<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Reihaneh Amooie</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@reyhaneh.amouie</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-13 06:19:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/30977/avatar/avatar.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Reihaneh Amooie</title>
            <link>https://virgool.io/@reyhaneh.amouie</link>
        </image>

                    <item>
                <title>یک رایتینگ تسک یک آیلتس جنرال رو باهم شخم بزنیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhaneh.amouie/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%AA%D8%B3%DA%A9-%DB%8C%DA%A9-%D8%A2%DB%8C%D9%84%D8%AA%D8%B3-%D8%AC%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%B1%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D9%87%D9%85-%D8%B4%D8%AE%D9%85-%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%85-htb8ovkn8kgc</link>
                <description>یکی از راه‌های عالی برای تقویت مهارت نوشتاری توی آزمون آیلتس اینه که به نمونه‌های خوب دسترسی داشته باشین و بلد باشین تحلیلشون کنین. ازشون ایراد بگیرین، یا اگر ایرادی نداره بتونین بگین که چرا فکر می‌کنید ایرادی نداره. توی این یادداشت می خوام یکی از این نمونه‌ها رو براتون تحلیل کنم. نمونه سوالی که انتخاب کردم برای تسک یک آزمون جنراله. توضیح مفصلی برای اینکه هر نمره آیلتس رو به چه جور نوشته‌ای اختصاص میدن اینجا هست، ولی میخوام توی این یادداشت به صورت تیتروار و خلاصه کمکتون کنم که خیلی سریع، ظرف چند دقیقه بتونین نوشته خودتون یا دیگران رو عیب یابی کنین تا بتونین نمره بالاتری بگیرین. ممکنه ظاهر  بعضی نکات ساده و بدیهی به نظر بیان، ولی موقع امتحان، وقت تنگه و ممکنه کمی هم استرس چاشنیش بشه و کار رو سخت کنه، واسه همین تمرین و تسلط می تونه به کمکتون بیاد. نمونه سوال تسک یک رایتینگ جنرالنمونه نامه تسک یک آیلتس جنرالقدم اولاول از همه چی رو چک کنم؟ قسمت Greeting. متن دوستانه است یا اداری؟ دوستانه! پس بگم خانم فلانی یا بگم سارا؟ بگم سارا! پس تا اینجا همه چی خوبه.  Greeting مناسب برای نامه دوستانهقدم دوم دوم چی رو چک کنم؟ موضوع!  موضوع رو از کجا بفهمم؟ جمله اول سوال. اولین جمله میگه شما رفتین به یه محله جدید. پس نامه باید در اولین جمله اش به موضوع اشاره کنه. میخوام به دوستم نامه بنویسم بهش بگم که رفته ام به یه محله جدید. پس تا اینجا به اون سه تا قسمت بعدی سوال هیچ کاری ندارم! Greeting and topic sentenceبعدش توی همین پاراگراف باید خلاصه همه حرفی که توی ادامه گفته خواهد شد، ذکر شده باشه. یعنی خلاصه سه تا موردی که سوال ازمون خواسته. این موارد چیا هستن؟    1- چرا رفتم محله جدید؟ 2- محله جدید چه طوریه؟ 3- دعوت از سارا برای اینکه بیاد به دیدنم.     ببینیم توی این پاراگراف اینا رعایت شدن یا نه؟ پاراگراف مربوط به  موضوع و معرفی    آیا جمله ها رو خوب به هم چسبوندم یا نه؟ احساس می کنید چند تا جمله بی ربط هرکدوم از یه جا پرت شده ان توی پاراگراف یا اینکه با نظم و ترتیب خوب به هم وصل شده اند؟ به نظر من که خوبه. این چسبا چیا هستن؟ However, and, The reason is,.....قدم سوم بریم پاراگراف بعدی. توی این پاراگراف میخوام در مورد جمله سبز توضیح بیشتری بدم. مثال یا جزییات بهش اضافه کنم. حواسمون هست که از موضوع اصلی پرت نشده باشیم، اطلاعات بی ربط نداده باشیم. ببینیم این ها رعایت شدن یا نه؟پاراگراف مربوط به اولین سوال اصلیمثل مرحله قبل، چک میکنیم که کلمات به هم دیگه خوب مرتبط شده باشند، از collocation ها و لغات مناسب استفاده شده باشه، ساختارهای گرامری درست و متنوع به جا استفاده شده باشن. حواسمون باشه که از لغات خیلی پیچیده که متن رو مصنوعی یا غیر قابل فهم جلوه میده استفاده نشده باشه. قدم چهارم و پنجم پاراگراف سوم و چهارم رو به همون ترتیبی که در قدم سوم بررسی کردیم، بررسی می کنیم.پاراگراف مربوط به دومین سوال اصلیپاراگراف مربوط به سومین سوال اصلیقدم ششم و هفتمحالا باید نتیجه گیری شده باشه. یه جمله که بر اساس موضوع متن و برای حسن ختام نامه نوشته شده باشه. اینجا دوستم رو دعوت کردم و در نتیجه میخوام بدونم دعوتم رو قبول کرده یا نه. بعدش باید نامه ام رو امضا کنم. امضا هم باید با دوستانه بودن متن متناسب باشه.نتیجه گیری و امضاقدم هشتم یه بار دیگه از اول متنم رو میخونم تا مطمئن بشم چیزی از قلم نیوفتاده، غلط گرامری یا هجی کردن یا انتخاب لغت یا جمله با ساختار اشتباه ندارم، علائم نگارشی درست استفاده شده اند، جملات خوب به هم مرتبط شده اند، و ساختار متن منطبق به قدم های یک تا هفت هست یا نه و این که از کلمات و ساختارهای گرامری متنوع استفاده شده یا نه. راستی یادتون باشه که نامه شما نباید کمتر از 150 کلمه باشه. با تمرین زیاد می تونید متوجه بشید با توجه به دست خطتون، هر خط چند کلمه است و اینطوری می تونید حساب تعداد کلماتتون رو داشته باشید. حرف آخر اگر این راهنما به نظرتون مفیده برای کسایی که فکر میکنید براشون مناسبه بفرستیدش، و اگر درموردش پیشنهاد یا انتقادی دارید توی کامنت ها برام بنویسید. منبع Barron&#x27;s writing for the IELTS</description>
                <category>Reihaneh Amooie</category>
                <author>Reihaneh Amooie</author>
                <pubDate>Wed, 18 Sep 2019 13:16:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ورزشگاه را ای کاش زبان سخن بود</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhaneh.amouie/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D8%A8%D9%88%D8%AF-z4eugwtqbdtn</link>
                <description>متاسفانه و برحسب تقدیر، در یک مجتمع مسکونی، بسیار بسیار نزدیک به استادیوم صدهزار پسری آزادی در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشودم  و تا بیست سالگی من که ساکن آنجا بودیم، از تفریحات سالم من و برادرم در هنگام برگزاری بازی های مهم، رفتن به پشت بام و تماشای نورافکن های باشکوه و عظیم ورزشگاه و شنیدن صدای تشویق و فریاد تماشاگران بود. گاهی اوقات از صدای فریاد و غوغای استادیوم که در یک لحظه شدت می گرفت، می فهمیدیم که گلی به ثمر رسیده و اینگونه میشد فهمید که پخش زنده شبکه سه، شبکه جوان، آن قدرها هم زنده نیست و بین چند ثانیه تا چند دقیقه تاخیر دارد. تماشاچیان گاهی با شعارهای رکیک و زشت بازیکن های تیم مقابل را مورد حمله کلامی قرار می دادند و با مقایسه آنچه میشنیدیم با بازی ای که از شبکه سه پخش می شد می فهمیدیم عده ای حقوق می گیرند که ما فقط چیزهای خوب را بشنویم. خساراتی که تماشاگران بعد از بازی ها به مینی بوسها و اموال عمومی وارد می کردند، کندن صندلی اتوبوس ها، خرد کردن شیشه نوشابه و ریختن خرده شیشه ها روی آسفالت اتوبان تهران کرج، دعوا و کتک کاری و خشونت، و در درجه دوم اهمیت، ترافیک سنگین ناشی از همه این وحشی گری ها (بله، وحشی گری، رفتارهای حیوانی)، باعث شده بود بفهمم فوتبال به هرچیزی شباهت دارد، هر معنی ای دارد، جز یک بازی یا یک ورزش. یک روز در راه منزل در ایستگاه متروی ورزشگاه آزادی پیاده شدم و فهمیدم که بازی مهمی در پیش است و زمان بدی را برای رفتن به منزل انتخاب کرده ام.  طرفداران سعی داشتند ضمن به نمایش گذاشتن فرهنگ و تمدن اصیل  خود با رد شدن از روی یکدیگر و پاره کردن حنجره خود و دیگران (!) خود را به استادیوم برسانند. (آخر جوانان ما [بخوانید پسرها] گناه دارند و تفریح دیگری ندارند و باید انرژی خود را تخلیه کنند، وگرنه معتاد می شوند.). خوشحال از اینکه سالم از زیر دست و پای آنها بیرون آمدم، خاطره مهم و تصویر نسبتا کاملی از آنچه در ورزشگاه رخ می دهد در ذهنم ثبت شد. خدا را شکررر! که این وحشی گریها باقی ماند و شدت گرفت تا بتوان به مصلحت نبودن ورود زنان به ورزشگاه را با دستاویزی توجیه کرد، و الا برای ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه باید دست به دامان بهانه هایی می شدیم که برای سایر مسائل به کار می بریم. آنوقت آبروریزی شدید تری رخ میداد.  زن احساساتی است، اگر فوتبال را از نزدیک ببیند عقل نصفه اش به یک چهارم تقلیل پیدا می کند. زن زور بازو ندارد، ممکن است نتواند صندلی های ورزشگاه را خوب از جا بکند. زن گل است! زن سنبل است! نمی تواند اعضای خانواده بازیکنان را آنگونه که شایسته است مورد توجه و عنایت خود قرار دهد. تازه، آنوقت مجبور بودیم تدابیر امنیتی و انتظامی بیاندیشیم و فضای خشن ورزشگاه  را شبیه جایی برای نشستن انسان های محترم و تماشای یک بازی هیجان انگیز و زیبا بکنیم. فضایی که در فرهنگ عامه به آن فضای خانوادگی می گوییم. یعنی همان فضایی که اگر «خانوادگی» نباشد باید با «چاله میدون» و باغ وحش ارم رقابت کند.  خود ورزشگاه زیبا اگر می توانست سخن بگوید و کاری کند بهترین قاضی این معرکه بود. اول تک تک ما را از مرد و زن برای همیشه بیرون می انداخت، بعد به ما می فهماند که حقوق مهم تری داریم که نادیده گرفته شده. زیر پا له شده و برای زنده کردن آن حقوق حالا حالاها باید.....ورزشگاه اگر می توانست سخن بگوید و خودش تصمیم بگیرد، سحر را راه نمی داد. دلش برای سحر می سوخت. برای سحر خون میگریست. ای کاش یک سیلی به همه ما می زد. </description>
                <category>Reihaneh Amooie</category>
                <author>Reihaneh Amooie</author>
                <pubDate>Wed, 11 Sep 2019 14:19:08 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری فرسایشی زبان... دیگه بسه دیگه! خسته شدیم!</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhaneh.amouie/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B3%D9%87-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%AE%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B4%D8%AF%DB%8C%D9%85-vycifxrz0ae6</link>
                <description>· این همه آموزشگاه رفتم ولی تا ولش کردم همش یادم رفت. حیف اون همه وقت و هزینه!· سه ماه دیگه قراره این خارجیا بیان توی شرکت و من هنوز نمی‌تونم پنج دقیقه روون حرف بزنم. به نظرت چیکار کنم؟· یه معلم خوب میشناسی بیاد خصوصی دوماهه زبان من رو برسونه یه آیلتس 6.5 بگیرم؟!!!· ببین وقتی سریال یا فیلم می‌بینم می‌فهمم ها، ولی موقع حرف زدن کلمه‌های مناسب به ذهنم نمی‌رسن.· من ریدینگم عالیه ولی تلفظام اصلا خوب نیست.· همش میخوام شروع کنم زبان بخونم ها، ولی وقت نمی‌کنم.· چقدر طول می‌کشه بتونم به انگلیسی راحت صحبت کنم؟اگر این جمله ها براتون آشناست، یا حرف دلتونه، بد نیست از بین این همه یادداشت و مقاله و پادکست در مورد یادگیری زبان، یادداشت من رو هم بخونید. چیزی که باعث شد من شروع به نوشتن این یادداشت کنم، شنیدن سوال‌هایی شبیه سوالهای اول این متن از دوستام بود. حس می‌کنم اگه از این به بعد بیشتر از چهار پنج نفر از دوستام یه سوالی رو ازم پرسیدن که جوابش و می‌دونستم، بد نیست جوابم رو اینجا هم بنویسم. چون شاید برای بقیه هم مفید باشه.یادگرفتن زبان از خیلی جهات شبیه شناکردنه. بی جهت نیست که برای کسی که در محیطی زندگی می‌کنه که آدم‌ها به یه زبانی توش صحبت می‌کنن، یا کسی که دائم در معرض شنیدن یا استفاده از یه زبانه، میگن اون شخص در اون زبان immerse شده. اصلا این کلمه هم برای غرق شدن و کامل زیر سطح آب قرارگرفتن به کار می‌ره، هم برای یادگیری زبان به کمک خود اون زبان و دائم ازش استفاده کردن و شنیدن. به نظر من این شباهت بسیار بسیار الهام‌بخش و جالبه. من با الهام از این شباهت، به یه راه‌حل نه چندان جدید برای یادگیری زبان رسیدم که میخوام باهاتون به اشتراک بذارمش.اولین قدمی که برای یادگیری و تقویت زبان میخوام بهتون معرفی کنم، ممکنه یه کم عجیب باشه. نه میخوام بگم معلم بگیرید، نه میخوام بگم کدوم آموزشگاه ثبت نام کنید، نه میخوام بگم با کدوم کتاب شروع کنید. میخوام بگم اول از هرکاری، یه موضوع پیدا کنید که براتون جذاب باشه. خوندن یا شنیدن در مورد اون موضوع براتون هیچ وقت خسته کننده نشه. از شنیدن چه پادکستایی هیچ وقت خسته نمی‌شید؟ چه کتابهایی/ فیلمهایی رو اگر ده بار هم بخونید/ببینید دلزده نمی‌شید؟ کتاب‌های توسعه فردی؟ فیلم‌های اکشن؟ پادکستهای مربوط به روانشناسی؟ اگر جواب این سوال‌ها رو می‌دونید، 80 درصد راه رو از قبل رفته‌اید. دومین قدم اینه که در مورد موضوعات مورد علاقتون فیلم/سریال/پادکست یا کتاب پیدا کنید. یادتون باشه خوندن یک کتاب خوب انگلیسی برای 20 بار، خیلی خیلی براتون مفیدتر خواهد بود از خوندن بیست کتاب برای یک بار. کتاب رو با علم به این موضوع بخونید که قرار نیست هیچ وقت زمین بگذاریدش. حتی وقتی تموم شد. قراره اینقدر جملاتش رو بخونید که حفظ بشید و وقتایی که کتاب پیشتون نیست، جملاتش توی سرتون اکو کنه. کم کم همه لغات و اصطلاحاتشو یاد می‌گیرین. به جملاتش فکر کنین و از خودتون بپرسید چرا اینطوری نوشته؟؟ چرا یه شکل دیگه ننوشته؟ شکل غلط این جمله چه شکلیه؟ اگر من میخواستم همین منظور رو برسونم چی میگفتم؟ چرا احتمالا این جمله می تونه درست‌تر و بهتر باشه؟ از چه قانون گرامری توی این جمله استفاده شده؟ سعی کنین جملاتش رو با صدای بلند برای خودتون تکرار کنید تا دستگاه گفتارتون یاد بگیره چطور صداها رو کنار هم بچینه و یک جمله کامل بدون اشتباه تولید کنه. اگر با محتوای صوتی مثل فیلم یا پادکست کار می‌کنید، سعی کنید ادای گوینده رو دربیارید. اگر صدبار قبل از حرف زدن توی موقعیتی که لازمه حرف بزنید، با خودتون تکرار نکرده باشید که تلفظ درست کلمه START، stɑːrtهست، توی موقعیت به احتمال خیلی زیاد میگید: استارت. پس تقلید کردن رو شبیه تمرین کرال و دست و پا زدن توی شنا بدونید. زیاد شنیدن و زیاد تقلید کردن گوش و دستگاه گفتار شما رو به آواهای زبانی که دارید یاد میگیرید عادت میده. باهاش انس می‌گیرید و کم کم راه می‌افتید. یه لحظه خیلی قشنگ اونه که وقتی همه جا ساکته و چیزی نمی‌خونید، توی سرتون ناخودآگاه آواهای زبان رو بشنوید. بدون این که بخواهید کلمه‌های انگلیسی ییان توی ذهنتون. برای مفهومی که میخواید به طرف مقابل برسونید کلمه‌ای بیاد توی ذهنتون که توی زبان مادریتون براش معادل به اون دقیقی سراغ ندارید.یه کار مفید دیگه: وقتی که دارید یه فایل صوتی انگلیسی میشنوید، تصور کنید یه ماشین تایپ دارید و می تونید چیزایی که میشنوید رو به همون سرعتی که میشنوید تایپ کنید. کل این صحنه و ماشین تایپ و این سرعت بالای تایپ تخیلی هستن و توی ذهن شما هستن. وقتی میشنوید سعی کنید با این ماشین تایپ تخیلی تایپ کنید. آره ممکنه عقب بمونید. هرجا عقب موندین ولش کنین و از این لحظه به بعد رو تایپ کنید و به چیزی که تایپ میکنید نگاه کنید و بهش فکر کنید. سومین قدم اینه که به زبان به چشم یه درس شبیه ریاضی یا تعلیمات دینی!! نگاه نکنید. آفت یادگیری زبان اون لحظه ایه که برنامه می ریزید که شنبه و چهارشنبه ساعت 4 تا 6 زبان بخونید. اگر این کار رو کردید، دیگه نباید از بی‌نتیجه بودن تلاشهاتون بگید. چون روش ناکارآمدی رو انتخاب کردید. اگر بتونید درس‌انگاری زبان رو واقعا کنار بذارید، دیگه می‌دونید که اگر در اینترنت دنبال دستور پخت یک غذا یا آخرین خبرهای مربوط به فلان تظاهرات توی فرانسه یا حواشی زندگی شخصی فلان بازیگر می‌گردید، باید انگلیسی سرچ کنید. از متوجه نشدن احتمالی معنی یه سری کلمه‌ها نترسید و ادامه بدید و مطمئن باشید که به مرور بیشتر و بیشتر متوجه خواهید شد. نمیشه تمرین اسب سواری کرد ولی انتظار داشت که شنا بگیریم. وقتی زبان جزوی از سبک زندگی باشه، دوست داریم بدونیم این حرفی که از دوستمون درباره این تابلوی نقاشی شنیدیم، به انگلیسی چی میشه؟ یا این جمله انگلیسی که روی بیلبورد تبلیغاتی نوشته شده یعنی چی؟ حتی میشه خاطرات روزانتون رو به انگلیسی بنویسید و اگر کلمه‌ای رو میخواستید و نمیدونستید به انگلیسی چی میشه، توی گوگل سرچش کنید و پیداش کنید. صدای خودتون رو ضبط کنید و موقع گوش دادن ببینید که چقدر چیزهایی که خودتون بلدید هم اشتباه گفتید. دوباره و دوباره ضبط کنید تا بالاخره همه اشتباهات برطرف بشن. هیچ دفعه از صد دفعه‌ای که یه جمله رو با خودتون بلند تکرار کردید و صدای خودتو رو شنیدید، یا یه پادکست تکراری رو گوش دادید، هدر نرفته و نخواهد رفت.قدم چهارم به عنوان زبان آموزی که زبان رو زندگی میکنه، اینه که صفحه وب دیکشنری مورد علاقتون باید جزو صفحات بوکمارک شده مرورگرتون باشه. هیچ وقت مطمئن نباشید که تلفظی که از یه کلمه توی ذهن دارید بدون اشتباهه. هیچ روزی نباشه که چیزی توی این دیکشنری چک نشه. با وارد کردن یه کلمه توی بعضی دیکشنری‌ها، شما به یه دنیا از عبارات و اصطلاح‌ها و کلمه های مرتبط وصل می شید که اگر از یکیشون خیلی خوشتون اومد، اون رو به عنوان دشت اون روز!!!، توی یه دفترچه یادداشت که همیشه همراهتونه یادداشت کنید و دفترچه‌تون رو گاهی مرور کنید. دیکشنری مورد علاقه من که از پرسه زدن توش خسته نمیشم اینه. قدم پنچم اینکه دنبال تغییر دو هفته‌ای و یک ماهه نباشید، همونطور که سبک زندگی به یه مقطع یه ماهه از زندگی شما گفته نمیشه، قرارهم نیست سبک زندگی رو بشه یه ماهه عوض کرد و یه شخصیت انگلیسی زبان جدید توی وجودمون به دنیا آورد و بزرگش کرد و تربیتش کرد و بهش شناکردن یاد داد. صبور باشید.قدم ششم: اگر دوستی دارید که بیشتر از شما زبان بلده باهاش انگلیسی حرف بزنید و چت کنید به جای فارسی و ازشون بخواید اگر وقت و حوصله داشتن گاهی اشتباهاتتون و راه حلشون رو هم بهتون بگن.و اما حرف آخر: به این یادداشت به چشم یک روش پیشنهادی نگاه کنید که یک نفر فکر کرده مفیده. یقینا تنها راه نیست. بی عیب و تعمیم پذیر هم نیست. پس اگر به عنوان کسی که زبان بلده، یا معلم زبانه، یا زبان مادریش انگلیسی و فارسیه با این راه حل مخالفید و راه حل بهتری سراغ دارید، می تونید پایین این یادداشت کامنت بگذارید و دلیلتون رو بگید تا من هم چیز جدیدی یاد بگیرم.</description>
                <category>Reihaneh Amooie</category>
                <author>Reihaneh Amooie</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jul 2019 14:36:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رایانک مالشی یا زبانشناسی رایانشی؟</title>
                <link>https://virgool.io/hooshteam/%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D9%84%D8%B4%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%B4%DB%8C-fmgqmdlgwu9d</link>
                <description>اگر جزو آدم‌هایی باشید که دو تا عبارت بالا رو برای خنده با هم ترکیب می‌کنن و می‌خندن، یا اگر این عنوان کاملا براتون جدید و غریبه یا اگر درگیر دودلی‌های مربوط به انتخاب رشته ارشد هستید این یادداشت برای شما مناسبه.  اگر فیلم  2013  Her رو دیدید بهش فکر کنید. اما اگرندیدید دنیایی رو تصور کنید که توش میشه با کامپیوترها صحبت کرد یا براشون چیزی نوشت. فرض کنید بتونن معنی و مفهوم صحبت یا نوشته‌های ما رو بفهمن و تحلیل کنن. حتی بشه باهاشون درددل کرد و ازشون خواست کاری که میخوایم رو انجام بدن. هدف زبانشناسی رایانشی هرچه قوی‌تر و ماهرتر کردن ماشین‌ها برای ساختن چنین دنیاییه. زبانشناسی رایانشی یه رشته بین رشته ایه که در بازارکار، به خصوص در بازارکار ایران، بیشتر با عنوان پردازش زبان طبیعی شناخته میشه. جایی که علم داده، علم زبانشناسی، هوش مصنوعی و علوم کامپیوتر و چند تا چیز دیگه به هم میرسند. اما اگر از من بپرسید و بخواهید اسم دلخواه خودم رو روش بگذارم، میگم مهندسی زبان. زبان نه به عنوان مرسومی که برای زبان انگلیسی به کار می‌بریم. زبان به عنوان آنچه که بهش می‌گیم زبان. همین ابزار تفکر یا ابزار برقراری ارتباط که ازش استفاده می‌کنیم. فارسی، عربی، اسپانیایی، یا هر زبان دیگه.  از بین معروف‌ترین و شناخته شده ترین کاربردهای این رشته که خیلی‌هامون با خیلی‌هاشون تقریبا هرروز سروکار داریم میشه به دستیار صوتی شرکت اپل،  Siri، دستیار صوتی گوگل، مترجم ماشینی Google Translate، اپلیکیشن‌های تصحیح گرامر یا اصلاح املا مثل Grammarly یا ورژن فارسی اون‌ها مثل ترگمان یا ویراستیار اشاره کرد. شاید براتون جالب باشه که بدونین در مورد تبدیل متن به گفتار یا گفتار به متن فارسی هم کارهایی شده و میشه که ربات آریانا یه نمونه از اون‌هاست.    مهم‌ترین مهارت‌ها و علایق موردنیاز برای ادامه تحصیل و موفقیت در این رشته در درجه اول برنامه‌نویسی، تفکر الگوریتمی، ریاضیات (خصوصا آمار و احتمالات) است و در درجه دوم و سوم، زبانشناسی و تسلط به زبانی که دوست دارید کارهای تحقیقاتی یا پروژه‌هاتون رو بر مبنای اون انجام بدید. مثلا فارسی یا انگلیسی.  به عبارت دیگه، بهترین و مرتبط‌‌‌ترین رشته کارشناسی برای کسی که میخواد در این رشته ادامه تحصیل بده، علوم کامپیوتر یا مهندسی نرم‌افزاره. اما شما با هر پیشینه دیگری هم می‌تونید وارد این رشته بشید. اگر تا اینجا این یادداشت رو برای آشنایی با این رشته به منظور انتخاب رشته خوندین، بقیه‌اش براتون مهم‌تر خواهد بود و حتما بخونین. در غیر این صورت میتونین خوندن رو متوقف کنید. نکته اول: اگر به علت عدم تسلط به برنامه نویسی، و نه عدم علاقه، در مورد انتخاب این رشته دودل هستید، بدانید و آگاه باشید که می‌تونین با تلاش و وقت‌گذاشتن و تمرین به تسلطی که می‌خواهید برسید. اما لازمه‌اش اختصاص دادن زمان و انرژی و به خصوص تمرکزه. هیچ‌کس برنامه‌نویس به دنیا نمیاد و نیومده و نخواهد آمد. به عبارت دیگه، اگر به اندازه کافی وقت و انرژی و انگیزه دارید، شک نکنید که به احتمال خیلی زیاد می‌تونید یاد بگیرید و موفق بشید. اما اگر در کنار درس، مشغله‌های بزرگ دیگه دارید، بچه کوچیک دارید، شغل پراسترس و وقت‌گیر دارید و میخواید از روی تفنن برای کسب مدرک کنار کارهای دیگه یه مدرک فرمالیته ارشد هم بگیرید و از قبل هم به برنامه‌نویسی تسلط ندارید، ممکنه با ورود به این رشته وقتتون تلف بشه یا حتی کار به انصراف از تحصیل، دلزدگی، مشروطیت یا اخراج برسه. نکته دوم: درس‌های اصلی که توی هرترم خونده میشن اینها هستن. می‌تونید با یه جست‌وجوی ساده تو گوگل ببینید این درس‌ها براتون جالب هستن یا نه. ( این موارد تنها دروس نیستن و یک سری واحدهای اختیاری هم وجود دارند. در ضمن این‌ها مربوط به چارت دانشگاه تهران برای ورودی‌های سال 97 هست و ممکنه دوره‌های مختلف یا دانشگاه‌های مختلف تفاوت‌های نه چندان چشم‌گیری داشته باشن.)ترم یک: (دروس جبرانی) آمار و احتمالات، برنامه‌نویسی، نحو، آواشناسی (درس اصلی)، روش تحقیقترم دو:یادگیری ماشین، آشنایی با زبانشناسی رایانشی، نحو پیشرفته، معنی‌شناسی ترم سه/ چهار/پنج: پردازش زبان طبیعی، روش‌های آماری در پردازش زبان طبیعی، مهندسی دانش و هستان‌شناسی، زبانشناسی پیکره‌ای، ساخت‌واژه، به علاوه پایان‌نامه. نکته سوم: چیز دیگه‌ای که می‌تونه شما رو از سردرگمی انتخاب دربیاره و بهتون کمک کنه، آشنایی با چند نمونه از پایان‌نامه‌ها و مقالاتیه که در این زمینه نوشته شده، عناوینشون، زمینه کاریشون، و روش‌هایی که برای حل مسائل توی این رشته به کارگرفته شده. در ادامه به چند نمونه از این موارد اشاره می‌کنم؛استفاده از یادگیری عمیق برای تحلیل احساسات، رفع ابهام معنایی از کلمات، طراحی سیستم‌های تلفظ خودکار، طراحی سیستم‌های تبدیل گفتار به متن و متن به گفتار چند نمونه خوب از این موارد هستن. نکته چهارم: باتوجه به دفترچه انتخاب رشته سازمان سنجش، امسال، یعنی سال تحصیلی 98-99 ، این رشته در دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه تهران، دانشگاه اصفهان و موسسه غیرانتفاعی خاوران مشهد در نوبت‌های روزانه و شبانه ارائه شده و در مجموع 45 نفر ظرفیت براش وجود داره. نکته پنجم: متداول‌ترین زبان برنامه‌نویسی که برای کارهای مربوط به این رشته ازش استفاده می‌شه پایتونه و علتش هم غنای پکیج‌های موجود در این زبان برای کارهای مربوط به علم داده و پردازش زبان طبیعیه. علت دیگر این انتخاب سطح بالابودن این زبان و نزدیک بودنش به زبان آدمیزاده و این یادگیریش رو آسون‌تر و لذت‌بخش‌ترمی کنه. نکته ششم: چندتا لینک، دریچه‌هایی به اطلاعات بیشتر: وب سایت towardsdatascienceدوره‌های آموزشی Courseraپادکست  و وبسایت data skeptic گروه پردازش زبان طبیعی دانشگاه استنفورد نکته هفتم: راه‌ ارتباطی با من برای تبادل اطلاعات  بیشتر reyhaneh.amouie@gmail.com</description>
                <category>Reihaneh Amooie</category>
                <author>Reihaneh Amooie</author>
                <pubDate>Sun, 14 Jul 2019 12:47:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>