<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا شاه‌پسند</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezash1973</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-11 09:23:01</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/289335/avatar/t8vJIX.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا شاه‌پسند</title>
            <link>https://virgool.io/@rezash1973</link>
        </image>

                    <item>
                <title>تجربه‌ای متفاوت</title>
                <link>https://virgool.io/@rezash1973/%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%88%D8%AA-m17vjwsi0nux</link>
                <description>کسانی که دهه‌ی پنجاه و شصت را دیده‌اند یکی از خاطرات شیرین‌شان، حس خوشی بود که هنگام دریافت نامه احساس می‌کردند.عطر کاغذ، لبخند ملیح تمبر که به گوشه‌ی پاکت چسبیده بود، گویی کودکی در آغوش مادر.این همه و نیز خروش اشتیاق در رگ‌های شوق برای باز کردن پاکت!آیا گذشته را می‌توان دوباره بازآفرید؟!به نظر نگارنده در برخی موارد شاید بتوان طعم عسل‌گونه‌ی خاطرات را به کام جان هدیه کرد.یکی از طعم‌های کام‌نواز، خاطره‌ی نامه‌های دهه‌ی شصت است!.با وجود شبکه‌های اجتماعی و پیام‌هایی که در کسری از ثانیه، کوه و دشت را چون توسنی چموش می‌پیمایند و خویش را به مخاطب می‌رسانند، چگونه می‌توان خاطره‌ی نامه‌های کاغذی را زنده کرد؟!نگارنده با ترفندی این حس خوب را برای خودش اینگونه باز می‌‌آفریند. خرید اینترنتی کتاب!مگر در دهه‌های پیشین، نامه‌ها را عشاق برای هم نمی‌فرستادند؟!&quot;کتاب&quot; عشق نیست؟!در آن سالها نامه‌ها را گاه بزرگانی خردمند و پیران دنیا دیده، برای آنانی می‌فرستادند که دوست داشتند شکوفایی‌شان را ببینند.مگر کتاب بزرگی خردمند نیست؟!و اما احساس نگارنده، وقتی که در انتظار کتاب سفارشی است.مثل کودکی که گوش بزنگ است که مامان یا بابا کی از در درآیند و خوراکی خوشمزه‌ای را پیشکشش کنند، دم به ساعت چرخی در سامانه کد رهگیری پست می‌زنم تا ببینم پیک خوش خبر کی از راه می‌رسد!وقتی سامانه نشان می‌دهد که هم اکنون کتاب سفارشی، در دستان پرمهر نامه‌رسان است، چنان ذوق می‌کنم که انگار تا دقایقی دیگر قرار است یکی از عزیزانم را که مدت‌هاست ندیده‌ام، ببینم و عطر کلامش و گرمای وجودش، هوای دلم را تازه کند!و چه حس دلچسبی است که چون بسته را می‌گشایم!عطر کاغذ مشامم را می‌نوازد و کتاب چون کودکی زیبا روی و معصوم به من لبخند می‌زند!این بار به سراغ &quot;نشر اطراف&quot; رفتم، نشری متفاوت!قبول دارید شجاعت متفاوت بودن و درایت پذیرفتن تفاوت، زمینه ساز شکوفایی است؟!نشر اطراف، آفاق و انفس را سیر کرده است تا کتابی‌هایی با طعمی تازه بر خوان کتاب دوستان، قرار دهد. طعم تفکر خلاق.وقتی از &quot;مقاله&quot; نام می‌برند من یکی که، آدم عصا قورت داده‌ای در نظرم مجسم می‌شود که انگار اصرار دارد به همه بگوید:&quot;من خاصم! هر کسی را توان آرایش و پیرایش من نیست.&quot;اما نشر اطراف از &quot;جُستار &quot;می‌گوید!جُستار، شاید از عموزادگان مقاله باشد!هنوز کتاب‌هایی که امروز از این نشر وزین به دستم رسیده نخوانده‌ام. اما به گمانم جُستار نوشته‌ است از خاندان پرطمطراق مقاله، که از خانواده‌ی اشرافی خود جدا شده، از برج عاج فرود آمده تا ساده و روان از تجربه زیسته‌ی نویسنده بگوید.نویسنده می‌تواند در قالب جُستار مفهومی را از دیدگاه خودش بپردازد و بیارآید.آیا نوشته‌‌ی امروزم را می‌شود جُستار نامید؟!نمی‌دانم!!جُستار دوستان و جُستار شناسان باید بگویند.✍به قلم: رضا شاه‌پسند ۲۸ آذرماه ۱۴۰۰</description>
                <category>رضا شاه‌پسند</category>
                <author>رضا شاه‌پسند</author>
                <pubDate>Sun, 19 Dec 2021 13:56:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مهارت زیستن</title>
                <link>https://virgool.io/@rezash1973/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%86-o3jvqd2zdhii</link>
                <description>مهارت زیستن دوست دارم برگردم به دوران مدرسه!عطر کتابهای نو، بوی مغازله‌ی کاغذ و چاپ!مداد گلی که چهره‌ی دفترم را بوسه‌‌ می‌‌دهد و دفتر از شرم، سرخ فام می‌شود چون گل رُز.  گچ سفید که نقش دانایی می‌زند بر صفحه‌ی تخته‌ی سیاه!اما در این برگشت، خواهشی دارم از معلم و مدرسه!مرا به اینکه بدانم نهاد و گزاره چیست، نیازی نیست!لطفا&quot;رسم جوانمردی شاهنامه را در رگ‌های اشتیاقم جاری سازید.گیرم که ندانم زمان فعل کدام است.عطر غزل‌های حافظ را به زندگی‌ام هدیه کنید تا عاشقانه بودن را یاد بگیرم.چه اهمیتی دارد بدانم مولوی در چه قرنی زندگی می‌کرد.چگونه زیستنش مهم است. گرامر انگلیسی به چه کارم می‌آید؟! چند کلمه‌ای سخن گفتن بیاموزیدم تا با مردمان جهان پیوند یابم و غم و شادی‌شان را حس کنم.به جای دانستن انواع واکنش‌های شیمایی و فیزیکی، یادم دهید تا محیط زیستم را بشناسم و قدرش بدانم.دوست دارم برگردم و اینبار مدرسه؛ مهارت زیستن را به من بیاموزد‌.✍️به قلم: رضا شاه‌پسند 22 فروردین ماه ۱۴۰۰</description>
                <category>رضا شاه‌پسند</category>
                <author>رضا شاه‌پسند</author>
                <pubDate>Sun, 11 Apr 2021 08:53:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شکرگزار چه باشیم؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@rezash1973/%D8%B4%DA%A9%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-xjeivrs33e3q</link>
                <description>شکر گزار چه باشیم؟!دیشب بدون درد جسمی، آرام خوابیدیم، صبح قبل از   طلوع بیدار شدیم و به انتظار نشستیم تا عروس آسمان از افق خرامان و طناز بیاید، دامن زرین بگستراند و بگوید:&quot;سلام، یک روز دیگر، که هدیه‌‌ای است از پرودگار، تقدیم  توباد!&quot;چهره‌ی خندان پدر و مادر یا که همسر و فرزندان، دومین نعمت هر روزه به من و تو است!کاری که روزگار در پیش پایمان نهاده، فرصتی برای پراکندن عطر مهربانی، ساختن و ساخته شدن!و لحظاتی از شب و روز که می‌توانیم خلوت کنیم با آنچه دوست داریم.گفتگویی دلچسب با رفیقی شفیق، دیدن فیلمی خاطره‌انگیز، شنیدن موسیقی دلخواه، خواندن کتاب و نوشیدن چای یا دمنوش، بوییدن و مزه‌ مزه‌ی طعم فنجانی قهوه‌ی تلخ، رفتن به طبیعت و خلاصه چشیدن طعم زندگی!آری، برای بسیار چیزهای به ظاهر ساده که شاید خیلی‌ها از آن بی‌بهره‌اند، باید شکرگزار باشیم. دنیا سلامتی و اوقات خوش را برای همیشه تضمین نمی‌کند.پس قدر بدانیم هر روز را و به آهنگ &quot;نداشته‌ها&quot; گوش ندهیم که ساز شیطان است و از داشته‌هایمان ببخشیم به آنها که ندارند.✍️ رضا شاه‌پسند ۱۰ مهرماه ۹۹‌</description>
                <category>رضا شاه‌پسند</category>
                <author>رضا شاه‌پسند</author>
                <pubDate>Thu, 01 Oct 2020 10:23:28 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>رنگ عشق، نقش خرد</title>
                <link>https://virgool.io/@rezash1973/%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%AE%D8%B1%D8%AF-ejiubwwrdcqp</link>
                <description>رنگ در رنگ، نقش در نقش، گلستانی است فرش فریبای ایرانی! گل انار، تاج بر سر، گویی ملکه‌ای این بوستان زیباست و گل پروانه‌ای در آغوش شکوفه‌های بادام، نرد عشق می‌بازد. و این همه‌ زیبایی را دستان هنرمندی می‌آفریند که چراغ راهش، نقشه‌ای است که دائم، گوشه‌ی چشمی به آن دارد. تو نیز در حال بافتنی! خلق فرش زندگی‌ که با رفتنت، به یادگار می‌ماند! می‌تواند آن‌ قدر زیبا و چشم‌نواز باشد که تابلویی گردد بر دیوار هر خانه‌ای! پس چشمت را لحظه‌ای از نقشه بر ندار تا آنچه را می‌آفرینی، نقشی باشد از انسانیت و مهربانی! و نقشه راه، کلام اوست. او که تو را خلق کرده و راه نیک و بد را نشانت داده است. اینک انتخاب با تو است! رنگ عشق را با نقش خرد همراه کن تا اثری از تو بماند که جهانی به آن افتخار کند.  به قلم: رضا شاه‌پسند </description>
                <category>رضا شاه‌پسند</category>
                <author>رضا شاه‌پسند</author>
                <pubDate>Wed, 30 Sep 2020 10:36:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>