<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضافقیه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezafaghih</link>
        <description>برنامه نویس وب، IPA Lead developer, مدرس برنامه نویسی و طراحی سایت، موسس وبسایت پارس آکادمی</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:19:23</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/2965322/avatar/o4q1Xs.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضافقیه</title>
            <link>https://virgool.io/@rezafaghih</link>
        </image>

                    <item>
                <title>ترس از شکست بدتر از شکست است</title>
                <link>https://virgool.io/@rezafaghih/%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%AF%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-bwxbjtkigqaz</link>
                <description>شکست خوردن عامل پیروزی استخیلی مواقع خیلی ها مثل خود من از شکست میترسند، وقتی درباره ترس از شکست صحبت میکنیم یعنی هنوز مسیری رو شروع نکردیم، و تازه میخوایم وارد یک مسیر جدید بشیم، تا الان به این موضوع دقت کردید که چقدر شکست میتونه تلخ باشه؟ صد در صد ترس از شکست با یکسری عوامل همراهه مثلا ترس از دست رفتن یکسری چیزهایی که در مسیر خرج میشه، البته که من نه روانشناس هستم نه آدم فلسفی فقط علاقه مند هستم به صحبت درباره تجربیات خودم در این زمینه مخصوصا مرتبط با زمینه فعالیت خودم ( برنامه نویسی ) و ترس شکست از ورود به دنیای برنامه نویسیچرا از شکست میترسیم؟صد در صد هم من هم شما بارها و بارها از شکست ترسیدیم ، اما تا الان به این موضوع دقت کردید که چرا از شکست میترسیم؟ ترس از شکست خیلی عوامل با خودش به همراه داره اما دلیل اینکه میترسیم چیه؟ ترس  حسی هست که ما با از دست دادن ( یا فکر کردن به از دست دادن ) بدست میاریم، هرچیزی ممکنه از دست بره، سلامتی، زمان، پول، موقعیت شغلی و هزاران چیزه دیگه پس وقتی از شکست خوردن میترسیم در اصل داریم به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه به از دست دادن یه چیزی فکر میکنیم اما از چه چیزی شکست میخوریم؟ از یادگیری یک چیز جدید؟ شکست در یک امتحان درسی؟ شکست در یک موقعیت شغلی؟ خب هرکدوم از اینها ممکنه یک چیزی رو از ما بگیرند برای مثال زمانی که داریم چیزی یادمیگیریم داریم تلاش میکنیم به علم جدیدی برسیم تا در نهایت چیزی را با آن علم بدست بیاریم و زمانی که در یادگیری شکست میخوریم نمیتونم آن علم را بدست بیاریم یا زمانی که در یک امتحان شکست میخوریم نمره پایینی دریافت میکنیم یا حتی یک درس را مردود میشیم ، یا حتی زمانی که یک موقعیت شغلی را بدست نمیاریم نمیتوانیم به جایگاه شغلی بهتر با درآمد بهتری برسیمتمامی این ها مثال هایی هستند از شکست اما آیا همیشه چیزی است دست میدیم؟دنبال مسیر درست باشآیا هر شکست به معنای از دست دادن است؟یک زمان به یک نتیجه رسیدم که هر شکست به معنای از دست دادن نیست، خیلی مواقع ما چیزی رو از دست میدیم که اصلا نداشتیم ! به عنوان مثال یک موقعیت شغلی زمانی که هنوز هیچ شغلی نداریم اگر نتونیم یک موقعیت شغلی بدست بیاریم پس امروز با دیروز ما هیچ تفاوتی نداشته و در نهایت ما چیزی رو از دست ندادیم اما چیز جدیدی نیست بدست نیاوردیم اما یک نکته بزرگ اینجا وجود دارد، اگر هیچوقت برای آن موقعیت شغلی نمیرفتم چی؟ اگر هیچوقت امتحان نمیدادم، اگر هیچوقت برای یادگیری تلاش نمیکردم و هزاران اگر دیگهخیلی مواقع بعد از گذشت یک زمانی مثلا 10 سال بعد میگیم اگر اونروز بیشتر تلاش میکردم چی؟ اگر به جای 8 ساعت 7 ساعت میخوابیم و اون یک ساعت بیشتر رو مطالعه میکردم یا چیزای جدید یادمیگرفتم چی؟ اگر سعی میکردم چی؟ استفاده از واژه &quot; اگر ، شاید، ای کاش&quot; هیچ فایده ایی ندارداگر این کار رو انجام میدادم چی؟ ای کاش اونروز، شاید اگر نمیرفتم و .... اینها همه در گذشته هستند، هر وقت تونستید گذشته رو عوض کنید اونموقع میتونید درباره اینها هم صحبت کنید،  اما دوست دارید روزی به دنبال این اگر ها، شاید ها، ای کاش ها باشید؟ مطمئنم هیچکس دوست داره که مغزش پر بشه از هزاران ای کاش و شاید و اگر روزی میرسه که امروز عمل نمیکنیم و فردا همین اگر ها، شاید ها، ای کاش ها مثل یک عقده روی دل انسان میمونهترس از شکست جلوی موفقیت شمارو میگیرهدکتر مجتبی شکوری میگه من دانش آموز خیلی بدی بودم، روزی از دفتر مدیریت به پدرم زنگ زدند که بیاد به مدرسه تا درباره وضعیت درسی من صحبت کنند و اونروز برای اولین بار شرمندگی پدرم را دیدم و بعد از اون تصمیم گرفتم خیلی چیزهارو تغییر بدم ( بخشی از خاطرات مجبتی شکوری در برنامه کتاب باز ) خیلی مواقع یک شکست باعث موفقیت شما میشه ! اگر در یک امتحان قبول نشدید ولی باعث  میشه شما علاقه واقعی خودتون رو پیدا کنید، اگر در یک موقعیت شغلی موفق نشدید ولی باعث میشه شما نقاط ضعف خودتون رو پیدا کنیداگر نیکولا تسلا همیشه میگفت که چیزی شبیه جریان متناوب (AC) یا سیستم القایی و ... غیر ممکن هستند یا میترسید از شکست خوردن آیا اصلا شروع میکرد؟ خیلی مواقع شکست ها عامل پیروزی هستند اما ترس از شکست باعث میشه شما هرگز شروع نکنید و هیچوقت موفق نشید</description>
                <category>رضافقیه</category>
                <author>رضافقیه</author>
                <pubDate>Sun, 07 Jan 2024 14:02:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برنامه نویس نشو اگه ...</title>
                <link>https://virgool.io/@rezafaghih/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3-%D9%86%D8%B4%D9%88-%D8%A7%DA%AF%D9%87-myfxpfiwhawe</link>
                <description>خیلی ها به برنامه نویسی علاقه دارند، اما آیا همه میتونند برنامه نویس بشن؟ صد در صد پاسخ به این سئوال یک نه بزرگ است اما نه به این دلیل که برنامه نویسی سخته یا مثلا باید ریاضی بلد باشیم ! نه هیچکدوم از اینها دلایل منطقی نیستند دقیقا به این دلیل که همه نمیتونند ( یا نیاز نیست ) پزشک بشن، همه نیازی نیست مکانیک بشن، همه نیازی نیست بدنساز بشن اما به همه اینها نیز در دنیا نیاز داریم ! در این مطلب میخوام به شما بگم چرا و چه کسانی نباید برنامه نویس بشناگه فقط دنبال پولی برنامه نویس خوبی نمیشیصد در صد تا الان هزاران بار این تعاریف رو شنیدیم که برنامه نویس ها درآمد بالایی دارند، از هزار روش پول در میارند و زندگی راحتی دارند، آره تا بخشیش درسته که بازار کار برنامه نویسی خیلی خوبه، درآمد بالایی داره، تقاضای بالایی داره اما تا به حال به این موضوع فکر کردید که اگر فقط به دنبال کسب درآمد باشید اصلا میتونید برنامه نویس بشید یا نه ؟ بچه ها برای تبدیل شدن به یک برنامه نویس خوب فقط 3 تا قانون داریم!تمرین، صبر، استمراراگر این سه تارو نداشته باشیم و یا حتی فقط یکی از این سه تارو نداشته باشیم نمیتونیم، تکرار میکنم نمیتونیم برنامه نویس خوبی بشیم، پس حالا برگردیم به اصل مطلب آیا کسی که فقط به فکر کسب درآمد عالی باشه میتونه برنامه نویس خوبی بشه؟ صد در صد نه چونکه اصلا صبری نداره که بخواد پیشرفت کنه و اصلا حوصله تمرین کردن نداره و اگر شکست خورد دوباره بلند نمیشه ادامه بده پس استمراری در کارش وجود نداره حالا چطوری انتظار میره که این شخص یک برنامه نویس خوب بشه ؟اگر قدرت پردازش و تحلیل نداری برنامه نویس نشوشغل برنامه نویسی کاملا با قدرت تحلیل و پردازش ارتباط داره، البته این قدرت ها اکتسابی هستند و شما میتونید با تمرین، مطالعه و صبر این قدرت هارا کسب کنید اما پیشنهاد میکنم اگه کلا علاقه ایی به کار کردن روی قدرت پردازش و تحلیل خودتون ندارید اصلا سمت برنامه نویسی نیاید، یک برنامه نویس باید بتونه همیشه خودشو، کدهاشو ، مشکلاتشو و ... رو پردازش کنه پس اگر شما نتونید اینهارو تحلیل کنید و قدرت پردازش خوبی برای رفع مشکلات و یا پیشرفت دادن کدها و نوشتن کدهای بهتر داشته باشید هیچجوره نمیتونید برنامه نویس موفقی باشید.اگر حوصله نداری که ساعت ها یک جا باشی برنامه نویس نشوالبته این مورد یکی از مشکلات خود منه چونکه هم حوصله ندارم جاهای مختلفی باشم و هم حوصله ندارم یکجا باشم پس در نتیجه در هر دوحالت به مشکل میخورم :)) اما به تعریف ساده برنامه نویسی شغلی هست که با ساعت ها کد زدن و تلاش کردن ارتباط داره پس  باید حوصله اینو داشته باشید که ساعت ها روی یک صندلی بشینید و به یک مانیتور خیره بشید و کد بزنید که البته اصل برنامه نویسی هم همیشه همین بوده و هست.اگر نمیخوای پیشرفت کنی و همیشه آموزش ببینی برنامه نویس نشوبزرگترین مشکل برنامه نویس های تازه کار چیه؟ یک هدف ساده رو مشخص میکنند و فکر میکنند اگر به اون مسیر برسند دیگه نیازی نیست ادامه بدن مسیر خودشون رو یا خودشون رو پیشرفت بدند که این بزرگترین اشتباهه، هر برنامه نویسی نیاز داره پیشرفت کنه و این پیشرفت تنها و تنها با تمرین و آموزش دیدن انجام میشه ، در اصل برنامه نویسه موفق هیچ وقت خودشو محدود نمیکنه به یک کار خاصی بلکه اونقدری عاشق برنامه نویسیه و عاشق خلق کردنه که هر دفعه برای خلق یک چیزه جدیدی میره به دنبال یادگیری چیزهایی که تا الان ندیده حالا میتونه یک زبان برنامه نویسی باشه، یک کتابخانه باشه، یک فریم ورک باشه یا حتی آشنا شدن با یک پکیج ساده اما مهم اینجاست که برنامه نویس باید تلاش کنه همیشه خودشو پیشرفت بده و آموزش ببینهاگر کتاب خوندن رو دوست نداریاین تعریف یکم شخصیه و از طرف خودمه اما برای هر انسانی و هر شغلی کاربرد داره، بزرگترین و مهمترین راه انتقال علم کتاب خوندن و مطالعه هست، نمیگم تنها راه انتقال علمه اما حتما یکی از بزرگترین راه های انتقال علم و سواد کتابه پس یک برنامه نویسی که تلاش میکنه با سواد باشه باید اهل مطالعه باشه اون هم نه فقط کتاب های مربوط به برنامه نویسی بلکه هر کتابی که ممکنه شمارو در این مسیر موفق کنه، میتونه کتاب روانشناسی باشه یا کتاب برنامه نویسی، کتاب شعر و ادبیات باشه و یا حتی کتاب تاریخ !</description>
                <category>رضافقیه</category>
                <author>رضافقیه</author>
                <pubDate>Mon, 04 Dec 2023 23:59:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خلاصه ایی از کتاب clean coder نوشته رابرت مارتین</title>
                <link>https://virgool.io/codenevis/%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-clean-coder-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%86-xgpnx1lzhayu</link>
                <description>کتاب کدنویس تمیز نوشته رابرت مارتین در سال 2011 منتشر شده است، نزدیک به یک سال پیش این کتاب را بعد از کتاب clean code خواندم و متوجه خیلی نکات مهمی شدم که حتما در این مطلب درباره آنها با شما صحبت میکنم، در این مطلب قرار است درباره کتاب کدنویس تمیز (clean coder) با همدیگه صحبت کنیم و به صورت خلاصه این کتاب را بررسی کنیمکتاب کدنویس تمیز (clean coder)مقدمه کتاباین کتاب 258 صفحه ایی و در مجموع 14 فصلی بسیار نکات خوبی را به برنامه نویس ها (مخصوصا برنامه نویس های تازه کار) آموزش میدهد آن هم این است که چقدر این شغل میتواند حساس باشد همانقدر که پزشکی، مهندسی، سیاست، حقوق و ... شغل های حساسی هستند برنامه نویسی نیز شغل حساسی است و اگر شما یک برنامه نویس مسئولیت پذیر نباشید چقدر ممکن است در کار خود و دیگران مشکل ایجاد کنید، دقیقا نکته ایی که من احساس میکنم خودم هم بسیار دیر بهش رسیدم و البته طبیعی است، میدانید چرا؟ چونکه خیلی مواقع تا ضربه نخوریم یا اشتباه نکنیم خیلی چیزها را یادنمیگیریم !برنامه نویس حرفه اییدر فصل اول تا سوم کدنویس تمیز به شما یاد میدهد که چگونه حرفه ایی رفتار کنیم، چگونه وقتی کاری نیازمند زمان بیشتری است نه بگوییم و چگونه در مواقعی که لازم است بله بگوییم ! این یک حقیقت است که خیلی مواقع خیلی از انجام نشدن کار ها یا به مشکل خوردن کار ها به دلیل نداشتن قدرت نه گفتن است، لازم است در این شغل همانطور که حرفه ایی عمل میکنیم و تلاش میکنیم مسئولیت پذیر باشیم همانقدر هم نه گفتن را بلد باشیم، انسان ربات نیست، انسان نیازمند استراحت است، نیازمند زمان است، نیازمند آرامش است خیلی مواقع به شوخی گفته میشود که برنامه نویس در 24 ساعت شبانه روز لازم است کار بکند ! این تعریف کاملا اشتباه است بلکه زمانی که ما برنامه ریزی داشته باشیم دیگر جای نگرانی وجود ندارد که چقدر زمان داریم، البته این هایی که من میگویم بخش هایی از کتاب است و به این معنا نیست که خودم هم این اشتباهات را انجام نمیدهم یا حتی رابرت مارتین این اشتباهات را انجام نمیدهد =)حرفه برنامه نویسی نیز همانقدر حساس است که دیگر شغل ها و حرفه ها حساس هستند، شما با مطالعه این کتاب یادمیگیرید که چقدر یک اشتباه شما میتواند به یک شرکت ضرر مالی وارد کند، چقدر یک تصمیم اشتباه شما و یا قدرت نه نگفتن شما میتواند باعث شود تا دیگر کارمندان ضربه بخورند و چقدر کم بودن تجربه کاری شما و کم بودن سواد شما میتواند باعث افزایش زحمت دیگر کارمندان شود یک برنامه نویس وظیفه دارد همانقدر که برای کدنویسی تلاش میکند برای افزایش سواد نیز تلاش کند، این حرفه هر روزه در حال توسعه و پیشرفت است مگر میشود یک برنامه نویس یک گوشه بنشیند و منتظر باشد تا توسعه و پیشرفت سمت او بیاید؟ این برنامه نویس است که باید به سمت پیشرفت برودمراقب کدهایی که مینویسی باش !فصل چهارم تا هشتم ارتباط نزدیکی با دیگر کتاب رابرت مارتین یعنی کتاب محبوب کدنویسی تمیز (clean code) دارد، در این 4 فصل شما یادمیگیرید که چگونه مراقب کدهایی که مینویسید باشید و چگونه هر بخش را به شیوه ایی بنویسید که دیگر برنامه نویسان هم امکان خواندن آنها را داشته باشند، این یک حقیقت است که شما نه تنها باید مسئولیت کارهای خود را بلکه مسئولیت کدهای خود را نیز قبول کنید شما باید مراقب باشید که چه چیزی مینویسید و چه کسی با چه مقدار سواد قرار است بعدا کد شما را بخواند.یکی از اصول اصلی برنامه نویسی تست نویسی است، شما باید یادبگیرید برای برنامه هایی که مینویسید آنقدر دقیق تست نویسی کنید ( تست نویسی به معنای انجام تست های مختلف بر روی کد های نوشته شده است ) که کمترین میزان خطا را برنامه های شما داشته باشد، اگر هم در جایی برنامه شما خطایی داشت شما باید بدانید که چطوری میتوانید خیلی سریع مشکل را رفع کنید و مسئولیت اشتباه خود را قبول کنید.تست های قوی بنویسیکی از اصول تست نویسی این است که بدانیم این احتمال وجود دارد که چه مشکلاتی برای برنامه ما به وجود بیاید، البته که همین مبحث نیز چندین زیر شاخه دارد به شکلی که ایرادات میتواند تنها برای GUI (چهره) برنامه ها به وجود بیاید یا برای سرور ها و دیتابیس، میتواند بخش امنیتی برنامه هایی که مینویسیم ایراد داشته باشد و یا callback هایی که برای برنامه مینویسیم، به همین دلیل است که بخش عمده ایی از تست نویسی اتفاقا ارتباط مستقیمی دارد با تجربه به این معنا که شما باید یکبار حداقل به این مشکلات برخورده باشید تا این تجربه را بدست بیاورید که چگونه میتوانید جلوی این ایرادات را بگیرید تا دیگر همچین ایرادی برای برنامه های شما به وجود نیاید.مدیره پروژه خودت باشفصل نهم و دهم به شما یاد میدهم که شما به عنوان یک برنامه نویس نیازی نیست حتما منتظر باشید تا یک مدیر پروژه به شما دستور بدهد که کاری انجام بدهید، شما میتوانید به عنوان یک برنامه نویس خودتان تمام پیش بینی ها را انجام بدهید و تلاش کنید برای بهینه سازی بهتر برنامه ها، البته که شغل مدیر پروژه یک شغل مهم محسوب میشود و اصلا به این معنا نیست که دیگر شرکت ها نیازی به مدیر پروژه ندارند !اما تصور کنید که شما یک برنامه نویس فریلنسر هستید که در خانه مشغول برنامه نویسی و کار کردن بر روی پروژه ها هستید، اینجا است که دیگر چیزی به نام مدیر پروژه معنا نمیدهد و چیزی به نام دیزاین و دیزاینر هم وجود ندارد تنها شما هستید و کلی کار ! در این حالت است که شما یادمیگیرید چگونه مسئولیت برنامه های خودتان را قبول کنید و یادمیگیرید که چگونه برنامه هایی بنویسید که کمترین ایراد را داشته باشند، شما باید فشار های کاری را قبول کنید و بهترین زمانبندی را برای یک پروژه ایجاد کنید، شما باید تخمین درستی از زمانبندی پروژه داشته باشید و بدانید که یک پروژه که مقدار زمان نیاز داردرضافقیه : تجربه به من ثابت کرده ما هیچ وقت نمیتونیم بهترین زمان بندی و پیش بینی را داشته باشیم، برای همین اگر مثل من این احتمال را میدهید که ممکن است روزهایی مشکلاتی به وجود بیاید، روزهایی امکان کار کردن نداشته باشید و یا حتی ممکن است زمانبندی درست نباشد همین از این فرمول استفاده کنیدزمان بندی نهایی = تخمین+تخمین/2 به زبان ساده اگر شما برای یک پروژه 30 روز زمان را تخمین زده ایید بهتر است نیمی از این 30 روز را نیز به این 30 روز اضافه کنید و زمان نهایی را 45 روز در نظر بگیرید (به من اعتماد کنید و به موقع متوجه میشوید چقدر کمک میکنه بهتون : )  )نتیجه گیری نهاییکتاب کدنویس تمیز (clean code) را هر برنامه نویسی لازم است بخواند فرقی نمیکند شما 20 سال سابقه کار دارید یا 20 روز اما این نکته را در نظر داشته باشید که خیلی از چیزهایی که این کتاب ها و یا حتی کتاب های روانشناسی و انگیزشی میگویند شعار هایی هست که بهتره در زندگی همراه خود داشته باشیم اما زندگی همیشه به این شیوه کار نمیکند که ما 5 صبح بیدار شویم و هرروز سالاد بخوریم و بریم ورزش =)خیلی مواقع باید این نکات را یادبگیریم تا در بخشی از زندگی از آنها استفاده کنیم و اگر هم اشتباهی در کارمون داشتیم یادبگیریم که این اشتباه را دیگه تکرار نکنیم و از آن اشتباه درس بگیریم</description>
                <category>رضافقیه</category>
                <author>رضافقیه</author>
                <pubDate>Fri, 01 Dec 2023 15:58:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آینده برنامه نویسی وب چگونه است؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezafaghih/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%88%D8%A8-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yxops9pov78u</link>
                <description>برنامه نویسی وببرنامه نویسی وب یکی از محبوبترین پولسازترین حوزه های برنامه نویسی است که به دلیل داشتن شاخه های بسیار زیاد همیشه یک پرسش به همراه خود داشته است، آیا برنامه نویسی وب برای ما آینده ایی دارد؟ پاسخ به این سئوال بسیار ساده است اما لازم است قبل از پاسخ به این پرسش یکسری مسائل را با همدیگه بررسی کنیم مخصوصا برای کسانی که علاقه مند به ورود به دنیای برنامه نویسی وب هستند.برنامه نویسی وب را از کجا شروع کنم؟اولین پرسش برای کسانی که قصد شروع برنامه نویسی را دارند این است که برنامه نویسی وب را از کجا آغاز کنیم؟ بهتر است قبل از بررسی این پرسش با این مبحث آشنا بشویم که برنامه نویسی وب شامل دو شاخه اصلی است شاخه فرانت اند و بک اند و بهتره اول با تعریف این دوتا آشنا بشیدبه شکل ساده میتوان فرانت اند را چهره وبسایت نام برد، هرچیزی که در وبسایت قابل مشاهده است مانند متن ها، تصاویر، دکمه ها و ... زیر مجموعه ایی از فرانت اند است و بک اند بخش سرور وبسایت را تشکیل میدهد مانند پایگاه داده برای ذخیره سازی اطلاعات و امنیت ورودی ها و خروجی ها و دریافت اطلاعات از پایگاه داده و ...در اصل برنامه نویس باید یکی از این دو تخصص ( یا هردو ) را به صورت کامل تسلط داشته باشد تا بتواند واریز مسیر کسب درآمد ( بازار کار ) دنیای برنامه نویسی وب بشود، هرکدام از این شاخه ها نیز مسیری را با خود به همراه دارند که این مسیر میتواند کوتاه یا بسیار طولانی باشد ( با توجه به میزان علاقه شخص برای توسعه فردی و افزایش سواد خود )آیا کسب و کارها نیازمند وبسایت هستند؟بدون شک پاسخ به این پرسش یک بله بزرگ است ! در اصل درحال حاضر نمیتوان گفت کسب و کار بزرگ و پرسودی وجود دارد که وبسایت، شبکه های اجتماعی و ... را برای خود ندارد پس بدون هیچ شکی کسب و کارها نیازمند وبسایت هستند اما چرا؟!در اصل درحال حاضر دنیا را دنیای تکنولوژی مینامند و در جهانی زندگی میکنیم که ارتباطات با استفاده از اینترنت بسیار ساده شده است، شما میتوانید با یکی از دوستان خود در هرکجای کشور و یا حتی دنیا به صورت تصویری صحبت کنید ، شما میتوانید خیلی ساده پیام های صوتی ارسال کنید، عکس و فیلم ارسال کنید، فیلم و سریال تماشا کنید، مطالعه کنید و ..... پس بدون هیچ شکی درحال حاضر در دنیای فعلی خرید های اینترنتی و خدمات نیز توجه بسیار زیادی در اینترنت دارند و بسیار پر اهمیت هستند ، طبق آمار رسمی تقریبا 60 درصد خریدها به صورت اینترنتی انجام میشود ( از طریق وبسایت ها یا شبکه های اجتماعی ) پس هیچ شکی در این موضوع وجود ندارد که کسب و کارها برای فروش بیشتر به وبسایت نیاز دارند.وبسایت باعث افزایش فروش کسب وکارها میشودآیا تنها یک وبسایت برای افزایش فروش کسب و کارها کافی است؟بدون شک پاسخ به این سئوال نیز یک نه بزرگ است ! بیایید با همدیگه یک چیزی را بررسی کنیم، اگر در گوگل سرچ کنید خرید یخچال اولین وبسایت هایی که به نمایش در میاید کدام وبسایت ها هستند؟ دیجی کالا، ترب و .... پس یکی از عوامل مهم در رشد وبسایت و فروش شما داشتن یک سئوی قوی است ، سئو به معنای search engine optimization است و کاربرد اصلی آن بهینه سازی وبسایت برای موتور های جست و جو مانند گوگل است تا وبسایت بتواند رتبه خوبی دریافت کند اما بگذارید یک موضوع دیگری را بررسی کنیم، بین ترب و دیجی کالا کدام مورد محبوبیت بیشتری دارد؟ احتمالا پاسخ شما هم دیجی کالا باشد که بسیار نیز طبیعی است اما چه عواملی باعث میشود تا دیجی کالا نقطه امنی باشد برای خرید های شما؟1 : طراحی وبسایت و اپلیکیشن کاربردی یا user friendly که باعث میشود کاربر بسیار راحت ارتباط برقرار کند با وبسایت2 : سئوی بسیار قوی در موتور های جست و جو3 : محتوا سازی بسیار عالی در محیط وبسایت4 : ضمانت بازگشت وجه و مرجوعی کالا !5 : پشتیبانی 24 ساعته تلفنیتمامی این موارد باعث میشوند تا کاربرد بتواند به دیجی کالا اعتماد کند، پس بسیار جالب است که بدانید تنها داشتن یک وبسایت کافی نیست بلکه داشتن یک وبسایت اولین مرحله است اما مدیریت یک وبسایت، سئوی وبسایت، تولید محتوا و ... نیز در ادامه بسیار پرکاربرد است.آیا برنامه نویسی وب آینده کاری دارد؟الان پاسخ به این سئوال بسیار بسیار راحتتر شده است زیرا شما میدانید که تمامی کسب و کارها به وبسایت نیاز دارند یعنی تقاضا بسیار بالا است، زمانی که تقاضا بالا باشد چه اتفاقی می افتد؟ شرکت هایی ساخته میشوند تا این تقاضا را برآورده کنند حالا شرکت ها به چه شخصی نیاز دارند؟ برنامه نویس های با تجربه !در دنیای برنامه نویسی میزان تجربه، میزان سواد و میزان تلاش بسیار مهم است و هرچقدر شما بتوانید برنامه نویس با سوادی باشید شرکت های بیشتری به شما نیاز دارند اما دوباره برمیگردیم به پرسش اصلی، آیا برنامه نویسی وب آینده کاری دارد؟ صد در صد بله اما به یک شرط، به شرطی که مسیر شما تنها با هدف درآمد شروع نشود بلکه با هدف تلاش و رشد فرقی شروع بشود.باید توجه کنیم که زمانی که ما خودمان را رشد میدهیم تقاضا برای همکاری با ما نیز بیشتر میشود، فرقی ندارد ما به عنوان یک فریلنسر فعالیت میکنیم یا قصد داریم در یک شرکت بزرگ استخدام بشویم اما در هرحالی ما باید تلاش کنیم سواد خودمان را افزایش بدهیم تا بتوانیم در این مسیر موفق بشویم.علاقه مندان به یادگیری طراحی سایت میتوانند به وبسایت پارس آکادمی نیز مراجعه کنند
 https://parsacademy.top </description>
                <category>رضافقیه</category>
                <author>رضافقیه</author>
                <pubDate>Fri, 17 Nov 2023 11:16:29 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>