<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های GolgoliKhanoom</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rezvanrahmani59</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-18 05:36:31</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3662097/avatar/VgNH7m.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>GolgoliKhanoom</title>
            <link>https://virgool.io/@rezvanrahmani59</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درسته که ساعت برنارد را نداریم اما پیمان را که داریم!</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvanrahmani59/%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D8%A7-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85-smepws1h3xf5</link>
                <description>یادتونه بچه که بودیم یک کارتون خیلی جذابی از شبکه دو به اسم ساعت برنارد پخش می شد. نمیدونم شما این کارتون را دیدین یا نه، اما من براتون یک مختصری از این کارتون میگم. برنارد یک پسربچه یازده ساله بریتانیایی بود که یک ساعت جادویی توی جیبش داشت و هر وقت که دلش می خواست می تونست زمان را متوقف کنه و همه ساکن می شدند و هیچ حرکتی نمیتونستند بکنند جز برنارد، آن وقت برنارد کارهایش را با خیال راحت  انجام می داد و وقتی که آن ها را به اتمام می رساند ساعت را بر می داشت و زمان را از حالت توقف در میاورد. من از بچگی آرزوی داشتن این ساعت را داشتم. مثلا سر همین تلویزیون دیدن، دلم میخواست یک ساعت توی جیبم داشتم تا منم می تونستم زمان را متوقف کنم و با آسودگی خاطر جلوی تلویزیون می نشستم و کلی کارتون جذاب میدیدم. اینجوری هم کلی کیف دنیا را کرده بودم و هم زمان را از دست نداده بودم و میتونستم بعدش برم سراغ تکالیف مدرسه ام.حالا که خیلی بزرگ تر شدم و سال های زیادی از ان دوران میگذره باز دلم ساعت برنارد را می خواد. اما واقعیت امر میخوام علاوه بر آن قابلیت اصلی اش که متوقف کردن زمانِ، ویژگی دیگری هم تحت عنوان گذر سریع زمان بهش اضافه بشه. دیدی بعضی روزا هستن که خیلی ناراحتی و غم و غصه تا بیخ گلوت را گرفته؟  آن روزا خیلی تاریکن و دلت می خواد دستت را بندازی روی عقربه های ساعت و کاری کنی که زمان تندتر بگذره. حالا اگر از این موضوع بگذریم، تو زندگی هممون کارهای به ظاهر ساده اما به شدت زمان بری هستند که هیچ کدوممون دلمون نمیخواد وقت زیادی را صرف این کارها بکنیم. مثلا توی صف نان بودن کله سحر ، کارهای اداری، معطلی در بانک برای پرداخت انواع قبوض، پرداخت اقساط ماهانه برای وامی که گرفتی، وقتی که خیلی گشنه ای و میخوای آنلاین یک پیتزایی سفارش بدی اما باید کلی شماره و عدد مسخره حفظ باشی برای پرداخت آنلاین و... کلی کارهای دیگه که امروز با تکنولوژی میتونیم از شرشون زودتر خلاص شیم و به کارهای مهممون برسیم و اجازه ندیم که بعضی از این کارها نصف روز و کل انرژیمون را بگیرن! البته الان اوضاع خیلی بهتر شده درگاه های پرداخت اینترنتی آمدن و می توانی پرداخت های اقساط را توی منزلت یا توی محل کارت انجام بدی به جای اینکه بری بانک، اما تصور کن به جای اینکه هر بار در ماه حواست باشه برای یک بانکی دو میلیون تومان پول قسط را باید هر ماه بریزی و اگر نریزی ممکنِ خدای ناکرده حسابت با کرام الکاتبین باشه و باید کلی استرس تحمل کنی میتونی با خیال راحت از#پرداخت_مستقیم_پیمان استفاده کنی. #پرداخت_مستقیم_پیمان مثل همان ساعت برنارد میمونه که به تو در کارهای مالی ات با صرفه جویی در زمان بهت کمک میکنه و مثل یک حسابدار شخصی منظم تمامِ کارها را به بهترین نحو در عرض دو ثانیه برات انجام میده. می پرسی چه جوری؟ کافیه یکبار فعالش کنی یعنی احراز هویت فردی و بانکی ات را انجام میدی آن وقت پیمان حواسش هست که تمام قسط های ماهانه تو رو اتوماتیک بده! البته این برای پرداخت انواع قبوض و بیمه هم صدق می کنه! راستی این پرداخت  برای خیلی از پرداخت های اینترنتی کاربرد داره. تصور کن که خیلی گرسنه ای و دل ضعفه شدیدی داری میخوای که آنلاین برای خودت سفارش غذا بدی اما باید اطلاعات بانکی ات را وارد کنی و خودت خوب میدونی که چقدر کلافه کننده است. یا فکر کن میخوای کرایه تاکسی اینترنتی را پرداخت کنی باید هر بار کلی عدد در صفحه درگاه بانکی وارد کنی. خب چه کاریه وقتی که میتونی با #دایرکت_دبیت یا همان #پرداخت_مستقیم این پرداخت های آنلاین را با زدن یک کلیک و بدون نیاز به وارد کردن هیچ عددی در یک چشم به هم زدن انجام بدی؟ خودت می بینی چقدر توی زمانت صرفه جویی میشه، درسته که ساعت برنارد را نداریم اما پیمان را که داریم!</description>
                <category>GolgoliKhanoom</category>
                <author>GolgoliKhanoom</author>
                <pubDate>Tue, 03 Dec 2024 12:45:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>وقتی که از خواهر کوچک ترم یک نکته خیلی بزرگ یاد گرفتم!</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvanrahmani59/%D9%88%D9%82%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%DA%A9-%D8%AA%D8%B1%D9%85-%DB%8C%DA%A9-%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-ct6kbvki6eng</link>
                <description>خوب خاطرم هست. پنج شنبه روزی را در مهرماه سال 98 میگم. توی بالکن خانه مان بودم یک ژاکت زرشکی مامان دوز تنم بود. برای خودم توی یک فنجان چینی نو که گل های قرمزش زیر نور خورشید دلبری میکرد چای ریخته بودم و از عطر هل و دارچین چای با نسیمی که پاییز، ظهرهنگام گونه ام را نوازش می کرد حسابی لذت می بردم راستش داشتم به قولی خستگی یک هفته کاری را در می کردم. یک قلپ که از چای خوردم آن را روی لبه بالکن گذاشتم تا یک کوچولو حرکات کششی انجام بدم تا به قولی به بدن بیچاره ام هم فرصت استراحت بدم. همزمان که دم عمیقی می کشیدم دست هام را توهم قلاب کردم و به طرف بالا بردم که یک هو صدای مامانم و جیغ خواهرم نسترن باعث شد حسابی از جا بپرم! از بالکن پریدم داخل خانه گفتم: چی شده ؟؟ که فهمیدم خواهرم موقع راه رفتن مچ پاش به مبل خورده و حسابی کبود شده بود و از درد داشت به خودش مثل مار می پیچید و صدای زوزه گرگ در میاورد! مامان بهش گفت: دختر خوب حواست کجاست؟ چرا این قدر سر به هوایی ؟ مگه خدا بهت دو تا چشمون سیاه خوشگل نداده ؟؟ خب مادر من راه میری خوب دور و برت را نگاه کن.نسترن گفت: واییییییییییی مامان !!!!! بسه، دارم میمیرم از درد! مامانم رفت سمتش و گفت: عیب نداره مادر. الان میرم یک خورده یخ میارم میزارم روی پات تا ورمش بخوابه. تو کامل پات و درازکن راحت باش. مامانم تا یخ را اومد که روی پاش بزاره نسترن خانم جیغش بدتر رو هوا رفت و فهمیدیم که اوضاع زیاد خوب نیست و باید ببریمش دکتر. سریع با گوشیم یک تاکسی اینترنتی گرفتم. راستش استرس زیادی داشتم برای اینکه مامانم نمیتونست با ما بیاد آخه کمر درد داشت و چند روزی بود که درد سیاتیک امانش را بریده بود. خلاصه که کار کار خودم بود.کمک کردم که نسترن بشینه توی تاکسی. وقتی که خواستم کرایه سفر را پرداخت کنم آن صفحه فرم لعنتی تکراری آمدش شماره کارتم را داشتم تایپ میکردم این مشکلی نبود اما cvv2 و تاریخ انقضا کارت به کل یادم رفته بودش. راستش من آن قدر ها هم حافظه ام مثل ماهی نیست کارتم را تازه عوض کرده بودم. نزدیک بیمارستان شده بودیم و با شتاب زدگی که داشتم زیپ کیف شلوغم را باز کردم و از تو کیف پولم کارت بانکیم را درآوردم و تاریخ انقضا و cvv2 را تایپ کردم و سریع گذاشتمش توی کیفم. دکمه پرداخت را که زدم متوجه شدم اطلاعات کارتم اشتباهه و سیستم آنلاین کوفتیشون ارور میده. دوباره امتحان کردم اما نشد. نزدیک بیمارستان که بودیم آقای راننده گفت: خانم بفرمایید. اینجا خوبه نگه دارم؟ منم گفتم: بله خیلی ممنون.همین جا نگه دارین لطفا. به راننده توضیح دادم که دو بار خواستم کرایه سفر را پرداخت کنم اما نتونستم. راننده بهم گفت : خب چرا از #پرداخت_مستقیم_پیمان استفاده نمیکنی ؟ مگه مجبوری این همه عدد حفظ کنی؟ یعنی اگه سه تا کارت داشته باشی توقع داری اطلاعات سه تا کارت را تمام و کمال حفظ باشی ؟؟؟ گفتم معلومه که نه ! کرایه سفر ما 35 هزار تومن شده بود اما من اصلا پول نقد جز یک تراول 100 هزار تومنی همراهم نداشتم تراول را دادم به راننده و گفتم بقیش مهم نیست. بقیش که چرا مهم بود اما حال نسترن برام مهمتر بودش. رانننده هم پول خورد نداشت که بقیه اش را بهم برگردونه. از کارتم عکس گرفت تا بعدا برام کارت به کارت کنه. خلاصه سرتون را درد نیارم دکتر گفت:پای نسترن مسئله مهمی نیست. با چند تا پماد خوب میشه دردش و کبودی هم به مرور زمان بهتر میشه. تو راه برگشت که بودیم نسترن اسکرین شات یک کیف مجلسی شیک صورتی را بهم نشون داد و گفت میخواد این را برای خودش بگیره. راستش کیف گرون بود اما بهش گفتم که خب میتونه قسطی این کیف را بگیره چون فروشگاه این قابلیت را گذاشته اما با ناراحتی بهم گفت: نمیتونم. گفت که در زمینه به خاطر سپردن مهلت قسط ها همیشه خدا حواسش پرت هست و اخرین باری که یک عطر گرون قیمت فرانسوی با رایحه شیرین بهاری را برای عید گرفته بود به خاطر حواس پرتیش دو بار جریمه قسط داده و خلاصه مامان و بابا دیگه بهش اجازه نمیدن که چیزی را قسطی بخره. به نسترن گفتم که میتونه از این اپلیکیشن های موبایل نصب کنه که هر چند وقت یکبار بهت کارهاتو یادآوری میکنن. اما نسترن بهم گفت: هیچ کدام از این اپلیکیشن ها فایده ای ندارن و وقتی که توی یک روز شلوغ هستی ممکنه صدای گوشیت را به کل قطع کنی تا صدای هیچ نوتیفیکیشنی را نشنوی یا اینکه ممکن درطول روز به همون نوتیفیکیشن های گوشیت هم بی توجه باشی !البته جا داره که به شما بگم هفته بعد من متوجه شدم که به خاطر همین فراموشکاریم اشتباه بزرگی کردم . قبض برق را که بابا بهم داده بوده یادم رفت پرداخت کنم. پیش خودتون میگید چرا ؟؟ چون هزار تا کار رو سرم ریخته بودش و یادم میاد موقعی که داشتم توی تاکسی کیف پر از وسایلم را باز می کردم قبض برق آنجا افتاده بوده و من دیگه به طور کل با نبود برگه قبض، پرداختش روهم فراموش کرده بودم. بابا بعد از آن من را سرزنش کرد و بهم گفت که تو حتی نمیتونی از پس یک مسئولیت ساده که بهت دادم بربیای و به خاطر بی توجهیت باید دو برابر پول قبض برق را بدیم. اما دنیا همیشه همین طوری نمیمونه و هنوز قشنگی های خودش را داره. چند وقت بعدش نسترن بهم با خوشحالی گفت که تونسه کیف مورد علاقش رو سفارش بده. خیلی کنجکاو شدم آخه چه جوری تونسته مامان و بابا را راضی کنه ؟ بهش گفتم تو که مامان و بابا بابت فراموش کردن قسط های خریدهای قبلیت و جریمه خوردن بابت آنها خیلی از دستت شاکی بودن الان چی شد بهت اجازه دادن؟ بهم با خیال آسوده گفت:دیگه هیچ جوره فراموش نمیکنم و مطمئنم که قرار نیست بابت پرداخت قسط ها جریمه بخورم. چون شخص سومی اینجا واسطه میشه به اسم پیمان که اگه من هر چقدر هم مشغول زندگی خودم باشم و یا حتی فراموشکار، ایشون حواسش به همه چی هست! بهش گفتم: چطور ممکنه ؟؟ اصلا این پیمان کی هستش؟ بهم گفت: الان دیگه اوضاع خیلی فرق کرده وقتی از دایرکت دبیت استفاده کنی دیگه لازم نیست نگران این چیزا باشی چون خودش کاملا حواسش به پرداخت قسطی هست و در زمان های پرداخت قسط بدون اینکه به تو یادآوری کنه پول را اتوماتیک از حسابت بابت قسط کسر میکنه وبا پیامک بهت اطلاع میده و میگه قسط خرید شما پرداخت شد، به همین راحتی! تازه یک خوبی دیگه هم که داره اینه که فقط محدود به پرداخت قسط خرید هات نیست. خیلی متنوع تر از این حرفاست. میتونی به پیمان خیلی چیزارو بسپری مثلا میتونی قسط بیمه، هزینه قبوض، اشتراک شبکه های نمایش خانگی، هزینه های تاکسی اینترنتی و... همه این هارو تنها با یک کلیک تو یک چشم بهم زدن میتونی انجام بدی! راستش این #پرداخت_مستقیم که نسترن برام توضیح داد خیلی برام جالب و هیجان انگیز بودش چون تو زمان و انرژی باعث صرفه جویی به میزان قابل توجهی میشه و جا داره که بگم من برای اولین بار از خواهر کوچک ترم یک نکته خیلی بزرگ یاد گرفتم!کیف صورتی که خواهرم برای خودش قسطی خرید کرد :)))عکس بچگیمون هست زمانی که من به خواهرم خواندن کلمات را قبل از مدرسه رفتن یاد می دادم. حالا اوضاع فرق کرده و آن تو حوزه تکنولوژی و کامپیوتر و ... به من چیزای جالب یاد میده!#پرداخت_مستقیم_پیمان  #پرداخت_مستقیم </description>
                <category>GolgoliKhanoom</category>
                <author>GolgoliKhanoom</author>
                <pubDate>Sat, 30 Nov 2024 23:02:24 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کنکور : یک دوی ماراتن ناعادلانه !</title>
                <link>https://virgool.io/@rezvanrahmani59/%DA%A9%D9%86%DA%A9%D9%88%D8%B1-%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D9%88%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%D9%86-%D9%86%D8%A7%D8%B9%D8%A7%D8%AF%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%87-obsva99hgtfi</link>
                <description>سلام، من امروز آمدم تا خیلی رک و پوست کنده عوامل موفقیت را در کنکور بگم و بهتون اثبات کنم که تلاش شما در این زمینه نقش فرعی دارد نه اصلی ! نمیخوام کسی را نا امید کنم اما میخوام عوامل درست و واقع بینانه را در موفقیت شخص در کنکور نام ببرم. پس بزن که بریم !(میخوام بهتون صادقانه بگم اگر اسمی از موسسه ای ، انتشاراتی و ...آوردم اصلا جنبه تبلیغات ندارم. )هدفت از کنکور دادن چیه ؟ بیا خیلی رک بگو من دارم برای چی کنکور میدم ؟ آیا رشته ای هست که خیلی دوستش داشته باشم و به قولی کشته و مردش باشم ؟ آیا مثلا اگر فلان رشته را در فلان دانشگاه نخونم حسرت بزرگی به دلم می ماند ؟ آیا واقعا هدفمند هستم از درس خواندنم ؟ میخوام بعدش کار پیدا کنم ؟ بعدش مهاجرت کنم ؟ یا اصلا می خوام دانشگاه برم واقعا برای اینکه علم و دانش کسب کنم ؟ یا میخوام برم دانشگاه که شبکه ارتباطی خوبی را با افراد همسن خودم تشکیل بدم؟  البته برعکسش هم هست میخوام برم دانشگاه که وقت بگذرونم ! میخوام برم دانشگاه که یک مدرکی گرفته باشم و قاب کنم روی دیوار !  دانشگاهی برو که واقعا ارزش رفتن داشته باشه! بیایم خودمون را گول نزنیم دانشگاه های دولتی مثل شریف، تهران، امیرکبیر، شهید بهشتی ، علم و صنعت و یک تعداد معدودی از دانشگاه های آزاد هستند که اساتید عالی، جو آموزشی رقابتی ، فضای سالم ، کیفیت تدریس بالا و... دارند. چرا فکر میکنی که میتونی یک دانشگاه پرت در شهر احمد تپه یک رشته خوب را توی سنی مثل چای گذاشتند که شما مثل یک خانم خانما یا  یک آقا این چایی را برداری! نه عزیز من خودت خیلی خوب میدونی که این مراکز و دانشگاه ها صرفا برای پول چاپیدن هستند و عمر تلف کردن و نه بیشتر ! پس بشین هدفمند درس بخون که دانشگاه دولتی قبول بشی.دانشگاه دولتی قبول شدن و پیشنیاز خاص آن ! اینجاست که میگم کنکور ناعدلانه است.  چرا ؟ اگر دیده باشین تمام نفرات برتر کنکور از هر  رشته ای مدرسه های تاپ مثل علامه حلی، فرزانگان، غیر انتفاعی و ... درس خوانند. این یک واقعیت هست و میتونید خودتون سرچ کنید و مشاهده کنید که اکثر رتبه برتر ها در مصاحبه هاشون گفتن که از چه مدارسی هستن. خیلی کم پیش میاد که از مدرسه دولتی کسی قبول بشه و این یک واقعیت هست. پیشنیاز خاص کنکور خیلی چیزها هست و فقط به تلاش خود فرد بستگی ندارد !   اول از همه خود فرد باید به خودباوری  رسیده باشه و حتی خانواده اش هم آن فرد را باورکنند. بعد از خودباوری می رسیم به محیط آرام برای درس خواندن ! حتما میدونید که کنکور جو رقابتی بسیار بالایی دارد و شما نمیتوانید خیلی ساده از این موضوع بگذرید.بهترین چیز چیه : کتابخانه یا پانسیون ! کتابخانه های عمومی نمی توانند برای این موضوع مفید واقع بشن به نظرم چون باید دوربین داشته باشه  کتابخانه و مراقب که کسی از شما خدای نکرده گوشی وسیله ای نزنه و شما بتونید با خیال راحت تایم استراحت را بیرون از کتابخانه برای مدتی بگذرونین. خیلی از کتابخانه های خوب تو تهران افرادی را که مقطع تحصیلی شان لیسانس به بالا هست قبول می کنند که این واقعا مسخره است. بعد هم پانسون در تهران قیمت به شدت گرونی دارد ماهی 5 میلیون تومان در شمال شهر تهران قیمت یک پانسون دخترانه است ! در ضمن اگر کمی بخواهیم خوش بین تر باشیم بعضی ها لطف کردند و به ماهی 3 میلیون تومان اکتفا کردند ! اما خودتون تصور کنید یک دانش آموز که واقعا محیط خونه شلوغی داره و باید بیرون از خانه درس بخواند چطوری می تواند برای یکسال 30 الی 50 میلیون را بده ؟ در ضمن کتابخانه های دولتی را روش اصلا نمیشه حساب باز کرد چون خیلی هاشون استاندارد یک کتابخانه درست را اصلا ندارند مثلا اصلا پنجره های عایقی ندارند سر و صدا کاملا تو خود کتابخانه هست ، نورگیر نیستند و عین یک فضای دخمه مانند می مونند، از همه بدتر جوری کتابخانه های سرای محله ها را طراحی می کنند که اکثرا به لعنت خدا نمی ارزند مثلا بالای کتابخانه باشگاه ورزشی می زنند و کنارش مهدکودک تا شما با کمال آرامش از درس خواندتان لذت ببرید! به فرض هم که شما مکان مطالعه مناسب را داشته باشید ! می رسیم سراغ منابع آموزشی و کمک آموزشی . ببینید دوستان من هیچ صحبتی از معلم و مشاور نمی کنم چون بر همگان واضح است که افراد می توانند از سایت های رایگان مثل آلا ، مدرسه مجازی نو آ و قلم چی یا حتی گاج آموزش های اولیه را ببینند. حتی الان کلی فیلم  آموزشی توی یوتویوب و آپارات هستش. اما منابع تستی هست که شما را جلو میندازه ! من نمیخوام به کسی که کنکور داره استرس بدم اما یک واقعیتی که وجود داره این هست که کنکور ریاضی و تجربی به شدت کنکور سختی هست. تنوع سوالات بسیار بالاست توی کنکور ریاضی سوالات هندسه و حسابان را کلی میشه باهاشون بازی کرد و سوالای سخت طرح کرد  و توی تجربی هم سوالات زیست ! خب راه حل چیه ؟   1. اول باید از یکی از آن سایت هایی که گفتم کتاب درسی یا همون اصل مطلب را گرفته باشید یک دفتر کلاسور مخصوص یادگیری تشریحی تان باید داشته باشید بی برو برگشت . 2. باید یک کتاب آموزشی داشته باشید که سوالات تشریحی دروس حسابان یا ریاضی را ( من برای کنکور ریاضی فرض میکنم ) حل کنید.     3. تست های آموزشی _در این مرحله که مطمئن شدید کاملا روی متن کتاب درسی و سوالات تشریحی تسلط دارین باید برین سراغ تست زدن منتها تست بدون زمان، هدفتون از تست زدن باید این باشه که مطالب براتون خوب جا بیافته و اینکه خودتون را با چالش های سخت و آسان مواجه کنید .                 4.تست زمان دار زدن .حالا باید یک یا دو کتاب تست آموزشی بگیرید مثل نشر الگو یا خیلی سبز و اصلا هر چی مهم نیست کتاب چیه سخت نگیر بعد بشینید به صورت زمان دار تست بزنید. و اینجا در واقع بازی دقت و سرعت راه میافته.                                                                                                                                   5. تست های کتاب های جامع را بزنید. ببنید وقتی شما  سوالات کنکور را می بینید متوجه می شید که تست ها میتوانند ترکیبی باشند پس باید تست بزنید ، تست بزنید و تست بزنید! اما یک سوال باید چقدر تست بزنیم ؟ جواب : هر چی بیشتر ، بهتر! این را بهتون بگم ذهن خودتون را پراکنده نکنید که از اول برین 10 تا کتاب تست بگیرین و ندونین که باید باهاش چی کار کنین! وقتی که روی یک الی دو منبع تستی تون مسلط شدید برید و منبع بعدی را بخرید ! دو کسایی که رتبه برتر کنکور شدند بر همگان واضح است که نتیجه یک عمر درس خواندنشان را میگرن نه نتیجه یک سال آخر را ! پس خودمان را گول نزنیم که با یک سال درس خواندن می توانیم کنکوری مثل ریاضی یا تجربی را بدهیم. اینجاست که می گویم کنکور دوی ماراتن است نه دوی سرعت ! در مصاحبه ای از آقای محمد پیام تائبی ( نفر اول کنکور ریاضی 1400) خواندم که  ایشان در طول سه سال تحصیلشان حدود 40 کتاب برای تست حسابان زده اند ! اگر خیلی خوشبینانه حساب کنیم قیمت هر کتاب را 200 هزارتومان ، باید 8 میلیون تومان برای کتاب جدا بگذاریم! نکته اینجاست که آیا همه افراد این مقدار پول و هزینه را می توانند از پسش بربیایند؟ مسلما خیر! پس می فهمیم که کنکور ناعادلانه است. البته نمیدانم عکسی که خانم صیا معصوم نیا از خودشان با کتابهایشان را در صفحه اینستاگرام خود گذاشته اند مشاهده کردین یا نه ! اما این عکس بیانگر خیلی چیزهاست !                                                  1. ایشان هدف بزرگی را برای خودشان مجسم کرده بودند و اراده ای قوی داشتند.                                                                          2. ایشان نتایج زحمات سه سال درس خواندن و آزمون دادنشان را گرفتند.                                        3.ایشان تک منبعی نبودند مانند خیلی از رتبه برتر ها.در نهایت امیدوارم چرخ روزگار براتون خوش بچرخه آدم ها هدفمندی باشید و از همه مهم تر در راه کنکور حمایت بشید. دوست دارم نتیجه گیری با خودتان باشد و اگر نظری و انتقادی دارید برام بنویسید چون نظرتان برام خیلی مهم هست.                                                                                                                               موفق باشید :))</description>
                <category>GolgoliKhanoom</category>
                <author>GolgoliKhanoom</author>
                <pubDate>Wed, 27 Nov 2024 12:47:07 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>