<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Raziyeh Bahrami</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@raziyeh1835</link>
        <description>زندگی کوتاه‌تر از اونه که خودمون رو از یادگیری محروم کنیم. شاید دانسته‌های ما راه کسی رو روشن کرد.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 22:48:51</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1577870/avatar/hbcMwd.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Raziyeh Bahrami</title>
            <link>https://virgool.io/@raziyeh1835</link>
        </image>

                    <item>
                <title>در انتخاب شغل، علاقه معیار است یا درآمدزایی صرف؟</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D8%B4%D8%BA%D9%84-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D9%82%D9%87-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B5%D8%B1%D9%81-qmdra48lq20j</link>
                <description>۱. آلن دو باتن در کتاب شغل موردعلاقه این دیدگاه را که نمی‌توان از کار کردن به‌عنوان وسیله‌ای برای کسب لذت بهره برد به چالش می‌کشد و بر این عقیده است که می‌توان در دنیای امروز و با کنکاش در خاطرات و توجه موشکافانه و تحلیلی به علایق و استعدادها سرنخ‌هایی از کار مورد علاقه را یافت و به چشم شغل به آن نگریست و امکان درآمدزایی‌اش را فراهم کرد.۲. فارغ از دیدگاه او درباره‌ی یافتن شغل موردعلاقه اکثر ما به دلیل نوع تربیت و نگاه رایج نسبت به کار، پرداختن به علاقه را محدود به اوقات فراغت و زمان‌های آزادمان می‌کنیم و بر این باوریم که جهان بسیار بی‌رحم‌تر و بی‌انصاف‌تر از آن است که به ما و علایقمان مجال بروز بدهد چه برسد به اینکه بتوانیم بین پول و علاقه پیوند و ارتباطی هم برقرار کنیم و در زمره‌ی معدود آدم‌های خوشبختی باشیم که شغل و علاقه‌شان را به هم گره زده‌اند و در آن به رشد و بلوغ و اعتبار و در نهایت درآمد هم رسیده‌اند.۳. من هم ساکن همین سیاره و سرزمینم و می‌دانم که مسئولیت‌های زندگی و فشارهای اقتصادی به‌خصوص زمانی که متأهل و صاحب فرزند باشیم سبب می‌شود تا شغل کارمندی تمام‌وقت و واریز مرتب حق بیمه را رها نکنیم و از ورود به حوزه‌های جدید بترسیم اما با حس ناکامی و فقدانی که دنبال نکردن علایقمان به ما می‌دهد چه کنیم؟ پس نمی‌توانیم به‌کل قید آرزوهایمان را بزنیم و باید در شلوغی‌های جهان به دنبال مفر و مقری برای خلوت کردن با خود و افکارمان و برنامه‌ریزی برای آینده‌ی شغلی‌مان هم باشیم و به‌نحوی برای پرورش علایق و به درآمد رساندنشان ایده‌پردازی کنیم تا دچار حس فلج‌کنندهٔ  یأس و حرمان نشویم.۴. نکته‌ی مهم در انتخاب کار موردعلاقه این است که در نظر بگیریم شغل فقط وسیله‌ای برای تأمین معاش نیست. ما با آن زندگی می‌کنیم و حتی زمانی هم که مشغول کار نیستیم در خواب و بیداری به آن فکر می‌کنیم و خیلی‌هامان همکارانمان را بیشتر از اعضای خانواده‌مان می‌بینیم. پس می‌توان گفت انتخاب شغل هم مثل انتخاب همسر، مهم و حساس است. البته دو تفاوت مهم با انتخاب همسر دارد:۱. جنبه‌های درآمدزا و پول‌ساز شغل بسیار مهم‌تر از معیارهای مادی ازدواج است.۲. ترک شغل نادل‌خواه از ترک زندگی مشترک دوست‌نداشتنی و یار ناموافق راحت‌تر است.۵. بگذارید راه دور نرویم. خود من هم مثل بسیاری از جوانان که در آستانهٔ بحران سی‌سالگی و روشن کردن تکلیف خود با آینده و جهان‌اند درگیر یافتن شغل موردعلاقه‌ام هستم. در دانشگاه حقوق خوانده‌ام و به لطف فیلم‌ها و سریال‌ها و تصویری که از مسیر شغلی دانش‌آموختگان رشتهٔ حقوق ارائه می‌دهند، اشتغال به وکالت، نزدیک‌ترین گزینه برای کسب درآمد تلقی می‌شود و این کلیشه به‌قدری قوی عمل کرده که گاهی دوستان و اطرافیان از من می‌پرسند چرا آزمون وکالت نمی‌دهم و از اینکه انتخابی متفاوت دارم متعجب می‌شوند و مدام به من گوشزد می‌کنند که ناشکر و قدرنشناس نباشم و از فرصتی که دارم برای غلت زدن در پول و ثروت و بستن بارم استفاده کنم.۶. اما وکالت، راحت‌ترین و در دسترس‌ترین گزینه برای من است نه درست‌ترین. در ۲ سال اخیر که بیشتر با دنیای نوشتن و فعالان این حوزه مأنوس شدم و به همین واسطه در احوالات خودم هم غور و تعمق بیشتری کردم، دریافتم علاقه و توان‌مندی اصلی من سوای تحصیلات دانشگاهی‌ام، در حوزه‌ی تولید محتوای مرتبط با کتاب به‌صورت مکتوب و صوتی و تصویری است.۷. در کشاکش رفتن به دنبال شغل موردعلاقه و کار مرتبط با رشتهٔ تحصیلی به این نکته رسیدم که الزاماً نباید بین علاقه و پول جدایی انداخت و با صرف زمان و کسب مهارت‌های مرتبط با علاقه‌ام می‌توانم به درآمدزا کردن ایده‌‌هایم هم فکر کنم.۸. اما چه‌طور به علاقه‌مندی‌ اصلی‌ام رسیدم و معشوق گمشده‌ام را یافتم؟ با کار کردن و دل به دریا زدن. تا وقتی چیزی را که مدعی علاقه‌ به آن هستیم امتحان نکنیم و از نزدیک با سختی‌ها و چالش‌هایش آشنا نشویم متوجه نخواهیم شد که از صمیم قلب و با تمام وجود خواهان انجام آن کاریم یا داریم جَوزده عمل می‌کنیم. البته پر واضح است که منظورم علایق سالم و سازنده‌ای مثل کتاب، موسیقی، فیلم، ورزش، کارهای هنری و مواردی از این قبیل است.۹. آلن دو باتن برای این مرحله هم پیشنهاد خوبی داده و در همان کتابی که در بند نخست ذکر نامش رفت، خواننده را به مرور خاطرات و کشف لحظاتی که از انجام کاری غرق لذت و شور مثبت شده و گذر زمان را درنیافته، اشاره می‌کند و مخاطب را به کاوش در دوران کودکی دعوت می‌کند. مثلاً خود من از کودکی عاشق حرف زدن در جمع، پای تخته رفتن و درس جواب دادن، مدیریت و هدایت کارهای فوق‌برنامهٔ مدرسه و توضیح دادن مطالب درسی به دیگران بودم و از اینکه همه برای شنیدن حرف‌هایم سراپا گوش شوند، لذت می‌بردم. خب چنین حسی را در چه شغل‌هایی می‌توان تجربه کرد؟ تدریس، بازاریابی و فروش، گویندگی و اجرا جلوی دوربین، مجری‌گری صحنه، نمایش و بازیگری و تولید محتوای ویديویی و صوتی در شبکه‌های اجتماعی، کتاب خواندن و حرف زدن درباره‌ی آن در جمع‌ها و محافل ادبی و یا راه‌اندازی باشگاه کتاب‌خوانی و توسعهٔ فردی.10. الان ممکن است با خودتان بگویید خوش به حالت که علاقه‌ات را یافته‌ای و می‌دانی می خواهی چه کار کنی ولی ما مثل تو نیستیم و اصلاً نمی‌دانیم به چه چیزی علاقه داریم. در جواب می‌گویم که برای من هم خیلی آسان نبوده است. دو سال گذشته یعنی از ابتدای ۱۴۰۱ تا لحظهٔ نوشتن این یادداشت (مهر ۱۴۰۳) را مشغول آزمون‌وخطا و امتحان کردن حوزه‌های مختلف بوده‌ام و با کارآموزی رفتن و دورکاری و پیش بردن تولید محتوا در پیج خودم و نیز جدی گرفتن ساختن حلقه‌های ارتباطی در شبکه‌های اجتماعی، نرم‌نرمک از ابهام و غبارآلودگی مسیر پیشِ‌رویم کاسته‌ام.۱۱. برای پیدا کردن علاقه‌تان نه‌فقط به کندوکاو گذشته که به جست‌وجو و بهره‌بردن از نظرات مشاور و نیز توجه به بازخوردهایی که از اطرافیانتان می‌گیرید نیز نیاز دارید. مثلاً ممکن است شما کارمند تمام‌وقت شرکت و اداره‌ای باشید اما عشق انواع قهوه و نوشیدنی‌های گرم و سرد هم باشید و گاهی با آوردن آن‌ها سر کار یا درست کردن دسرهای خانگی خوشمزه، تحسین دوستان و همکارانتان را کسب کرده باشید و از طرفی وقتی مشغول درست کردن قهوه و کشف طعم تازه‌ای هستید اصلاً متوجه گذر زمان نشوید. خب چرا به این سرگرمی جدی‌تر نگاه نمی‌کنید؟ مثلاً می‌توانید با شرکت در دوره‌های آموزشی مهارتتان را بهبود دهید، با کافه‌ها همکاری کنید یا پیج آموزشی بزنید و یا دستورات غذایی‌تان را در بسترهایی مثل ویرگول یا کانال تلگرام به اشتراک بذارید یا حتی بفروشید. حتی می‌توانید به گسترش کار و تأسیس کافه هم فکر کنید. چرا که نه؟ وقتی دیگران توانسته‌اند شما هم می‌توانید.۱۲. البته این نکته را از یاد نبرید که وقتی از رفتن به دنبال علاقه می‌گویم منظورم بی‌گدار به آب زدن و نسنجیده عمل کردن نیست. بلکه باید قبل از ورود به مسیر و نیز در حین طی آن چالش‌ها و نیز امکانات لازم برای پرداختن به کار موردعلاقه را فراهم کنیم. مثلاً برای من، داشتن لپ‌تاپ یا سیستمی برای تایپ و نوشتن، گوشی تلفن همراه با کیفیت قابل‌قبول ضبط فیلم، مهارت در ادیت فیلم و عکس و آشنایی با ویرایش ازجمله امکانات و ملزومات اولیه‌ی پرداختن به کار موردعلاقه‌ام است و باقی موارد نیز در طول مسیر و با انجام دادن کار فراهم می‌شود و به‌مرور به آنچه که می‌خواهم نزدیک‌تر می‌شوم.۱۳. وقتی به خودمان فرصت امتحان کردن می‌دهیم، ترسمان می‌ریزد و اگر هم به موفقیت نرسیم، لااقل مدیون دل خودمان نمی‌مانیم، پروندهٔ آن کار را در ذهنمان می‌بندیم و راهمان را با قاطعیت بیشتر و در سمت‌وسوی دیگری طی می‌کنیم.۱۴. همهٔ ما فقط یک‌بار زندگی می‌کنیم و این، حق و وظیفهٔ ماست که به کارهای موردعلاقه‌مان بپردازیم و اگر بتوانیم این کارها را به درآمدزایی هم برسانیم که چه بهتر.۱۵. به‌غیراز علاقه و استعداد در حوزه‌ی موردعلاقه‌مان باید نیاز بازار و سلیقهٔ مخاطب را هم بشناسیم و از اصول پایه‌ای کسب‌وکار هم آگاهی حاصل کنیم. امروز فاصلهٔ ما تا یافتن اولین سرنخ‌ها برای پاسخ به سؤالاتمان، چند کلیک و نیز جست‌وجوی کلید‌واژه‌های مرتبط در وب و شبکه‌های اجتماعی است. از این طریق به پیوندها و مطالبی می‌رسیم از کسانی که ممکن است راهی را که ما نسبت به ورود آن دچار شک و تردید شده‌ایم، پیموده باشند و با اشتراک تجربه‌هایشان، کمی از دودلی و نگرانی‌هایمان بکاهند. کافی است صداهای منفی توی سرمان را خاموش کنیم و به خودمان شهامت جست‌وجو کردن بدهیم. چند کلیک ساده نه وقتی از ما می‌گیرد و نه هزینه‌ای اما قدرتی شگرف در کاستن بار خاطرمان دارد و ما را در ادامه‌ی راهمان  پیش می‌اندازد.۱۶. همه روزی می‌میریم. این واقعیتی مسلم و خطاناپذیر است. اما تا قبل از مردن، زنده‌ایم و باید زندگی کنیم و برای زندگی به چیزهایی نیاز داریم که ما را به جهان پیوند دهند و دلمان را قرص کنند و به نظر من مهم‌ترین عامل برای وصل شدن به زندگی یافتن شغلی است که به آن علاقه داریم و اگر تقلا برای یافتنش به درازای یک عمر باشد هم ارزشش را دارد. این‌طوری فقط جسممان زیر خاک می‌پوسد نه آرزوهایی که در حد افسوس باقی ماندند و از ترس نشدن و نرسیدن و حرف مردم حتی فکر کردن و رویاپردازی درباره‌ی آن‌ها را هم از خودمان دریغ کردیم.شما چه فکر می‌کنید؟راضیه بهرامی | ۳ مهر ۱۴۰۳</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Tue, 24 Sep 2024 14:30:55 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: اعتراف</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81-nhxdbxrisfe0</link>
                <description> https://taaghche.com/book/4110/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%81 مروری بر کتاب اسفندماه: کتابی که کمک می‌کند معنای زندگی را بیابی.  جملۀ معروف «شک پلۀ یقین است» را زیاد شنیده‌ایم اما تاکنون چند بار به عمق معنای آن اندیشیده‌ایم و شهامت داشته‌ایم تا با گام‌هایی مردد از پلکان لرزان شک عبور کنیم و به فراسوی یقین و باور برسیم؟ کتاب اعتراف آن‌طور که در صفحۀ نخست آن نوشته شده، مقدمه‌ای است بر اثری نوشته نشده. کتابی که در 16 فصل تقلا و تکاپوی تولستوی برای یافتن معنای زندگی را پیش روی خواننده قرار می‌دهد و چرایی و چگونگی  تغییر مشی ‌فکری و جهان‌بینی این نویسندۀ شهیر را می‌نمایاند و از ابهت هراس‌انگیز عبور از شک نجاتمان می‌دهد. این کتاب را نشر گمان در مجموعه کتاب‌های «تجربه و هنر زندگی» و با ترجمۀ آبتین گلکار منتشر کرده است.دربارۀ کتابشک در دانسته‌ها و تردید در درستی باورها و اندیشه‌ها و مسیر طی‌شده فقط مختص به اندیشمندان و فلاسفه و نویسندگان نیست و ممکن است گریبان هر کسی را بگیرد و  این سؤال را خرمگس ذهنش کند که: از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا می روم آخر و... . اما نکته این‌جاست که با وجود قدمت زیاد این دست پرسش‌ها و پاسخ‌هایی که دانشمندان و متفکرانی در طول قرون و اعصار به آن داد‌ه‌اند، هنوز هم عدۀ کمی توانسته‌اند جوابی متقن و انکارناپذیر برای آن بیابند و شاید عدۀ کمتری شرح این جوش‌وخروش برای دستیابی به پاسخ نهایی را با دیگران در میان گذاشته‌اند. یکی از همین معدود‌افراد مردد و پرسش‌گر، لئو تولستوی، نویسندۀ شهیر روس است.تولستوی زمانی اقدام به نگارش این کتاب کرد که در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود بسیار موفق بود. نویسنده‌ای بود نام‌دار و مردی ثروتمند، صاحب خانه و خانواده اما حیران و شکاک و ناامید. خود او در این باب می‌گوید:«... این زمانی بود که هنوز به پنجاه‌سالگی نرسیده بودم. همسری مهربان داشتم که دوستم داشت و دوستش داشتم. بچه‌های خوب، ملک و املاک بزرگی که بدون هیچ زحمتی از جانب من رشد می‌کرد و توسعه می‌یافت. بیش از هر زمان دیگر نزد آشنایان و نزدیکانم مورد احترام بودم، غریبه‌ها مرا می‌ستودند و بدون فخر‌فروشی می‌توانم بگویم که شهرتی داشتم. در همان حال نه تنها از نظر بدنی و فکری و هیچ ناراحتی نداشتم. بلکه برعکس، هم نیروی بدنی و هم نیروی فکری‌ام در حدی بود که کم‌تر نظیرش را نزد هم‌سالانم می‌دیدم. از نظر بدنی می‌توانستم پابه‌پای دهقانان در علف‌چینی شرکت کنم. از نظر فکری هم می‌توانستم هشت تا ده ساعت بی‌وقفه کار کنم. بی‌آن‌که از این فشار دچار هیچ‌گونه ناراحتی بشوم. در چنین شرایطی بود که به این نتیجه رسیدم که نمی‌توانم زندگی کنم و از ترس مرگ ناچار بودم ترفندهایی به کار ببندم تا به دست خودم به زندگی‌ام پایان ندهم.»این تردیدها و سرگشتگی‌ها تا جایی رسید که تولستوی را به فکر اقدام به خودکشی کشانید. زیرا از نظر او زندگی در همین خور و خواب و خشم و شهوت خلاصه نمی‌شد و مسلماً باید معنایی والاتر و عمیق‌تر می‌داشت. می‌توان گفت نیمی از کتاب شرح همین یأس و ناامیدی و بحران فلسفی و معنوی است. بحرانی که او را به مطالعه و کنکاش بیشتر در زندگی افراد هم‌طبقۀ خود (اشراف و زمین‌داران و نخبگان متمول) و نیز غور و تعمق در آرا و اندیشه‌های سایر ادیان آسمانی واداشت. البته نویسنده در ابتدا نگاهی متفاوت به دین دارد. نگاهی توأم با ظن و بدگمانی:«دانش عقلی که آن‌گونه که دانشمندان و حکما عرضه‌ش می‌کنند معنای زندگی را نفی می‌کند. ولی توده‌های عظیم مردم و کل نوع بشر، این معنا را در دانشی غیرعقلانی می‌یابند. این دانش غیرعقلانی مذهب است. همان مذهبی که نمی‌توانستم ردش نکنم. همان خدای واحد و خدای سه‌تایی، همان آفرینش عالم در شش روز، همان شیاطین و فرشته‌ها و همۀ آن چیزهایی که تا عقل در سرم باشد، نمی‌توانم آن‌ها را بپذیرم.»اما به‌مرور و پس از واکاوی و جست‌وجوی بیشتر و نیز تغییر سبک زندگی و معاشرت‌هایش و به‌ویژه نشست‌وبرخاست با طبقۀ کارگر به استحاله‌ای روحی و معنوی دست یافت:«رفته‌رفته داشتم درک می‌کردم که در پاسخ‌هایی که دین به ما می‌دهد، حکمت بسیار ژرف بشری حفظ شده است و من حق نداشتم آن‌ها را بر پایۀ عقل نفی کنم و مهم‌تر از همه، فقط این پاسخ‌ها هستند که به پرسش زندگی جواب می‌دهند.»و نیز پس از دم‌خور شدن با طبقۀ دهقانان و کارگران دریافت:«... ولی اعمال مردم زحمتکش که زندگی می‌آفریدند به نظرم یگانه کار واقعی بود. دریافتم معنایی که این زندگی به انسان می‌دهد حقیقت است و آن را پذیرفتم.»‌ بنابراین او در اوج قدرت و شهرت و ثروت و برخورداری از بهترین سطح رفاه و امکانات مادی زندگی در زمان خود، کوشید تا با تفحص و تتبع در عیوب و کاستی‌های زندگی به‌ظاهر بی‌نقصش، معنا را با نگاهی نو به زندگی‌اش بیفزاید و در میانۀ عمر روش و منش دیگری برگزیند و با نوشتن این سیر تغییر و تحول، مسیر را برای افرادی چون خودش روشن‌تر کند.ترجمۀ این کتاب، بسیار روان و خوش‌خوان است و از روی نسخۀ روسی آن انجام شده و جز در بعضی موارد که تشریح عقاید فلسفی نویسنده است، دشواری چندانی در آن به چشم نمی‌خورد. ضمن آن‌که توضیحات پاورقی و ضمایم انتهای کتاب نیز از این دشواری می‌کاهد و فهم کتاب را ضمن نیاز به تفکر و تحلیل، آسان‌تر می‌کند.گفتنی است که این کتاب را نشر روزگار نو نیز با همین نام و با ترجمۀ نسرین مجیدی به‌صورت فیزیکی و صوتی با صدای رضا عمرانی منتشر کرده و در دسترس علاقه‌مندان قرار داده است.علاقه‌مندان به آثار تولستوی می‌توانند با خواندن این کتاب، بیشتر با افکار و اندیشه‌های او آشنا شوند. همچنین دوستداران فلسفه و زندگی‌نامه نیز از خواندن این کتاب کم‌حجم اما پرمعنا لذت خواهند برد. لازم به ذکر است که خواندن این کتاب فرصتی است برای خلوت کردن با افکار مغشوش و گاه ترسناکی را فراهم می‌کند که سراغ همۀ ما آمده و خواهد آمد و نوعی دلگرمی به دست می‌دهد تا روادارانه و مهرمندانه‌تر به سراغ صندوقچۀ ذهنمان برویم و افکارمان را بی‌قضاوت و پیش‌داوری تجزیه‌وتحلیل کنیم.دربارۀ نویسندهلِف نیکالایویچ تولستوی متولد 9 سپتامبر 1928 در یاسنایا پولیانا در دویست کیلومتری جنوب مسکو و چهارمین فرزند از پنج فرزند کُنت نیکلای ایلیچ تولستوی بود. وی در کودکی پدر و مادر خود را از دست داد و از آن پس تحت سرپرستی عمه‌های خود بزرگ شد. او در شانزده‌سالگی وارد دانشگاه قازان شد و پس از یک سال تحصیل در رشتۀ شرق‌شناسی و دو سال تحصیل در رشتۀ حقوق، هر دو رشته را ناتمام رها کرد و دانشگاه را ترک گفت. او پس از چندی به برادرش در ارتش ملحق شد و از همان زمان به نویسندگی روی آورد و در سال‌های بعد چندین‌بار نامزد دریافت جایزۀ نوبل ادبی و صلح نوبل شد. از این نویسندۀ شهیر کتاب‌های دیگری چون جنگ و صلح، آنا کارنینا، مرگ ایوان ایلیچ، رستاخیز، شیطان، پدر سرگی و ارباب و بنده به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند.دربارۀ مترجمآبتین گلکار متولد سال 1356، پژوهشگر و مترجم زبان و ادبیات روسی و نیز استادیار دانشگاه تربیت مدرس است. او مترجم کتاب‌هایی ازجمله: یادداشت‌های یک پزشک جوان، حمام‌ها و آدم‌ها و زنبورهای خاکستری است که در نسخه‌های الکترونیک و صوتی نیز منتشر شده‌اند.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 12:48:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: گفت‌وگوهای عاشقانه</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-osxizkjelesi</link>
                <description> https://taaghche.com/audiobook/198555/%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87 مروری بر کتاب بهمن ماه: کتابی که عاشق شدن را یادت می‌دهد.حافظ می‌گوید: « از صدای سخن عشق ندیدم خوش‌تر / یادگاری که در این گنبد دوار بماند» آری، عشق به‌راستی نوایی پرطنین و حیات‌بخش در جهان دارد و یکی از پرتکرارترین مضامین در آثار ادبی و هنری جهان است. از رومئو و ژولیت تا دِعْبِل و زُلفا، لیلی و مجنون، یوسف و زلیخا و بی‌شمار اثر سینمایی، نمایشی، تجسمی و... که عشق را از منظری متفاوت نگریسته و  تلاش کرده‌اند به‌گونه‌ای منحصربه‌فرد بازتابش دهند. اما از آن‌جا که راه‌های رسیدن به معنای عشق و چیستی و چگونگی تجربۀ آن به اندازۀ تمام آدم‌های دنیاست، لازم است تا بیشتر برای کشف راز این مفهوم دل‌فریب تلاش کنیم. ناتاشا لان نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی درکتاب گفت‌وگوهای عاشقانه مصاحبه‌هایی داشته با متفکران و نویسندگان و متخصصانی که هر یک بنا به تخصص و تجربۀ شخصی خود معنای عشق را کاویده و با خوانندگان به اشتراک می‌گذارند .این کتاب را نشر چشمه با ترجمۀ امیرمهدی حقیقت منتشر کرده است و رادیو گوشه با همکاری نیما رئیسی، محیا ساعدی و مهراوه شریفی‌نیا عهده‌دار نشر نسخۀ صوتی آن بوده است.دربارۀ کتابصحبت از عشق قدمتی به اندازۀ عمر بشر دارد. هر اندیشمند و متفکری در هر نقطه‌ای از زمان و مکان کوشیده تا به قدر دانش و تجربه و دریافتی که از زندگی داشته است، معنای عشق را بیابد و هیچ‌کس هم تابه‌حال نتوانسته پاسخی قطعی و مسلم برای چیستی عشق بیابد. اما از این همه تلاش و کنکاش که بگذریم عشق‌، بالاخره سراغمان خواهد آمد، دروازه‌های قلبمان را به لرزه در خواهد آورد و کاری خواهد کرد تا آن کسی که تمام هوش و حواسمان را از آن خودش کرده، با همۀ دنیا و مافیها فرق کند. به قول شخصیت روباه در داستان لطیف شازده‌کوچولو، «اهلی» کسی می‌شویم و آن‌گاه او در نظرمان مبدأ و مرکز تمام خوبی‌های دنیاست.روایت غایب در تمام ماجراهای عاشقانۀ جهان، دقیقاً همان جایی است که قصه تمام می‌شود و عشاق بی‌قرار به هم می‌رسند و سال‌ها به‌خوبی و خوشی با هم زندگی می‌کنند؛ روایت چگونه عشق ورزیدن. اگر چند قدم عقب‌تر برویم و نگاه کلان‌تری به تصویر ارائه‌شدۀ رایج از عشق بیندازیم برق چشمان شبح ترسناکی را خواهیم دید که خبری ناگوار برایمان دارد: عشق مثل روز اولش نیست!  انگار شور و هیجان آن تب‌وتاب‌های اولیۀ عاشقانه رو به زوال رفته و پایبندی به تعهدات زندگی مشترک به نوعی انجام وظیفه تبدیل شده است این‌جاست که تنهایی کاری از دستمان برنمی‌آید و باید از فرد یا افرادی کمک بگیریم و چه بهتر که این اشخاصْ خود، آزمودۀ راه پرپیچ‌وخم عشق باشند. ناتاشا لان، نویسندۀ این کتاب، ۴ سال با نویسندگان، مشاوران خانواده، زوج‌درمانگران و اندیشمندان دربارۀ چیستی عشق، چگونگی مراقبت از عشق و دوام‌آوردن بدون آن به گفت‌وگو نشسته و ماحصل این مصاحبه‌ها را ابتدا در خبرنامۀ ایمیلی خود و بعد در قالب کتاب انشار داده است.نکتۀ مهم دربارۀ این کتاب این است که معنای عشق را فراتر از تصویر رمانتیک و خیال‌انگیز غالب دانسته و آن را در سطوح مختلف دوستی با دیگران و ارتباط با اعضای خانواده، ارتباط با اشیا و طبیعت و خدا بسط می‌دهد و نبود عشق رمانتیک را شکست نمی‌داند. نویسنده در ضمن گفت‌وگو با افراد مختلف که لحنی محاوره و صمیمی دارد، به تجارب عاشقانۀ خود نیز اشاره و از کاستی‌ها و دردها و لذت‌های این مسیر ‌می‌گوید و ارتباط با کتاب را آسان‌تر می‌کند. این کتاب را ضمن مجموعه‌مصاحبه می‌توان در دستۀ کتاب‌های توسعۀ‌فردی نیز قرار داد زیرا تلاش می‌کند تا مهارت‌های عشق‌ورزی سالم در زندگی زناشویی را به خوانندگان بیاموزد و راه‌حل‌هایی برای خاتمه به چالش‌های زندگی مشترک ارائه دهد. راه‌حل‌هایی که خواندن و عمل کردن به آن‌ها در کنار مراجعه به مشاور می‌تواند تضمین‌کنندۀ دوام و پایداری یک زندگی عاشقانه و هوشمندانه باشد؛ زیرا به قول نویسنده، عشق پروژه‌ای مادام‌العمر است و همیشه باید برای حفاظت از آن و یادگیری درباره‌اش کوشید.نسخۀ صوتی این کتاب با صدای نیما رئیسی، محیا ساعدی و مهراوه شریفی‌نیا با همکاری رادیو گوشه منتشر شده و باید گفت که گویندگان در انتقال حس و لحن گفت‌وگوها موفق عمل کرده و لذت مطالعۀ کتاب با ترجمهٔ خوش‌خوان و سلیس امیر مهدی حقیقت را برای آنان که گوش سپردن به صدای کتاب‌ها در لابه‌لای روزمرگی‌ها را خوش‌تر می‌دارند، دوچندان کرده‌اند. لازم به ذکر است که این کتاب را نشر میلکان نیز با ترجمۀ مهسا صباغی و با‌ عنوان از عشق گفتن منتشر کرده است.مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟همۀ آنان که در جست‌وجوی عشق هستند، آن را یافته‌اند یا از دستش داده‌اند یا دوست دارند درک و معنای جدیدی از این مفهوم را دریابند و روابطه عاشقانۀ خود در ساحات گوناگون را عمق بخشند، از مطالعۀ این کتاب لذت خواهند برد.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 12:25:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: کتاب‌خانۀ نیمه‌شب</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%80-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8-kdbtesd469lj</link>
                <description> https://taaghche.com/book/95170/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%B4%D8%A8 یادداشتی بر کتاب دی ماه: کتابی برای این‌که با مرگ چهره‌به‌چهره شوی.دربارۀ کتاببرای اکثرمان پیش آمده است که گرفتار ای‌کاش‌ها و اگرها شویم و با خودمان بیندیشیم که چه می‌‌شد اگر در گذشته دست به اتخاذ تصمیم دیگری می‌زدیم تا هم‌اکنون وضعیتی متفاوت داشتیم. این احساس زمانی قوی‌تر می‌شود که دائماً خود و دستاوردهایمان را با دیگران و موفقیت‌هایشان مقایسه می‌کنیم و با نادیده گرفتن یا کم انگاشتن خود و توانایی‌ها و موفقیت‌هایمان دچار احساس حرمان و یأس می‌شویم و مدام به این فکر می‌کنیم که اگر به گذشته برگردیم بهتر دست به تصمیم‌گیری و اقدام خواهیم زد و زندگی‌مان دیگرگون خواهد شد.مت هِیگ در کتاب کتاب‌خانۀ نیمه‌شب راوی زندگی زن جوانی به اسم نورا سید است که در 30‌سالگی خود را عاطل‌وباطل و زندگی‌اش را بی‌ثمر می‌داند و در اوج اندوه و درماندگی و خستگی روحی و هنگامی که خود را در کار و تحصیل و روابط خانوادگی و عاطفی شکست خورده می بیند، دست به خودکشی می‌زند و در عالم بین مرگ و زندگی پا به کتاب‌خانۀ نیمه‌شب می‌گذارد. کتاب‌خانه‌ای با قفسه‌های بلند و پروپیمان که با انتخاب هرکدام از کتاب‌هایش این فرصت را می‌یابد تا با نتایج انتخاب‌هایش روبرو شده و ببیند که زندگی در هر یک از آن موقعیت‌ها او را در چه وضعیتی قرار داده و به‌بیان‌دیگر چه حسی در او برمی‌انگیزد.نورا در این تجربه که او را حدفاصل مرگ و زندگی قرار می‌دهد درمی‌یابد که عواقب انتخاب‌ها و تصمیماتش نه تنها خود او بلکه زندگی اطرافیانش را نیز دربرمی‌گیرد و همین امر سبب می‌شود تا مسئولانه‌تر دست به انتخاب بزند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم:«هر زندگی میلیون‌ها تصمیم رو شامل می‌شه. بعضی از این تصمیم‌ها برزگ هستن و بعضی کوچیک اما هربار که تصمیمی گرفته می‌شه، نتیجه تغییر می‌کنه. تغییری جبران‌ناپذیر که به نوبۀ خودش موجب تغییرات دیگه‌ای می‌شه.»در یک کلام می‌توان گفت که داستان کتاب‌خانۀ نیمه‌شب روایتی است از قدرت تصمیمات کوچک و بزرگ و تأثیر آن ها بر زندگی خود و دیگران و نیز تلاش برای تأکید بر ارزش زندگی در زمان حال با درس گرفتن از گذشته و البته نگاهی روبه‌آینده.دربارۀ مت هیگمت هیگ نویسندۀ و روزنامه‌نگار انگلیسی است که برای کودکان و بزرگسالان قلم زده است و آثارش این اقبال را یافته‌اند تا به زبان‌های مختلف ترجمه شده و در دسترس علاقه‌مندان قرار گیرند. او که خود نیز مدتی با افسردگی دست به گریبان بوده سعی کرده تا در کتاب‌هایش و به‌خصوص در کتاب‌خانۀ نیمه‌شب به افرادی همانند خود کمک کند و از چیزهایی بگوید که کمتر کسی مستقیماً به آن‌ها پرداخته است. از دیگر کتاب‌های او که به فارسی ترجمه شده‌اند می توان به کتاب آرامش، دلایلی برای زنده ماندن، توقف زمان و یادداشت‌هایی برای سیارۀ پراسترس اشاره کرد. گفتنی‌ست کتاب‌خانۀ نیمه‌شب در سال 2020 عنوان بهترین اثر داستانی به انتخاب مخاطبان سایت گودریدز و نیز بهترین کتاب علمی‌تخیلی و فانتزی به انتخاب ویراستاران سایت آمازون را از آن خود کرده است.مت هیگ،  نویسندهاگر از مطالعۀ داستان‌هایی در ژانر تخیلی‌فانتزی با درون‌مایه‌های فلسفی‌روان‌شناسی لذت می‌برید، مطالعۀ این کتاب از نشر کوله‌پشتی با ترجمۀ محمدصالح نورانی‌زاده از دست ندهید.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 18 Jan 2024 18:30:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: من سرگذشت یأسم و امید</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DB%8C%D8%A3%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF-doowejyhepij</link>
                <description> https://taaghche.com/book/191298/%D9%85%D9%86-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%DB%8C%D8%A3%D8%B3%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%AF یادداشتی بر کتاب آذرماه: کتابی که جامعه را به تو می‌شناساند.قرن بیستم قرنی پرحادثه در تاریخ بشر بود. دو جنگ جهانی عظیم با تلفات جانی و مالی سنگین، شورش‌ها، انقلاب‌ها و جنبش‌ها، رقابت‌های تسلیحاتی و هسته‌ای بلوک شرق و غرب و هزارویک اتفاق دیگر. درست است که سال‌ها از ورود به هزارۀ جدید می‌گذرد اما نمی‌توان منکر نقش تمامی وقایع قرن پیش به زمان حال و به‌تبع آن آینده شد. عمدۀ آن وقایع سرنوشت‌ساز یا خانمان‌سوز را کسانی رقم زدند که تآثیر تصمیماتشان، کماکان بر زندگی امروز ما باقی‌‌ست و دراین‌میان بوده‌اند کسانی که در آن روزگار پرالتهاب و در نقاط تاریک و روشن تاریخ از کنج سلول‌های زندان، یا با مشت‌هایی گره‌کرده در خیابان یا پشت تریبون وعظ و یا در میان صفحات روزنامه‌ها و مجلات یا در شبکه‌های اجتماعی کماکان شعلۀ لرزان امید را در برابر تندباد حوادث نگاهبانی کرده‌اند و حال، از سرگذشت روزگار یأس و امید خود نوشته‌اند.من سرگذشت یأسم و امید:)کتاب من سرگذشت یأسم و امید مجموعه‌ایست از ۱۳ جستار به‌قلم نویسندگان و کنشگرانی چون نلسون ماندلا، آریل دورفمن، مارتین لوترکینگ، پابلو نرودا و... که به‌همت پژوهشگری آمریکایی جمع‌آوری و توسط نشر خوب به چاپ رسیده است. این کتاب فرصتی‌ست برای نشستن پای حرف کسانی که عمری را در راه مبارزه سیاسی و فکری با حکام جور زمانۀ خویش صرف کرده و حال از تجربیات و درک و دریافت خود می‌گویند؛ از چرایی غفلت نورزیدن و بی‌تفاوت نبودن، از ایستادگی پای شرف و ایمان و اعتقاد برای حفظ زندگی در همۀ ابعادش و در یک کلام از انسان بودن.درجایی از کتاب از زبان نلسون ماندلا می‌خوانیم:«هرگز اجازه ندادم این احتمال که شاید هیچ‌وقت از زندان آزاد نشوم در ذهنم پررنگ شود. هرگز باور نکردم که حبس ابد یعنی حبس تا پایان عمر. هرگز باور نکردم که پشت این میله‌ها خواهم مرد. شاید آینده را انکار می‌کردم چون ناخوشایندتر از آن بود که بخواهم ذهنم را مشغولش کنم. اما همیشه می‌دانستم روزی دوباره سبز‌ه‌ها را زیر پاهایم حس خواهم کرد و مرد آزادی خواهم بود که زیر آفتاب قدم می‌زند.»شهامت و شور زندگی در این کلمات هویداست و چون کسانی آن را بر زبان و قلم رانده‌اند که خود در تاریک‌ترین روزهای قرن پیش زیسته‌اند و افول انسانیت و آزادگی را به‌وضوح شاهد بوده‌اند، بیشتر به جان و دل خواننده خواهد نشست. در جای دیگری از این کتاب و این‌بار به‌قلم واسلاو هاوِل می‌خوانیم:«یا در وجودمان امید داریم یا نداریم. این ویژگی به‌لحاظ روحی اهمیت دارد و لزوماً به مشاهدۀ شرایطی خاص در جهان یا برآورد موقعیت‌های مختلف بستگی ندارد. امید پیشگویی نیست، موضع‌گیری روح است، سمت و سوی دل است، امید از جهانی که آدمی در همان دم تجربه می‌کند، فراتر می‌رود و آن‌سوی افق‌های این جهان لنگر می‌افکند.»آری، انسان به حکم انسان بودن موظف است به زندگی و ادامه دادن و این کتاب، مجالی‌ست برای تأمل در این حقیقت مسلم که این ادامه دادن در هر عصر و زمانی دشواری و کامیابی را یک‌جا به همراه دارد و چه بهتر که برای درک و دریافت بیشتر این حقیقت، پای سخن کسانی بنشینیم که به‌‌دور از منیت و نفع زودگذر شخصی از جان و مال و فکر و قلمشان مایه گذاشته، منادی امید شدند در روزگار نومیدی و صدایشان در گنبد دوار به یادگار ماند که به قول حضرت حافظ:«عالم از نالۀ عشاق مبادا خالی / که خوش‌‌آهنگ و فرح‌بخش نوایی دارد»دربارۀ گردآورندهپل روگات لوب متولد سال 1952 در برکلی کالفرنیاست. او دانش‌آموختۀ رشتۀ تاریخ و علوم سیاسی و فعال و کنشگر اجتماعی‌ست. عمدۀ فعالیت‌های او در قالب کتاب، مقاله و سخنرانی حول محور مسئولیت اجتماعی شهروندان و نقش آنان در تغییرات و تحولات اجتماعی‌ست. گفتنی‌ست این کتاب از سوی انجمن کتاب آمریکا در سال 2004، به‌عنوان سومین کتاب سیاسی سال و نیز برندۀ جایزۀ ناتیلوس برای بهترین کتاب در زمینۀ تغییر اجتماعی گردید.دربارۀ مترجمآزاده کامیار، متولد دی‌ماه ۱۳۵۹ در شهرستان قائمشهر است. او پس از اتمام دوران دبیرستان و سپس کارشناسی زبان در زادگاهش، تحصیلات دانشگاهی را تا کارشناسی ارشد رشتۀ مطالعات ترجمه در دانشگاه علوم و تحقیقات تهران ادامه داد.او مترجم کتاب‌های دیگری از جمله: دوئتی برای یک صدا و چند عنوان کتاب کودک به‌نام‌های من ماری کوری هستم، من نیل آرمسترانگ هستم و شاهزادۀ سیاه‌پوش بوده است.لازم به ذکر است که نام این کتاب برگرفته از یکی از اشعار احمد شاملو به نام «شبانه» است که در مجموعۀ هوای تازه به چاپ رسیده است.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 13 Jan 2024 12:06:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: قدرت پشیمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-%D9%BE%D8%B4%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-tz2opfzlrm22</link>
                <description>  https://taaghche.com/book/129487 یادداشتی بر کتاب آبان: کتابی که کنترل زندگی را به دست خودت می‌دهدمحتشم کاشانی در یکی از قصاید خود، چنین بیتی دارد:مرا عقلی اگر می‌بود کی این کار می‌کردم/ چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانیاین بیت نشان می‌دهد که حسرت خوردن برای روزهای رفته و کارهای کرده و نکرده، از احساسات مشترک انسان‌هاست، محتشم، شاعر فارسی‌زبان قرن دهم هجری بود اما مسلماً عمر پشیمانی بشر طولانی‌تر از این تاریخ و فراتر از مرزهای جغرافیایی است. کتاب قدرت پشیمانی به‌قلم دنیل اچ.پینک، نویسنده و محقق آمریکایی با ترجمۀ مهرسا شرع‌الاسلام و خسرو فرزاد از نشر مون به بررسی علل و انواع پشیمانی و کارکرد آن در نحوۀ فکر و عمل انسان می‌پردازد.مرا عقلی اگر می‌بود...این کتاب دقیقاً چه می‌گوید؟بعید است کسی را بشناسیم یا حتی دربارۀ خود به چنان قطعیتی دست یابیم که بگوییم از هیچ چیز پشیمان نیستیم. اگر به گذشتۀ خود رجوع و خاطراتمان را مرور کنیم، مسلماً به روزهایی می‌رسیم که از کرده و ناکرده، گفته و ناگفته پشیمان باشیم و افسوس بخوریم که چرا طور دیگری رفتار نکردیم. حس پشیمانی که همواره سعی کردیم از تجربه و حتی یادآوری تجربه‌اش حذر کنیم، علی‌رغم ناخوشایند بودن، برای رشد ما و بهبود زندگی‌مان ضروری است؛ به شرط آن‌که بدانیم چرا ایجاد می‌شود و چگونه باید با آن برخورد کرد.دنیل اچ‌.پینک در این کتاب، حاصل پژوهش‌ها و مطالعات خود در حوزۀ پشیمانی را با استناد به تحقیقات علمی معتبر با خواننده به اشتراک گذاشته است. تجربیاتی که نشان می‌دهد حس پشیمانی فراگیرتر و بنیادی‌تر از آن است که بتوان از آن رهایی یافت و برخلاف باور رایج، نه تنها حسی ویرانگر و منفی نیست بلکه امتناع از تجربۀ آن و تأکید بر پشیمان نبودن به‌مراتب خطرناک‌تر است، درست مثل مخدری که حسی کاذب از سرخوشی و آرامش به مصرف‌کننده می‌دهد اما او را گام‌به‌گام به سراشیب سقوط نزدیک‌تر می‌کند.مطالعۀ این کتاب از این ‌نظر قابل‌توجه است که بخشی از مطالب آن براساس نتایج حاصل از پژوهش جهانی پشیمانی (World Regret Survey) تدوین شده است. پژوهشی که در آن طی 18 ماه، بیش از 10 هزار نفر از 105 کشور جهان، تجربیات پشیمانی خود را به‌صورت ناشناس ثبت کرده‌اند و حتی از دستاوردهای خود پس از این تجربۀ دردناک اما در‌س‌آموز نوشته‌اند و نقل‌قول‌هایی از این داوطلبان به فراخور بحث در کتاب آمده است.نویسنده در ابتدا اشاره می‌کند که علت ایجاد پشیمانی در انسان به دو توانایی سفر در زمان و قصه‌گویی بازمی‌گردد. توانایی‌هایی که سبب می‌شوند دائماً در خیال خود به گذشته و آینده سفر کنیم و به این بیندیشیم که زندگی‌مان در صورت اتخاد تصمیمات متفاوت چگونه بود و این سبب می‌شود تا دست به مقایسه و سرزنش زده،  انگشت اتهام را به سمت خود بگیریم و درنتیجه گرفتار حس ناکامی و ناامیدی شویم. این در حالی است که اگر واکنش نسبت به پشیمانی را از احساس به سمت عمل برگردانیم و برای خود نقشی تأثیرگذار برای ایجاد تغییر در روند زندگی‌مان قائل باشیم، تصمیمات مناسب‌تر، عملکرد بهتر و زندگی پرمعناتری خواهیم داشت. در بخش‌هایی از کتاب می‌خوانیم:«پشیمانی شاخصۀ ذهن‌های سالم و بالغ است. این توانایی چنان برای رشد ما اساسی و برای عملکرد مناسبمان حیاتی است که فقدان آن در بزرگسالی نشان از مشکلی جدی دارد.»«پشیمانی نه‌تنها هویت انسانی به ما می‌بخشد، بلکه انسان بهتری هم از ما می‌سازد.»نویسنده در فصول بعدی به تشریح انواع پشیمانی ازجمله پشیمانی‌های اخلاقی و ارتباطی پرداخته و راه‌های بازپروری و تبدیل پشیمانی به حسی مثبت و پیش‌برنده را معرفی کرده و توضیح می‌دهد.پشیمانی، شاخصۀ ذهن‌های سالم و بالغ است.نویسنده و مترجم را بیشتر بشناسیمدنیل اچ.پینک، نویسنده و محقق آمریکایی است که پس از تحصیل در دانشگاه نورث‌وسترن و مدرسۀ حقوق یِیل به فعالیت‌هایی در حوزۀ سیاست و اقتصاد سیاسی پرداخت. او بیشتر به‌خاطر نوشتن کتاب‌هایی در حوزۀ خودیاری و توسعۀ کسب‌وکار مشهور است. از جمله کتاب‌های او که در فهرست کتاب‌های پرطرفدار نیویورک‌تایمز بوده است می‌توان به کِی؟، انسان با فروش عجین است، انگیزه و ذهن کامل نو اشاره کرد. پیشنهاد می‌شود برای کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ او و تحقیقاتش، نام او را به انگلیسی (Daniel Pink) جست‌وجو کنید تا دقیق‌تر با تفکرات وی آشنا شوید.دنیل پینک، نویسندهمهرسا شرع‌الاسلام، دانش‌آموختۀ روان‌شناسی و مشاور و مدیر توسعۀ کسب‌وکار است که در حیطۀ تولید پادکست‌های توسعۀ فردی و ترجمه و تألیف کتاب‌های مربوطه نیز فعالیت دارد. کتاب آن‌چه نمی‌خواهند دربارۀ پول بدانید با ترجمۀ او و کتاب همیشه‌خلاق به‌قلم او در دسترس مخاطبان است.مهرسا شرع‌الاسلام، مترجم این کتابمخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟تمامی کسانی که با حس پشیمانی دست‌به‌گریبانند یا در پی جستن راهی برای بهبود و ارتقای زندگی خود هستند و به مباحث توسعۀ فردی علاقه دارند، از مطالعۀ این کتاب سود خواهند برد.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 01 Dec 2023 21:26:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: کافه معنای زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87-%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-jklhy2pb8huy</link>
                <description> https://taaghche.com/book/193282 یادداشتی بر کتاب مهر ماه: کتابی که با عینک فلسفه به جهان می‌نگرد.در شلوغی و هیاهوی زندگی این عصر، در زمانۀ تلاش بی‌وقفه برای فتح قله‌های موفقیت و همراه شدن با تغییرات سریع جهان، شاید کم‌تر فرصتی پیش بیاید تا کمی با خود و افکارمان تنها باشیم و به چرایی، چیستی و چگونگی وجودمان بیندیشیم. کتاب کافه معنای زندگی، روایت درنگی است در شتاب بی‌امان زندگی به‌قلم مت تریسی که با ترجمۀ راضیه سرحدی و همکاری مؤسسه انتشارات فلسفه به چاپ رسیده است.یک فنجان فلسفه:)دربارۀ کتابداستان از صبح روزی به‌ظاهر عادی در دفتر کار یک حسابدار به نام اسکات آغاز می‌شود؛ از لحظه‌‌ای که او به فکر استعفا و خلاصی از شغلی‌ست که انگار دیگر برایش معنایی ندارد تا این‌که رئیسش، غیرمنتظره وارد دفترش می‌شود و خبر از بروز مشکلی می‌دهد که سبب تغییر در مسیر شغلی اسکات خواهد شد و این شروعی است برای تشدید سرگشتگی و استیصالش و درنتیجه او را با بحران‌ها و سؤالاتی روبرو می‌کند که پاسخ به آن‌ها را در رویارویی اتفاقی با کافه‌ای کوچک می‌یابد؛ کافه معنای زندگی.داستان از جایی جالب‌تر می‌شود که هنگام ورود به کافه با سه سؤال روی دیوار این کافه مواجه می‌شود:1. آیا من به سوی خود ایده‌آلم حرکت می‌کنم؟2. اگر امروز می‌مردم از چه چیزی پشیمان می‌شدم؟3. آیا من مهربانی می‌کنم؟تلاش اسکات برای مرور و یافتن پاسخ این سؤالات ظاهراً ساده اما عمیق و تعاملات و ارتباطات جدیدی که آشنایی با این کافۀ اندکی مرموز سر راهش می‌گذارد، ماجراهای اصلی کتاب را تشکیل می‌دهند. هر یک از ما می‌توانیم به جای اسکات باشیم. پر از شک، پر از شتاب و نیازمند مجالی برای سکون و تأمل و بررسی و بازبینی مسیری که در آن حرکت می‌کنیم و راهی که خواهیم رفت.دقت در سه سؤال بالا نشان می‌دهد که نقطۀ آغاز هر تغییری در درون خود ماست. اگر خودمان را بشناسیم و بدانیم از زندگی چه می‌خواهیم، حرکت به سوی خود ایده‌آل و حتی کمک به دیگران برای دستیابی به نسخه‌ای ایده‌آل از خودشان، راحت‌تر رخ خواهد داد و همین باعث می‌شود تا کم‌تر احساس پشیمانی کنیم و چون می‌دانیم در چه راهی هستیم و لااقل دورنمایی از مقصد هم در ذهن داریم، پس با انتطاراتی معقول از خود و توانایی‌هایمان حرکت کرده و رفتاری مهربانانه‌تر با خود پیش خواهیم گرفت. نقطۀ روشن در طی مسیر نه‌چندان‌راحت رسیدن به پاسخ پرسش‌های بالا این است که نه فقط در خود بلکه در دیگران هم تغییراتی ایجاد خواهد شد. زیرا ما در راه ایجاد تحول در روند زندگی‌مان تنها نیستیم و همراهان ما نیز در ابعاد مختلف زندگی هم‌پای ما دستخوش دگرگونی می‌شوند و سطح و کیفیت روابطمان با آن‌ها هم ارتقا خواهد یافت. در بخش‌هایی از کتاب می‌خوانیم:«... اگر از رشد و علایق یک‌دیگر حمایت کنیم. مثل دو درخت در جنگل می‌شیم که ریشه‌هایشان درهم تنیده شده و بدون آنکه مجبور بشیم بر سر نور خورشید باهم رقابت کنیم، همدیگر را تغذیه می‌کنیم.»تصور من از اسکاتنویسنده را بیشتر بشناسیممت تریسی، نویسندۀ آمریکایی آن‌طور که از محتوای وبلاگ شخصی‌اش برمی‌آید، همواره در حال جست‌وجوی راهی برای افزودن معنا و شادی به زندگی است. او بارزترین ویژگی خود را شنونده بودن می‌داند. توانایی‌ای که باعث می‌شود تا از تعامل و معاشرت با آدم‌ها و گوش سپردن به آن‌ها لذت ببرد و با یافتن پاسخ پرسش‌هایی شبیه آن‌چه در کتاب خواهید خواند سبب افزایش وضوح و شفافیت ذهن خود و دیگران شود. او کتاب دیگری با عنوان شادی، این‌جا و اکنون نیز نوشته که هنوز به فارسی ترجمه نشده است. اگر مایلید دربارۀ او بیشتر بدانید، پیشنهاد می‌شود نام او را به انگلیسی جست‌وجو کنید: (Matt Tracy Author)مت تریسی، نویسندهمخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟تمامی کسانی که از مطالعۀ داستان‌هایی با درون‌مایه‌های روان‌شناسانه‌فلسفی لذت می‌برند، مخاطب این کتاب هستند.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 01 Dec 2023 20:47:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: کتاب صوتی شازده کوچولو</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%88%D8%AA%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88-h2hhmhtvutg2</link>
                <description> https://taaghche.com/audiobook/72107/%D8%B4%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%88%D9%84%D9%88 یادداشتی برای کتاب شهریورماه: کتابی که در 1401 آدم‌های بیشتری خریدارش بوده‌اند.شاید کم‌تر آدم کتاب‌خوان یا حتی کتاب‌نخوانی باشد که نام «شازده کوچولو» را نشنیده باشد. فارغ از جملاتی که در شبکه‌های اجتماعی از قول شازده کوچولو می‌بینیم و می‌خوانیم و بعضاً حرف دل نویسنده یا گویندۀ آن جملات است تا نقل‌قولی موثق و مستند از اثر اصلی، این کتاب، عنوان محبوب‌ترین کتاب قرن بیستم را یدک می‌کشد؛ کتابی که با گذشت قریب 8 دهه از زمان نگارش و انتشار و ترجمه به بیش از 200 زبان، کماکان پرطرفدار و منبع اقتباس‌های متعدد نمایشی، سینمایی و پویانمایی است. مجموع این موارد مجابم کرد تا برای چالش شهریورماه طاقچه گوش کردن به نسخۀ صوتی این کتاب را انتخاب کنم.کتاب صوتی شازده کوچولو که از روی ترجمۀ احمد شاملو و نسخۀ نشر نگاه و با نظارت و سرپرستی ابوالحسن تهامی، گوینده و دوبلور توان‌مند و صاحب‌نام ایرانی و جمعی از دیگر گویندگان حرفه‌ای کشورمان تهیه و تنظیم گشته، شامل دو بخش است. بخش اول خوانش کامل کتاب و کاملاً منطبق با متن اصلی نسخۀ نشر نگاه است و بخش دوم اقتباسی نمایشی با موسیقی و آواز و آمیخته با ذوق شخصی تنظیم‌کننده است که هیچ چیز از اصل کتاب نکاسته و با افزودن شعر و تغییراتی در لحن روایت به جذابیت هر چه بیشتر این اثر از طریق ارائۀ متفاوت آن به علاقه‌مندان افزوده و تجربه‌ای متمایز از مطالعۀ این کتاب را برای مشتاقان فراهم آورده است.دربارۀ نویسندهآنتوان دو سَنت اگزوپری، متولد سال 1900 در شهر لیون فرانسه است. او در سن 19 سالگی و در حین تحصیل رشتۀ معماری در دانشگاه هنرهای زیبای پاریس، بخت خود برای ورود به نیروی هوایی فرانسه را امتحان کرد و پس از مدتی فعالیت به عنوان مکانیک، به پشتوانۀ سابقۀ خدمات و نیز یادگیری فنون خلبانی، به یکی از خلبانان مجرب ارتش فرانسه مبدل و بنا به اقتضائات شغلی مآمور و مشغول سفر به کشورهای مختلف شد. سفرهایی که مایه و ایدۀ آثارش را مهیا و زمینه‌ای برای ورود پرقدرت او به دنیای نویسندگی شد. کتاب شازده کوچولو که به نحوی پررنگ معرف نام و اعتبار اگزوپری به‌عنوان نویسنده در سراسر جهان است، با الهام از رخدادی واقعی در زندگی کاری نگارنده نوشته شد. گفتنی است هواپبمای اگزوپری در یکی از ماموریت‌هایش بر فراز صحرای آفریقا دچار سانحه و سقوط شد، سقوطی که خلبان از آن جان به در برد اما محملی شد برای نگارش داستانی که در ترکیب با دیگر جنبه‌های تجارب زیستۀ او، تبدیل به اثری ماندگار در تاریخ ادبیات جهان گشت.اگزوپری در یکی از چندین سقوطشهواپیمای اگزوپری در ژوئیۀ سال 1944، زمانی که مشغول انجام عملیات شناسایی بر فراز دریای مدیترانه بود، دچار سانحه شد و تا سال‌ها اثری از آن یافت نشد. تا این‌که در سال 2004، بقایایی از هواپیمای او کشف شد که نشان می‌داد نقص فنی، علت سانحه بوده است، رخدادی که پروندۀ زندگی مادی این خلبان نویسندۀ فیلسوف‌مسلک خوش‌قریحه را بست و بابی تازه برای آشنایی جهانیان با او و آثارش گشود.کمی بیشتر دربارۀ کتابکتاب شازده کوچولو که یک سال پس از مرگ نویسنده‌اش منتشر و برای او شهرتی جهانی به ارمغان آورد، در قالب گفت‌وگوی خلبانی رهیده از مرگ در دل صحرای آفریقا و پسربچه‌ای موبور و ظریف‌اندام روایت می‌شود. پسربچه‌ای که نمادی‌ست از روح کنجکاو و پرسش‌گر کودک درون، روحی که زلالی وجودش را زنگار هیچ تعلقی مکدر نکرده و حال رهسپار سفری می‌شود تا عطش روح سیری‌ناپذیرش را فروبنشاند.این پسرک شگفت‌انگیز که در سیاره‌اش، اخترک ب612 جز یک شاخه گل‌سرخ، چند نهال سرکش بائوباب که باید دائم ریشه‌کنشان کند و البته چند آتش‌فشان که بادقت، پاک و دوده‌گیری‌شان می‌کند که مبادا کار دستش بدهند چیز دیگری ندارد، روزی با دلی شکسته از ناروایی و بی‌مهری گل سرخش که عزیزترین داشتۀ اوست، آهنگ سفر می‌کند تا شاید برای زخم روحش مرهمی بیابد. او در این سفر نمادین که می‌تواند استعاره‌ای از مراحل رشد و بلوغ فکری روح و باروری اندیشه باشد از سیارات متعددی عبور می‌کند و با ساکنان آن‌ها به گفت‌وگو می‌نشیند. ساکنانی که هرکدامشان مثالی هستند از تعلقات مادی و شرح دیدار و گفت‌وگوهایشان با شازده کوچولو تلنگری است بر خواننده برای یادآوری اصول و ارزش‌های بنیادین زندگی که در هیاهوی مشغله‌ها در غباری از فراموشی محو می‌شوند. اصول و ارزش‌هایی هم‌چون پرهیز از قضاوت شتاب‌زدۀ دیگران، فروتنی، مسئولیت‌پذیری و... که زندگی را عمق و معنا می‌بخشند.یکی از درخشان‌ترین قسمت‌های این داستان، مواجهۀ شازده کوچولو با روباه است. جایی که اهمیت و ارزش دوست داشتن دیگران و مسئولیت و تعهد در برابر معشوق را به ظریف‌ترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد به‌ویژه آن‌جا که از دوست داشتن با عنوان اهلی کردن نام می‌برد و شازده کوچولو را به یاد گل سرخش می‌اندازد.«روباه گفت: آدم‌ها این حقیقت را فراموش کرده‌اند اما تو نباید فراموشش کنی. تو تا زنده‌ای نسبت به آنی که اهلی کرده‌ای مسئولی. تو مسئول گلتی.»تو مسئول گلتی...گفتنی است شخصیت گل‌ سرخ در این داستان، الهام‌گرفته از همسر نویسنده، کُنسوئلو دو سنت اگزوپری است. زنی که همواره در کانون توجه و مهر اگزوپری بود و با وجود تمام اختلاف‌نظرهای معمول و رایج زندگی زناشویی، از فعالیت‌ها و منش کاری همسرش حمایت می‌کرد. در پیش‌گفتار کتاب از آسمان به گل سرخ که مجموعه نامه‌های این زوج است چنین آمده:«او در مقام نظامی‌ای کارکشته خوب می‌دانست که ممکن است از جنگ برنگردد و به همین دلیل بر رابطه‌ای تآکید می‌کند که کنسوئلو را عمیقاً به این اثر پیوند می‌دهد. در یکی از آخرین نامه‌هایش با اعتراف به اینکه بزرگ‌ترین حسرتش این است که چرا شازده کوچولو را به او تقدیم نکرده است، هم عذرخواهی می‌کند و هم پشیمانی‌اش را بر زبان می‌آورد. در یکی از واپسین نامه‌هایش به کنسوئلو یادآوری می‌کند که شازده کوچولو از شور سوزان او متولد شد و بدین ترتیب می‌خواهد کنسوئلو برای آخرین بار بفهمد که هیچ ابهامی در داستانش نیست و خود اوست که در قلب قصه نشسته است.»اگزوپری و گل سرخشدربارۀ مترجماحمد شاملو (متولد 21 آذر 1304 در تهران، متوفی در تاریخ 2 مرداد 1379 در همین شهر)، شاعر، روزنامه‌نگار، فرهنگ‌نویس و مترجم معاصر است که به غیر از شازده کوچولو، آثار دیگری از جمله رمان پابرهنه‌ها نوشتۀ زاخاریا استانکو و مرگ کسب‌وکار من است اثر روبر مرل را ترجمه کرده است. او از شاعران پیشگام معاصر بود که در زمینۀ فرهنگ عامه و ادبیات فولکلور نیز پژوهش‌هایی انجام ‌داد. سبک و لحن خاص نوشتار او و به‌کارگیری کلمات شکسته و محاوره در نثر از ویژگی‌‌های بارز آثار اوست که در ترجمۀ این اثر هم به‌روشنی هویداست و همین امر سبب شده تا این ترجمه بیشتر مناسب بزرگ‌ترها باشد تا کودکان.احمد شاملولازم به ذکر است که این کتاب با ترجمه‌های دیگری نیز در دسترس است. از جمله ترجمه‌های محمد قاضی، ابوالحسن نجفی و مصطفی رحماندوست که هر یک در حوزۀ فعالیت‌های ادبی خود بسی صاحب‌نام و کارکشته‌اند و از منظر و با نگاه ویژۀ خود دست به ترجمه و انتقال مفاهیم این اثر به مخاطب فارسی زبان زده‌‌اند. علاوه بر این‌ها مترجمان دیگری هم‌چون پرویز شهدی، کاوه میرعباسی، مدیا کاشیگر، مریم صبوری و فرزام حبیبی اصفهانی در سال‌های مختلف و هر یک با رویکردی ویژۀ خود برگردان‌هایی از این کتاب ارائه داده‌اند تا هم باب طبع مخاطب کودک و نوجوان باشد و هم دل برزگ‌ترها را به دست بیاورد.اقتباس از شازده کوچولودر طول سالیان مختلف اقتباس‌های متعددی صورت گرفته است که از میان آن‌ها می‌توان به این دو مورد اشاره کرد:· فیلم سینمایی شازده کوچولو محصول آمریکا به کارگردانی استنلی دانن در سال 1974· انیمیشن شازده کوچولو محصول کانادا و فرانسه به کارگردانی مارک آزبرن در سال 2015 که با ترکیب دو سبک استاپ‌موشن و طراحی سه‌بعدی ساخته شده و جوایز و افتخارات زیادی را از آن خود کرده است.مخاطبان این کتاب چه کسانی هستند؟اگزوپری در صفحۀ نخست این کتاب، آن را به کودک درون یکی از دوستانش تقدیم کرده است. بنابراین گوش کردن به نسخۀ صوتی این کتاب برای همۀ آنان که در هیاهوی شتاب زندگی روزمره به دنبال فرصتی برای بازیابی کودک درونشان هستند و آنان که دوست دارند دنیا را از نگاه یک کودک بنگرند و قصه‌ای لطیف و شاعرانه اما عمیق و تآمل‌برانگیز بخوانند، پیشنهاد مناسبی است.برای کودک درونتان:)</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Tue, 07 Nov 2023 17:58:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: دوست بازیافته</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-sd3ltjrh4jnm</link>
                <description> https://taaghche.com/book/59111/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87 یادداشتی برای کتاب مرداد: کتابی به پیشنهاد آدم‌ها یا پادکست‌هافکر می‌کنم دو سال پیش بود که در یک پیج اینستاگرامی به معرفی کتابی برخوردم که تآکید صاحب پبج بر خواندنش، کنجکاوی‌ام را برانگیخت و بی‌درنگ دست به جست‌وجو زدم، نسخۀ الکترونیکش را در طاقچه یافتم و به بهانۀ چالش این ماه بالاخره به سراغش رفتم.کتاب دوست بازیافته روایتی است از دوستی دو پسر نوجوان در آلمان پیش از جنگ جهانی دوم. روزهایی که زندگی از نگاه هانس با آمدن دانش‌آموز تازه‌واردی به کلاس، رنگ‌وبوی دیگری می‌گیرد و جهان، جای زیباتر و امن‌تری جلوه می‌کند. نام این پسر جدیدالورود کُنراد است؛ از خاندانی صاحب‌نام، اصیل و بانفوذ. این هم‌شاگردی خوش‌پوش و کم‌حرف از همان روز نخست، تحسین و احترام همه، حتی معلمین سخت‌گیر و ناآرام‌ترین دانش‌آموزان کلاس را برمی‌انگیزد و همین امر، هانس تنها و کمال‌گرا را به تلاش برای نزدیک شدن و ریختن طرح دوستی با کنراد وامی‌دارد.رشته‌های این پیوند دوستی با شکیبایی و به مرور زمان در خلال زنگ‌های تفریح یا راه آمدوشد به مدرسه مستحکم می‌شود و حتی به ملاقات‌های خانوادگی هم می‌رسد. روزهای این دو پسر حالا جلا و جلوه‌ای دیگرگون یافته و از کمر‌ویی و انزوایشان کاسته اما در این میان چیزی هست که سبب‌ساز شک و تردید هانس می‌شود و شائبۀ عدم صداقت کنراد را در ذهن پرسؤال این نوجوان ایجاد می‌کند. هانس به این می‌اندیشد که رفیقش رازی را از او پنهان می‌دارد و انگار دری نامرئی اما نفوذناپذیر در دنیای دوستی‌شان هست که هانس هنوز اجازه‌ی عبور از آن را نیافته. اما این راز چیست و چه چیزی مُهر سکوت بر لبان کُنراد می‌زند؟سایۀ ابهام و دودلی هم‌چنان بر افکار هانس سنگینی می‌کند تا این‌که زمزمه‌های جدیدی شنیده می‌شود. مردی بر مسند قدرت می‌نشیند که با شور و حرارت از اصالت و برتری نژاد آریایی سخن می‌راند و وعدۀ بازگرداندن شکوه و ‌عظمت به آلمان را می‌دهد. این‌جاست که آرام‌آرام آن سر مگو فاش می‌شود و تاریخ، سرنوشت را جور دیگری رقم می‌زند.هانس که پسری یهودی و از خانواده‌ای متوسط است، مجبور به ترک وطن و مهاجرت به آمریکا می‌شود اما خاطرۀ آن دوستی هرگز از ذهن او پاک نمی‌شود تا روزی که دست تقدیر این دو رفیق را به‌گونه‌ای غیرمنتظره و بهت‌آور به هم می‌رساند و پایانی تکان‌دهنده و تاثیرگذار برای داستان رقم می‌زند.فرد اولمن، نویسندۀ کتاب که خود نیز یهودی و در زمان روی کار آمدن هیتلر مجبور به ترک موطن مادری‌اش گشت، تحصیل‌کردۀ حقوق و البته نقاش بود و سال‌های زیادی از زندگی‌اش را به‌اجبار، خارج از کشورش گذراند. به همین‌ دلیل می‌توان این کتاب را بازتابی از وقایع زندگی او نیز نامید. رنج غربت و سرگردانی در جایی دور از خانه و خانواده، گذشتن از خاطرات و حمل بار سنگینی از اندوه و نگرانی و احساس عدم تعلق، همه و همه نشان از تجربۀ زیستۀ دردناکی است که در خلق شخصیت هانس نمود یافته است.فرد اولمن، نقاش و نویسندۀ آلمانیاین داستان، شرحی است از آثار بلای خانمان‌سوز جنگ و تمامی عواقب و ابعاد شومش. روایت گسستن رابطه‌ها و تزلزل عقیده‌ها و انحطاط و افول ارزش‌های اخلاقی بشر.آرتور کوستلر، نویسندۀ نام‌دار مجارستانی و خالق رمان ظلمت در نیمروز، در مقدمه‌‌ای که بر کتاب دوست بازیافته نوشته، این اثر را شاهکاری کوتاه از رفاقت در روزهایی پرتنش و راوی دردناک‌ترین فاجعه‌های تاریخ بشر با لحنی آرام و سرشار از دل‌تنگی می‌داند. این کتاب به کوشش نشر ماهی و با ترجمۀ زنده‌یاد مهدی سحابی، خواندنی‌ و خالق درک تجربه‌ای ناب از معنای دوستی است.مهدی سحابی، مترجم صاحب‌نام ایرانیدر سال 1986 فیلمی با نام Reunion براساس داستان این کتاب و به کارگردانی جری شاتزبرگ ساخته شد که خودم هنوز ندیدمش اما می‌تواند پیشنهادی مناسب برای افرادی باشد که فیلم‌های اقتباسی را می‌پسندند.پوستر فیلم  reunion</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Tue, 29 Aug 2023 17:57:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: مترجم دردها</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7-xwoeuvywdzed</link>
                <description> https://taaghche.com/book/54973/%D9%85%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%87%D8%A7 یادداشتی برای کتاب تیرماه: کتابی که برنده‌شدن را بلد است.هند سرزمین رنگ و موسیقی و آواز و رقص همواره با خاطره‌ای خوش در ذهن ما ایرانیان نقش بسته است. شاید اولین تصویری که از این سرزمین پررمزوراز به یاد می‌آوریم صحنه‌های معروف و طرب‌انگیز فیلم‌های نوستالژیک بالیوود مثل شعله و سنگام باشد. عشاقی سینه‌چاک و پاک‌باز که جان در راه معشوق می‌گذارند، نغمه‌های پرسوز سر می‌دهند و معمولاً آخر قصه، خوش‌وخرم به هم می‌رسند.اِ... دوسِتیییییی؛»و سلطان قلب‌ها: ویجنتی مالا؛»اما چالش این ماه طاقچه و کتابی که به سراغش رفتم، تصویر متفاوتی از هند، پیش چشمم گذاشت. کتاب مترجم دردها به‌قلم نویسنده‌ی هندی‌تبار ساکن آمریکا، جومپا لاهیری فرصتی شد تا از زاویه‌ای جدید به این سرزمین و مردمانش بنگرم و افق نگاهم را گسترده‌تر کنم. این کتاب که در سال 2000 برنده‌ی جایزۀ پولیترز شد، مجموعه‌ای‌ست از 9 داستان که عمده‌ی داستان‌ها به روایت زندگی مهاجران هندی ساکن در آمریکا می‌پردازد. غم غربت، حس تنهایی، تقابل فرهنگ جمع‌گرای شرق با زندگی پرسرعت و فردگرای غرب و بیگانگی در سرزمین جدید، از جمله مضامین غالب این داستان‌هاست. البته در بعضی داستان‌های این مجموعه از جمله قصۀ «بی‌بی هالدار» و «مترجم دردها» تمام یا قسمتی از ماجرا در هند می‌گذرد. هندی که این‌بار فارغ از زرق‌و‌برق بالیوود، عریان و بی‌پرده مقابل چشمان ماست و دردها، رنج‌ها، حسرت‌ها و آرزوهای مردمانش انکارناپذیر.جومپا لاهیری، نویسندهفکر می‌کنم برگ‌برندۀ این کتاب برای موفقیت در دریافت جایزۀ معتبر پولیتزر، درک و دریافت شخصی نویسنده و تجربۀ زیسته‌اش از زندگی و رفت‌وآمد در 3 قاره‌ی مختلف است. آسیا در اوان کودکی، اروپا در نوجوانی و جوانی و هم‌اکنون در آمریکا. نویسنده به‌واسطۀ علاقه به ادبیات و بحث‌های زبانی و فرهنگی و تحصیلاتش در حوزۀ ادبیات انگلیسی، نویسندگی و مطالعات رنسانس، توانسته درک بین‌رشته‌ای و میان‌فرهنگی خود را با مسئلۀ پیچیده و ذوابعاد مهاجرت پیوند داده و از زبان به‌مثابه عاملی برای پیوستگی و حتی جداافتادگی فرهنگی یاد کند. شخصیت‌های داستان‌های مختلف این کتاب به‌خصوص آن‌ها که مهاجرند گاه به‌ضرورت باید به زبان بنگالی سخن بگویند و این خود در حکم پناه‌گاهی است که آن‌ها را به سرزمین، خانه و در نهایت وطن و خاطرات پیوند می‌دهد. نمونۀ بارز آن را در قصۀ «خانۀ خانم سِن» می‌بینیم. داستانی که شخصیت اصلی‌اش، خانم سن کماکان با لباس سنتی و آرایش مخصوص زنان هندی از خانه بیرون رفته، حتی تیغۀ مخصوص سبزی‌خردکنی‌اش را که هم‌چون میراثی ارزش‌مند است با خود آورده، به نوار کاست صدای خویشاونداش گوش می‌کند و گرچه پا بر زمین آمریکا گذاشته اما رشته‌هایی نامرئی و ناگسستنی کماکان او را به‌سوی سرزمین مادری‌اش می‌کشانند و این‌ها همان نقاط دردناک مهاجرت است. لحظه‌های عمیق دل‌تنگی، سرگردانی، بهت و انزوا. لحظاتی که ناگزیر به سراغ همۀ آن‌ها که به هر دلیل از موطن مادری‌شان جدا افتاده‌اند می‌آید و غمی سنگین بر قلبشان می‌نشاند. در کل به نظر می‌رسد این کتاب با توجه به جمیع نکات یادشده به‌حق سزاوار دریافت جایزۀ پولیتزر بوده است.البته لازم به ذکر است که این کتاب آن‌طور که نویسنده در یادداشت انتهایی ضمیمۀ آن بیان کرده علی‌رغم موفقیت‌های بین‌المللی، به دلیل آن‌چه ارائۀ تصویری منفی و غیرواقعی از هند خوانده شده، چندان مورد پسند منتقدان جامعۀ ادبی این کشور قرار نگرفت. انتقادی که از دیدگاه من قابل بحث و مناقشه است و چندان دقیق نیست. زیرا خوانندۀ موشکاف به‌فراست درخواهد یافت که صرف دیدگاه یک نفر نمی‌تواند جامع و مانع تمامی نظرات بوده، حق مطلب را چنان‌که شایسته و بایسته است ادا کند و شناخت هند فقط و فقط با مطالعه‌ی یک کتاب آن هم مجموعه‌داستان عمیقاً و دقیقاً رخ نخواهد داد.نکتۀ حائز اهمیت دیگر دربارۀ این کتاب، ترجمۀ روان و سلیس امیرمهدی حقیقت است. اغراق نیست اگر بگویم در طول مطالعه تصور می‌کردم با اثری فارسی از نویسنده‌ای ایرانی مواجه شده‌ام و این نشان می‌دهد که مترجم ضمن وفاداری به متن اصلی، از ذوق ادبی و تسلط بالایی بر ادبیات فارسی برخوردار است. تسلط و تبحری که باعث شده این ترجمه باب طبع خوانندۀ فارسی‌زبان قرار گرفته و لذت هم‌نشینی با کتاب را دو‌چندان کند. خوش‌حالم که چالش طاقچه بهانه‌ای شد برای مطالعۀ این کتاب و آشنایی بیشتر با جومپا لاهیری و باید بگویم رشتۀ این آشنایی سر دراز دارد.امیرمهدی حقیقت، مترجم</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Thu, 20 Jul 2023 15:14:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: پیرمرد و دریا</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7-vqpglhlvygfx</link>
                <description> https://taaghche.com/audiobook/142409/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%DB%8C%D8%A7 یادداشتی بر کتاب اسفندماه: کتابی که ماجرایش در دل طبیعت بگذردآخرین روزهای اسفند ماهِ سالی که نه‌چندان راحت و خوش‌گوار گذشت، بهانه‌ای شد تا به‌مناسبت نوروز و آغاز تولدی دیگر در زمین و زمان و طبیعت، با آخرین بخش از چالش سال 1401 طاقچه به سراغ کتاب پیرمرد و دریا نوشته‌ی ارنست همینگوی، نویسنده‌ی شهیر آمریکایی بروم. محال است خودتان را کتاب‌خوان بدانید و یک یا چند جلد از آثار این نویسنده را نخوانده باشید. چرا که بی‌شک وی یکی از تآثیرگذارترین نویسندگان قرن بیستم در آمریکا و جهان است.قبل از این که به خود کتاب بپردازیم بهتر است کمی هم از فراز‌ونشیب‌های زندگی همینگوی بگوییم. او فرزند پدری پزشک و مادری معلم بود که در آخرین سال‌های قرن نوزدهم متولد شد و آغازین‌روزهای جوانی‌اش هم‌زمان بود با جنگ جهانی اول و حضور او در نزدیکی جبهه‌ی ایتالیا در کسوت راننده‌ی آمبولانس. سابقه‌ی حضور او در دو جنگ جهانی، سال‌های نویسندگی‌اش به عنوان روزنامه‌نگار و علاقه‌ی او بوکس و سفرهای توریستی به آفریقا و شکار حیوانات، همه و همه نشان از روح ناآرام این مرد آمریکایی است. مردی که بارها پنجه در پنجه‌ی مرگ انداخته و به‌مدد همین تجارب عریان و بی‌پرده، قدر لحظات زودگذر زندگی را بیشتر می‌داند.این روح ناآرام....و اما پیرمرد و دریا. این کتاب راوی زندگی ماهیگیر پیری به اسم سانتیاگو است. مردی که عمده‌سال‌های زندگی‌اش را به دل دریا زده و سوار بر امواج متلاطم آن، روزی خویش را از دریا طلب می‌کرده و حال، پس از 84 روزِ بی‌حاصل که رفته و بی‌هیچ متاعی از دریا برگشته، قصد می‌کند دوباره به دل دریا بزند و این‌بار بزرگ‌ترین ماهی دریا را از آنِ خود کند. سانتیاگو در این داستان به نبرد با طبیعت به پیکار با نیروهای وحشی و رام‌نشده و در حقیقت به رویارویی با خویش می‌پردازد و در یک کلام می‌خواهد اثبات کند که دود هنوز هم از کُنده برمی‌خیزد.او با هر آن‌چه دارد به میدان می‌آید و هماورد می‌طلبد. در طول داستان بارها و بارها شاهد خستگی و رنج جسمانی‌اش هستیم. زخم برداشتنش، گرسنه شدنش و حتی تنهایی و بی‌هم‌زبانی‌اش. قبل از این که به دل دریا بزند، پسرکی از اهالی دهکده، تنها همدم و هم‌صحبتش بود و حال در لحظه‌های سخت و پرتنش مواجهه با ماهی غول‌آسا و حمله‌ی کوسه‌ها، با تمام وجود خواهان حضور همان پسرک است و حتی  این خواسته‌اش را هم به زبان می‌آورد.قهرمان رمان از جنس ابرقهرمانان ماروِل و سوپرمن‌های بی‌عیب و نقص سینمای امروز هالیوود نیست. آدمی است معمولی با تمام دغدغه‌های عادی و این‌جهانی‌اش که سرانجام به‌یاری تجربه و امید و البته پای‌فشاری و ثبات‌قدم در راه رسیدن به هدف، بالاخره ماهی را تصاحب می‌کند اما این پایان قصه نیست.از جمله نقدهای مثبت پیرامون این کتاب، قدرت بالای تصویر‌سازی همینگوی است و به همین دلیل آثار سینمایی زیادی با اقتباس از نوشته‌های وی از جمله همین کتاب ساخته شده است. از جمله‌ی این آثار دو فیلم سینمایی است. اولی فیلمی هم‌نام کتاب به‌کارگردانی جان اِستِرِجِس و بازی اسپنسر تریسی که در سال 1958 برنده‌ی جایزه‌ی اسکار شد.و دیگری فیلمی به همین نام به کارگردانی جود تایلر و بازی آنتونی کوئین در سال 1990.اقتباس درخشان و متفاوت دیگری نیز از این اثر ادبی صورت گرفته که انیمیشنی با تکنیک نقاشی روی شیشه به کارگردانی الکساندر پتروف، انیماتور حرفه‌ای روس است که دو سال را صرف ساخت این اثر کرد و در سال 2000 برنده‌ی جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم کوتاه شد.این کتاب به‌وضوح نمایشی است از زندگی. زندگی‌ای که روزهای طوفانی و ابری و تاریکش پر از درس است و هر چند سخت و کند می‌گذرد، اما می‌گذرد و همین گذران، فرصت ترمیم و التیام زخم‌های روحمان را فراهم می‌آورد. امیدوارم در سال پیش‌رو، روزهای آفتابی و خرم زندگیمان بیشتر باشد و زمانه با ما مهربان‌تر.عیدتان مبارک:)</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 18 Mar 2023 16:22:42 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4-xua0sesadeaw</link>
                <description> https://taaghche.com/book/55570/%D8%B3%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B2%D8%A7%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4 یادداشتی بر کتاب بهمن ماه: کتابی که تو را با فرهنگ ژاپن آشنا کند.هاروکی موراکامی نویسنده‌ای نام‌آشنا برای ما فارسی زبانان است. محال است سری به کتاب فروشی‌های آنلاین و حتی مغازه‌های محل سکونتتان بزنید و نشانی از او نیابید یا کتاب‌هایش روی پیشخوان پیشنهاد ویژه‌ به چشمتان نخورد.هاروکی  موراکامیچالش بهمن ماه طاقچه بهانه‌ای شد تا دوباره سراغ این کتاب بروم و مرورش کنم. باید بگویم که در سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش، خبری از درهای کشویی، کفش‌های چوبی یا لباس کیمونو و همه‌ی آن عناصِری که شما را بی‌درنگ به یاد ژاپن می‌اندازند، نیست. این قصه روایتی است از تنهایی انسان مدرن در عصر ما و ژاپنی که در این اثر با آن مواجه می‌شویم، می‌تواند شهر و دیار خودمان باشد. اما ناگفته نیست که نشانه‌های فرهنگ جمع‌گرای شرقی در آن هویداست.داستان از نوجوانی سوکورو شروع می‌شود. از روزهای دبیرستان و حلقه‌ی دوستی پنج نفره‌شان؛ سه پسر و دو دختر. نام خانوادگی هر یک از دوستان سوکورو در زبان ژاپنی به معنای یک رنگ است. مثلاٌ یکی قرمز و دیگری سبز. اما نام فامیل سوکورو هیچ رنگی را تداعی نمی‌کند و به همین دلیل او بی‌رنگ است. در همان دوران نوجوانی و با وجود رابطه‌ی گرم و صمیمی و بی‌پیرایه در این رفاقت نوجوانانه، سوکورو همیشه احساس بیگانگی و تنهایی می‌کند و گمان می‌برد به‌واقع خالی از هر رنگ و امید و بارقه‌ای است.او از کودکی عاشق ایستگاه‌های قطار و دقت در فهم سازوکار آن‌هاست و به همین‌ دلیل حس نامتعارف بودن می‌کند. زمانی که برای تحصیل در رشته‌ی مهندسی از شهر زادگاه خود مهاجرت و به دانشگاه توکیو می‌رود، اتفاقی رخ می‌دهد که رشته‌ی انس و الفت با یاران گرمابه و گلستان را می‌درد و سوکورو هر چند می‌کوشد تا علت را بیابد، راه به جایی نبرده، با وجود بار سنگین غمی که بر روح و روانش تحمیل می‌شود، همه‌چیز را به دست گذر زمان می‌سپارد و جز در مواقع محدود و کوتاه، دیگر به موطن مادری‌اش بازنمی‌گردد.اما حالِ دوران دائماً یکسان نیست و پس از گذر سال‌ها، سوکورو که حالا دیگر مردی مستقل و صاحب درآمد است، دل به دختری به نام سارا می‌بازد و همان دختر تلنگری می‌شود بر برج لغزان افکار مغشوش و تارعنکبوت‌بسته‌ی سوکورو و مشوق او برای کشف آنچه در گذشته رخ داده و سایه‌اش هنوز بر عواطف سوکورو سایه انداخته و مانع از برقراری یک رابطه‌ی پایدار عاطفی است.سال‌های زیارت، نام قطعه‌ موسیقی‌ایی است که سوکورو در تمام مدت دوری از گذشته گاهی گوش می‌کرده و گویی نخ نامرئی اتصال او به دنیای خاطرات و چرایی‌های ناخوشایند است.بگذارید اعتراف کنم اوایل که این کتاب را دست گرفته بودم، اصلاً انتظار چنین کششی را نداشتم، اما هر چه داستان پیش می‌رفت، بیشتر کنجکاو می شدم تا از ته‌وتوی ماجرای سوکورو و دوستانش سردرآورم. سوکورو می‌تواند هر کدام از ما باشد. یا شاید همان دوست و هم‌کاری که هر روز می‌بینیمش و با خود می‌گوییم او که همه چیز دارد، خانه‌ی خوب، درآمد عالی، روابط ثروت‌ساز پس چرا این‌قدر با با خودش درگیر است؟ چرا از لاک تنهایی‌اش بیرون نمی‌آید؟سوکورو نمادی است از همه‌ی ما انسان‌های غرق در مظاهر رفاه و زندگی مادی اما بدون درک تجربه‌ی عاطفی عمیق و یا روابط ازدست‌رفته و قلب و روحی زخمی. باید بیشتر مراقب خودمان و دوروبری‌هایمان باشیم. همه مثل سوکورو، سارایی ندارند تا وادارشان کند به کندوکاو و رویارو شدن با آنچه از آن واهمه دارند، بپردازند.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 25 Feb 2023 15:45:59 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: سرگذشت ندیمه</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D9%87-hdsque3sja0y</link>
                <description> https://taaghche.com/book/108120/%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%85%D9%87 یادداشتی بر کتاب دی ماه: کتابی که می‌توانی با آن از نگاه یک زن به ماجراها نگاه کنی.نوشتن از رنج زنان و غم‌هایی که به صرف جنسیت بر آن‌ها تحمیل می‌شود، یکی از موضوعات مورد توجه نویسندگان معاصر بوده است. نکته‌ی قابل توجه این‌که رنج زنان در هر نقطه‌ای از جهان به شکلی وجود داشته، مذهب و حتی نوع نظام سیاسی در امکان یا عدم امکان آن مؤثر نیست بلکه تنها کیفیت این درد و رنج‌ها متفاوت است.سرگذشت ندیمه، رمانی به قلم نویسنده و چهره‌ی ادبی شهیر کانادا، مارگارت اَتوود، تصویری است از آینده. آینده‌ای که عرصه بر زنان تنگ، برخورداری از هر نوع لذت و منفعت مادی و معنوی فردی ننگ و جهان‌بینی نظام حاکم با عموم مردم در جنگ است. در این اثر، پادآرمان‌شهری (نقطه‌ی مقابل آرمان‌شهر) به تصویر کشیده می‌شود که زنان جز وسیله‌ای برای فرزندآوری و ارضای شهوت جنسی البته بدون عشق و تعهد اخلاقی از هیچ ارزش و جایگاهی برخوردار نبوده، رَحِم دوپایی بیش نیستند.مارگارت اَتوود، نویسنده‌  و منقد ادبیدر چنین جامعه‌ی مردسالاری که انواع آلودگی‌های زیست‌محیطی و بیماری‌های آمیزشی ریشه دوانده، زنان فقط و فقط با معیار زایندگی سنجیده و ارج نهاده می‌شوند، طبقه‌بندی خاصی برای زنان وجود دارد. ندیمه‌‌ها با لباس سرتاسری قرمز و نقاب کلاه‌مانندی به رنگ سفید که وظیفه‌ی زاد‌وولد و فرزندزایی برای طبقات بالای جامعه و به اصطلاح فرماندهان را بر عهده دارند؛ همسران با لباس سبز که نازا و فاقد قدرت باروری هستند یا این‌گونه به آن‌ها القا می‌شود تا علت عمده‌ی ناباروری تلقی گردند و فضا برای بهره کشی جنسی از زنان ندیمه فراهم شود.عمه‌ها با لباس قهوه‌ای که وظیفه‌ی آموزش و نظارت بر اعمال و رفتار ندیمه‌ها را برعهده دارند و مارتاها با لباس راه‌راه سبز و آبی که فاقد قدرت باروری و در حکم خدمتکار و  مسئول رسیدگی به امور داخلی منازل فرماندهان هستند. همین تقسیم‌بندی نشان می‌دهد که  زنان را جز امور اولیه‌ی زندگی، فضایی برای رشد و تعالی فردی نیست و اساس حکومت جَلید یا گیلعاد –نام سرزمین محل رخدادهای قصه- نفی فردیت و از بین رفتن هویت شخصی افراد به‌ویژه زنان است.لباس زنان در این قصه، نمادی از جایگاه اجتماعی آن‌هاست.مارگارت اَتوود برای نگارش این کتاب که مخاطب جهانی داشته و از همان سال‌های ابتدایی انتشار در دهه‌ی هشتاد میلادی مورد اقتباس‌های متعدد سینمایی‌، رادیویی و حتی اجرای صحنه واقع گشته، نامزد و موفق به دریافت جوایز متعدد و معتبر ادبی شده است.یکی دیگر از دلایل محبوبیت سرگذشت ندیمه، سریالی است که به همین نام و در سال 2017 میلادی در ایالات‌متحده تولید و منتشر شد و قلب مخاطبان فیلم و سریال و نیز دنبال‌کنندگان آثار اتوود را تصاحب کرد. راستش دروغ چرا؟ تا قبر آآآآ؛ من هنوز این سریال را ندیده‌ام اما در جست‌وجوهایم به نقد و نظرات مثبتی برخوردم که نشان از جذابیت و پرکشش بودن این اثر نمایشی دارد و ثابت می‌کند که این سریال در طی فصول متعدد و با شاخ‌‌وبرگی که نویسنده‌ی فیلمنامه به متن اصلی کتاب داده ، توانسته در جلب توجه مخاطب جهانی بسیار موثر عمل کند. به‌راستی پس از پایان مطالعه‌ی این کتاب واقعاً ترغیب شدم که تماشای این سریال را در برنامه‌ام بگنجانم تا عیش خواندن با به تماشا نشستن این اثر اقتباسی کامل گردد.پوستر سریال سرگذشت ندیمهشاید فکر کنیم تصویری که نویسنده از جامعه و حکومتی تمامیت‌خواه ارائه داده، کاملاً زاییده‌ی تخیل اوست اما درسال‌های اخیر که با سربرآوردن پدیده‌های شومی چون داعش مواجه شدیم، دریافتیم که دوران این مشی‌فکری مسموم و مخرب هنوز پایان نیافته، آثار ویرانگر آن جبران‌ناپذیر خواهد بود.سرگذشت ندیمه، یک هشدار است. هشداری به منظور آمادگی برای مقابله با نگرش‌هایی که جز تباهی و فنا و نابودیِ هر آنچه نشانی از زندگی و امید و روشنی است، دستاوردی نخواهد داشت.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Sat, 25 Feb 2023 14:33:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حَرفِ کتاب: باید باهم حرف بزنیم</title>
                <link>https://virgool.io/MePlusBook/%D8%AD%D9%8E%D8%B1%D9%81%D9%90-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-pda6biud2sy8</link>
                <description>خَلَقَ‌الانسان*عَلَّمَهَ‌البَیانانسان را آفرید و به او سخن گفتن آموخت. (سوره‌ی الرحمن آیات 3 و 4)خداوند رحمان ما را آفرید و خاک وجودمان را به زیور نطق و گوهر عقل سرشت. اما بیایید با خودمان صادق باشیم و به این فکر کنیم که چه‌قدر برای ثمر‌بخش شدن کلاممان می‌کوشیم. چه‌قدر برایمان مهم است که گفت‌وگوهایمان عمق و معنا داشته باشند و به مخاطب حس درک متقابل و شنیده شدن بدهند؟مسلماً برخورداری از یک گفت‌وگوی کارآمد که تنها با هدف ارتباط و تعامل و نه صرفاً توافق‌نظر و رسیدن به نتیجه‌ای خاص صورت گیرد، مطلوب همه‌ی ماست. بنابراین به منظور بهره‌مندی از این امکان مهم که ضامن بقای ما در طول زیستمان بوده است و خواهد بود، نیازمند دانستن نکاتی هستیم تا گفت‌وگوهایمان روند روبه‌رشدتری داشته در نتیجه روابط کاری و عاطفی پربارتری را تجربه کنیم.سِلِسِت هِدلی در کتاب باید با هم حرف بزنیم همین نکات کلیدی را به ما می‌آموزد. او که سال‌ها در کسوت گوینده‌‌ی رادیو و خبرنگار فعالیت کرده و تجربه‌ی مصاحبه و گفتگو با طیف وسیعی از افراد را داشته، تجارب خود را در کنار استناد به پژوهش‌های علمی در باب گفت‌وگوی ثمربخش به ما ارائه می‌کند.سلست هدلی، گوینده‌ی رادیو و نویسندهاو در مقدمه‌ی کتاب به مفهومی مهم اما گمشده در گفت‌وگوهای روزمره‌مان اشاره می‌کند؛ همدلی. از نظر او آنچه باید از لحن و نحوه‌ی گفتار ما به مخاطب منتقل شود این است که ما نیز هم‌پای آن‌ها در مسیر درک و تجربه‌ی احساساتشان گام برمی‌داریم. به غیر از این کاربرد مهم یعنی انتقال حس مشترک و به عبارتی هم‌نوایی و هم‌راهی با مخاطب گفت‌وگو به‌منظور حضور فعال و مثمرثمر در ارتباطات، باید خوب گوش‌کردن را نیز بیاموزیم. زیرا تا زمانی که عمیقاً متوجه پیام طرف مقابل نشویم، از یاری رساندن به او ناتوان و در نتیجه در گفت‌وگو ناکام خواهیم ماند.از دیگر نکات مهم پیش از گفت‌وگو این است که تلاش کنیم تا حد امکان پیش‌داوری در مورد شخص مقابل و یا محتوای گفته‌ی او را تعدیل کنیم. بدین معنا که اجازه ندهیم قضاوت‌ها منجر به سوگیری ذهنمان شده، راه بر ورود هرگونه ایده‌ی جدید ببندند. الیته خود نویسنده نیز اذعان دارد که کنار گذاشتن قضاوت‌ها همیشه هم آسان نیست. اما برای برقراری ارتباط با دیگران و در کل تعامل با افراد دیگر نیاز داریم تا صداهای درون سرمان را ساکت کنیم و به جای ایراد گرفتن و تلاش برای تخطئه کردن دیگران، به این فکر کنیم که شاید حرف و نظر آن‌ها درست باشد و دیدگاه‌های ما غلط.نویسنده در ادامه از تآثیر عبارت جادویی نمی‌دانم می‌گوید. به‌نظر او اعتراف به ندانستن خیلی تلخ است. اما ما را از ورود به گفت‌وگویی با پایه‌های سست و به خطا انداختن دیگران نجات می‌دهد. او در ادامه به ذکر راه‌کارهای بیشتری می‌پردازد که پیشنهاد می‌کنم برای بهره‌مندی از آن، حتماً خودتان کتاب را مطالعه کنید. تصور می‌کنم پس از مطالعه‌ی این کتاب در نحوه‌ی گفت‌وگوهایتان تجدیدنظر کرده و گاه سکوت را بر هر کلامی ترجیح خواهید داد.اگر می خواهید نسخه‌ی بهتری از خودتان بسازید، تقویت مهارت گفت‌وگو و انجام آن به شکل ترغیب‌کننده، مؤثر و اقناع‌کننده را فراموش نکنید و به این کتاب به چشم ابزاری برای پرورش این مهارت مهم بنگرید.نسخه‌ی الکترونیک این کتاب هم در اپ‌های کتاب‌خوان موجود است:)</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 17 Feb 2023 18:30:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حَرفِ کتاب: سووشون</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%D8%AD%D9%8E%D8%B1%D9%81%D9%90-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D9%88%D9%88%D8%B4%D9%88%D9%86-syyhfblzthto</link>
                <description>کتاب موردعلاقه‌ام از هفده سالگی تا ابد:) صحبت کردن در مورد کتاب موردعلاقه مثل حرف زدن در مورد کسی است که از عمق جان دوستش داریم و می‌خواهیم این عشق را سر هر کوی و برزنی فریاد بزنیم تا همگان بدانند و آگاه باشند و بی‌خبران در نظر بازی ما و معشوقمان حیران. کتاب سووشون برای من همان معشوق دل‌انگیز است. کتابی که نخستین‌بار در هفده‌سالگی خواندمش و تا به امروز دوستش دارم و وسوسه‌ی چندین‌وچندبار خواندنش گهگاه به سراغم می‌آید.اما چرا سووشون این قدر به دل جامعه‌ی کتاب‌خوان ایران نشسته و پس از پنجاه‌وچندسال از چاپ نخست، همچنان در زمره‌ی کتاب‌های پرفروش است؟قبل از پاسخ به این سؤال باید کمی به خود داستان و شرح فضا و حس‌وحال آن بپردازیم. قصه در شیراز می‌گذرد و در سال‌هایی که حال وطن خوب نیست؛ در روزهای سیاه جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین. در روزگاری که بهای انسانیت اندک است و  جفای نامردمان بسیار و بازار خودفروشان نان‌به‌نرخ‌روزخور گرم.اما از آن‌جا که عالم از ناله‌ی عشاق خالی نیست، قهرمانان داستان، یوسف و زری که زن و شوهری عاشق یکدیگر و ایضاً عاشق وطنند، در آن روزگار مخوف، نوای فرح‌بخش آزادگی و آزادی سر می‌دهند تا ایران، ایران بماند. یوسف نمادی از طبقه‌ی ثروتمندان ذی‌نفوذ و تحصیل‌کرده‌ای است که برخلاف اکثر همتایانش به سلطه‌ی اجنبی بر وطن گردن نمی‌نهد و حاضر نمی‌شود گندم مزارعش را به بیگانه بفروشد و نان در خون مردم بینوای وطنش بزند.زری، اما زنی است مثل همه‌ی ما زنان. به دنبال عشق و خانه‌ای امن. در تلاش و تقلا برای حفظ زندگی از تندباد حوادث و نگران و دلواپس از بعضی بی‌پروایی‌های کلامی همسرش و کله‌ای که گاه بدجور بوی قرمه‌سبزی می‌دهد. او مادر است، همسر است و مثل تمام بانوان ایران‌زمین مهربان و خیرخواه و البته کمی محتاط. اما در دل، غرور و غیرت مردش را می‌ستاید و عشق او را با هیچ چیز عوض نمی‌کند.در این کتاب که در بستر زمانه‌ای پرآشوب روایت می‌شود، شاهد عشقی فانتزی و فراواقعی نیستیم. بلکه زوج عاشق قصه‌ی ما هم گاه به چالش می‌خورند، دعوا می‌کنند، گله می‌کنند و حتی کار به جایی می‌رسد که یوسف عملاً زری را متهم به بزدلی و انفعال می‌کند. در بخشی از کتاب از زبان زری می‌خوانیم:&quot;کاش دنیا دست زن‌ها بود. زن‌ها که زاییده‌اند یعنی خلق کرده‌اند و قدر مخلوق خودشان را می‌دانند. قدر تحمل و حوصله و یکنواختی و برای خود هیچ کاری نتوانستن را. شاید مردها چون هیچ وقت عملاً خالق نبوده‌اند، آن‌قدر خود را به آب و آتش می‌زنند تا چیزی بیافرینند. اگر دنیا دست زن‌ها بود، جنگ کجا بود.&quot;حال برگردیم به سؤال نخست و علت محبوبیت کتاب. از نظر من عشق همیشه جذاب است وچون درون‌مایه‌ی این اثر نیز عشق است، به دل خوانندگان می‌نشیند. عشق در این داستان در دو ساحت زمینی و عشق به وطن نمود یافته، گاه این دو بعد در هم می‌آمیزند. به قول حضرت حافظ:&quot;یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجبکز هر زبان که می شنوم نامکرر است&quot;دلیل دوم لحن ساده و بی‌پیرایه‌ی کتاب است.گویی مقابل دوست یا خواهرتان نشسته‌اید و او بی‌تکلف با شما درددل می‌کند.دلیل سوم مکان‌محور بودن این کتاب است. قصه در شیراز روایت می‌شود. شهر بهارنارنج، دیار شعر و عشق و کلمه، وادی شاعران خوش‌قریحه‌ی سخنور. به همین دلیل اصطلاحات شیرازی و آن لحن آهنگین لهجه‌ی شیرازی در سراسر کتاب موج می‌زند. به گونه‌ای که خود من جملات را با همان لحن و آهنگ می‌خواندم. بنابراین عنصر مکان، بخشی از هویت این اثر است.نکته ی دیگر انعکاس واقعیت و الهام از اشخاص واقعی در داستان است. اکثرمان می‌دانیم که زنده‌یاد دکتر سیمین دانشور، همسر مرحوم جلال آل‌احمد بود و این زوج سوای رابطه‌ی زناشویی از پیشگامان نسل خود و از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران در اواسط دهه‌ی 40 شمسی بودند. به گفته‌ی بسیاری از کارشناسان و کتاب‌پژوهان، زری و یوسف در واقع انعکاس خود سیمین و جلال هستند و نویسنده تمامی دغدغه‌های فردی و اجتماعی، دلواپسی‌ها و حتی شاعرانگی زندگی شخصی‌اش را در خلق این دو شخصیت بازتاب داده است.جلال و سیمین، زوج  تاریخ ‌ساز ادبیات ایراندیگر جنبه‌ی جذاب این کتاب، بهره‌گیری از اساطیر ملی و الگوهای مذهبی است. سووشون مراسمی آیینی در  بعضی مناطق استان فارس و به مناسبت پاسداشت خون سیاوش از قهرمانان رادمرد و وطن‌خواه ایران است که به ناحق خونش ریخته و تبدیل به نمادی برای مبارزه و ایستادگی بر سر آرمان و عقیده می‌شود. علت برگزیدن این نام برای داستان، سرنوشتی است که برای یوسف رقم می‌خورد و در قسمت انتهایی کتاب و برگزاری تشییع جنازه‌ی یوسف به همراه آلات تعزیه، پیوند الگوهای ملی و مذهبی علی‌الخصوص قیام عاشورا هویدا و پیام اصلی داستان که روشن نگهداشتن چراغ امید و پاسداری از ارزش‌های قهرمانان جان‌برکف وطن است، به نحوی تأثیرگذار به خواننده منتقل می‌شود.سیاوش، قهرمان شجاع و پاک‌طینت شاهنامهیکی دیگر از عواملی که خواندن این کتاب را برایم جان فزاتر کرد، تاریخچه‌ی خود کتاب بود. این کتاب در تیرماه سال 1348 برای نخستین‌بار به چاپ رسید و دو ماه بعد، جلال بسیار ناگهانی و غیرمنتظره چهره در نقاب خاک کشید و سیمین را در سوگش به سووشون نشاند. به همین دلیل از چاپ دوم کتاب به بعد این جمله در صفحه‌ی تقدیم کتاب درج شد:&quot;به یاد دوست که جلال زندگی‌ام بود و در سوگش به سووشون نشسته ام.&quot;آری، سیمین واقعا به سووشون نشست و در سال‌های پس از مرگ همسرش، هیچ‌گاه انگشتر او را از دست خارج نکرد.داستان با پاراگرافی از عشق و امید خاتمه می‌یابد که درواقع پایان نیست بلکه شروعی است برای همه‌ی ما که پس از سال‌ها این کتاب را می‌خوانیم و نور را در میان واژه‌ها می‌جوییم:&quot;گریه نکن خواهرم، در خانه ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هر درخت را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می آمدی، سحر را ندیدی!&quot;در راه که می آمدی، سحر را ندیدی!اگر روزی گذرتان به تهران و محله‌ی دزاشیب افتاد، به خانه‌موزه‌ی جلال و سیمین هم سری بزنید و در هوای عشق و کلمه تنفس کنید.خانه ‌موزه‌ی سیمین و جلال در محله‌ی دزاشیبو اگر تمایل داشتید از این زوج قصه ها بیشتر بدانید و صدایشان را هم بشنوید، این اپیزود از پادکست &quot;چنین‌شد&quot; را در پادگیرها بشنوید:این اپیزود، روح و جانتان را نوازش می دهد.اگر هم می خواهید پای گفت وگویی درباره ی این کتاب بنشینید، اپیزود 201 برنامه ی کتاب‌باز را در تلوبیون ببینید:)</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Wed, 15 Feb 2023 10:23:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: پیرمرد صدساله‌ای که از پنجره‌ی...</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%B5%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%DB%8C-hvcwzpfjat74</link>
                <description> https://taaghche.com/book/19657/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D8%B5%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D8%B1%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%DA%86%D8%A7%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D8%AF یادداشتی برای کتاب آذر: کتابی که با آن به دل تاریخ سفر کنی.جمله‌ی معروفی هست با این مضمون: ملتی که تاریخ نخواند، محکوم به تکرار آن است.اما چه کار باید کرد وقتی با حجم انبوهی از کتب تاریخی در کتابخانه‌ها روبه رو شده، انتخاب برایمان دشوار می‌گردد؟  این‌جاست که مطالعه‌ی تاریخ در قالب داستان علاوه بر فراهم آوردن بستری برای مطالعه‌ی توأم با تدبر لذت‌بخش‌تر خواهد بود.یوناس یوناسون، نویسنده و روزنامه‌نگار سوئدی در این اثر که شهرت جهانی برایش به ارمغان آورد، روایتگر زندگی پیرمردی به نام آلن است که صبح روز تولد صدسالگی‌اش از پنجره‌ی خانه‌ی سالمندان بیرون پرید تا ماجراجویی جدیدی را آغاز کند. داستان این کتاب در سال 2005 میلادی روایت می‌شود اما به موازات قصه‌ی اصلی، شاهد سفر در گذشته و شرحی مفصل از زندگی پرماجرای آلن از کودکی تا کهن‌سالی هستیم.نکته‌ی جالب در مورد این کتاب بیان طنازانه‌ی داستان و مواجهه‌ی آلن با مهم‌ترین شخصیت‌های قرن بیستم از جمله ترومن، چرچیل، مائو و استالین است. مواجهاتی که گاه کاملاً بر حسب تصادف رخ داده و همین امر بر جذابیت و سرخوشانگی روایت افزوده است. آلن در طول دوران زندگی خود، زندان‌های سیاسی، فرار، تبعید، بی‌پولی و خانه‌به‌دوشی را تجربه کرده اما مثل زوربا، قهرمان رمان زوربای یونانی، خود را با تمامی این وقایع تطبیق داده و به قولی غم جهان گذران را نمی‌خورد.از قضا بخشی از داستان زندگی آلن در ایرانِ  اواخر دهه‌ی 30 و اوایل دهه‌ی چهل و در زندان سازمان امنیت وقت می‌گذرد و او با درایت و البته خوش‌اقبالی از این زندان گریخته، مسیر پرفرازونشیب زندگی خود را پیش می‌گیرد.این میزان از هیجان و اتفاقات متنوع در زندگی آلن مرا به یاد کتاب فارست گامپ نوشته‌ی وینستون گروم و فیلمی به همین نام با بازی شگفت‌انگیز تام هنکس می‌اندازد. با این تفاوت که فارست، مردی ساده‌دل و اندکی هپروتی بود که شانس، سهم بیشتری در موفقیت‌هایش داشت. اما آلن آن‌طور که در داستان می‌خوانیم، قدرت تصمیم‌گیری سریع و هوشمندانه را داشته، گاه بسیار رندانه عمل می‌کند.بنابراین مردی با ویژگی‌های او نمی‌تواند روزهای کهن‌سالی را در اتاق خانه‌ی سالمندان گذرانده از نظم و روالی معمولی و هرروزه لذت ببرد. زندگی او همواره قرین خطر و اتفاق بوده و حتی زمانی که خودش می‌خواهد به آرامی گذران کند، سیل حوادث، او را با خود می‌برد.به نظر من نویسنده در این داستان قصد داشته با آفرینش شخصیت آلن و همراه کردن مخاطبان با او، به میرایی و ناپایداری بسیاری از جریانات تاریخی و پوشالی بودن بسیاری از باورهای حاکمان اشاره کرده و به یادمان بیاورد که عمر ما آدم‌های معمولی بسیار بیشتر از بعضی باورها و ایسم‌های رایج در جهان است و این ما هستیم که برمی‌گزینیم پیرو کدام مکتب و خط فکری شده یا مستقل، راه بپیمائیم.اگر داستانی طولانی با درونمایه‌ی تاریخی و زبان نقاد طنز را خوش دارید، این کتاب پیشنهاد خوبی برای شب‌های بلند زمستان است.یوناس یوناسون ، نویسنده و روزنامه نگار سوئدیفارست گامپ، شخصیتی تقریباً نزدیک به آلن تصور من از چهره ی  آلن :)</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Wed, 11 Jan 2023 14:51:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب خوانی طاقچه: پستچی</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DA%86%DB%8C-xh5e5disqmct</link>
                <description> https://taaghche.com/audiobook/39832/%D9%BE%D8%B3%D8%AA%DA%86%DB%8C یادداشتی برای کتاب آبان: کتابی که در آن عشق، حرف اول را بزندگویند که هر چیز به هنگام بود خوش/ ای عشق چه چیزی که خوشی در همه هنگامراست گفتی جناب سعدی! عشق همیشه خوش است حتی آن زمان که به نظرت بد موقع سراغت آمده و به خودت می گویی: حالا وقتش نیست. اما چه می‌توان کرد وقتی حتی خواندن و شنیدن از عشق هم دل‌پذیر است چه برسد به تجربه کردنش. البته همه می‌دانیم که عشق، به جز شوق وصال، لحظه‌هایی دارد مشوش و ملتهب که هجران نیز به تشویش آن می‌افزاید. پس در ره منزل لیلی، باید جانانه و مجنون‌وار قدم نهاد و از تیر تحقیر و طعنه‌ی بدخواهان نهراسید.چالش این ماه طاقچه مرا بر آن داشت تا دوباره به سراغ کتاب پستچی بروم و شب‌های این پائیز نه چندان شاعرانه را با گوش کردن به قصه‌ای سپری کنم که چون از دل برآمده لاجرم بر دل هم می‌نشیند و برای لحظاتی مرا تا عمق تنهایی و تمنای راوی فرومی‌برد. چیستا یثربی که کارنامه‌ی پرباری در حوزه‌ی نویسندگی کتاب، فیلمنامه، نمایشنامه و نقد فیلم و تئاتر دارد و در کسوت روانشناس و روان‌درمانگر نیز فعالیت می‌کند، در این کتاب از عشق نوجوانی خود می‌گوید. عشقی در بحبوحه‌ی جنگ که با گذر زمان پخته تر شده و شکلی دگر یافته. ما در این کتاب، بی واسطه با روایتی برخاسته از زندگی خود نویسنده روبرو هستیم. روایتی از ابراز عشق از سوی دختری با احساساتی به طراوت گل اطلسی، در سال‌هایی که این کار چندان معمول و بی‌حاشیه نبود. با این‌که برای بار دوم به این کتاب گوش می‌سپردم باید اعتراف کنم که همچنان برای شنیدنش بی‌تاب بودم و دوست داشتم زودتر کارهایم را انجام دهم تا وقتم خالی شود و فقط من باشم و کتاب و خلوتی که محرم آن جز کلمات و جادوی روایت، هیچ چیز نباشد.نکته‌ای که به جذابیت این کتاب افزوده، لحن مناسب و حرفه‌ای راویان و موسیقی متن دل‌انگیزی است که استادانه به تداعی فضای داستان کمک می‌کند و مخاطب را در فهم جهان ذهنی نویسنده و درک احساسات او یاری می‌دهد. در طول گوش کردن به این کتاب از خودم می‌پرسیدم آیا می‌ارزد که آدم این‌قدر به خاطر عشق رنج بکشد؟ اگر طرف مقابل قدر این درد و حرمان را نفهمد چه؟ و از قول جناب حافظ این طور به خودم جواب می دادم که: عاشق شو ارنه روزی کار جهان سرآید/ ناخوانده نقش مقصود در کارگاه هستی.... مگر مقصود آفرینش چه بوده جز عشق؟  چه چیزی به اندازه‌ی عشق در تمام طول حیات بشر به این اندازه امیدآفرین و پیش‌برنده بوده است؟در روزهایی که فکر می‌کنیم سیاهی بر تمام زندگی‌مان سایه افکنده، شاید خواندن و شنیدن از عشق حکم همان باریکه‌های آفتاب کم‌جان پاییز را داشته باشد که سراسر روز بر فرش اتاق می‌خزند و به یادمان می‌آورند که زندگی هر چه‌قدر سخت‌تر باشد و روزگار هر چه تنگ‌تر، نور راهش را به قلب ما پیدا می‌کند و چه بهتر که حاملان این نور، کلمات باشند.وقتی گوش کردن به این کتاب را به پایان رساندم با خودم گفتم: کاش، روزی، کسی این گونه دوستم بدارد. نمی‌دانم شما هم همین حس را خواهید داشت یا خیر اما مطمئن باشید، به یک بار شنیدن می‌ارزد.خانم چیستا پثربی</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 11 Nov 2022 15:32:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: حرف بزن!</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86-aoxjm2ygdpna</link>
                <description> https://taaghche.com/book/80629/%D8%AD%D8%B1%D9%81-%D8%A8%D8%B2%D9%86 یادداشتی بر کتاب مهرماه: کتابی که داستانش در مدرسه و دانشگاه اتفاق بیفتد.دوران بلوغ برای اکثر ما با چالش‌هایی همراه بوده است. ترس از طرد شدن از گروه‌های دوستی و مورد قبول واقع نشدن، اختلاف با والدین در خانه، تغییرات ظاهری چهره و اندام که سبب می‌شود فکر کنیم زشت‌ترین و نچسب‌ترین آدم روی زمین هستیم و کسی حاضر نیست حتی دقیقه‌ای برای معاشرت با ما وقت بگذارد. همه‌ی این ها را علاوه کنید به تازه‌وارد بودن در محیط دبیرستان، جایی که به یکباره از شما انتظار می‌رود تا از دنیای کودکی فاصله بگیرید و رفتاری معقول داشته باشید؛ آن وقت است که حال مِلیندا، شخصیت اصلی داستان را بهتر درک خواهید کرد.ملیندا با ورود به دبیرستان، با مشکلات زیادی روبروست. دوست صمیمی سال های قبلش، دیگر او را تحویل نمی‌گیرد، کلاس‌ها برایش خسته‌کننده و معلم‌ها در نظرش بسیار حوصله‌سربر هستند. روابط خانوادگی‌اش تعریف چندانی ندارد. پدر و مادرش، اغلب سرکارند و حرف هایشان محدود می‌شود به صحبت‌های سطحی دور میز شام ، البته شامی فریزری که چند دقیقه قبل از ماکروفر به بشقاب رسیده. در چنین فضایی، ملیندا تصمیم می گیرد کم‌تر حرف بزند و بیشتر فکر کند. اما این کم‌حرفی برایش دردسرساز می‌شود و اولیای مدرسه و حتی پدر و مادرش را نگران می‌کند تا علت را جویا شوند.در طول این رمان ما در سر ملیندا هستیم و افکار و خودگویه‌های او را می‌بینیم. درست است که او تصمیم گرفته لب از لب باز نکند، اما سرش پر از سروصداست. در سکوت از معلمانش انتقاد می‌کند، غر می‌زند و گاهی هم‌کلاسی‌هایش را مسخره می‌کند اما در ظاهر دختری کم‌حرف و آرام است.تا اواسط قصه، حدس نزده بودم که چرا ملیندا خاموشی پیشه کرده، آیا می خواهد جلب توجه کند؟ به چیزی معترض است یا شاید ترس از کسی یا چیزی او را به سکوت واداشته؟ اما به مرور و با پیش رفتن قصه، آرام آرام رازی برملا می‌شود که مُهر از لبان ملیندا برمی‌دارد.باید اشاره کرد که در روزهای کش‌دار و کسل‌کننده‌ی مدرسه، فقط کلاس هنر، به دختر نوجوان قصه‌ی ما کمک می‌کند تا ارتباط بیشتر و بهتری با محیط اطرافش برقرار کند. کلاسی که معلم صبور و خردمندش، می‌داند تنها راه برون‌ریزی افکار مغشوش یک نوجوان و سامان‌دهی به آن‌ها، پناه بردن به هنر و مشغول کردن هم‌زمان ذهن و دست برای هرس افکار مهمل و مزاحم است.به نظر من این کتاب در عین سادگی روایت، پیام ارزشمندی دارد که هم برای مخاطب نوجوان و هم برای والدین و معلمان بسیار حائز اهمیت است. گاهی آدم‌ها با سکوت و نگاه یا حتی انفعال، پیام‌هایی می‌فرستند که برای دریافت آن‌ها باید هوشیار و باریک‌بین و دقیق باشیم. پاره‌ای از اوقات، سکوت بلندترین فریاد یک شخص است که تنها معدودی از آدم‌ها آن را می‌شنوند و بدان پاسخ می‌دهند.اگر والد یا معلم هستید و یا نوجوانی در اطراف خود دارید، حتماً این کتاب را بخوانید. تجربه‌ی بسیاری از دردها از مرزهای زمان و مکان و فرهنگ و مذهب عبور می‌کند و به قلب و روح همه‌ی ما چنگ می‌اندازد و چه خوب است اگر پیش از آن زمان، راه درمان یا لااقل کاهش درد را بدانیم.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Tue, 11 Oct 2022 11:45:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: قصه های مجید</title>
                <link>https://virgool.io/@raziyeh1835/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-hly1pcp9qk4e</link>
                <description> https://taaghche.com/audiobook/40168/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%DB%B1 یادداشتی برای کتاب شهریور: کتابی که هم کودکان و نوجوانان دوست دارند، هم بزرگترها«قصه‌های مجید» بیش از آن‌که یک کتاب باشد، سبک زندگی است. سبک زندگی نسلی از بچه‌های ایران که کودکی‌شان در خانه‌های حیاط‌دار، مدرسه‌های شلوغ، خانواده‌هایی پرجمعیت و هم‌زیستی با پدربزرگ و مادربزرگ گذشت.اما به راستی چه چیزی خواندن و یا گوش سپردن به این روایت را برای امثال من که خاطره‌ی روشنی از تجربیات نویسنده ندارند، جذاب و دلنشین می‌کند؟اگر کتاب «شما که غریبه نیستید»، زندگی نامه‌ی خودنوشت هوشنگ مرادی کرمانی را خوانده باشید، متوجه می‌شوید که قصه‌های مجید، برداشتی است از زندگی خود نویسنده در سال‌های کودکی و نوجوانی‌اش در کرمان. دورانی که پس از مرگ مادر و بیماری پدر، مادربزگ، تنها حامی و سنگ صبور او بوده است. به بیان دیگر، قصه‌ی مرادی کرمانی از دل برآمده و بر دل ما هم نشسته است. زبانی صمیمی و بی تکلف. صاف و زلال همچون وجود مردمان بی ریای کویر.در تایید عمق و تاثیر کلام این نویسنده، همین بس که وی علاوه بر جوایز متعدد از نهادهای ادبی و فرهنگی در داخل کشور، تاکنون دوبار، برنده ی جایزه‌ی جهانی هانس کریستین اندرسن گردیده و نامزد دریافت جایزه‌ی یادبود آسترید لیندگرن Astrid Lindgren در کشور سوئد نیز شده است. زیرا نوشته‌های وی از آثاری‌ست که مفاهیم والای انسانی را در قالب داستان، به کودکان می‌آموزد و در خلال این آموزش غیرمستقیم، صدای بی‌صدایان است. با آن که محل اصلی ماجراهای کتاب کرمان است اما کیومرث پوراحمد در سال 1369 تصمیم می‌گیرد تا برمبنای ماجراهای این کتاب، سریالی را در اصفهان بسازد. مجموعه‌ای که با حضور بازیگرانی چون مهدی باقربیگی-در نقش مجید- و پروین دخت یزدانیان -در نقش بی بی- برای همیشه در یاد و خاطر ما ایرانیان ماندگار شده است. البته به جز قلم گیرای مرادی کرمانی و کارگردانی حرفه‌ای پوراحمد، آهنگ‌سازی استادانه‌ی زنده‌یاد ناصر چشم‌آذر نیز بر افزایش تاثیرگذاری این مجموعه‌ی تلویزیونی افزوده است.نکته‌ی دیگر که سبب می‌شود این قصه تا عمق جانمان نفوذ کند، همذات‌پنداری ما با شخصیت اصلی قصه است. همه‌ی ما در دوران کودکی و نوجوانی، آرزوها و خیالاتی داشتیم و در راه تحقق این خواسته‌ها کوشش‌هایی می‌کردیم که گاه ناکام می‌ماند. بزرگ‌ترها، انتظاراتی از ما داشتند که ناتوانی در برآورده کردنشان ما را با سرزنش و توبیخ مواجه می‌کرد. مجید، نمونه‌ای از کودکی ونوجوانی اکثر ماست. همان پسری که گاه با غصه‌هایش می‌گریستیم، هم‌پای شیطنت‌هایش می‌شدیم و بعضی اوقات نیز از سربه‌هوا بودن و کم‌رویی بیش از حدش حرص خوردیم.بی‌بی هم نمودی بود از والدی که در اوج محبت و دلسوزی، گاهی درکمان نمی‌کرد و از دنیای ما خیلی فاصله داشت و با آن نگاه‌های عاقل‌اندر‌سفیهی که از بالای عینک به هیکلمان می‌انداخت، به یادمان می‌آورد که زندگی جدی‌تر و سخت‌تر از آن است که آرزوهای ما مجالی برای تحقق بیابند.اگر دوست دارید به قول شازده کوچولو از دنیای عجیب برزگ‌ترها فاصله بگیرید، گوش سپردن به نسخه ی صوتی این کتاب با بیان شیوا و گرم مهدی پاکدل و موسیقی متن دلپذیر مهدی زارع، بهترین انتخاب است.</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Fri, 09 Sep 2022 12:36:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتاب‌خوانی طاقچه: بر جاده‌های آبی سرخ</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AE-juuko3ljk7wq</link>
                <description> https://taaghche.com/book/94545/%D8%A8%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%A8%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%AE یادداشتی برای کتاب مردادماه: رمانی طولانی که با تمام شدنش، دلت برای شخصیت‌هایش تنگ می‌شود.نام نادر ابراهیمی را نخستین بار در کتاب ادبیات سال سوم دبیرستان دیدم و بعدتر در دوران دانشجویی با مطالعه‌ی کتاب‌هایی مثل «یک عاشقانه‌ی آرام»، «ابن مشغله» و «چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم»، سبک نویسندگی او را بیشتر شناختم و مجذوب قلمش شدم و هم اکنون، سال‌هاست نویسنده‌ی محبوب من است.این بار، روزهای بلند تابستان را پیوند زدم با خواندن اثر دیگری از او، «بر جاده‌های آبی سرخ». نامش شاعرانه بود و نشان از این داشت که هم‌چون دیگر آثار ابراهیمی، با کتابی مواجه خواهم بود که در عین صلابت و استواری معنا، سرشار از لطافت  و طراوت در کلام است.داستان این کتاب در بندرریگ می گذرد؛ شهری از توابع شهرستان گناوه در استان بوشهر.دوران خوشی نیست، ایران چندپاره است و هر پاره را مدعی بسیار. خراسان بزرگ زیر نگین شاهرخ‌میزرای افشار، نوه‌ی نادرشاه است. پادشاهی مملو از سوء‌ظن که طمع اجدادش، میله‌ی سرخ و داغی شد و چشمانش را سیاهی بخشید.محمدحسن قاجار، در ولایات شمالی ایران مستقر است و فراق فرزندش، آقامحمدخان قاجار که اسیر مکر افشاری است و در قلعها‌ی دور محبوس، قلبش را می‌فشارد.به این نام‌ها، اضافه کنیم کریم خان زند را که سودای سلطنت بر ایران را در سر دارد و مدام، با دشمنانی از خارج و عنودانی از داخل، پنجه‌در‌پنجه است.در این وانفسای تاریخی، دلاور مردی «میرمَهْنا» نام با هم‌راهی برادران و هم‌شهریان فداکارش، کمر بسته به بیرون راندن اجانب فرصت‌طلب و آزمند از سراسر خطه‌ی جنوب و برانداختن بندگی و بردگی و سرسپردگی در برابر این بدسگالان سیری‌ناپذیر.این روایت حماسی و شورانگیز که آمیزه‌ایست از ارجاعات تاریخی و خیال‌پردازی‌های داستانی، شرح دلاوری و شجاعت شیرزنان و شیرمردان قوی‌دل سرزمین ماست. هم آنان که با سلاحی از عشق و ایمان و با اعتقادی راسخ به هدف و آرمان والای خویش که حفظ خاک پاک میهن از دستبرد خصم متجاوز و کج اندیش است، با تمام وجود پا به عرصه‌ی مبارزه نهادند و کم‌تر کسی امروز آنها را می‌شناسد یا به یاد می ‌آورد.متأسفانه دنیای امروز ما ، قهرمانان خیالی را بیشتر دوست دارد. «سوپرهیرو» هایی با قدرت و امکاناتی محیرالعقول، الگوهای امروز کودکان و نوجوانان ما هستند.راستش واقعاً دلم برای میرمهنا و یارانش تنگ می‌شود. مردانی که به گاه رزم، جنگاورانی بودند صف‌شکن و بی‌باک و در زندگی روزمره، همسران و برادران و فرزندانی عاشق، مهربان، بذله‌گو و زلال و شفاف و بی‌ریا. مردمانی که اگر کوته‌نگری حکام وقت و چشم‌تنگی و حرص عوامل داخلی خودفروخته می‌گذاشت، هرگز خون آلوده‌ی هیچ دشمن بدکاری را بر خاک پاک وطن نمی‌ریختند.قصه‌ی میرمهنا و یارانش و کسانی مثل او هیچ‌گاه تمام نمی‌شود. از آن‌جا که به قول حضرت حافظ، عالم از ناله‌ی عشاق خالی نیست، در هر برهه‌ای از تاریخ این سرزمین، بوده‌اند کسانی که برای حراست از این دردانه سرزمین مادری، خالصانه و عاشقانه جنگیده‌اند. یک بار نامشان میرمهنا بود، بار دیگر میرزاکوچک جنگلی و یا رئیس‌علی دلواری و بسیار زنان و مردان جان‌برکف که نامشان در غبار زمان محو گشته اما آثار اعمالشان خیر.اگر امروز نامی از خلیج فارس هست، ماحصل رنجی است که مردمان صبور و نجیب و دلاور جنوب، سال‌ها به جان خریده‌اند و رد خون سرخشان تا همیشه بر آبی خلیج تاابدفارس باقی خواهد ماند و وظیفهی ما این است که با خواندن و دیدن و شنیدن، آنها را بیشتر بشناسیم و بشناسانیم.جالب است بدانید که نخستین بازی رایانه‌ای ایرانی با اقتباس از این کتاب در سال 1389 روانه‌ی بازار شد تا ادای دینی باشد به این برزگ‌مرد جان‌برکف.پوستر بازی میر مهنا شهرداری بندر ریگ نیز در سال 1391، اقدام به نصب تندیسی از این قهرمان بزرگ ملی، در این شهر کرد.تندیس میر مهنا</description>
                <category>Raziyeh Bahrami</category>
                <author>Raziyeh Bahrami</author>
                <pubDate>Sun, 04 Sep 2022 18:20:32 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>