<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا مهدوی | Reza Mahdavi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezamahdavi</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 03:18:10</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/195559/avatar/ksPLrB.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</title>
            <link>https://virgool.io/@rezamahdavi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>محتوا یا بستر ارایه محتوا؟ | Content vs. Context</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-content-vs-context-swiknkadfwix</link>
                <description>توییت ایلان ماسکچرا سه تا آیکون ساده تلسکوپ، آدمک و قلب، باید تو توییتر، بیشتر از دویست هزار لایک بخوره، بیست و پنج هزار بار ریتوییت  و هزار و پونصد بار کوت بشه؟؟؟؟؟!!!!!جواب ساده است.چون ایلان ماسک مدیرعامل تسلا و بنیانگذار اسپیس ایکس این توییت رو زده!!میشه نتیجه گرفت که بستر ارایه محتوا از خود محتوا مهمتره. یعنی مهم نیست چه حرفی زده میشه. مهم اینه که اون حرف رو کی میزنه. حتی اگه سه تا آیکون رو توییت کنی!!هدف ما از برندسازی همینه. ایجاد بستری قدرتمند برای ارایه محتوا. چه برندسازی شخصی، چه برندسازی تجاری.اما مسئله اینه که اساسا این بستر چطور شکل می گیره؟استراتژی کسب و کار و برند درست و هوشمندانه، اقدامات منظم و منسجم بر اساس استراتژی تدوین شده، تفکر استراتژیک و البته صبر و حوصله.یادمون باشه، برند یک شبه ساخته نمیشه در نتیجه بستر ارایه محتوا هم همینطوره.[  ] بهترین مثال برای شفاف شدن این موضوع، مورد مطالعاتی که قبلا هم ویدیوش رو باهاتون به اشتراک گذاشته بودم.داستان جاشوا بل، ویالونیست مشهور در مترو واشنگتن دی‌سی.جاشوا بل با یه ویالون سه و نیم میلیون دلاری، بهترین قطعاتش رو نواخت ولی اون روز پنجاه دلار هم نتونست جمع کنه. اما شب قبلش کل‌ بلیط های کنسرتش با متوسط قیمت صد دلار، کمتر بیست و چهار ساعت تماما فروخته شد.این تحقیق اجتماعی نشون داد که بستر ارایه محتوا از خود محتوا مهم تره!</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Fri, 16 Apr 2021 12:13:06 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برندسازی شخصی | قسمت دوم</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%AF%D9%88%D9%85-tcnscyhir59c</link>
                <description>این دومین برنامه ما درباره برندسازی شخصی و اولین ویدیو ما در سال ۱۴۰۰، است، امیدوارم که بهترین اتفاقات رو تو این سال تجربه کنید.قبل از اینکه وارد این بحث بشم اگر قسمت اول رو ندیدین حتما ویدیو قبلی رو به عنوان برندسازی شخصی اول ببینید به خاطر اینکه اونجا من راجع به مبانی و پایه های برندسازی شخصی صحبت کردنم و این مطلب در ادامهء بحث قبلی ماست. https://vrgl.ir/iL6ri  https://www.aparat.com/v/qCLk1 امروز روی سخنم با صاحبان کسب‌و‌کار و مالکان برنده، می‌خوام بگم که برند شخصی‌شون تا چه حد روی کسب‌و‌کار و ارتقاء ارزش برند‌شون تاثیر داره، یه تحقیقی رو چند وقت پیش می‌خوندم که خیلی جالب بود. مقایسه بین دو برند هم‌لول و هم‌پایه برای دو محصول مشابه با کارکردهای مشابه، توی این تحقیق نشان داده‌بود که برند A که مدیرعاملش در سکوت خبریه در مقابل برند B که مدیر عاملش روی برند شخصیش کار میکنه، از سمت مشتری احتمال انتخاب B به A حدود ۶۰ درصد بیشتره؛ خوب این نشون میده که برند‌سازی شخصی فقط برای خود مدیرعامل نیست نتیجه‌ش مستقیماً روی خود کسب‌و‌کار و ارتقاء ارزش برند اثر گذاره، یکی دیگه از مزیت‌هایی که برای برندسازی شخصی مدیر‌عامل وجود داره بحث مدیریت بحرانه، هر برندی در طول مسیرش ممکنه با بحرانهایی مواجه بشه، بهترین کسی که میتونه از آبروی یک برند دفاع بکنه مدیرعامل یا مالک اون برنده، پس هرچه روی برند شخصی مدیر‌عامل یا مالک برند بیشتر کار شده باشه هرچی حضور رسانه‌ای فعال‌تر و منسجم‌تر و منظم‌تری داشته باشه در مواجهه با بحران میتونه موفق‌تر عمل بکنه، یکی از مثال‌هایی که من همیشه میزنم مثال آقای ریچارد برانسون، مالک برند ویرجین، یا همون هلدینگ ویرجین که زیر شاخه‌های مختلفی داره. یکی از زیرمجموعه‌های هلدینگ ویرجین، ویرجین ترینه یعنی قطارهای ویرجین؛ چند سال پیش قطار ویرجین از ریل خارج شد و تعدادی از مسافرا صدمه دیدن، همون موقع آقای ریچارد برانسون در تعطیلات بود؛ به محض اینکه ایشون خبر حادثه رو شنید تعطیلات رو رها کرد به محل حادثه اومد بعد از اینکه حادثه رو بررسی کرد و توزیع کارشناسان رو شنید، اومد مقابل دوربین و خیلی جالب بود که خودش بین دوربین و قطار از ریل خارج شده ایستاد، یعنی دوربین آقای ریچارد برانسون رو نشون میداد و پشت سر ایشون قطار از ریل خارج شده و ایشون دفاعیه خیلی خوبی در اون لحظه انجام داد و در تایم طلایی پاسخگویی، چون شما اگر که در تایم طلایی به بحران پاسخ ندین، ممکنه که دیگه زمانی که شما تصمیم بگیرید ذهنتون رو جمع و جور کنید بخوایین بیاین به بحران پاسخ بدید، دیگه دیر شده باشه و مدیریت کردنش دیگه خیلی سخت میشه ولی ایشون بلافاصله وارد معرکه شد و گفتش که ما حدود ۲۵ ساله که داریم کار حمل و نقل انجام می‌دیم، تا حالا یک بار این اتفاق در صنعت حمل و نقل ما نیفتاده بود اما حالا خیلی متاسفم که این اتفاق امروز افتاده و خیلی‌ها هم مجروح شدن، اما همانطوری که در تصویر پشت سرم میبینین، قطارها یا واگن‌ها از ریل خارج شدن، اما شاسی قطارها به واسطه مهندسی و نوع آلیاژی که ما در شاسی این قطارها استفاده کردیم کولپس نکرده یعنی اصطلاحاً جمع نشده؛ در نتیجه اگر هر قطار دیگه‌یی، هر واگن دیگه‌یی غیر از واگن ویرجین بود قطعاً تعداد زیادی ادم کشته می‌شد.خوب نتیجه چی شد؟ نتیجه این شد که عکس‌العمل به موقع آقای ریچارد برنسون به عنوان یک پرسونال برند به عنوان یک کار‌آفرینی که در انگلستان شناخته شده است باعث شد فروش بلیت قطارهای ویرجین، ۲۰ درصد افزایش پیدا کنه روز بعدش و خیلی تعجب‌آور بود چون این حادثه برای هر مجموعه دیگه‌ای اتفاق می‌افتاد هم برندش آسیب میدید، هم فروشش کاهش پیدا می‌کرد.اینجاست که بحث اهمیت پرسونال برندینگ مالک برند یا مدیر‌عامل به میون میاد و امیدوارم که مواردی که تو این ویدیو بهتون گفتم به کسب‌و‌کارتون و برند شخصیتون کمک بکنه و بحث پرسونال برندینگو خیلی جدی بگیرید. موفق و پیروز باشید.</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Tue, 30 Mar 2021 09:18:11 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آمار بازدید پست‌های من در سال ۹۹</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%DB%B9%DB%B9-kldbc6kwdo8s</link>
                <description>در طول تاریخ از اعداد استفاده کردیم تا اغلب داد و ستد کنیم و آن‌چیزی که شمردنی است را بشماریم. برای هر عدد واحد درست کردیم تا عددهای زندگی قاطی نشوند و از اعداد، شفاف‌تر استفاده کنیم؛ مثلا وقتی می‌گوییم ده هزار تومان به پول اشاره داریم و وقتی می‌گوییم ده هزار بلیط به بلیط!روز به روز که در زندگی جلو‌تر رفتیم عددها فرقی نکردند ولی این واحدها بودند که زیاد شدند. واحد کریپتو، واحد اصله درخت، واحد فاصله و …«واحد» یک توافق عمومی است برای شمردن؛ تا همانطور که گفتم شمردن‌ها قاطی نشود. مشاهده افراد دارای ثروت (اجتماعی یا مالی) به من ثابت کرده اینکه چه چیزی را بشماریم از اینکه چطور بشماریم مهم‌تر است. هرکس با واحد خاصی مسائل زندگی را می‌شمارد. اینطور به نظرم آمده که مشخص کردن واحد یعنی مشخص کردن اینکه من در زندگی برای چه چیزهایی ارزش قائلم و می‌خواهم چه چیزهایی را در زندگی بشمارم. https://cdn.virgool.io/annual-report/1399/kdzudlchu1ib-Ou07m.mp4 اعدادی که بدون واحد ثبت کردمبه ویدیویی که ویرگول برایم ساخته که نگاه می‌کنم میبینم که در سال ۹۹، من در مجموع ۵,۶۲۸ کلمه در ویرگول نوشتم و منتشر کردم و مخاطبین، پست‌های من را ۱۰ مرتبه پسندیدند و  ۱ بار هم نظر خود را روی پست‌های من به اشتراک گذاشتند. در سال ۹۹، ۶ نفر در ویرگول من را دنبال کردند تا پست‌های بعدیم را بخوانند. این اعداد نشان میدهند من کاری کرده‌ام. هرکدام به واحدی وصل هستند. از خودم می‌پرسم من کدام واحد را شمارش کرده‌ام؟ کدامیک از واحدهای بالا از همه برای من مهم‌تر است؟ ادامه ویدیو را می‌بینم.آمار از اثر بیرونی می‌گویندطبق آمار پست‌های من ۳۴۹ بار خوانده شدند و ۶,۷۹۹ ثانیه صرف مطالعه آنها شده است، که با توجه به جمعیتی که در ایران به اینترنت دسترسی دارند، ویرگول به من می‌گوید که توانستم  ۰/۰۰۰۰۹۳۲۱۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را بالا ببرم.از طرف دیگر ویرگول به من می‌گوید که اگر قرار بود پست‌هایم را چاپ و به دست تک تک خوانندگان برسانم باید ۱,۰۸۴ کاغذ مصرف می‌کردم.آن عددهای کوچک ابتدای ویدیو حالا تبدیل شده‌اند به عددهای بزرگ به اینکه من جلوی مصرف این تعداد کاغذ را گرفتم یا به اینکه من  ۰/۰۰۰۰۹۳۲۱۴ ثانیه، سرانه مطالعه دیجیتال کشور را جابه جا کرده‌ام. واحد این عددها برای من ملموس‌تر است.واحد نوشتن چیست؟همه عددهای بالا و همینطور اثر بیرونی که روی خوانندگان و همینطور در مقیاس بزرگتر طبیعت و جامعه اطرافم گذاشتم اعدادی هستند که من دوستشان دارم و به آنها افتخار می‌کنم. اگر چنین ویدیویی دست شما نیز رسید به شما بابت تک تک اعداد تبریک می‌گویم.اثر هر نوشته تا حدودی معلوم است، اگر بنویسید جلوی قطع درخت را می‌گیرید، به سرانه مطالعه کشور اضافه می‌کنید و خوانندگانی جذب می‌کنید که شما را از طریق نوشته‌هایتان می‌شناسند و …به نظرم می‌رسد که نوشته‌های من و شما واحد ندارند ولی اثر بیرونی دارند.</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Wed, 24 Mar 2021 18:34:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داروی ضد یبوست</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B6%D8%AF-%DB%8C%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%AA-tl8chzggfyjb</link>
                <description>وقتی یه استراتژی برند مشخص داری و یه آژانس خلاق، قطعا خروجی خوبی هم می گیریبرند دارویی Metamucil با انتشار آگهی های خلاقانه با چاشنی طنز تونسته پیامش رو به جامعه مخاطبش برسونه و تداعیات مورد نظرش رو به برندش گره بزنه.فقط بیان مزیت های رقابتی محصول کافی نیست و سازمان ها نیاز دارن تا زمین بازی رو عوض کنند. در فضای رقابتی امروز دیگه کیفیت و ویژگیهای محصول مزیت رقابتی محسوب نمیشن و شرکت ها نیاز دارن تا چیزی فراتر از محصول و خدمتشون به مشتری ارایه کنند. تنها یک هویت برند قدرتمنده که می‌تونه شمارو در فضای رقابتی زنده نگه داره و مزیت رقابتی پایدار ایجاد کنه. https://www.instagram.com/tv/CMND6iVgJqC/?utm_source=ig_web_copy_link برندسازی رو جدی بگیریداستراتژی برندتون رو مشخص کنیدبرای پیاده سازیش برنامه ریزی کنیدو روی‌‌ ریل استراتژی بمونید</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Tue, 09 Mar 2021 20:06:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عمل به دانسته‌ها | خلاصه کتاب</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%B9%D9%85%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D8%B5%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-s02pqzd58dkg</link>
                <description>امروز کتاب عمل به دانسته‌ها رو شروع کردم انقدر جذاب بود که تا تموم نشد نزاشتمش کنار، کتابی که نگرش من رو به یادگیری تغییر داد و بعدشم تصمیم گرفتم خلاصه‌شو باهاتون به اشتراک بزارم و پیشنهاد کنم حتما تهیه کنید و چندین بار بخونیدکتاب عمل به دانسته‌ هااین کتاب سعی داره بگه که چطور، دانشی رو که کسب می‌کنیم، در عمل بکار بگیریمهمیشه موقع یادگیری یادداشت بردارید؛ سه ساعت بعد از یک کلاس یا سمینار، شنونده‌های عالی، تنها حدود پنجاه درصد آنچه که شنیدن رو به خاطر میارن۲۴ساعت بعد از کلاس ۵۰درصد باقیمانده رو هم فراموش میکنند در پایان ماه هم کمتر از ۵درصد مطالب جدید رو بخاطر میارندومین نکته مهم اینه که یادداشت‌ها رو ۲۴ ساعت بعد دوباره بخونیم و مطالب مهم رو خلاصه سازی کنیمیک هفته بعد از کلاس یا سمینار، مطالبی که یادگرفتین رو به دیگران یاد بدینیکی از روش‌های مناسب برای به کارگیری و عملیاتی کردن دانش جدید، اموزش اون به دیگرانهدلیل اصلی عمل نکردن مردم به دانسته هاشون، تکرارهتکرار، تکرار، تکرارانباشت اطلاعات می‌تونه ما رو از مسیر پیشرفت دور کنهباید وقتی رو برای یکپارچگی دانسته‌های جدید تخصیص بدیمبه‌جای اینکه بی‌وقفه خودمون رو در معرض اطلاعات جدید یا حجم زیادی اطلاعات قرار بدیمباید در حجم متمرکزی از اطلاعات غوطه‌ور بشیماطلاعات کمتر رو با دفعات بیشتر یاد بگیریم تا اینکه اطلاعات بیشتر رو در دفعات کمترنگرش ما در جذب اطلاعات و بکارگیری اونها در عمل بسیار مهمه، ما معمولا اطلاعات رو بر اساس نگرش ذهنی فعلیمون فیلتر می‌کنیمافراد موفق مشتاق یادگیری هستن و برای یادگیری این کار برنامه دارنبرای موفقیت باید به یه یادگیرنده متمرکز تبدیل بشیاطلاعات جدید رو با ذهن مثبت فیلتر کنیبرای عملی کردن دانسته‌هات برنامه داشته باشیهر چی که یاد میگیری رو با دیگران تقسیم کن و بهشون یاد بدهشکاف بین دانستن و عمل کردن شاید خیلی وسیع‌تر از شکاف بین غفلت و دانش باشهاولویتمون اینه که دانسته‌های فعلی رو تمرین و عملی کنیم تا اینکه با ولع اطلاعات جدید دریافت کنیمفلسفه کمتر-بیشتر رو در یادگیری رعایت کنینیعنی روی مطالب کمتر، تمرکز کنید و بارها اونا رو تکرار کنینتمرکز، تمرکزعمل به دانسته‌هانویسنده: کن بلانچاردمترجم: محمدحسن یاریانتشارات سپید برگ</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Fri, 05 Mar 2021 22:47:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چه کسی مسئول برند در سازمانه؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%87-yzru6qyejbyu</link>
                <description>یه اشتباه رایج اینه که واحد بازاریابی یا تبلیغات مسئول برند سازی در سازمانهواقعیت اینه که تمام سازمان نسبت به برند مسئولیت دارن و هیئت مدیره و مدیرعامل در خط مقدم هستن.یه استراتژی برند دقیق که توسط هیئت مدیره پیش برده میشه، در صورتی موفق خواهد بود که کل سازمان حول دیدگاه استراتژی برند توانمند بشه و منابع مالی کافی اختصاص پیدا کنه.برند سازی غالباً یه فعالیت مجزاِ در یک واحد بازاریابی با سطح مدیر میانه که ارتباط مبهمی هم با سایر بخش های سازمان دارهبرای جون بخشیدن به برند، کل سازمان باید درگیر بشه و بازاریابی به تنهایی قادر به انجام اون نیست. کل سازمان باید در خصوص چارچوب استراتژی برند توجیه بشن، این موارد همبستگی بین کارکنان و برند رو اثبات می‌کنه. هرچقدر کارکنان بیشتر آموزش ببینند و بیشتر در ارایه وعده برند مشارکت داشته باشند، استراتژی برند رقابتی‌تر و کارآمدتر خواهد بود.هیئت مدیره باید اطمینان حاصل کنه که کل سازمان به وعده برند عمل میکنه و نسبت به اون صادق می‌مونن.مدیریت برند یه فرایند پویا و مستمره که به سرمایه‌گذاری یکنواخت زمان و پول نیاز داره. هیئت مدیره باید</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Sat, 30 Jan 2021 21:49:47 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>برندسازی شخصی | قسمت اول</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%88%D9%84-bfbodxltjmwq</link>
                <description>سلام؛ امیدوارم که خوب باشید من رضا مهدوی هستم و قراره که در این ویدیو در خصوص یکی از مسائل ترند و پرطرفدار این روزها با هم صحبت بکنیم یعنی پرسنال برندینگ یا برندسازی شخصی. https://www.aparat.com/v/ZJeMc همه ما دارای یک برند شخصی هستیم چه بخوایم چه نخوایم یعنی یک تصویری از ما در ذهن افراد وجود داره به قول آقای Jeff Bezos میگه برند اون چیزیه که وقتی تو اتاق نیستین پشت سر تون میگن ولی واقعیت اینه که این تعریف خیلی تعریف کاربردی نیست ما با دو رویکرد مواجه هستیم رویکرد فروش محور و رویکرد برند محور، در رویکرد فروش محور هدف اینه که شخص به هر نحوی که شده خودشو معرفی بکنه به بازار هدفش و بتونه حالا اصطلاحاً فالوورهای زیادی بگیره یا پیروان زیادی پیدا بکنه، اما لزوما این ادم منشاء اثر نیست در رویکرد برند محور دقیقا ما خلاف این مسیر رو میریم یعنی اینکه هدف اینه که اون شخص به درستی اصیل و واقعی بتونه به بازار هدفش عرضه بشه و قرار هم نیست که همه رو راضی کنه قرار نیست که تعداد خیلی زیادی فالوور پیدا کنه قراره اون بازاری که هدفش هستن و کسانی که واقعاً قراره اون رو بشناسن، بشناسنش و در حالی که اون آدم منشا اثره خیلی در رویکرد برند محور ما روی این مسئله تاکید داریم، منشا اثر بودن؛ یکی از کسانی که روی مدل برند محور کار کرده در حوزه برندسازی شخصی و کتاب خیلی خوبیم در این حوزه نوشته‌ آقای Rampersad هست، در مدلی که آقای رامپرسد طراحی کرده بیشتر تمرکز روی خود فرده یعنی اینکه فرد باید در ابتدا تکلیفش رو با خودش روشن بکنه هدفش ت زندگی چیه به کجا میخواد برسه قراره که در چند سال آینده با چه ویژگی هایی شناخته بشه در چه دامینی یا در چه حیطه کاری شناخته بشه، در فرایند برند سازی شخصی ما تقریبا همون مسیری رو طی میکینم که در برند سازی تجاری هم طی میکنیم یعنی در برند سازی تجاری ما مرحله جمع آوری اطلاعات رو داریم، مرحله بنچ مارکینگ یا بررسی موارد مشابه رو داریم ما مصاحبه های عمیق با هیئت مدیره و مدیر عامل و صاحبان کسب و کار رو داریم در برندسازی شخصی هم ما به همین صورت در ابتدا عمل می‌کنیم، یعنی مرحله اول مرحله جمع آوری اطلاعات ما راجب اون شخصه، حالا اینکه اطرافیانش چجوری میشناسنش، خودش چه دیدگاهی نسبت به خودش داره باید باهاش یه سری مصاحبه های عمیق انجام بشه، باید تست های روان شناختی متفاوتی ازش گرفته بشه که بتونیم شناخت بیشتری از فرد داشته باشیم، برای ورود به حوزه برندسازی شخصی با رویکرد برند محور در ابتدا ما لازم داریم تا شناخت خیلی خوبی از خودمون بدست بیاریم این کار می تونه از طریق یک سری تست های روانشناسی انجام بشه البته توصیه من به شما اینه که به جای اینکه تست بدین از یک مشاور روانشناسی کمک بگیرین که اون بتونه مثلاً یک سری از مباحثی که وجود داره مثلMBTI مثل DISC مثل Enneagram؛ اینها رو به شما آموزش بده و بعد از اینکه آموزشها تکمیل شد شما خودتون به این نتیجه برسین که تیپ شخصیتی تون چیه و یه نکته خیلی مهمی که راجع به این تست ها باید بدونید اینه که این تست ها هیچکدومشون به تنهایی کافی نیستن به خاطر اینکه مثل این میمونه که یک شخصی در یک محیط تاریکی وجود داره و از زوایای مختلفی بهش نور تابیده میشه، پس هرانچه که ما بتونیم به این تست ها اضافه کنیم هرچه بتونیم تست های بیشتری رو به سبد تست هامون اضافه بکنیم، میتونیم شناخت بهتری از خودمون داشته باشم، بعد از اینکه اطلاعات ما تکمیل شد و اطلاعات رو جمع‌آوری کردیم نوبت میرسه به تحلیل این اطلاعات، با تحلیل این اطلاعات ما می توانیم به یک چارچوب استراتژی برند برسیم ممکن بپرسین که خوب چارچوب استراتژی برند اساساً چی هست اگر ما بخواهیم برند رو به یک کوه یخ تشبیه بکنیم؛ اون چیزی که از آب بیرون زده و بخش کوچکتر کوه یخه در حقیقت هویت بصری و اون چیزی که مردم از ما می بینن و اون چیزی که در زیر دریا قرار داره، در زیر آب قرار داره و بخش اعظمی از اون کوه یخ رو تشکیل میده در حقیقت استراتژی ماست و اون ریلیه که ما روش برند رو سوار می کنیم؛ حالا چه برند شخصی، چه برند تجاری، خوب این چهارچوب شامل چه بخش هاییه؟ چهارچوب استرتژی برند شامل: چشم انداز، ماموریت، ارزش‌ها، جوهره، لحن و بیانیه جایگاه برنده، خوب اگه بخواییم بخش‌های مختلف چارچوب استراتژی برندو باز بکنیم اولین گام تدوین سند چشم انداز ماست، چشم انداز ما نباید سمت خودمون باشه چشم انداز ما نباید خودخواهانه باشه نباید بگوییم که مثلا من می خوام معروف ترین فرد در حوزه ایکس باشم ما باید چشم‌اندازمونو بزاریم سمت مشتری مثلا بگیم که ما قراره که به مخاطبانمون چه کمکی بکنیم، قراره چجوری زندگیشونو بهتر بکنیم؟؛ برندهای بزرگ در جهان هم وقتی چشم اندازاشونو نگاه می کنی دقیقا همین رویه را دارند یا حتی پرسنل برندهای بزرگ در دنیا؛ همشون به دنبال این هستند که یک ارزش افزوده ای خلق بکنن و رسیدن به این منوط به خروجی ما در مرحله قبل یعنی در مرحله تحقیقات بازار یا خودشناسیه؛ مرحله بعدی تدوین مأموریت برنده، این که چه جوری ما قرار که به این چشم انداز دست پیدا کنیم و کار ما چیه؟؛ بخش بعدی ارزش‌های ماست ما اساسا با چه ارزش های زندگی میکنیم، شما باید بتونید ۵ ارزش کلیدی رو که باهاش زندگی می کنید و بهش اعتقاد دارید رو استخراج کنید از میان هزاران ارزشی که وجود داره، این ارزش ها وقتی که باهاشون زندگی بشه در طول زمان تبدیل به تداعیات برند شما میشه، یعنی وقتی که اسم شمارو جایی میارن دونه به دونه این کلمات با اسم شما گره میخوره مرحله بعدی از تدوین استراتژی که مهم ترین قسمتش هم هست، جوهره برنده، جوهره برند یعنی اینکه ما بتوانیم در یک یا دو کلمه یا حداکثر سه کلمه برندمون رو توصیف بکنیم یعنی هر جایی که اسم ما میاد این دو سه کلمه رو با اسم ما همراه کنند؛ این مهم‌ترین قسمته به خاطر اینکه جوهره برنده که ما رو در فضای رقابتی متمایز می‌کنه و این حسی که ما قرار به مخاطبمون القا بکنیم مثالهای زیادی براش هست مثلاً وقتی ما می‌گیم ردبول همه میگن هیجان وقتی میگه مرسدس بنز همه میگن لاکچری وقتی مارتین لوترکینگ همه میگن آزادی؛ پس چه برند شخصی باشه چه برند تجاری باشه اگر به خوبی روی جوهره برندش کار کرده باشه به محض اینکه اون کلمه ریکال میشه یا یادآوری میشه به همراهش یکسری کلمات خاصی یادآوری میشن که اساساً عجین شده با اون برند شخصی یا برنده تجاری.مرحله بعدی نوشتن یک بیانیه جایگاه برنده، بیانیه جایگاه برند رو اصطلاحاً به Elevator pitch تشبیه می کنند که این روزها در حوزه استارتاپ‌ها زیاد می‌شنویم؛ Elevator pitch یعنی پیچ آسانسوری، از کجا این کلمه اومده؟ میگن که استارت هایی که دنبال سرمایه گذار بودن منتظر بودن تا یک سرمایه گذاری رو که خیلی بهش علاقمند بودن رو دم آسانسور گیر بندازن و بهش طرحشون رو ارائه بدن و به محض اینکه درب آسانسور باز می‌شد و اون سرمایه‌گذاری وارد آسانسور می شد اینها هم باهاش داخل می رفتن و فقط در حالی که اون شخص داشت به مقصدش میرسید و به طبقه مورد نظرش میرسید این استارتاپ ها فرصت داشتن که خودشون رو ارائه بکنن، یعنی طرحشون رو بگن و اگرمیتونستن تو اون زمان کم سرمایه گذار رو متقاعد بکنن، سرمایه گذار ازشون میخواست که برای ادامه بحث به دفترش بیان. این شد که بهش گفتن Elevator pitch یا پیچ آسانسوری، پیچ کردن اساسا در حوزه استارت اپ یعنی ارائه کردن یک طرح تجاری.پس مرحله آخر کار ما نوشتن یک بیانیه جایگاه برند مناسب یا یک داستان قدرتمنده، این داستان باید انقدر قوی باشه که وقتی من این داستان را برای کسی تعریف می کنم اون شخص دوست داشته باشه که شما رو ببینه اون شخص دوست داشته باشه که با شما ارتباط بگیره.امیدوارم تا اینجا با چارچوب استراتژی برند و رویکرد برند محور آشنا شده باشید در ویدیو بعدی یه مقدار بیشتر به مبحث برندسازی شخصی می‌پردازیم و وارد جزئیات اون میشیم.پیروز و سربلند باشیدقسمت دوم را اینجا ببینید، بشنوید و بخوانید: https://vrgl.ir/byfnK </description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Sun, 24 Jan 2021 17:43:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتابچه برند چیست؟ | Brand Book</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-brand-book-cz3g7bosuy2z</link>
                <description>در اکثر سازمان‌ها افراد درگیر با ایجاد و مراقبت از یک برند موفق، از کتابچه برند استفاده می‌کنند.این کتابچه مجموعه‌ای از دستور العمل‌هاست که به صاحبان برند کمک میکنه تا تصویری یکپارچه از برندشون بسازن.این دستورالعمل‌ها باید در کلیه بخش‌های سازمان از تولید گرفته تا تبلیغات، پیاده‌سازی بشه تا ضمن ارایه تصویری منسجم و یکپارچه از برند به تقویت و ارتقای جایگاه برند کمک کنه.کتابچه برند مثل یه چراغ قوه قوی تو تاریکی راه رو روشن نشون میده. بهتون میگه که چه کارهایی رو باید انجام بدین و چه کارهایی نباید. در نتیجه می‌تونید، تصویری یکپارچه از برند ارایه کنید.</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Sun, 17 Jan 2021 17:33:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>داستان مک‌دونالد ?</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%85%DA%A9-%D8%AF%D9%88%D9%86%D8%A7%D9%84%D8%AF-k3eusptkh8lu</link>
                <description>چرا مک‌دونالد موفق شد؟ری‌کراک در سال ۱۹۵۵ با برادران مک‌دونالد آشنا شد که یک رستوران موفق رو می‌چرخوندن. ری تحت‌تاثیر سرعت و کیفیت کار این دو برادر قرار گرفت و تصمیم گرفت ازشون نمایندگی بگیره  سه پایه اصلی در شکل‌گیری موفقیت مک‌دونالد: نمایندگان، تامین‌کنندگان و کارکنان  چهار کلمه‌ای که ری‌کراک همیشه تکرار می‌کرد: Quality, Service, Cleanliness and Value راه‌اندازی دانشگاه همبرگر یکی از مهمترین اقدامات ری‌کراک در راستای توانمندسازی کارکنان و نمایندگان بود. بیش از ۲۷۵هزارنفر از این دانشگاه فارغ‌تحصیل شدن  این برند تا حدی توسعه پیدا کرده که امروز به عنوان نماد کشور امریکا محسوب میشه. پافشاری و استمرار ری‌کراک روی سیستم و فرایندهای داخلی مک‌دونالد یکی از دلایل موفقیت این برنده  وقتی برند در راستای یک استراتژی مشخص و برنده حرکت می‌کنه، جریان‌های جدید درامدی براش ایجاد میشه که حتی در برنامه کسب‌و‌کار اولیه دیده نشده. مک‌دونالد ۳۸۶۹۵ شعبه در سرتاسر دنیا داره. امروز یکی از مهمترین محل‌های درامدی مک‌دونالد مِلکه. چون شعب مک‌دونالد ترافیک انسانی زیادی ایجاد میکنه و ارزش ملک رو ارتقا میده، یه تصور غلط در حوزه رستوران‌های زنجیره‌ای در ایران وجود داره و اون ایجاد تنوع در مِنوی رستورانه، یکی از دلایل موفقیت مک‌دونالد در سالهای ابتدایی فعالیتش، محدود نگه داشتن مِنو بود. اینطوری می‌تونست سرعت و کیفیت رو حفط کنه اگه میخواین بیشتر راجع به این برند بدونید توصیه می‌کنم فیلم بنیانگذار رو حتما ببینید.</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Fri, 15 Jan 2021 00:16:44 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بازگشت به بار</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-ocpw9xsmxnzr</link>
                <description>Heineken – Back to the Bars
با باز شدن مجدد کافه‌ها و رستوران‌ها، برند هاینکن به عنوان تولید کننده آبجو تصمیم‌میگیره در یه کمپین ویدیویی مردم رو دوباره به کافه‌ها دعوت کنه و بگه با شرایط جدید و بعد از همه گیری کرونا هم میشه با امنیت و آرامش هاینکن نوشید ? https://www.youtube.com/watch?v=XDD2Xhdq_Ds </description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Tue, 12 Jan 2021 09:31:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دورکاری کنارِ اپل</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%AF%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1%D9%90-%D8%A7%D9%BE%D9%84-bdknhsnhwjc8</link>
                <description>اپل از چالش‌های باحال دورکاری با نگاه طنز برامون میگه، جایی که محصولات اپل یه گوشه کار رو میگرن و دورکاری رو اسون میکنن، اما این ویدیو تبلیغاتی داستان دنباله‌داریه که قبل از کرونا، اپل از حضورش در محل کار گفته و باعث شده کارا اسون‌تر پیش بره، پس میریم قسمت اول و دوم این تبلیغ باحال و جذاب رو با هم ببینیم https://www.youtube.com/watch?v=G9TdA8d5aaU قسمت اول اپل در محل کار https://www.youtube.com/watch?v=6_pru8U2RmM قسمت دوم، دورکاری با اپل</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Mon, 11 Jan 2021 13:00:11 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از مدیر محصولی گوگل تا عضویت در تیم رسانه‌ای باراک اوباما</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B5%D9%88%D9%84%DB%8C-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%AA%D8%A7-%D8%B9%D8%B6%D9%88%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DA%A9-%D8%A7%D9%88%D8%A8%D8%A7%D9%85%D8%A7-deunrixison4</link>
                <description>باراک اوباما در هر دو دور انتخابات ریاست جمهوری امریکا از A/B تست بهترین نتیجه رو گرفتدن سیروکر در گوگل به عنوان مدیر محصول مشغول به کار بود. بعد از این که پای صحبت‌های باراک اوباما در دفتر مرکزی گوگل میشینه تصمیم‌ می‌گیره استعفا بده و به تیم رسانه‌ای باراک اوباما بپیونده. تیمی که دن بهش ملحق میشه اسمش«رسانه جدید» بود. چون توی این گروه روی رسانه‌هایی متمرکز بودند که در ادبیات بازاریابی سیاسی نسبتاً جدید بودن، مثل ایمیل، شبکه های اجتماعی، بلاگ، پیامک و وب سایت.دن چیزی از سیاست نمیدونست و تا اون زمان هیچ فعالیتی در حوزه بازاریابی سیاسی انجام نداده بود اما یک چیز مدام ذهنش رو مشغول می کرد. آیا دکمه ای که در وبسایت باراک اوباماست در ایده آل ترین حالت خودشه؟ آیا در جای درستیه؟ آیا عبارت درستی روش نوشته شده؟ چیزی که میتونست برای کمپین حیاتی باشه، میزان کمک های مردمی و میزان درگیری‌ مردم با وبسایت بود. کمک های مردمی به واسطه مشترکین خبرنامه های کمپین انتخاباتی تامین می شد، مشترکین خبرنامه از طریق فرم اشتراک وب سایت عضو خبرنامه می شدند و فرم عضویت در نتیجه کلیک روی دکمه قرمز که روش عبارت sign up نوشته شده بود به مخاطبا داده می شد. این دکمه دروازه ورود حامیان باراک اوباما بود. حالا یک سوال مهم به وجود می‌آمد، آیا این دکمه درسته؟ آیا این دکمه میتونه هر دلار و هر حامی رو جذب کنه؟ دن به تیم پیشنهاد میکنه که با انجام یک آزمایش ساده بفهمن که بهترین کار انجام شده یا خیر؟تیم طراحی شروع به طراحی صفحات مختلف تحت سناریوهای مختلف می‌کنه، دکمه قرمز با عناوین مختلفی نمایش داده شد و نتیجه تست شد. Sign up, sign up now, join us now, learn more . عکسها و ویدیو های مختلف تست شد. نکته جالب اینکه، گزینه‌ای که تیم روش شرط بسته بود، کمترین بازخورد رو گرفت. همه فکر می‌کردند که ویدیو سخنرانی باراک اوباما می ترکونه اما در کمال تعجب دیدند که بهترین عملکرد رو عکس خانوادگی باراک اوباما با کلمه چنج و دکمه learn more گرفت، این گزینه ۴۰ درصد بیشتر مخاطب رو درگیر کرد. ۲.۸ میلیون نفر بیشتر و ۵۷ میلیون دلار کمک بیشتر. راز این موفقیت تست کردن و توجه کردن به داده ها بود. خیلی از ما این تست های ساده رو جدی نمی‌گیریم و فکر می‌کنیم همه مردم مثل ما فکر می کنن. دور میز برای کل کشور تصمیم می‌گیریم، در حالی که باید گزینه های مختلف رو تست کرد و ذائقه مردم رو سنجید. بعضی وقتا آدم سوپرایز میشه و همین بازاریابی و برندسازی رو جذاب می کنه.</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Sat, 09 Jan 2021 22:10:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راهکار موثر افزایش نرخ تبدیل ; A/B testing</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%AB%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D8%B1%D8%AE-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-ab-testing-wd5pbmc6yyyy</link>
                <description>در دنیای دیجیتال مارکتینگ، ارائه تجربه‌کاربری موفق به معنی فروش و سود بیشتره، با A/B تست میتونین دو نسخه از یک وبسایت یا اپلیکیشن رو بایکدیگر مقایسه و مناسبترین رابط و تجربه‌کاربری رو انتخاب کنینروش کار اینجوریه، تصور کنین سایتی داریم که روزی ۱۰۰تا باردید داره و با ابزارهای انالیتیک متوجه شدیم درصد زیادی از بازدیدکنندها به مرحله خرید و تبدیل شدن به مشتری نمیرسنتصمیم میگیریم با انجام چند تغییر، فرایند خرید رو ساده‌تر کنیم، حالا به صورت تصادفی نیمی از ۱۰۰نفر رو به سایت A که همون سایت قدیم و نیمی رو به سایت B هدایت میکنیم، وقتی عملکرد هردو سایت رو در شرایط برابر مقایسه کنیم، به یه نسخه واحد با بهترین عملکرد میرسیماز اونجایی که هر کسب‌و‌کاری الگو و منطق خاص خودش رو داره با A/B تست گاهی با کوچکترین تغییر میتونیم فروش رو افزایش چشمگیری بدیمبه طورکل مراحل A/B تست رو به ترتیب زیر شروع و دنبال میکنیم:۱- جمع آوری اطلاعات۲- تعیین اهداف‌۳- طراحی نقشه‌راه۴- ساخت نسخه B۵- تست۶- تحلیل نتیجه</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jan 2021 10:34:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا گوگل جذاب‌ترین محل‌کار دنیاست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DA%AF%D9%88%DA%AF%D9%84-%D8%AC%D8%B0%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%AD%D9%84%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F-diyujzf4ipo7</link>
                <description>امروز یه جنگ جدی بر سر جذب منابع انسانی آغاز شده. شرکت ها می‌دونن که برای انجام کارهای بزرگ، به آدمهای بزرگ نیاز دارن. به همین خاطر بحث برندکارفرمایی داره روز به روز داغ‌تر میشه. شرکتها تلاش می‌کنن تا با جذاب‌تر نشون دادن محیط کارشون و بهبود فرآیندهاشون در بحث منابع انسانی، افراد نخبه و مستعد و باتجربه رو جذب کنن. ارتقای برند کارفرمایی به ما کمک می کنه تا بتونیم هم نیروهای با کیفیت‌تری جذب کنیم، هم نرخ نگهداشت رو افزایش بدیم.برند کارفرمایی یا جذابیت محل‌کار برای کارجوها و کارکنان بسیار مهمه. منابع انسانی هر شرکت، ارزشمندترین سرمایه اون شرکت هستن.گوگل آخرین فناوری‌ها و محصولاتی که قراره در آینده عرضه کنه رو در اختیار کارکنانش قرار می‌ده تا بتونن نظراتشون رو بگن، در نتیجه این احساس در کارکنان ایجاد میشه که اونها هم سهمی در توسعه محصولات دارن. تجربه فناوری‌هایی که هنوز در اختیار هیچ فرد دیگه‌ای نیست این حس رو به کارکنان میده که دارن تو آینده زندگی می‌کننگوگلی که امروز می‌بینیم، با همدلی و همراهی همه اعضاش ساخته شده:غدای سالم و متنوع در تمامی ساعت روزپزشک حاضر در شرکتباشگاه ورزشی، مربی و تجهیزات پیشرفتهپرداختی بالاتر از متوسط بازار</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:28:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ردبول به شما نوشابه انرژی‌زا نمی‌فروشه!</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%B1%D8%AF%D8%A8%D9%88%D9%84-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7-%D9%86%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%87!-vebhstec8vx3</link>
                <description>برند‌های موفق همواره تلاش می‌کنن تا زمین بازی رو عوض کنند و به شما چیزی فراتر از محصول با خدمت بفروشن. ردبول هم همین استراتژی رو در پیش گرفت.مدیران باهوش ردبول تصمیم گرفتن تا به‌جای نوشابه انرژی‌زا؛ به مشتریا، هیجان و جسارت بفروشن.اما چطور این کارو کردن؟ردبول با تمرکز روی ورزشهایی که ترشح آدرنالین در اونها بالاست تلاش کرده تا این تصویر رو در ذهن افراد بسازه که مصرف این نوشیدنی بهشون حس هیجان و جسارت میده؛ راز موفقیت ردبول، استمرار در تولید محتوای منطبق بر جوهره برند و عدم خروج از چارچوب استراتژی برند بودهفروش هفت و نیم میلیارد قوطی در سال به معنای موفقیت بی‌نظیر این نوشابه در دنیاست که نتیجه پیاده‌سازی صحیح استراتژی برندهتولید محتوا در ردبول، همیشه در الویت بوده؛ توصیه می‌کنم سری به کانال تلویزیونی ردبول بزنید، با بنیانگدار ردبول آشنا بشین، یک میلیاردر خودساخته &quot;دیتریش ماتسیتس&quot; با ثروت ۲۸ میلیارد دلار!</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:07:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ویدیو، محتوای برنده!</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D9%88%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%88%D8%8C-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87!-qesp4venkgx5</link>
                <description>تبلیغ ویدیویی تمام ادراک مخاطب رو تحت تاثیر قرار میده و می‌تونه احساساتشون رو تحریک کنه، همه اینها ویدیو رو تبدیل به بهترین راه برای ارتباط با مشتریان بالقوه و تسهیل در وفاداری به برند شما میکنه.این به این معنیه که شما آزادی و خلاقیت در تولید یک دموی طولانی یا حتی یک ویدیو آموزشی از محصولتون رو دارید، با یه تبلیغ ویدیویی می‌تونید داستان خودتون رو بگید و فراموش نکنیم یک دقیقه ویدیو ارزشمندتر از یک میلیون کلمه است.حالا اصلا مردم ویدیو میبینن؟باید بگم آره!؛ حدود ۷۸ درصد از مردم هرهفته ویدیوهای آنلاین تماشا میکنن و ۵۵ درصد از اونا هر روز این کارو انجام میدن! تا جایی که در سال ۲۰۲۰ بیش از ۸۰ درصد ترافیک اینترنت را تماشای آنلاین ویدیو تشکیل دادهاگر درمورد ذائقه مشتریان آنلاین هم بخواین بدونین جالبه که ۵۰ درصد مشتریان ترجیح میدن قبل از خرید یه محصول، ویدیو تبلیغاتی معرفی اون محصول رو دیده باشن</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 10:39:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>توسعه برند چیست؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F-up3dwynjujfd</link>
                <description>در ادامه خلاصه‌ای از کتاب &quot;واژه‌نامه برند&quot; رو پیرامون موضوع توسعه برند میخونیم:توسعه برند یعنی استفاده از یک برند شناخته شده برای معرفی محصول جدید در بخشی متفاوت از بازاریه برند قدرتمند، با استفاده ار حسن شهرتش، به‌راحتی می‌تونه محصول یا خدمتی جدید رو به بازار عرضه کنهدر‌نتیجه هزینه‌های تبلیغاتی برای معرفی محصول جدید به واسطه شناخت قبلی بازار از اون برند کاهش پیدا می‌کنهیکی از مثال‌های داخلی این استراتژی؛ وایمکس ایرانسلهتوجه کنید! در صورتی که محصول توسعه یافته، از طبقه خودش دور بشه، ممکنه شهرت و ارزش برند مادر رو به خطر بندازهتوسعه بی‌رویه برند می‌تونه به حالتی به‌نام &quot;تله توسعه خطی&quot; منجر بشه. زمانی که یه شرکت محصولات متنوعی رو تحت یک برند به بازار عرضه کنه، این مسئله باعث بوجود اومدن تداعی‌های گوناگون در ذهن مصرف‌کننده میشه و در نتیجه برند، جایگاه اصلیش رو ار دست میدهترجمه رضا مهدوی و محمد قاضی‌زاده _ ۱۳۹۲</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 10:12:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بی پی، سبز واقعی یا فیک</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamahdavi/%D8%A8%DB%8C-%D9%BE%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D9%81%DB%8C%DA%A9-cwizmvsjzqm5</link>
                <description>شرکت BP برای اولین بار در سال 1909 با نام شرکت نفت آنگلو پرشین شروع به کار کرد.  آنها بعداً به توافقی با دولت انگلستان دست یافتند تا  نیروی دریایی رویال  به جای استفاده از زغال سنگ از نفت استفاده کنه. در طول 1912 تا 1918 این شرکت تولید نفت در ایران رو بیشتر گسترش داد.  در سال 1917 شرکت نفت آنگلو پرشین شرکت BP را خریداری کرد.  در سال 1935 شرکت نامش رو به شرکت نفت آنگلو-ایرانین تغییر نام داد. صنعت نفت در سال 1951 در ایران ملی شد. از سال 1960 تا 1970 ، اکتشافات نفتی متعددی در آلاسکا و دریای شمال اتفاق افتاد.  این منجر به توافق بین شرکت استاندارد روغن اوهایو و شرکت نفت انگلیس-ایران در سال 1969 شد که منجر به انتقال سوخت در بزرگترین میدان نفتی در ایالات متحده شد.  در سال 1982 ، شرکت نفت انگلیس و ایران به طور رسمی نام شرکت خود را به BP تغییر داد.   بی پی تصمیم گرفت كه شركت استاندارد اویل رو در سال 1987 خریداری كنه ، و ادغام تمام منافع BP را آغاز كرد و بدین ترتیب BP America رو ایجاد كرد.  امروز BP به عنوان یکی از برجسته ترین و شناخته شده ترین شرکت های بین المللی نفت و گاز شناخته میشه. بی پی به تأمین سوخت برای حمل و نقل ، روان کننده ها برای موتورها و انرژی لازم برای گرمایش و روشنایی منازل ، به مشتریانش کمک می کنه.   نظریه بازاریابی زیست محیطی Hennison and Kinnear (1976) نشون می ده که BP بر مسائل زیست محیطی با تمرکز جغرافیایی ، یعنی تغییرات آب و هوا تأکید می کند.  اساس کمپین های بازاریابی سبز آنها با استفاده از مباحث و دیدگاه های زیست محیطی شکل گرفته . بنابراین منجر به تمرکز BP بر روابط بین جامعه تجاری و جامعه محیط زیست در ترکیبات بازاریابی و گزارشهای پایداری ( حراست و حفاظت از محیط زیست) اونها میشه. فعالیت های بی پی بر ۵ پایه استواره:  ایمنی - BP متعهد است تا با خیال راحت انرژی را به جهانیان منتقل کند.  احترام - BP از قوانین و مقررات پیروی می کنه و خود را در بالاترین معیارهای اخلاقی قرار می ده.  تعالی - BP متعهد به برتری با نتایج کیفی است.  شجاعت - BP شجاعت دارد که با مشکلات روبرو شود و از آنچه به آن اعتقاد دارند ایستادگی کند.  یک تیم - &quot;هر قدرتی که فرد داشته باشد ، با هم بیشتر خواهیم توانست.&quot;   بی پی قصد داره با تولید بنزین و گاز سازگار با محیط زیست به راهبر تأمین کننده سازگار با محیط زیست تبدیل بشه.  BP با داشتن یک سیاست قوی CSR و پایداری و با درک نیازهای مشتری و ذینفعان و انتظارات شرکت ، از نظر اخلاقی و اجتماعی آگاه تر شده.  با این وجود ، با یک تحلیل عمیق و بررسی فعالیتهای تبلیغاتی بی پی ، به نظر می رسه آنچه در آمیخته بازاریابی بی پی دیده شده، در واقع تلاش  می کنه تا این شرکت از نظر محیط زیست دوستانه تر از آنچه که واقعا هست به نظر برسه.  این اصطلاح به نام &quot;گرین واشینگه&quot; .  طبق آژانس استاندارد تبلیغات؛ پرداختن به این مبحث  در حال تبدیل شدن به یک مشکل جدیه که باعث شده اونها دستورالعمل های جدیدی رو برای قطع این روند جدید به کار بگیرن.  آژانس استاندارد تبلیغات شاهد افزایش تعداد شکایات دریافت شده درباره مطالبات زیست محیطی در تبلیغاته.  تحقیقات مصرف کنندگان ASA نشون داده  كه آگاهی از موضوعات سبز رو به افزایشه ، اما در مورد ادعاهای زیست محیطی و اخلاقی و معنای واقعی آنها نیز سردرگمی و عدم دانش وجود داره.  این اتفاق به این دلیل میوفته که سود و منافع سهامداران نسبت به جنبه های زیست محیطی  اولویت داره و این مسئله برخلاف گزارش پایداری BP و اقدامات اونه.  در ژوئیه سال 2000 ، BP یک کمپین تبلیغاتی به ارزش 200 میلیون دلار با شعار جدید ، &quot;Beyond Petroleum&quot; ) فراتر از سوخت) ، راه اندازی کرد.  علاوه بر این ، BP همچنین تصمیم گرفت لوگوش رو به یه خورشید سبز و زرد تغییر بده و ادعا کرد که این شرکت به یک تجارت سبز تر تبدیل شده است.  در سال 2005 ، در پالایشگاه BP شهر تگزاس آتش سوزی و انفجار رخ داد که منجر به کشته شدن 15 کارگر و زخمی شدن بیش از 170 تن دیگر شد ، این اتفاق در حالی افتاد که BP ادعا می کرد امنیت یکی از اولویت های اصلی اونهاست. بعد از این ماجرا  به جرم نقض قوانین محیط زیست تحت پیگرد قانونی قرار گرفت.  بی پی توسط اداره بهداشت و ایمنی کار در ایالات متحده به دلیل نقض ایمنی های متعدد ۵۳  میلیون پوند جریمه شد.  در سال 2006 ، بی پی 200،000 گالن نفت خام رو در آلاسکا رها کرد.  به دلیل عدم موفقیت BP در تکمیل تعمیر و نگهداری روزمره در خطوط لوله ، این فاجعه رخ داد.  BP ادعا می کرد که با حساسیت در حوزه محیط زیست و حیوانات کار می کنه.  در سال 2007 ، وزارت دادگستری آمریكا به BP دستور داد كه بیش از 60 میلیون دلار  به دلیل نقض قوانین محیط زیست در تگزاس و آلاسكا پرداخت کنه.  BP با تبلیغات سبز خود تلاش کرد وجهه برندش رو حفظ کنه.  در سال 2007 ،بی پی  1.5 میلیارد دلار برای استخراج نفت از بیابان كانادا با استفاده از روش هایی كه كارشناسان محیط زیست می گن بخشی از &quot;بزرگترین جنایت در حوزه گرم شدن کره زمین&quot; در تاریخ است ، تأمین کرد ، اگرچه دو سال قبل BP  گفت كه اونها از تجهیزاتی که برای محیط زیستی مضر هستن استفاده نمی کنن.   در سال 2010 ، BP  بزرگترین فاجعه زیست محیطی رو با نشت نفت در خلیج مکزیک رقم زد و  یه بار دیگه شیوه نگهداری تجهیزات و زیر ساخت های بی پی زیر سئوال رفت.  با این حال ، چند ماه بعد ، BP تصمیم گرفت 50 میلیون دلار برای تبلیغات سبز جدید استفاده کنه تا تصویر برند رو بهبود بده که با فیدبک منفی مخاطبان مواجه شد.    بی پی در آمیخته بازاریابی سبزش تلاش می کنه تا با ارایه محصولات دوستدار محیط زیست تصویر مثبتی از برندش ارایه کنه.  با این وجود ، تولید و تأمین سوختهای فسیلی مهمترین منبع سود اونهاست که از نظر زیست محیطی منفی است چون باعث تولید گازهای گلخانه ای میشه.  تجارت اصلی BP سازگار با محیط زیست نیست.   روغن و سوخت به ذخیره سازی خاصی احتیاج دارن که در تانکر ها و انبارهای خاص قرار داره که به دلایل ایمنی قابل کاهش نیستند. در استفاده از استراتژی برند سبز ، بی پی با مجموعه ای از مشکلات مواجهه. چون بی پی امکان پیاده سازی این استراتژی رو در مکانیسم ها و هسته اصلی کسب و کارش نداره.   بی پی دارای تدارکات سبزه که در مراکز توزیع اونها متمرکز شده و با استفاده از کامیون های سازگار با محیط زیست استراتژی های سبز خودش رو تکمیل کرده .  از طرف دیگه تولید نفت خام به مخلوط سنگینی از قیر ، آب ، شن و ماسه و خاک رس نیاز داره که در زیر بیش از 54،000 مایل مربع ازجنگل های شمال آلبرتا یافت میشه.  علاوه بر این ،در  منطقه ای به اندازه انگلیس و ولز در توسعه میدان های نفتی به روش جدید، در مجموع بیش از چهار برابر دی اکسید کربن که بزرگترین گاز گرمایش جهانه نسبت به حفاری های سنتی تولید می کنه. این نوع از حفاری بیش از 100 میلیون تن CO2 تولید می کنه که برابر با تقریباً یک پنجم کل انتشارات سالانه انگلیسه.با هزینه سالانه ۲۰۰ میلیون دلار در سال در بخش روابط عمومی بی پی تونسته جوایز زیادی دریافت کنه و بعد از فاجعه خلیج مکزیک مجبور شد ۹۳ میلیون دلار برای بازسازی تصویر برندش هزینه کنه.  اخیراً ، نگرانی های زیست محیطی منجر به ظهور پدیده ای به نام &quot;مصرف کننده سبز&quot; شده که تقاضا برای محصولات و خدمات سازگار با محیط زیست رو افزایش داده .  این به نوبه خود توسعه &quot;بازاریابی سبز&quot; را ایجاد کرده ، که سعی می کنه نیازهای فروش و سود را با نگرانی برای محیط زیست و جامعه به تعادل برسونه.  طبق گفته Prothero (1990) &quot;بازاریابی سبز&quot; به عنوان &quot;فرایند مدیریت جامع که مسئول شناسایی ، پیش بینی و برآوردن نیازهای مشتریان و جامعه  ، به روشی سودآور و پایدار است&quot; تعریف شده است. مصرف کنندگان این روزها در سراسر جهان تصور می کنند که شرکت های بزرگی با برندهای شناخته شده مثل BP ، دارای اعتبار محیط زیستی و اجتماعی هستند ، درصورتی که ممکنه تصویر  برندشون بواسطه تبلیغات مخرب مخدوش بشه.  بی اعتنایی به درخواست های اجتماعی و مصرف کنندگان برای اعمال اخلاق  در کسب و کار می تونه انتظار و اعتماد مشتریان رو از بین ببره و منجر به اجرای قوانین سخت گیرانه از سوی دولت بشه.  ادغام برنامه های اخلاقی و پایداری می تونه باعث بهبود و ایجاد جایگاه عمومی بشه ، که می تونه باعث کسب سهم بازار، کاهش هزینه ها  و افزایش سود در سطح جهانی بشه.  بنابراین پایداری اساس مفهوم بازاریابی سبز است که شامل دو معیار ، مصرف و آلودگی است.   بی پی با تولید محصولات دوستدار محیط زیست تمام تلاشش رو برای کاهش مصرف و ضرورت سوخت های فسیلی بکار بسته و قصد داره اعتماد جامعه رو بدست بیاره.  به علاوه این اقدامات باعث کاهش تولید مونوکسید کربن کمتر میشه که می تونه به کاهش روند گرم شدن کره زمین کمک کنه.  به عنوان یک تولید کننده نفت ، BP تولید اضافی سوخت را افزایش نمی ده ، زیرا از لحاظ اقتصادی از یک قیمت ثابت در سود و ویژگی های سهم بازار تجارت سود می بره.  در داخل شرکت  ، BP استراتژی های دقیق و پیشرفته ای را ایجاد کرده است که توزیع رو در بارهای بزرگتر  همراه با بهبود ناوگان و با استفاده از وسایل نقلیه سازگار با محیط زیست ، که خروجی کربن کمتری ایجاد می کنن ،  انجام میده .  این بخشی از المانهای موجود در آمیخته بازاریابی ، عناصر عملکرد محور و پیاده سازی ارزشهای سازمانیه.  کسب و کار بی پی یه کسب و کار قدرتمنده که در کشورهای مختلف در سراسر جهان با قوانین و قواعد متنوعی در زمینه محیط زیست فعالیت می کنه.  قوانین در بعضی از کشورها در راستای حفاظت از محیط زیست در حال تغییره. بی پی مستمرا در راستای برندسازی سبز گام برمی داره  با این حال ، در برخی موارد BP در اجرای استراتژی های بازاریابی سبز خود در واحدهای تولیدی خود ناموفق بوده.  این امر باعث نشت نفت و فجایع بعدی محیط زیستی شد.  در مقابل ، BP با پایداری و سیاستهای CSR موفقیتهای خوبی داشته . انجام  کارها و اتفاقاتی که این دستاوردها رو زیر سئوال ببره می تونه برای شرکت فاجعه بار باشه.  مبلغی که BP برای بازاریابی سبز خود خرج می کنه ، تناسبی با سرمایه گذاری های انرژی سبز واقعی اونها نداره.  با توجه به انتشار گسترده CO2 حاصل از تولید ، سرمایه گذاری های BP در ماسه های نفتی آسیب های زیادی به محیط زیست وارد کرده.  علاوه بر این ، بی پی در حوزه ایمنی چندان قدرتمند عمل نکرده که مغایر با بیانیه ایمنی BP است که اولویت اصلی آنها در سیاست پایداری اونهاست.   اولویت BP منافع سهامدارانه و تا الان مسئول فجایع بی شمار زیست محیطی در سراسر جهان بوده که نتیجه مستقیم عدم وجود روش های ایمنی و نگهداریه.  BP با کشف راههای مختلف در تبلیغات و بازاریابی سبز خود پیشگامه و  ولی در نهایت منافع سهامداران به حفظ محیط زیست ارجحه.</description>
                <category>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</category>
                <author>رضا مهدوی | Reza Mahdavi</author>
                <pubDate>Mon, 18 May 2020 01:50:20 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>