<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های تیم محتوا</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@reycontent</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 09:49:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/14580/avatar/OFaqOe.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>تیم محتوا</title>
            <link>https://virgool.io/@reycontent</link>
        </image>

                    <item>
                <title>سیستمی برای طراحی تیم‎‏های استارت ‎آپ</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/design-startup-team-nmqvlxglgzdz</link>
                <description>  در یک تعریف خلاصه، هدف ساخت محصول واضح است: شما باید بین یک فناوری، پایگاه مشتری و یک کسب و کار هم‎خوانی (تناسب) را پیدا کنید. آن‎ طور که تیم براون، مدیرعامل شرکت IDEO می‎گوید: (طبق صفحه مربوط به «تفکر طراحی» در ویکی‎پدیا)، شما باید به عنوان یک استراتژی کسب و کار، نیازهای افراد را با چیزی که می‌تواند فناورانه و ماندگار باشد، مطابقت دهید.نمایش تصویری موفقیت سازنده محصول چیزی شبیه به تصویر زیر است:                    ممکن است، بعد از جرقه زدن ایده ساخت یک محصول عالی در ذهن سازنده، سازندگان مراحل شفاف اجرایی این مفهوم ذهنی را معتبرسازی کنند تا ایده‌شان سریعا به موفقیتی حیرت‎آور تبدیل شود، یعنی: محصول روانه بازار شود، مردم عاشق آن شوند و سود فراوانی به همراه آورد! همان طور که بسیاری از ما می‌دانیم، معمولا اوضاع به این شکل نیست. موفقیت یک محصول در گروی رفتار غیرقابل پیش‌بینی انسانی، اقتصادی، تغییر فناوری و فرهنگ است.حتی بین دو رکن از سه رکن محصول (فناوری، کاربران، کسب و کار) نمی‎توان با قطعیت کاملی هم‎خوانی پیدا کرد. سخت می‎توان فناوری‌ای به وجود آورد که مردم آن را واقعا بخواهند در زندگی خود جا دهند. حتی اگر موفق به انجام این کار شوید، زمانی که سعی دارید از فروش یک محصول به سود‎آوری برسید، ممکن است باعث آسیب‎رسانی به تجربه کاربری شوید که در وهله اول باعث موفقیت محصول شده است. اگر بتوانید یک محصول را به سودآوری برسانید، ممکن است نتوانید هزینه توسعه را جبران کنید. سعی در ساخت یک محصول بادوام می‎تواند این احساس را در شما به وجود آورد که انگاری مانند گربه‎ای به دنبال دم خود هستید. تلاش برای ایجاد تناسب در یک بعد محصول می‎تواند باعث شود شما تناسب در بعد دیگر را از دست بدهید. اصول توسعه نرم‎افزاری چابک، متدولوژی استارتاپ ناب اریک ریس و کشف مدیریت محصول مارتین کاگان به تیم‌های محصول کمک می‎کنند، با این واقعیت روبه‌رو شوند که نمی‎‎توانند آینده محصولات خود را پیش‎بینی کنند. ولی گاهی اوقات مشکل از خود تیم است. قبل از این‎ که یک محصول در بازار معتبرسازی شود، افرادی که آن را می‎سازند مهم است خود را با هشدارهای خارجی به بهترین شکل وفق دهند. تعداد چرخش‎های بزرگ یا کوچکی که یک شرکت استارت آپ فرصت آن‎ها را قبل از تمام شدن بودجه دارد، می‎تواند موضوع زندگی و مرگ (برای حیات آن کسب و کار) محسوب شود. بنیان‎گذاران شرکت فعالیت ساخت محصول خود را شروع می‎کنند، ولی باید خیلی زود همین کار را با طراحی تیم های خود انجام دهند. استخدام گروهی از افراد با استعداد که توسعه تکراری را بپذیرند الزامی است، ولی برای به حداکثررسانی سرعت چرخش شرکت کافی نیست. برخی از تیم‎ها قادر به انجام مذاکره‎ها بین کارفرمایان و کارمندان هستند و در مقایسه با تیم‎های دیگری که از نظر استعداد کاری با آن‎ها در یک سطح قرار می‎گیرند، سریع‎تر می‎توانند نسبت به ورودی‎های جدید واکنش نشان دهند. در این مقاله، ما علت این قضیه را توضیح می‎دهیم و چند اصل را برای ایجاد یک استارت آپ با حداکثر سرعت چرخش پیشنهاد می‎کنیم.برای آشنا شدن با موضوع، اجازه دهید به تصویر زیر نگاهی بیاندازیم که یک نمونه ساختار تیمی را نشان می‎دهد:  در تصویر، T به معنای تکنولوژی، U معادل کاربران و B به معنای کسب و کار است. همان طور که در تصویر 1 نشان داده شده است، هدف یک استارت آپ به دست آوردن تناسب (هم‎خوانی) بین این سه راس محصول است. هر دایره سیاه در عکس نماینده یک رده سازنده محصول به شمار می‎رود. مسئولیت‎های آن‎ها توسط مجموعه‎ای از رئوس محصول که لمس می‎کنند و از طریق همکاری‎های مستقیم یا سایر افرادی که آن‎ها مدیریت می‎کنند (رسمی یا غیر رسمی) مشخص می‎شود. TUB. سازنده‎های TUB با هر سه راس مثلث محصول یعنی فناوری، پایگاه کاربری و کسب و کار تعامل برقرار می‎کنند. نمونه نقش‎های TUB عبارت‌اند از مدیرعامل، مدیر بخش فناوری، توسعه کسب و کار یا مدیر بخش محصول. در سازمان تیمی ترسیم شده در شکل 2، آن‎ها مسئول مستقیم و فعال فناوری، پایگاه کاربری یا کسب و کار نیستند. بلکه آن‎ها در سطح بالاتری عمل می‎‎کنند، یعنی به هدایت ICها (افرادی که تخصص کاری دارند ولی وظایف مدیریت به آن‎ها داده نشده است و به شکل بارزی در اهداف و ماموریت‎های سازمان سهیم هستند و با تمامی دپارتمان‎ها و سطوح مختلف سازمانی ارتباط برقرار می‎کنند) می‎پردازند. همان‎ طور که بعدا خواهیم دید، TUBها در دیگر ساختارهای تیمی نقش‎های مستقیم و فعالی را ایفا می‎‌کنند. T – Tها مسئول یک چیز هستند: مهندسی. آن‎ها علاقه کمی به کاربر یا کسب و کار دارند. آن‎ها از مشکلات فنی سخت با آغوش باز استقبال می‎کنند. گرچه، آن‎ها به یک TUB نیاز دارند تا ورودی‎های آن‎ها را اصلاح کند و آن‎ها را به سمت راه‎حل صحیح برای رفع مشکل هدایت سازد. در غیر این‎صورت به سمت جالب‎ترین مشکلات بدون توجه به ارزش تجاری یا کاربری آن جذب می‎شوند. U – این افراد با کاربران بالقوه یا فعلی شرکت در تماس هستند. آن‎ها متخصصان کسب و کار و محققان موضوعات مربوط به کاربر به شمار می‎روند. TUBها باید دانش آن‎ها را استخراج کنند و به مصرف دیگر اعضای شرکت برسانند.B- Bها مسئول مدیریت سلامت امور مالی و عملیاتی شرکت هستند اما نسبت به فناوری محصول یا پایگاه کاربری اطلاعات کمی دارند. وظایف آن‎ها مواردی مانند مدیر ارشد مالی، مدیر بخش یا منابع انسانی است.TU – TUها متنوع‎ترین رده سازندگان محصول به شمار می‎روند. آن‎ها مسئول برقراری ارتباط بین پایگاه داده و تکنولوژی هستند. مثال مرسوم TU طراحی است که اینترفیس کاربری فناوری را طراحی می‎کند. علاوه بر این TUها مهندسانی هستند که سریعا مفاهیم محصول را به شکل نمونه اولیه در می‎آورند، محک زنندگان اطمینان کیفی که عملکرد فناوری را طبق انتظار کاربران تایید می‎کنند، دانشمندان داده‎ که با تحلیل‎های خود اطلاعات لازم را فراهم می‎سازند و بازاریابانی که با کاربران بالقوه و فعلی ارتباط برقرار می‎کنند. برای TUها مانند دیگر رده‎های سازنده محصول مهم است که تحت هدایت TUBها قرار گیرند چون دانش یک TUB از کسب و کار برای ارزیابی مواردی که بین کاربر و تدبیرات فنی باید ارجحیت داده شوند، مهم است.UB. UBها مسئول تبدیل تعامل کاربر با محصول به چیزی هستند که برای شرکت ارزش داشته باشد (مانند فروش) یا استفاده از بودجه شرکت برای به دست آوردن کاربران جدید (مانند استفاده از روش‎های سنتی تبلیغات یا بازاریابی موتورهای جستجو). UBها می‎توانند با TUها به مشکل بر بخورند چون تغییراتی که در محصول برای سود‎آوری مهم هستند می‎تواند در تضاد با تجربه کاربری قرار گیرد. در این جا به نگاه جامع یک TUB از محصول نیاز است تا از طریق ایجاد تعادل بین درآمد و نیازهای کاربر باعث فروکش تنش ایجاد شده شود.BT. BTها مسئول اجرای مقرون به صرفه و کارآمد کارهایی از جمله مدیریت پروژه و مدیریت مهندسی هستند. BTها باید تکرار شفاف توسعه را تعریف کنند و به سوالات مرتبط با «فروش در برابر ساخت» پاسخ دهند. دانش لازم BTها برای ساخت باید از TUBها به دست آورده شود تا با آگاهی از پایگاه کاربری اولویت‎ها را تعیین کنند.به نظر ما TUBها سازندگان کامل مثلث هستند چون آن‎ها با هر سه ضلع مثلث محصول درگیر می‎شوند. ما Tها، Uها و Bها را سازندگان راسی می‎نامیم چون آن‎ها فقط یک راس را لمس می‎کنند. اسم TUها، UBها و BTها را سازندگان یالی می‎گذاریم چون آن‎‎ها دو ضلع را به هم متصل می‎کنند (در نظریه گراف یک «یال» خطی است که دو گره را به هم متصل می‎کند).حال، زمینه برای توضیح اولین قاعده طراحی یک تیم استارت آپ مهیا شده است:قاعده شماره 1: یک ساختار تیمی که سازندگان راسی، یالی و کامل مثلث را به کار گیرد برای محصولات معتبر ایده‎آل است، ولی برای محصولات بی‌اعتبار پایین‌تر از سطح بهینه محسوب می‎شود.شرکتی که قصد توسعه یک محصول معتبر را دارد (به زبان پیتر تیل، از 1 به n می‎رود)، باید افراد تمامی این سه رده‎ سازنده محصول (راسی، یالی و کامل) را به کار گیرد. بعد از این که اعضای اولیه تیم به فرمول موفقیت و تسلط در بازار دست پیدا کردند، آن‎ها می‎توانند دانش خود را از طریق نقش‎‏های تخصصی به دیگر اعضای سازمان انتقال دهند که مانند قطعات پازل در کنار هم کامل می‎شوند. یک استارت آپ با یک محصول معتبر یک موتور در حال کار دارد یعنی هدف جدید آن‎ها ریختن بنزین داخل آن (به عبارتی رشد) است که مستلزم استخدام افراد بیشتری است که با سیستم فعلی سازگاری داشته باشند. به عنوان مثال، پس از این که یک تیم محصولی کشف می‎کند که مردم عاشق آن هستند و بابت آن هزینه خواهند کرد و از طرفی توسعه آن مقرون به صرفه است، آن‎ها از طریق استخدام فروشندگان (سازندگان یالی UB) و مهندسانی که تخصص آن‎ها در توسعه زیرساخت‎ها برای مدیریت ترافیک افزایش یافته (سازندگان راسی T) است، رشد می‎کنند. اغلب اوقات برای رشد قابل اطمینان یک محصول معتبر به یک ساختار سازمانی پیچیده نیاز است. چنین محصولی برای این که شرکت برای یک مدت طولانی سودآوری کند به یک چرخش نیاز ندارد، بنابراین سرعت چرخش یک کیفیت مهم از تیم محسوب نمی‎شود. چنین سازمانی باید در برابر تغییر اساسی و سریع مقاومت کند تا جلوی از کار افتادن موتور فعال ایجاد شده توسط مهندسان شرکت را بگیرد. اگر یک بخش از مسائل خارجی حول یک محصول تغییر کند، در یک سازمان آگاه از تمامی اطلاعات لازم، بعید است که به کل شرکت اضطراب دست دهد و یک واکنش احساسی و نسنجیده از خود نشان دهد. به عنوان مثال یک تغییر در چشم‎انداز فنی یک محصول (به عنوان مثال یک ارائه‌دهنده خدمات شکل می‎گیرد یا حذف می‎شود) را می‎توان به طور کامل توسط سازندگان T با حداقل دخالت لازم از سوی TUها، BTها و TUB مدیریت کرد. گرچه باید اشاره کنیم زمانی که یک شرکت ناچارا شروع به افت می‎کند یا با یک تهدید فوری نسبت به هسته اصلی کسب و کار خود روبه‌رو می‎شود، پیکربندی لزوما پیچیده تیم در از بین رفتن آن سهیم است. اگر مدیرعامل (یا TUB دیگری) بخواهد تغییر کلی در جهت محصول ایجاد کند، به کار شدیدا وقت‎گیری نیاز است تا تمامی اعضای تیم به سمت کاملا جدیدی هدایت شوند و آن‎ها احتمالا تیمی اشتباه برای اجرای رویای جدید مدیرعامل محسوب می‎شوند. به همین دلیل است که شرکت‎های بزرگ مجبور به اسپین آف i-Lab ها (innovation labs – یک فضای کاری برای بهینه‎سازی نوآوری. مکانی که شرکت برای شکل‎دهی ایده‎ها و توسعه محصول جدید ایجاد می‎کند. شرکت‎های بزرگ این مکان‎ها را برای دوباره بازسازی فضای یک استارت آپ ایجاد می‎کنند) می‎شوند، زیر ارگانیسم‎هایی که می‎توانند سریعا بچرخند و راه خود را به سمت معتبرسازی مفهوم یک محصول جدید کج کنند.با آن‎ که تمامی شرکت‎ها شروع و پایانی برای خود دارند، آن دسته از شرکت‎هایی که موفق به حداکثررسانی سرعت چرخش تیم خود نمی‎شوند احتمال این که هرگز نتوانند شروع موفقی داشته باشند را افزایش می‎دهند. در حالی که تفکر استارت آپ ناب به درمان وسوسه یک کارآفرین برای سرمایه‎گذاری غیرآگاهانه روی ایده‎هایی که براساس فرضیات ثابت نشده‎اند، کمک کرده است، درمانی مشابه با آن در قلمروی طراحی تیم استارت آپ دیده نشده است. بنیان‎گذاران یک شرکت، مطمئن از رویایی که برای محصول خود دارند، ممکن است سرمایه‎ موجود خود را سریعا صرف ساخت سازمان شرکت رویایی‎شان کنند. گرچه، ایجاد یک تیم پیچیده پیش از به دست آوردن همخوانی (تناسب) بین عناصر فناوری، کاربر و کسب و کار به بهای کاهش سرعت چرخش تیم تمام می‎شود. اجازه دهید دو پیکربندی متفاوت تیم استارت آپ زیر را با هم بررسی کنیم.   سازمان جوان سازمان بالغ همان طور که توضیح دادم، سازمان بالغ سازندگان کامل مثبت، سازندگان یالی و سازندگان راسی را به کار می‎گیرد. در مقابل، سازمان جوان، فقط یک رده یعنی سازندگان مثلث کامل (TUBها) را به کار می‎گیرد. در این پیکربندی، هر کدام از اعضای تیم تمامی رئوس محصول یعنی فناوری، پایگاه کاربری و کسب و کار را درک می‎کنند. ظاهر یک تیم از TUBها ممکن است مانند دیگر تیم‎ها به نظر برسد. بنیان‎گذاران ممکن است عناوینی مانند مدیرعامل مدیر ارشد فناوری، طراح و مدیر محصول داشته باشند. مدیرعامل می‎تواند اندکی بیشتر به مسائل کسب و کار، مدیر ارشد فناوری به مسائل فنی و طراح به نیازهای کاربر توجه داشته باشند. گرچه، وجه تمایز این است که هر کدام از سازندگان مثلث کامل، برخلاف یک سازنده تخصصی‎تر، می‎تواند در حین در نظر گرفتن دو راس دیگر عمیقا به داخل یک راس محصول نفوذ کند. مهندس مثلث کامل می‎تواند در حین اندیشیدن به نیاز کاربر و کسب و کار کدنویسی را انجام دهد. مدیرعامل مثلث کامل می‎تواند تصمیماتی در کسب کار بگیرد تا دانش فناوری و پایگاه کاربری را منعکس کند. طراح مثلث کامل می‎تواند شیوه‎ای را برای طراحی انتخاب کند که بیشتر به پتانسیل درآمدزایی و تسهیل طرح توجه دارد. مدیر محصول می‎تواند تمامی رئوس محصول را به هم مرتبط کند و فضاهای خالی را بپوشاند که معمولا توسط متخصصان کنترل می‎شوند. همان طور که در اصل بالا اشاره شد، انتخاب یک سازمان پیچیده با سازندگان مثلث کامل، یالی و راسی برای محصولات معتبر نشده پایین تر از سطح بهینه است. یک تیم استارت آپ که در مراحل اولیه رشد خود قرار دارد برخلاف تیمی که روی یک محصول معتبر کار می کند، هنوز هم‎‎‌خوانی جامع بین تکنولوژی، پایگاه کاربری و کسب و کار را کشف نکرده است. در مرحله پیش هم‎خوانی ساخت محصول، سیر حرکت شرکت باید دائما خود را با ویژگی‎های جدیدی که از سوی چشم انداز محصول ظاهر می‎شوند، وفق دهد. به واسطه معرفی ناموفق محصول یا شناسایی شرایط خارجی که حول محصول وجود دارد می‎توان به اطلاعات جدیدی دست پیدا کرد. در یک سازمان بالغ، TUBها خطوط جلویی محصول نیستند چون آن‎ها بعید است اولین افرادی محسوب شوند که هشدار خارجی را دریافت می‎کنند. بنابراین، برای این که شرکت به هر طریقی چرخش کند، اولین گام باید همیشه از سوی یک سازنده راسی یا یالی برداشته شود تا به واسطه آن یک TUB متقاعد شود که اشتباهی وجود دارد. این ارتباط یک نقطه شکست احتمالی است چون افراد در معرض اطلاعات جدید قرار گرفته‎اند و با توجه به دانش نسبتا محدودی که از محصول دارند، ممکن است اطلاعات جدید را متوجه نشوند یا نتوانند به شکل موثری با آن ارتباط برقرار کنند. زمانی که TUB که مسئولیت امور را در اختیار دارد متقاعد شود که نیاز به تغییر است، آن‎ها باید آن را به اطلاع کل شرکت برسانند. و از آن جایی که هر سازنده راسی و یالی تنها به حوزه‎های خود توجه دارد، این ارتباط لازم بایستی هزینه زیادی به همراه آورد. به عنوان مثال، طراحی که روی TU یالی کار می‎کند ممکن است درک لازم برای این که چطور تغییر در جو کسب و کار شغل‎های روزانه آن‎ها را تحت تاثیر قرار می‎‎دهد، نداشته باشد. TUB باید دلیل تغییرات جدید در جهت‌گیری شرکت را به شکل شفافی به هر بخش از سازمان اعلام کند. به علت تعداد مراحل ارتباطی که باید برای یک حرکت قاطعانه طی شود و تعداد زیادی نقاط شکستی که در مسیر وجود دارد، چرخش‌پذیری یک سازمان بالغ محدود است. در یک سازمان بالغ، هر گروه از سازندگان محصول به زبان خود صحبت می‎کنند (زبان مهندسی، زبان بازاریابی، زبان فروشندگی، زبان امور مالی و غیره.) به نحوی که TUBها (به عنوان مثال مدیران فروش) باید نقش مترجمی بین زبان‎ها را داشته باشند. در مقابل، یک تیم از سازندگان مثلث کامل قادر به صحبت یا یک زبان مشترک هستند. هر IC می‎تواند به صورت خودکار دلیل کشف‎های جدید در مورد محصول را هضم و تفسیر کند و به شکل موثری آن را به دیگران انتقال دهد. به دنبال آن یک شبکه وسیع ارتباطی و تکرارهای سریع شکل می‎گیرد. به دنبال بیان اطلاعات جدید، تیم‎های مثلث کامل فورا متوجه اقدام‌های لازم می‎شوند. اصل شماره دو: استارت آپ‎هایی که به تازگی موفق شده‎اند باید تلاش کنند تا به شکل انحصاری سازندگان مثلث کامل را به کارگیرند، یعنی دست اندرکارانی که تکنولوژی، کاربران و کسب و کار را درک می‎کنند.بنابراین چطور یک استارت آپ سالم رشد خود را از سمت جوانی به طرف بلوغ کامل کند؟ طبق نظریه ما سلسله مراتب این مسیر باید شبیه به تصویر زیر باشد.     در کتاب صفر تا یک پیتر تیل، استارت آپی که در حال ساخت چیزی واقعا جدید است از صفر به یک حرکت می‎کند (اسم کتاب). استارپ آپی که در حال توسعه یک مفهوم تایید شده است از سمت 1 به N حرکت می‎کند. همان طور که می‎توانید در شکل 4 مشاهده کنید، ما از چارچوب تیل برای ترسیم تحول یک محصول استفاده می‎کنیم. گرچه، ما 3/1 و 3/2 را بین 0 و 1 اضافه کرده‎ایم.  به نظر ما، زمانی که یک استارپ آپ در یکی از سه راس یک محصول موفق می‎شود، آن‎ها به سمت یک سطح شفاف پیش رفته‎اند. به عنوان مثال، استارت آپی که با معتبرسازی تقاضا برای فناوری رویایی خود شروع می‎کند به 3/1 رسیده است، یعنی در TU هم‎خوانی دارد. آن‎ها زمانی که ثابت کنند می‎توانند به شکل موثری فناوری خود را روانه بازار کنند به 3/2 رسیده‎اند یعنی در TU و BT هم‎خوانی دارند. زمانی که آن‎ها ثابت کنند که می‎توانند با حفظ هم‎خوانی در جای دیگر، از فناوری خود درآمدزایی کنند، آن‎ها به 1 یعنی هم‎خوانی در تمامی رئوس، TU، BT و UB رسیده‎اند. این شرکت زمانی از 1 به N می رود که فناوری، پایگاه کاربری و کسب و کار خود را گسترش دهد. همان طور که گفتم، در سطح 0، یک استارپ آپ باید تلاش کند سازندگان مثلث کامل را به کار گیرد که می‎توانند تمامی ابعاد محصول را درک کنند. سوالی که استارت آپ سریعا با آن مواجه می‎شود این است که ابتدا باید کدام راس محصول را نشانه گرفت. یکی از الگوهای مرسوم شرکت‎های استارپ آپ دره سیلیکونی این است که ابتدا قبل از اندیشیدن به سودآفرینی به ایجاد یک پایگاه کاربری توجه می‎کنند، این روش را ابتدا توجه به TU می‎نامند. پس از آن که شرکت خود را متعهد به تکمیل موفق یک راس می‎کند، آن موقع است که منطقی است، سازندگانی استخدام شوند که تنها برای این راس در نظر گرفته شده‎اند. در روش ابتدا توجه به TU، اولین سازنده یالی که استخدام می‎شود، اغلب اوقات یک طراح اختصاصی است. تفکر اصلی این فرد ساختن چیزی است که کاربران عاشق آن می‎شوند، این فرد نگران مسائل کسب و کار نباید شود.ممکن است نیاز به سازندگان یالی TU بیشتری باشد. برای برانگیختن عواطف در پایگاه کاربری، شرکت ممکن است یک دانشمند داده‎، توسعه‎دهنده سمت کاربر، محک‎زننده اطمینان کیفی، مدیر محصولی که توجه به تجربه کاربری دارد، مدیر اجتماعی و … ، استخدام کند. زمانی که TBUها حسی که محصول به همراه می‎آورد را به جلو پیش می‎برند آن‎ها به هم‎خوانی بین فناوری و کاربران (آن‎ها به مرحله 3/1 رسیده‎اند) دست پیدا کرده‎اند، حتی آن‎ها ممکن است به واسطه استخدام یک سازنده یالی مانند یک مدیر مهندس آگاه از مسائل کسب و کار تصمیم به ساده‎سازی فرآیند توسعه بگیرند. این فرد می‎تواند به پیشبرد موثر فرآیند توسعه عملیات کمک کند و از بودجه و مزایای شرکت به بهترین شکل بهره ببرد. بعد از رسیدن شرکت به مرحله 3/2 به واسطه ارائه مقرون به صرفه محصول به بازار، آن‌ها در طی مسیر خود به سمت 1 ممکن است به استخدام سازندگان UB مانند مدیران توسعه کسب و کار یا فروش نیاز داشته باشند تا تعامل کاربر به ارزش برای شرکت تبدیل شود. همان طور که عکس 4 نشان می‎دهد، مثال بالا فقط یکی از شش مسیر 0 به 1 را شرح می‎دهد. به عنوان مثال، یک استارت آپ ممکن است بخواهد ثابت کند که آن‎ها می‎توانند قبل از یک خط کدنویسی یک محصول را بفروشند. ولی بدون توجه به مسیر، اصل زیر به کار گرفته می‎شود.اصل شماره 3: استارت آپ‎ها باید به صورت شفاف بدانند که قصد نشانه گرفتن کدام راس محصول را دارند و فقط هر سازنده راسی که مربوط به آن راس نیست را استخدام نکنند. به عنوان مثال، پیش از این که یک استارت آپ به 3/1 برسد، آن‎ها نباید یک طراح اختصاصی (سازنده راس TU) و یک فروشنده اختصاصی (سازنده راس UB) را استخدام کنند. با آن که TUBها باید نگران این باشند که چطور تمامی رئوس برای موفقیت با هم همکاری می‎کنند و در کنار هم قرار می‎گیرند، آن‎ها با استخدام متخصصین در هر راس قبل از رسیدگی کامل به یک راس، اوضاع خود را تنها پیچیده می‎کنند. برای شرکت به اندازه کافی موفقیت جداگانه در TU یا UB چالش برانگیز است. یک استارت آپ نباید قبل از این که بداند حداقل یکی از رئوس به تنهایی باید به چه صورت باشند، خود را درگیر همکاری موفق رئوس UB و TU کند. زمانی که شرکت با موفقیت یک راس را تکمیل می‎کند و به راس بعدی می‎رود، قسمت سخت چالش حل تنشی است که در راس مشترک شکل می‎گیرد. یک نمونه کلاسیک از این قضیه مشکلی است که در زمان سعی شرکت در درآمدزایی از وب‎سایت از طریق افزودن تبلیغات بروز پیدا می‎کند. روش درآمدزایی می‎تواند در تجربه کاربری مشکل ایجاد کند، در نتیجه تهدیدی برای TU و عقب‎نشینی او از حالت هم‎خوانی به حالت نداشتن هم‎خوانی محسوب می‎شود. مسئولیت اصلی TUBها (به عنوان مثال، مدیر عاملان، مدیران محصول) رفع چنین مشکلاتی است. استارت آپ‎ها برای استخدام تمامی مهندسان با استعدادی که با آن‎ها برخورد می‎کنند وسوسه می‎شوند که منجر به افتادن در دام خطرناک استخدام زود هنگام سازندگان راسی می‎شود، مهندسانی که درکی از کسب و کار و نیاز مشتری ندارند. بدون توجه به این که این افراد چقدر از نظر فنی تخصص دارند، حضور آن‎ها سرعت چرخش تیم را کاهش می‎دهد. هرچه استارت آپ عمر کمتری داشته باشد، تعداد سازندگان راسی می‎توانند محدودتر باشند. سازندگان راسی باید زمانی استخدام شوند که بتوانند ارزش به همراه آورند چون آن‎ها دیدگاه لازم در مورد محصول را ندارند.پس از این که یک شرکت حداقل دو مجموعه از سازندگان راسی (به عنوان مثال طراحان و فروشندگان) را استخدام می‎کند، این امکان وجود دارد که سازندگان راسی بتوانند براساس تعصبات هر راس با مشکلاتی روبه‌رو شوند. پس سازنده راسی باید مشکل را به اطلاع TUB مدیر برساند که نیاز خواهد داشت برای رفع مشکل به یک راه‎ حل برسد. بنابراین به اصل بعدی می‎رسیم. اصل شماره چهار: تیم‎های استارت آپ باید تا زمانی که به یک هم‎خوانی در هر سه راس نرسیده‎اند از استخدام سازندگان راسی اجتناب کنند.زمانی که یک تیم از سازندگان مثلث کامل و سازندگان یالی برای پیدا کردن هم‎خوانی در تمامی سه راس محصول همکاری می‎کنند، محصول در مرحله 1 قرار دارد. زمانی که شرکت از حالت اندیشیدن در مورد چیزی که جواب می‎دهد به توسعه چیزی که جواب می‎دهد می‎رسد، سازندگان راسی باید در جای خود قرار گیرند تا ارتباط بین هر راس سه به مرحله اطمینان برسد. زمانی که TUBها نحوه همکاری و کنار هم قرار گرفتن تمامی رئوس را به نتیجه رسانند، سازندگان راسی برای کمک به رسیدن محصول به حداکثر پتانسیلش کار می‎کنند.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Wed, 13 Feb 2019 15:07:30 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونگی معرفی استارت آپ به شرکت‌های سرمایه‌گذاری جسورانه</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/why-negotiate-cv-zzoek57ukhrg</link>
                <description>  از سخت‎ترین مسائلی که کارآفرینان در زمان جمع‎آوری سرمایه با آن روبه‌رو می‎شوند، متقاعدسازی افرادی برای سرمایه‎گذاری است که «اطلاعات نامتقارن» (وضعیتی که در آن یک طرف معامله به نسبت طرف دیگر دارای اطلاعات بیشتر یا بهتری است) دارند. شرکت‎هایی که سرمایه‎گذاری خطرپذیر را انجام می‎دهند روزانه با هزاران درخواست مشابه روبه‌رو می‎شوند و با توجه به قیمت‎های مختلفی که از سوی شرکت‎ها دریافت می‎کنند به خوبی می‎توانند ارزش یک شرکت را تخمین بزنند. یک کارآفرین با مواجه شدن با این شرکت‎ها ممکن است بترسد و او را می‎توانیم به خریدار ماشینی تشبیه کنیم که قصد خرید از فروشنده‎ای دارد که با همه نوع مدل ماشین و قیمت آن‎ها آشنا است، در نتیجه نمی‎داند چه قیمتی برای خرید پیشنهاد دهد. ما در این مطلب قصد داریم مطالبی را در مورد نحوه صحبت کردن در مورد ارزش‎ یک استارت‎ آپ بیان کنیم و بگوییم در ذهن فردی که قصد دارد در شرکت شما سرمایه‎گذاری کند چه می‎گذرد. بدون شک، برخلاف مثال خودرو، هیچ استارت آپی را نمی‎توان به صورت مستقیم با هم مقایسه کرد، بنابراین مطالب زیر اصول کلی هستند که می‎توانید از آن‎ها استفاده کنید یا اطلاعات خود را افزایش دهید. ارزش شرکت شما در آخرین دور بعد از ورود سرمایه‎گذار چقدر بوده است (و موفق به کسب چه مقدار سرمایه‎ شده‎اید)؟ پرسیدن سوال مقدار سرمایه‎ای که جمع کرده‎اید و این‎ که ارزش شرکت شما بعد از ورود سرمایه‎گذار در آخرین دور برای جمع‎آوری سرمایه چقدر بوده است، از سوی یک شرکت سرمایه‎گذاری خطرپذیر (VC) غیرطبیعی نیست. ما قبول داریم برخی از بنیان‎گذاران با شنیدن این سوال ناراحت می‎شوند چون آن‎ها فکر می‎کنند باید اطلاعاتی را در اختیار شرکت مورد نظر قرار دهند که فوق‎العاده محرمانه است و در نهایت باعث ضرر آن‎ها می‎شود.اما باید بگوییم این سوالات سرراست هستند و جواب‎ها تاثیری روی موفقیت نهایی شرکت شما نمی‎گذارند و اگر واقعیت را بخواهید اکثر شرکت‎های سرمایه‎گذاری خطرپذیر به دیتابیس‎هایی مانند Pitchbook دسترسی دارند که به هر حال تمامی این اطلاعات را دارد. بنابراین چرا یک شرکت سرمایه‎گذاری خطرپذیر از شما سوال می‎پرسد؟در وهله اول آن‎ها به دنبال «هم‎خوانی» با شرکت خودشان هستند. اگر در حال مذاکره با یک شرکت معمولی برای سرمایه‎گذاری در فاز هسته‎ای یا دور نخست یا دوم (Seed/A/B round) هستید، آن‎ها اغلب اوقات در شرکتی که سرمایه‎گذاری می‎کنند اهداف مالکیتی در نظر می‎گیرند.اغلب اوقات از آن جایی که آن‎ها سرمایه و زمان محدودی دارند، سعی می‎کنند در شرکت‎هایی که بیشترین اطمینان را به آن‎ها دارند سرمایه‎گذاری‎های متمرکز انجام دهند. اگر یک شرکت به طور معمول در مرتبه اول بررسی خود 5 میلیون دلار سرمایه‎گذاری می‎کند و هدف آن مالکیت 20 درصدی یا بیشتر است، یعنی معاملات این شرکت برای ارزش‎گذاری‎های پیش از تزریق پول در محدوده 15 تا 20 میلیون دلاری است. اگر قبل از تزریق پول شرکت خود را 40 میلیون دلار ارزش‎گذاری کنید از محدوده مشخص آن‎ها خارج می‎شوید.بسیاری از شرکت‎های سرمایه‎گذاری خطرپذیر یک منحنی توزیع دارند که براساس آن تعداد اندکی از معاملات مراحل اولیه را (به عنوان مثال 1.5 تا 3 میلیون دلار در یک ارزش‎گذاری 6 تا 10 میلیون دلاری قبل از تزریق پول)، یک تعداد بیشتر از معاملات معمولی (4 تا 5 میلیون دلار در یک ارزش‎گذاری 15 تا 25 میلیون دلاری قبل از تزریق پول) و تعداد اندکی از معاملات در مرحله آخر (به عنوان مثال 8 تا 10 میلیون دلار در یک ارزش‎گذاری 30 تا 40 میلیون دلاری قبل از تزریق پول) را انجام خواهند داد. البته سرمایه‎گذاری‎های کوچکتری هم صورت می‎گیرد که از نظر قیمتی حساس‎تر هستند و شرکت‎ها در مراحل اولیه آن‎ها را انجام می‎دهند و در مراحل بعدی آن‎ها می‎خواهند سرمایه بیشتری را به کار بگیرند و چک‎هایی با مبالغ بالاتر بنویسند، در نتیجه مهم است اصولی که VCها دنبال می‎کنند را درک کنیم. دومین چیزی که یک شرکت سرمایه‎گذاری خطرپذیر سعی دارد آن را مشخص کند این است که آیا شرکت شما در آخرین دور با قیمتی بالاتر از ارزشی که دارد، ارزش‎گذاری شده است یا نه. البته ارزش‎گذاری براساس دید ارزشیاب صورت می‎گیرد ولی اگر شرکت VC فکر کند که در آخرین دور ارزش‎گذاری، قیمت شرکت شما بسیار بالا بوده است، آن‎ها احتمالا به جای این‎که به دنبال مذاکره با شما باشند، درخواست شما را مودبانه رد می‎کنند.این شرکت‎ها از پایین آمدن ارزش‎گذاری یک شرکت به نسبت ارزش‎گذاری اولیه و در نتیجه تزریق پول بیشتر برای تسریع سرعت کسب و کار (down round) و حتی ثابت ماندن ارزش‎گذاری به نسبت ارزش‎گذاری اولیه (flat round) متنفر هستند. دلایل ساده‎ای برای این قضیه وجود دارد. به عنوان مثال، VCها دوست ندارند VCهای دوره‎های قبلی را عصبانی کنند چون آن‎ها احتمالا در دیگر معاملات به دنبال همکاری با آن‎ها هستند. آن‎ها هم‌چنین نمی‎خواهند سهام‎دار شرکتی شوند که دیگر سهام‎داران با آن‎ها لج می‎کنند.ولی دلیل بسیار منطقی دیگری هم وجود دارد. اگر قیمت پیشنهادی یک VC پایین‎تر از ارزش‎گذاری اولیه شرکت شما یا حتی برابر با آن باشد، یعنی تیم‎های مدیریتی این شرکت اغلب اوقات به بیش از حد رقیق سازی سهام رو می‎آورند. هر VC می‎داند که مدیرعاملان یا بنیان‎گذاران با استعدادی که سهام کافی از یک شرکت را ندارند آن‎ قدر به توانایی خود ایمان دارند که در نهایت به فکر جدا شدن از شرکت و پیوستن به شرکت دیگری بیافتند و بعید است در شرکت فعلی باقی بمانند. بنابراین یک VC به دنبال پیشنهاد دادن قیمتی که باعث شود بنیان‎گذار از همان روز اول احساس ناراحتی کند، نیست اما از طرفی باعث افت ارزش سهام او می‎شود چون چاره دیگری ندارد.هر VC برای ارزش‎گذاری مشابه یا ارزش‎گذاری اولیه دلیلی دارد و باید بگوییم این بنیان‎گذار است که به نوعی می‎گوید: «برای من واقعا مهم نیست! من به خوبی می‎دانم قیمت پیشنهادی در آخرین دور ارزش‎گذاری ما بسیار بالا بوده است.» تقریبا در تمامی این موارد بنیان‎گذار پس از گذشت یک سال (و 2 سال و 4 سال بعد) خشم خود را بیان کرده است. تفکر شما این است: شما زمانی به کمک ما آمده‎اید که ما به سختی می‎توانستیم سایر VCها را متقاعد کنیم ارزش شرکت ما را درک کنند، از شما ممنونیم!ولی تفکر یک VC به این شکل است: شما قصد سوءاستفاده از ما را دارید زمانی که هیچ چاره دیگری برایتان نمانده است.همین تفکر باعث می‎شود که یک VC پیشنهاد ارزش‎گذاری کمتر از ارزش‎گذاری اولیه یا برابر با آن را رد کند. در بازاری که همیشه برای بررسی معاملات خوب فرصت لازم وجود دارد، چرا یک شرکت VC خود را درگیر معامله‎ای کند که از همان ابتدا بنیان‎گذاران آن فکر کنند شرکت آن‎ها کمتر از مقدار کافی ارزش‎گذاری شده‎ است؟سوالی که VC در مورد این‎ که چه مقدار سرمایه جمع‎آوری کرده‎اید؟ می‎پرسد معمولا به این دلیل است که آن‎ها قصد دارند مشخص کنند آیا از سرمایه‎ای که جمع‎آوری کرده‎اید تا به امروز به بهره‎وری لازم و کارآمدی سرمایه رسیده‎اید یا نه. اگر سرمایه زیادی جمع‎آوری کرده‎ باشید و نتوانید پیشرفت زیاد خود را نشان دهید، یقینا برای توضیح عملکرد خود در گذشته به نسبت زمانی که مقدار سرمایه اندک و موفقیت بیش از حد بوده است، با مشکل بیشتری روبه‌رو می‎شوید. توصیه ما به بنیان‎‌گذاران در مورد سوالات «در آخرین دور توانسته‎اید چقدر سرمایه جمع‎آوری کنید»؟ و «در آخرین دور بعد از ترزیق پول مقدار ارزش‎گذاری چقدر بوده است؟» این است که پاسخ خود را فقط با داده‎ها شروع کنید.اگر فکر می‎کنید که مشکل بالقوه‎ای ندارید (مانند جمع‎آوری سرمایه بیش از حد یا ارزش‎گذاری بیش از حد زیاد) پس نباید نگران باشید. اگر از وجود بعضی از مسائل آگاه هستید یا دائما این بازخورد را دریافت می‎کنید که مشکل دارید، پس یک راهکار هوشمندانه ایجاد بحث به شکلی است که باعث شود خود را از قبل برای پرسیدن این سوال آماده کنید. در مورد ارزش‎گذاری چه انتظاراتی دارید؟غیرطبیعی نیست که یک VC از شما سوال کند در این مرحله از جمع‎آوری سرمایه چه قیمت‎هایی را انتظار دارید؟ این یک سوال طبیعی است چون VC در مرحله «بررسی قیمت» قرار دارد و می‎خواهد ببیند قیمت شما در محدوده ارزش‎گذاری او قرار می‎گیرد یا نه.موقعیت دشواری است ولی ما جواب‎های زیر را توصیه می‎کنیم:· در اکثر موارد یک قیمت واقعی را اعلام نکنید· شما بدون گفتن قیمت واقعی با اعلام یک محدوده قیمتی کلی نقش ایجاد اطمینان را در VC دارید. اسم این کار را «علامت‎دهی قیمت» می‎گذاریم.· توپ را داخل زمین VC بیاندازید و مودبانه از او بپرسید: با توجه به این‎ که شما باید در مورد ارزش کلی شرکت ما نظری داشته باشید، فکر می‎کنید شرکت ما در بازار امروزی چقدر ارزش‎گذاری می‎شود؟ چرا اکثر بنیان‎گذاران نباید یک قیمت را اعلام کنند؟ یکی از دلایل آن این است که وظیفه خریدار اعلام قیمت است و شما نمی‎خواهید قیمتی را اعلام کنید که پایین‎تر از پولی است که VC می‎خواهد پرداخت بکند یا آن‎ قدر قیمت بالایی بگویید که VC بی‎خیال قضیه شود. بنابراین چرا کار علامت‎دهی را انجام دهید؟ اگر به یک VC انتظارات کلی خود را نشان ندهید، آن‎ها به سختی می‎توانند متوجه شوند که آیا شما نسبت به قیمتی که آن‎ها در ذهن دارند انتظارات واقع‎گرایانه‎ای دارید یا نه و از طرفی شما می‎خواهید آن‎ها را سر میز مذاکره نگه دارید.هر مذاکره عالی با مهر تایید زدن روی انتظارات طرف مقابل و سپس محک زدن واکنش آن‎ها شروع می‎شود. این که چطور در مورد ارزش‎گذاری صحبت کنید بدون شک به عملکرد فعلی کسب و کار شما و این که از سایر سرمایه‎گذاران به چه میزان انتظار دارید، بستگی خواهد داشت. اگر شرکت‎هایی که سریعا به موفقیت و رشد تجاری زیادی دست پیدا کرده‎اند را بی‎خیال شویم و در مورد اکثر استارت آپ‎هایی صحبت کنیم که از آخرین دور سرمایه‎گذاری خود پیشرفت خوبی داشته‎اند ولی دور بعدی آن‎ها زیاد جالب نیست، پیشنهاد من به این شرکت‎ها، از جمله شما، این است که در مورد انتظارات خود با نمونه جملات زیر پاسخ دهید:· ما آخرین دور خود را قبل از تزریق پول با یک ارزش‎گذاری 17 میلیون دلاری به پایان رساندیم و 3.5 میلیون دلار جمع کردیم.· ما آخرین دور خود را 20 ماه قبل به پایان رساندیم و احساس می‎کنیم از آن زمان پیشرفت عالی داشته‎ایم.· ما امیدواریم در این دور به 5 تا 7 میلیون سرمایه دست پیدا کنیم.· ما تقریبا می‎دانیم که VCها چطور روی دورهای مختلف قیمت می‎گذارند و فکر می‎کنیم ارزش شرکت ما در محدوده طبیعی انتظارات آن‎ها قرار خواهد گرفت.· اما یقینا ما قصد داریم بازار به ما بگوید که مقدار صحیح ارزش‎گذاری چقدر است. ما هر 2 سال یک مرتبه سرمایه جمع‎آوری می‎کنیم بنابراین بازار بهتر از ما می‎تواند کار ارزش‎گذاری را انجام دهد.· ما در تلاش هستیم با بالا بردن سطح فعالیت‎های بهینه‎سازی خود بهترین هم‎خوانی طولانی‎ مدت را با یک VC و شرکتی به دست آوریم که فکر می‎کنیم به ما در رسیدن به بالاترین قیمت ارزش‎گذاری کمک خواهد کرد. ما قصد نداریم به بالاترین قیمت ارزش‎گذاری برسیم. اما یقینا یک قیمت منصفانه می‎خواهیم.· نظر کلی شما در مورد ارزش‎ شرکتی با وضعیت فعلی ما چیست؟ با این سوالات شما بدون بیان قیمت خود یک سری علامت قیمتی در اختیار VC قرار می‎دهید. چیزی که یک VC از این پاسخ‎ها برداشت می‎کند به صورت زیر است:· قیمت باید از آخرین دور که 17 میلیون بوده است، بیشتر باشد. این قیمت برای 20 ماه قبل بوده است و بنیان‎گذار به شکل آشکاری به من دارد می‎گوید که پیشرفت عالی داشته است (کلمات رمزی شما برای بیان انتظار خود از یک قیمت بالاتر)· او به دنبال جذب سرمایه‎ای به مقدار 5 تا 7 میلیون دلار است و محدوده ارزش‎گذاری برای این مقدار را می‎داند. اگر من 20 تا 25 درصد رقیق‎سازی را در نظر بگیرم به قیمتی بین 20 تا 28 میلیون دلار قبل از تزریق پول (25 تا 35 میلیون دلار بعد از تزریق پول) می‎رسم. شاید مبلغ مورد انتظار او کمی بالاتر باشد ولی یقینا به دنبال قیمت پایین‎تری نیست.· او به من گفته است که سعی ندارد به بالاترین مقدار ارزش‎گذاری دست پیدا کند. من آن‎ قدر بی‎تجربه نیستم که کاملا حرف او را باور کنم، هر کارآفرینی دوست دارد پیشنهاد بالاترین ارزش‎گذاری معقول را از سوی یک VC دریافت کند، بنابراین من باید حداقل نهایت تلاشم را بکنم تا قیمتی نزدیک به قیمت او پیشنهاد دهم ولی از طرفی می‎دانم او برای دستیابی به بالاترین قیمت من را تحت فشار قرار نمی‎دهد چون رسیدن به بالاترین ارزش‎گذاری تنها بخشی از تصمیم او است و حرف اول و آخرش نیست. آیا سرمایه‎گذاران فعلی شما در این دور شرکت می‎کنند؟پاسخ این سوال بسیار حساس است. هر سرمایه‎گذار جدیدی می‎داند افرادی که بیشترین اطلاعات نامتقارن را در مورد عملکرد شما دارند، سرمایه‎گذاران دور قبلی هستند. آن‎ها نه تنها نسبت به تمامی داده‎های شما آگاهی دارند و می‎دانند نسبت به رقبا چه وضعیتی دارید، بلکه به خوبی از عملکرد تیم مدیریت شما در کنار هم دیگر خبر دارند و می‎دانند شما رهبر خوبی برای این تیم و شرکت هستید یا نه. از یک طرف سرمایه‎گذار بالقوه جدید می‎خواهد بداند که آیا سرمایه‎گذاران فعلی شما می‎خواهند به سرمایه‎گذاری خود را در این دور به شکل سنگینی ادامه دهند یا نه و از طرفی به دنبال سرمایه‎گذاری به مقداری هستند که به اهداف مالکیتی خود برسند.قبل از جمع‎آوری سرمایه باید گفتگویی با سرمایه‎گذاران فعلی خود انجام دهید تا متوجه شوید آن‎ها چه نظری دارند یا حداقل بهتر است حس درستی از نظر واقعی آن‎ها داشته باشید. با فرض این که اکثر سرمایه‎گذاران فعلی شما از تصمیم‎تان حمایت می‎کنند و یک سرمایه‎گذار خارجی جدید می‎خواهند، من پیشنهاد می‎کنم به سوال بالای یک شرکت VC با جواب‎هایی مانند موارد زیر پاسخ دهید:· سرمایه‎گذاران فعلی ما بدون شک می‎خواهند در این دور شرکت کنند. آن‎ها به احتمال زیاد می‎خواهند مبلغی مانند شما سرمایه‎گذاری کنند، حتی بعضی ممکن است بخواهند اندکی بیشتر سرمایه‎گذاری کنند.· من می‎دانم که شرکت‎های جدید برای خود اهداف مالکیتی تعیین می‎کنند. من مطمئن هستم که می‎توانم این اهداف را برآورده سازم. اگر قرار است بین نیاز سرمایه‎گذاران جدید و سرمایه‎گذاران قبلی مشکلی پیش بیاید، یقینا قصد ندارم به سرمایه‎گذاران خود بگویم که نمی‎توانند در این دور شرکت کنند ولی مطمئن هستم که می‎توانم آن‎ها را متقاعد کنم که مبلغ چک‎های خود را در حد معقولی بنویسند. برداشت یک VC از پاسخ‎های شما به این شکل است:· سرمایه‎گذاران فعلی حمایت‎کننده هستند. من در هر صورت در انتهای مذاکره برای تایید نهایی با آن‎ها تماس خواهم گرفت ولی می‎توانم سرمایه‎گذاری خودم را با فرض این‎که آن‎ها حمایت‎کننده هستند، ادامه دهم.· اگر ما در آینده یک دور دیگر سرمایه‎گذاری برای جمع‎آوری مبلغ بیشتر شروع کنیم، این کارآفرین سعی نخواهد کرد با مجبور کردن من در نپذیرفتن حقوق prorate ام (حقوقی که به یک سرمایه‎گذار اجازه می‎دهد برای حفظ درصد سهام خود در سرمایه‎گذاری‎های آینده نیز شرکت کند) من را دور بزند چون آن‎ها قصد ندارند سرمایه‎گذاران فعلی را هم با من نابود کنند.· این کارآفرین به قدری آگاه است که می‎داند فرآیند جمع‎آوری سرمایه مانند خیابان دو طرفه‎ای است که در آن باید نیازهای سرمایه‎گذاران فعلی و گذشته برآورده شود. آن‎ها با من همکاری خواهند کرد تا من به اهداف مالکیت خودم نزدیک شوم.چه زمانی باید ارزش‎گذاری مورد انتظار خود را اعلام کنید؟در بعضی از دورهای ارزش‎گذاری اعلام قیمت می‎تواند گزینه بهتری باشد.· استراتژیک‎ها (یعنی سرمایه‎گذاران نهادی در مقابل VCها). به دلایل متعددی سرمایه‎گذاران استراتژیک دوست ندارند اولین شرکت‎های سرمایه‎گذاری کننده باشند و قیمتی اعلام کنند. اما این گفته در مورد تمامی آن‎ها صحت ندارد ولی برای بسیاری از آن‎ها درست است، به ویژه آن‎هایی که سابقه طولانی در سرمایه‎گذاری خطرپذیر ندارند. ارائه یک قیمت به آن‎ها کمک می‎کند یک معامله را بهتر ارزیابی کنند. اغلب اوقات آن‎‏ها در اعلام یک تصمیم بله یا خیر در مقایسه با اعلام یک قیمت به مراتب بهتر عمل می‎کنند. اگر شما نظر خود را در مورد ارزش شرکت‎تان بگویید، اغلب اوقات در اختیار آن‎ها معیاری قرار می‎دهید تا متوجه شوند چطور دیگر شرکت‎های مشابه ارزش‎گذاری می‎شوند تا بتوانند بهتر تصمیم بگیرند. آگاهی از این که دیگر سرمایه‎گذاران نهادی مبلغی مشابه با آن‎ها در این دور پرداخت می‎کنند، کمک‎کننده است. · تعداد بالای سرمایه‎گذاران. گاهی اوقات اعلام قیمت زمانی ساده‎تر می‎شود که به جای یک یا دو شرکت قصد دارید از سوی 8 تا 10 شرکت سرمایه لازم را جمع‎آوری کنید. یک دلیل برای اقدام شما در جمع‎آوری سرمایه از این تعداد منابع جدید این است که شما نتوانسته‎اید مبلغ بالایی را از یک منبع مالی قدرتمند (به عنوان مثال 20 میلیون دلار) به دست آورید ولی شرکت‎های زیادی وجود دارند که برای پرداخت مبالغ پایین‎تر (مثلا هرکدام 2 تا 3 میلیون دلار) اشتیاق خود را نشان می‎دهند. این قضیه می‎تواند به شکل دیگری هم باشد. یعنی استارت آپ شما آن قدر موفق است که همه دوست دارند در آن سرمایه‎گذاری کنند. در هر صورت، اعلام یک قیمت هدف می‎تواند به شما کمک کند سرمایه لازم را به دست آورید. ‎جمع‎بندیدر پایان اگر شما از نکات بالا درست استفاده کرده باشید، هر جلسه‎ای که با شرکت VC برگزار کنید می‎تواند به فرصت عالی برای شما تبدیل شود تا بتوانید متوجه شوید سرمایه‎گذاران زمانی که به دنبال جمع‎آوری سرمایه هستید چه دیدگاهی نسبت به ارزش‎گذاری‎های موجود در بازار دارند (ارزش‎گذاری‎ها براساس شرایط اقتصادی تغییر می‎کنند) و شما می‎توانید متوجه شوید نظر شرکت‎های VC در مورد ارزش‎گذاری شما چیست یا این‎ که مشکلی دارید یا نه.شما هم چنین سوالات زیر را می‎توانید بپرسید:· آیا شرکت شما برای هدف مالکیتی خود یک حد مشخص دارد؟· آیا شما معمولا دوست دارید اولین شرکت در یک دور ارزش‎گذاری محسوب شوید یا به عنوان شرکت‎های بعدی به آن می‎پیوندید؟· آیا شرکت‎هایی وجود دارند که بخواهید همراه با آن‎ها سرمایه‎گذاری را انجام دهید؟· آیا مقداری که برای سرمایه‎گذاری می‎خواهیم جمع‎آوری کنیم از نظر شما منطقی است؟· آیا نگرانی خاصی در مورد ارزش‎گذاری دارید که ما بتوانیم آن را رفع کنیم؟هدف شما از سوال پرسیدن دریافت اطلاعات لازم از VC است. به یاد داشته باشید جمع‎آوری سرمایه یک فرآیند دو طرفه است و شما مانند VC حق پرسیدن سوالاتی که به شما کمک کنند را دارید. </description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Wed, 13 Feb 2019 14:38:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>من هنگام گسترش ساختار گروه استارتاپ خود چه چیزهایی یاد گرفتم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/experince-brett-farmiloe-jldyvn514van</link>
                <description>  این مطلب از زبان  Brett Farmiloe که مدیرعامل یک شرکت بازاریابی دیجیتال، Markitors، است نوشته شده است.ساختار محیط کاربا خواندن تیتر فوق چه چیزی به نظرتان آمد؟ یک ساختمان بزرگ با صدها کارمند و چندین لایه مدیریتی؟ یک چشم‌انداز خسته‌کننده و غمگین؟این ذهنیت دقیقا همان چیزی است که من از ساختار محیط کار کلاسیک داشتم، به خصوص قبل از تأسیس شرکت خودم. من الان کاملا درک می‌کنم که هر سازمانی، هر‌چقدر کوچک، نیازمند ساختار است. بدین معنی که چه کسی باید به چه کسی گزارش دهد تا نتایج بهتری حاصل شود. هرچند ممکن است این ساختار به نظر بسیار غیرضروری و دست و پاگیر به نظر برسد اما در واقع به سازمان شما نظم خواهد داد.چیزی که من طی سال‌ها آزمون و خطا یاد گرفتم این است که ساختار سازمانی در واقع یک هیولای مایع است، همان‌طور که سازمان و کسب‌وکار شما رشد می‌کند ساختار نیز باید رشد یابد.در ادامه به برخی راهکارها برای ضمانت موفقیت و پایداری کسب‌وکارتان اشاره خواهیم کرد.چرا ساختار سازمانی نیازمند رشد است؟یکی از نقل‌قول‌های موردعلاقه من که اهمیت رشد ساختار را نشان می‌دهد، این جمله است:«برای یک بذر هدف نهایی رشد است. در این فرآیند پوسته بیرونی بذر شکافته شده و کاملا از بین می‌رود، قسمت درونی بیرون می‌آید و همه چیز تغییر می‌کند. برای کسی که درکی از رشد نداشته باشد دیدن این فرآیند به معنی نابودی کامل است.» - Cynthia Occelliشما باید همیشه در حرکت باشید. توقف تنها موجب پیشروی رقیبانتان خواهد شد. اگر کسب‌وکار شما نمی‌تواند با بازار و تقاضا همگام شود کس دیگری جایگزین آن خواهد شد. اعتماد به فرآیند رشد امری ضروری است. به خاطر اینکه رشد کردن سخت است و با عدم قطعیت همراه است از آن دست نکشید، ایستادن در منطقه امن هرگز برای شما ثمره‌ای نخواهد داشت. مرزها را کنار بزنید و به سازمانتان فضایی برای رشد بدهید.کسب‌وکارهای موفق از شکافته شدن پوسته خود و بیرون آمدن قسمت درونی هراسی ندارند چرا که به توانایی‌های خود در مواجه با مشکلات اعتماد دارند.انعطاف نداشتن دشمن نوآوری است. شیوه‌های مدیریتی سخت‌گیرانه موجب داشتن کارمندهای خوشحال نخواهد شد. من دریافتم که کارکنان در یک محیط غیرقابل انعطاف در مقابل رشد مقاومت می‌کنند چرا که به نظرشان داشتن یک ایده جدید خلاف چهارچوب و قانون سازمان است. ساختارهای غیر منعطف در کسب‌وکارهای امروزی پایدار نخواهند بود، پایبندی به ریشه‌ها برای حفظ برند امری ضروری است اما نه تا جایی که شما را به مرز نابودی بکشاند.بر اساس مطالعات  Deloitte شرکت‌های برتر امروزی بر کار گروهی تأکید زیادی دارند. افراد یکدیگر را ملاقات می‌کنند، اطلاعات را تسهیم می‌کنند، بین گروه‌ها ارتباط برقرار می‌شود و به کمک یکدیگر مشکلات بزرگ شرکت را حل می‌کنند. برای تبدیل‌شدن به یکی از شرکت‌های برتر و یا شرکتی که کارمندان از کار در آن لذت ببرند باید این تغییرات را هر چه سریع‌تر در سازمان خود ایجاد کنید.مرتبط باقی بمانید!اگر نگاهی به عقب بیاندازیم متوجه می‌شویم کسب‌وکارهایی که برای مدت طولانی توانسته‌اند با موفقیت به راهشان ادامه دهند در واقع کسانی بوده‌اند که به جای چسبیدن به داشته‌هایشان مرزها را کنار زده و رو به‌ جلو حرکت کرده‌اند. مثال محبوب من در خصوص این نوع کمپانی‌ها Lego است.با شروع به کار از سال 1939، می‌توان به جرات گفت Lego به دلیل توانایی خود در پیش‌بینی تقاضای بازار و همگام شدن با آن توانسته به مدت یک قرن یکی از مرتبط‌ترین وبرترین‌های صنعت اسباب‌بازی باشد. Lego نه تنها بر اسباب‌بازی‌هایش تمرکز دارد بلکه فیلم را نیز به خوبی می‌شناسد. زمانی که Lego تصمیم گرفت وارد صنعت فیلم‌سازی شود توانست سطح توقع مردم در مورد فیلم‌های Lego را افزایش دهد.چنین رشدی با چسبیدن به ساختار غیر منعطف سازمان به دست نخواهد آمد. در حالی‌ که طراحان و مهندسان تولید اسباب‌بازی می‌دانستند چگونه بلوک‌های قابل‌لمس Lego را طراحی کنند شرکت باید کارمندان جدیدی که در زمینه تولید تصاویر انیمیشین، طراحی گرافیک، موسیقی و فیلم‌سازی متخصص بودند استخدام می‌کرد. آهنگ «همه چیز عالی است» را به خاطر دارید؟ همه چیز عالی زمانی خواهد بود که شرکت شما بتواند برای چندین دهه متوالی جز بهترین‌ها باشد.در ادامه به بررسی راهکارهایی می‌پردازیم که شما را برای قدم برداشتن در راه Lego راهنمایی می‌کند.گروه خود را بزرگ کنیددو مغز بهتر از یکی است و 20 مغز بهتر از 10 تا است. سعی کنید گروه خود را بزرگ کنید تا به مهارت‌های بیشتری دست یابید. افراد بااستعدادی را استخدام کنید که به کاری که انجام می‌دهند عشق می‌ورزند. شما به اندازه ضعیف‌ترین گروه خود قوی هستید. داشتن یک گروه فروش قوی بسیار عالی است اما کافی نیست. شما باید بر بخش‌های دیگر مانند بازاریابی و طراحی گرافیک نیز تمرکز کنید تا مطمئن شوید همه بخش‌ها به یک اندازه قوی هستند.به عنوان مثال اگر بخواهیم به صنعت فیلم‌سازی وارد شویم باید گروه بسیار حرفه‌ای از طراحان انیمیشن و فیلم‌نامه‌نویسان استخدام کنیم.در کارکنان فعلی خود روحیه خلاقیت ایجاد کنیدیک چهارچوب کلی تعیین کنید اما به گروه خود اجازه دهید جستجو و تجربه کند چرا که نوآوری محصول آزادی عمل است. ساده‌ترین کار رد کردن ایده‌هایی است که با ارزش‌های شرکت شما همخوانی ندارد اما بزرگ‌ترین مانع برای رشد در واقع نبود ایده است.دوباره و چندباره گروه را چیدمان کنیداگر تصمیم گرفتید کارمندان را به گروه‌های مختلف دسته‌بندی کنید از عواقب آن نترسید و به دقت جلو بروید. هر گروه را به چند زیرگروه تقسیم کنید و اگر احساس کردید هر دسته به خوبی عمل نمی‌کند آن را با دیگران ترکیب کنید. اگر احساس کردید یک گروه به اندازه کافی بهره‌وری ندارد ترکیب آن را تغییر دهید. این کمپانی شماست پس حق دارید هر تغییری دران ایجاد کنید. توجه داشته باشید این تغییرات باید مستمر باشند.کارآموزی را در کارمندان (چه پیر چه جوان) تشویق کنیداغلب دوره کارآموزی برای کارمند جدید یا کارآموز توسط یکی از کارمندان قدیمی برگزار می‌شود. من پیشنهاد می‌دهم این فرآیند را برعکس کنید و از افراد جدید بخواهید افراد بالاسری را زیر نظر بگیرند. ما متوجه شده‌ایم استفاده از تفکرات جدید جز کلیدی مرتبط بودن است.تکنولوژی را در آغوش بگیریدتکنولوژی هیچ وقت از سرعت خود نمی‌کاهد پس مواظب باشید از قافله عقب نمانید. بر یادگیری جدیدترین برنامه‌ها تمرکز کنید و در استفاده از ابزار آفیس همواره به روز باشید. نه تنها این کار کارآمدتر است بلکه گروه شما را سریع‌تر کرده و از دردسرها می‌کاهد. اگر در تکنولوژی برتر نیستید از گوگل استفاده کنید و یا یک کارمند فنی به گروه اضافه کنید.همه چیز باید در کسب‌و‌کار در حال رشد باشدبه نظر من بدترین چیزی که می‌توانید در حق کمپانی خود انجام دهید بستن درب‌های ذهن است. اگر می‌خواهید موفق شوید غرور خود را کنار بگذارید و از هر ایده‌ای از هر سوی کمپانی استقبال کنید. ممکن است فکر کنید خودتان می‌دانید چه چیزی برای شرکتتان بهتر است اما در واقع شما به آنچه دارید چسبیده‌اید پس به دیگران اعتماد کنید تا از گودالی که در آن افتاده‌اید بیرون بیایید. لازم نیست همه کارها را به تنهایی انجام دهید، به کسب‌وکار به چشم یک کار گروهی نگاه کنید.من چگونه ساختار سازمانی خود را گسترش دادم؟برای شروع استارتاپ خود ابتدا از یک ساختار یک سطحی استفاده کردم که همه مستقیما به خودم گزارش دهند. من احساس کردم این ساختار بهترین انتخاب است چرا که برای همکاری و کار گروهی در شرکت‌های کوچک کاربرد دارد. بعد از بزرگ‌تر شدن شرکت دیگر باید از شر این ساختار خلاص می‌شدم؛ اما برای شروع کسب‌و‌کار به شدت استفاده از ساختار یک سطحی را توصیه می‌کنم. تا به امروز نیز سعی کرده‌ام تا حد ممکن ساختار را یک سطحی نگه‌دارم چرا که افزودن لایه‌های مدیریتی موجب پیچیده‌تر شدن می‌شود.زمان کار گروهی فرا رسیده استاز زمان تأسیس، کسب‌وکار من به عنوان یک شرکت گروه‌محور با راهنمایی‌های مشاوران شروع به کار کرد. من طرفدار ارزیابی کارمندان توسط خودشان هستم، چرا که آن‌ها بهتر از هر کس از موقعیت همکاران خود اطلاع دارند. من می‌توانم افراد را راهنمایی کنم اما از این ساختار گروهی استفاده کردم تا هر کس زمان پاسخ به سؤال همکاران خود را داشته باشد.من کارمندان فعلی را به تهیه مطالبی مانند «چگونه پست وبلاگی بنویسیم» تشویق می‌کنم تا آن را با افراد جدید به اشتراک بگذارند تا دانش لازم و اعتمادبه‌نفس را در آن‌ها افزایش دهد.با تخصیص بیشتر این وظایف به رهبران گروه، من فرصت بیشتری برای تمرکز بر رشد کمپانی، امور اداری و مسائل مربوط به خانه دارم.توصیه می‌کنیم هر گروه در یک میز و در یک اتاق مشترک بنشیند اما نکته قابل‌توجه این روزها استفاده از اینترنت برای برقراری ارتباط است.ارتباط چهره به چهره در محیط کار برای بهره‌وری از اهمیت زیادی برخوردار است اما ارتباط اینترنتی نیز از ارتباط نداشتن بهتر است. اگر برخی از کارکنان شما از راه دور کار می‌کنند و یا افرادی را در شهرها یا کشورهای دیگر دارید از برنامه‌های مثل Skype و یا Google Docs استفاده کنید.یک محیط لذت‌بخش ایجاد کنیدمن می‌خواستم محیطی ایجاد کنم که افراد بخواهند در آن کار کنند. مطالعه جدیدی نشان می‌دهد تنها 15 درصد افراد با کار خود عجین می‌شوند. برای من داشتن یک شرکت موفق مستلزم خوشحال بودن و عجین بودن کارمندان آن است.همه ما میدانیم که کار، کار است به همین دلیل است که آن را تفریح صدا نمی‌زنیم اما محیط کار باید لذت‌بخش و شادی‌آور باشد. من متوجه شدم ایجاد محیطی که افراد دوست داشته باشند در آن بمانند و کار کنند در مراحل ابتدایی شروع به کار امری ضروری است.احوال‌پرسی از کارمندان کار ساده‌ای است که خیلی زمان نمی‌برد. ممکن است با افزایش تعداد کارمندان این کار سخت به نظر برسد اما غیرممکن نیست به خصوص که داشتن کارمندان خوشحال جزو اهداف کمپانی شما باشد.کارمندان شما احتیاجی به کار کردن برای شما ندارند چرا که گزینه‌های دیگری برای آن‌ها وجود دارد. بدون کمک کارمندان هیچ شرکتی به موفقیت نمی‌رسد.خوشنود سازی، تأثیر جهانی، پایایی و ... ابزارهایی برای سنجش موفقیت کسب‌وکار شما است نه پول. وقتی تنها بر سود تمرکز کنید در واقع تنها بر اعداد و ارقام تمرکز کرده‌اید نه کیفیت. شرکت شما از افرادی تشکیل شده است که نیاز دارد خوشحال باشد از آن‌ها قدردانی شود و راضی باشد. اگر کارمندان شما خوشحال نیستند میزان حساب بانکی شما اهمیت چندانی ندارد.چگونه به رشد ادامه دهیم؟نوآوری همراه با رشد هدف فعلی، من است. ایجاد یک چشم‌انداز گسترده برای ساختار شرکت در واقع یک فاجعه است داشتن اهداف کوتاه‌مدت فوق‌العاده و ضروری است اما هیچ کس نمی‌تواند آینده را پیش‌بینی کند بنابراین برنامه‌ریزی برای سال‌های آینده بی‌معنی است. نقشه راه کنونی من ادامه دادن با مدل گروهی است چرا که این ساختار برای شرکت من به خوبی عمل می‌کند. تشویق کارکنان باتجربه با دادن فرصت رهبری کارمندان زیردست روش خوبی برای افزایش وفاداری کارکنان است.قبل از اینکه تصمیم بگیرید ساختار فعلی خود را تغییر دهید این نکته را مدنظر قرار دهید که ساختاری که برای من بهترین است لزوما برای شما کار نخواهد کرد.به یاد داشته باشید گاهی اوقات رشد شبیه نابودی است، از آن نترسید.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Wed, 13 Feb 2019 13:15:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعاملات کاری و اجتماعی در محیط کار برای کاهش حس تنهایی و انزواطلبی</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/community-relations-coworking-space-uzb3evcznwim</link>
                <description>  کار کردن از راه دور مزایای زیادی دارد که ساعات کاری منعطف، نداشتن رفت‌وآمد، استقلال کاری و تحت کنترل نبودن تعدادی از آن‌ها است.با وجود این اغلب کسانی که به این شکل کار می‌کنند (دورکاری) بر این باورند که چالش‌های قابل‌توجهی در این زمینه وجود دارد. طبق مطالعات مختلف صورت گرفته انزوا و تنهایی جزو بزرگ‌ترین اعتراض‌ها و ناراحتی‌های این افراد است.کار کردن از راه دور فاقد مزایای کار کردن در اداره و محیط کاری است که مهم‌ترین آن‌ها نداشتن تعامل انسانی با سایر افراد و جنبه‌های اجتماعی آن است.طبق اظهارات دکتر ویوک مارتی (Vivek Murtht) -جراح عمومی یکی از بیمارستان‌های ایالات‌متحده- این نوع مشاغل یکی از دلایل اصلی مشکل مسری تنهایی است. او همچنین معتقد است که تنهایی چیزی فراتر از یک مشکل اجتماعی است و مانند کاهش طول عمر به علت مصرف سیگار یا بیماری اضافه‌وزن یک مشکل سلامتی نیز به حساب می‌آید.تحقیقات ما در مورد محیط‌هایی که در آن تعامل و همکاری وجود دارد نشان می‌دهد که این محیط‌ها می‌توانند مشکل تنهایی و انزواطلبی ناشی از دورکاری را در افراد به طور چشمگیری کاهش دهند.در این بخش به تعدادی از مهم‌ترین نتایج این تحقیقات اشاره می‌کنیم:· 87 درصد شرکت‌کنندگان اذعان کردند که به دلیل تمایل به تعاملات اجتماعی با همکاران خود ملاقات می‌کنند و 54 درصد نیز اعلام کردند که پس از اتمام ساعات کاری یا در روزهای آخر هفته با همکاران خود در ارتباط‌اند.· 79 درصد این افراد نیز بر این باور بودند که همکاری و تعامل با همکاران در محیط کاری، تعاملات اجتماعی آن‌ها را افزایش داده است.· 83 درصد اعلام کردند که از زمان ورود به محیط کاری مشترک احساس تنهایی کمتری دارند.· 89 درصد نیز معتقد بودند پس از ورود به این نوع محیط کاری خوشحال‌تر هستند.در ابتدا هدف ما از این تحقیقات تأثیرات اجتماعی این مسئله نبود بلکه این مطالعات به منظور تعیین نقش شبکه‌های کاری در محیط‌های همکاری محور صورت گرفت.نتایج این مطالعات نشان می‌دهد که ارتباطات حرفه‌ای با عضویت در چنین فضاهایی که مبتنی بر همکاری و تعامل هستند به شکل قابل‌توجهی افزایش می‌یابد.· 82 درصد افرادی که به سؤالات پاسخ دادند بر این باور بودند که همکاری و تعامل در محیط کاری شبکه کاری و تعاملات حرفه‌ای آن‌ها را گسترش داده است.· 80 درصد نیز اذعان کردند که برای درخواست کمک و راهنمایی به سایر همکاران خود مراجعه می‌کنند.· 64 درصد نیز اظهار داشتند که همکارانشان در محیط کاری و شبکه‌های کاری که در آن فعال بودند مهم‌ترین منابع و معرف‌های آن‌ها محسوب می‌شوند.این تحقیقات همچنین نتایج مختلف دیگری داشت که مزایای عضویت در محیط‌های کاری مشترک و همکاری محور را بیشتر نشان می‌داد. اغلب افراد (حدود 84 درصد) گفته‌اند که کار در این محیط‌ها انگیزه و بهره‌وری آن‌ها را افزایش داده است.آن‌ها همچنین اظهار کردند که به دلیل وجود کمتر عوامل محیطی که سبب حواس‌پرتی و برهم خوردن تمرکز می‌شود در این محیط‌ها بیش از خانه یا کافی شاپ و سایر محیط‌ها تمرکز دارند.با آن که تمرکز بیشتر این تحقیقات روی جنبه‌های کاری این مسئله بود به این نتیجه رسیدیم که جنبه‌های اجتماعی آن برای افراد مهم است.زمانی که از این افراد خواسته شد تا در سه کلمه همکاری و تعامل در محیط کاری را توصیف کنند کلمات اجتماع، شوخی و تفریح و جنبه‌های اجتماعی پرتکرارترین کلمات بودند.سایر مطالعات نیز همین نتایج را تائید می‌کنند. به عنوان مثال تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان انجام شد نشان داد که این افراد پیشرفت کاری بیشتری داشته‌اند که به دلیل وجود تعامل و همکاری در بین اعضا است.تحقیقات دیگری که در این زمینه با عنوان «محیط‌های کاری مشترک، منبعی برای حمایت از مشاغل مستقل» انجام شد، نشان داد که دلیل اصلی افراد برای کار در این محیط‌ها تعاملات اجتماعی است.در جوامع امروزی تعداد افرادی که به دلیل انجام کارهای خانگی و دورکاری به انزوا و تنهایی دچار می‌شوند در حال افزایش است. موسسه گالوپ (یکی از معتبرترین مؤسسات نظرسنجی در جهان) نیز اعلام کرد که تعداد افرادی که در به این مشاغل روی می‌آورند نیز در حال افزایش است.طبق اطلاعات موسسه گالوپ بین 39 تا 43 درصد از کارکنان آمریکایی در سال 2012 اظهار داشتند که گاهی دورکاری انجام می‌دهند و این عدد در حال افزایش است.کار کردن افراد خارج از محیط کاری در ازای دریافت حقوق برای شرکت‌ها مزایای فراوانی دارد اما کار در محیط‌های کاری علاوه بر کاهش تنهایی و انزوای ناشی از دورکاری سبب فراهم آمدن زیرساخت‌های کاری و تکنولوژی عالی، فرصت‌های کاری بیشتر و ایجاد شرکت‌ها، محصولات و خدمات جدید می‌شود. علاوه بر این کارکنان شادتر، پربازده‌تر و خلاق‌تر خواهند بود که برای شرکت‌ها و کارفرمایان یک امتیاز بزرگ محسوب می‌شود.صاحبان مشاغل آزاد و مستقل نیز نه تنها از این قاعده مستثنا نیستند بلکه بیش از کارکنان شرکت‌ها و ادارات از مزایای همکاری و تعامل در محیط کاری بهره‌مند می‌شوند.هرچند فراهم ساختن چنین محیطی (فضا و محل) برای این افراد هزینه‌بر است اما ارزش آن را خواهد داشت. تحقیقات ما درصد بالایی از رضایتمندی از این مسئله (90 رصد) را نشان می‌دهد و درصد بسیار پایینی از این موضوع ابراز نارضایتی کردند.در این میان 94 درصد نیز اظهار کردند قیمتی که برای اجاره محل کار خود می‌پردازند منصفانه است و از آن راضی هستند. همچنین اکثر کارمندان این شرکت‌ها اعلام کردند که در دو سال آینده نیز با آن‌ها همکاری خواهند کرد و تنها 4 درصد از کارمندان از ادامه همکاری خود در این بازه زمانی اطمینان نداشتند.علیرغم رشد میزان مشاغلی که به صورت دورکاری هستند مشاغل مبتنی بر تعامل و همکاری تیز با سرعت بالایی در حال افزایش هستند. طبق مطالعات انجام‌شده کاملا واضح است که افزایش این نوع مشاغل و گرایش اکثریت به آن‌ها ناشی از جنبه‌های اجتماعی این مسئله است.انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند که به معاشرت و تعامل با هم نوعان خود علاقه‌مند هستند و با وجود افزایش میزان این نوع مشاغل (کار از راه دور) این واقعیت تغییری نخواهد کرد.به دلیل افزایش میزان تعاملات کاری، بازدهی و روحیه کارکنان ایجاد مشاغل همکاری محور علاوه بر کاهش مشکل تنهایی و انزواطلبی افراد منافع بسیاری هم برای کارکنان و هم برای شرکت‌ها در پی دارد.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Sat, 09 Feb 2019 10:50:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>9 ویژگی مهم رهبری کارآفرینی</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/character-leader-businessman-pmxpp9vg4kns</link>
                <description>  آیا ایده‌ای برای کارآفرینی دارید؟ ممکن است یک ایده خوب یا یک طرح کسب‌وکار قوی داشته باشید، اما اگر می‌خواهید که استارت آپ شما شانسی برای موفقیت داشته باشد، نیاز به خصوصیت‌های رهبری دارید تا دیدگاه شما را از رویا به واقعیت مبدل کند.رهبران نقش‌های مختلفی را ایفا می‌کنند. در ظاهر، رهبران انگیزه می‌دهند و به عنوان سرپرست به شرکت‌های خود خدمت می‌کنند. توجه کنید که برای رهبر بودن لزوما نیازی به داشتن کارمند ندارید. ویژگی رهبری در کسب‌وکارهای خانگی، در ارتباطات شما با مراجعه‌کنندگان، مشتریان، ارباب‌رجوع و بازار عمومی بسیار ضروری است.ویژگی‌های اساسی رهبران تجاریبیشترین خصوصیات یک رهبر در مقادیری است که نمی‌توان آن‌ها را اندازه‌گیری یا به صورت دقیق بررسی کرد. به عبارت دیگر، ما نمی‌توانیم بگوییم یک رهبر کسب‌وکار، موفق به کسب 98 امتیاز در رهبری شده است. بهترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم این است که نگاهی به نمونه‌های بی‌نظیر یا مطالعات روانشناسی داشته باشیم.در اینجا صفاتی که شاخص‌های خوبی برای تعیین پتانسیل یک رهبر استفاده می‌شوند را آورده‌ایم:1) نگاه به آینده: یک رهبر موفق همیشه نگاهی به آینده دارد. او چندین مرحله جلوتر از دیگران فکر می‌کند و همیشه به دنبال فرصت‌های جدید برای رشد است. این ذهنیت متمرکز بر آینده به دلایل متعددی مفید است.برای شروع، این نگرش، وسوسه را برای لذت آنی محدود می‌کند، آن‌ها مایل به ایجاد یک قربانی برای درازمدت در آینده هستند. و بیشتر به رفع مشکلات در درازمدت، در مقایسه با اصلاحات جسته‌گریخته که اغلب ناپایدار هستند، تمایل دارند.2) اعتمادبه‌نفس: رهبران خوب اعتمادبه‌نفس دارند. افرادی که اعتمادبه‌نفس دارند، دیگران را جذب می‌کنند و آن افراد احساس امنیت می‌کنند. اعتمادبه‌نفس به شما کمک می‌کند تا مشتریان و ارباب‌رجوع را جذب کنید یا به فعالیت‌های اقتصادی یا حتی سرمایه‌گذاری‌ها ملحق شوید. به علاوه، شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد یک انسان با اعتمادبه‌نفس کارآفرین بهتری خواهد بود.یک مطالعه در روانشناسی کاربردی نشان داده است که کارآفرینان موفق، درجات اعتمادبه‌نفس بالاتری نسبت به دیگر افراد، دارند.3) ارتباطات: اگر از هر رهبر موفق در مورد ده مفهوم برتر که به آن‌ها کمک کرده است تا موفق شوند سوال کنید، قطعا به نقش برقراری ارتباط اشاره می‌کند.برای مثال، ریچارد برانسون ارتباطات را مهم‌ترین مهارتی که هر رهبر می‌تواند داشته باشد توصیف می‌کند. ارتباطات یک مهارت مهم است زیرا دارای توانایی ارتقاء مهارت‌های دیگر شما است. شما برای فروش محصولات، وارد کردن نیروی تازه به تیم ، حل مشکلات، مذاکره برای معامله‌ها و صحبت کردن با رسانه‌ها یا سرمایه‌گذارها نیاز به برقراری ارتباط دارید. صحبت کردن، درک مخاطب و انتخاب با دقت کلمات می‌تواند باعث جلوگیری از مشکلات ارتباطی شود و در وقت و پول شما صرفه‌جویی کند.4) مراقبت از خود: در حالی ‌که بسیاری از این صفات روی این تمرکز می‌کند که کارآفرینان چگونه با محیط اطراف خود درگیر می‌شوند، ذکر این نکته مهم است که رهبران قوی چگونه از خود مراقبت می‌کنند. برای مثال، اگر بی‌خوابی داشته باشید و انتخاب‌های غذایی ناسالمی انجام بدهید، بهره‌وری شما کاهش‌ می‌یابد و قادر به رهبری موثر نخواهید بود. بهترین رهبران کارآفرینی می‌دانند که سلامت بدن و ذهن آن‌ها برای موفقیت بسیار مهم است و آن‌ها مایل به صرف چند ساعت اضافی برای داشتن خواب کافی و خوردن غذاهای مناسب هستند.5) سازگاری: بعضی از بزرگ‌ترین استارت آپ ها در جهان تنها به این دلیل ممکن شدند که بنیان‌گذاران آن‌ها مایل به سازگاری بودند. به عنوان مثال، باورش سخت است اما YouTube در ابتدا تنها به عنوان یک سایت دوست‌یابی آغاز شد. مهم نیست که چقدر در مورد کسب‌وکارتان تحقیق می‌کنید یا اینکه چقدر مطمئن هستید که موفقیت‌آمیز است، تحولات پیش‌بینی‌ نشده و تغییرات بازار می‌تواند شانس موفقیت شما را در پی داشته باشد.شما باید قادر به انطباق و ایجاد تغییرات در هنگام حرکت باشید، گاهی اوقات تنظیمات بزرگ را به طرح کسب‌وکار خود اضافه کنید. اگر زیاد به ایده‌های قدیمی بچسبید، نمی‌توانید زنده بمانید. شما می‌توانید با استفاده از اصول رهبری سازگار در محل کار این کار را انجام دهید.6) ریسک محاسبه‌شده: رهبران موفق تا زمانی که شانس موفقیت را محاسبه می‌کنند و به راحتی به سمت جلو در حرکت‌اند از خطر کردن نمی‌ترسند. شروع کسب‌وکار یک خطر است، بنابراین به طور طبیعی، سطح ریسک‌پذیری در کارآفرینان وجود دارد. اگر امکان کنترل آن وجود داشته باشد خوب است، زیرا به شما این امکان را می‌دهد تا کارهایی که دیگر کارآفرینان انجام نمی‌دهند را انجام دهید.البته این بدان معنا نیست که شما باید به خاطر انجام کاری مخاطره‌آمیز خطر کنید. ارزیابی خطرات و داشتن شجاعت برای یک خطر محاسبه‌شده بخشی از یک رهبری موفق است.7) آموزش و یادگیری مداوم: بیل گیتس و استیو جابز کالج را برای شروع تجارت ترک کردند، اما دست از یادگیری برنداشتند. یک مطالعه از بنیاد کاوفمن نشان می‌دهد که 95.1 درصد از بنیان‌گذاران دارای معادل یک مدرک لیسانس یا بالاتر هستند و 47 درصد آن‌ها دارای مدرک بالاتر هستند. دوست داشته باشیم یا نه، بسیاری از بزرگ‌ترین رهبران تاریخ و کسب‌وکار، تحصیل کرده‌اند.مهر و موم‌های طولانی یادگیری نه تنها شما را به مهارت‌ها و دانشی که برای گرفتن تصمیمات بهتر نیاز دارید مجهز می‌کند، بلکه تجربیات مختلفی را کسب می‌کنید که از شما انسان بهتری می‌سازد. بااین‌حال، یادگیری تنها در محوطه دانشگاه انجام نمی‌شود. رهبران زیاد می‌خوانند، به پادکست‌ها گوش می‌دهند و همچنان در مورد صنعت، بازاریابی و سایر جنبه‌های کسب‌وکار خود یاد می‌گیرند تا در مسیر باقی بمانند.8) قاطعیت: به عنوان یک رهبر، یکی از بزرگ‌ترین مسئولیت‌های شما، تصمیم گرفتن است. شما همیشه تصمیمات «درستی» را نمی‌گیرید و گاهی اوقات تصمیم «درست» وجود نخواهد داشت. اما شما کسی هستید که باید تصمیمی بگیرد، کسی که نتیجه تصمیم را می‌بیند و باید برای آن‌ها پاسخگو باشد. اگر تصمیم‌گیری خود را متوقف کنید، یا اگر تمایل دارید تصمیمات سخت را به دیگران منتقل کنید، در شرایط استرس‌زا که نیازمند توجه و فرمان سریع شماست خوب عمل نمی‌کنید.9) شور و شوق: پرشور بودن یکی دیگر از ویژگی‌های اصلی رهبران است. لذت بردن از ایجاد یک کسب‌وکار، بسیار مفرح‌تر از این است که فقط روی پول تمرکز کنید. وقتی به رهبران و کارآفرینان موفق نگاه می‌کنید، شکی نیست که آن‌ها در مورد آنچه انجام می‌دهند پرشور هستند. انرژی و شور و شوق شما تلاش شما را افزایش می‌دهد و کارمندان، شرکا و مشتریان شما متوجه این موضوع خواهند شد. شور و شوق مسری است، بنابراین اگر شما به طور طبیعی در مورد کسب‌وکارتان هیجان زده‌اید، مردم در اطراف شما احتمالا این‌گونه خواهند بود.فاکتورهای متفاوتدر صاحبان کسب‌وکار خانگی، عوامل دیگری وجود دارد:· سبک رهبری: انواع مختلفی از رهبری وجود دارد و هیچ رویکرد واهی لزوما درست نیست. این موضوع به شدت به این که کارکنان شما چه انتظاری دارند، چه فرهنگی می‌خواهید بسازید و چقدر خوب کار می‌کنید بستگی دارد.به عنوان مثال، بعضی از شرکت‌ها با یک رئیس سختگیر فوق‌العاده خوب عمل می‌کنند، کسی که در جواب سوالات نه نمی‌گوید و کارکنان خود را به بهترین نحو تحریک می‌کند. افراد دیگری با یک رئیس آسان‌گیر خوب عمل می‌کنند، که هر زمان که ممکن است مصالحه می‌کند و اجازه می‌دهد کارکنان خودشان پیشرفت کنند.· صنعت: شما باید صنعت مورد نظر و اندازه کسب‌وکار خود را در نظر بگیرید. برای مثال یک شرکت حقوقی، به یک رهبر سخت که صریح صحبت می‌کند نیاز دارد، درحالی‌که شرکتی که برای بچه‌ها بازی‌های ویدئویی درست می‌کند، نیازمند رهبری سرزنده و اهل بازی است.شرکت‌های بزرگ نیازمند رهبرانی هستند که خود را از اکثریت کارگران جدا کرده و از کسب‌وکار مراقبت کنند، درحالی‌که در کسب‌وکارهای کوچک رهبران تمایل دارند با نظارت و تعامل نزدیک‌تر بهتر عمل کنند.· تغییر محیط: رهبران باید روند و دیدگاه‌های رهبری را تغییر دهند. به عنوان مثال، چند دهه پیش، تقریبا غیرقابل‌تصور بود که مدیرعامل با شلوار جین یا هودی در جلسه حاضر شود، اما امروزه، مارک زاکربرگ و همکارانش برای کاهش خستگی چنین تصمیمی گرفته‌اند.آیا شما یک رهبر هستید؟اگر شما مواردی که در بالا به آن‌ها اشاره شد را به عنوان قالب یک رهبر قبول ندارید، ممکن است احساس کنید که ساختن یک کسب‌وکار موفقیت آمیز غیر ممکن است.با این‌ حال، دستاوردتان نباید این باشد که آیا شما در حال حاضر برای رهبری مناسب هستید یا نه، و یا چه ویژگی‌هایی را برای رهبر شدن باید پرورش دهید.در عوض، شما باید از این اطلاعات به عنوان یک راهنما برای ویژگی‌های کلیدی خود استفاده کنید، تصمیم بگیرید که چه چیزی برای شما به عنوان یک رهبر مهم است و از آنجا به سمت جلو بروید. شما همان‌طور که همه رهبران دارند، نقص‌هایی دارید.سؤال این است که آیا می‌توانید راه دیگری برای آن‌ها پیدا کنید؟ آیا می‌توانید آن‌ها را با داشتن مربیان، شرکا یا کارکنانی که این ضعف را تکمیل می‌کنند، جبران کنید؟</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Fri, 08 Feb 2019 23:11:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>8 دلیل که نشان می‌دهد چرا مهلت زمانی برای کارآفرینان مهم است</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/why-due-date-important-l5ceuhl8rplx</link>
                <description>  برای یک کارآفرین، مهلتی که برای انجام کارهای کوچک و بزرگ تعیین می‌شود، اهمیت بسیاری دارد. با تعیین مهلت زمانی دلخواه برای انجام پروژه‌های کاری به موفقیت نخواهید رسید. مهلت‌های زمانی باید با استراتژی تعیین شوند تا شما را به موفقیت در کارها برسانند. مهلت زمانی استراتژیک برای تحویل پروژه‌ها می‌توانند شما را قدم به قدم به موفقیت نزدیک‌تر کنند. با گذراندن هر کدام می‌بینید که فاصله شما تا هدف کم شده است و این باعث می‌شود در طول مسیر موفقیت‌های کوچکی به دست آورید که هدف نهایی را کامل می‌کند. چیزی مثل مهلت زمانی برای یک پروژه امری پر استرس و باعث نگرانی برای اکثر افراد است. مهلت‌های زمانی تعیین شده برای بسیاری از پروژه‌ها را به یاد آورید. تاریخ تحویل مقاله بیست صفحه‌ای در مدرسه یا تاریخ یک هفته‌ای برای تحویل پروژه در محل کارتان، همه این‌‌ها موقعیت‌هایی پر استرس هستند. بسیاری از افراد در این موقعیت‌ها تصمیم می‌گیرند کار را در لحظه آخر انجام دهند یا در طول یک هفته هر روز بخش‌های زیادی را مدیریت کنند و خود را خسته کنند، تمام این‌ ضرب‌الاجل‌ها می‌تواند بر کار حرفه‌ای ما تاثیر بگذارد.همیشه راهی وجود دارد تا از همه موقعیت‌ها بهترین استفاده را بکنید. اگر هنوز به تاریخ تحویل پروژه زمان باقی مانده به این معنی است که شما هنوز فرصت دارید در این تجارت فعالیت کنید. مهلت‌های زمانی برای تحویل کار می‌توانند به جای استرس منبع الهام، هدف، هیجان و ایده‌های تازه باشند و مسیر موفقیت‌های شما را تغییر دهند. تعیین مهلت‌های زمانی استراتژیک می‌تواند باعث شود کسب و کار شما در مسیر پیشرفت قرار بگیرد. در این جا هشت دلیل مهم ارائه می‌کنیم که نشان می‌دهد مهلت‌های زمانی استراتژیک چه تاثیری بر کار و تجارت شما دارد و می‌تواند چه تاثیری بر روند کاری شما بگذارد.مهلت‌های زمانی استراتژیک هدف‌های شما را قابل اجرا می‌کندزمانی که به جای ضرب‌الاجل برای کاری هدف تعیین می‌کنید نکته‌های کوچکی در جدول زمانی شما تغییر می‌کند. مهم نیست این مهلت را مشتری یا مدیر شما تعیین کرده باشد مهم این است که این ضرب‌الاجل یک مهلت برای سازمان است و هدف‌های بزرگی را دنبال می‌کند. اگر مهلت زمانی را خودتان مشخص کرده‌اید نتیجه پیشرفت و شکست در کار هم شامل خودتان خواهد شد و همه مسئولیت‌ها بر دوش شما خواهد بود. حرکت‌های لحظه‌ای را در جهت مثبت مدیریت کنیدتعریف‌ها از پروژه و مهلت‌های زمانی همه برای دستیابی به موفقیت تعریف می‌شوند. مهلت‌های زمانی تعیین شده برای تحویل کار باید واکنش‌‌های مثبتی ایجاد کند. هر چه به زمان تحویل نزدیک می‌شویم باید انگیزه‌های بیشتری برای تحویل کار داشته باشیم. کار کردن با انگیزه‌ بیشتردر راستای اهداف پروژه می‌تواند شما را قدم به قدم به موفقیت نزدیک کند. کم کم یاد می‌گیرید جای نگران شدن از فرصت‌های کوچک استفاده کنید و پروژه بهتری تحویل دهید.در نظر گرفتن نقاط عطف کوچک در طول انجام پروژه می‌تواند دستیابی به هدف را آسان کند. این نقاط عطف می‌توانند انگیزه‌های بیشتری در شما ایجاد کنند و افراد با انگیزه‌های بیشتر کارهای خلاقانه و بهتری تحویل می‌دهند.نوآوری و خلاقیت را تحریک کنیدافرادی که به دنبال موفقیت هستند از چالش‌هایی که ضرب‌الاجل‌های کاری برایشان پیش می‌آورد بهترین استفاده را می‌کنند. افراد موفق خلاقیت و هدف‌های خود را در کنار مهلت‌های زمانی تعیین شده بهبود می‌بخشند و به این صورت نتیجه دلخواه خود را می‌گیرند. فرصت‌های این چنین می‌تواند خلاقیت شما را دگرگون کند و مسیر رسیدن به موفقیت را برای شما هموار کند. مهلت‌های زمانی باید به عنوان یک اهرم عمل کند که خلاقیت و هدفمندی را در شما پرورش دهد.بسیاری از رهبران موفق مانند استیو جابز از مهلت‌های زمانی پر فشار یک نقطه عطف برای کارمندانشان می‌ساختند و خلاقیت آن‌ها را پرورش می‌دادند. استفاده از انرژی خلاقانه کارمندان در زمان‌های حساس باعث پیشرفت فردی و به خصوص پیشرفت تیم می‌شود. بسیاری از مدیران هم از مهلت‌های استراتژیک به عنوان یک مزیت برای پیشبرد هدف‌های تجاری خود استفاده می‌کنند.اولویت‌بندی کنید و تمرکز خود را بر موارد مهم بگذاریدضرب‌الاجل‌های کاری اولین تاثیر خود را بر زمانبندی می‌گذارند بنابراین شما مجبور هستید زمانبندی تحویل پروژه را بر اساس اولویت‌ها تنظیم کنید. این مسئله کمک می‌کند با تعیین اولویت‌ها هدف‌ها مشخص‌تری برای خود در نظر بگیرید. باید یاد بگیرید بر نقاط قوت خود تکیه کنید و از آن‌ها در راستای رسیدن به هدف‌ها استفاده کنید. در صورتی که اولویت‌‌های خود را مشخص نکنید خواهید دید در حین انجام پروژه مشغول بالا و پایین کردن فیسبوک هستید یا زمانی را صرف امری بیهوده کرده‌اید، پروژه متوقف شده و نتیجه نهایی چیزی که می‌خواستید نیست. چیزی که بسیار مهم است پیدا کردن اولویت‌ها در هر پروژه و تکیه کردن بر نقاط قوت شما است. با این کار می‌توانید هنگام تحویل پروژه به مسایل مهم بپردازید و از نتیجه آن لذت ببرید. به عبارت دیگر اگر زمان را وقف اولویت‌ها نکنید نتیجه‌ای که می‌گیرید بی‌ارزش خواهد بود.قول و قراری بگذارید که قابل اجرا باشدضرب الاجل‌ها می‌تواند به نفع همه تعیین شود و باعث پیشرفت کاری هر دو طرف باشد اما اگر این مهلت زمانی بدون در نظر گرفتن شرایط موجود تعیین شود تنها باعث ایجاد نگرانی و استرس می‌شود. نیاز نیست هر مهلت تحویل کاری که برایتان تعیین می‌کنند را قبول کنید. بهترین کار این است با توجه به توانایی‌های خود اگر نیاز به زمان بیشتری دارید پیشنهاد خود را صادقانه مطرح کنید. ضرب‌الاجل‌هایی که بر اساس مهارت و توانایی شما مشخص نشود نمی‌تواند باعث پیشرفت شود، مهلت‌های زمانی باید به شما این فضا را بدهند تا خلاقیت خود را محک بزنید اما لازم نیست به نوعی تعیین شوند که شما را تحت فشار بگذارند.نقاط ضعف و قوت خود را بشناسید و ضرب‌الاجل‌ها را بر اساس ظرفیت خود تعیین کنید. همیشه مهلت تحویل کار را طوری در نظر بگیرید که توانایی‌ها، خلاقیت و مهارت‌هایتان به درستی استفاده شود. مهم نیست که شخص شما مسئول انجام دادن پروژه هستید یا به همراه یک تیم پروژه‌ای تحویل می‌دهید. مهارت‌های فردی در توانایی‌های گروه نهفته است و برای تعیین ضرب‌الاجل باید به این نکته توجه داشته باشید. وعده‌ای ندهید که نمی‌توانید به آن عمل کنید. به خودتان فرصت اشتباه کردن بدهید اما رو به جلو حرکت کنیدبعضی از افراد به دنبال ایده‌آل‌ها هستند، ایده‌آل‌گرایی در همه جنبه‌های زندگی آن‌ها جریان دارد. برای این افراد کار، درس، زندگی بر اساس ایده‌آل‌هایی تعیین می‌شود که گاهی عملی نمی‌شوند. این ایده‌آل‌ها در ذات خود بد نیستند می‌توانند کمک کنند تا بر محدودیت‌های کاری و شخصی خود غلبه کنید. هنگامی که مجبور می‌شوید در مهلت زمانی کوتاهی کار تحویل دهید ایده‌آل‌گرایی نمی‌تواند به شما کمک کند. باید تلاش کنید مهارت‌های خود را افزایش دهید تا به ایده‌آل برسید. با این کار پیشرفت می‌کنید و می‌توانید مسیر حرفه‌ای خود را متحول کنید.برای این کار زمان کافی در نظر بگیرید، هر چه بیشتر تمرین کنید در این کار بهتر خواهید شد. ممکن است به طور موقت مجبور شوید از بعضی مزیت‌ها چشم‌پوشی کنید اما به مرور یاد می‌گیرید در طول انجام پروژه ایده‌آل‌های خود را لحاظ کنید. برای نویسنده‌ها و نقاش‌ها این گونه است، ایده‌آل‌گرایی در نوشتن یک پاراگراف یا کشیدن جزییات در نقاشی حذف می‌شود تا نتیجه نهایی به عنوان یک مقاله یا یک اثر هنری کاری منحصر به فرد باشد.اعتماد به نفس خود را افزایش دهیدقرار ملاقات‌هایی که برای تعیین مهلت تحویل یک پروژه برگزار می‌شوند مزایای زیادی برای شما دارند. یکی از این مزایا بهتر و بیشتر شدن اعتماد به نفس شما و تیم‌تان است. این جلسات می‌تواند به شما کمک کند تا دنیای کسب و کار خود را گسترش دهید و روند کاری خود را حرفه‌ای‌تر کنید. با حضور در دنیای واقعی اعتماد به نفس شما پرورش پیدا می‌کند و می‌توانید قدم‌های بزرگتری در زمینه تجارت خود بردارید.آماده شدن برای موفقیتتوانایی مدیریت کردن ضرب‌الاجل‌ها یک معیار قابل اعتماد برای ارزیابی عملکرد یک تیم، یک گروه یا یک کسب و کار است. اگر به عنوان یک فروشنده فعالیت می‌کنید هم مدیریت زمان تحویل کالا می‌تواند بر پیشرفت کسب و کار شما تاثیر بگذارد. این امر در زندگی شخصی شما نیز تاثیرگذار است. مدیریت کردن زمانبندی‌هایی که برای خود تعیین می‌کنید شما قدم به قدم در مسیر موفقیت جلو می‌برد. برایان تریسی معتقد است تعیین ضرب‌الاجل‌ برای هر کاری می‌تواند آغاز مسیر موفقیت باشد.تعیین مهلت‌های زمانی استراتژیک و رسیدن به موفقیتبعضی از مهلت‌های زمانی می‌توان شما را به عقب برگرداند و با اضافه کردن استرس، روند تحویل پروژه را بیشتر کند. در بعضی موارد هم به صورت عکس می‌تواند باعث پیشرفت شما شود و انگیزه‌های جدیدی برای کارهای بهتر ایجاد کند. برای این که بتوانید تاریخ مناسبی برای تحویل کار در نظر بگیرید به موارد زیر توجه کنید:· برای تعیین زمان مناسب تحویل پروژه باید به چند نکته دقت کنید. زمان تحویل پروژه باید مشخص، قابل اندازه‌گیری، دست‌یافتنی، مرتبط و زمان‌بندی شده باشد. مطمئن شوید برای هر پروژه اهداف مشخص و قابل دستیابی تعیین کرده‌اید تا مسئولیت‌پذیری تیم را بالا ببرید.· تاریخ تحویل کار نباید بیش از اندازه آسان یا بیش از اندازه چالش‌ برانگیز باشد. با توجه به نقاط عطف و توانایی‌های تیم یا شخص خودتان مهلت زمانی را به نوعی تعیین کنید که برای رسیدن به موفقیت چالش‌هایی را تجربه کنید که مهارت‌های شما را بهبود بخشد.· برای رسیدن به تاریخ تحویل کار پاداش و مجازات‌هایی در نظر بگیرید تا پیشرفت در کسب و کار را تجربه کنید.· به غیر از تعیین مهلت‌های زمانی مشخص، به افراد تیم مسئولیت‌های مشخصی بدهید تا زمان تحویل کار را پیگیری کنند و نسبت به آن مسئولیت قبول کنند.به یاد داشته باشید ضرب‌الاجل هایی که برای تحویل کار یا پروژه مشخص می‌شوند می‌توانند موقعیت‌های سختی ایجاد کنند اما ابزارهای موثری هستند تا در کار خود پیشرفت کنید. از مهلت‌های زمانی به عنوان یک مشوق استفاده کنید، انگیزه‌های خود را افزایش دهید و تغییرات مثبت ایجاد کنید.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Tue, 05 Feb 2019 23:19:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شروع کسب و کار بدون سرمایه</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/how-business-without-capital-ls3axqpk5ijd</link>
                <description>  بیشتر کارآفرینان در کلیشه قدیمی این که برای پول در آوردن به پول احتیاج دارید گیر می‌کنند. به لطف الگوی «استارت آپ مقرون‌به‌صرفه»، بیشتر آن «تفکر سنتی» تغییر کرده است. شما می توانید یک کسب‌وکار موفق را با اندک یا هیچ پولی شروع کنید. حتی اگر می خواهید یک مغازه‌ کیک‌فروشی باز کنید یا یک استارت آپ بلند پروازانه بسازید، راه‌هایی برای شروع کسب و کارتان با اندک یا هیچ پول نقدی وجود دارند. در اینجا چهار مهارت برگزیده در این رابطه را مطرح می‌کنیم.سودتان را سرمایه‌‌گذاری کنیددیوید اسوریو، بنیان‌گذار باشگاه کراس فیت در بروکلین جنوبی، تصمیم گرفت که کسب‌وکارش را آجر به آجر با سرمایه‌گذاری سود حاصل از باشگاه بسازد:«زمانی که می‌خواستم CFSBK را درست کنم، پیدا کردن شریک، گرفتن وام سنگین، و اجاره کردن مکان گران برای ساختن باشگاهی بر اساس مفهوم تمرین گروهی که کسی درباره‌اش نشنیده بود به نظر عاقلانه‌ترین روش نمی‌آمد.»اسوریو در مطلبی روی وبلاگش این‌طور نوشته است: « تمام نقشه‌ اقتصادی من به سادگی این بود که با منابعی که داشتم با تمام توانایی‌ام کارکنم و حتی یک دلاری که در آن زمان نداشتم را خرج نکنم. قانون من این بود که اگر سرمایه‌ به دست آوردن چیزی را که نیاز داشتم در اختیار نداشتم، باید با آنچه داشتم سخت‌تر کار می‌کردم تا زمانی که بتوانم از پس آن بربیایم.»در بازاریابی ارزان‌قیمت خلاق باشیداورابراش یک مثال عالی از یک استارت آپ موفق است، یک مخترع مسن یک وسیله‌ پاک‌کننده‌ زبان با هدف مبارزه با تنفس بد بو می‌سازد ولی در بازاریابی‌اش شانسی ندارد. سپس او سعی می‌کند از طریق یک تبلیغ تلویزیونی بلند، بازاریابی کند و وسیله را مستقیم برای فروش بگذارد اما باز شانس نمی‌آورد.سپس او به یک کلاس بازاریابی می‌رود و درباره‌ پروژه‌اش می‌گوید. درحالی‌که داستان مخترع در سر اکثر افراد کلاس می‌چرخد یک فرد در کلاس فکر بکری به سرش می‌زند، چطور می شود اگر از یوتیوب برای تبلیغ این پروژه‌ عجیب استفاده شود؟چیزی که اتفاق افتاد یک ویدیو 500 دلاری بود، اما یک سخنگوی بامزه در فیلم معرفی شد که به اورابراش کمک کرد بیش از یک‌میلیون پاک‌کننده زبان در بیش از چهل کشور در عرض دو سال بفروشد.داستان اورابراش مثال نقضی است بر احتمال دیده نشدن یک تجارت کوچک در فضایی شلوغی مانند اینترنت. در حال حاضر این شرکت به صورت مداوم مشغول ساخت محصولات جدید برای فروش است.محصولی با حداقل موفقیت خلق کنیدفیرات پارلاک، کارآفرین ارشد و نیروی اصلی در پشت زمینه طراحی و تولید شرکت Awesome، به مشتری‌های تازه‌کارش پیشنهاد می‌کند که اقتصادی کار کنند و روی تولید «محصولی با حداقل موفقیت» تمرکز کنند:«ما مشتری‌ای داشتیم که وارد شرکت بسیار معتبر و رقابتی TechStars شده بود. درحالی‌که مشتری فهرست بلندی از عملکردهایی داشت که می‌خواست محصول داشته باشد، در طول مرحله برنامه‌ریزی پروژه، ما مشتری را به سمت محصولی با حداقل موفقیت یا MPV راهنمایی کردیم که بیشتر با فراهم کردن راه‌حلی برای کاربران هم سو بود. در نتیجه، با همکاری و پیشنهاد ما، مشتری توانست یک نرم‌افزار آیفون ارائه کند که استفاده‌اش آسان و فهمش راحت بود و به او کمک کرد تا عضو برنامه شرکت شود.»شریک پیدا کنیدکیک‌پزی Salt of the Earth دسته‌ای از محصولات پخته خوشمزه شامل گل سرسبدشان بیسکویت به همراه گروهی از براونی‌های نرم و شیرینی‌های دیگری با ذره‌ای نمک با کیفیت صنعتی تولید می‌کند.هسکل ربانی، شریک کیک‌پزی، توضیح می‌دهد که راز موفقیت شرکت در حرکت شجاعانه همسرش بود: «او یک روز به Whole Foods رفت و از آن‌ها پرسید که آیا بیسکویت او را می‌فروشند یا نه و آن‌ها قبول کردند.»از آن موقع به بعد، شرکت شیرینی‌پزی در حال رشد از مجله‌هایی مثلElle و Serious Eats تعداد زیادی نقد مثبت دریافت کرده است، به ویژه که میل به «شور و شیرین» پینترست و بقیه کانال‌های رسانه‌های اجتماعی محبوب را احاطه کرده است.اما برای ربانی، دستور تهیه محصول، دنبال‌روی تمایل‌ها نیست. او می‌گوید:«ما فقط چیزی را اضافه می‌کنیم که محصول را بی‌نقص کند.»درس کارآفرینان مشخص است: قبل از شروع سعی کنید شریک‌های احتمالی را مشخص کنید. اگر شما در حال تهیه غذای حیوان خانگی هستید، برای مثال، می خواهید خودتان را با چه مدل مکان‌های خرده‌فروشی هم سو کنید؟ برای کسب‌وکارهای خدماتی هم به همین شکل است. آیا شرکتی آن بیرون وجود دارد که معتقد باشد خدمات شما ارزش اضافه شدن به شرکتش را دارند؟ هنگامی‌که تلاش می‌کنید و کسب‌وکار خود را رشد دهید شریک شدن ارزشمند خواهد بود. </description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Tue, 05 Feb 2019 18:16:52 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رازهای موفقیت یک خرده‌فروشی</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/succeed-shop-krmoowudfyof</link>
                <description>  در بخش خرده‌فروشی، کارآفرینان باید به جزییات بیشتری از فروشگاه توجه کنند.من پیرایش را دوست دارم. نه فقط به این دلیل که در این تابستان به شدت گرم نیویورک احساس خنکی بیشتری می‌کنم، بلکه به این دلیل که می‌توانم با آرایشگرم، نیک، درباره کسب‌وکار کوچک صحبت کنم.نیک تقریبا  35ساله است، در شهر ما زندگی می‌کند، همسر و دو فرزند کوچک دارد. او در کنار کوتاه کردن مو، صاحب یک بستنی‌فروشی ایتالیایی در شهر است که از مدت‌ها پیش تاسیس شده است. کسب‌وکارش عالی است. سود فروش بستنی‌ها نود درصد است و او کل پیاده‌رو را در اختیار دارد، ساختمانی ساده که از ماه مه تا سپتامبر باز است. ما از نیک چند نکته یاد گرفتیم:ساده بودن کسب‌وکار به معنی آسان بودنش نیست هفته گذشته، نیک و همسرش (که بقیه سال یک معلم مدرسه است اما در طول تابستان در مغازه بستنی‌فروشی کار می‌کند) مجبور شدند در گرمای سوزان، 60 مایل تا منهتن برای گرفتن یک ظرف بستنی وانیلی با تکه‌های شکلاتی رانندگی کنند. علت این سفر برای یک ظرف بستنی چیست؟ نیک می‌گوید: «اگر من طعمی را که یک نفر می‌خواهد نداشته باشم، ممکن است دیگر به مغازه برنگردد.» (این ما را به یاد کتاب اندی گروو، تنها دیوانه نجات می‌یابد، انداخت.) هرچند در حقیقت همه به مغازه باز می‌گردند، اما این نوع تفکر است که نیک را در کسب‌وکارش موفق نگه داشته است.همیشه به دنبال چیزی جدید و سودآور باشیدنیک هر روز صبح در مغازه قهوه‌فروشی استارباکس یکی دو تا انعام می‌دهد. اعتراف می‌کند که به قهوه اعتیاد دارد. به این دلیل اخیرا به این فکر می‌کند که باید در مغازه‌اش قهوه بفروشد. از آنجایی که در استارباکس، سون الون و دونات دانکین که تا هر سه، دو دقیقه راه است قهوه به فروش می‌رسد ما از او دلیل تصمیمش برای فروش قهوه را پرسیدیم. «آماده‌سازی قهوه تقریبا هیچ هزینه‌ای ندارد و به افراد دلیل دیگری برای مرتب سر زدن به مغازه می‌دهد.» حتی اگر این نباشد، این کار راهی است برای به فکر انداختن مردم به اینکه امشب بستنی بخورند.تفکر صاحب مغازه مهم استنیک از ما پرسید که آیا به اغذیه‌فروشی جدید شهر که تخصصش در ساندویچ‌های پنینی است رفته‌ایم یا خیر. ما نرفته بودیم، هرچند که مغازه بیش از یک سال بود که بازشده بود. نیک برای صبحانه به آنجا می‌رود.وقتی تازه شروع به رفتن به آنجا کرده بود یک تخم‌مرغ و رول پنیر سفارش می‌داد. صاحب مغازه چند باری او را دیده بود و یک‌بار گفت:«شما دیروز همین را خوردید» و برای بهتر کردن و بالا بردن قیمت سفارشش پیشنهادهایی به او داد. نیک از اینکه چیزی به او به این شکل فروخته شده بود خوشش آمد و خیلی زود از منوی مفصل غذاهای مخصوص سفارش داد.و حالا با ما درباره‌اش صحبت می‌کند، پس ما مشتاق شدیم که قبل از اینکه دیر شود به آنجا برویم. کسی که صاحب اغذیه‌فروشی است در شعاع پنج مایلی چهار اغذیه‌فروشی دیگر دارد. نیک از مو کوتاه کردن دست کشید تا درآمد خالص صاحب اغذیه‌فروشی را حساب کند.اگر کسب‌وکارتان خرده‌فروشی است، حواستان به کارمندان جوان باشددرحالی‌که درباره غذا صحبت می‌کردیم، نیک گفت که بهترین پیتزا در شهر درست کنار مغازه پنینی فروشی است. «همه‌چیز تازه، تمیز و حرفه‌ای است.» و برخلاف بعضی از پیتزا فروشی های دیگر شهر که در سرویس‌دهی، پاکیزگی و نظارت افراد بزرگ‌سال کمی بی‌خیال هستند، این مغازه توسط افراد سن و سال داری که حرفه‌ای هستند اداره می‌شود. نیک به من گفت که او مجبور است مراقب کارمندان نوجوانش باشد. آن‌ها کارگرهای خوبی هستند، اما گاهی فراموش می‌کنند فریزر را بعد از پاک کردن روشن کنند، چیزهایی مثل این که من را به یاد مغازه‌ بسکین-رابینز انداخت که وقتی برادرم نوجوان بود آنجا کار می‌کرد. ما به یاد نمی‌آوریم آن موقع ها هیچ‌کس برای بستنی پول داده باشد. نوجوان‌ها با تمام دوستانشان مجانی حساب می‌کنند و معمولا صاحب مغازه مفقودالاثر است و نظارتی نمی‌کند.غیبت نکنیدکاسبان موفق درباره اینکه چه چیزی را به چه کسی می‌گویند بسیار محتاط هستند. آرایشگاهی که نیک در آن کار می‌کند چند سال پیش توسط کسانی که چهل سال در آن مشغول کار بودند فروخته شد. آن‌ها یک آرایشگر داشتند که غیبت کردن درباره همه، در حضور مشتری‌ها و سایر کارمندان را دوست داشت. صاحبان مغازه نمی‌توانستند او را تحمل کنند، اما چون آرایشگر ماهری بود او را به مدت پانزده سال نگه داشتند. زمانی که آماده‌ فروش مغازه بودند، آرایشگر وراج اخراج شد و سالن آرایشگاه به کس دیگری فروخته شد. ای داد بیداد!</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jan 2019 22:39:34 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا باید با یک محصول حداقلی قابل عرضه وارد بازار شوید؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/why-product-mvp-ow0rf98ob0vu</link>
                <description>  کارآفرینان را باید از یک دیدگاه همزاد هنرمندان بدانیم؛ چرا که از محصولاتی که به وجود می‎آورند، محافظت می‎کنند. مثل هنرمندان که از نظر احساسی به هنر خود وابسته می‎شوند، خدمات و محصولات کارآفرینان مانند کودکان آن‎ها هستند و گاهی اوقات به طور کامل از نظر احساسی به چیزی که قصد فروش آن را دارند وابسته می‎شوند. این وابستگی تا حدی است که گاهی اوقات چیزی که می‎خواهند بفروشند هرگز رنگ بازار را نمی‎بیند چون از ارائه آن به بازار می‎ترسند.استفاده از فلسفه محصول حداقلی قابل عرضه باعث کاهش طول چرخه عمر این ترس می‎شود تا آن‎ها بتوانند بر پدیده «خستگی ناشی از تصمیم‎گیری» که کارآفرینان زیادی با آن روبه‌رو می‎شوند، غلبه کنند. استفاده از این فلسفه می‎تواند سریعا به آن‎ها نشان دهد چه چیزی موفق می‎شود و چه چیزی جواب نخواهد داد، تا بتوانند کسب و کار خود را سریع‎تر ایجاد کنند.و واقعا چه کسی نمی‎خواهد کسب و کار او با سرعت رشد کند؟محصول حداقلی قابل عرضه چیست؟محصول حداقلی قابل عرضه (MVP) محصولی سودمند و به درد بخور ولی باحداقل ویژگی‎های کافی برای فروش است. هدف از محصول حداقلی قابل عرضه تولید محصولی کامل با تمامی ویژگی‎های ممتاز فروش نیست، بلکه شرکت با تولید آن قصد دارد بازخورد مشتریان در دنیای واقعی را به دست آورد.چرا استفاده از یک محصول حداقلی قابل عرضه مهم است؟کارآفرینان خیلی ساده ممکن است اسیر چرخه کمال‎گرایی شوند. اغلب اوقات آن‎ها می‎خواهند قبل از عرضه یک محصول به بازار آن را به کامل‎ترین سطح خود برسانند. البته این موضوع قابل درک است چون آن‎ها می‎خواهند محصولات با کیفیتی روانه بازار کنند.این جاست که به جمله فیلسوف فرانسوی ولتر می‎رسیم «بهترین، دشمن خوب محسوب می‌‎شود».در محصولات «کامل» برخورد با مفهوم «هزینه فرصت» بسیار ساده است. هزینه فرصت هزینه انتظار ارائه یک محصول به بازار است. می‎تواند درآمد از دست رفته محسوب شود یا هزینه توسعه محصولی که ممکن است به فروش نرسد یا مجموعه‎ای از دیگر مشکلات.یک دلیل مهم دیگر برای استفاده از MVP این است که بهترین راه برای محک زدن این قضیه محسوب می‎شود که آیا برای محصول شما بازار واقعی وجود دارد یا خیر. شما تا زمانی که محصول‎تان فروخته نشود نمی‎توانید متوجه شوید آیا به فروش خواهد رسید یا شکست خواهد خورد.به طور خلاصه، هدف از MVP کسب اطمینان از این موضوع است که برای محصول‎تان، پیش از این که وقت و هزینه زیادی صرف سرمایه‎گذاری آن کنید، بازاری وجود دارد یا نه. نحوه توسعه یک محصول حداقلی قابل عرضهتوضیح توسعه یک محصول حداقلی قابل عرضه می‎تواند به اندازه یک کتاب کامل زمان ببرد، بنابراین ما در مورد این که یک MVP باید به چه شکل باشد، تنها چند نکته مهم را بیان می‎کنیم.توسعه یک MVP به معنای یک گام به عقب از فرآیند توسعه محصول معمولی است و به شما اجازه می‎دهد سرعت آن را بیشتر کنید. اجازه بدهید با مثال نحوه عمل آن را شرح دهیم:ما معمولا با مربیان، اساتید و متخصصان موضوعی زیادی کار می‎کنیم. مشتریان ما معمولا به دنبال به اشتراک‎گذاری پایگاه دانش خود با سایرین و درآمدزایی از آن هستند. این هدف بسیار عالی است و اگر به درستی انجام شود بسیار پر سود می‎تواند باشد اما، متوجه می‎شویم افراد زیادی می‎خواهند تمام دانش خود را در یک کلاس آموزشی بزرگ عرضه کنند.مشکل انجام این کار این است که وقت فوق‎العاده زیادی می‎برد و شما نمی‎دانید آیا واقعا افراد می‎خواهند برای آن هزینه کنند یا نه.بنابراین، در فضای آموزشی و معلمی، یک محصول حداقلی قابل عرضه ممکن است حوزه‎‎ای باشد که در آن شما تخصصی دارید و به واسطه آن می‎توانید یک کلاس آنلاین زنده با تخفیف برای افراد علاقه‎مند برگزار کنید. سپس شما براساس بازخورد زنده‎ای که از مشتریان دریافت می‎کنید، می‎توانید دانش خود را در تکرارهای مختلف ارائه دهید. بدین وسیله به مقدار زیادی در وقت شما صرفه‎جویی می‎شود و مطمئن می‎شوید برای فروش محصولی که تبلیغ آن را می‎کنید، بازاری وجود دارد. تکرارها چه چیزی هستند و چرا اهمیت دارند؟تکرار به سادگی نسخه جدیدی از یک چیز است و اجازه به توسعه تکراری یکی از مواردی است که MVPها به بهترین شکل آن را انجام می‎دهند.به عنوان مثال، شما ممکن است کلاس آموزشی خود را با عنوان «نحوه درآمدزایی از فهرست مخاطبان ایمیل‎تان» تبلیغ کنید ولی هیچ‎کس آن را نمی‎خرد. اما، شاید افراد روی تبلیغی که بگوید «12 قالب ایمیل برای دو برابر کردن درآمد شما» کلیک کنند.حال، شما می‎توانید از توسعه تکراری استفاده کنید و نام کلاس آموزشی بعدی شما می‎تواند این باشد «حداکثر استفاده از 12 قالب ایمیل برای دو برابر کردن درآمد شما». از آن جایی که این محصول براساس بازخورد اولیه از یک بازار واقعی شکل گرفته است، احتمال آن برای فروش به مراتب بیشتر خواهد بود.با استفاده از یک فرآیند تکراری برای توسعه محصول‎تان و سپس ارائه سریع آن به بازار، شما می‎توانید بازخورد فوق‎العاده ارزشمند مشتری را به دست آورید که به شما کمک خواهد کرد محصولاتی تولید کنید که به فروش خواهند رسید و در پایان فراموش نکنید تولید محصولاتی که به فروش برسند ارزش واقعی یک محصول حداقلی قابل عرضه است. </description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jan 2019 17:35:33 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کارآفرینان برای افزایش بهره‌وری چه مهارت‌هایی نیاز دارند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/what-skils-efficiency-y9asyrc9eeg0</link>
                <description>  یک جمله معروف وجود دارد، می‌گویند «همه‌کاره و هیچ کاره» اکثر اوقات این جمله برای توصیف افرادی به کار می‌رود که دارای سررشته از چندین مهارت مختلف است اما در هیچ کدام زمان کافی برای یادگیری صرف نکرده است و در هیچ کدام از این مهارت‌ها هم متخصص نیست. شاید برخی از افراد فکر کنند هر کارآفرینی باید این طور باشد و نیازی به تمرکز بر بخشی خاص ندارد اما واقعیت این نیست.کارآفرینان زیادی هستند که در روزهای ابتدایی شروع کسب و کار خود مجبور می‌شوند خیلی از کارها را خودشان انجام دهند اما این روند تا کجا باید ادامه پیدا کند و در نهایت تمرکز اصلی کارآفرین باید روی یادگیری چه مواردی باشد؟باید تا جایی که امکان دارد در مقابل این میل به انجام دادن همه کارها مقاومت کنید. اگر تمرکز خود را روی بخشی بگذارید که در آن بهترین هستید، تاثیر بیشتری روی موفقیت کسب و کار خواهید داشت.چرا باید روی فعالیت‌های خود تمرکز کنید؟یک کارآفرین برای تضمین موفقیتش باید توجه ویژه‌ای به مدیریت زمان، مدیریت فرصت‌ها و تخصیص منابع داشته باشد. یکی از مهارت‌های کوچک اما مهم و سخت در مدیریت، یادگیری «نه» گفتن است. یک کارآفرین هیچ وقت زمان کافی برای انجام کارهایی را که احساس می‌کند می‌تواند بر عهده بگیرد ندارد. حتی امکان دارد به نوعی معتاد به کار شوید و تمام روز را به انجام دادن کارها اختصاص دهید. مشکل اصلی این است که بدن انسان برای تحمل این سطح از استرس روزانه آماده نیست. ساعات کار طولانی باعث می‌شود عملکرد کلی کاهش یابد و به روابط اجتماعی هم آسیب بزند.در یک تحقیق از کسب و کارهای مختلف مشخص شد که کار کردن بیش از میانگین ۳۵ ساعت در هفته باعث کاهش بهره‌وری می‌شود. نکته جالب در ساعات کار طولانی این است که همین افراد فکر می‌کنند با افزایش ساعات کاری بهره‌وری هم افزایش می‌یابد اما وقتی نتایج را مقایسه می‌کنند، کاهش بهره‌وری مشهود است.زمان با ارزش‌ترین سرمایه استدر واقع می‌توان گفت بالاترین اهمیت را مدیریت زمان دارد چون باارزش‌ترین سرمایه یک کارآفرین است. نباید زمان را به کارهایی اختصاص داد که در آن بهترین نیستید و هرکاری را قبول کنید. طراحی یک سیستم که بهترین کاربرد زمان محدود را تعیین کند کمکی بزرگی به مدیریت زمان می‌کند. بقیه کارها را باید به دیگران سپرد.مدیریت زمان مهارتی نیست که با آن بتوان به همه کارها رسید، مدیریت زمان یعنی داشتن زمان کافی برای کارهایی که اهمیت دارند. بورلی فلکسینگتون (Beverly D. Flaxington) درباره مدیریت زمان می‌گوید:مدیریت زمان مبتنی بر اولویت‌بندی درست کارها است تا مطمئن شوید به بهترین نحو ممکن عمل کرده‌اید. فلکسینگتون بر این باور است که فهرست کارها (to-do list) را باید به طور کلی کنار بگذارید. این فهرست‌ها به شما نشان نمی‌دهند که چه چیزی برای شما ارزشمند است و چه مواردی در اولویت است. در مقابل، ارزش‌های خود را بشناسید و تمرکز خود را روی کارهایی بگذارید که بیشترین اهمیت را دارند. بعد از این تغییر می‌دانید که چه کاری نیاز به انجام دارد و فقط یک فهرست اولویت‌های اصلی داشته باشید. در این فهرست هم کارها را بر حسب ارزشی که برای شما دارند اولویت‌بندی کنید.چند وظیفه بودن (مولتی‌تسکینگ) اشتباه است!تا همین چند سال قبل بود که همه کتاب‌های مدیریت و بهره‌وری می‌گفتند مدیران و کارآفرینانی که کسب و کار شلوغی دارند باید به طور موثر از چند‌وظیفگی استفاده کنند. تا چند سال این مهارت تبلیغ می‌شد و افراد زیادی هم آن را امتحان کردند. بعد از سال‌ها مشخص شد که چند‌وظیفگی روش کارآمدی نیست.افراد با مهارت چند وظیفه بودن می‌توانند به سرعت بین چند کار جابه‌جا شوند و انعطاف‌پذیر هستند. اگر فردی این مهارت را داشته باشد برای تیم‌های کاری یک نیروی فوق‌العاده است چون می‌تواند هر نقشی را که تیم نیاز دارد بپذیرد. تعداد کمی را می‌توان پیدا کرد که چنین مهارتی داشته باشند.در آن سوی چند وظیفه بودن زیان‌هایی وجود دارد که بر مزیت‌ها غلبه می‌کند. متخصص‌های مهارت‌های فردی به این نتیجه رسیدند که چند وظیفه بودن راه درستی برای رفتن به سمت موفقیت در بهره‌وری نیست.دلیل اول این است که انسان در چند وظیفه بودن ضعیف است، این مهارتی نیست که طبیعت برای ما در نظر گرفته باشد. انسان‌ها در صورتی به اوج بهره‌وری می‌رسند که بدون وقفه کارشان را ادامه دهند. نمی‌توان به این نقطه رسید مگر با دور شدن از هر گونه وقفه و تداخل در کار. وقتی قرار باشد به طور پیوسته مشغول رفتن از این کار به دیگری باشید و هر بار فرایند تمرکز کردن را از ابتدا شروع کنید، هیچ وقت به اوج بهره‌وری نمی‌رسید.هر بار که این فرایند جابه‌جا شدن بین کارها تکرار شود، به سطح استرس افزوده می‌شود که امکان هم دارد ناخودآگاه باشد. این استرس با نزدیک شدن به موعد تحویل کار شدید‌تر هم می‌شود و هرچه بیشتر هم شود باعث کاهش تمرکز می‌شود. این فرایند در نهایت به کاهش بهره‌وری و کاهش توانایی مقابله با وضعیت پراسترس منجر می‌شود.مشکل دیگر چند وظیفه بودن تاثیر آن روی حافظه است. وقتی روی هیچ کاری به اندازه کافی تمرکز نمی‌شود، مغز هم نمی‌تواند آن را به درستی پردازش کند. نتیجه تکرار شدن این فرایند مبتلا شدن به فراموشی است. وقتی یک کارآفرین دچار فراموشی شود، از یاد می‌برد در حال انجام چه کاری بود و قدرت توجه به کاری که نیاز به رسیدگی فوری دارد را از دست می‌دهد.بهترین راهکار برای افزایش بهره‌وری چیست؟نمی‌توانید هر کاری که نیاز به انجام شدن دارد را خودتان انجام دهید، این یک واقعیت است. اگر چند وظیفه بودن هم نمی‌تواند در بلند مدت به مدیریت بهترین چندین کار کمک کند، پس چه چیزی می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد؟پاسخ این پرسش بسیار ساده است اما خیلی افراد در مقابل آن مقاومت می‌کنند. کافی است افرادی با تخصص‌هایی که خود ندارید استخدام کنید. انجام دادن اشتباه کارها و تلف کردن وقت را باید متوقف کنید.در صورت امکان فردی را استخدام کنید که تمام‌وقت برای شما کار کند. فردی که انتخاب می‌کنید باید قابل اعتماد باشد و بتوانید با او به راحتی کار کنید. اگر این کارمند بتواند در عمل هم خود را ثابت کنید، می‌توان امیدوار بود که کارهایش را بهتر از شما انجام خواهد داد. نکته مهم این است که با میکرومدیریت کردن کارمندان به همان اندازه قبلی می‌توانید زمان را تلف کنید. اگر کارمند شما کاربلد باشد نیازی به نظارت دقیق و گفتن همه چیز نخواهد داشت.حتی اگر منابع کافی برای استخدام کارمند تمام وقت ندارید بهتر است با توجه به پروژه‌های تعریف شده خود، یک یا چند نفر فریلنسر خوب پیدا کنید و در هر بخش از کارهای خود مثل حسابداری، گرافیک، شبکه‌های اجتماعی و ... از کمک آن‌ها استفاده کنید.در بعضی از کسب و کارها این امکان وجود دارد که شریک پیدا کنید و هردو در کنار هم با به اشتراک گذاشتن منابع و توانایی‌ها، به فرصت‌های جدید دست پیدا کنید. شاید دو کسب و کاری که جدا از هم کار می‌کنند هیچ وقت به موفقیت نرسند اما در کنار هم می‌توانند کارها را بهتر تقسیم کنند.نتیجه‌گیریگوگل که یکی از شرکت‌های بزرگ دنیا است و به بهره‌وری اهمیت ویژه‌ای می‌دهد، در ابعاد کلان هم تصمیم‌های خود را بر مبنای ارزش می‌گیرد. گوگل تا به حال روی صدها کسب و کار کوچک و بزرگ سرمایه‌گذاری کرده‌ است اما همیشه براساس ارزش واقعی تصمیم گرفته‌اند. حتی اگر یک محصول گوگل دارای مشتری باشد اما به هدف تعیین شده نرسد و از ارزش‌های شرکت دور شود آن را تعطیل می‌کنند.به زبان ساده باید یاد گرفت به چه مواردی «نه» گفت و فرصت‌هایی که موجب دور شدن از هدف اصلی می‌شوند را نادیده گرفت. باید دانست که برای حجم کاری که می‌توان بر عهده گرفت محدودیت وجود دارد، این شما هستید که باید تصمیم‌ بگیرید چه اولویت‌هایی را دنبال کنید.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Tue, 29 Jan 2019 16:41:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایای شتاب‌ دهنده‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/what-advantages-startup-accelerator-xivbequa3val</link>
                <description>  در حال حاضر شتاب دهنده‌ها بخشی جدا نشدنی از سیستم‌های کارآفرین و استارتاپ‌ها هستند. با استفاده از شتاب دهنده‌ها یک فهرست در اختیار کارآفرینان قرار می‌گیرد که مسیر راه را برای آن‌ها تیک می‌زند. بسیاری از کارآفرینان نیز معتقد هستند برنامه‌ریزی‌های مربوط به اجرایی شدن را می‌توانند به صورت شخصی مدیریت کنند اما باید توجه داشت کار شتاب‌ دهنده‌ها پیشرفت دادن به این روند است. بعضی از افراد نیز معتقد هستند شتاب دهنده‌ها برای استارتاپ‌هایی که قادر به تامین هزینه‌های خود نیستند کاربرد دارد و تجارت‌هایی که می‌توانند هزینه‌های خود را تامین کنند نیازی به شتاب دهنده‌ها ندارند. اما دلایل بسیاری برای استفاده از شتاب دهنده‌ها وجود دارد. بی‌شک استفاده از شتاب دهنده‌ها معایب و مزایای بسیاری دارد و با توجه به تجارتی که شروع می‌شود می‌توان از امکانات مختلف شتاب دهنده‌ها استفاده کرد.چیزهایی که باید درباره شتاب دهنده‌ها بدانیدشتاب دهنده‌ها با این هدف به بازار راه پیدا کردند تا کسب و کارهای نوپا بتوانند بستر کاری خود را در هر تجارتی گسترش دهند. امکاناتی که شتاب دهنده‌ها به کارآفرینان ارائه می‌کنند معایب و مزایای بسیاری دارد اما پیش از پیوستن به شتاب دهنده‌ها باید بدانید این ابزارها با هدف شتابدهی به کسب و کارها ایجاد شده‌اند. هر فرد کارآفرین باید پیش از انتخاب شتاب دهنده‌ها از مسیر و روند پروژه و محصول خود آگاهی داشته باشد.راهنمایی و بازخوردشتاب دهنده‌ها با اضافه کردن هر استارتاپ به جمعی از تجارت‌هایی که مسیر یکسان را دنبال می‌کنند این امکان را به مدیران می‌دهند تا از تجربیات یکدیگر استفاده کنند. گرفتن راهنمایی و استفاده از بازخوردی که دیگران به دست آوردند می‌تواند به هر تجارت نوپا کمک‌ بزرگی کند و اجازه می‌دهد تا مسیر رشد در بازار را به زودی طی کنند.تمرکز اصلی افراد همیشه روی این امر است که آیا محصول آن‌ها در بازار فروش دارد؟ مدل درآمد چیست؟‌ آیا این سرمایه‌گذاری مقرون به صرفه است؟ با استفاده از شتاب دهنده‌ها به پاسخ این سوال‌ها زودتر می‌رسید اما اگر فکر می‌کنید خودتان به عنوان یک مدیر می‌توانید بازخوردها را بررسی کنید و مسیر رشد کسب و کار خود را برنامه‌ریزی کنید، شتاب دهنده‌ها نمی‌توانند کاری برای شما انجام دهند.ایده شما یک کسب و کار موفق استاگر باور دارید یک ایده خوب برای کسب و کار موفقی دارید با استفاده از شتاب دهنده‌ها می‌توانید ایده خود را پیاده‌سازی کنید و زودتر وارد بازار کسب و کار شوید. شتاب دهنده‌ها با ارائه راهنمایی‌های مناسب می‌توانند مسیر مشخصی را برای برند یا تجارت شما ترسیم کنند. این امر می‌تواند زمینه‌ساز موفقیت‌های بزرگتر باشد و شرایط موجود را برای رسیدن به هدف نهایی به شیوه‌ای درست تغییر دهد. شتاب دهنده‌ها تنها مسیر را برای شما ترسیم نمی‌کنند بلکه امکانات لازم برای خلق و توسعه ایده را نیز در اختیار شما قرار می‌دهند.اگر در حال حاضر بازار مرتبط و محصول نهایی را در اختیار دارید و سرمایه مناسبی برای توسعه کسب و کارتان دارید می‌توانید تنها از اطلاعات مفیدی که شتاب‌ دهنده‌ها در اختیار شما قرار می‌دهند استفاده کنید و تجارت خود را گسترده‌تر کنید. اگر به دنبال شتاب دهنده‌ها می‌گردید، تیم‌هایی را پیدا کنید که کسب و کاری شبیه به شما دارند یا در زمینه کاری شما فعالیت می‌کنند.مدیریت مالی استارتاپ‌هایکی از جنبه‌های بسیار مهم برای استارتاپ‌ها در جریان بودن بخش مالی است. تمامی استارتاپ‌ها درگیر مشکلاتی در حسابرسی‌های مالی و هزینه‌های مالی خود خواهند داشت. شتاب دهنده‌ها تنها سرمایه‌گذاران را به شما معرفی نمی‌کنند بلکه افراد و نیروهای متخصص را به تیم شما اضافه می‌کنند تا پیشرفت‌ کنید و بتوانید از کسب و کار خود در بازار کار دفاع کنید.سرمایه‌گذاران برای ایجاد سرمایه‌گذاری در کسب و کار شما نیاز دارند بدانند برآوردهای مالی شما چیست؟ محصول شما کجا به فروش می‌رسد؟ هزینه تولید هر محصول چقدر است و سوالاتی از این دست از جمله سوالاتی است که سرمایه‌گذارها به دنبال جواب آن هستند. برای این که بتوانید از سرمایه‌گذاران موفق در کسب و کار خود استفاده کنید نیاز دارید پاسخ این سوال‌ها را بدانید و شتاب دهنده‌ها در این امر به شما کمک خواهند کرد.دلایلی که نشان می‌دهد به شتاب دهنده نیاز داریداگر به تازگی یک استارتاپ راه‌اندازی کرده‌اید و در تبدیل این استارتاپ به تجارتی بزرگ نیاز به راهنمایی، مشاوره یا سرمایه‌گذاری دارید بدون شک باید از یک برنامه شتاب دهنده کمک بگیرید. برنامه‌های شتاب دهنده مزیت‌های بسیاری دارند و می‌توانند مسیر کسب و کار شما را متحول کنند. شتاب دهنده‌ها به طور معمول در دوره‌های 4 تا 5 ماهه برگزار می شوند و تجربه شرکت در این برنامه‌ها می‌توانند روند تجارت‌های نوپا در بازار را متحول کند.شتاب دهنده‌ها با پشتیبانی جامع می‌توانند هر کسب و کاری را به سوی مسیر درست هدایت کنند، باید بدانید فعالیت شتاب دهنده‌ها در تمام زمینه‌های مربوط به کسب و کارهای مختلف است و محدودیت‌های اجرایی ندارد. از شتاب دهنده‌های می‌توانید در امور مدیریتی کمک بگیرید و در بخش‌های مالی نیز حمایت شوید. شتاب دهنده‌ها شما را به سرمایه‌گذاران موفقی که علاقمند به فعالیت شما هستند معرفی می‌کنند.شتاب دهنده‌ها شما را حمایت می‌کنندشتاب دهنده‌ها راه‌اندازی شدند تا نیازهای هر کسب و کاری را در قدم‌های ابتدایی رفع کنند و بخش‌های خالی استارتاپ‌های نوپا را پر کنند. با این هدف که دلایل عدم موفقیت هر کسب و کاری کم رنگ شود و فعالیت کسب و کارهای کوچک در بازار محسوس شود. با استفاده از برنامه‌های شتابدهی می‌توانید از حمایت عاطفی، مشاوره، مالی، مدیریتی و ... استفاده کنید.برنامه‌ای کوتاه و متنوع برای حمایت از کسب و کار شما ممکن است به نظر برسد زمان 4 الی 5 ماه مدت زمان کوتاهی است تا یک کسب و کار کوچک به تجارتی موفق تبدیل شود. باید بدانید شتاب دهنده‌ها به روند شما شتاب می‌دهند اما این امر نیاز دارد تا شما نیز اهداف مشخصی داشته باشید. در برنامه‌های شتابدهی تمامی نیازهای مدیران اعم از نحوه مدیریت، بودجه‌بندی و پیدا کردن بازار مناسب آموزش داده می‌شود و در انتهای این برنامه‌ها معمولا سرمایه‌گذاران علاقمند به هر کارآفرین معرفی می‌شوند. این برنامه‌ها می‌توانند در اجرا متفاوت باشند اما بیشتر جلسات مربوط یادگیری روش‌های مدیریتی و بازاریابی است. علاوه بر این تجربیات افراد دیگر از کسب و کارهای بزرگ و کوچک در این جلسات مطرح می‌شود و جنبه آموزش دارد. در برنامه‌های شتاب دهنده جلساتی برای بررسی بازخورد فعالیت‌ها وجود دارد که به صورت عملی افراد را در معرض خطاهای احتمالی قرار می‌دهد با این هدف که در آینده اشتباهات کوچک کسب و کار شما را تهدید نکند.پیدا کردن سرمایه‌گذاران موفقبرنامه‌های شتاب دهنده به تنهایی برنامه‌ای برای سرمایه‌گذاری در کسب و کار شما ندارند، بلکه آن‌ها مناسب‌ترین سرمایه‌گذاران را به شما معرفی می‌کنند و در این میان تنها درصدی از سهام شرکت کوچک شما را برمی‌دارند. شتاب دهنده‌ها درواقع پل ارتباطی هستند تا افرادی که نیاز به کار دارند و افرادی که محصولی برای ارائه دارند اما نیروی انسانی کافی برای فروش آن ندارند، با هم در ارتباط باشند.در نهایت این شما هستید که به عنوان مدیر کسب و کار می‌توانید سرمایه‌گذاران را متقاعد کنید. برنامه‌های شتاب دهنده به شما کمک می‌کنند تا بتوانید بهترین سرمایه‌گذار را انتخاب کنید. در انتهای برنامه‌های شتابدهی قادر خواهید بود مزیت‌های محصول خود را به صورت تجاری عنوان کنید و سرمایه‌گذاران بسیاری را متقاعد کنید تا در برنامه کاری شما سرمایه‌گذاری کنند.اطلاعات جامع شتاب دهنده‌هاشتاب دهنده‌ها دریایی از اطلاعات هستند و افراد می‌توانند از این دریا استفاده کنند تنها به شرطی که ماهیگیری بدانند. برنامه‌های شتاب دهنده به شما ماهیگیری یاد می‌دهند. روش‌ها و اصول کسب و کار را به شما آموزش می‌دهند و از تجربیات مدیران دیگر برنامه‌های آموزشی متونعی ترتیب می‌دهند. یک برنامه 4 ماهه که در آن می‌توانید از تجربه مدیران بسیاری که در کسب و کارهای مختلف فعالیت داشته‌اند، استفاده کنید.مدیریت ضرر و زیان‌هادر ذهن تمام کارآفرینان ترس از شکست، ضرر و زیان وجود دارد. این امری طبیعی است، هر تجارت جدیدی هنگامی که شروع به کار می‌کند شکننده و حساس است و می‌تواند اشتباهات کوچک خراب شود. برنامه‌های شتاب دهنده با ارائه تجربه مدیران موفق زمینه خوبی فراهم می‌کنند تا هر کارآفرین یاد بگیرد خطرات احتمالی برای هر کسب و کار چیست و راه‌های مقابله با آن را پیدا کند.شتاب دهنده‌ها ریسک‌ها و خطرات احتمالی را شناسایی می‌کنند و بر همین اساس شما را راهنمایی می‌کنند تا بتوانید از خطرات احتمالی دوری کنید. مدیران موفق دیگر نیز با به اشتراک گذاشتن تجربیات خود به کارآفرینان دیگر کمک می‌کنند.یک برنامه یکسان برای همه کسب و کارهابرخلاف تصور عموم افراد شتاب دهنده‌ها یک برنامه کلی برای همه کسب و کارها طرح نمی‌کنند. شتاب دهنده‌ها بسته به نوع فعالیت خود می‌توانند بعضی از کسب و کارها را هدایت کنند و برنامه‌های آموزشی آن‌ها نیز در همین مسیر ارائه می‌شود. شتاب دهنده‌هایی که در کسب و کار آنلاین فعالیت می‌کنند محتوای آموزشی متفاوتی از برنامه‌های شتاب دهنده دیگری دارند که در زمینه مواد غذایی فعالیت می‌کنند.انتخاب یک برنامه شتاب دهنده بر عهده خود کارآفرینان است و باید با توجه به ماهیت و هدفی که کسب و کارشان دنبال می‌کند انتخاب شود. دانستن هویت کاری و محصول هر کسب و کار می‌تواند کمک کند تا چه برنامه‌ای برای شتابدهی انتخاب شود.چگونه شتاب دهنده مناسب را انتخاب کنیم؟اگر کسب و کار شما رو به رشد است و می‌خواهید دامنه فعالیت‌های خود را گسترده کنید اما توانایی تیم شما محدود است، انتخاب یک شتاب دهنده موفق می‌تواند این مسیر را برای شما هموار کند. شتاب دهنده‌ها در زمینه‌های مختلفی فعالیت می‌کنند، بهترین راه برگزاری یک جلسه آشنایی است. شما پیش از این که در این جلسه شرکت کنید باید مزایای برند و ماهیت محصول خود را به خوبی بشناسید و در معرفی آن به دیگران مشکلی نداشته باشید.در نهایت این شما هستید که تعیین می‌کنید کسب و کارتان با چه روشی جلو برود و انتخاب شتاب دهنده خوب مانند سوخت‌گیری به موقع می‌ماند تا بتوانید این مسیر را به خوبی پیش ببرید.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jan 2019 20:49:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شتاب‌دهنده چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/what-is-startup-accelerator-suwwofinrigl</link>
                <description> مراسم معرفی بهترین شتاب‌دهنده‌ها در آمریکا در سال 2015اگر هنوز وارد دنیای استارتاپ‌ها نشده‌اید، احتمالا به این دلیل است که نمی‌دانید شتاب‌دهنده چیست و اگر هم به‌تازگی وارد دنیای استارتاپ‌ها شده باشید، هنوز این اصطلاح به گوشتان نخورده است. آیا شتاب‌دهنده چیزی است که به حرکت سریع‌تر کمک می‌کند؟ در این مقاله براساس تجربیات، موفقیت و البته شکست‌های دیگران در این حوزه به مفهوم شتاب‌دهنده می‌پردازیم. تعریف شتاب‌دهنده استارتاپشتاب‌دهنده استارتاپ، در واقع مجموعه و مکانی است که استارتاپ‌ها در مرحله اول می‌توانند برای گرفتن مشاوره و راهنمایی لازم به آن‌جا بروند و به شبکه‌های مربوطه دسترسی پیدا کنند تا به رشد مناسب و سریع آن‌ها کمک کنند.دنیای امروز، دنیای کارآفرینی است. امروزه استارتاپ‌ها توانسته‌اند در سطح جهانی تبدیل به کسب و کار چند میلیون دلاری شوند. در کشور ما نیز کارآفرینان به سرعت خود را با موج استارتا‌پ‌ها در سطح جهانی همراه ساخته‌اند. کسب و کارهایی مثل تخفیفان، دیجی‌کالا، و کافه بازار خیلی سریع موفقیت خود را نشان دادند و چنان جوی ایجاد کردند که حتی واشنگتن پست نیز در خصوص استارتاپ‌های ایران مقاله‌ای چاپ کرد. در این میان می‌خواهیم به موضوع شتاب‌دهنده‌ بپردازیم و بگوییم نقش موثر شتاب‌دهنده در کسب و کار چیست؟ مفهوم شتاب‌دهندهشتاب‌دهنده در واقع شرکت‌هایی هستند که ایده‌های جدید را مطالعه کرده و روی آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند. این شرکت‌ها به ایده‌پردازان کمک می‌کنند تا بتوانند با کمک آن‌ها ایده‌های خود را به مرحله اجرا درآورند. آن‌ها در ابتدا ایده‌ها را بررسی می‌کنند و از میان آن‌ها ایده‌های برگزیده را گلچین کرده و مورد حمایت قرار می‌دهند.روند کار به این صورت است که پس از انتخاب ایده برتر، شتاب‌دهنده مبلغی را در اختیار استارتاپ قرار می‌دهد و استارتاپ به همراه تیم خود برای اثبات طرحش و به مرحله تجاری رساندن آن چند ماه زمان دارد. در عوض این کمک مالی که شتاب‌دهنده به استارتاپ می‌کند، درصدی از سهام استارتاپ را نیز برمی‌دارد.علاوه بر کمک مالی، شتاب‌دهنده امکانات و حتی فضا در اختیار استارتاپ منتخب قرار می‌دهد و هم‌چنین مربیان و مشاوران حرفه‌ای نیز بر کار تیم‌ها نظارت می‌کنند و تجربیات خود را در اختیار آن‌ها قرار می‌دهند.شتاب‌دهنده‌ها ۴ مشخصه دارند که آن‌ها را از بقیه متمایز می‌کند:· دارای دوره‌ای ثابت هستند.· مبنای کارشان گروهی و بر پایه همکاری است.· بر مبنای منتورینگ و آموزش، تیم‌ها را هدایت می‌کنند.· در یک روز با عنوان «DemoDay»، استارتاپ‌ها دیگر از آن‌ها جدا می‌شوند و توسط شتاب‌دهنده‌ها به سرمایه‌گذاران معرفی می‌شوند.دلیل فعالیت شتاب‌دهنده‌ چیست؟اگر دو تیم را در نظر بگیریم که یکی با شتاب‌دهنده همکاری داشته و دیگری نداشته است و آن دو را مقایسه کنیم، می‌بینیم که تیمی که با برنامه‌ شتاب‌دهنده همراهی داشته است، در دستیابی به موفقیت در کسب و کار خود شتاب و سرعت بیشتری داشته است. هم‌چنین با مقایسه این دو تیم درمی‌یابیم تیم‌هایی که تحت حمایت شتاب‌دهنده قرار دارند و در یک دوره شتاب‌دهی شرکت می‌کنند، خیلی سریع‌تر وارد مرحله بعدی سرمایه‌گذاری خود می‌شوند.در واقع، هدف مجموعه شتاب‌دهنده این است که با برگزاری دوره‌های فشرده، شرکت‌های نوپا را حمایت کنند و موفقیت و پیشرفت آن‌ها را تسریع ببخشند. حمایت آن‌ها هم به‌صورت مالی است و هم در اختیار قرار دادن فضای کسب و کار اداری. منبع اصلی درآمد شتاب‌دهنده‌، سهام‌های آتی شرکت‌های تحت حمایت خود است. دو نمونه از استارتاپ‌های موفق جهانی که از طریق شتاب‌دهنده‌ها رشد کرده و هم‌اکنون کسب و کارهای بزرگی هستند، تویتر و دراپ باکس هستند.برنامه شتاب‌دهی یک مجموعه شتاب‌دهنده چگونه است؟جهانی کردن کسب و کار نو می‌تواند دلهره‌آور باشد، ولی برنامه‌های شتاب‌دهنده قطعا می‌تواند به این روند کمک کند. مدت زمانی که هر شتاب‌دهنده برای برنامه‌هایش ارائه می‌دهد از یک شتاب‌دهنده تا شتاب‌دهنده دیگر متفاوت است اما، اکثر برنامه‌ها ۳، ۶ یا ۹ ماه طول می‌کشند و روند کلی آن‌ها به شکل زیر است:مرحله درخواست: معمولا باید به‌صورت آنلاین درخواست خود را برای برنامه شتاب‌دهنده ارسال کنید و اگر ایده و تیم شما به‌قدر کافی خوب باشند، از مرحله اول بررسی گذر می‌کنید و از شما دعوت می‌کنند تا شخصا به دفتر مجموعه شتاب‌دهنده بروید و پروژه خود را ارائه کنید.هفته استقبال و خوش‌آمدگویی: در صورت پذیرفته شدن، معمولا در ابتدا به مدت یک هفته شما را با تیم شتاب‌دهنده، شرکای مرتبط، سرمایه‌گذاران یا مربیان و سایر کارآفرینانی که همراه شما در این برنامه شرکت خواهند کرد آشنا می‌‌کنند.مربیگری، مربیگری، مربیگری: این در واقع همان مکانی است که تمام شتاب‌دهنده‌ها معمولا برنامه خود را براساس اهداف خاص خود توسعه می‌دهند. این برنامه به شما در پیدا کردن نقاط ضعف‌تان به‌عنوان یک شرکت و همکاری با یکدیگر برای برطرف کردن آن‌ها و کمک به غلبه بر موانع کمک می‌کند. برنامه شتاب‌دهی می‌تواند در قالب مشاوره واقعی و مربیگری از طرف تیم شتاب‌دهنده باشد. این برنامه سعی در آشناسازی شما با سرمایه‌گذاران خاص که به حوزه کاری شما علاقمند هستند دارد و کمک می‌کند تا به سرمایه‌گذاری خطرپذیر دست یابید.روز نمایش نسخه (Demo Day): اکثر شتاب‌دهنده‌ها در آخر تمام برنامه‌ها یک روز را برای نمایش نسخه آزمایشی اختصاص می‌دهند، و این روزی است که شتاب‌دهنده معمولا کل شبکه خود را برای تماشای گام‌های استارتاپ دعوت می‌کند تا همه شاهد پیشرفت تیم استارتاپی در برنامه باشند و آن را در ایجاد ارتباطات کاری لازم کمک کنند.منبع درآمد شتاب‌دهنده‌ها کجاست؟مثل تمام کسب و کارها، این مدل نیز می تواند متفاوت باشد اما، درآمد شتاب‌دهنده‌های استارتاپ‌ها در قالب مالکیت شرکت است. این بدین معنی است که اگر شرکت شما برای شرکت در دوره برنامه شتاب‌دهی پذیرفته شد، ممکن است شتاب دهنده درصدی از شرکت شما را از آن خود کند. برخی از شتاب دهنده‌ها حتی برای خدمات خاصی هم که می‌دهند پول مطالبه می‌کنند که این چندان معمول نیست.چه کسانی باید متقاضی برنامه‌های شتاب‌دهنده‌ها باشند؟دلایل زیادی وجود دارد که یک استارتاپ باید درخواست برنامه شتاب‌دهنده را مدنظر قرار دهد اما، قاعده کلی این است که شما باید شروع کنید تا کسب و کار خود را به واقعیت تبدیل کنید. منظور این است که شما ایده قوی دارید، تحقیقات اولیه بازار را انجام داده‌اید، یک تیم بنیادی دارید، اولین پیش‌نویس مدل کسب و کارتان را نوشته‌اید، و شاید در حال حاضر با مشتریان احتمالی خود نیز صحبت کرده باشید.درخواست دادن برای یک شرکت شتاب‌دهنده مثل یک مصاحبه شغلی است. در واقع، این یک رقابت است و شما می‌خواهید مطمئن شوید که به‌بهترین شکل ممکن دیده می‌شوید. در این‌جا نکاتی را بیان می‌کنیم که می‌تواند در پذیرفته شدن طرح و درخواست شما کمک‌کننده باشد.1. برنامه خود را با شتاب‌دهنده خاص تطبیق دهید. وقتی یک درخواست تهیه می‌کنید و آن را به تمام شتاب‌دهنده‌ها ارسال می‌کنید، کاملا مشخص است. کسانی که این کار را انجام می‌دهند، به‌ندرت به مرحله بعد می‌رسند.2. درخواست خود را به‌صورت فایل پی.دی.اف ارسال کنید. ارسال درخواست به‌صورت فایل پاورپوینت یا کینوت، خوب نیست و امکان دارد در اجرای آن به مشکل برخورد کنید. فایل پی.دی.اف این اطمینان را به شما می‌دهد که فردی که درخواست شما را می‌خواند آن را به‌ترتیبی که شما دلتان می‌خواهد خواهد خواند.3. درخواست را به‌طور کامل پر کنید. البته لازم نیست که تمام سؤالات را پاسخ دهید اما، هر چه اطلاعات بیشتری ارائه کنید، مجموعه شتاب‌دهنده خیلی بهتر می‌توانند در خصوص درخواست استارتاپ شما تصمیم‌گیری کند. 4. سعی کنید که متفاوت باشید، آن شتاب‌دهنده‌ای که درخواستتان را برایش می فرستید، قبل از شما ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ طرح و درخواست را خوانده است. بعد از مدتی همه درخواست‌ها برایشان یکی به‌نظر می‌رسد. </description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Mon, 28 Jan 2019 08:29:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه کسب و کار دوم خود را در عین شاغل بودن، راه اندازی کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/new-job-cdpwtulklf0a</link>
                <description> یک راه خوب برای جلوگیری از خطرات شروع کسب و کار جدید، این است که شما به یک کار تمام وقت مشغول باشید که حقوق و مزایای آن به طور مرتب پرداخت شود. در صورتی که چنین موقعیتی داشته باشید برایتان بهتر است. زیرا یک منبع درآمد ثابت و پایدار اعتماد به نفس بیشتری در شما ایجاد می‌کند و احتمال شکست و ناکامی شما را کاهش می‌دهد.در این مطلب به چند مورد از کارهایی که باید انجام دهید و کارهایی که نباید انجام دهید اشاره خواهیم کرد تا با رعایت این اصول علاوه بر داشتن یک شغل تمام وقت و حفظ موقعیت خود، به دنبال علایق و کسب و کار مورد نظرتان بروید. پس در ادامه مطلب با ما همراه باشید.کارهایی که باید انجام دهید1- در نظر بگیرید کسب و کاری که شروع می‌کنید، به عنوان شغل دوم شماست و یک کار نیمه وقت است. دنبال کردن چنین دیدگاهی بسیار عالی است، چرا که شما علاوه بر بهره‌مندی از درآمد و مزایای قابل اعتماد شانس خود را برای داشتن یک کسب و کار دوست داشتنی دیگر و همچنین کسب درآمد بیشتر امتحان می‌کنید.در این حالت فشاری که بر شما وارد می‌شود، تنها خالی کردن حساب‌های بانکی و پس انداز شماست و نهایتا تعدادی قبض پرداخت نشده است. در نظر بگیرید که در صورت نداشتن یک منبع درآمد ثابت، خالی کردن حساب‌های بانکی، بدون هیچ تضمینی برای داشتن یک آینده روشن، چقدر می‌تواند ترسناک باشد.2- قراردادهای خود را به خوبی بخوانید و به تمام مواد آن پایبند باشید، به خصوص مواردی که به حق اختراع و حق مالکیت معنوی اشاره می‌کنند. تقریبا هر خدمتی که به وسیله شرکت ایجاد و انجام می‌شود، مربوط به آن شرکت است و حق مالکیت آن باید رعایت شود. اگر قرارداد ندارید، حتما راهنمای کارمندان شرکت را مطالعه کرده و تمام موارد، به خصوص قوانین حاکم بر مالکیت معنوی را مطالعه کنید. در صورتی که به کتابچه راهنما دسترسی ندارید، از مدیر منابع انسانی شرکت یا فردی آگاه، بخواهید که شما را راهنمایی کند.3- درآمد جانبی خود را ذخیره کرده و از درآمد اصلی جدا کنید. اگر تصمیم بگیرید که کار تمام وقت خود را رها کنید، این مبلغ می‌تواند کمک بزرگی برای شما باشد. هزینه‌ها و دستورالعمل‌های بودجه خود را فهرست کنید تا مطمئن شوید که خرجتان بیش از درآمدتان نیست.پس‌انداز کردن یا سرمایه‌گذاری درآمد حاصل از کسب و کار، به شما در زمان ضعف مالی در آینده کمک شایانی خواهد کرد. به خصوص زمانی که دیگر شغل ثابت خود را ندارید.4- با کارفرمای خود صمیمی باشید. در صورتی که کسب و کار شما با کسب و کار کارفرمایتان مشترک نیست، تلاش کنید وی را برای شراکت و همکاری ترغیب کنید. حتی می‌توانید او را به یکی از مشتریان خود تبدیل کنید یا امتیازاتی برای سرمایه‌گذاری در کسب و کارتان به او بدهید.اگر فکر می‌کنید، ممکن است کارفرمایتان به عنوان شریک، سرمایه‌گذار یا حتی مشتری با شما همکاری کند، از قبل با یک وکیل در مورد نحوه ادامه کار مشورت کنید و دقت بیشتری به خرج دهید.5- در طول روز برای خود برنامه ریزی داشته باشید. اگر قرار است در کنار کار اصلی خود یک کسب و کار جانبی داشته باشید، تقریبا همه وقت شما پر خواهد شد. فهرست از کارهای روزمره خود بنویسید و هرآنچه را که از اهمیت کمتری برخوردار است، حذف کنید. همچنین با همراهی شرکا و ذینفعان کسب و کارتان، کارها را اولویت‌بندی کنید و به کارهای مهمتر بپردازید. کارهایی که نباید انجام دهید1- برای فرستادن ایمیل مرتبط با کسب و کار خود از ایمیل شرکت یا دستگاه کامپیوتر مربوط به شرکت (در صورت استفاده از ایمیل شخصی) استفاده نکنید. زیرا ممکن است این سیستم‌ها تحت کنترل باشند و بعدا مشکلاتی قانونی برای شما ایجاد کنند.2- ممکن است به خاطر فشارهای کسب و کار جدید به این فکر باشید که کار اصلی خود را ترک کنید. اما صبر کنید. هر کسب و کاری در ابتدای کار خود فشارهایی به شما وارد خواهد کرد اما این به معنی رونق گرفتن آن کار نیست. کسب و کار شما با مشتریان حقیقی خود شناخته می‌شود و سنجش قدرت کسب و کار ماه‌ها طول خواهد کشید. زمانی می‌توانید کار اصلی خود را ترک کنید که کسب و کار جانبی‌تان به خوبی رونق گرفته باشد و بتواند تمام هزینه‌های روزانه شما را تامین کند. در غیر این صورت هنوز وقت آن نرسیده که کار اصلی خود را ترک کنید.3- در رابطه با شغل دوم، بهترین انتخاب را داشته باشید. در نظر بگیرید که شغل دوم شما، کاری پاره وقت خواهد بود و متناسب با آن کسب و کاری راه بیاندازید. برای روشن‌تر شدن قضیه به این مثال توجه کنید. اگر قصد دارید یک مغازه خرده‌فروشی باز کنید، باید بدانید که چنین شغلی، حداقل در ابتدای کار نیاز به رسیدگی تمام وقت دارد. اگر قادر نیستید شریکی برای خود انتخاب کنید که حداقل نصف روز جای خالی شما را پر کند، به دنبال چنین مشاغلی نروید.در صورتی که فکر راه اندازی چنین کسب و کاری را دارید، بدانید که به احتمال زیاد با شکست روبه‌رو خواهید شد. واقع‌بینانه بنگرید و درست تصمیم بگیرید تا در نهایت پشیمان نشوید.4- در محل کار خود با دوستان و همکاران و یا حتی مشتری‌ها درباره کسب و کار دوم خود صحبت نکنید. این کار به معنی ترویج کسب و کار شخصی‌تان است و اگر به حالت آزاردهنده تبدیل شود ممکن است توسط همکارانتان به مدیریت گزارش شود و باعث ایجاد دردسر بزرگی برای شما شود. سعی کنید در محل کار خود سکوت کنید و اگر نیاز به گسترش کسب و کار خود دارید برای بعد ساعات کاری نگه دارید.5- نترسید. شجاع باشد و در زمان مناسب، تمام انرژی و وقت خود را صرف کارآفرینی کنید. نباید غیرفعال باشید و هیچ حرکتی نکنید. غیرفعال بودن فقط زمانی ممکن است که نقش یک سرمایه گذار را ایفا کنید، آن هم بدون هیچ‌گونه تعهدی.وقتی که کسب و کارتان وارد روال طبیعی خود شد و حداقل سطح ممکن از درآمد برایتان حاصل شد، زمان آن رسیده است که وقت بیشتری برای گسترش آن صرف کنید.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Fri, 25 Jan 2019 00:30:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا فضای کار اشتراکی برای رشد کسب و کار مناسب است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/why-use-coworking-jh2fgswixm9a</link>
                <description>  یکی از فلسفه‎های شکل‎گیری و طراحی فضاهای کار اشتراکی، خصوصیات پویای آن‎ها شبیه به افرادی است که از آن استفاده خواهند کرد. این فضاها عملکردها و انعطاف‎پذیری در اختیار افراد قرار می‎دهند که در یک اداره معمولی مشاهده نخواهید کرد.فضای کار اشتراکی یک گزینه قابل استفاده برای رشد کسب و کار است. چنین فضایی باعث می‎شود افراد، از مزایای یک کسب و کار متمرکز در یک محل با یک قیمت به مراتب ارزان‎تر به نسبت یک دفتر کار تجاری سنتی (با صرفه‎جویی در هزینه‎ها تا 25 درصد) بهره ببرند. یکی از تدابیر مهم در کسب و کار نگه داشتن سطح هزینه‎ها تا جای ممکن پایین است، به ویژه اگر تازه فعالیت تجاری خود را شروع کرده‎اید. اگر به یک اداره یا مرکز فرماندهی نیاز دارید، اما مقدار پول و انرژی شما برای انجام تمامی وظایف اجرایی لازم برای مدیریت یک اداره کم است، می‎توانید از فضای کار اشتراکی استفاده کنید.ما در این مطلب قصد داریم مزایای استفاده از فضای کار اشتراکی را به شما معرفی کنیم.هزینه کم برای شروع فعالیتفضاهای کار اشتراکی در اختیار کارآفرینان و فریلنسرها فرصتی قرار می‎دهند تا بدون نگرانی در مورد هزینه‎های لازم برای ایجاد یک فضای کار واقعی از یک محیط کاملا مجهز استفاده کنند. با استفاده از یک فضای مشترک، افراد می‎توانند بدون نیاز به محاسبه و تخصیص بودجه به مواردی مانند کرایه، مالیات، تجهیزات لازم و هزینه‎های مختلف دیگر که به دنبال شروع یک کسب و کار می‎آید، فعالیت خود را شروع کنند.  حتی اگر از نظر مالی توانایی داشته باشید، زمان صرف شده در تامین تجهیزات و مبلمان اداری یا کسب مجوز به قدری زیاد است که بهتر است همان را صرف برپایی کسب و کار خود کنید.در یک فضای اشتراکی، تمامی امکانات در نظر گرفته می‎شوند و افراد می‎توانند توجه خود را بیشتر معطوف رشد و توسعه کسب و کار خود کنند.انعطاف‎پذیریبه دنبال رشد تیم شما، گسترش یک فضای کار اشتراکی فوق‎العاده آسان است. قراردادهای استفاده از محیط می‎تواند طوری تنظیم شود که مناسب استفاده یک فرد، یک تیم دو نفره یا یک شرکت 5 نفره باشد. بعضی از فضاها یک اتاق کنفرانس برای رویدادها یا گروه‎هایی با تعداد افراد بیشتر دارند. در بعضی از محیط‎ها می‎توانید بادجه تلفن، خدمات صندوق پستی و حتی میزهای ایستاده پیدا کنید. آدرس محل کار در یک ناحیه خوباز مزایای دیگر فضای کار اشتراکی این است که مشتریان به راحتی می‎توانند شما را پیدا کنند. اغلب فضاهای کاری اشتراکی در نواحی مهمی از شهر برپا شده‎اند و دیگر شما مجبور نیستید کیفیت مکان کاری خود را فدای کرایه ماهیانه ارزان‎تر و هزینه‎های مصرف برق، آب و گاز پایین کنید. زمانی که کسب و کار خود را به یک فضای کار اشتراکی انتقال می‎دهید، در مناطق مهم شهر آدرسی برای محل کار خود به دست می‎آورید و به راحتی به ایستگاه مترو، اتوبوس، باشگاه‎ ورزشی و حتی مراکز خرید دسترسی دارید.فرصت‎های برقراری ارتباط و آشنایی با افراد مختلفاجاره یک محیط کاری مشترک باعث می‎شود اطراف شما را افراد هدفمند و کارآفرینان موفق پر کنند. یعنی هر روز به معنای فرصتی برای برقراری ارتباط با مدیران کسب و کارهای کوچک، متفکران بزرگ، فریلنسرهای حرفه‎ای و دیگر کارآفرینان است.عضوی از یک جامعه کار اشتراکی به معنای این است که اطراف فرد را شرکا، مشتریان و مربیان بالقوه‎ در بر می‎گیرد و به او این امکان را می‎دهد تا به آسانی در زمان نیاز به کمک برای پروژه‎های خاص یا کارهای حساس از نظر زمانی از سایر افراد کمک بگیرد.افزایش سطح تعادل بین کار و زندگیزمانی که در فضای کار اشتراکی فعالیت می‎کنید هرگز با پدیده «همیشه کار، تفریح هرگز» روبرو نمی‎شوید. این فضاها سطح تعادل بین کار و زندگی را افزایش می‎دهند و مکانی را برای افراد فراهم می‎کنند تا استرس نداشته باشند و در طول روز کاری انرژی خود را دوباره به دست آورند.جدا از گردهم‎ آیی‎های اجتماعی هفتگی، برای بهبود سطح کیفی سلامت افراد این محیط‎ها فعالیت‎هایی مانند مدیتیشن و کلاس‎های هفتگی یوگا برگزار می‎شود. بعضی از فضاهای کار اشتراکی برای مدیتیشن، عبادت یا حتی فقط استراحت کوتاه مکان اختصاصی در نظر گرفته‎اند. </description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Thu, 24 Jan 2019 19:27:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تعاملات کاری و اجتماعی در محیط کار برای کاهش حس تنهایی و انزواطلبی</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/why-good-bad-telework-j1nyw4vwrbup</link>
                <description>  کار کردن از راه دور مزایای زیادی دارد که ساعات کاری منعطف، نداشتن رفت‌وآمد، استقلال کاری و تحت کنترل نبودن تعدادی از آن‌ها است.با وجود این اغلب کسانی که به این شکل کار می‌کنند (دورکاری) بر این باورند که چالش‌های قابل‌توجهی در این زمینه وجود دارد. طبق مطالعات مختلف صورت گرفته انزوا و تنهایی جزو بزرگ‌ترین اعتراض‌ها و ناراحتی‌های این افراد است.کار کردن از راه دور فاقد مزایای کار کردن در اداره و محیط کاری است که مهم‌ترین آن‌ها نداشتن تعامل انسانی با سایر افراد و جنبه‌های اجتماعی آن است.طبق اظهارات دکتر ویوک مارتی (Vivek Murtht) -جراح عمومی یکی از بیمارستان‌های ایالات‌متحده- این نوع مشاغل یکی از دلایل اصلی مشکل مسری تنهایی است. او همچنین معتقد است که تنهایی چیزی فراتر از یک مشکل اجتماعی است و مانند کاهش طول عمر به علت مصرف سیگار یا بیماری اضافه‌وزن یک مشکل سلامتی نیز به حساب می‌آید.تحقیقات ما در مورد محیط‌هایی که در آن تعامل و همکاری وجود دارد نشان می‌دهد که این محیط‌ها می‌توانند مشکل تنهایی و انزواطلبی ناشی از دورکاری را در افراد به طور چشمگیری کاهش دهند.در این بخش به تعدادی از مهم‌ترین نتایج این تحقیقات اشاره می‌کنیم:· 87 درصد شرکت‌کنندگان اذعان کردند که به دلیل تمایل به تعاملات اجتماعی با همکاران خود ملاقات می‌کنند و 54 درصد نیز اعلام کردند که پس از اتمام ساعات کاری یا در روزهای آخر هفته با همکاران خود در ارتباط‌اند.· 79 درصد این افراد نیز بر این باور بودند که همکاری و تعامل با همکاران در محیط کاری، تعاملات اجتماعی آن‌ها را افزایش داده است.· 83 درصد اعلام کردند که از زمان ورود به محیط کاری مشترک احساس تنهایی کمتری دارند.· 89 درصد نیز معتقد بودند پس از ورود به این نوع محیط کاری خوشحال‌تر هستند.در ابتدا هدف ما از این تحقیقات تأثیرات اجتماعی این مسئله نبود بلکه این مطالعات به منظور تعیین نقش شبکه‌های کاری در محیط‌های همکاری محور صورت گرفت.نتایج این مطالعات نشان می‌دهد که ارتباطات حرفه‌ای با عضویت در چنین فضاهایی که مبتنی بر همکاری و تعامل هستند به شکل قابل‌توجهی افزایش می‌یابد.· 82 درصد افرادی که به سؤالات پاسخ دادند بر این باور بودند که همکاری و تعامل در محیط کاری شبکه کاری و تعاملات حرفه‌ای آن‌ها را گسترش داده است.· 80 درصد نیز اذعان کردند که برای درخواست کمک و راهنمایی به سایر همکاران خود مراجعه می‌کنند.· 64 درصد نیز اظهار داشتند که همکارانشان در محیط کاری و شبکه‌های کاری که در آن فعال بودند مهم‌ترین منابع و معرف‌های آن‌ها محسوب می‌شوند.این تحقیقات همچنین نتایج مختلف دیگری داشت که مزایای عضویت در محیط‌های کاری مشترک و همکاری محور را بیشتر نشان می‌داد. اغلب افراد (حدود 84 درصد) گفته‌اند که کار در این محیط‌ها انگیزه و بهره‌وری آن‌ها را افزایش داده است.آن‌ها همچنین اظهار کردند که به دلیل وجود کمتر عوامل محیطی که سبب حواس‌پرتی و برهم خوردن تمرکز می‌شود در این محیط‌ها بیش از خانه یا کافی شاپ و سایر محیط‌ها تمرکز دارند.با آن که تمرکز بیشتر این تحقیقات روی جنبه‌های کاری این مسئله بود به این نتیجه رسیدیم که جنبه‌های اجتماعی آن برای افراد مهم است.زمانی که از این افراد خواسته شد تا در سه کلمه همکاری و تعامل در محیط کاری را توصیف کنند کلمات اجتماع، شوخی و تفریح و جنبه‌های اجتماعی پرتکرارترین کلمات بودند.سایر مطالعات نیز همین نتایج را تائید می‌کنند. به عنوان مثال تحقیقاتی که در دانشگاه میشیگان انجام شد نشان داد که این افراد پیشرفت کاری بیشتری داشته‌اند که به دلیل وجود تعامل و همکاری در بین اعضا است.تحقیقات دیگری که در این زمینه با عنوان «محیط‌های کاری مشترک، منبعی برای حمایت از مشاغل مستقل» انجام شد، نشان داد که دلیل اصلی افراد برای کار در این محیط‌ها تعاملات اجتماعی است.در جوامع امروزی تعداد افرادی که به دلیل انجام کارهای خانگی و دورکاری به انزوا و تنهایی دچار می‌شوند در حال افزایش است. موسسه گالوپ (یکی از معتبرترین مؤسسات نظرسنجی در جهان) نیز اعلام کرد که تعداد افرادی که در به این مشاغل روی می‌آورند نیز در حال افزایش است.طبق اطلاعات موسسه گالوپ بین 39 تا 43 درصد از کارکنان آمریکایی در سال 2012 اظهار داشتند که گاهی دورکاری انجام می‌دهند و این عدد در حال افزایش است.کار کردن افراد خارج از محیط کاری در ازای دریافت حقوق برای شرکت‌ها مزایای فراوانی دارد اما کار در محیط‌های کاری علاوه بر کاهش تنهایی و انزوای ناشی از دورکاری سبب فراهم آمدن زیرساخت‌های کاری و تکنولوژی عالی، فرصت‌های کاری بیشتر و ایجاد شرکت‌ها، محصولات و خدمات جدید می‌شود. علاوه بر این کارکنان شادتر، پربازده‌تر و خلاق‌تر خواهند بود که برای شرکت‌ها و کارفرمایان یک امتیاز بزرگ محسوب می‌شود.صاحبان مشاغل آزاد و مستقل نیز نه تنها از این قاعده مستثنا نیستند بلکه بیش از کارکنان شرکت‌ها و ادارات از مزایای همکاری و تعامل در محیط کاری بهره‌مند می‌شوند.هرچند فراهم ساختن چنین محیطی (فضا و محل) برای این افراد هزینه‌بر است اما ارزش آن را خواهد داشت. تحقیقات ما درصد بالایی از رضایتمندی از این مسئله (90 رصد) را نشان می‌دهد و درصد بسیار پایینی از این موضوع ابراز نارضایتی کردند.در این میان 94 درصد نیز اظهار کردند قیمتی که برای اجاره محل کار خود می‌پردازند منصفانه است و از آن راضی هستند. همچنین اکثر کارمندان این شرکت‌ها اعلام کردند که در دو سال آینده نیز با آن‌ها همکاری خواهند کرد و تنها 4 درصد از کارمندان از ادامه همکاری خود در این بازه زمانی اطمینان نداشتند.علیرغم رشد میزان مشاغلی که به صورت دورکاری هستند مشاغل مبتنی بر تعامل و همکاری تیز با سرعت بالایی در حال افزایش هستند. طبق مطالعات انجام‌شده کاملا واضح است که افزایش این نوع مشاغل و گرایش اکثریت به آن‌ها ناشی از جنبه‌های اجتماعی این مسئله است.انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند که به معاشرت و تعامل با هم نوعان خود علاقه‌مند هستند و با وجود افزایش میزان این نوع مشاغل (کار از راه دور) این واقعیت تغییری نخواهد کرد.به دلیل افزایش میزان تعاملات کاری، بازدهی و روحیه کارکنان ایجاد مشاغل همکاری محور علاوه بر کاهش مشکل تنهایی و انزواطلبی افراد منافع بسیاری هم برای کارکنان و هم برای شرکت‌ها در پی دارد.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jan 2019 09:43:32 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>7 قدم برای راه‌‌اندازی کسب و کار موفق در ایران</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/7steps-starting-business-sdpokf7do6dv</link>
                <description> در گذشته بسیاری از ما به دنبال یک کار کارمندی با حقوق ثابت بودیم اما رویای جامعه کار امروزی فرق کرده است. تب راه اندازی کسب و کار موفق برای دستیابی به استقلال مالی، گپ رایج در هر قشری است. تاثیر محدودتر مزایا کار ثابت در جامعه مدرن امروز، کاهش اهمیت امنیت شغلی و شرایط مناسب‌تر برای راه‌اندازی کسب و کار موفق و پرسود، همه را به فکر شروع یک تجارت مستقل انداخته حتی اگر به قیمت انصراف از کار کارمندی روزانه تمام شود.نکات راه اندازی کسب و کار موفق با کم‌ترین شانس شکست در ایرانکارآفرینی و رئیس خود بودن اکنون رویای هر شاغل یا بیکار است اما آیا به راحتی می‌توان یک کسب و کار موفق و جدید راه‌ اندازی کرد؟ با توجه به رقابت بالا و تخصصی شدن زمینه‌ها، اکنون به سادگی نمی‌توان در یک عرصه به موفقیت رسید. شروع یک کسب و کار جدید نیاز به شناخت کافی، انتخاب درست، مصمم بودن، تحقیق، برنامه‌ریزی، مدیریت صحیح و توجه به قوانین و تغییرات بازار دارد. برای راه‌اندازی کسب و کار موفق و پرسود، ۷ قدم ضروری وجود دارد تا با اطمینان بیشتر و شانس شکست کم‌تر به استقلال مالی، کمک به دیگران و محقق کردن رویاهای خود برسید.۱. مطمئن شوید که راه اندازی کسب و کار و کارآفرینی، رویا واقعی شما استاگر به موفقیت کارآفرینان نخبه فکر می‌کنید، به تازگی شغل خود را از دست داده‌اید یا در فضای کاری نامناسب حضور دارید؛ این‌ها دلایل محکمی برای وارد شدن به دنیای کارآفرینی نیست. توجه داشته باشید که به‌دست آوردن درآمد پایدار از راه اندازی کسب و کار از مشغول شدن به یک کار سخت‌تر است و اگر به دنبال عایدی زود هنگام هستید، بهتر است به دنبال یک کار معمولی باشید. البته با توجه شرایط هر شخص ممکن است این نکته صحیح یا نادرست باشد اما در هر حال شروع یک تجارت نیازمند هزینه کردن چه از نظر مالی و چه از نظر وقت است و در شرایط اضطرار، شروع کسب و کار چندان معقول به نظر نمی‌رسد. تمام ایده‌ها جذاب هستند. نمای بیرونی یک محصول لذت‌بخش است اما مسئولیت‌ها و مشقت‌های ساخت آنچه درون آن وجود دارد، نباید فراموش شود. زمان، هزینه، نیروی کاری، شرایط محیطی، استعداد و دانش مواردی هستند که همگی برای رشد کسب و کار نیاز هستند و اگر توانایی قربانی کردن برخی از این موارد را ندارید، بهتر است باری دیگر تصمیم شروع کسب و کار خود را بازنگری کنید. حتی با وجود منابع کافی، نبود اشتیاق در پرداختن به موضوع کسب و کار و تنها توجه به کسب درآمد از آن، مانع بروز خلاقیت برای رشد و ایجاد برتری نسبت به رقبا می‌شود.۲. انتخاب زمینه تجارت که می‌خواهید در آن فعالیت کنیدقصد ارائه خدمات یا تولید یک محصول را دارید؟ می‌خواهید به طور مستقل یا با اشتراک دیگران فعالیت کنید؟ قصد راه اندازی کسب و کار با خرید محیط فیزیکی، اجاره آن یا شروع به صورت آنلاین را دارید؟ انواع گوناگون کسب و کار و تجارت وجود دارد و هرکدام از این موارد شرایط و تمهیدات مختص به خود را داراست. زمینه و موضوع کسب و کار در انتخاب نوع آن باید در نظر گرفته شود. ممکن است برای یک گروه شروع با اجاره یک دفتر مناسب باشد اما گروه دیگر با توجه به ماهیت کار خود، تجربه آنلاین، برای آن‌ها مناسب‌تر باشد. گاهی ارائه خدمات برای برخی سودآور و برخی تولید محصول، بازده بهتری دارد. ارائه خدمات کم‌هزینه است اما شما را محدود نگه می‌دارد چرا که تنها ۲۴ ساعت در روز وقت دارید و تنها بخش محدودی از آن را می‌توانید در اختیار مشتری قرار دهید. تولید محصول از طرف دیگر هزینه بیشتری را می‌طلبد اما محدودیت زمانی کم‌تری دارد.۳. روی ایده خود تحقیق کنیدتوجه داشته باشید که راه اندازی کسب و کار یک مسابقه نیست. عجله کردن در کارآفرینی برخلاف تصور نه تنها موجب پیش‌روی نمی‌شود که پس‌رفت را به دنبال خواهد داشت. در زمانی اول بودن به موفقیت و سودآوری کمک می‌کرد اما در عصری که مخاطب توجه بیشتری به کیفیت محصولات و خدمات می‌دهد، این ویژگی به خصوص برای کسب و کارهای کوچک چندان موثر نیست. تلاش برای اول شدن بدون حفظ کیفیت و خلاقیت، تنها موجب هدر رفتن منابع می‌شود و رقبا با یادگیری از خطاهای شما در آخر، نمونه موفق‌تری را عرضه می‌کنند.بهتر است پیش از ورود به دنیای کارآفرینی، به خوبی ایده خود را ارزیابی کنید. تحقیق در مورد ایده و یافتن نقاط قوت و ضعف آن، حجم قابل توجهی از خطاها و هزینه‌های احتمالی در آینده را کاهش می‌دهد. در تحقیق خود به بررسی رقبا حاضر در این زمینه، سطح رقابت و اشباع بازار بپردازید. آیا محصول شما یک مشکل واقعی از جامعه را برطرف می‌کند؟ اگر مردم خدمات و محصول شما را نخواهند، آیا نمونه جایگزین در بازار وجود دارد؟ آیا این یک ایده با دوام است و می‌تواند برای مدت‌ها خود را در بازار حفظ کند؟ با پاسخ به این سوال‌های دید بهتری به ادامه مسیر خواهید داشت و نکات ضعف ایده شما به طور قابل توجهی کاهش یافته یافته است.۴. نوشتن یک برنامه پیشرفت کسب و کارهمانطور که برای ورود به یک محیط ناشناخته به نقشه راه یا راهنما نیاز دارید، وارد شدن به دنیای کارآفرینی نیز نیازمند ترسیم یک برنامه پیشرفت است. صدها منبع آموزشی و راهنما برای نوشتن یک برنامه و نقشه راه کسب و کار وجود دارد که به خوبی می‌توانید از آن‌ها برای نوشتن یک نقشه کارآمد، الهام بگیرید. اگر تا کنون برنامه پیشرفت کسب و کار خود را توسعه نداده‌اید‌، این یعنی این که به خوبی در مورد ایده خود فکر نکرده‌اید و تصور کاملی از چالش‌های پیش‌ روی خود ندارید.نوشتن نقشه راه یک تجارت حتی برای کسب و کارهای یک نفره، فرد را وادار به پاسخگویی به سوال‌هایی می‌کند که کلید رشد مداوم تجارت وی در طول زمان است. شناخت نداشتن از چالش‌ها و نداشتن یک برنامه موجب سردرگمی در مسیر پیشرفت می‌شود. قرار نیست از یک محقق یا آنالیزگر کمک بگیرید، تنها به سوال‌های ساده زیر پاسخ دهید.هدف راه اندازی کسب و کار من چیست؟مخاطب هدف من چه افرادی هستند؟محصول یا خدمت من چه مشکلی را برطرف می‌کند؟رقیب‌های من چه کسانی هستند و برتری محصول/خدمت بنده نسبت به آن‌ها چیست؟چه قیمت، کدام بازار و چه جایگاهی به موفقیت خدمت یا محصول من کمک می‌کند؟پیش‌بینی مالی برای کسب و کار من در طی ۳ تا ۵ سال آینده چگونه است؟۵. انتخاب یک ساختار تجارتنوع ساختار تجارت بر تعهدات و هزینه‌های آن تاثیر می‌گذارد. انتخاب یک ساختار غیر ضروری و بزرگ، می‌تواند هزینه‌های متعددی را به همراه داشته باشد. پیش از شروع کسب و کار خود، به نوع تجارت فکر کنید. هر نوع ساختار برنامه مالیاتی متفاوتی دارد و این موضوعی نیست که به آینده بسپارید. شرکت‌های انفرادی، اشتراکی یا «مسئولیت محدود»، هر یک تمهیدات متفاوتی می‌طلبند پس بهتر است ابتدا به مزایا و معایب ساختارهای قابل انتخاب توجه و موردی را گزینش کنید که با کم‌ترین هزینه، بیشترین بهره‌وری و اعتبار را به شما ببخشد.به قوانین مالیاتی و قانونی هر یک از این ساختارها توجه کنید. ممکن است یک ساختار کوچک مانع رشد کسب و کار شما شود یا به طور عکس، یک ساختار بزرگ اما بی‌فایده، هزینه‌های توسعه و مالیات بالایی را متحمل کند.۶. سازماندهی گروه حاضر در کسب و کاربا رشد کسب و کار و افزایش تعداد کارمندان، علاوه بر نیروی کاری مستقیم، به افراد مشاور، ناظر و راهنما برای پیش‌روی بدون مشکل نیاز خواهید داشت. وکیل، حسابدار مالیاتی، مسئول بیمه و دیگر موارد نظارتی را فراموش نکنید. با توجه به هزینه‌های بالا استخدام این افراد، استفاده از دستیار مجازی و از راه‌ دور می‌تواند برای مدتی به صرفه‌جویی در منابع مالی کمک کند.۷. توجه به اقدامات قانونی و حقوقیهمان طور که می‌بینید، به مرور، توجه عمومی به شما بیشتر شده و با حضور اجتماعی، مسئولیت‌های قانونی و حقوقی نیز اهمیت پیدا می‌کنند. توجه به قوانین تنها محدود به خروج از عرف قانون نیست، بلکه برای آشنایی با چارچوب‌های اجتماعی و حضور در جامعه باید با قوانین آشنا شده و اقدامات حقوقی موردنیاز از جمله موارد زیر را در دست اقدام قرار دهید.تهیه، تکمیل و ارسال فرم پروانه‌های اجازه فعالیت از سوی نهادهای مرتبط کشوری و استانی که برای آشنایی با موارد موردنیاز، باید با مسئولان نهاد مربوط تماس بگیرید.حفاظت از مالکیت معنوی و حقوقی ایده و کسب و کار را در نظر داشته باشید. ممکن است ثبت اثر و نام تجاری هزینه‌بر باشد اما با توجه به شایع بودن کپی‌برداری و سرقت از محصول‌های یک تجارت، ثبت حق امتیاز آن، هزینه کم‌تری نسبت به پیگیری حقوقی پس از سرقت حق مالکیت یک اثر خواهد داشت. بهتر است نام تجاری خود را در فضای آنلاین نیز تثبیت نمایید. بدین منظور نسبت به خریداری نام دامنه مناسب با نام کسب و کار و با یکی از پسوندهای معروف (مانند .com، .net، .org یا حداقل .biz) را در دست اقدام قرار دهید.زنان و اقلیت‌های آسیب‌پذیر در کسب و کار بهتر است به بررسی خدمات حکومتی در پشتیبانی از قشر خود بپردازند. برخی از دولت‌ها و نهادها، برنامه‌های پشتیبان کننده مفیدی را برای اقلیت‌ها در نظر گرفته‌اند.قبل از شروع فعالیت برای یک بیمه تجاری مناسب، هزینه کنید. پس از قدم هفتم راه اندازی کسب و کار موفق چه باید کرد؟صرف نظر از نوع کسب و کار، از فروش محصولات فیزیکی تا ارائه خدمات، همکاری، طراحی محصولات دیجیتال یا راه‌اندازی یک استارت آپ، همگی مزایا و چالش‌های خاص خود را دارند.در شروع و راه اندازی کسب و کار موفق در کنار داشتن اشتیاق و مصمم بودن، باید انتظاراتی را در نظر گرفت که با توجه به شرایط و فرصت‌ها، منطقی و قابل دست‌یابی باشند. اهداف نادرست یا غیر منطقی هستند یا دست‌یابی به آن‌ها موجب از دست رفتن موارد مهم‌تر در زندگی می‌شود.نکات بررسی شده در این مقاله مواردی محدود به زمان راه اندازی کسب و کار شما نیستند و باید به طور مداوم در نظر گرفته شوند. تحقیق و بررسی فرصت‌ها و چالش‌ها برای غا‌فل‌گیر نشدن در میانه راه، اهمیت دارد. همواره با تغییرات قانونی و وضعیت حقوقی شرکت خود آشنا باشید تا قانون بتواند به خوبی از فعالیت‌های شما حمایت کند.در نهایت توجه داشته باشید که کسب و کارها حتی در حین پیشرفت، منبع سودآور ۱۰۰ قابل اطمینان نیستند پس با عجله، از منبع درآمد اصلی خود مانند کارمندی با حقوق ماهانه، خارج نشوید.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Fri, 18 Jan 2019 22:36:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه‎هایی برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریانی که به محیط کار شما می‎آیند</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/ways-to-care-customer-aw5npwaydat4</link>
                <description>  این سناریو را تصور کنید: مشتری بسیار مهمی دارید که تا حالا هرگز به دفتر کار شما نیامده است. تا به امروز قرار ملاقات‎ها برای راحتی بیشتر مشتری در دفتر او برگزار ‎شده است. شرکت شما در یک ساختمان سه طبقه قرار دارد که دو طبقه اول آن برای کار و طبقه سوم برای پذیرش مراجعه‎کنندگان در نظر گرفته شده‎اند. مشتری تصمیم می‎گیرد برای بررسی محلی که میلیون‎ها تومان سرمایه‎گذاری او به آن جا می‎رود سری به آن بزند، برای همین از شرکت یک وقت ملاقات می‎گیرد. او مستقیما به طبقه دوم یعنی محل دفتر کار شما می‎‎آید، بنابراین در آن جا خبری از میز پذیرش نیست. (حتی با آن که تاکید کرده بودید، میز پذیرش در طبقه سوم قرار دارد) مشتری بین اتاق‎ها و دفاتر گوناگون سرگردان می‎شود چون هیچ کارمندی از او با پرسیدن سوال «کمکی از دستم بر می‎آید؟» استقبال نمی‎کند، به این علت که وظیفه آن‎ها چیز دیگری است. نیازی به گفتن نیست که یقینا این فرد مهم بعد از پیدا کردن شما حسابی ناراحت است و تجربه برخورد اولیه او با محیط کارتان خوب نبوده است. ما در این مطلب قصد داریم راه‎هایی را معرفی کنیم تا با اجرای آن‎ها مطمئن شوید از مشتری به خوبی استقبال می‎شود (و یقینا به شکل قابل توجهی تحت تاثیر قرار می‎گیرد).اول از همه باید به تمامی کارمندان خود آموزش دهید که همه بازدیدکنندگان، مشتریان شخصی آن‎ها محسوب می‎شوند، حتی اگر وظیفه‎ای در قبال کار او نداشته باشند. معنای این گفته برقراری تماس چشمی، لبخند زدن، سلام کردن و سوال از هر مراجعه‎کننده سرگردان با این پرسش است که آیا می‎توانند به او کمک کنند؟ انجام این کارها به تنهایی می‎تواند بین یک تجربه بد و حس خوب ایجاد شده در یک مشتری بالقوه تفاوت زیادی به وجود آورد، چون فراموش نکنید این فرد قصد دارد با مسئولان آن کسب و کار معامله‎ای انجام دهد. در راهروی ورودی شرکت خود تابلویی نصب کنید که روی آن نوشته باشد «به شرکت (نام شرکت‎تان) خوش آمدید». همین تابلوی ساده که طراحی و نصب آن زمان زیادی نمی‎برد مزایای زیادی به همراه می‎آورد. مثلا مشتری خواهید فهمید قبل از رسیدن آن‎ها به فکرش بوده‎اید و اگر با او وقت ملاقات داشته‎اید متوجه می‎شوند به تجربه او در برخورد با شرکت خود اهمیت می‎دهید. خود این قضیه در تصمیم‎گیری آن‎ها برای کار با شما یا رقیب‎تان که بدون شک برای او تجربه به یادماندنی به وجود می‎آورد، تاثیر بسزایی می‎گذارد.تمام محیط شرکت، به ویژه نزدیک ورودی را تمیز نگه دارید. از فردی بخواهید به ورودی شرکت نگاه کند و از دید یک مشتری بالقوه مهم که به شرکت وارد می‎شود آن را نقد کند. آیا رنگ دیوار پوسته پوسته شده است؟ آیا موکت یا قالیچه ورودی فرسوده شده است؟ آیا روی میزهای اتاق انتظار مجلات دو سال قبل گذاشته شده است؟ مسئولیت بررسی تمامی جنبه‎های زیبایی‎شناسی محیط کارتان و رعایت آن را به یک نفر محول کنید تا رفتار و شیوه کاری حرفه‎ای شرکت در دید مشتری برجسته و نمایان شود. مهم‎ترین افراد در اداره، مسئولان میز پذیرش محسوب می‎شوند. آیا فرد مسئول این مکان به دنبال ورود مشتری با او ارتباط برقرار می‎کند؟ آن‎ها حتی اگر مشغول صحبت با تلفن باشند، می‎توانند یک تماس چشمی دوستانه برقرار کنند، با کمک دست و اشاره به مشتری بگویند تا چند لحظه دیگر به خدمت آن‎ها می‎رسند و پس از تماس تلفنی فورا به درخواست او توجه نشان دهند. حتما به کارکنان بخش پذیرش خود یاد دهید دائما سرشان تو گوشی‎هایشان نباشد، چون این قضیه می‎تواند تاثیر بسیار بدی روی مشتری که بی‎صبرانه منتظر است بگذارد و چیزی جز بی‌ادبی را نشان نمی‎دهد.امکانات رفاهی را فراهم کنید. هزینه‎ای را برای خرید دستگاه آب سردکن و گرم کن در نظر بگیرید. آن را در محلی قرار دهید که مشتری بتواند پیدا کند و از خود در زمان انتظار برای جلسه پذیرایی کند. مقداری میوه تازه یا بیسکوییت و البته چای برای استفاده با آب جوش را فراموش نکنید.در اتاق انتظار یا لابی شرکت روزنامه آن روز را قرار دهید و یادداشتی روی میز نصب کنید که روی آن نوشته شده باشد «اگر دوست داشتید این روزنامه را می‎توانید با خودتان ببرید، با احترام و بعد از آن اسم شرکت خود را بنویسید.»اگر در شرکت چارچوب قوانین یا اصول خاصی باید رعایت شود، شیوه نامه و بخش‌نامه شرکت خود را در مکان‎های متعددی که مشتری خواهد دید قرار دهید و مطمئن شوید تمامی کارمندان از آن پیروی می‎کنند.اگر می‎خواهید مشتری خود را بیشتر تحت تاثیر قرار دهید، پس از خروج مهم‎ترین مشتریان‎تان از شرکت، برای آن‎ها یک کارت تشکر یا هدیه کوچک ارسال کنید تا به آن‎ها نشان دهید برای وقتی که گذاشته‎اند و به دفترتان برای جلسه آمده‎اند احترام قائل می‎شوید. با آن‎ که کار کوچکی است ولی برای تحت تاثیر قرار دادن مشتری بسیار مهم است و آن‎ها برای انتخاب شما در مقایسه با رقبا دلیل خوبی خواهند داشت. به یاد داشته باشید، کوچک یا بزرگ بودن شرکت شما مهم نیست، چون هر کدام از کارمندان‎تان همیشه با رفتار خود می‎توانند روی تصمیم مشتری بر استفاده از خدمات و کالاهای شرکت تاثیر بگذارند. </description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Tue, 15 Jan 2019 20:46:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سخنانی که نباید در فضای کار اشتراکی بیان کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/dialogues-no-use-coworking-q2y1b4dwttk7</link>
                <description> خداحافظی همکاران، راهروهای پرپیچ و خم خاکستری، نورپردازی تند و سالنی که در سکوت فرورفته است، این‌ها همه جزئی از محیط‌های مشترک کاری هستند.منظور از محیط مشترک کاری فضایی است که در اختیار افراد مستقل قرار می‌گیرد تا بتوانند در آن فعالیت کنند.در سال 2017 57.3 میلیون نفر در آمریکا به صورت مستقل کار می‌کردند که 542.000 نفر از آن‌ها در محیط‌های مشترک کاری با دکوراسیون شیک و دارای امکانات رفاهی کامل که مورد علاقه کارآفرینان است کار می‌کردند.پیش‌بینی می‌شود تا سال 2020، 50 درصد از شرکت‌ها محیط کاری خود را راه‌اندازی کنند. رهبر بازار در این زمینه شرکت WeWork است که در حال حاضر 5.2 میلیون فوت مساحت، تنها در شهر نیویورک به افراد اختصاص داده است.توانایی اجتماعی شدن در چنین اکوسیستم‌هایی محیط کاری را ایجاد می‌کند که هر فرد با هر رده اجتماعی، سنی و جنسیتی در آن احساس خوبی داشته باشد. یکی از نابغه‌های روابط عمومی که در مرکز شهر منهتن کار می‌کرد می‌گوید: «تنها قدم زدن به داخل سالن در من خلاقیت ایجاد می‌کند و دیدن افراد در حال کار به من ایده می‌دهد.»فردی که در یک شرکت 4 نفره کار می‌کند و در املاک WeWork فعالیت می‌کند به زیبایی محیط مشترک کاری را در یک جمله توصیف می‌کند: «اینجا اصلا شبیه دفتر پدرم نیست!»با توجه به این روند، احتمال دارد که کار گروهی بخشی از زندگی کاری شما نیز بشود اما در نظر داشته باشید یک فضای جدید نیازمند یک نوع رابطه اخلاقی بین غریبه‌هایی است که با هم همکار می‌شوند. در ادامه راهنمایی‌هایی را در خصوص چگونگی برقرار کردن رابطه در این محیط و تأثیرگذاری بر دیگران بیان می‌کنیم.هرگز نگویید: «دوست داری زودتر از بقیه از اپلیکیشن من استفاده کنی؟»با این تفکر که دیگر کارکنان، مشتری شما هستند وارد محیط نشوید. شما باید کسب‌وکار خودتان را خودتان بچرخانید.در عوض چه کنیم: بسیاری از محیط‌های مشترک کاری یک فضای داخلی دارند که شما می‌توانید در آن محصولات و خدمات خود را معرفی کنید. یک ویدیوی تبلیغاتی کوتاه بسازید و بگذارید کیفیت کارتان خودش را به دیگران معرفی کند. سعی کنید افراد را بشناسید، ممکن است شما بتوانید نیاز آن‌ها را برطرف کنید. همیشه به خاطر داشته باشید که یک رابطه مؤثر برقرار کنید نه تنها به فکر فروش محصولات خود باشید.هرگز نگویید: «ساعت 12.30 برای خوردن نوشیدنی می‌بینمت»همکار خود را دوستتان ندانید. باید بین دوست شخصی و یک آشنا در محیط کار فرق بگذارید. در حالی که برخی از افراد می‌خواهند با برقراری ارتباط یک فضای اجتماعی در محل کار ایجاد کنند برخی دیگر تنها به یک مکان آرام و مناسب برای انجام کارشان نیاز دارند.در عوض چه کنیم: به همکاران پیشنهاد دهید نهار را در آشپزخانه با شما بخورند یا بعد از ساعت 5 بعدازظهر دورهمی اجتماعی برگزار کنید. با استفاده از امکانات مشترک که راحتی و نزدیکی به همراه می‌آورد ایجاد و حفظ مرز بین فردی کار مشکلی است. شما که نمی‌خواهید فردی باشید که به خاطر صمیمیت زود و بیش از اندازه دیگران را از خود دور می‌کند؟هرگز نگویید: «می‌توانم در بخش شما کمی وقت بگذرانم»اغلب محیط‌های کاری این‌چنینی علاوه بر فضای معمول دفتر کار خصوصی نیز برای اجاره دارند اما باید مبلغ قابل‌توجهی برای آن پرداخت کرد. نشستن در اتاق‌هایی با دیواره‌های شیشه‌ای شفاف نیز تقریبا حریم خصوصی را حفظ نمی‌کند. تنها درهای بسته هستند که نشان می‌دهند نباید وارد شوید.در عوض چه کنیم: منتظر دعوت بمانید.هرگز نگویید: «تنها به نظر می‌رسید، می‌خواهید کمی صحبت کنیم؟»اجتماعی بودن بخشی از جذابیت کار کردن در محیط مشترک است اما افراد مختلف ترجیح می‌دهند در محیط‌های مختلف کار کنند. اگر شخصی کنار پنجره روی مبل نشسته است بدین معنی نیست که کار نمی‌کند، ممکن است دارد به موضوعی فکر می‌کند.در عوض چه کنیم: به فضا احترام بگذارید. خودتان را خیلی مشتاق و محتاج نشان ندهید. اگر کسی توجه شما را بخواهد با شما در میان می‌گذارد.هرگز در مورد موضوعاتی مانند روابط جنسی، سیاست یا مذهب حرف نزنیدفکر نکنید دیگران نیز ارزش‌ها و باورهای شما را قبول دارند. یک توافق‌نامه در خصوص همکاری در این محیط‌ها وجود دارد که توسط 1700 نفر از افراد عضو این فضاها امضا شده است و ارزش‌های همکاری مانند ارتباط، همدلی و فرصت‌یابی را تدوین کرده است اما این بدین معنی نیست که همه افراد باید به دنیا به یک چشم نگاه کنند.در عوض چه کنیم: در خصوص روند کسب‌وکار، ورزش، فیلم، مجلات و ... صحبت کنیم. اگر موضوعات دیگری به میان آمد از منظر دیگری به صحبت‌ها گوش دهید، مراقب لحن صدایتان باشید و اگر بحث بیشتر پیش رفت عذرخواهی کرده و محیط را ترک کنید.هرگز نگویید: «به نظر تو پسر طبقه سومی آدم مزخرفی نیست؟»در خصوص دیگر افراد بددهنی نکنید. چرا که شما در یک فضای اشتراکی شناخت چندانی از افراد ندارید و ممکن است قضاوتتان بر آینده کاریتان تأثیر بگذارد.در عوض چه کنیم: فرصتی پیدا کنید تا دوباره با آدمی که احساس خوبی به آن نداشتید روبرو شوید. اگر دوباره احساس بدی پیدا کردید سعی کنید با آن فرد ارتباط برقرار نکنید. در هر حال شایعه‌پراکنی نکنید.هرگز نگویید: «حوصله ندارم به سخنرانی بروم اما در واقع مجبورم»خودتان را مجبور به شرکت در مراسمی که به آن علاقه‌مند نیستید نکنید. ایجاد الزام برای شرکت در مراسم جمعی ممکن است موجب شود حرفی بزنید یا رفتاری انجام دهید که دوست ندارید. بهتر است خیلی مؤدبانه دعوت دیگران را رد کنید.در عوض چه کنیم: حقیقت را بگویید و برای شرکت نکردن در مراسم خودتان را قضاوت نکنید. برای دیگران زمان لذت‌بخشی را آرزو کنید.هرگز نگویید: «نوشیدنی‌ها افتضاح و تلویزیون‌ها کوچک هستند»امکانات را بی‌ارزش نکنید. این امکانات مستقل‌تر و آزاد 2 تر از محیط‌های کاری دیگر هستند. انتقاد کردن ممکن است شما را فردی ناسپاس جلوه دهد.در عوض چه کنیم: از راحتی لذت ببرید، ممکن بود همه چیز بدتر هم باشد!</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jan 2019 17:34:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به یک مادر کارآفرین تبدیل شوم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/a-entrepreneur-mother-hxz2q43becjz</link>
                <description>  هنگامی که یک نوزاد را به خانه می‌آورید، تمام وقت خود را برای مراقبت از او و برآوردن نیازهای وی صرف می‌کنید. با این حال، با رشد فرزندان و مستقل‌تر شدن آن‌ها، بسیاری از مادرانی که در خانه مانده‌اند به این نتیجه می‌رسند که آن‌ها زمان بیشتری را در اختیار دارند که می‌توانند آن را به سرمایه‌گذاری‌های جدید اختصاص دهند. به عنوان مثال، شروع یک کسب‌وکار خانگی یک راه عالی برای والدینی است که در کنار مسئولیت‌ مراقبت از فرزندان، به امور مالی خانوار نیز کمک می‌کنند.البته، ایجاد یک کسب‌وکار موفق هرگز آسان نیست. رسیدن به این هدف نیاز به فداکاری، نظم و انضباط دارد. با این حال، اغلب این جمله درست است که چالش بزرگ‌تر، پاداش بیشتری را به همراه دارد.در این مطلب، راهنمایی‌های مفیدی که می‌توانند شما را به یک زن کارآفرین موفق تبدیل کنند، مرور خواهیم کرد.4 نکته برای شروع کسب‌و‌کار خانگی در کنار وظایف مادری1. با یک ایده کسب‌وکار قوی که به آن علاقه‌مند هستید، شروع کنیدبسیاری از زنان در کسب‌و‌کار سال‌ها پیش از آن‌که به موفقیت دست یابند، به ایده‌های درخشان خود فکر می‌کردند. بنابراین، حتی اگر در حال حاضر یک ایده ارزشمند داشته باشید، این ایده در یادگیری مدل‌های کسب‌وکار مادران کارآفرین که در گذشته به موفقیت رسیده‌اند به شما کمک می‌کند.با این حال، تمام کسب‌وکارهای سودآور نقاط مشابهی با یکدیگر دارند:· یک چشم‌اندازی که کسب‌وکار شما را در یک یا دو جمله خلاصه می‌کند.· یک چشم‌انداز مأموریتی که مشتریان را جذب می‌کند.· اهداف کمی تجاری و مالی که تولید را هدایت می‌کنند.· استراتژی‌های رشد کسب‌وکار در طول زمان.· پنج تا هفت پروژه حیاتی برای اجرا در سال آینده.برای ایده کسب‌وکار خودتان، این پنج هدف را در رابطه با آن ایجاد کنید. اگر نمی‌توانید توضیحی از دیدگاه، مأموریت، اهداف مالی، استراتژی‌های رشد و پروژه‌های مهم برای ایده کسب‌وکار خود داشته باشید، باید آن را بررسی کنید و تعیین کنید که چگونه می‌توانید برنامه فعلی خود را گسترش دهید.فراتر از این ستون‌های بتونی که از یک کسب‌وکار پربار حمایت می‌کنند، این مهم است که کارآفرینان اشتیاق داشته باشند. بدون تمایل به موفقیت و علاقه شدید به صنعت تجارتتان، شما برای مدت طولانی انگیزه نخواهید داشت.هنگامی که شما آنچه را که انجام می‌دهید، دوست داشته باشید، اضطراب کمتری را تجربه می‌کنید و این موضوع سبب رشد بیشتر می‌شود. به جای احساس اضطراب، به نیازهای کسب‌وکار خود مشغول خواهید شد و از راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای حل مشکلات لذت خواهید برد. داشتن اشتیاق برای کاری که انجام می‌دهید، واقعا ساده‌ترین راه برای کسب‌وکار شما است!2. یک دفتر خانگی برای حداکثر بهره‌وری ایجاد کنیدبه عنوان یک مادر، مسئولیت‌های زیادی برای مدیریت دارید. بچه‌ها نیاز زیادی به توجه و نظارت دارند، بنابراین شما نمی‌توانید تمام لحظات خود را صرف تمرکز روی کار خود کنید. از این‌رو، هنگامی که شما در نهایت فرصتی چند ساعته را برای پرداختن به کسب‌وکار خود می‌یابید، قصد دارید تا هرچه بیشتر از هر ثانیه استفاده کنید. بنابراین، اختصاص دادن قسمتی از فضای منزل به کسب‌وکارتان، حداکثر بهره‌وری را برای شما فراهم می‌کند. این کار حالت ذهنی شما را از حالت «مادر» تغییر می‌دهد تا بتوانید بر کسب‌وکارتان متمرکز شوید. علاوه بر این، داشتن یک دفتر برای کاهش حواس‌پرتی و تنظیم مرزهای داخل خانه عالی است؛ خانواده شما باید بدانند زمانی که مادر در دفتر خود مشغول است، نباید مزاحم او شوند.هنگام طراحی دفتر خانگی خود، به منظور حداکثر بهره‌وری، این نکات را دنبال کنید:· به حداقل رساندن حواس‌پرتی‌ها: از قرار دادن مواردی که موجب حواس‌پرتی شما می‌شوند، از جمله تلویزیون و سیستم‌های بازی در دفتر خانگی خود اجتناب کنید.· سرمایه‌گذاری در تجهیزات دارای کیفیت بالا: اگرچه ممكن است وسوسه شوید کمی برای خرید تجهیزات چانه بزنید، اما باید سعی کنید در فن‌آوری سرمایه‌گذاری داشته باشید كه طولانی‌مدت باشد. این کار در درازمدت موجب صرفه‌جویی در زمان و هزینه‌های طولانی‌تر را می‌دهد.· استفاده از روشنایی خوب: مطالعات نشان می‌دهد که نور طبیعی باعث افزایش بهره‌وری می‌شود، بنابراین شما باید سعی کنید دفتر خود را در اتاقی که دارای پنجره‌های زیاد و بدون مانع است، مستقر کنید.3. دانش خود را گسترش دهید مادر کارآفرین شدن، یک مهارت تک بعدی نیست. شما باید انواع مهارت‌های جدید را یاد بگیرید تا بتوانید هر جنبه‌ای از کسب‌وکار خود را مدیریت کنید. در حالی که مهارت‌های پایه‌ای برای کارآفرینی از جمله حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاق، تنظیم هدف و سازمان‌دهی، وجود دارد که باید آن‌ها را یاد بگیرید، این مهم است که به رشد کسب‌وکار خود ادامه دهید تا دانش خود را گسترش دهید. اگر پیش از این هرگز تجربه مدیریت یک کسب‌وکار را نداشته‌اید، ممکن است حوزه‌های خاص مانند حسابداری یا بازاریابی برایتان جدید باشد. در ادامه، چند پیشنهاد در مورد چگونگی یادگیری مهارت‌های جدید را ارائه کرده‌ایم:· استفاده از منابع آنلاین: منابع زیادی از جمله کلاس‌های آنلاین، وبینارها و کتاب‌های الکترونیکی وجود دارد. علاوه بر این، با انجام یک جستجوی ساده در گوگل می‌توانید به بسیاری از گزینه‌های ارائه شده که به طور خاص به یک مهارت پرداخته‌اند و شما به دنبال یادگیری آن‌ها هستید، دسترسی داشته باشید.· برای کمک گرفتن، بپرسید: از این‌که با سایر مادران کارآفرین ارتباط داشته باشید یا سؤالات خود را در گروه‌های رسانه‌های اجتماعی بفرستید، واهمه نداشته باشید زیرا افرادی هستند که تمایل دارند دانش خود را به اشتراک بگذارند یا حداقل شما را به سوی مسیر درست راهنمایی کنند.· پیدا کردن مربی: با پیدا کردن یک کارآفرین با تجربه که می‌تواند به عنوان مربی به شما خدمت کند، به هنگام رشد فعالیت شرکت خود، به مشاوره آن دسترسی خواهید داشت. اگر از قبل کسی را در ذهن ندارید، در رویدادهای شبکه محلی شرکت کنید و روی ایجاد مخاطبان تمرکز کنید. یکی از این تماس‌ها می‌تواند منجر به یک مددکاری پایدار شود!4. هر زمان که می‌توانید از منابع استفاده کنیداگرچه شما مدیر خود هستید، اما این بدان معنا نیست که نمی‌توانید کارکنان دیگری را استخدام کنید. برون‌سپاری یک راه عالی است که اطمینان حاصل شود شما از متخصصان در مناطق خاصی که ممکن است در آن‌ها تجربه‌ای نداشته باشید، کمک بگیرید.برای شروع، برون‌سپاری می‌تواند کارایی شما را افزایش دهد. به عنوان مثال، اگر در زمینه طراحی وب آن‌چنان که باید قوی نیستید، می‌توانید یک طراح آزاد را از طریق سایت‌های کاریابی استخدام کنید. آن‌ها قادر خواهند بود کار بهتري برایتان انجام دهند و در نهایت این کار برای کسب‌وکار شما بهتر است. استخدام شخص، خواه یک کارآموز، یک فرد آزادکار، یا یک کارمند تمام‌وقت یا پاره‌وقت، می‌تواند در صورت نیاز، در گسترش شبکه کاری به شما کمک کند..سفر کارآفرینی خود را آغاز کنیدبسیاری از مادران خانه‌دار متوجه این موضوع می‌شوند که وقتی فرزندانشان رشد می‌کنند، آن‌ها فرصت بیشتری برای دنبال کردن منافع خود دارند. اگر همیشه می‌خواستید کسب‌وکار خود را شروع کنید، هیچ دلیلی وجود ندارد که نتوانید به راحتی و در منزلتان این کار را انجام دهید.</description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jan 2019 16:26:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مزایا و معایب استخدام یک دوست یا خویشاوند</title>
                <link>https://virgool.io/@reycontent/recruitment-friends-bidke6ay5bap</link>
                <description>  اغلب اوقات دوستان یا خویشاوندان مدیران کسب و کارهای کوچک که به دنبال فرصت‎های شغلی می‎گردند، به آن‎ها مراجعه می‎کنند. با آن که استخدام فردی که می‎شناسید وسوسه‎کننده است، اما باید این تصمیم با دقت بررسی شود چون می‎تواند روی روابط شما تاثیر بگذارد. ما در این مطلب قصد داریم معایب و مزایای استخدام یک دوست یا عضوی از خانواده را بیان کنیم تا بهتر تصمیم بگیرید که استخدام یک دوست یا خویشاوند برای کسب و کار شما مناسب است یا خیر.مزایای استخدام یک دوست یا خویشاوند :نکات ضعف و قوت آن‎ها را از قبل می‎دانیدزمانی که از طریق فرآیند‎های سنتی استخدام کارمندان شرکت خود را استخدام می‎کنید، باید طی مصاحبه شغلی به نکات ضعف و قوت او را پی ببرید. در رابطه با یک دوست یا خویشاوند، احتمالا دقیقا می‎دانید فرد چه خصوصیاتی دارد. به عنوان مثال، از قبل خواهید دانست که آن‎ها خیلی حرف می‎زنند، از خود تلاش زیادی نشان می‎دهند یا همیشه دیر می‎رسند. این اطلاعات باعث می‎شود بهتر بدانید بهتر است در کدام بخش از شرکت از آن‎ها استفاده کنید.تا حدودی به آن‎ها اعتماد داریددر یک رابطه کاری، باید بتوانید به کارمندان خود اعتماد کنید. شما نمی‎توانید تمامی کارها را خودتان انجام دهید و اگر به کارمندان خود اعتماد نکنید که کارشان را انجام می‎‎دهند، کسب و کار شما با دردسر روبه‌رو خواهد شد. از آن جایی که تا حدی در روابط شخصی این اعتماد از قبل به وجود آمده است، اعتماد به اعضای خانواده یا دوستان برای این که کار خود را انجام دهند ساده‎تر است و به شکل شفافی می‎توان با آن‎ها ارتباط برقرار کرد. از طرفی نباید ارزش استخدام افرادی که ارزش‎های محوری مشابهی دارند را دست کم گرفت. با استخدام خویشاوند یا یک دوست، از قبل می‎دانید آن‎ها به ارزش‎های شرکت شما ایمان دارند.آن‎ها از موفقیت کسب و کار شما حمایت خواهند کردشرکت Gallup نزدیک به 1.4 میلیون کارمند را مورد ارزیابی قرار داد و نتیجه گرفت در سازمان‎هایی که سطح بالایی از تعامل و ارتباط را با کارمندان خود داشتند در مقایسه با سازمان‎هایی که این قضیه در آن‎ها وجود نداشت، آمار مربوط به بهره‎وری و کارآمدی شغلی 22 درصد بیشتر بود.شما به عنوان صاحب یک کسب و کار می‎خواهید کارمندان‎تان برای موفقیت فعالیت شغلی‎تان اهمیت قائل شوند، بنابراین استخدام دوستان یا خویشاوندان می‎توانید مفید باشد چون احتمال این‎ که آن‎ها از کسب و کار شما پشتیبانی کنند به نسبت افرادی که نمی‎شناسید، بیشتر است. معایب استخدام یک دوست یا خویشاوندمدیریت یک دوست می‎تواند مشکل باشدبیرون از محیط کار، یک دوست یا خویشاوند رفیق و همدل شما محسوب می‎شود، اما در اداره، شما رئیس آن‎ها هستید. اگر عملکرد خوبی نداشته باشند و باید مورد توبیخ قرار گیرند، قضیه سخت خواهد شد. باید از خودتان بپرسید آیا می‎توانید بی‎طرفانه و بدون در نظرگرفتن روابط شخصی، نظرتان را در مورد کارشان در محیط کار بگویید و با آن‎ها مانند دیگر کارمندان برخورد کنید یا نه. از طرفی دیگر اخراج یک دوست از اخراج دیگر کارمندان سخت‎تر است و ممکن است به روابط شما آسیب وارد کند. از نظر سایر کارمندان شما پارتی بازی کرده‎ایدقبل از استخدام یک دوست یا خویشاوند، مهم است با دقت بررسی کنید این کار چه تاثیری روی روابط شما با کارمندان فعلی‎تان می‎گذارد. حتی اگر خویشاوند یا دوست‎تان شایستگی انجام کار را دارد، برخی از کارمندان ممکن است به کارتان به چشم پارتی بازی نگاه کنند. کارمندان‎ یک شرکت بزرگترین دارایی‎ آن به شمار می‎روند و اگر آن‎ها خوشحال نباشند بر روی کسب و کار آن شرکت اثر مخربی خواهد داشت.درک انتظارات برآورده نشده سخت می‎تواند باشدزمانی که یک خویشاوند یا دوست خود را استخدام می‎کنید، ممکن است انتظاراتی در مورد نوع کار با آن‎ها داشته باشید اما گاهی اوقات افراد در موقعیت‎های استرس‎‌زای کاری در مقایسه با زندگی شخصی خود متفاوت عمل می‎کنند. علاوه بر این، ممکن است انتظار داشته باشند به علت رابطه‎‏ای که از قبل با رئیس خود دارند به شکل متفاوتی با آن‎ها برخورد می‎شود. مجله Inc. آمریکا که در رابطه با کسب و کارهای کوچک و استارت آپ‎ها است اشاره می‎کند که باید از همان روز اول انتظارات خود را مشخص کنید تا جلوی هر نوع آسیب به رابطه شخصی خود را بگیرید. آن‎ها پیشنهاد می‎کنند یک نوع قرارداد بنویسید و در آن حوزه فعالیت شغلی و جزئیات آن را به شکل شفافی قید کنید.نتیجه‎گیریمشخص کنید آیا استخدام یکی از آشنایان شما روی روابط یا کسب و کار شما تاثیر خواهد گذاشت یا نه.اگر می‎خواهید فردی که می‎شناسید را استخدام کنید، برای احتمال تغییر رابطه خود آماده شوید. سخت می‎توان با رئیس خود رابطه دوستی داشت، با آن‎ که در این زمینه بسیاری از کسب و کارها تجربه‎های موفقی داشته‎اند. اگر اوضاع به خوبی پیش نرود پتانسیل از بین رفتن رابطه وجود دارد و باید پیش از ارائه پیشنهاد شغلی عواقب کار را درک کنید. </description>
                <category>تیم محتوا</category>
                <author>تیم محتوا</author>
                <pubDate>Mon, 14 Jan 2019 00:33:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>