<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رشتو</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@reshtehtweet</link>
        <description>رشته توئیت‌هایی که باید بخوانید</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 08:51:27</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/27152/avatar/VeAbUc.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رشتو</title>
            <link>https://virgool.io/@reshtehtweet</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تلاش برای قدرت یا آشوب؟ نقش گروه واگنر در روابط نظامی با ارتش روسیه</title>
                <link>https://virgool.io/@reshtehtweet/%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%88%D8%A7%DA%AF%D9%86%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-sfmnk8bif47u</link>
                <description>گروه واگنر روسیه چیست؟گروه واگنر یا Wagner Group، به عنوان یک شرکت امنیتی خصوصی با نزدیکی به دولت روسیه شناخته می‌شود. این گروه در زمینه‌های نظامی و امنیتی در چندین کشور فعالیت دارد. اخیراً نام واگنر به عنوان یک نیروی نظامی خصوصی به توجه بیشتری دست یافته است و در مناطق مختلفی از جمله سوریه، لیبی و اوکراین فعالیت داشته است.گروه واگنر به نظر می‌رسد تحت کنترل یک تاجر روسی به نام یوگنی پریگوژین باشد، که به طور معمول به عنوان &quot;آشپز پوتین&quot; شناخته می‌شود. وی به دلیل نزدیکی خود به رئیس‌جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین، شهرت دارد. این گروه با شیوه‌ای بسیار محرمانه فعالیت می‌کند و اطلاعات دقیقی درباره تعداد نیروها و عملیات آن‌ها در دسترس عموم نیست.به دلیل نقش‌های مشکوک و مداخله‌های نظامی در مناطق مختلف جهان، گروه واگنر مورد انتقاد و نگرانی بسیاری از کشورها قرار گرفته است. برخی اعتقاد دارند که این گروه به عنوان یک ابزار برای دستیابی به اهداف سیاست خارجی روسیه، بدون نیاز به استفاده از ارتش رسمی این کشور عمل می‌کند.به طور کلی، وجود گروه واگنر و نقش آن در رویدادهای جهانی موجب بروز نگرانی‌ها و تأملات بسیاری درباره تأثیرات آینده در صلح و امنیت بین‌المللی شده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در حال حاضر روابط بین گروه واگنر و ارتش روسیه در حال تغییر و تنش است و این موضوع می‌تواند عواقب و پیامدهای بزرگی را در پی داشته باشد. با توجه به ادعاها و رویدادهای اخیر، سازمان‌ها و کشورها به دنبال پیگیری و درک بهتر فعالیت‌های این گروه و تأثیرات آن هستند.به طور کلی، وجود گروه واگنر و نقش آن در رویدادهای جهانی موجب بروز نگرانی‌ها و تأملات بسیاری درباره تأثیرات آینده در صلح و امنیت بین‌المللی شده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در حال حاضر روابط بین گروه واگنر و ارتش روسیه در حال تغییر و تنش است و این موضوع می‌تواند عواقب و پیامدهای بزرگی را در پی داشته باشد. با توجه به ادعاها و رویدادهای اخیر، سازمان‌ها و کشورها به دنبال پیگیری و درک بهتر فعالیت‌های این گروه و تأثیرات آن هستند.تحلیل نهایی:وجود گروه واگنر و نقش آن در رویدادهای جهانی نشان می‌دهد که روابط نظامی و امنیتی بین دولت روسیه و این گروه خصوصی بسیار پیچیده و مطرح است. فعالیت‌های گروه واگنر در مناطق مختلف باعث بروز نگرانی و تأملات فراوانی درباره تأثیرات آینده در سیاست‌ها و امنیت بین‌المللی شده است. همچنین، نقش پریگوژین به عنوان رهبر این گروه و ارتباطات نزدیک وی با پوتین موضوعی است که به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته است. در کنار آن، ادعاها و شواهد موجود درباره همکاری و تعامل بین گروه واگنر و برخی ارکان ارتش روسیه، ابعادی دیگر را برای بررسی و تحلیل فراهم می‌کند. با در نظر گرفتن این تحولات، تأثیرات آینده در سیاست‌ها و رویدادهای بین‌المللی می‌تواند بسیار حائز اهمیت و پیچیده باشد. تنش‌ها و تغییرات در روابط بین این گروه و ارتش روسیه می‌تواند به صورت مستقیم تأثیرات قابل توجهی را بر روی توسعه صلح و امنیت منطقه‌ای و جهانی داشته باشد.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sat, 24 Jun 2023 21:39:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کشف ردپاهای ۱۱۳ میلیون ساله دایناسورها</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DB%B1%DB%B1%DB%B3-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-eq1ukdd3hxcb</link>
                <description>درباره خبر کشف ردپاهای ۱۱۳ میلیون ساله دایناسورها در پی خشکسالی ممتد در بستر رودخانه پالوکسی در پارک ایالتی دره دایناسورها، تگزاس، ایالات متحده، یکی دو روز است که اخبار فراوان و تفسیرهای عجیب و غریبی به گوش می‌رسد. سعی می‌کنم در حد فهم خودم موضوع را شرح دهم. قصد اقناع هم ندارم…به نظر می‌رسد اشتباه اصلی بسیاری از عزیزان در برداشتی است که از ربط‌دادن رودخانه، ردپا، قدمت، گل و لای و رسوبات در ذهن خود دارند. این رد پاها در محیطی گل‌آلود ایجاد شده‌اند، منتها نه در محیط گل‌آلود کف این رودخانه. ۱۱۳ میلیون سال پیش، این منطقه اصلا شبیه امروز نبوده است.طی میلیون‌ها سال، انبوه رسوبات روی هم انباشته شدند، لایه‌های قدیمی‌تر زیر فشار لایه‌های بالایی سخت شدند و ضخامت این لایه‌ها روی هم به صدها متر رسید. اقلیم، جغرافیا و سطح آب‌ها هزاران بار عوض شد و هر لایه با توجه به شرایط محیط رسوب‌گذاری با ویژگی‌های متفاوتی نهشته شد.ردپاهای دایناسورهایی که ۱۱۳ میلیون سال پیش در آن نواحی زندگی می‌کردند، بر روی گل‌هایی به جا مانده‌اند که پس از تر شدن خاک به خاطر بارشی مقطعی به وجود آمدند و بعد هم زیر آفتاب خشک شدند و آنقدر باران نیامد تا گرد و غبار یا سیلابی از چند کیلومتر آنسوتر، ردپاهای خشکیده را مدفون کرد.بعد شکل دنیا عوض شد. رسوبات جدیدتر در محیطی متفاوت روی رسوبات قبلی آمد. آن دایناسورها منقرض شدند. دایناسورهایی دیگر تکامل یافتند. بعد همه منقرض شدند. رسوب‌گذاری ادامه پیدا کرد و ردپاها زیر صدها و شاید هزاران متر رسوبات جدیدتر مدفون ماندند و مأمون از آسیب باد و باران.همچنان که قلعه کوه‌ها بالا می‌آمدند، دست فرسایش هم تیزی قله‌ها را کند می‌کرد و رودخانه‌های تازه، طی هزاران سال، رسوبات میلیون‌ها ساله را شکافتند، شستند و بیرون کشیدند. اینطوری بود که تکه‌ای از لایه‌های قدیمی رسوبی گاهی از زیر لحاف سنگین بیرون می‌افتاد و رنگ آفتاب می‌دید.آنچه زمین‌شناسان و دیرینه‌شناسان انجام می‌دهند، جستجوی جاهایی است که دست طبیعت یا پای رودخانه‌ها قبلا لحاف سنگین را کنار زده و می‌توان نگاهی به لایه‌های خیلی قدیمی انداخت. سازند گلن‌روز هم به همین شکل به یاری رودخانه پالوکسی از زیر آهک‌های ادواردز بیرون زده و گنج‌هایش آشکار شده.این ردپاها (که تعدادشان به صدها مورد می‌رسد) از دیرباز و عمدتا در بستر رود شناخته شده بودند و نه تنها به یکی از مثال‌های سنتی از مطالعه ردپای دایناسورها در کتاب‌های درسی تبدیل شده بودند، بلکه کل آن ناحیه پارک ایالتی دره دایناسورها نامیده شد و محل تفرج و تفریح مردم گردید.مشهورترین نمونه آن‌ها هم که برای اولین بار ۸۰ سال پیش ثبت و گزارش شد، مسیر عبور دایناسوری گوشت‌خوار و دایناسوری گیاه‌خوار است که احتمالا حکایت از تعقیب و گریزی ۱۱۳ میلیون ساله دارد. این ردپاها در بستر رودخانه بودند و تنها با تغییر مسیر رود می‌شد آن‌ها را مطالعه کرد…منتها تغییرات آب و هوا از خواست انسان‌ها پیروی نمی‌کند و حتی این مورد مشهور و تاریخی، گه‌گداری زیر سیلاب و رسوبات مخفی می‌شد؛ هرچند تلاش زیادی برای حفظ آن وجود داشت. منتها این منطقه پر از ردپاهای دیگر هم هست که بیشتر آن‌ها زیر آب کم‌عمق رودخانه قرار دارند و گاهی هم زیر رسوبات.ردپاهایی که خبر آن باعث بروز موجی از تردیدهای عجیب در میان متخصصان همه‌فن‌حریف ما شده، آخرین بار بیست سال پیش دیده شده بودند ولی این مدت زیر رسوبات کف رودخانه مخفی بودند و کسی هم نگرانشان نبود. حالا خشکسالی بیرونشان آورده، مردم هم رفته‌اند گل‌ولای را از روی آن‌ها شستند…خبرش به دو دلیل سروصدا کرده: جلب توجه مردم نسبت به خشکسالی و البته جلب توجه گردشگران به پارک ایالتی دره دایناسورها. بازدید از این پارک برای افراد بالای ۱۲ سال، روزی هفت دلار هزینه دارد و همین پول‌ها هستند که صرف نگه‌داری پارک، حفاظت از میراث طبیعی آن و پژوهش علمی می‌شود.رشته توئیت از Erfan Khosravi ◆ عرفان خسروی</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Fri, 26 Aug 2022 19:38:46 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بزرگترین هک تاریخ</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%87%DA%A9-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-liptjtvbk7a3</link>
                <description>همه چیز از خراب شدن یک پرینتر شروع شد. اتفاقی که شاید برای همه پیش بیاد و معمولا با چند تا ضربه دست درستش می‌کنیم. اما این پرینتر فرق می‌کرد. این دستگاه در طبقه دهم بانک مرکزی بنگلادش قرار داشت و کارش چاپ کردن تراکنش‌های چند میلیون دلاری بود.وقتی کارکنان بانک در ساعت ۸:۴۵ دقیقه‌ی جمعه صبح در فوریه سال ۲۰۱۶ متوجه این مشکل شدند، حدس زدن که شاید یه مورد عادی باشه. پرینتر در واقع در امن‌ترین اتاق در کشور بنگلادش قرار داشت اما با یه کم پیگیری، شوکه شدن. فهمیدن هکرها به کل شبکه‌ی بانکی نفوذ کردن و دارن پول جابجا می‌کنن.هدف، دزدین یک میلیارد دلار پول بود. وقتی پرینتر رو ریبوت کردن، خبر ناخوشایندی شنیدن: بانک فدرال رزرو در نیویورک - که بنگلادش اونجا حساب دلاری داره - بهشون پیغام داده بود که از جانب شما درخواست جابجایی کل حساب - حدود ۱ میلیارد دلار - شده.کارکنان بانک مرکزی بنگلادش سعی کردن با این بانک نیویورکی برای گرفتن تاییدیه تماس بگیرن اما بخاطر زمانبندی دقیق سرقت موفق به انجام این کار نشدن. هک حسابهای بانک از دیشب - پنجشنبه ساعت ۸ شب به وقت بنگلادش - شروع شده بود در حالی که در نیویورک صبح بود.ازینرو بانک نیویورکی ناخواسته زمانی که بنگلادشی‌ها خواب بودن کار انتقال تراکنش رو برای سارقین انجام داده بود. روز بعد، یعنی جمعه، روز تعطیلی در بنگلادش هست و طبیعتا بانک تعطیله. روز شنبه که بنگلادشی‌ها خواستن یه کاری انجام بدن، نیویورک تعطیل کرده بود تا دوشنبه.انتخاب پنجشنبه شب برای انجام این سرقت بسیار دقیق بود. این رو در نظر داشتن که روز بعد جمعه‌ست و بنگلادش تعطیله و دو روز بعدش نیویورک تعطیله. اینطوری خواستن اختلال بندازن در پروسه‌ی اداری. البته فکر بعد از یکشنبه رو هم کرده بودن تا روزای تعطیلی بیشتری بخرن.پروسه بدین شکل بود که پس از بیرون آوردن پول از بانک نیویورکی، اون رو می‌بایست به جایی بفرستن. برای این کار مانیل، پایتخت فیلیپین رو انتخاب کردن. روز دوشنبه ۸ فوریه در اغلب کشورهای آسیایی آغاز سال قمری بود و بنابراین همه تعطیل بودن.با جابجا کردن پول از بنگلادش به نیویورک، سپس از نیویورک به فیلیپین، سارقا خیلی دقیق ۵ روز رو برای خودشون در نظر گرفته بودن که بتونن کار نقل و انتقال پول رو انجام بدن. هکرها حدود یکسال روی این مراحل فکر و کار کرده بودن و بسیار منظم قدم به قدم به پیش می‌رفتن.ماجرا از ژانویه سال ۲۰۱۵ شروع شد. یعنی یکسال قبل از هک بانک. اعضای این گروه هکری ایمیلی رو با اسم راسل احلام برای کارمندای بانک ارسال کردن که حاوی رزومه بود و خیلی مودبانه نوشته شده بود. تو ایمیل به کارمندای بانک نوشته بود که ممنونم اگر رزومه‌ی من رو دانلود کنید.دانلود کردن رزومه همان و نفوذ به بانک همان. هکرها با حربه‌ی فیشینگ به بانک نفوذ کردن. در مدت خیلی کوتاهی کنترل تک به تک کامپیوترها و سرورهای بانک رو در دسترس گرفتن. دسترسی به میلیون‌ها دلار پول و صندوق‌ها در نوک انگشتان این گروه بود. اما تا یکسال کاری انجام ندادن.اما چرا یکسال منتظر موندن وقتی به همه چیز دسترسی داشتن؟ طی این یکسال در حال برنامه‌ریزی برای طراحی مسیرهای فرار بودن. مسیرهایی که حساسیت برانگیز نباشه و بتونن راحت پول رو انتقال بدن. برای اینکار در مانیل، پایتخت فیلیپین در خیابانی به اسم Jupiter یک بانک خسته رو انتخاب کردن.چند ماه پس از نفوذ به بانک، چهار حساب بانکی اونجا ایجاد کردن و در هر کدوم ۵۰۰ دلار ریختن. حساب‌ها تراکنشی نداشت و برای روز مبادا گذاشته بودن. اطلاعاتی که باهاش حساب‌ها باز شده بودن همگی فیک بود و مشخص شد همگی با یک گواهینامه‌ی رانندگی فیک ایجاد شدن. هرچند که مهم نبود.در فوریه سال ۲۰۱۶ همه چی آماده بود برای انجام هک و فقط یک مانع وجود داشت: پرینتر واقع در طبقه دهم بانک. این پرینتر کارش چاپ تراکنش‌های چند میلیون دلاری بود. انگار یک متصدی داشته که تراکنش‌ها رو بازبینی میکرده و اگر رقم حساسی رو می‌دید گزارش می‌داد. باید این پرینتر رو خاموش میکردنخاموش نکردنش کل پروژه‌ی سرقت رو به خطر می‌انداخت. با دسترسی وسیعی که به نرم افزار بانک داشتن، به پرینتر نفوذ کردن و از کار انداختنش. پرینتر خاموش شد و شروع کردن به جابجایی پول. هکرها ۳۵ تراکنش انجام دادن که حدود ۹۵۱ میلیون دلار میشد. این مبلغ تقریبا کلا پول بنگلادش در نیویورک بودپس از خاموش کردن پرینتر، هکرها تو اون آخر هفته شروع کردن به جابجایی پول. روز جمعه که مسئولان فهمیدن یه مشکلی پیش اومده، هکرها از یه روز قبل مشغول جابجایی بودن. به رئیس بانک خبر دادن و دور هم جمع شدن. اول فکر میکردن میتونن جلوی این خسارت و آبرو ریزی رو بگیرن. ولی نشد.پول رفته بود.وقتی همه افراد فنی جمع شدن، تازه دیدن این نفوذ چقدر عمیق بوده. هکرها به کل بخش‌های بانکداری بنگلادش نفوذ کرده بودن. و مهمتر از همه، به سوییفت Swift دسترسی داشتن. سوییفت سیستم اتصال بین بانکهای جهانیه برای هماهنگی و انجام تراکنش‌های بزرگ.اما حتی در سیستم سوییفت هم مشخص نبود که کار خطایی انجام شده چون هکرها با یوزر کارمندا در سوئیفت داشتن پول جابجا می‌کردن و طبیعتا همه چی از نظر این سیستم طبیعی بود. اینجا بود که فهمیدن کاری نمیشه کرد. بخش بزرگی از پول در مسیر انتقال به فیلیپین بود.درخواست حکم دادگاه رو کردن برای رفتن به فیلیپین و برگردوندن پول و همین باعث شد ماجرا عمومی بشه و شد تیتر اول کل خبرگذاری‌ها. اما یک اشتباه خیلی جزئی، یک خطای غیر قابل پیش بینی و یک بدشانسی باعث شد نیویورک خیلی اتفاقی مانع ارسال پول به فیلیپین بشه.همونطور که بالا گفتم، بانکی که در فیلپین مد نظر هکرها برای دریافت پول بود در خیابان Jupiter قرار داشت. اون زمان خیلی اتفاقی آمریکا یکی از کشتی‌های ایرانی در آبهای بین‌المللی به اسم Jupiter رو تحریم کرده بود. همین تشابه اسمی باعث شد بانک نیویورکی مانع از انتقال پول بشه.سیستم‌های نرم‌افزاری بانک آمریکایی بطور خودکار به این کلیدواژه حساس بودن و اگر به چنین اسمی در سیستم بر می‌خوردن، اون رو موقتا متوقف میکردن تا بررسی مجدد انجام بشه. همین تشابه اسمی باعث شد بخش بزرگی از پول به فیلیپین منتقل نشه و اینطوری جلوش گرفته شد.قیافه هکرها پس از یکسال برنامه ریزی دقیق هنگام شنیدن این خبر:از کل ۹۵۱ میلیون دلار سرقت شده، بانک نیویورکی تونست خیلی اتفاقی جلوی انتقال ۸۵۰ میلیون دلار رو بگیره. ۱۰۱ میلیون دلار اما از این کریدور رد شد. از این مقدار، ۲۰ میلیون دلارش ارسال شد برای یک خیریه به اسم Shalika Foundation در سریلانکا اما اینجا هم یه اشتباهی رخ داد.هنگام ارسال هکرها آدرس مقصد رو با یک اشتباه تایپی نوشته بودن Shalika fundation که یکی از کارمندای تیزچشم تونست پیداش کنه. این ۲۰ میلیون دلار هم به مقصد اون خیریه ارسال نشد (ارسال پول به خیریه تو برنامه هکرها بود برای اینکه حساسیت برانگیز نباشه).اما عاقبت ۸۱ میلیون دلار به فیلیپین رسید. از یک میلیارد دلار این مقدار ناچیز به نظر میرسه اما هرچی باشه بازم عدد چشمگیریه. زمانی که بانک بنگلادش در تلاش بود که پولا رو برگردونه، هکرها هم سخت کار می‌کردن که پول رو از دسترس همه خارج کنن.پول در بانک فیلیپینی واریز شد. بخشی از این پول رو خیلی سریع از طریق صرافی‌ها به پول فیلیپین تبدیل کردن و دوباره در حسابهای جداگانه‌ای ریختن. مقداریش رو نقدی از بانک برداشت کردن و کشیدن بیرون. سعی کردن با جابجایی زیاد پول بین حسابها و ارزها، رد پول رو گم کنن.اما باز هم می‌شد که رد پول رو گرفت. برای اینکه این پول کاملا غیرقابل ردیابی بشه، باید از سیستم بانکداری خارج میشد. برای این کار کازینوها رو انتخاب کردن. کازینوی Solaire یکی از بزرگترین و مجلل‌ترین کازینوها در آسیاست که حدود ۴۰۰ میز قمار فقط در سالن عمومیش داره.سناریوی بعدی هکرها اینجا رنگ گرفت. ۵۰ میلیون دلار از پول رو آوردن تو این کازینو و یه کازینوی دیگه. ایده‌ی کازینو برای پاک کردن مسیر انتقال پول بود. اینجا پول به چیپ تبدیل میشد، روی میز میرفت و سپس دوباره به پول تبدیل میشد. اینطوری دیگه کامل رد پول گم میشد.اما شاید بپرسین پس ریسک دیده شدن چی؟ این پول رو که نمیشه آورد وسط سالن عمومی و باهاش قمار کرد. برای این کار، اتاقای خصوصی گرفتن و خیلی از این قمارها با رقم بالا بین آدمای پولدار در اتاقای خصوصی برگزار میشه. آدمای حرفه‌ای داشتن که اینا رو گذاشتن پای میز قمار که با پول بازی کنن.جالبه بدونین بخشی از این پول رو خرج بازی Baccarat کردن که تو آسیا خیلی محبوبه. بازی ساده‌ایه و فقط سه خروجی داره که یکیش برنده‌ست. آدمای خیلی حرفه‌ای تا ۹۰ درصد تو این بازی برنده میشن. پول زیادی رو ریختن توی این بازی و تونستن درصد بالایی رو از دستگاهها پس بگیرن.این قماربازهای حرفه‌ای برای هفته‌ها تو هتل‌های این کازینو مستقر بودن و بازی پشت بازی مشغول پولشویی و تبدیل پول کثیف به پول تمیز بودن. بنگلادشی‌ها هم این مدت مشغول ردیابی بودن و خوب پیش رفتن تا اینکه به در بسته‌ی کازینو خوردن و در هزارتوی کازینو دیگه نمیشد پول رو ردیابی کرد.البته با زور حکم دادگاه و پیگیری خیلی موشکافانه تونستن یکی دو تا از بازیکنای کازینو رو با ۱۶ میلیون دلار پول بگیرن. البته نتونستن اتهامی بهشون وارد کنن چون اینا گفتن ما خبر نداریم فقط بازیکن هستیم. ۱۶ میلیون دلار رو برگردوندن بنگلادش.هکرها در کل ۳۴ میلیون دلار وارد کازینو کردن و معلوم نشد چقدر تونستن از اونجا از پول تمیز کنن. ۳۰ میلیون دلار دیگه رو ردیابی کردن که ظاهرا شخصی همون اوایل در فیلیپین گذاشته بود تو کیفش و با جت شخصی فرار کرده بود چین. حالا چند توییت از اینکه این گروه کی هستن.این هکرها با اسم Lazarus Groups معروف هستن و ایده‌ی کلی اینه که کره شمالی پشتشونه. این همون گروهیه که چند سال پیش به شرکت Sony Pictures حمله کردن و مانع از اکران عمومی اون فیلم درباره کیم جونگ اون شدن. حمله به بانک‌ها و بیمارستان‌ها و کلی جاهای دیگه تو رزومه‌شون هست.آدمایی که توی این گروه هستن همه از نخبگان ریاضی هستن. اینا از بچگی تحت تعلیم و آموزش شدید برای تبدیل شدن به تکنسین‌های حوزه سایبری مدیریت میشن. پایگاه فعالیتیشون منطقه‌ای از چین هست که از یه سنی به بعد کره شمالی اینا رو میفرسته اونجا.ظاهرا سرکرده این گروه فردیه به اسم Park Jin-hyok که خیلی کشورها دنبالشن ولی هنوز نتونستن بگیرن. وقتی ردش رو دنبال می‌کنی می‌بینی خیلی جاها به عنوان برنامه نویس کار می‌کرده. برنامه‌نویس در روز و هکر در شب. این باج‌افزار WannaCry هم ظاهرا ساخته‌ی این گروه هست.سازنده باج‌افزار WannaCryاین رشته توییت خلاصه‌ای بود از گزارش مفصل بی‌بی‌سی که لینکش رو اینجا میزارم. بی‌بی‌سی یک پادکست ده قسمته هم ساخته که خیلی جذاب و حرفه‌ای به ماجرای این دو هک می‌پردازه: یکی هک بانک و یکی شرکت سونی پیکچرز. گوش دادنش خالی از لطف نیست.رشته توئیت از Prof. Balthazar</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Fri, 26 Aug 2022 12:14:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویروس دلتا چه طور می‌تواند از سد واکسن کرونا بگذرد؟</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D9%88%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%B3-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D8%A7-%D9%88-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%86-pd04ltrdjinn</link>
                <description>ویروس دلتا چه طور می‌تواند از سد واکسن کرونا بگذرد؟ چرا اگر واکسن زده باشیم، حتی اگر کرونا بگیریم، خیلی شرایط بهتری داریم؟ سعی می‌کنم خلاصه و به زبان نسبتا ساده توضیح دهم:‏سه نوع سلول ایمنی نقش جدی در ایجاد ایمنی بعد از واکسن دارند: دندریتیک (D)، بی (B) و تی(T). وظیفه سلول‌های D پردازش واکسن و آموزش سلول‌های B و T است. این آموزش تقریبا دو هفته زمان می‌برد. سلول‌های B و T کارشان حفاظت نهایی است اما از دو طریق کاملا متفاوت:‏روش سلول‌های B برای حفاظت از بدن تولید آنتی‌بادی است. آنتی‌بادی‌ها مولکول‌هایی هستند که خیلی دقیق به ویروس می‌چسبند، ویروس را خنثی می‌کنند و مانع آلوده شدن سلول‌های بدن می‌شوند. عکس زیر نشان می‌دهد که آنتی‌بادی چطورمانع برهمکنش ویروس و سلول‌های بدن می شود.وقتی ویروس وارد بدن فرد واکسینه شده می‌شود، آنتی‌بادی‌ها سریعا ویروس را خنثی می‌کنند و به این ترتیب مانع تکثیر ویروس در بدن می‌شوند.اما دلتا چرا می‌تواند از سد واکسن بگذرد؟ به دو دلیل:اول اینکه واکسن‌هایی که در دسترس هستند بر اساس ساختار ژنتیکی ویروس اولیه‌ای که تقریبا ۲ سال پیش در چین پخش شد ساخته شده‌اند و دلتا نسبت به ویروس اولیه تغییراتی دارد، بنابراین آنتی‌بادی که در نتیجه واکسن تولید می‌شود قدرت خنثی‌سازی‌اش در مقابل دلتا اندکی کاهش پیدا کرده است.اما دلیل مهمتر آنکه قدرت و سرعت تکثیر دلتا خیلی بیشتر از ویروس اولیه، و البته تمامی گونه‌های فعلی ویروس کرونا است. دلتا تقریبا دو برابر سریعتر از ویروس اولیه کرونا تکثیر می‌شود. وقتی ویروس وارد بدن شد، بلافاصله مسابقه بین ویروس و آنتی بادی شروع می‌شود:آنتی‌بادی سعی می‌کند ویروس را خنثی کند و ویروس سعی می‌کند سلول‌ها را آلوده کند و سپس در درون سلول تکثیر شود. قابلیت بالای دلتا در تکثیر سریع باعث می‌شود که در بعضی افراد واکسینه شده بتواند این مسابقه را ببرد و افراد آلوده شوند.اما بعد از اینکه ویروس از سد آنتی‌بادی گذشت و سلول آلوده شد چه می‌شود؟ از اینجا به بعد سلول‌های T نقش پررنگی در کنترل بیماری دارند. سلول‌های T، که قبلا توسط سلول‌های D آموزش دیده‌اند، سلول‌های آلوده را شناسایی می‌کنند و با سرعت بسیار بالایی شروع به کشتن سلول‌های آلوده می‌کنند.در واقع کسی که واکسن زده باشد، حتی اگر ویروس از سد آنتی‌بادی بگذرد، سلول‌های آموزش دیده T او را از وارد شدن به فاز بیماری شدید نجات می‌دهند. اگر واکسن نزده باشید هم در نهایت این سلول‌های T هستند که سلول‌های آلوده را می‌کشند و به این ترتیب شما را نجات می‌دهند.اما آموزش سلول‌های T تقریبا دو هفته زمان می‌برد، به این دلیل است که در هر بیماری ویروسی، مثل کرونا یا آنفولانزا، حداقل دو تا سه هفته زمان می‌برد تا خوب شویم.در واقع سلول‌های B نقش مهمی در جلوگیری از آلوده شدن و پیشگیری از بیماری خفیف را دارند و سلول‌های T نقش مهمی در جلوگیری از بیماری با علائم متوسط و شدید را دارند. پس اگر واکسن زده باشیم، حتی اگر بیمار شویم، سلول‌های T آموزش دیده جلوی وارد شدن بیماری به فاز شدید را می‌گیرند.منبع:رشته توئیت از محمد رشیدیان</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Thu, 23 Sep 2021 15:26:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پرحاشیه ترین مهاجران سینما</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D9%BE%D8%B1%D8%AD%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-y2v0wwwjb0z7</link>
                <description>فراموشی در پی کسب شهرت!مهاجرت برای هر فرد بی شک یک تصمیم شخصی است. در مواردی اما مهاجرت و اقدامات حاشیه ای پس از آن توسط چهره های مطرح به وسیله ای برای اعتراض یا معروفیت و شهرت تبدیل می شود. نکته مهم در تفاوت مهاجرت چهره های چون سوسن تسلیمی، گلشیفته فراهانی، مهناز افشار، شبنم طلوعی، روناک یونسی و لادن طباطبایی که از جمله بازیگرانی بودند که جایگاه با اعتباری در سینمای ایران داشتند با برخی چهره هایی که تا پیش از حواشی خروجشان از کشور چندان شناخته شده نبودند نهفته است. و اینک مثلا چرا سوسن تسلیمی با گذشت دو دهه از مهاجرتش همچنان در یادها و خاطره ها باقیست و گلشیفته فراهانی بخش اعظمی از اعتبار و محبوبیتش را حفظ کرده و حتی جایگاه بازیگری اش را ارتقا داده ولی بسیاری از چهره های نوظهور در این مسیر پرحاشیه خیلی زود به فراموشی سپرده شدند. در این یادداشت به چهار بازیگری که پرحاشیه ترین مهاجرت های سینمای ایران را داشته اند اشاره کرده ایم.صدف طاهریانشاید پر سر و صدا ترین مهاجرت بازیگران مربوط به صدف طاهریان باشد. بازیگری که تا زمانی که در ایران فعالیت می کرد ناشناخته بود و حواشی کشف حجاب خیلی غلیظ! و در پی آن مصاحبه های پر حاشیه او درباره فساد در سینمای ایران سبب به شهرتش شد. صدف طاهریان سالهاست که تقریبا هیچ تجربه بازیگری را در کارنامه نداشته و بیشتر به عنوان مدل فعالیت می کند.حنانه شهشهانییکی دیگر از مهاجرین پر حاشیه ای که تازه با کشف حجاب و عکس های مدلینگ خود! به شهرت رسید و برای بسیاری شناخته شد حنانه شهشهانی بود. او که کم کار نبود و در نقش های فرعی سریال های ترانه مادری و جاودانگی و نقش کوتاه در فیلم میم مثل مادر دیده شده بود به یکباره تصاویر مدلینگش بدون حجاب در فضای مجازی پخش شد و خبر از مهاجرتش داد. مدت هاست خبری از این بازیگر سابق و مدل فعلی هم شنیده نمی شود.مینا لاکانیمینا لاکانی یکی از بازیگرانی بود که خروجش از کشور با توجه به تجربه و موقعیت های کاریی که در داخل کشور داشت و مصاحبه پرحاشیه اش با صدای آمریکا حسابی تعجب برانگیز و پر حاشیه شد‌. مینا لاکانی هرچند به عنوان چهره سطح اول بازیگری در ایران شناخته نمی شد ولی همیشه تصویری حرفه ای و مقبول از خود در فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی ارائه کرده بود. به جز کارگردانی چند نمایش درجه چندم فعالیت قابل ذکری را از مینا لاکانی در این سال های مهاجرت ندیده ایم و او نیز رفته رفته به فراموشی سپرده شد.ریحانه پارسابحث ریحانه پارسا در این روزها انقدر داغ است که نیاز چندانی به تشریح وضعیت و دلایل مهاجرت او وجود ندارد. باید منتظر ماند و دید سرنوشت این بازیگر جوان در خارج از ایران چه خواهد شد. آیا او هم نهایتا در سطح یک مدل درجه چندم کارش را ادامه خواهد داد یا همانطور که مدعی شده به فیلمسازی و حضور در پروژه های بین‌المللی روی خواهد آورد. مطمئنا تا کمتر از یکسال دیگر که از این هیجان فضای مجازی کاسته شود این مسیر و اهداف مشخص تر خواهد بود.این مطلب پیش از این در اینجا منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sun, 15 Nov 2020 11:36:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سواچ و نقش و جایگاهش در دنیای ساعت</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%B3%D9%88%D8%A7%DA%86-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-kytkbqngauqy</link>
                <description>سواچسواچ Swatch ساعتی خوب و دوست داشتنی است، چون ساعتی است برای پوشیدن و لذت بردن، ساده است ولی ساخت زیرکانه‌ای دارد که از هر سازنده‌ای بر نمی‌آ‌ید. یکبار مصرف است ولی با دوام است. جذاب است یا به قولی &quot;Cool factor&quot; دارد.ارزان است و این خودش نیشخندی است به دنیای پر تفاخر ساعت‌های لوکس که این جذابیتش را بیشترهم می‌کند. سن و سال ندارد. اگر دلی سرزنده داشته باشید که چه بهتر، ولی جدی‌تر‌ها را هم دست خالی نمی‌گذارد. دوستش دارید ولی به نگهداری‌اش آنقدرها حساس نیستید و این حس آزادی می‌دهد.به دست خیلی‌ها ست، ولی انگار منحصر به فرد است. به لطف تنوع بسیار زیادش کمتر پیش می‌آید دو نفر یک مدل را داشته باشند. هر مدل به مدت و تعداد محدودی ساخته می‌شود. هر طرحش پیش زمینه‌ای دارد، به جایی، رویدادی، چیزی برمی‌گردد و جان می‌دهد برای یادگاری از آن حال و روز و ماجرا.با اینکه چندان قدیمی نیست و همیشه به روز است، نسل‌هایی با آن نوستالژی دارند. خلاصه برای یک ساعت مچی واقعی بودن نه تنها چیزی کم ندارد، چیزهایی دارد که دستیابی به آنها برای هر ساعتی ممکن نیست.اما همه اینها به کنار، در صنعت ساعت‌سازی دارای نقش و جایگاهی است که شاید کمتر از آن باخبر باشید! سواچ برای صنعت ساعت‌سازی سوییس عزیز و محترم است. جایگاه غیر قابل انکاری که به نقش تاریخی‌ آن و بنیانگذارش در نجات این صنعت بر می‌گردد:کوارتزورود ساعت‌های کوارتز ژاپنی در دهه ۷۰ میلادی، ساعت‌سازی سوییس را به زانو درآورد. صنعتی که خروجی دو قرن‌ دانش و تخصص‌اش یک شبه بدون مشتری ماند و سرمایه‌ گذاران و سیاست گذاران هم شانسی برای این بیمار در حال کما نمی‌دیدند. کوارتز ساعت روز بود، مدرن، دقیق، نازک‌ و ارزان‌.کارگاه‌های ساعت سازی دسته دسته از میان می‌رفتند، تولید ساعت سوییس در کمتر از ۱۰ سال از ۸۴ میلیون عدد در سال به ۳۰ میلیون در سال رسید. نه اینکه سوییسی‌ها تکنولوژی کوارتز نداشتند، ولی دیر بود، عقب بودند. زمین بازیی که در آن برتری کامل داشتند، یک شبه زیر و رو شده بود.نبکلاس هایککارآفرینان و مدیران صنعت برای یافتن راه حل تلاش می‌کردند. حتی صحبت از فروش باقیمانده‌‌ها بود و مشتریِ پشت در، رقیبِ شماره یکی که خود مسبب این وضع بود: ژاپن. اینجا بود که آقای نیکلاس هایک Nicolas Hayek مدیر برجسته یکی از کنسرسیوم‌های ساعت‌سازی، برای خروج از بن بست طرحی نو آورد.شرح کامل این نقشه نجات در این رشته توییت نمی‌گنجد، ولی یکی از شاهکارهای آقای هایک در این طرح، ایده ساخت ساعتی جدید و متفاوت بود که به کمک ارنست تمک Ernst Thomke آن را عملی کرد. ساعتی آنقدر ارزان و جذاب که حتی اگر از قبل ساعت خوبی دارید، باز بخواهید یکی از این داشته باشید.نیکلاس هایک و ارنست تمکاین «ساعت دوم» یا Second Watch باید چه ویژگی‌هایی می‌داشت؟ اینجا بود که شاهکار طراحی محصول اتفاق افتاد و اس واچ یا همان سواچ S-Watch در سال ۱۹۸۲متولد شد. ساعتی که وقتی بزرگترها برای بچه‌ها می‌خریدند، رهایی از وسوسه خرید یکی دیگر برای خودشان و دیگر اعضای خانواده، آسان نبود.غیر از شیوه نشان دادن ساعت هیچ چیز دیگر سواچ سنتی نبود. تشکیل شده از ۵۱ قطعه (Sistem51)، با موومنت کوارتز، پر از ابتکار و نوآوری. ساعتی برای پوشیدن و لذت بردن که هرچند به آسانی خراب نمی‌شد، ولی در آن صورت تعمیر نمی‌شد.  سواچ به سرعت درخشید و مورد استقبال قرار گرفت.از خوش شانسی‌های سواچ ظهور در دهه ۸۰ بود، دهه‌ای که دوره اوج فرهنگ پاپ pop culture در طراحی بود و سواچ یک بوم سفید برای کار. اینکه چه میزان از موفقیتش اتفاقی بود و چقدر پیش بینی شده به کنار، نقش سواچ در احیا و باز تعریف صنعت ساعت‌سازی سوییس غیر قابل انکاراست.موفقیت سواچ و درآمد حاصل از آن به شکل‌گیری و تکامل هلدینگ گروه سواچ Swatch Group منجر شد، که بعضی از غول‌های از پا افتاده ساعت‌سازی سوییس را خرید و نجات داد. سواچ که پاسخ سوییس به بحران کوارتز بود، برایش وقت با ارزشی خرید تا ساعت‌های مکانیکی دوباره به صحنه برگردند.از میان نوجوانانی که بر آنها جادویِ به دست داشتنِ ساعت مچی کارگر افتاد، ساعت دوستان و کلکسیون‌داران امروز پیدا شدند. بزرگتر‌هایی که داشتن یک ساعت خوب را ابزاری لازم و کافی می‌دانستند، با سواچ با شیرینی داشتن ساعت دوم از سرِ سرگرمی یا برای آخرِ هفته آشنا شدند.سواچ نسل‌هایی را با ساعت آشتی داد و به شکل‌گیری فلسفه جدیدی از داشتن ساعت مچی کمک کرد. امروز گروه سواچ صاحب برخی از خوش‌نام ترین و با ارزش‌ترین برند‌های ساعت دنیاست، که از میان رفتنشان حیف بود. در میان آنها سواچ دوست‌داشتنی، که دیگر به درستی نام «سوییس واچ» برازنده آن است.این رشته توییت اولین بار توسط Saatchee24 منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Tue, 01 Sep 2020 13:19:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زینت‌های سکسی</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%AA%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DA%A9%D8%B3%DB%8C-byn4rnpsu3td</link>
                <description>یکی از دوستانم، قبل از تمام کردن دکتراش پارسال مقاله تک نفره در نشریه معروف نیچر چاپ کرد. مقاله هیچ  آزمایشی یا حتی شبیه سازی پیچیده نداشت. فقط نیازمند فکر کردن درست درباره مساله ای بود که ملت  دهه ها فکر می کردند جواب بهتری نداره.  مساله &#x27;زینت&#x27; های سکسی.در بسیاری از جانوران، یکی از دو جنس دارای &#x27;زینت&#x27; هایی هست که بسیار دست و پا گیرن و شایستگی تکاملی فرد رو پایین میارن. مثال معروفش طاووسه که دمش‌ انقدر بزرگ و تابلوئه که خطر شکار شدن رو به شدت افزایش می ده. زیست شناسها مدتها می دونستن که این احتمالا به انتخاب جنسی مربوطه.یعنی افرادی که زینت های اینگونه دارن، با وجود خطراتی که به جان می خرن، شانس بالاتری برای جفت گیری دارن. در صد سال گذشته دو فرضیه اصلی برای توضیح این پدیده وجود داشت. اولی توسط فیشر که مهمترین زیست شناس اماری قرن ۲۰ مه، پروسه &quot;فرار تکاملی&#x27;‌ رو توصیف می کنه.مبناش اینه که همزمانی تصادفی بین ژنی که دم کمی بلندتر رو در  یک جنس ترجیح می ده، و ژنی که دم رو کمی بلندتر می کنه، می تونه باعث چرخه ای بشه که این دو ژن همدیگر رو تشدید کنن (مثلا نر های با دم بلندتر ماده های بیشتری جذب کنن و بچه ها شون &#x27;دم بلندتر&#x27; و &#x27;دم بلند دوست تر&#x27; باشن.)یک ورژن این مکانیزم به &#x27;فرضیه پسر های سکسی&#x27;‌معروفه. یه زمانی تو ایران اکولوژی درس می دادم، هر ترم یه والدی می اومد می گفت این چرتو پرتا چیه تو کتاب بچه ام؟‌ من هم هاج و واج که به خدا اسم علمیشه (حالا درس هم نمی دادم اونو).فرضیه دیگر به نظریه handicap (نقص عضو) مشهوره، میگه زینت های از این قبیل در واقع &#x27;علامت صادقانه&#x27; کیفیتن. علامت صادقانه، یعنی علامتی که تقلبی نشان دادنش مشکل باشه. این دسته از نظریه ها مدتی در اقتصاد خیلی محبوب شدن، چون بعضی رفتار های انسان رو هم می شد باهاشون توضیح داد.یک مثال، نشانه های تستوسترون بالادر مردانه. تستوسرون در مجموع هورمون مضریه. هم سیستم ایمنی رو ضعیف می کنه، هم ریسک پذیری/خشونت رو بالا می بره، و مجموعا مرگ رو محتمل تر می کنه. از این رو زنده بودن با تستوسترون مثلا قراره بگه که طرف خیلی خفنه که تونسته با این وصف زنده بمونهمثلا دیگر پول خرج کردن روی سنگ های قیمتی و کلا به قول امروزی ها &quot;لاکچری&quot; که هیچ خاصیت واضحی ندارن. ولی علامت این هستن که &#x27;من انقدر پول دارم که می تونم برای چیز به این بی معنی خرجش کنم&#x27;.  این نظریه با وصف شهرتش به خاطر توضیح راحت، دید خوبی از مکانیزم تکامل چنین صفاتی نمی داد.خیلی ها عملا نظریه های &#x27;علامت صادقانه&#x27; رو علمی نمی دونن، چون تست کردنشون بسیار مشکله. در مورد نظریه فیشر هم، با وجود اینکه مکانیسم تکاملی ارائه می داد، نیازمند شرایط اولیه پیچیده ای بود که به طور شانسی ژن ترجیح و ژن زینت رو همزمان در جامعه جفت کنه.ولی فراوانی این نوع زینت ها در گونه های مختلف این شک رو بر می انگیخت که شروع چنین پدیده ای نمی تونه انقدر وابسته به فراوانی کافی  و همزمان  ژن های به خودی خود بی خاصیت باشه که شانسی به چنین فراوانی رسیدن.خانم مورالیدار، نشون داد که مکانیسم محتمل تری وجود داره. ایده اصلی اینه که کروموزوم هایی که بیشتر وقتشون رو در یک جنس خاص می گذرونن می تونن با خودخواهی باعث گسترش ژن هایی بشن که تاثیرشون در جنس مورد نظر مثبت باشه، حتی اگر به ضرر جنس مخالف تموم شهمثلا کروموزوم جنسی Y در انسان، تمام زمانش رو در جنس مرد میگذرونه. (در انسان زنان XX و مردان XY هستن وکروموزوم X ۲/۳ زمان رو در ماده ها میگذرونه)  در پرندگان کروموزوم W در همیشه در ماده هاست، و اگر ژن ترجیحی روش باشه که به نفع دختران باشه، فارغ از اثرش روی مردان می تونه پخش شه.چنین ژن هایی با تاثیر دوگانه در دو جنس محدود به کروموزوم های جنسی نمی شن، ولی تئوری مورالیدار نشون داد که وقتی این ژن ها روی کروموزوم جنسی قرار می گیرن، تاثیرشون بسیار شدید تر می شه. و حتی تعداد کمی از این کروموزوم ها می تونن سریع در جمعیت پخش بشن.با فکر کردن به اینکه چِطور قرار گیری نامتقارن ژن ها در دو جنس می تونه پروسه فیشر رو آغاز کنه، خانم مورالیدار یک مساله ۷۰-۸۰ ساله رو زنده کرد. اینکه ایا این فرضیه جواب معمای زینت هاست معلوم نیست، ولی حداقل مدارک اولیه از پراکندگی این نوع زینت ها و ژن هاشون با این فرضیه سازگاره.در اخر می خوام روی اهمیت فکر کردن دقیق و نه الزاما پیچیده بلکه &#x27;روشن&#x27; روی مساله ها تاکید کنم. نمی خوام زیاد ساده سازی کنم، ولی همیشه نیاز به ازمایشگاه میلیونی و امکانات پیچیده نیست. برای مدل های این مقاله هم ریاضی در حد ترم ۲-۳ کافیه.  ارزش ایده ها در پیچیده بودن نیست.ز اونجا که سوال می شه، لینک پی دی اف مقاله را گذاشتم.این رشته توییت اولین بار توسط سام منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Tue, 18 Aug 2020 18:28:23 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منشا تکاملی قاعدگی</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D9%85%D9%86%D8%B4%D8%A7-%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C-%D9%82%D8%A7%D8%B9%D8%AF%DA%AF%DB%8C-erg8sz28gmwr</link>
                <description>در این رشتو به منشا تکاملی قاعدگی در انسان می پردازم که بسیار پیچیده و گسترده ایست که می شه از چندین جهت بهش پرداخت. برای اینکه این مساله بهتر فهمیده شه، ابتدا چند مفهوم تکاملی باید تبیین بشه.  در زیست  عموما &#x27;ماده&#x27; به جنسی گفته می شه که سلول جنسی (گامت) بزرگتر تولید می کنه.در بیشتر جانورانی که تولید مثل جنسی انجام می دن، این عدم تقارن در اندازه گامت ها وجود داره. این باعث می شه از ابتدای جفت گیری  درگیری در سرمایه گذاری در فرزند وجود داشته باشه.برای نر، ارزش موفقیت هر تک فرزند پایینتره چون هزینه تولید گامت نر کمه ولی هزینه تولید گامت ماده بالاست.در پستانداران، که جنس ماده علاوه بر هزینه گامت بزرگتر، وظیفه حاملگی رو هم تحمل می کنه، اختلاف بین ترجیح تکاملی نر و ماده بالا می ره. برای نر ها ترجیح اینه که هر لقاحی با اسپرمشون صورت گرفت رشد کنه.در حالی که برای ماده ها مهمه که فرزندی که در بدنشون رشد می کنه &#x27;کیفیت&#x27; بالایی داشته باشه. تعداد حاملگی های پستانداران ماده محدوده  و در نخستی ها پروسه خطرناک و پر آسیبی برای مادره و می خواد که منابع رو منصفانه بین فرزندان امروز و آینده اش تقسیم کنه.ولی هر جنین می خواد سهم بیشینه از منابع مادر داشته باشه. بخشی از این  به خاطر ژن هایست که از طرف پدر دستکاری شدن. به این پدیده Imprinting گفته می شه، و در واقع عامل کشمکش پدر و مادر در لایه ژنی برای به دست آوردن منابع بیشتر از مادره.از لحظه ای که سلول های جنین از طریق جفت به جریان خون مادر دسترسی پیدا می کنن، کنترل اوضاع تا حد زیادی از دست مادر خارج می شه. جنین از طریق جفت سلول هاش رو به جاهای مختلف بدن مادر می فرسته، و با ترشح هورمونی می تونه رشد لایه های مختلف رحم و رگهای تغذیه کننده جفت رو تغییر بده.در مورد اینکه سلول های پخش شده در بدن مادر چکار می کنن، نظریات مختلف هست. مثلا بعضی به مغز می رن و ممکنه بر رفتار بعد از زایمان مادر تاثیر بزارن. بعضی احتمالا شانس حاملگی های بعدی در فاصله کوتاه پایین می ارن یا شانس بقای جنین های بعد رو کم می کنن (رقابت با بچه های بعد).حتی گزارش هایی مبنی بر نقش این سلول ها در ترمیم بافت اسیب دیده مادر (در اثر سکته قلبی) وجود داره. همه مادر ها سلول های بچه هاشون رو در خودشون برای سالها بعد از حاملگی حمل می کنن. (اینجا)اما برگردیم به رقابت مادر و جنین. تو بیشتر پستانداران، مادر اجازه چنین زورگویی رو به این راحتی نمیده. لایه اندومتر رحم کم خون تره و کلا از سیستم شریانی مادر فاصله داره، طوری که جنین نمی تونه خودشو به شریان های اصلی مادر برسونه ، برای همینم حاملگی آنقدر سخت نیست.درنخستی ها، شاید به خاطر نیاز به انرژی زیادی که مغزهای بزرگ دارن، دسترسی به سیستم خونی لازم می شه.  ولی به همه دلایلی که در بالا ذکر شد، مادر می خواد که دسترسی به شریان های اصلی رو به تعویق بندازه، و در واقع جنین رو قبل از اجازه ورود به سیستم &#x27;کنترل  کیفیت&#x27; کنه.از لحظه ای که جنین چند سلولی روی اندومتر میشینه، شروع به کاویدن دیواره رحم می کنه به سمت بدن مادر تا بتونه خون و غذای بیشتری دریافت کنه.ینجاست که کاربرد اندومتر مهم میشه. در واقع اندومتر با وجود مغذی بودن از -سختترین- جاها برای رشد جنینه و ضمنا قابل دور ریختن! تست هایی که روی موش انجام شده نشون می ده که جنین ها راحت تر روی بافت های دیگه از جمله چشم، روده و حتی بیضه (!) رشد می کنن.در عین حال، مشکل اینه که جنین ها برای رشد نیاز به منابع عظیمی دارن. راه حل نخستی ها برای حل این مسئله اینه که بافت پر خون و مغذی (و البته کم تحملی برای لوس بازی) رو بسازن که در عین حال بتونن در موقع نیاز (قبل از اینکه جنین به شریان های درونی رحم برسه) بریزن دور.در واقع در زنان، هر ماه لایه ای ضخیم و  پر خون برای فاصله گذاشتن بین رحم و سیستم خونی مادر ایجاد می شه که در صورت حاملگی به  مادر اجازه حذف جنین های ضعیف یا ناخواسته (از دید مولکولی) رو میده. قبل از اونکه به شریان ها برسن و کنترل پروسه های حساس فیزیولوژیک رو در اختیار بگیرن راه حل &#x27;بهینه&#x27; ای‌ نیست، ولی تکامل عموما مساله ها رو در &#x27;عاقلانه&#x27; ترین روش حل نمی کنه.  همونطور که گفتم این بحث خیلی گسترده است، یک توصیف قابل دسترس  و عالی  از یک متخصص این زمینه که این رشتو هم ازش کمک گرفته اینجا نوشته شده: https://www.forbes.com/sites/quora/2016/05/06/how-and-why-did-women-evolve-periods/#2eac97a057a3 این رشته توییت اولین بار توسط سام منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Mon, 17 Aug 2020 13:04:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گونه انسان، همدست شر و مجری آن</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B4%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%AC%D8%B1%DB%8C-%D8%A2%D9%86-qhntyu6tobti</link>
                <description>گونه انسانها، همدست شر و مجری خواسته‌های آن می‌شوند و این کار خود را توجیه می‌کنند؟ بعد از سقوط هیتلر ، در زمان محاکمه مسئولان دخیل در جنایات رژیم نازی در دادگاههای نورنبرگ، گفته می‌شد که این افراد دارای روحیه جنایتکارانه و دیگرآزار بوده‌اند. اما هانا آرنت معتقد بود که این افراد ممکن است تنها کارمندانی بی استعداد ولی حرف گوش کن باشند که همه دستورات را همانگونه که به آنها ابلاغ شده، اجرا کرده‌اند و در واقع معتقد بود که ایراد نه از افراد، بلکه از سیستمی است که آتوریته داشته و افراد نیز خود را موظف به اطاعت از آن می‌دانستند. استانلی میلگرام استاد روانشناسی اجتماعی، چند سال پس از این دادگاهها در سال 1963 شروع به تحقیق در این باره کرد تا پاسخی برای این سوال بیابد که چرا افراد در مقابل خواسته‌های شر یک آمر قدرتمند مقاومت نمی‌کنند و از انجام کارهایی که خلاف اخلاقیات و وجدان است، پرهیز نمی‌کنند.آزمایش میلگرام از این قرار بود که افراد مختلف، از بنا و آهنگر تا کارمند و ... که داوطلب شرکت در یک آزمایش روانشناسی علمی برای تحقیقات دانشگاهی هستند، به دانشگاه فراخوانده می‌شدند. به آنها گفته می‌شد ک باید نقش یک معلم را ایفا کنند و از فردی که به عنوان دانش‌آموز در آزمایش حضور دارد، سوالاتی بپرسید. به داوطلب گفته می‌شد که در این آزمایش قصد داریم قدرت حافظه افراد را امتحان کنیم. وظیفه داوطلب که به او نقش معلم را داده‌اند این است که هرگاه فردی که به عنوان دانش‌آموز روی صندلی نشسته، به سوال پاسخ اشتباه داد، یک شوک الکتریکی به او وارد کند شوکها با هر پاسخ غلط، قوی تر می‌شدند. دکمه‌هایی که داوطلب باید فشار می‌داد، از شوک 15 ولتی آغاز و در نهایت به شوک 450 ولتی می‌رسید. وقتی دکمه شوک 75 ولت فشار داده می‌شد دانش آموز ناله های خفیف می‌کرد، با شوک 120 ولت فریاد می‌زد، با شوک 150 ولت تلاش می‌کرد آزمایش را ترک کند و با شوک 280 ولت ناله های دلخراش سر می‌داد. سوالات به گونه ای طراحی شده بود که تقریبا دادن جواب درست به آنها غیرممکن بود و داوطلبی که نقش معلم را داشت در آن لحظه هم اشتباه بودن سوالات و هم زجر کشیدن دانش آموز را می‌دید. البته این فرد نمی‌دانست که سیمهای متصل به بدن دانش‌آموز بدون برق هستند و دانش آموز، در واقع بازیگری است که در حال نقش بازی کردن است. میلگرام که انتظار داشت در این شرایط، داوطلبان از ادامه آزمایش انصراف دهند، در نهایت نتایج آزمایش خود را تعجب انگیز و ترسناک نامید. چرا که به گفته او  بیشتر شرکت کنندگان در این آزمایش آن را تا آخرین مرحله و وارد کردن شوک 450 ولتی به بدن دانش آموز ادامه دادند.  در واقع مهمترین یافته تحقیقات میلگرام این بود: «افراد بالغ جامعه به شکل افراط گونه ای آمادگی دارند تا برای اجرای فرمان یک آتوریته غالب، دست به هرکاری بزنند» از بین بیش از هزار شرکت کننده در این آزمایش، تقریبا دو سومشان یعنی نزدیک به 700 نفر، بدون مقاومت دستورات را اجرا کرده و به دانش آموز شوک داده اند. میلگرام از آزمایش خود اینگونه نتیجه گیری کرد که: «مردم عادی که به سادگی کارهایی که به آنها محول می‌شود را انجام می‌دهند، بدون هیچگونه دشمنی یا بدذاتی خاصی می‌توانند عامل انجام یک فرایند ویرانگر باشند.» میلگرام همچنین می‌گوید: «کارآیی نیروهای اخلاقی که بر فرد تاثیر می‌گذارد بسیار کمتر از تاثیر چهارچوبهای اجتماعی مورد قبول مردم است. مثلا چند تیتر روزنامه ها و اخبار سراسری یا یک تماس تلفنی از «بالا» می‌تواند انسانها را حتی برای کشتن فردی دیگر متقاعد کند.» اصلی ترین علتی که در مصاحبه های بعد از آزمایش با داوطلبان معلوم شد این بود که آنها خود را مسئول آن اعمال نمی‌دانستند. بلکه چون برای مدیر آزمایش مشروعیت قائل بودند و متعهد بودند تا آزمایش مورد نظر او را به درستی انجام دهند، همه مسئولیت را متوجه او می‌کردند و خود را از مسئولیت مبرا می‌دانستند. یکی دیگر از مکانیزمهایی که باعث می‌شد ذهن داوطلبان با ادامه آزمایش کنار بیاید، انتساب دستورات به یک منشاء غیر انسانی بود. در واقع وقتی برخی از از افراد برای ادامه کار دو دل می‌شدند به آنها با تحکم گفته می‌شد: «آزمایش نیاز دارد که شما به کار خود ادامه دهید.» و این جمله مانند زمانی که در آلمان نازی به افراد گفته می‌شد سیستم یا کشور نیاز دارد که شما این کار را انجام دهی، موثر بود. چون افراد از خود نمی‌پرسند سیستم یا آزمایش، یعنی چه و این نتیجه خواست چه  کسی است؟ بلکه در ذهن خود یزی برای اینکه مسئولیت عمل را به گردن او بیندازند و نزد خویشتن احساس عمل به وظیفه و خدمت مطلوب داشته باشند، پیدا می‌کنند.شاید تلخ ترین جای این تحقیقات بخش پایانی فرایند باشد. جایی که افراد با عبور از چالش اخلاقی و مقید شدن به ادامه اجرای بدون نقص آزمایش تا انتها دیگر نه تنها خود را مقصر نمی‌دانند، بلکه حتی آزمایشگر را نیز مقصر نمی‌دانند و همه این مسائل را لازم و طبیعی تصور می‌کنند و در نهایت قربانی ماجرا یعنی دانش آموز این آزمایش را در عذاب کشیدنش، مقصر می‌دانند. به گفته میلگرام، یکی از افراد که ابتدا برای افزایش دادن ولتاژ شوکها تردید داشت، در پایان آزمایش در پاسخ به این سوال که چرا به التماسهای دانش آموز توجه نکردی و همچنان ولتاژ را افزایش دادی، گفته بود: «این دانش آموز آنقدر احمق و بیشعور بود که واقعا مستحق این شوکها بود!»یکی دیگر از داوطلبان هم در پاسخ به همین سوال، دانش آموز را فرد احمق و بی ارزشی دانست که شوکها نتیجه طبیعی رفتار خودش بوده است. در این آزمایش همچنین به افرادی برمی‌خوریم که می‌گویند به غیراخلاقی و نادرست بودن اعمال خود واقف هستند اما یا به دلیل میل به ارتباط با آزمایش که از نظرشان یک کار مهم است و یا به دلیل ضعف شخصیت قادر به قطع رابطه فرمانبرداری از آتوریته نبودند. در یک نمونه پیشرفته تر از این آزمایش، لازم نبود افراد دکمه شوک را فشار دهند و کافی بود اشاره کنند تا یک اپراتور، شوک را وارد کند. همانطور که می‌شود حدس زد، در این نمونه، بی رحمی انسانها چندین برابر افزایش یافت. چون علاوه بر اینکه مسئولیت تصمیمات را به عهده آزمایشگر می‌دانستند، مسئولیت اجرای آنها را هم به عهده اپراتور می‌دانستند و نقش خود را تنها تشخیص غلط بودن پاسخها و صدور حکم تنبیه دانش آموز می‌دانستند که عذاب وجدان به مراتب کمتری دارد. میلگرام می‌گوید: «وقتی شخص، حلقه واسط در زنجیره اعمال شر است، از نظر روانی بسیار راحت تر می‌تواند مسئولیت خود را فراموش کند... یک عمل غیر انسانی، تکه تکه میشود و بین افراد مختلف تقسیم می‌شود و هیچ شخصی به شکل فردی همه این عمل شر را مرتکب نمی‌شود تا با مسئولیت اخلاقی ناشی از آن مواجه شود.» ابتذال شر برگرفته از کتاب «اطاعت از آتوریته»این رشته توییت توسط Mehdi Ghadimi منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Mon, 27 Jul 2020 14:43:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکستن نخستین تحریم نفتی به دست ژاپن</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D9%86%D8%AE%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D9%86%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-sbcnpwlirtrn</link>
                <description>پس از ملی شدن صنعت نفت ایران به دست دولت مصدق در 29 اسفند سال 1329، انگلستان و ایالات متحده در واکنش به این اقدام، خرید نفت از ایران را تحریم کردند.انگلستان در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد هر کشوری که از ایران نفت بخرد، باید منتظر اقدام انگلستان علیه خود باشد. هدف آن بود که با جلوگیري از فروش نفت، اقتصاد ایران از کار بیافتد. این نخستین تحریم قتصادی ایران در تاریخ معاصر محسوب می‌شود.در این میان شرکت ژاپنی ایده‌میتسو کوسان (出光興産) تصمیم می‌گیرد این تحریم را بشکند و از ایران بی‌واسطه نفت بخرد. مالک و مدیر شرکت سازو ایده‌میتسو (出光佐三) ابتدا برادر کوچک خود کِی‌سوکه (計助) را در پوشش خبرنگار به ایران می‌فرستد تا با دولت مصدق مذاکره کند.در 23 مارس سال 1953 (3 فروردین 1332) کشتی نفتکش شرکت ایده‌میتسو موسوم به نیشّومارو (日章丸) با 55 خدمه از بندر کوبه به راه می‌افتد. مقصد در ابتدا عربستان سعودی معرفی می‌شود، اما کشتی در حقیقت به سوی بندر آبادان حرکت می‌کند.کشتی در خلیج فارس با پرچم ژاپن از میان ناوهای انگلیسی عبور می‌کند و در ساعت یک بامداد دهم آوریل (21 فروردین)، در تاریکی آب‌های آبادان، در بارانداز شماره ۱۹ بندر آبادان پهلو می‌گیرد. بلافاصله بارگیری نفت آغاز می‌شود که حدود دو روز به طول می‌انجامد.پس از اعطای هدایایی از دولت ایران به ناخدای کشتی تاتسوئو نی‌ئی‌تا (新田辰夫)، نیشّومارو صبح روز پانزدهم آوریل (26 فروردین) از آبادان به راه می‌افتد و در فضایی آکنده از نگرانی و اضطراب از آب‌های کم‌عمق خلیج فارس از کنار کشتی‌های انگلیسی عبور می‌کند.نیشّومارو نهم آوریل (19 اردیبهشت) در بندر کاواساکی ژاپن پهلو می‌گیرد و به این ترتیب نخستین تحریم نفتی ایران در هم می‌شکند. ایده‌میتسو بلافاصله در مصاحبه‌ای تاریخ اعزام بعدی نفتکش نیشّومارو به ایران را اعلام می‌کند تا تحریم انگلستان را کاملاً بی‌اثر نشان دهد.دولت انگلستان که ادعای مالکیت نفت خریداری شده را داشت دو بار از شرکت ایده‌میتسو شکایت می‌کند. بار اول رأی به سود ایده‌میتسو صادر می‌شود و بار دوم با مذاکره مخفیانه ژاپنی‌ها، انگلستان شکایت خود را پس می‌گیرد و از شرکت ایده‌میتسو عذرخواهی می‌کند.این ماجرا در چندین اثر مشهور ژاپنی روایت شده است که مشهورترین آن‌ها رمان تاریخی تحسین شده «مردی که دزد دریایی نامیده شد» نوشته نائوکی هیاکوتا (百田尚樹) است که تا ابتدای سال 2014 یک میلیون و هفتصد نسخه از آن به فروش رفت و چند جایزه معتبر ادبی گرفت.در سال 2014 یک کتاب مانگا در ده جلد، و در سال 2016 یک فیلم سینمایی به کارگردانی تاکاشی یامازاکی (山崎貴) از روی این رمان با همین نام ساخته شد.  واقعه کشتی نیشّومارو را می‌توان نماد دوستی ایران و ژاپن دانست.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sat, 25 Jul 2020 16:38:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عملیات رمضان؛ بزرگترین عملیات زمینی پس از جنگ جهانی دوم (تا آن زمان))</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B9%D9%85%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%AA%D8%A7-%D8%A2%D9%86-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-y1egsnttf5vw</link>
                <description>از عملیات رمضان که در تیرماه سال ۶۱ انجام شد بعنوان بزرگترین عملیات زمینی که پس از جنگ جهانی دوم تا آن زمان انجام شده بود نام برده میشود، اما برای بررسی این عملیات باید به کمی قبل تر برگردیم تا زمینه های آن را بخوبی ببینیم تا اوایل سال ۶۱ روال جنگ مطابق میل ایران بود که در منطقه خوزستان،  با اجرای چند عملیات موفق ضمن انهدام نیرو و به اسارت گرفتن تعداد زیادی از سربازان عراقی ،بیشتر مناطق تحت‌اشغال را آزاد کرد.ایران در حین عملیات بیت المقدس توانسته بود به مرز برسد. ارتش عراق برای جلوگیری از محاصره و انهدام نیروها و  با اولویت حفظ بصره و نظر به احساس خطر ،نیروهای مستقر در این منطقه را به سمت مرز خود عقب کشید تا مانع قطع ارتباط عقبه خود و حرکت نیروهای ایران در محور بصره شود.هنگامی که عملیات بیت المقدس طراحی میشد در طرح مانور مرحله چهارم این عملیات، دیده شده بود که نیروها پس از رسیدن به مرز ، در یک محور بسوی نشوه و ساحل اروند حرکت و در کنار شط العرب پدافند کنند.در جلسه ۶۱/۲/۱۹ ماه قرارگاه کربلا حین عملیات، صیاد می گوید که آ.هاشمی ،نماینده آ.خمینی در شورای عالی دفاع در تماس شب گذشته به او گفته است این بهترین فرصت است که تا عراقیها کاملاپشت مرز نرفته‌اند شما تا بصره پیش بروید. که نشان میدهد سیاسیون هم در عبور از مرز ممانعتی نمی دیده‌اند.محسن رضایی هم در مصاحبه ای در سال ۸۷ وجود این طرح مانور را تایید می کند اما می گوید زمانی که به  مرز رسیدند فرماندهان به این نتیجه رسیدند که توان پیشروی در دو محور خرمشهر و تنومه را ندارند و ممکن است هردو هدف را از دست بدهند پس تصمیم به حرکت خرمشهر که هدف مهمتری بود، گرفته شد.سرهنگ حسنی سعدی در جلسه قرارگاه می گوید: الان چهارهزار کیلومتر اینجا آزاد شده تمام منطقه پاک شده، دشمن ول کرده رفته عقب؛ ولی هنوز ملت می گوید خرمشهر، تا زمانی که این منطقه چهار کیلومتری خرمشهر آزاد نشود تمام این کارها از نظر ملت به حساب نخواهد آمد.ظهیرنژاد رئیس ستاد مشترک هم به قرارگاه کربلا توصیه به عبور از مرز و حرکت بسوی تنومه می کند تاخطر سقوط بصره  موجب تخلیه خرمشهر شده و ضمنا تاثیر بین المللی تصرف قسمتی از خاک عراق را بیشتر از بازپس گیری خرمشهر می داند که می تواند موجب نارضایتی در عراق و تهدید مشروعیت حکومت صدام شود.ستادنزاجا هم پس از یک جلسه شور جداگانه توصیه کرد که از محور کوشک و طلائیه به سمت غرب و کانال ماهی تک ادامه تا با تهدید برای بصره ، عراق مجبور به تخلیه خرمشهر شود و نیروهای خودی تلفات  کمتری متحمل شوند. اما سرهنگ مسعود بختیاری می گوید که عبور از مرز از توان نیرو ها خارج بود.اما قرارگاه با توجه به توان نیروها و همچنین تمرکز عراق بر بصره، تصمیم به عدم پیشروی در ان محور می گیرد. عراق هم که کانال پرورش ماهی را از قبل از انقلاب در ان منطقه احداث کرده بود سریعا اقدام به احداث مواضع تقویتی دیگر و میادین مین کرد تا یک سپر دفاعی را مقابل بصره پدید آورد.در واقع این یکی از مقاطعی بود که نبود نیروی ذخیره ، مشکل خود را در پیگیری اهداف ایران نشان داد که این مشکل را در آینده هم به کرات می بینیم. از اینجا رقابت ایران و عراق با زمان در ناحیه کانال ماهی و تنومه شروع شد که در آینده تاثیر خود را نشان میدهد.شواهد بسیاری از طرح های فرماندهان برای ادامه عملیات بسوی بصره و عبور از مرز وجود دارد که با اطلاع مسئولین شورای عالی دفاع بوده است و ممنوعیتی برای عبور از مرز مطرح نبوده در واقع تاکید فرماندهان بر زودتر عمل کردن دران جناح برای فرصت ندادن به عراق برای ساخت استحکامات بوده است.رضایی در جلسه ۳/۴ قرارگاه میگوید که آ.هاشمی و آ.خامنه ای برای ادامه جنگ با آ.خمینی بحث کرده اند که نمیشود روی مرز ایستاد و برای پدافند بایدتا کناره رود رفت و آ.خمینی هم میگوید چون برای دفاعست اشکال ندارد.ازقول موسوی نقل می کند که آ.خمینی گفته است: «همان کار خودتان را انجام بدهید»در همین جلسه قرارگاه،بصره به عنوان هدف عملیات بعدی تعیین و صیاد باتاکید بر ادامه عملیات به سمت بصره، ۱۵ روز آتی را به عنوان مهلت جابجایی و سازماندهی وتعیین مانور وشناسایی محورها تعیین و محورهای عملیاتی را مشخص می کند. رضایی هم برای فرماندهان قرارگاه سپاه مهلت ده روزه تعیین می کند.شورای عالی دفاع در ۳/۶ جلسه ای در حضور آ.خمینی برگزار و پس از ادله سیاسیون و نظامی ها برای ادامه عملیات تا ساحل اروند به دلیل نیاز به وجود یک قطعه از خاک عراق برای مذاکره و همچنین داشتن مانعی طبیعی برای دفاع ، تصمیم به ورود به خاک عراق می گیرند.از نظامیان ، ظهیرنژاد رئیس ستاد و سلیمی وزیر دفاع و صیاد فرمانده نیروی زمینی و رضایی فرمانده سپاه در جلسه حاضر و موافق ورود به خاک عراق بوده اند. به گفته بعضی نیز، آ.خمینی فرصتی چند روزه می خواهد و بعد جواب مثبت میدهد.به‌این ترتیب تردید اولیه ای که بوجود آمده در طی چند روز برطرف میشود ضمن آنکه همانطور که گفته شد همزمان طرح در قرارگاه ها در حال تهیه بوده است. همچنین از چهارم خرداد یعنی روز پس از آزادی خرمشهر شروع آماده سازی برای طرح کربلای چهار یعنی عملیات رمضان بوده است.پس از آزادی خرمشهر لحن و روش سیاسیون ج.ا تغییرات محسوسی می کند. انها از لحاظ سیاسی و نظامی خود را در موقعیت برتر می بیند و بر این گمانند که میتواند بزودی کار جنگ را یکسره کنند بنابراین اگر بخواهد صلحی هم برقرار شود باید با دیکته شرایط از سوی انها باشد.صریح ترین سخنان متعلق به آ.خمینی در سوم خرداد بود که حکومتهای منطقه را علنا تهدید کرد. آنچه که او بعنوان &quot;حکم خدا&quot; ذکر کرد در پایتخت های منطقه تهدید ارضی تلقی شد.&quot;چنانچه از نصیحت به حکومتهای هم جوار و منطقه دریغ ندارم...من نصیحت برادرانه به شما می کنم که کاری نکنید که قرآن کریم برای برخورد با شما به ما تکلیف نماید و ما به حکم خدا با شما رفتار کنیم&quot;ج.ا تا ان زمان معمولا تنها گاهی از تنبیه متجاوز سخن می گفت ولی آ.ﻫﺎﺷﻤﻰ رﺋﯿﺲ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراى اﺳﻼﻣﻰ در ﺟﻠﺴﻪ ﺻﺒﺢ چهارم خرداد ﻣﺠﻠﺲ رسما آن را تحت عنوان سقوط صدام به شرط سوم صلح تبدیل کرد.&quot;ولی برای گرفتن حقوق خود حاضر نیستیم از هیچ چیزی صرف نظر کنیم. ما تا آخرین دینار خود را خواهیم گرفت و بزرگترین حق ما سقوط صدام است که این همه جنایت کرده است. بدین ترتیب سرنگونی صدام‌ رسما به شروط ایران اضافه می شود.وتوسط سخنگوی دولت تائید می شود &quot;ﻫﺮﭼﻪ ﺑﺮاى ﺗﺄﻣﯿﻦ ﻣﺮزﻫﺎى ﺧﻮدﺑﺪاﻧﯿﻢ،اﻧﺠﺎم ﺧﻮاﻫﯿﻢ دادوﺟﻨﮓ ﻫﻤﭽﻨﺎن اداﻣﻪ ﺧﻮاﻫﺪداﺷﺖ. ﻣﺎاﯾﻦ‌راﺣﻖ ﺧﻮدو ﻣﻠﺖ ﻋﺮاق ﻣﻰداﻧﯿﻢ ﮐﻪ‌ﻣﻨﻄﻘﻪ راازﻟﻮث ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎرى ﭼﻮن ﺻﺪام ﭘﺎك ﮐﻨﯿﻢ&quot;امااین پایان کار نیست و وضع به گونه ای است که روزانه شرط جدیدی به اضافه می شود. آ.ﻫﺎشمی در۶ خرداد: &quot;ﯾﮑﻰ، ﺧﺮوج دﺷﻤﻦ از ﺧﺎك اﯾﺮان...دﯾﮕﺮى ﻏﺮاﻣﺖ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﭘﺮداﺧﺖ ﺷﻮد؛ و ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺳﻮم، رﺳﯿﺪﮔﻰ ﺑﻪ ﺟﻨﺎﯾﺎت ﺣﺰب ﺑﻌﺚ ......که دﯾﮕﺮ ﺻﻼﺣﯿﺖ ﻣﺎﻧﺪن ﻧﺪارد، وﻟﻰ ﺗﺎ آن ﻣﻘﺪارى ﮐﻪ در ﻋﺮف ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﻰ ﺣﻖ دارﯾﻢ، ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺪام را ﺑﻪﻋﻨﻮان ﺟﻨﺎﯾﺘﮑﺎر ﺟﻨﮕﻰ دﻧﺒﺎل ﮐﻨﯿﻢ؛ و آﺧﺮﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪ، ﺑﺎزﮔﺸﺖ آوارﮔﺎن ﻋﺮاﻗﻰ ﺑﻪ ﮐﺸﻮرﺷﺎن اﺳﺖ.&quot;در ششم خرداد عراق آمادگی خود را برای عقب نشینی و برقراری صلح را اعلام می کند و اما این بار یک تفاوت عمده دارد و برخلاف قبل سخنی از حق حاکمیت آن بر شط العرب نیست و تنها به پایبندی به مقررات بین المللی تاکید می کند:&quot;ﻋﺮاق ﺧﻮاﺳﺘﺎر ﺑﺮﻃﺮفﺷﺪن اﺧﺘﻼف دو ﮐﺸﻮر و ﺑﻪرﺳﻤﯿﺖ ﺷﻤﺮدن ﺣﻘﻮق دو ﮐﺸﻮر ﮐﻪ ازﺳﻮى ﭘﯿﻤﺎنﻫﺎى ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﻰ ﺗﺄﯾﯿﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ، ﻣﻰﺑﺎﺷﺪ.&quot;آ.هاشمی به عنوان رئیس مجلس و سخنگوی شورای عالی دفاع در هفتم خرداد صریحترین مواضع ایران را در مورد عبور از مرز و موضوع خسارات جنگی و همچنین اراده ایران برای تعیین حکومت حاکم بر عراق اعلام کرد که ناشی از نتایج جلسه روز قبل شورای عالی دفاع با آ.خمینی است.&quot;اﮔﺮدرﺑﻐﺪاد ﯾﮏ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺮدﻣﻰ و اﺳﻼﻣﻰ ﺑﻪ وﺟﻮد آﯾﺪ،ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺮاى ﻣﺎ ﺷﮑﻠﻰ دﯾﮕﺮ ﻣﻰﺷﻮد.ﭘﻮل ﺧﺴﺎرت ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ.اﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ درﮐﻨﺎرﻣﺎن ﻣﺮدم ﻋﺮاق ﺑﺎاراده ﺧﻮدﺷﺎن ﺣﮑﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻰ ﺧﻮدﺷﺎن را...ﺗﺸﮑﯿﻞ دادﻧﺪ..ما ممکن است اضافه هم به آنها کمک بکنیم .... ولی اگر بنا باشد حزب بعث باشد ، صدام مطرح نیست چون حالا صدام را بردارند و یک صهیونیستی دیگر به جای صدام بگذارند از حزب بعث برای ما فرقی نمی کند ...، اﮔﺮ ﺣﺰب ﺑﻌﺚ درآﻧﺠﺎ ﺣﺎﮐﻢ ﺑﺎﺷـﺪ ﯾﺎ ﯾﮏ ﻣﻬﺮه دﯾﮕﺮ ﺷﺮﻗﻰ ﯾﺎﻏﺮﺑﻰ.... ﺧﺴـﺎرﺗﻤﺎن را ﺗﺎ آﺧﺮﯾﻦ دﯾﻨﺎر ﻣﻰﮔﯿﺮﯾﻢ و...[اوارگان] ﻋﺮاق.... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ و ﻣﺴﺌﻮل اﯾﻦ ﺗﺠﺎوز ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﺎﮐﻤﻪ ﺷﻮد.&quot;ولی ولایتی روز بعد تکرار کرد : پرداخت غرامت های جنگی توسط عراق و حضور صدام حسین در یک محکمه بین المللی جهت پاسخ گفتن به اتهاماتش در مورد تجاوز علیه ملت ایران تحقق نیابد این جنگ همچنان ادامه خواهد داشت.در دهم خرداد عراق مجددا آمادگی خود برای عقب نشینی و برقراری آتش بس را اعلام کرد و شرایط قبلی خود را مجددا تکرار کرد که این بار هم ذکری از حق حاکمیت بر شط العرب نیاورده است. شرایط عراق به شرح زیر توسط صوت الجماهیر اعلام شد:به رﺳﻤﯿﺖﺷﻨﺎﺧﺘﻦ ﺣﻘﻮق ﻋﺮاق ﻃﺒﻖ ﻗﺮاردادﻫﺎ، ﭘﺮوﺗﮑﻞﻫﺎ وﻋﺮفﻫﺎى ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﻰ ﻋﺪم دﺧﺎﻟﺖ در اﻣﻮر داﺧﻠﻰ ﻋﺮاق دست برداشتن ایران از ﺗﻮﺳﻌﻪﻃﻠﺒﻰ و در پیش گرفتن ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺑﺮﻗﺮارى ﺻﻠﺢ و ﺣﺴﻦ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﻰاسوشیتدپرس در ۱۱ اردیبهشت از کنفرانس وزرای خارجه کشورهای خلیج فارس گزارش کرد که آنها حاضرند در صورت صلح،خسارات ایران را بپردازند و گفت که پیشنهاد آنها ۲۵ میلیارد دلار بوده ولی ایران مطالبه ۵۰ میلیارد دلار کرده است.گاردین نیز تائید کرد که شورا این رقم را میان اعضای خود تقسیم می کند از ﯾﮏ ﻣﻘﺎم ﺷﻮراى ﻫﻤﮑﺎرى نقل شد که اعضای اﯾﻦ ﺷﻮرا طرحی تهیه ﮐﺮده‌اﻧﺪ ﮐﻪ ۱-اﺑﺘﺪا آﺗﺶﺑﺲ ﺑﺮﻗﺮار شود. ۲- ﻋﺮاق ﻃﺒﻖ ﻗﺮارداد ﻣﺮزى ﺳﺎل ۱۹۷۵ ﻋﻘﺐﻧﺸﯿﻨﻰ کند. ۳-ﻣﺬاﮐﺮات ﻣﯿﺎن دو ﮐﺸﻮر ﺑﺮاى ﺣﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﻪ ﻋﻤﻞ آﯾﺪ.حتی رحیم صفوی معاون عملیاتی سپاه در جلسه ۳۱ خرداد قرارگاه کربلا می گوید که کشورهای عربی خسارت ایران را میپردازند ولی آنچه برای شورای عالی دفاع و آ.خمینی مطرح است خود صدام است و گرفتن خسارت اصلا مهم نیست.او می گوید که هیات صلح اعلام کرده عربستان و کشورهای غربی خسارات را پرداخت می کنند ولی ایران به آنها گفته عراق باید پرداخت کند و این میتواند بصورت پرداخت کشورهای عربی به عراق و پرداخت مجددعراق به ایران باشد.اما به یکباره آ.خامنه ای در نمازجمعه ۱۴ خرداد رقم خسارت رابه یکباره بالا برد&quot;اﮔﺮ دوﻟﺖ ﺟﻤﻬﻮرى اﺳﻼﻣﻰ اﯾﺮان ﺑﻪ ﺣﺪود ۱۵۰ ﻣﯿﻠﯿﺎرد دﻻر ﺧﺴﺎرﺗﻰ ﮐﻪ ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺮدم وارد آﻣﺪه ﺑﻰاﻋﺘﻨﺎ ﺑﺎﺷﺪ، ﯾﻘﯿﻨﺎً وﻇﯿﻔﻪ ﺧﻮد را اﻧﺠﺎم ﻧﺪاده اﺳﺖ&quot;او همچنان شرایط قبلی را هم تکرار کرد:«ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺪام ﻣﺠﺎزات ﺷﻮد و ﻣﺘﺠﺎوز از ﺧﺎك ﻣﺎ ﺑﯿﺮون رود و ﺧﺴﺎرت ﭘﺮداﺧﺖ ﺷﻮد و راﻧﺪهﺷﺪﮔﺎن ﻋﺮاﻗﻰ ﻧﯿﺰ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ وﻃﻦ ﺧﻮد ﺑﺎزﮔﺮدﻧﺪ. اما سعدون حمادی وزﯾــﺮ اﻣﻮر ﺧﺎرﺟﻪ ﻋﺮاق گفت &quot;ﺷــﺮوط ﻋﺮاق ﺑﺮاى اﺳــﺘﻘﺮار ﺻﻠﺢ درﺑﺮﮔﯿﺮﻧﺪه اﺣﺘﺮامﮔﺬاﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣﺪود ﻣﺮزﻫﺎ، ﻋﺪم دﺧﺎﻟﺖ در اﻣﻮر داﺧﻠﻰ و ﻫﻤﺰﯾﺴــﺘﻰ ﻣﺴﺎﻟﻤﺖآﻣﯿﺰ دوﻟﺖﻫﺎ ﻣﻰﺑﺎﺷﺪ»وی در مورد خواست ایران برای برکناری صدام نیز تاکید کرد: &quot;اﻧﺠﺎم ﺗﻐﯿﯿﺮات داﺧﻠﻰ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪﻋﻬﺪه ﻣﺮدم ﻫﺮ ﮐﺸﻮر ﮔﺬاﺷﺘﻪ ﺷﻮد. او همچنین گفت با وجود حوادث اخیر هنوز قسمت هایی از خاک ایران در دست عراق است.در ۱۵ خرداد ﺳــﻠﻄﺎن ﺑﻦ ﻋﺒﺪاﻟﻌﺰﯾﺰ وزﯾﺮ دﻓﺎع ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﺳﻌﻮدى ﮔﻔﺖ: دوﻟﺖ ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﺳﻌﻮدى اﺟﺎزه ﻧﺨﻮاﻫﺪ داد ﻫﯿﭻﯾﮏ از دو ﮐﺸﻮر اﯾﺮان و ﻋﺮاق در ﺟﻨﮓ ﺑﯿﺴﺖﻣﺎﻫﻪ ﺧﻮد، ﺑﺎ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﻮاﺟــﻪ ﺷــﻮﻧﺪ.او تاکید کرد درﺻﻮرت ﺷﮑﺴــﺖ ﻋﺮاق ﺗﻤﺎﻣﻰﺿﻮاﺑﻂ و ﻓﺮﺿﯿﺎت ﻣﻨﻄﻘﻪ دﮔﺮﮔﻮن ﺷــﺪه و درﺻﻮرت اداﻣﻪ اﯾﻦ ﺟﻨﮓ رژﯾﻢﻫــﺎى ﻋﺮب ﻧﺎﭼﺎر ﻣﻮﺿﻊ ﺧﻮد را در ﻣﻘﺎﺑﻞ اﯾﻦﺧﻄﺮ روﺷﻦ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮐﺮد.سعود الفیصل هم ﮔﻔﺖ ﮐﺸﻮرش اﺟﺎزه ﻧﺨﻮاﻫﺪ داد اﯾﺮان ﯾﺎ ﻋﺮاق در ﺟﻨﮓ ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺨﻮرﻧﺪ.ﻋﺮﺑﺴﺘﺎن ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ اﺟﺎزه ﻧﺨﻮاﻫﺪدادﮐﻪ اﯾﺮان ﺷﮑﺴﺖ ﺑﺨﻮرد. احساس میکنم ﻋﺮاق ﺧﻮاﻫﺎن ﺻﻠﺢ اﺳـﺖ و راه حل حاصل ازمذاکرات راﺧﻮاﻫﺪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ.او اضافه کرد این دوستان ایرانی ما هستند که در سخن گفتن محتاط هستند و از پشت میز مذاکرات اجتناب می ورزند. پذیرش شکست عراق مشکل خواهد بود و اگر عراق شکست بخورد تمامی وضعیت های استراتژیکی منطقه دگرگون خواهد شد.همانطور که مشاهده می شود ایران در ظرف مدت کوتاهی چند بار شرایط پیشنهادی و مبالغ درخواستی را اضافه می کند و به پیشنهادهای میانجیگری هم جواب صریحی نداده و رفتارش باعث فاصله گرفتن دیگر کشورها از ان می شود.در تمام مدتی که این رویدادها در جریان بود دو طرف همچنان هر یک به شیوه خود در حال فعالیت های جنگی هم بودند. از طرفی ایران سرگرم انتقال نیرو ها و شناسایی مواضع و از انسو عراق مشغول ساخت استحکامات بود ضمن آنکه هر دو مشغول جذب نیرو و بازسازی واحدها بودند.در همین حین اتفاقی افتاد که اثرات آن به شدت به جنگ ایران و عراق رسید و همه رویدادها را تحت الشعاع قرار داد. اسرائیل در شانزدهم خرداد ورود زمینی به لبنان و حرکت بسوی بیروت را آغاز کرد.به دنبال آن در ۱۷ مرداد ا.خمینی پیام خود را در این زمینه صادر کرد. ایران از سویی با انتظارات کشورهای اسلامی مبنی بر اولویت لبنان مواجه بود و از سوی دیگر هم نمی خواست از ادعاهای خود در زمینه عراق  دست بکشد.در شرایطی که ایران در حال تدارک حمله قریب الوقوع خود بود دقیقا یک روز بعد از حمله اسراییل یعنی هفدهم خرداد،  هیاتی بلند پایه متشکل از صیاد شیرازی و رضایی و سرهنگ سلیمی وزیر دفاع هم راه با رفیق دوست و رشید و متوسلیان یعنی فرماندهان اصلی جنگ عازم سوریه شدند.این هیات با هماهنگی شورای عالی دفاع عازم شد و شورا وظیفه آن هیات را هماهنگی نیروهای ج.ا با نیروهای حاضر در جنگ اعلام می کند. در پی آن هم ارتش و سپاه در اطلاعیه ای مشترک اعلام می کنند که نیروهای خود را به لبنان اعزام می کنند.موسوی نخست وزیر هم با اعلام پشتیبانی از تصمیم شورای عالی دفاع گفت که دولت لایحه تامین هزینه ها را ارائه خواهد کرد که و مطمئن است که با همراهی مجلس حتما تصویب خواهد شد. این لایحه بصورت متمم بودجه در نوزدهم خرداد تصویب شد.با تبلیغات انجام شده و انتظارات جامعه ، به سرعت اقدام به ثبت نام از داوطلبان اعزام به لبنان شروع شد: ﺳﻦ ۱۸-۳۵ ﺳﺎل ﺣﻀﻮر ﺣﺪاﻗﻞ در یک‌ﻋﻤﻠﯿﺎت  ﺗﻌﻬﺪ ۴ ﻣﺎه ﻣﺄﻣﻮرﯾﺖ  داراﺑﻮدن ﺗﺨﺼﺺﻫﺎى ﻧﻈﺎﻣﻰ و ﻏﯿﺮﻧﻈﺎﻣﻰ  آﺷﻨﺎﯾﻰ ﺑﺎ عربی وانگلیسیاما در نوزدهم خرداد شمخانی قائم مقام سپاه اعلام کرد که اعزام به لبنان از میان واحدهای قدیمی سپاه انجام خواهد گرفت و با توجه به حضور در دو جبهه ،از واحدهای استانی خواست برای &quot;مرحله آخر عملیات بیت المقدس&quot; نفرات جدیدی را جذب کنند. همزمان مرخصی نفرات مستقر در منطقه لغو شد.حتی دوستان نزدیک ایران هم در این وضعیت با ادامه جنگ موافق نبودند. محمد ضیالحق رئیس جمهور پاکستان در یک نشست مطبوعاتی گفت تنها کاری که حالا میتوان انجام داد، دعا کردن و امیدوار بودن است. او تلویحاً ﺟﻨﮓ اﯾﺮان و ﻋﺮاق را ﻋﺎﻣﻠﻰ ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻢ در ﺣﻤﻠﻪ اسراییل ﺑﻪ ﻟﺒﻨﺎن اﻋﻼم ﮐﺮد و ﮔﻔﺖ: اﯾﻦ ﺟﻨﮓ ﻧﻪﺗﻨﻬﺎ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻓﻠﺴﻄﯿﻦ ﺑﻠﮑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪ اﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎن را ﻧﯿﺰ ﺗﺤﺖاﻟﺸﻌﺎع ﻗﺮار داده است.در ادامه همین جو پیش آمده؛ دولت عراق در ۲۰ خرداد آمادگی خود برای عقب نشینی از سرزمینهای ایران در ظرف دو هفته و آتش بس و حکمیت سازمان کنفرانس اسلامی  را اعلام کرد تا شرایط تبلیغاتی را بیش از پیش به نفع خود کند.هیات اعزامی ایران به سوریه در بیستم خرداد به ایران بازگشت و جلسه ای در حضور آ.خمینی تشکیل داد.رضایی و علایی می گویند آ.خمینی از اعزام هیات وتصمیم به اعزام نیرو بی اطلاع و مخالف بوده بنابراین قرار شد تنها حضور محدود و نمادینی در سوریه داشته باشند.اما تصویب اعزام هیات توسط شورای عالی دفاع بوده که نمایندگان آ.خمینی در ان حضور دارند و اطلاعیه های سپاه و ارتش و همچنین جلسات هیات دولت و تبلیغات تلویزیون و امامان جمعه و نهادهای حکومتی بر اطلاع وی دلالت دارد.همچنین آ.خمینی خود در ۱۷ خرداد پیامی در رابطه با لبنان صادر کرد که بطور معمول این پیامها از طرف نهادهای ج.ا بصورت دستور و تکلیف در نظر گرفته می شوند و ادعای بی اطلاعی وی بنظر نادرست می آید.با مجوز اخذ شده از دولت ترکیه ، روزانه دو پرواز نظامی به سوریه انجام میشود که کار انتقال افراد ارتش و سپاه را به عهده داشته است و این انتقال نیرو حداقل تا پنجم‌ تیر ادامه داشته و اگر آ.خمینی و رضایی مخالف بوده اند دلیل ادامه آن از بیستم خرداد تا پنجم تیر چه بوده است.محسن رضایی تعداد نیروهای اعزامی تیپ محمد رسول الله به سوریه را کم میداند که نبود آنها در روند عملیات تاثیرگذار نبوده و با فراخوانی آنها در مراحل دوم و سوم حاضر بوده اند. علایی هم تعداد نفرات اعزامی را یک  گردان از تیپ محمد رسول الله و یک گردان از ذوالفقار می داند.اما جعفر جهروتی مسئول وقت تخریب و مهندسی تیپ می گوید که انها تنها به مرحله سوم و پنجم رسیدند.  به گفته گلعلی بابایی تیپ ۲۷ هنگام عملیات سه تکه است و در سه نقطه  پادگان زبدانی سوریه،پادگان امام حسین تهران و شلمچه قرار دارد که همت به زحمت تعدادی نیرو را آماده می کند.حسن باقری در گزارش مورخه دهم خرداد میزان نیروی قرارگاه نصر را شامل ۱۲ گردان تیپ محمد رسول الله و ۸ گردان تیپ ولی عصر و ۷ گردان امام رضا و هفت گردان عاشورا اعلام کرد. میزان تاثیر خروج یکباره تیپی قدرتمند با ۱۲ گردان از عملیات بی نیاز از توضیح است.پس از فراخوانی دوباره، تیپ محمدرسول‌الله در مجموع با ۷ گردان حاضر در عملیات حاضر بوده اما تا شب حمله مرحله سوم رمضان،تنها ۴ گردان آن آمادگی صددرصد عملیاتی داشته‌ و ۳ گردان دیگر، به این‌دلیل که روند آماده‌سازی‌شان به درازا کشید، عملا در مرحله آخر عملیات رمضان به کار گرفته شدند.حتی اگر فرض کنیم پس از دهم خرداد تا اعزام آن به سوریه هیچ نیرویی به این تیپ اضافه و تقویت نشده بوده است با مقایسه تفاوت تعداد نیروی آن در قبل و حین عملیات، پنج گردان از تیپ در عملیات نبوده اند که یا در تهران و یا در سوریه حضور داشته اند که نقض ادعای آقای علایی است.مرتضی صفاری معاون قرارگاه فجر و از فرماندهان اعزامی سپاه به سوریه پس از بازگشت در جلسه ۶۱/۳/۳۱ قرارگاه مرکزی کربلا حاضر شده و گزارش میدهد که تاکنون سه گردان از نیروهای تیپ محمد رسول الله و یک گردان از تیپ ذوالفقار به سوریه اعزام شده اند.اما نیروهای برگزیده برای اعزام، از منطقه عملیاتی به سوریه اعزام شدند و همین نبود فرصت استراحت و عدم اعطای مرخصی به انها نارضایتی هایی را برانگیخت و موجب تنش هایی در سوریه شد.اما همزمان با این روند آ.هاشمی در بیستم خرداد در شرایطی که هنوز وضعیت پیش شرط های قبلی مشخص نشده مجددا شرط دیگری را به شروط قبلی صلح اضافه کرد و آن اجازه عبور نیرو ها از عراق بود . واکنش دولت عراق در روز بعد،پذیرش این شرط منوط به برقراری آتش بس بود.&quot;ﯾﮏ ﺷﺮط دﯾﮕﺮ ﻣﺎ اﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮدﯾﻢ و آن اﯾﻦ اﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﻮن ﻣﺎ راه ﺑﻪ ﻣﺮزﻫﺎى اﺳﺮاﺋﯿﻞ ﻧﺪارﯾﻢ، ﺑﺎﯾﺪ از داﺧﻞ ﻋﺮاق ﺑﻪ ﻣﺎ ﯾﮏ راه ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪﺳﺮﻋﺖ ﺑﺘﻮاﻧﯿﻢ ﻧﯿﺮوﻫﺎى زرﻫﻰ ﺧﻮدﻣﺎن را ﺑﻪ ﺳﻮرﯾﻪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﮐﻨﯿﻢ&quot;&quot;اﯾﻦ ﺟﺰو ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﻬﻢ ﻣﺎ اﺳﺖ. .. اﯾﻦ راه را ﺑﻪﻋﻨﻮان ﯾﮏ ﺿﺮورت ﻻزم دارﯾﻢ و دوﻟﺖﻫﺎى اﺳﻼﻣﻰ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻣﺎ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ اﯾﻦ را ﺑﻪ دﺳﺖ آورﯾﻢ.&quot;سخنگوی دولت عراق در پاسخ گفت همانطور که عراق۲۰ خرداد نیروهای خود رااز ایران فراخواند آماده برقراری آتش بس وحل مسالمت آمیز اختلافات باایران است وبه هرتعداد نیروی ایرانی بخواهند به سوریه ولبنان برونداجازه گذر خواهد دادولی عبور هرنیروی بیگانه‌ای منوط به برقراری صلح میان دوکشورست.اقدام عراق در اعلام امادگی خروج و آتش بس با عکس العمل مثبت دیگر کشورها مواجه شد وسازمان کنفرانس اسلامی ضمن استقبال ازآن گفت امیدوار است که ایران هم به کمیته صلح فرصت دهدو اضافه کردکه برقراری صلح مواضع اسلامی و عربی را در برابر تجاوز اسرائیل تحکیم بخشیده و آن را تقویت خواهد کرد در ۲۳ خرداد آ‌.هاشمی در مجلس پیشنهاد عراق را رد کرد و بدین‌گونه روند تلاشهای میانجیگرانه تقریبا به بن بست رسید. در پی این سخنان طه یاسین رمضان معاون نخست وزیر عراق هم اعلام کرد که کشورش به جنگ با ایران ادامه خواهد داد.در این ایام سازمان کنفرانس اسلامی هم تلاش زیادی برای میانجیگری کرد و ازجمله دوبار پیشنهاد ملاقات روسای جمهور ایران و عراق در عربستان یا جای دیگری شد که ایران رد کرد. با به بن بست رسیدن تلاشها ، سیاست های ابرقدرت ها هم تغییراتی کرد و به تدریج به سمت تقویت عراق میل پیدا کرد.در سی خرداد به طور ناگهانی صدام در یک نطق که بطور مستقیم از رادیو و تلویزیون عراق پخش میشد اعلام کرد برای خارج کردن بهانه ها از دست ایران نیروهایش ظرف ده روز از خاک ایران عقب نشینی می کنند.او ﮔﻔﺖ که در ﺳﺨﻨﺮاﻧﻰ قبلی در ﭘﺎرﻟﻤﺎن اﻋﻼم ﮐﺮده ﮐﻪ &quot;ﻋﺮاق آﻣﺎده ﻋﻘﺐﮐﺸﯿﺪن ﺟﻤﯿﻊ ﻧﯿﺮوﻫﺎﯾﺶ از ﺧﺎك اﯾﺮان و ﺑﺪون ﻫﯿﭻﮔﻮﻧﻪ ﺷﺮﻃﻰ اﺳﺖ اگر اﯾﺮان ﺗﻀﻤﯿﻦ ﻧﻤﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﺠﺎوز ﺧﻮد را ﺑﻪ داﺧﻞ ﻋﺮاق اداﻣﻪ ﻧﺪﻫﺪ. ﻣﺎ ﻣﺴﺎﺋﻞ را ﺑﺎ ﻫﯿﺌﺖﻫﺎى ﺣﺴﻦﻧﯿﺖ اﺳﻼﻣﻰ وﻏﯿﺮﻣﺘﻌﻬﺪﻫﺎ وﺳﺎزﻣﺎن ﻣﻠﻞ در ﻣﯿﺎن ﮔﺬاﺷﺘﯿﻢ وآﻣﺎدﮔﻰ ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻫﯿﺌﺖ ﺣﺴﻦﻧﯿﺖ اﺳﻼﻣﻰ ﺑﺮاى رﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﮑﻪ و یافتن راهﺣﻞ ﻧﻬﺎﯾﻰ وﻋﺎدﻻﻧﻪ ﺟﻨﮓ اﻋﻼم ﮐﺮدﯾﻢ ولی رژیم‌ ایران دعوت هیئت حسن نیت اسلامی را رد کرد . ایران قبلا همه تلاشها و اقدامات هیات های حسن نیت را رد کرده بود و از قبول هرگونه تعهد و احترام به مرزهای بین المللی عراق و ایران سرباز زده بود. آﻧﻬﺎ ﺷﺮاﯾﻄﻰ را ﻣﻄﺮح ﻣﻰﮐﺮدﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮم ﺑﻮد ﻋﺮاق آﻧﻬﺎ را ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ؛ ﭼﻮن ﺷﺮاﯾﻂ آﻧﻬﺎ ﺗﻮﻫﯿﻦآﻣﯿﺰ ﺑﻮد و ﺑﺎ ﻗﻮاﻧﯿﻦ و ﻋﺮف ﺑﯿﻦاﻟﻤﻠﻠﻰ ﻣﻐﺎﯾﺮت داﺷﺖ.&quot;مانورهای تبلیغاتی عراق در شرایطی که خود آغازگر جنگ بود باعث شد که در افکار عمومی در جایگاه طرف مدافع و صلح طلب قرار گیرد و همدلی دیگران و همچنین پشتیبانی دیگر کشورها را جلب نماید.روند انفعالی دیپلماسی ایران در نهایت موجب صدور قطعنامه ۵۱۴ شورای امنیت در ۲۲ تیرماه شد.نماینده وقت ایران سعید رجایی خراسانی از حضور در جلسه شورای امنیت خودداری و تنها به ارسال یک بیانیه از سوی وزارت خارجه و یک نامه به دبیرکل از سوی رجایی خراسانی آنهم پس از صدور قطعنامه اکتفا کرد.مصاحبه رجایی خراسانی پس از صدور این قطعنامه از نقاط درخشان دیپلماسی ج‌.ا است که سطح درک این اوباش را از سیاست بین الملل را نشان میدهد.&#x27;اصرارشدیدبرای شرکت مادراین جلسه برای آن بودکه مارابه داخل شوراکشانده وبطورغیرمستقیم وانمودکنندکه ما درتصمیمات شوراشریک بوده‌وبدین ترتیب نمیتوانستیم آنرانپذیریم والان‌که درجلسه شرکت نکرده‌ایم میتوانیم بگوئیم درجلسه شورا شرکت نکرده وبه قطعنامه مصوب شورانیزهیچ گونه‌تعهدی نداریم&#x27;&#x27;نماینده انگلیس ازعدم شرکت مادرجلسه بشدت ابراز تاسف کرد و گفت&quot;نتیجه عدم شرکت ایران اینست که شورانتواند قطعنامه رابه اجرادرآورد...اجرای قطعنامه هدف پانزده عضو شورابودوما با شرکت نکردن در جلسه خود را از تحمل یک فشار سیاسی سنگین آزادو این توطئه از پیش تعیین شده شورا را خنثی کردیم&#x27;موضع گیری های ایران که از سوم خرداد با تهدید کشورهای منطقه و حاکمیت عراق روند افزایشی داشته و با بهانه جویی ها و شرط گذاری های رو به افزایش هرروزه یک حکومت لجوج و زیاده خواه را در انظار نمایش داد که منجر به فاصله گیری بیشتر کشورهای دوست و نزدیک شد.در حالی که میشد با اتخاذ یک سیاست اصولی و تعیین شرایط واقعی بجای شروط ناممکن به دستاوردهای بهتری رسید و حتی میشد با حضور در شورای امنیت قطع نامه را حتی بصورت مشروط پذیرفت تا از جلوه بصورت یک حکومت جنگ طلب و زیاده خواه خارج شد.در حالیکه رژیم عراق که متجاوز بود توانست با چند مانور خود را طرف مظلوم و صلح طلب ماجرا جلوه دهد که برای دستیابی به صلح حاضر است از امتیازات چشم پوشی کند بطوریکه در رای گیری شورای امنیت ۱۵ رای موافق داده شد ، بدون حتی یک رای مخالف یا ممتنع.البته بدیهی است که عراق طرف متجاوز و اغازکننده جنگ بود ولی آنچه که در روند شکل گیری میانجیگریها نقل شد برای نشان دادن نداشتن دیپلماسی و از دست دادن روند افکار عمومی و  عدم توجه به طرف های منطقه ای و جهانی است.در بین سیاسیون ج.ا در خواست  تصرف قسمتی از عراق برای داشتن ابزار چانه زنی در مذاکرات هم به عنوان دلیل ادامه جنگ یاد می شود در حالیکه در ادامه جنگ حلبچه و فاو در اختیار انان بود ولی باز هم نتوانستند موفقیتی برای تحمیل شرایط خود پیدا کنند.ابزار موفقیت ، داشتن تفوق و قدرت نظامی در عین جلب همکاری طرف های بین المللی است چنان که ایران در مذاکرات ۱۹۷۵  با داشتن همین ها توانست شرایط خود را به عراق دیکته کند بدون آنکه نیاز به جنگی خانمانسوز شود.اما دغدغه سران ج.ا غرامت نبود و در مواضع آنان اهداف توسعه انقلاب نمایان است و برای رسیدن به چنین منظوری به سادگی حاضر به گذشت از غرامت بودند. درواقع هدف اصلی رسیدن به یک حکومت شیعه درعراق بود حالا چه با ادامه جنگ وچه با تحمیل تغییر حکومت با دیکته شرایط صلح &quot;اﮔﺮدرﺑﻐﺪاد ﯾﮏ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﻣﺮدﻣﻰ و اﺳﻼﻣﻰ ﺑﻪ وﺟﻮد آﯾﺪ،ﻣﺴﺌﻠﻪ ﺑﺮاى ﻣﺎ ﺷﮑﻠﻰ دﯾﮕﺮ ﻣﻰﺷﻮد.ﭘﻮل ﺧﺴﺎرت ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ.اﮔﺮ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ درﮐﻨﺎرﻣﺎن ﻣﺮدم ﻋﺮاق ﺑﺎاراده ﺧﻮدﺷﺎن ﺣﮑﻮﻣﺖ اﺳﻼﻣﻰ ﺧﻮدﺷﺎن را...ﺗﺸﮑﯿﻞ دادﻧﺪ..همانطور که ذکر شد این سیاست در بین نظامیان هم هست و رحیم صفوی معاون عملیاتی سپاه در جلسه ۳۱ خرداد قرارگاه کربلا می گوید که کشورهای عربی خسارت ایران را میپردازند ولی آنچه برای شورای عالی دفاع و آ.خمینی مطرح است خود صدام است و گرفتن خسارت اصلا مهم نیست. رجایی خراسانی هم در مصاحبه ای به تاریخ ۴/۱۹ اظهار میدارد &quot;چنانچه با سقوط حکومت کنونی عراق یک حکومت جمهوری اسلامی به سبک ایران در عراق تشکیل شود ایران برای دریافت غرامت پافشاری نخواهد کرد&quot;عراق با درک شرایط دریافت که جنگی طولانی درپیش دارد و با بررسی نقاط ضعف درصدد چاره جویی برامد.بنابراین راه را در عقب نشینی و فشرده کردن صفوف و تکیه بر استحکامات وهمچنین از بین بردن ضعف جناح ها دید اما عراق درحدفاصل آزادی خرمشهر تا عملیات بعدی ایران نیاز مبرم به زمان داشت.با توجه به جهت گیری عملیاتی ایران،عراق بخوبی دریافته بود که بصره هدف ایران است پس بیشتر توان خویش را در انجا صرف کرده و در این مدت عراق به شدت مشغول ساخت استحکامات و گسترش میادین مین و احداث کانال ها شد تا بتواند آنها را به همراه کانال ماهی به یک مجموعه دفاعی مستحکم تبدیل کند.از طرفی هم عراق یگان های ارتش وطنی را سازماندهی کرد .یک تغییر دیگر در جبهه عراق بر این اساس بود که این یگان های وطنی و کم تجربه را در خطوط جلو بکار گرفت و در خطوط عقب و نیروهای احتیاط از یگانهای زبده تر استفاده کرد.سپاه با استفاده از تبلیغات فتح خرمشهر و همچنین جو عمومی علیه حمله اسرائیل به لبنان بر جذب نیروها تاکید کرده و همچنین در دستورات به فرماندهان نواحی سپاه، درخواست اعزام بیشتر نفرات را داشت.اما اعزام فرماندهان به لبنان و معطوف شدن قسمتی از توان بدانجا و اعزام نیرو ها ضمن برهم زدن تمرکز نیروها و فرماندهان ، یک زمان طلایی را از ایران گرفت که تاثیر سرنوشت سازی بر حمله آتی ایران و بطور کلی در جنگ داشت.اعزام نیرو به سوریه آنهم در شرایطی که  تاکتیک های موج انسانی ایران هنوز با کمبود نیرو مواجه بود مشکلات زیادی را برای عملیات آتی پدید آورده بود.آنچه که قرارگاه بر انجامش پس از ازادسازی خرمشهر تکلیف و باید تا نیمه خرداد انجام میشد باتاخیرات مکرر مواجه و در ۳۱ خرداد مجددا قرارگاه کربلا تشکیل جلسه داده وطرح های عملیاتی هر قرارگاه ها ابلاغ و قرار بر انجام کارهای شناسایی و سایرمراحل تا ده روز آینده شد.در همین جلسه قرارگاه ،بصره بعنوان هدف عملیات بعدی تعیین و صیاد باتاکید بر ادامه عملیات به سمت بصره، ۱۵ روز آتی را به عنوان مهلت جابجایی وسازماندهی وتعیین مانور وشناسایی محورها تعیین و محورهای عملیاتی را مشخص می کند. رضایی هم برای فرماندهان قرارگاه سپاه مهلت ده روزه تعیین می کند.تردید اولیه در ورود به خاک عراق که فرصت چندروزه‌ای را گرفت و از آن مهمتر وقت کشی و تمرکز بر لبنان بجای پرداختن به تدارک جبهه و انجام مراحل عملیات یک زمان طلایی را به عراق داد تا بخوبی مواضع خود را مستحکم کند.این دیالوگی بین محسن رضایی و باقری پس از عملیات رمضان است که بخوبی نقش این تاخیرات مکرر را در ناکامی ایران نشان میدهد:رضایی:&quot;دیر جنبیدیم.اگر توانسته بودیم دو هفته زودتر عمل کنیم این دو تیپ را هنوز به منطقه نیاورده بود.موفقیت ما در عملیات بیت المقدس این بود که تا دشمن بیاید درساحل کارون ما او را زدیم هی آمد جدال کندنتوانست برعکس این جا ما با....&quot;باقری: &quot;اینجا ما بودیم که یک پا عقب افتادیم&quot; رضایی:&quot;هر چی تلاش کردیم نتوانستیم جبران کنیم&quot; باقری:&quot;مساله همین سیاسی بود که دودلی بوجود آورد&quot; رضایی:&quot;بله و این مساله لبنان و این را باید خدمت امام بگوییم&quot;اما گزارشات قرارگاه ها همچنان از ساخت و ساز وسیع عراق خبر میدهند که در سرتاسر شلمچه تا طلاییه به آن مشغولند اما دراین میان بعضی گزارشات از خاکریزهای بلندی می رسد که در خطوط عقب عراق درحال احداثند. قرارگاه کربلا درهفتم تیرماه وجود موانع در حال احداث سه ظلعی را مورد تاکید قرار میدهد&quot;  مواضع جدید دشمن هرکدام به تنهایی یک موضع کاملا سه ظلعی است یعنی از هرجهت قابل دفاع می باشد....مواضع جدید هنوز کامل نشده و نیرو در ان مستقر نگردیده است و با استقرار نیرو در ان میتوان نحوه آرایش و چگونگی ترکیب یگان پدافند کننده را تعیین کرد.&quot;در جلسه نهم‌تیرماه قرارگاه با یگانهای عمل کننده در حضور صیاد ، معینیان مسئول اطلاعات سپاه در قرارگاه، عمده فعالیت عراق را متوجه توسعه میادین مین و احداث خاکریز و تحکیم مواضع دفاعی و احداث جاده دانست. او در ادامه به مثلثی ها هم اشاره کرد.معینیان گفت&quot;از دیگر کارهایی که دشمن کرده ایجاد خاکریزهایی به شکل مثلث است که در داخل هر مثلث سه مثلث دیگر ایجاد کرده و در هر مثلث کوچک سه دایره مشاهده می شود که هرکدام موضع تانک هستند اما این مثلثی ها در حال حاضر خالی هستند و عراق در حال ادامه ساخت انهاست&quot;در ۱۲ تیر قرارگاه نصر به نوع و شیوه عمل مثلثی ها پی برد و آنرا به یگان های تحت امر خود ابلاغ کرد ولی این مثلثی ها جدی گرفته نشدند و حساب زیادی روی آنها نشد و تصور بر آن بود مانع مهمی نخواهد بود اما خواهیم دید که این اشتباه چقدر تاثیر گذار خواهد بود.در این نامه سری ، مثلثی ها یک منطقه پدافندی مثلث شکل دارای ۱۹ تانک مستقر توصیف می شود‌که در هر گوشه سه تانک قرار داشته و از هر جهت به آن حمله شود شش تانک قادر به آتش کردن و سه تانک هم در احتیاط می باشند.صیاد در جلسه ۴/۸ قرارگاه اهداف را اعلام می کند: کشته و زخمی و اسارت دشمن انهدام یا غنیمت امکانات دشمن رسیدن به خط پدافند در کنار شط العرب و آزادی نیرو ها برای عمل در مناطق غرب و حمله به مناطقی نظیر خانقین برای ایجاد تهدید برای بغداد.  سرعت عمل در حمله برای جلوگیری از تقویت دشمن.طرح اولیه عملیات رمضان در دو مرحله بود که قرار بود قرارگاه های قدس و فجر در منطقه شمالی و فتح نیز در منطقه میانی عملیات کنند تا به خط سرخ برسند و نصر نیز در منطقه جنوبی وارد عمل شود تا به خط آبی برسد.پس از آن فجر و قدس در امتداد غرب و جنوب غربی عملیات کرده تا به شط العرب برسند و در امتداد آن پدافند کرده و فتح نیز به سمت جنوب شرقی و نصر از به سمت شمال غربی در امتداد ساحل عملیات کرده تا در خط سبز الحاق کنند و بطور کامل ساحل شط العرب را به سلطه خود دراورند.اما عراق با استفاده از کانالهای احداثی و همچنین وجود کانال ماهی برای به زیر آب بردن جنوب منطقه عملیاتی یعنی روبروی قرارگاه نصر اقدام کرد.این همان  تاکتیکی بود که ایران در ابتدای جنگ برای متوقف کردن قوای عراق در نزدیکی اهواز استفاده کرده بود یعنی جنگ آب.سرعت پیشروی آب در منطقه جنوبی عملیات بسیار زیاد بود به نحوی که تلاش قرارگاه نصر برای شناسایی معابر جدید و یا استفاده از تنها معبر باقیمانده بی ثمر ماند.به این ترتیب نصر از مرحله اول حذف و قرار شد در مرحله دوم عمل کند.تیپ ۸ نجف اشرف هم چهار روز مانده به عملیات به قرارگاه فتح واگذار و دو روز قبل عملیات مستقر شد. به این ترتیب مقداری از خط تیپ ۲۵ کربلا به نصر سپرده شد که محدوده عمل فتح کمتر و با نیروی بیشتر در منطقه خود توانست در مرحله اول موفق تر شود.آب انداختن آخرین تصمیم عملیاتی عراق بوده که خیالش را از دورخوردن محور جنوب راحت کرد. با این کار محور جنوبی بی اثر شد و عراق قادر شد نیروهای خود را برای تقویت مناطق دیگر بکار ببرد.عراق روی منطقه حساس بود و همه روزه هم موانع جدیدی اضافه وافزایش استحکامات هم باعث نگرانی میشد که وقت زیادی بابت درگیری با موانع شده و نیرو ها نتوانند به اهداف جنگ شبانه دست پیدا کنند بطوریکه این هراس وجود داشت که با افزایش آبگرفتگی کل عملیات لغو شود همانطور که مانور نصر لغو شد.اخرین گزارشات ۱۹ تیرحاکی از احداث یک کانال دیگر در تنومه است که اجازه پمپاژ و انتقال آب بیشتری را میدهد. همچنین گزارشها حاکی از انبوه موانع و استقرار نیروی زیاد به همراه ده گردان توپخانه  است که عبور از میان انها را مشکل میسازد .سرانجام با توجه به وضع آبگیری ها محسن رضایی در جلسه ۲۰ تیر بر تسریع عملیات تاکید کرد. &quot;وضعیت جدیدی دشمن بوجود آورده است و احتمالا میخواهد در منطقه فجر و قدس آب بیندازد و راه کار اینها را هم ببندد و به احتمال قوی کل عملیات را به بن بست بکشاند.&quot;او‌میگوید که نیروهای روبروی قرارگاه نصر در حال جابجایی به سمت کانال ماهی و دیگر قسمت ها هستند و همچنین قصد دارد تعدادی نیرو در مثلثی ها مستقر و جلوی آنها را آب بیندازد. او برآورد می کند این جابجاییها پنج تا شش روز طول بکشد و پیش بینی گرفتن ۳۰۰۰۰ اسیر می کند.گزارشات بعدی حاکی از  حرکت آب به سمت منطقه عملیاتی قرارگاه فتح است و احتمال آب انداختن روبروی قرارگاه قدس و فجر هم وجود دارد. با این اوضاع احتمال بن بست در محور شمالی و کلا کنسل شدن عملیات وجود دارد فرماندهان مجبور به تصمیم گیری برای جلو انداختن زمان عملیات هستند.یکی از نکات مهم در جنگ آب، قرار داشتن نیروی خودی در سطح بالاتر نسبت به نیروی مقابل است که باعث اختلال در حرکت آنها و در مواقعی تخلیه مواضع میشود. اینجا هم به علت پایین بودن مواضع نیروهای ایران ، اب در حال گرفتن مواضع خطوط اول است که رحیم صفوی هم اشاره می کند:&#x27;آب الان به خط تماس خودی رسیده و از خاکریز بچه ها خم عبور کرده است. به نظر می رسد که قصد دشمن از این آبگرفتگی حفظ بصره باشد.بصره برلی عراق از اهمیت زیادی برخوردار است و سعی می کند هر کاری که می تواند در رابطه با حفظ بصره انجام دهد.&quot;رضایی در آخرین جلسه قرارگاه اذعان می کند که بخاطر از گرفتگی مجبور به جلو انداختن عملیات هستند. صیاد هم می گوید عراق در حال آب انداختن منطقه با استفاده از تلمبه های قوی است و با توجه به سطح هموار منطقه ، آب به سرعت به سمت شمال و جنوب منطقه در حال حرکت است و باید به سرعت عمل کنیم.به این ترتیب زمان عملیات ساعت ۹:۳۰ روز ۴/۲۲ تعیین میشود.  حتی قرار بود در این جلسه آخرین عکس هواپیمای خودی از مواضع دشمن به نمایش در اید ولی خبر دادند که عکس خراب شده و بنابراین آخرین وضعیت مواضع دشمن نامشخص و به شناسایی های قبلی اکتفا میشود.این رشته توییت توسط Rollo منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sat, 18 Jul 2020 17:42:35 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اهمال کاری و تنبلی، خواهر و برادر کمال‌گرایی!</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%A7%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%84-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D9%86%D8%A8%D9%84%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%85%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-ckp9uoki4q4g</link>
                <description>کمال گرایی یا همان Perfectionism همیشه وقتی صحبت از منتال هلث یا سلامت روان می‌شد، مشکلات خودم رو برای اطرافیانم می‌گفتم تا از رفتارِ احتمالیِ ناخوشایندی که کنترلش تمام و کمال دست خودم نیست نرنجند و یا در مقابل رعایت یک سری مسائل رو کنن. ولی همیشه این باعث می‌شد فکر کنن که دارم شوآف می‌کنم؛ با نقص ها و کمبودهام! قبل از اینکه وارد رشتو پرفکشنیسم یا کمال گرایی بشیم لازم بود این رو اشاره کنم و بگم که &quot;بیماری روانی&quot; جای شوآف نداره و &quot;سلامت روان&quot; اگر از سلامت جسم پراهمیت تر نباشه قطعا کم اهمیت تر نیست. و همونطور که وقتی جسماً بیمار می‌شیم سعی می‌کنیم سریع تر سلامتی خودمون رو به دست بیاریم، به همون شکل وقتی مشکل مربوط به روان داریم باید تلاش کنید تا سریع تر سلامت روان خودمون رو به دست بیاریم. روی &quot;تلاش&quot; تاکید می‌کنم.اینکه از کلمه «بیماری روانی» استفاده می‌کنم منظور تمام آنرمالی های مربوط به روان هست مثل: افسردگی، اضطراب، او سی دی و او سی پی دی، اِی دی ایچ دی و همینطور کمال گرایی و غیره. وقتی کمال گرایی رو یک «منتال ایلنس» یا همون بیماری روانی حساب می‌کنم باید اشاره کنم که اینکه از کلمه «بیماری روانی» استفاده می‌کنم منظور تمام آنرمالی های مربوط به روان هست مثل: افسردگی، اضطراب، او سی دی و او سی پی دی، اِی دی ایچ دی و همینطور کمال گرایی و غیره. وقتی کمال گرایی رو یک «منتال ایلنس» یا همون بیماری روانی حساب می‌کنم باید اشاره کنم که و این به خاطر بار مثبت کلمه «کمال» و همچنین اشاره به «گرایش داشتن» به اون هست و طبیعتاً گرایش داشتن به یک چیز مثبت، مثبته. پس طبیعیه که شما هم مثل همه فکر کنید که کسی که خودش رو کمال گرا می دونه داره از خودش تعریف می‌کنه. و شاید واقعاً در اکثر موارد به همین شکل هست!یعنی شخصی برای تعریف از بٌعد خاصی از شخصیت خودش، میگه که &quot;من کمال گرا هستم&quot; ولی منظورش این هست که &quot;من دنبال چیزای خیلی خوب هستم&quot;. و این دو مورد باهم فرق می‌کنن. طبق تعریفی (Frost, Marten, Lahart, &amp; Rosenblate, 1990) پرفکشنیسم ترکیبی از داشتن استانداردهای به شدت بالا، خود ارزیابی های سخت گیرانه و تلاش شدیداً زیاد فرد برای دستیابی به بی نقصی یا اهداف دست نیافتنی است. که ابعاد و انواع مختلفی داره. فرد پرفکشنیست ارزش خودش رو با دست یافتن و یا نیافتن به این ارزش ها می‌سنجه و همین طور استاندارده ای بالایی برای بقیه افراد داره.سایت گودتراپی پرفکشنیسم رو &quot;نیاز فرد برای بهترین بودن، یا لااقل بهترین به نظر رسیدن و یا باور به امکان پذیر بودن بهترین چیز&quot; میدونه. دقت کنید که این یک نیازه، نه یک ترجیح یا یک خواسته. در انگلیسی کلمه need. / پروفسور برنه براون از دانشگاه هیوستون معتقده که پرفکشنیسم فقط به معنی تلاش برای بهترینِ خودت بودن نیست بلکه اکثر مردم از این لفظ به عنوان یک سپر یا سازوکار دفاعی استفاده می‌کنن. / سایت سایکولوژی‌تودِی میگه پرفکشنیسم رفتاریه که باعث میشه زندگی پر بشه از بی‌پایان کارت های گزارش از ناتمامی ها.کمال گراییبه طور کلی پرفکشنیسم 3 بُعد داره. به نام های Self-oriented و Other-oriented و Socially-prescribed که اگه خیلی خلاصه بخوام بگم بُعد شماره 1 یعنی تحمیل یک تمایل غیرمنطقی برای کامل بودن به خودتون، بُعد شماره 2 یعنی همین حس رو برای بقیه بخوایید، بُعد شماره 3 یعنی جامعه همین انتظار غیرمنطقی کامل بودن رو از شما داشته باشه. از سال 1989 تا 2016 میزان بُعد یک 10 درصد، بُعد دو 16 درصد و بُعد سه که مربوط به جامعه است 33 فاکینگ درصد زیاد شده. این اماری از یک متاآنالیز در ژورنال Psychological Bulletin هست.(شماره گذاری بُعدها رو شخصا انجام دادم که اسمشون رو مجدد ننویسم) توی همین مقاله اشاره میشه که یکی از دلایل افزایش بُعد 3 می‌تونه رقابت هایی بر سر مدرک تحصیلی در سال های اخیر باشه. وقتی بهش فکر می‌کنی خیلی هم منطقی به نظر می‌رسه. هرجا رو نگاه می‌کنی همه دارن با رشته و مدرک تحصیلیشون پز می‌دن و عموم افراد جامعه توجه خاصی به فارغ التحصیلای یک رشته یا یک دانشگاه خاص دارن بدون اینکه نگاه کنن طرف آدم هست یا نه (یک کلمه خاصی برای این امتیاز های مثبتی که شخص از ابتدا داره هست به نام privilege که بعدا در موردش مفصل صحبت می‌کنم).دلایل هر کدوم از ابعاد پرفکشنیسم با دیگری فرق میکنه ولی در کمال گرا بودن همیشه بُعد 1 هست که نخست برای فرد ملموس می‌شه. به هرحال عمومِ این دلایل و عامل ها باعث شدن که عده‌ی زیادی از مردم به کمال گرایی دچار بشن. کیتی راسموسن محققی از وست ویرجینیا در سال 2018 گفته که 2 نفر از هر 5 نفر به کمال گرایی دچار هستن و معتقده این یکی از عواملی هست که باعث اپیدمی بیماری های روانی در سال های پیش رو میشه و میگه این آمار به این معنی نیست که نسل های جدید دارن استاندارد های بالاتری رو فتح میکنن بلکه به این معنیه که ما روز به روز داریم ناراحت تر و افسرده تر می‌شیم و پتانسیل های خودمون رو تضعیف می‌کنیم. همونطور که می‌بینید حرفش کاملاً درسته و داره همین اتفاق میفته. سارا ایگان محقق دانشگاه کرتین استرالیا در همین راستا میگه &quot;مقالاتی هستن که می‌گن هرچی بیشتر پرفکشنیست باشی، از اختلالات روانشناختی بیشتری قراره که رنج بکشی&quot; ولی چرا نقش پرفکشنیسم منفی رو انقدر پر رنگ میکنن؟ مگه بده آدم بهترین رو بخواد؟ با یادآوری اینکه کمال گرایی بهترین رو خواستن نیست بلکه نیاز به بهترین هست چندتا از مشخصه های شخصیتی و جنبه های منفی کمال گرایی رو میگم:  ۱- کاری رو شروع نمی‌کنی مگر اینکه بدونی قطعاً می‌تونی اون کار رو تمام و کمال به سرانجام برسونی و اگه درصد کمی شک داشته باشی اصلا اون کار رو شروع نمی‌کنی.۲- محصول نهایی کارهات مهم ترین چیز برات هست برای همین دقت نمی‌کنی توی مسیر چی گیرت میاد و چی یاد می‌گیری، تو باید بهترین محصول نهایی رو ارائه بدی. مثلا انتظار نتیجه کامل و بی نقص از کاری که هنوز توش حرفه ای نیستی که این نهایتا باعث میشه کار رو کنار بذاری بدون دستاوردی.۳- یک کار برای تو تمام نمیشه تا زمانی که مطمئن بشی کاملاً بی نقصه. حتی ممکنه محصول نهایی رو ده بار قبل از ارائه تغییر بدی و این انرژی زیادی ازت می‌گیره. ۴- هیچ وقت از محصول نهایی خودت راضی نیستی. امکان نداره. همیشه فکر می‌کنی این می‌تونست بهتر باشه و من گند زدم توش!۵- همیشه وقت کم میاری و کارهات رو با تاخیر تحویل میدی حتی با اینکه وقت و انرژی زیادی پاش می‌ذاری و این به خاطر اینه که می‌خواستی محصول نهایی کارت بی نقص باشه و داشتی مدام به قول معروف انگولکش می‌کردی. واسه همین کاری که بقیه توی 1 ساعت انجام میدن تو توی 4 ساعت انجام میدی و باز هم اگه راه داشت وقت بیشتری روش میذاشتی چون هیچ وقت به اون چیز بی نظیر نمی‌رسی. ۶- مدام شروع کردن یک کار رو به تعویق می‌اندازی چون می‌خوایی واسه شروع کردن همه چیز بی نقص باشه واسه همین همه کارهات دقیقه 90ی میشن.۷- توی انتخاب لباس مشکل داری. توی خرید از سوپر مارکت مشکل داری. تقریباً توی هر انتخابی مشکل داری چون خیلی وقت و انرژی صرف مقایسه دو یا چندتا چیز برای انتخاب بهترین از بینشون می‌کنی. ۸- همیشه افکار منفی در مورد خودت و کار هات داری. مهم نیست چقدر قوی خودت رو نشون میدی ولی اعتماد به نفس به شدت کمی داری. چون انقدر استاندارد هات غیرمنطقی بالا هستن که نه تنها خودت که هیچ کسی نمیتونه بهشون برسه برای همین مدام با خودت می‌گی که گند زدی و باید بهتر از این می‌بودی و افکاری از این دست. ۹- پرفکشنیسم میزان خودگویی یا واگویه و یا self_talk منفی رو به شدت زیاد می‌کنه. همه ما خودگویی داریم ذاتاً ولی میزان خودگویی منفی در این زمینه چندین برابر میشه. خودگویی خودش یه رشتو جدا می طلبه از انواعش و اثراتش و غیره. بگذریم. ۱۰- پرفکشنسیم باعث بروز یا تشدید افسردگی و اضطراب میشه و احتمال خودکشی رو بالاتر از قبل می بره.۱۱- اگر ابتدای یک کار بفهمید اونطور که باید بی نقص پیش نرفته رهاش می‌کنید و بعد عذاب وجدان این رها کردن گریبان گیرتون می‌شه. هر چی هم بیشتر میگذره بیشتر اذیت می‌شید ولی نمیرید کار رو ادامه بدید. ممکنه چند روز بعد از ابتدا شروع کنید و به هزار و یک دلیل دیگه باز رها کنید و این چرخه بارها و بارها تکرار بشه. ۱۲- این نگاه «همه یا هیچ» داشتن در همه مسائل به شدت باعث رنجش خاطرتون از همه چیز و همه کس می‌شه و مدام انرژی منفی از تقریباً همه چیز می‌گیرید. اهمال کاری و تنبلی۱۳- هدر رفت انرژیتون بالاست. انگار هرچی زحمت می‌کشید همه چیز اونطوری که باید نمیشه. هرچقدر هم انرژی داشته باشید باز هم نصفِ دوستانتون نمی‌تونید کاری رو پیش ببرید. اگه پیش ببرید بهترین کار بین همه کار های مشابه میشه ولی مهم اینه که کلی وقت و انرژی از شما گرفته و نتیجه‌اش هم چنگی به دل خودتون نمیزنه.۱۴-  پرفکشنیسم بودن به معنی کامل بودن و بی نقص بودن و یا منظم بودن نیست بلکه به معنی گرایش به سمت این چیز هاست و موارد بالا نشون میده هزاران دلیل هست که شمارو از رسیدن به کمال منع کنن و همین نرسیدن به کمال باعث یک حالِ بد دائمی در شما میشه. مثلا میخوایید راس ۱۲ بخوابید که راس ۷ بیدار شید و تا راس هفت ونیم اتاقتون رو مرتب کنید ولی به هزار دلیل نمیتونید راس ۱۲ بخوابید پس ادامه ی ماجرا کلا کنسل میشه تا شانسی دوباره... و تمام این مدت که اتاقتون بهم ریخته ست شما وایب بسیار بدی از این اتاق میگیرید. ۱۵- اگه کمال گرا هستید احتمالا این موارد هم براتون آشناست : صرف ۱ ساعت زمان برای انتخاب بهترین کلمات و نوشتن یک نامه اداری ۲ خطی، درگیر بودن ذهنتون به کار حتی حین تفریح (مثلا فیلم دیدن)، گیر دادن به خودتون و بقیه برای رعایت قوانین خاصی که نظم خاصی رو در جامعه یا حتی گروه های کوچیک کاری حاکم می‌کنه، شروع نکردن کلاس های اون زبان خارجه به خاطر اینکه می دونید هیچ وقت قرار نیست مثل یک بومی صحبت کنید هیچ وقت اونقدر عالی نمی‌شید، بهت می‌گن رئیس بازی در میاری، موقعیت های شغلی یا احساسی زیادی رو از دست دادی فقط برای اینکه یک مورد خیلی کوچیک و ظاهرا بی ارزش اونطوری که باید درست و کامل نبوده و تو دست دست کردی و موقعیت از دستت پریده. ممکنه به شدت اهل رقابت باشی حتی با خودت. با این حال کمال گرایی رو یک شمشیر دو لبه معرفی می‌کنن. چیزا هایی که من گفتم در مورد کمال گرایی منفی بود با اینحال با کمی مراقبه و تمرین میشه از کمال گرایی برای  انگیزه گرفتن و رسیدن به سطوح بالاتر در هر چیزی هم استفاده کرد. ولی دفعه‌ بعد که کسی بهتون گفت کمال گراست یا خواستید به کسی بگید که کمال گرا هستید حواستون به این موارد باشه. اگه قصد تعریف از خودتون یا کسی رو دارید بهتره به جای این لفظ از کلمات بهتری مثل high achiever استفاده کنید و می تونید تجربه مثبت یا منفی خودتون از این زمینه رو اضافه کنید و به اشتراک بذارید.این رشته توییت توسط nvm the name منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sat, 04 Jul 2020 13:53:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایغورها، بزرگترین اقلیت زندانی در دنیا بعد از هولوکاست.</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%A7%DB%8C%D8%BA%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%88%D9%84%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%AA-syiw5li4stch</link>
                <description>ایغورها اقلیت مسلمان و ترک‌‌تبار بیش از ١٠٠٠ سال است که ساکن منطقه ژینچیانگ در شمال‌غرب چین هستند. ٢۵٠سال قبل با حمله پادشاهی چینگ، این منطقه ضمیمه چین شد. حکومت مرکزی ایغورها و قزاق‌‌های مسلمان را به شدت تحت نظر گرفته است. تخمین زده می‌شود که تا سال ٢٠١۵ بیش از ١میلیون و طی ٣سال گذشته بالغ بر ٣میلیون مسلمان چینی در اردوگاه‌های مخصوص نگهداری شدند. به گفته دولت چین هدف این اردوگاه‌‌ها آموزش فرهنگی و کار‌‌آموزی است.در حال حاضر ژینچیانگ به یک زندان بزرگ تبدیل شده، و دسترسی به این منطقه برای روزنامه‌نگارها بسیار محدود است. دولت چین نیز پیوسته در تلاش بوده تا چینی‌ها را در این منطقه ساکن کند تا بافت جمعیتی به نفع چینی‌ها عوض شود. در سال ٢٠٠٩ در اعتراض به کشته شدن دو ایغور توسط پلیس، این منطقه ناآرام شد که با عکس‌العمل شدید نیروهای امنیتی مواجه گشت. به گفته دولت چین در طی ناآرامی‌ها ٢٠٠ نفر  کشته شدند که بیشتر آنها چینی بودند. همچنین هزاران ایغور بازداشت و تعداد نامعلومی کشته شدند.در سال ٢٠١٢، شی‌‌جن پین به رهبری حزب کمونیست چین رسید و فشار بر ایغورها را از همان ابتدا افزایش داد. در تصویر او از چین، ایغورها و فرهنگشان جایی نداشتند. در سال ٢٠١۴ سلسله حملاتی توسط جدایی‌طلبان ایغور و گروه‌های اسلامی صورت گرفت که به کشته شدن ١٠٠ چینی منجر شد. که شی‌‌جن پین را بر حذف این مسلمانان رادیکال مصمم‌‌تر کرد، و تمام ایغورها تحت کنترل نظارت گسترده حکومت قرار گرفتند. بسیاری از آنها به دلایل متعدد توسط حکومت مرکزی خطرناک ارزیابی شدند. در نتیجه طی سالها به تدریج بالغ بر ١٢٠٠ اردوگاه برای نگهداری صدها هزار ایغور مسلمان ساخته شد.تصاویری که دولت از این اردوگاه‌‌ها ارایه می‌داد، محلی بود برای آموزش زبان و کارآموزی و یادگیری مقررات. اما مسلمانانی که بعد از ترک اردوگاه، به دیگر کشورها از جمله قزاقستان فرار کردند، تصویر کاملا متفاوتی را از اردوگاه ارایه می‌کنند. فشار روانی به اندازه‌ای است که بسیاری حتی به خودکشی فکر می‌کنند. به گفته آنها تنها هدف اردوگاه پاک کردن هویت قبلی و برساختن هویتی تازه است. افرادی که آزاد می‌شوند، تغییر رفتار واضحی دارند. در کَشگار شهری که مرکز فرهنگی ایغورهاست، کودکان اجازه یادگیری زبان مادری خود را ندارند. اهالی جرئت رفتن به مساجد را ندارند چرا که عواقب خطرناکی می‌تواند داشته باشد. همچنین عکسهای ماهواره‌ای نشان می‌دهد تعداد زیادی مسجد از بین رفته‌اند. به گفته یکی از مهندسین IT که در گذشته برای دولت مرکزی کار می‌کرد، ایغورها از دید حکومت مرکزی اصلا آدم حساب نمی‌‌شوند و هیچ حقی از جمله حق دادگاه ندارند. تمام زندگی آنها زیر نظر دوربین‌های امنیتی قرار دارد. از ٢٠١٧ اطلاعات تمامی ساکنین نظیر DNA، اثر انگشت، گروه خونی، اسکن صورت و صدا ضبط شد. کار به اینجا ختم نشد، دولت مقرر کرد که هر خانواده ایغور با یک خانواده چینی رابطه فامیلی برقرار کند.این خانواده چینی در واقع مامور دولت بودند و تمامی جنبه‌های زندگی ایغورها را بررسی می‌کردند تا اثری از اسلام و زبان و فرهنگ مادری آنها به جا نمانده باشد. جزا هر تخلفی اردوگاه اجباری بود. بر در خانه آنها بارکدی وجود داشت که تمام اطلاعات اهالی منزل را برای پلیس مشخص می‌کرد.اپ موبایل هم به اجبار نصب میشد تا فعالیتهای آنها کامل تحت کنترل باشد. ژینچیانگ به عنوان امنیتی‌‌ترین منطقه چین، محلی است برای شرکتهای هوش مصنوعی، دیتای بزرگ و تجهیزات امنیتی که آخرین فن‌آوری‌‌هایشان را پیاده‌سازی کنند. تصاویر خیابانها و کوچه‌ها پیوسته پردازش می‌شود، و اگر AI تشخیص دهد شخصی در حال عبور از خیابان خطرناک است، پلیس شخص مورد را نظر را بازداشت و به اردوگاه می‌فرستد. ژینچیانگ در واقع نمایشگاهی است برای آخرین فن‌آوری‌های امنیتی چین. یکی از شرکتهای فعال در این زمینه Huawei است، بزرگترین شرکت ارتباطی در دنیا که توسط آمریکا به عنوان تهدیدی برای امنیت ملی شناخته شده. دسامبر ٢٠١٩ دولت چین (شاید به دلیل شیوع کرونا) ناگهانی اعلام کرد که تمامی حاضرین در اردوگاه‌ها آزاد شدند، البته منبع موثقی آن را تایید نکرده.  منبع: مستند China Undercover از Frontlineاین رشته توییت توسط JaredDiam منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jun 2020 12:19:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تب کریمه کنگو در مازندران</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%AA%D8%A8-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D9%85%D9%87-%DA%A9%D9%86%DA%AF%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-xqnzd1pnedmn</link>
                <description>بیماری تب کنگومازندران تب کریمه کنگو رو مثبت اعلام کرداین مقاله رو مطالعه کنیدبا خطر تکرار بیماری کشنده ای به نام تب کریمه کنگو مواجه هستیماین بیماری چون در کشور بومی شده نگران هواپیمایی ماهان نیستیم و پروتکل های تعریف شده مشخصی هم جهت کنترل و درمان آن وجود دارداما؛ تب کریمه کنگو چیست ؟اولین بار در دهه ۴۰ میلیادی این بیماری در شبه جزیره کریمه اوکراین به انسان منتقل شده و نام تب کریمه به خود گرفت یک دهه بعد در جمهوری کنگو هم دیده شد و نامش شد تب کریمه کنگو.عامل بیماری ویروسی است از خانواده Bunyaviridae و از جنس Nairovirus ها است عامل انتقال بیماری هم کنه ای است به نام هیالوما این کنه وقتی به ویروس آلوده میشود تا آخر عمر ناقل آن باقی میماند و با گزیدن دام ها و حیوانات ویروس را به بدن آنها منتقل کرده و تبی مختصر در بدن شان ایجاد میکند اما وای از روزی که این ویروس به انسان منتقل شود. چه از طریق گوشت و امعا و احشای دام چه از طریق گزش کنه و یا له کردن کنه روی دست هایتان ...  میزان سرایت بیماری بسیار بالا است درصد مرگ و میر ۳۰ ٪ یعنی تقریبا ۴ برابر کرونا است. قرنطینه بیمار و اطرافیان اش به سختگیری قرنطینه طاعون است پس از فوت بیمار تمام وسایل اش را می‌سوزانند میزان سرایت این بیماری به قدری بالا است که اگر خون استفراغ مدفوع ادرار ترشحات بینی و ریه بیمار را لمس کنید مبتلا خواهید شد به همین علت میزان شیوع بیمارستانی آن بسیار بالا است چگونه از دام به انسان منتقل میشود؟از طریق ذبح و تماس با گوشت حیوان و یا در دامداری های سنتی .. تنفس بخارات احشا حیوان هنگام ذبح هم مبتلایان می‌کند گوشت آلوده را به خانه ببرید چاقوی تان میتواند همه جا را آلوده کند دست‌هایتان آلوده شود خودتان را آلوده میکند پس در صورت دریافت گوشت قربانی یک راست بگذارید کف یخچال ۲۴ ساعت بماند پس از آن خطرش رفع میشود کشتارگاه ها هم چنین میکنند اسیدوزی شدن لاشه حیوان دشمن ویروس است اما مشخصات ویروس قطر ۱۰۰ مانومتر نوع پوشش پروتئینی و آر ان ای تک رشته ای است. صابون بر آن بی تاثیر است الکل - حرارت و فنول به همراه محیط اسیدی چون اسید استیک نابودش میکند در دمای ۱ تا ۴ درجه ۲۴ ساعت در دمای ۵۶ درجه نیم ساعت زنده می‌ماند در تب ۴۰ درجه انسان هم تا ۱۰ روز زنده میماند.علایم بیماری چیست؟ بعد از دوره کمون ۱ تا ۹ روزه با سردرد شدید درد عضله گلو درد ترس از نور سفتی گردن تب و لرز اسهال و استفراغ شروع میشود سپس دچار تورم پوستی در گردن و سینه و دست و پا میشود همزمان با کاهش فشار خون و ضربان و لنفوپنی و ترمبوسیتوپنی .. تب تا ۱۶ روز باقی میماند اما مرحله خطرناک بیماری آغاز خونریزی است. در روز ۳ تا ۵ بیماری خونریزی زیر پوستی روی سینه و زیر پستان در خانم ها آغاز و به خونریزی لثه و گوش ها و خلط ها و ریه و بینی و کلیه و رحم ... می‌رسد.۴ روز بیمار دچار خونریزی میشود برخی موارد آنقدر شدید می‌شود که خون به بیمار تزریق می‌کنند با افزایش بیماری در هفته دوم کبد و طحال هم درگیر می‌شود و در صورت ادامه یافتن معمولا بیمار به دلیل از دست دادن خون و آب بدن به دلیل اسهال و خونریزی مغزی ریوی از بین می‌رود ... دوره نقاهت هم از هفته سوم شروع شده و گاه تا ۶ ماه طول می‌کشد.درمان این بیماری چیست؟درمان اش با داروی ریباویرین و داروهای حمایتی در انعقاد خون و تنظیم آب و الکترولیت بدن است هیچ واکسن موثری ندارد ، داروی مختص به خود هم ندارد.در صورتی که وزارت بهداشت اعلام آغاز تب کریمه کرد: از خوردن جگر های نیم پز هم خودداری کنید.گوشت را به همان شکل که گفتم خرید یا نگهداری کنید .. کرونا پیش کریمه کنگو بچه بازی هم نیست.در فصول گرم سال حواس تان به گوشت و شیر آزاد که از لبنیاتی ها می‌خرید باشد ...  حرارت و آتش و پخته شدن نابود اش میکند در فصول گرم سال از قربانی کردن و چنجه بازی با گوشت تازه پرهیز کنید در غیر اینصورت با ابتلای احتمالی ۶ ماه عذاب خواهید کشید ..  پاینده ملت ایران!این رشته توییت توسط DrRezaSoleimani منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Mon, 08 Jun 2020 12:51:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا توییتر و بقیه شبکه‌های اجتماعی در آمریکا هستند؟</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D9%88%DB%8C%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%88-%D8%A8%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-oxemolcajnlv</link>
                <description>شوخی روزنامه اقتصادی آلمانی هندلس‌بلات با رییس جمهور آمریکا در شماره امروزدر سایه جنگ ترامپ و توییتر آیا دقت کردید که همه سایت‌های مهم و تعاملی دنیا مثل ردیت، ویکی‌پدیا فیسبوک، توییتر، یوتیوب و ... بیشتر در آمریکا می‌توانند حضور داشته باشند و کسی نمی‌تواند کنترلشون کنه؟ چرا همه اینها تو آمریکا هستند و جای دیگه نیستند و یا اگر هستن اون قدرت رو ندارندهمه اینها ریشه در یک قانون داره که بهشون میگند ۲۶ کلمه‌ای که باعث تشکیل اینترنت شده، کلی راجعش صحبت شده و حتی کتاب نوشته شده، این ۲۶ کلمه که در &quot;قانون رفتار سالم در ارتباطات&quot; آمریکا ذکر شده یک بندی داره به اسم بند ۲۳۰ که شاکله اصلی اینترنت رو هدف قرار میده.۲۶ کلمه‌ای که باعث تشکیل اینترنت شدهاین قانون میگه: No provider or user of an interactive computer service shall be treated as the publisher or speaker of any information provided by another information content provider.  چکیدش یعنی:  همه ارائه‌دهندگان خدمات اینترنتی در برابر آنچه کاربران منتشر میکنند، مصونیت میدهد.ترامپ‌ هم به این قانون حمله می‌کنه و خودش راسا نمی‌تونه کاری بکنه و میخواد کنگره این قانون رو لغو کنه و که  خیلی بعیده چنین اتفاقی بیفته. اما ترامپ داره سعی میکنه بگه توییتر خدمات دهنده نیست و بلکه ناشر محتواست و اگر ناشر باشه در مقابل محتوا مسئولیت دارههمین قانون ۲۶ کلمه‌ای هست که باعث شده همه سایت‌های مهم تو آمریکا باشن و اگر کسی چیزی توی توییتر و فیسبوک و ویکی‌پدیا نوشت، نشه از صاحبین و مالکین این سایت‌ها شکایت کرده و محدودشون کرد. این بند ۲۳۰ تقریبا مهمترین قسمتی هست که کاربرا‌ن‌ اینترنت هر روز باهاش سروکار دارند.براساس بند ۲۳۰ قانون &quot;رفتار سالم در ارتباطات&quot;، شبکه های اجتماعی مسئول محتویاتی که کاربران پست می کنند نیستند، اما می توانند &quot;با نیت خیر دست به انسداد&quot; برخی از پست ها بزنند؛ مثلا صحنه‌های مستهجن، منعکس کننده آزار یا خشونت را حذف کنند. متن کامل قانون در اینجا بخوانید.همین یک بند نشون میده قوانین حقوقی آمریکا چقدر از بقیه جهان جلوتره و چقدر هوشمندانه طراحی شده که یک دیکتاتور کوچولو مثل ترامپ هیچ کاری نتونه بکنه.این رشته توییت توسط Mardetaha منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 16:09:29 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دعوای ترامپ و توئیتر بر سر چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%AF%D8%B9%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-kvzb4w6o1ba8</link>
                <description>دعوای حقوقی و سیاسی توییتر و ترامپ و فرمان اجرایی ترامپ به طور خلاصه و ساده :ابتدا فرق بین پتلفرم و ناشر به طور ابتدایی بدانیم :پلتفرم اجتماعی، خصوصیات زیادی داره که مهمترین اون عدم دستکاری دستی یا سیستماتیک رویدادها و اتفاقات درون پلتفرم هست. اما ناشر بر خلاف پلتفرم به مجموعه ایی گفته می شه که اتفاقات و نظرات(خبر) به صورت دستی منتشر می‌شود و رویدادها کنترل شده است.پلتفرم در قبال اتفاقات افتاده مسئول نیست، چرا که قبول کرده اتفاقات بدون دستکاری منتشر خواهد شد ولی ناشر باید جوابگوی رویدادهای خودش باشد. یک مثال ساده:در پلتفرم اگر تهمت یا توهینی یا افشای اطلاعاتی صورت بپذیرد، هیچ گونه مسئولیت حقوقی بر عهده مدیریت پلتفرم نیست، دقیقا خلاف ناشر! فکت چک؛ (واقعیت سنجی) خوبی های بسیار زیادی دارد ولی مشکلات بزرگی دارد که قابل حل نیست، به طور مثال آیا پلتفرم می تواند نقش قاضی را بر عهده بگیرد و چه کسی بر این قاضی نظارت خواهد کرد؟ آیا نظارتی بر روی قاضی انتصابی وجود دارد؟ اگر قرار بر فکت چک هست، آیا نباید برای تمامی اتفاقات و خبرها فکت چک صورت بپذیرد؟اما در خصوص فکت چک ترامپ توسط توییتر، توییتر کاملا جانبدارانه با این موضوع برخورد کرد بنابر چند دلیل: 1- هر آیتم آزمایشی ابتدا می بایست در در محیط آزمایشگاهی(کوچکتری) انجام می شد 2- قضاوت به درستی انجام نشده بود و لینک به CNN که از مخالفین غرض ورز سیاسی ترامپ محسوب می‌شود، شده بود. 3- در مورد مابقی سیاستمداران این اتفاق صورت نپذیرفته است. 4- فکت سنجی توسط تیمی انجام شده که شهره به توهین و البته مخالف سیاسی ترامپ هستند و مهم ترین دلیل،دقیقا در زمانی اتفاق می افتدکه نزدیک به انتخابات آمریکا هستیم به طور خلاصه اگر قرار هست قانونی به عنوان فکت چک داشته باشیم، توییتر با شکایت های حقوقی زیادی رو به رو خواهد شد که چرا در خصوص توئیت غلط حتی بدون 1 لایک، هیچ فکت چکی صورت نپذیرفته! اما فرمان اجرایی برخلاف تبلیغاتی که صورت پذیرفته، قرار نیست هیچگونه محدودیتی برای شبکه های اجتماعی صورت بپذیرد، مهمترین موضوعی که در این قانون بیان شده، دقیقا عدم دخالت در فرایند شبکه‌های اجتماعی است، اگر مجموعه‌ای خود را پلتفرم نامیده و مصون از مسئولیت های حقوقی یک ناشر محسوب می شه، باید بی طرفی خودش رو به طور کامل حفظ کند، حق هیچگونه دستبردی به محتوای کاربران نباید داشته باشه، چرا که اگر قرار بر تغییر سیستماتیک به بهانه فکت چک باشد، آغازی خواهد بود بر تغییر کارکرد شبکه ها اجتماعی، به عنوان مهمترین بازوی آزادی بیان در قرن 21. توییتر چکار می تواند انجام دهد؟ برگردیم به مقداری عقبتر، زمانی که فیسبوک به سو استفاده از اطلاعات کاربرانش متهم شد، یکی از بزرگترین چالش های حقوقی و مالی برای یکی از بزرگترین کمپانی های اقتصادی دنیا اتفاق افتاد و این تجربه تلخ و هرچند با سازش برای زاکربرگ  باعث شد که از فکت چکینگ انتقاد کنه. توییتر اگر بخواهد همین رویه کنونی خود را ادامه بدهد در مجادلات حقوقی فراوانی خواهد افتاد که بیشتر از ضربه زدن به جک دورسی jack، خوشایند سهامداران توییتر نخواهد بود. ترامپ به بهانه دخالت سیستماتیک توانایی این رو داره که توییتر رو زیر ذره بین بازرس ها ببرد که حتی یک اشتباه کوچک از یک کارمند توییتر می تواند به عنوانی اشتباهی بزرگ و البته نا بخشودنی جازده شود و تبعات سنگینی برای توییتر در بر خواهد داشت. به نظر توییتر مقداری برای تبلیغات علیه ترامپ(به علت نزدیک بودن به دیدگاه حزب دموکرات) خواهد جنگید ولی در نهایت کوتاه خواهد آمد، چرا که بازنده مشخص است. اگربا هر شخصیتی مشکل داریم، نباید در نظریات و  قضاوت تاثیرگذار باشد. مثلا توئیت زیر، بدون اینکه اشاره کرده باشد حرف ترامپ این است اگر قرار بر رگولاتوری بر آزادی بیان هست، پس باید این شرکت ها هم رگولاتوری شوند. با همه اختلاف عقیده، حرفش کاملا منطقی است!توییت ترامپاین رشته توییت توسط Davoud Tanhaei منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Sat, 30 May 2020 13:29:41 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آسیب‌شناسی حرکت اصلاح‌طلبی</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%B7%D9%84%D8%A8%DB%8C-jlckfrvnagek</link>
                <description>اصلاح طلبان ۸ سال پس از دولت خاتمی، مجددا با پیروزی به عرصه سیاست بازگشتند اما این فرصت قدر دانسته نشد و نتیجه آن به کناره گیری یا ناکامی بخشی از اصلاح طلبان در انتخابات مجلس و کاهش شدید محبوبیت دولت و شخصیت‌های اصلاحات در جامعه و ریزش بدنه اجتماعی آنان منجر شد.یکی از پیامهای اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸، عبور بخش زیادی از توده‌های اجتماعی از اصلاح‌طلبی و اصولگرایی بود. البته نمیتوان نقش رقیب و ابزارهای نظارتی و حذفی را در ناکامی اصلاح‌طلبان نادیده گرفت اما پرسش اینکه باتوجه به شرایط وساختار نظام،آیا این جریان آینده‌ای در مدیریت کشور دارد؟اکنون اقتصاد مساله اول است و به همین علت شهروندان از اینکه اصلاح طلبان بتوانند مسایل جامعه را حل کنند، دچار یاس هستند. نخبگان اصلاح طلب درحالی صریح‌ترین انتقاد را به دولت بدلیل کندی و رخوت میکنند که دستاورد قابل قبولی برای حوزه‌های تحت تصدی خود بویژه مدیریت شهری از جمله تهران ندارند.مروری بر سخنان اخیر سید محمد خاتمی نشان می‌دهد وی در آسیب شناسی عملکرد اصلاح طلبان، به خوبی متوجه شکاف میان اصلاح طلبی و وضعیت موجود شده و از همین رو از اصلاح طلبان می خواهد بجای پرداختن به شعارهای سیاسی غیرقابل تحقق، به مشکلات مردم و وضعیت اجتماعی بپردازند.شاید بهتر باشد در این مسیر از تغییر ادبیات بهره ببریم، عنوان میانه‌روی، که مفاهیمی نظیر تمایل، پرهیز از رادیکالیسم و افراط و تفریط، مرز بندی با تجدید نظر طلبان و عملگرایی و واقع گرایی را در بطن خود دارد، تنها مسیریست که پیش روی ما برای حضور موثر در جامعه با حفظ ساختار نظام گشوده.ویژگی میانه روی، خودداری از تکرار بازی و رقابت چپ و راست قدیم، در لباس اصولگرایی و اصلاح طلبی است. میانه روی همانقدر که با اقتدارگرایی و خشونت و نفی حقوق شهروندی فاصله می گیرد با تجدید نظر طلبی و به چالش کشیدن ساختارها و رهبری نظام مرز بندی دارد و می تواند در حل مشکلات مردم بکوشد.تفاوت میانه روی و اصلاح طلبی، انتقال از ذهنیات به واقعیات ( سابجکتیو به آبجکتیو) است، تفاوت ایده گرایی با عملگرایی و عبور از مرز شعار تا عمل است.  نخبگان و بدنه اجتماعی اصلاح طلب اکنون در معرض ریزش به دوسوی رادیکالیسم یا انفعال و یاس از موفقیت تغییر هستند و اگر جریان میانه‌روی به اندازه‌ای تقویت نشود تا مسیر سومی را پیش روی آنان قرار بدهد، اصلاح طلبی بعنوان یک جریان اجتماعی دو شقه شده و تاثیرات اجتماعی وسیاسی خود را از دست خواهد داد  همانگونه که غیبتش در انتخابات محسوس بود و حتی درصورت تایید رد صلاحیت شده ها هم نمی‌توانست موفق شود.این رشته توئیت توسط محسن هاشمی رفسنجانی نوشته شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 19:48:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زنای ‌با محارم و برخورد دادگاه‌ها با این اتفاق</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%B2%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-qkzevkpf3uxx</link>
                <description>زنان قربانی زنای ‌بامحارم دراکثر موارد به تشخیص دادگاه به آغوش همون خانواده متجاوز برمی‌گردن.حالا که قتل وحشیانه رومینا توجه عمومی رو به برخورد دادگاه‌ها با زنان جلب کرده، فکر کردم از مورد شایع دیگری بنویسم که شاید خیلی‌ها درباره‌ش ندونن یا به‌نظرشون بیاد که موضوعی شایع و پرتعداد نیست و جدیش نگیرن. بله از پرونده‌های زنای با‌محارم در دادگاه‌ها حرف می‌زنم. دخترانی که قربانی تجاوز پدر و سایر محارم می‌شن. سالها پیش محسن مالجو رساله‌ش رو زیر نظر شهلا اعزازی درباره این موضوع نوشت. وقتی برای اولین‌بار برام از موضوع کارش گفت و جزییات دادگاه‌ها و بخش‌هایی از رساله‌ش‌رو خوندم اونم تو اون سالهایی که هنوز جنبش‌زنانی بود و ما با کلی شوروهیجان فعالیت می‌کردیم و من فکر می‌کردم چه شاخ غولی می‌شکنم که مثلن فلان و بهمان فعالیت رو دارم، همه دنیا یک‌باره سرم خراب شد.قبل‌ترش چیزهایی شنیده بودم اما فکر می‌کردم حتمن انگشت‌شمارن  و تو آمار جرم و جنایت‌های بزرگی طبقه‌بندیش کرده بودم که لابد فقط «گاهی» رخ می‌دن و دادگاه هم حتمن باهاشون برخورد جدی می‌کنه. اما داستان چیز دیگری بود.رساله اگه اشتباه نکنم رو چهل مورد که دست به شکایت زده بودن و کارشون به دادگاه‌ها رسیده بود، پژوهش عمیق کرده بود. به دادگاه‌ها و پرونده‌ها سرک کشیده بود و با چند تا از قاضی‌های این پرونده‌ها هم گفتگو کرده بود. نتیجه این شکایات نشون می‌داد که در پایان دادرسی اغلب قضات رای به بازگشت دختر به خانه پدر متجاوز داده بودن و توجیهشون هم این بود که قانون در این مورد سیاه‌وسفید عمل کرده. یعنی برای پدر متجاوز به دختر، حکم اعدام رو گذاشته و هیچ حکم بدیل دیگری مثل حبس درکار نیست.ازونجا که اکثر قضات به راحتی دست‌شون به صدور حکم اعدام پدر خانواده (که اون رو نان‌آور و سرپرست می‌دونن) نمی‌ره، پس حکم به تبرئه می‌دن چون چاره دیگری نیست. یادمه برام تعریف کرد که یه قاضی در جواب اینکه «فرستادن این دختر به خونه یعنی تجاوز دوباره» بهش گفته بود که «اینجوری یه نفر بهش تجاوز می‌کنه، پدرش بمیره و خیابونی بشه صدنفر بهش تجاوز می‌کنن.» درواقع شما فکر کنید که برخورد با زن در پرونده‌هایی به این فضاحت این‌طوره، اونوقت ما می‌گیم چرا دختری که فرار کرده رو به خونواده تحویل دادن!حالا ادامه داستان این تجاوزها میشه گروهی از همین دختران که از اینهمه خشونت و تجاوز خانگی عاصی شده، دست به قتل محارم متجاوز می‌زنن و زندانهای عمومی تعداد زیادی از همین زنان رو تو خودش جا داده که اونجا منتظر قصاصن. بله قصاص! یعنی اعدام!   وقتی از زنان قاتل حرف می‌زنیم از زنانی حرف می‌زنیم که درصد بالایی‌شون، مردهای منسوب به خود رو به‌دلیل تجاوز کشتن که آمار اینها هم مشخصه و می‌تونید برید و تحقیق کنید. عنوان رساله محسن رو خاطرم نیست. اما برای اطلاعات بیشتر می‌تونید نام نویسنده (محسن مالجو) و استاد راهنمای رساله(شهلا اعزازی) با موضوع(زنای‌با‌محارم)‌رو جستجو کنید و مقاله‌ها و مصاحبه‌هاشون رو بخونید تا با جزییات بیشتری ازین ماجرا آشنا بشین.این رشته توئیت توسط آینا قطبی یعقوبی نوشته شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Thu, 28 May 2020 19:38:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غیرت مردانه</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-zwocbykf5mhu</link>
                <description>یکی از مفاهیم عمده‌ رمان‌های عامه‌پسند &quot;غیرت مردانه&quot; است. در این رمان‌ها دختران عاشقی هستن که از خشونت مرد داستان لذت می‌برن. مردی که از روی غیرت با دختری که مثلا لباس کوتاه پوشیده بدرفتاری می‌کنه و دختر کیف می‌کنه که &quot;پس دوستم داره&quot;  مخاطب عمده این رمان‌ها دختران نوجوانن.من از روی کنجکاوی و به خاطر تعریف شاگردام خیلی در سایت‌های رمان آنلاین چرخیدم. هر بار نگران شدم که نکنه چنین تصویری از عشق در ذهن بچه‌ها نقش ببنده؟ اهل بخون و نخون نیستم، مطمئنم بچه‌ها بالاخره راه خودشون رو پیدا می‌کنن و این جور قصه‌ها همیشه پرطرفدار بودن و خواهند بود، چیزی که اذیت می‌کنه فقدان ادبیات موسوم به &quot;تین‌ایجری&quot; است، رسانه‌های رسمی هیچ خوراکی برای نوجوانان دوره دوم متوسطه ندارن. نه موسیقی و فیلم، نه ادبیات. بچه‌ها این وسط گیج‌ می‌خورن تا بالاخره راه خودشون رو پیدا کنن و برن دنبال چیزی که دوست دارن اما بعضی مفاهیم به آسانی زدودنی نیست.از ممنوعیت حرف نمی‌زنم، از فقدان آموزش در مدرسه و رسانه‌های رسمی حرف می‌زنم. از دخترانی که نیاز دارن یاد بگیرن از خودشون محافظت کنن، حقوق‌شون رو بشناسن، نوجوانی شاد و آرومی داشته باشن و بتونن با نگاه انتقادی با اینجور رمان‌ها که نمونه ترجمه هم داره روبه‌رو بشن.این رشتو توسط Maryamim نوشته شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 23:06:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسکورت سرویس یا روسپیگری سازمان یافته</title>
                <link>https://virgool.io/reshtoo/%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3-%DB%8C%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA%D9%87-syij7ozdptmz</link>
                <description>اواسط سال ۹۱ بود که یک گزارش مردمی از طرف مدیر یک دبیرستان دخترانه مثل پتک رو سرم کوبیده شد. تو اون گزارش از شبکه‌ای اغواگر حرف به میان اومده بود که دختران ایرانی را برای تن فروشی به کشورهای حاشیه خلیج فارس منتقل می‌کرد. مقوله تن فروشی دختران ایرانی اونم تو کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مشت محکمی بود به غیرت یک ملت که منم جزء کوچکی از اون بودم. حاصل تموم این حملات این شد که عزممون را جزم کردیم و ۳ سال جون کندیم تا این شبکه را زیر ضربه ببریم.حاصل ۳ سال کار شبانه روزی چندتا اسم مستعار دخترونه و یک کوه عکس از دختران ایرانی با پوزیشن و استایلی خاص با این تیتر Iranian escort servis. خدا کمک کرد و تونستیم چندتا از اسامی مستعار را به واقعی برسونیم.در  ادامه متوجه شدیم این شبکه هوشمند عمل میکنه و صرفاً یک بیزینس پورن نیست. الکس بعنوان سرکرده شبکه با همکاری چند زن در داخل کشور یک شبکه بزرگ از نشان،جذب،توجیه سازی و بکارگیری را بنا نهاده بود.بازوان الکس در داخل که به اونها منیجر گفته می‌شد با شناسایی طعمه‌ها در اینستا و مهمونی‌های مختلط با نشان دادن زندگی و امکانات یک سوپراستار و ملکه شاغل در این حوزه اونها را وسوسه به حضور در این راه می‌کردند‌. اون ملکه کسی نبود جز مانلی، همکار اصلی الکس برای تشکیل شبکه.اینجا بود که متوجه شدیم الکس با استفاده از تکنیک نمادسازی  مانلی را در جایگاه آرزوی این دختران قرار داده که برای رسیدن بهش راهی جز تن فروشی ندارند. بعد از زیر رفتن ۴۸ نفر از اعضای اصلی این شبکه در داخل من جمله مانلی، حقایق تلخ زیادی برامون روشن شد که گفتنش اینجا سودی نداره... .انگیزه غالب دختران برای ورود به این شبکه بر خلاف اعتقاد اکثریت نیاز مالی و پول نبود بلکه زیاده‌خواهی و بلندپروازی در کنار پایه‌های سست اعتقادی بود. غالب این افراد بعد از چند مسافرت کاری نیاز مالی شون به طور کلی برطرف می‌شد اما دیو طمع ثروت و شهوت نمیگذاشت تا از این راه برگردند.این رشتو توسط عماد منتشر شده است.</description>
                <category>رشتو</category>
                <author>رشتو</author>
                <pubDate>Wed, 27 May 2020 22:51:57 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>