<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا بختیاری</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezabakhtiari</link>
        <description>دانشجوی مهندسی کامپیوتر علاقه مند به حوزه کسب و کار اینجا از چیزایی که یادگرفتم و تجربه هام مینویسم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 10:48:54</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/78293/avatar/o7GyCL.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا بختیاری</title>
            <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تولید ناخالص داخلی و معایب آن</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%84%D8%B5-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%A8-%D8%A2%D9%86-xv6uxky5aprr</link>
                <description>در صد سال گذشته ارزش را با معیاری به نام تولید ناخالص داخلی اندازه گرفته ایم. تولید ناخالص داخلی نشان می دهد که در هر سه ماه، کسب و کار ها، مصرف کنندگان و دولت هر کشور چه اندازه پول خرج می‌کنند. (این توصیف ساده ای از نحوه محاسبه تولید ناخالص داخلی است، برای دسترسی به فرمول اصلی میتوانید این عبارت را گوگل کنید.)وقتی تولید ناخالص داخلی افزایش می‌یابد، به این معنی است که کسب و کار ها، مصرف کنندگان و دولت پول بیشتری نسبت به چند وقت اخیر خرج کرده اند. در حوزه اقتصاد به چنین اتفاقی رشد اقتصادی می‌گویند. وقتی تولید ناخالص داخلی کاهش می یابد به این معنی است که پول کمتری خرج شده است. اگر دست کم شش ماه ادامه یابد، به آن رکود می‌گویند.سیمون کوزنتس اقتصاددانی بود که مفهوم تولید ناخالص داخلی را به دنیا معرفی کرد. کوزنتس پس از رکود بزرگ به دنیا پیشنهاد داد که تولید ناخالص داخلی می‌تواند دیدی کلی از اقتصاد را در اختیارمان بگذارد. در طول یک دهه،پیشنهادش به معیاری جهانی و استاندارد تبدیل شد. امروزه تمام اقتصاد های دنیا با همین روش سنجیده می‌شوند.کوزنتس هنگام معرفی این سنجه به برخی از محدودیت های آن اشاره کرد. او در سال 1934،در پیشنهاد اصلی خود به کنگره هشدار داد: (( هیچ سنجه درآمدی عهده دار تخمین زدن سوی دیگر درآمدزایی نیست، سویی که نشانگر سختی و ناخوشایندی تلاشی است که برای درآمدزایی انجام می‌دهیم. بنابراین، رفاه یک ملت را به سختی می‌توان با استفاده از سنجش درآمد ملی، که پیش تر عنوان کردیم، محاسبه کرد.))کوزنتس میگفت از آنجا که برخی باید امنیت یا ارزش های شخصی‌شان را نادیده بگیرند و درآمدی کسب کنند، نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که درآمدشان ارتباط مستقیمی با رفاه‌شان دارد.تولید ناخالص داخلی به ما می‌گوید که چقدر پول خرج شده، ولی نمی‌گوید چطور یا چرا خرج شده است. تولید ناخالص داخلی هزار دلاری را که صرف تعطیلاتی خانوادگی شده است با هزار دلاری که صرف وکیل طلاق شده است یکی می‌داند. هردوی‌شان هزار دلار از تولید ناخالص داخلی اند. تولید ناخالص داخلی روی مقدار و نه دلیل تمرکز می‌کند.برشی از کتاب آینده ی ممکن نوشته ینسی استریکلر</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Wed, 25 Feb 2026 10:26:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تأثیر محیط زندگی بر آدم</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%A2%D8%AF%D9%85-xo0uasnao5xj</link>
                <description>باید گفت انسان نقشی در شکل گیری نخستین رفتار های تکرار شونده خود ندارد و در واقع، الگویی را که جامعه متشکل از خانواده، دوستان، مدرسه، دانشگاه وغیره طی سالیان دراز، تنظیم و تصویب کرده و حالا به او ارائه شده دنبال می‌کند. مشخص است که در هر اجتماعی، ارزش ها و ملاک های خاصی در رابطه با مسائل مختلف از قبیل زمان تشکیل خانواده، تعداد فرزند، برگزار کردن مراسم ها و... تثبیت و پذیرفته شده است. همه این آداب حکم قوانین ناپیدایی را دارند که در تمامی لحظه های زندگی ما به طور ناخودآگاه مدنظر قرار می‌گیرند و رفتارهایمان را راهنمایی می‌کنند. یعنی نوعی اطاعت کورکورانه از فرهنگ وجود دارد. میشل دو مونتی فرهنگ را به رودخانه ای تشبیه می‌کند که انسان بدون اینکه امکان مقاومت داشته باشد، مجبور است در مسیر آن شنا کند. می‌توان گفت تمام آدم ها از متعلق بودن به یک گروه بزرگتر خرسند هستند و معمولا مشکلی برای آنها پیش نمی‌آید. وقتی در خانواده ای برای انجام عادت خاصی از جمله شطرنج ارزش قائل باشند و در ازای پرداختن به آن پاداش بدهند این رفتار برای اعضا جذابیت پیدا می‌کند.برشی از کتاب عادت های اتمی نوشته جیمز کلیر</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Mon, 23 Feb 2026 15:27:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هیچکس نمی‌داند چه خبر است</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D9%87%DB%8C%DA%86%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%AF-%DA%86%D9%87-%D8%AE%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-sbbyk9frhybm</link>
                <description>نخستین ضلع مثلت، آسیب این باور است که جهانی که در آن زندگی می‌کنیم، فهمیدنی تر، توجیه پذیرتر،و بنابراین پیشگویی پذیر تر از آنی است که هست. بزرگتر ها پیوسته به ما می‌گفتند جنگ ((همین روزها)) تمام می‌شود؛ جنگی که نزدیک به هفده سال به درازا کشید. گویی آنان به پیشگویی شان از پایان جنگ یقین کامل دارند؛ گواه من گروه گروه مردمی بودند که در اتاق های هتل ها و مراکز موقت دیگر در قبرس، یونان، فرانسه و جاهای دیگر به امید پایان جنگ نشسته بودند. یکی از عمو هایم پیوسته برایم تعریف می‌کرد که سی سال پیش تر که ثروتمندان فلسطینی به لبنان گریخته بودند، آن را یک چاره بسیار زود گذر می‌پنداشتند؛ ولی پس از گذشت شش دهه، آن دسته از ایشان که زنده مانده اند هنوز در آن دیار به سر می‌برند. با این همه، وقتی به اون میگفتم پس وضع ما نیز همین خواهد بود میگفت:((نه، البته که نه. اینجا فرق دارد. همیشه فرق داشته است.)) گویی آنچه بر دیگران رفته بود سزاوار او نبود.برشی از کتاب قوی سیاه نوشته ی نسیم نیکلاس طالب</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Sun, 22 Feb 2026 21:31:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در باب عملگرایی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-e9vmbvhhgklr</link>
                <description>تو پادکست شیدرلیپ حرف جالبی زده شد:دست، لبه ی تیز ذهنهیعنی هزاران فکر و خیال هرچقدم خوب تا زمانی که عملی نشه بدرد نمیخوره، چاقوییه که نمیبره. هزاران بیزنس پلن و نقشه و ایده، عادت هایی که برای زندگی بهتر بهشون فکر میکنیم. زندگینامه و دوره و کتاب میبینیم و میخونیم. اما هیچکدام به هیچ دردی نمیخوره تا زمانی که عمل نباشه تو برنامه هامون. همه ما از فواید مدیتیشن شنیدیم از کتاب خوندن و پیاده روی شنیدیم اما واقعا عمل کردیم؟ دوس داریم زندگی با کیفیتی بسازیم اما عمل کردیم؟ به خودمون گفتیم باید دوستان بهتری پیدا کنم اما عمل کردیم؟ سعدی در باب عملگرایی چند بیتی شعر داره که میزارم خوندنشون خالی از لطف نیست. دو کس رنج بیهوده بردند و سعی بی‌فایده کردند: یکی آن که اندوخت و نخورد و دیگر آن که آموخت و نکرد.علم چندان که بیشتر خوانیچون عمل در تو نیست نادانینه محقّق بود نه دانشمندچارپایی بر او کتابی چندآن تهی‌مغز را چه علم و خبرکه بر او هیزم است یا دفتر</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Sun, 15 Feb 2026 13:58:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بیشینه سازی مالی چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D8%A8%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-ehvcjabhb8bz</link>
                <description>این مفهوم رو برای اولین بار در کتاب آینده ممکن از ینسی استریکلر خوندم و بنظرم چیزیه که دنیای ما روز به روز بیشتر باهاش درگیر میشه مخصوصا با ورود هوش مصنوعی بعد از ورود ماشین آلات و انقلاب صنعتی این مفهوم بیشتر معنی پیدا کرده.بیشینه سازی مالی یعنی بصورت فردی یا سازمانی تلاش کنیم سود و ارزش دارایی و سرمایه خودمون یا شرکتمون رو به حداکثر برسونیم و این حداکثر تقریبا بی نهایته دیگه چون هرچقد پول بیشتر باشه بهتره و ته نداره.برای اینکه سود رو بیشینه کنیم اولا باید هزینه هارو کاهش بدیم دوما باید فروش رو بیشتر کنیم و این یعنی باید یا قیمت بیشتر شه یا تعداد محصولات یا هردو.هزینه های یه شرکت میتونه پول هایی باشه که به دولت پرداخت میکنه مثلا مالیات و بیمه و.. یا خرید های خوراکی و غیر خوراکی و البته حقوق کارمندان( افزایش حقوق سالانه) و مدیران شرکت.توی این الگو که بصورتی افراطی در دنیای درحال اجرا شدنه توسط افراد دارای اختیار تصمیم گیری میزان افزایش حقوق کارمندان کم یا حتی سفر میشه یا با تاخیر خیلی زیاد پرداخت میشه و از طرفی از کیفیت مواد زده میشه و مواد محصولات ارزون قیمت خریداری میشه تا بشه با همون پول تعداد زیاد اما با کیفیت پایین تر نسبت به قبل تولید کرد و قیمت رو هم افزایش داد به بهونه های مختلف و غیر منطقی.سرمایه داری روش و الگوی خوبی برای اقتصاد میتونه باشه از نظر منی که بسیار بسیار کم تجربه ام در این فضا. اما نباید الگوی بیشینه سازی به گونه ای اجرا بشه که هم آینده شرکت به خطر بیوفته از نظر فروش و رقابت تو محصولات هم از درون کارکنانش رو دچار آسیب کنه. در ورژن های بدترش میتونه منجر به رقابت های ناسالم بشه تو بازار و تنش های زیادی رو به وجود بیاره و اگه شرکت های بزرگ اینکار رو بکنن میتونن بازار رو دچار هرج و مرج کنن.در اینجا گریزی میزنم به کتاب بازی بی نهایت از سایمون سینک که میگه کسب و کار بازی بی نهایت و برنده این بازی میتونن همه باشن اگه اهداف درست باشه و کار های درست صورت بگیره.</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Wed, 20 Aug 2025 18:36:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با هر ضربه قوی تر ( کتاب پادشکننده)</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D8%B1-%D8%B6%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-wf2ultsx7bjo</link>
                <description>حدود دو سال پیش بود تو یه کتابفروشی کتابش رو دیدم و اون موقع از نسیم طالب و افکارش فقط اسمش رو میدونستم و نه چیز دیگری. کتابش رو خریدم چون نسبت به 460 صفحه حدودی قیمتش معقول بود. برای من و فروردین امسال تصمیم به خوندنش رفتم و نتیجه یکماه وقت گذاشتن برای این کتاب تبدیل شد به خوندن بهترین کتابی که تا اینجای سال خوندم. حجم کتاب بالا و مفاهیمش سنگینه و باید با انرژی و تمرکز برید سراغش.خلاصه ای از نویسندهنسیم طالب یه نویسنده لبنانی-آمریکاییه و تحلیل گر سابق بازار های مالیه با ایده های خیلی جالب درباره عدم قطعیت در زندگی. اون یه مجموعه کتاب داره به نام اینسرتو (incerto) که شامل :پوست در بازیفریب خورده تصادفقوی سیاهپادشکنندهتخت پروکروستسالبته من اینارو وقتی فهمیدم که خودش داشت میگفت و قبلش درباره این آدم هیچ جستجویی نکرده بودم. ترتیب خاصی برای خوندنش توصیه نشده و یا حداقل من جایی ندیدم. توی قسمت یادداشت ناشر توصیه شده این کتاب رو چند بار بخونید و من هم کاملا نظرم همینه و خودمم میخوام بازم سراغش برم. اگه دنبال شنیدن خلاصه ای از این کتابید که کلیتی ازش بدست بیارید هم پادکست فارسی ازش هست هم تو یوتیوب ویدیوی فارسی ازش پیدا میشه ولی لینک خاصی نمیزارم که تبلیغ نشه.این کتاب با این مفهوم شروع میشه که پادشکنندگی رو برای متضاد قرار دادن شکنندگی معرفی میکنه. عموما ما فکر میکنیم که متضاد کلمه شکننده استواره اما اینطوری نیس. ما به چیزی میگیم شکننده که با هر ضربه ضعیف تر میشه تا به فروپاشی برسه و بشکنه ولی کلمه استوار به معنی چیزیه که درمقابل ضربات مقاومه یعنی نه بهتر میشه نه بد تر اما اینجاست که پادشکنندگی معرفی یعنی چیزی که با هر ضربه قوی تر میشه و در ادامه نویسنده این مفهوم رو در زمینه های مختلف بسط میده و مثال میزنه ازش.پشت کتاب این بند نوشته شده:باد شعله ی شمع را خاموش میکنمد اما اتش را شعله ور تر می سازد. تصادفی بودن، عدم قطعیت و اشوب نیز همینطورند: باید از انها بهره ببرید نه اینکه خودتان را پنهان کنیدو باید اتش باشید و مشتاق وزش باد.با توجه به نظر من و دیگر عزیزانی که این کتاب رو معرفی کردن پیشنهاد من اینه بخونیدش اما خودتون رو برای خوندن یه کتاب با مفاهیم و ادبیات سنگین اماده کنید نه یه کتابی که قراره راحت همه صفحاتش رو ورق بزنید و از میان واژگانش به راحتی گذر کنید. من بقیه کتاب های مجموعه اینسرتو رو نخوندم اما در ادامه مسیر مطالعاتیم به سراغشون میرم. این کتاب بخشی از سفر شما به دنیای عدم قطعیته.مشتاق نظراتتون درباره نسیم طالب و کتاب های اون هستم در نهایت این پست رو با این جمله از کتاب تموم میکنم.زندگی خیلی راحت نیست چون قرار است که این گونه باشد.</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jul 2025 17:43:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نکاتی درباره عادت و عادت سازی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-xjrxwozk1nfo</link>
                <description>همه ما میدونیم پیشرفت نتیجه انجام مستمر یکسری کارهای تکراری در بلند مدته البته پسرفت و افت کردن هم نتیجه همینه. میخوام تو این پست در این مورد باهاتون صحبت کنم و یکسری تجربیات خودم رو باهاتون به اشتراک بزارم. کوتاه و مختصر مینویسم شاید بعدا هرکدوم رو در پست های بعدی بسط دادم و توضیح بیشتری درباره اون ها دادم.میکرواکشنبه بخش کوچیکی از یک عادت میگن میکرواکشن مثلا میخواید گیتار بزنید فقط کافیه گیتار رو به دست بگیرید. اصلا نمیخواد نیازی نیست شروع به نواختن کنید فقط مغزتون رو به اینکار عادت بدید تا براش راحت بشه. آروم آروم گولش بزنید.چند روز زمان میبره تا عادت ساخته بشه؟تو منابع زیادی میگن 21 روز اما ساخته شدن عادت و مسیر عصبی اون در ذهن حدود 66 روز زمان میبره این رو من از رابین شارما یادگرفتم و تو زندگیم هم جواب داده اما 21 روز بخشی از اون 66 روز هستش تمام فرایند عادت سازی 66 روز طول میکشه تا شما اون کار براتون دیگه سخت نباشه.زمان و مکان مشخص کنیدبرای خودتون مشخص کنید که چه زمانی و در چه مکانی میخواید اون کار رو انجام بدید مثلا ساعت هفت صبح تو اتاقتون ژورنال بنویسی یا کتاب بخونید. سعی کنید انجام اون عادت رو برای خودتون راحت و شفاف کنید. همه چیز رو محیا کنید و دم دست قرار بدید.نوشتن توی لیست کارهانوشتن لیست کار های چه توی گوشی یا کاغذ که همش جلوی چشم شماست باعث میشه که یادتون بمونه و تا تیکش نزدید نتونید برید سراغ تفریح یا استراحت. همینطور این تیک زدن توی لیست بهتون دوپامینی میده که توی طولانی مدت کمک کنندس.بازی بی نهایتاینطوری فک کنید که می خواید تا 10 سال یا 20 سال اینده اینکار رو بکنید و به چشم بازی بلند مدت بهش نگاه کنید. مهم حفظ پیوستگی در طولانی مدته نه نتیجه در کوتاه مدت. هرچی این مدت زمان انجام عادت بیشتر بشه مثلا 77 روز باشه که انجام میدید اراده شما برای انجام عادت تو روز 78 بیشتره.سختی را در آغوش بکشیدشروع یه عادت سخت و اواسطش عذاب آوره اما نتیجش اثری ماندگار توی زندگیتون داره.سختی رو با تمام وجودتون به آغوش بکشید چون دلیل پیشرفت شما همین سختیه. ساخته شدن مسیر عصبی یک عادت توی زندگی شما نیازمند همین سختیه و حفظ استمراره.چرا ترک عادت سخت تر از عادت ساختنه؟چون دارید یه مسیر عصبی که چندوقتیه ساختید رو از بین میبرید و خراب میکنید و برای بدن و مغزی که کارش حفظ بقاست این اصلا چیز خوبی نیس حتی اگه اون ترک عادت ترک یه کار مخرب مثل سیگار کشیدن باشه.عادت ساختن رو یادبگیریداگه توی زندگیتون سه تا عادت رو بسازید و از اون ها 66 روز بگذره ساخت عادت چهارم برای شما راحت تر خواهد بود چون مغزتون تجربیاتی از عادات قبلی داره.مثلا یادگیری زبان میمونه، وقتی شما سه تا زبان یاد میگیرید مغز شما برای یادگیری زبان چهارم آماده تره.حداکثر یک روز میتونید عادت رو انجام ندیدشما حداکثر یک روز میتونید عادتتون رو انجام ندید اما هرگز نزارید به روز دوم برسه. چون اروم اروم روندی که ساختید به نابودی میره.مشتاق شنیدن نظراتتون هستم.</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Sun, 01 Jun 2025 15:29:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راز باورنکردنی طرز فکر</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D8%A7%D9%87%D9%85%DB%8C%D8%AA-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%B7%D8%B1%D8%B2-%D9%81%DA%A9%D8%B1-%D9%BE%D9%88%DB%8C%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-gk7t4ngdeln6</link>
                <description>بزارید بایه خاطره شروع کنم.تازه رفته بودم کلاس دهم. رشته ریاضی انتخاب کرده بودم و محیط برام جدید بود. درسام هم سخت تر شده بود مخصوصا دوتا درس هندسه و فیزیک .با فرایند یادگیری آشنا نبودم و هیچی دربارش نمیدونستم که چجوریه. فکر میکردم کلا استعدادی تو ریاضی ندارم و شاید اصلا من رشته رو اشتباه انتخاب کرده بودم شاید باید می رفتم یه رشته دیگه مثلا انسانی چون استعداد بهتری تو حفظیات داشتم (اوج مشاوره دادن فامیل برای انتخاب رشته همین بود). انگار چیزی که اون زمان خیلی بزرگ نشونش میدادن یعنی انتخاب رشته رو کلا اشتباه انجام داده بودم. ولی خب من به برنامه نویسی علاقه داشتم پس باید میومدم ریاضی. پس علاقم چی؟ یعنی باید برم سمت استعدادم؟ من رسیده بودم به تناقض علاقه و استعداد. اونم چه زمانی؟ تو جدید ترین محیط ممکن از هر نظر.با خودم فکر می کردم و به خودم گفتم علاقه مهم نیست شاید. من اصلا استعداد یادگیری هندسه رو ندارم و حرفای این چنینی. باید برم سمت استعداد و...تو همین حین تو یه وبینار از استاد لقمان آوند، با کتاب &quot;طرز فکر&quot; آشنا شدم. کتاب رو تا حدودی خوندم و تازه فهمیدم میشه یه کارایی کرد. اونجا اهمیت طرز فکر رو فهمیدم.انواع طرز فکرما دو نوع طرز فکر داریم ثابت(ایستا) و پویا( داینامیک) که هرکدوم ویژگی های خاصی دارن.ایستا: میگه تو نمیتونی چیزی که بهش علاقه داری رو یادبگیری باید بری سمت چیزی که در اون استعداد داری. مثال: نمیتونید دوچرخه سواری یاد بگیری یا آشپزی یا نقاشی یا زبان چون استعداد نداری و همینه که هست و شرایط رو نمیشه تغییر داد.در واقع با داشتن چنین طرز فکری شما اصلا سمت چیزایی که دلت میخواد نمیری اگه بری هم بعد چند تا شکست ساده از خودت ناامید میشی.پویا: هر چیزی که بهش علاقه داری رو میتونی یاد بگیری و اینکه تو استعداد نداری صرفا فرایند پیشرفت رو برات کمی کند میکنه اما تلاش و استمرار اینجا به استعداد میچربه و تو میتونی مهارت یا درسی که میخوای رو یاد بگیری. مثال: میتونی با تلاش و تمرین و تکرار دوچرخه سواری یاد آشپزی رو یادبگیری.علاقه و استعدادشما میتونید به درس شیمی علاقه داشته باشید اما توش استعداد نداشته باشی. شما میتونی با تلاش و تمرین شیمی رو یادبگیری. میتونی در اون به مراتب بالایی برسی. مشکلی نیس. نبود استعدادت رو میتونی با پشتکارت پوشش بدی. اما باید علاقه زیادی داشته باشی و دست ازش نکشی.علاقه و استعداد میتونن در یک جهت باشن و این حالت خیلی خوبیه یا میتونن بی ربط به همدیگه باشن مثلا همین شیمی رو هم دوست داشته باشی هم توش استعداد داشته باشی و راحت تر و سریع تر بفهمیش پس دیگه عالیه. ولی لزوما این حالت رخ نمیده و نباید خودمون درگیر حالت مطلوب کنیم.حالا داشتن طرز فکر پویا چه اهمیتی داره؟اگه طرز فکر درستی از یادگیری نداشته باشی در واقع اصلا چیزی رو یاد نمیگیری. باید قبول داشته باشی هر چیزی نیاز به تمرین داره و ما نمیتوانیم با یکبار دیدن آموزش اون موضوع یا مبحث رو یاد بگیریم. و طرز فکر مهم میشه چون هرچی بیشتر به چنین مفهومی در طرز فکر پویا پی ببریم و عمیق شیم و خودمون رو باهاش تطبیق بدیم میتونیم راحت تر با موضوعاتی کنار بیایم که بار اول اونارو میبینیم. شما وقتی تاحالا انتگرال نگرفتی نباید توقع داشته باشی که سخت ترین سوالات انتگرال ها رو بتونی حل کنی. این موضوع برای هر کاری صدق میکنه. اگه شما مشکلی تو اعتماد به نفس داری میتونی با تمرین و تکرار اون رو بهبود بدی. اگه تو جمع نمیتونی صحبت کنی؟ میتونی یکم آموزش ببینی و اونقد انجامشون بدی  که بتونی این توانایی رو در خودت بدست بیاری و دیگه با نداشتنش به خودت و اطرافیانت رنج اضافی ندی.و این موضوع وقتی جالب میشه که میفهمید اگه به خودتون توی یادگیری زمان بدید و سیم کشی های مغزتون رو عوضی کنید میتونید خیلی چیز هایی فکر میکردید نمیشه یاد گرفت رو فرا بگیرید.طرزفکر یه موتوره برای حرکت ما به سمت چیزی. قرار نیست ما چیزی رو جذب کنیم قراره ما یه درک کلی داشته باشیم از فرایند تا بتونیم تو اون زمین عمیق بشیم و جلو بریم.درباره بازخورد گرفتن توی این فرایند توی پست های بعدی صحبت میکنم.اگه خوشتون اومد لطفا لایک کنید.نظراتتون رو میخونم.</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Sat, 12 Apr 2025 16:03:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه میتوان کتاب خواندن را به بهترین شکل انجام داد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%DB%8C-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-bmdjdfmcvuup</link>
                <description>داستان خریدن کتابدر نگاه اول شاید دیوانگی باشه که شما حدود 400 صفحه کتاب بخونید تا یادبگیرید چجوری کتاب بخونید. اما بیاید داستان چگونگی آشناییم با این کتابو براتون تعریف کنم تا بهتر این موضوع رو درک کنید. یکی از چیزایی که اخیرا خیلی دارم بهش فکر میکنم کند کردن روند پیشرفت و عمق دادن به آموخته های قبلی خودمه و این موضوع درباره کتاب خوندن هم برای من صدق میکنه ایا واقعا اینکه یه مشت کتاب رو بیاریم بزاریم گوشه اتاق و تند تند تورق کنیم و زل بزنیم به واژگانش و لغات رو زمزمه کنیم در ما فهمی ایجاد میکنه؟ سالهاست که داریم اینکار رو با کتاب درسیامون میکنیم پس تغییر کجاست؟ فهم عمیق کجاست؟ما آدما وقتی میریم رستوران و پولی بابت غذا پرداخت میکنیم یه ذره از غذا رو هم نمیزاریم بمونه تمام تلاشمون رو میکنیم فراتر از ظرفیتمون غذا میل کنیم اما کتابی که معتقدیم غذای فکره یا غذای روحه رو یکبار هم با زور میخونیم چه برسه به اینکه یه کتاب رو چندبار بخونیم.( البته هرکتابی ارزش چند بار خونده شدن رو نداره بحث اینجا درباره بیشتر سود بردن یا کسب کردن بیشتر دانش از کتابیه که ارزشش رو داره و این ارزش رو با یکبار خوندن و البته نظرات افراد دیگه باید بدست آورد نه صرفا نظرات دیگران از جمله من چون سلیقه و برداشت هرکس متفاوته)این فکرا ذهنمو درگیر کرده بود که دیدم محمدضا شعبانعلی استاد گرانقدری که حتی ایده کند کردن روند آموزش رو از ایشون گرفته بودم، کتاب &quot;از کتاب&quot; رو منتشر کردن برام جالب شد و در حین گشت و گذار تو متمم هم با کتاب دیگری آشنا شدم به اسم &quot;چگونه کتاب بخوانیم&quot;. اینجا بود که رفتم معرفی کتاب رو خوندم و خلاصه ای از کتاب رو هم تو پادکست بی پلاس گوش دادم. من معتقدم خلاصه کتاب گوش دادن یا خوندن جای کتاب خوندن رو نمیگیره و فقط و فقط برای آشنایی با کتابه. تصمیم گرفتم تهیه کنم کتابو و در نهایت منجر به این پستی شد که شما دارید میخونیدش.کتاب حدود 80 سال پیش نوشته شده ولی من تا الان خیلی کم توی فضای مجازی دیدم دربارش حرف بزنن حس میکنم مطالعش سه تا حالت میتونه داشته باشه:چیزی به آدم اضافه میکنه( حتی یک جمله)یا دانسته های قبلیمون رو پررنگ تر و عمیق تر میکنه درباره عمق بخشیدن به مطالعهیا چیز هایی که میدونستیم رو اصلاح میکنهمخاطبش کسایی نیستن که میخوان کتاب خوندن رو شروع کنن بلکه کسایی هستن که شروع کردن میخوان بهتر مطالعه کنن و از وقتی که دارن برای یه کتاب میزارن نهایت برداشت رو داشته باشن.درباره کتابکتاب در ابتدا فعالیت خواندن رو بررسی میکنه و میاد فعالانه خوندن رو توضیح میده که اصلا یعنی چی و چگونه رخ میده و چجوری میتونیم یه خواننده فعال باشیم. بالاخره ما هدفمون اینه بهره برداری خوبی از داشته باشیم دیگه.از یادداشت برداری و در نهایت توضیح میده این فعالانه خواندن چیزی نیس که شما یه شبه بدستش بیاری فعالانه خواندن یه عادته و باید بسازیش. جز به جز توضیح میده مراحل خواندن کتاب رو که چهار مرحله میشن و در ادامه میاد میگه این مراحل رو شما بصورت تیکه های کوچیک تمرین میکنی و در نهایت با بهره گیری از این ابزار هایی که در من دراختیارت میزارم میتونی یه کل منسجم درست کنی یا به عبارتی دیگه یه کسی بشی که بلده فعالانه بخونه.یکی از بخش هایی که برای من خیلی جالب بود یکسری روش و توصیه برای خواندن دسته های مختلف مطالب و کتاب هاست که نویسنده توضیحشون داده مثلا یکی از توصیه هایی که کرد این بود که برای اینکه رمان هارو شما بتونید درست بفهمید سعی کنید زمان بیشتری براشون بزارید و زود تر تمومشون کنید چون مثلا تو رمان های طولانی اسم خیلی از شخصیت هارو یادتون نمیمونه دقت کنید نگفتم تندخوانی کنید بلکه گفتم زمان رو افزایش بدید نه سرعت رو.نویسنده درباره تندخوانی هم صحبت میکنه که بنظرم قسمت جالبه تقریبا میتونم بگم ایشون خیلی از سوال هایی که داشتم رو بهشون جواب دادن اما دقت کنید سوالات من شاید با شما فرق داشته باشه پس به قول مطلبی که متمم درباره این کتاب نوشته:وقتی به سراغ این کتاب می‌روید، باید در ابتدا سطحِ انتظارات خود را تعدیل کنید.فراموش نکنید که حداقل دو انقلاب بزرگ بعد از آخرین ویرایش این کتاب روی داده است: انقلاب شناختی و انقلاب دیجیتال.به همین علت، در مقایسه با کتاب‌های امروزی – و احتمالاً انتظارِ شما از کتابی با عنوانِ راهنمای خواندن کتاب‌ها – ارجاعات چندانی به مقالات و مطالعات نمی‌بینیم.به عبارت دیگر، کتاب را باید بیشتر یک نسخه‌ی تجربی برای کتابخوانی در نظر بگیرید. البته نویسندگان، افرادی آشنا به علم و تحقیق هستند و اگر دانش زمان خودشان را معیار قرار دهید، عمقِ‌نظر و تعهدِ علمی‌شان را به خوبی حس خواهید کرد.بخش های جالب تری هم بود توی کتاب مثل چگونگی نقد کتاب و اصلا چرایی نقد کتاب. به نظر من فرایند خوندن یه کتاب سه تا مرحله داره: که به قبل مطالعه و حین مطالعه و بعد از اون تقسیم میشه این کتاب درباره هر سه مرحله یه نسخه خوب به ما تحویل میده که خوندنش بهتر از نخوندنشه از نظر من.جمع بندیاز نظر من هر کتابی یه تجربست و یه دنیای جدیده. ما وارد این دنیا میشیم و با تک تک المان های اون وقت میگذرونیم. این کتاب میتونه یه رمان باشه یا یه کتاب کاربردی یا هرچیزی. اینکه ما بتونیم این تجربه رو بهبود بدیم و دقیق تر دنیاهای دیگر رو مطالعه کنیم و باهاشون خاطره بسازیم خیلی کتاب خوندن رو برای ما لذت بخش میکنه. یکی از راه های افزایش جذابیت کتاب خواندن، یادگیری چگونه کتاب خواندنه. از طرفی از نظر من سرعت و کیفیت در اکثر مواقع با هم متضادن وقتی شما سرعت مطالعه رو بیشتر میکنید یعنی دارید از کیفیتش کم میکنید و برعکس. چگونگی افزایش کیفیت کتاب خوندن چیزیه که مارو از یک ماشین کتابخوان (یا ماشین حمل کننده اطلاعات ناقص یا ماشین تکرار کلمات) به یه انسان کتابخوان تبدیل میکنه.</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Tue, 25 Mar 2025 16:56:02 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آرت دکو: هنری درخشان با خطوط و رنگ‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D8%A2%D8%B1%D8%AA-%D8%AF%DA%A9%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%AE%D8%B7%D9%88%D8%B7-%D9%88-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%87%D8%A7-e9ep26wrqovd</link>
                <description>اخیره علاقه پیدا کردم که سبک ها و استایل های طراحی رو بررسی کنم درباره شون یه مطالعه کلی داشته باشم که زیادم تخصصی نیس صرفا درچارچون دیزاین و گرافیک برای همین اینو نوشتم امیدوارم مفید باشه:آرت دکو چیست؟آرت دکو سبکی از هنرهای تجسمی است که در اوایل قرن بیستم در فرانسه آغاز شد. این سبک در پاریس در دوره بین دو جنگ جهانی تأثیر گذاشتن بر هنر، معماری، مد و طراحی مبلمان سرچشمه گرفت. سپس محبوبیت آن در سراسر جهان منفجر شد. درنهایت از سبک هایی مثل کوبیسم هم الهام میگیره و در آمریکا به اوج خودش میرسه. 1. استفاده از اشکال هندسی:   - طراحی‌های آرت دکو معمولاً از اشکال هندسی ساده و خطوط صاف و مستقیم بهره می‌برند. مثلث‌ها، مستطیل‌ها، دایره‌ها و زیگزاگ‌ها به‌طور گسترده در این سبک استفاده می‌شوند. 2. تقارن و تعادل:   - تقارن و تعادل یکی از ویژگی‌های بارز در طراحی‌های گرافیکی آرت دکو است. طراحی‌ها معمولاً به‌صورت متقارن و با رعایت توازن دقیق بین عناصر مختلف شکل می‌گیرند. 3. تایپوگرافی برجسته:   - تایپوگرافی در آرت دکو بسیار مهم است و اغلب از فونت‌های ضخیم و جسورانه با خطوط مستقیم و گوشه‌های تیز استفاده می‌شود. فونت‌ها اغلب حالت هندسی دارند و به شدت تزئینی هستند.4. رنگ‌های قوی و متضاد:   - رنگ‌های زنده و متضاد مانند طلایی، نقره‌ای، مشکی، سفید، سبز زمردی، بنفش سلطنتی، و قرمز در طراحی‌های آرت دکو به‌وفور دیده می‌شوند. این رنگ‌ها به کارهای گرافیکی جاذبه و انرژی می‌بخشند. 5.الگوهای تکراری:   - الگوهای تکراری و موتیف‌های هندسی که با نظم خاصی کنار هم قرار می‌گیرند، یکی از عناصر کلیدی در طراحی گرافیکی آرت دکو هستند. این الگوها معمولاً حس حرکت و پویایی را در طراحی ایجاد می‌کنند.6.استفاده از تصاویر لوکس و صنعتی:   - در طراحی‌های گرافیکی آرت دکو، تصاویر لوکس مانند اتومبیل‌های گران‌قیمت، ساختمان‌های مرتفع، و فناوری‌های مدرن با تصاویر صنعتی مانند چرخ‌دنده‌ها و ماشین‌آلات ترکیب می‌شوند. 7. خطوط پرقدرت و زاویه‌دار:   - خطوط صاف و زاویه‌دار یکی دیگر از ویژگی‌های آرت دکو در طراحی گرافیک است. این خطوط معمولاً به صورت افقی، عمودی و زاویه‌دار استفاده می‌شوند تا حس قدرت و پیشرفت را منتقل کنند. 8.افکت‌های متالیک:   - استفاده از افکت‌های متالیک مثل طلایی، نقره‌ای و برنجی در طراحی‌های آرت دکو بسیار رایج است. این افکت‌ها به طراحی‌ها جلوه‌ای لوکس و براق می‌بخشند.رنگ ها مرسوم در آرت دکو:</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Thu, 22 Aug 2024 16:47:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پنج تا از بهترین پادکست های تاریخی که باید بشنوید</title>
                <link>https://virgool.io/@rezabakhtiari/%D9%BE%D9%86%D8%AC-%D8%AA%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%D8%AF%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%AF-mv6o4o9i6pyv</link>
                <description>این روز ها دونستن گذشته و دست کم شنیدن تاریخ بشدت به دردمون میخوره. دست کم میتونیم بگیم حال میده. احتمالا وقتی اسم تاریخ میوفته یاد یه مشت کتاب قطور میوفتیم که از شدت سنگینیشون به خودمون میگیم:(( بیخیال گذشته بهتره در لحظه زندگی کنم )). یا شاید یاد دوران دبیرستانمون بیوفتیم که باید یک کتاب قطوری رو حفظ کنیم و اگه اینکارو نکنیم الفاظی رو بهمون میچسبونن که به پست ترین افراد تاریخ هم نمیگفتن.اما نترسید!براتون پنج تا از بهترین پادکست های تاریخی رو اوردم که نه تنها تصورات شما رو از تاریخ زیر و رو میکنه بلکه چنان شمارو با روایت های زیباش همراه میکنه که احتمالا گذر زمانو از یاد ببرید، همه کارهاتون رو لغو و قرار هاتون رو به تعویق بندازید و در گوشه ای غرق شنیدنشون بشید.فقط سه تا نکته:این پادکست ها نظر شخصی من هستش اگه شما هم مورد خاصی به ذهنتون میرسه خوشحال میشم معرفی کنید.از هر پادکست قسمت هایی رو به صورت پیشنهادی براتون نوشتم که میتونید برای شروع اون هارو گوش کنید.در اخر هم لینک دو یا سه تا از جاهایی که میتونید پادکست هارو گوش کنید براتون گذاشتم.1. پادکست مورخپادکست مورخپادکست مورخ دوره ها و وقایع مهم تاریخی رو بررسی میکنه و جزو پادکست هایی هستش که هنوز هم فعالیت داره و احتمالا به محض شروع شدنش از صدای جالب گوینده جا بخورید و وقتی یکم بگذره و با گوینده همراه بشید خیلی کیف کنید و لذت ببرید. از کیفیت صدا هم نگم براتون که برای من بسیار شنیدنی بود. اگه پادکست رو از یوتیوب دنبال کنید یک سری عکس هم که مربوط به اون قسمت باشه (عکس اشخاص ، سند و...) براتون نمایش میدن که ببینید و یکم بیشتر تو جزییات برید. قسمتی که از این پادکست بهتون پشنهاد میکنم داستان زندگی ولادیمیر پوتین هستش. یوتیوب  اپل پادکستس  گوگل پادکستس2. پادکست رخپادکست رخپادکست رخ داستان زندگی اشخاص مهم و بزرگ تاریخی مثل کوروش هخامنشی ، پوتین و... رو بیان میکنه. پادکست تا زمان انتشار این مطلب فعال بوده و قسمت های مختلفی رو منتشر کرده. اگه به سراغش میرید حتما داستان زندگی مریم میرزاخانی رو گوش کنید ، خودم به شدت عاشق این قسمتش هستم.یوتیوباپل پادکستسگوگل پادکستس3. پادکست راوکستراوکستراوکست توی هر قسمتش یک واقعه ی تاریخی رو بازگو میکنه مثل هولوکاست، قحطی بزرگ ایران یا واقعه یازده سپتامبر. پادکست تا الان که این مطلب داره نوشته میشه فعال هستش و داره قسمت هایی رو منتشر میکنه. یکی از باحال ترین قسمتایی که خودم دوست داشتم مربوط به حسن صباح و حشاشین هستش. اینکه حسن صباح چجوری به قدرت میرسه و اینکه چرا قلعه الموت رو انتخاب میکنه و چجوری اونجارو فتح میکنه برام خیلی جالب بود.یوتیوباپل پادکستسگوگل پادکستس4. پادکست رادیو تراژدیرادیو تراژدیرادیو تراژدی توی هر قسمتش به داستان زندگی تراژیک افراد تاریخی میپردازهخودشون میگن:در هر شماره‌ی این پادکست به زندگی و داستان تراژیک یک شخصیت می‌پردازیم؛  شخصیت‌هایی کمتر شناخته شده که معمولا اطلاعات چندانی درباره‌شان نیست یا  فراموش شده‌اند.  اساس کار رادیوتراژدی روایت داستان‌هایی است برپایه‌ی  واقعیت و برآمده از کار روزنامه‌نگاران تحقیقی.پادکست تا الان فعال بوده و قسمت ها هم قابل قبول و خوبن .قسمتی که از این پادکست هم پیشنهاد میکنم داستان زندگی سردار اسعد بختیاری هستش. یوتیوبگوگل پادکستس5. محل نصب پادکست شماتوی اخرین شماره دوست دارم خودتون توی کامنتا پادکستی با محوریت تاریخ رو معرفی کنید تا بقیه خوانندگان (از جمله خودم) هم بتونن با اون اشنا بشن.</description>
                <category>رضا بختیاری</category>
                <author>رضا بختیاری</author>
                <pubDate>Sun, 24 Sep 2023 19:48:18 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>