<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نیما فرهبد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@realfarahbod</link>
        <description>علاقه مند به حوزه بازاریابی دیجیتال، بازاریابی عصبی و فروش</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-10 15:27:05</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1818987/avatar/6Pz6av.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نیما فرهبد</title>
            <link>https://virgool.io/@realfarahbod</link>
        </image>

                    <item>
                <title>۲۱ روش جدید برای ترغیب مشتری به خرید - قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@realfarahbod/%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%BA%DB%8C%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF---%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-n7umhebov489</link>
                <description>۲۱ روش جدید برای ترغیب مشتری به خرید - قسمت دومادامه مقاله قبلی...۴. توجیه قیمت:اکثر مشتری ها بعد از اطلاع از قیمت محصول شما، با تعجب خاصی مواجه میشوند و علت قیمت را جویا میشوند. حتما متنی را آماده کنید که درصورت پرسیدن علت قیمت بالا (درصورتی که قیمت بالاست)، قیمت خود را توجیه کنید. وقتی درمورد قیمت بالای مواد اولیه، مالیات و... توضیح دهید، مشتری توجیه خواهد شد.۵. استفاده از اعداد و ارقام در بازاریابیقطعا هممون ترفندی که سالهاست شرکت های آمریکایی برای تعیین قیمتشون زدند رو دیدیم. اکثر اوقات قیمت هاشون $۹۹. داره، مثلا 2.99$ یا 999.99$ و...عملا اینا ۳دلار و ۱۰۰۰دلار و... هستند (در واقع یک سِنت هیچ تاثیری در خرید نداره)، این کار به نوعی بازی با ذهنه.هیچ وقت قیمت گذاری تقریبی انجام ندید. اینکه شما قیمت محصولتان را ۵۰،۰۰۰ تومان بزارید، احتمال اینکه مشتری تخفیف چند هزار تومانی بخواهد  خیلی زیاد تره نسبت به وقتی که ۴۹،۸۰۰ تومان قیمت محصولتان هست. نهایت تخفیف درخواستیشون اون ۸۰۰ تک تومنی هست که به قول معروف رُند بشه.یک آزمایش حول همین موضوع در وبسایت مدیر سبز (modiresabz.com) انجام شد. محصولی با قیمت دقیق و محصولی دیگر با یک قیمت تقریبی. میزان درخواست تخفیف از سوی مشتریان برای محصول با قیمت دقیق، به وضوح کمتر از درخواست تخفیف برای محصولی که قیمتش تقریبی بوده، است.۶. استفاده از داستانیکی از بهترین راه های برای فروش، داستان سرایی یا همان Story telling هست.بیایید فرض کنیم قراره یک محصول رو در وبسایتمون بفروشیم.فرضیه ۱: یک شب سرد زمستانی، از شرکتم خارج شدم و چترم رو باز کردم و زیر باران شروع به قدم زدن کردم. من هر روز ۲۰ دقیقه از شرکت تا خانه پیاده روی میکنم. ای کاش میتونستم در این ۲۰ دقیقه به موسیقی کلاسیک گوش بدم و....فرضیه ۲: با خرید این دستگاه MP3 player از ما، میتوانید هر آهنگی که‌ میخوایید را گوش بدهید.همه ما وقتی در حال خواندن فرضیه ۱ بودیم، خودمان را فرض کردیم که در شبی بارانی در حال راه رفتن بودیم و...احتمال خرید مشتری در مواقعی که خودش را به طور ناخودآگاه در داستان شما میگذارد، افزایش می یابد نسبت به وقتی که فقط یک متن ساده را میخواند.همیشه سعی کنید برای فروش محصولتان، از داستان استفاده کنید.۷.  استفاده هوشمندانه عکس ها:بگذارید با یک مثال، این مطلب رو براتون توضیح بدم.اگر عکس یک محصولی را که بازار هدفتان نوجوانان هستند، عکس یک شخصی که کت و شلوار مشکی، کراوات قرمز با موهای قهوه ای، در حال پریدن به هوا و احساس خوشحالی استقطعا هیچکدام از ما نمیتوانیم خودمان را جای آن شخص بگذاریم.چون شاخصه های موجود، با شاخصه های یک نوجوان ایرانی تطابق ندارد. نوجوان به ندرت کراوات میزند و شاید هم اصلا نزند. کمتر نوجوانی کت و شلوار میپوشد و اکثرا مو های مشکی دارند.حال تصور کنید عکس یک شخص با یک هودی، یک شلوار اسلش با یک کلاه لبه دار. در این شرایط امکان تصور خیلی بیشتر است نسبت به حالت قبل.همواره در انتخاب عکس دقت کنید. دانلود عکس های رندوم از گوگل، ایده ی خوبی نیست!۸. نام گذاری مناسب محصولات:بسیار واضح است، اسم عجیب و غریب نگذارید.اسمی که برای مشتری آشنا نباشد، یعنی امکان فروش کمتر است.وقتی در راهرو های فروشگاه درحال خرید هستید و با یک محصولی که اسمی نا ملموس و نا آشنا دارد مواجه میشوید، ترجیه میدهید رسیک خرید این محصول ناملموس را نکنید، پس ازش میگذرید...۹. استفاده از صفت های مناسب:&quot;نردبان تصور&quot;، به وضوح میتواند این موضوع را توجیه کند.هرگز از واژه های ناملموس استفاده نکنید. همواره سعی کنید محصولتان را هم سطح مشتریان قرار بدید. اگر برای تبلیغ یک محصول از واژه های ناآشنا و به قول معروف، قلمبه سُلمبه استفاده کنید، ذهن قدیم نمی‌تواند آن را تحلیل کند، هرچند که معنی آن کلمه را میدانید.همواره از کلمات ملموس استفاده کنید و هرگز هرگز از برخی کلمات مثل &quot;ما بهترینیم&quot;، &quot;کیفیت از آن ماست&quot; و... تنها به کسب و کار شما ضرر میرسانند و بس. ادعای بهترین بودن، کار هرکسی میتواند باشد. وقتی چند شرکت ادعای بهترین بودن کنند، ذهن مشتری نمیتواند تشخیص دهد کدام راست میگویند و کدام دروغ...۱۰. نکاتی درباره فروش حضوری:بگذارید این مورد رو در مقاله ای دیگر، به طور کاملا مفصل توضیح دهم. ۱۱. افزودن گزینه های نامعقول:اگر قصد دارید یک‌ محصول خاصی را بفروشید، یک محصول نامعقول را در کنار آن محصول قرار دهید.برای مثال:۱. قیمت اشتراک برای هفته نامه ایکس ۵۰هزار تومان ۲. قیمت اشتراک هم برای نسخه آنلاین و چاپی هفته نامه ایکس ۷۰ هزار تومانفرض کنیم هدف، فروش نسخه های آنلاین است. قطعا مشتری حاضر به پرداخت ۲۰ هزار تومان بیشتر برای دریافت دو نسخه آنلاین و چاپی نسبت به ۲۰ هزار تومان کمتر، ولی فقط نسخه چاپی هست.این مورد تنها وقتی ارزش دارد که بخواهیم روی فروش یک محصول خاص، تمرکز کنیم.ادامه موارد در مقاله بعدی...بی صبرانه منتظر فیدبک هاتون هستم ??</description>
                <category>نیما فرهبد</category>
                <author>نیما فرهبد</author>
                <pubDate>Thu, 06 Oct 2022 21:03:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>۲۱ روش جدید برای ترغیب مشتری به خرید - قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@realfarahbod/%DB%B2%DB%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%BA%DB%8C%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF-esijjqkzvq5s</link>
                <description>بیست و یک روش موثر در نورومارکتینگدرود! در این مقاله میخوام نگاهی بسیار گذرا به ۲۱ روش جدید برای ترغیب مشتری به خرید بیندازیمدر مقاله بعدی تمامی این موارد را با جزئیات تمام بررسی خواهیم کرد.تمامی این ۲۱ روش، زیر مجموعه نورومارکتینگ یا همان بازاریابی عصبی میباشدارائه گزینه های مناسب درخواست های کوچک کاهش نقاط دردتوجیه قیمتاستفاده از اعداد و ارقام در بازاریابیاستفاده از داستان انتخاب هوشمندانه عکس هانام‌ گذاری مناسب محصولاتاستفاده از صفت های مناسبنکاتی درباره فروش حضوریافزودن گزینه های نامعقولترتیب ارائه محصولاتعمل متقابلکاهش پشیمانی خریدتبدیل اعتراضات به درآمداثر تجمعی در رضایت و نارضایتی مشتریبازاریابی عصبی در طراحی محصولات و پَکِیجینگتسهیل اولین خریدنفع سریع و لحظه ایاستفاده از واژه های اثرگذارکمیابیتمامی این موارد از علم بازاریابی عصبی نشأت گرفته اند. ارائه گزینه های مناسب:انتخاب یک گزینه از میان چندین گزینه کار دشواری تلقی میشود و ذهن را خسته میکند و حتی میتواند موجب انصراف از خرید شود!برای مثال، کمتر کسی حاضر میشود یک فرم نظرسنجی بلندبالا را پر کند، تا یک‌ فرم ۵ سواله.همیشه باید مدنظر داشت که ذهن مشتری را خسته نکنیم. گاهی اوقات تنوع محصولات میتونه دردسر ساز بشه برای کسب و کارمون.آزمایشات متعددی در این باره صورت گرفته که برای عدم طولانی شدن این مقاله، تنها به ذکر نام آنها اکتفا میکنیم. آزمایشی که دانشگاه کولومبیا تحت عنوان 《۶ یا ۲۴ گزینه》 انجام داد یا آزمایش دانشگاه استنفورد درمورد یک فرم نظرسنجی بلندبالا.به صورت کلی، کاهش گزینه ها میزان خرید را افزایش میدهد.علاوه بر کاهش گزینه ها، ترتیب چیدمان گزینه ها نیز بسیار مهم است. مثلا در منوی رستوران ها، عموما، غذا ها از گران به ارزان مرتب میکنند.۲. درخواست های کوچک:این مورد رو در مقاله قبل با مثال پرسیدن آدرس پیچیده توضیح دادم. به طور کلی اگر از شخصی، درخواست کوچکی کنید، احتمال اینکه درخواست بزرگتر بعدیتان را پاسخ دهد افزایش پیدا میکند نسبت به وقتی که مستقیما درخواست بزرگتر را بپرسید.۳. کاهش نقاط درد:لحظه پرداخت پول، دقیقا مثل لحظه درد کشیدن است. هیچگاه نمیشه این درد را به صفر رساند ولی میشود آن را کاهش داد.برای مثال، میزان نقطه درد در پرداخت آنلاین کمتر است نسبت به پرداخت حضورییکی از راه های کاهش نقطه درد، اطمینان دادن نسبت به موفقیت آمیز بودن خرید مشتری در پرداخت اینترنتی (آنلاین) است. اینکه مشتری را آگاه کنیم که هزینه پرداخت شد و سفارش او انجام شد و خرید وی درحال ارسال است، نقطه درد را به شدت کم میکند.تصور کنید از سایتی خریدی انجام میدهید، ولی هیچ ایمیل، پیامک یا نوتیفیکیشینی مبنی بر انجام تراکنش دریافت نمیکنید، یا به عبارتی، نمیدانید چه شده است.آیا موفقیت آمیز بود؟ آیا سایت خرید شما را تایید کرده است؟ یا اصلا محصولتان درحال ارسال است؟ و کلی سوال دیگر. این ها همه نقطات درد را تشدید میکنند.به بیانی دیگر، اگر‌ میخواهید مشتری کمتر درد بکشد که خب یعنی اعتماد کند و از یک مشتری بلقوه به یک مشتری دو آتیشه و هوادار کسب و کار شما تبدیل شود، به اون ثابت کنید که پس از پرداخت پول، رهایش نمیکنید.برای مثال، ایمیلی مبنی بر تایید تراکنش برای وی ارسال کنید، یک نفر از دفتر پشتیبانی با مشتری تماس بگیرد و مکالمه ای هرچند کوتاه با مشتری مبنی بر تایید تراکنش وی انجام دهد.در مقاله بعدی که درواقع ادامه همین مقاله هست، سایر موارد را توضیح خواهم داد.سپاس از وقتی که گذاشتید، لطفا فیدبک فراموش نشود ❤</description>
                <category>نیما فرهبد</category>
                <author>نیما فرهبد</author>
                <pubDate>Wed, 05 Oct 2022 15:44:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازاریابی عصبی</title>
                <link>https://virgool.io/@realfarahbod/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B9%D8%B5%D8%A8%DB%8C-eezisdpnd8q3</link>
                <description>Neuromarketing سلام، خیلی خوش اومدین به اولین مقاله من راجع به بازاریابی.بازاریابی عصبی یا همون Neuromarketing حدود یک دهه ای میشه که خیلی بُلد شده و روز به روز داره میزان اهمیتش بالا و بالاتر میره. اینکه تشخیص بدیم عملکرد مغز چه جوریه و اینکه بتونم به اصطلاح ذهن مشتری رو بخونیم خیلی ما رو جلو میندازه تو کسب و کارمون، مثل پرتاب یه موشک جنگی میمونه، اگه ندونی دقیقا باید کجا رو هدف قرار بدی، باید یک محدوده رو مورد هدف بگیری، ولی وقتی از بازاریابی عصبی که در این سناریو، مختصات هستش استفاده کنی، میتونی نقطه زنی کنی و بدونی که هدفت چیه.وقتی هدفت رو بدونی، راحت تر بهش میرسی تا حدس بزنی که هدفت چیه و این چیزیه که نورومارکتینگ بهت میگه!شاید فکر کنید چرا راهرو های فروشگاه ها تنگ هستن، چرا بعضی جاهای فروشگاه، خنک تر/گرم تر (متناسب با فصول) هستند، چرا برای دسته بندی ماهی و گوشت، فروشندگان با خوش رویی بهمون یه تیکه ناگت تعارف میکنند و کلی چرای دیگه. آیا همه این ها همینطوری و بدون حساب و کتاب تدوین شدن؟ فروشگاه به اون بزرگی، نمیتونست راهروهاشو گشاد تر بچینه؟ نمیتونست کل سالن رو خنک کنه؟ و...بدون شک میتونست ولی همه این ها دلایل بسیار مهمی دارند که از قضا، اینا همه مربوط به نورومارکتینگ یا همون بازاریابی عصبی خودمونه.در رابطه با تنگ بودن راهرو ها باید گفت که، دلیلش توقف بیشتر هستش، اینکه شما چند ثانیه صبر کنی تا شخص روبه رویی شما حرکت کنه تا راه باز بشه تا شما حرکت کنید، در همین چند ثانیه، شما ناخودآگاه نگاهتون میره به سمت محصولات و این یعنی شانس فروش بیشتر.یا اگر یه راهروی خاصی یک‌ کولر گازی بزرگی نصب شده رو به روش، علتش اینه که مثلا در فصل تابستون که هوا بس ناجوانمردانه گرمه، شما وقتی به اون راهرو میرسید، حداقل کمی بیشتر صبر میکنید، تا بیشتر خُنکتون بشه، هرچه میزان توقف بیشتر، میزان فروش بیشتر. به طور ناخودآگاه به محصولات اون راهرو نگاه میکنید و شاید یه محصولی هم خریدید.  آمار که میگه به احتمال ۳۰٪ میخرید. ?و در آخر برای ناگت رایگان هم باید گفت، یک بحثی هست تحت عنوان 《آزمایش پرسیدن آدرس》،شخصی یک آدرس پیچیده ای داره که اکثر مردم از جواب دادنش امتناع میکنند. اما اگر قبل از پرسیدن آدرس، از مردم بپرسه که ساعت چنده، احتمال اینکه مردم به درخواست دومش که همون آدرس پیچیده هستش پاسخ بدن، خیلی بیشتر میشه.یک نقل قول برم از کتاب بازاریابی عصبی نوشته ژان بقوسیان که حتما پیشنهاد میکنم مطالعش کنید.وقتی افراد ابتدا با درخواست بسیار منطقی و کوچکی از طرف ما مواجه میشوند، احتمال قبول درخواست بزرگتر بعدی افزایش می یابد!در مقالات بعدی، بیشتر راجع به نورومارکتینگ حرف میزنم. خیلی ممنون که وقت گذاشتید و خواندید. اولین مقاله ای بود که نوشتم، قطعا کمی و کاستی هایی داره که لطفا از طریق نظرات، حتما فیدبک بدید بهم تا بتونم خودم رو پیشرفته تر کنم.دمتون گرم، فعلا ?</description>
                <category>نیما فرهبد</category>
                <author>نیما فرهبد</author>
                <pubDate>Mon, 03 Oct 2022 21:59:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>