<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا چترزرین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezachatrzarin2017</link>
        <description>https://twitter.com/Rezachatrzarin  ------متمم    linkp.ir/wVzw                        Living the dream</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 05:35:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/5687/avatar/Seiyl4.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا چترزرین</title>
            <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نامه ای به سمیریوس</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B3-o79xhqizulk9</link>
                <description>درود خداوند؛ بر سمیریوس عزیز(یه شخص خیالی)سلامی به حس کسانی که از آشناییت مست شدند.سلامی به زیبایی غنچه ها و شکوفه های گیلاس و هلوی باغمون.و سلامی به گرمی دستان و قلب من که گه گاهی آن چنان رنجور است که گویی آب جوشی بر آن ریخته اند و چنان دلگیر میشه که آه ان؛ هفت دریا را می سوزاند.(با خنده)و سلامی به زیبایی و طنازی؛ موسیقی متن فیلم نارنگی ها (Tangerinss 2013) وگرمی محبت و صفای صداقت و انسانیت &quot;ایوو&quot;نارنگی ها (تنها فیلم قشنگ زندگی من)امیدوارم حالت دل خسته ات خوب باشد و برایت سلامت روحی جسمی، شادابی و پرامید بودن را آرزو می کنم.آنقدر دلم آشوب است که بیش از این دل و دستم یاری نمی کند اما چرت و پرت هایی که می نویسم به لطف و کرمت همین را قبول کن.این نوشته مقدمه ایست برای ادامه صحبت هایم و و ایضاً خوب شدن احساس و دل پاک و قشنگتراستش نگران هستمنگران تو و تمام انسان های مثل تو نگرانیت انسانیت خودمان.می دانی! گاهی آینده ای رو برای جامعه مون تصور می کنم که همه آدم هایش مثل فیلم&quot;کبوتری برای تأمل در باب هستی روی شاخه نشست&quot;شده اند.در این زمانه‌ای که غاسق (سیاهی) بر همه جا سایه افکنده است که شاید روزی مردم ما اینقدر سرد و بی روح و بی رمق بشوند که دیگه طمع، گذران زندگی و روزمرگی، مرگ و حتی عشق یه معنای پوچی پیدا می کنه در واقع یه کنایه اجتماعی به مردم ایرانه این فیلم به نظر من.من که می گویم آخر زمان شده است اما دوست دارم در این آخر زمان حداقل تو و امثال تو باشند.یه زمونی بود که مردم قدر آدمای خوب و خوبی هاشون رو میدونستند و براشون ارزش قائل بودن.این قدر که حاضر بودن براشون بمیرن.اما زمونه با ما کاری کرد که دیگه به این راحتی ها باور نمی کنیم که یه آدمی خوب باشه.این قضیه رو بارها و بارها با همین چشای خودم دیدم.الان این قدر که به یه آدم خوب انگ و تهمت می زنن به یه آدم بد نمی زنناما تو خوب باش .</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2024 22:02:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حسابرسی عملکرد و دیوان محاسبات</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B9%D9%85%D9%84%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AD%D8%A7%D8%B3%D8%A8%D8%A7%D8%AA-qqnrihfiputv</link>
                <description>در ادامه بحث پایانی قبل در مورد ساختار معیوب نظام بودجه ریزی، دکتر حسن سبحانی، استاد اقتصاد پولی و مالی دانشگاه تهران در برنامه زاویه به عدم شفافیت در تفریغ بودجه توسط دیوان محاسبات اشاره کوچیکی کردند.در حکومت های دمکراتیک و مردم سالار باید یه ساز و کار و روش های مناسبی باشه که مردم از عملکرد دولت اگاهی داشته باشن. حسابرسی مالی ورعایت این رو برآورده نمی کنند؛ اما عملکرد چرا.در نظام پاسخگویی عمومی، حسابرسی در کنار حسابداری و نظام بودجه ریزی نقش هایی دارند که به یه سری پیش نیاز ها و اصلاحاتی در ساختار خودشون نیاز دارند. تا نظام نظارت به نحو احسن انجام بشه.یکی از اون ها استقرار حسابداری تعهدی هست. که در ادامه توضیح داده میشه؛ امایکی از موانع اجرا کامل حسابرسی عملکرد به طور کامل توسط دیوان نبود الزام حقوقی در این مورده.کسانیکه قائل به این هستند که حسابرسی عملکرد باید توسط دیوان انجام  بشه . و استناد هایی که به اصل 55 قانون اساسی و چند ماده از خود قانون دیوان کردنبه عنوان مثال:در اصل 55 قانون اساسی فراز پایانی&quot;هر وجهی در محل خود &quot; در معنای حداقلی خودش میگن که هم کارکرد رو مشخص کرده و هم نوع حسابرسی رو؛ البته شورای نگهبان نظریه تفسیری نداشته در این مورد که آیا نوع رو مشخص کرده یا نه ؟ در مورد قانونی بودن یا نبودن این نوع تفاسیر بین علما حقوقی اختلاف نظر هست. به این نتیجه رسیدن که مبنای محکمی نداره.استناد هایی که به قانون دیوان در سه ماده شده به ترتیب 1،23،و 421-در ماده 1 قانون دیوان محاسبات، منظور از &quot;گزاش عملیاتی&quot; رو حسابرسی عملکرد دونستن.2-برداشتی که از ماده 42 هم داشتن اینه که دیوان میتونه در تمام امور مالی کشور ورود کنهچون هر فعل و انفعالاتی مالی با &quot;عملیات دستگاه&quot; معنا پیدا میکنه3- اما مورد آخر بند ه ماده 23 هم در مورد خرجی که باعث تضییع یا اتلاف بیت المال باشه صحبت کرده در این مورد&quot;تصمیم ممکنه قانونی باشه اما نادرست باشه&quot; در مورد برخورد و تفسیر این بند، بحث سر اینه که صلاحیت تخییری یا صلاحیت تکلیفی کدوم رو برای دیوان قائل بدونیم.[در نظام حقوقی دنیا دو تا رویکرد نسبت صلاحیت مقامات عمومی وجود داره صلاحیت تخییری و صلاحیت تکلیفی]صاحب نظران و کارشناس ها نظرشون اینه که بر مبنای نظام حقوقی و رویکرد دولتی نوین کنونی که حوزه صلاحیت های تخییری مقامات عمومی افزایش پیدا کرده حسابرسی عملکرد باید توسط دیوان انجام بشه و نیازی به اصلاح قوانین نیست. از طرف دیگه در نظام بخش عمومی که استقرار &quot;حسابدرای تعهدی &quot;که یکی از الزامات بودجه ریزی عملیاتیهما زمانی می تونیم بگیم نظام حسابداری بخش عمومی رو عملیاتی کردیم که بشه برای کل کشور صورت های مالی تهیه کرد.نظام مالی و محاسباتی کشور در اجرای حسابداری تعهدی درسطح خرد به یه هدف های اما در سطح کلان به خاطر زیر ساخت ها، به طور کامل نه. به خاطر چالش هایی که با اون مواجه هست و اون چالش ها اینه که سامانه های اطلاعاتی هاشون رو باید تغییر بدن ،درنظام حسابداری تعهدی باید ساختار و فرایند عملیات رو پیاده کنیم. ساختار همون سیستم های حسابداری هستند که باید واحد و یکی باشند.و فرایند هم یعنی این که دستور العمل های رسیدگی و حسابرسی باید به روزرسانی بشوند.حسابداری تعهدی یه ابزاریه برای ایفای مسئولیت پاسخگویی، اگر نظام تعهدی به صورت کامل اجرا بشهمیتونه ارزش واقعی دارایی ها و میزان دقیق بدهی ها دولت رو نشون بده. به عنوان مثال: دستاوردش اینه کهمشخص میکنه ما مثلا در بخش ارتوپدی چقدر درآمد داشتیم یا چقدر مصارف داشتیماز موانع پیاده سازی می تونیم باز هم به دستگاه های ذینفع اشاره کنیم &quot;بعد سیاسی&quot;در مورد ذینفع در بالاترین سطح در قوه مجریه، ساختار سیاسی مالی دولت تو ایرانبین سازمان برنامه و وزارت اقتصاد تقسیم شده؛ یعنی: سازمان برنامه تصمیم‌گیر در زمینه اهداف و شکل‌دهی مخارج دولت هست.در حالیکه تامین منابع و پاسخگویی بر عهده وزارت اقتصاد هست(خیلی ساده و سرانگشتی)اما بٌعد مهم تر و موانع دیگه پیاده سازی این اجرا به بعد تکنیکی و و توان اجرا هم می تونیم اشاره کنیم.در مورد بعد تکنیکی  اینه که به شدت وقت‌گر و نیازمند نیروی انسانی متخصصکشور های دیگه برای پیاده کردن این نظام 5 تا 8 سال زمان صرف کردن.البته تنها کشوری که در جهان تغییر به یک باره رو انجام داد؛کشور نیوزیلند بود.توصیه صندوق و بین المللی پول و بانک جهانی اینه که چون هزینه پیاده سازی ها برای بعضی از کشور های سنگینه ،این ها باید دوره زمانی اجرا رو طولانی تر کنند.اما در بحث قبلی همون طور که گفتم چون ماهیت موضوع بحث ما تخصصی هست و شانس اینکه به  .دغدغه عمومی تبدیل بشه و حمایت افکار عمومی رو داشته باشه کمه.شما دعوایی هایی که بر سر کنار گذاشتن قانون تجارت قدیم و اصلاح بروز رسانی او هست اگه نگاه کنید. میخوان تغییر بدن باید یه همگامی با شرایط روزی اقتصادی داشته باشه که خود اون هم با مشکلاتی مواجه هست.خلاصه این که به عمق فاجعه در مورد مشکلات ساختاری پی می بریدمکه من در نوشته اول به یه درخت تشبیه کرده بودم..از بحث ها تخصصی دیگه صرف نظر کردم که یه مثنوی هفتاد منی میطلبه که مربوط به براورد هزینه ها و سیستم بها یابی های مدرن در  بخش عمومی و قیمت خدمات میشه.یا سامانه یکپارچه در مورد گزارش گیری که به زیر ساخت فناوری نیازمنده یا استاندارد ها حسابداری و حسابرسی که مشکلاتی داره.در برنامه زاویه دکتر قاسمی در مورد نتیجه بودجه گفتند که می تونیم اون رو در سه تا سوال خلاصه کنیم.1-یه کشور با چه هزینه ای اداره میشه2- یه کشور با چه کیفیتی اداره میشه3- مردم که تامین کننده اصلی منابع هستند یا مالیات می دهند یا نفت که دولت استفاد میکنه ایا راضی هستند در این خصوص نتیجه :برای این که گزارشگری مالی از شفافیت و پاسخگویی که مهم ترین وظیفه در بخش عمومیه و به عهده دولته یه سطح قابل قبولی داشته باشه. نیازمند این که یه سری پیش نیاز هایی رو داشته باشه  که باید اجرا کنه  و به کار بگیره.تحولات چشمگیر و بی سابقه هم  هم در این چند ساله  در زمینه اصلاح نظام مدیریت مالی در کشور  در حال اجراست و به وجود اومده و در قانون چهارم و پنجم توسعه و ششتم توسعه و همین طور در ماده 16 قانون خدمات میدیریت کشوری اشاره شده  و اون ها به استقرار حسابداری تعهدی،بودجه ریزی عملیاتی،حسابرسی عملکرد، هزینه یابی بر مبنایی فعالیت .و نظارت حسابرسی بر پیشگیرانه بر خط(سامانه های الکترونیکی که در قانون برنامه ششم راه اندازی ان ها مورد توجه قرار گرفته.تمام این ها از تغییر و تحول نوید بخشی در کشور ما خبر میده که در جهت شفافیت و پاسخگویی نظام مالی کشور داره حرکت میکنه.</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2024 21:28:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>گیلتی پلژر من عاطف اسلم وآریجیت</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%AA%DB%8C-%D9%BE%D9%84%DA%98%D8%B1-%D9%85%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B7%D9%81-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D9%85-%D9%88%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%AC%DB%8C%D8%AA-hrifjurizcnn</link>
                <description>guilty pleaseپیش نوشت :1- قبلا جناب ارکانی دراین مورد توضیح دادن  اینجا  این پست گیلتی پلژر شما چیست؟2-برای دانلود اهنگ ها هم اگه بیشترش رو خواستین لیستی از بهترین ها رو می تونین از ایمیل من دریافت کنین.زبان هندیم هم بد نیست هر کی مترجم خواست در خدمتمخوب مثل این که من نتونستم ویدیو های کانال اپارات رو این جا بزارم نمی دونم من اشتباه کردم یا نشدیا بلد نبودم هر کی بلد بود به من بگه؟کانال اپارات  عاطف اسلم.اریجیت سینگدر مورد عاطف اسلم مخصوصااین ویدئو با صدای بسیار زیبای عاطف اسلم خواننده مسلمان پاکستانی در وصف پیامبر خاتم (ص)تاجدار حرم-این حال خوب کن منه پس می ریم تو دسته # حال خوبتو با من تقسیم کن جناب دست اندازاما یه تعریف دوباره از گیلتی پلژرفکر کنید در خانه تنها هستید و به یکی از آهنگ های مورد علاقه ی خود گوش میدهید که بسیار ریتم سبک و شادی دارد و ناخودآگاه بدن را وادار به حرکات موزون میکند و در حین که شما در حال لذت بردن از آهنگ هستید تمامی افراد خانواده با گروهی از فامیل ها که آن شب مهمان شما بودند وارد میشوند وشما در تلاش هستید که این موسیقی را قطع کنید و اجازه ندهید افراد دیگری آن را بشنوند.این همان گیلتی پلژر شماست.در معنای واقعی از هر آن چیز مثل رفتار آهنگ فیلم که از بازگو کردن آن در جمع ها خجالت زده میشویم ولی از آن ها لذت میبریم گیلتی پلژر گفته میشود. گیلتی پلژر یا “guilty pleasure” در معنای لغوی خود یعنی “دلچسب ناپسند” یا “لذت گناه آلود” که میتوان گفت شاید از ابتدای بشریت و تمدن ها با ما بوده است اما امروزه با مسئله سلبریتی بازی ها و ورود نوعی از بازاریابی حسی یکی از مسئله های مهمی است که باید به آن پرداخت. این چند وقت اخیر چند تا فیلم خوب دیدم  توالت و پدمن،دوست دختر نصف ، Dangal 2016Befikre 2016      Kapoor_and_Sons_2016  Ae_Dil_Hai_Mushkil_2016Dear Zindagi 2016    Ki_and_Ka_2016       sanam-teri-kasam-2016بیخیال نقد سینمای هند اخرش می خواستم بگم شما دیگه  با فیلم های غیر متعارف و غلو امیز هندی مواجه نیستید. این هم بماند که بعضی دوستان کلیپی دیدن از مردی که با یک موز گردن طرف مقابل رو می بره و بقیه داستان رو هم کی می دونید اولا این که اون فیلم واسه هندی ها نبود و برای تالییود بود شاید هندی ها در قرن قبلی از این فیلم ها می ساختن ولی الان دیگه خداییش بهتر شدنخوب بلاخره اومدم یه اعترافی بکنم البته مال من لذت گناه الود نیست؛ بیشتر به خاطر دلچسب ناپسند بودنه (گوش کردن اهنگ هندی )راستیتش قبلاً خجالت می کشیدم که به دوستانم بگم اهنگ هندی گوش میدم ولی در کنار معرفی کردن چند تا خواننده  فیلم های بالییودی بقیه رو هم به  این مرض دچار کردم ولی الان  در جواب دهه هشتادی ها یا هر کس دیگه ای که مسخره کنه منو؛  میگم بهتره از اون اهنگ های چرتیه که شما  گوش می کنین و افسرده این دنیا را ترک می کنید؛اسم خواننده ها رو نمیدونم ولی همین هایی که گریه می کنند و با صدای بلند می خونند وبیشتر دهه هشتادی ها گوش میدناما دو نفری که از همه صداشون برام جذاب و دلنشینهاریجیت سینگ کبیر( Arijit Singh )آریجیت سینگ(arijit singh)اریجیت سینگ رو یکی از خواننده های موفق و مشهور در صنعت موسیقی حال حاضر بالییود می دونند.هر سبکی هم بگی می خونه  پاپ، راک، هیپ هاپ، کلاسیک،رمانتیک، رقص، ریتم اند بلوز، یکی از اهنگ هاش رو همه ایرانی ها فک کنم شنیدن به نام فقط تویی( Tum Hi Ho) از فیلم عاشقی 2 در تعریفش همین بس که گفته اند در یوگا باید برای مراقبه حتما موسیقی بی کلام گوش کنید ولی گوش کردن به صدای این بزگوار هم جزو همین دسته موسیقی بی کلام قرار می گیرهکه ورژن عربی،انگلیسی،بنگالی،می تونید اینجا دانلود کنید.در کنارش موسیقی بی کلامش رو هم با هر چی سازه می تونید برید دانلود کنید  پیانو ،پیانو 2،کلارینت،کمانچه ،ساکسوفون،شیپور،گیتار،ترومپت،ویولون، فلوت ،،هر کدام جدا یا ترکیب باهم من خودم علاوه بر این که 50 تا ریمیکس از این اهنگ دارم انواع  و اقسام موسیقی بی کلامش هم که تادلت بخواد.در کنار گوش دادن به اهنگ های هندی، گروه هیلسینگ یونایتد، The Piano Guys ، وسامی یوسف کبیر،از علائق دیگر هستند.سنتی خودمان هم که بماند همه خواننده ها را گوش می کنم.اریجیت سینگاینم چند تا اهنگ شادsad Naina (Dangal) Arijit Singh.mp3 Hamdard ( Ek Villain).mp4 این موزیک ها ؛ موزیک ویدیوش هم موجوده  هر اهنگ واسه یه فیلمه Jeena Jeena ... Live by Arijit Singh at Wembley SSE Arena, Londonو اما عاطف اسلم پاکستانینمیدونم چرا صداش اینقدر  خاصه از بهترین اهنگ ها 01 - Tere Sang Yaara این ویدئو با صدای بسیار زیبای عاطف اسلم خواننده مسلمان پاکستانی در وصف پیامبر خاتم (ص)تاجدار حرمعاطف اسلمپی نوشت: اینا اهنگ هایی خوندن که من کلاً خوشم نیاد ازشون پس همه اهنگاشون خوب نیستن چون اونایی که خوب نیستن به سبک قدیمی می خونن به نظر من-خوانندگان زیادی بودن ولی......مثل:-arman malik؛mohit chauhan                 a r rhman                   jubin nautiayal               palac muchal.raht fath ali  kkhankk</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2024 21:28:29 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قوی سیاه نسیم طالب و نادانسته های ما از حادثه هواپیما</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%82%D9%88%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85-%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%88-%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87-%D9%87%D9%88%D8%A7%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7-zbvvdrb6zimn</link>
                <description>ایران تسلیتهدفم از این نوشته اینه که بگم؛ فارغ از درستی قضیه هواپیما،در تمام اظهار نظر ها و تحلیل ها و سوال های مردم ما،در مورد بزرگ نمایی،دروغ ها،شبهه ها،شایعه سازی ها دشمن فضای فکری و تبلیغاتی ما در بعضی از شبکه ها حال و روز خوبی نداره.و خیل عظیمی از مردم سطحی خوان و سطحی نگر به موضوعات آن طور که باید باشد نگاه نمی کنند.و خود تحقیری ها و پیش قضاوت هایی که همسوست با هدف دشمن.امیدوارم ناراحت نشن بعضی ها .ولی اینستاگرامی ها داغون ترین آدم ها رو داره.در قضیه هواپیمای اوکراینی و ادعای اصابت موشک قبل از بیانیه رسمی از طرف ستاد کل، شمار دیدگاه های مستقل و رشته ها توییت ها در شبکه های اجتماعی توییتر سر به فلک کشید.جنس تحلیل های و پیشگوئی های &quot;بعضی&quot; از هم وطن ها ذوقی بود و مبنا نداشت.و صرفا نتیجه گیری‌های شخصی و استنباطهای باطنی‌ خودشان رو ارائه دادند.و در کنار ربات ها و فرقه رجوی آلبانی نشین،این ها  نقش شان گسترش جو بی اعتمادی و بدبینی  برای ایجاد تشویش و سردرگمی بود.و مهمل ترین استدلالها و بی ربط ترین استنادات رو هم ارائه می دادند.بعضی از تحلیلها هم تنها  پیرامون دیدگاه های خاص «نظامی نویس ها توییتر»(البته اینو هم تاکید کنم نظامی نویس ها غیر خودی بودن .(نه خودی ها) که بینشون همگرایی پدید اومد؛شکل گرفت.برای من اعتماد کردن به ارزش اطلاعاتی که این اکانت ها ارائه کردند نیز سخت بود.چون اول اینکه در خیلی از تحلیل هاشون با  تلقینات و القائات مغرضانه سعی در القای فکری خاصی دارند و داشتند.و کاملا موذیانه و مزورانه‌ توییت و تحلیل می کنند.کلا وطن فروشانی هستند.نانشان را اجنبی می دهد.مثال همین اکانت &quot;ازیم&quot;باز میگمفارغ از این که این اشتباه انسانی درست بود.بحث کلی من استناد کردن این نظامی نویس ها در روز های اول به یک اسکرین شات بود.و مثل همه قضیه ها، دلیل ها و استناد ها سطحی که ارائه می دادند.روز  اول. همان اکانت عمو ممد بود.و بعد دلایل دیگه.البته از روز دوم به بعد مستندات کمی فرق کرد.وای به حال ما که سطح سواد ما به 4 پست اینستاگرامی و تلگرامی محدود بشه و اصل اهل مطالعه و تحقیق نباشیم..بدون شک؛در تمام  خطاهای پیش گویی هایی که اکانت های به اصطلاح انقلابی و ارزشی نویس توییتر که سرانجام به عذرخواهی آنها  هم انجامید.مقدار خوش خیالی دیده میشد که مبادا این حرف که دشمن می زند راست باشد،و سعی در انکار این قضیه داشتند تا جعبه سیاه هواپیما بررسی بشود.خیلی ها در تحلیل هاشون دچار خطای تایید شدند؛دنبال چیز هایی بودند.که دانایی هایشون رو تایید کنه نه نادانی هاشون رو بعضی ها به سمت مغلطه قصه ای رفتند،خودشون رو با داستان ها و روایات فریب دادند؛به  عبارتی دیگه میتونیم بگیم بازهم دچار خطای تایید شدند.از طرفی دیگه ای می تونم بگیم شاید نشدند.خطای تایید (آتش گرفتن هواپیما در فرودگاه اسرائیل) یا مغلطه قصه ای (ارجاع به سایر داستان تاریخی در گذشته ).اولی در صورت رد فرض اصابت موشک؛و دومی در صورت درست بودن اصابت موشک.چیزی که شگفت آور بود اندازه خطای انباشته پیشگویی ها بود؛و ناتوانی ما به پیش بینی و نتیجه گیری درست در این فضای آلوده که بعضی از حرفه های خاص رو به این باور می رسوند کارشناس برجسته اند،ولی در داستان پردازی و یا بدتراز آن،در خام کردن مردم با مدل های پیچیده ریاضی دستی چیره دارند.درست مثل اون کسی که رشته زد و گفت درسته تخصصی ندارم اما به خاطر این که رشته ام ریاضی و فلانه بررسی میکنم.به قول نسیم طالب&quot; دیدید که چگونه بر اندام کلاهبرداری فکری بعضی ها رخت ریاضی پوشاندند&quot;نمیدونم چرا یکی که رشته اش ریاضیه باید راجع به یک موضوع خیلی تخصصی نظر بده.حالا یا دانسته نا نادانستهولی مغلق نویسی هایی که کرده بود شاید هر کسی رو وا میداشت که باور کنه این تحلیل رو.این #قوی_سیاه،یکی از اتفاق ها نادر و با پیامد سنگین بود که شیوه اندیشیدن و قضاوت کردن و نوع نگاه مون رو دوباره به چالش کشید.سرگشتگی و سراسیمگی در پیدا کردن خط استدلالی درست در بین هم وطنان اون ها رو دوباره به اشتباه انداخت؛و این توهم درک و هیجانات روی نتیجه گیری و تصمیم گیری هاشون  اثر گذاشت.من هم با همه ضعف معلوماتی که  دارم. نظری با قطعیت ندادم در این  مورد،و با احتمال صحبت کردم و نوشتم.زیر توییت اکانت &quot;عمو ممد&quot; سربازی که از اصابت موشک به هواپیما توییت کرده بود و بعد از چند ساعت دیلیت اکانت کرد(به خاطر ترس حذف کرد) نوشتم و نظر خودم رو گفتم.یک هم وطن سطحی خوان. و بی هویت.که نگاه سرسری و بسیار تورقی به نوشته ها ما کرده بود.اومد نظر قطعی داد و داد و فریاد و فحش که چرا فکر میکنی فیکه؟ و حمله های سایر ربات ها و فرقه رجوی نشین.احتمال دادم که شاید این اکانت هم که بعضی از نظامی نویس های توییتر که اسکرین شات گرفته بودند و یکی از استنادهاشون این توییت بود؛فیک باشد.اما تاکیدی دیگری بر حرف نسیم طالبباید در مورد کسانی که کمتر بردبار و بیشتر خودشیفته و خود برتربین و دارای روحیه لجبازی و استبداد هستند و کمی هم عجول و کودکانه رفتار می کنند. همان بهتر که عطایشان را به لقایشان ببخشیم.یا با خیلی از دوستان که بحث می کنم در مورد سیاست و اقتصاد همه استناد می کنند به چند تا پست اینستاگرامی و تلگرامی و....و این بزرگ ترین درد برای  یک جامعه است.دوستانی که نه آداب گفت و گو و نقد کردن رو می دونند.نه سواد درست و حسابی دارند.-این را به خاطر بلاک کردن و آنفالو کردن دوستان در طی این حوادث اخیر می گویم.همیشه غیرفعال بودن و ننوشتنم تو این یک سال در ویرگول  راه به به پای کمال طلبی می گذارم.یا همان تاکید کردن برروی نادانسته ها و چیز هایی که نمی دانیم؛که نسیم طالب بارها در کتابش(قوی سیاه) به آن تاکید می کند.-اینکه تمام ابعاد رو نسنجیده و اظهار نظر در مورد یک مطلب و یک موضوع خاص و تخصصی حالا چه آموزش،یا سواد رسانه ای یا نامه ای به فرزند باشد را در نظر نگیرم.و اظهار نظر غیر کارشناسی بدهم.اما تمام سعی ام این بوده این بوده که تا قبل از انتشار مطلبی یا نامه ای به فرزندم تمام جوانب رو بسنجم و به هر موضوعی به چشم یک دانش چند رشته ای نگاه کنم. و بتوانم بر اساس تجربه شخصی، یک حرف تئوریک، علمی و قابل اتکایی و تاثیر گذاری گفته باشم.که  حتی شاید ممکن است در آینده با ادعاهای ناقص  و دانش کم من دوباره رد شود.</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2024 21:28:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یاد هست یک ویرگرلی: جناب به آبادی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D9%84%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C-l5jgxsuqexso</link>
                <description>فعالیت جناب آقای به آبادی رو در سایت بالاترین دیدم. هر چند در ویرگول در پست هایشان کار به گفتگو نمی کشد.نظرات ناآگاهانه، مغرضانه یا ناقص دیگران که این بزرگوار با متانت،وقار و آرامش خاطر پاسخ می دهد.برای من منش، گفتار و نگرششان، قابل تامل و احترام است.   از نظر تاثیر گذاری و منش تفکر،انصافا به ابادی یک استثناست. کاش،بجای اهانت و تکفیر، باهاش دیالوگ برقرار می کردند. که البته  توانایی اش را ندارند.منظورم کسانی هستند که به اسلام و ائمه اهانت می کنند.جناب به آبادی آنکس که نمی‌خواهد استدلال منطقی کند &quot;متعصب&quot; است. آنکه توانایی استدلال منطقی را ندارد &quot;کم خرد&quot; است، و آنکس که جرأت این کار را ندارد، &quot;برده&quot; است. ویلیام دروموندقصد دارم تشکری از صمیم قلب داشته باشم و این نوشته یاد هستی برای شمابرخورد ملایم، دوستانه و خوشبینانه شما  با این افراد (بی وجدان و بی شرافت) و روحیه تواضع شما برای ما درس اخلاق بود.پاسخ های شما با به این افراد لجوج و عصبی و بدبین و تندخو رو خوندم واز  لحن ساده و صمیمی و ملاحت و شیرین رفتاری شما بسی لذت بردم.هر چند مایل بودم زیاد بنویسم و   از این آدم ها عقده ای و بی انصاف و بی مروت و جزم اندیش که   دچار سوتفاهم هایی خیالی و بیهوده و بیخودی شده اند. با شما ساعت ها گفتگو کنم.ای کاش جوانان ما و  همین طور بنده  پیش شما زانوی تلمذ و شاگردی بزنیم و چند واحد درسی آداب و معاشرت با مخالفینمان یا با  کسانی که بدون دلیل و پایه و اساسی روی عقاید خود پافشاری می کنند.  پاس می کردیم. دوری از بغض، کینه، حسد و قضاوت دیگران به خصوص در مواجهه با افراد دارای نظر مخالف باعث آرامش و افزاینده ی کیفیت زندگی است. هیچگاه هدف پیروزی در مباحثه ای عبس نیست بلکه پیروزی واقعی نهفته است در بحثی سازنده پیرامون موضوعات پراهمیت و کشف  نهایی حقیقت. با استدلالها و  استنادات خوبتانپی نوشت:دفاع جناب به آبادی از  اسلام دارای شاخص هایی است که می تواند مورد استفاده دوستان قرار بگیرد:اشراف بر محتوااشراف بر تاریخ استفاده از منطق به جای هیجان و احساسروش قیاس و استدالحمله به آنچه نقطه قوت غرب میگویندخرج نکردن از دینبرسمیت شناختن طرفآرزوی سلامتی و شادابی رو برای شما دارم</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Fri, 28 Jun 2024 21:28:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به رخ کشیدن پیچیدگی، با شخصیت ها &quot;سریال دارک&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/pluscriticism/%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%AE-%DA%A9%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%BE%DB%8C%DA%86%DB%8C%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D9%87%D8%A7-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%A9-cai2omlrcukl</link>
                <description>سریال دارکپیش نوشتیه اقایی بود میگفت:برای این که از یه سریال لذت ببری و خوشت بیاد.خیلی بستگی به این داره که مطالعات قبلی و سیر فکریتون چجوری بوده.در واقع منظورشون این بوده که ارزش هایی که تو زندگی دارید و دانسته ها شما می تونه به فهمیدن و لذت بردن از اون سریال کمک کنه.2-این مطلب داستان سریال رو اسپویل نمی کنه.آیا سریال تونستهحس جمع شدگی که همه مربوط بشه به یک تئوری رو داشته باشه.وانتظارات رو برآورده کنه ؟میگن تو سریال هااون پازلی جذابه که به پازل نپردازهبه اون شخصیتی که پازل رو حل میکنه بپردازهدرست مثل سریال مانی هیست که هم یک نفر  رو داریم مثل پروفسور و هم چند نفردر کنار اون انواع موضوعات رو داره .اما این سریال بر خلاف بقیه سریال هاست. سعی داره با شخصیت پردازی ها زیاد یه پازلی رو کنار هم بذاره که چند تا اشکال دارهبار دراماتیک مرگ رو برای مخاطبینش نداره.یا این که شکل گرفتن شخصیت ها تدریجی نیست. و ارتباط برقرار نمی کنی باهاشونبه پایان بندی و ایده سریال 10 از 10نحوه روایت این ایده 4 از 10میدیم.من سریال رو به خاطر تئوری پشت برده که اخر افشا میکنه می بینم.یا به طور کلی به خاطر چند موضوعی رو  که در کنار هم ارائه میده.ارجاعات فلسفی سریال رو عالی دونستن و موفق.در کنار سایر نماد ها و ارجاعات( پر از نماد ها اسطوره شناسی ،مذهبی و باستان شناسی ).سیر فلسفه نیچه و شوپنهاور رو در سریال می بینیم.فلسفه شوپنهاور – فلسفه اش این هست که این جهان یک محنت کده است.شاکله این ادم ها رو درد و رنج تشکیل داده.یا اراده، منشا رنجه و این رو ما در جای جای سکانس ها و دیالوگ ها و عمل هر یک شخصیت ها می بینیم.و اینکهتمام اعمال مون از روی نادانی و ناخوداگاهی خودمونه که توی یک دنیا تکرار شونده درد و رنج زندانی میکنه.تفکر سیستمی در سریالمارتا و یوناس شخصیت اول، جهان دوم و اول تو دنیاهای موازی یکی هستند. دلیلش اینه که یه شخص هستند. همون طور که ادم و حوا هستند. و تمام ادم هایی که از ادم و حوا به وجود اومدن یه شخص هستند.من هر سریالی رو می بینم. سعی می کنم. یه نکته اخلاقی از اون بگیرم.همون طور که مانی هیست رو ربط دادم به 16 از مفاهیم رشته حسابرسی و هنوز مونده که راجع بهجزئیات اون ها بنویسم. تنها نکته اخلاقی که از این سریال گرفتم. تفکر سیستمی بود.دیالوگ ها،داستان کلی سریال و سکانس ها میخوان بهمون بگن که همه ما یه ماهیتی جدا نشدنی از هم دیگه داریم.و یه وابستگی به هم داریم که نمی تونیم.از هم جدا کنیم یکدیگر رو.در صورتی که همه شخصیت ها به دنبال خودخواهی های خودشون هستند؛ که تلاش می کنند.اشتباه خودش رو درست کنند. و عزیزان از دست رفته خودش رو نجات بدن.اوا در فصل سوم تو یه دیالوگ میگه.اشتباه مون اینه که ما فکر می کنیم .موجودات مستقلی هستیم. در حالی که مادر حقیقت  همه ما ذره ای از کل واحد ابدی رو تشکیل میدیم.سریال در مقایسه با سریال لاست و سریال توینی پیکس و چیز ها عجیب تر و ....تونسته در زمینه پارادوکس زمان موفق تر عمل کنه.این مطلب بخشی از نقد های رضا حاج محمدی در سایت زومجی و برنامه فریم و اضافات خودم بود.پست ها مرتبطاین پست رو هم حتما بخونید در ویرگول تفقدی در سریال دارک (نقد سریال دارک)حسابرسی مبتنی بر ریسک با تاکید بر سریال &amp;amp;amp;amp;amp;quot;Money Heisنامه ای به فرزندم در باب فیلم و سریال دیدن</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Wed, 13 Jul 2022 17:57:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به یگانه کامنت نویس ویرگولی ها : ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%86%D8%AA-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%87%D8%A7-%D9%B1%D8%B0%D8%B1%D8%AE-%D8%B9%D9%80%D8%B2%DB%92%D8%B2%DB%92-rmldo57ky6xg</link>
                <description>پیش نوشت :&quot;ٱذرخݰ⦕⦖ عـزےزے&quot; در ویرگول دیگر نیاز به معرفی نداره. کامنت های طولانی و طویلش را در هر صفحه پرطرفدار ویرگول دیده اید.چند سال پیش که متمم،و وبلاگ شاهین کلانتری رو می خوندم که در مورد این مهارت و هنر مطلب داشتن.1-یک کامنت یا تمرین خوب در متمم دارای چه ویژگی‌هایی است؟ و قوانین....2-قدرت کامنت گذاری(شاهین کلانتری)و ایضاً این هنرنمایی آذرخش رابا خودم گفتم. اگر در آینده بچه ای در کار بود.و توصیه ای! حتما یکی از اون ها معرفی آذرخشه؛به اون بچه.چند روز با پیش با خودم میگفتم.اگر یکی مثل اذرخش،تو اون مصاحبه بود.شاید مثل خیلی ها از ماها نبود.چون کلی حرف برای گفتن داشت؛همون طور که تو کامنت هاش همیشه داره و میگه.به نام خدااز: کمینه غلامان کمربستهبه: کامنت نویس برجستهموضوع: عرض پای‌بوسیدرود بر یگانه کامنت نویس ویرگولی هاعرض ادب و احترام آذرخش جانمحترم، والا، بردبار هر گاه بر صفحه این حقیر چشمانمان بر عرایض گران سنگ شما می افتد.مشعوف می شویم.لازم است که برای سلامتی شمااللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بفرستیمنثار شما و همه محبت هایتان و.امید که مقبول افتد در نظرتان.ای کاش میشد #ویرگول هم مثل متمم و توییتر برای کامنت های پرمحتوا و وزین چون شمایی، ارزش قائل می شد.و یک سیستم امتیاز دهی رو برای این قبیله تعبیه می کرد.تا ما یک دست مریزاد عالی که شایسته کامنت های خوبتان است.را در زیر نوشته های بدردنخورمان نثارش کنیم .و این کامنت های ارزشمندتون رو سوا از کامنت های،بسیار کوتاه و کاملا غیر ضروری بعضی از ویرگولی ها می گذاشتیم تا بقیه هم فیض ببرند.و این فضا رو برای یادگیری بهتر، جذاب تر و خواندنی تر می کردیم.همین که سطحی نمی نویسی،سطحی نمی خوانی و سطحی فکر نمی کنی.مثل بعضی از اعضای گروه ها تلگرامی. نشان میدهد که والایی.سپاس گزارم از نظرهایتان که باعث ارتقای سطح کیفی دانسته هایمان شد.تمام.پیشنهادم اینه که این سیستم، بخشی از غربال گیری کامنت ها رو به عهده خود کاربران بگذاره.پست ها مرتبطیاددهست یک ویرگولی : به آبادینامه ای به فرزندم :ای کاش تو هم مثل بهار قصه ی نفس باشی</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 19:41:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدال تفاوت(نوشتن بهترین راه خلاص شدنه)</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D9%87-gqw6n4zdess8</link>
                <description>پیش نوشت:از خوندن خلاصه بلغوریاتِ ذهنِ خسته و لایک خواهِ &quot;بعضی &quot;!! (علامت تاکید)توییتری ها بیزار شدم ولی وبلاگها انگار جزء دنیایِ مجازی محسوب نمیشن انگار پلی هستن به دنیایِ درونِ انسانهامن فکر میکنم خیلی از آدما، به خصوص کسانی که دستی به کتاب برده باشن، گاهی فیلم خوبی دیده باشن، یا در هفته سرجمع بین ده تا بیست دقیقه تفکر کنن ، مثل خود من عمیقا اعتقاد دارن که آدمای متفاوتی هستن و این متفاوت بودن یه جور حس برتری در خودش داره.وقتی بحث سر تفاوت میشه ما دو ماهیت نیاز داریم مشکل اساسی اینجاست که ما نمیدونیم دقیقا با چه چیز متفاوتیم؟ با چه چیزی و چه کسی؟ یعنی هم میدونیم هم نمیدونیم. ما با همه متفاوتیم! ولی این همه چیه؟ آیا ما اصلا میدونیم این &quot;همه&quot; چیه که خیلی راحت بگیم باهاش تفاوت داریم؟ اصن چرا راه دور بریم ما خودمونم نمیشناسیم! یعنی فقط دو تا مجهول داریم که شناختی ازشون نداریم و بیخودی میذاریمشون تو یه معادله!!میزان احساس تفاوت بین خود و موجودی به نام &quot;دیگران&quot; در انسانها متفاوته، احتمالا همه یه دزی ازش دارن، ولی وقتی از یه حدی رد میشه میری تو دسته ی آدمای &quot;خود متفاوت بین&quot; که شباهت های زیادی به هم دارن.این درست مثل یه ویروسه یعنی حتی وقتی فکر میکنی از شرش راحت شدی داره روت اثر میذاره.حتی الان که دارم در مورد آدمای خود متفاوت بین حرف میزنم یه ندایی تو ذهنم میگه من با اونا متفاوتم. بدیش اینه که وقتی دقت میکنی. خوب خوب که دقت میکنی میبینی درست همون چیزایی که به خاطر نداشتنشونمتفاوتی، تو وجودت هستن و اینجاس که آه از نهادت بر میاد. هر چی بیشتر روی جنبه های متفاوت وجودت تمرکز میکنی و بهشون میبالی بیشتر از حقیقت فاصله میگیری.یه آدم حقیقتا متفاوت که میدونهدقیقا از چه لحاظی با چه کسانی متفاوته میتونه کسانی رو شبیه خودش پیدا کنه، ولی وقتی ویروس خود متفاوت بینی به وجودت میفته تو حتی با خودت هم احساس تفاوت میکنی! اینجوری تنها میشی چون دیگه هیچ کسی رو شبیه خودت نمیتونی پیدا کنی. حتی خودت خودت رو درک نمیکنی! دیگه نمیدونی چی میخوای!-بدیش اینه که درست تا وقتی که فکر میکنی حست درست میگه فقط نمیدونی چی میخوای ولی وقتی به حست شک میکنی دیگه حتی نمیدونی که چی نمیخوای و این یعنی آشوب!افکار کاملا تیپیکالی در لایه های زیرین مغزم هست؛ افکاری مثل دغدغه های اونایی که بهشون میگم عوام، که اتفاقا همون افکارم کنشهام رو میسازن.   من خیلی وقته یه واژه رو از لغت نامه ی زندگیم حذف کردم و از درونم نگاه می کنم نه از بیرون. اونم متفاوت بودنه &quot;نتیجه اخلاقی&quot; سعی کنیم خودمون روتو این دنیا پیچیده متفاوت نبینیم نه در حد خیلی زیاد؛ کمش اشکال ندارهامیدوارم پیدات کنم _م_قبلی ها نامه ای به فرزندم در باب نوشتن</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 19:40:50 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یادگیری عمیق:با پلتفرم های اجتماعی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%B9%D9%85%DB%8C%D9%82%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%D9%84%D8%AA%D9%81%D8%B1%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-pl6ea0gkh0zm</link>
                <description>  یه جمله هست از شهید اوینی خیلی جالبه میگه ” اون هایی که تو جامعه تحول ایجاد میکنن از قواعد عصر خودشون پیروی نمیکنن چون اگر پیروی کنند. نمیتونن برهم زننده و ایجاد کننده تحول باشند .آنچه اینجا می‌نویسم نظرات شخصی بنده است و هیچ ارزش دیگری ندارد. نمیدانم نقد هایم را از نظام اموزشی کشورمان از کجا شروع کنم. اگر بخواهم از صفر تا صد بگویم باید یه سری مطالب که هر کدوم چند ده صفحه ای میشه رو شروع کرد که اونم شاید زیاد شوق خوندن رو در دیگران ایجاد نکنه؛اینکه مطلب وکشف جدیدی نیست البته برای بعضی ها شاید باشه خاندان ما؛همسایه های ما،خود خانواده خودم از درس هایی که خارج از مدرسه یاد گرفتم و هیچ وقت اونا رو در اون جا یاد نگرفتم از مهارت یادگیری،مهارت تسلط کلامی،مهارت تصمیم گیری،مهارت سخنرانی و فن بیان،استعداد یابی،خلاصه این که چه جوری موفق باشم هر چند هیچ رابطه‌ای میان رشته‌ی تحصیلی با «سواد»، «شعور»، «ثروت» و «موفقیت» وجود نداره.همیشه از حرف های که در جمع خانوادگی در رابطه با انتخاب رشته و اینده بازار کار میشه ازرده خاطر شدم ورنجی که از این صحبت ها کشیده ام بماند......از این جهت که اینده بازار کار رو در انتخاب رشته تجربی و ریاضی فیزیک میدونند.گزینه های رو میز محدودند؛.با تحلیل های چرتشاناینده مهندسی خوب نیست برو دکتر شوانگار همه تو این کشور میخوان برن دکترشن ،معیار انتخابشون هم درآمده نه احساس رضایت از شغل؛ به قول محمد رضا شعبانعلی در اینده شاید تو این کشور نونوایی که درامد دکتره رو داشته باشیم دور از انتظار نیستاز یه طرف دیگه تو کشور ما یکی این که رشته های های دانشگاهی ما با مسیر انتخاب شغلی ما در اینده ما یکسان نیستندکه رئیس جمهور محبوبمان جناب اقای روحانی چند سال پیش دستور بازنگری  600 رشته دانشگاهی رو دادندو از طرفی دیگر به لطف زحمات پدر مادر گرامی مان واجبار ان ها به انتخاب رشته مورد قبول خودشان بعد از مدتی از انتخاب رشته های خودمان سر خورده میشیم و که چرا متناسب با استعداد وعلایق ما نیستاستعداد چیه ؟استعداد و تو بچگی پدر و مادرمون کشتنهمین مردم فردا از دولت ،حتی خدا طلبکار میشن که چرا کار نیست؛عزیزم کار هست مشکل من و توییم در حال حاضر سرباز اداره کار هستم و تعداد پدر و مادر هایی که که در ماه برای تقاضا کار برای فرزندانشون اداره میان زیادهو هزار تا توجیه ،گله، شکایت، از دولت واز خلق خدااگر بخوام بیکاری جوونای مثل خودم رو توجیه کنم.از 100% 70 درصدش تقصیر خودمون دو تا 15% باقی مونده رو دولت و پدر و مادر های خودمون میدونمدوران استخدام‌های دولتی به سرآمده (و انشالله برنخواهد گشت)، اگر کارآمدی اقتصادی در کشور میخواهیم، دولت باید بسیار کوچکتر از این بشه کارمندان دولت، اگر منصف باشند، خودشان هم معترفند که بخش اعظمشان در ادارات اضافی هستند و نبودشان هیچ خللی در هیچ جا ایجاد نمیکند!نظام اموزشی از بین برنده خلاقیتالهی قمشه ای صحبت جالبی داره در مورد تحقیقات این روزهای محققین. می گه آنها نسخه های چاپی رو دستنویس می کنند و اسمش رو می ذارند تحقیق. و هیچکس از خودش چیزی نداره. کارشناسان برنامه های صدا و سیما رو که می بینی بیستها مدرک دارند ولی وقتی حرف می زنند فقط بلدند بگن فلانی در کتاب فلان ایجوری می گه و فلانی اینجوری می گه. خوب تو چی می گی تو حتی تحلیل هم نمی کنی و فقط منتقل می کنی اون هم از روی ورقه می خونی. محقیقن ما بیشتر شبیه گوینده اخبارندنکته‌ی مهم اینه که «من و تو هستیم که باید دانشگاه رو تایید کنیم. نه اینکه دانشگاه به صرف دانشگاه بودن اعتبار بدهبه طور خاص، فکر می‌کنم آدم اگر یه رشته‌ای رو خیلی دوست داره، هرگز نباید ریسک کنه در اون رشته اختیار خودش رو دست وزارت علوم بسپره تا تمام رویاهاش خراب بشه و از یادگیری و تحصیل علم در اون رشته هم عقب بیفتهبه عنوان مثال: رشته کامپیوتر رو مثال میزنم  کسی که عاشق کامپیوتر و برنامه نویسی و الگوریتم باشه، یک ساعت از زندگیش رو هم در دانشگاه با دانشجو نمی‌گذرونه. با کامپیوترش خلوت می‌کنه و عشق‌ورزی می‌کنه. من هم نمی‌خوام برای یادگیری حوزه‌های مربوط به برنامه نویسی و الگوریتم و مسایل مشابه، زیر دست مدرسی برم که عاشق این حوزه نیستمن نمی‌گم دانشگاه برای یادگیری یه حوزه خوب نیست. اما میگم باید فرض اولمون این باشه که دانشگاه برای یادگیری یک فاجعه است. حالا در هر رشته و در هر حوزه‌ای، دانشگاه باید تلاش کنه ما رو قانع کنه که می‌تونه یادگیری اجتماعی عمیقدانشگاه های واقعی عصر حاضر پلتفرم هایی اجتماعی و مجازی ،هستند که با استراتژی هایشان ازطریق تعاملات اجتماعی و تولید محتوای مناسب مشتریان را در یادگیری درگیر می کنند.طبق نتایج بدست امده از موسسه گالوپ هفتادو سه درصد سازمان ها قصد دارند؛ تمرکز خودوشون را برای فراگیری اجتماعی از طریق پلتفرم های اجتماعی ارتقا بدنسایت متمم یک سایت خوب با اون طراحی شگفت انگیزش و قوانین کامنت گذاریش ،سایت مکتب خونه،فرادرس،فرانش، جواب کو  و همین ویرگول خودمون و و از نمونه های های خارجی میتوان به کورسرا،اسکیل شر،یودیمی،و لیندا نام برد.خود کورسرا یک موک رایگانه که صدها دوره با کیفیت رو به کاربران ارائه میده پیشاپیش از علی اجودانیان عزیز (بنیان گذار ویرگول) هم خدمتی دوران اموزشی سربازی که امروز که این مطلب را می نویسم او را دوباره پیدا کرده ام و فهمیدم که او یکی از بنیان گذاران ویرگول بوده عذر خواهی میکنم به به دو دلیل علی جان گروهان 13 اگر از ما بدی دیدی ببخش(پست نگهبانی) و دوم به خاطر این که اینجا نیامده بودم تا تبلیغ کنم فقط دلنوشته ای بود برای خودم تا فراموشش کنمازمحمدرضا یاد گرفتم کسی که اهداف مشخصی رو در زندگی انتخاب میکنه و برای رسیدن به اون ها برنامه ریزی میکنه، کسی که سهم اقدام ها در زندگیش بیشتر از پاسخ هاست، کمتر دچار رویدادهای اطراف میشه. به قول مولانا: ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویشپی نوشت:کورسرا یه دوره داره به نام مهارت یادگیری :چگونه یاد بگیریم خیلی بدرد بخوره  </description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 19:39:53 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قلیل مستمر بهتر از کثیر منقطع است.</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%82%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%B1-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D9%86%D9%82%D8%B7%D8%B9-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yaeyjq8abqt8</link>
                <description>شعبانعلی تو &quot;فایل صوتی&amp;amp;amp;quot; مدیریت توجه و اقتصاد توجه (متمم) میگفت ما تو دوران عصر پریشان فکری زندگی میکنیم.مجموعه مطالب.در روزنوشته هاچند سال پیش که کتاب قدرت عادت(کامنت من در متمم در مورد کتاب) رو خونده بودم.چند ماه پیش هم چند تا مقاله از نشریه بسیار وزین ترجمان،در مورد اراده و عادت و رفتار(پایین لینک هاشو میذارم).و خیلی قبل تر از اون هم این پست وبلاگی از  امیر محمد قربانی در مورد استفاده ابزار تکنولوژیک برای &quot;تقویت ماهیچه توجه&quot; (مدیریت توجه با درخت کاشتن) و معرفی اپلیکیشن.Forestبرشی از مطلب وبلاگمیگن کتاب های خودیاری بر این مبنا نوشته شدن (نیروی اراده همچون ماهیچه)یعنی&quot;قوه اراده با دیدن یک عمل مستدام،‌رشد می‌کنه&quot;و فکر کنم به زبان ساده اش اگه یه مدت به خودت زحمت بدی کتاب بخونی یا مسواک بزنی یا هر عادت خوب دیگه ای باشه.اگه مداوم باشه.بعد بذاری کنار  اون عمل رو  کنار گذاشتنش اذیتت میکنه.البته کتاب و مقاله ها فراتر از این ها رفته.مثلا  در مورد کتاب عادت به قول ترجمان یک بخشش اینکه، میخواد گرایش شرکت‌ها به عمل‌کردن به‌مثابۀ توانمنسازِ ما (خرید محصول توسط ما، به وسیله محرک ها) رو نشون بده.خلاصه &quot; این  پایش دائم برای تضمین پایبندی اونم با شروع کارهای ساده و ایجاد یه سری محرک ها و مشوق ها و کلی پیش &quot;نیاز دیگه میتونه ایجاد بشه.یک نمونه اش: آقای دارن هاردی بارها از اهمیت گام های کوچک و پیوسته در &quot;کتاب اثر مرکب&quot; نوشتن..سرباز اداره کار که بودم.(مدیر کل) به کارمنداشون این کتاب رو هدیه دادن که بخونند.اما به کارمند های شهرستان و مرکز ندادن.ولی دستور اجبار بودن نیم ساعت مطالعه اجباری رو ابلاغ کرده بودن به شهرستان ها،جایی که من بودم. اونجا هم کسی یا حوصله نداشت یا علاقه.ولی من به جای ده نفرشون میخوندم و سهمیه اونا رو گرفته بودم.و اخر سر هم یه تشکر و قدردانی هم از رئیس مون گرفتیم.اداره کل کار،تعاون خراسان شمالیتو ادبیات دینی ما گفته میشه که قلیل مستمر بهتر از کثیر منقطع است.(شاید تفسیر دیگه ای برای مسائل دیگری بشه کرد- )اما برداشت من در مورد شروع یک عمل و انجام دادن یک کار و ایجاد عادته.یعنی اگه ما بتونیم پایبندی خودمون  به یک تصمیم کوچیک،نشون بدیم راه برای تعهدهای بزرگ‌تر هموار می کنیم.این رو در روان‌شناسی،انضباط درونی یا نظم شخصی (متمم)میگن که حاکی از احترام به مقررات و قواعد شخصی هستش.حالا این تصمیم میخواد ورزش کردن هر روز 5 صبح باشه.یا نماز خوندن.یا درس خوندن و .......البتهیکی از اصول تربیتی در نظام فکری علمای دینی ما،اصل تأثیرِ متقابلِ رفتارها،باورها و گرایش‌ هاست.بر این اساس،تعلّقات و تلقیّات انسان از رفتارهای خوب و بد او اثر می‌گیره.کار اگر بد باشه،روی دل ما اثر می‌گذاره،روی اخلاق ما اثر می‌گذاره،گاهی روی برداشت‌ها و تلقی‌های ما اثر میگذاره.در باب عملِ خوب هم همین اصل وجود داره. همون طور که ایمان «انسان را مى‌کشاند و به عمل صالح دلالت مى‌کند...عمل صالح هم انسان را به ایمان دلالت مى‌کند. یعنى یک تأثیر و تأثر متقابل‌ وجود داره.این اصل ما را به یک راهبرد مهم میرسونه. و اون اینکه اصلاح و تغییر تمایلات و اندیشه‌ها میتونه بواسطه‌ی همین رفتارهای ظاهری صورت بگیره؛ پس باید مراقب عملِ جامعه و سبک زندگی جامعه  یا (خودمون) بود.و باشیم.استمرار عمل رو باور اثر داره.«مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعاً إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ..» در این آیه،منظور از کلام طیّب همان عقاید حقّ است.علامه طباطبایی با عنایت به عبارت «الْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ»،مرجع ضمیر در «یرفعهُ» را عقاید حقّ می‌داند و معتقد است.به میزانی که عمل مکرر شود،اعتقاد راسخ‌تر،روشن‌تر و درتاثیرش قوى‌تر مى‌گردد.و براین اساس،سبکِ زندگی به عنوان راهبردی برای تغییر نگرش‌ها و باورها مطرح میشه.والا این آزمایش پف نبات یا آزمایش مارشمالو و پرسشنامه خویشتن داری و این خود مهاری(مقاله ها در لینک پایین ) رو ما براش تو دینمون راهکار داریم.نیاز به این آزمایش ها نبود که.حالا غربی ها اومدن با نوشتن 1کتاب عادت یا 2-عادت خوب یا عادت بد، یا مقاله هایی که تو نشریه ترجمان خوندم.این کار رو با توضیح جزئیات خیلی زیاد و آزمایش ها انجام دادن.foundations of cognitive psychologyکتاب Daniel Levitinبرای سال ۲۰۰۲ هست که از فصل ۷ به بعد محتواهای مفیدی در حوزه توجه، توجه انتخابی و تمرکز گردآوری کرده. مقدمه این کتاب برای من بسیار شگفت انگیز بود. * ذات مدیریت توجه، صبر کردن، کند شدن و حوصله داشتن است. سخنرانیش در  تداما در مورد مدیریت توجهو مهارت های مرتبط با Notification Managementبا خودم گفتم.چرا اپلیکیشن فارست؟ چرا نماز نه ؟ اینا چه فرقی با هم دارن؟اگه میخوای در کل ماهیچه توجه ات رو تقویت کنی.فرقی با هم ندارن.اما  اگه لحظه ای میخوای باشه،حالا یا پومودور یا فارست.در جزئیات، با اَپ فارست، دلت خوشه به این که هم تو واقعیت درخت میکاری.و شاید یه کار خوب کردی.ولی خوب خودتو زیر سلطه یه ابزار قرار دادی.و با اونی که یوگا میکنه یا نماز میخونه زمین تا آسمون تفاوت هست.این اصل قلیل مستمر در مورد نماز خوندن هم صدق میکنه.البته یه زمانی برای من بر عکس بوده.یه چیز دیگه خطاب به بعضی از دوستام اگه تو ذهن و قلب و دل مریضی داری و با دین هم زاویه داری.و نماز خوندن بقیه رو هم مسخره میکنی.و بر اساس خوانش شخصی از دین مسلمون شدی.بازهم با خوندن اینا نمیتونی باور کنی که هم باید به تکلیفت عمل کنی و هم این که به غیر این که تکلیف باشه.شاید حکمتی در انجام این حرکات باشه دیگه تقصیر من نیست.یه نکته کوچیک خطاب به خودم و بقیه از انقلابی ترین بچه های توییترحاج مصطفییه رشته یا رشتو یا  به قول ساما نخجیک رو هم به نظرم مرتبطه از ایشوناسلام دین منطبق با عقل و علمهکسی که به دین اسلام میگرود.و کلام خدا را قبول دارد آنرا با دانش روز تفسیر میکند. و لذا هرکس که مدعی خردمندی است.قاعدتا نباید ایرادی بگیرد مگر بیخرد باشد یا عنود موفق باشید.مساله عقلانیت است که ایجاب میکند دین محمد سالم بمان.ادامه #نخجیک رو اینجا بخونید.مقاله های ترجمانمجموعه یادداشت‌هایی دربارۀ خودمهاری و ترک عادت‌هامصائب بزرگ‌ترین متخصص خودمهاری برای مهار خودترک عادت‌های بد ربطی به ارادۀ قوی نداردمی‌شود تغییر کرد، حتی اگر ارادۀ آهنین نداشته باشیدتنهایی، سندروم خشم پیاده‌رو، و راهکار ترک عادت‌های بدنمی‌توانید به برنامه‌هایتان عمل کنید؟ مشکل از ارادۀ ضعیفتان نیست</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 19:39:33 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به فرزندم: در باب نوشتن</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%86-ldczvn1gz4hi</link>
                <description>پیش نوشت:  این نامه مجموعه ای از گزین گویه های نویسندگان بزرگ و همچنین نوشته های دوستان (شاهین کلانتری )و اضافات خودم هستش که به صورت نامه درآورده ام.دختر قشنگم....و شايد پسر مهربونمسلام ما آدم های دارای روحی سرکش و ناآرامیم که در جستجوی بهترین ابزار برای بیان خویشتن ایم و اگر نتوانیم خود را با کلمات توضیح بدهیم در ورطه و غرقاب پوچی و ناامیدی فرو می رویم حالا چه در بیان عاطفی برای جنس مکمل ات  باشد.یا در ستایش پروردگارت دلم می خواهد همانند مری شلی (Marry Shelley 2018)از خواب که پا شدی بنویسی از خوابی که دیدی  از روزی که برتو گذشت من هم نصیحتی که پدرش به مری کرد رو برای تو می کنم.  پدرش اون رو دعوت می کنه که تا فقط یک کپی کننده از ایده‌ها و نوشته‌های دیگران نباشه و پیرو خودش باشه و خلق کنهو میگه که:خودت را از افکار و سخنان دیگران رها کن،مری؛ صدای خودت رو پیدا کن Marry Shelley 2018دلم می خواهد تمام موفقیت ها و شکست هایت را  یادداشت کنی تمام درس هایی که از گفته های دیگران در کوچه و خیابون یا معلمت سر کلاس یاد میگیری بنویسی از تمام دلتنگی هایت و لحظه های شگفت انگیزی که در زندگیت داری در نامه قبلی ام در باب کتاب خوانی برایت نوشتم  اما در این نامه می خواهم به این تاج (قلم)و تخت پادشاهی(کاغذ) اشاره کنم. نوشتن همان کتاب خواندن است اما وارونهتنها یک نسل کتاب‌ خوان، یک نسل نویسنده بار می‌آورد.استیون اسپیلبرگکلمات نقش مهمی را در زندگی ما ایفا می کنند حتی از جنگیدن هم قوی تر هستندای قلم، ای مهجورترین قسم خدا! به خدا بی تو تنهایم.«مِدادُ الْعُلماءِ اَفضَلُ مِن دِماءِ الشُّهداءَ؛ قلم دانشمندان، ارزشمندتر از خون شهداست».و ایمان می آوریم به «قلم» و نگارش. قلم پل اندیشه‌ها و فضایل است چنانکه پل بیماری‌های فکری و رذایل هم می‌تواند باشد پس حواست باشد پا به تله ی بیماری های فکری ندهی کیمیاگران میدان نوشتن، همه از یک خاندانند؛ از خاندان بزرگی ها و انسان ستایی ها، از شاهراه مهرگستری و روح نوازی. از حافظ و مولانا و نظامی گرفته تا نیما یوشیج و سهراب سپهری و سیدحسن حسینی خود ارتقا بخشی فکری جز با نوشتن صورت نمی‌گیرد.به قول حسن کامشاد در کتاب «حدیث نفس»، نوشتن برای تسکین خویشتن است.بگذار نوشتن مشوق اصلی تو باشدبنویس تا زنده بمانی، تا ابد! کلمه‌ها مرگ ندارند! گاهی تنها چیزی که برای ادم مانده است و ادم را نجات میدهند؛کلمات ونوشتن هستندگفتن و خلاص شدن از دست چیزهایی که ادم را از درون می خورند.«فریدون مشیری» می‌گوید:شرف دست همین بس که نوشتن با اوستخوش‌ترین مایه‌ی دلبستگی من با اوست زندگی ارزش نوشته‌ شدن را دارد. همانگونه که «شاملو» می‌گوید: «من با تو رویایم را در بیداری دنبال می‌گیرم»آواره‌ایم و جُز نوشتن، سرپناهی نیستاین روزها که در بساطِ عُمر، آهی نیستبه راه بادیه نوشتن، به از خواندن باطل.در حوالی این دنیا . . . نه صادق ، به زندگی هدایت شد . . نه فروغ ، از نا امیدی به امید رسید . . و نه سهراب ، قایقی ساخت تا به شهر رویاهایش برسد !قلم و کاغذ ؛ کارشان بازیست با ذهن . . تا روزمان را به شب و ماهش دلخوش کند ! !&quot; خوشبخت &quot; باش . . .همان باش که میخواهی . . .اگر دیگران آن را دوست ندارند . . .بگذار &quot; دوست نداشته باشند &quot; . . .ولی تو همیشه &quot; همانی باش که خودت دوست داری &quot; چه بیایی چه نه همیشه جایت اینجاست جایی که هر نیمه شب واژگانم در هوایت می ریزند از سر و روی قلمم؛ راستی مگر تو رفته ای ازدلم اصلا که من منتظر برگشتنت باشمدوستدارت شاید پدرتماشین تحریر ویرگول در الکامپنامه های قبلی -نامه ای به فرزندم ای کاش تو هم  مثل بهار قصه نفس باشی- نامه ای به فرزندم در باب فیلم و سریال دیدن-نامه ای به فرزندم در باب عشق-نامه ای به فرزندم در باب کتابخوانی-نامه ای به فررزندم خداوند لک لک ها را دوست داردنامه ای به فرزندم تو خود باشنامه ای به فرزند آینده ام:هیچگاه به مدرسه نرو </description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jul 2022 19:38:36 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به فرزندم :در باب عشق</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%B4%D9%82-rvcvznew5j0e</link>
                <description> پیش نوشت: سنت نوشتن نامه ای به فرزند را از محمد رضا شعبانعلی و عین صاد دو معلم بزرگم یاد گرفتممحمد رضا سری نامه های که به رها نوشته ؛و در مورد عین صاد هم که کتاب نامه های بلوغ رو که برای فرزندانش نوشته رو خوندم.نام یوسف و سپاس اسامی خیالی هستند که برای فرزندانم انتخاب کردم ؛یوسف نام زیبایی است و سریالی که در دهه هشتاد از شبکه یک پخش می شد را خیلی دوست داشتم؛ و از همان چند سال قبل تصمیم گرفتم. نام یکی از فرزندانم یوسف و نام دیگری سپاس. این نام را هم برای این انتخاب کردم که هر گاه نام او را می برم شکر خدا را به جای اورده باشم و همیشه یاد او باشم                                       به نام خداوند نیلوفرین                    ستایش ز بهر تو ای بهترین تاریخ 1/4/1397سپاسم یا یوسفم سلام این نامه ای است برای توتویی که اولین میوه قلب من هستی(فرض کردم که اولین فرزندم پسر است)تنها کاری که مرا به نوشتن این نامه های وا می دارد دغدغه تربیت توست وگرنه همانند سایر دوستانم به جای این که این دغدغه را داشته باشم از 24 ساعت روزم را یا 10 ده ساعتش را در شبکه های اجتماعی (تلگرام،اینستاگرام ،توییتر،) بودم یا ....امیر والاى من! جوانمرد باش ... یادت باشد مردانگى به مذکربودن ربطى ندارد. مردانگى یعنى هرکسى را به حریم خود راه ندهى و یعنى اصول رابطه را بدانى؛ تا وقتى از احساست مطمئن نشدى، کلام عاشقانه بر زبان نیاور. والا جان، قبل از شروع ارتباط بدان از زندگى و رابطه چه مى‌خواهى؛ چون اگر ندانى، هم خودت سردرگم می‌شوى و هم طرفت را سردرگم مى‌کنى. تو دربرابر دل‌بستن طرف مقابلت مسئولی؛ پس مبادا اگر به او حسى ندارى، بیخود و از سر عادت ابراز عشق کنى و مبادا او را عزیزدل خطاب کرده و پایبندش کنی، اما خودت گریزپا بشوى. مردانگی یعنى غرور یک زن را جریحه‌دار نکنى، براى اعتمادش حرمت قائل بوده و برایش امن باشى. مردانگى یعنى وقتى با همسرت وارد جمعى می‌شوى، تنها نگاهت به او باشد؛ یعنى با غرور دستش را بگیرى و نوازشش کنى و او احساس کند بانوى بى‌همتاى قلب توست. مردانگى یعنى وقتى از خطاى تو چشم پوشید، متوجه باشى و آن را تکرار نکنى و به او فرصت گفت‌وگو بدهى. مردانگی یعنى شرفِ رابطه داشته باشى، نه اینکه هر وقت گلى رنگین‌تر مدهوشت کرد، عطر گل خودت یادت برود و او را رها کنى تا پژمرده شود. مردانگی یعنى کارى نکنى که به‌خاطر لحظاتى خوشگذرانى، صورت همسرت که مثل گلِ همیشه خندان بود، غرق غصه شود. مردانگی یعنى بدانى رابطه دوسر دارد و براى شروع و خاتمه‌اش هر دو باید با هم گفت‌وگو کنید و اگر مى‌خواهى رابطه‌اى را تمام کنی، مثل یک مرد دلایلت را بگویى و به طرف مقابلت فرصت ابراز احساساتش را بدهى؛ یعنی یادت بیاور که برای به‌دست‌آوردنش چقدر تلاش کردى و حالا هم براى پذیرش نسبى شرایط به او فرصت بدهی. پسرم! مردانگى یعنى امروز نگویى عشقم و فردا از آن، فارغ شوى و بروى پى زندگى‌ات. چون همسرت کلمه «عشقم» را از زبان تو با گوش دلش مى‌شنود پس کارى نکن گوش دلش کر بشود و نخواهد بشنود.والاى من، همیشه یادت باشد زمین گرد است همیشه یادت باشد ...می خواهم بیشتر بگویم و بنویسم اما نامه های زیادیست که برایت اماده کرده ام و خواهم نوشت.همیشه سعی ام بر این بوده که اگر عمری بود و اگر قصد ازدواجی داشتم پدر خوبی برایت باشم و در انتخاب مادرت هم بهترین تصمیم را می گیرم تصمیمی عاقلانه و خردمندانه،تو هم سعی کن که در انتخاب همسرت عجول نباشی و معیارت برای ازدواج پول ،خانواده ،  اندام موزون  و زیبایی نباشد. که بلاهت در زنان زیبا موهبتیست. شوهران بسیاری را میشناسم که از بلاهت زنانشان به وجد می آیند و آن را نشانه ای از معصومیت کودکانه ی آنها می دانند. زیبایی چه معجزه ها که نمیکند!نقص عقلی زنی زیبا به جای آنکه توجه ها را از او برگرداند، جذاب ترش میکندبماند که این خودش نامه ای دیگری است.نامه های دیگر:نامه ای به فرزندم در باب کتاب خوانی  نامه ای به فررزندم خداوند لک لک ها را دوست دارد  نامه ای به فرزندم در باب فیلم و سریال دیدن نامه ای به فرزندم تو خود باشنامه ای به فرزندم: در باب نوشتن-نامه ای به فرزندم ای کاش تو هم مثل بهار قصه نفس باشینامه ای به فرزند آینده ام:هیچگاه به مدرسه نروپی نوشت:قسمتی از متن برای احمد حلت است. ومابقی برای خودمپست ها مرتبطادعای سواد رسانه ای در مصاحبه استخدامی دیوان محاسبات و پیش داوری هاتجربه من :از مصاحبه استخدامی دیوان محاسبات </description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 17:41:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاس کردن 100 واحد اخلاق با دیدن فیلم سیلی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%BE%D8%A7%D8%B3-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-100-%D9%88%D8%A7%D8%AD%D8%AF-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D9%84%DB%8C-n9b5ihktlnzl</link>
                <description>فیلم هندی سیلییکی از بهترین فیلم هایی که تو عمرم دیدم. #سیلی بود.فکر کن با داستان 7 تا خانواده 10 تا موضوع اخلاقی رو مطرح کنی.اونم به بهترین شیوه ممکن،با دیالوگ ها و تمثیل های کارشده. این فیلم،تنها به خاطر این نیست که یه زن به خاطر سیلی باید بره طلاق بگیره.اما بیشتر در مورد احترام و عزت،اخلاق، عذرخواهی کردن،تربیت فرزند،حق انتخاب،عشق،فداکاری،صداقت و راستی،دروغ، اختلافات زن و شوهری و ..... فکر کنم 10 تا بیشتر باشه.چون یکی از زوج ها و بقیه شخصیت ها کلی حرف برای گفتن دارند.اشتباه نکنید.سردرگم نمی شید.با داستان 7 تا خانواده،چون همه با هم ارتباط دارند.تحلیل هم خواستید.بکنید خواهشا ربطش ندید به یک موضوع.برداشت اخلاقی کنید.چه در مورد این فیلم یا فیلم و سریال های دیگه.من که یکی از برداشت هام با توجه دیالوگ ها و داستان سریال تفکر سیستمی بود.در مورد سریال دارکفیلم و سریال دیدن یعنی خودت رو در اون موقعیت تصور کردن.دیدن این فیلم یعنی خوندن 10 کتاب در زمینه اخلاق.اگر سرقت پول 2 واحد (یا شایدم بیشتر) بود.این از اون بیشتره.البته توی سرقت پول هم اخلاق عمومی و اخلاق حرفه ای برای یک حسابرس میتونه جنبه آموزشی داشته باشه.تمام سکانس ها و دیالوگ ها و رفتارهای شخصیت ها رو باید یادداشت برداری بشه تا از این شاهکار لذت ببرید.یکی دیگه از بهترین فیلم هایی که امسال از سینمای هند دیدم.آوای بی بصیرت یا (ملودی کور بود)فکر کنم جزو 250 برتر فیلم imdb دیدم این فیلم رو.ادعای شاهکارتر از انگل(کره جنوبی) هم مستی بعد از فیلم بود.پی نوشت: متاسفانه سطح تحلیل ها و اظهارنظرها و سوال هایی که در مورد سریال هایی که پرطرفدارن رو در شبکه ها اجتماعی از اکثر کاربرها می بینم.تاسف میخورم به حال خودمون که چرا باید این اینقدر سطحی نگاه کنیم.سطحی تحلیل کنیم.همان کاری که در رسانه و خبرها روزمره انجام میدیم.پست های مرتبطدرسی که از داستان ملت عشق گرفتم(قسمتی از کتاب ملت عشق و کتک زدن زن ها در و پاسخ رندانه شمس تبریزی)نامه ای به فرزندم در باب فیلم و سریال دیدننوشته هایی یکی از ویرگولی ها در مورد این فیلم(یکی سیلی متفاوت)</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 17:20:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به فرزندم :ای کاش تو هم مثل بهار قصه ی نفس باشی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B4-%D8%AA%D9%88-%D9%87%D9%85-%D9%85%D8%AB%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87-%DB%8C-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C-mrqbg7rjmrqd</link>
                <description>به نظرم من یکی از بهترین فیلم هایی که دیدمنفس نماینده اسکار ایران 2018سلام مهربانم عزیزتر از جانممی خواهم از نظام پادگانی مدرسه برایت بگویم از این خانه فرسوده و کلنگی،از زندگی تستی از دوران سیاه و بی‌فروغ دانش‌آموزی خودم از خانه ای که......سال های سال، ترکه، شلنگ یا خط کش چوبی و حتی فلزی جزو ابزار انفکاک ناپذیر معلمان و ناظم ها و مدیران مدارس بود. کودکان هم محکومانی بودند که به هر علتی باید مدام کتک می خوردند،پدر و مادرها هم مشکلی با این وضعیت نداشتند و حتی گاه از معلمان و مسوولان مدرسه می خواستند که بچه هایشان را تنبیه بدنی کنند تا آدم شوند.از خانه ای که هنوز کبوترهای نامه رسان در عصر ارتباطات تربیت می کند.و هنوز کودک آزاری روحی ،کودک ازار جسمی و.....در آن روی می دهداین ها تازه چند سال است مثل سوئد یاد گرفته اند که درجه بندی کودکان از طریق نمره دادن، به شخصیت آنها آسیب می رساند برای همین در مقاطع ابتدایی عالی وخوب و بسیار عالی داریم.اما این را یاد نگرفته اند که درمقاطع ابتدایی به جای آموزش مسایل علمی پیجیده  طریقه دست شویی رفتن و حفاظت از محیط زیست و آشنایی با طبیعت و کار تیمی را یاد بدهند.پسرم یا دختر عزیزمکار تیمی یعنی این که اگر خواستی در روزی های اول مدرسه بشینی نقاشی بکشی همه با هم این کار رو بکنید و این که مداد رنگی ها خودت رو هم به دوستت بدهیباشد که دسترسی بهتری به منابع علمی داشته باشینمیدانم .... سعی کن فارسی رو درست حرف بزنی بعد مثل روسیه ای ها تو هم غیرت داشته باش روی زبانت فرزندان عزیزم از عصاره میان فرهنگی عصاره بگیرید.اگرعصاره گیری بین فرهنگی نمیدانید یعنی چه؟ می گویم یعنی شما از تمام آدم های کره زمین با فرهنگ های مختلف می تونید چیز های خوبی یاد بگیرید چه اموزش باشد چه فرهنگ اجتماعی باشد و یا ...... البته ان ها رذیلت ها دارند. ان ها رو یاد نگیر.اسلام خودمان که کامل ترین دین است.حرف ها برای گفتن زیاد دارد.فرهنگ آموزش مشارکتی و مبتنی بر خرد جمعی و انجام پروژه های گروهی در کشورما فعلا که معنا ندارد انشالله بعدا داشته باشد.فرزندم شاید از من سوال بپرسین که چرا به کشورهای اسکاندیناوی(فنلاند،سوئد،نروژ) که سرآمد جهان در آموزش و پرورش هستند مهاجرت نکردی؟ پاسخ های زیادی دارم برایتان این نامه را زمانی می نویسم که در اواخر 23 سالگی قرار دارم و پایان سربازی ام نزدیک است و سبک و سطح و زندگی فقیرانه ای هم داریم اما ....از طرفی دیگر شاید نتوانم این کار را بکنم اگر هم بتوانم با خود فکر می کنم که این کار خیانت به کشور خودم هست حتی اگه برم و برگردماما لذت رشد کردن و رشد دادن در چنین کشوری و رسیدن به قله موفقیت مزه ی دیگری داردعزیزانممدرسه‌هایمان زنگ زده است، کتابهایمان زنگ زده است، ما خودمان هم زنگ زده ایمشده ایم پیرو مکتب خوش باشیم و چس ناله کن هایی که که همیشه بذر ناامیدی،یاس،بدبختی را در جامعه می پاشونیم و برداشت می کنیم.اما زمانی که استقامت و پایداری وسعی و تلاش در پیش‌بردن امری می رسد تبدیل می شویم به بردگان عصر دیجیتال(تلویزیون،تلگرام،اینستاگرام) که همیشه ول معطلیم در این شبکه ها و برای بار 366 امین بار اینستاگرامون رو بالا و پایین یا تلگراممون رو چک می کنیماین ها همه تقصیر خودمان است همان طور که در چرا در دیزی بازه  گفتموقتی یه چیزی مطالبه مردم میشه محصولش مهم میشهو اکو سیستم طبیعی کشور به سمت توجه به اون میره اما فعلا شعار مردم شده رفتن به ورزشگاه..و..باری فرزندمروشنفکران و اندیشمندان جامعه هم یا تغافل می کنند یا واقعاً غافل اندنی دانم ازتغافل یا کاهلی های خودمان بگویم یا ....بیخیال ...حرف های زیادی دارم نمی دانم این همه حرف ها و نامه ها را برایت نامه بنویسم؟ یا .......از کاسبانی بگویم که در صدا و سیمایی که ملوک الطوایفی اداره می شود وکلاس درس کنکور راه انداخته اند. و چنان روده ‌درازی می کنندکه گویی مسهل هذیان خورده اند.و یا صنعت کنکور آزمایشی که در سال گردش مالی اش که بالغ بر 1000 میلیارد تومنهبه قول دوستمون صدرا اصلا این که بخواهی همه ابعاد وجودی آدمیزاد را در یک آزمون چرت چهار ساعته اندازه بگیری، کار احمقانه‌ای است. مثل این است که برای حیوانات جنگل مسابقه‌ی بالا رفتن از درخت بگذاری. معلوم است که میمون از شیر میبرد. ماهی که اصلا نمیتواند شرکت کند. اصلا لعنت به همه میمون‌ها که شده اند مبدا اندازه گیری موفقیت.پسرم یا دختر عزیزم فاصله بگیرین از بلاهت و کم خردی مادامی که نظام آموزشی اصلاح نشود، همه کارهای دیگر در این کشور، کوبیدن آب در هاون است و مصداق این سخن سعدی بزرگ که فرمود:خانه از پای بند ویران استخواجه در بند نقش ایوان استمی دانم که این ها را در مدرسه یاد نمی گیری اما در خلوت خودت اگر بنشینی و مطالعه کنی ویا در خانه اگر همت کنی .......می توانی...گفت‌وگو کردن را، تخیل را، خلاقیت را، مدارا را، صبر را، گذشت را، دوستی با طبیعت را، دوست داشتن حیوان را، لذت بردن از برگ درخت را، دویدن و بازی کردن را، شاد بودن را، از موسیقی لذت بردن را، آواز خواندن را، بوییدن گل را، سکوت کردن را، شنیدن و گوش دادن را، اعتماد کردن را، دوست داشتن را، راست گفتن را و راست بودن را بیاموزفرزندانم بدانید که بخش قابل توجهی از یادگیری، از جنس خودآموزی استاین را از تنها معلم اموزش و پرورشی ام محمد رضا شعبانعلی یاد گرفته اماین چند نامه ای که برایتان تا این لحظه برایتان نوشتم در یک فیلم خلاصه می شودنفس بهارنماینده اسکار کشورمان در سال2018از خدا می خواهم دختری مثل بهار به من هدیه بدهد.داستان به نظر شخصی من حول محور کتابخونی بهار،تربیت پدر ومادر های دهه پنجاه ووضع نظام اموزشی قبل از انقلاب ایثارو ازخود گذشتگی مردان و زنان ما در دوران دفاع مقدس و............زیبا تر از همه قصه ها شهامت و دلیری کتاب خوندن بهار برام لذت بخش و دوست داشتنی تر بودای کاش تو هم مثل بهار قصه ی نفس باشی رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا (پروردگارا! از همسران‌مان و فرزندان‌مان مایة روشنی چشم به ما عطا فرما و ما را برای پرهیزگاران پیشوا قرار بده )  نامه های قبلی- نامه ای به فرزندم در باب فیلم و سریال دیدن-نامه ای به فرزندم در باب عشق-نامه ای به فرزندم در باب کتابخوانی-نامه ای به فررزندم خداوند لک لک ها را دوست داردنامه ای به فرزندم تو خود باش نامه ای به فرزند آینده ام:هیچگاه به مدرسه نرو </description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 17:20:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>به افتخار هیت لک،(به افتخار انا انزلنا،به افتخار حسینی زارچ)</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D8%AA-%D9%84%DA%A9%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DA%86-wk5dg0ebin6r</link>
                <description>پیش نوشت :یکی از هم دوره ای های ما مدیر عامل فعلی ویرگول (علی آجودانیان) در کلاس حضور داشت.نمیدونم این خاطره رو و این لحظه رو یادش هست یا نه ؟ اما یادش بخیر از یکی بهترین دوران عمر ما.عنوان اول مربوط میشه به این پست سعید رمضانی و  تلاوت عبدالباسط از داستان یوسف و زلیخا، وقتی خوندم.با خودم گفتم یه یاد هستی (به افتخار )سرگرد حسینی زارچ،گذشته در پادگان(سرهنگ حسینی زارچ، حال حاضر پاگادن) بزنیم و بنویسیم.معلم آموزش نماز و عقیدتی.برشی از وبلاگ سعیدزلیخا درها را محکم می‌بندد، رو  به یوسف می‌گوید:بیا که از آن توام،بیا که از آن توام،بیا که از آن توام،بیا که از آن توام،لینک قرائت عبدالباسط از آیه ۲۳ سوره یوسفقبلا تو این پست در موردش و داستانش گفته بودم (دوران خدمت سربازی بهترین دوران زندگی من)صدای خوب،میتونه ایمان و اعتقاد آدم رو  از این رو به اون رو کنه.میتونه کاری باهات کنه هیچ وقت نتونی یک لحظه،یه خاطره و یک بخش و تیکه ای از زیباترین دقیقه و ثانیه ها عمرت رو فراموش  کنی.و حسرت بخوری که ای کاش تو هم همون صدا رو با همون کیفیت و زیبایی  داشتی.و چرا این که قاری قران نشدی.توی کلاس نشسته بودیم.سرگرد با همون لب  همیشه خندونش بعد از  احوال و پرسی خاص خودش- نظیر نداشت &quot;انتخاب کلمات و  ادا و اطوار ها و میمیک صورت&quot; اولین کاری که میکرد.تلاوت قران بود.کلمات  نمی تونند.این همه شگفتی و زیبایی رو توصیف کنند.فقط همین رو می تونم  بگم.یکی از بچه ها اینقدر تحت تاثیر قرار گرفته بود که خطاب به سرگرد در یکی  از کلاس ها (سال 95 ) دوره ما بهشون گفت : من از این به بعد به خاطر شما  نماز میخونم.ایشون هم گفتن- به خاطر من نه- به خاطر خودت و خدا بخون(همین که بندگیش رو بکنید.)و از تاثیر های دیگه این بزرگوار این بود که همه بچه ها تو اون فشار روحی و روانی و جسمی دوران آموزشی تنها کلاسی که در اون نمی خوابیدن.و با تمام خستگی ها و بی خوابی ها،سرحال،شاد و قبراق بودن.سر کلاس ایشون بود.تاثیرش رو من هم این بود که تصمیم گرفتم  قاری قران بشم.و به ایشون هم گفتم اگه میشه حتی یکی از سوره ها رو (همین  انا انزلنا) رو برام ضبط کنید و بفرستید با همون کیفیتی که تو کلاس ها می  خوندید.و متاسفانه ایشون هم بهانه اوردن که ما پیام رسان نداریم و از این جور چیزها و یه نیم چه قولی هم دادن اما نشد.تو گروه تلگرامی که برای پادگان خاتمی  یزد زدم و هر دوره بچه های جدید میرن. و بر میگردن ازشون پرسیدم.اونا هم  تعریف میکردن.و سکوت روز آخر ترخیص و قران خوندن ایشون رو چند نفر گفتن که  خیلی زیبا میخونده.خوشا به سعادت ایشون که خدا بهشون توفیق داده.که به همچین جایی برسه.ریه هاتون همیشه سالم و سلامت باشن.اقای حسینی عزیزهنوز منتظر صدای ضبط شده هستم.ریه سرهنگ حسینی زارچ</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 17:19:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به فرزندم تو خود باش</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%AA%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B4-hqz5lw3ddon1</link>
                <description> از جایی دور پیدایش کردم نامه را اما قشنگ است دختر قشنگم سلام... و شايد پسر مهربونم... كسي چه ميداند؟ من هم نميدانم كه اكنون كه اين نامه را مينويسم در كجاي آن جهان هستي و چكار ميكني يا وقتي اين نامه را ميخواني كرمها ، قرنيه ي چشمايي كه روزي كسي را عاشق من كرد را نوش جان ميكنند يا مورچه ها لاله ي گوش من را براي عشقشان پيشكش ميكنند...؟ كسي چه ميداند، شايد هم در دنيايي كه نميدانم كجاست زندگي بعدي ام را در كالبد درخت ميانسالي ميگذرانم كه تنه اش پر از حروف اول اسمهاي انسان هاست.... اما ميدانم كه تو هم مثل من نميداني كه در زندگي بعدي ات قرار است فرزند ديوانه اي عاقل نما شوي كه روزها و شبها را در جستجوي خلوتي پر از آدمهاي شبيه خود ميگردد و نيست كه نيست.... دلبندم... از حال من اگر ميپرسي بايد بگويم كه  خوب است امّا زياد جالب نيست... مادرت نيست، نميدانم كجاست؟ كي ميآيد؟ اصلاً ميآيد؟ شيرينم... اينجا براي خنديدن بايد دليل داشته باشي وگرنه ديوانه خطابت ميكنند فقط به اين دليل كه شبيه تفكراتشان نيست،  تو اگر نيامدي كه هيچ... ولي اگر آمدي بخند.... ديوانه باش... عزيز تر از جانم... اينجا كه آمدي بهت ياد ميدهند كه همه چيز پول است، پس اگر ازشان ياد گرفتي ببخشيد كه پولي برايت نميگذارم ولي اگر خوشبختانه يادشان نگرفتي يادت باشد كه حالت خوب باشد و حال ديگران را هم خوب كني.... زيباترينم.... اينجا هوا كمي آلوده است، حتماً ماسك بزن ولي نقاب نه! خودت باش، حتي اگر به ضررت بود... جگرگوشه ي بابا... اگر روزي ناراحت بودي از آمدنت، راحت باش، اگر فحش دادن آرامت ميكند به روح من فحش بده، خودم هم به خودم فحش خواهم داد.... وارث ديوانگي ام.... ديوانه باش، شاد باش، ولي گاهي هم گريه كن، نگذار غم هايت جمع شوند، ولي غصه خوردنت كه تمام شد، گريه هايت را كه كردي، اشكهايت را پاك كن و بخند.... دوست داشتنيِ من.... اگر آمدي كه هيچ، امّا اگر نيامدي بدان كه دلم برايت تنگ ميشود... دوستت دارم. پدرت   نامه های دیگر - نامه ای به فرزندم در باب فیلم و سریال دیدن -نامه ای به فرزندم در باب عشق-نامه ای به فرزندم در باب کتابخوانی-نامه ای به فررزندم خداوند لک لک ها را دوست دارد</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Sun, 16 Jan 2022 17:19:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>حسابرسی مبتنی بر ریسک با تاکید بر سریال &quot;Money Heis&quot;</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%A8%D8%AA%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%DB%8C%D8%B3%DA%A9-%D8%A8%D8%A7-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-money-heis-qaxozq9z3pci</link>
                <description>سریال اسپانیایی سرقت پول.یا خانه کاغذیپیش نوشت 1میگن: قانون اول یادگیری مصداق یابیه. پس1-امیدوارم وقتی عنوان مطلب به چشمتون خورد نگید.از اینجا تا کجا پرانتز2- این مطلب داستان سریال رو اسپویل نمیکنه.پس اگر خواستید با خیال راحت بخونید.فقط یه مصداق یابی بین کلیت داستان و موضوعات فرعی سریال و مفاهیم اساسی و بنیادی در حسابرسی انجام دادم.3- من اگه این سریال رو می ساختم. اسمشو رو میذاشتم &quot;حسابرسی مبتنی برریسک&quot; همون طور که انجمن حسابدارن رسمی بریتانیا برای ارتقا و آشنایی حسابرسان خودشون و افکار عمومی با تقلب، هر ساله سعی می کنند. فیلمی در جشنواره فیلم تقلب داشته باشند.من هم ....4-  کسانی که سریال رو دیدن اگر انتقادی داشتن کامنت بذارن..ولی خوندن کامنت ها به کسانی که میخوان سریال رو ببینند.توصیه نمیشه، احتمال داره اسپویل کنیم.ولی برای احتیاط، پاسخ خودم  به کامنت دوستان رو علامت ستاره رو میزارم به معنای &quot;اسپویل&quot;5-تقریبا 15 موارد از موضوعات مهم و مفاهیم اساسی،یا اصول بنیادی حسابرسی  رو بیشتر با کار سارقین بردم جلو. اگر با نقشه و اقدام های  پلیس  بود ؛که به 5 مورد بیشتر هم نمیشد ارتباط داد.درسته که وظیفه اصلی حسابرسی در جامعه اطمینان بخشی و اعتبار بخشیه. اما در این مصداق یابی چون سرقت کلا کار غلطیه.پس با هم تناقض دارن.پیش نوشت 2اما  انجام حسابرسی مبتنی بر ریسک  نیاز به یه سری پیش نیاز ها،برای حرفه حسابرسی چه در بخش عمومی و یا بخش خصوصی داره .همون طور که در1- نظام بودجه ریزی اصلاح باید گردد؟.یا 2-حسابرسی عملکرد و موانع اجرا اون توسط دیوان محاسبات گفتم.این اصطلاح ما هم مثل دو مورد قبلی،موانعی بر سر اجرا داره و هم پیش نیاز هایی برای اجرا داره.موانع اصلی وکلی، استقرار یه چهارچوب کنترل داخلی بین المللیه و موانع جزئی زیاد دیگه ای که دارهریسک یعنی چه؟ریسک: یعنی اثر عدم قطعیت بر اهداف سازماناثر هم :فاصله گرفتن از اهداف از پیش تعیین شده  هست که یا منفیه یا مثبت.خوب حسابرسی مبتنی بر ریسک یه تعریف ریسک ساده ای داره به حسابی که فکر می کنیم خطر آن بیشتر است.بیشتر رسیدگی می کنیم.خوب قدیما شریک یا مدیر، وقتی یک پرونده رو بررسی می کردن و به سرپرست کار می گفتن:حواست به این بیشتر باشه! ما می گفتیم: که بو می کشد و می فهمد!چون بو کشیدن رو نمیشه در پرونده بایگانی کرد. حسابرسی مبتنی ریسک فنونی رو مطرح کرده که این نوع قضاوت ها رو مستند کنیم.*پایه کل فرایند حسابرسی &amp;quotانجام ارزیابی صحیح و به موقع خطر و فرایند برخورد با خطر &amp;quotمطلب اصلیاستاندارد های حسابداری و حسابرسی* استاندارد ها &quot;&quot;معیار و وسیله سنجش&quot;&quot; کمیت وکیفیت کالاها و خدمات ورفتارهاست.استاندارد های حسابداری، مبانی و شکل ارائه رو مشخص می کنند.در واقع به گزارشگری ما قالبمیدن.در این سریال هم آموزش 5 ماهه پروفسور به گروهش برای سرقت، استاندارد ها هستن.حسابرس مستقل،استقلال،اخلاق حرفه ای*در این جا حسابرس مستقل= &quot;پروفسور&quot; هستش. مهم ترین ویژگی یک حسابرس مستقل داشتن استقلال و اخلاق حرفه ایاولی(استقلال) یعنی این که، قضاوت بی طرفانه در رسیدگی داشته باشیم؛ بدون این که درگیر منافع خودمون باشیم. همون طور که پروفسور داره.[در تنبیه ....یکی از افراد گروهش در خصوص رد کردن خط قرمزش]مقدمه و زیر بنا ایین رفتار حرفه ای&quot;&quot; اخلاق حرفه ایه&quot;&quot; و یکی از سه تا مولفه ای که هر حرفه ای به اون نیاز داره. و وجودش باعث میشه جامعه به بی طرفی و منصفانه بودن فعالیت حسابرس اطمینان حاصل پیدا کنهدومی اخلاق حرفه ای هستش که با اخلاق عمومی تفاوت داره.و توصیه هایی که پروفسور در نقشه اش،روابط بین همکارها و مقابله با پلیس ها رو بهشون گوشزد میکنه و......موارد دیگه هم که مربوط ب اخلاق عمومی میشه... چند مورد:.پشیمانی از  حرف هایی که هر شخصیت بعد از عصبانیت به دوست،پدر،یا.....زدنتوهین به زن ها و مفهوم تشکیل خانوده: &quot;برلین&quot; در فصل اول و ..........در &quot;پالرمو&quot; در فصل سومکه با پاسخ های رندانه و هوشمندانه &quot;دنور&quot; مواجه میشن.دروغ هایی که لطمه میزنه به اخلاق حرفه ای و هم اخلاق عمومی، و تاثیر داره در برنامه و نقشه پروفسور#سریال خانه کاغذی(برنامه حسابرسی)اما تفاوتی که اخلاق حرفه ای با اخلاق عمومی داره. و اون رو متمایز میکنه از اخلاق عمومی، اینکه اولی مسئولیت پاسخ گویی قانونی داره و قابل آموزشه در حسابرسی؛البته تا یه سطحی. و پیش نیازش اخلاق عمومیهاما دومی (اخلاق عمومی) (در جامعه،خانواده،دانشگاه،کسب میشه) و اگر به یک سطح مشخصی برسه برای اون ما مجازات داریم.و اون اینکه اینکه مرتکب به جنایت،یا ضرر و زیان به دیگران بشیم.به طور کلی برای اطمینان از استقلال و اخلاق هم ضمانت اجرا داره پرفسور و هم راهکار برای ارتقا اونحسابرس داخلیاما افرادی که در گروه پروفسور حاضر هستند؛ اسم هر یک از شخصیت ها نام شهر ها هستن.(برلین،توکیو،هلسینکی،ریو،..دنور،پالرمو..و.....) این ها حسابرسان داخلی هستند.هر کدام از این ها، قابلیت ها و ویژگی شخصیتی دارند که در برنامه سرقت پروفسور نقشی رو ایفا می کنند.البته تو حسابرسی برعکسه- حسابرس داخلی نقش بازدارنده و بهبود دهنده و اصلاح گر رو داره.و کل گروه (واحد حسابرس داخلی ) به رهبری یک نفر(مدیر داخلی) باید اجرای سرقت(ارزیابی واحد داخلی) رو مدیریت کنه.سازمان(مکان مورد سرقت قرار گرفته)مکان سرقت شده سازمان تجاری در بخش خصوصی هست که کنترل داخلی در اون طبق چهارچوب کوزو و ساربینز آکسلی وجود داره.حتی بروزرسانی هایی که درسال 2013 انجام شد.و متناسب با تغییرات محیط کنترل های داخلی خودشون رو ارتقا دادن.برنامه حسابرسی&quot;نقشه پروفسور &quot; اینجا &quot;برنامه حسابرسی&quot;  و نقشه های متعدد و احتمالات مختلف که پروفسور در نظر گرفته حسابرسی مبتنی بر ریسک و فرایند ارزیابی ریسک هستن.سطح اهمیترویکردی که سریال در چهار فصل داستان رو میبره جلو حتی با وجود نقشه پروفسور؛ طبق گفته شخصیت &quot;برلین&quot; خطاب به پرفسور ما وارد آشوب میشیم ممکنه خطا داشته باشیم.ممکنه خطا داشته باشیم؛اینجاهمان &quot;اطمینان معقول یا نسبی&quot; در حسابرسی به جای اطمینان مطلقه در گزارشگریه.یا براورد ها:ما در مورد براورد های در محیط اقتصادی خودمون با ابهام و نبود اطمینان بالا موجه هستیم.همون طور که &quot;فناوری&quot; در دو مطلب قبلی،برگ یک درخت بود.و یک پیش نیاز ؛ اینجا هم فناوری در سطح پیشرفته و تنها در این سریال در سطح خیلی ساده کاربرد داشتن.اما پروفسور میگه بهترین نقشه نقضی نداره. چون رویکرد ما رویکرد حسابرسی مبتنی بر خطر یا ریسکه،این رویکرد حسابرس رو به رویکردی مجهز میسازد که حسابرسی را با بیشترین اثر بخشی و کارایی ممکن ارائه کند.&quot;قضاوت حرفه ای&quot; و پروفسور و حسابرسی مبتنی بر ریسکچون حسابرسی مبتنی بر ریسک یه دستورالعمل و چهارچوبه.نگرانی وجود داره به دلیل اینکه قضاوت حسابرس رو کم اهمیت کنه یا به زبان ساده تر خلاقیت حسابرس رو کاهش بده.همون طور که قضاوت اصلی و تصمیم نهایی با پروفسوره خوب این ممکنه از جذابیت داستان کم کنه.یه مثال دیگه :اینکه بورس صورت های مالی نمونه رو برای شرکت های بورسی ارائه داده که بعضی ها انتقاد کردن که این گزارشگری ماشینی رو ترغیب میکنهاما ما در دستور العمل 150 سازمان حسابرسی داریم که با توجه شرایط خاص کار حسابرس &quot;هریک از شخصیت ها در شرایط خاص قضاوت شخصی دارند.و این جذابیت سریال رو دو چندان میکنه.&quot;تردید حرفه ای در حسابرسی و سریالتردید حرفه ای در واقع داشتن ذهنی پرسشگر و شک از پیش تعریف شده که باعث شده پروفسور بهترین نقشه خودش رو بکشه. و عملیات سرقت رو پیش ببره.البته اما اگه من به جای پروفسور بودم.احتمالی که فصل چهارم داد رو تو فصل اول هم میدادم. “در مورد گروگان ها” و  موارد دیگه....12 ساله که بود و از سوپری دایی، به خونه بر می گشتم.تو ذهنم کلی احتمالات و واکنش برای مواجه شدن با کسی که قصد زور گیری داره تو ذهن خودم داشتم.توی دنیا واقعی استفاده از تردید حرفه ای مثل هندوانه بریده نشده میمونه .عواملی که در تردید حرفه ای دخیل هستند.1-شناخت حسابرس از محیط. (حسابرس)(پروفسور) اگه اطلاعات و تسلط کافی از صنعت داشته(ضراب خانه) باشه؛ میتونه ادعاها رو به چالش بکشونه)مثال در مورد  تردید حرفه ای، در بخش دیگر.تقلب در حسابرسی و سریالاینجا تقلب هم توسط 1-پلیس انجام میشه برای ضربه زدن به اعضا گروه در فصل اول و هم چهارمبه نظر من، هر دو فصل یک داستان متفاوت داره.تو اولی سواد رسانه ای باعث میشه افکار نسبت به اعضا اون ذهنیت رو پیدا نکنند. و تو دومی که دیگه نامردی کردن پلیس هاو هم 2- هم توسط اعضا گروه پروفسور که باعث میشه برنامه حسابرسی به خطر بیفتهعوامل مرتبط با تقلببه مثلث تقلب مشهوره که یا ناشی از 1-مشوق ها یا فشار ها –ممکنه ناشی از نیاز مالی باشه یا خودبینی2- فرصت ها- شرایط موجود در شرکت ها – نبود کنترل داخلی3-نگرش ها یا توجیه انگیزه –توجیه عمل.دیگه برای این که اسپویل نشه.دیگه وارد زیر بخش و جز و زیرجز نمیشم.سطح اهمیت در حسابرسی یا سریالحسابرسی بر پایه یک مثلث قرار داره که یک راس اون اهمیت ،یک راس دیگه ریسک و یک راس دیگه شواهدهسطح اهمیت به قضاوت حرفه ای مربوط میشه و برداشت حسابرس از نیاز ها استفاده کنندگان بستگی دارهبه زبان ساده.سطح اهمیت میگه:  یک موضوع زمانی مهم تلقی میشه که اگاهی نسبت به اون بر تصمیم استفاده کنندگان اثر بزاره.سطح اهمیت غالبا به صورت واحد پولی تعیین میشهدر این سریال چیزی که برای شخصیت ها و پروفسور اهمیت داره یکی پوله و دیگری افکار عمومی نسب به اون ها و.... فرایند ارزیابی ریسک در حسابرسی و سریالحسابرس وقتی مستند کنه نشون میده که از تردید حرفه ای درست استفاده کرده وقتی در فرایند حسابرسی ارزیابی اولیه تغییر کنه2-ارزیابی های اولیه ریسک رو باید تعدیل کنه 3-بنابرین لازمه برنامه حسابرسی رو هم تعدیل کنهتحقیقات نشون داده که حسابرس ها برنامه حسابرسی رو یا تعدیل نمی کنند یا کم تعدیل می کنند یا حداقل اون رو مستند نمی کنند..در فرایند ارزیابی ریسک هم مهم ترین مرحله پاسخ مواجه به ریسک هست.شیرین ترین بحث سریال ریسک و شواهد هستند که هر دو طرف استفاده می کنند.اما فرایند ارزیابی ریسک.1-شناسایی رویداد هارویداد ها یا نشانگر فرصت برای شرکت هستند یا این که بر توانایی شرکت تاثیر منفی میزارنو پروفسور نابغه ما از  فرصت ها استفاده میکنه.(یکیش عینکه)خوب ما اینجا تکنیک هایی داریم که هم به گذشته نگاه می کنند و همه به آیندهگذشته ها  به گزارش ها تمرکز دارندتکنیک های اینده :تغییرات جمعیتی ،شرایط جدید بازار،و تغییرات مورد انتظار محیط سیاسی2- اندازه گیریبا استفاده از ترکیبی از تکنیک های کمی و کیفی رویداد ها رو ازدو تا منظر تاثیر گذاری و احتمال وقوع بررسی میکنند.مهم ترین ها اون هایی هستند که بیش ترین احتمال و بیش ترین تاثیر دارند.3-تحلیل، طراحی و اجرای روش ها مدیریت ریسکمهم ترین سوال در تحلیل اینکه ایا نیاز داره با اون ریسک برخورد بشه یا نهاگه بله ؛پاسخ ریسک یا فکر مواجهه با اون در 5 عنوان خلاصه میشه .کاهش،افزایش،انتقال،اجتناب یا لغو فعالیت،پذیرش یا تحمل مطلب زیاد شد.از ادامه این بحث و هر بخش آن صرف نظر میکنم.شواهد حسابرسیمسئله اساسی در حرفه حسابرسی کسب شواهد کافی و مناسب به عنوان پشتوانه رسیدگی و اظهار نظرهحسابرسی بر پایه یک مثلث قرار داره که یک راس آن شواهدهو اما در سریال شواهدی  که توسط پروفسور و گروهش علیه دولت و پلیس استفاده میشه. و شواهدی که باالعکسفرایند حسابرسیاصول مرتبط با فرایند حسابرسی1-شناخت واحد مورد رسیدگی(قراره سرقت بشه) 2-برنامه حسابرسی 3-ارزیابی خطرشناخت حسابرس اهمیت زیادی در فرایند حسابرسی داره چون چهارچوبی فراهم میکنه که حسابرس برنامه ریزی و قضاوت حرفه ایخودش رو بر اساس اون انجام بدهمستند در مورد سریالنتفلیکس همزمان با انتشار فصل چهارم سریالِ #LaCasaDePapel مستندی به نام Money Heist: The Phenomenon را منتشر کرد که چرا و چگونه این سریالِ اسپانیایی و گروهی از سارقان، باعث برانگیختن موجی از شور و شوق جهانی در میان سریال بین‌ها و دنیایِ سرگرمی شدند.کیفیت حسابرسیکیفیت حسابرسی یعنی نتیجه کاراعتبار[نقش اصلی حسابرسی در جامعه اعتباربخشی است] زمانی به وجود میاد که ما کار رو با کیفیت انجام بدیم خود کیفیت هم مستلزم انجام دادن کار در چارچوپ استاندارد حسابرسی و رعایت ایین رفتار حرفه ای باشه.مهم ترین نگرانی در آیین رفتار حرفه ای در مورد استقلال و کیفیت کار است.در برهه تصمیم گیری حرفه ای این استقلال نقش مهمی ایفا میکنه.ما وقتی به استقلال نگاه می کنیم به موازین اخلاقی می رسیم. شرط لازم برای انجام خدمات اطمینان بخشی،استقلال است.(قانون اول نقشه پروفسور و موارد دیگه که مرتبط با شخصیت هاست.اما در سریال خودتون نتیجه رو ببینید.پست ها مرتبطنامه ای  به فرزندم در مورد فیلم و سریال دیدن</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Sat, 20 Jun 2020 12:41:40 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه برای سربازی امریه بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezachatrzarin2017/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%85-aqaqu24r6fzh</link>
                <description> امریهامریهخوب قبل از این که مثل همه سایت  ها و وبلاگ های دیگه بگم که اصول اولیه چیه مثل این که چند ماه قبل به قسمت کارگزینی اداره یا ارگان دولتی مورد نظر تون مراجعه کنید و یه قولی از اون ها بگیرین که حتما شما را بگیرن یا اینکه شرایطش چیه؟ یا این که غیبت نداشته باشین و یا برین دنبال لیست های  سازمان هایی که امریه می گیرند یا غیر.......بیخیال اینها میشم اما نکته های مهم تر از اون خیلی از ارگان ها هستند که اعلامیه جذب سرباز نمی دهند. مثل صندوق کار آفرینی امید  که قبلا با نام صندوق مهر در دولت قبل فعالیت می کرد. همین الان هم که کم تر از 4 ماه به اتمام سربازی بنده در اداره کار ،تعاون و رفاه اجتماعی مونده تو شهرستانی که خدمت می کنم صندوق امید که داداش و براکه  اداره کار همراه با اداره تامین اجتماعی حساب میشه (البته این نمی خواد چون نیمه دولتی و نیمه خصوصیه) با التماس سرباز می خواد.هر کی خواست ما در خدمتیم همشهری های خراسان شمالیاما سازمان های دیگه که شاید اعلامیه ندهند:اداره حفظ و نشر آثار دفاع مقدس اسلامیدفاتر امام جمعه و سازمان های مربوطه که همه مربوط به اسلام می شوند.الان یادم نیستمجلس شورای اسلامی سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني پلیس فتا(فکر کنم فقط کامپیوتر)شرکت مپنا (سومین شرکت بزرگ خاورمیانه )  یکی از دوستان تو این شرکت امریه گرفتن اما بعدش حتما استخدامه البته دوستمون تو استان گلستان زندگی می کنه ولی محل خدمت در استان فارس با تمام امکانات رفاهی و حقوق خوبکلا شرکت مپنا دفتر کارش تو دو استان هستش فکر کنمو یه نکته مهم دیگه این که گرفتار بازی؛ همه جا پارتیه، و رانت و خاله بازی نشین؛ بنده با  سیریش بودنم بدون هیچ پارتی رفتم امریه گرفتم؛ البته اون سال یعنی 95 که من وارد شدم شرط معدل وجود داشت یعنی برای کسانی که دانشگاه دولتی بودن بالای 15 باید می بود و برای دانشگاه آزاد و موسسات غیر انتفاعی معدل بالای 16 لازم بود.سیریش بودن هم به این معنا است که تقریبا به 40 تا اداره و نهاد و سازمان (سه بار) سر زدم همه اداره ها رو رفته بودم هم پیش رئیس و هم مسئول کار گزینی و یا آبدارچی و یا تلفنی سوال می کردم.به عنوان مثال ادراه کل زندان های خراسان شمالی هم زنگ زدم و هم پیش رئیس رفتم و هم مدیرکل وهم پیش کارمنداشون اما نشد که نشد جالب بود یکی میگفت می خوان یکی می گفت نه اینجا بند پ حاکم بود.وزیرمون رو نمی گم منظورم پارته بازیهمن که رشته ام حسابداریه بهترین گزینه ها اینا بودن برای منسازمان برنامه و بودجه و مدیریت برنامه ریزی که از سایتشون می تونید نام تمام ادارات رو ببیندو دیگری اداره مالیات که کارشناسی ارشد می خواستو یا استانداری و گل سرسبد ما دیوان محاسبات و از دیگر سازمان ها شهرداری،اداره استاندارد،ثبت و احوال، صدا و سیما، محیط زیست و منابع طبیعی،آب و فاضلاب،دادگستری،اداره امور عشایری و قرارگاه خاتم که کلا حسابش جداست سر زدم ؛بقیه اش رو هم که دیگه زیاد بودن نمیشه همه رو این جا گفت اینا همه هر کدوم جواب خاصی دادن و با شرایط ما سازگار نبوداما در مورد گزینش خیلی از اداره ها اصلا شاید شما رو برای مصاحبه عقیدتی و سیاسی نخواند و این یعنی سرباز هاشون رو شاید برای استعمار و کار های بیهوده بخوان ... و فرایند جذب اون هام  یعنی کشک مثل جهاد کشاورزی دوره ماو اما در مورد وزارت کار خودمون داستانی داره که یه مثنوی هفتاد منی می طلبه که در ادامه اشاره میکنم به اوناما مصاحبه ای که به محل گزینش ساختمان وزارت کار رفتم خاص بود یعنی بعد از 14 ساعت تو اتوبوس بودن رسیدم اونجا و دیدم بقیه هم از سایر استان ها اومدن نوبت من شد رفتم داخل عجب ادم گلی بود نوع رفتار و برخورد این آقا با مناین بزرگواری که میگم از شهروندان محترم با فرهنگ و با شعور  تهران بودند. یعنی این آقا تا 20 دقیقه اول از من احوال پرسی می کرد و می پرسید که از کجا اومدم ؟با چی اومدم؟ خسته شدم یا نه ؟ خلاصه تا این که درد و دل کردیم و بعد از بیست دقیقه همون سوال های عقیدتی و سیاسی که پرسید ازمون!اما مزیت های سرباز بودن در وزارت تعاون و کار و رفاه اجتماعی یکیش  اینه که که به مدت یک هفته در ساختمان مرکز تحقیقات و تعلیمات حفاظت فنی و بهداشت کار که متعلق به وزارت خانه و یکی از نهاد های زیر مجموعه وزارت هستش آموزش می بینید؛کلاس ها هم مربوط به شرح وظایف سربازان بحث حقوق و استخدام و آموزش کمی از شرح وظایفی که در اداره هستش از روابط کار (شکایت بین کارگر و کارفرما)تا بیمه بیکاری و  بخش شرکت های تعاونی و امور تعاون  و امور اجتماعی و فرهنگی  و بازرسی کار که کارش مربوط به حادثه ها در حین کار و بازدید از کارگاه های و کارخانه هاست؛در رابطه با ایمنی و رعایت حقوق و دستمزدو این که هزینه رفت و آمد ما رو هم با تمام احترام و کمال بهمون دادندخلاصه اگه خواستید استخدام بشین به قول خودشون باید یک مقاله توپ بدین یا یه کار بزرگ بکنید این کار بزرگ میتونه گره از مشکلاتی که در هر بخش از اداره تون می بینید باز کنید حالا چه میخواد یه ایده باشه یا نرم افزار برای بخش بیمه بیکاری یا روابط کار یا تعاونی باشهبعد از چند مدت هم بهتون زنگ میزنن از خود وزارت خونه و خبرتون رو می گیرن و حالتون رو می پرسن و سوالی مثل راضی بودین از کارتون ،شما رو به استثمار نگرفتن ،یا حالتون خوبه ،شرایط چجوریه؟این مزیت ها بسته به شرایط هم می تونه تغییر پیدا کنه شاید میگم همکار و کارمندانی که اونجا هستن زیاد با شما حال نکنند البته که ما یک خانواده ایم یا حتی فراتر از اون  حقوق این وزارت خونه مثل خیلی از جاهای دیگه کمه ؛فک کنم همه جا برابره با یکم  تغییرو اما هر نهادی و یا مجموعه ای که زیر مجموعه ی که زیر نظر وزارت بهداشت و دادگستری باشه حقوق بهترو بیشتری  میدن به عنوان مثال دوستان در بیمارستان یا درمانگاه یا شبکه بهداشت...هستند که الان حقوقشون بالای 1500.000 اما دستگاه های زیر مجموعه قوه قضاییه یه چیزی بین 400  تا 500 تومنه البته پارامتر های مختلفی داره مثل بیتوته تعلق گرفتن یا نگرفتنش و شرایط رفت و آمد سرباز -آیا بومی هست یا نه -مجرد یا متاهل بودن -حقوق ما هم که همون 200 هزار تومنهیه چیزی دیگه همیشه از یه امریه می پرسن بعدش استخدامی ؟عزیزان خونه خاله نیست که  هر استان سالی 20 تا 30 تا سهمیه سرباز داره هر سال که نمیشه استخدام کنند یکم فکر کنید بعد سوال کنید.اگه هم ما رو به عنوان نیرو بخوان باید بریم با اونایی که  آزمون شرکت می کنند رقابت کنیم هیچ فرقی هم با اون ها نداریم.تو این دو سال اینقدر پرسیدن بیزار شدم.خاطرات مربوط به دوره اموزشی و سربازی و نکته هایی برای آماده شدنپادگان خاتمی یزددوران خدمت اموزشی سربازی(آموزشگاه خاتمی یزد) بهترین دوران زندگی من-دورانپادگان خاتمی یزد هتل خاتمی</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Wed, 29 Aug 2018 00:00:52 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به فرزندم در باب فیلم و سریال دیدن</title>
                <link>https://virgool.io/fboard/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%86-fc0zmmjr32pa</link>
                <description>باز هم سلام پسر نازنیم و شاید دختر مهربانمدر کنار نامه های قبلی ام کتاب خوانی می خواستم بگم فیلم وسریال هم ببینید.همانا فیلم و سریال ساخته می شوند که ما در زندگی لحظات خوشی داشته باشیم. خارجیا میگن : The type of movies you watch , the kind of person you become  منظورشون اینه که فیلم ها روی روانشناسی شما،ضریب هوشی و ضریب عشقی شما و همینطور روی نحوه و جهت گیری تفکر شما تاثیر میذارن  همه فیلمو واسه اینکه کار بهتری برای انجام دادن ندارن نگاه نمیکنن،بعضیا فیلما رو چون الهام بخشن و به زندگی معنی و مفهوم میبخشن نگاه میکنن.فیلما بعضی وقتا مسیر درست رو تو زندگی پیش رومون میذارن خلاصه بگم: فیلم ها فوق العاده ان بعضی وقتا یه دوست،یه غریبه،یه حرف،یه کتاب،یه نوشته،یه کلیپ،یه فیلم چنان تاثیری رو من میذارن و چنان انرژی ای بهم تزریق میکنن که فقط دلم میخواد بدوئم و جیغ بزنم پرواز کنم به خدا بگم ممنونمبعضی فيلما... فیلم نیست که بازی شده، یه زندگیه که با اون بازی شدهشاهکاری از ییلماز گونی.بعضی فیلم ها به اندازه ده تا کتاب رو ما تاثیر میزارن مثل فیلم جنگ و جوی صلح طلب 2006 برای من که داستان پسری که  از عرش به فرش افتادن رو تجربه میکنه و بعد ، ازفرش خودش رو به بالاتر از عرش میرسونه،با بهترین دیالوگ فیلم پسر جوان:از کجا باید شروع کنمپیر مرد: شروع و پایانی وجود ندارهفقط در حال انجام بعضی فیلمها هم هست که میگه شاید همه حرف یکسان بزنن ولی لزومن حق با اونها نیست شاید تویی که تنهایی حق با تو باشه #12angrymen 12بعضی ها از فیلم ها برات میشن تنها فیلم مورد علاقه که دوست داری مثل نارنگی هاو جهان بینی و ایدوئولوژی که &quot;ایو&quot; داره و فیلم به دنبال اونه یعنی تو هم داری پس برای من میشه بهترین فیلم تاریخ سینما  موسیقی متن فیلم هم که شاید یکی از بهترین هایی بوده تا حالا گوش کردم اصلا شاید موسیقی متنش این فیلم رو برای من بهترین فیلم تاریخ سینما کرد.نارنگی هاالبته فیلم نفس نماینده اسکار کشورمون در سال 2018 رو هم ببینهم در مورد کتاب خوانی نفسه و هم جنگ 8 ساله دفاع مقدسشاید فیلم نارنگی فیلم مورد علاقه ما باشه.ولی اگه کسی بخواد.تعرضی به خاک کشور و ناموس بکنهدیگه فیلم نارنگی ها معنی نداره اینجا اگه فیلمای رمانتیک ببینی،تقریبا تبدیل به انسانی عاشق پیشه می شی و ضریب عشقیت افزایش پیدا میکنه  #thenotebook #mebeforeyou  اگه فیلمای تخیلی ببینی مسلما قدرت تخیلت افزایش پیدا میکنه و شروع به تصور چیزهایی میکنی که قبل از تماشای فیلم به نظرت غیر ممکن بود. #et #avatar اواتار 2009 اگه فیلمایی مثل #persuitofhappyness و #theblindside رو ببینی، تبدیل به انسانی با انگیزه می شی. مهم نیس چقد دپرس و ناامید باشی،امثال این فیلمها همیشه بهت انگیزه ی لازم برای حرکت رو میدنtheblindside اگه شما فیلم ها یا سریال های کمدی ببینید ،حس شوخ طبعیت (با نمک بودنت?) تقویت میشه #thebigsick #friends  بعضی فیلمها بهمون میگن فارغ از زمان ، مکان و شرایطی که همراهش هستیم ، زندگی همیشه می‌تونه بهتر باشه و هرکسی میتونه زندگیتو عوض کنه، فقط اگه بهش اجازه بدی!  «گاهی اوقات فقط باید به زندگی لبخند زد و همه چی رو فراموش کرد» #Intouchables  بعضی از فیلما هم بهمون یادآوری میکنن که زندگی فقط یه ماجراجوییه،پس دست از نگرانی بردارین و شروع کنین به زندگی کردن #piratesofthecaribbean  بعضی از فیلما در مورد اهمیت دوستی میگن و اینکه بعضیا خیلی بیشتر از یه دوست هستن،اونا خودِ خانوادن #3idiots سه احمق بعضی از فیلما هم بهمون میگن که همیشه یه عده هستن که ما رو مسخره کنن،تنها کاری که باید بکنیم اینه که اونا رو نادیده بگیریم و کار خودمونو انجام بدیم...همون کاری که خیلی دوسش داریم #ForrestGump  بعضی فیلما بهمون یاد میدن که مهم نیس اوضاع چقد داغون باشه،اگه امیدمون رو از دست ندیم به اون چیزی که میخوایم میرسیم  #thedarkknightrises  بعضی فیلما بهمون یادآوری میکنن که تنها کسی که میتونه ما رو نجات بده خودمون هستیم #Castaway  بعضی از فیلما بهمون در مورد عشق،شکست عشقی و هرچیزی که بین این دو هست رو یاد میدن #500daysofsummer  بعضی از فیلما بهمون میگن که میتونیم همیشه به خانوادمون تکیه کنیم،اونا تحت هر شرایطی هوامونو دارن،حتی اگه فاصله جغرافیایی زیادی ازمون داشته باشن#کوکو مفهوم خانواده و بنیان خانواده و موانا... #findingnemo# Coco # Moana کوکو بعضی از فیلما بهمون نشون میدن که پول مهمترین چیز تو زندگی نیست،بعضی وقتا میشه خوشحالی و خوش بختی رو وقتی پیدا کنی که همه چیزو پشت سرت رها کردی #intothewild و از ضد جنگ های دیگر من مزار کرم های شب تاب -ایساعو تاکاهاتا. Grave of the Fireflies 1988 یکی از تاثیر گذارترین انیمیشن های تاریخ.فوق العاده س مزار کرم های شب تاب بعضی فیلم ها و سریال ها مثل 13 دلیل برای این که برای من بیشتر از این که حول محور تجاوز و خودکشی هانا باشه3 دلیل1اون گناه کلامیه که دون میگوئیل روئیز در کتاب چهار میثاق به اون  اشاره می کنه و یکی  از چهار میثاق اینه که با کلام خودت گناه نکنی یه حرف زننده ،یه شوخی ،یه حرف اشتباه ،یا یه  رفتار ومجموعه ای از اون ها ختم میشه به مرگ یه نفر مثل هانا بعضی از فیلما اشک رو به چشمهامون میارن و بهمون یاد میدن که خوشحالی حتی در مواجهه با مرگ هم میتونه وجود داشته باشه #lifeisbeautiful  بعضی فیلما ما رو وارد یه دنیای دیگه میکنن،جایی که حتی تصورشو نمیتونیم بکنیم.&quot;تنها برای پیدا کردن عشق گمشده در زمان&quot; #Interstellar  بعضی از فیلما ما رو وادار به تفکر و کنجکاوی راجع به واقعیت وجودیمون میکنن #matrix ماتریکس بعضی از فیلما بهمون میگن که همه ما تو زندگیمون اشتباه میکنیم و هیچ اشکالی نداره اگه خودمون رو ببخشیم  #wild  با دیدن فیلم موستانگ یکی از نامزدهای بهترین فیلم خارجی‌زبان اسکار ۲۰۱۶و با دیدن دوباره نارنگی ها و یاد میگیری که ای دنیا جای کوچیکیه و ارزش جنگ و خونریزی رو نداره .ولی باز در کنارش فیلم نفس رو هم ببین.این ما نبودیم که به عراق حمله کردیم.ماندارینو یکه چیز دیگه این که هر کی بتونه جواب این سوال بده فیلم باز نیستبهترین فیلمی که دیدی چیه؟هرشب همین بساط است  چای و سکوت و یک فیلم و در اخر یک فیلم نمی‌تونه کل یک کتاب رو توضیح بده... پی نوشتهر کی پیشنهاد خوبی داره بده همراه با توضیحاتنامه های قبلینامه ای به فرزندم در باب عشق نامه ای به فرزندم در باب کتابخوانی نامه ای به فررزندم خداوند لک لک ها را دوست دارد</description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Wed, 22 Aug 2018 13:17:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نامه ای به فرزندم در باب کتاب خوانی</title>
                <link>https://virgool.io/ketabaz/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-af3ipmsfnbt6</link>
                <description>askin ayranciogluازعکس از  askin ayrancioglu  نامه ای به فرزندم درباب کتاب خوانیپیش نوشت: سنت نوشتن نامه ای به فرزند را از محمد رضا شعبانعلی و عین صاد دو معلم بزرگم یاد گرفتم.محمد رضا سری نامه های که به رها نوشته ؛و در مورد عین صاد هم که کتاب نامه های بلوغ رو که برای فرزندانش نوشته رو خوندم. این نامه هم نصحیت نیست زیرا ناصح کسی است بیشتر میداند و صلاحیت این را دارد که در مقام نصیحت کننده بایستد وسخن بگوید نمی دانم اسم این نامه ها را چه بگذارم. اعترافات، خاطرات، آرزوها، تجربیات، تاریخ، و یا درد دل. نمی دانم اسمش چیست ولی هر چه که هست بخشی از وجودم است. بخشی از گمشده ها و یافته هایم. چیزی است که می ترسم با مردن من آنها هم بمیرند و بپوسند و من این را دوست ندارم. می خواهم آنها بعد از من بمانند و ریشه بدوانند و بارور شوند و نفس بکشند و زندگی کنندو اما در مورد نصیحت کردن،بدان حقی برگردن نصیحت کننده و نصیحت خواه  وجود دارد.پیشنهاد میکنم ،کتاب رساله حقوق امام سجاد را بخوانی البته پیشنهاد چند کتاب و لیستی از آن ها به تو خودش نامه ای جداگانه ایست که درحال آماده کردن آن هم هستم. به جرئت میتوانم بگویم این کتاب جزو 5 کتابی است که من آن ها را از هر کتابی دیگری بیش تر دوست می دارم. و اما این 51 حق را یاد بگیر و سعی کن همیشه آن ها  رابه یاد داشته باشیاما این خیرخواهی که برایت درنظر گرفتم کتاب است ؛کتاب خواندنخواندن یک کتاب ممکن است پایه اندیشه‌ها و افکار انسان را تغییر دهد و چه بسا ممکن است کتابی سرنوشت میلیون‌ها انسان را تغییر دهد.و هم در زمینه شغلی وهم زندگی معنوی که در پیش رو داری می تواند چراغ راه تو باشد.کتاب خوندان، مثل زبان های مختلف دنیا رو یاد گرفتنه.وقتی پنج زبان زنده دنیا رو بلد باشی،، می تونی با پنج کشور، پنج فرهنگ، پنج ملت، پنج دین متفاوت و... ارتباط برقرار کنی.کتاب خوندنم همین حس رو بهم میده. به نظر من هر کدوم از احساسات ما، وقایع زندگی ما، آدم های زندگی ما و... با زبان متفاوت با ما سخن میگن. زبان هایی که ما هیچ علم و آگاهی بهشون نداریم. کتاب خوندن باعث میشه بتونیم احساسات مون رو ترجمه کنیم. آدم ها رو بهتر بشناسیم. اتفاق های زندگی رو بهتر درک و تحلیل کنیم.. محمد علی رجبیدلبندم خوندن کتاب یکی از بهترین وشگفت انگیزترین تفریح های من در زندگیه برای تو هم می تونه باشه معلمم می گفت:هر کتابی، حاصل قرار گرفتن ذهن انسان در یک وضعیت مشخصه.((همه‌ی کتابها را کنار هم بگذار تا همه‌ی آنچه را به اسم انسان و انسانیت می‌شناسی یک‌جا ببینی))هر بار که یک کتاب خوب را می‌خوانم، احساس می‌کنم در حال خواندن یک نقشه هستم. نقشه‌ی یک گنج.و گنجی که به سمت آن هدایت می‌شوم، خودم هستم.همه این ها در نهایت باعث افزایش گنج شناخت و آگاهی و معرفت ما به خودمون میشهبزرگان هم  در تعریف  کتاب خوانی  گفته اند:((اگر مادر نباشد، جسم انسان ساخته نمی‌شود و اگر کتاب نباشد، روح انسان پرورش نمی‌یابد.»کسی که با کتاب تسلی و آرامش یابد، هرگز آرامش خود را از دست نخواهد داد.»فرانسیس بیکن((بهترین کتاب آن است که انسان را به اندیشه وادارد، وگرنه به درد پاره کردن هم نمی‌خورد.))امام علیاز خواندن کتاب های بی ارزش و مبتذل هم دروی کن ان ها بدرد پاره کردن می خورندامام علیجواد تکجوفرزندم بدان که زشت‌ترین جملۀ دنیا اینه:وقت نمیشه کتاب بخونمجملۀ بالا احتمالاً کریه‌ترین حرف دنیاست که فقط از دهان آدم‌های عقب‌مانده و بی‌خرد بیرون می‌آید.کتاب‌خواندن کار آدم‌های بیکار است؛ من وقت و حوصلۀ این بازی‌ها را ندارم.این را هم بدان کسانی را در این دنیا داریم که کتاب نمیخوانند یا کمتر می خوانند اما در زندگی؛از من و خیلی از کتاب خوان های دیگر خوشبخت تر و سالم تر زندگی را می کنند.((سعید یگانه)) عزیز در مورد حق هایی که داریم و نداریم گفته بود.و اما یکی از حق ها که نداریم در باب کتاب خوانی:((اگه در تمام عمرت، یک یا ده یا حتی پنج هزار جلد کتاب خونده باشی نوش جونت.آفرین بر تومی تونی برای اطرافیانت مفید باشی. برای جامعه هم همینطور و ایضاً چه بسا برای جامعه بشریت. حتی حق داری نسبت به کسانی که مطالعه نمی کنن اعتراض کنی.و اگه خیلی هنر داری می تونی به جای غر زدن، به روش های مختلف ازشون دعوت کنی به خوندن کتاب و گسترش فرهنگ مطالعه.اما دیگه حق نداری به کسی که اهل مطالعه نیست هر توهینی دوست داری بکنی !راستش خیلی ناراحت شدم زمانی که یکی از دوستان به ظاهر فرهیخته گفت:«من با کسی که روزانه فلان قدر مطالعه نکنه دست نمیدم! چون تفاوتی با سگ و خوک نداره»!بماند که احساس میکنم این عبارتو از روی جمله یکی از اساتید بزرگوار برداشته. اما نتونسته درست و حسابی تحلیلش کنه و فقط ظاهر احکام رو عنوان کرده!واقعاً این چه حرفیه دوست عزیز؟ خجالت نکشیدی؟آیا به این فکر کردی که جمعیت مد نظر شما احتمالاً ممکنه رقم چند ده میلیونی رو تشکیل بده؟ و شما خیلی راحت به این گروه عظیم چنین توهین وحشتناکی می کنی؟اصلاً به چه دلیل چنین اجازه ای به خودت دادی؟به مدد همون چند جلد کتابی که خوندی؟دایره لغاتت بالا رفته؟ سوادت زیاد شده؟ بسیار خوباما درک و شعور چی؟!اصلاً می تونی بفهمی که بسیاری از کسانی که در این حوزه توهین حضرتعالی قرار میگیرن، ارزشمندترین افراد جامعه هستن؟یعنی کشاورزان، روستاییان، دامداران و ...))شاید هم بهتر است مانند یکی از دوستانم(سعید) برای خودت حریمی مشخص کنی؛حریم را می توانی در هر مواردی تعیین کنی سعید فعله گری:حریم کتاب خوان هابه نظرم این روزها این واژه دیگر کم رنگ تر شده و هر چقدر که کم رنگ تر می شود ، به همان شدت هم آزار و اذیت هایی که متحمل می شویم بیشتر می شود.منظورم از حریم این نیست که یک حصار دور خودمان بکشیم و دست از همه بشوییم. نکاتی و ویژگی هایی را در زیر لیست کرده ام تا با معنای این مفهوم کمی بیشتر آشنا شویم.1)آشنایی و ورود به حریمدر همان ابتدای آشنایی، کسی را وارد حریم خصوصی خود نکنیم. ابتدا بسنجیم که این فرد از کدامین قماش است؟ منظور من را به راحتی می فهمد یا باید برایش خیلی توضیح دهم ؟ آیا می توانم به راحتی با او تبادل نظر کنم؟ آیا کسی است بتوانم با او نیم ساعت بدون دغدغه صحبت کنم و نگران بی سوادی خودم نباشم؟2)درک بی سوادی در عین باسوادیقطعا هر کسی در هر زمینه ای تخصص و تبحر دارد و در مقابل این فرد ( یعنی زمینه تخصص اش) من بی سواد هستم. وگرنه من هم در زمینه تخصصی خودم یک فرد باسواد هستم. نکته ای که در این بین وجود دارد، اینست که افراد پخته در زمانی که با فرد دیگری از قماش خود صحبت می کنند ، خود را یک بیسواد در نظر می گیرند و به نظرات طرف مقابل به راحتی و سهولت گوش فرا می دهند و طرف مقابل آن شخص هم همین نکته را رعایت می کند و نتیجه این کار افزایش سواد و دانش و انتقال تجربه دو طرفه است.3)مهم نبودن تعداد کتاب ها و سنبه جز دو  نفر که( یک  چهار سال و یکی دو سال ) از خودم کوچکتر است ، همه افرادی که در رابطه با آنها هستم ، حداقل 14 سال از من بزرگتر هستند. قدر ترین  آنها هشت هزار و 500 جلد کتاب دارد و کمترین آنها 500 جلد کتاب. اما هیچگاه و هیچ وقت این دو معیار سن و تعداد کتاب برایشان مهم نبوده ونیست و نخواهد بود. زمان هایی که با هم صحبت می کنیم و یا درکنار یکدیگر جمع می شویم ، هیچ گاه با این چشم (لنز) به یکدیگر نگاه نمی کنیم. انگار که هم سن هستیم و در یک خانواده بزرگ شده ایم.4) راهنمایی های بی مزد :دقیقا به یاد دارم که وقتی به دانشگاه رفتم ، پدرم این نکته را متذکر شد که اگر نتوانی بدون مزد کسی را راهنمایی کنی ، هیچ گاه ادعای با سواد بودن را نداشته باش و آن کتاب هایی را که خوانده ای ، دور بریز یا آتش بزن.اکنون وقتی به این سن رسیده ام و با افراد پخته زیادی از رشته های مختلف نشست و برخاست داشته ام، پی برده ام که سخن پدرم یکی از ویژگی های افراد خردمند است.بعدها از پدرم پرسیدم که منظورت دقیقا چه بود؟گفت که یک لحظه با خودت بنشین و فکر کن که چقدر توانسته ای با کتاب هایت و سوادت دیگران را بدون اینکه انتظار دریافت کمکی از آن ها داشته باشی ، راهنمایی کنی؟ چندین بار پیش آمده که بدون اینکه مزدی دریافت کنی ، به کسی لطف کنی ؟اگرتعداد این افراد در مقایسه با کتاب هایت ، یک دهم نیست ، آن کتاب هایت را دور بریز.الان چند سالی است که پی برده ام ، افراد خردمند و کتابخوان ، بدون اینکه مزدی دریافت کنند ، درحوزه ای که سوادش را داشته اند، خیلی ها را بدون دریافت هیچ مزدی راهنمایی یا هدایت کرده اند. اما بیشتر سوال می پرسند تا اینکه پاسخ دهند.یعنی تا شما را سوال پیچ نکرده اند و به عمق ماجرا پی نبرده اند ، جواب روشنی را ارائه نمی کنند.بیشتر سوال می پرسند و کمتر پاسخ می دهند. اما وقتی پاسخ می دهند ، پاسخ شان چنان پخته و دقیق است که برای پیدا کردن چنین پاسخی باید خیلی خیلی هزینه کنی آن پاسخ را بدست بیاوری. اما این پاسخ را بدون مزد بدست می آوری.))و یه چیز دیگه این که با خواندن هر کتاب باید جمله‌ای با تو بماند این که با خواندن ان کتاب چه نصیبت شد ایا در تو تاثیری گذاشت یا نه؛چه کتاب درسی باشد چه غیر درسیفرزند عزیزم دوست دارم از دوران کودکی کتاب خوانی را شروع کنی ،نمی خواهم سرزنش تو را ببینم همان طور که من پدر و مادر مرا سرزنش کردم؛پس به من حق بده که در اوایل زندگیت به تو سخت بگیرم ؛تویی که در دورانی از خامی به پسر می بری که شاید بازی ها کودکانه و بازی ها دنیا  تو را سرگرم خود کند.برای رسیدن به این لذت باید از تلویزیون و هر چه نامش رسانه است باید فاصله بگیری( (آه از این تصویرنما! این هیولای پُرنیرنگ حیلت‌باز، مدوزایی که هر شب کرور کرور انفاسِ خیره به خود را بهت‌زده سنگ می‌کند. سیرنی که شیرین می‌خواندت به هوشبر نغمه‌ای، و دلپذیرند آن بی‌شمار وعده‌هایش، لیک در انجام بس ناچیز است داده‌اش))من هنوز هم حسرت گذشته را می خورم.که چرا پدر مادر عزیزم برای من حداقل امکانات وفرصت ها رو فراهم نکردن و یا چرا  من در کودکی  طعم لذت کتاب خوانی  را نچشیده ام. درسته که سبک زندگی و سطح زندگی فقیرانه مان برای آن چیزی که من انتظارش را داشته ام توجیهی باشد اما باز هم می گویم نهفرزندم نمی دانم دیگر با چه زبانی بگویم که کتاب خواندن خوب است.از تحققیات نیل پستمن منتقد علوم ارتباطات بگویم که درکتاب &quot;زندگی در عیش ، مردن در خوشی&quot;  در مورد حذف کتاب در جامعه امریکا می گوید:او توضیح می‌دهد که این رسانه ای یا تلویزیونی شدن یکی از پیامدهایش این است که آهسته آهسته خواندن کتاب کم می‌شود و بعد در فصل سوم یا چهارم کتاب توضیح می‌دهد،آمریکایی که امروز امپراطوری شد به این علت بود که در قرن 18 یا 19 آمارها ی شگفت انگیزی از کتابخانه ها وکتابفروشی ها و نشر کتاب و این ها یک زیرساخت فرهنگ مکتوبی بوجود آورد و حالا تلویزیون ها با سرگرمی سازی یا تجاری سازی و با چیزهای دیگر دارند آن را از جامعه می‌گیرند . او معتقد است که اگر این اتفاق ادامه پیدا کند تمدن آمریکا سقوط می‌کند و فرو می‌ریزد، یعنی کتاب نباید جایگاهش در تمدن آسیب ببیند، تلویزیون ، روزنامه و رسانه های دیگر باید مواظبت کنند از اینکه به هر حال آن دانشی که به صورت مکتوب تولید می‌شود یک نقش ساختاری در پیشبرد زندگی اجتماعی و تمدن دارد، بخصوص در حوزه علوم انسانی اجتماعی ما اگر درکمان فقط بخواهد بصری باشد؛ این درک بصری درست است که حواس را چند بعدی می‌کند ولی خیلی از حقیقت هایی که حقیقت های غیربصری هستند را نمی توانیم ببینیم چون درک انتزاعی ما را محدود می‌کند به تعبیر پستمن بصری کردن درک را انضمامی و چند بعدی می‌کند ولی آن درجه انتزاع را کم می‌کند ، خواندن و نوشتن چون تمرکز بیشتری را می‌طلبد ، و نیازمند یک ارتباط فعالانه تر است. اما وقتی که تلویزیون نگاه می‌کنیم مهم نیست که سخنرانی یک جامعه شناس را گوش می‌کنیم یا مثلا یک فیلم سینمایی را، خیلی ریلکس هستیم ، برای همین هم اینها خیلی نیاز به تمرکز و دقت ندارد اما کتاب که می‌خوانیم زود خوابمان می‌گیرد چون کتاب انرژی بیشتری می‌خواهد یعنی درگیری مغزی بیشتری نیاز دارد و برای همین هم خیلی ها آمادگی اش را ندارند و خیلی ها هم به محض این که بخوانند خوابشان می‌گیرد. چرا؟ چون کتاب مغز را فعال می‌کند و تلویزبون این کار را نمی کند، حتی تصاویر ویدئویی و اینترنتی هم این کار را نمی کنند ، معنای این حرف چیست ؟ معنای این حرف آن است که یکی از پیامدهای مخرب رسانه‌ای شدن می‌تواند این باشد که درک انتزاعی ما به تدریج کمتر می‌شود.فرزندم از ادبیات فارسی مان فاصله نگیر؛  به تمام شاعران پارسی زبان مان عشق بورز مولانا،سعدی،فردوسی با شعرها و داستان هایشان می توانی تا اسمان هفتم بروی و بیایی (اومبرتو اکو) نشانه‌شناس، فیلسوف، متخصص قرون وسطی رمان نویس ایتالیایی در مورد کارکردهای ادبیات می‌گوید ادبیات کارکردش تولید لذت نیست ، اگر این بود ارزش نداشت درست است که لذت تولید می‌کند ولی کارکرد اصلی آن این نیست ، کارکرد اصلی ادبیات ارتقاء ذهن است از طریق ارتقاء زبان به وی‍‍ژه ادبیات کلاسیک و آثار ادبی بزرگ. او مفصل شرح می‌دهد که از لحاظ نشانه شناسی کاری که خواندن کلمات یعنی اشعار ، رمان و داستان می‌کند آن کار را یک فیلم سینمایی نمی کند، یک گالری هنری نمی کند ، حتی موسیقی این کار را نمی کند چون آن درک انتزاعی که رمان و شعر می‌دهد در تصویر نیست، چون زبان از طریق ادبیات ارتقا پیدا می‌کننامه ای که  او به نوه اش نوشته :نوه دلبند و عزیزم،همه چیز را با حفظ کردن، بیاموز…به هیچ وجه میل ندارم نامه‌ای را که برایت می‌نگارم، ماهیتی ملودراماتیک داشته باشد و سرشار از احساسات و عواطف رقیق باشد و نصایح و اندرزهایی پیرامون عشق ورزیدن به همنوعان یا زادگاه مادری یا حتی دنیای اطرافمان یا از این نوع چیزها در خود گنجانده باشد؛ زیرا کوچکترین توجهی به آن نخواهی کرد و آن هنگام که بخواهی این گونه نصایح را به اجرا گذاری (در حالی که تو دیگر یک انسان بالغ شده‌ای و من نیز دیگر در قید حیات نیستم)، نظام ارزش‌گذاری‌ها آنقدر تغییر یافته است که تمام اندرزها و نصایحم دیگر ماهیتی قدیمی و غیر عملی برایت در بر خواهد داشت و هیچ فایده‌ای برایت نخواهد داشت.بنابراین مایلم که تنها روی یک نکته به‌خصوص تأکید ورزم و سفارشاتی به تو بکنم؛ چیزی که تو یقینا خواهی توانست به مرحله اجرا گذاری. حتی در همین دوران کنونی، در حالی که مشغول گشت و گذار در داخل صفحه دستگاه ‌ای‌پدت خواهی بود… بدانسان نیز این اشتباه را نخواهم کرد که به تو بگویم دست از این کارها برداری، البته نه به این خاطر که به نظرت همچون پدربزرگی کسل‌کننده خواهم رسید، بلکه به این خاطر که خود من نیز همین کارها را انجام می‌دهم.در نهایت امر، شاید بتوانم به تو نصیحت کنم که اگر به صورت تصادفی نگاهت با صدها سایت وقیح و نابهنجار در اینترنت مواجه شد که تمام اشکال روابط جنسی میان دو انسان را به هزاران شکل مختلف نمایش می‌دهند، دست کم بر این عقیده باقی بمانی که رابطه جنسی به هیچ وجه این چیزی نیست که در این سایت‌های وقیح و نامناسب می‌بینی؛ سایت‌هایی که اتفاقا ماهیتی بسیار کسل‌کننده و یکنواخت هم دارند. این نوع سایت‌های وقیح و نامناسب فقط در نظر دارند که تو را از رفتن به خارج از خانه بازدارند تا از نگاه کردن به جنس مخالفت به صورت طبیعی دست بکشی.اتفاقاً من قصد دارم به تو بگویم که به مانند دوران قدیم، به دوشیزگانی که در اطرافت هستند، خوب بنگری، حال در مدرسه یا در ورزشگاهی که برای انجام دادن تمرینات ورزشی به آنجا می‌روی؛ زیرا هر چیزی که واقعی باشد، بهتر است و دوشیزگان واقعی‌ای که از گوشت و پوست و استخوان‌اند، به مراتب سالم‌تر و بهتر از آن تصاویر وقیحی هستند که در سایت‌های اینترنتی ظاهر می‌شوند…ادامه نامه .........نامه ای که  او به نوه اش نوشته فریده مهدوی دامغانیپی نوشت:-کتاب خوانی و توصیه هایی برای ان-کتاب و کتاب خوانی-چرا کتاب بخوانیم؟میثم مدنی نقشه راه من، برای نوشتن در حوزه کتاب‌خوانی (۲۵ بهمن۱۳۹۶) نامه ی قبلی  نامه ای به فرزندم :در باب عشق </description>
                <category>رضا چترزرین</category>
                <author>رضا چترزرین</author>
                <pubDate>Sun, 22 Jul 2018 18:47:12 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>