<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا مرادی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezamoradi</link>
        <description>برند استراتژیست / دیزاینر</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 01:18:20</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/79145/avatar/DZIdSO.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا مرادی</title>
            <link>https://virgool.io/@rezamoradi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>آشنایی با طراحی هویت محیطی (EID) | نشانه‌های محیطی چرا و چگونه طراحی می‌شوند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamoradi/introduction-to-environmental-design-lmbb9shjnyke</link>
                <description>مدت‌ها پیش از اختراع کاغذ، انسان‌ها روی سطوح اطراف خود از جمله دیواره‌ی غارها، علامت‌های می‌کشیدند. هدف از ثبت این علائم و نشانه‌ها، انتقال اطلاعات به صورت دیداری بود. امروزه می‌دانیم که این نشانه‌ها به شکلی آهسته، تبدیل به پیام و زبانی مشترکی میان افراد در آن دوران شده بود. با ذکر این مقدمه می‌توان «گرافیک دیزاین محیطی» را که شیوه‌ای از انتقال اطلاعات در محیط‌های امروزی است، میراث‌دار قدیمی‌ترین شیوه ارتباط در تاریخ بشر دانست.نقاشی های غار در Lascaux، فرانسه
با دانستن تاریخچه‌ای کوتاه از طراحی گرافیک محیطی، می‌توان به موضوع اصلی پرداخت. ممکن است پیش از این درباره «هویت بصری» و ارتباط آن با «برند»ها خوانده باشید. بخشی از هویت یک کسب و کار یا نام تجاری که آن را می‌بینم و در واقع حافظه تصویری ما نسبت به آن، هویت دیداری (بصری) آن مجموعه است. هر برند نیز سعی دارد با طی فرایندی زمانبر تحت عنوان «برندینگ» (که طراحی هویت بصری بخشی از آن است) سهم بیشتری از ذهن (Share of Mind) مخاطبان گروه هدف خود را تصاحب کند و در این رقابت پیروز باشد.پس تا اینجا می‌دانید که برند‌ها هویت دارند، همانند انسان‌ها؛ هویت دیداری (بصری)، هویت شنیداری، هویت چشایی، حتی بویایی و لامسه! تمامی این حواس در افراد می‌توانند توسط برند‌ها درگیر شده و شناسه‌ای مختص به آن برند را در ذهنشان ثبت کنند. اما آنچه که تاکنون کمتر به آن پرداخته شده، مفهومی است تحت عنوان «طراحی هویت محیطی» یا «Environmental Identity Design»؛ موضوعی که عموم مردم، روزانه بارها با آن برخورد کرده اما درباره اهمیت و پروسه خلق آن کمتر می‌دانند.هویت دیداری برای یک محیط (ساختمان محل زندگیتان، برج‌های مسکونی، تجاری، اداری یا اماکن عمومی مانند پاساژها، موزه‌ها و…) در معنای خاص خود، تمام آن چیزی است که در ارتباط و تعامل با آن محیط یا ساختمان می‌بینید، درک می‌کنید؛ نشانه تمایز آن است و چه بسا در برخی موارد، تنها روش ارتباطی شما با آن محیط باشد.طراحی گرافیک محیطی زمانی که منجر به ایجاد فضایی شود که تصویر و تجربه‌ای متناسب با اهداف موسسه یا مکانی خاص را ارائه دهد، به وضوح با ایده «برندینگ» پیوند خورده است. «Tom Geismar»پروژه طراحی مدرسه ابتدایی Oguro no Mori توسط Atsuko Kaizu  از ابتدای ظهور تکنولوژی‌های مدرن و اینترنت، گمانه‌زنی‌هایی درباره اینکه این نوآوری‌ها پایانی برای علائم و نشانه‌های محیطی خواهند بود، زده شد؛ اما خیلی زود مشخص شد، شیوه‌های نوین، هیچ‌گاه (حداقل در آینده نزدیک) قرار نیست جایگزینی برای گرافیک محیطی (به شکل فیزیکی آن) باشد. دلایل زیادی برای اثبات این مدعا وجود دارد که مهم‌ترین آن هزینه ساخت و نیز عدم نیازمندی اقلام چاپی به انرژی الکتریکی، است که برتری بزرگی نیز محسوب می‌شود. در حقیقت نشانه‌های فیزیکی باقی خواهند ماند در حالیکه تکنولوژی‌های جدید فرصت‌های شگفت‌انگیزی برای تقویت عملکردشان و نیز تسهیل ارتباط انسان‌ها با این علائم، فراهم خواهد کرد.تعامل و همپوشانی تکنولوژی‌های جدید و طراحی محیطی به طور کلی، هویت بصری محیطی در شکل کامل خود، به سه عرصه مختلف (که همپوشانی‌هایی نیز میان آنها وجود دارد) تقسیم شده و قابل بررسی است:علائم و نشانه‌های راهنما؛ که افراد را در مسیر‌های مختلف راهنمایی کرده و اطلاعاتی ارائه می‌دهند.تفسیر‌ها؛ که المان‌هایی هستند که داستان‌ها و روایاتی را در ارتباط با آن محیط بیان می‌کنند.شناسه‌ها؛ که نهایتا تصویری متمایز و منحصر به فرد از آن محیط در حافظه مخاطب ایجاد می‌کنند.عرصه‌های مختلف دیزاین هویت محیطیعلائم و تابلوهایی که در یک ساختمان یا منطقه پر رفت و آمد برای راهنمایی و مسیریابی افراد تعبیه شده، بخشی از هویت آن مجموعه (و یکی از اصلی‌ترین تاچ‌پوینت‌های آن) است؛ اما تمام آن نیست. به طور کلی اجزای سازنده هویت یک مجموعه شامل بخش‌های گوناگونی است. برخی از آنها عبارتند از:علائم و تابلوهای راهنمامتریال‌های استفاده شدهزبان طراحی (فرم‌ها، حجم‌ها، خطوط)لباس فرم و پوشش کارکناننورپردازی محیطیرنگ‌های استفاده شدهفونت و تایپوگرافیدرختان و پوشش گیاهیبلیط‌ها و کوپن‌هادستگاه‌ها و باجه‌های مختلفاقلام تبلیغاتیبعضا هر یک از این موارد نیز می‌تواند شامل انواع و اقسام گوناگون باشد. برای مثال در مورد تابلوها و علائم، آنها را می‌توان به ۴ دسته تقسیم کرد:علائم اطلاعاتی یا Informational (که اطلاعاتی را در ارتباط با هر قسمت به مخاطبین ارائه داده و افراد را نسبت به آنچه که نیاز دارند، آگاه می‌کند. مانند علامت «وای‌فای رایگان!» یا تابلوی «شماره‌های اظطراری»)علائم مسیریابی یا Directional (که جهت صحیح و بهترین مسیر را برای رسیدن به مقاصد مختلف به مخاطبین ارائه می‌دهد. مانند تابلوی «بخش حسابداری ↑» یا «خطوط رنگی» راهنما در برخی بیمارستان‌ها)علائم هشدار دهنده / قانونی یا Regulatory (که قوانین، دستورالعمل‌ها یا هشدارهایی را در ارتباط با شیوه تعامل افراد در هر محیط ارائه می‌دهد. مانند علامت «سیگار کشیدن ممنوع» یا تابلوی «منشور حقوق بیمار» در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی)علائم هویتی یا Identification (که هویت و شناسه هر بخش را به مخاطبین ارائه کرده و احتمالا فراوان‌ترین نوع از علائم و تابلوهاست. مانند تابلوی «دفتر مدیریت» یا شماره‌های مشخص کننده «پارکینگ خودرو»)تصاویری از پروژه طراحی کتابخانه‌های شهر مونترال توسط Stéfanie Vermeerschنکته‌ای که مهم است، این است که دیزاینر باید در کنار تسلط به اصولی مانند فرم، رنگ، ترکیب‌بندی و امثال آن، شناخت خوبی نیز نسبت به روانشناسی افراد یک جامعه و نحوه تعامل آنها با محیط و مسائل مختلف داشته باشد تا بتواند از تمامی تکنولوژی‌ها و امکانات موجود بهره برده و تجربه‌ای مناسب و به‌یاد‌ماندنی را برای آنها رقم بزند. تجربه‌ای که علاوه بر جلب رضایت مخاطبان پروژه، گاها منافع پدیدآورندگان و گردانندگان آن مجموعه را نیز از طریق افزایش فروش یا نرخ بازگشت افراد، تامین می‌کند.پروسه دیزاین یک پروژه هویت دیداری محیطی برای مثال تنها در بخش جمع‌آوری داده و آنالیز مسئله، طراح باید با ده‌ها یا حتی صد‌ها شخص مختلف مصاحبه کرده و از دغدغه‌ها و انتظارات آنها در تعامل با محیطی که طراحی هویت آن به او سپرده شده‌است، پرس و جو کند. طراح باید به اطلاعاتی کامل و دقیق نسبت به، نقاط و مسیرهای پر رفت و آمد، سریع‌ترین راه دسترسی به هر یک از بخش‌ها، تصویری که از هر بخش یا کل آن محیط در ذهن افراد ثبت شده یا حتی مسیر‌های گیج‌کننده و سختی که وجود دارند، دست پیدا کند.یک سوال اساسیاساسا در پروژه‌های ساختمانی و اماکن عمومی ما در ایران، تا چه میزان شاهد هویت سازی و توجه به ارتباط مخاطب با محیط هستیم؟ چه تعداد از این محیط‌ها در ذهن مخاطب هویتی مستقل و منحصر‌به‌فرد داشته و توانسته‌اند به خوبی با او ارتباط برقرار کنند؟ آیا مال‌ها (مراکز تجاری بزرگ)، موزه‌ها و یا حتی برج‌های اداری/مسکونی دیتای مشخصی از شیوه تعامل یا حتی نظر مخاطب در ارتباط با محیطی که ساخته‌اند دارند؟شخصا، تعداد اماکن ایرانی که هویت دیداری مناسبی داشته و پاسخ درخوری به سوالات فوق داشته باشند را کمتر از انگشتان دو دست و بجز چند پروژه معدود تجاری و اداری، توجه به این مقوله مهم را بسیار کمتر از پتانسیلی که وجود دارد می‌بینم.چند نمونه موفق و خوب از دیزاین هویت یکپارچه محیطیدر میان تمامی پروژه‌هایی که در این حوزه به اجرا رسیده‌اند، شخصا عملکرد و خروجی دیزاین ژاپنی‌ها را با اختلاف پیشتاز و خیره‌کننده می‌بینم. اگر دنبال منبعی الهام بخش برای مطالعه پروژه‌های اینچنینی هستید، جستجوی میان کارهای طراحان ژاپنی را قویا توصیه می‌کنم.پروژه طراحی کتابخانه‌های شهر مونترال توسط Stéfanie Vermeersch پروژه طراحی مدرسه ابتدایی Oguro no Mori توسط Atsuko Kaizu پروژه طراحی ساختمان روز اول (گروه علی بابا) توسط رامین پهلوان‌حسینیپروژه طراحی مجتمع تجاری Eastland توسط Spaceagency Design شرح اقدامات و گام‌هایی که دیزاینر در مراحل مختلف یک پروژه دیزاین هویت محیطی طی می‌کند، به قدری گسترده و وسیع است که احتمالا شرح کامل آن نیازمند ده‌ها مقاله یا خواندن چند کتاب باشد. از سوی دیگر هدف این مقاله آموزش کامل طراحی هویت محیطی نیست؛ بلکه توضیحی کلی برای آشنایی بیشتر شماست. ممکن است در آینده با مقالات دیگری به شرح و توضیح آنچه که در این حوزه رخ می‌دهد و حائز اهمیت است بپردازم. اگر ادامه انتشار چنین مطالبی می‌تواند برای شما مفید باشد و به آن علاقه‌مندید، در قسمت نظرات با من در میان بگذارید. اینستاگرام منلینکدین من</description>
                <category>رضا مرادی</category>
                <author>رضا مرادی</author>
                <pubDate>Sun, 11 Dec 2022 18:12:41 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>یک &quot;ری-دیزاین&quot; برای حل چندین مشکل | مطالعه موردی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezamoradi/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%84-%DA%86%D9%86%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-hu8r8afvlzsz</link>
                <description>همیشه جای خالی &quot;هویت بصری یکپارچه و منظم&quot; در مراکز درمانی، تجاری یا اداری بزرگ آزارم می‌داد و حرص می‌خوردم که &quot;یعنی اینا واقعا نمی‌دونن چقد لازمه؟&quot; هر مراجعه کننده باید از ده نفر سوال کنه که بتونه آدرس یه بخش خاص رو پیدا کنه، تهشم که پیدا کنه دریغ از چهارتا تابلو و علامت راهنما که داد بزنه &quot;آرررره... درست اومدی همینجاست!&quot;و اما این‌بار... همه چیز با یک نگاه ساده شروع شد. از راهروی بیمارستان به سمت بیرون می‌رفتم که چشمم به تابلوی راهنمای واحدها افتاد. ظاهراً هدف تابلو، راهنمایی مراجعین برای پیدا کردن مسیر‌های مختلف و دنبال کردن یکی از خطوط رنگی روی دیوار تا رسیدن به بخش مورد نظر بود. اما اصلاً کارشو درست انجام نمی‌داد. بگذریم از اینکه خطوط راهنمای روی دیوار هم با جابجایی بخش‌ها و قطعی‌های مکرر، عملاً گمراهتون می‌کرد!حتما براتون پیش اومده توی همچین ساختمون بزرگی بارها و بارها برای پیدا کردن بخش موردنظرتون گم شده باشید یا از چند نفر راهنمایی بخواید. (معمولاً جواب همشونم انتهای راهرو سمت چپه!) توی بیمارستان‌ها و مراکز درمانی، شیوع این مشکل به اوج خودش می‌رسه. از قضا مهمترین جایی که مراجعینش عجله دارن و باید فوراً مسیرشونو پیدا کنن، همینجاست.چیزی که من دیدم و نتونستم از کنارش رد شم!شاید ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین ایراداتی که می‌شه به این راهنما گرفت، &quot;رنگ زرد روی سفید&quot; یا &quot;تایپوگرافی به شدت غلط و بعضاً دِفرم شدش&quot; باشه. اما بیخیال، مشکلات و بی‌توجهی‌ها خیلی عمیق‌تره!پرسونا و ما ادراک ما پرسوناهر دیزاین مخاطبی داره و هر مخاطب نیاز یا مشکلی که باید برطرف شه. دیزاینی که مخاطب و هدفش رو نشناسه عملاً دیزاین نیست! پس بیاید توی این مطالعه موردی قبل از هر چیز یه تعریف ساده و راحت از پرسونای بیمارستانمون داشته باشیم.مراجعه کننده، بیمار یا هرچیزی که اسمشو بذاریم به احتمال بالا با حداقل یک بیماری، مشکل یا نقص عملکردی به بیمارستان ما مراجعه کرده، این مشکل یا نقص عملکردی می‌تونه توی حرکت، بینایی، شنوایی یا حتی قوه تفکرش باشه. احتمال بی‌سواد بودنش هست و برای پیدا کردن بخش مورد نظرش عجله داره (گاهاً حتی اورژانسی) و اینکه بیمارستان ما پزشک، پرستار، نیروی خدماتی و اداری و هم داره اما اینها جزو پرسونای ما نیستند، چرا‌که نیاز به راهنمایی ندارن. بعد از مدت کوتاهی تقریباً با محل قرارگیری همه بخش‌ها آشنا شدند.حالا که با محدودیت‌ها، مشکلات و اهداف مخاطبمون آشنا شدیم می‌تونیم دونه دونه مشکلاتی که در مواجهه با این راهنما می‌تونه داشته باشه و راه حلش صحبت کنیم.رنگ‌ها، رنگ‌ها، امان از رنگ‌هامن که عینکیم و چشمام آستیگمات، اما حتی چشمای یه آدم سالم هم با اون فلشای سفید روی زردِ روشن و درخشان خیلی میونه خوبی نداره. وقتی می‌شه یکم تیرگی رنگو دستکاری کرد یا اون فلشای لامصب حتما سفید نباشن، این چه مقاومتیه؟طراح این راهنما مفهومی تحت عنوان دسترسی‌پذیری (Accessibility) به گوشش خورده؟ یک درصد به این فکر کرده که بیننده‌ی پوسترش ممکنه درگیر انواع نقایص انکساری چشم، کوررنگی یا حتی بی‌سواد باشه؟! راه حل جایگزین برای این مخاطب چی بوده؟شاید توجه به &quot;دسترسی‌پذیری برای افراد ناتوان&quot; در همه حوزه‌های دیزاین (و همیشه) اولویت اول به‌نظر نرسه، اما وقتی که شما بخشی از هویت‌بصری جایی رو طراحی می‌کنید که اتفاقا بخش عمده مخاطبش افراد ناتوان یا حتی بی‌سواد هستن، موظف به توجه و پیش‌بینی راه‌حل جایگزین برای این افرادید.راه حل چیه؟ علاوه بر تغییر در میزان تیرگی و غلظت رنگ‌ها تا حصول بهترین کنتراست بین اِلمان‌هایی که با هم Overlap دارند، باید مجموعه‌ای از آیکن‌ها برای هر بخش، واحد یا اتاق طراحی شه و علاوه بر تابلو‌های راهنما، روی خطوط راهنما و همچنین ورودی این بخش‌ها هم از این آیکن‌ها برای افراد بی‌سواد استفاده بشه.نوع برخورد افراد بی‌سواد یا کم‌سواد با متن‌ها در هر محصول بصری، مشابه افراد نابینا یا کم‌بیناست. با این تفاوت اصلی که رنگ‌ها و آیکن‌ها برای این افراد به راحتی قابل تشخیصند. البته که طراحی یه مجموعه آیکن حرفه‌ای برای همه بخش‌های مهم بیمارستان، کار زمان‌بر، مهم و البته تخصصی‌ایه که از طراح یک پوستر یا تابلوی راهنما توقع اختصاص چنین وقت و انرژی‌ای برای پوستری که احتمالا چندصد هزار تومن (یا اصلا هیچی) برای طراحیش دریافت کرده، نمی‌ره! باید طراحی این آیکن‌ها، یکبار برای همیشه در قالب بخشی از طراحی هویت بصری یکپارچه بیمارستان انجام شده باشه و بعد این فایل‌ها در اختیار طراح پوستر یا هر کس دیگه‌ای که قصد توسعه موارد بصری رو داره قرار بگیره.جهت، چینش و فرم فلش‌ها، شاهکاری ماندگاربرگردیم به مخاطبمون؛ عجله داره، احتمالا نمی‌خواد سر هر تقاطع صبر کنه و خیره شه برای پیدا کردن سمتی که باید مسیرشو ادامه بده و البته اون نقایص عملکردی (مثل بینایی) که گفتیم هم براش محتمله.یک‌بار مشابه کسی که داره از کنار این علائم رد میشه، نگاه سریع و گذرایی به این تصویر بندازید.فرض کنید دارید از کنارش رد می‌شید، همونقدر سریعاگه  دوباره برنگردید و به تصویر نگاه نکنید، می‌تونید بگید چندتا از واحد‌ها به سمت چپ و چند‌تا از اونها به سمت راست بودن؟ کدوم واحد‌ها؟ اگه برگردید چی؟ چرا نتونستید همون لحظه اول حجم بیشتری از دیتا رو از پوستر دریافت کنید؟همه چیز برمی‌گرده به آشنایی با اصول و لی‌اوت صحیح اِلمان‌ها که میشه گفت در واقع شکلی از معماری اطلاعات (IA) به حساب میاد. نزدیکی فِلش‌ها به هم، تضاد رنگها و تکرار بی‌دلیل و اغراق‌آمیز اون‌ها، فضای منفی کاذبی بین فلشهای همسو به وجود آورده که ذهن در لحظه اول نمی‌تونه تفاوت بین این فلش‌های موجود در فضای منفی با فلش‌های اصلی رو به سرعت تشخیص و طبقه بندی کنه. برای درک بهتر فضایی که درموردش صحبت می‌کنم به این تصویر دقت کنید.به Negative Space (نقطه‌چین‌های مشکی) بین فلشای همسو و تکرار شده دقت کنیدراه حل چیه؟ لزومی برای تکرار فلش‌ها به این تعداد وجود نداره، بین فلش‌ها فضای تنفس بیشتری نیازه تا تفکیک و تشخیص سریعِ جهتِ نمایشِ هر کدوم راحت باشه. این نکته رو هم در نظر بگیرید که از این پوستر، به تعداد زیاد و با جهت فلش‌های مختلف، توی راهروهای مختلف استفاده شده پس نیازه که بخش‌هایی که به سمت راست و بخش‌هایی که به سمت چپ قرار دارن به خوبی از هم تفکیک شده باشن و بشه تعدادشون رو سریع تشخیص داد.تایپوگرافی چی هست اصلا؟نمی‌دونم به هدف مصرف کمتر کاغذ (اونم برای چیزی که یکبار برای همیشه چاپ و استفاده میشه) یا راحتی توی تشخیصش بوده یا چیز دیگه‌ای، ولی &quot;رادیولوژی، سونوگرافی و سی‌تی‌اسکن&quot; چرا باید تا اون اندازه، ریز و غیر هماهنگ با مابقی متن‌ها و توی یه کادر چِپونده شه؟استفاده از فونت B تیتر در اداره‌ها و مراکز مختلف جزوی از فرهنگ سازمانی و نهایت خلاقیت افراد برای جلب توجه بیشتر از سمت بازدید کنندست! دریغ از توجه به اندازه‌ای که چاپ میشه یا سایر روش‌های جلب توجه.راه حل چیه؟ ساده‌ترین راه حل و هم اندازه کردن متن‌ها و پیش‌بینی فضای کافی برای قرارگیری همه کلمات با اندازه یکسان در کنار همه.پیشنهاد جایگزین برای حل مشکلاتی که ذکر شدنتیجه ری‌دیزاین پوستر راهنمای بخش‌های بیمارستانشاید اگه ابتدای مقاله نتیجه ری‌دیزاین رو کنار تصویر اصلی می‌ذاشتم و می‌گفتم بیش از 5 ساعت زمان صرف شده تا مشکلات اون کار به این شکل اصلاح و به نتیجه برسه، درک اینکه دقیقا چه کاری صورت گرفته یا چه مشکلاتی حل شده برای مخاطب غیر دیزاینر سخت بود. اما الان با شناخت مشکلات نسخه قبل، توجه به زمان و انرژی و جستجویی که برای طراحی آیکن‌های هماهنگ و مناسب صرف شده و مقایسه سرعت و راحتی تشخیص هر کدوم از مسیر‌های &quot;چپ&quot; و &quot;راست&quot; بدون نیاز به ایستادن و دقت بیش از حد در مقایسه با زمانی که نسخه قبلی برای همینکار از مخاطبش می‌گرفت؛ احتمالا درک اینکه چرا 5 ساعت زمان برای پیدا کردن بهترین دیزاین صرف شده برای همه راحت‌تره :)یک &quot;ری-دیزاین&quot; برای حل چندین مشکلخوشحال میشم نظر و تحلیل شما رو هم راجع به این داستان بشنوم. علاوه بر این تو شبکه‌های اجتماعیم هم می‌تونید منو پیدا کنید.https://redl.ink/RezaMoradi</description>
                <category>رضا مرادی</category>
                <author>رضا مرادی</author>
                <pubDate>Thu, 28 Jan 2021 13:46:56 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین تگ لاین ایران متعلق به کدام برند است؟</title>
                <link>https://virgool.io/DesignersCommunity/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%AA%DA%AF-%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D8%B9%D9%84%D9%82-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-rihvisckxaga</link>
                <description>نوشتن تگ‌ لاین یا شعار برای یه برند، یکی از مهمترین جوانب تدوین استراتژی و تعیین کننده بخش مهمی از موفقت اون کسب و کار در آیندست. البته شاید بشه کاربرد اسلوگان‌ها رو مهمتر و نقش اونها رو توی موفقیت پلن‌های مارکتینگ، بدیهی‌تر تلقی کرد اما به هر حال، داشتن یه تگ لاین مناسب و کوبنده چیزی نیست که بشه ازش صرف نظر کرد.تگ لاین معروف برند نایک (نایکی)در دنیا نمونه‌های قوی و موفق زیادی از تگ‌لاین‌ها دیده و شنیدیم، از &quot;Just do it&quot; نایکی گرفته تا &quot;Think different&quot; اپل یا &quot;I&#x27;m lovin&#x27; it&quot; مک دونالد. اما حقیقتا معتقدم همیشه نمیتونیم نمونه‌های بین المللی رو کورکورانه و بدون در‌نظر گرفتن اختلافات فرهنگی/زبانی، به عنوان نسخه‌ای برای برندهای ایرانی تجویز کنیم و انتظار علاج داشته باشیم؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم مطلبی رو راجع به تگ‌لاین‌های ایرانی بنویسم و با بررسی و نمره دادن به اونها از 0 تا 5، با هم اونا رو زیر ذره‌بین ببریم. در همین راستا از تعدادی از دوستان (در صفحه اینستاگرامم) کمک گرفتم و با‌هم تعدادی از تگ لاین های ایرانی رو جمع آوری کردیم.اینجا تعدادی از این تگ لاین / شعار‌های برند‌های ایرانی رو می‌بینید که البته باید اعتراف کنم در بعضی موارد مطمئن نبودم و نیستم که عبارت مورد نظر در جایگاه &quot;تگ لاین&quot; به کار رفته یا &quot;اسلوگان&quot;، چرا که بخشی از این مسئله به استفاده ناصحیح و نابجای برندهای ایرانی از این دو اصطلاح و تفکیک نه‌چندان مناسبِ &quot;شعار‌های تبلیغاتی&quot; از &quot;شعار اصلی برند&quot; برمی‌گرده. اما به هر حال همه این شعار‌ها توسط همین برندها به کار رفتند.پودر کیک رشد | به همین آسانی، به همین خوشمزگیصنام | فراتر از یک نامبهروز | دوست من سلامسن ایچ | ... و دیگر هیچلبنیات پاک | پاک یادت نره!تکدانه | طبیعیه که منو میخوای!صباح | سلامتی میارهاوبار | این بارو اوبار می‌بره!بانک تجارت | بانک فردااکشن | شروع یک هیجان تازهرونیکس | آخرین ابزاری که می‌‌خرید!رامک | دوست بزرگ و کوچکسایپا | مطمئن!!!ایران خودرو | راه تو را می‌خواند ...رادیاتور ایران (مخصوص خودرو) | در سفر باید شناختال سی من | انتخاب خاص تنچی توز | طعم خوش لحظه هابانک ملی | هرجا سخن از اعتماد است، نام بانک ملی ایران می‌درخشد!راسان | همراه سرد و گرم زندگیایساکو | تامین قطعات، تضمین خدماتپاکسان | به سلامت خانواده می‌اندیشدمزمز | هم مزه‌ی هر لحظهبانک آینده | آینده روشن استطبیعتاً امکان بررسی همه جانبه و منصفانه‌ی همه این شعار‌ها در قالب این مطلب وجود نداره، به همین دلیل تصمیم گرفتم، همه شعارها رو (به جهت در دسترس بودن برای مابقی عزیزانی که قصد تحقیق و مطالعه در این حوزه دارند) ذکر کنم، اما فقط چند مورد از بهترین و بدترین اونها رو اینجا بررسی کنم.نکته مهم دیگه‌ای که قبل از شروع به بررسی این شعارها لازمه ذکر کنم اینه که طی این بررسی به هیچ کدوم از شعار ها نمره صفر و به هیچ شعاری هم نمره کامل ندادم، چون معتقدم حتی بدترین شعارها هم احتمالاً جنبه‌های پنهانی دارن که بدون اطلاع از اونها نمیشه شعار رو کاملا بی‌فایده دونست؛ در عین حال هیچ شعاری  هم کامل نیست، این حقیقت نسبت به شعارهایی که خود من هم نوشتم هم کاملا صادقه.چی‌توز | طعم خوش لحظه‌هامحصولات چی توزتمام کلمات به کار رفته در این شعار، کلماتی انتزاعی و ذهنی هستند که نمود عینی و قابل لمسی در دنیای خارجی برای اونها وجود نداره. &quot;طعم&quot;، &quot;خوش&quot;، &quot;لحظه&quot;؛ هیچ کدوم رو نمیشه در ذهن تصویر کرد یا به جسمی خاص ارتباط داد. یکی از مهمترین راه‌های تاثیر یه شعار روی مخاطب، وجود نمود های عینی برای ارتباط دادن شعار به اونها در ذهن مخاطب و بهره‌گیری از قدرت تجسم مخاطبه؛ اما آیا بدون استفاده از این ترفند، شعار ما شکست می‌‌خوره؟ خب راستش، نه!فراموش نکنیم، که مهمترین نقطه تماس یا Touch Point این برند به عنوان یه برند فعال در حوزه محصولات خوراکی و تنقلات، با مخاطباش، حس چشایی اوناست. پس حالا اگه دقت کنیم، اشاره به &quot;طعم خوش&quot; و محدود بودن به &quot;لحظه‌ها&quot; نه تنها انتخاب بدی به نظر نمی‌رسه، بلکه هدف گیری دقیقِ مهمترین نیاز مخاطب هدف و تحریک حس چشایی اوناست.نمره من به این شعار : ●●●●○ (4 از 5)سایپا | مطمئن!سایپاحقیقتا مطمئن از چه جهت؟ ایمنی؟ یا مطمئن از مرگ یکباره و قطعی؟! جدای از این شوخی تلخ، بیاید از دید حرفه‌ای به مسئله نگاه کنیم. سایپا یه برند موفق از نظر میزان فروش و سهم در بازار خودرو به شمار میاد. طبعا بخش بزرگی از این موفقیتش رو هم مدیون حمایت‌های دولتی و بازار انحصاری داخل کشوره، اما توی ایران خودروسازهای دیگه‌ای هم مثل کرمان موتور یا مدیران خودرو داشته و داریم، چرا هیچ کدوم تا این حد پرفروش نبودند؟ جواب این سوال رو باید توی مزیت‌های رقابتی محصولات این برند نسبت به محصولات مشابه داخل بازار جستجو کرد.با این دیدگاه اگه به مسئله نگاه کنیم چند جواب مهم، محتمله؛ مصرف سوخت کمتر، قیمت پایین‌تر قطعات و به طور کلی مقرون به صرفه‌تر بودن (نویسنده‌‌ی حقیر به قیمت روز محصولات رویایی این برند واقفه اما بازهم همین محصولات، ارزون‌ترین گزینه‌های بازار هستن).بیاید از بحث دور نشیم، تمام این داستان‌ها رو بافتم که به یه سوال مهم برسیم. بنظر شما برای این برند، تمرکز روی عبارات‌های مرتبط با &quot;مقرون به صرفه بودن&quot;، انتخاب بهتری نیست؟! حداقل می‌تونه یه دلیل قانع کننده به خریداراش بده که با استفاده ازش در مقابل دیگران از خریدشون دفاع کنن!نمره من به این شعار : ●○○○○ (1 از 5)بانک ملی | هرجا سخن از اعتماد است، نام بانک ملی ایران می‌درخشد!بانک ملی ایرانبا توجه به طول این جمله و اطلاعاتی که از بودجه‌های هنگفت این بانک‌ها در بخش تبلیغات دارم؛ معتقدم این جمله یه &quot;اسلوگان&quot; هست تا یه &quot;تگ‌لاین&quot;؛ چرا که بعید میدونم افرادی که با این بودجه‌های هنگفت، سکان‌دار تبلیغات اینطور سازمان‌ها هستن، جمله‌ای به این بلندی رو به عنوان &quot;تگ‌لاین&quot; انتخاب کرده باشن!اگه جمله را به عنوان یه &quot;اسلوگان&quot; موقت ببینیم، باید اون رو توی همون بازه زمانی مورد استفاده و با اطلاع از اهداف کمپین تبلیغاتی لانچ شده بررسی کرد. اما &quot;حدس من&quot; از هدف اصلی بانک ملی در راه اندازی کمپینی با این اسلوگان، یادآوری ریسک اعتماد به موسسات مالی و اعتباری (نامعتبری) بوده که تو یه برهه‌ی زمانی، یکی یکی ورشکست می‌شدن و سپرده گذارهای اونها با مشکلات بی‌شماری برای بازپس گیری سپرده‌هاشون از این موسسات منحل شده، مواجه می‌شدن.وقوع این اتفاقات احتمالا از سمت بانک ملی، فرصت مغتنمی برای یادآوری اعتبار خودشون و بزرگتر کردن این خلاء اعتماد شمرده شده. از این جهت اگر به مسئله نگاه کنیم، هدف رو میشه هوشمندانه ارزیابی کرد اما باز‌هم عبارت شعار چنگی به دل نمی‌زنه، می‌تونست به مراتب کوبنده‌تر و صریح‌تر باشه.نمره من به این شعار : ●●○○○ (2 از 5)اوبار | این بارو اوبار می‌بره!اوباراستفاده از عنصر تکرار و ایهام؛ باید گفت شعار هوشمندانه‌ای رو انتخاب کردن! یکی از تکنیک‌های موثر برای تثبیت یه شعار در ذهن مخاطب و بالابردن احتمال بخاطر سپرده شدن، استفاده از تکنیک تکراره، مخصوصا در این موردِ به خصوص که کلمه‌ی تکرار شده (بار) با نام برند، اصطلاحاً &quot;مجاز&quot; داره.گذشته از این تکنیک خلاقانه‌ی دیگه که تو این شعار دیده میشه، ایهامه! به عبارت &quot;این بارو&quot; دقت کنید، دقیقا مشخص نیست که منظور &quot;این دفعه&quot; بوده یا &quot;این اثاثیه&quot;، عبارت &quot;این بار&quot; هر دو معنی رو می‌رسونه و اتفاقا هر دو هم در این جمله معنی دارن!با اینکه شناختی از این برند و فعالیت‌های مختلفش در حوزه برندینگ ندارم، اما شعارش رو به واسطه استفاده صحیح و به جا از تکنیک‌های شعار نویسی و بیان واضح زمینه فعالیت برند، شعار بسیار کارا و زیبایی می‌دونم.نمره من به این شعار : ●●●●○ (4 از 5)راسان | همراه سرد و گرم زندگی!شیرآلات راساناگه بخوام نظر شخصیم رو بگم، این تگ لاین با لحن گوینده‌ همیشگیش و جینگل مخصوص برند (دینگ دی دینگ) توی ذهنم حک شده. نکته مهم دیگه استفاده برند از رنگ های آبی و قرمز برای کلمات &quot;سرد&quot; و &quot;گرم&quot; در شعار بوده که میشه گفت به القای حس گرمی و سردی کمک زیاده کرده. اما بیاید از یه جهت دیگه هم به شعار نگاه کنیم؛ همراه سرد و گرم زندگی؟ منظورشون چیه؟اولین و سطحی‌ترین دیدگاه احتمالا اینه که برند فقط خواسته کاربرد شیرآلاتش رو توی رسوندن آب گرم و سرد یادآوری کنه، ولی نه؛ این ویژگیِ منحصر به فرد یا اغوا کننده‌ای برای تغییر مسیر یه مشتری بالقوه به سمت خرید از این برند نیست. مگه بقیه شیر آلات هم همینکارو نمیکنن؟!خب در واقع شعار می‌خواد بگه، این شیرآلات اونقدر با کیفیت و بادوام هستن که کل سرد و گرم و فراز و نشیب زندگی رو همراه شما باشن و حاجتتون رو به لوله‌کش نندازن! اما اینکه چقدر این شعار صریح تدوین شده و چند درصد از بینندگان / شنوندگان اون رو دریافت می‌کنن؛ قضاوتش با شماست.نمره من به این شعار : ●●●○○ (3 از 5)ایساکو | تامین قطعات، تضمین خدماتایساکوبه واج آرایی حروف متناظر و وزن یکسان هر دو سمت این عبارت دقت کنید! این شعار رو هم میشه جزو شعارهای هوشمندانه و ماندگار دسته بندی کرد. به تشابه حروف &quot;تامین با تضمین&quot; و &quot;قطعات با خدمات&quot; دقت کنید، به خوبی توی ذهن مخاطب جای خودش رو پیدا می‌کنه. جالبه بدونید مسیرهای سیناپسی ذهن برای برقراری ارتباط و پیش بینی حروف مشابه بسیار بهتر از حروف بدون تشابه عمل می‌کنه و این بیان ساده‌ای از راز ماندگاری این قسم شعارهاست.اما بخش غیرقابل انکاری از عملکرد خوب این قسم شعارهای ایرانی رو میشه به قریحه شعر و شاعری ایرانی‌ها هم نسبت داد و همین امر باعث عملکرد بهتر شعار‌های وزین و آهنگین روی مخاطب ایرانی میشه. اما عملکرد خوب این شعار رو نمیشه فقط محدود به ساختار کلماتش دونست، بیان واضح و روشن حوزه فعالیت برند در شعار، نکته مثبت بعدی این شعاره.نمره من به این شعار : ●●●●○ (4 از 5)صاایران | هر روز بهتر از دیروزشرکت صنایع الکترونیک ایراننکته مهمی که در ارتباط با این شعار از دوستانم دیدم، این بود که خیلی‌ها شعار رو اینطور به من معرفی می‌کردن؛ &quot;هر روز بهتر از دیروز، دینگ دینگ&quot;. باورم نمیشد این تعداد نفر، علاوه بر شعار، جینگل یه برند رو هم به این دقت به خاطر داشته باشن! شاید نسل جدید این شعار رو حتی نشنیده باشه، جای تعجبی هم نداره، سالها از اوج فعالیت‌های صاایران گذشته و دیگه صاایران، صاایران سابق نیست!مرحوم صاایران (که البته کاملا هم مرحوم نشده) با نام کامل شرکت صنایع الکترونیک ایران، زمانی مهمترین رقیب نوکیا در بازار گوشی‌های ایرانی بود. برندی که با تبلیغات گسترده و استفاده از این شعار، تاثیراتی بلند مدت و فراموش نشدنی در ذهن مخاطب جوان اون زمان به جا گذاشت.این تگ لاین هم اصطلاحاً اونقدر &quot;وایرال&quot; شده بود که حتی به شکل ضرب المثل بین مردم رواج پیدا کرده بود و برای تعریف یه نفر از پیر نشدن شخص مقابل استفاده می‌شد. مهمترین نکته در ارتباط با این تگ لاین ماندگاری بیشتر اون نسبت به اسم و لوگوی شرکت، در ذهن مخاطبه، به واج آرایی و وزن شعار دقت کنید!نمره من به این شعار : ●●●●○ (4 از 5)پودر کیک رشد | به همین سادگی، به همین خوشمزگیپودر کیک رشدبنظر شما مهمترین ویژگی و مزیت رقابتی برای یه برند پودر کیک چیه؟ غیر از اینکه زحمت و دردسر درست کردن کیک رو از گردن شما میندازه؟! جواب همینجاست: &quot;به همین سادگی&quot;! سادگی و زحمت کمتر احتمالا یکی از مهمترین دلایل مصرف کننده برای انتخاب پودر کیک، نسبت به خرید کل مایحتاج تهیه کیک و دردسر ترکیب اونهاست.به همین خوشمزگی! قبل تر در مورد تاچ پوینت برند‌های خوراکی صحبت کردیم، هدف گرفتن چشایی مخاطب؛ پس فکر می‌کنم نیاز به توضیح قسمت دوم این شعار نباشه. عنصر تکرار رو اینجا هم میشه دید، &quot;به همین&quot; در هر دو عبارت تکرار شده، شاید کلمات مهمی به نظر نرسن، اما ذهن مخاطب از این تکرار استقبال می‌کنه و راحت‌تر &quot;سادگی&quot; رو به &quot;خوشمزگی&quot; ارتباط میده.نمره من به این شعار : ●●●●○ (4 از 5)امیدوارم از خوندن این مطلب لذت برده باشید و تونسته باشم اطلاعات مفیدی رو راجع به تدوین شعار با شما به اشتراک بذارم. بنظر شما بهترین تگ لاین متعلق به کدوم برند ایرانی بود؟</description>
                <category>رضا مرادی</category>
                <author>رضا مرادی</author>
                <pubDate>Tue, 07 Apr 2020 19:51:28 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور برای طراحی لوگو ایده بگیریم؟</title>
                <link>https://virgool.io/CreativePie/how-to-find-ideas-for-logo-design-o70m0tsvhtyu</link>
                <description>یکی از شایع ترین مشکلات افرادی که تازه طراحی لوگو رو شروع کردن، ایده گرفتنه. عمدتا هم با گفتن اینطور جمله ها شروع میکنن که : &quot;خلاقیت ندارم!&quot;، &quot;نمیدونم چیکار کنم&quot;، &quot;نمیتونم ایده بدم&quot; و قص علی هذا. راستش خلاقیت و ایده پردازی خیلی قابل آموزش دادن نیست، چون یه فرایند ذهنیه، اما یه‌سری نکات و تکنیک ها وجود داره که برای فراهم کردن مسیر خلق ایده‌هاتون، در موردشون صحبت میکنم و مطمئنم با اجرای درست این مراحل و تمرین و تکرار زیاد، ایده های خفنی به ذهنتون میرسه!چطور برای طراحی لوگو ایده بگیریم؟اگه بخوایم مسیر خلق ایده برای طراحی یه لوگوی خوب رو بگیم باید قبل از هر چیز، مسیر دریافت سفارش و ارتباط با مشتری رو مرور کنیم که ببینیم خلق ایده و اسکچ زدن کجای این مسیر قرار میگیره.خب، اولین مرحله اینه که کارفرما به شما مراجعه و درخواست طراحی لوگو رو مطرح می‌کنه، عمدتا توی اولین برخورد، هزینه کار و زمان مورد نیاز رو هم از شما میپرسه. توی این مرحله بعد از مشاوره و توافق اولیه باید یه Creative brief داشته باشید و اونو برای کارفرما ارسال کنید. حالا ممکنه بپرسید Creative brief چیه، این فرم توسط شما تدوین میشه و حاوی سوالات مورد نیاز شما در ارتباط با پروژه، از کارفرما، برای خلق ایدست.کارفرما موظفه که بریف رو برای شما تکمیل کنه و مواردی از قبیل نام، زمینه فعالیت، پیام های اصلی، چالش های اصلی کسب و کارش و ... رو صادقانه به شما بگه. ممکنه توی همین مرحله گیر بیفتید و به این فکر کنید که منِ تازه کار که مشتری ندارم، پس بریف پَر، ایده پَر، لوگو پَر!اما سخت در اشتباهید، چون برای گرفتن بریف همیشه به کارفرما نیاز ندارید، میتونید از یه دوست یا آشنا بخواید که یه پروژه فرضی براتون تعریف کنه یا از سایت هایی که به صورت رندوم بریف تولید می‌کنن استفاده کنین، پس بهونه آوردن ممنوع!حالا بیاید با هم روش من رو برای ایده پردازی یکی از پروژه هام با هم مرور کنیم. کارفرما یه مجموعه فروش باتری خودرو بود که باتوجه به توسعه کسب و کارشون، ورود به حوزه دیجیتال و چشم اندازهایی که برای توسعه برندشون داشتن، نیاز به یه لوگو حرفه رو احساس کرده بودند.بخشی از بریف طراحی لوگو &quot;کیان باتری&quot;اینجا بخشی از بریف &quot;کیان باتری&quot; رو میبینید که توسط کارفرما و بعد از مشاوره اولیه تلفنی، ارائه شد.خب گام بعدی چیه؟تحقیق و مطالعه، تو این مرحله باید روی برند های رقیب که توسط کارفرما به شما معرفی میشن، یا طی تحقیقات شما پیدا میشن، مطالعه کنید، نکات کلیدی و نقاط قوت و ضعفشون رو بررسی کنید و در نهایت به یه دید کلی از موقعیت کارفرمای خودتون بین رقباش برسید. عمده زمان یک طراح حرفه ای برای طراحی لوگوی یه برندِ موفق، تو فاز تحقیق و مطالعه روی رقبا، استخراج پیام های اصلی و پوزیشنینگ برند صرف میشه، اما از اونجایی که موضوع این مطلب نیست، خیلی بهش نمیپردازیم.گام نهایی در طراحی لوگو ایده پردازی و اجراست. هرچقدر که تو مراحل قبلی بهتر کار کرده باشید تو این مرحله هم ایده های بیشتر و بهتری به ذهنتون میرسه. یکی از بهترین روش ها، روشیه که به اسم Mind Mapping میشناسیمش. مایند مپ یا نقشه ذهنش شامل یه توالی از کلمات و عبارت های مرتبط با موضوع پروژه میشه که روی کاغذ مینویسم و اونا رو هم ربط میدیم. نکته مهمی که تو این مرحله وجود داره اینه که هر کلمه یا عبارتی که بنظرمون اومد رو بنویسیم و در نهایت، بهترینا رو انتخاب کنیم.Mind Mappingکلماتی که با رنگ صورتی جدا کردم، انتخاب‌های نهایی من بودن. طبق این کلید واژه شروع کردم به جستجو و دیدن تصاویر مختلف، برای شکل گرفتن نقشه ذهنیم ازشون. تو این مرحله ممکنه به لوگوهای مشابهی بربخورید که از قضا ویژگی های مدنظر شما رو هم داشته باشه؛ به شدت مراقب باشید، مبادا وسوسه به کپی کردن (دزدی) اونا بشید. این کار نه از نظر اخلاقی و حرفه ای کار درستیه، نه به شما کمکی می‌کنه. مطمئن باشید به اندازه کافی راه برای رسیدن به مفاهیم مدنظر شما وجود داره.من به شخصه وقتی که دارم تصاویر رفرنس رو جستجو میکنم، دست به قلم هم هستم و هر از چند گاهی سعی میکنم فرم های مختلف از کلید واژه های مدنظرم رو رسم کنم. چندین و چند شکل از باتری، چندین بار تلاش برای رسم فرم‌های مختلف از جرقه و به همین ترتیب ...در نهایت شما می مونید و کلی اتود خام روی کاغذ، حالا ایده اصلی مشخصه، طرح های خام روبروی شما وایسادن و فقط باید اونا رو به شکل خلاقانه و درستی با هم ترکیب و بهترین حالت رو انتخاب کنید. این ساده ترین تعریفی بود که از این مرحله میتونم بهتون بگم.طرحی که در نهایت من بهش رسیدم و بعد از اعمال نظر کارفرما نهایی شد، اینجاست :طراحی لوگو کیان باتری | رضا مرادیطراحی لوگو کیان باتری | رضا مرادیطراحی لوگو کیان باتری | رضا مرادیطراحی لوگو کیان باتری | رضا مرادیامیدوارم این مطلب براتون مفید بوده باشه و تونسته باشم حداقل به اندازه یه قدم، به خلق ایده هاتون کمک کرده باشم. اگه سوال یا مشکلی داشتید و احساس کردید کمکی از دست من برمیاد، در حد توان و دانشم در خدمتتون هستم.اینستاگرام من : RezaMoradi.Design</description>
                <category>رضا مرادی</category>
                <author>رضا مرادی</author>
                <pubDate>Sat, 14 Mar 2020 17:21:33 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>