<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا پیرمحمد باغنی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezabagheny</link>
        <description>اُلِمپوس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 14:40:59</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1557095/avatar/eeUZPn.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا پیرمحمد باغنی</title>
            <link>https://virgool.io/@rezabagheny</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تبیین کارکرد ذهن و آگاهی</title>
                <link>https://virgool.io/Mindphilosa/%D8%AA%D8%A8%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D8%B0%D9%87%D9%86-%D9%88-%D8%A2%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-mhroxgpoupkc</link>
                <description>ارزیابی کارکرد ذهن بستگی به دامنه حوزه فاهمه ذهن دارد،به این منظور که هر هستنده ای تحت استیلای ادراک پذیری ذهن بگنجد، قابل بررسی می باشد.فاهمه از قالبهای شعوری ما نشات میگیرد و بنحوی نسبی گرایانه عمل میکنند بدین صورت که دارای یک ظرفیت و پتانسیل مشخصی برای درک بازنمود و آگاهی دارند که متعاقبا سیر تحولی ای خواهند داشت. از این جهت که برداشت ها فرع بر مکان و زمان هستند و نهایتا غیر قابل تعمیم،این قالب ها از تکرر آزمون و خطا یا شاید بهتر بگوییم تصادف در امور طبیعی و مشاهدات ناظر در طی زمان ناشی شده است،پس از تشکیل آن تحول پیدا میکند اما تا مادامی که در طی زمان رابطه معناداری بین سوبژه و اُبژه پایدار بماند محتوای قالبها به عنوان قانون تعبیر میشود.، این رویکرد تسلسلی را تحت عنوان تغییر در انتزاع میپذیرم، لیکن همین رویکرد را طبیعت ندارد.همین قائده است که تز و سنتی تز را ایجاب و حالت تکاملی به علم بخشیده است.اما همین ویژگی، اصالت محیط می باشد که همچین مفهومی البته بصورت ناقص به ذهن متبادر میکند.این رویکرد جهت تداوم قوه شناخت تحت اصطلاح تغییر در انتزاع پذیرفته شده است اما در غیر انتزاع و در خود نمود ها شایسته این عنوان نیست.چراکه ماهیت این دو متفاوت و تغییر باید تاثر و بازتاب عینی ای داشته باشد.همینطور از قالب شعوری به قالب دیگر است که ما متوجه دگرگونی میشویم اما در واقعیت(هر آنچه که آگاهی از آن اکتساب میگردد) مگر تغییری رخ میدهد؟!اگر بنا بر اقتضای نهایی قالبها نیز می‌بود باید انتظار نتایج قابل قبول از هر مکانیسمی در زمان های متفاوت می داشتیم در صورتی که فقط با آزمون و خطا است که معرفت ایجاد میگردد حتی بر مبنای اصل آنتروپی نیز این گزاره منطقی می نماید. با توجه به متن فوق چنین می‌نماید که سازو کار ذهن بیشتر شبیه الگو سازی،هولوگرام،و برنامه پردازی باشداما خود این ارزیابی آیا برداشت صحیحی از  واقعیت باشد توام با تردید است.قیاس دامنه ادراکات ذهن تنها از یک عملکرد غیر قابل انکار ناشی میشود و آن نیز توان تاثیر گذاری و تاثیر پذیری از محیط می باشد.از این رهگذر است که شک ما از قابلیت استنتاج ذهن مرتفع میگردد که هر عاملی ذهن را تحریک کند در دایره تجربیات قرار میگیرد که ذهن توسط مکانیسم مشخصی شهود خود را دریافت میکند.پس در وحله نخست تحریک پذیری،ذهن را متوجه خود میکند،این رخداد تمام پتانسیل ذهن را بکار میگیرد تا تاثر وارده را تحلیل و توصیف کند که بتواند آن را دسته بندی کند پس لذا عامل دوم از جنس تحلیلی میباشد.اینکه توصیف اثر چقدر اصالت داشته باشد امری نامطمئن است چراکه تماما نسبی و بر حسب دیگر گزاره های تحلیلی میباشد که هر کدام از خود انتزاع اقتباس شده است.(قائدتا عین تجربیات و حسیات خود معرفت نیستند،حتی اگر کاملا برابر و موازی خود شی باشند).قدرت و توان تحلیل طبیعت از اراده ناشی میشود که امری فردی و توام با آگاهی شخصی میباشد.از آنجا که هر تاثری از محیط باید در دایره شناخت فردی بگنجد که نسبت به آن واکنش نشان دهد لذا اراده در مقام عنصری قرار میگیرد که تحقق معرفت را امکان می بخشد حتی اقدام غریزی نیز همین قائده را دنبال میکند.ترکیب همزمان تحریک پذیری،تحلیل و اراده فردی جهان قابل تصور و ترسیم را پدید می آورد.اما باقی ماندن در حالت تحریک پذیری و تبیین ممتد اِلِمان های تعریف شده برای ذهن خاصیتی را پدید می آورد که به نوعی هویت فرد را شکل می دهد.این خاصیت آگاهی از وضعیت موجود برای تداوم و تعادل قوه شناخت را در پی خواهد داشت.</description>
                <category>رضا پیرمحمد باغنی</category>
                <author>رضا پیرمحمد باغنی</author>
                <pubDate>Mon, 25 Apr 2022 14:40:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پیرامون مفهوم حقیقت.</title>
                <link>https://virgool.io/Mindphilosa/%D9%BE%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%81%D9%87%D9%88%D9%85-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-bujmvid44u4i</link>
                <description>به نوعی هر استنتاجی مستلزم قطعیت است،قطعیت از نتیجه حاصل میشود که نتیجه مبتنی بر حقیقت است،لذا پیرامون مفهوم و محور حقیقت است که تمامی مسائل و گذاره ها تثبیت میشود.اما حقیقت چیست؟و اساسا اصلا وجود دارد؟همیشه تمامی تلاش ها در جهت خلق این مفهوم انتزاعی بوده است..چراکه ما در دنیای مادی نمودی به مثابه عینی مفهوم که تاثرات را به اذهان ما متبادر کند نداریم و صرفا تصویری که حاصل شده است عموما تحلیلی و بر گرفته از کیفیات ثانویه هستنده ها بوده است..اما تمامی نمودارهای تحلیلی خلا آن را دریافته اند،لذا نمی توان این خلا را هم عرض وجود قرار دهیم..،تعاریف مختلف و متضاد هستند.،این ضرورت شاید اصرار و پافشاری غلط ذهن دو بُعدی ما باشد که ما را در تنگنا و کانال پذیرش حقیقت میگذارد،اگر گریزی سطحی به معنی تکامل بزنیم خواهیم فهمید که در تکامل اساسا مسیر تعریف نمیشود و بیشترین احتمال رخداد در نظر گرفته میشود که کاملا تصادفی و آزادانه می باشد.،اما حقیقت بعدا تصرف میکند که آن هم کاملا وابسته به نظر ناظر است.حقیقت تمامی احتمالها را خط میزند که در دنیای آنتروپی ما کمی نامعقول جلوه میکند.دنیا و ساز و کارش بر شالوده تصادف بنا شده است و این امری غیر قابل تردید می‌باشد.حقیقت اگر موجود باشد لاجرم سلسله وار و تک بعدی عمل میکند،در این صورت می‌بایست ناظر توان پیشبینی قوانین بعدی حقیقت در ذات خود را داشته باشد که بعید میدانم چنین باشد.اما این خلا چیست؟..این خلا شاید پتانسیلی برای ذهن باشد که پویا باشد،نیرو محرکه ای برای حرکت،تصور اینکه ذهن بتواند دانای کل باشد نتنها نامعقول و مضحک است بلکه اساسا با مفهوم ذهن در تضاد است،تنها دانای کل است که میتواند بر حقیقت مطلبی صحه بگذارد..دنیا و زیبایی ها و زشتی هایش و قوائد و قانونهایش فقط بصورت قراردادی در ذهن ما بصورت تقریبا مشترک ثبت شده اند که توان تغییر برای آن در نظر گرفته شده است،هرگز چیزی ثبات مطلق ندارد حتی کیهان!برهمکنش بین دیدگاه ناظر و منظر جهان ما را خلق کرده است اما حقیقتی جز تصادف وجود ندارد.</description>
                <category>رضا پیرمحمد باغنی</category>
                <author>رضا پیرمحمد باغنی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Mar 2022 16:24:26 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>