<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضوان دهگانی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezvan.dehgani</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 10:00:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/795171/avatar/briGct.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضوان دهگانی</title>
            <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کلارا و خورشید</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF-a7u3li4bpdlb</link>
                <description>کازوئو ایشی گورومترجم: شیرین شکراللهینشر کوله پشتیشخصیت اول داستان یک روبات به اسم کلارا است که در حقیقت هوش مصنوعی‌ای است که با انرژی خورشیدی کار می‌کند. کتاب از دید کلارا روایت می شود و این زوایه دید جدید و منحصر به فردی برای شخص من بود. کلارا مثل دیگر روبات ها نیست، دنیای انسان ها را از دریچه‌ی نگاه خودش می‌بیند و روایت می‌کند. کلارا عاشقفهمیدن نوع زندگی انسان هاست. داستان در جایی شروع می‌شود که او در ویترین یک فروشگاه منتظر انتخاب شدن است. او با دختری به نام جوسی دوست می‌شود، دختری که بیماری لاعلاجی است و خانواده‌اش به‌نوعی امیدوارند با کلارا او را زنده نگهدارند.اگر &quot;هرگز ترکم مکن&quot; ایشی گورو را دوست داشتید، این کتاب چیزی بسیار مشابه را در اینجا ارائه می دهد. آنچه که در این دو کتاب ممکن است مشابه به نظر بیاید: محیطی در آینده نزدیک که بیشتر شبیه به زمان حال است، اما به تدریج متوجه برخی تفاوت های شگفت انگیز می شویم.چیزی که برای من جالبه در هر دو کتاب نویسنده دو جنبه رایج علمی-تخیلی را به کار می گیرد: کلون ها و روبات ها. او همچنین به رایج‌ترین پرسش‌هایی که کتاب‌ها درباره آن‌ها نوشته می شوند، می‌پردازد و در عین حال هرگز به آنها نمی‌پردازد: آیا آن ها انسان هستند و تا چه حد.ایشی گورو توانایی بی‌نظیری در ایجاد جوامع دیستوپیایی دارد که همزمان تکان‌دهنده و سرگردان و در عین حال به طرز عجیبی آشنا هستند. این جوامع باورپذیر هستند جون که ارزش‌ها و ایده‌های حال را می‌پذیرند و آنها را تا حد افراط به نمایش می کشند.در کل خواندن کتاب را پیشنهاد می کنم ولی باید در اوایل کتاب صبور بود چون که به نظر نمی‌رسید که طرح داستان بیشتر از آنچه در تار و پود توضیح داده شده است توسعه پیدا کند اما اگر به آن پایبند باشید، داستان به زودی به صورت ظریف و ظریف باز می‌شود و این دقیقا چیزی است که در خواندن کتاب های ایشی گورو من را به وجد می آورد. ترجمه روان و خوش خوان بود.بخش های کوتاهی از کتاب را که دوست داشتم در انتها می آورم:- نسل ما هنوز احساسات قدیم رو توی خودش داره، یه بخشی از وجودمون اون احساسات رو رها نمی کنه. حالا اون بخشی که می خواد احساسات رو نگه داره معتقده که درون هرکدوم از ما یک چیز دست نیافتنی هست، یک چیز منحصر به فرد که قابل انتقال نیست.- بعضی از افرادی که آنجا توقف می کردند، هیچ علاقه ای به ما نشان نمی دادند. فقط می خواستند کفش ورزشی شان را دربیاورند و کاری با آن بکنند یا این که وسیله های مستطیلی شان را فشار دهند. اما بعضی از آن ها خیلی به شیشه نزدیک می شدند و به داخل زل می زدند، اکثرشان بچه بودند و در سن و سالی که ما برایشان مناسب بودیم. به نظر می رسید که از دیدنمان خوشحال هستند. کودک با هیجان نزدیک می شد، تنها یا با بزرگترهایش، بعد به ما اشاره می کرد، می خندید، شکلک درمی آورد، به شیشه می زد، دست تکان می داد.- امید! این لعنتی هیچ وقت تنهات نمیذاره.- شاید آدم ها قرن هاست که بر اساس یه فرضیه ی اشتباه دارن کنار هم زندگی می کنند و به هم عشق و نفرت می ورزند. یک جور خرافات که از روی نادانی بهش چسبیدیم.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/95168 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Mar 2022 13:25:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: تولستوی و مبل</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%A8%D9%84-vz8u6rwyedzw</link>
                <description>نویسنده: نینا سنکویچمترجم: لیلا کردنشر کوله پشتیکتاب &quot; تولستوی و مبل بنفش&quot; اولین بار در سال ۲۰۱۴ انتشار یافت. نینا در سال ۲۰۰۸ وب‌سایت «هر روز کتاب بخوان» را راه‌اندازی می‌کند که در آن نظرات و دریافت‌های خود را درباره ی  کتاب‌هایی که خوانده با کتاب‌دوستان جهان به اشتراک می‌گذارد. کتاب تولستوی و مبل بنفش یادداشت‌های او از خاطرات «یک سال هر روز یک کتاب‌» اوست. کتاب تولستوی و مبل بنفش در سال ۲۰۱۱ از طرف سایت گودریدز نامزد بهترین کتاب خاطرات و اتوبیوگرافی شد.نینا اولین بار بعد از مرگ خواهرش خودش را در تلاشی برای فرار از اندوهش می یابد. در روز تولد چهل و شش سالگیش تصمیم می گیرد که فرار را کنار بگذار و اجازه دهد که کتاب ها و دنیاییشان مرهمی برایش شوند. او تصمیم می گیرد که برای یک سال هر روز یک کتاب بخواند، چیزی که بین اون و خواهرش مشترک بوده است.کتاب ناداستانی ست در رابطه با دنیای کتاب ها و اثر عمیق و ارزشمندی که بر ما می گذارند. کتاب به نظر من ادای احترامی به سالها همدم بودن و همراه بودن کتاب ها در رنج ها و اندوه ها، با ماست.هرکس به ادبیات پناه برده باشد این کتاب را درک خواهد کرد.کتاب در عین دلنشینی برای کسی که عزیزی را از دست داده داده است، می تواند بسیار دردناک و قابل لمس باشد، به ویژه در نیمه ی اول. نویسنده احساساتش را به زیبایی در کتاب آورده و ما را با خود همراه می کند.  این کتاب برای من امید داشت، امید به اینکه در رنج هایمان تنها نیستیم. و صد البته کلی کتاب خوب معرفی می کند که مرجع خوبی برای انتخاب کتاب های بعدیم شد.ترجمه ی کتاب بسیار خوب و دلنشین است. کتاب روان پیش می رود و می توان در زمان کوتاهی آن را خواند.بخش هایی از کتاب که دوست داشتم:- کتاب‌ها هر کسی که آنها را بگشاید دوست دارند. آنها به تو امنیت و دوستی می‌بخشند و درمقابل، هیچ توقعی از تو ندارند. آنها هرگز تو را ترک نمی‌کنند، هرگز؛ حتی وقتی که با آنها بد کرده باشی. عشق، حقیقت، زیبایی، خرد و تسلی در برابر مرگ. چه کسی این را گفته یکی دیگر که عاشق کتاب‌ها بوده.- سال های سال کتاب ها برایم مانند دریچه ای بودند که از آن به چگونگی رویارویی آدم های دیگر با زندگی نگاه می کردم؛ به غم ها و شادی هایشان و به ملال و سرخوردگی هایشان. حالا بار دیگر برای دریافت همدلی، راهنمایی، رفاقت و کسب تجربه از آن دریچه نگاه خواهم کرد. کتاب ها این ها را و حتی بیشتر از این ها را به من خواهند بخشید- ما به کتاب‌هایی نیاز داریم که اثرشان بر ما مثل اثر یک فاجعه باشد؛ کتاب‌هایی که عمیقاً متأثرمان کنند؛ مثل تأثیر مرگ کسی که بیشتر از خودمان دوستش داشتیم؛ مثل تبعید شدن به جنگل‌هایی دور از همه؛ مثل یک خودکشی. کتاب باید همچون تیشه‌ای باشد برای شکستن دریای یخ‌زده ی  درونمان.- آیا تا به حال قلبت به خاطر تمام شدن کتابی به درد آمده است؟ آیا شده تا مدت ها بعد از تمام کردن کتابی نویسنده اش همچنان در گوشت نجوا کند.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/42411 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Feb 2022 23:37:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کتاب اینترنت با مغز ما چه می کند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF-d3ouzsq8inaw</link>
                <description>نویسنده: نیکلاس کارمترجم: محمود حبیبینشر گمانکتاب هایی که برای چالش این ماه انتخاب کرده بودم همگی عنواینی جذاب و چالش برانگیز بودند اما در نهایت کتابی رو که برای نوشتن ازش انتخاب کردم، کتاب &quot;اینترنت با مغز ما چه میکند؟&quot; بود که اگر نشر گمان و مجموعه ی تجربه ی و زندگی را نمیشناختم و قبلا از این مجموعه نخوانده بودم و صد البته ترجمه که زیر نظر مترجم ارزشمدن آقای دیهمی انجام شده، نبود عنوان کتاب به عناوین زردی می ماند که درایستگاه های مترو با ۷۰ درصد تخفیف می فروشند!عنوان اصلی این کتاب در نسخه انگلیسی The Shallows است. اما آیا واقعا گشت و گذار در اینترنت منجر به کم‌عمق شدن ما میشود؟ اینترنت و نفوذش در سرتاسر زندگی ما غیرقابل انکار و پدیده ای اجتناب ناپذیر است اما واقعا تاثیرش بر مغز و روش تفکر ما چه بوده؟کتاب نتیجه ی تحقیقات و مطالعات فراوان نویسنده در این حوزه است و رفرنس هایی زیادی از مطالعات انجام شده در کتاب آمده است که حتی اگر با حرف و نقطه نظر نویسنده هم موافق نباشید، چیزی از ارزشمندی و قابل اتکا بودن این نظرات کم نمیکند.بخش ابتدایی از کتاب به توضیحات و نقل قول ها و اشاراتی از عصب شناسان در رابطه با ساختار مغز ما و کارکرد نورون ها و ظریفیتشان برای ورودی های متغییر و تجربه و رویداد ها اختصاص یافته که من به شخصه این قسمت از کتاب را بسیار دوست داشتم، چرا که علاقه ی زیادی به نوروساینس و موضاعات بین رشته ای که می سازد، دارم.نویسنده بحث ها و تحلیل هایی هم در رابطه با کاهش قدرت توجه حاصله از اینترنت می آورد که به نوبه ی خود قابل توجه و تفکر است. بخش های دیگری هم در رابطه با تبعات فرهنگی اینترنت است. در کل نویسنده سعی خود را کرده که صرفا به عنوان یک ناظر و محقق بی طرف باشد، اما از همان نام کتاب می فهمیم که نظرش در نهایت چیست و کجا ایستاده است؛ بدبین ها. در کل تحلیل گران حوزه ی اینترنت را اگر به دو دسته ی کلی خوشبین ها و بدبین ها تقسیم کنیم، این کتاب را کسی نوشته که فکر میکند قدرت تفکر و مغز ما در عصر اینترنت ضعیف تر شده.آیا اینترنت ما را احمق می‌کند؟من کتاب را برای تمام کسانی که می خواهدن هر دو نقطه نظر را بدانند توصیه میکنم چرا که نوشته ی نیکلاس کار از نظر رفرنس هایی که برای تحلیل ها و حرف هایش می آورد،  معتبر و قابل اعتماد است.بخش های کوتاهی از کتاب را که قابل تامل بود و دوست داشتم در انتها می آورم:- بیشترین هزینه در میان هزینه‌هایی که ما هنگام صرف زمانمان پای اینترنت به عنوان رسانه‌ای جهانی می‌پردازیم، احتمالاً از دست رفتن انبوه اتصالاتی است که پیش از این در مغز ما وجود داشتند.- چند کلیک و بعد متن روی صفحه‌ی نمایش رایانه‌ی من ظاهر می‌شود. مشغول خواندن می‌شوم، اما با این‌که کتاب بسیار خوب نوشته شده و حاوی اطلاعات خوبی است، به نظرم تمرکز کردن روی آن برایم سخت است. من در صفحات، به عقب و جلو می‌روم، دنبال کلیدواژه‌ها می‌گردم و حتی گاهی از پای دستگاه بلند می‌شوم و فنجان قهوه‌ام را پر می‌کنم، ایمیلم را چک می‌کنم، اخبار را مرور می‌کنم و بالاخره پرونده‌های توی کشوی میزم را مرتب می‌کنم. خواندن کتاب را تمام می‌کنم، خوشحال از این‌که موفق به این کار شده‌ام، اما یک هفته بعد، به یاد آوردن این‌که چه چیزی خوانده‌ام برایم بی‌نهایت سخت می‌شود.- به مرور که شیره‌ی «ذخایر درونی میراث فرهنگی متراکم‌مان» از جان ما کشیده می‌شود، خطر تبدیل شدن به «آدم‌های پن‌کیکی» را به جان می‌خریم. «با اتصال به شبکه‌ی وسیع اطلاعات که با لمس صرفاً یک دکمه در دسترس است، پهن یا باریک می‌شویم.»- فرهنگ فراتر از مجموع چیزهایی است که گوگل «اطلاعات جهانی» می‌نامد. فرهنگ فراتر از چیزی است که بتوان آن را به کد‌های دودویی تقلیل داد و روی وب آپلود کرد.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/9223 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Fri, 21 Jan 2022 13:46:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: کتاب زنان سیبیلو و مردان بی‌ریش: نگرانی‌های جنسیتی در مدرنیته ایرانی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B3%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D9%84%D9%88-%D9%88-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%B1%DB%8C%D8%B4-%D9%86%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%AA%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-l4wxlkokf9tj</link>
                <description>نویسنده: افسانه نجم آبادیمترجم: آتنا کامل، ایمان واقفیناشر: انتشارات تیساکتاب در رابطه با دگرگونی جنسی و جنسیتی ایران در زمان قاجار ها به سمت مدرنیته ی ایرانی ست.کتاب حال حاضر در واقع قسمت کوچکی از پژوهش ارزشمندی ست که نویسنده انجام داده است. تنها دو فصل از کتاب ترجمه شده ست ولی همین قسمت نیز نشان دهنده ی عمق و تاثیرگذاری کتاب است.افسانه نجم آبادی استاد تاریخ دانشگاه هاروارد است و از تاثیرگذار ترین پژوهشگران حوزه ی جنسیت است. کتاب از اولین آثار مهم در حوزه ی تاریخ نگاری جنسیت در ایران است. ایده بسیار جذاب و مهم است و نحوه ی پژوهش و تعداد بسیار بالای ارجاعات کتاب به منابع مختلف نشان دهنده ی گستردگی و درستی پژوهش و کتاب است.یکی از جذابیت های کتاب برای من همین منابع مختلف کتاب بود، به خصوص سفرنامه ها، چه سفر ایرانیان به اروپا و چه اروپاییانی که سفرنامه هایی به صورت راهنمایی برای سفر به ایران نوشته بودند.در این جلد کتاب ( منظورم دو فصل ابتدایی کتاب است و مترجمین نیز در مقدمه قول ترجمه ی فصل های بعدی کتاب داده اند.) مقصود نویسنده نمایش جامعه ی ایرانی در مقوله جنسیت و میل جنسی و گذار از هم جنس خواهی به دگر جنس خواهی است. در واقع مفاهیم مردانگی و زنانگی و هنجار شدن دگرجنس خواهی و از طرفی تغییر نگرش به همجنس خواهی در طول قرن ۱۹ و نقش اروپا در آن بررسی میشود.آنچه طبیعی می پنداریم، صرفا در مقطعی از تاریخ &quot;طبیعی سازی&quot; شده استاز جذابیت های دیگر کتاب بررسی نقاشی ها و ادبیات و اشعار ایرانی است که باعث می شود از این به بعد سعدی و حافظ و مولانا را جور دیگری بخوانم. نگارش کتاب کمی سنگین است و بعضی پاراگراف ها را باید برای فهمیدن دوباره می خواندم اما از ترجمه راضی بودم و مشخص است که برای انتخاب کلمات درست زمان گذاشته شده است.کیفیت تصاویر کتاب در نسخه ی الکترونیک کمی ضعیف است و من نقاشی ها را در اینترنت سرچ میکردم. پیشنهاد می کنم اگر کتاب را خواندید، این کار را بکنید و نقاشی ها را با کیفیت ببینید.امیدوارم به زودی بخش های بعدی کتاب ترجمه شود، واقعا حیف است که این پژوهش در ایران خوانده نشود. کتاب را به کسانی که به تاریخ به خصوص بخش هایی از آن که کمتر شنیده و خوانده شده علاقه دارند و همچنین به علاقه مندان به مطالعات حوزه ی زنان و جنسیت توصیه می کنم.قسمت هایی از کتاب که دوست داشتم را در ادامه آوردم:- تا اواخر قرن نوزدهم، در بعد جنسیتی زیبایی تغییر ژرفی شکل گرفته بود. توصیف زیبایی مردانه و عشق مرد به مرد محو شد. مردان در تابلو های سلطنتی پس از دوران ناصری، نه دیگر با کمر های باریک به تصویر کشیده شدند و نه ویژگی های چهره زیبای مردان در دهه های اولیه را داشتند. به طور مشابه، تصاویر زنان و ویژگی های چهره و بدن آن ها از مردان متمایز شد. به بیان دیگر، بازنمایی زیبایی دستخوش تغییرات مهمی شد. براساس تحقیقات اختیار و آدموا، فرهنگ بصری دوران قاجار از نقاشی های فانتزی به ناتورالیسم و رئالیسم تغییر یافت.- ایرانیان درصدد توضیح این امر برآمدند که کردار هایی مانند بوسیدن در ملاعام، در آغوش گرفتن و دست یکدیگر را گرفتن که اروپاییان به همجنس خواهی تعبیر می کردند، چیزی جز روابط اجتماعی میان همجنسان نیست. تلاش برای خارج کردن همجنس خواهیی از دایره ی روابط اجتماعی میان همجنسان کوشش فرهنگی ای که تا به امروز ادامه دارد، دو نیروی ظاهرا متناقض ولی در واقع موثر بر یکدیگر را به جریان انداخت.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/36799 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Tue, 21 Dec 2021 20:43:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: سه دقیقه اول</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84-u5zbhzq4sno6</link>
                <description>&quot;کتابی از برنده ی نوبل غیر ادبیات&quot; ؛ پیدا کردن و انتخاب کتاب برای چالش این ماه برایم بسیار سخت بود ولی چالش برانگیز بودنش را دوست داشتم. اگر از نویسندگان برنده ی نوبل قرار بود بنویسم می توانستم ده ها یادداشت مفصل بنویسم ولی متوجه شدم که چقدر در چند سال اخیر کتاب غیرداستانی و خارج از حوزه ی ادبیات کم خوانده ام . بنابراین کتاب چالش این ماه را با دید و نگرشی جدید انتخاب کردم.در رابطه با کتاب باید بگویم که استیون واینبرگ نویسنده ای با استعداد و فوق العاده است. از آنجایی که کتاب پر از اصطلاحات و کلمات نامانوس مرتبط با فیزیک و ریاضیات و نجوم است، ترجمه نیز به نظر من مطلوب و قابل فهم بود و مترجم از عهده ی کارش به خوبی برآمده بود.در بخش اول کتاب، واینبرگ عمدتاً کشفیات مربوط به تصور ما از &quot;جهان در حال انبساط&quot; (فصل 2) و کشف تابش پس زمینه مایکروویو کیهانی را به عنوان تاییدی بر نظریه انفجار بزرگ (فصل 3) توضیح می دهد. پس از این، واینبرگ وارد حوزه فیزیک ذرات می شود و خواننده ای که با این حوزه ناآشنا یا فقط به صورت سطحی آشنا است، فصل های 5تا7 را عمدتاً به عنوان خلاصه ای از نام های عجیب و غریب و روابط عجیب بین این نام ها می بیند. اما اگر با کمی پیش زمینه و دقت هنوز خواندن این فصول دشوار بود، میتوان از کمی سرچ و گشتن در اینترنت کمک گرفت که من هم همین کار را کردم.مقدمه ای شگفت انگیز بر منشاء جهاناینکه واینبرگ اینگونه و با دقت و شیوایی کیهان شناسی بیگ بنگ (به طور خاص، سه دقیقه اول جهان ما) را برای مخاطبان عام توضیح داده، شگفت آور است. اما نمی توانم منکر شوم که هر کسی که با پیشینه علمی آشنا نباشد، به سادگی قادر به درک این نظریه ها نیست.نکته دیگر این است که واینبرگ این کتاب را در دهه ی 70 نوشته است و اکتشافات دهه 80 و به خصوص در دهه 90 تا حدی محتوای سه دقیقه اول را قدیمی کرده است. بنابراین، برای مثال، در دهه 90 دانشمندان ماهیت فضا را کشف کردند: به دلیل نیروی دافعه ای به نام انرژی تاریک (تأیید معکوس ثابت کیهانی انیشتین). و برخی اکتشافات جزئی جدید در این زمینه وجود دارد. تابش پس زمینه مایکروویو کیهانی نیز. با این حال، داستان اصلی هنوز پابرجاست: انفجار داغ/مدل استاندارد جهان همچنان پابرجاست، به این معنی که جهان ما 13.7 میلیارد سال پیش پدید آمد و از یک پلاسمای فوق داغ و متراکم، طی مرحله‌ای از تورم، به حالت انبساط و سرد شد. مرحله ای که در حال حاضر در حال مشاهده آن هستیم. امروزه می دانیم که این انبساط احتمالاً با سرعت بیشتری شتاب خواهد گرفت و در طی چند میلیارد سال افراد زنده ی روی زمین چیزی خارج از کهکشان خودمان و آندرومدا نخواهند دید زیرا که با هم برخورد کرده و یک &quot;ابر کهکشان&quot; بزرگتر را تشکیل داده اند.در کل کتاب را برای افرادی با ذهن کنجکاو که عاشق چالش کشف زیبایی درون پیچیدگی هستند، توصیه می کنم. ممکن است کتاب در ابتدا با کسل‌کننده‌ به نظر برسد، اما روشن‌گری های زیادی دارد که به اندازه‌ای قدرتمند است که ظرفیت درک ما را فراتر از دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم، گسترش دهد.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه دریافت کنید: https://taaghche.com/book/34516/%D8%B3%D9%87-%D8%AF%D9%82%DB%8C%D9%82%D9%87-%D8%A7%D9%88%D9%84 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Sun, 21 Nov 2021 20:30:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: بیروت 75</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D9%88%D8%AA-75-v7vk8xq6ammt</link>
                <description>نویسنده: غاده السمانمترجم: سمیه آقاجانیانتشارات ماهیکتاب کوتاه است اما بسیار تلخ. داستان ۵ نفر مسافر یک تاکسی که به سمت بیروت می روند را روایت میکند، یاسمینه و فرح که از دمشق آمده اند تا رویاها و آرزوهایشان را در بیرون پیدا کنند و به خوشبختی برسند و ابومصطفی ماهگیر که تمام عمرش دنبال چراغ جادو بوده که بدبختی های خودش و خانواده اش را با آن پایان دهد. طعان که به جرم نکرده باید مجازات شود و قربانی نزاع های قبیله ای شود و ابوملا که فقر و تنگدستی امانش را بریده و دنبال راه چاره است.بیشتر داستان به فرح و یاسمینه اختصاص یافته ولی داستان همه ی این ۵ نفر اشتراکات زیادی دارد. می خواهند که از فقر و جهل فرار کنند و خوشبختی و آسایش را بیابند اما بیروت و قدرتمندانش آن ها را می شکند و نابود میکند. فاصله ی طبقاتی و بازی های قدرت و سواستفاده ی قدرتمندان از مردمی که به دنبال خودشان میگردند در قصه تکرار می شود و همین عامل همان آشوبی است که فضای ملتهب سرتاسر داستان به چشم می خورد. بیروت که منظورم از بیروت طبقه ی حاکم بر آن است، آرزو ها و استعداد ها را میکشد، از فرح ساده و خوش صدا که با تردید های فراوان به دنبال جایگاهی به آنجا آمده تا طعانی که تنها گناهش باسواد بودن و درس خواندن برای کمک به مردمش است.ای که به اینجا پای می نهی، از هر آرزویی دست شویاین اولین کتاب غاده السمان است و به خوبی از پس روایت یک قصه ی چفت و بست دار و پر کشش برآمده است. اگر غاده السمان را به عنوان یک شاعر نمی شناختم از نثر این کتاب می توان حدس زد که نویسنده استعداد زیادی در شعر دارد بس که نثر شاعرانه است. توصیف های که از بیروت می شود و یا اخر داستان که از زبان فرح روایت می شود و افکار و اندیشه هایش را در فضایی مالیخولیایی و بیمار می خوانیم، به خوبی گویای این نکته است.من کتاب را با زبان اصلی اش مقایسه نکرده ام ولی میتوان گفت که ترجمه روان و با کیفیت است و به درستی حس داستان را منتقل میکند.کتاب کوتاه است و میتوان آن را در دو الی سه ساعت خواند ولی باید بدانید که داستان بسیار تلخ و غم انگیز است و بعد از تمام شدنش حداقل تا چند روزی حسابی فکر آدم را مشغول میکند. نظر شخصی من این است که ادبیات عرب و ادبیات کشورهای خاورمیانه به دلیل نزدیکی فرهنگی و شناختی که ما داریم، بیشتر قسمت احساسات ما را درگیر میکند و نوعی نزدیکی در این آشوب ها و حوادثی که در طی سالیان بر مردم این مناطق سایه انداخته، وجود دارد.در ادامه چند قسمت از کتاب را که دوست داشتم می نویسم:- پدرش داشت ماهی را لت و پار می‌کرد تا روی موتور قایق کبابش کند. ماهی کوچکی را که از شکم ماهی بزرگ‌تر درآورده بود به مصطفی داد و به سادگی گفت: «نگاه کن! ماهی‌ای که از مرگش دلخور می‌شوی چند لحظه پیش خواهر کوچکترش را قورت داده. فرصت نکرد هضمش کند. زندگی یعنی همین»- منطق همه ی فلسفه های زیبا پیش فریاد یک کودک گرسنه فرو می ریزد.-- مردم تنها کشتن آدمیزاد را جرم می‌دانند. هنوز جهان و انسان آن‌قدرها پیشرفت نکرده که گرفتن جان هر جانداری جرم به شمار آید.- زندگی ما همین است: دزدکی زندگی می‌کنیم، دزدکی یاد می‌گیریم، دزدکی کتاب می‌خوانیم، دزدکی دل می‌بازیم، دزدکی شعر می‌نویسیم و دزدکی می‌میریم.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه بخوانید: https://taaghche.com/book/59071 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Fri, 22 Oct 2021 11:12:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: صدای غذا خوردن یک حلزون وحشی</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%BA%D8%B0%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AD%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%86-%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C-q8yhyggrg6bx</link>
                <description>نویسنده: الیزابت تووا بایلیمترجم: کاوه فیض اللهیالیزابت مدت طولانی با بیماری ناشناخته و ناخوانده اش دست و پنجه نرم می کند و تمامی دنیایش محدود به اتاقی می شود که در آن است و تمامی فعالیتش محدود به تماشا از تختش است. او خودش و دنیایش را جدا از همه می بیند و پذیرفته بخش مهم زندگی اش تمام شده. دوستان و خانواده ای که دیگر به مانند قبل نمی بیند و فعالیت هایی که دوست داشت و حالا فقط می تواند حسرتش را بخورد. تا آنکه روزی دوستی گلدان بنفشه ای به اون هدیه می دهد که مهمان ناخوانده ای نیز به همراه دارد. مهمانی که کم کم جای خود را باز میکند و الیزابت با او در زندگی شگفت انگیزش همراه می شود و ما را نیز با خود همراه می کند. راجع با نوع زندگی حلزون می خواند، غذایش، زندگی اجتماعی اش، بدنش و خلاصه همه ی دانش موجود در رابطه با حلزون را مطالعه می کند و بله، برخلاف آنچه من فکر می کردم، حتی یک گونه خاص از حلزون هم پیچیدگی و جذابیت هایی دارد که میتوان از آن آموخت و لذت برد.کتاب از نظر من در رابطه با کنار آمدن با تنهایی است. تنهایی و محدودیتی که هر کدام از ما به گونه ای آن را تجربه می کنیم و هر کدام راه حلی برای کنار آمدن با آن پیدا می کنیم.از کوه فوجی بالا برو، ای حلزون  اما آهسته آهستهدوستی و انس میان انسان و موجودات دیگر دست مایه ی کتاب ها و فیلم های متعددی بوده ولی تفاوت عمده ی این دسته از آثار با کتاب حال حاصر این است که این بار با ارتباط عجیب و غیر منتظره یک زن بیمار و حلزون سر و کار داریم. کتاب غیر داستانی است و برگرفته از زندگی واقعی نویسنده در طی زمان طولانی بیماری اش است ولی نثر آن بسیار شاعرانه است و دنبال کردن ماجرای ان دلنشین و خواندنی است.هیچ وقت به حلزون عنوان موجودی که دنیای خودش را بدون مرکزیت ما انسان ها دارد فکر نکرده بودم. در واقع تمامی گونه ها همینند و تنها ما انسان ها هستیم که می پنداریم که دنیا با محوریت ما پیش می رود و این نکته ای ست که من در طی کتاب به آن رسیدم. اینکه تمامی دنیا و جهان بدون تک تک ما پیش می رود و چه آرامشی در پشت این دانستن است.بخش های زیادی از کتاب بود که دوست داشتم و چندتایشان را اینجا آورده ام:&quot;ما همه گروگان‌های زمان هستیم. همه‌ی ما تعداد دقیقه‌ها و ساعت‌های یکسانی برای زندگی در یک روز داریم و با این حال من احساس نمی‌کردم که سهم مساوی گرفته‌ام. بیماری‌ام چنان زمان فراوانی در اختیارم گذاشته بود که زمان تقریباً تنها چیزی بود که داشتم. دوستانم آن‌قدر کم زمان داشتند که اغلب آرزو می‌کردم کاش می‌توانستم زمانی که به کارم نمی‌آمد را به آن‌ها بدهم. حیرت‌انگیز بود که چگونه با از دست دادن سلامتی‌ام چنین چیزی ارزشمند اما بی‌فایده به دست آورده بودم.&quot;&quot; من هم اگر در شکاف سنگ گیر کرده بودم، از شیوه مشابهی استفاده می کردم. در اینجا این پرسش بی پاسخ مطرح می شود که در کجا غریزه به پایان می رسد و عقل آغاز می شود. حلزون من دنبال زندگی اش می رفت، لحظه به لحظه، کمابیش همان کاری که من می کردم، و درباره غذا و پناه و خواب تصمیم هایی می گرفت یا دودل می شد. اگر حلزونی بتواند یاد بگیرد و به یاد آورد، پس دست کم در سطحی فکر می کند؛ در این مورد مطمئن بودم. و تا زمانی که کسی (ترجیحا یک حلزون) بتواند خلاف این را ثابت کند، همین باور را خواهم داشت. زندگی یک حلزون به اندازه زندگی هرکسی که می شناسم پر از غذاهای خوشمزه، تخت خواب های راحت، و مخلوطی از ماجراهای خوشایند و نه چندان خوشایند است.&quot;کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه بخوانید: https://taaghche.com/book/87888 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Wed, 22 Sep 2021 22:50:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: زنی که مهم نبود</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85-%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-aedmdrfyeowi</link>
                <description>نویسنده: سونیا پرلمترجم: علی همتیان/ محسن استاجیانتشارات شمشادکتاب در رابطه با اولین جاسوس زن آمریکایی در جنگ جهانی دوم است که در فرانسه حضور داشته و عملیات ها و کارهای بزرگی انجام داده. اما کتاب را دوست نداشتم. نه به خاطر موضوعش که اتفاقا موضوع بسیار جذاب و هیجان انگیزی است اما نویسنده توصیفات ابتدایی و خشک و روزنامه واری دارد . اینجاست که هنر نویسندگی شکل می گیرد. به عنوان مثال کتاب &quot;جنگ چهره زنانه ندارد&quot; را در نظر بگیرید که اتفاقا در رابطه با موضوع زنان در جنگ جهانی دوم است و نویسنده به باشکوهی و با مهارتی مثال زدنی کتابی نوشته که هر سطرش تمام احساسات خواننده را درگیر می کند و کارش را در حد اعلا انجام داده است.موضوع کتاب &quot;زنی که مهم نبود&quot; در حدی جذاب و هیجان انگیز است که می توانست به کتابی مهم و ماندگار تبدیل شود اما نویسنده آن را در حد یک کتاب که بعد از خواندن، به سادگی فراموش می شود، پایین آورده.از موضوع نویسنده که بگذریم، ترجمه مهم ترین ضربه را زده است. ترجمه ی کتاب خوب نیست و حتی در تاریخ ها و اسامی هم اشتباهاتی دارد. بعد از گشتی در اینترنت متوجه شدم که کتاب خلاصه شده و حجمش تقریبا نسبت که نسخه ی انگلیسی نصف شده است که متاسفانه من نسخه ی انگلیسی را پیدا نکردم که مقایسه کنم. ولی توصیه می کنم اگر می توانید نسخه انگلیسی را هم چک کنید.کتاب به صورت روزنامه وار و کسل کننده زندگی ویرجینا هال را تعریف می کند و از اتفاقات مهم با گفتن چند جمله ی ساده می گذرد. ما را با شخصیت و روحیات ویرجینا آشنا نمیکند. از عقاید و احوالاتش در آن اوضاع جنگ چیزی نمیخوانیم. چند عکس واقعی از ویرجینا هال و چشمهایش که در آخر کتاب آمده ست، او را بیشتر می شناساند تا کلمات کتاب. افراد در کتاب با یک خط تعریف می شوند و از ماجرا خارج می شوند.بعد از خواندن کتاب تنها فکری که داشتم این بود که حیف، حیف از این که شناساندن این فرد تاثیرگذار و مهم و داستان جذاب و درگیرکننده زندگی اش، به دست یک فرد کاردان سپرده نشد.ویرجینا هالجملات ماندگاری در کتاب پیدا نکردم و تنها چیزی که به نظرم آمد همین دو قسمت در کتاب بود:سرانجام زمانی رسید که توانست اولین زن جاسوس در جنگ جهانی دوم شود و شرایط جنگ در فرانسه را جوری تغییر دهد که به پیروزی متفقین منجر شود. او همچنین با تاسیس یک کارخانه مسبب اختراع اسلحه معروف &quot;کلت برنو&quot; شد. هیتلر در یکی از مصاحبه هایش درباره بانوی لنگ (ویرجینیا) گفت: اگر یک سرباز مثل ویرجینیا هال داشتم، قطعا تمام دنیا را فتح می کردم. همچنین گشتاپو نیز به او لقب خطرناک ترین جاسوس متفقین را داده بود.هیچ کس در لندن برای مامور شماره ۳۸۴۴ بیشتر از ۵۰ درصد شانس زنده ماندن قائل نمی شد. در حقیقت حضور ویرجینیا به عنوان یک خبرنگار ۳۵ ساله در فرانسه یک قمار محض بود. ماموریت او در فرانسه بسیار خطرناک بود و خبری از خوشامدگویی نبود. برای زنده ماندن می بایست تمام تلاش خودش را می کرد و باید از ناتوانی های خودش پلی به سمت موفقیت می ساخت.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه بخوانید: https://taaghche.com/book/74809 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Sun, 22 Aug 2021 21:46:07 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: نفوس مرده</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D9%86%D9%81%D9%88%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%87-hmqy6y8eoxrx</link>
                <description>نویسنده: نیکلای گوگولمترجم: پرویز شهدیانتشارات مجیدانتخاب کتاب تیرماه، یعنی کتابی که از نوشتنش بیش از ۱۰۰ سال گذشته باشد برای من سخت بود. چون کتاب های زیادی بودند که در این لیست جای می گرفتند و من مدت زیادی بود قصد خواندشان را داشتم.در نهایت کتاب نفوس مرده ی گوگول را انتخاب کردم. همین اول بگویم که به نظرم کتاب شاهکار است و حتما خواندنش را توصیه می کنم.مردگان زرخرید داستان کتاب تقریبا همان خلاصه ای است که در پشت جلد آمده اما هنر گوگول در آنجاست مردمان این شهر و چیچیکوف را چنان توصیف کرده و نشانمان داده که بعد از گذشت نیمی از کتاب با اخلاقیات و شخصیت آن ها بسیار آشناییم که انگار چند صد صفحه ای درباره شان خواننده ایم.گوگول با زبانی روان و طنزی نامحسوس، جامعه ی زمان خود را که در تاریکی غرق بودند به تصویر می کشد. شخصیت ها همگی شیاد و طماع و نماینده ی قشری در روسیه ی پیش از انقلاب هستند. شخصیت های کتاب از چیچیکوف که گوگول او را قهرمان داستان می خواند ( که در کتاب در همین رابطه چند پاراگراف جذاب نوشته شده) تا تمام ملاک و مقامات همگی به دنبال منافع خود و گول زدن و رشوه خواری و دورویی برای پیشبرد اهداف خود هستند. حتی پیرزنی که درکی از شرایط ندارد، با پیشنهادی که می شنود و در ظاهر برایش سود هم دارد، به صرافت می افتد که بیشتر طلب کند. تمام شخصیت ها شیادانی بیش نیستند که تنها به خود و مال اندوزی شان فکر می کنند و گوگول این پستی را به زیرکی و درستی نوشته است.گوگول در قسمتی از کتاب که در ادامه می آوریم، نظر قابل توجه ای در رابطه با نویسنده و نویسندگی ابراز می دارد:خوشبخت نویسنده ای که شخصیت های تندخو و بداخم داستانش را که مبتذل بودن شان کسلش می کند رها کرده و به سراغ قهرمانانی می رود که مظهر انسانیت، وقار و شخصیت هستند و نویسنده می تواند از میان چهره هایی که مدام تغییر می کنند، هرکدام را که دلش می خواهد و مورد پسندش است انتخاب کند، شخصیت یا شخصیت هایی که هرگز لحن شاعرانه و دلپذیر گفتارشان را تغییر نمی دهند، شخصیت شان را تا سطح مردمان عادی و مبتذل پایین نمی آورند و همیشه دور از پستی ها، در آسمان ها در حالِ پروازند. خوشبختی و شادکامی نویسنده از دو بابت مورد رشک و غبطه ی دیگران است: با این شخصیت های ممتاز و برجسته، خود را در میان خانواده اش احساس می کند و کوس شهرت و افتخارش در سراسر دنیا طنین انداز است. با نمایان ساختنِ حقیقت، با پنهان کردنِ دشواری ها، مصیبت ها و رنج ها و به جای آن ها نشان دادنِ عظمت و زیبایی ها مردمان را می نوازد و شادشان می کند. همه برایش کف می زنند، هورا می کشند خوشبختی اش را چند برابر می کنند. او را شاعر بزرگی به شمار می آورند، تایید می کنند نبوغش از همه ی مردان بزرگ دنیا بیشتر است. او را عقابی می دانند که به همه ی پرندگان برتری دارد و بلندپروازتر است. قلب های جوان با شنیدن نامش می لرزند، اشک شادی و همدلی در چشم هاشان می درخشد. همه او را بالاتر و نیرومندتر از دیگران می شمارند.سرنوشت دیگری در انتظار نویسنده ای است که لجن های اجتماع را که زندگی ما در آن فرورفته به هم می زند، در اعماق ورطه ی هولناک سرشت های سرد، حقیر و فرومایه غرق می شود- سرشت هایی که ما در هر قدم از زندگیِ خاکی مان با آن ها رو به رو می شویم و تحمل شان سخت ناگوار و تلخ است- و با قلم نوک تیز و برنده اش آن چه را دیدگانِ بی اعتنایِ ما از مشاهده شان سرباز می زند، در برابر چشمان مان می گستراند. از تمجید و تحسین همگان برای او خبری نیست و نه از اشک های حق شناسی. شور و اشتیاق های دسته جمعی، در قلب جوان ها و نوجوان ها هیچ شور و اشتیاقی بر نمی انگیزد، هیچکس را شیفته و فریفته ی سخنانش نمی یابد و از قضاوت ریاکارانه و بی احساس معاصرانش که نوشته هایش را ناچیز و دور از ذهن می شمارند برکنار نمی ماند، فسادها و تباهی های شخصیت هایش را به خودش نسبت می دهند. هرگونه احساس و عاطفه و استعدادی را در او انکار می کنند. زیرا معاصران و همدوره هایش نه ذره بین هایی که در نوشته هایش آورده و با آن ها می توان حرکات موجودات ریز را بررسی کردو نه دوربین های نجومی را که گردش ماه و ستارگان را آشکار می سازد قبول ندارند. آنها قدرت های بزرگی را که می توانند در همه چیز نفوذ کنند، چشم اندازی را روشن سازند یا زندگی مسکینانه ی آدم ها را نشان دهند و شاهکاری به وجود آورند انکار می کنند، قبول ندارند که خنده ای از ته دل و شادمانه، ارزش شاعرانه ی غزلی دل انگیز را داشته باشد، غزلی که ورطه ای ژرف آن را از شعبده بازی های شیادان جدا می سازد. باری انکار کنندگان و آزاردهندگان، استعدادهای نویسنده ای ناشناس را به باد تمسخر می گیرند، هیچ صدایی به ندای آنان پاسخ نمی دهد، نویسنده ی تیره روز میان راه تک و تنها می ماند. زندگی اش دشوار و فقیرانه و تنهایی اش تلخ و جان فرساست.نوشتن کتاب ۱۵ سال طول کشیده و گوگول چند روز قبل از مرگش جلد دوم را به دلیلی نامعلوم سوزانده و تنها چند فصلش باقی مانده. بر خلاف تصور معمولی که از کتاب های روسی می شود، نوشته های گوگول چندان طولانی و پر اطناب نیستند و به همین دلیل برای کسانی که تا به حال از ادبیات روسیه غافل بوده اند، شروع خوبی است.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه بخوانید: https://taaghche.com/book/59648 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Mon, 19 Jul 2021 12:11:43 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: بهار برایم کاموا بیاور</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1-nnks2m8c6jaw</link>
                <description>نویسنده: مریم حسینیاننشر چشمهو به دیوار سفید زل میزدم.&quot;زنی به همراه شوهرش که می خواهد رمان بنویسد، راهی یک برهوت می شوند.&quot; این خلاصه ای ست که در پشت جلد کتاب نوشته شده ولی اشتباه نکنید، داستان به این سرراستی و سادگی نیست. کتاب از زبان زن و خطاب به شوهرش نوشته شده ست و همه ی بخش ها به جز بخش آخر با نام &quot;مریم&quot; امضا شده اند.داستان فضای دلهره آور و وهم آلودی دارد که نویسنده به خوبی از پسش برآمده. تا نیمه های داستان همه چیز درست سر جایش است و به قدری کشش ایجاد میکند که نمی توانستم کتاب را زمین بگذارم. شخصیت پردازی ها، طرح سوالات در ذهن خواننده، تعلیق و سیر داستان به خوبی پیش می روند اما مشکل من با پایان داستان است. اینکه همه ی معما ها در چند صفحه و با چند جمله حل می شود و آن قدری سریع به بخش نهایی می رسیم که آن کشش و جذابیت بخش های اولیه کم رنگ می شود. اشتباه نشود، همچنان کتاب را قویا توصیه می کنم و معتقدم از بهترین کتابهای ایرانی دهه ی اخیر است ولی کاش نویسنده این قدر در پایان عجله نمی کرد. در آخر معما ها و سوال های زیادی هستند که بی جواب باقی می مانند. البته من اعتقادی ندارم که نویسنده باید جواب تمامی سوال ها را در انتها بدهد اما اینجا جواب نداشتن بعضی سوال ها اذیتم کرد که البته برای لو نرفتن داستان از نوشتنش خودداری میکنم.نثر کتاب روان است و کل کتاب را در یک الی دو روز می شود خواند. در تمام کتاب منتظر بودم اسم یکی از شخصیت ها بهار باشد، اگر بود جالب می شد. اگر بعد از خواندن کتاب هنوز در فهمیدن بخش هایی مشکل دارید، نقدهای خوبی برای این کتاب نوشته شده که میتوانید با یک سرچ ساده آن ها را بخوانید.فضای کتاب شدیدا مرا به یاد کتاب &quot; مردن با گیاهان دارویی&quot; نوشته ی عطیه عطار زاده انداخت. البته این کتاب چند سالی بعد از &quot;بهار برایم کاموا بیاور&quot; نوشته و چاپ شده است. اگر این کتاب را دوست داشتید، حتما کتاب درخشان و خواندنی &quot;مردن ...&quot; را هم دوست خواهید داشت.خطر اسپویل: کتاب تا نیمه هایش مرا ترساند، ترس واقعی و آزار دهنده. بعد از اتمام کتاب با خودم فکر کردم که خیلی از کتاب های ایرانی که در این زمینه نوشته شده اند، آخرش به توهم و بیماری روانی شخصیت ختم شده. چه می شد در این کتاب واقعا خواننده ی یک داستان ترسناک و با حضور ارواحی نظیر &quot;نسرین خانم&quot; بودیم؟! و این کابوس نه در اتاق شخصیت زن و ذهن و کاغد او، بلکه در همان برهوت و به صورتی واقعی صورت گرفته بود؟ این هم کتابی ست که دوست دارم بخوانم.بخشی از کتاب که دوست داشتم:یک بار گفتی:《توی آشپزخانه چه کار می کنی وقتی کاری نداری؟》گفتم که غصه هایم را پهن می کنم روی سفره میز صبحانه. هرکدامش را می گذارم روی یک گل آن و بعد اگر خیلی باشد با تو قهر می کنم. اگر کاری به کارم نداشته باشی،قهرم طول می کشد. ولی اگر همان موقع بیایی یک حرف خوب بزنی، غصه هایم را از روی گل های رومیزی بر میدارم و پرتشان می کنم توی سبد سفید دست شویی که تفاله های قوری را آن جا خالی می کنم.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه بخوانید: https://taaghche.com/book/75897 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Sat, 19 Jun 2021 17:23:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن ها</title>
                <link>https://virgool.io/taaghche/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%BE-%D8%B2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%D9%87%D8%A7-x7sgp3e2wxbk</link>
                <description>نویسنده: داگلاس آدامزمترجم: آرش سرکوهیانتشارات چشمهحدود دو سالی بود که این کتاب در کتابخانه ام خاک می خورد و خواندنش را به تعویق می انداختم. ادبیات علمی-تخیلی و گمانه زن در ایران بسیار مجهور است و هنوز بسیاری این دست کتاب ها را کتاب نوجوان می پندارند و جدی نمی گیرند و به همین دلیل تعداد زیادی از این آثار هرگز به فارسی ترجمه نشده اند. کتاب در خارج از ایران با اقبال خوبی مواجه شده است و سریال تلویزیونی و فیلم سینمایی هم از آن ساخته شده شده.کتاب&quot; راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زن ها&quot; در واقع اولین جلد از یک مجموعه ی پنج جلدی است. داستان درباره ی مردی انگلیسی به نام آرتور دنت و دوست فضایی اش که در زمین گیر افتاده، است و ماجراهایشان را پس از نابودی زمین که به شکل خنده داری بی اهمیت است، دنبال می کند. در حین خواندن کتاب به یاد داشته باشید که این جلد در واقع مقدمه ای بر این پنج جلد کتاب است و هدف اصلی اش آشنایی خواننده با شخصیت ها و فضای کتاب است که به نظرم به خوبی رسالتش را انجام می دهد. اوایل کتاب انتظار کتابی را داشتم که در هر سطر مرا بخنداند اما اصلا این طور نبود. باید کمی مهلت به کتاب داد و با زبان طنز فوق العاده اش آشنا شد و آن وقت است که قدرت و مهارت نویسنده باعث شگفتی من شد. در دو سوم پایانی کتاب، خنده از لبم پاک نمیشد. در واقع باید قلقش دست آدم بیاید.در کتاب موضوعات و مفاهیم عمیق و فلسفی و هر چه که هست از قوانین و فیزیک و تفکرات و افراد و اشخاص و هر چه که فکر کنید را، به زبان طنز تلخی به میان می آورد و این هنر داگلاس آدامز است که این طنز هرگز لوس و لوده نمی شود. نثر کتاب روان است و خواندش یکی دو روز بیشتر طول نمی کشد.ترجمه را با زبان اصلی مقایسه نکرده ام اما ترجمه روان است و معادل سازی های خوبی انجام داده است از جمله عنوان کتاب که همان طور که در پیشگفتار امده است، از معادل فرانسوی hitchhiking، یعنی &quot;اتواستاپ زن&quot; استفاده شده که جای خوشحالی دارد، واژه را ایرانیزه نکردند.از خواندن کتاب بسیار لذت بردم و آن را به همه ی دوستداران این ژانر توصیه می کنم و همچنین به افرادی که تا به حال ادبیات علمی- تخیلی را امتحان نکرده اند. حتما بقیه ی مجموعه را خواهم خواند چرا که این کتاب تنها، شروع ماجرای های خواندنی این گروه نامانوس و عجیب و غریب است.در ادامه چند قسمت از کتاب را که دوست داشتم می نویسم شاید که کسی را راغب به خواندن این کتاب فوق العاده کند:رئیس جمهور فقط یه عروسکه و هیچ قدرتی نداره. البته دولت رئیس جمهور رو انتخاب میکنه, اما شاخصه های رئیس جمهور منتخب کمترین نسبت و ارتباطی با توانایی هاو مدیریت رهبری نداره. مهم ترین خصوصیت رئیس جمهور, پررو بودنه, که البته نباید به چشم بخوره و تو ذوق بزنه. وظیفه رئیس جمهور اعمال قدرت نیس, وظیفه رئیس جمهور اینه که حواس مردم رو از قدرت پرت کنه. در تمام عالم فقط شش نفر میدونن که قدرت اصلی دست کیه.اون سر دنیا، توی یه بخش ملال آور و کشف نشده ی یکی از نواحی بی اهمیت و از مدافتاده بازوی غربی کهکشان، خورشید زرد و کوچکی می درخشه که هیچ کس براش تره هم خرد نمی کنه. دور این خورشید و به فاصله ی نود و هشت میلیون مایلیِ اون، یه سیاره کوچک و بی اهمیت می چرخه. ساکنان این سیاره‌ی سبز و آبی رنگ، که جدشون به میمون ها می رسه، اون قدر عقب مونده اند که فکر می کنند با اختراع ساعت دیجیتال فیل هوا کردند. مشکل این سیاره اینه، یا بهتر بگیم این بود، که اغلب ساکنانش بیشتر وقت‌ها ناراضی بودند و احساس خوشبختی نمی کردند. برای حل این مشکل طرح های متفاوتی مطرح و اجرا شدند که بهترینشون طرح مبادله و دست به دست شدن کاغذهای رنگی بود که چند تا عدد روشون چاپ شده بود. این راه حل صد البته بی فایده و بی اثر بود چون اگه درست نگاه کنیم کاغذهای کوچک رنگارنگ هیچ مشکلی نداشتند. مشکل، مشکلِ خود ساکنان سیاره بود.کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه بخوانید: https://taaghche.com/book/51710 </description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Wed, 12 May 2021 12:57:44 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چالش کتابخوانی طاقچه: جانورنامه</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvan.dehgani/%DA%86%D8%A7%D9%84%D8%B4-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A7%D9%82%DA%86%D9%87-%D8%AC%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-iuguywcmjxgh</link>
                <description>نویسنده: لایوش ناگترجمه: کمال ظاهریانتشارات: نشر چشمهوقتی کتاب &quot;جانورنامه&quot; را برای چالش فروردین ماه  انتخاب کردم، برای خواندنش هیجان داشتم، چون کتاب هایی که سیاست و رفتارهای اجتماعی را با نگاهی طنزآلود نقد می کنند، را می پسندم. اما چند فصل اول کتاب را که خواندم، ناامید شدم و کتاب را ادامه دادم. چند روز بعد تصمیم گرفتم که فرصتی دوباره به کتاب بدهم و خواندنش را از سر گرفتم و در انتها که کتاب را تمام کردم، کاملا از این فرصت دوباره راضی بودم. شاید چند فصل اول کتاب توی ذوق شما بزند ولی زمانی که لحن و نحوه ی شوخی نویسنده دستتان بیاید و صد البته طرفدار طنز اجتماعی باشید، از کتاب لذت می برید. با این که از نوشتن کتاب بیش از ۱۰۰ سال می گذرد، ولی مضامین و موضاعات مطرح شده در کتاب کاملا نو و جدید به نظر می رسند و در کمال تاسف انسان معاصر همچنان با همان مشکلات اجتماعی و سیاسی یه سده ی قبل دست و پنجه نرم می کند.بعضی فصل ها مفهوم سیاسی بیشتری دارند مثل فصل آخر &quot;یهودی&quot; که اتفاقا در نظرات برخی از خواننده های کتاب در شبکه های اجتماعی بازخورد تندی داشت و آن را نژادپرستانه دانسته بودند. از قضا نظر من متفاوت است. شاید در ابتدا این فصل توهین آمیز و نژادپرستانه بیاید ولی از نظر من این خاصیت کلام طنز و هجوآمیز نویسنده است و به خوبی شرایط سخت یهودیان را توصیف می کند و همان قدر که به نظر توهین آمیز می آید، این نگاه و رفتار در آن مقطع زمانی به یهودیان بوده و در واقع این نوشته نقدی ست به این نگاه.مشهورترین اثر نویسنده «زیست شناسی آبسورد» است که کتاب «جانورنامه» ترجمه بخشی از این مجموعه‌است. «زیست شناسی آبسورد» بخشی از نوشته‌های ناگ است که ‌از سال ۱۹۲۰ با طرح‌های ساتیریک نوشته شدند. لایوش ناگ فرصت نوشتن رمان های بلندی که میخواست را نیافت و از سوی حکومت به خاطر لحن انتقادی نوشته هایش، سرکوب میشد و در حاشیه قرار می گرفت ولی با همین کتاب کوتاهی که از او خواندم، به نوع نگاه و نوشتارش علاقه مند شدم.بی انصافی است که از ترجمه ی خیلی خوب&quot; کمال طاهری&quot; یاد نکنم. مترجم به خوبی لحن و نوشتار را منتقل کرده است و اصطلاحات و ضرب المثل هایی که در متن آمده را به فارسی برگردانده است.کتاب فصل های کوتاهی دارد و میتوان در مجموع، آن را در یکی دو ساعت خواند و در مجموع خواندنش را توصیه می کنم.قلم نویسنده قوی ست از آن جهت که گاهی در یک جمله خواهید خندید و در همان جمله یک نقد برنده به اوضاع سیاسی آن زمان را می بینید مثل فصل &quot;ببر&quot; کتاب که دوست داشتم همه اش را اینجا بنویسم ولی به جایش این قسمت هایی که پایین تر نوشته ام را انتخاب کردم :&quot;خرس ها عاشق بزها و گوسفندهایی هستند که در کوهپایه ها به چرا مشغول اند، اما این عشق محکوم به ناکامی ست، چون بزها و گوسفندهایی که در کوهپایه ها به چرا مشغول اند، هیچ وقت عاشق آن ها نخواهند شد‌&quot;&quot;اسب آبی هر چند جانور عریض و طویل و بی دروپیکری است و به نسبت جثه اش پاهای بسیار کوتاهی دارد، با این حال تیز و فرز راه می رود و خیلی هم خوب می دود و من شخصا معتقدم اگر بال مناسبی داشت، پرواز هم می کرد، و البته گفتن ندارد که شنا هم خوب بلد است، چون زندگی توی نیل بدون شنا همان قدر دشوار است که در بوداپست، با شنا یا بدون شنا.&quot;کتاب را می توانید از لینک زیر در طاقچه بخوانید:دانلود و خرید کتاب جانورنامه | لایوش ناگ | طاقچه (taaghche.com)</description>
                <category>رضوان دهگانی</category>
                <author>رضوان دهگانی</author>
                <pubDate>Sat, 17 Apr 2021 13:27:44 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>