نفس، خونسردی، آرامش، غم، نظم، خلاقیت و… در ارتباط است.۱. مواد غذایی کمی وجود دارد که رنگ آنها آبی است. رنگ آبی باعث می شود که اشتهای شما کور شود. در طبیعت نیز غذاهای کمی به رنگ آبی وجود دارد. به همین در رستوران ها معمولا از رنگ آبی استفاده نمی شود.۲. رنگ آبی باعث می شود که بتوانید مشکلات را به شکل خلاقانه تری حل کنید. به همین معمولا در شرکت ها از رنگ آبی استفاده می شود.۳. یونانی های باستان معتقد بودند که رنگ آبی باعث می شود از چشم بد به دور باشید. به همین خاطر مردم یونان باستان معمولا از دستبند به رنگ آبی استفاده می کردند تا از چشم زخم دور باشند.۴. رنگ آبی به شما کمک می کند تا آرامش بیشتری داشته باشید و فشار خون و ضربان قلبتان کاهش پیدا کند.۵. رنگ آبی یکی از گران ترین رنگ هاست. به همین علت معمولا نقاشان نمی توانند به مقدار زیاد از آن استفاده کنند.۶. مردمان کمی وجود دارد که چشمان آنها به رنگ آبی باشد. تنها ۸ درصد از مردم جهان چشمان آبی رنگ دارند.۷. در روم باستان کارمندان عمومی معمولا از لباس آبی رنگ استفاده می کردند.۸. زنان این تصور را دارند که مردان رنگ آبی را بسیار دوست دارند و به همین علت لباس های آبی بیشتر از هر لباس دیگری توسط خانم ها خریداری می شود.۹. رنگ آبی یکی از نمادهای معنویت است. معمولا انسان های خوب با رنگ آبی و انسان های بد با رنگ قرمز به تصویر کشیده می شوند.۱۰. در انگلستان روبان آبی رنگ، نمادی از سرطان بیضه است.۱۱. پشه ها به رنگ آبی علاقه زیادی دارند و به آن جذب می شوند.۱۲. تمام پرندگان به جز جغدها، توانایی دیدن رنگ آبی را ندارند.۱۳. رنگ آبی در مواردی باعث القای افسردگی و غم می شود.۱۴. در تبلیغات معمولا از رنگ آبی استفاده می شود تا محصولات بهداشتی مانند محصولات تمیز کننده معرفی شود. همچنین معمولا برای تبلیغ ایرلاین ها و خطوط هوایی و یا سفرهای دریایی از رنگ آبی استفاده می شود.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Thu, 02 Feb 2023 13:42:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه بر کمال گرایی غلبه کنیم؟ ( درمان کمال گرایی )</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%BA%D9%84%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-s5pra36einu7</link>
                <description>کامل گرایی یا همان کمال گرایی منفی یعنی تمایل به انجام دادن کارها به کامل ترین و بهترین شکل ممکن!کمال گراها برای بی عیب و نقض بودن تلاش می کنند و خود انتقادی شدیدی دارند. اگر آنها کارها را نقص دار انجام دهند اذیت می شوند.افراد موفق با افراد کمالگرا فرق دارند و لزوما هر انسان کمالگرایی موفق نیست.افراد موفق انگیزه بالایی دارند تا بهترین کار خود را انجام دهند اما افراد کمالگرا ترس از شکست دارند و زمانی که بترسند فلج می شوند.کمال گرایی یا کامل گرایی نوعی خود زنی است! افراد کمال گرا تصور می کنند تا زمانی که شرایط به بهترین حال ممکن درنیاید، نباید کاری را انجام می دهند و این باعث می شود همیشه عقب بیفتد. چراکه هیچگاه همه شرایط محیا نخواهد بود. پس باید به فکر رهایی از کمال گرایی بود.داشتن استانداردهای بالا خوب است. اما اگر این استانداردها به قدری باشند که دستیابی به آنها ممکن و یا بسیار سخت باشد هیچگاه نمی توانیم به انها برسیم.قبل از هر چیزی باید بررسی کنید و ببینید که آیا کمالگرا هستید یا خیر!برای اینکه بدانید که کمالگرا هستید یا خیر، به سوالات زیر پاسخ دهید:آیا بیشتر وقت ها نمی توانید به استانداردهایی که خودتان تعیین کرده اید برسید؟آیا اعلب اوقات احساس اضطراب، استرس، افسردگی و نا امیدی دارید؟آیا دیگران به شما می گویند استانداردهایتان بالاست؟آیا استانداردهایتان به قدری بالاست که انجام یک کار مدت زمان زیادی طول می کشد؟ یا نمی توانید به دیگران اعتماد کنید و از آنها کمک بخواهید؟اگر پاسخ شما به این چهار سوال یا بیشتر آنها مثبت است احتمالا فرد کمال گرایی هستید و باید برای رهایی از کمال گرایی چاره ای بیندیشید.کمال گرایی به فوبیا خیلی شباهت دارد. برخی از افراد هستند که از ارتفاع می ترسند یا برخی هم فوبیای سوسک دارند. افراد کمال گرا فوبیای شکست، اشتباه و ناقص به نظر رسیدن دارند.معمولا گفته می شود که اگر از چیزی فوبیا دارید، سعی کنید با آن به شکلی درست روبرو شوید. این مواجه شدن با ترس باید به تدریج باشد.از آنجایی که ما می خواهیم به فوبیای ترس از اشتباه غلبه کنیم، سعی کنید هر روز به عمد اشتباه کنید تا به رهایی از کمال گرایی برسید.چند مثال برای اشتباه کردن به صورت عمدی:زمانی که خسته اید، بگویید که خسته ام.۱۰ دقیقه دیرتر سر قرار حاضر شوید.لباسی را بپوشید که چند قطره  چای روی آن ریخته باشد.اجازه دهید به هنگام کار با همکارتان یک سکوت ناراحت کننده طولانی برقرار شود.به دوستتان بگویید خسته اید و نمی توانید با او به گردش بروید. گوشی را خاموش کنید و بخوابید.قسمتی از خانه را نامرتب نگه دارید.اگر آماده شدن شما ۲ ساعت طول می کشد، ان را ۱۵ دقیقه کاهش بدهید.عمدا تپق بزنید و سپس به آن بخندید.در یک جلسه صحبت کنید بدون اینکه از قبل بدانید چه می خواهید بگویید.به رستورانی بروید که از قبل تحقیقی در مورد آن نکرده اید و یک غذای جدید امتحان کنید.و…تمامی این تمرین ها را باید مکررا انجام دهید. در ابتدای این تمرین ها احساس استرس زیادی خواهید داشت، ممکن است کارها خوب پیش نرود و یا قول اتان را بشکنید. در روزهای اول طبیعیست. اما کم کم به آن عادت می کنید.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Thu, 02 Feb 2023 13:17:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قدرت ذهن چیست و چگونه نهایت استفاده را از آن ببریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D8%B0%D9%87%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-t16zri4fbbzq</link>
                <description>بیایید باهم به درون ذهنتان سفر کنیم. افکار شما در ذهن اتان قرار دارند. این افکار مانند ویدیویی هستند که بر روی صفحه نمایش ذهن پخش می شوند.بازیگر اصلی این ویدیو شما هستید. تمام آنچه که در این بازی ویدیویی حس و تجربه می کنید، در دنیای واقعی بیرونی هم تکرار می شود.اگر می خواهید زندگی خود را تغییر دهید، باید ویدیوی متفاوتی در ذهن خود پخش کنید. چراکه چه بخواهید و چه نه، همان ویدیو ذهنی شما، در زندگی واقعی اتان تکرار و پخش خواهد شد.شما می توانید قدرت ذهنی خود را به راه های مختلف تقویت کرده و افکار قدرتمندی بسازید. این تغییرات علاوه بر اینکه زندگی شما را تحت تاثیر قرار می دهند روی دیگران هم تاثیر می گذارید.برای اینکه قدرت ذهن را درک کنید باید اول بدانید که عملکرد ذهن چگونه است.ذهن توسط خودآگاه و ناخودآگاه اداره می شود. خودآگاه را قدرت تفکر و منطق اداره می کند اما در ناخودآگاه احساسات ما قرار دارد.تمام افکاری که داریم تمایل دارند به به ضمیر ناخودآگاه ما بروند و آنجا ماندگار شوند. برای ضمیر ناخودآگاه هیچ فرقی نمی کند که افکار شما خوب هستند یا بد! او فقط آنها را اجرا و عملی می کند.اگر به ضمیر ناخودآگاه خود، افکار منفی اعمال کنید، نا امیدی و شکست را وارد زندگی خود خواهید کرد و همچنین زمانی که مثبت باشید اثرات آن به زندگی اتان وارد می شود. پس هرگز به افکار منفی خود پرو بال ندهید.برای اینکه به شما ثابت شود که افکارتان تبدیل به واقعیت می شود، باید به افکار و تاثیرشان در زندگی خود، توجه کنید.حتما برایتان پیش آمده که در یک جمع نشسته باشید و به این فکر کنید که «حتما موقع حرف زدن دست و پایم را گم می کنم». به محض اینکه شروع به حرف زدن می کنید دست و پایتان را گم می کنید و در عرض چند دقیقه افکارتان به هم می ریزد و عرق سردی روی پیشانی خود حس می کنید!یا به لیمو ترش فکر کنید. آیا دهانتان آب نیفتاد و مزه ترشی را حس نکردید؟ این نشان دهنده قدرت ذهن است. شما می توانید روی افکار و رویاهایتان تمرکز کنید و آنها را مدام تغذیه کنید تا جان بگیرند و بزرگ شوند. جوری که از ذهنتان بیرون بزنند و واقعیت پیدا کنند. افکار شما به شما جهت می دهند که وارد یک رابطه خوب شوید، موفقیت های شغلی جذب کنید و با افرادی قدرتمند ملاقات کنید.خیلی ها از ذهن خود استفاده می کنند، اما بدون اینکه آن را درک کنند. چون به صورت ناخودآگاه از قدرت ذهن استفاده می کنند.اگر در ناخودآگاه آنها افکار منفی و سمی وجود داشته باشد، قدرت ذهن آنها منفی و در صورتی که مثبت باشد، اتفاقات مثبتی برای آنها می افتد.برای اینکه بتوانید از قدرت ذهن خود برای تحقق آرزوها و رسیدن به خواسته هایتان استفاده کنید، باید مکانیزم آن را درک کنید.این مقاله به شما کمک می کند که نسبت به ذهن خودتان آگاه شوید و هیچ وقت این ترکیب آب و چربی (مغز) چند کیلویی که در داخل جمجمه اتان قرار گرفته را دست کم نگیرید!</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 11:37:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرکتایپ یا کهن الگو چیست؟ + انواع آرکتایپ و ویژگی آنها</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%A2%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%DB%8C%D8%A7-%DA%A9%D9%87%D9%86-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D8%A2%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%BE-%D9%88-%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-xkbeorpbnpzc</link>
                <description>آرکتایپ و یا کهن الگو برای اولین بار توسط کارل گوستاو یونگ روانپزشک سوئیسی مطرح شد. او معتقد بود که روان و بدن انسان از سه بخش مختلف تشکیل شده است: ۱- ایگو  ۲- ناخود آگاه شخصی ۳- ناخود آگاه جمعی.کهن الگو ها و یا آرکی تایپ های ما در بخش ناخودآگاه جمعی ما زندگی می کنند. این کهن الگو ها در واقع شخصیت هایی هستند که در طول تاریخ جهان وجود داشتند، مانند زئوس، رستم، سهراب، دیو، فرسته و…یونگ فیلسوف و روانکاو سوئیسی زاده سال ۱۸۷۵ است. او در روستایی کوچک متولد شد. کارل با پدرش رابطه خوبی نداشت ولی عاشق مادرش بود. او از همان کودکی بیشتر مواقع تنها بود و به همین علت تنهایی را منبع الهامات خود می دانست.جالب است که بدانید یونگ و فروید (پدر علم روانشناسی) دوستان خوبی برای یکدیگر بودند تا جایی که فروید، یونگ را جانشین خود می دانست. اما آنها اختلاف نظرهای زیادی داشتند.فروید می گفت دلیل اصلی انگیزه های فرد در زندگی مسائل جنسی است. اما یونگ مخالف سرسختش بود! او می گفت ما انسان ها انگیزه های مختلفی برای اعمال امان داریم که مسائل جنسی فقط یکی از آنهاست و عوامل دیگری در زندگی ما وجود دارند که به رفتارهای ما انگیزه و جهت می دهند.این اختلاف نظر به حدی رسید که فروید به یونگ می گفت تو در مورد پیچیدگی های روان انسان زیاده روی می کنی و از نظر یونگ، فروید به روان انسان بسیار سطحی نگاه می کرد. این اختلاف نظرها با حدی بالا گرفت که نهایتا این دو راه خود را از یکدیگر جدا کردند.از نظر یونگ، یکی از انگیزه های رفتاری ما «ناخودآگاه جمعی» ماست. همانطور که از اسمش پیداست، ناخودآگاه جمعی میان همه انسان های دنیا یکسان است. این بخش از روان، از اجداد باستانی به ما به ارث رسیده و جهانی هستند!در واقع یونگ گفت ما انسان ها با خاطراتی متولد شدیم که هرگز آنها را در طول زندگی امان بدست نیاوردیم، بلکه از بدو تولد همراه ما بوده اند.زئوس خدای خدایان است. او رهبر و رئیس و بسیار قدرتمند است. آنها قاطع، دارای سرعت عمل و طالب قدرت هستند. آنها با پول، قانون و قدرت سروکار دارند و با قلب و احساسات چندان میانه ای ندارند.حتما سریال زخم کاری را دیده اید. در این سریال خان عمو آرکتایپ یا کهن الگو زئوس را داشت. او رئیس و رهبر یک طایفه بود. همه از او حساب می بردند و منتظر یک اشاره و فرمانش بودند. قدرت و پول در خان عمو خلاصه می شد.آرتمیس یک الهه باکره بود. او هدفگرا و بی منطق است و حتی عشق او را از هدف هایش باز نگه نمی دارد. انها خودمختارند و به قضاوت دیگران چندان اهمیت نمی دهند.کهن الگوی آرتمیس توانایی زیادی در بیان نظراتش دارد و کمی سنگدل است. آنها معمولا از نظر عاطفی از دیگران فاصله می گیرند.آتنا خدابانوی جنگ است. او بامنطق، خونسرد و جنگجوست. آتنا با هدف و برنامه است، مدیر خوبیست و هوش زیادی دارد. آتنا صبور است اما این صبر و خونسردی زیادش باعث می شود که قردی بی احساس و یخ زده باشد.با وجودی که اتنا زن است، بیشتر تصمیماتش منطقی است. او در زندگی دیگران سرک نمی کسد و زیاد اهل غیبت نیست. آنها فقط مردان قوی را قبول دارند.در سریال زخم کاری، سمیرا کهن الگوی آتنا را داشت. او باهوش، اهل مدیریت بود. او مالک را به قوی و نترس بودن تشویق می کرد. همچنین در مقابل دیگران بسیار بی احساس و بی عاطفه بود.هرا خدابانوی همسر بود. او زن زندگی و عاشق شوهر و خانواده اش است. آنها بسیار به همسر وابسته اند، به صورت افراطی و مالیخولیایی شک می کنند و به هر قیمتی می خواهند همسر خود را راضی نگه دارند.آنها دوست دارند دیگران را باهم آشنا کنند و ازدواج و رابطه مهم ترین بخش زنذگی آنهاست. کهن الگوی هرا اگر با خیانت همسرش مواجه شود به جای ترک همسرش، زنی که با شوهرش بوده را تنبیه می کند.پرسونا در لغت به معنی ماسک است. پرسونا به این معنی است که ما چگونه خود را به جهان نشان می دهیم و در واقع ماسک ما برای اطرافیان است. اما این یک ماسک واقعی نست!پرسونا نقابی است که ما آن را برای جامعه و اطرافیان بر صورت خود می کنیم تا دیگران تصور منفی از ما نداشته باشند.زمانی که کودکان رشد می کنند به تدریج یاد  می گیرند یک نقاب اجتماعی بزنند و به گونه ای رفتار کنند که با انتظارات و هنجارهای جامعه همسو باشد. زیر این نقاب اجتماعی تمام احساسات و انگیزه هایی هستند که از نظر اجتماعی قابل قبول نیستند.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Wed, 01 Feb 2023 11:18:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه فردی چیست و معرفی چند مهارت کاربردی برای توسعه فردی</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%86%D9%86%D8%AF-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%AF%DB%8C-ozpp4fjwgblb</link>
                <description>می خواهید در ۵ سال آینده کجا باشید؟ این سوال، یکی از سوالات پایه ای در زمینه توسعه فردی است. آیا شما تصوری از خود در ۵ سال آینده دارید؟ آیا کاری که هم اکنون انجام می دهید شما را به آن فرد ۵ سال بعدتان تبدیل می کند؟بدون تعارف بگوییم، برنامه ریزی برای توسعه فردی و بکارگیری مهارت های توسعه فردی، کار چندان آسانی نیست! گاه نیاز است بسیاری از عادات بد خود را ترک کنید، با خیلی از دوستانتان قطع رابطه کنید، ساعات خواب و بیداری تان را تغییر دهید و… .آیا فردی درونگرا هستید و می خواهید مهارت های اجتماعی خود را تقویت کنید؟ در مورد افراد برونگرا و مشخصه های رفتاری آنها بیشتر مطالعه کنید.آیا می خواهید یاد بگیرید که در زمان حال زندگی کنید؟ کتاب های اکهارت توله را در این زمینه بخوانید که استاد مسلم آموزش زندگی در زمان حال است. یادگیری، از اهداف توسعه فردی است.خوشبختانه دنیای اینترنت، یوتیوب، فایل های آموزشی و کتاب های مختلف به کمک ما آمده اند تا بتوانیم به اطلاعات کاملی در زمینه های مختلف دست یابیم.باید یک اتاق کار الهام بخش برای خودتان داشته باشید. شاید این از نظر شما ساده باشد ولی داشتن اتاقی که دوستش داشته باشید به آرامش شما کمک می کند، سطح انرژی های مثبت شما را افزایش می دهد و برایتان انگیزه بخش است. در مقابل اتاق کار نامرتب، روحیه شما را مشوش می کند و باعث پراکندگی ذهنی است.برای اینکه اتاق الهام بخش داشته باشید، جملات انگیزشی که دوست دارید هر روز آن را ببینید را روی وایت برد بنویسید و آن را مقابل چشمانتان نصب کنید، می توانید عکس قهرمان زندگی اتان را روی دیوار اتاق بچسبانید و یا اهدافتان را در جایی از اتاق نوشته و قرار دهید تا هر روز و هر شب در دیدرستان باشند.ستون مهم توسعه فردی، غلبه بر ترس است. عجیب است خیلی ها حتی از توسعه فردی هم ترس دارند.اینکه بگوییم نباید بترسید، منطقی نیست و غیرممکن است! اگر چیزی به نام ترس در وجود انسان ها نبود، متوسط عمرش به ۵ سال هم نمی رسید! ولی خوشبختانه تمام انسان های روی کره زمین، موهبتی به نام ترس را در وجود خود دارند.فرق بین انسان های ترسو و شجاع این است که آنها ترس های خود را می شناسند و مدیریتش می کنند. نکته دیگر مواجهه با ترس است. خیلی از اوقات ترس های ما ساخته ذهن ما هستند و واقعیت ندارد.جمله معروفی وجود دارد که می گوید ترس های خود را در آغوش بگیر، سپس خواهی دید که دیگر ترسی وجود ندارد.باید عادت داشته باشید تعدادی از کارها را به صورت روتین و روزانه انجام دهید و یک لیست از کارهای روزانه داشته باشید. طبق این لیست، کارها را به موقع تکمیل کنید. چنین لیستی به شما یک دید کلی از عملکردتان به خودتان می دهد و می توانید ببینید که چقدر در کارتان پیشرفت داشته اید و یا نیاز دارید که بهتر شوید.نکته دیگر در مورد توسعه فردی این است که بتوانید با افراد سخت و کسانی که انعطاف پذیر نیستند ارتباط برقرار کنید. این فرد ممکن است، پدر، مادر، همسر، فرزند، رئیس و یا همکارتان باشد.خوب شما همه روزه با این افراد سروکار دارید اگر شما هم بخواهید مانند آنها سخت رفتار کنید، سنگ روی سنگ بند نمی شود! پس باید با ترفندها و رازهای متقاعد سازی افراد سخت آشنا شوید تا در تعامل با آنها به مشکل برنخورید.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Tue, 31 Jan 2023 13:20:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خودشکوفایی چیست و چگونه یک فرد خودشکوفا شویم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-h4m8d7pytige</link>
                <description>یک نوازنده باید بنوازد، یک نقاش باید نقاشی کند، شاعر باید بنویسد، اگر قرار است در نهایت شاد باشد! انسان، باید آدمی باشد که می‌تواند باشد! این جملات آبراهام مزلو برای افرادی است که می خواهند به خودشکوفایی برسند.با جرات می توانیم بگوییم کسانی که به خود شکوفایی رسیده اند افرادی خاص در دنیا هستند که تعداد آنها زیاد هم نیست. کسانی که چند ساعتی هم نشینی با آنها، می تواند باورهای مارا برای همیشه تغییر دهد.مزلو یکی از افرادی بود که به کرات نظرات خود را در مورد خودشکوفایی (خودشکوفایی به انگلیسی Self-Actualization) ارائه کرده بود. او می گفت انسان ها دارای یک نظام سلسه مراتبی از نیازها هستند.نیازهای رده پایین مانند نیاز به آب، غذا، نیازهای فیزیکی هستند که جزو نیازهای اولیه و زیستی هر انسانی است. نیازهای امنیتی، اجتماعی و نیاز به احترام در مرحله بعدی قرار دارند.در نوک هرم نظام سلسه مراتبی نیازها «خودشکوفایی»قرار دارد. خودشکوفایی یعنی اینکه انسان بتواند تمامی استعدادهای خود را شکوفا کند، هر استعدادی که باشد! و به مسیر رشد و تعالی برسد.شاید جالب باشد که بدانیم مزلو تحقیقات و بررسی های زیادی انجام داد تا بتواند افرادی که به خود شکوفایی رسیده اند را در طول تاریخ شناسایی کند. از نظر او فقط یک درصد از مردم می توانند به خودشکوفایی برسند.به احساسات خود توجه کنید. همین الان در هر جایی که هستید توجهتان را تنها به خودتان معطوف کنید و با خود واقعی اتان روبرو شوید. آیا کاری که هم اکنون انجام می دهید را دوست دارید؟حسی که در این لحظه دارید خوب است یا بد؟ استرس دارید و یا آرام هستید؟ طعم خاصی را احساس می کنید و اگر احساس می کنید چه طعمیست؟ این ها مثال هایی هست تا بگوییم خود، احساسات، علایق و خواسته هایتان را بشناسید و به آنها احترام بگذارید.مسیری را برای خود تعیین کنید و بدون توجه به موانع به سمت آن حرکت کنید. اجازه ندهید فرهنگ های تحمیلی جامعه، پدر و مادر، افراد قضاوتگر از هر سو و… شما را از مسیرتان منحرف کند.با نوشتن لیست آرزوهایتان، می توانید ایده آل ها و خواسته هایتان را شناسایی کنید. ما انسان های فراموشکاری هستیم و نوشتن آرزوها باعث می شود همیشه آنها را بخاطر بسپاریم و اینگونه احتمال رسیدن به این اهداف و آرزوها نیز برایمان بیشتر خواهد شد.آیا خاطرتان هست ۱۰ سال پیش چه آرزوهایی داشتید؟ اگر نه به احتمال زیاد آنها را یادداشت نکرده اید.از ژست گرفتن بپرهیزید، با خود و دیگران صادق باشید و تمامی آنچه که هستید را بپذیرید. روزی چند مرتبه با خود بگویید این منم، این کشور من هست، این ظاهرم، این داشته هایم، این باورهایم و… پس از پذیرش کامل همه این موارد، در جهت بهبود تمامی اینها تلاش کنید.آیا هر کسی که قدرت و استعدادی شکوفا دارد فردی خوشکوفاست؟ پاسخ یک کلمه است. خیر!در دورانی زندگی می کنیم که فاصله میان انسان ها روز به روز بیشتر می شود، تک روی ها و انحصار طلبی ها برای بدست آوردن قدرت، ممکن است مفهوم نادرستی از خودشکوفایی را در قرن ۲۱ به ما نشان دهد. درحالیکه افراد خودشکوفا نه خودخواه هستند و نه فردگرا!از نظر مزلو معنی درست خودشکوفایی، تعالی در مسیری درست است. اهمیت خودشکوفایی در اواخر عمر مزلو بسیار بالا بود. او بر این تصور بود که افراد خودشکوفا در برخورد با مفاهیمی مثل سلامتی، رشد، تمامیت، یکپارچگی، اهداف انسان دوستانه و مشکلات واقعی در زندگی انگیزه می گیرند و تحریک می شوند.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Tue, 31 Jan 2023 13:02:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هوش هیجانی یا هوش عاطفی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D9%87%D9%88%D8%B4-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-veizduv2ivdq</link>
                <description>یک واقعیت علمی را نباید انکار کنیم و آن این است که در بسیاری از شرایط احساسات مهم تر و قوی تر از تفکر عمل می کنند. با افزایش احساسات، نحوه عملکرد مغز تغییر می کند و توانایی هایی نظیر قدرت تصمیم گیری، مهارت های بین فردی و حتی شناختی کاهش پیدا می کنند.پس درک و مدیریت احساسات خود و دیگران کمک می کند تا در زندگی شخصی و حرفه ای خود بهتر و موفق تر عمل کنیم. بهبود روابط فردی با دیگران، داشتن اعتماد بنفس بالا و واقع بینی از ثمره های اصلی پی بردن به اهمیت هوش هیجانی و مدیریت آن است.به عنوان مثال، در یک جلسه اداری، وقتی یک نفر صحبت می کند، دیگران گوش می دهند. این امر خود به خود اتفاق می افتد و چنین رفتارهایی نمونه هایی از هوش هیجانی در محل کار است.البته، همیشه افرادی خواهند بود که حرف دیگران را قطع می کنند، اما در اینجا ما تنها بر نمونه هایی از هوش عاطفی که برای تقویت تعاملات اجتماعی استفاده می شود تمرکز می کنیم.می توانید این هوش را یاد بگیرید، توسعه دهید تا در کارهای خود بهتر عمل کنید. شرایط فشار قوی، شرایط فیزیولوژی ما را نیز تغییر می دهند، در این مواقع باید هوش مصنوعی خود را عملی به کار بگیریم، اما چگونه؟در این آموزش شما خلاصه وار در ۵ گام یاد می گیرید که چگونه احساسات خود و دیگران را بشناسید و بهتر درک کنید، با همتایان خود در تماس باشید و بر احساسات و در نتیجه رفتار آنها تأثیر بگذارید و شرایط دشوار را مثبت تر و مطمئن تر ارزیابی و تجربه کنید. برای آموزش تکمیلی باید در دوره های آنلاین یا حضوری شرکت کنید.فردی که آموزش هوش هیجانی دیده است، قادر است به خود و دیگران انگیزه بدهد، فرهنگ همکاری را رواج دهد و حتی یک تیم را مربیگری و یا مدیریت کند. باهوش ترین افراد در یک سازمان، اغلب موثرترین نیستند، چیزی که کارکنان تاثیرگذار را از دیگران متمایز می کند هوش عاطفی است.کسانی که خود را به شکل متفاوتی درک می کنند، آنچه را که انجام می دهند را مشاهده می کنند و در تعاملات از یک فرا دیدگاه استفاده می کنند، اینگونه گزینه های بیشتری برای اقدام دارند.مثلا موقعیت رانندگی را برای خود مجسم کنید و عملکرد احساسات خود را در سرعت های مختلف، ترمزگیری، سبقت دیگران و… را بسنجید.اساس خود مدیریتی و همدلی، درک خوب از خود است. ذهن آگاهی کلید تغییرات مهمی است، به ویژه برای افرادی که از نظر ذهنی هدفمند برخوردار هستند.ایجاد رابطه ی مبتنی بر شناخت خوب از طبیعت انسان است. با تفکر بیشتر در زمینه رفتار دیگران، می توان به راحتی از تعاملات مخرب جلوگیری کرد و بتوان با افراد مختلف انعطاف پذیری بیشتری داشت و با آنها بطور موثر و با اعتماد بیشتر همکاری کرد.رفتار را نمی توان به راحتی از طریق آموزش مبتدی یا تکمیلی “تغییر” داد. مراکز احساسی مغز از طریق تجربه، شدت و تکرار یاد می گیرند که چطور واکنش نشان دهند. توسعه و آموزش هوش هیجانی عموما به زمان بیشتری نسبت به سایر آموزش های رفتارشناسی دارد.شما نیز احتمالا یک همکلاسی زرنگ در مدرسه داشتید که خیلی درگیر مطالب بود و همیشه نمره ۲۰ میگرفت، اما بعداً با وجود هوش فوق العاده اش در کار خود شکست خورد! از سوی دیگر، یکی از دوستان شما که نمرات نسبتاً متوسطی می گرفت، اکنون یک کارآفرین فوق العاده موفق با خانواده ای شاد است!در مورد موفقیت در کار و زندگی شخصی، هوش به تنهایی ضروری نیست. این نوع هوش حداقل به این دلیل مهم است که بفهمید چقدر راه خود را در زندگی درست پیدا می کنید، آیا می توانید موقعیت ها را به درستی ارزیابی کنید، آیا برقراری روابط با دیگران برای شما آسان است؟ آیا می توانید خود را برای تسخیر احساسات و روحیات دیگران انگیزه دهید؟ مهارت های اجتماعی شما چطور هستند؟ هوش عاطفی همه این توانایی ها را اندازه گیری می کند.از طریق سایت های مختلف نظیر سایت testotype ، esanj و خیلی سایت ها و تست های آنلاین دیگر می توانید تست هوش هیجانی خود را انجام داده و نتیجه را بسنجید و بفهمید که نقاط قوت و ضعف شما کجاست، در چه زمینه هایی و با کدام روش هایی می توانید پیشرفت کنید.هوش هیجانی در کودکان برای رشد آنها بسیار مهم است، زیرا به کودکان کمک می کنند تا با دنیای پیچیده در آینده روبرو شوند. همه ما والدین ها می خواهیم کوچکترها در آینده بزرگسالان دلسوزی شوند که می توانند مشکلات را تشخیص داده و آنها را به طور مستقل حل کنند.باید احساسات را به عنوان اطلاعات در نظر بگیریم. بهتر است به جای واکنش به عصبانیت کودک با جیغ زدن، یک لحظه مکث کرده و از خود بپرسید که چرا فرزند من اکنون اینگونه واکنش نشان می دهد؟!کودکان باید یاد بگیرند که احساسات خود را بشناسند و آنها را نامگذاری کنند. بطور مثال با نگاه کردن به کتاب های تصویری می توانید با کودک خود در مورد اینکه چرا شخصیت اصلی کتاب غمگین (اسباب بازی های گم شده) یا عصبانی است (به خواسته اش نمی رسد) صحبت کنید. کودکان سه ساله این احساسات را درک کرده و با شما همدلی می کنند.انتقاد یا حتی تنبیه کودک به دلیل احساسات منفی، فقط نتیجه معکوس دارد. با این حال، این بدان معنا نیست که ما والدین باید هر رفتاری را از سوی کودک خود بپذیریم: “من درک می کنم که شما عصبانی هستید، اما نمی توانید فشار بیاورید.” بهتر است به کودک فکر کنید که در موقعیت های مختلف چه کاری می تواند انجام دهد؟شنیده شدن و درک شدن برای کودکان در هر سنی مهم است. حتی اگر ممکن است نتوانیم (یا نمی خواهیم) خواسته ای را بلافاصله برآورده کنیم، باید به صراحت اعلام کنیم که به آن گوش داده ایم.“من شنیدم که شما بستنی می خواهید، اما فکر نمی کنم قبل از شام خوب باشد. ما می توانیم یک دسر بخوریم.” وقتی گوش می دهیم، به فرزندمان احترام می گذاریم. این به نوبه خود به کودکان احترام می آموزد، که یک عامل مهم در EQ است.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jan 2023 13:50:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مثبت اندیشی چیست و تکنیک های مثبت اندیشی</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C-tfbxoeshwgcq</link>
                <description>وقتی که برنامه های این فرد بر خلاف عقاید او پیش نرود ناامید و دلسرد نخواهد شد و برای تلاش ها و شروعی دوباره، امیدوارانه قدم خواهد برداشت، یعنی شکست با تفکر مثبت مفهوم خود را برای این فرد از دست خواهد داد.نگرش مثبت اجازه نمی دهد که هیچ چیز شما را مایوس کند و بر روحیه شما تأثیر منفی بگذارد. اگر که یک فرد مثبت اندیش باشید یا تصمیم به داشتن این تفکر مثبت بگیرید، در قدم اول باید نگرش خود را متمرکز رفتار مثبت افراد دیگران بکنید و از فکرهای بد، خود را به دور کنید.با نگرش مثبت فرد شاد و دلسوز است و بینش مثبتی دارد حتی اگر مشکلات و موانع زیادی پیش رو داشته باشد. روشنی دارد. فردی که تفکر و قدرت مثبت اندیشی دارد، همیشه خوشحال است و اجازه نمی دهد که افراد منفی و مشکلات بر ذهن، احساسات و رفتار او تأثیر بگذارند.باید بدانیم که موفقیت و شکست زاییده ذهن ماست، این که چگونه فکر و مشاهده کنیم خیلی مهم است. اگر انتظار شکست دارید و اگر در هر موقعیتی نکات و مشکلات منفی را مشاهده کردید و به آنها فکر می کنید، ندانسته شکست را به واقعیت تبدیل می کنید.اگر اجازه ندهید ذهن شما روی جنبه های منفی تمرکز کند، شانس بسیار بیشتری برای موفقیت خواهید داشت.تفکر مثبت نه تنها می تواند بر توانایی شما برای مقابله با استرس و مصونیت تأثیر بگذارد، بلکه بر سلامت کلی شما نیز تأثیر می گذارد، از جمله کاهش خطر مرگ ناشی از مشکلات قلبی عروقی، افسردگی کمتر و طول عمر بیشتر را به دنبال دارد.برای محققان کاملاً روشن نیست که چرا تفکر مثبت برای سلامتی مفید است، برخی معتقدند که افراد مثبت می توانند سبک زندگی سالم تری را اداره کنند. با مقابله بهتر با استرس و اجتناب از رفتارهای ناسالم، می توانید سلامت و رفاه خود را بهبود بخشید.محققان همچنین دریافته اند که پس از بحران هایی مانند حمله تروریستی یا بلایای طبیعی، افکار و احساسات مثبت باعث رفاه می شود و نوعی مانع در برابر افسردگی در بین افراد مقاوم است.در یک مطالعه، افرادی که هنگام انجام یک کار استرس زا لبخند می زدند (یا حتی لبخند می زدند) نسبت به افرادی که بیان خنثی داشتند، احساس مثبت تری داشتند. اگر لبخند واقعی باشد، سود بیشتری خواهید برد. بنابراین به دنبال طنز باشید و وقت خود را با افراد یا چیزهایی بگذرانید که باعث خنده شما می شود.هر روز به مدت یک هفته، به یکی از نقاط قوت شخصی خود مانند مهربانی، سازماندهی، نظم یا خلاقیت فکر کنید. بنویسید که چگونه قصد دارید از آن قدرت به شیوه های جدید در آن روز استفاده کنید.بنابراین، به آن عمل کنید. در یک مطالعه، افرادی که این کار را انجام دادند شادی خود را افزایش داده و علائم افسردگی خود را در پایان هفته کاهش دادند.ما عادت بدی داریم که موفقیت های خود را دست کم بگیریم و به طور کامل از دستاوردهای خود قدردانی نکنیم. به عنوان مثال، می توانیم بگوییم، “هر کسی می تواند کلمات مثبت را حفظ کند” یا “من شادی خود را آنطور که دوست داشتم افزایش ندادم.“اینگونه شما تلاشی که کرده اید را به رسمیت نمی شناسید، تلاشی که همه نمی توانند انجام دهند. این عبارات به جای تحسین، موفقیت های کوچک شما را به حداقل می رساند.خوشبختانه کارشناسان نیز معتقدند که می توان مثبت اندیشی و تاب آوری را پرورش داد. با پرورش احساسات مثبت، حتی در مواجهه با حوادث ناگوار، افراد می توانند با مدیریت سطح استرس، کاهش افسردگی و توسعه مهارت های مقابله، نتایج خوب زیادی را در کوتاه مدت و بلند مدت بدست آورند.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Tue, 24 Jan 2023 13:35:58 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کمال گرایی چیست و تاثیر آن بر زندگی ما</title>
                <link>https://virgool.io/@rastinac/%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7-iboxlpuam420</link>
                <description>یکی از مشکلاتی که بیشتر افراد با آن مواجه هستند، موضوع کمال گرایی است. کمال گرایی به شکل بیماری مانند یعنی داشتن یک سری خواسته ها و معیار های لوکس که تقریبا اکثریت غیر واقعی هستند و عملا زیاد قابل انجام دادن نیستند.معنای لغوی این کلمه یعنی این‌که شما برای رسیدن به بهترین خود، در محدوده عقلانی و واقعیت تلاش می‌کنید. طبق این تعریف شما با آگاهی و اطلاعات درست و بیشتر در مسیر حرکت می‌کنید. اگر هم شکست خوردید، دوباره تلاش می‌کنید تا اوضاع را در جهت بهبود پیش ببرید.ممکن است با خواندن مطالب بالا دو مفهوم کمال‌گرایی و کامل‌گرایی را یکسان بدانید، اما این طور نیست بین کمال‌گرایی و کامل‌گرایی تفاوت زیادی است.کمال گرا فردی است که دائم  در حال حرکت به سمت عالی شدن و بهتر شدن است و همیشه در حال تلاش برای رسیدن به این مهم است.فرد کمال گرا معتقد است که باید همواره به سمت بهتر شدن حرکت کند و برای همین در هر زمینه ای تلاش خود را می کند که بهترین نوع از خودش را نشان دهد و سعی می‌کند کار خود را به درستی انجام دهد.اما کسی که هم خدا را می خواهد هم خرما را فرد کامل گرا است. همه چیز را باهم می‌خواهد.برای فرد کامل گرا یا همه چیز و همه شرایط فراهم باشد یا در غیر این صورت هیچ کاری را انجام نمی دهد در صورتی که فرد کمال گرا اگر حتی بعضی از شرایط برای انجام کاری فراهم نباشد کار را شروع می کند اما فرد کامل گرا این کار را نمی‌کند.اکثر افراد از این دو کلمه را به جای هم مورد استفاده قرار می دهند، کمال گرایی را یک ویژگی منفی در نظر بگیریم و این نکته را با یک مثال برایتان توضیح دهیم.فرض کنید شخصی می خواهد تبدیل به یک استاد حرفه ای شود. این فرد ۲ گزینه برای انتخاب دارد:گزینه اول: بعد از اینکه آموزش های پایه و مهم را یاد گرفت، شروع به تدریس کند و تلاش کند به مرور زمان خودش و تدریسش را بهبود بخشد و کامل کند.و گزینه دوم: فرد می تواند آنقدر صبر کند تا یک استاد کامل شود و سپس شروع کند و احتمال دارد چون هیچ گونه تجربه ای به دست نمی آورد هیچ وقت کامل نشود و شروع نکند.پس همیشه بعد از زمانی که به یک نقطه ای رسیدید که متوجه شدید می توانید شروع کنید به خودتان اطمینان کنید و بدون لحظه ای درنگ شروع کنید.اساسی ترین مشکلی که افراد دارند این موضوع است که اغلب اشخاص نمی‌دانند که کمال‌گرا هستند، چون تصور می‌کنند که معیارهای بالاتری دارند برای زندگی و برای رسیدن به آن ها تلاش می‌کنند و دلیل خواسته های بیش از حد آن ها همین موضوع است.تلاش درست، تلاشی هست که شما را برای رسیدن به بهترین ها روانه می کند، چون که باعث می شود شما احساس رضایت از خود بکنید و اطمینان جهت رسیدن به هدفتان پیدا کنید.ولی کمال‌گرایی یک حس ذهنی است که مدام به شما می‌گوید هیچ چیز نه شما و نه کارهایتان خوب نیستند. به بیانی دیگر شما فکر می‌کنید باید به معیارهای خیلی بالایی برسید تا احساس خوبی داشته باشید؛ بنابراین این حس کشنده انگیزه و امید به زندگی شما است.باید اهدافی را انتخاب کنید که واقعی و قابل دستیابی هستند. هنگامی که به یک هدف رسیدید هدف بعدی را کمی سخت تر از این هدف قرار دهید به این ترتیب شما رشد و پیشرفت چشمگیری خواهید داشت.</description>
                <category>راستین</category>
                <author>راستین</author>
                <pubDate>Thu, 29 Dec 2022 13:05:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>