<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های ریحانه پورغلام</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@reyhane.pourgholam</link>
        <description>هنوز نفهمیدم کیم و چی می‌خوام. بعدا بهتون می‌گم.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 13:52:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2736704/avatar/APQuMg.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>ریحانه پورغلام</title>
            <link>https://virgool.io/@reyhane.pourgholam</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نمی‌خواستم بزرگ شوم.</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhane.pourgholam/%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%B4%D9%88%D9%85-kniofsu5brjm</link>
                <description>خراب شده‌ام. روزی که در کلاس دوم الف به خودم قول دادم که بزرگ نشوم می‌دانستم که چه آینده‌ای انتظارم را می‌کشد. این روزها نه تنها هیچ اقیانوسی، کشتی‌هایم را نمی‌بلعد بلکه حوض چند سانتی‌متری‌ام هم غریق نجات دارد. پروانه‌هایی که در سینه‌ام پرورش می‌دادم، مهاجرت کرده‌اند و چند پیله مرده از خودشان به جا گذاشته‌اند. نه غمم آن‌قدر بزرگ است که به تراژدی بدل شود نه خوشی‌ام آن‌قدر جانانه‌ است که فریاد شود.کلمه‌ها، چیزهای آشنایی هستند که استفاده ازشان، به وجدم نمی‌آورد. دیگر نوشتن کلمه «تبلور» در انشایم، حس کشف قاره جدید نمی‌دهد. تخیلاتم، فکرهای دسته دومی هستند که دیگر حتی خودم را هم قلقلک نمی‌دهند.حالا دلم نمی‌خواهد در راه باشم، خوش باشم، سوار لاکپشت باشم؛ نارنیا نجات پیدا کرده و کمد جادویی، خاصیتش را از دست داده است. پیتر پن‌هایم راه‌شان را گم کرده‌اند و دستم به نوشتن چیزی نمی‌رود. همه‌چیز ملال‌انگیز، فاقد ضرورت، کم‌اهمیت و قابل اغماض است.دیگر شکستِ یک عشق، دقیقا مثل شکست‌خوردن در جنگ تروآ نیست. دستم از آرزوکردن کوتاه و آسمانم، اندازه سقفی‌ست که شب به آن چشم می‌دوزم.سگ بریند به این بزرگسالی.</description>
                <category>ریحانه پورغلام</category>
                <author>ریحانه پورغلام</author>
                <pubDate>Sat, 14 Sep 2024 16:39:36 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره هتل طاووسیه اصفهان</title>
                <link>https://virgool.io/in-search-of-narnia/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%87%D8%AA%D9%84-%D8%B7%D8%A7%D9%88%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-bwa10zkdlamb</link>
                <description>1) این نوشته، برای آشنایی با عمارت طاووسیه اصفهان نیست؛ یکی از نمونه کارهای من در سایت گردشگری یوتراوزه که حقش نیست بین هزار تا معرفی هتل معمولی، نادیده گرفته بشه و حس ناکافی‌بودن بکنه. (نوشته خودش را می‌بوسد و روی طاقچه میگذارد.)2) این متن تبلیغاتیه و بایاس داره. برای رزرو این هتل بهش اعتماد نکنین. برین نظرات مردم رو توی گوگل بخونین. عمارت طاووسیه اصفهاناقامتگاه سنتی عمارت طاووسیه اصفهان، تاریخی به بلندی اسمش دارد. این اقامتگاه، به تازگی بازسازی شده اما انگار همه‌چیز در آن دست‌نخورده باقی مانده است و می‌شود هنر اصیل ایرانی را در آجر آجر آن مشاهده کرد. برای پیداکردن این قطعه از تاریخ، باید در کوچه‌پس‌کوچه‌های اصفهان گم شوید تا به در مرموزی برسید که به محض بازشدن، شما را به 350 سال قبل می‌برد؛ زمانی که اصفهان در اوج زیبایی و شکوه خود قرار داشت.عکس‌ها را ورق بزنید و به خواندن ادامه دهید تا با یکی از دنج‌ترین و زیباترین هتل های اصفهان آشنا شوید.اقامتگاه سنتی عمارت طاووسیه اصفهان کجاست؟📍 آدرس: اصفهان، میدان نقش جهان، خیابان حکیم، کوچه ۱۲ بن‌بست غفوریپیداکردن هر آدرسی در اصفهان سخت است؛ بخصوص اگر در بافت تاریخی شهر دنبالش بگردید. اما برای رسیدن به اقامتگاه سنتی عمارت طاووسیه یک راهنمای بزرگ دارید؛ میدان نقش جهان! همه تابلوها در اصفهان به نقش جهان اشاره می‌کنند. پس کافی‌ست مسیر خود را به سمت این میدان بزرگ کج کنید و سپس وارد خیابان حکیم شوید تا هتل‌تان را در بن‌بست کوچه دوازدهم پیدا کنید.با اقامت در این عمارت، با چند دقیقه پیاده‌روی می‌توانید خود را به مسجد حکیم، بازار بزرگ اصفهان، میدان نقش جهان، خیابان زیبای چهارباغ، کاخ چهل ستون و کاخ عالی‌قاپو برسانید. باید اشاره کنیم که قدیمی‌ترین و بهترین بریانی‌های اصفهان هم در همسایگی هتل شما واقع شده‌اند. پس حتما سری به خیابان چهارباغ و بریانی‌های معروفش بزنید.چطور با هتل طاووسیه اصفهان تماس بگیرم؟اگر می‌خواهید هتل طاووسیه اصفهان را تلفنی رزرو کنید یا اگر سوالی در رابطه با این هتل دارید، می‌توانید همین حالا تلفن را بردارید و شماره 1548📞 را شماره‌گیری کنید. پشتیبانی یوتراوز به صورت 24 ساعته آماده پاسخگویی به سوالات شماست.لابی اقامتگاه طاووسیه اصفهاناقامتگاه عمارت طاووسیه اصفهان چه جور جایی‌ست؟حالا که اقامتگاه‌تان را پیدا کردید، بیایید با هم کلون درب چوبی را بکوبیم و وارد دنیای طاووسیه شویم. ورودی این هتل در یک کوچه تنگ و باریک که 2 نفر به زحمت در عرض آن جا می‌شوند، واقع شده است. اولین چیزی که بعد از ورود به هتل می‌بینید، لابی کوچکی با صندلی‌های قدیمی است که سقفی طاقی‌شکل و آجری دارد. راهروی سمت راست به طرف کافی‌شاپ و اتاق‌های طبق دوم می‌رود و راهروی سمت چپ، شما را به حیاط می‌رساند.اگر از پله‌ها بالا بروید، به یک پاگرد جذاب می‌رسید که دل‌تان می‌خواهد همان‌جا چمدان‌های‌تان را باز کنید. پنجره‌های چوبی، شیشه‌های رنگی، نقاشی‌های دیواری و طلاکوب‌ها، مدتی چشم شما را به خود خیره می‌کند. سپس وارد یک راهرو باریک دیگر در طبقه دوم می‌شوید. اتاق کسائی و اتاق شهناز در این راهرو قرار گرفته‌اند. در انتهای این راهرو، مجددا به یک دوراهی می‌رسید. پله‌های اول شما را به اتاق استاد تاج و یک تراس اختصاصی می‌رساند و پله‌های روبه‌روی آن به سمت کافی‌شاپ.اگر به سمت حیاط بروید، در انتهای راهرو به اتاق صمصام و یک راه‌پله به سمت زیرزمین، می‌رسید. راه‌پله‌ها شما را به سمت اتاق ارحام صدر هدایت می‌کنند. وارد حیاط که بشوید با یک چهارگوش دنج که دو طرف آن را پنجره‌های بلند چوبی محاصره کرده، مواجه می‌شوید. در گوشه دیگر حیاط به یک راهرو دیگر برمی‌خورید که به سمت اتاق بی‌بی مریم و اتاق استاد فرشچیان می‌رود.از طریق لینک زیر می‌توانید تور کاملی از اقامتگاه سنتی عمارت طاووسیه اصفهان و اتاق‌هایش داشته باشید.👈 تور مجازی عمارت طاووسیه اصفهانتوالت هتل طاووسیه اصفهانهتل بوتیک طاووسیه اصفهان چه امکاناتی دارد؟یکی از جذابیت‌های بوتیک هتل طاووسیه اصفهان، صرف صبحانه و میان‌وعده روی ایوان یا در حیاط است. البته کافی‌شاپ در آخرین طبقه هتل واقع شده اما شما می‌توانید سفارش خود را در حیاط هم میل کنید. درحال‌حاضر این هتل، رستوران ندارد اما همان‌طور که در خطوط قبل اشاره کردیم، رستوران‌های سنتی و غیرسنتی زیادی در اطراف آن وجود دارد.اگر با خودرو شخصی سفر می‌کنید، می‌توانید از پارکینگ رایگان هتل طاووسیه که جنب هتل واقع شده استفاده کنید. این پارکینگ روباز است و ظرفیت پارک 7 خودرو را دارد.در هر یک از اتاق‌های این هتل می‌توانید به سرویس بهداشتی فرنگی و حمام مجزا، یخچال با مینی‌بار (هزینه دارد)، چای‌ساز و تلویزیون دسترسی داشته باشید. لوازم بهداشتی مثل مسواک، خمیر دندان، شانه، حوله و سشوار هم برای مهمانان فراهم شده است. همچنین در تمام اتاق‌ها به اینترنت وای‌فای رایگان هم دسترسی خواهید داشت.چطور اقامتگاه سنتی عمارت طاووسیه اصفهان را رزرو کنم؟برای رزرو اقامتگاه سنتی عمارت طاووسیه اصفهان، برخلاف اسمش، راه درازی ندارید. کافی‌ست از طریق سایت یوتراوز، اتاق خود را انتخاب کنید و بعد از ثبت مشخصات فردی، هزینه اقامت‌تان را پرداخت کنید تا تاییدیه رزرو برای شما صادر شود. با این حال، بد نیست که قبل از رزرو هتل خود، این نکات را هم درنظر داشته باشید:قبل از انتخاب و رزرو اتاق، یک بار قوانین پذیرش در هتل را از نظر بگذرانید. قوانینی مثل شرایط و نرخ پذیرش شهروندان خارجی، زوجین و کودکان در این صفحه نمایش داده شده است.بعد از این که اتاق‌تان را انتخاب کردید، وارد صفحه ثبت مشخصات فردی می‌شوید. در این صفحه، قسمتی برای ثبت درخواست‌های مهمان از هتل در نظر گرفته شده که می‌توانید در صورت تمایل، آن‌‌ها را علامت بزنید یا در توضیحات بنویسید.درخواست‌هایی مثل پذیرش زودتر از موعد یا خروج دیرتر از موعد، امکان سیگارکشیدن در اتاق، درخواست تخت‌های جدا یا چیدمان ویژه در اتاق. البته باید در نظر داشته باشید که بعضی از درخواست‌ها شامل هزینه می‌شوند و مهم‌تر از آن، در این مرحله به تایید نمی‌رسند. کارشناس هتل، بعد از استعلام، با شما تماس می‌گیرد و نتیجه را به شما اطلاع می‌دهد.هر کجای این مسیر به مشکل برخوردید یا سوالی داشتید، می‌توانید به صورت 24 ساعته با شماره تلفن 1548📞 تماس بگیرید و از راهنمایی کارشناسان برخوردار شوید.</description>
                <category>ریحانه پورغلام</category>
                <author>ریحانه پورغلام</author>
                <pubDate>Wed, 14 Feb 2024 13:04:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقدی بر فیلم May December</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhane.pourgholam/%D9%86%D9%82%D8%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-may-december-wp30lsncwwhc</link>
                <description>May December سکانسی از فیلماصطلاح May December در زبان انگلیسی، برای رابطه‌هایی استفاده می‌شود که دو نفر در آن اختلاف سنی بسیار زیادی دارند. ماه may، سمبلی از بهار و جوانی و ماه December، سمبلی از زمستان و بزرگسالی است.سوال 1: قطاری به سرعت در حال حرکت است و چند بچه سهل‌انگار روی مسیر آن در حال بازی هستند. در مسیر فرعی نیز یک نفر ایستاده است. آیا برای نجات جان تعداد بیشتری از بچه‌ها، اهرم را می‌کشید و قطار را از مسیر اصلی منحرف می‌کنید؟سوال 2: شما و تعدادی دیگری از مسافران یک کشتی، از طوفان جان سالم به در برده‌اید و حالا وسط اقیانوس و روی یک قایق نجات منتظر رسیدن امدادگران هستید ولی تا زمان رسیدن آن‌ها، به اندازه همه آب و غذا ندارید. آیا افراد ضعیف‌تر را برای نجات افراد قوی‌تر قربانی می‌کنید یا غذا را به شکل مساوی تقسیم می‌کنید و ریسک مردن همه افراد را می‌پذیرید؟سوال 3: آیا کودک‌آزاری شامل استثنا می‌شود؟ اگر یک نفر ادعا کند که عاشق یک فرد زیر سن قانونی شده و پای عواقب کارش هم بایستد، می‌توانیم این علاقه را قابل قبول بدانیم؟در عین حال که فیلم May December، دنبال مطرح‌کردن دوراهی‌های اخلاقی نیست و نمی‌خواهد روی اخلاقیات متزلزل ما دست بگذارد، اما بیننده را با پرسش‌های مهمی روبه‌رو می‌کند.خلاصه داستان از این قرار است:الیزابث بری (با بازی ناتالی پورتمن)، قرار است در فیلمی ایفای نقش کند که از شخصیت یک زن عجیب به نام گریس الهام گرفته شده است. گریس (با بازی جولیان مور)، زنی است که 20 سال پیش به اتهام داشتن رابطه جنسی با یک پسربچه کلاس هفتمی به نام جو (با بازی چارلز ملتون) به زندان افتاده است. اما این مسئله باعث نشده تا گریس از عشق خود نسبت به جو دست بکشد.گریس بعد از رسوایی، همسر و فرزندش را رها می‌کند، فرزند جو را در زندان به دنیا می‌آورد، جلوی همه دنیا می‌ایستد و بعد از آزادی از زندان و با رسیدن جو به سن قانونی، با او ازدواج می‌کند. حالا، گریس و جو، در انتظار جشن فارغ‌التحصیلی فرزندانشان از دبیرستان هستند و جو ناگهان در سن 27 سالگی دچار سندرم آشیانه خالی شده است.ما به عنوان بیننده، فرصت قضاوت گریس یا دل‌سوزی برای جو را به دست نمی‌آوریم. چون مبهوت تلاش‌های الیزابث برای درک افکار و رفتار گریس و تقلید کوچک‌ترین رفتارهایش هستیم. در فیلم May December مانند رمان مشهور لولیتا، که مضمون مشابهی با داستان گریس و جو دارد، زیاد درگیر تایید یا رد رابطه این دو فرد نمی‌شویم چون معمای دیگری برای حل‌کردن داریم؛ بررسی رفتارهای الیزابث یا همان دختر بازیگر.قصه ناجور آشنایی و ازدواج گریس و جو، آرام آرام توسط شخصیت جدید داستان به حاشیه کشانده می‌شود. همان‌طور که فیلم جلو می‌رود، ما دست از قضاوت گریس برمی‌داریم و با داستان الیزابث همراه می‌شویم. الیزابث، دنبال قضاوت یا تایید گریس نیست بلکه سعی می‌کند او را درک کند و به دنیای او پا بگذارد. و موفق هم می‌شود.کارگردان، قصد ندارد تا ما را با دیدن این فیلم، درگیر پرسش‌های فلسفی کند بلکه فقط می‌خواهد دستمان را بگیرد تا با هم از دنیای عجیب و ناشناخته‌ای عبور کنیم و یک بار دیگر، از خودمان سوال‌هایی را بپرسیم که قبلا پاسخ قانع‌کننده‌ای برای‌شان پیدا کرده بودیم. دنیایی که به واسطه حضور الیزابث، فرصت لمس آن را به دست آورده‌ایم.فیلم May December، فرم جدیدی از روایت دارد. در این فیلم، یک قهرمان اصلی نداریم که با چالشی روبه‌رو شود و درنهایت غالب یا مغلوب بماند. روایت، اصل ماجراست. کاراکترها وزنی مساوی دارند و بیننده می‌تواند قهرمانش را از بین آن‌ها انتخاب کند و با او همراه شود.در نهایت، حتی اگر ژانر فیلم را دوست نداشته باشید، آن‌قدر از بازی‌های خیره‌کننده ناتالی پورتمن و جولیان مور لذت می‌برید که داستان را فراموش می‌کنید. امتیاز من به این فیلم، 8.5 از 10 بود.</description>
                <category>ریحانه پورغلام</category>
                <author>ریحانه پورغلام</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jan 2024 15:43:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان پیداشدن اولین ایده‌</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhane.pourgholam/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-npxgbhvs6q8t</link>
                <description>گوته؛ کاشف ایده اصلیایده‌ها کجایند و از کجا می‌آیند؟ این چراغ‌هایی که بی‌خبر روی سرمان روشن می‌شوند، نتیجه چه فعل و انفعالاتی هستند؟ چه کسی رشته‌های نامرئی مغزمان را ریسه می‌کند و بعد ازشان یک پلیور جدید می‌سازد؟ اگر همه ما تقلیدی از سعی دیگری هستیم، پس چه کسی اولین ایده را پیدا کرده است؟این جستار، داستان پیداشدن یک ایده است. البته نه هر ایده‌ای. اولین ایده. ایده اصلی. همانی که ما ادامه‌اش می‌دهیم. همان داستانی که برای بار هزار و یکم می‌گوییم اما به طرز جالبی، بدیع است.یکی بود و یکی نبود. ما نبودیم، اما یوهان ولفگانگ فون گوته بود و در فرانکفورت زندگی می‌کرد. گوته، فقط 25 ساله‌ش بود که ایده اصلی، او را پیدا کرد. بگذارید از اول شروع کنم.یکی بود، یکی نبود. یک ایده بود و ایده‌های دیگر هنوز به وجود نیامده بودند. ایده اصلی مثل نسیم، روی صورت افراد می‌نشست و از لای انگشتانشان عبور می‌کرد. از راه بینی وارد ریه‌هاشان می‌شد و دوباره با یک فرمول شیمیایی دیگر، راه خودش را به بیرون پیدا می‌کرد. هیچ‌کس از وجودش خبر نداشت. همه خیلی عادی آن را تنفس می‌کردند و از لابه‌لای مولکول‌هایش رد می‌شدند. برای همه نامرئی بود.ایده اصلی مثل همه عناصر زمین، از قبل وجود داشت اما دیرتر از هر نوع خاک، آب، باد و آتشی کشف شد. چون ترکیبی ناآشنا از همه آن‌ها بود. شبیه خاک، جامد و قابل لمس بود، به شکل باد در همه چیز جریان داشت، مثل یک مایع، در همه‌چیز فرو رفته بود و مثل آتش، شلعه‌هایش زبانه می‌کشید. اما مردم نمی‌توانستند رد پایش را پیدا کنند. مثل جادو، به قرن‌ها پیش تعلق داشت و همه معتقدانش مرده بودند.تا این که قهرمان داستان ما، با قدرت دیدن و لمس این نیرو، متولد شد. گوته، جریان بی‌دریغ ایده اصلی را در رگ‌هایش حس می‌کرد و می‌توانست آن را در مولکول‌مولکول بدنش درک کند. اما تا می‌آمد آن را به شکلی از درونش بیرون بکشد، مثل ماهی از دستش لیز می‌خورد و فرار می‌کرد. این ایده پیدا نشد تا وقتی گوته اجازه داد او را بُکشد. او همه چیز را رها کرد و از همه چیز دست شست تا بلاخره، ایده، به شکلی که باید پیدا می‌شد، خودش را به او نشان داد. ایده، به شکل عصاره‌ای از تمام لذت‌ها و رنج‌های او روی یک کاغذ معمولی چکه کرد و چکه‌های آن از روی کاغذ عبور کردند و جوی کوچکی درست کردند. بعد این جوی کوچک قاطی آب آشامیدنی فرانکفورت شد و همه آن را نوشیدند. حالا ما آبی را می‌نوشیم که قاطی‌اش، ایده اصلی و ایده‌های غیراصلیِ صدها سال ایده‌نوشی است.</description>
                <category>ریحانه پورغلام</category>
                <author>ریحانه پورغلام</author>
                <pubDate>Sat, 09 Dec 2023 17:14:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درباره نوشتن؛ فرزندی که هنوز در آغوش نکشیده‌ایم</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhane.pourgholam/about-writing-fmbhksssa84i</link>
                <description>نوشتن زیباست. این که مخلوقت را با تمام نقص‌های نژادی و ژنیتیکی‌اش به دنیا بیاوری، زیباست. وقتی یک اثر را با نگاه نقادانه می‌خوانم، نمی‌توانم به راحتی چشمم را به روی این زیبایی ببندم. به لحظه زایش اولین کلمات و جمله‌هایی که بدون نیاز به سوزاندن یک دهم انرژی، از دهان مغز نویسنده بیرون ریخته شده‌اند. انگار همیشه آن‌جا بوده‌اند و پشت سر هم تلنبار شده‌اند و بعد، یکهو با یک فشار غیرمنتظره بیرون ریخته‌اند.مثل همین حالا. درواقع کار هنرمند و ادیب همین است؛ فعالانه به انتظار نشستن. باید مثل یک دانه، مصرف‌کننده خاک و نور و آب باشی تا لحظه‌ای که جوانه بزنی. بعد دیگر رشدکردن فرآیند طبیعی تو می‌شود.صدها نفر را دیده‌ام که زور می‌زنند چیزکی از خودشان در بیاورند. اما زایش، کلاهِ سیاهِ لبه‌دارِ شعبده‌بازِ سیرک نیست. اگر چیزی هم از آن در بیاید، حقه است؛ پس خودت را فریب نده. برای نوشتن، باید حرفی برای گفتن داشته باشی که نمی‌توانی برای گفتنش صبر کنی. باید همه دنیا بدانند که چه می‌خواهی بگویی. نه این که خودت هم حوصله بیانش را نداشته باشی.هنر همیشه زیبا نیست اما همیشه حساس است. اگر چیزی را تکان نمی‌دهی، پس حرکت نکن.مهم نیست اگر پایان را نمی‌شناسی. هیچ‌کس نمی‌داند چه وقتی، کجا و در چه لباسی جان می‌دهد اما بلاخره با آن مواجه می‌شود. پس به خاطر ندیدن خط پایان، سر جایت نمان.آن ورکشاپ را نرو. خودت را به موش آزمایشگاهی آن جشنواره ادبی تبدیل نکن. آن لوح تقدیر را دور بینداز. هر چه نیاز داری در وجود توست و لازم نداری به کسی اثباتش کنی.و بلاخره، دنبال بغل‌کردن فرزند بقیه نباش. هیچ‌کس بدون دردکشیدن مادر نشده است.</description>
                <category>ریحانه پورغلام</category>
                <author>ریحانه پورغلام</author>
                <pubDate>Thu, 09 Nov 2023 14:19:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شیراز کجا بریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/in-search-of-narnia/%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-t3nnycptliow</link>
                <description>مسجد نصیرالملک معروف به مسجد صورتی شیراز (منبع عکس: دزدی از اینترنت)شیراز کجا بریم؟ سوالی که از آدمای سفر نرو زیاد می‌شه شنید. در حالی که هر کسی سبک سفر و تعریف خاص خودش رو برای لذت‌بردن از تجربه‌های  جدیدش داره.بچه که بودم حالم از سفررفتن بهم می‌خورد؛ چون سفرهای خونوادگی محدود می‌شد به دیدن جاذبه‌های تاریخی معروف که تو اون سن برای من معنای خاصی نداشت و خرید. اولین تصویری که از هر شهر تو ذهن من ثبت شده، تصویر پاساژها و بازارهاشه و راستش این حقیقت که به جاهای زیادی سفر کردم ولی جاهای خیلی کمی رو دیدم، قلب کوچکم رو به درد میاره.یکی از شهرهایی که مقصد همیشگی‌مون بود و شامل این تعریف می‌شه، شیرازه. من از شیراز به جز بازارهاش، ارگش رو می‌شناسم، شاهچراغش، حافظیه و سعدیه، باغ ارم و فالوده‌فروشی‌هاش. تا حالا فرصت شیرازگردی به سبک ریحانه رو تجربه نکردم اما شیراز و جاهای دیدنی‌ش رو مثل کف دستم بلدم. بهونه‌م برای نوشتن این پست، آشناکردن آدما با گوشه‌کنار این شهر شگفت‌انگیزه تا به سیاق خودشون، شیرازگردی کنن.شیراز کجا بریم بگردیم؟یکی از چیزهایی که شیرازگردی رو سخت می‌کنه، اینه که گزینه برای گشت‌وگذار خیلی زیاده و تجربه‌های متفاوتی از سفر به این شهر می‌شه ساخت. می‌دونم شاید یکم احمقانه به نظر برسه :) ولی از قبل تصمیم بگیرین هدفتون از سفر به شیراز چیه.تاریخ‌گردیشیراز، بهشت تاریخ‌گردهاست. اگه عاشق دیدن جاذبه‌های تاریخی هستین، یک چمدون گنده ببندین، چون قراره تو این شهر موندگار بشین. این شهر نه چندان بزرگ، مثل یک دفتر تاریخ می‌مونه که می‌تونین با قدم‌زدن تو خیابوناش، تو زمان سفر کنین.عمارت شاپوری شیراز (عکس از رضا سبحانی)دوست دارین برین به دوره پهلوی؟ بازدید از مسجد نصیرالملک، معروف به مسجد صورتی شیراز و خانه نصیرالملک (سازنده مسجد) رو از دست ندین. اگه نمی‌دونین مسجد صورتی کدومه باید بگم همون‌جایی که تقریبا 78 درصد ایرانیا جلوی پنجره‌های رنگیش عکس دارن. بهترین وقت سال برای دیدن انعکاس نور از این پنجره‌ها، زمستونه؛ چون تابش خورشید ملایم‌تره. ولی هر وقت از سال که راهی شیراز شدین، همون صبح اول وقت شال و کلاه کنین و تنبلی نکنین و نذارین به ظهر بکشه. هر چی به ظهر نزدیک‌تر بشین، انعکاس نورهای رنگی کمتر می‌شه و عکسای جالبی نمی‌تونین بگیرین.{یه فکت جالب! سازنده عمارت سفیدی که توی باغ ارمه هم، همین دوست عزیز باسلیقه‌مون، آقای نصیرالملکه.} عمارت شاپوری هم متعلق به این دوره‌س و به نظر من خیلی خیلی دیدنیه. البته این عمارت تاریخی چند سالی هست که به یک رستوران و کافی‌شاپ تبدیل شده و بخوام در گوشی بهتون بگم، نقدای جالبی راجع بهش وجود نداره.نارنجستان قوام (عکس از: نمی‌دانم)دوست دارین برین به دوره قاجار؟ نارنجستان قوام و خانه زینت‌المک قوام که دقیقا کنار هم قرار گرفتن، یکی از دیدنی‌ترین جاذبه‌های شیرازن. نارنجستان قوام یک باغ نارنجه که یه عمارت بزرگ و خیلی مجلل رو توی خودش جا داده و از قرار معلوم، مال یکی از خانواده‌های پرنفوذ دربار قاجار بوده. جالبه بدونین که این دو تا خونه که حالا از هم جدا شدن، قبلا یک مجموعه کامل از خونه، مدرسه و حمام و این داستانا بودن و جایی که بهش می‌گیم خونه زینت‌الملوک، در واقع اندرونی همین مجموعه بوده. تو زیرزمین خانه زینت‌الملوک، یه موزه جالب از مجسمه‌های مومی مشاهیر شیراز و ایران وجود داره که دیدنش خالی از لطف نیست. می‌تونین مجسمه خود خانم زینت‌الملوک رو هم اون‌جا ببینین. جالبه بدونین که این دو تا خونه از طریق همین زیرزمین به هم راه دارن.علاوه‌بر این دو تا خونه تاریخی، خانه منطقی‌نژاد، خانه فروغ‌المک و تعداد زیادی از خونه‌های تاریخی شیراز متعلق به این دوره تاریخی هستن. بعضی از این خونه‌ها رو به موزه تبدیل کردن و بعضی‌هاشون، مثل خانه پرهامی شیراز، اقامتگاه و رستوران شدن. این خونه‌ها یکی از جذاب‌ترین بخشای شیرازگردی برای من محسوب می‌شن که دنیای خودشون رو دارن و نمی‌خوام تو این مقاله راجع بهشون صحبت کنم اما لیست کامل این خونه‌ها رو با توضیحات کامل می‌تونین اینجا ببینین.? لیست خانه های تاریخی شیرازارگ کریم خان در شیرازدوست دارین از این هم عقب‌تر برین؟ مثلا دوران زندیه؟ خب خوشبختانه کریم‌خان زند معروف به وکیل‌الرعایا، یادگاری‌های زیادی از خودش به جا گذاشته. ارگ کریم خان، باغ نظر معروف به موزه پارس (محل دفن کریم‌خان)، حمام وکیل، مسجد وکیل، بازار معروف وکیل (و حتی آب‌انبار وکیل)، همه در یک محدوده قرار دارن و  می‌تونین یک روز رو به دیدن اونا اختصاص بدین.این منطقه، توریستی‌ترین قسمت شهره و هر وقت سال که شیراز باشین شلوغه. البته هر کدوم از این جاذبه‌ها واقعا دیدنین و حتی اگه از دیدن جاذبه‌های تاریخی اون‌قدر لذت نمی‌برین، جو و اتمسفری که این منطقه داره جذبتون می‌کنه. دور ارگ، پره از فالوده‌بستنی فروشی‌های معروف با صف‌های طولانی که کاملا ارزش چند دقیقه انتظار رو دارن.مسجد وکیل یه شاهکار هنریه، حمام وکیل یه موزه جالب از مجسمه‌های مومیه که آداب و رسوم مردم مخصوصا آداب حموم‌رفتن رو نشون می‌دن، موزه پارس هم اشیا تاریخی از دوره‌های مختلف ایران داره. سرتون رو درد نمیارم دیگه.نادرشاه و سلسه افشاریان کار خاصی تو شیراز نداشتن. اما اگه منتظر صفویان بودین، پیشنهاد می‌کنم عقب‌تر نیاین. شیراز جاذبه‌های تاریخی از دوره صفوی هم کم نداره اما خب، زیاد چنگی به دل نمی‌زنن.از روی بقیه سلسله‌های خسته‌کننده بپریم و بریم سراغ ایران باستان. ساسانی‌ها تو شیراز، برامون کاخ سروستان، نقش برجسته بهرام، بند بهمن و چهارطاقی نقاره خانه رو به جا گذاشتن. البته این لیست خیلی خیلی طولانی‌تره ولی من به جاذبه‌های جذابش افاقه کردم.تخت جمشید از اون جایی که من از اون دسته آدم‌هایی هستم که قسمت خوشمزه غذا رو برای آخر نگه می‌دارن، بریم سراغ سلسله هخامنشیان. برای دیدن تخت جمشید و پاسارگاد، باید از شهر خارج بشین و تقریبا 1 روز کامل رو به دیدنشون اختصاص بدین ولی باور کنین کاملا ارزشش رو داره. دیدن عظمت و زیبایی این سازه‌ها، چنان تاثیر عمیقی روتون می‌ذاره که تا چند وقت از جو ایرانی آریایی بیرون نمیاین. ? تخت جمشید نسبت به پاسارگاد، سالم‌‌تر مونده و دیدنی‌های بیشتری داره اما اگه می‌خواین آرامگاه کوروش رو ببینین، باید مسیر پاسارگاد رو در پیش بگیرین.شیرازگردی با طعم شعر و بهارنارنج (شراب)تنها نرید شیراز. اگه رفتین اقلا این جاها نرید:حافظیه شیرازحافظیه: حافظیه یا همون آرامگاه حافظ، فقط یک مقبره با معماری جالب نیست؛ خیال‌انگیزترین و دوست‌داشتنی جای شیرازه. حتی نفس‌کشیدن تو این مکان، کار شاعرانه و الهام‌بخشیه. وقتی وارد باغ می‌شی، انگار خود خواجه شمس‌الدین با جامش میاد استقبالت و دستتو می‌گیره و تو باغش می‌چرخوندت. منگ و سرخوش می‌شی و واقعا دلت نمیاد ازش بیای بیرون. به هیچ عنوان تنها نرید آقا.? اطلاعات لازم و غیرضروری درباره حافظیه رو اینجا بخونین.سعدیه شیرازسعدیه: واقعا منصفانه نیست که آرامگاه دو تا از بهترین شاعرهای ایران تو یک شهر باشه ولی خب هیچی تو دنیا عادلانه نبوده و نخواهد بود. معماری آرامگاه سعدی هم به اندازه آرامگاه حافظ باشکوهه و می‌شه ساعت‌ها توش وقت گذروند. کنار آرامگاه یه سری پله می‌بینین که به سمت زیرزمین می‌رن. حتما از این پله‌ها برین پایین. پایین این پله‌ها به یک محوطه چندضلعی میرسین که اگه از نرده‌هاش خم بشین، می‌تونین حوض ماهی سعدی رو ببینین. چیزی نپرسین و فقط یک سکه بندازین تو آب و آرزو کنین. این‌جا هم اگه تنها هم رفتین حداقل تنها برنگردین.? اینجا درباره مربع به مربع سعدیه بخونین.باغ ارم شیرازباغ ارم: باغ ارم یکی از جالب‌ترین جاهای دنیاست. این باغ بزرگ که اصلا معلوم نیست چند صد ساله وجود داره، یه باغ پلکانیه که با الگوی معماری باغ‌ ایرانی ساخته شده. (اگه دوست دارین علت تاریخی وجود این همه بیمار OCD در ایران رو پیدا کنین، الگوی باغ ایرانی رو در گوگل سرچ کنین). این‌جوری بهتون بگم که چند صدتا گونه مختلف گل و گیاه و درختای هزارساله توی این باغ وجود داره، جوری که به عنوان موزه گیاه‌شناسی زیرنظر دانشکده کشاورزی شیراز قرار گرفته! یک عمارت تاریخی سفید فوق‌العاده خوشگل و یه کافه دوست‌داشتنی و یه موزه سنگ و جواهرم داره که حوصله‌تون سر نره. ترجیحا تنها نرین.اطلاعات جذاب و خواندنی راجع به باغ ارم شیراز. (خیلی برای این مقاله زحمت کشیدم نمی‌دونم چرا گوگل آشغال بهش اهمیت نمی‌ده.)باغ دلگشای شیرازباغ دلگشا: اگه سمت اردیبهشت رفتین شیراز و دلگشا نرفتین، انگار شیراز نرفتین. این باغ به درختای بهارنارنجش و عمارت کلاه‌فرنگیش معروفه و تو بهار، خودِ خودِ خودِ بهشته. به هیچ عنوان تنها نرین و جان بچتون بهارنارنج‌ها رو از سر درخت نچینین.زیر و بم این باغ رو توی این مقاله در آوردم: باغ دلگشا شیراز.باغ عفیف آباد شیراز (عکس بهتری پیدا نکردم)باغ عفیف‌آباد: می‌دونم شاید فکر کنین خب دو تا باغ رو دیدم بقیه چی می‌تونن داشته باشن که سورپرایزم کنن، ولی عفیف‌آباد رو برین ببینین. جدا از باغ و عمارت دو طبقه فوق‌العاده خوشگلی که داره، یه موزه ادوات و اسلحه هم داره که خیلی دیدنیه. جالبه بدونین که این باغ از طرف وراث به فرح پهلوی هدیه داده می‌شه و اگه وارد عمارت بشین می‌تونین اسباب و اثاثیه خاندان پهلوی رو هم از نزدیک ببینین.? درباره این که چرا به این باغ می‌گن عفیف‌آباد، عفیفه کی بوده اصلا و چرا الان باید موزه اسلحه باشه، اینجا بخونین.قسمت بعد؛ لوکیشن‌های ادایی شیراز برای عکاسی (که انگار همه خبر دارن کجان به جز ما)ممنون که به تدتاک من اومدین. در قسمت بعد می‌خوام ادایی‌ترین لوکیشن‌های شیراز رو برای تولید محتوای اینستاگرامتون معرفی کنم. قراره چیزای تکراری هم ببینین اما با جزئیات بیشتر و دقیق‌تر. ?</description>
                <category>ریحانه پورغلام</category>
                <author>ریحانه پورغلام</author>
                <pubDate>Sun, 01 Oct 2023 17:21:47 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>