<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا صبوری نژاد</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@reza.sabourinejad</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 15:10:09</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/11954/avatar/2Lsbna.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا صبوری نژاد</title>
            <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad</link>
        </image>

                    <item>
                <title>جلسات روزانه اسکرام را پر انرژی برگزار کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%AC%D9%84%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF-putvw0jvwr9s</link>
                <description>به جلسات روزانه خود انرژی بدهیدتقریبا تمام تیم های چابک تشریفات یکسانی دارند، هر روز صبح نفرات تیم بعد از چک کردن ایمیل و شبکه های اجتماعی خودشون و ریختن قهوه برای برگزاری جلسه روزانه دور هم جمع می‌شوند. با اینکه زمان بندی جلسات روزانه معمولا ممکنه یک اندازه باشه اما این جلسات معمولا از یک تیم تا تیم دیگر متفاوت است.برای مثل بعضی تیم ها، به اسکرام مستر به عنوان مدیر پروژه نگاه می کنند و طبیعتا با این فکر که اسکرام مستر بتواند در مدیریت تیم بهتر عمل کند از این زمان برای آپدیت کردن اسکرام مستر در مورد وضعیت محصول استفاده میکنند.BASHKIRTSEV: MEETING, 1884. A Meeting, by Marie Bashkirtsev. Oil on canvas, 1884.ممکنه در یک تیم دیگر افراد تیم فقط در حد سلام و احوال پرسی در جلسات شرکت کنند و یا هر یک از اعضای تیم یک توضیح بلندبالا و طولانی (و معمولا بدون اینکه به دیگران کمک کند) از کارهایش ارائه بدهد و نهایتا هم با گفتن این جمله که چیزی کارش را متوقف نکرده بوده سخنرانی را به پایان برساند.بدون شک اگر جلسات روزانه در تیم‌های چابک به همین ترتیب پیش برود، بعد از چند هفته، این جلسات روزانه به فعالیت هایی بی اهمیت و بدون فکر تبدیل می‌شود که اعضای تیم انگیزه‌ایی برای شرکت در آن ندارند و شرکت در جلسات دیلی مثل یک کار روتین بدون نیاز به تفکر خواهد شد. جلسات روزانه‌ خواب آوری که کمکی به تیم نخواهد کرد.یک جلسه روزانه بدرد بخور باید کوتاه و اثرگذار باشد. جلسات روزانه به دلیل مشخصی تشکیل می‌شوند که ممکن است در پی نگاه تشریفاتی و فرمالیته به جلسات روزانه نادیده گرفته شوند. هدف جلسات روزانه اسکرام ایجاد هماهنگی بیشتر در راستای هدف اسپرینت است. اینکه تیم توسعه یک برنامه روزانه برای کارهای پیش رو خود داشته باشد.خب برای اینکه جلسات روزانه در تیم‌های چابک بهتر و پر انرژی برگزار شود می‌توان کارهای متفاوتی انجام داد. در ادامه با برخی از این روش‌ها آشنا خواهیم شد.با اینکه به نظر نکته ساده‌ایی میاد اما مدیریت طول جلسات روزانه خیلی مهم است و اثر مهمی در موثر برگزار شدن جلسات دیلی دارداولین موضوعی که باید به آن توجه کرد این است که زمان این جلسات نباید بیشتر از ۱۵ دقیقه شود. بیشتر شدن زمان این جلسات به تیم این حس را القا می‌کند که با یکی دیگر از جلسات شرح وضعیت روبرو هستند.دومین کاری که میتوان (و باید) انجام داد این است که مطمئن شویم اسکرام مستر یا مالک محصول در حال هدایت جلسه نیستند. حضور اسکرام مستر در تیم برای نوشتن موانع است نه هدایت جلسه. همانطور که احتمالا می‌دانید مالک محصول هم می‌تواند در جلسات شرکت کند اما تنها مزیت حضور مالک محصول در جلسه اطمینان از این است که تیم در حال کار کردن روی مهمترین داستان های کاربر (user story) است. اگر هم تیم تجربه کافی دارد نیازی به حضور مالک محصول در جلسه روزانه نیست.اما اگر در کنار تیم توسعه خودتان به عنوان مالک محصول در حال کار کردن بر روی آیتم‌های در حال توسعه در اسپرینت فعلی هستید باید به عنوان فردی که در فرآیند توسعه نیز دخیل است در جلسه مشارکت فعال داشته باشید.حضور شما به عنوان مالک محصول در جلسات روزانه صرفا به دلیل اطمینان از کار کردن بر روی مهمترین الویت ها در توسعه محصول است.اما اگر به عنوان یک اسکرام مستر در تیم چابک هستید تلاش کنید فردی نباشید که در این جلسه صحبت می‌کند. وظیفه اسکرام مستر این است که اعضای تیم را برای صحبت کردن با یکدیگر تشویق کند. یکی از روش های بهبود گفتگو در جلسات روزانه این است که تیم به صورت دایره در کنار هم بایستیدن و شما با یک فاصله امن از دایره قرار داشته باشید.بعضی از اسکرام مسترها با استفاده از تکنیک‌هایی مثل پرتاپ کردن تصادفی توپ پلاستیکی به سمت افراد تیم برای صحبت کردن یا جابجا شدن افراد تیم در دایره‌ای که ایستادند جلسات روزانه را جذاب تر می‌کنند. ایده پشت این کار این است که اگر افراد تیم ندانند که نفر بعدی برای صحبت کردند چه کسی است با انگیزه بیشتری گوش می‌کنند. البته استفاده از این راه حل‌ها در صورتی که جلسات متمرکز و کوتاه باشد ضرورتی ندارد.هر کدام از افراد تیم باید بتوانند خیلی سریع کارشان رو به سایر افراد تیم توضیح بدهند. اگر این کار در تیم‌های چابک به درستی صورت بگیرد می‌تواند در ایجاد حس ارتباط نزدیک به تیم کمک واقعی کند. نکته کلیدی این است که این رویداد را کوتاه و با تمرکز بر روی ایجاد منفعت برای افراد داخل تیم چابک برگزار کنیم و نه برای افراد خارج از تیم. این تمرکز برای منفعت یکی از بهترین اقدامات برای برگزاری پر انرژی جلسات روزانه در تیم‌های چابک است. https://virgool.io/p/putvw0jvwr9s/%D9%85da%D8%AF%DB%8C%D9%84%DB%8Chttps://produkt.ir/%d8%ac%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b3%da%a9%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%b1%da%98%db%8c-%d8%a8%d8%b1%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1/%D8%B2 </description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Fri, 07 May 2021 12:22:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مربی چابکی شویم | بخش دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AF%D9%88%D9%85-r61iup3fnfdz</link>
                <description>در بخش قبلی مطلب چگونه یک مربی چابکی شویم، در مورد اینکه مربی‌گری چابکی چیست و فرق اسکرام‌مستر و مربی چابکی خواندیم.  https://vrgl.ir/MyyCW برای اینکه تفاوت اسکرام‌مستر و مربی چابکی را بهتر بفهمیم و نحوه تعامل این دو نقش را بیشتر بررسی کنیم به این مثال داستانی توجه کنید: در طول یک جلسه اسکرام افراد تیم در مورد کارهایی که دیروز به پایان رساندند و موانعی که داشتند صحبت می‌کنند، یکی از اعضای تیم در طول جلسه به تلفن همراه خود مشغول می‌شود و در اینجا اسکرام‌مستر به فرد تذکر می‌دهد که تلفن همراه را در جیبش بگذارد. در طول این جلسه مربی چابکی نیز در جلسه حضور داشته و صرفا به عنوان یک مشاهده گر در حال یادداشت برداری از جلسه بوده است. خب پس اولین تفاوت این هست که مربی چابکی با نظارت و مشاهده صرفا نکاتی را یادداشت کرده است اما مربی چابکی با یادداشت‌هایی که داشته است چکار خواهد کرد؟بعد از پایان جلسه اسکرام روزانه، اسکرام‌مستر و مربی چابکی باهم جلسه می‌گذارند و اسکرام‌مستر از مربی چابکی درخواست می‌کنه هرگونه نقطه نظری را با او درمیان بگذارد.مربی چابکی اول بخاطر محافظتی که اسکرام‌مستر از جلسه اسکرام کرده تشکر می‌کنه و توضیح می‌ده که کارش برای تذکر به عضو تیم که در حال کار با تلفن همراهش بوده است آن هم درست زمانی که عضوی دیگری از تیم درحال ارائه اپدیت بوده است، خوب بوده است. مربی چابکی بیشتر توضیح می‌ده و از اینکه بدون هیچگونه تعصب و داوری نکته را گوش زد کرده است مجددا تشکر می‌کند.مربی چابکی مشکل دیگری را هم که مشاهده کرده است به اسکرام‌مستر توضیح می‌دهد. اینکه توضیحات آپدیت‌های انجام شده توسط یکی از اعضا تیم خیلی طولانی بوده است و بهتر است که اسکرام‌مستر در دفعع بعدی جلسه در همان لحظه به موضوع اشاره کند. در واقع مربی چابکی از اسکرام‌مستر می‌خواهد افراد در ارائه آپدیت‌های خود در طول جلسه توضیحات غیر مرتبط ارائه نکنند. مربی‌چابکی از اسکرام‌مستر می‌پرسد که آیا می‌خواهد در جلسه بعدی حین مکالمه او با عضو تیم که توضیحات خارج از موضوع می‌دهد وارد بحث شود؟ اسکرام‌مستر با اعتماد به نفس می‌گوید که خودش از پس کار برخواهد آمد و از مربی‌چابکی برای کمک و راهنمایی تشکر می‌کند.در این جلسه مربی چابکی مشاهده خودش را از کارهایی که اسکرام‌مستر بنظرش باید انجام دهد در اختیار وی قرار می‌دهد، هدف نهایی موثرتر کردن اسکرام برای کل تیم است. به این موضوع رهبری از پشت صحنه یا leading from behind گفته می‌شود. در واقع مربی‌چابکی در طول جلسه اسکرام دخالت نکرد و نمی‌بایست هم می‌کرد و در عوض مشاهده خودش را با اسکرام‌مستر به اشتراک گذاشت تا او موضوع را حل کند. این کار باعث می‌شود که نقش اسکرام‌مستر به عنوان تسهیلگر در تیم مورد شک و تردید قرار نگیرد.رفتار مربی چابکی در ارائه نظراتش نیز از موارد مهم دیگری است همانطور که در داستان مشاهده کردید، مربی ابتدا با یک بازخورد مثبت و سپس با ارائه بازخورد سازنده به اسکرام‌مستر کمک می‌کند.احتمالا با این مثال می‌تونیم بخشی از اقدامات یک مربی چابکی را تصور کنیم. اما آیا مربی چابکی هیچگاه از مشاهده و رهبری از پشت صحنه فراتر نمی‌رود؟یکی از مهمترین مهارت‌های کلیدی مورد نیاز برای مربی چابکی، توانایی تشخیص زمان و موقعیتی است که از مشاهده‌گری صرف به عکس العمل نشان دادن تغییر نقش دهد.این اتفاق معمولا در طول رویداد‌های تیم اتفاق می‌افتد، در آن لحظه مربی چابکی به عنوان یک معلم وارد عمل خواهد شد. این اتفاق زمانی ‌می‌افتد که موقعیت به گونه ایست که عدم دخالت مربی چابکی می‌تواند اثر بزرگ بدی را ایجاد کند.برای اینکه این موقعیت را بهتر درک به این مثال توجه کنید:در یک رویداد برنامه‌ریزی اسپرینت برای برآورد استوری از تیم خواسته می‌شود با استفاده از کارت‌های پوکر اقدام به ارائه تخمین خود کنند، همه اعضای تیم خیلی بی صدا :) منتظر ارائه تخمین یکی از اعضای احتمالا خبره تیم هستند و بعد از او اقدام به ارائه تخمین با کارت پوکر می‌کنند. این موضوع که به نظر قبلا هم تکرار شده است همراه با اندکی صبر در مربی چابکی است، او چند ثانیع منتظر می‌ماند تا ببیند آیا اسکرام‌مستر به این موضوع را مورد اشاره قرار می‌دهد یا نه؟خب اسکرام‌مستر متوجه این موضوع نمی‌شود و در اینجا مربی چابکی در نقش معلم وارد می‌شود و از اعضای تیم می‌خواهد توضیح دهند که چرا بعد از آقا یا خانوم ایکس تخمین خود را اعلام کردند؟مربی چابکی بعد از شنیدن توضیحات، به اعضای تیم توضیح می‌دهد که هر کدام از اعضای تیم تجربه منحصر به فرد و متفاوتی نسبت همدیگر دارند و اینکه تمامی نظرات اعضای تیم ارزش برابری دارند به ویژه زمانی که وقت ارائه تخمین برای استوری هاست. برای مثال ممکن است بعضی از اعضای تیم در مورد اینکه استوری تست سختری خواهد داشت نظر مختلفی با آقای یا خانوم ایکس داشته باشید.در مثال بالا دیدیم که شاهد وجود یک سلطه در تیم هستیم که حس تساوی را در تیم از بین می‌برد، احتمالا اعضای تیم به خاطر تجربه بالاتر عضو ایکس، تخمین نزدیک به تخمین او را ارائه دادند اما یک مربی چابکی به خوبی از اهمیت داشتن نظر تک تک افراد و تساوی و شفافیت آن خبر دارد به درست به موقع به عنوان یک معلم اقدام می‌کند. در واقع مربی چابکی به دلیل اهمیت رویداد برنامه‌ریزی اسپرینت و اینکه تیم ممکن است برای این اسپرینت و اسپرینت‌های بعدی تعهد‌های نشدنی و ناقص ارائه بدهندو تیم در وضعیت ریسک قرار بگیرد از یک مشاهده گر بی صدا تبدیل به یک معلم شد.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 03 Aug 2020 13:26:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک مربی چابکی شویم | بخش اول</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%D8%B4%D9%88%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D9%88%D9%84-zgmtre3qpz0n</link>
                <description>مربی چابکی یا Agile Coach عنوانی است که شاید در ابتدا چیزی شبیه این باشد که به دیگران بگوییم چکاری انجام دهند. احتمالا شما هم مثل من در تعریف اینکه مربی چابکی کیست، این ذهنیت را دارید و می‌خواهید بدانید چرا بودن و حضور Agile Coach ارزشمند است. اگر اینطور فکر می‌کنید پس تا انتهای مطلب همراه باشید.اگر در فضای چابکی هستید و به عنوان یک هدف شغلی مربی‌‌گری چابکی را انتخاب کردید و یا به دنبال بکارگیری مربی و مشاور چابک‌سازی سازمانی هستید این مطلب در نهایت قرار است با پاسخ به این سه سوال شما را در این موقعیت راهنمایی کند:چه چیزی‌هایی یک مربی چابکی عالی را می‌سازد؟در زمان استخدام یک مربی به دنبال چه مهارت‌ها و شایستگی‌هایی باشیم؟برای تبدیل شدن به یک مربی خوب به دنبال توسعه چه مهارت‌هایی باشیم؟مربی‌گری چابکی چیست؟سخت‌ترین قسمت یک مربی چابکی بودن، یادگیری و استاد شدن در تمام چیزهای مورد نیاز اتفاقا غیر چابک است. مسلم است زمانی که یک مربی هستید، باید در همه موضوعات چابکی ماهر باشید. باید در مورد چارچوب های معمول چابکی و نحوه اجرای آنها بدانید. اما باور کنید یا نه این بخش آسان کار خواهد بود، شاید فقط تنها حدود ۲۰ درصد کاری است که شما هر روز انجام خواهید داد. بقیه زمانتان صرف انجام تمام کارهایی می‌شود که به طور خاص چابک نیستند، اما آن‌ها را با یک طرز فکر چابک انجام می‌دهید. برای مثال، یک مربی نقش معلم را نیز دارد. زمانی که به عنوان یک معلم و راهنما عمل می‌کنید، به افراد، تیم‌ها، و رهبران با طرز فکر و مدل ذهنی خدمتکار(servant mindset) نزدیک می‌شوید و به طور آشکارا چیزهایی را که درباره چابکی می‌دانید به اشتراک بگذارید. زمانی که افراد و تیم‌ها چابک شروع به فراگیری چابکی می‌کنند، نقش مربی به منتور بودن و مرشدی کردن تغییر می‌کند. به عنوان یک منتور به افراد کمک خواهید کرد که نقشه راه خود به سمت چابکی را بسازند. در نظر داشته باشید این نقشه فقط شامل  فهرستی از مهارت‌هایی که باید به دست آوردند نیست بلکه افرادتان را به سمت ذهنیت چابک و رهبری هدایت خواهید کرد که برای تمرین موفقیت‌آمیز چارچوب‌های چابک نیاز دارند. همزمان با آموزش و منتور کردن، باید یک کارآگاه و در واقع حل‌کننده مشکلات باشید. در نقش حل‌کننده مشکلات با افراد و تیم‌ها کار می‌کنید تا درک کنید که چه چیزی در سفر چابکی فردی یا تیمی آن‌ها اشتباه پیش می‌رود. مساله سخت نقش حل‌کننده مشکلات در این است که شما در واقع مشکلی را برای تیم حل نمی‌کنید. به یاد داشته باشید که تیم‌های چابک حول کار و مسائل مربوط به آن به صورت خود سازمانده عمل می‌کنند. کاری که واقعا انجام می‌دهید کمک به تسهیل برای پیدا کردن بهترین راه‌حل برای خودشان است. البته می‌توانید ایده‌های خودتان را به اشتراک بگذارید، اما نمی‌توانید به آن‌ها بگویید که چه کاری باید بکنند. اعضای تیم باید خودشان انتخاب کنند. زمانی که آن‌ها این کار را انجام می‌دهند، تغییراتی که اجرا می‌کنند سریعتر مورد قبول واقع خواهد شد در واقع به آن‌ها کمک می‌کنید که سریع‌تر به عملکرد بالاتری برسند. در نهایت، به عنوان یک مربی، نقش یک میانجی و واسطه را خواهید داشت. تضادها درون تیم‌ها، بین تیم‌ها، و در سراسر سازمان‌ها به وجود می‌آیند. به عنوان یک مربی چابکی یک میانجی نیز هستید که طرفین تعارض برای بدست آمدن راه‌حل‌های مطلوب کمک می‌کند. این بخش قطعا سخت‌ترین بخش از نقش مربی‌گری چابکی است. در واقع سختی کار در این است که باید همزمان با تلاش جهت حفظ  آرامش، ذهنیت چابک و شیوه‌های سالم چابک را بدرستی پیش ببرید. موضوع مهم دیگری که نباید فراموش کنید این است که تمام این کارها را در سطوح فردی، تیم، مدیریت میانی و سطوح مدیران اجرایی انجام خواهد شد پس به تنوع زیادی از تکنیک‌ها و رویکردها نیاز خواهید داشت. در کنار انتخاب ابزار برای کار کردن، باید بدانید چه موقع باید از هر کدام از آنها استفاده کنید. اسکرام‌مستر یا مربی چابکی؟اگر به دنبال آشنایی با مربی‌گری چابکی هستید بی‌شک قبلاً در مورد انواع شیوه های چابکی مطالعه کرده‌اید و احتمالا تجربه‌های مناسب یا غیر مناسبی در چابکی داشته‌اید. اگر این تجربه را دارید، پس می‌دانید که اسکرام‌مستر مربی اول تیم است. خب همینجا سوالی پیش خواهد آمد و اینکه تفاوت فعالیت اسکرام‌مسترها با مربیان چیست؟اولین نکته این است که اسکرام‌مسترها کاملاً روی تیم‌های خودشان تمرکز دارند. این بدان معناست که اسکرام ‌مستر در درجه اول مشغول به بهتر و بهتر کردن درک و اجرای چارچوب چابکی در تیم خود است. اسکرام‌مستر با پشتکار به پشتیبانی و تسهیل کردن رویدادهای تیم و اطمینان از توسعه مصنوعات مورد نیاز تیم می‌پردازد.  مهمتر از این، اسکرام‌مستر در حال آموزش چارچوب اسکرام به اعضایی از تیم است که با مفاهیم چابکی تازه آشنا شده باشند. همچنین سرعت تیم را اندازه می گیرند و تعامل بین اعضای تیم را پرورش می‌دهند تا در رسیدن به عملکرد بالا کمک کند. در مقابل، مربی چابکی به طور هم زمان روی تمام تیم ها تمرکز دارد. در واقع مربی گامی است که از فعالیت های روزانه خارج می شود. این کار به مربی ها کمک می کند تا روی سیستم تیم ها تمرکز کنند. در حالی که اسکرام‌مستر درون یک تیم کار می‌کند و از نزدیک جزئیات را مشاهده و بررسی می‌کند، مربی کمی از این کنش‌ها جدا است. این نوع از عدم درگیری، مربی را قادر می سازد الگوهای ناسالم را در بین تیم ها شناسایی کند و موارد آموزشی یا توصیه هایی را برای رفع آن تهیه کند. در واقع بدان معنی است که مربی به طور فعالی با رهبری کردن سعی می‌کند به الگوهای بزرگتر توجه کند و مشکلات گسترده تری را حل کند.اما یک مربی چابکی با اسکرام‌مستر نیز کار می‌کند تا مشکلی را که اسکرام‌مستر بر آن نتوانسته غلبه کند را حل کند. این کمک کردن به صورت مشاهده کردن وضعیت مصنوعات چابکی و رویداد‌ها آن نمود پیدا می‌کند. به بیان دیگر، مربی چابکی یک مشاهده‌گر بی‌صدا از رویداد‌ها خواهد بود و در زمینه‌ایی که در آن احساس نگرانی کند با اسکرام‌مستر مشورت می‌کند. به عنوان مثال، اگر مربی مشکلی در مورد رویداد برنامه‌ریزی اسپرینت مشاهده کند، مربی پیشنهاداتی را برای حل الگوی ناسالم ارائه می‌دهد. در واقع با اینکه اسکرام‌مسترها اولین مربی برای تیم‌های خود هستند، در بعضی مواقع همین نزدیک بودن زیاد به تیم ممکن است در شناسایی مشکلات اختلالی برایشان ایجاد کند و در اینجا مربی در یک موقعیت خنثی در خارج از تیم به آموزش، مرشدی و راهنمایی برای کلیه اعضای تیم کمک خواهد کرد. مشارکت اسکرام‌مسترها و مربیان از مواردی است که می تواند منجر به ایجاد سیستمی از تیم‌های سالم شود.در قسمت ‌های بعدی این موارد را بررسی خواهیم کرد:مربی چابکی به عنوان معلممربی چابکی به عنوان منتور و مرشدمربی‌گری چابکی در سطح فرد و تیممربی‌گری چابکی نقش‌هاشناسایی مشکلات و میانجی‌گری تعارضاتمهارت‌های کلیدی برای مربیان چابکمدل ذهنی مربی چابکیپ.ن : ابتدا بین استفاده از عبارت مربی چابکی و مربی چابک اندکی دچار تردید بودم اما به نظرم اومد استفاده از چابکی بهتر باشد چون مربی قراره حول چابکی مربی‌گری کند، یک جورایی مثل معلم عربی یا معلم عرب، چابکی نباید شکل یک صفت می‌گرفت برای مربی برای همین هم از عبارت مربی چابکی استفاده کردم.منابع:Coaching Agile Teams by Lyssa AdkinsCo-active Coaching by Henry Kimsey-House, Karen Kimsey-House, and Phillip SandahlThe Hitchhiker&#x27;s Guide to Agile Coaching by the Agile42 Coaches</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 02 Aug 2020 17:59:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرآیند توسعه مشتری (Customer Development) چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DB%8C-customer-development-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-skftb5co5q8u</link>
                <description>توسعه مشتری چیست؟آیا تا به حال به حذف ناگهانی و بی صدای برخی از کسب­وکار­ها دقت کردید؟ احتمالا مطالبی در مورد جذب سرمایه­های بزرگ، استخدام­های سریع در استارتاپ­ها و کسب­و­کارهای نوپایی که به سرعت تعطیل شده­اند را شنیده­اید. مثال­های زیادی از این نوع شرکت­ها را در اواخر دهه 90 میلادی بین سال­های 1994 تا 2001 که به حباب دات کام معروف است میتوان یافت. Webvan و pets.com دو نمونه بسیار معروف آنها هستند. شرکت­هایی که صعود و سقوط سریعی را تجربه کردند قبل از اینکه حتی در مورد آنها چیزی بشنویم. در اغلب موارد دلیل اصلی این شکست­ها انجام نشدن فعالیت توسعه مشتری (Customer Development) توسط این شرکت­ها بوده است. درست زمانی  که نقدیگی و منابع آنها تمام میشود قبل از اینکه بتوانند به تناسب درست محصول با بازار (product market fit) برسند.تمرکز توسعه مشتری بر روی چیست؟درک و شناخت مشکل و نیاز مشتریایجاد و توسعه مدل فروش (Sales Model) تکرار پذیرتحویل محصول بر اساس درخواست و تقاضای مشتریتناسب محصول/بازار به معنی شناسایی کردن یک فرضیه ارزش جذاب است. یک فرضیه ارزش جذاب ترکیب و شامل این موارد است:ویژگی‌هایی که شما باید بسازیدمخاطبانی که اهمیت می‌دهندو مدل کسب‌وکاری ارزشمند که مشتریان را وادار به خرید محصول می‌کند.همه موضوع در تناسب محصول با بازار در مورد ایجاد محصولی است که نیاز واقعی مشتری را در یک نقطه­­ایی از قیمت حل می‌کند که مشتریان مایل به پرداخت آن مقدار هستند. تناسب محصول با بازار یکی از سخت‌ترین جنبه‌های شروع فعالیت هر شرکت یا ایجاد هر محصول جدیدی است. زمانی که تناسب محصول با بازار را پیدا کنید، آنگاه دستیابی به موفقیت نیز در دسترس آنها خواهد بود. اما اگر شرکتی سعی در افزایش فعالیت­های فروش و بازاریابی قبل از پیدا کردن تناسب محصول/بازار داشته باشد، در واقع نقدینگی خود را برای ورود به بازاری که مشتری برای محصول آنها وجود ندارد از دست می­دهد. دقیقا در اینجا، توسعه مشتری به شما کمک می‌کند تا به سرعت Market Fit Product خود را پیدا کنید.با پیروی از روش توسعه مشتری و درک این موضوع که قبل از پیدا کردن فرضیه­های ارزش (value hypothesis) درست ممکن است چندین مرتبه شکست بخورید، به شرکت و محصول خود بهترین فرصت یک موفقیت بلند مدت را می­دهید. استارتاپ­ها نیز با رویکردهای مختلفی در پی پیدا کردن تناسب مصحول با بازار درست هستند. همان حلقه­های تکرار (iterations) در رویکرد ناب در راه اندازی استارتاپ که استوارت باترفیلد با استفاده از همان دو شرکت گیمینگ را تبدیل به Flickr و Slack کرد.استفاده از رویکرد توسعه مشتری موجب صرفه جویی در زمان و هزینه ­های شما در هنگام تصمیم گیری در مورد نیاز بازار می­شود.گام­های زیادی در توسعه مشتری وجود دارد و زمانی که شما فرآیندهای توسعه مشتری را فرا بگیرید می­توانید چرخه­های زیادی را در بازه­های زمانی کوتاه ایجاد کنید. چرخه­های تست سریع فرضیه هایتان با استفاده از مشتریان واقعی آسان­ترین و ارزان­ترین راه پیدا کردن fit to market مناسب محصول و کسب وکار شماست. و زمانی که شرکت تناسب مناسب محصول و بازار را پیدا کرد آنگاه می­توانید با افزایش فروش و بازاریابی خود از فرصت­های واقعی بازار بیشترین استفاده را ببرید.زمانی که Airbnb به تازگی شروع به کار کرده بود، هر هفته بنیانگذاران آن جو گبیا و برایان چسکی از Mountain View کالیفرنیا، تمام مسیر تا نیویورک را طی می‌کردند تا به مشتریان خود نزدیک‌تر شوند. این کار را انجام می­دادند زیرا ارزش توسعه مشتری را درک کرده بودند. همین تماس دائمی و نزدیک با متشریان بود که به تیم آنها کمک کرد تا کاربران خود را درک کنند و محصولی ایجاد کنند که کاربران می‌خواهند. برایان چسکی حتی در جایی گفته‌است که تعدادی از ایده های اصلی خود را از یکی از مشتری اولیه خود گرفته است که بعد از آن به نقشه راه محصول آن‌ها تبدیل شده‌است. اگر به هر شرکت موفق نگاه کنید، چه شرکت­های بسیار بزرگ و چه استارتاپ­ها موفق در همه­ی آنها یک اشتراک پیدا می­کنید.همه آنها product/market fit را پیدا کرده­اند. پیدا کردن این تناسب کار آسانی نیست در واقع بسیاری از شرکت­ها زمان زیادی را برای یافتن این تناسب صرف می­کنند و بسیاری از آنها هیچ گاه آن­را پیدا نمی­کنند. اما فرآیند تکرار تعریف تناسب محصول و بازار در مفهومی به نام توسعه مشتری customer development خلاصه شده است. مراحل توسعه مشتری – customer development processes
توسعه مشتری به چهار مرحله مجزا تقسیم می‌شود. اولین مرحله، کشف مشتری (Customer Discovery) است. مرحله بعدی اعتبار­سنجی مشتری (customer validation) است. مرحله سوم، ایجاد و خلق مشتری (customer creation) است و آخرین مرحله نیز ایجاد شرکت است. هر یک از مراحل در فرآیند توسعه مشتری برای رسیدن به پاسخ و مقدار صحیح ممکن است چندین مرتبه تکرار شوند. هدف از مرحله کشف مشتری تعیین این است که:مشتریان شما چه کسانی هستندو آیا مشکلی که در حال حل آن هستید، برای آن‌ها مهم است یا خیر.در این مرحله شما ممکن است زمان زیادی را صرف:تحقیقات ثانویه (Secondary Research)و انجام تحقیقات اولیه شامل نظرسنجی و مصاحبه با مشتریان کنید.یکی از بهترین مثال ها برای توضیح مرحله کشف مشتری مثال Uber است. اوبر در ابتدا به عنوان یک سرویس تاکسی خصوصی (black car service) برای بنیانگذاران خود آغاز شد.اما وقتی اوبر ایده خودش را به اشتراک گذاشت، دوستانشان هم درخواست کردند تا از سرویس آنها استفاده کنند. و این دقیقا نقطه شروع فرآیند کشف نیاز مشتری توسط اوبر بود. مرحله بعدی اعتبارسنجی مشتری جایی است که:فرآیند فروشی تکرار پذیر را ایجاد می­کنیم که بتواند توسط تیم فروش و بازاریابی تکرار شود.این فرآیند با استفاده از فروش محصولات به صورت واقعی به مشتریان ابتدایی اعتبارسنجی می­شود.اگر در دو مرحله اول را با موفقیت طی کنید در واقع مدل کسب و کار خودتان را اثبات کردید. در مثال UBER زمانی که اوبر به افراد بیشتری دسترسی به نسخه بتا نرم افزار خودش را داد با درخواست و تقاضای بیشتر و بیشتری هم مواجه شد و اینکه استفاده کنندگان اولیه در حال پرداخت بودند به آنها این اجازه را می­داد که در طول مسیر حرکت مدل کسب و کار خود را نیز اعتبارسنجی کنند.مرحله بعدی مرحله خلق مشتری است، که بر اساس موفقیت در مرحله قبلی یعنی اعتبارسنجی مشتری شکل گرفته است. در این مرحله به دنبال افزایش دادن تقاضا برای محصول هستیم. در واقع شرکت با استفاده از کانال­های فروش جدید به مشتریان جدیدی دست پیدا می­کند. در مثال اوبر احتمالا روش­های بازاریابی معروفش که اکنون نیز توسط نسخه­هایی ایرانی این کسب و کار مورد استفاده قرار می­گیرد را می­شناسید. امتیازاتی که با معرفی مشتریان جدید به مشتریان قبلی داده می­شود. اوبر با استفاده از این تلاش­های بازاریابی خیلی سریع پایه مشتریانش را توسعه داد.در آخرین مرحله نیز ساخت شرکت را داریم. مرحله آخر جایی است که یک شرکت به یک ساختار فرموله شده و سازمانی مشخص تری دست پیدا می­کند. در ابتدا شروع یک کسب و کار در شرکت، شما ممکن است فردی را داشته باشید که هم فروش و هم بخش بازاریابی را هدایت می‌کند. اما همانطور که شرکت رشد می‌کند، فاز ساخت شرکت در جایی است که بخش‌های مختلف برای عملکردهای جداگانه مثل فروش، بازاریابی و توسعه کسب‌وکار ایجاد می‌شوند. یادتان باشد تنها در دو مرحله اول، کشف مشتری و اعتبار سنجی مشتری، می­توانید تناسب محصول / بازار را پیدا کنید، درست جایی که بیشتر شرکت‌ها و محصولات در بدست آوردن آن شکست می­خورند. با اجرای توسعه مشتری و انجام تمام چهار مرحله، شرکت شما برای بدست آورن موفقیت آماده می‌شود.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jul 2019 15:07:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فرآیند‌های تفکر طراحی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D9%81%D8%B1%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-q8vutxdvisqa</link>
                <description> در مطلب قبلی با جایگاه تفکر طراحی در کسب و کار آشنا شدیم.مدل‌های تفکر طراحی مختلفی توسط دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آژانس‌های طراحی و تفکر طراحی ارائه شده است، در این مطلب با فرآیند‌های تفکر طراحی (Design Thinking) آشنا خواهیم شد. این مطلب تنها آشنایی اولیه با مدلی از این فرآیند‌هاست و در پست‌های بعدی در زمینه تفکر طراحی به نحوه اجرا و بکار گیری فرآیند‌های تفکر طراحی در کسب و کار و پروژه‌ها بیشتر آشنا خواهیم شد.مرحله اول: پیدا کردن مشکل واقعیفرآیند تفکر طراحی مجموعه از فعالیت‌های است که به سرعت شما را از مرحله تعریف مشکل به سمت مراحل برنامه‌ریزی اجرایی می‌برد. فرآیند تفکر طراحی با تحقیقات از افراد شروع می‌شود تا بفهمید که مشکلات واقعی مشتریان شما چیست؟ که همان اهمیت دادن به مشتری و در اصطلاحات تفکر ناب، همان خارج شدن از ساختمان و پشت میز است. Get out of the building ، درست است که مشتریان نمی‌توانند طراحی را برای شما انجام دهند، اما می‌توانند مشکلاتی را که دارند به شما نشان دهند. احتمالا تشخیص و حل این مشکلات برای خود مشتریان نیز جذاب است در واقع مشتریان نیازهایشان را به صورت ارزش کسب و کار برای شما ترجمه و تفسیر خواهند کرد.یادتان باشد شما جای کاربر نیستید! مشاهده مشتری و کاربر واقعی در هنگام انجام فعالیت‌هایشان و صحبت کردن با آنها درباره‌ی تجربه‌شان، دیدگاه و تصویری به شما می‌دهد که امکان بدست آوردن آن از طریق نشستن دور میز گرد کنفرانس و نگاه کردن به آمار و نتایج پرسشنامه‌ها وجود ندارد. خوب از خودتان می‌پرسید چرا؟ وقتی که بینش بدست آمده در مورد مشکل از طریق مشاهده مشتری باشد، شما می‌توانید نیاز‌ها و مشکلات را در لیستی از اهدافی که محصول جدید باید بدست بیاورد الویت‌بندی کنید.حتی در این مرحله ابتدای نیز می‌توانید تعدادی متریک تعیین کنید که بتوانید با آنها زمان رسیدن به اهداف را مشخص کنید. بسیاری از پروژ‌های توسعه محصول در عین حال که می‌دانیم اندازه گیری نشده‌اند و حتی در حال شکست هستند بازهم ریلیز می‌شوند. در واقع استفاده از اهداف قابل اندازه‌گیری (اهمیت به کمیت و بررسی مسیر حرکت پروژه) کمک می‌کند تا از تحویل داده شدن منفعت واقعی کسب و کار اطمینان حاصل شود. همچنین می‌توانید در طول فرآیند تکرار شونده‌ی تفکر طراحی نیز میزان رسیدن به اهداف را اندازه‌گیری کنید.مرحله دوم: ایده پردازیبه جای چسبیدن و ساختن اولین راه حلی که به ذهن می‌رسد، تفکر طراحی تیم‌ها را تشویق می‌کند تا گزینه‌های مختلف را بر اساس ایده‌های افراد مختلف بررسی و کاوش کنند. علاوه بر این، ممکن است این ایده‌های ترکیب شده راه حل نهایی بهتری را به نسبت زمانی که هر یک از افراد در حال حل مشکل توسط خودشان به تنهایی هستند داشته باشند. ایده پردازی (ideation) به اشکال مختلفی قابل اجراست، اما همانند هر یک از فازها در فرآیند تفکر طراحی، تمامی روش‌های اجرای ایده‌پردازی باید شامل تمام رشته‌های مختلف در تیم باشد. اینکه هر یک از افراد از قبل تجربه ایجاد مشخصات و نیازمندی‌های یک پروژه را نداشته‌اند، به معنی ایده نداشتن آنها نیست.بدست آوردن یک تصویر و درک جامع تر بر اساس ایده‌ تمام اعضای تیم، منجر به راه‌حل‌های خلاقانه تر خواهد شد. این بخش خلاقانه چیزی است که نشان دهنده ارزش برخی از آژانس‌های تفکر طراحی است. اغلب این آژانس‌های تفکر طراحی، از تیم شما دعوت خواهند کرد که به اشکال مختلف بخشی از این فرآیند خلاق را شکل بدهید. چه باور کنید و چه باور نکنید، اغلب ایده‌های شما در همین فرآیندها هستند که آژانس‌های تفکر طراحی به عنوان mockup به شما تحویل می‌دهند! فراموش نکنید تیم شما می‌تواند خلاق باشد. اگر هنوز این خلاقیت را تجربه نکرده اید، دلایل مختلفی می‌تواند وجود داشته باشد شاید اینکه هنوز نقطه شروع مناسب را پیدا نکردید و یا در معرض و ارتباط نزدیک با مشکل و نیاز مشتری نبوده‌اید و یا حتی محیط مناسب برای بررسی ایده‌های طراحی برای نشان دادن خلاقیت خود را نداشته‌اید.فرآیند تفکر طراحی، خلاقیت را همراه خود به ارمغان می‌آورد. حتی منطقی ترین، عملی و خشک ترین افراد هم می‌توانند ایده‌های طراحی فوق‌العاده‌ای را خلق کنند. حتی اگر این ایده‌ها در نهایت استفاده هم نشوند، در فرآیند خلاقیت ایده سایر افراد موثر است و منجر به ساختن ایده‌های بزرگتر و حس مالکیت مشترک راه‌حل در بین افراد تیم می‌شود.مرحله سوم: ساخت نمونه اولیه (prototyping)ممکنه فکر کنیم که طراحی‌ ما عالی شده! اما از کجا باید مطمئن شویم؟ ساخت نمونه اولیه کاغذی و تست‌های قابلیت استفاده راه‌های بسیار سریع و ارزان برای فهمیدن این موضوع است که آیا همه جوانب را پوشش داده‌ایم یا خیر؟ یک پروتوتایپ می‌تواند در یک روز ساخته شود و روز بعد تست کاربردپذیری آن توسط مشتری یا مشتریان صورت بگیرد، با این تست می‌توانیم ببینیم مشتری چگونه با پروتوتایپ کار می‌کند. با ساخت نمونه اولیه، مشتریان کانسپت محصول را درک می‌کنند و همچنین برای تیم توسعه مشخص می‌شود انجام چه تغییراتی قبل از آماده شدن محصول برای شروع توسعه نیاز است.در حقیقت، اگر شما ظاهر پروتوتایپ را به حالت اسکچ اولیه و ساده نگه دارید، بازخورد‌های صادقانه تر و دقیق تری از مصرف کنندگان دریافت خواهید کرد چون مشتریان متوجه خواهند شد که شما هنوز برای ایجاد تغییرات آماده هستید. در ابتدا بازخورد آن‌ها می‌تواند بی رحمانه باشد، اما بهتر است که بازخورد آنها را همین الان بشنوید تا بعد از اینکه هفته‌ها یا ماه‌ها را را صرف ایجاد backend  و  رابطه کاربری کنید و متوجه شوید باید همه چیز را دوباره از اول بسازید. ساخته نمونه اولیه کاغذی بسیار ارزان‌تر از دوباره‌کاری است. شک نکنید می‌توانید از تعامل مشتری با همین نمونه‌‌های اولیه ساده چیزهای زیادی را یاد بگیرید.در ادامه شما از دیدن ایده‌هایی که کار می‌کند و اصلاحاتی که با آن ایده‌هایتان بهتر کار می‌کند اعتماد به نفس بدست می‌آورید و این اعتماد به نفس باعث حرکت رو به جلوی‌ شما می‌شود و این اطمینان را به شما می‌دهد که در مسیر درست قرار دارید تا چیزی را تحویل دهید که مشتریان می‌خواهند و به آن نیاز دارند. این تست قابلیت  استفاده تنها اولین مورد از روش‌های مختلف بررسی مشتریان و سایر فعالیت‌های جمع‌آوری متریک است که هدف آن حصول اطمینان از حرکت در مسیر صحیح در طول فرآیند توسعه است.مرحله چهارم: برنامه‌ریزی اجراییبعد از استفاده از چرخه ساخت، آزمایش و یادگیری نمونه اولیه کاغذی می‌توانید برای ساخت یک برنامه سطح بالا برای توسعه محصول خود اقدام کنید. برنامه‌ای که ایجاد می‌کنید، افزایشی است. با استفاده از این  برنامه، مزیت‌های اصلی کسب‌وکار در مراحل اولیه فرآیند به کسب و کار تحویل داده می‌شود و کارکرد‌ها به ترتیب اهمیت، قطعه به قطعه و ویژگی به ویژگی بعد از هر ریلیز جدید، اضافه می‌شوند. این نوع برنامه‌ ریزی به شما اجازه می‌دهد چندین نقطه را امتحان کنید و مطمئن شوید آیا در مسیر رسیدن به اهداف خود هستید یا خیر؟ و اینکه آیا واقعا چیزی را تحویل می‌دهید که مردم از آن استفاده کنند؟ از آنجا که کل تیم با افراد مختلف از رشته‌های مختلف درگیر تهیه این برنامه بودند، پس به احتمال زیاد این خواسته قابل‌دستیابی است.بخش فن‌آوری اطلاعات می‌تواند مشخص کند که کدام بخش‌های کار ساده هستند و  چه بخش‌هایی ممکن است به تحقیقات و یا سرمایه‌گذاری اضافی نیاز داشته باشد. بخش تحقیقات و بازاریابی می‌توانند بگویند که چه چیزهایی احتمالا برای مشتریان جذاب هستند و آن‌ها را تشویق به استفاده از این محصول می‌کنند. بخش عملیات می‌تواند اطمینان دهند که سیستم ها در حال مصرف درست منابع باشد و طراحان می‌توانند یک الگو و زمینه طراحی را برای محصول با  یک درک خوبی از چیزهایی که بعدا مورد نیاز خواهند بود ایجاد کنند.بله هیچ برنامه‌ریزی صد در صد ثابت و پایدار نیست و زیبایی فرآیند تفکر طراحی این است که شما ورودی طراحی مشتری-محور (customer-centric) و بازخورد اولیه از پروتوتایپ خود را دارید و می‌توانید با اطمینان بیشتری در مورد پذیرش راه حل خود اطمینان حاصل کنید. تحویل دادن ویژگی‌ها به صورت مکرر (frequent deliverables ) و فرصت‌هایی برای اندازه‌گیری پیشرفت در مقایسه با اهداف اولیه به شما امکان اصلاحات را از طریق فرآیند توسعه و اجرا می‌دهد.واقعا چه تعدادی از پروژه‌ها را دیده‌اید که بر اساس اهداف بیان شده ابتدایی خود پیش رفته اند و پایان یافته‌اند؟ در تفکر طراحی به دلیل اهداف کاربر محور (user-centric) و بر پایه شناسایی نیازهای و مشکلات کاربران و مشتریان، احتمال رسیدن به اهداف مشخص شده ابتدای پروژه با استفاده از فرآیند اصلاح و اجرای تغییرات مورد نیاز در هر مرحله بیشتر خواهد بود.تفکر طراحی و روش‌های توسعه سریع محصول مانند چابک اشتراکات بسیاری دارند و در مطلبی جدا، ارتباط سه مفهوم چابک، ناب و تفکر طراحی را توضیح خواهم داد.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2019 22:46:49 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جایگاه تفکر طراحی در کسب‌وکار چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-zzp3ayp6fpjm</link>
                <description> چابکی، ناب و تفکر طراحیاین مطلب مقدمه ایی برای شروع بررسی تفکر طراحی در کسب و کار و ارتباط ذهنیت تفکر طراحی با متدولوژی‌های توسعه سریع محصول مانند چابکی و رویکرد ناب است.– برای شناخت اولیه و سریع بر روی تفکر طراحی، آن را به صورت زیر تعریف می‌کنیم:تکنیکی برای گردهم آوردن شرکای کسب‌وکار و تکنولوژی،کشف و خلق راه‌حل‌هایی برای نیازهای واقعی کاربرانتست این که آیا این راه‌حل‌ها واقعا سود کسب‌وکار را قبل از اینکه شما در کدنویسی زمان صرف کنید، تولید می‌کند یا خیر. تفکر طراحی نقطه شروع بسیار خوبی برای هر فرآیند ناب یا چابک است. فرآیند‌های ناب، در قلب خود، فرآیندهاییهستند که یک کسب‌وکار برای آزمایش سریع ایده‌های جدید و تبدیل سریع آنها به سود کسب‌وکاری استفاده می‌کند و این کار در فرآیند ناب با استفاده از بازخورد تست‌ها است تا در مورد مولفه بعدی محصول که باید روی آن کار شود تصمیم گیری شود.تکنیک چابک و سایر تکنیک‌های توسعه سریع (rapid development)  فرایندهای تکنولوژی هستند که برای ساختن سریع ایده‌های جدید و تست کردن آنها استفاده می‌شود در چابکی نیز با استفاده از بازخوردها و درس‌های آموخته شده در طول تست ایده‌ها، تکرارهای بعدی ایجاد می‌شود و توسعه محصول پیش می‌رود.در چابکی نیز هدف اصلی این است که محصولی را عرضه کنیم که مزایای کسب و کار را زودتر به ارمغان بیاورد.تفکر طراحی، میانبری است که شما را با فرآیندهای ناب و چابک راسریعتر در مسیر چابکی و ناب قرار می‌دهد. تفکر طراحی  ترکیبی از اولین تحقیق و آزمایش فرضیه ( hypothesis testing ) در روش ناب و اولین تکرار( first Agile iteration ) در چابکی شماست. در حقیقت، فعالیت‌های درون تفکر طراحی اغلب با نام‌های مختلف در دنیای چابک نام گذاری می‌شوند.برای مثال طراحی اسپرینت (design sprint) یا تکرار صفر(iteration zero) یا اسپرینت مرحله صفر(sprint zero). اما این به به معنی وجود الزام در دنبال کردن فرآیندهای ناب یا چابک برای کار کردن تفکر طراحی نیست.امکان اینکه با تفکر طراحی فرآیندهای کاملا آبشاری (در مقابل فرآیندهای چابک) را نیز شروع کنید وجود دارد که البته من چنین پیشنهادی نمی‌کنم. در واقع استفاده و اجرای تفکر طراحی در صورتی که تیمتان به دنبال فرآیندهای ناب یا تکنیک‌های توسعه سریع مانند چابک باشند، آسان‌تر خواهد بود. هدف این است که کمی وقت صرف طراحی تفکر کنید، اما نکته مهم در مورد تفکر طراحی این است که هر سازمان می‌تواند از فرآیند تفکر طراحی برای ساخت محصولات بهتر استفاده کند و بهترین ایده‌های خود را به بازار برسانید.علاوه بر این، تاکید می‌کنم که می‌توانید این کار را خودتان انجام دهید و حتی این کار را به طور کامل تر و بهتری از برخی آژانس‌های خلاقیت و تفکر طراحی انجام خواهید داد.چه افرادی در فعالیت‌های تفکر طراحی دخیل هستند؟فرآیندهای تفکر طراحی می‌تواند در یک هفته به صورت فشرده و یا به تا آن زمان که احساس کنید واقعا راه حل اصلی مشکل کاربر را شناسایی کردید طول بکشد. نمایندگان هر بخش از کسب و کار شما باید در فعالیت‌های تفکر طراحی شرکت کنند افرادی از بخش کسب وکار، فناوری اطلاعات، بازارایابی، بخش حقوقی، طراحی، تحقیقات بازار ومشتریان، تسترها، مالکان محصول، مدیران محصول و مدیران پروژه. حضور این افراد در فرآیندهای تفکر طراحی تنها راهی است که میتوان مطمئن شد همه دیدگاه‌ها پوشش داده می‌شود و همه افراد در یک صفحه قرار دارند و به درک مشترکی از پروژه رسیده‌اند.تعدادی دیگر از گروها در سازمان هستند که باید بدانند در حال انجام چکاری هستید، تا برخی از ورودی‌ها مورد نیاز برای فرآیندهای تفکر طراحی را در اختیار شما قرار دهند اما حضور هر روز و هر ساعته آنها نیاز نیست. مثلا می‌توانید یک دموی 20 دقیقه‌ای از کا‌رهای انجام گرفته در روز قبل را به آنها ارائه کنید، افرادی که باید به دمو دعوت شوند شامل تیم حقوقی، تیم بین المللی سازی و یا منطقه ایی شما، معماران فنی کسب و کار شما و سایر افرادی که لازم است بعدا در فرآیند قرار بگیرند است. مشخصا تعدادی از این نقش‌ها در سازمان شما وجود ندارد.ممکن است دلایلی وجود داشته باشد که تعدادی از این افراد در فرآیندهای تفکر طراحی حضور نداشته باشند اما به خاطر داشته باشید ایجاد یک درک مشترک از تفکر طراحی و اینکه می‌خواهید چکاری انجام دهید آن هم در ابتدای شناسایی مراحل تفکر طراحی امری بسیار مهم است زیرا هزینه همراهی نکردن افراد سازمان و توجیه مکرر آنها در آینده و در همه جلسات بسیار بیشتر خواهد بود.خوب سوال اینجا این است که افراد در مرحله تعریف پروژه چه کاری انجام می‌دهند؟ تفکر طراحی به هر یک از افراد درگیر کار کمک می‌کند تا نقش خودشان را بهتر درک کنند و متوجه شوند برای پیشبرد پروژه به چگونه حمایتی از هر یک از افراد نیاز است.با کمک تفکر طراحی چه چیزی بدست می‌آوریم؟تفکر طراحی در قلب خود مشتری محور (customer-centered) است. فرآیندی که کمک می کند درد اصلی مشتری را شناسایی کنید. همچنین به شما کمک می‌کند یک درک اولیه قابل اندازه‌گیری از اینکه کدام یک از ایده‌هایتان با تمرکز به مشتری موفقیت آمیز خواهد بود را بدست بیاورید. اگر درحال استفاده از فرآیندهای پروژه چابک یا ناب هستید پیش از این نیز از طریق ساخت، تست و یادگیری از تکرار پیش می‌روید. اما تفکر طراحی کمکتان می‌کند که هر یک از تکرارها را سریع‌تر شروع کنید و کمک می‌کند تا در الویت‌بندی اینکه چه چیزی را بسازید درک بهتری داشته باشید به طوری که بیش‌ترین سود و بازخورد را در ایده‌های خود کسب کنید.اجرای فعالیت تفکر طراحی به این معنی است که تیمتان با یک درک مشترک از چرایی و چیستی آنچه می‌خواهید بسازید شروع به کار کنند.. این درک از طریق مشارکت در طول تمام مراحل توسعه ایجاد می‌شود.زمانی که افراد سازمان در ایجاد برنامه کلی برای پروژه مشارکت داشته باشند آنگاه تصمیم گیری برای افراد در موقعیت‌های کاری خودشان آسان‌تر خواهد شد. به وجود آمدن این همدلی و درک مشترک به معنای هدر رفتن کمتر زمان در جلسات است. باعث می‌شود تغییرات عجیب و غریب در پروژه مثلا موارد شایعی که در دقیقه آخر به رابط کاربری اضافه می‌شوند کمتر شود. و موجب سهولت بیشتر در تصمیم‌گیری درباره اهداف پروژه  می‌شود زیرا براساس نیاز مشتری و اینکه چگونه می‌توانید از طریق برآورده کردن نیازهای مشتریان سود کسب کنید اهداف را چیده‌اید.با داشتن اهداف مشتری محور( customer-focused goals )، الویت بندی ویژگی‌ها(features) سریع‌تر انجام می‌شود. همچنین Pet Feature های کمتری اتفاق می‌افتد.وجود یک تمرکز شفاف روی مشتریان می‌تواند این pet feature ها را کمتر کند و در اولویت‌های آخر قرار دهد. همچنین تفکر طراحی به حل کردن یکی از بزرگترین کابوس‌های مدیریت پروژه کمک می‌کند: اینکه از کجا میدانید چیزی که میسازید درست باشد؟ با استفاده از فرآیندهای تفکر طراحی شما فرصت‌های مختلفی برای چک کردن با مشتری خود دارید و در صورت نیاز هر تغییر و تصحیحی که لازم است را انجام می‌دهید.در حقیقیت فرآیند تفکر طراحی با تعامل با مشتری آغاز می‎‌شود و با تعاملات و چک کردن‌های مکرر و منظم با مشتری ادامه پیدا می‌کند.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Mon, 17 Jun 2019 09:55:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اسپرینت صفر چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%AA-%D8%B5%D9%81%D8%B1-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-vfsv9uuvzjqv</link>
                <description>فرض کنید می‌خواهید اتاقی از خانه خودتان را رنگ آمیزی کنید. برای شروع رنگ آمیزی ابتدا بر روی وسایل محافظ می اندازید و تا حد امکان وسایل را از اتاق تخلیه میکنید تا بعدا مجبور به تمیز کاری مجدد نشوید! اسپرینت مرحله صفر یا Sprint Zero در متد چابک درست مانند آماده شدن قبل از رنگ آمیزی است.اسپرینت صفر عمل ساده ای است که تضمین میکند در هنگام شروع توسعه محصول، چیزی سر راه ایجاد یک working software قرار نگرفته است. اسپرینت صفر چند هدف اصلی داردإنهایی کردن ساختار و معماری محصولخریداری محصولات مورد نیازقرارداد با فروشندگان (vendor) هاآموزشتصمیم گیری در مورد طول اسپرینتایجاد یک ریلیز پلن اولیهدر اولین و مهمترین گام در اسپرینت مرحله صفر باید به سراغ ساختار چشم انداز محصول خودتان بروید. به این صورت که یک معمار نرم افزار یا یک رهبر فنی دیگر تعریف می‌کند که محصول چگونه باید ساخته شود. وقتی ویژگی‌ها (features) و پوسته‌ها (themes) تعریف شدند، تصمیمات ساختاری در مورد اینکه تیم چگونه محصول خواهد ساخت کمک می‌کند.بعد از فهمیدن ساختار و معماری محصول، می‌توانید تصمیم بگیرید که آیا به نرم‌افزار یا ابزار جدیدی برای تکمیل کار خود نیاز دارید یا نه. اگر به چیزی جدیدی در اسپرینت صفر نیاز دارید، در این مرحله وقت آن است که آن را تهیه کنید و یاد بگیرید چطور از آن استفاده کنید. ساختار و معماری محصول مورد نظر شما ممکن شما را مجبور کند با فروشندگان جدیدی کار کنید. اگر فروشنده  جدیدی دارید که برای آماده سازی پروژه آزمایشی خود استفاده می‌کنید، باید قبل و یا در طول اسپرینت صفر قرارداد را با آنها تکمیل کنید.یک عنصر حیاتی دیگر برای آماده‌سازی پروژه آزمایشی شما آموزش همه اعضای تیم تان در چابک است. شما می‌توانید این آموزش را قبل از اسپرینت صفر و یا به عنوان بخشی از آن انجام دهید. نحوه آن کاملا به شما و تیم تان بستگی دارد. اما زمانی که اسپرینت صفر تمام شود، تمرکز کامل بر تحویل working software خواهد بود، بنابراین تمام آموزش باید ابتدا انجام شود.حالا که شما و تیمتان آموزش‌دیده اید، باید تصمیم بزرگ بعدی را بگیرید: هر اسپرینت چقدر طول خواهد کشید؟ یک اسپرینت دو هیچگاه بیشتر از چهار هفته نیست و اگر بخواهید حتی می‌تواند هفته طول بکشد. اکثر تیم‌ها اسپرینت‌های 2 یا 3 هفته ای دارند. اما چطور تصمیم می‌گیرید؟ خوب، ابتدا نگاهی دقیق‌تر به پروژه خود بیندازید. اگر پروژه شما دارای ریسک قابل‌توجهی در آن باشد، اسپرینت باید یک یا دو هفته طول بکشد. ممکن است بر خلاف انتظارات عقلی باشد، اما واقعیت در مواجهه با ریسک زیاد است، شما باید سریع شکست بخورید. شکست خوردن با سرعت بالا تضمین می‌کند که زمان کافی برای بازیابی خود دارید، و هنوز میتوانید پروژه را با موفقیت کامل انجام دهید. اگر قرار نیست کاری انجام شود، بهتر است از همین الان جلوی آن گرفته شود.حالا که طول مدت هر اسپرینت را مشخص کردید، می‌توانید ریلیز پلن اولیه خود را تهیه کنید. اگر نقشه راه به یاد داشته باشید، گفتیم که road map نقشه سطح بالا از جایی است که در سه ‌تا شش ماه آینده با استفاده از تم‌ها که زمانبدی آنها مشخص شده است میخواهیم برویم. ریلیز پلن، سطح بعدی جزئیات ناشی از آن است. در واقع ریلیز پلن ارتباط بین نقشه راه و خود اسپرینت‌ها است. همانطور که ریلیز پلن خود را بنا می‌کنید، می‌توانید این کار را از یک ویژگی و یا یک دیدگاه برنامه‌ریزی انجام دهید. یک ریلیز پلن ویژگی محور feature based release plan به این معنی است که شما تعیین می‌کنید کدام یک از ویژگی‌ها باید با هم منتشر شوند، و تعیین میکنید چه زمانی ویژگی‌ها بر اساس ریلیز پلن تحویل داده خواهند شد. یک ریلیز پلن زمانبندی شده schedule based release plan به این معنی است که یک تاریخ را انتخاب کرده و مشخص کنید که چه چیزی می‌تواند تا آن زمان تکمیل شود. وقتی با استفاده از  ریلیز پلن کار می‌کنید، اگر ریسک قابل‌توجهی در پروژه آزمایشی وجود دارد، باید آن ریسک‌ها را در نظر بگیرید. همیشه ایده خوبی است که ریسک‌ها را در ابتدای ریلیز پلن مشخص کنید.دوباره، سریع شکست بخورید. این مرحله بهترین روش کاهش ریسک است. میتوان گفت، اسپرینت صفر برای موفقیت پروژه حیاتی است. زمانی که اسپرینت مرحله صفر و تمام عناصر اصلی آن تکمیل شدند، آماده اید که اولین اسپرینت چابک خود را شروع کنید. https://sabourinejad.com/%d8%a7%d8%b3%d9%be%d8%b1%db%8c%d9%86%d8%aa-%d8%b5%d9%81%d8%b1-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/ </description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Sun, 09 Jun 2019 00:15:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقشه راه در چابکی</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-wu12utrtvswx</link>
                <description>برداشت اشتباهی که همیشه درباره انواع روش‌های چابکی مطرح می‌شود این است که تیم‌ها برنامه ریزی ندارند، اما در واقع همین الان هم یک مرحله از برنامه ریزی را انجام داده اید: چشم انداز محصول یا Product Visionحالا برای مرحله بعد یعنی ایجاد نقشه راه (Road-map) آماده هستید. نقشه راه یک برآورد سطح بالا از زمان تحویل ویژگی‌های پروژه (features) است.نقشه راه معمولا تنها سه تا شش ماه آینده را پوشش می دهد. به این دلیل که عملا نمی توانید فراتر از این افق را به طور موثر برنامه ریزی کنید.یکی از ارزش‌های اصلی در چابکی پاسخ به تغییرات در مقابل پیروی از برنامه است. به همین دلیل نقشه راه شما باید شامل یک پیش‌بینی باشد. و این پیش بینی باید همواره همراه با پیشروی و کار کردن تیم و یادگیری آنها بروزرسانی شود. داشتن نقشه راه  تمرینی برای دقت است و نه پیش بینی کاملا دقیق هدف.برای فهمیدن بیشتر اینکه هدف از نقشه راه چیست به این مثال توجه کنید: فرض کنید می‌خواهید هفته آینده از تهران به سمت مشهد رانندگی کنید برای اولین مرحله کافیه بدونید چطور تهران را به مقصد مشهد ترک کنید.داشتن یک نقشه دقیق از مشهد الان منطقی به نظر نمی‌رسد. اما داشتن دقت لازم است، مسلما نمی‌خواهید انتهای سفرتان به بیرجند ختم شود. در نظر داشته باشید همانطور که چشم اندازتان را توسعه می‌دهید تیم شما هم همزمان خواه فهمید که محصول به کجا خواهد رسید.تصور کنیم پروژه شما ساخت یک وب سایت برای فروش محصولات به صورت آنلاین است. و می‌دانید ویژگی‌های بزرگی مثل خرید، مدیریت انبار، حساب کاربری و غیره لازم است. شما این موارد را به تم‌ها(theme) و ویژگی کوچکتری تقسیم بندی می‌کنید. این موارد کوچکتر هستند و مثلا می‌توانند شامل بخش مدیریت کاربران، روش‌پرداخت و غیره شود. وقتی شما ویژگی‌ها و تم‌ها را کوچک می‌کنید، در واقع باعث می‌شوید اسپانسر و تیم کنار هم جمع می‌شوند تا در مورد اینکه کدام یک باید ابتدا انجام شود صحبت کنند. از آنجا که نقشه راه یک تخمین است و تعهد دقیقی برای زمان تحویل نیست، به طور کمال گرایانه به آن نگاه نکنید. تمام کاری که شما سعی دارید انجام دهید این است که همه را از نظر تقریبی اینکه چه کاری در چه زمانی انجام خواهد شد را در یک صفحه نگه دارید.برای درک بهتر دوباره به سراغ مثال سفر می‌رویم، نقشه راه نشان می‌دهد که مثلا شما برای رسیدن به مشهد از گرمسار و سپس دامغان عبور خواهید کرد. یعنی به شما کمک می‌کند که بدانید ابتدا کدام ویژگی را در چه زمانی توسعه دهید، یادتان باشد که نقشه راه برای تیم شما و اسپانسر همیشه با تاکید بر این واقعیت باشد.برنامه ریزی‌های آینده تیم شما را نسبت به اقلام قابل تحویل کوتاه مدت متعهد می‌کند. اطمینان حاصل کنید که ذینفعان برنامه‌های تعهد شما را در همه سطوح دریافت می‌کنند. حالا که نقشه راه را دارید آماده یک شروع موفقیت آمیز هستید.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2019 13:25:15 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آماده‌سازی‌‌های ضروری و تاکتیکی برای پروژه چابک پایلوت</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%D8%AA%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%AA-mu7tbn5lhmn1</link>
                <description>انتظار موفقیت در پروژه بدون داشتن همه موارد مورد نیاز برای موفقیت واقعا ناامید کننده است.این موضوع برای تیم پروژه آزمایشی چابک شما نیز صادق است؛ تیم پروژه پایلوت شما تازه با چابکی آشنا شده است. شما و اسپانسر تیم باید سریعا آنها را کمک کنید و آنها را راه بیندازید. آماده سازی‌های ضروری و تاکتیکی برای روشن کردن راه یک پروژه آزمایشی موفق شامل این موارد است:آموزش Trainingارزیابی فرآیند‌ها و ابزار‌ها Processes &amp; Toolsفضای هم‌کاری collaboration spaceدر حداقل ترین حالت ممکن کل تیم شما همراه اسپانسر باید در یک کلاس آموزشی اولیه و یا یک بوت کمپ چابک شرکت کنند. البته به جای آن می‌توانید از یک مربی برای آموزش در محل کار خودتان نیز استفاده کنید. معمولا یک کلاس سطح اولیه و ابتدایی چابک حدود 3 روز است و یک بوت کمپ چهار تا پنج روز. چیزی که مهم است جامع بودن و همه جانبه بودن دوره است که افراد فرآیندها و اصول چابک را در طول دوره تمرین کنند.این یک ایده آل است. بهترین راه یادگیری چابکی، انجام دادن آن است. در این کلاس‌ها، تیم بر اساس اصول، چابکی را فرا خواهند گرفت. به این معنی که آنها دقیقا تمرین‌ها چابکی را به صورت اصلی و اوریجینال خودش انجام می‌دهند. آنها به اینکه چطور چابکی را بهتر منطبق بر محیط کنند فکر نمیکنند و اتفاقا این خوب است. هنوز لازم نیست چابکی را با نیاز خود تطبیق دهند چون زود است. اگر زود شروع به انتطباق چابکی کنند خیلی زود هم به روش‌های قبلی که کار نمی‌کرد برمیگردند. پس در این مرحله نیاز به انطباق چابکی و انعطاف پذیری آن نیست.در طی پروژه هر گونه سازگاری و تغییر مورد نیاز به طور طبیعی رخ می‌دهد. و در پایان، تصمیم می‌گیرید که آیا این تغییرات باید برای سایر تیم‌های و فقط  برای این تیم مفید بوده‌اند. در تمرینات چابک ، تیم یاد خواهد گرفت که در پایان هر اسپرینت باید نرم‌افزار را به طور مرتب تحویل دهند.بعد از آموزش تیم، زمان بررسی آن خواهد رسید که فرآیند‌ها و ابزار‌ها سازمان بررسی شوند تا مشخص شود می‌تواند کمک تیم کند یا برعکس به تیم لطمه می‌زند.به عنوان یک قانون کلی، بیشتر ابزارها و فرآیندها می توانند با نیاز‌ها چابکی مد نظر منطبق شوند.با این حال، قبل از اینکه جلوتر بروید، باید با نحوه استفاده از این فرایندها و ابزارها توسط تیم چابکتان مطلع شوید. شما باید با افرادی کار کنید که خودشان این فرایندها و ابزارها را اداره می‌کنند. شما باید آن‌ها را برای تغییرات آماده کنید و حمایت خود را از آنچه که تیم شما انجام خواهد داد، اعلام کنید، باید در آن گفتگوها صبور باشید.تیم شما در حال انجام کاری کاملا جدید هستند مطمئن شوید آنها حس میکنند که خود بخشی از راه حل هستند.و در نهایت مشخص کنید که تیم تان کجا کار می‌کند. در آموزش یاد می‌گیرید که داشتن فضای اشتراکی کار برای تیم تان ضروری است. جایی پیدا کنید که کل تیم شما می‌تواند هر روز در آنجا بنشیند و کار کند. این شامل تمام اعضای تیم می‌شود. حتی اعضای تیم کسب‌وکار شما. شما به یک فضای هم‌کاری نیاز دارید که در آن همه دور یک میز می‌نشینند و درباره کار، طرح و برنامه بحث می‌کنند.زمانی که این تدارکات تاکتیکی را انجام دادید، تیم شما آماده شروع کار است. آن‌ها برای موفقیت آماده خواهند شد. </description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2019 13:21:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه معرفی پروژه پایلوت چابک</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-ih3mjmcltehz</link>
                <description>این مطلب در مورد برنامه معرفی و افتتاحیه (kickoff) پروژه پایلوت چابک شماست.شب افتتاحیه است. اطلاعیه‌ها و آگهی در مورد برنامه پخش شده است، متن سخنرانی‌ها به خاطر سپرده شده، استیج آماده شده‌است و بازیکنان آماده اجرا و شروع برنامه هستند. و شما هم سرمیزبان یکی از بزرگ‌ترین برنامه‌هایی هستید که تا به حال برگزار کرده اید. مطمئنا استرس دارید؟ لازم نیست استرس داشته باشید. در این مطلب فرا می‌گیریم که چطور برای این برنامه از قبل حاضر شویم. شما می‌دونید که چطور برای یه شروع بزرگ آماده شوید. از همه می‌خواهید که در مراسم حاضر شوند و از اسپانسر، تیم اجرایی، تیم پروژه پایلوت و همه ذینفعان می‌خواهید که شما را برای رفتن روی صحنه برای نمایش و معرفی پروژه پایلوت چابک جدید همراهی کنند. این یک نمایش بسیار مهم برای شماست که نقش مهمی در اجرای صحیح آن دارید.در نمایشی به این مهمی باید برنامه زمانی شما باید به دقت تنظیم شده باشد، این برنامه باید در نهایت شامل پاسخ به سوالات چه کسی، چه چیزی، کجا، چه زمانی، چرا و چگونه باشد.مخاطبین شما، حتی آن‌هایی که در این پروژه شرکت می‌کنند، باید با آگاه شدن از اینکه پروژه پایلوت شما موفق خواهد شد، این برنامه را ترک کنند زیرا شما در طول برنامه به آن‌ها خواهید گفته که این اتفاق خواهد افتاد.بنابراین شروع کنید و به همه افراد خوش آمد بگویید، اگر راهی دارید که افراد را درگیر نگه دارید ایده خوبی است که از آن استفاده کنید، سعی کنید از همان ابتدای مراسم افراد را درگیر مراسم نگه دارید و زمانی که همه آماده بودند شروع به تعریف داستان خود کنید.استفاده از حامی برای شروع و پایان مراسم یک ایده عالی است. حامی مخاطبان را درگیر چشم انداز مورد نظر شما می‌کند و در حداقل ترین حالت ممکن به تنهایی موارد what، whenو  whyرا پاسخ می‌دهد.با مدیریت این تاپیک‌های مهم در مراسم افتتاحیه و معرفی پروژه پایلوت، اسپانسر شما نه تنها به آن سوالات مربوط به آن موارد پاسخ می‌دهد بلکه به طور آشکار و عملی پشتیبانی تیم اجرایی را از پایلوت نشان می‌دهد. این نمایش می‌تواند در مدتی طولانی برای جلوگیری از خرابکاری و توسط منابع خارج از تیم شما مفید باشد. یک تیر و چند نشان.پروژه پایلوت ما چیست؟حامی شما باید توضیح دهد چرا این پروژه به عنوان پایلوت انتخاب شده است؟ چه معیارهایی برای انتخاب استفاده شده است؟ همچنین باید توضیح دهد چه ریسک‌هایی شناسایی شده و چه اقدامات تعدیلی برای کاهش و جلوگیری از آنها اتخاذ شده است.جدول زمانی چگونه است؟این بخش خیلی واضح و ساده است، مدت زمان تخمین زده شده برای پروژه چقدر است؟ این مراسم معرفی پروژه آزمایشی چابک و افتتاحیه است پس مطمئن شوید بهترین پیش بینی خودتان از تاریخ نهایی شدن پروژه را ارائه می‌دهید.پروژه پایلوت چگونه اجرا خواهد شد؟اینجا جایی است که اسپانسر در باره چارچوب چابک توضیح خواهد داد، همه پروژهای آزمایشی خوب با یک اجرای قانون مند و مبتنی به اصول چابکی شروع می‌کنند.چرا شروع با پروژه پایلوت برای شرکت ما ضروری است؟در این مرحله زمان آن است که توضیح دهد چرا استفاده از یک پروژه آزمایشی چابک یک راه عالی برای شروع است. اطمینان حاصل کنید که پاسخ به سوال Why اطلاعاتی در مورد چگونگی اختیار تیم در انعطاف پذیری یا سازگاری چابکی برای رفع نیازهای آنها را دربر داشته باشد. این بخش از مراسم افتتاح شما باید پوشش دهد که چرا چابکی برای شرکت شما نیاز است و نگرانی های منتشر شده در مورد پیاده سازی سفت و سخت چابکی را برطرف کند.چه افرادی در تیم هستند؟در این قسمت باید اعضای تیم پایلوت خود را معرفی کنید. مطمئن شوید تک تک افراد را معرفی می‌کنید، سابقه، مهارت و دلیل انتخاب آنها را برای تیم پایلوت توضیح دهید. آنها افراد پیشرو در مسیر تغییر به چابکی هستند بنابراین برای معرفی آنها به مخاطبان وسواس کافی بخرج دهید.تیم کجا مستقر خواهد شد؟از زمانی که تیم آزمایشی شما برای این پروژه آزمایشی مستقر شد، به همه اجازه دهید بدانند تیم شما کجا هستند. دقت کنید به همه بگویید که یک اصل کلیدی در چابک، شفافیت است، و هر زمان که بخواهند ببیند تیم چه کار می‌کند و پروژه آزمایشی چطور پیش می‌رود، از آن‌ها استقبال می‌شود.چرا چابکی؟در نهایت پاسخ به سوال چرایی انتخاب چابکی؟ این یک نقطه اوج خیلی خوب برای خاتمه دادن به برنامه است. اسپانسر شما مجددا بیان می‌کند که چرا تیم اجرایی و ارشد تصمیم گرفته‌است که چابک شدن را امتحان کند. او باید از همه کسانی که در مراسم حاضر هستند درخواست کمک کند و در نهایت از افراد بخواهد که سوالات و نگرانی‌های خود را مطرح کنند.حالا که برنامه افتتاحیه شما تکمیل شده‌است، شما و تیم تان یک پایه عالی برای یک پروژه پایلوت موفق تشکیل داده اید. پرمدیرhttps://sabourinejad.com </description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 09 May 2019 13:16:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آشنایی با سوالات سخت در مسیر چابکی</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B3%D8%AE%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-rhdeac7ojqkm</link>
                <description>احتمالا برنامه‌های صندلی داغ را دیده‌اید؟ افرادی که در برنامه به عنوان مهمان دعوت می‌شوند معمولا خیلی راحت نیستند و حتی در بسیاری از موارد دست پاچه و یا ترسیده بنظر می‌رسند. احتمالا به عنوان فردی که می‌خواهید در یک سازمان چابکی را پیش بگیرید و آن را راه اندازی کنید این موقعیت به عنوان مهمان برنامه صندلی داغ را تجربه خواهید کرد، همچنین باید بابت اینکه تجربه شما از طریق تلویزیون پخش نمی‌شود خدا را شاکر باشید.در این مطلب از سری مطالب حرکت به سمت چابکی در سازمان با تعدادی از سوالات مهم در مسیر agile شدن آشنا خواهیم شد.حتما جلساتی را که در آن به اندازه کافی برای پاسخ به سوالات مدیران خود آمادگی نداشتید را تجربه کرده‌اید و یا تجربه خواهید کرد. شما در مسیر چابکی سازمان حتما با سوالات سختی روبرو خواهید شد که باید به آنها پاسخ درست و منطقی بدهید. پس باید برای پیدا کردن سوالات و پاسخ این سوالات سختی که از شما پرسیده خواهد شد زمان کافی بگذارید.ممکن است موارد گفته شده را تجربه نکرده باشید اما همانطور که پروژه پایلوت چابک خودتان را آماده اجرا میکنید باید آماده پاسخ به سوالات سختی که از شما پرسیده خواهد شد باشید.در اینجا تعدادی از این سوالات را باهم مرور خواهیم کرد:آیا ما برای چابکی آموزش خواهیم دید؟آیا شرکت برای کمک به ما یک مربی چابک Agile Coach استخدام میکند؟تلاش های گذشته ما برای تغییر چه می شود؟پیش از اینکه با تیم خود در پروژه پایلوت روبرو شوید، مطمئن شوید که در مورد سوال افراد در موضوع آموزش چابکی و زمان آن پاسخی دارید! هیچ چیز ترسناکتراز این نیست که از شما بخواهند پروژه‌ای را با روشی که شما درک نمی‌کنید و در آن هیچ آموزشی ندیده اید، کامل کنید. این موضوع واقع مهم است. پاسخ صحیح شما به این سوال باعث می‌شود افراد تیم دچار ترس از چابکی و اجرای آن نشوند و ترس خود را کنار بگذارند.مورد بعدی نیز مرتبط به موضوع آموزش در چابکی است، مطمئن شوید که پاسخ سوال نیاز به مربی چابک را میدانید یا نه؟ یک نکته در مورد Agile coach این است که آنها اغلب از خارج از سازمان استخدام می‌شوند، بنابراین مطمئن شوید که مربی چابکی را انتخاب کنید که بتوانید با آن رابطه طولانی مدت ایجاد کنید. فردی که به عنوان agile coach انتخاب می‌کنید علاوه بر اینکه باید با تجربه باشد، بابد بتواند انگیره در افراد را در همه سطوح سازمان بالا ببرد. وبرای انجام این کار در محیط های مختلف به مربی های متفاوتی نیاز است. در این زمان ممکن است بخواهید از تیم آزمایشی خود با اسپانسر یا مربی احتمالی تان استفاده کنید.در استفاده از مربیان چابک مزایا ومعایبی وجود دارد.در بخش مثبت، آنها میتوانند به افراد و محیط کسب و کار شرکت نگاه کنند و با توجه به تجربه خود توصیه‌هایی داشته باشند. در بخش منفی، ممکن است مربیان چابک نقشی اضافی در بازی داشته باشند و ممکن است توسط ذینفعان به عنوان کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، به چالش کشیده شود. اما در اغلب موارد، استفاده از مربی چابک سرمایه گذاری عالی برای پروژه پایلوت شما است و در زمان ایجاد اولیه تیم بسیار موثر است.اما بعد از آن، تیم پیاده شده شما باید به اندازه کافی پایدار باشد و شما افرادی از کارشناسان داخلی داشته باشید که تنها بتوانید آن را انجام دهید.در نهایت، آماده باشید تا با سوالات چالش برانگیزی درباره شکستهای گذشته روبرو شوید. این احتمال وجود دارد که شرکت شما پیش از این سعی کرده تا تغییراتی در فرآیندها و متدولوژی‌ها را صورت دهد اما شکست خورده باشد.خودتان را در مورد آن شکست‌ها مسئول بدانید (Take Ownership) و آماده این باشید در مورد اینکه چرا تلاش‌های گذشته برای تغییر شکست خوردند توضیح دهید و توضیح دهید چرا این تلاش برای تغییر به سمت چابکی تفاوت دارد.یکی از عواملی که این تغییر را از سایر تلاشهای گذشته متفاوت میکند میتواند حامی شما باشد. بنابراین، درنگ نکنید و توضیح دهید که اسپانسر شما از حمایت و هم راهی تیم مدیران ارشد و اجرایی، اطمینان حاصل خواهد کرد. او قهرمان شما در سرتاسر سازمان خواهد بود و حمایت او نقشی محوری در موفقیت خواهد داشت. همانطور که آماده اجرای پروژه پایلوت خود می‌شوید با انواع سوالاتی که باید به آنها پاسخ دهید آشنا می‌شوید.آن گفتگوها شما را آماده می‌کنند تا با تیم آزمایشی خود بهتر مواجه شوید و به سوالات آن‌ها پاسخ دهید.اگر تجربه مشابهی در این سوالات سخت در مسیر چابکی و مدیریت پروژه سازمان خود به روش‌های چابک دارید، خواهش می‌کنم آنها را با من و دوستانتان در بخش نظرات به اشتراک بگذارید</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 15:16:00 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انواع نقش‌ها در یک تیم چابک چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B9-%D9%86%D9%82%D8%B4%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-odajhygtv5ai</link>
                <description>بدون داشتن ابزارها و مهارت‌های درست نمی‌توانید پروژه‌های چابک را به موفقیت نزدیک کنید.برای برطرف کردن نیازها و مهارتهای مورد نظرتان به این نقش‌ها به صورت تمام وقت نیاز دارید:اسکرام مستر Scrum Masterمالک محصول Product Ownerتوسعه دهندگان Developersتحلیل گر کسب و کار Business Analystتحلیل گر تضمین کیفیت Quality Assurance Analystتحلیل گر دیتابیس Database Analystکارشناسان خبره موضوع Subject Matter Expertsاعضای تیم چابک را می‌توان به راحتی به دو واحد یا بخش تقسیم کرد، واحد مشتری و واحد توسعه. در حالی که هر کدام از آن‌ها اهداف جداگانه‌ای دارند، اما در اصل آن‌ها یک تیم هستند. یک تیم منسجم مالک محصول، تحلیلگر کسب و کار و کارشناسان خبره به موضوع Subject Matter Experts در بخش مشتریان در تیم شما قرار می‌گیرند. این افراد در مورد چشم انداز محصول مسئولیت دارند، اینکه چکار میخواهیم کنیم؟ و نقشه راه را مشخص میکنند، اینکه چه زمانی به مقصد میرسیم؟ همزمان با پیشرفت پروژه، افراد این گروه جزئیات بیشتر از نیازمندیهای پروژه و معیارهای پذیرش در پروژه را مشخص میکنند. معیارهای پذیریش Acceptance Criteria یا به اختصار AC جزئیاتی ضروری برای واحد توسعه می‌باشد. AC به بخش توسعه می گوید برای تکمیل نیازمندیهای (requirement) که در نظر گرفته شده چه کارهایی باید انجام شود.واحد توسعه شامل اسکرام مستر، توسعه دهندگان، تحلیل گر تضمین کیفیت QA و تحلیلگر دیتابیس DBA است. یکی از نقش‌های پارت تایم در تیم توسعه؛ نقش معمار است. معمار به نیاز کلی کسب‌وکار شما نگاه خواهد کرد و در سطح بسیار بالایی مشخص خواهد میکند که چه فن‌آوری‌های مناسب زیر ساخت‌های فنی شرکت شما خواهد بود. به معمار در ابتدای پروژه برای تعیین ویژن فنی نیاز خواهد شد، بعد از مشخص شدن چشم انداز فنی دیگر با آنها کاری نخواهیم داشت. بعد از آن واحد توسعه شما تمام جزئیات آنچه تحویل داده خواهد شد را تعیین خواهد کرد. به طور خاص، این گروه نقشه راه مشتری را انتخاب کرده و جزئیات فنی آنچه که باید برای ارائه تصویر توسعه داده شود را مشخص می‌کند. بخش توسعه اطمینان حاصل میکند که ابزار مناسب برای موفقیت در اختیار آنان وجود دارد و آموزشهای کافی مورد نیاز فراهم است.اما اسکرام مستر تیم را نسبت به تعهداتش مسئول نگه میدارد و جلسات تیم را تسهیل می کند. هم چنین اسکرام مسترها در مقابل ارتباط تیم مسئول هستند، این مسئولیت شامل، بورد وظایف (Task board)، نمودارهای burn down و برنامه اسپرینت و  ریلیز است. در واقع اسکرام مستر هم در قبال فرآیندها و هم در قبال سلامت تیم مسئول است. زمانی که هر دو بخش شامل مشتری و توسعه دهندگان کاملا شکل گرفتند، شما ابزار و مهارتهای کافی برای رسیدن به ویژن تعیین شده برای تیم خود را دارید.نظرات شما در مورد این مطلب برای من با ارزش است؛ اگر تجربه ایی در مورد تیم های چابک یا نقش و وظایف هریک از آنها در محیط حرفه ایی و کاری خود دارید با من در بخش نظارت در میان بگذارید.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 15:13:13 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ساختن تیم چابک</title>
                <link>https://virgool.io/network-Ecomotive/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%86-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-dtusj7qclyeb</link>
                <description>آیا در شرکتی کار میکنید که تنها افراد با استعدادی که کار کردن با آنها آسان است را استخدام می‌کنید؟ افرادی که فقط برای لذت محض یک کار به سر کار می‌آیند؟ تنها افرادی که ۱۰۰ درصد هم‌کاری می‌کنند و هر تغییری که همراه با آن‌ها رخ می‌دهد را می‌پذیرند؟ اگر این کار را بکنید ممکن است خودتان تنها کارمند شرکت تان باشید. اگر این کار را نمیکنید، پس شما هم شرکتی مثل بقیه همه شرکت‌ها هستید.همانطور که پروژه آزمایشی شما باید نماینده پروژه‌های معمولی در شرکت شما باشد، افراد تیم شما هم باید نماینده شرکت شما باشند.به طور کلی، شما با چهار نوع از افراد در طول تغییر به چابکی در شرکت خود مواجه خواهید شد:افراد عالی و مشارکتی که کار کردن با آنها آسان استافراد عالی که کار کردن با آنها سخت استافرادی که هر گونه ابتکار و نوآوری را به چالش می‌کشندو افرادی که از تغییر بیزارند و به هر قیمتی از آن اجتناب می‌کننددر حالی که من طرفدار این نیستم که شما تیم چابک خود را با مخالفان و معترضان چابکی و افرادی که از تغییر بیزارند پر کنید، من شما را تشویق می‌کنم به این فکر کنید که چه چیزی مسیر شما را در سفر چابکی دور می‌کند. این مساله را در نظر بگیرید که اگر تیم خود را فقط از افراد مشتاق چابکی بسازید، فرصت‌هایی را که ممکن است در کنار افراد مخالف وجود داشته باشد را از دست می‌دهید. آن‌هایی که در اصل مخالف چابکی بودند یا نسبت به آن بدبین بودند زمانی که در با حقیقت اقدامات چابک قرار آشنا شوند، از طرفداران چابکی خواهند شد.داشتن تیمی از ترکیب افرادی که در بالاتر ذکر شد می‌تواند سرعت شما را در حرکت به سمت چابکی بیشتر کند. همچنین باید در نظر داشته باشید و مطمین شوید که تیم دارای مهارت لازم برای رسیدن به یک هدف موفقیت‌آمیز است. استفاده از ترکیب مهارت ها و نگرش‌های مختلف میتواند منجر به موفقیتی شود که در نظر دارید. فراموش نکنید موفقیت در پروژه آزمایشی شما میتواند اثرات مثبت بسیاری برای ادامه راه چابکی داشت باشد.به خاطر داشته باشید که اعضای تیم باید 100% تلاش خود را به پروژه آزمایشی اختصاص دهند. اگر اعضای تیم در زمینه ها مختلفی در متدولوژی ها متفاوتی جابجا شوند موفقیت پروژه آزمایشی چابک امکان پذیر نیست. اگر میخواهید پروژه آزمایشی شما یک پروژه موفق و یک بازخورد مفید داشته باشد، شما باید تیمی با هر دو پا را در فرآیندهای جدید چابک ایجاد کنید.یک راه ساده برای استفاده از این ترکیب در تیم، ایجاد یک ماتریکس مانند این است که مهارت‌ها مورد نیاز و نگرش‌های مربوط به چابک را نشان می‌دهد. همانطور که افرادی را برای تیم خود در نظر میگیرید آن‌ها را به ماتریکس خود اضافه کرده و مطمئن شوید که پوشش لازم برای موفقیت را دارید. در نهایت، باید مکانی را پیدا کنید که در آن تیم می‌تواند در تمام مدت باهم کار کنند و کنار هم قرار داشته باشد. افراد تیم به فضایی نیاز دارند که در آن همه می‌توانند با هم بنشینند و برای هم‌کاری بر روی پروژه آزمایشی فضایی را داشته باشند، مثلا یک اتاق کنفرانس بزرگ آماده کنید احتمالا این مورد با نیازهای آن‌ها هماهنگ باشد.درست همانطور که شما به دقت به دنبال پروژه آزمایشی مناسب احتمالی میگردید، همچنین باید در مورد انتخاب اعضای تیم چابکتان نیز بسیار مراقب باشید، انتخاب اعضای تیم مناسب زمان زیادی را از شما و اسپانسر شما خواهد گرفت اما در عوض زحمات شما در این دقت نظر با پیروزی نهایی در پروژه آزمایشی چابکتان پاسخ خواهد گرفت.لطفا نظرات ارزشند خودتون را با من به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 15:09:03 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>انتخاب پروژه پایلوت مناسب در مسیر چابکی</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%AA-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-m3euc6ohoz6f</link>
                <description>چیزی که در مورد پروژه‌ها وجود دارد این است که هیچ چیزی به عنوان شکست سطح پایین وجود ندارد. چه در متدولوژی فعلیتان و چه دراستفاده از یک متدولوژی جدید یا شکست وجود دارد یا موفقیت. عدم در نظر گرفتن یک پروژه آزمایشی برای اجرای چابکی بسیار خطرناک است و ممکن است تمام مسیر تغییر به سمت چابکی را با شکست مواجه کند.در این مطلب در مورد پروژه آزمایشی برای اجرای چابک بر روی آن صحبت خواهیم کرد و بررسی می‌کنیم یک پروژه آزمایشی برای چابکی (Pilot) چه ویژگی‌هایی دارد؟یک نکته مهم قبل از انتخاب پروژه آزمایشی این است، مطمئن شوید شما و اسپانسر چابکی در یک صفحه قرار گرفته اید. هدف این است که تمام اصول چابک را از ابتدا تا انتها امتحان کرده و بازخورد آن را در مورد مناسب بودن با محیط خود جمع‌آوری کنید. به عنوان یک مزیت جانبی، موفقیت در پروژه آزمایشی می تواند یک تبلیغ عالی برای transformation کلی شما در چابکی باشد. انتخاب یک پروژه آزمایشی مناسب می‌تواند موفقیت شما را در هر دو مورد تضمین کند. یعنی موفقیت در انجام پروژه پایلوت و موفقیت در اجرای کامل چابکی.معیارهای کلیدی برای جستجو در یک پروژه آزمایشی اندازه پروژه، اولویت و ریسک، عمق و وسعت پروژه و سطح تعامل با مشتری هستند.بیایید به هر کدام از این معیارهای کلیدی در انتخاب پروژه آزمایشی برای تست چابکی در سازمان نگاهی نزدیکتر بیندازیم:اولین مورد اندازه پروژه است که باید حداقل 4 هفته و حداکثر 12 هفته به طول بیانجامد. چرا؟ به این دلیل که هر پروژه ایی چیزی کمتر از 4 هفته زمان کافی را به تیم آزمایشی شما برای آشنایی و درک فرآیندهای جدید نمی‌دهد. و همچنین زمان کافی برای تکرار فعالیتهای کلیدی را نخواهند داشت. همچنین افراد پروژه آزمایشی شما به زمان برای سازگاری با محیط جدید خود نیاز دارند. در طرف دیگر، طول پروژه بیش از ۱۲ هفته سرعت حلقه بازخورد را کم می‌کند و نهایتا تبدیل به یک مانع برای حرکت بزرگ تغییر به چابکی می‌شود.بعد از آن در مورد الویت و ریسک پروژه آزمایشی خود بررسی کنید، شما باید پروژه ایی را انتخاب کنید که مهم باشد اما نباید ماموریت بحرانی شرکت باشد و یا ریسک خیلی بالایی داشته باشد. هدف در اینجا آزمایش چابکی با کمی فشار زمانی است، اما فشار زمانی و الویت به قدری زیادی باشد که افراد دوباره به روش‌های قدیمی انجام کار خود برگردند. همچنین هنگام انتخاب کردن پروژه آزمایشی به خاطر داشته باشید، اگر پروزه ایی را انتخاب می‌کنید که برای موفقیت شرکت حیاتی باشد، هزینه شکست آن نیز بسیار بیشتر خواهد بود. پروژه‌هایی با این ویژگی جایی نیستند که چیز جدیدی را امتحان کنند. شما نباید اقدامات جدید خود را بر روی چیزی که ممکن است در صورت شکست پروژه کسب و کار شما را از مسیرش خارج کند، امتحان کنید.در مرحله بعد عمق و وسعت پروژه را در نظر بگیرید. شما به یک پروژه با وسعت کافی نیاز دارید که تمام نقش‌هایی را که برای پروژه شما معمول هستند،درگیر کند، نقش‎ها مهمی مانند:مدیران پروژه، توسعه دهندگان، معماران، تحلیلگران کسب‌وکار، تست کنندگان نرم افزارها.البته وسعت کافی پروژه به این معنا نیست که شما به چندین مورد از هر نقش در پروژه نیاز دارید، شما فقط به یکی از هر کدام از نقشها نیاز دارید. چرا وسعت پروژه مهم است؟ پروژه آزمایشی شما باید بتواند کاملا همه فعالیت های درگیر در محیط یک پروژه چابک را پوشش دهد. برای انجام این کار، باید از تمام زمینه های تخصصی پروژه و در مورد آنچه که به خوبی کار می‌کرده است و چه چیزی باید برای حرکت به سمت چابکی با کسب و کار سازگار شود، بازخورد گرفته شود.یک بررسی دیگر برای عمق پروژه این است که شما به پروژه‌ای نیاز دارید که تمام مراحل یک پروژه را طی می‌کند:آغاز، توسعه، آزمایش، اجرا و مرحله گذار و پشتیبانی، یک پروژه پایلوت خوب پروژه است که پوشش مناسبی برای همه مراحل پروژه داشته باشد. درگیری همه عوامل و نقش ها در موفیت این پروژه آزمایشی و استفاده از تجربیات برای دگرگونی به سمت مدیریت چابک پروژه بسیار مهم است.در نهایت، در مورد تعامل مشتری فکر کنید این مورد در بررسی و انتخاب پروژه آزمایشی می‌تواند کمی مشکل باشد. اگر شما خوش‌شانس باشید، اسپانسر شما ممکن است یکی از پروژه‌های خود را برای استفاده به عنوان پروژه چابک انتخاب کند. اگر این اتفاق رخ بدهد، اسپانسر شما در واقع نقش مشتری را نیز بازی می‌کند اما اگر اسپانسر شما پروژه‌ای نداشته باشد که با بقیه معیارهای یک پروژه پایلوت خوب متناسب باشد، او باید با مدیر ارشد یا اجرایی دیگری مشارکت کند و از یکی از پروژه‌ها آنها استفاده کند.همیشه در ذهن داشته باشید که چیزی به عنوان یک شکست فردی و خصوصی در پروژه وجود ندارد. موفقیت پروژه آزمایشی چابک شما می‌تواند احتمال پیشبرد اهدافتان در تبدیل شدن به یک سازمان چابک را افزایش دهد. بنابراین در انتخاب پروژه آزمایشی جهت تست در مسیر چابکی به موارد گفته شده دقت کنید.لطفا نظرات ارزشمند خودتان را با من در میان بگذارید. </description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 15:05:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه یک حامی برای چابکی پیدا کنیم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D8%A7%D9%85%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-k13d9tzpvq2w</link>
                <description>حرکت و دگرگونی به سمت چابکی میتواند بسیار پیچیده باشد. انجام این کار بدون رهبری درست منجر به موفقیت نخواهد شد. در تمام طول تحول و دگرگونی برای چابک شدن به شخصی نیاز دارید که به آن اسپانسر یا حامی می‌گوییم.اقدامات و فعالیت‌های یک اسپانسر مانند کاپیتان برای یک کشتی است. کاپیتان مقصد را مشخص می‌کند و اطمینان حاصل می‌کند که کشتی در مسیر درستی درحال حرکت است.حامی نقشی است که  وجود آن برای موفقیت تیم و تمامی مراحل دگرگونی و تغییر به سمت چابکی ضروری است.اسپانسر باید تیم مدیران را به صورت منظم، بروز نگه دارد. منظور از بروز بودن منظم این نیست که مدیران صرفا در جلسات هفتگی کارکنان حضور پیدا کنند و بروز باشند بلکه حامی باید به صورت منظم با مدیران در ارتباط باشد و آنها را در جریان امور قرار دهد.مسئله اینجاست که چگونه می توانیم حامی مناسب را در شرکت خود پیدا کنیم؟خوب کافیه نگاهی به تیم مدیران اجرایی و ارشد کنید. حتما مدیری وجود دارد که در تعداد زیادی از پروژه‌های مهم شرکت حضور داشته است. معمولا این مدیر در میان همتایانش بسیار قابل اعتماد و دوستانه است و سایرین برای حفظ روابط با آن مدیر بسیار تلاش می‌کنند. این یک مدیر عالی برای حمایت از پروژه پایلوت شما خواهد بود.علاوه بر این‌ها اسپانسر سرمایه لازم برای آموزش و مربیگری ) Coaching ) را تامین می‌کند.حامی همچنین آموزش برای مدیران را از زمان شروع تغییر به سمت چابکی را تشویق می‌کند. معمولا همه آموزش افراد درون تیم را یادشان می‌ماند اما اغلب آموزش مدیران را فراموش می‌کنند. این مرحله را فراموش نکنید. این آموزش‌ها برای آمادگی مدیران در بالا و پایین‌های مسیر تغییر به چابکی ضروری است. با وجود یک همراه آموزشی خوب مدیران می‌توانند زمانهایی که دریا کسب و کار طوفانی می‌شود از پس مشکلات بربیایند.اسپانسر شما فردی است که ارزش و ضرورت آموزش را در تمام سطوح درک میکند و پیگیر اجرای آنهاست.بنابراین، دوباره برای یک اسپانسر با پتانسیل به دور و بر خود نگاه کنید که ارتباط خوبی میان همتایان خود دارد. اسپانسر نماینده کل شرکت در تیم چابک شماست. آن‌ها چشم انداز  این که چرا و چگونه شرکت به سمت چابک حرکت می‌کند را تنظیم می‌کنند.حامی یک مجموعه کلیدی از موضوعات گفتگو را توسعه میدهد که نیازها و نگرانی‌های هر کسی را که تحت‌تاثیر این مهاجرت به چابکی قرار می‌گیرد، مورد توجه قرار می‌دهد.همانطور که به دنبال اسپانسر میگردید مطمئن شوید که آنها یک درک درست از تصویر کلی چابکی داشته باشند. این یک نکته کلیدی برای موفقیت است. برای این تغییر نیاز به تغییر فرهنگی است.تغییر فرهنگی به سمت چابک به خودی خود میتواند یک فعالیت مشکل آفرین و تریکی باشد. ممکن است شامل تغییر و یا حتی تعدیل در پاداشها برای تشویق رفتارهای چابک باشد. همچنین به معنی توسعه و انتشار معیار و اندازه‌گیری موفقیت است.یک حامی باید مایل باشد که به طور آشکار و عمومی موفقیت را تشخیص دهد و روحیه تیم را افزایش دهد.برای آخرین مورد اسپانسر فردی  خواهد بود که موانع تاکتیکی برای موفقیت یک تیم را برطرف می‌کند. برای مثال اگر تیم شما به هر دلیلی نیاز به آموزش و مربیگری بیشتری داشته باشد، حامی شخصی است که این نیاز را برآورده خواهد کرد.پس زمانی که در حال جستجو برای یک حامی مناسب هستید دنبال فردی باشید که با همه افراد در سطوح مختلف سازمان راحت باشد.تیم شما باید برای به اشتراک گذاری صادقانه بازخوردها با حامی راحت باشند تا از آن حمایت کنند. این فرض که حامی شما باید یک فرد فنی باشد را کنار بگذارید. ویژگی های کلیدی حامی موفقیت آمیز، رهبری، نفوذ و قابلیت دسترسی هستند.اسپانسر نیز مانند کاپیتان هر کشتی، باید دیگران را در طول مسیر هدایت کند و پذیرای پیشنهاد همگان باشد.اگر به دنبال این ویژگی‌ها بگردید، مطمئن باشید که به راحتی اسپانسر مناسب برای تیم چابک تان را خواهید بود.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 15:02:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جلب مشارکت مدیران ارشد برای چابک شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%AC%D9%84%D8%A8-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-yog2hzy5ahjh</link>
                <description>عبارت ?What’s in it for me که به اختصار عامل WIIFM گفته می‌شود به این معنی است که در یک موضوع چه جوانبی شامل من می‌شود، من چه دریافت خواهم کرد؟ چه نفعی برایم خواهد داشت؟داشتن این سوال WIIFM شامل همه می‌شود حتی مدیران ارشدی که می‌خواهید آنها را در تغییر به سمت چابکی همراه خود کنید. برای گرفتن چراغ سبز از مدیران ارشد برای حرکت به سمت چابکی ، باید بدانید آنها چگونه فکر می‌کنند، چطور به عنوان مدیران ارشد سبک و سنگین می‌کنند و اینکه چابکی چگونه می‌تواند نیازهای مدیران ارشد را پاسخ بدهد.این مورد رو می‌توانید کمی برای خودتون ساده تر کنید. قبل از اینکه نیازهای مدیران ارشد خودتان را شناسایی کنید، باید تصویری آماده کنید که مشخص کنید که نیاز به تغییر در شرکت وجود دارد. به این سوال پاسخ دهید که اصلا چه چیزی باعث شده به چابکی به عنوان یک راه حل فکر کنید و در مورد آن تحقیق کنید؟ چه مشکلاتی را می‌خواهید حل کنید؟ پس اول با این فرض شروع کنید و مشکل را شناسایی کنید.شما به عنوان یک چابک کار باید قبل از ارائه در مورد چابکی و مزایای آن به عنوان یک راه حل، در مورد وجود مشکل، اتفاق نظر مدیران ارشد را جلب کنید. درسته به نظر عجیبه اما باور کنید که این خیلی موضوع مهمیه.اگر شما با شش مدیر ارشد کار دارید و هر کدام در مورد اینکه مشکل چی هست نظرات مختلفی دارند بعیده که بتونید اجماع نظرشون را درباره اینکه مشکل دقیقا چی هست را همراه خودتون داشته باشید.اگر بتوانید آنها را در اینکه مشکل را مشکلی مشترک در نظر بگیرند کمک کنید بدون شک ارائه یک راه حل مشترک برای آنها نیز آسان تر می‌شود.برای مثال اگر در حال حاضر ازهیچ متدولوژی در شرکت استفاده نمی‌کنید باید آنها را در اینکه این یک مشکل است به یک اجماع برسانید. این کار را هم می‌توانید به آسانی انجام دهید کافیست نتایج پروژه های پیشین را نشان دهید که شامل طیف وسیعی از هزینه ها و کیفیت مخلتلف بوده‌اند. و یا مثلا اینکه روش فعلی مدیریت پروژه در شرکت از پس حجم کاری فعلی برنمی‌آید. و یا شما در کسب و کاری هستید که نیاز به زمان‌های چرخش سریع دارید. اگر با دقت نگاه کنید حتما چند مثال خوب پیدا خواهید کرد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید.شاید بتوانید مشکل را در یک نارضایتی کلی از سمت مشتریان شرکت پیدا کنید، اینکه آنها چیزی که از پروژه انتظار داشتند را دریافت نکردند و یا چیزی هم که دریافت کردند با نیازشان تفاوت داشته است.برای پیدا کردن این مشکل عمومی ممکن است نیاز داشته باشید که مدت زمانی طولانی به دنبال بازخورد گرفتن باشید. وقتی که مشکل را پیدا کردید و هزینه های مشکل را برای شرکت خود مشخص کردید وقت آن می‌رسد که به سراغ راه حل بروید.مشخص کنید که چابکی چگونه قرار است مشکلی که مشخص شده را حل کند. وقتی این کار را کردید زمان آن خواهد رسید که WIIFM را برای هر یک از مدیران ارشد مشخص کنید. بیاد داشته باشید در متن اسن سوال که فعالیت X برای من چه منفعتی دارد باید در مورد هزینه ها و ریسک های یک فعالیت نیز صحبت کنیم، در بالانس کردن این مقادیر هست که یک فرد (در اینجا یک مدیر ارشد) تصمیم می‌گیرد که شما را در انجام فعالیت مورد نظر (در اینجا اجرای چابکی در سازمان) حمایت کند یا نه. البته برای یک مدیر فقط خود فرد مدیر ملاک نیست و مدیر ارشد به هزینه‌ها، منافع و ریسک‌های محتمل برای شرکت نیز فکر می‌کند.چقدر هزینه خواهد داشت؟چه ریسک هایی دارد؟چه پاداش‌هایی دارد؟با هزینه ها شروع کنید، در حداقل ترین حالت، هزینه های ملموس شامل آموزش تیم اصلی که حداقل شامل 3 تا 10 روز است و اینکه ممکن است به مرشد یا مربی چابک (agile coach) نیاز داشته باشید.همچنین نیاز است در مورد هزینه های غیرملموسی که در انتقال به متدولوژی جدید هم صحبت کنید. هزینه‌های غیرملموس شامل انتقال کارکنان به مسیر جدید کاری و همچنین هزینه هایی که آنها به واسطه انتقال به چابکی سرعت کمتری دارند تا زمانی که فرآیند‌های جدید جا بیافتند.بعد از آن ریسک معمولا موضوع بعدی است که مدیران ارشد میخواهند در مورد آن صحبت کنند. مهاجرت به سمت چابکی با استفاده یک پروژه نمونه ریسک‌های کمی دارد. به هر حال برخی از ریسک ها شامل:عدم پذیرش یا پذیرش ناکافی توسط تیم یا مدیران ارشد است، این مورد می‌تواند یک تیم را به سرعت از خط خارج کند.همچنین عدم آموزش کافی و نبود مربیگری و مرشدی میتواند منجر به شکست شود.بعد از مشخص کردن ریسک ها با مدیران ارشد مطمئن شوید که یک برنامه برای کم کردن یا از بین بردن هر یک از ریسک های احتمالی دارید.وظیفه شما در اینجا این است که صادقانه هر گونه ریسکی که فکر می‌کنید وجود دارد را بیان کنید و این اطمینان خاطر را بدهید که هر یک از این ریسک‌ها قابل مدیریت است. به آنها این اطمینان را بدهید که قدردان حمایت آنها هستید و مراقب حمایتهای آنها هستید.در آخرین مورد می‌خواهیم بدانیم پاداش‌هایی که چابکی برای شرکت و برای افراد دارد چه چیزهای است. مدیران ارشد احتمالا در مورد اینکه چه چیزی آنها را خشنود می‌کند چیزی نمی‌گویند و شما باید خودتان آن را بفهمید. مطمئن باشید مدیران نیز همان WIIFM هایی را دارند که من و شما نیاز داریم.آنها می خواهند ارزشمند و قابل اعتماد باشند. زبان و مهارت‌های جدید که چابک می‌تواند به آن‌ها بدهد به آن‌ها کمک می‌کند تا این کار را انجام دهند را برای آنها روشن کنید. آن‌ها می‌خواهند مهارت‌های رهبری خود را نشان دهند و یک تغییر سازمانی بزرگ مانند تغییر به سمت چابکی میتواند این مهارت رهبری را به وضوح نشان دهد.پول را به آنها نشان دهید. حرکت به سمت چابکی منجر به کمتر زمان ورود و حضور در بازار می‌شود، اینکه هزینه‌ها را کمتر می‌کند که منجر به افزایش سودآوری می‌شود. بسیاری از مدیران در سود‌های جدید مشارکت در سود دارند پس به آنها این اطمینان را بدهید که سودآوری را بهبود دهد. پس چابکی حتی می‌تواند در موارد فردی نیز بر روی تصمیم مدیران موثر باشد.لطفا دیدگاه خود را در مورد این مطلب با من به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 14:59:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بدست آوردن حمایت سازمان در مسیر چابکی</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A8%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AD%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-c4jizirnrxbx</link>
                <description>
به نظر شما میشه تنهایی سخره نوردی کرد؟ احتمالا جواب شما اینه که بله امکان پذیر هست. اما هیچ وقت افراد حرفه‌ای در ورزش سخره نوردی، صعود تنها و تکی را به شما پیشنهاد نمی‌دهند. مگر وقتی خیلی حرفه‌ای باشید، خوب برای این پیشنهاد دلیل مشخصی هم وجود دارد، پای جان افراد درمیان است بنابراین تا آن زمانی که تجربه کافی را بدست بیاورید بهتر است با حمایت و پشتیبانی یک تیم جلو بروید.درسته که چابک شدن موضوع مرگ و زندگی نیست اما شما هم فقط یک بار آن را امتحان می‌کنید در حقیقت اگر اولین تلاشتان برای چابک شدن ضعیف باشد، بعید هست که شانس مجددی داشته باشید و یا اینکه حداقل امکان تکرار مجدد این تلاش به زودی وجود نخواهد داشت.خوب منظور از تیمی یا گروهی از پشتیبان‌ها (team of supporters) چیست؟تیمی از پشتیبان‌ها به معنی داشتن یک تیم چابک حرفه‌ای نیست، در واقع به این معنی است که شما باید در اطرافتان افرادی را داشته باشید که از روشی فعلی انجام کارها ناراضی باشند. افرادی که می‌خواهند در نتایج بهبود مشاهده کنند.احتمالا شما به عنوان یک متخصص چابک در مورد چابکی و منافع آن با همکاران خودتون صحبت کردید، باید دقت کنید کدام یک از افراد بیشتر ار سایرین شوق و اشتیاق دارند؟ آیا شخص دیگری هم در مورد چابکی در حال تحقیق و جست و جو هست؟ آیا شخصی در زمینه چابکی در حال آموزش هست؟سوال مهم این است که این افراد مشتاق و خواستار مدیریت چابک پروژه در چه سطحی از سازمان شما وجود دارند؟ دقت داشته باشید نکته این نیست که همه سازمان همراه شما باشند بلکه شما باید افراد درست و مناسب برای حرکت به سمت چابکی را همراه خود کنید.یک تصویر سازی خوب برای این مفهموم استفاده از کیک عروسی سه طبقه است.اولین طبقه زیرین همان مشارکت‌های فردی و عمومی هستند جایی که به اصطلاح پایه حرکت شما را می‌سازد. افراد در این لایه، افرادی هستند که در سنگر چابکی در حال کار هستند. برای آشنایی افراد در این لایه به ارائه خوب نیاز دارید. در این لایه احتمالا باید تعداد بیشتری از افراد را به نسبت دو سطح دیگر با چابکی آشنا کرده و همراه خود کنید. در واقع باید رهبران فکری در هر یک از رشته ها که نقش اساسی را دارند شناسایی کنید.برای مثال در نقش IT این ایده خوبیه اگر برای هر یک از شاخه های IT یک پشتیبان پیدا کنید. مدیریت پروژه، تست، توسعه، تحلیل گر کسب و کار و غیره.لایه بعدی کیک که از لایه اولیه مهمتر است، مدیریت میانی middle management است. چرا این لایه مهم است؟ برای هر مشارکت انفرادی که در تیمتان نیاز دارید آن افراد به افرادی گزارش می‌دهند که مدیران آنها هستند. به خاطر داشته باشید اون افراد نظرات خودشان را مینویسند و حتی قوی ترین مشارکت کننده فردی در تیم شما کاری که مدیرش از وی بخواهد را انجام میدهد. پس داشتن پشتیبانی مدیران میانی هر یک از افراد مشارکت کننده در تیم چابک شما امری بسیار مهم است.خوب نوبت به لایه بالایی کیک می‌رسد. همان‌طور که شما حدس زدید مدیران ارشد در این لایه قرار دارند. اینجا جایی است که حمایت از شما واقعا حیاتی است این سطح کیک در واقع چراغ سبز اصلی به شما را نمایش می‌دهد. شما در این به یکی از مدیران بسیار با نفوذ نیاز خواهید داشت.البته در اینجا حتما معنی با نفوذ مساوی با محبوب نیست، شما نیاز به کسب حمایت از مدیر ارشدی دارید که تمایل و شوق بی اندازه‌ایی برای موفقیت در پروژه‌های جدید دارد. ایده‌آل‌ترین حالت این است که این مدیر توسط همتایان خود به عنوان رهبر مورد قبول باشد. کسی که به آن‌ اعتماد دارند ایده‌های بزرگ را با موفقیت انجام دهد.زمانی که پشتیبان‌های کلیدی خود را شناسایی کردید، مرحله بعدی صحبت کردن با آنهاست. صحبت در مورد اینکه از چابکی چه چیزی یاد گرفتید. در این مرحله نباید انتظار داشته باشید هر کسی بلافاصله بعد از شنیدن صحبتهای شما، همراهتان شود. صبور باشید و بدانید برای پاسخ به سوالات افراد نیاز به تحقیق مستمر دارید بدون شک اگر این کار را کنید آنها همراه خود کرده‌اید.در بخش دوم این مطلب در مورد این موضوع صحبت می‌کنیم که چطور می‌توانیم به مخالفان رویکرد‌های چابک پاسخ دهیم و آنها را متقاعد کنیم.زمانی که در سال 2001 بیانیه چابک نوشته شد، همه آن را یک نوشته انقلابی می‌دانستند. بیانیه چابک اساس و چارچوب شیوه‌های جدید توسعه را تدوین کرد. این سند می‌گوید: خوب اصول اساسی توسعه چابک نرم افزار را در تصاویر بالا خواندید؟ انقلابی و بحث برانگیز است درسته؟ هم در آن زمان انتشار آن و هم همین حالا. حالا چرا اینطور فکر می‌کنیم؟مشکل اصلی در این است که مخالفان چابکی فکر می‌کنند که در مدیریت چابک بعضی کارها به صورت کلی انجام نمی‌شود، خوب یعنی نگرانی مشترکی که باید آنها را رفع کنید اینهاست: اینکه ما از فرآیندها و ابزارها استفاده نمی‌کنیم. اینکه مستندات ایجاد نمیکنیم اینکه نسبت به مشتریان تعهدی نداریم و اینکه ما برنامه ریزی نمی‌کنیم. اما این واقعا منظور بیانیه چابک نیست اما مخالفان روش‌های چابک ممکن است این موضوع را درک نکنند.از اینجای پست به شما کمک می‌کنیم تا بتوانید به آنها توضیح دهید.ما در روش چابک هم فرآیند داریم و هم و استفاده از ابزار را نیز پیشنهاد می‌دهیم. تفاوت اصلی در تمرکز چابکی است جایی که بیشتر تمرکز بر روی افراد و تعاملات بین آنها بایکدیگر است. در شرایط عملی این یعنی افراد چابک (Agilist)، افراد درست و مشتریان درست را در تیمشان می‌خواهند. می‌خواهند این افراد باهم و در کنار هم کار کنند تا مطمئن شوند سیستم دقیقا همان چیزی است که به آن نیاز است.فرایندها و ابزارهایی که برای انجام کار مورد استفاده قرار می‌گیرند، نسبت به افراد و تعاملات که وجود آنها کار را در سراسر پروژه تعریف می‌کند، اهمیت کمتری دارند.نگرانی بعدی این مورد است که گفته می‌شود افراد چابک (شاید چابکاران واژه مناسبی باشد) هیچ مستنداتی تولید نمی‌کند. پاسخ شما در این مورد نیز بسیار شفاف است. مشخصاً که ما هم به عنوان افراد چابک مستندات ایجاد می‌کنیم. این فقط به این معنی است که یک تیم چابک ساعت‌ها برای مستندسازی و طراحی قبل از اینکه برای ساختنش تلاش بشه وقت نمی‌گذارد. تیم از ابزارهای طراحی سبک استفاده می‌کند که می‌تواند به سادگی یک تخته وایتبرد باشد و سپس برای ساخت راه حل شروع به تلاش می‌کند.اکثر قطعات کاری در روش چابک شامل مستند سازی طراحی‌ها و استفاده از چیزهایی است که ساخته شده است. تفاوت بزرگی در اینجا این است که قبلا همه اسناد طراحی شده در همان ابتدا نوشته شده اند و هرگز برای مطابقت با آنچه ساخته شد، به روز نمی شوند در صورتی که فرایندهای چابک آن را به هم نزدیک می‌کنند تا طراحی ایجاد شود و مستندسازی همه در همان زمان اتفاق بیفتد.موضوع بعدی این است که بیان می‌شود در مدیریت چابک پروژه تعهد نسبت به مشتریان وجود ندارد. در روش‌های قدیمی مدیریت پروژه مشتریان به تیم پروژه مراجعه می‌کردند و می‌گفتند پروژه X یlرا که مثلا یک تاپ درختی است میخواهند و برای چندین ماه تیم پروژه را ترک می‌کردند بدون اینکه ببیند پروژه چطور پیش رفته است. این روش به عنوان مذاکره در قرارداد نیز معروف است. مشتری توضیح می‌دهد که چه چیزی می‌خواهد و تا زمانی که کار تکمیل شود کاری با شما به عنوان تیم پروژه ندارد.اما روش چابک از مشتری می‌خواهد تا در تعامل و مشارکت فعال در فرآیندها با تیم پروژه همراه بماند تا دقیقا چیزی که می‌خواهد را دریافت کند. این کار تنها به این روش اتفاق می‌افتد که از آنها برای مشارکت تعهد بگیرید و طراحی را با مشارکت با مشتری و تیم اصلاح کنید.پس ما همچنان به کار متعهد هستیم. ما فقط می‌دانیم که اگر مشتریان در کنار ما باشند و به ما کمک کنند کار به آسانی پیش می‌رود و نتیجه با خواست همه ذینفعان کلیدی مطابقت خواهد داشت.در نهایت مورد آخر که میگویند شما چابک کاران از برنامه ریزی استفاده نمی‌کنید و بدون برنامه ریزی انجام کار و پروژه مثل جنگل وحشی است و چطور ممکنه کار بدون برنامه ریزی پیش برود؟ممکن است این دیدگاه را از افراد مختلفی مثل مدیران پروژه، مشتریان و حتی تحلیل گران کسب و کار بشنوید.اما در واقع پنج مرحله در برنامه ریزی چابک (Agile planning) داریم. چابکاران برنامه ریزی را دوست دارند و خیلی هم زیاد دوست دارند به طوری که در فواصل معینی این کار را انجام می‌دهند. در روش سنتی همه برنامه ریزی‌ها در ابتدای کار انجام می‌شد و معمولا هم بازبینی نمی‌شد. چابکران معتقدن و دیده‌اند که شما صرفا با درجه ایی از دقت که میتوانید آن را ببینید قادر به برنامه ریزی هستید. این به برنامه‌ریزی افقی horizon planning مشهور است.تیم چابک با یک نگاه و تصور از محصول شروع به کار می‌کند بنابراین می‌دانند به کجا حرکت می‌کنند. در مرحله‌ی بعدی به یک نقشه راه محصول (product road map) که در آن محصول به عناصر کاری بزرگی شکسته شده است و به قطعات زمانی که فکر می‌کنند کار انجام می‌شود تقسیم می‌کنند.در مرحله بعدی همان بخش های بزرگ کاری به قطعاتی تقسیم می‌شوند و بعد، آن‌ها اولین بخش برنامه ریلیز را انتخاب می‌کنند، این کار را با sprints انجام می‌دهند.و در نهایت هر روز تیم دور هم جمع میشود و برنامه کار هر روز را انجام می‌دهند.وظیفه شما به عنوان یک قهرمان چابک این است که عقاید مخالفان چابک را با واقعیت رد کنید. سسسزاhttps://sabourinejad.com/category/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D9%BE%D8%B1%D9%88%DA%98%D9%87/ </description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 14:55:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اصول اولیه متدولوژی اسکرام چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AA%D8%AF%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%85-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ebo9xfcv0t84</link>
                <description>برای چابک شدن و مدیریت چابک پروژه‌ها روش‌های مختلفی وجود دارد، برخی از روش‌های مدیریت پروژه‌های چابک به نسبت سایر آنها معروف تر هستند و بیشتر مورد توجه و استفاده قرار گرفته‌اند. آشنایی کامل و بی نقص و همزمان با همه متدهای مدیریت چابک پروژه مانند اسکرام، کانبان و XP امری ضروری نیست اما داشتن آشنایی با آنها در اجرای چابکی به شما این امکان را می‌دهد تا در انتخاب روش‌های متناسب با هر نیاز و شرایط دست بازی داشته باشید.در این مطلب به صورت خلاصه با متد اسکرام (Scrum) آشنا خواهیم شد. این روش به متد XP که کوتاه شده‌ی عبارتExtreme Programming بسیار نزدیک است و در مطالب بعدی در مورد XP و تفاوت‌های آن با اسکرام به تفصیل توضیح خواهم داد.جالبه که بدونید اسکرام پر استفاده ترین روش در مدیریت چابک پروژه‌ها است که سه رکن اصلی دارد:شفافیت (Transparency)، ایجاد دید روشن برای افرادی که در به وجود آمدن نتیجه مسئول هستند. یک مثال از شفافیت تعریف Done برای استوری‌ها (Stories) است.بازبینی (inspection)، بررسی مستمر اینکه در حال انجام چه کاری با توجه به اهداف هستید.تطبیبق (Adaptation)، تغییر فرآیند‌های تیم به منظور کاهش خطاها.یک نکته در مورد اسکرام این هست که این روش با سایر متدولوژی‌ها کمی متفاوت است. تعدادی نقش کلیدی و فعالیتوجود دارد که در این بحش از مطلب با آنها آشنا می‌شویم:تیم‌های اسکرام در بسته‌های کوتاه مدت تکراری به نام اسپرینت کار می‌کنند. نقش‌هایی که هر یک از تیم‌های اسکرام به آن نیاز دارند اینهاست:مالک محصول که معادل انگلیسی Product Owner یا به اختصار PO هست. فردی که نماینده کسب و کار در تیم شماست و وظیفه اش بیشینه کردن ارزشی است که در هر اسپرینت ایجاد می‌شود.اسکرام مستر (Scrum Master) صاحب فرآیندها پروژه که وظیفه آن این است که مطمئن شود روش اسکرام به طور صحیح و موثر در حال انجام است.تیم توسعه (Development Team)، گروهی از افراد حرفه‌ایی که با یکدیگر برای رسیدن به اهداف پروژه تلاش می‌کنند. همان تیم فنی که بعد فنی توسعه محصول را بر عهده دارد.در عمل اسکرام از تعدادی از فعالیت‌ها و رسم‌های تکرارشونده در هر اسپرینت پیروی می‌کند. با این کار در واقع اسکرام گارد ریل‌های محافظی ایجاد میکنند تا افراد به طور موثرتری کار کنند.فعالیت‌های اصلی برای همه اعضای تیم اسکرام شامل این موارد است:جلسات پالایش بک لاگ (back log) جلساتی که همه افراد در آن حضور پیدا می‌کنند تا در مورد اضافه کردن یا تغییر و حذف آیتم‌ها بک لاگ (ویژگی‌ها) صحبت کنند.جلسات برنامه ریزی اسپرینت (Sprint Planning Meeting) که در آن همه اعضا حضور دارند و در مورد موارد کاری در اسپرینتی که میخواهد آغاز شود صحبت می‌کنند.اسکرام روزانه (Daily Scrum) یا همان جلسات ایستاده (daily Standup meeting) که در آن همه حضور دارند و در مورد کارهایی که دیروز انجام دادند وکارهایی که میخواهند امروز انجام دهند صحبت می‌کنند و همچنین اگر در موردی گیر کردند از سایر اعضای تیم کمک می‌گیرند.جلسات بررسی اسپرینت (Sprint review meeting) که در آن تیم فنی، مالک محصول و اسکرام مستر همدیگر را ملاقات می‌کنند تا آنچه که تا آن لحظه در اسپرینت فعلی صورت گرفته است را به نمایش بگذارند.یک. Sprint retrospective meeting یا جلسات اصلاح (بازبینی و عقبگرد) اسپرینت که در آن تیم اثربخشی و کارایی خودش را در اجرای اقدامات اسکرام بررسی می‌کند و همچنین تصمیم می‌گیرد که چه چیزی می‌تواند و باید برای بهبود این اثر بخشی و کارایی تغییر کند.دو. product backlog یا بک لاگ محصول در واقع همه ویژگی‌هایی است که برای ایجاد محصول نهایی ارزشمند در مصحول ایجاد شوند.سه. اسپرینت بک لاگ (Sprint Backlog)، موارد کاری هستند که باید در یک اسپرینت تکمیل شوند که مسلما زیر مجموعه از بکلاگ محصول به حساب می‌آید . نشان دهنده آیتم ها با ارزش بسیار هستند که باید تکمیل شود.اسکرام ساختارهای متعددی دارد بنابراین تیم‌ها می‌توانند از فرآیندهای از پیش تعیین شده استفاده کنند. استفاده از این راهنماها در اسکرام تیم ها می‌توانند سریعتر به موفیت در پروژه برسند و موفقت کلی در پروژه را تضمین کنند.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 14:50:22 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امتحان چابکی قبل از اجرای آن</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AC%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-ks1ffmmytgpj</link>
                <description>بنظر شما خرید ماشین بدون امتحان رانندگی با آن ماشین امکان پذیر است؟ بله درسته که شما به عنوان خریدار یک ماشین می‌تونید مشخصات فنی خودرو ارائه شده توسط شرکت تولید کننده خودرو رو ببینید، اما خوب چرا خودمون هم دوست داریم و باید رانندگی با ماشینی که می‌خواهیم بخریم رو تست کنیم.امتحان رانندگی خودرو مدنظرتون، مواردی مثل میزان فرمان پذیری خودرو، هندلینگ و نحوه گاز خوردن و ترمز کردن ماشین را به شما نشان می‌دهد. در مورد چابک شدن شرکت‌ها هم به همین ترتیب است، بسیاری از سازمان‌ها نیز برای اجرای چابکی در ابتدا می‌خواهند آن را امتحان کنند و سپس برای کل سازمان این تغییر را اعمال کنند.حالا بیایید در مورد این صحبت کنیم که چطور بدون بهم ریختن همه چی می‌توانیم چابکی را در تیم پروژه فعلی خودمان امتحان کنیم؟نکته: قبل از ادامه دادن این مطلب باید بگم که بسیاری از مفاهیم و کلمات و عبارات کلیدی در ادبیات مدیریت چابک پروژه و مباحث ناب lean معادلهای مناسبی در زبان فارسی ندارد و به همین خاطر در کنار اشاره به ترجمه برخی لغات از اصل کلمه و عبارت انگلیسی آنها نیز استفاده می‌کنیم.در ادامه دو روش بی دردسر و موثر امتحان کردن شیوه‌های چابک را در این مطلب باهم بررسی می‌کنیم:برنامه‌ریزی روزانه daily planningretrospectives یا بازنگریحالا باید ببینیم چطور می‌تونیم از این روش‌ها به صورت یکپارچه در فرآیندهای موجود استفاده کنیم. یکی از راهای آسان برای معرفی Agile به تیم فعلیتان، معرفی برنامه‌ریزی روزانه (daily planning) است. برنامه‌ریزی روزانه را معمولا با عبارت Standup meeting می‌شناسیم.برگذاری Standup meeting اصلا کار سخت و پیچیده‌ای نیست. کافیه 15 دقیقه در صبح زمانی که همه اعضای تیم حضور دارند را پیدا کنید و زمانی که همه با آنها در یک اتاق کنفرانس یا فضایی بی صدا دور هم جمع شدید همه اعضای تیم به این 3 سوال پاسخ بدهند:در روز گذشته چه کاری انجام داده‌اند؟امروز چه برنامه ایی برای انجام دارند؟چه موانعی در مسیر حرکت و پیشرفتشان وجود دارد؟وظیفه شما به عنوان یک مدیر پروژه چابک (Agile Project manager) این است که مطمئن شوید همه افراد می‌توانند این سوالات را بدون هیچ مشکلی پاسخ دهند.وقتی همه افراد به این سوالات پاسخ دادند، بحث میان افراد تیم را تشویق کنید. که به آن گفتگوی post-standup می‌گویند.نمونه دیگری از روش‌ها برای امتحان کردن رویکرد چابک در شرکت retrospective یا مرحله بازبینی و بازنگری است. این مرحله معمولا در آخر هر چرخه توسعه (Development Cycle) اتفاق می‌افتد. تیم پروژه 30 یا 60 دقیقه برای بررسی کارهایی که تکمیل کردند، وقت می‌گذارند و راه‌هایی که می‌تواند انجام کار را موثرتر کند، طراحی‌ها و فرآیندها را بهبود دهد را پیدا می‌کنند.این جلسه بسیار مناسبی برای معرفی چابکی به اعضای تیمتان است حتی اگر تیم شما هنوز چابک نیست. هر یک ماه یکبار جلسه‌ای با تیم بگذارید و گفتگویی با جزئیات و با استفاده از سوالات زیر انجام دهید:چه کاری را خیلی خوب انجام دادیم؟ این کار برای شناسایی موفقیت و جشن گرفتن آن بسیار مهم است. این موضوع را کم اهمیت قلمداد نکنید و از تیمتان برای آنچه که واقعا انجام داده اند تقدیر کنید.چه چیزی برای ما خوب پیش نرفته است؟ آدم‌ها ممکن است میلی به اعتراف به اشتباهاتی که انجام داده اند نداشته باشند و یا برای انجام بهتر یک کار تمرکز زیادی نکنند، اینجا وظیفه شماست تا محیط را برای همه افراد امن نگه دارید تا همه افراد احساس کنند باهم هستند و بتوانند در مورد مشکلات و اشتباهات به راحتی صحبت کنند.چه چیزی را می‌خواهیم بهبود دهیم؟ و چگونه می‌توانیم بهبود پیدا کنیم؟ سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که برای بهبود آیتم‌ها در چرخه توسعه بعدی بر روی کدام یک از آنها باید تمرکز کنیم؟ در این قسمت از تکنیک طوفان مغزی استفاده کنید و لیستی از بهبود‌ها برای تیمتان ایجاد کنید.تیم باید یک یا دو هفته روی آن کار کند، مته به خشاش نذارید و کار رو الکی سخت نکنید فقط کمکشان کنید مواردی را انتخاب کنند که بتوانند بهبود پیدا کنند و اینکه لیست بهبودها را نگه دارید تا در retrospective بعدی آن را بررسی کنید. به این ترنیب می‌توانید پیشرفتان را در تغییرات انتخاب شده چک کنید و در صورت نیاز به لیست خود مواردی را اضافه کنید و یا حذف کنید. در پایان retro، شما از هر عضو تیم تعهد می‌گیرید که آیتم‌های انتخابی را قبل از جلسه بعدی بازبینی بهبود خواهند داد.تمرکز بر روی بهبود به معنای فشار آوردن یا تشرزدن به هیچ کسی نیست بلکه این به این مفهوم است که ما می‌توانیم در تمام مدت بهبود تدریجی داشته باشیم.با امتحان کردن این موارد کوچک با تیم پروژه فعلی خودتان، در واقع در حال آزمودن برخی از اجزای اصلی چابکی هستید، مواردی چون، شفافیت در کار، ارتباطات باز و صادقانه، و ایجاد یک تمایل به بررسی نحوه انجام کارها و سازگاری با آن‌ها برای کارآمدتر کردن بیشتر.این موارد را امتحان کنید و ببینید چگونه بهره‌ وری افراد تیم افزایش پیدا می‌کند. قطعا شگفت زده خواهید شد.لطفا نظرات و سوالات با ارزش خودتان را با من در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید.</description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 14:45:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارزیابی و آماده سازی محیط کسب و کار برای چابک شدن</title>
                <link>https://virgool.io/@reza.sabourinejad/%D8%A7%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%DA%A9%D8%B3%D8%A8-%D9%88-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B4%D8%AF%D9%86-airikkndp3po</link>
                <description>
شما چطور کار می‌کنید؟ آیا از اینکه هر روز سرکار می‌‍روید خوشحال هستید؟ چرا کارتان را دوست دارید؟ به نظرتان اینها سوالات عجیبی هستند درسته؟ اما باید بهتون بگم اینها اصلا سوالات عجیبی نیستند.چرا این سوالات را کردیم؟ چون دقیقا چیزهایی که در مورد شرکت تان دوست دارید، همان چیزهایی هستند که شما باید در تبدیل به چابکی روی آن سرمایه‌گذاری کنید. در طرف دیگر سکه، هر عنصری که شما به طور خاص اون رو دوست ندارید، چیزهایی هستند که باید از آن استفاده کنید و یا حداقل برای رسیدگی به آن آماده باشید.با برخی از محدودیت‌های محیطی که ممکن است در طول تغییر به سمت چابکی با آن رو به رو شوید آشنا می‌شویم:سبک مدیریت Management Styleپذیرش تغییر Acceptance of changeتمرکز بیش از حد به فرآیند intense process focusاعتماد Trustسبک مدیریت هم می‌تواند یک امتیاز و دارایی برای کسب و کارتان باشد و هم می‌تواند یک جنبه منفی برای کسب و کارتان محسوب شود. حالا می‌خواهیم توضیح دهیم که سبک مدیریت چگونه می‌تواند به عنوان یک مزیت و یا یک مانع در چابکی باشد.آیا سبک مدیریت شرکت شما دستوری و کنترلی است؟ جواب سوال شما احتمالا مثبت است. شرکت‌ها زیادی هستند که مدتهاست که در این گروه قرار دارند. در سبک مدیریت فرمان دادن و کنترل کردن تصمیمات در صدر سلسله‌ مراتب گرفته می‌شود و در سطوح پایین‌تر از رهبران سازمان اجرا می‌شوند. در بسیاری از کسب و کارهای خانوادگی و مالکیت شخصی نیز می‌توانید این مدل از مدیریت کسب و کارها را مشاهده کنید.چالش شما در این مدل از سبک مدیریت برای تبدیل شدن به چابک این است که چابکی متکی بر روش همکاری (collaboration) است.سبک همکاری در مدیریت دقیقا بر خلاف سبک (command and control) دستوری و کنترلی است. در روش همکاری انجام کار باید به پایین ترین سطح ممکن سپرده شود. یعنی نردیک ترین افراد به کار باید تصمیمات را بگیرند. نزدیک بودن به کار یعنی افراد با بهترین امکانات در زمانی به وجود آمدن محدودیت‌ها به صورت نوآورانه و مسئولانه تصمیم گیری کنند. بی شک فردی که نزدیکترین ارتباط با یک کار را دارد می‌توانید بهترین عملکرد را داشته باشد.حرکت از روش فرمان دادن و کنترلی به سمت سبک همکاری بسیار ضروری است، و شرکت شما برای این تغییر به عامل بعدی محیطی وابسته است است:مانع دوم سطح پایین در پذیرش تغییر است، سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است واکنش معمول شرکت‌ها در پاسخ به تغییرات چگونه است؟ میزان پذیرش در تغییرات چگونه می‌تواند در مسیر چابک شدن شرکت ما تاثیر‌گذار باشد؟در پاسخ به یک تغییر معمولا کدام پاسخ را دریافت می‌کنید؟ این پاسخ که “ما همیشه به روش خودمان تا اینجا کار را انجام داده‌ایم؟” یا اینکه “به نظر جواب میده و بهتره امتحانش کنیم؟”خوب پاسخ اول در روش command and control امری معمول است در صورتی که پاسخ دوم در روش همکاری دیده می‌شود.پذیرش تغییر در مقابل پارادایم دستور و کنترل قرار دارد و هرچه به تغییرات بیشتری پاسخ داده شود این سبک مدیریتی از بین می‌رود.اگر می‌بینید که در محیط کارتان تمایل به تغییر کم است، احتمالا باید تلاشتان را برای تغییر و متقاعد کردن راس هرم مدیریت معطوف کنید و اگر دارای آزادی برای انجام برخی آزمایش‌ها در سطح خودتون هستید، زمان کمتری برای متقاعد کردن لازم دارید.به این دلیل که می‌توانید از نتایج تلاشها و آزمایشهای خود برای ایجاد یک کیس استفاده کنید. و نتیجه مثبت از این کیس می‌تواند شما را در متقاعد کردن رهبران و مدیران رده بالا در آن سازمان بسیار کمک کند.مورد بعدی محدودیت، عمق تمرکز بر روی فرآینده در شرکت شماست. آیا شما در شرکتی کار می‌کنید که از گرفتن مرخصی تا درخواست برای تجهیزات و تدارکات باید فرآیندهای طولانی را طی کنید؟ آیا این همه فرآیند لازم است؟ آیا برای هر چیزی یک فرآیند وجود دارد؟چابکی نیاز دارد تا فرآیندها سبک و تا جای امکان کم باشد تا به راحتی بتوان به مرحله بعدی کار بریم. رویکرد چابک بر این تمرکز دارد که به افراد درگیر پروژه دقیقا به همان انداره که برای انجام کار خود نیاز دارند چیزی داده شود. نه بیشتر و نه کمتر.بسیاری از محیط های متمرکز بر فرآیند رویه‌های سنگین دارند که موجب ایجاد فرم‌ها و فرآیند مستندسازی زیاد و مستندات بزرگ می‌شود.اگر برای هر یک از قدم‌ها و مراحل رویه ایی وجود دارد باید به آن کسب و کار و یا اگر خودتان از دورن سازمان برای این تغییر به سمت چابکی انتخاب شده‌اید به سازمان خودتان بفهمانید که وجود رویه‌های زیاد و طولانی نتیجه چابکی را کم اثر خواهد کرد. این کار غیر ممکنی نیست، با توضیح دهید در چابکی less is more.افزایش سرعت ورود به بازار و کاهش هزینه‌ها به این خاطر در چابکی محقق می‌شود که زمان در فرآیندهای سنگین و حجم زیاد مستندات و مستندسازی هدر نمی‌رود. و این هنر کاری است که انجام نمی‌شود. (یعنی کاری اضافی که نباید انجام بگیرد)the art of work not doneبرای آخرین مورد در مورد اعتماد صحبت می‌کنیم. حتما دقت کردید همه ما زمانی که درحال رانندگی هستیم درواقع به همه رانندگان دیگه اعتماد داریم و فکر می‌کنیم همه مانند ما به قوانین احترام می‌گذارند. همین رویه در موضوع کار کردن هم وجود دارد، همه ما وقتی به سر کار می‌رویم نسبت به اینکه همه افراد وظایفشون رو انجام می‌دهند اعتماد داریم، در واقع همین اعتماد داشتن است که کسب و کار را همیشه در حرکت نگه می‌دارد.پس اعتماد یک المان ضروری در تغییر به سمت چابکی نیز محسوب است. حتی اگر در یک محیط با سبک مدیریتی دستوری و کنترلی کار می کنید و محیطی با فرآیندهای سنگین شم را احاطه کرده است، اعتماد می‌تواند رهبری شما را کمک کند تا کارها را انجام دهند. این دقیقا چیزی است که در ابتدای تبدیل به چابکی نیاز دارید. یعنی حتی مقدم تر نسبت به سبک مدیریتی دستوری. شما در حال انجام کار جدید هستید که مسلما می‌تواند مسیر حرکت و نحوه کار کسب و کار شما را کاملا متحول کند، پس نیاز به اعتماد از طرف رهبران کسب و کارتان دارید. آنها باید از مسیر شما خارج شوند و مانع شما نباشند و همزمان شما نیز باید از مسیر حرکت تیم چابکتان خارج شوید و مانعی برای آنها نباشید. حضور داشته باشید و با حضورتان به آنها کمک کنید و موانع را حذف کنید اما به آنها اعتماد داشته باشید و اجازه بدهید کارشان را انجام دهند.خوب حالا چطور به کسب و کار و شرکتتان فکر می‌کنید؟ امیدوارم به اندازه کافی هیجان برای بررسی محیط کسب و کارتان و آماده سازی محیط برای تغییر به سمت چابکی را بدست آورده باشید.لطفا نظرات ارزشمندتان را با من در پایین همین مطلب به اشتراک بگذارید. اچابکیgileahttps://sabourinejad.com/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%86%D8%A7%D8%A8%DA%A9%DB%8C/ </description>
                <category>رضا صبوری نژاد</category>
                <author>رضا صبوری نژاد</author>
                <pubDate>Thu, 02 May 2019 14:42:43 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>