<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های یه آدم</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@reyhanehesf1996</link>
        <description>From Eowyn to Sentinel</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 16:18:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2027434/avatar/NGiHda.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>یه آدم</title>
            <link>https://virgool.io/@reyhanehesf1996</link>
        </image>

                    <item>
                <title>حق من این نبود(چرت نویسی اما از ته قلب نویس)</title>
                <link>https://virgool.io/@reyhanehesf1996/%D8%AD%D9%82-%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF%DA%86%D8%B1%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%87-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-arxfofhkqcey</link>
                <description>این روزا حال خوشی ندارم. البته که این حال ناخوش همیشه همراهم بوده اما مدلش فرق می‌کرده. یه روزی جیغ تو حنجره ام شد ، یه روزایی درد روی قلبم و اشک هایی که نمیذاشتند زندگی کنم و این روزها قلب شکسته دختر جوانی که همش فریاد میزنه حق من این نبود .خونی نبود که از چشمانم سرازیر نشه بخاطر اعتماد به بقیه و آسیب هایی که خوردم و حالا در آستانه شروع دهه جدید زندگیم تنهام... تنهایی از نوع بی عشقی ....نمی‌دونم دارم چی می‌نویسم .حالم خوش نیست و از درون انگار شکستم و به دنبال درمان رفتن هم بیشتر زخمی ام کرده.هیچ کسی تاحالا درکم نکرده چه آسیب هایی از درمان خوردم . تو تنهایی اشک میریزم .... این دنیا قشنگ نیست برای زندگی . خستم کرده....داغونم .قشنگ له شدمننمی‌دونم </description>
                <category>یه آدم</category>
                <author>یه آدم</author>
                <pubDate>Sat, 22 Feb 2025 22:52:14 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>