<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های کارشناس ارشد رسانه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@resaneh</link>
        <description>چند مطلب درباره رسانه و خبر و خاطره، همین</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-19 06:35:13</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5280/avatar/1U5Yey.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>کارشناس ارشد رسانه</title>
            <link>https://virgool.io/@resaneh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>برنده و بازنده استخراج بیت کوین و پول درآوردن از طریق مرورگر کریپتوماینر</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%A8%DB%8C%D8%AA-%DA%A9%D9%88%DB%8C%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B1%DA%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%BE%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B1-hlyxdvct0zjo</link>
                <description>  این روزها درباره مرورگر کریپتوماینر که ادعا می کند به افراد بیت کوین می دهد زیاد می شنویم. مدام شبکه های اجتماعی مختلف درباره آن و قانونی بودن کسب درآمد از طریق به دست آوردن بیت کوین مطالبی برایمان ارسال می شود. در تلگرام و اینستاگرام و حتی در دیوار و شیپور لینک عضویت برایمان ارسال می کنند. در مورد اینکه چگونه این سیستم قرار است به افراد بیت کوین بدهد خود تولید کننده اش مطالبی را به عنوان نحوه استخراج بیت کوین گفته اند که از تکرار ان خودداری می کنیم. اما صحت این مطالب چقدر است؟ آیا با این شیوه و این نرم افزار کریپتوماینر و سخت افزار خانگی می توان به مبالغ ادعا شده مثلاً یک بیت کوین در شش ماه رسید؟ نگاهی به الگوریتم نرم افزار کریپتو ماینر (که در ابتدا یک افزونه بر کروم بود و بعد با کپی مرورگر کروم تبدیل به مرورگر شد) نشان می دهد که خود استخراج از طریق سیستم خانگی به تنهایی ارزشی ندارد و باید به صورت جدی به اضافه کردن زیر مجموعه پرداخت. مطابق این الگوریتم شما باید حداکثر ده زیرمجموعه فعال بگیرید و هر کدام از آنها هم ده زیر مجموعه فعال و هرکدام از آن زیر مجموعه ها هم دوباره هرکدام ده زیرمجموعه ... . این حالت ادامه می یابد تا 10. سطوح بعد از آن زیرمجموعه شما محسوب نمیشوند. به ازای هر کدام از فعالیت این زیرمجموعه ها و استخراج آنها، کریپتوماینر سهمی را به دعوت کننده آن می دهد. هم بابت عضویت او و هم بایت عملیات استخراج. تنها در صورت فعال بودن همه اینها آن سهم ادعایی به شما تعلق می گیرد. بدین ترتیب کافی است خودتان حساب کنید که این دو تا کامل نشود و یا آن زیرمجموعه ها فعالیت استخراج نداشته باشند یا زیرمجموعه های خود را کامل نکنند. در آن صورت برنده و بازنده این داستان کیست؟قطعاً سازندگان و طراحان کریپتوماینر برنده این داستان هستند. چون اولاً تعداد میلیونها کامپیوتر را به صورت موازی برای محاسبات خود به کار گرفته اند و بدون سرمایه گذاری یک سوپر کامپیوتر موازی و پراکنده را در جای جای دنیا برای خود ایجاد کرده اند و از توان پردازشی سخت افزاری و نرم افزاری و اینترنت آنها، برای محاسبات خود در ازای مبلغ ناچیزی استفاده می کنند. ثانیاً بازاریابی و گسترش این روند را بر عهده خود اعضا گذاشته اند و در ازای این گسترش پردازش (گرفتن زیرمجموعه) سهم اندکی از اعضای جدید را به ایشان می دهند. ثالثاً به بهانه استخراج و یا همان محاسبات بیت کوین و رمزنگاری و رمزگشایی تایید کیف پول از میلیونها کاربر برای اهداف پنهن خود استفاده می کنند. بیایید در نگاهی بدبینانه فکر کنیم که اصلاً فعالیت پردازشی کریپتوماینر رمزنگاری و رمزگشایی نیست و از این توان پردازشی برای هدفی تجاری که نیازمند ابرکامپیوتری با پردازنده های موازی است استفاده می کنند. پروژه هایی مثل هواشناسی، پردازش اطلاعات ماهواره ها، شبیه سازی های نظامی و پروژه های دانشگاهی ریاضی- علمی و... که حاوی میلیونها ورودی و میلیونها خروجی در هنگام پردازش است از این دسته اند. صاحبان کریپتوماینر در ازای این سخت افزار و نرم افزار و اینترنت که مجانی در اختیار گرفته اند مبلغ بسیار اندکی –چیزی در حدود چند دلار در ماه- در اختیار کاربرانش پرداخت می کند. این را فراموش نکنیم که در مناسبات امروز جهانی رقابت اقتصادی و تلاش برای به دست آوردن سود بیشتر زیر بنای همه کارها و از جمله طراحی اپلیکیشن های کامپیوتری است.اما طرف بازنده این ماجرا کاربران این مرورگر هستند؛ اولاً تا به یک میزان مشخصی استخراج صورت نگرفته باشد این مقدار تبدیل به بیت کوین نمی شود و به کیف پول مجازی نمی رود. ثانیاً در کیف پول مجازی این واحدهای جزئی بیت کوین از یک میزان مشخص به بعد قابلیت  تبدیل به دلار پیدا می کنند که آنهم با اخذ حق تبدیل انجام می شود. پس همواره مقداری از استخراج صورت گرفته (پردازش انجام شده توسط سیستم) وجود دارد که از توان سخت افزاری و هزینه استهلاک و برق کاربران استفاده شده ولی هرگز تبدیل به دلار برای اعضا نمی شود. اعضایی که در پایین زیر مجموعه ها باشند بیش از بقیه شامل این زیان می شوند. در واقع چیزی شبیه به تمام شیوه های بازاریابی هرمی دیگر افراد پایین هرم بازندگان داستان هستند.</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Tue, 30 Oct 2018 19:37:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علت مهاجرت ایرانیان در این روزها چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D8%A7%DA%AF%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-q6xeuvss2vus</link>
                <description>دکتر مجتبی لشکربلوکیزمان آن رسیده است که با این حقیقت عریان روبرو شویم؛ اگر تا دیروز ما با پدیده «مهاجرت نخبگان» روبرو بودیم اکنون با پدیده «مهاجرت فراگیر» مواجهیم. پدیده ای به مراتب عمیق تر، وسیع تر و دردناک تر! عادی و نخبه، قشر مرفه و متوسط، تحصیل کرده و در حال تحصیل، به فکر رفتن هستند. چرا ترجیح می دهند به کشوری دیگر بروند و از صفر شروع بکنند؟ چرا دانشجویان کارشناسی هم و غم شان گرفتن پذیرش از دانشگاه های خارجی و رفتن است؟ چرا مهاجرت رخ می دهد؟ زمانی در تاریخ سیاسی مساله مهاجرت را تعبیر کرده اند به رای دادن با پا! یعنی کسانی که حرفشان را پای صندوق های رای نمی زنند بلکه می گذارند و می روند. از مهم ترین دلایل مهاجرت می توان به دو مساله اشاره کرده و آنها را در دو کلمه ساده، بسیار پیش پا افتاده اما عمیق و بسیار دردناک خلاصه کرد: امید و امنیتامید تعریف ساده اش می شود: برداشت مثبت نسبت به تغییر ملموس در آینده.فردی که برای مدتی را در چین زندگی کرده، می گفت در بسیاری از نقاط چین زندگی به مراتب بدتری از ما دارند. حتی او از برخی محلات شهری دیدار کرده بود که توصیفش واقعا تکان دهنده بود. به مراتب زندگی ما در مقابل آنان بهتر بود. اما می گفت یک نکته مهم در همان محلات با سطح زندگی بسیار پست و گاه مشمئزکننده وجود داشت: امید. چرا؟ چون نشانه های روشن تغییر را دیده بودند؟ چگونه؟ محله های کناری یا شهرهای دیگر را دیده بودند که یکی پس از دیگری بازسازی می شوند و سطح زندگی شان بهبود پیدا می کند.افراد یک کشور باید نشانه های امید را درک کنند. بخوانید نوید بهتر شدن، نه همین الان بلکه تغییرات ملموس در آینده. اما وقتی تحصیل کردگان، ثروتمندان و کارآفرینان همه در این سفارت خانه و آن سفارت خانه به فکر اقامت و تابعیت هستند این یعنی من آینده را روشن نمی بینم. بنابراین نه تظاهرات می کنم. نه انتخابات را تحریم می کنم و نه خیابان ها را شلوغ می کنم. فقط با پاهایم رای می دهم یعنی از این مملکت می روم! پیش خودش می گوید: می دانم که باید در کشور دیگر از صفر شروع کنم. می دانم که اخلاقا درست نیست که پولی که در این سرزمین کسب کرده ام را در کشور دیگری سرمایه گذاری کنم و می دانم که در این کشور تحصیل کرده ام و به این سرزمین مدیونم اما ظاهرا چاره ای نمانده است.   امنیت را نیز اینگونه تعریف می کنم: برداشت مثبت نسبت به با ثباتی وضعیت و قابل پیش بینی بودن متغیرهای کلیدی. وقتی شهروندان یک سرزمین در جمع های خانوادگی خود راجع به جنگ گفتگو می کنند، وقتی در یک کشور برای بسیاری از کالاها باید تا ظهر صبر کنی که قیمت بر اساس دلار در بیاید می توان از اطمینان و برنامه ریزی بلندمدت صحبت کرد؟ آیا در آن کشور صحبت از فرزندآوری و سرمایه گذاری حرف معقولی است؟ بسیاری از کسانی که می روند فقط یک دلیل ساده دارند: آرامش روانی ندارم. چرا مانند شهروندان دیگر کشورها، نباید تصویر مشخصی از ده، بیست و سی ساله زندگی شخصی و اوضاع کشور خودم داشته باشم؟ به همین خاطر است که عده ای ترجیح می دهند فرزندان خود را در خاک دیگری به دنیا بیاورند. چون به فردای این خاک مطمئن نیستند. سوال آنان این است که چرا باید میان این همه کشور، فقط کشور ما اینچنین همواره زیر سایه جنگ و زیر بار تحریم ها باشد؟مدیران ارشد کشور ممکن است به تظاهرات، اعتصابات و اغتشاشات حساس باشند و باید هم باشند برای آن شورای امنیت استان و شورای امنیت ملی را تشکیل می دهند و تدبیر می کنند. اما بهتر است برای این مهاجرت فراگیر (پدیده ای بسیار وسیع تر و وخیم تر از مهاجرت نخبگان) نیز تشکیل جلسه دهند و تدبیر کنند. برای آغاز، شاید یکی از اولین راهکارها استفاده از «تست امید» باشد: قبل از هر جهت گیری، هر سیاست گذاری، هر سخنرانی از خود بپرسند حاصل این تصمیم/سیاست/سخنرانی من، افزایش امید و امنیت است یا منجر به تخریب سرمایه اجتماعی (امید + امنیت) می شود؟همین سیاست ها، تصمیم گیری ها و سخنرانی های ساده ماست که به جامعه امنیت و امید تزریق می کند! همین سخنرانی و سیاست هاست که تعیین می کند نخبه باهوش بعدی در ایران به دنیا بیاید یا در استرالیا؟ همین سیاست ها و سخنرانی هاست که تعیین می کند میلیارد دلار بعدی در ایران سرمایه گذاری شود یا در گرجستان؟ همین سیاست ها و سخنرانی هاست که تعیین می کند دفتر بعدی شرکت های برتر جهانی در علی آباد ایران تاسیس شود یا حیدرآباد هندوستان. هنوز دیر نشده است! ایران همچنان جذاب و دوست داشتنی است. بگذاریم برای ساختن این سرزمین دست ها بکار افتد و آستین ها بالا زده شود و نه اینکه «پاها» عزم رفتن کنند و هزاران سر (مغز) و میلیاردها سرمایه (ثروت) را با خود برای همیشه ببرند!دکتر مجتبی لشکربلوکی</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Thu, 13 Sep 2018 21:36:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنکور: ماشین تولید آلزایمر فرهنگی و انسانی</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%D9%84%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C-vi7h2xtvr5er</link>
                <description>کنکور: ماشین تولید آلزایمر فرهنگی و انسانی چهارده سال قبل پرسشنامه‌ای را برای انجام پژوهشی، میان 683 نفر از داوطلبان کنکور دانشگاه آزاد اجرا کردیم. من از داوطلبان پرسیده بودم چقدر هزینه برای کلاس کنکور پرداخته بودند و بر اساس میانگین پولی که این نمونه 683 نفری پرداخت کرده بودند و تعمیم آن به کل جمعیت شرکت‌کننده در کنکور آن سال، برآورد کردم که مردم سالیانه 284 میلیون دلار فقط به کلاس‌های کنکور می‌پرداختند. صنعت «کلاس کنکور» از آن زمان رواج بیشتری یافته و می‌شود نتیجه گرفت صنعت کلاس کنکور امروز بیش از 284 میلیون دلار (معادل 2840 میلیارد تومان امروز با دلار 10 هزار تومانی) گردش مالی دارد. اگر هزینه کتاب‌های کمک‌آموزشی کنکور را هم لحاظ کنیم، چیزی نزدیک به همان 8 هزار میلیارد تومانی که این روزها برای گردش مالی کنکور ذکر می‌شود به دست می‌آید. سؤال مهم این است: ما ملت ایران 8 هزار میلیارد تومان برای چه صرف می‌کنیم؟ فرزند من کلاس دهم است و چند سالی است به ناچار در همین نظام آموزشی کنکورمحور، به ناچار، در میان چرخ‌دنده‌های نظام آموزش و پرورشی که تست زدن و کتاب کمک‌آموزشی کنکور خواندن به سال‌های ابتدایی آن کشیده شده است، دست و پا می‌زند. بهترین سال‌های آمادگی برای یادگیری را که باید صرف آموختن خلاقیت، توسعه شوق علم‌آموزی، یاد گرفتن مهارت‌های زندگی، ورزش کردن و درونی کردن عادت به سبک زندگی سالم، شجاعت پرسشگری، شناخت و کسب ادراک فرهنگی از وطنش، کسب احساس درست نسبت به محیط‌زیست، و شناخت شیوه‌های انسان بودن و درونی کردن اخلاق انسانی کند؛ وسط کتاب‌های کمک‌آموزشی سر می‌کند. من که خود منتقد این وضع هستم، ناچار به آن تن می‌دهم زیرا می‌دانم باید با آن‌ها که از همین نظام برمی‌آیند رقابت کند.  ما پدر و مادرها با هزار زحمت، فرزندان‌مان را برای قربانی کردن مناسب‌ترین سال‌های عمرشان، آماده می‌کنیم. آن‌ها را به قربانگاه صنعت کتاب‌های کمک‌درسی می‌فرستیم، صنعت کلاس کنکور، معلم خصوصی، و درگیر شدن در رقابتی که حاصل آن شاید هیچ است. من امروز خود شاهد خروجی‌های این نظام آموزشی در برترین دانشگاه‌های کشور هستم. نظامی که حتی قادر نیست اندکی عشق به میهن، خرده‌ای درک از محیط‌زیست، جرعه‌ای علاقه به فرهنگ و هنر، و شمه‌ای از خلاقیت را نهادینه کند اما تست‌زن‌های قهار، المپیادی‌های بسیار و البته داوطلبان پرشمار صف‌کشیده و منتظر برای دریافت دعوتنامه از دانشگاه‌های خارجی و آماده مهاجرت به آن سوی مرزها تربیت می‌کند. هری لوئیس رئیس پیشین دانشگاه هاروارد در نقد فرهنگ آموزشی این دانشگاه در دوره کارشناسی معتقد است دانشجویان این دانشگاه چند سال پس از فارغ‌التحصیلی وقتی می‌خواهند به یاد بیاورند که از دانشگاه چه میراثی با خود دارند و چه آموخته‌اند، هیچ چیزی یادشان نمی‌آید. نظام آموزشی کنکورمحور، تست‌پرست و پولی‌شده ما هم همین وضع را دارد: دانش‌آموزان چند سال پس از دیپلم وقتی می‌خواهند به یاد بیاورند که از دوازده سال دوران مدرسه چه به یاد دارند، کثیری از ایشان جز الفبا و جدول ضرب چیزی برای ذکر کردن نخواهند داشت.   واقعیت این است که اگر در نظام آموزشی ما هم همین وضع موجود سرمایه‌گذاری روی کتب کمک‌آموزشی، کلاس کنکور، تست زدن و رقابت فزاینده برای آموختنی‌های بی‌حاصل ادامه یابد، سالیان آینده شاهد نسلی خواهیم بود که محفوظات بسیار خواهند داشت، به سرعت تست می‌زنند، در المپیادهای بسیاری رتبه می‌آورند، اما فقط نمی‌آموزند که قرار است برای کدام میهن، در خدمت کدام ارزش‌ها، برای کاستن از کدام درد بشر، بر اساس کدام خلاقیت، و معطوف به چه درکی از انسان یا جهت حفظ کدام محیط‌ زیست اندوخته‌های‌ شان را به‌کار بگیرند. آن‌ها فقط تست می‌زنند، امتحان می‌دهند و عمر را سپری می‌کنند؛ و میلیون‌ها پدر و مادر که با چشمانی نگران به عزیزان دلبند خود می‌نگرند. (محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)منبع: کانال تلگرام دغدغه ایران</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Tue, 04 Sep 2018 12:26:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خارج رفتن حال شما را بهتر نخواهد کرد!</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF-azvxd6z9junb</link>
                <description>  _رفیق! تو فکر می کنی اگر بیایی خارج، حالت خوب می شود؟به والله قسم نه! نمی شود. من اینقدر ایرانی حال خراب در همین خارج دیده ام که نگو و نپرس.آنها حال خرابشان را با خود به همه جا می برند؛ آنها دلشوره ها و ترس ها و اضطراب ها و بکن ها و نکن ها و بگیرها و ببندها و دروغ ها و فریب ها و تنگ نظری ها و خیانت ها و حسادت ها و نفاق ها و پشت هم اندازی ها و قانون‌گریزی ها و دور زدن ها و زیر آب زدن ها را با خود همه جا می برند. و هر کدام از این ها کافی ست که حال آدم خراب باشد همه عمر._ بهشت هم با افکار و کردار جهنمی ما، جهنم خواهد شد.تو فکر می کنی خارج از اول خارج بود بعد یک عده رفتند و داخلش شدند؟ نه ، خارج را همین خارجی ها خارجش کردند ؛ همان طور که ایران را ایرانی ها ، ایرانش کردند؛ عراق را عراقی ها عراقش کردند؛ افغانستان را افغان ها افغانستانش کردند..._فکر نکن این فقط حکومت‌ها هستند که آدم ها را می سازند، نه اتفاقاً این آدم ها هستند که حکومت‌ها را می سازند.من اینجا هستم در همین خارج دوست داشتنی شما و دارم از نزدیک میبینم که قانون هست اما چطور بعضی ایرانی ها همه فکر و ذکرشان این است که همین قانون را دور بزنند و زیر پا بگذارند.کار هست اما چرا او هزار و یک ترفند می زند که از همان کار شانه خالی کند.آزادی بیان هست اما چرا حرفی ندارد که بیانش کند.تساوی حقوق زن و مرد هست اما چرا باز هر بلایی که می تواند بر سر زنش می آورد.امید هست ، اما او چرا ندارد؟لذت های پاک و بی آلایش هست اما او چرا نمی تواند ببرد؟ موزه هست اما چرا او نمی رود؟ کتابخانه هست اما چرا او عضو نمی شود؟ هزار و یک فعالیت فرهنگی هست اما چرا او شرکت نمی کند.کتاب هست بدون سانسور و ممیزی هم هست اما چرا او نمی خواند؟ موسیقی کلاسیک هست، تئاتر مدرن هست، هنر متعالی هست، فلسفه ی روز هست، علم محض هست، اما چرا او باز دنبال قلیان دو سیب است و سالن مد و غیبت پشت سر پری خانم و زری خانم؟ تمرینش نکرده؟ یادش نداده اند؟ دل و دماغ ندارد؟ رنج بسیار کشیده؟ میراث دار یک اندوه تاریخی ست؟ تقصیر زمین است تقصیر زمان است، تقصیر این است، تقصیر آن است؟ باشد حق با شماست.اما باور کن خارج، حال کسی را خوب نخواهد کرد.اول باید حال خودت را خوب کنی، بعد با خود ببری حالت را هر جا که می خواهی...عرفان نظر آهاری</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Fri, 31 Aug 2018 18:41:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ده نکته که قبل از شروع یک کسب و کار جدید باید بدانید</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%AF%D9%87-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%B1%D9%88%D8%B9-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AF-s2z7gvquofq9</link>
                <description> ده نکته درباره شروع یک کسب و کار1- کاری را انجام دهید که دوست دارید. بیشترین انگیزه و قدرت یک کارآفرین برای انجام دادن کاری است که به آن علاقه دارد. در شروع کار باید اطمینان داشته باشید کاری که دارید شروع می کنید را به آن علاقه دارید؛ چون برای شروع کردن یک کسب و کار زمان و انرژی زیادی را صرف می کنید و بدون علاقه هم موفقیت در این کار امکان پذیر نیست.2- منابع مالی برای کسب و کارتان ایجاد کنید. برای مثال کسب و کارتان را زمانی ایجاد کنید که به کار دیگری هم مشغول باشید. چون در ابتدای راه اندازی کسب و کار سودی به دست نخواهید آورد بنابر این داشتن یک شغل همزمان موجب خواهد شد در اوایل کار پول کافی داشته باشید.3- به یک تیم احتیاج دارید. در کار تیمی هم افزایی زیادی وجود دارد و قدرت اجرایی شما را بسیار بالا می برد. همیشه موقع شروع کسب و کار به حمایت دیگران احتیاج پیدا خواهید کرد. بهتر است هم مشاوری در زمینه آن کسب و کار داشته باشید و هم از شرکتهایی که کارشان راهنمایی کسب و کارهای تازه تاسیس(شتابدهنده استارتاپی) است استفاده کنید تا اطلاعات کافی در زمینه شروع کسب و کارتان را به شما ارائه دهند.4- با مشتری هایتان ارتباط برقرار کنید. قبل از اینکه کارتان را شروع کنید مشتریان خودتان را بشناسید و جذب کنید. شبکه ارتباط با مشتری داشته باشید. از CRM استفاده کنید. انجام این کارها این اطمینان را به شما می دهد که کسب و کاری را طبق نیاز بازار ایجاد کرده اید.5- کسب و کار خودتان را روی کاغذ طراحی کنید و بنویسید. در واقع بیزینس پلن خودتان را بنویسید. این کار به شما کمک می کند که ایده کسب و کارتان را کاملاً بسنجید چون یک طرح کسب و کار هرچند جامع و کامل باشد با واقعیت هنوز خیلی فرق دارد.6- درباره کسب و کاری که می خواهید راه اندازی کنید تا آنجا که می توانید تحقیق کنید. نوشتن طرح کسب و کار یعنی شما آمادگی تحقیق و بررسی را دارید. از مشاورین مورد اعتماد سوال بپرسید، در اینترنت جستجو کنید، کتاب و مقاله در این باره بخوانید. در دوره های آموزشی شرکت کنید. باید در رابطه با صنعت مرتبط، بازار، رقبا، رفتار و سلایق مشتریان، ریسک بازار، فرصتها و .... اطلاعات کامل به دست آورید.7- از کمک متخصصان حتماً استفاده کنید. نیازی نیست در تمامی حوزه های کسب و کار خودتان متخصص باشید. البته مجبور هستید در شروع کسب و کار چند کار همزمان را با هم انجام دهید. برای همین باید از خدمات افراد و مراکز مشاوره راه اندازی کسب و کار استفاده کنید.8- ذخیره پول نقد و سرمایه در گردش را حفظ کنید. زیرا تامین هزینه ها بخش مهمی از شرط موفقیت کسب و کار شما را تشکیل میدهد. زمانی که کسب و کارتان را راه اندازی می کنید باید در هزینه هایتان صرفه جویی کنید. می توانید به سراغ سرمایه گذاران حوزه کسب و کار بروید و آنها را متقاعد به سرمایه گذاری در پروژه تان کنید. دیدگاههای مختلف را برا افزایش سرمایه بپذیرید. معمولاً سرمایه گذاران سنتی از ایده های نو خوششان نمی آید چون باید ریسک بالایی را بپذیرند. آنها کسب و کارهایی را می پسندند که به نتیجه مطلوب رسیده باشد.9- از همان ابتدا حرفه ای عمل کنید. از همان ابتدا کسب و کار شما باید حرفه ای بودن خودش را نشان دهد. این یعنی همه مسائل ارتباطی مثل داشتن کارت ویزیت، وبسایت، ایمیل و رفتار حرفه ای با مشتریان رعایت شود.10- چارچوب قانونی کسب و کارتان را ایجاد کنید. کسب و کار خود را قانونی کنید تا از خیلی از دردسرها دور باشید و بتوانید از بعضی حمایت های قانونی استفاده کنید. کسب و کار شما باید ثبت شده باشد. شما برای کارمندان کسب و کارتان، برای مسائل مالی، مسائل مالیاتی و .... به چارچوب قانونی نیاز دارید. برای این کار هم باید از مشاورین مالی کمک بگیرید.شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید:رازهای موفقیت جک ما خطر بیکاری و بدهکاری توامان</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Thu, 30 Aug 2018 15:37:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادی از همکلاسی های قدیمی به مناسبت مهاجرت افغانها از ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-fyy96qcj52ij</link>
                <description> با یکی از دوستان هم دانشگاهی در رابطه با اینکه روزانه چندهزار افغانستانی ایران را ترک می کنند و دلایل خروج آنها از ایران داشتیم صحبت می کردیم که ازم پرسید:+شما در شهرتون و در مدرسه تون افغانستانی داشتید؟ این سوال مرا به کودکی و خاطرات دوران دبستان برد... خانه ما در قسمت جدید شهرستان بود، جایی که ابتدای شهر محسوب میشد و آنطرف محله ما یک خیابان بود و مهاجران افغانستانی هم در آن طرف خیابان ساکن بودند و برای خودشان محله ای درست کرده بودند. لذا محله ما با محله مهاجران همسایه بود. گفتم:-بله، مدرسه ما در حدود نیمی از شاگردانش از دانش آموزان افغانستانی بود و در کلاس هایی که من بودم هم شاگردان ایرانی و افغان تقریباً برابر بود. پرسید +اذیتشون می کردید؟ خندیدم گفتم: -اونها ما را اذیت می کردند. یک همکلاسی افغان داشتیم به نام دل آقا ابراهیمی که از نظر جثه در کلاس درشت تر از بقیه بود و به نوعی گنده محسوب میشد و همیشه لات بازی در می آورد. تا اینکه یه روزی با یکی دعواش شد و طرف یه سیلی بهش زد. این سیلی خوردنش باعث شد که اون ابهتش بشکنه و دیگه لات بازی درنیاره...+ آره همیشه اینطوریه. گنده لات ها فقط کافیه ابهتشون بشکنه.اما سوای مبحث مهاجرت افغانها از ایران و این سوال و جواب ذهنم رفت سمت خاطرات سالهای کودکی و دوستانی که از بین بچه های افغانستانی داشتم: حسن اکبری که دوست صمیمی ام در سالهای ابتدایی بود و از شاگردین ممتاز بود و صدای خیلی خوبی داشت و در صف صبحگاه  قرآن می خوند. رضا ناظری که از شاگردین ممتاز و منظم و قابل اعتماد معلم ها بود و در سالهای ابتدایی مبصر کلاس بود همیشه. محمدحسین حسینی که در فوتبال بسیار با استعداد بود و بازیکنی تکنیکی بود و ما را یاد شخصیت تارا دوست سوباسا می انداخت. جواد یعقوبی که در قدرت جسمانی سرآمد بود و در دو 540 متر و بارفیکس و دراز نشست اول بود... البته بچه های دیگری هم بودند اما من بیشتر با این بچه ها دوست و هم صحبت بودم و تا آخر سالهای ابتدایی با آنها هم کلاسی بودم. بعد از اینکه به مدرسه راهنمایی رفتیم هم دیگر این دوستان را ندیدم... خلاصه خاطرات دوران کودکی و تحصیل ما در مدرسه ابتدایی با حضور این دوستان عجین شده است.شاید این مطالب را هم بپسندید:کشورهای شمال و جنوب اقیانوسی به عمق یک وجب</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Wed, 22 Aug 2018 16:39:24 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خطر بیکاری و بدهکاری توامان!</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86-jguk2nujxy4m</link>
                <description> چند صباحی است که صداوسیما با رویکرد اشتغالزایی و کارآفرینی خودجوش، گزارش هایی را پخش میکند یا برنامه هایی را تولید می کند که در آنها جوانانی اقدام به راه اندازی کسب و کارهایی کرده اند و حالا وضع مالی شان از این رو به آن رو شده است. برنامه پایش با اجرای کیا داوود اسفندیاری و یا بعضی آیتم های برنامه ثریا با اجرای محسن مقصودی از این دست برنامه هاست. معمولاً هم این گونه است که از کارآفرین مورد نظر گزارشی تهیه می شود و از وضعیت قبل از موفقیت و بعد از موفقیتش مقایسه ای صورت میگیرد و نتایج ارزنده تلاش ها و زحماتش که حالا به ثمر نشسته به نمایش درمی آید. نتایجی از قبیل موفقیت شغلی، کسب درآمد مناسب، ازدواج، خانواده، خرید خانه، وضع مالی، صحبت با پدر و مادر و همسر و رضایت آنها از وی، رضایت کارکنان شرکتش از اینکه برای آنها اشتغال زایی صورت گرفته و خلاصه همه چیزهای خوبی که یک جوان بیکار به عنوان آمال و آرزوی خود به آن نگاه می کند. تا اینجای کار قصد و نیت سازندگان و دست اندرکاران به این صورت است که این فرهنگ ترویج شود که نباید دست روی دست گذاشت و به امید به دست آوردن یک میز و صندلی در یک پست و مقام دولتی روز را شب کرد. این فرهنگ را ترویج می کند که خودت باید دست روی زانوهایت بگذاری و برای خودت کسب و کاری فراهم کنی وگرنه الان وضعیت استخدام دولتی مثل دهه های قبل نیست. زمانی که دولت به سرعت در حال رشد بود و نیاز به استخدام نیروی تحصیلکرده و فارغ التحصیل دانشگاهی داشت و معمولاً بعد از فراغت از دانشگاه میشد بعد از چند ماه در یک نهاد دولتی یک شغل مناسب به دست آورد. این برنامه ها این طور میگویند و البته درست هم می گویند که الان دیگر آن زمان نیست و خودت باید به فکر ایجاد اشتغال باشی...تا اینجای کار درست و خیلی هم خوب. در نیت و اهداف درست برنامه سازان هم شکی نیست. اما این همه ماجرا نیست. چون این راه مسیری خطرناک است و بازار بی رحم است. مخصوصاً برای جوان تازه فارغ التحصیلی که آشنایی با بازار و شرایط آن ندارد. اگر این کار در بحث تولید یک محصول باشد که بدتر. اصلاً اینطوری نیست که یک نفر تصمیم بگیرد یک محصولی را تولید کند و با گرفتن مثلاً یک وام بانکی چند دستگاه بخرد و محصولش را در بازار به فروش برساند و کسب سود کند. خیر... اینطور وارد بازار شدن خطرناک است. بی گدار نباید به آب زد. چون فقط نشان دادن در باغ سبز به جوان درمانده از یافتن شغل و امیدوار کردن او به رسیدن به پیروزی در مسیری که اطلاعی از کم و کیف آن ندارد نوعی جفاست. ترغیب به پرواز بدون آموزش است. امروزه کارآفرینی خودش یک تخصص است و دارای رشته دانشگاهی برای خودش است.بازار سنجی برای دانستن نیاز بازار به یک محصول و کشش بازار، پیش بینی حجم بازار یک محصول، شناسایی رقبای بلفعل و بلقوه، پیش بینی رفتار رقبا بعد از ورود به بازار، دانستن نیاز و میل مشتری و مصرف کننده ، شناسایی بازارهای شناخته نشده و بلقوه، شناسایی میزان تحمل در تکانه ها و نوسانات اقتصادی و موارد دیگر تنها در زمینه بازار آن محصول است. در زمینه تولید مواردی مثل تامین سرمایه اولیه و تامین ماشین الات و حفظ زنجیره تامین پشتیبانی تولید، تهیه طرح سودآوری اقتصادی محصول، شیوه های تامین و حفظ سرمایه در گردش، میزان نیاز به نقدینگی برای حفظ رقابت و بقا در تولید، میزان ارزش افزوده و ارزش خلق شده در فرآیند تولید، ایجا مزیت رقابتی در برابر محصول رقبا و موارد دیگر از جمله موارد مربوط به تولید است.در سالیان اخیر افرادی که بدون اطلاع و آموزش وارد بازار شدند معمولاً ضربه خورده اند. حمایت از شرکتهای دانش بنیان، ایجاد پارک های علم و فناوری، ایجاد مراکز خلاقیت و شکوفایی و مراکز رشد و صندوقهای کارآفرینی، شرکتهای شتابدهنده استارتاپی، مراکز مشاوره و رشد کارآفرینی و موارد مشابه دیگر طی سالیان گذشته تلاش هایی بوده است برای حمایت از طرح های اشتغال آفرین و کاهش آسیب های محتمل به کارآفرینان. چرا که در هر صورت شغل هم باید ایجاد شود و هم باید حفظ شود. و در هر صورت بیکاری بهتر است از بیکاری و بدهکاری توامان! پس قبل از هر اقدامی جهت کارافرینی و خوداشتغالی بهتر است با مراکز حمایتی مثل مراکز مشاوره کارآفرینی، صندوق های حمایتی پارکهای علم و فناوری و ... آشنا شد و از طرح های حمایتی آنها اطلاع حاصل کرد تا در گردابهای بازار گرفتار نشد، مخصوصاً با وضعیت و شرایط امروز!</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Sat, 18 Aug 2018 22:55:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>روایت نبرد نرماندی به شکل نرم خبر و سخت خبر</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%86%D8%B1%D9%85-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D9%88-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-pcuobljgmyxl</link>
                <description>ابتدا لازم است که به بیان تعاریف نرم خبر و سخت خبر پرداخته شود و دلایل شکل گیری و پیدایش نرم خبر بیان شود. برای نرم خبر و سخت خبر تعاریف مختلفی برشمرده اند. در یک تعریف کلی هر خبری که سخت خبر نباشد و در موضوع، در لحن و نویسندگی و در مدت و زمان پخش با خبر سخت متفاوت باشد، نرم خبر است. این تعریف به بیان جنبه های غیر رسمی و غیر آکادمیک خبر اشاره دارد. یعنی آنچه که برای مخاطب رنگ و بوی همان روایتهای خشک و رسمی همیشگی را نداشته باشد.علت پیدایش نرم خبرها را عموماً خلاقیت و ابتکار رسانه ها و خبرنگاران در ارائه اخبار، تغییر ذائقه مخاطبین خبر، راهکار حل معضل بی اعتمادی به اخبار رسمی از سوی مخاطبین و در نهایت ظهور بسترهای قانونی، تجاری و تکنولوژیکی جدید برای ارائه اخبار مثل پیدایش شبکه های خصوصی و تلویزیون های کابلی با برنامه های هدفمند می دانند.خبرسخت، با پوشش وقایع حال رهبران عالی رتبه، مسائل بزرگ یا اغتشاشات مهم در جریان زندگی روزمرهمثل زلزله یا سانحه هوایی شناخته می شود. یکی از تفاوتها بین خبر سخت و نرم در لحن ارائه آن میباشد. گزارش خبر سخت، واقعیت هایی درباره رخدادها به مخاطب می گوید سپس تصمیم گیری دربارهاطلاعات را به خود مخاطب واگذار می کند در حالی که گزارش خبر نرم سعی می کند به خواننده سرگرمی وآگاهی ارائه کند. گاهی تنظیم و سبک نوشتاری خبر آن را نرم می کند، مثلا از ادبیات محاوره ای استفاده می شود. خبرهای نرم همچنین خیلی مقیّد و مشروط به زمان نیست در حالی که خبرهای سخت مقید ومشروط به زمان هستند. خبر نرم همچنین با ویژگی های خاص تعریف می شود، برای مثال خبر نرم نوعاًاحساسی تر، شخصیت محورتر، عملی تر، رویداد محورتر و بی زمانمند از دیگر اخبار توصیف می شود.برای بیان مثالی از تفاوت ارائه گزارش به صورت نرم خبر و سخت خبر، و عمق ادراک مخاطب از واقعه و تاثیرات و کشش عاطفی که در مخاطب ایجاد می کند، نمونه ای در فیلم های سینمایی و دو روایت مختلف از یک رویداد وجود دارد که یکی به شکل سخت خبر و دیگری به شکل نرم خبر است. روایت حمله نیروهای متفقین به ساحل نرماندی در فیلم &quot;طولانی ترین روز&quot; مثالی از روایت سخت خبر ماجراست و روایت همین اتفاق در فیلم &quot;نجات سرباز رایان&quot; به شکل نرم خبر است.در فیلم طولانی ترین روز، به نظر می رسد کارگردان به روایتگری بیطرفانه عملیات جنگی &quot;دی دِی&quot; از دیدگاه دو طرف ماجرا و جزئیات تلاش های آنها برای موفقیت خود می پردازد و اتفاقات این عملیات بزرگ را با فراهم آوردن میزانسنی بزرگ، از نمایی بیرونی به تصویر می کشد. اما در فیلم &quot;نجات سرباز رایان&quot; روایت ماجرا به صورتی محدود و از درون یک لندینگ کرافت و حال و هوای فرمانده و سربازانش قبل از پیاده شدن در ساحل آغاز می شود. اضطراب و دلهره های موجود در چهره سربازان و لرزش دست فرمانده شان که در کلوز آپ های پی در پی به مخاطب نشان داده می شود بیننده را در اضطراب این گروهان شریک می کند تا اینکه در زمان باز شدن درب لندینگ کرافت و قلع و قمع شدن سربازان ردیف های جلویی توسط مسلسل آلمانی این اضطراب به اوج خود می رسد. صحنه های هولناک بعدی که همراه با افکت های صوتی است، همگی از دید فرمانده گروهان &quot;کاپیتان میلر&quot; رخ می دهد و تا زمان رسیدن او و سربازان باقی مانده به خاکریز های پشت دیوار ساحلی ادامه دارد.روایت فیلم طولانی ترین روز از ماجرای فتح ساحل نرماندی به مولفه های سخت خبری نزدیک است: اطلاعات نسبتاً کاملی از ماجرا به مخاطب ارائه می شود و قضاوتهای بعدی به خود مخاطب واگذار می شود اما روایت اسپیلبرگ که حاوی عناصر نرم خبری شامل احساسی تر بودن و شخصیت محورتر بودن است، فداکاری و از خودگذشتی نیروهای متفقین برای آزادی فرانسه را به مخاطب القا می کند. شایان ذکر استاین سکانس از فیلم نجات سرباز رایان (پیاده شدن سربازان آمریکایی در ساحل) از سوی مجله امپایر به عنوان بهترین سکانس نبرد تاریخ سینما انتخاب شده‌است. موفقیتی که فیلم &quot;طولانی ترین روز&quot; علیرغم میزانسن های متنوع و بزرگترش موفق به دستیابی به آن نشد.مشاهده سکانس حمله به نرماندی به روایت فیلم طولانی ترین روز&amp;lt;br/&amp;gt;شاید این مطالب را هم بپسندید:اقیانوسی به عمق یک وجبزبان مشترک</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Mon, 18 Jun 2018 16:57:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سبک های خبرنویسی</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-riw424q8tndb</link>
                <description> الف - سبک های کلاسیکسبکهای کلاسیک خبرنویسی در میان روزنامه نگاران:1- سبک هرم وارونه (Inverted Pyramid )؛۲- سبک تاریخی (Chronological style)؛۳- سبک تاریخی به همراه لید (Combination Style)؛۴- سبک پایان شگفت انگیز (Surprise ending )؛افزون بر این سبکها و به ویژه سبک چهارم که نسبتاً جدید و مستلزم مهارت است و دو سبک دیگر به نامهای سبک بازگشت به گذشته (نقطه مقابل سبک تاریخی) و سبک تشریحی (تشریح قسمت به قسمت خبر) هم مطرح هستند که عملا هر روزنامه نگاری درطول زندگی حرفه ای خود، خواسته و ناخواسته، به سوی آنها کشیده می شود و شخصاً آنها را تجربه می کند. اما باید خاطرنشان ساخت که استخوان بندی کلی سبکها را همان چهار سبک نخست تشکیل می دهند. پیش از پرداختن به بررسی این سبکها ذکر این نکته به صراحت ضروری است که اگر کسب خبر کاری دشوار و توانفرساست، تنظیم خبر و ریختن آن در داخل یک سبک، کاری بس دشوارتر است. دشواری این امر هنگامی بیشتر معلوم می شود که شخص قصد داشته باشد به یک روزنامه نگار پرقدرت تبدیل شود. در واقع نکته این است که شما صرفا برای رفع تکیلف خبر نمی نویسید، بلکه باید خبر را برای خوانده شدن – و نه فقط چاپ شدن – بنویسید و خواننده، خبر شما را نمی خواند، مگر آنکه توجه او به خبر جلب شده باشد و این جلب توجه میسر نخواهد شد مگر آنکه لباس خبر – یا همان سبک ارائه خبر- چشم نواز و فاخر باشد.خبر محض و هنجار طبیعی:حتی یک خبر محض (Straight news) یا خبر صرفا خبر که به آن خبر معمولی و خبر مستقیم و بدون تفسیر هم می گویند و همچنین سخت خبر (Hard news) هم خوانده می شود. نمی تواند فاقد ساخت مناسب باشد. البته بدیهی است که خبر محض (یا همان خبر معمولی) اصلا به معنی خبر بی اهمیت نیست. در ادبیات روزنامه نگاری برای خبر محض تعریف علمی مشخصی وجود دارد: «خبر محض»، گزارشی است که حول یک رویداد مشخص– در زمان و مکان مشخص– بدون اعمال نظر خبرنگار شکل می گیرد و وظیفه آن انتقال جزئیات– تا حد امکان– در چارچوب محدودیتهای زمانی و مکانی است. «خبر محض» بخش اعظم تولید تحریریه های مطبوعات و مطالب صفحه اول روزنامه ها را تشکیل می دهد. خبر گزاریهای بزرگ بین المللی یعنی آسوشیتدپرس (AP )، یونایتدپرس اینتر نشنال (UPI)، فرانس پرس (AFP) ورویتر (REUTER) مدعی هستندکه همه خبرهایی که از سوی آنها مخابره می شوند خبر محض هستند. بنابراین، تنظیم خبر محض کاری مهم و جدی است و از آنجا که بحش اصلی مطالب روزنامه ها را خبرهای محض تشکیل می دهند، این نوع خبرها باید سادگی و وضوح تمام تهیه شوند. پرهیز از لفاظی و حاشیه روی در تنظیم این نوع ازخبرها، پایه و اساس کار را تشکیل می دهد. اما در عین حال نباید اطلاعات لازم و ضروری را به پای اختصار و ایجاز خبری، قربانی کرد. باید خبر را مثل یک ارگانیسم انسانی تلقی کرد و گوشت و اسکلت را با هم ارائه نمود. پس بنابراین وقتی که خبر محض می نویسیم، باید به فکر ساخت خوب و مناسب آن باشیم وآداب ویژه ای را برای نیل به این مقصود به جا آوریم؛ و این ممکن نخواهد بود مگر آنکه از یک هنجار طبیعی پیروی شود. دستیابی به این هنجار طبیعی بسیار ساده است؛ مشروط به اینکه به نحوه خبردهی مردم به یکدیگر توجه شود. مردم بهترین خبر نگاران هستند، کوتاه، مختصر و مفید خبر می دهند وقتی که مردم به یکدیگر خبر می دهند اصل مطلب را بدون حاشیه روی درهمان ابتدا مطرح می کنند و بعد جزئیات ضروری را بیان می نمایند به دیگر سخن، می توان گفت که مردم جالب ترین بخش خبر را ابتدا و اطلاعات تکمیلی را در مرحله دوم ارائه می کنند. به هنگام خبردهی هرگز ابتدا به پیشینه خبر و به پیش زمینه های آن نمی پردازند. همین هنجار طبیعی خبردهی مردم، هیمشه باید الگوی خبر نویسی خبرنگاران در زمنیه ارائه خبرهای محض باشد: حرکت از جالب ترین بخش خبر به سوی کم جاذبه ترین بخش آن. خبری که با این سیاق ساخته و پرداخته می شود از سبک معروف به سبک هرم وارونه استفاده کرده است.سبک هرم وارونه: درسبک هرم وارونه قاعده هرم حاوی جذابترین ، ودر بسیاری از مواقع، حاوی مهمترین بخش خبر است و نوک آن یعنی بخش انتهایی، حاوی بی اهمیت ترین بخشهای ماجراست. در واقع درسبک هرم وارونه مطالب با توجه به میزان اهمیت آنها از بالا به پایین تنظیم می شوند. گفتنی است که تعیین چگونگی پاگرفتن این سبک خبرنویسی یک علت تاریخی مطرح می کنند گفته می شود که اختراع تلگراف بیشترین تأثیر را بر شکل گیری و تکوین سبک هرم وارونه گذاشت. پس از کشف تلگراف، روزنامه نگاران و به ویژه روزنامه نگاران آمریکایی، هنگام بروز جنگ داخلی درآمریکا به هنگام مخابره خبر از ترس قطع ارتباط تلگرافی اصل مطلب را ابتدا مخابره می کردند و سپس اگر ارتباط قطع نمی شد، سایر جزئیات خبر را مخابره می نمودند. در هر حال، همانگونه که گفته شد، پاراگراف اول (لید) در سبک هرم وارونه اصلی ترین بخش مطلب را در خود جا می دهد و سایر پاراگرافها به ترتیب اهمیت به دنبال پاراگراف اول می آیند. این توالی و چیدن مضامین و به عبارت بهتر طبقه بندی مضامین، در عین حفظ رابطه منطقی میان اجزای خبر باید از مهمترین و اصلی ترین اجزای اطلاعات به طرف بی اهمیت ترین بخشهای مطلب صورت پذیرد. تأکید این نکته ضروری است که: سبک هرم وارونه عمدتاً به دو منظور مورد استفاده قرار می گیرد و مقبولیت دارد: 1- شیوه طبیعی نقل وقایع؛ چنانکه مردم درخبر دهی به یکدیگر از همین شیوه وسیاق پیروی می کنند. 2- مشخص شدن سریع تکلیف خواننده با متن: خواننده به محض خواندن پاراگراف نخست، اگر تمایلی به خواندن موضوع حس کند، بقیه مطلب را خواهد خواند و به این ترتیب وقت او تلف نخواهد شد. سبک هرم وارونه علاوه بر مزایای فوق دو مزیت دیگر هم دارد: الف- چونکه اصل مطلب درپاراگراف اول (لید) می آید کار تیتر زدن هم آسان می شود؛ ب- اگر به دلیل تراکم مطلب قرار باشد که از متن خبر کاسته شود، حذف پاراگرافهای بعد که حاوی مطالب بی اهمیت تر هستند، امکان پذیر است. مزیت دیگر سبک هرم وارونه این است که به سبب اختصار و ایجازی که دارد، جای کمتری در روزنامه می گیرد و به این ترتیب جا برای سایر خبرها باز می شود و این امر به تنوع مضمونی روزنامه کمک می کند ضمن اینکه خبرهای بلند و طولانی اساساً خوانندگان کمتری دارند. در میان روزنامه نگاران این یک اصل پذیرفته شده است که افزایش پاراگرافها با تعداد خوانندگان دقیقاً رابطه معکوس دارد یعنی که هر چه تعداد پاراگرافها بیشتر شود خوانندگان آن کمتر خواهند شد. صفحه آرایان هم از مطالبی که با سبک هرم وارونه تنظیم می شوند، بیشتر استقبال می کنند زیرا که این اخبار هم در هنگام تراکم مطلب، قابل کوتاه شدن هستند و هم به زیبایی صفحات کمک می کنند هر چند که بستن صفحات با خبر های کوچک برای صفحه آرایان دشوارتر است. شایان ذکر است که سبک هرم وارونه به رغم همه مزایای آشکاری که دارد، دارای معایبی نیز هست.معایب سبک هرم وارونه:ضعفهای سبک هرم وارونه به قرا رزیر هستند: خبر نگار به خاطر قدرت مانوری که این سبک از نظر جابه جایی عناصر خبری به او می دهد، قادر به اعمال نظر می شود؛ به علت اینکه خواننده اصل مطلب را در پاراگراف نخستین خبر، خوانده است، ممکن است که از مطالعه بقیه خبر منصرف شود؛ آنچه در پارگراف اول (لید) آمده است، دوباره درخبر تکرار می شود. کاربرد سبک هرم وارونه: روزنامه نگاران از سبک هرم وارونه برای تنظیم خبر های مربوط به سمینارها، سخنرانیها و اخبا روزمره بهره می گیرند. متأسفانه برخی از خبرنگاران در هنگام مصاحبه، ناخودآگاه سؤالات خود را به همان شیوه که در سبک هرم وارونه مرسوم است مطرح می کنند، یعنی مهمترین سؤالها را در همان آغاز مصاحبه می پرسند، در حالی که این شیوه باعث می شود که حرکت و سمت و سوی مصاحبه به سوی یک مصاحبه بسته برود و مصاحبه شونده از همان آغاز گفت وگو با گارد بسته شروع کند و تا انتها این وضعیت نامطلوب را حفظ نماید. مطلوب این است که مصاحبه گر با سوالات معمولی و نه چندان مهم، مصاحبه شونده را به اصطلاح گرم کند. و در عین حساس نکردن او، به تدریج پرسشهای کلیدی خود را مطرح سازد. طبعاً نکاتی که به آنها اشاره شد و در مصاحبه های اختصاصی کاربرد دارند و در مصاحبه های عمومی و کنفرانسهای مطبوعاتی باید اصلی ترین پرسشها را به دلیل کمبود وقت و نیز پیشگیری از طرح آنها به وسیله خبرنگاران روزنامه های رقیب، در ابتدا مطرح ساخت.(نمونه سبک هرم وارونه: تقاضا برای نفت اوپک در سه ماهه دوم سال میلادی جاری صد هزار بشکه در روز کاهش خواهد یافت. بر اساس تازه ترین گزارش دبیرخانه اوپک، در حالی که تقاضای جهانی برای نفت در سه ماهه اول سال جاری با صد هزار بشکه افزایش به ۵۵/۶۵ میلیون بشکه در روز خواهد رسید، درخواست برای نفت اوپک کاهش خواهد یافت و به سطح ۳/۲۳ میلیون شبکه در روز می رسد. به این ترتیب روند کاهش سهم اوپک از بازار جهانی آنچنان ادامه خواهد یافت. میانگین تقاضا برای نفت خام اوپک در سال جاری ۶۲/۲۴میلیون بشکه در روز پیش بینی شده است که از میانگین سال گذشته کمتر است. همچنین دبیر خانه اوپک در مورد تقاضای جهانی نفت در سال جاری پیش بینی هایی کرده است.) سبک تاریخی:در سبک تاریخی برخلاف سبک هرم وارونه مطالب به همان صورتی که به لحاظ زمانی تحقق یافته اند و در قالب خبر ارائه می شوند. در این سبک، روزنامه نگار به داوری نمی پردازد و کاری به این ندارد که کدام خبر یا بخش ماجرا مهم تر است تا آن را در پاراگراف نخست (لید) خبر ارائه کند. بنابراین در سبک تاریخی تا حدود زیادی از اعمال نظر خبرنگار جلوگیری می شود و برخلاف سبک هرم وارونه، مطلب به طرزی کامل تر ارائه می گردد. البته سبک تاریخی هم لید خاص خود را دارد که به صورت مقدمه بر تارک خبر قرار می گیرد اما به این دلیل نمی توان آنرا لید نامید که بیش از حد کلی است و موارد کلی خبر را بیان می کند. نکته مهم درخور ذکر این است که در این سبک این مهم نیست که شما در کار تبدیل چه مطلبی به خبر هستید بلکه مهم این است که از رهنمودهای مقبول و متداول استفاده کنید و این موضوع با پیروی از فرمول فرق می کند در خبرنویسی باید همواره به فرمول با دیده تردید نگریسته شود زیرا که پیروی از فرمول، خلاقیت و نوآوری را به نابودی می کشاند من می خواهم این نکته را ولو آنکه مخالفان بسیار هم داشته باشد- متذکر شوم که این درست است که همه سبکهای خبرنویسی کارکردهای پذیرفته شده ای دارند اما با رشد روزافزون توان خبری رادیوها و قدرت تصویری تلویزیون ها و با توجه به این نکته که اصلاً تصویر دارد جای واژه را می گیرد- ولو فعلاً به شکل گرافیک خبری،- و با توجه به اینکه چه بخواهیم چه نخواهیم وارد دوران ارائه «ساندویچی» و «مینیاتوری» مسائل شده ایم، یک روزنامه نگار حرفه ای علاوه بر شناخت سبکهای گوناگون خبری باید از خلاقیت و نوآوری با استفاده از یافته های زبان شناسی، سینما، موسیقی و شعر غفلت نکند و صورتهای متراکم را برگزیند و به ویژه هرگاه قرار باشد که درام به تولید قدرت ببخشد، این امر بیشتر مصداق می یابد. پس پیش از توضیح سبک تاریخی به همراه لید مروری اجمالی بر«سبک تاریخی» و مسائل وابسته به آن سبکی که صرفاً برای تهیه گزارشها مقالات تحقیقی و پوشش خبرهای جلسات رسمی (صورت جلسه ها) بکار می رود، ضرورت دارد. معایب سبک تاریخی: گفتیم که در سبک تاریخی از اعمال نظر خبر نگار نشان عمده ای به چشم نمی خورد و معایبی دارد: باید دقت بیشتری را در مقایسه با سبک هرم وارونه، وقف خواندن خبر یا متنی کرد که به این شیوه تهیه شده است؛ خواننده را خسته می کند، زیرا طولانی است ولذا امکان ترغیب خواننده به خواندن ادامه مطلب کم می شود ؛ به خاطر طولانی بودن مشکل تراکم مطلب، همواره وجود خواهد داشت؛ صفحه بندی و تهیه ماکت در شیوه سبک تاریخی دشوارتر از سبک هرم وارونه است.سبک تاریخی به همراه لید:این سبک، همانگونه که نام آن گواهی می دهد، تلفیقی از دو سبک هرم وارونه و سبک تاریخی است و خاص پوشش دادن به خبرهای شهری و حادثه ای برای اینکه تصویری از سبک تاریخی به همراه لید در ذهن پیدا کنیم، بهتر است بگوییم که اگر شکل سبک تاریخی- که در آن مطلب از نقطه ای که شروع می شود به ترتیب زمان وقوع ارائه می شود – به صورت زیر باشد: سبک تاریخی به همراه لید می تواند آمیزه ای از شکل فوق به علاوه یک لید باشدیعنی به این صورت: سبک تاریخی به همراه لید در میان روزنامه نگاران و به ویژه وقتی کسانی که رویدادهای شهری و خبرهای حوادث را پوشش می دهند از جذابیت بسیار بالا برخورداراست. سبک تاریخی به همراه لید در بسیاری از مواقع به ویژه وقتی که از یک بلوغ مضمونی و ساختاری برخوردار شود، شانه به شانه داستان می زند: انتریگ دارد تضاد می آفریند، راوی دارد زاویه دید دارد فراز و فرود دارد ریتم یا آهنگ، رِنگ یا نواخت، میزانسن یا صحنه پردازی، فضا، رنگ و… خلاصه هر فن و تجربه ای را در خود حل می کند تا به ساخت درام هر چه نزدیکتر شود. روزنامه نگاران حرفه ای در سبک تاریخی به همراه لید از هر تکنیکی (برگرفته از نقاشی، سینما، داستان نویسی و…) برای افزودن به کشش دراماتیک این ساخت بهره می گیرند. در این سبک اصل ماجرا به صورت لید ارائه می گردد و سپس با فضا سازی، به تبیین ماجرا پرداخته می شود. خبرنگاری که عضو سرویس حوادث روزنامه است باید به خاطرداشته باشد که خبری که او در مورد یک حادثه به خواننده می دهد با مثلاً گزارش افسر نگهبان کلانتری به مافوق خود فرق دارد. هر دو یک واقعه را گزارش می کنند. اما آنچه باعث تفاوت گزارش خبرنگار با گزارش افسر نگهبان می شود، همان ساخت دراماتیک خبر است که سبک تاریخی به همراه لید ظرف آن است. بدیهی است که از سبکها فقط باید به عنوان پایه کار بهره گرفت و هرگز نباید از چاشنی نجات بخش و پویایی دهنده خلاقیت و نوآوری غافل شد و این عناصر از دهه ۱۹۶۰ به بعد در روزنامه نگاری نوین مورد توجه قرار گرفتند. در این نوع از روزنامه نگاری که آن را ابتدا مجله اسکوآیر آمریکا باب کرد و تام ولف روزنامه نگار نیز نظریه ها و آرای مربوط به آن را تدوین نمود، از فنون و شگردهای داستانی برای بیان رویدادهای عینی بهره گرفته می شود و در اصل آمیز ه ای است از واقعیت عینی روزنامه نگاری و واقعیت ذهنی داستان نویسی. در این مکتب ژورنالیستی، خبرنگار بر شخصیتهای سوژه ها، جزئیات نمادین، گفت و شنود یا دیالوگ، مونولوگ یا تک گویی و توصیف صحنه ها متمرکز می شود و از همه آنها در کار فضاسازی بهره می گیرد شاید یکی از علل اصلی اقبال نسبت به آثار گابریل گارسییا مارکز، دقیقاً همین تجارب ژورنالیسی او با تجارب رمان نویسی وی باشد، و این یعنی همان تلفیق واقعیت عینی روزنامه نگاری با واقعیت ذهنی داستان نویسی. بنابراین به تکرار و تأکید باید گفت که نباید از عرضه نگرشهای غیرمعمول، و از ورود بدیع به سوژه، هراسی به خود راه داد- البته همه این تجارب را باید پس از فراگیری کامل سبکها و کاربرد آنها به کار گرفت- و به ویژه در پرداختن به سوژه های پرکُنش، و به قول سینما گرها در پرداختن به سوژه های اکشن دار باید از شیوه های فوق الذکر استفاده کرد. باید لید را نوشت و کار فضاسازی ماجرا را با شجاعت دنبال کرد، سبک تاریخی به همراه لید چیزی غیر از این اقتضا نمی کند. (نمونه سبک تاریخی به همراه لید : جرقه کاربیت جوشکاری ،کارخانه بزرگ تولیدی حوله و پارچه مخملی رشت را شعله ور کرد و یکصد میلیون تومان زیان به بارآورد. شش ایستگاه آتش را مهار کردند. کارگری درمحوطه انبار ضایعات کارخانه «پوشش» رشت مشغول جوشکاری بود غافل از این که کمانه آتش از نقطه جوش که به اطراف پراکنده می شد، آن سوتر به تل پارچه های سرقیچی و ضایعات سرک کشیده و وسعتی را خاکستر می کند کارگر جوشکار که در جوش و خروش کار بود سرانجام از هُرم آتش متوجه بروز حادثه شد و ابزار کار و آتش را رها کرد و استمداد طلبید. سبک تاریخی زبانه های آتش چه نرم و سهل روی انبوه پارچه ها و نخ ها سرید و هر لحظه در گستره انبار و مجموعه کارخانه پیشروی کرد. مسئولان و کارگران دست از کار کشیده و با هر وسیله ای که در دسترس بود به اطفای حریق پرداختند. اما امواج تهدیدگر آتش هر لحظه فزون تر بر هم سوار می شدند آتش نشانان صومعه سرا، خمام، سنگر و آستانه اشرفیه وارد عمل شدند و توانستند پس از چند ساعت حریق را خاموش کنند. زیان مالی این حادثه حدود یک میلیارد ریال تخمین زده شده است. این کارخانه با حدود سه هزار کارگر و کارمند از بزرگ ترین واحد های تولیدی گیلان محسوب می شد.)سبک پایان شگفت انگیز سبک پایان شگفت انگیز از سبکهای شیرین خبرنویسی است در این سبک قفل ماجرا در پایان خبر باز می شود و خواننده را شگفت زده می کند طبعاً این سبک به این دلیل پا به عرصه ادبیات روزنامه نگاری گذاشته است که به نیاز نوجویی خواننده پاسخ دهد. البته این سبک نمی تواند برای ارائه هر خبری مورد استفاده قرار گیرد. سبک پایان شگفت انگیز بیشتر در خور رویدادهایی است که خود از چاشنی شگفتی و ندرت برخوردارند و روزنامه نگار برای آنکه این چاشنی راکاملاً کارساز کند، از این سبک بهره می جوید. توصیه می شود که نباید سعی شود که رویدادهای طولانی در قالب این سبک عرضه گردند. برای این کار سبک تاریخی به همراه لید، که به آن پرداختیم، فرصتهای بیشتری را در اختیار نویسنده قرار می دهد. در سبک پایان شگفت انگیز، هم می توان از ایجاز سبک هرم وارونه و هم از فضاسازی خاص سبک تاریخی به همراه لید بهره برد.بیاییم یک ماجرای فرضی را در دو سبک ارائه کنیم. این ماجرای فرضی، که سوژه ای عجیب دارد، در تنظیم اول به سبک هرم وارونه است، عملاً قربانی نگارش شده است، اما در تنظیم دوم که به سبک پایان شگفت انگیز ارائه شده، کاملاً جذاب وشیرین است، زیرا که ماجرا، مناسب همین سبک پایان شگفت انگیز بوده است:تنظیم به سبک هرم وارونه: «جورج» پسر ۱۸ ماهه آقای «آرتوراسمیت» شهردار بیرمنگام از یک حادثه عجیب جان سالم به در برد. جورج در اتومیبل پدرش در بالای یک تپه نشسته بود که ناگهان در پی یک بازیگوشی دنده اتومبیل را خلاص کرد، اتومبیل به پایین تپه سرازیر شد و به شدت به اتومبیل دیگری که در پایین تپه پارک شده بود برخورد کرد. خوشبختانه در این حادثه عجیب، هیچکس آسیب جدی ندید و فقط آقای اسمیت که در صندلی عقب اتومبیل خودش در حال خوردن ساندویچ بود، جراحت ناچیزی برداشت. ضمناً پلیس که کمی بعد به صحنه حادثه رسید، آقای اسمیت را مجبور به پرداخت غرامت کرد. تنظیم با سبک پایان شگفت انگیز: پلیس تصمیم گرفت راننده جوانی را که باعث یک تصادف عجیب شده بود، مجازات نکند. «جورج » پسر «آرتور اسمیت »، شهردار بیرمنگام، پشت فرما ن اتومبیل پدرش که بر بالای تپه ای پارک شده بود، نشسته بود، او بی آنکه قصد قبلی داشته باشد دنده اتومبیل خاموش را خلاص کرد و قبل از آنکه فرصت هیچ واکنشی پدید آید اتومبیل از تپه سرازیر شد و با ماشین دیگری که در پایین تپه پارک شده بود به شدت برخورد کرد. خوشبختانه در این حادثه عجیب، هیچکس آسیب جدی ندید و فقط آقای «اسمیت» که در صندلی عقب اتومبیل مشغول خوردن ساندویچ بود، جراحت مختصری دید. پلیس فقط به یک دلیل با این راننده جوان برخوردنکرد: او ۱۸ ماهه بود.این همان خبر است اما به سبک پایان شگفت انگیز ارائه کردیم و می بینیم که چقدر زنده تر و شیرین تر ارائه شد، زیرا این خبر خاص و نادر عملاً مناسب سبک پایان شگفت انگیز است.سبک بازگشت به عقب و سبک تشریحی:اکنون در پایان تبیین چهار سبک اصلی خبرنویسی به سبک بازگشت به گذشته و سبک تشریحی می رسیم. در سبک بازگشت به گذشته، که نقطه مقابل سبک تاریخی است، متن خبر با آخرین بخش رویداد شروع می شود و سپس سابقه و پیشینه ماجرا ارائه می گردد. سبک بازگشت به گذشته، که برای هر نوع خبری مناسب نیست، صرفاً به کار ارائه خبرهای نسبتاً کوتاه می آید و باید مراقب بود که مطلب به شکلی عرضه نشود که به درک آن لطمه وارد آید. اما در سبک تشریحی همانطور که واقعه را قسمت به قسمت گزارش می کنیم برای هر بخش از خبر توضیحات کافی حاشیه ای می دهیم. سبک تشریحی بیشتر به کار خبرهایی می آید که درباره آن ها اختلاف نظرهای بسیار وجود دارد. از سبک تشریحی می توان در تنظیم خبرهای بلند و همچنین گزارش نویسی- به ویژه گزارشهای تفصیلی- استفاده کرد.گذارها: در پایان بحث مربوط به سبکهای خبرنویسی باید به مبحث گذارها نیز اشاره کرد. استفاده از گذراها از اصلی ترین مهارتهای خبرنویسی است. گذارها، واژه ها، عبارتها و پاراگرافهایی هستند که استخوانبندی خبر را محکم می کنند. گذارها، سیمان خبرها و عنصر جدانشدنی آنهایند. مهمترین گذار در خبر نویسی نحوه عبور از پاراگراف اول خبر به پاراگراف دوم خبرآن است. اگر خواننده «ماهی» است و تیتر «قلاب» صید است، گذار به پارگراف دوم حکم کشیدن قلاب از درون آب را دارد. درحقیقت گذارها خواننده را از یک واقعیت به واقعیت دیگر، از یک زمان به زمان دیگر و از یک مکان به مکان دیگر می کشانند. گذارها در حقیقت حلقه های پیوند پاراگرافهای خبر به یکدیگر هستند اما هر اندازه که این گذارها طبیعی تر جلوه کنند و با حداقل جلب توجه توأم باشند، مطلوبتر خواهند بود و به همین دلیل است که همه ویراستاران، خواهان گذارهای آرام و نامحسوس هستند. پاره ای از گذارها رایج درخبرنویسی به قرار زیر هستند: علاوه بر این، افزون بر، این معهذا، بعلاوه، اما، متعاقباً، با این همه، بنابراین، به این ترتیب، سپس، و، بالاخره، در همین حال، همچنین، ضمناً، شایان ذکر است، گفتنی است، لازم به یادآوری است، در پایان و… فراموش نکنیم که به هر سبکی که خبر را تنظیم می نماییم، باید از جملات و پاراگرفهای گویا و روشن استفاده کنیم. و البته نه به خاطر اینکه خواننده کم سواد است، اصلاً چنین نیست. بلکه به دلیل اینکه وظیفه داریم که درک خواننده را آسان و راحت کنیم، وقت او را هدر ندهیم و اطلاعات بیشتری در اختیار وی بگذاریم. ب - سبک های مدرن خبرنویسیسبک گیلاس: این سبک با هرم وارونه شروع میشود و سپس تا قبل از بخش پایانی به شکل ترتیبی و تاریخی پیش می رود و معمولا”با یک جمله یا عبارت که مرتبط با لید است، به پایان میرسد. در این سبک شما پایان خبر را به شروع آن گره خواهید زد. از این تکنیک بعضی مواقع بعنوان تکنیک پایان دایره ای نام برده شده است. نویسنده در این سبک سعی میکند در پایان خواننده را به شروع گزارش بازگرداند.سبک وال استریت ژورنال:  این سبک فرمولی چند کاره است که در بسیاری از اخبار و گزارشهای توصیفی –خبری، اخبار حاشیه ای واخبار حوادث که رویکرد توصیفی دارند،کاربرد دارد. این ساختار براساس حرکت از جزء به کل طراحی شده و فرمول آن به قرار زیر است: الف) با یک لید داستان گونه آغاز کنید.کانون (نقطه تمرکز) این لید باید یک مثال از موضوع اصلی باشد. میتوانید از مثالهای اشخاص یا اتفاقهای مربوطه استفاده کنید. ب) پایان داستان معمولا”به صورت چرخشی و با مراجعه به لید نگاشته میشود.(شبیه سبک گیلاس). نخستین بار روزنامه وال استریت ژورنال در داستانهای دنباله دار خود در صفحه نخست از این فرمول استفاده کرد، به همین خاطر فرمول یاد شده نام خود را از این روزنامه وام گرفت.سبک فصل بندی: این ساختار را می توان در بسیاری از گزارشهای فیچر و داستانهای خبری گنجاند. نکته اساسی در تکنیک فصل بندی گنجاندن هر بخش در فصلی مجزا است، به گونه ای که هریک لید و پایان خود را داشته، خواننده را مجبور به ادامه مطالعه کنند. این تکنیک در داستانهای خبری که به شیوه روایی نوشته میشوند، بسیار موثر است. یکی از راههای رایج در سازماندهی داستانهای خبری فصل بندی شده،استفاده از نظرات متفاوت است. برای مثال در داستانهایی که موضوع های بحث انگیز دولتی از قبیل پیشنهاد های جدید دفن زباله را مطرح میکنند. میتوانید هریک از گروه هایی را که درگیر یا تحت تاثیر این پیشنهاد هستند در یک بخش مجزا بگنجانید و به این ترتیب به داستان شکل دهید. راه دیگری که اغلی برای ساماندهی به داستان های فصل بندی شده بکار می رود استفاده از قالبهای زمانی است. به گونه ای که مثلا از زمان حال شروع و سپس برای اشاره به  پیش زمینه به سمت گذشته حرکت میکنید، دوباره برای توسعه داستان به حال باز میگردید و با آینده داستان را تمام میکنید.سبک فهرست نویسی:  فهرست نویسی را به چندین روش استفاده میشود:۱- برای طبقه بندی یک دسته آمار یا هرگونه اطلاعات پر زحمت دیگر. ۲-برای برجسته ساختن نکات کلیدی داستان. فهرست نویسی در اخباری که چندین نکته مهم تاکیدی را ارائه میدهند کاربرد دارد. و همین طور در گزارشهای خبری تحقیقی-آماری اخبار مرتبط با رویدادهای دولتی از جمله نشستها و ملاقاتها و حتی گزارشهای خبری –توصیفی درباره مردم و برنامه جامعه شناسی(اگر حاوی چندین نکته کلیدی هستند)بکار می آید. درساختار فهرست نویسی هرقسمت باید در یک پاراگراف مجزا ارائه شود. فهرست نویسی همچنین در اخبار مربوط به ملاقاتها بکار می آید، تا اعمال غیر مرتبط با لید را طبقه بندی کند. می توانید برای عبور از یک قسمت به قسمت دیگر از عبارتی مانند “در رویدادی دیگر” یا عبارات گذار دیگری از این دست استفاده کنید.سبک داستانی: در این سبک نویسنده دقیقا از تمام تکنیکهای قصه گویی (شخصیت پردازی، صحنه آرایی، موقعیتها و نقطه اوج) بهره می برد با این تفاوت که همه آنچه را که میگوید حقیقت دارد. بهترین کاربرد آن زمانی است که شما یک خبر مهیج برای گفتن دارید. در این گونه خبرها گزارشگر به بیان جزییات می پردازد و رفتار و کردار مردم را به نمایش میگذارد. سبک روایی همچنین شامل نقل قولهایی است که شبیه دیالوگ هستند. خبر به سبک داستانی اصولا یک شروع جذاب و یک پایان به یاد ماندنی و تاثیر گذار دارد. و در بخش میانی داستان خبر به شکل روایی تداوم می یابد. منبع:  http://mediajournal.ir شاید این مطلب را هم بپسندید:نرم خبر و سخت خبر در روایت نبرد نرماندی</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Tue, 22 May 2018 19:17:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشورهای شمال و جنوب</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%85%D8%A7%D9%84-%D9%88-%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%A8-sekd5gcfcc9r</link>
                <description>دهه شصت میلادی بود که صاحبنظران کشورهای جهان را از نظر ساحت سیاسی و نقش بین الملل خود به سه دسته کشورهای جهان اول، جهان دوم و جهان سوم تقسیم کردند. جهان اول شامل کشورهای صنعتی و سرمایه داری با محوریت ایالات متحده، اروپای غربی و ژاپن، کشورهای جهان دوم یعنی کشورهای سوسیالیستی با محوریت اتحادیه جماهیر شوروی و بالاخره کشورهای جهان سوم یعنی کشورهایی که جزئی از این دو بلوک نباشند و شامل کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه باشند. این دسته بندی کشورها از سالهای های بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت و کم کم مورد توجه و استقبال به خصوص از سوی کشورهای عضو عدم تعهد که خود را جزو کشورهای وابسته به بلوک غرب و شرق نمی دیدند مورد استقبال و توجه قرار گرفت. این دسته بندی کردن کشورها موجب سهولت در شناسایی و پیش بینی پذیری رفتاری و تفسیر کنش های کشورهای مختلف از سوی تحلیل گران و افکار عمومی جهانی گردید.دسته بندی دیگری از کشورهای جهان در دهه هشتاد میلادی صورت گرفت. در این دهه به سبب امکان برقراری ارتباط ماهواره ای، تبادل اطلاعات و اخبار جهانی تسهیل و ارتباط زنده به شکل صدا و تصویر همزمان در همه جای جهان امکان پذیر شد در نتیجه بنگاههای رسانه ای  به تکاپو برای در اختیار گرفتن این ظرفیت فناورانه جدید شدند. کشورهایی که تا پیش از این برای در اختیار داشتن جریان تهیه، تولید و پخش اخبار و سایر محصولات فرهنگی و رسانه ای به شدت در حال رقابت بودند ناگزیر بودند در چند قالب محدود مثل روزنامه و یا ارتباط رادیویی و تلفنی فعالیت کنند، از این فرصت پدید آمده نهایت استفاده را بردند و فعالیتهای خود را در با توجه به این بستر ارتباطی جدید گسترش دادند. ظرفیت های عظیم این بنگاهها در تامین مالی و فنی زیرساختهای لازم برای این پوشش خبری، موجب انحصار جریان خبری در دست چند بنگاه خبری و رسانه ای انگشت شمار گردید. این بنگاهها به سرعت تبدیل به غول های تهیه و تولید و انتشار وقایع جهانی شدند و جریان خبری جهان را مدیریت کردند. از این پس این بنگاهها تولید کننده جریان رسانه ای جهان شدند و این انحصار رسانه ای موجب پیدایش قدرت جهانی برای بنگاههای رسانه ای در سطح تحولات اجتماعی، افکار عمومی، تولیدات هنری، ارتباطات فرهنگی، گسترش سبک زندگی، اهداف پنهان تجاری و تبلیغاتی و اهداف دیگر گردید. این وقایع تسلسل وار آگاهان را بر آن داشت که جهان را از نظر تولید و یا مصرف داده ها و اطلاعات علمی، فرهنگی، هنری، رسانه ای و اخبار و همچنین قدرت اثر گذاری و یا اثرپذیری در حوزه های ذکر شده به دو دسته کشورهای شمال و کشورهای جنوب تقسیم بندی کنند. کشورهایی که تولید کننده جریان اطلاعاتی موجود در جهان هستند و بر روندهای علمی،  هنری، فرهنگی، رسانه ای و خبری جهان تاثیرگذارند کشورهای شمال نامیده می شوند. کشورهایی مثل آمریکا، بریتانیا و فرانسه که در قرون گذشته سابقه استعماری داشته اند هم اینک در جهان نقش محوریت تولید علم و اطلاعات و محتوای رسانه ای و خبری را بازی می کنند. مابقی کشورها تولیدات گسترده، اثرگذار، چشم گیر و درخوری ندارند و در واقع نقش مصرف کننده موارد فوق را دارند و کشورهای جنوب نامیده می شوند. این دسته بندی هم خالی از منفعت نیست. آگاهی از سطح کیفی محصولات رسانه ای، شناخت پیشینه بنگاههای رسانه ای و تولیداتشان، آگاهی از کنش ها و رفتارهای عوامل تولید محتوا مثل خبرنگاران و هنرمندان، شناخت شیوه های اثرگذاری، شناخت حوزه نفوذ، رقیبان و شرکای این بنگاههای رسانه ای از جمله منافع انجام این دسته بندی است.شاید امروزه دسته بندی جهانی دیگری هم مشابه دو مثال فوق لازم باشد. اینبار &quot;از جهت میزان و نوع دسترسی کشورها به شبکه جهانی اینترنت&quot;. چرا که امروزه اینترنت توانسته تاثیرات مهمی را در عرصه های فردی، اقتصادی، فرهنگی و عرصه های دیگر جهانی برجای بگذارد. تاثیراتی که هم در حوزه های کلان و هم در حوزه های فردی قابل بررسی است. تاثیراتی که گاهاً تا پیش از این به دلیل محدودیت های تکنولوژی ارتباطی و پردازشی، در بسیاری از حوزه ها امکان آن وجود نداشت. در بعد کلان؛ تاثیراتی در زمینه هایی از قبیل تمامی حوزه نفوذ وسایل ارتباطی و رسانه ای، در زمینه اقتصادی و ایجاد کسب و کار های جدید، پیدایش شیوه های جدید در فرآیندهای انتقال پیام و تبلیغات در جهت شناسایی و رونق کسب و کارهای سنتی، توانایی در توسعه و استفاده از پایگاه داده ها و هوش مصنوعی در جهت مدیریت و کنترل آنلاین خطوط و شبکه های اطلاعاتی و مواصلاتی، ... . و البته از جنبه های فردی و شخصی تغییر شیوه های رشد، آموزش، سرگرمی و جامعه پذیری.بد نیست بدانیم در حال حاظر در حدود 2 میلیارد نفر از مردم جهان در کشورهای مختلف مطلقاً به اینترنت دسترسی ندارند. این عدم دسترسی به فراهم نبودن زیر ساختهای فنی و اجتماعی و آموزشی مربوط است. دسترسی تعداد زیاد دیگری از مشترکین جهانی اینترنت همراه با دشواریهای متعددی از جمله هزینه های بالا، شیوه دسترسی محدود به بسترهای ارتباطی خاص، دسترسی در شهرها و یا مکانهای خاص و غیره است. علاوه بر نوع دسترسی و کیفیت دسترسی، بحث گردش آزاد اطلاعات هم مطرح است. قوانین مربوط به فیلترینگ در کشورهای مختلف یکسان نیست و دارای تفاوتهای معناداریست. برای مثال چین به عنوان بزرگترین مشترک اینترنت جهان دسترسی شهروندان خود به گوگل را فیلتر کرده است و برای جستجو و سایر امکانات مشابه گوگل، از سرویس دهنده ملی خودش با نام بایدو استفاده می کند. یا شبکه اجتماعی اینستاگرام که در ایران بسیار پرطرفدار است از سال 93 در کشور چین فیلتر شده است. مورد دیگر؛ در کشور آمریکا هرگونه مطلبی که موجب &quot;ضربه به امنیت ملی، ضربه به شخصیت کودک و جرم رایانه ای&quot;قلمداد شود، مشمول فیلتر می گردد. کشورهای دیگر نیز بنابه اقتضائات فرهنگی، اجتماعی و امنیتی خود قوانینی در این زمینه دارند. برای آگاهی بیشتر در این زمینه مقایسه فیلترینگ ایران با آمریکا و ده کشور دیگر خالی از لطف نیست.صاحبنظران نقش و کارکرد رسانه را شامل آموزش، سرگرمی و خبر میدانند. بر این اساس مورد دیگری که می تواند مورد نظر قرار بگیرد نفوذ و قدرت اثری است که رسانه های اینترنتی و شبکه های مجازی در هر یک از حوزه های آموزش، سرگرمی و اطلاع رسانی برای جامعه دارد. تاثیر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی مثل تلگرام در سالیان اخیر بر افکار عمومی و تاثیرگذاری بر روندهای اجتماعی مثل کمپینهای تبلیغاتی و یا فضای انتخاباتی از نمونه های برجسته اثرگذاری فضای مجازی بوده است.سخن کوتاه آنکه همانطور که در زمینه توسعه یافتگی و رویکرد سیاسی، کشورهای جهان را به جهان اول و جهان دوم و جهان سوم دسته بندی شده اند و همچنین در زمینه تهیه و تولید اطلاعات و محتوای رسانه ای و خبری جهان را به دسته کشورهای شمال و کشورهای جنوب تقسیم بندی کرده اند، دسته بندی دیگری شایسته و بایسته است که برای تقسیم بندی کشورها از نظر مولفه های فضای مجازی صورت گیرد؛ مولفه های برشمرده شده در این یادداشت برای بررسی های بیشتر می تواند مورد استفاده قرار گیرد؛ سهولت در دسترسی به اینترنت به عنوان بستر ارتباطی، سرعت و یا پهنای باند، هزینه های استفاده، حجم محتوای تولید و مصرف شده(آپلود و دانلود شده)، محدودیت های خاص دسترسی(فیلترینگ)، حوزه نفوذ و یا استقبال مخاطب از این فضا، میزان اثرگذاری فضای مجازی در زندگی شخصی و اجتماعی و ....</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Sat, 21 Apr 2018 01:51:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>استارتاپ چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-gtamnt4liu5h</link>
                <description> تعاریف متعددی برای استارتاپ ارائه شده است در یکی از این تعاریف جنبه سرعت گسترش یک شرکت کوچک در یک کسب و کار کوچک مد نظر قرار گرفته است: استارتاپ به شرکت‌های نوپایی گفته می‌شود که با یک ایده‌ی ساده و اولیه شروع می‌کنند و به سرعت رشد می‌یابند و به درآمد می‌رسند. در تعریفی دیگر به آینده نگری و تکرار پذیری یک سازمان و صاحب ایده توجه شده است. سازمانی که توانایی این را دارد که ایده خود را به محصولی قابل ارائه تبدیل کند و در آینده این کار را در ابعادی وسیعتر و با سازمانی بزرگتر ادامه دهد: استارتاپ یک سازمان موقت است که با هدف یافتن یک مدل کسب و کار تکرارپذیر و مقیاس پذیر به وجود آمده است.در تعریفی دیگر به جنبه خاص بودن و منحصر به فرد بودن ایده توجه شایانی شده است: استارت آپ یا Startup، نهادی انسانی است که به منظور خلق محصول، خدمت یا ارزشی نو ایجاد شده است.اینها تعاریف رسمی از استارتاپ بود اما تعریفی که من از استارتاپ ارائه می دهم:شرکتی که مبنای فعالیتش بر مبنای ایده خلاقانه ای باشد که ایجاد کننده اصلی ارزش افزوده آن شرکت است و در واقع نهاده ارزش افزوده آن شرکت مبتنی بر یک ایده خلاقانه باشد.با این تعریف نه تنها شرکت های انفورماتیکی که امروزه به نوعی از ظرفیت موبایل و  شبکه های اجتماعی مجازی برای جذب مشتری و فروش استفاده می کنند شامل این تعریفند، هر نوع شرکت دیگری هم که ایده جدیدی را که پیش از این توسط دیگری استفاده نشده بود هم شامل این تعریف است.ایده هایی مثل ایده ترکیب بستنی و میوه و ساخت آیس پک، ایده ذرت مکزیکی، پیک موتوری اینترنتی، کباب دونل که تا وسط پیاده رو آمده!!، فلافلی در میدان انقلاب و نمایشگاه کتاب!!، فرد راهنمای جای پارک در روبروی ادارات شلوغ!! خرده فروشی در مترو و کنار پیاده روهای تهران!! و... به نوعی استارتاپ محسوب می شوند زیرا از ایده هایی استفاده کرده اند که تا پیش از این به ذهن هیچ کس نیامده بود و بازاری را فتح کرده اند که خود به وجود آورده اند و تا پیش از این وجود نداشت!به علت مجزا بودن بحث بازاریابی از تولید و در واقع تخصصی بودن مباحث تولید و فروش، امکان اینکه یک نفر در همه این زمینه ها دارای مهارت کافی باشد و همه فرآیند خلق ایده، تبدیل ایده به محصول، فروش محصول، بقا در بازار و ایجاد برند را به تنهایی انجام دهد تقریباً غیر ممکن است. لذا برای ارتباط بین افراد ماهر در هر یک از این زمینه ها و ارتباط با سرمایه گذاران، سازوکاری به نام استارتاپ ویکند به وجود آمده است.در استارتاپ ویکند جمعی از افراد خلاق در یک دورهمی معمولاً هفتگی ایده های خود را بیان می کنند، سپس ایده های برتر انتخاب می شود، گروه هایی تشکیل داده و روی عملی کردن آن ایده کار می کنند، در نهایت در ساعات پایانی استارتاپی ها، ایده هایی که روی آن کار شده بیان می شود. در این دورهمی هم داوران حضور دارند و هم بعضی سرمایه گذران، که با توجه به پتانسیلی که ایده ها برای رشد و پیشرفت و گرفتن سهمی از بازار دارد، روی ایده سرمایه گذاری می شود و ایده های برتر انتخاب می شود.هدف استارتاپ ویکند آموزش و ترویج کارآفرینی است. اما جدای از هدف آن در این گونه گروه ها افراد یاد می گیرند چگونه درست فکر کنند و ایده خود را در جهت درست عملی شدنش رشد دهند.شاید این مطلب را هم که پیرامون مبحث کارافرینی است را بپسندید: خطر بیکاری و بدهکاری توامان!تحلیلی بر دلایل موفقیت جک ما</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Sat, 21 Apr 2018 01:49:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زبان مشترک</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9-tbbsduwykvov</link>
                <description>  برای ارتباط و اشتراک معنی و مفهوم به علائم و کد ها و رمز های مشترک بین افراد نیاز است. در واقع مفاهمه تنها از طریق تبادل معانی مشترک حاصل می گردد و این معانی مشترک را زبان می نامند. از منظر دیرینه شناسی، زبان هر قوم و قبیله ای، برخواسته از خواستگاه تمدنی و فرهنگی و عامل اشتراک مفاهیم بین افراد آن قوم و قبیله بوده است. تبادلات ناگزیر تجاری برای خرید و فروش مایحتاج، موجب آشنایی اقوام با زبان های اطراف خود و پدید آمدن اشتراکات زبانی و مفاهمه ای در سطحی وسیعتر گردید. با گسترش فرهنگ ها به سبب تجارت یا جنگ بین اقوام و پیدایش کشورها و در نتیجه وجوب سازوکار زبانی یکپارچه برای اعمال حاکمیت و حکمرانی، یک زبان مشترک بین مجموعه ای از اقوام ایجاد گردید که به زبان ملی و یا زبان رسمی هر کشور معروف گردید. البته این زبان ملی در دوره های مختلف در کشورهای مختلف یکسان نبوده و متناسب با زبان قوم فائق بر دیگر اقوام دچار تغییراتی می گردیده است. این اتفاق در ابعادی فراتر و به همین علت تسلط سیاسی و نظامی و فرهنگی یک کشور بر تعداد زیادی از ملت ها و کشورها موجب ایجاد یک زبان جهانی در دوره های مختلف گردیده است.در زمان اوج قدرت خلفای اموی و عباسی و ایجاد قلمرویی از غرب آفریقا تا آسیای میانه، زبان عربی زبان رسمی این وسعت پهناور از کره زمین گردید. در دوره های تاریخی مختلف موارد مشابه متعددی از این دست وجود دارد تا می رسیم به قرون اخیر و دوره اوج قدرت بریتانیا که زبان انگلیسی زبان رسمی بسیاری از کشورهای جهان گردید. در این دوره به علت وقوع انقلاب علمی و صنعتی در اروپا و اینکه مبدا این انقلاب کشور انگلستان بود و کشورهای دیگرِ جهان هم به سبب نفوذ سیاسی و تکنولوژی بریتانیا و همچنین لزوم مبادلات علمی و تجاری با این کشور نیاز به استفاده گسترده از زبان انگلیسی را احساس کردند. همچنین با اختراع دستگاه چاپ در این دوره امکان نشر گسترده کتب علمی و غیر علمی فراهم گردید و ترجمه و انتشار کتابهای دیگر ملل به زبانهای جدید علی الخصوص زبان انگلیسی رونق زیادی گرفت. با توجه به این نیاز جدید و به همین علت در این دوره مفهوم زبان دوم به وجود آمد. زبانی که در کنار زبان اول که ماهیتی ملی دارد و از اشتراکات درون مرزی هر ملتی است، بتواند در سطح جهانی موجب تبادل معانی مشترک و مفاهمه معانی با دیگر افراد بشر از هر سرزمینی گردد.با پیدایش دستگاههای ضبط صوت و تصویر و گسترش سینما در نیمه نخست قرن بیست و به دنباله آن پیدایش دستگاههای پخش زنده و ارتباطات ماهواره ای و ارتباط آنلاین در سطح جهانی در نیمه دوم این قرن، موجبات گسترش تهیه محتوای فرهنگی و در نتیجه انتقال آسان مفاهیم گوناگون در قالب هنر فراهم گردید. مفاهیمی از قبیل فلسفه، علوم مختلف، هژمونی سیاسی و بعدها ایدئولوژی و سبک زندگی در قالب هنر به همه جهان پمپاژ شد. (اینکه کشورهای تولید کننده عمده این محصولات فرهنگی چه کشورهایی بودند و چه اهدافی از این کار داشتند را در مطلب قبلی تحت عنوان کشورهای شمال و جنوب بررسی کرده ام.) لذا اینگونه می توان استنباط کرد که با گسترش تولید محتوای مختلف در قالب محتوای هنری در سطح جهانی، هنر تبدیل به زبان مشترک مردم جهان گردید. در بسیاری از زمینه ها مثل کتاب و سینما ترجمه و صداگذاری موجب سهولت کامل در انتقال معانی گردید و در حوزه های دیگر هنری استفاده از المان های مشترک و قابل فهم در سطح جهانی موجب همگانی شدن این زبان گردید.در سالهای پایانی قرن بیستم و ابتدای قرن اخیر با وقوع انفجار تکنولوژی ارتباطی (در دو حوزه نرم افزاری و سخت افزاری) از جمله وسایل ارتباطی تعاملی شخصی مثل موبایل در قالب بستر اینترنت جهانی و پیدایش مفهوم جدیدی به نام دنیای مجازی، کار تهیه و تولید محتوا از بنگاههای بزرگ خبری و استودیوهای هنری به همه افراد صاحب یک گوشی موبایل و یک کامپیوتر شخصی تقلیل یافت. این شرایط به حدی گسترده و همگانی گردیده و استقبال از این تکنولوژی و محتواهای تولید شده آن به حدی توسط مردم گسترش یافته که در همه افراد از هر طبقه و سطح اجتماعی و علمی قابل مشاهده است. به جرات می توان زبان مشترک حال حاضر در سطح جهانی را به علت نفوذ، همه گیری و حجم زیاد استفاده روزمره از محتوای آن را، زبان فضای مجازی نامید. با وجود بستر تکنولوژی سخت افزاری موجود و در قالب شیوه های جدید ارتباط تعاملی در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هر شخصی می تواند با تکیه بر استعداد خود و انتخاب شیوه ای خلاقانه و مبتکرانه در این فضا، با ایجاد محتوایی که برای مخاطبین این رسانه خوشایند آید، اثرگذاری بیشتری به نسبت دیگران ایجاد کند و موجی بلندتر از دیگر امواج در این برکه پدید آورد و در اصطلاح &quot;دنبال کنندگان&quot;بیشتری داشته باشد. ناگفته پیداست وقتی که فرصتی جدید برای ابراز معنی و مفهوم پدیدار گشته و عرصه برای همگان ایجاد شود، منافع اقتصادی موجب چیره شدن اهداف مادی بر اهداف اصلی مثل علم و هنر و فرهنگ و غیره می شود، چه اینکه بسیاری از دست اندرکاران تهیه محتوا در این فضا افرادی غیر متخصص و منفعت طلب هستند و از هر ترفند زردی برای افزایش تاثیرگذاری و بُرد صدای خود یا همان فالوورهایشان استفاده می کنند. این وضعیت تنها موجب افزایش محتوای زرد و درهم و برهم شدن فضای رسانه جدید و آشفتگی در معانی و خستگی و دلزدگی مخاطبین از این فضا خواهد گردید.انتظار می رود با فروکش کردن موج هیجان ناشی از جذابیت های تکنولوژی ارتباطی موجود و رشد آگاهی های عمومی در قالب ترویج سواد رسانه ای، استفاده آگاهانه و هشیارانه عموم از فضای رسانه ای جدید جای وضعیت فعلی را بگیرد و بلوغ فکری حاصل از رشد آگاهی ها و کسب تجارب عمومی، موجب کم فروغ شدن محتوای زرد موجود و ته نشین شدن گل و لای این برکه گردیده و جایگزین شدن محتوای زرد با محتوایی ارزنده و سازنده، موجب استفاده از این فرصت و ظرفیت بیسابقه، برای به اشتراک گذاری شفافیت و زلالیت ارزش های انسانی مثل علم و هنر و فرهنگ گردیده و زبان مشترک جهانی فعلی از زبان تکنولوژی افسارگسیخته به زبان جهانی دیگری تغییر یابد، زبانی که همه افراد بشر فطرتاً از آن بهره مند و در آرزوی جهانی شدن آن هستند؛ زبان انسانیت و فراگیرشدن ارزش های مشترک انسانی.</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Sat, 21 Apr 2018 01:46:16 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اقیانوسی به عمق یک وجب</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%A7%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%85%D9%82-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%D8%AC%D8%A8-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D9%84%DB%8C-uq3l0mi3kiou</link>
                <description> اقیانوسی به عمق یک وجب بودن مفهومی به معنی گستره وسیعی از مطالعه و دانایی با حداقل عمق است که خواستگاهش از همان حس کنجکاوی و لذت دانستن است که مسئله ای فطری است و در گذشته ای نه چندان دور، مجلاتی مثل دانستنی ها تامین آن را بر عهده داشتند، اما امروزه دسترسی گسترده به وسایل ارتباط جمعی فردی مثل لبتاب و موبایل موجب گسترش این پدیده گردیده است. گسترش کانالهای تلگرامی با موضوعات مختلف علمی، اجتماعی، هنری، پزشکی، آشپزی، ورزشی، سیاسی، حوادث، فناوری، اخبار روز، علوم کامپیوتر، تازه های فناوری و... بیانگر این مسئله است که این مطالب مخاطب و خواهان دارد. همین الان به لیست  کانالهای تلگرامی مختلف و متنوعی که عضو آن هستید و تعداد اعضا و بازدیدهای مطالب آنها، نگاه دوباره ای بیاندازید تا بر درستی این عقیده صحه بگذارید. پدیده اقیانوسی به عمق یک وجب بودن هر چند که تا حدود زیادی دربردارنده نقش سرگرمی رسانه و نیاز مخاطب به سرگرمی است اما برای بعضی افراد یک ضرورت است؛ افراد شاغل در مشاغل مرتبط با رسانه یکی از این دست افراد هستند. تصور کنید دبیر خبری که قصد نوشتن یک خبر را دارد اما خود از پیشینه آن خبر و مسائل حاشیه ای آن مطلع نیست، خبرنگاری که قصد مصاحبه با مسئولی دارد اما نه از آن حوزه کاری خبر دارد و نه از گذشته آن، مجری که در یک برنامه تحلیلی قصد گفتگو با چند کارشناس در حوزه خاصی را دارد اما خودش با آن حوزه آشنا نیست. نویسنده ای که قصد نوشتن سناریویی را دارد اما به همه جوانب آن مسئله اشراف ندارد و ... . بعد از حوزه کسب دانش تازه نوبت به کسب مهارت هم میرسد. چرا که علم بدون عمل، کاربردی ندارد و مشکلی را حل نمی کند. (در باب لزوم داشتن کارکنانی با مهارت های مختلف و متنوع در حوزه رسانه و البته تبیین این مهارتها و ارتباط آن با مشاغل رسانه ای مختلف، پیش از این تحقیقی را در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد به نام شیوه های غنی سازی مشاغل خبری انجام داده ام و نتیجه را به شکل یک مقاله تنظیم نموده ام)از دیدگاه نگارنده این سطور، اقیانوسی به عمق یک وجب بودن مسئله ای نوظهور و نشات گرفته از اقتضائات امروز است و به خودی خود عیب یا حسن و مزیت نیست، اما گسترش آن به همه شاخه های حرفه ای و به همه افراد جامعه آسیب زاست. آسیب زایی آن هم به سبب کم رنگ شدن تخصص گرایی و صرف وقت و هزینه برای آموزش چیزهایی است که هرگز به کار هیچ کس نمی آیند. در نتیجه موجب اتلاف منابع فردی و اجتماعی است و موجب زمین ماندن مسائلی است که برای فرد و جامعه دارای موضوعیت و اولویت هستند. درباره این آسیب زایی در آینده مطلبی خواهم نوشت.شاید این مطالب را هم بپسندید:تحلیلی بر دلایل موفقیت جک ما در علی بابااستارتاپ</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Fri, 23 Mar 2018 01:57:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پایگاه اجتماع محور</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9-%D9%85%D8%AD%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D9%84%DB%8C-j6kjg4wjnzhb</link>
                <description> مقدمههدف نهایی از تاسیس پایگاه اجتماع محور ، بهبود و ارتقای رفاه و کیفیت زندگی مردم، از طریق ارتقای کیفیت سلامت جامعه و پیشگیری از آسیب های اجتماعی، با همیاری و همکاری مردم و توسط خود مردم است. در واقع نقش پایگاه اجتماع محور و در گام بعدی پایگاه سلامت اجتماعی، نقشی هدایتگر، راهنمایی کننده و هماهنگ کننده امور برای حل مشکلات اجتماعی محلات شهر ها و در گام بعد شهرها به دست خود مردم شهرهاست. اما اینکه ضرورت های ایجاد پایگاه های اجتماع محور و بعد از آن پایگاههای سلامت اجتماعی چیست و چگونه قرار است به اهداف مورد نظر خود برسند، سوالاتی است که در این یادداشت قصد پاسخ به آن را دارم.انسان به عنوان موجودی اجتماعیشواهد تاریخی گواهی می دهد که انسانها از ابتدای خلقت، به صورت اجتماعی زندگی می کرده اند و جز در موارد استثنایی زندگی فردی نداشته اند. انسان در بدو تولد ناتوان، ناآگاه و عاجز از زندگی مستقل است و بسیاری از فرآیند آموزش، کسب مهارتهای زندگی و همچنین درک انسان از محیط اجتماعی و فرهنگی پیرامونی اش، از طریق زندگی اجتماعی حاصل می شود. آموزش ها و مهارتهایی که ادامه حیات او را ممکن می سازد. حتی اعتقاد بر این است که اصولاً زندگی اجتماعی داشتن به اختیار و انتخاب انسان نبوده و نیست بلکه انسان از روی اجبار به اجتماع روی آورده و در واقع مجبور است که به صورت اجتماعی زندگی کند. دلیل این اجبار هم اولاً به خاطر رفع نیازهای گوناگون مادی و معنوی انسان و ثانیاً به علت رشد و شکوفایی استعدادهای نهفته در انسان است که تنها در سایه زندگی در جمع و جامعه بروز و ظهور پیدا می کند. بسیاری از جنبه های معنوی انسان هم تنها در سایه زندگی اجتماعی امکان رشد و کمال پیدا می کند. توجه بسیار آموزه های دینی به اعمال و مسائل اجتماعی مثل برپایی نماز در مسجد، امر به معروف و نهی از منکر، اقامه نماز برای اعیاد قربان و فطر، انجام فریضه حج... بیانگر اهمیت ابعاد اجتماعی شریعت مقدس اسلام به مسئله اجتماع مسلمین و توجه شارع مقدس به مسائل اجتماعی و عبادات اجتماعی مسلمین است.اقتضائات امروز جامعهرشد سریع علم و تکنولوژی در سالیان گذشته موجب پدیدار شدن سبک زندگی جدیدی در جهان و به تبع آن در ایران گردیده است. این سبک زندگی جدید، مزایای بیشماری منجمله آسانتر شدن انجام کارها و سهولت در ارتباطات را با خود به همراه داشته و موجب افزایش رفاه در زندگی بشر، من جمله در زمینه های بهداشتی، آموزشی، اقتصادی و غیره گردیده است. همچنین رشد دانش بشری موجب افزایش شاخه های علوم و موجب تخصصی شدن هر چه بیشتر فنون و مهارتهای بشری شده که به نوبه خود موجب به وجود آمدن شرایط جدید اجتماعی، خانوادگی، تربیتی و آموزشی گردیده است. نا گفته پیداست این شرایط جدید در کنار همه مزایایی که برای افزایش رفاه در زندگی داشته است، موجب پدیدار شدن مشکلات جدیدی هم برای بشر گردیده است. فردگرایی و کمرنگ شدن روابط اجتماعی، ایجاد مشکلات خانوادگی، مشکلات روابط بین والدین و فرزندان، آسیب های اجتماعی مثل افزایش طلاق و اعتیاد و سست شدن بنیان خانواده ها از جمله این مشکلات جدید است. اما دانش بشری در برابر این مسائل بی تفاوت ننشسته و توانسته برای کاهش و یا غلبه بر آنها راه حلهای بسیاری پیدا کند. بسط و گسترش دانش در زمینه های علوم اجتماعی و علوم تربیتی و پژوهش های متخصصین این حوزه ها، پاسخی به این نیاز بوده است.لزوم توجه به سلامت جامعه همانگونه که انسانها به صورت انفرادی دارای حالات و شرایطی مثل سلامتی و بیماری هستند، جامعه انسانی هم به همین نحو دارای حالات سلامتی و یا بیماری است. اینکه معضلات و مشکلات حل نشده ای در جامعه مثل طلاق و اعتیاد و یا موارد دیگر وجود داشته باشد که زندگی تعدادی از افراد جامعه را تحت تاثیر خود قرار داده باشد، نشان از بیماری آن محیط اجتماعی دارد. نکته مهم این ماجرا اینجاست که این بیماری های اجتماعی، مثل دیگر بیماری ها گاهاً مسری است و قابلیت انتشار و انتقال به دیگر افراد جامعه را دارد. مثلاً اعتیاد را در نظر بگیرید؛ گسترش اعتیاد در جامعه و حل نکردن مشکلات زمینه ای و درمان نکردن معتادان و رها کردن آنها به حال خود موجب گسترش این معضل به افراد سالم می شود. دسترسی آسان به مواد مخدر، گسترش بیماریهای عفونی مثل هپاتیت و ایدز در جامعه، گسترش دزدی و بزهکاری و موارد دیگر همه از معضلاتی است که در صورت حل نکردن مسئله اعتیاد، گریبان افراد و خانواده های سالم را هم خواهد گرفت. به همین ترتیب مشکلات دیگر اجتماعی هم دارای عوارضی است که ممکن است همه افراد جامعه را درگیر خود کند. پس برای جلوگیری از سرایت این بیماری های اجتماعی و عوارض آن به زندگی خودمان و خانواده مان، همه وظیفه داریم تا نسبت به چاره جویی و حل این مشکلات اقدام کنیم.کار جمعی همان گونه که اشاره کردیم انسان موجودی اجتماعی است و به ناچار برای زندگی و رفع نیازهای حیاتی جسمی و روحی خود باید در جامعه زندگی کند و به همین ترتیب برای حل مشکلات فردی و اجتماعی اش به ناچار باید با دیگر افراد همکاری کند، به کار جمعی پناه برد و به توانایی ها و مهارتهای دیگر افراد اعتماد کند و از این توانایی ها برای حل مشکلات فردی و اجتماعی خود استفاده کند. یکی دیگر از ویژگیهای کار جمعی احساس تعلق و وابستگی به جمع است. وقتی شخصی می بیند که امور دیگران به کار و تلاش او وابسته شده است؛ خود را در برابر دیگران مسئول میبیند و نسبت به انجام هرچه بهتر کارهایی که به او محول شده است نهایت سعی و تلاش خود را به کار می گیرد و همین امر موجب بالا رفتن بهره وری و راندمان کارهایی است که به صورت جمعی انجام می شوند. این ضرب المثل فارسی که &quot;یک دست صدا ندارد&quot; خود بیانگر این است که ثمربخشی کار جمعی و بیفایده بودن کار انفرادی مخصوصاً در حل مسائل اجتماعی از دیرباز در فرهنگ ایرانیان وجود داشته است. یکی از ویژگی های کار جمعی، تقسیم کار است. به سبب تقسیم کاری که درکار جمعی صورت می گیرد هر یک از افراد بنابر توانایی که دارد انجام دادن وظیفه ای را به عهده می گیرد. در کار جمعی است که از فکر و اندیشه جمعی افراد استفاده می شود و از تجارب همه افراد استفاده می شود. تجاربی که خود با صرف هزینه های زمانی و مالی گوناگون در زندگی افراد حاصل شده است. در آموزه های دینی هم سفارش موکد به همکاری و همیاری در کارهای نیک شده است. آیه قرآن که می فرماید: &quot;تعاونو علی البر و التقوا...&quot; ( در کارهای نیک با یکدیگر همکاری کنید) را همه ما شنیده ایم. و چه کاری نیکوتر از حل مشکلات فردی و جمعی مسلمین؟لزوم نگاه از درون و اقدامات خودجوش برای حل مشکلاتمحله ها مکان زندگی ما و خانواده ما و عزیزان ماست. پاک شدن این محل زندگی از آسیبها و مشکلات اجتماعی، موجب پاک شدن محل زندگی ما و خانواده و اقوام ما از مشکلات اجتماعی می گردد و در نهایت کیفیت زندگی خود ما را افزایش می دهد. برای حل مشکلات محل زندگی ما هم هیچکس دلسوز تر و خیر خواه تر از خود ما نیست، لذا این وظیفه خود ماست که با همکاری و مساعدت دسته جمعی مردم و معتمدین محلی، نسبت به بهبود شرایط اجتماعی محل زندگی مان اقدام کنیم. حرکتی هم که تحت نام پایگاه اجتماع محور آغاز شده است همین قصد و نیت را دارد. می خواهد که مردم مشکلات محله خودشان را به دست خودشان حل کنند. چرا که آنها بیشترین علاقه قلبی را نسبت به زادگاه آبا و اجدادی خود و محل فعلی زندگی خود و اقوام و آشنایانشان دارند و نسبت به مشکلات آن از دیگران آگاهترند و نسبت به حل این مشکلات از همه مشتاقترند و در صورت مهیا بودن زمینه ای لازم، با همکاری و همیاری خود این مسئولیت اجتماعی را با تلاش و همت بهتری نسبت به دیگران انجام می دهند. در این میان پایگاه سلامت اجتماعی هم نقش راهنمایی و مشاوره و هماهنگ کننده را بر عهده دارد و در نهایت هم این خود مردم هستند که با سعی و تلاش و همت خودشان به رفع مشکلات محل زندگی شان اقدام خواهند کرد. کمک به حل مشکلات محله، در نهایت موجب پاک شدن محل زندگی ما از آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد و غیره می گردد و کیفیت زندگی ما را برای ما بهتر می کند. پایگاه اجتماع محور چگونه عمل می کند؟برای طی کردن مسافت های طولانی باید قدم های کوچک را پیوسته و پشت سرهم برداشت. برای مشخص شدن آسیب ها و مشکلات اجتماعی شهر هم باید ابتدا مشکلات محله های شهر را شناسایی کرد لذا ابتدا از محله های شهر به عنوان واحدهای کوچک اجتماعی شروع می کنیم. به اینصورت که در یک محله جلسه ای با حضور تعدادی از معتمدین محلی تشکیل می شود. این افراد را ما ذینفعان محلی می نامیم. ذینفعان محلی از اهالی همان محله هستند و به سبب پیوندهای خانوادگی و فامیلی که در آن محل دارند افراد و خانواده های آن محله را به خوبی می شناسند و برای حل مشکلات آنها دارای دغدغه مندی و دلسوزی زیادی هستند و به سبب همین پیوندهای خانوادگی و فامیلی، خواهان حل مشکلات آنها هستند. در این جلسه مشکلات و آسیب های آن محله شناسایی می شود و سپس بر اساس اهمیت مسائل و مشکلات، اولویت بندی می شود. مثلاً ممکن است در یک محله به طور همزمان مشکلات طلاق و اعتیاد و بیکاری و یا مشکلات دیگر وجود داشته باشد اما به تشخیص ذینفعان محلی مشکل اعتیاد مهمترین مشکل محله تشخیص داده شود و در اولویت اول برای بررسی و چاره جویی قرار داشته باشد. لذا برای شیوه های حل آن مشکل با تشخیص و بر اساس رای و نظر و تجربه و صلاحدید ذینفعان محلی  بررسی شود.هدف پایگاه های اجتماع محورهدف نهایی پایگاههای سلامت اجتماعی، ارتقای کیفیت زندگی مردم محله است. برگزاری جلسات برای شناسایی مشکلات، شناسایی کردن معضلات و مشکلات محل، چاره جویی برای حل آنها، تکاپوی دست جمعی مردم برای حل مشکلات، رجوع به افراد متخصص، یاری رسانی افراد آگاه و ... موارد دیگری که در این طرح وجود دارد همگی در نهایت موجب ارتقای روح همیاری و همکاری برای حل مشکلات می شود و در نهایت به ارتقای سطح کیفیت زیست مردم محله ها و در نهایت کل شهر منجر خواهد شد.همکاری مردم با پایگاه اجتماع محور به چه شکلی است؟در وهله اول معتمدین، ریش سفیدان، روحانی محل و افراد منتخب محلی که ذینفعان محلی نامیده می شوند با پایگاه اجتماع محور همکاری می کنند. آنها با حضور در جلسات و ارائه نظرات خود و شناسایی مشکلات محل و بعد تعیین اولویت های مشکلات و معضلات، به شناسایی این معضلات کمک می کنند. سپس در جلسات عمومی مثل مساجد و یا مدارس برای عموم مردم محله، معضلات محله آنها تشریح می شود و از همه آنها دعوت می شود که با همدلی و همکاری خود، نسبت به رفع این مشکلات اقدام کنند. و متناسب با شرایط محلی و نظرات معتمدین محلی، توضیحات بیشتر به مردم ارائه می شود. در صورت نیاز به راهنمایی و مشاوره، مشاورین و مددکاران اجتماعی پایگاه اجتماع محور، آماده ارائه راهنمایی و مشاوره هستند. آینده از آن کیست؟حیات فردی بدون حیات اجتماعی بی معنی است. جامعه ما جزئی از هویت ماست و حیات ما با حیات جامعه ما پیوند دارد. جامعه ای که در آن به دنیا آمده ایم و در آن زندگی می کنیم و فرزندان ما هم در آینده در همین جامعه زندگی خواهند کرد. سلامت اجتماعی در کنار سلامت فردی، ضامن آسایش ما و فرندان ماست. لذا همان اندازه که توجه به سلامت فردی مهم است، توجه به سلامت اجتماعی هم دارای اهمیت است. بنابر این آینده از آن کسانی است که نسبت به سلامت محیط اجتماعی خود و فرزندان خود  احساس مسئولیت می کنند و برای حفظ آن از آسیبها و مشکلات تلاش می کنند.امیرحسین رمضانی بیدگلی</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Fri, 23 Mar 2018 01:33:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سواد رسانه ای و سواد خیریه ای!</title>
                <link>https://virgool.io/@resaneh/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%AF-%D8%AE%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-gglavd1cqc3c</link>
                <description> مبحثی داریم در رسانه به نام سواد رسانه ای. به این معنی که باید مردم را به طور عام و مخاطبین انواع رسانه  را به طور خاص آموزش بدهیم. این آموزش شامل موارد زیر است: رسانه چیست، اهداف و مسائل پشت پرده رسانه ها چیست، محصولات رسانه ای(فیلم و سریال، خبر، تفسیر و تحلیل خبری، مسابقه های تلفنی و حضوری مختلف، برنامه های گفت و گو محور با میهمان یا همان تاک شو، برنامه های مذهبی و آیینی، سرگرمی به اشکال مختلف و متنوع، پخش زنده ورزشی، تفسیر و تحلیل ورزشی، گزارش مکتوب، مصاحبه، رپورتاژ آگهی ...  ) کدام است، ضرورت های اجتماعی، مناسبتی و ملی جامعه چیست، نیاز و میل و مصلحت مخاطب این وسط چیست، ارتباط محصولات رسانه ای با صاحبان آن رسانه چیست، کدام یک از محصولات رسانه ای برای کدام دسته از مخاطبین نیاز واجب و ضروری است، کدام دسته از محصولات برای کدام دسته مفید و خوب است، کدام دسته محصولات برای کدام دسته از مخاطبین وقت تلف کردن است و کدام دسته برای کدام دسته مضر و یا خطرناک است. همه این موارد بر مخاطب، رسانه، جامعه و حاکمیت تاثیر گذار و قابل بررسی است. کشورهای مختلف دنیا برای پیش گیری از آسیب های خطرناک فردی و اجتماعی حاصل از عدم تناسب برنامه با مخاطب، مخصوصاً در رده های سنی کودک و نوجوان آسیب شناسی و تحقیقات زیادی کرده و استانداردهای سخت گیرانه ای را وضع کرده اند. کانال های ماهواره ای که یک نوع برنامه تهیه می کنند و یا تعیین رده سنی روی فیلم های سینمایی نمونه ای از این تلاشهاست. جای رشد و پرورش و بالندگی این شاخه از درخت رسانه در کشورمان به شدت احساس می شود. پژوهشهای دغدغه مندانه اساتید رسانه ای همچون دکتر سید محسن بنی هاشمی در این زمینه ستودنی و ارجمند است. این سابقه ذهنی از مبحث سواد رسانه ای و لزوم آموزش سواد رسانه ای از سویی، و مشاهده بعضی موارد عجیب در محیط کاری از سویی دیگر، مرا به فکر طرح مبحث مشابه و البته کاملاً بدیعی در زمینه خیریه انداخت: سواد خیریه ای !! سواد خیریه ای هم برای مردم و خیرینی که پرداخت کننده کمک ها هستند و هم برای مددجویانی که دریافت کننده هستند. شاید خالی از لطف نباشد که رفتارهای عجیبی که از تعدادی از مددجویان شاهد بوده ام و تعدادی از شنیده هایم از موسسات همکار را بازگو کنم؛ موردی داشتیم که برای دریافت مستمری اش به خیریه آمده بود، اما نه با کمک همسایه و فرزند و یا پیاده. بلکه با آژانس آمده بود تا مستمری اش را از خیریه دریافت کند. موردی دیگر؛ یخچالی برای جهیزیه عروس به قیمت حدود یک میلیون تومان تهیه کردیم و طبق روال به صورت ناشناس تقدیم کردیم. اما پس از مدتی مطلع شدیم که گویا عروس این مدل یخچال را دوست نداشته و به قیمتی بسیار ناچیز فروخته اند. مورد مشابه همه خیریه ها این است که مدد جویانی که به همه خیریه ها سر می زنند و تا آنجا که بتوانند از هر کدام یه کمکی می گیرند. در حالی که خانواده هایی هم هستند که هیچ اطلاعی از موسسات خیریه ندارند و یا به اصطلاح صورتشان را با سیلی سرخ نگه می دارند و اصلاً راضی به گرفتن کمک نمی شوند. موارد دیگر اینکه برای دریافت کمک از خیریه ای یک مسئله ای را مطرح می کرده اند و البته مسئله هم در زندگی شان بود اما پس از دریافت کمک از خیریه، وجه دریافتی را صرف کار دیگر می کرده اند. در طرف خیّرین هم مواردی را که از همکاران شنیده ام نقل می کنم؛ در روستایی مدرسه ای نسبتاً بزرگ با ظرفیت 300 دانش آموز ساخته می شود. در ساخت این مدرسه خیّر محترم سنگ تمام میگذارد اما نیازسنجی لازم برای آن روستا صورت نمیگیرد زیرا همه آن روستا در مجموع 300 دانش آموز ندارد! اکنون از حیاط این مدرسه به عنوان پارکینگ ماشین سنگین و از کلاسهای این مدرسه به عنوان انبار علوفه دام استفاده میشود! وجه مشترک همه موارد فوق در یک چیز است؛ «منابع مالی ارزشمند و محدود خیریه ها به صورت نادرستی مصرف می گردد.»با توجه به سابقه ذهنی و تشابه مشکلات به نظر می رسد این موارد باید در سلسله پژوهش هایی با نام سواد خیریه ای مورد کنکاش و پژوهش قرار گیرد.موضوعات قابل بررسی و تحقیق در باب سواد خیریه ای می تواند شامل موارد زیر باشد: الف- سواد خیریه ای برای خیرین و پرداخت کنندگان کمک: شناخت خیریه های واقعی از خیریه های سودجو، اطمینان به سابقه و عملکرد و گزارش دهی خیریه ها، شناسایی چرخه های سازنده فقر و ناتوانی در جامعه و تشکیل انجمن های مردمی جهت پیگشیری از پیدایش معضل فقر در جامعه، راه اندازی بنگاههای توانمندسازی مددجویان به جای پرداخت کمک، شناسایی با نحوه صحیح و هدفمند کمک رسانی و پیگیری برای درست و به جا مصرف شدن کمک هایشان ب - آموزش از طرف دریافت کنندگان: شامل حتی الامکان توانمندشدن و استقلال در تامین هزینه ها و بی نیازی از خیریه ها، آموزش جهت هوشمندی در صحیح و به جا مصرف کمک ها، صداقت در ابراز و بیان نوع نیاز برای دریافت کمک، صداقت در دریافت کمک، درست مصرف کمک هابا توجه به مسائل برشمرده شده در این مقاله، گردش مالی زیاد در حوزه خیریه ها، گستردگی مبتلا به بودن بسیار زیاد خیرین و مددجویان با این مسائل، نبود ارتباط پژوهشی خیریه با دانشگاه و نهایتاً سوء استفاده و هدر رفت تاسفبار منابع مالی در این حوزه، پژوهش در حوزه های مربوط به مسائل فوق بسیار ضروری و اضطراری است. اهمیت این مسئله زمانی بیشتر می شود که در نظر داشته باشیم که با وجود اینکه در ظاهر فقط نیازمندان این وسط ضرر می کنند، اما در دراز مدت همه جامعه از این نقیصه ضرر و زیان خواهند دید، چرا که ناکارآمدی در چرخه کمک رسانی و هدر رفت منابع مالی در بلند مدت موجب تضعیف سرمایه اجتماعی، سلب اعتماد عمومی و متوقف شدن کمک های مردمی به نیازمندان و از دست رفتن منافع اجتماعی موجود در حیطه کاری خیریه ها خواهد شد. رمضانی 1396/12/26</description>
                <category>کارشناس ارشد رسانه</category>
                <author>کارشناس ارشد رسانه</author>
                <pubDate>Sat, 17 Mar 2018 10:48:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>