<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های میول مانگ</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rhosseini635</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 04:49:24</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/1835869/avatar/UIjYWo.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>میول مانگ</title>
            <link>https://virgool.io/@rhosseini635</link>
        </image>

                    <item>
                <title>:)</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-uphiaf35u2v4</link>
                <description>یه وقتایی هم هست با بند بند وجودت داری درد می کشی..از بقیه فاصله میگیری تا اونام درگیر نشن و درد نکشن، تا صدمه ای بهشون نزنی، تا حالتو تنهایی خوب کنی و وقتی سرپا شدی دوباره برگردی،... این کارا اصلا راحت نیست..تنهایی درد کشیدن اصلا تصمیم راحتی نیست،ولی تو انتخاب میکنی تنهایی و سکوت و فاصله رو فقط چون آدمای اطرافت برات مهم تر از خودتن..فقط چون درد نکشیدن اونا برات مهم تر از خودته...ولی یهو به خودت که میای می بینی هزار بار قضاوت شدی!به سرد بودن، به مغرور بودن، به مقصر بودن و...و تو باز ترجیح میدی سکوت کنی! چون نمیخوای از حالت با خبر بشن...چون نمیخوای حال اونارو بد کنی...چون نمیخوای آسیب ببینن...ترجیح میدی مقصر باشی تا قربانی...ترجیح میدی سرد باشی و مغرور تا آدمی که داره زیر بار یه عالمه درد له میشه... تو فقط خودت میدونی که از دوست داشتنه این فاصله گرفتنت...هیچ کس دیگه ای درک نمیکنه...و فقط تو تبدیل میشی واسشون به یه میول مانگ...</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Sat, 25 Feb 2023 22:48:54 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عکسا یا نوشته ها؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%D8%A7-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%87%D8%A7-wuhpzxfkyqyd</link>
                <description> بلاخره ۱۹ هم تموم شد..فکر نمی‌کردم یروزی امروز و ببینم؛ولی دیدم..واسه از حالا به بعد انگار دیگه برنامه ای ندارم،زیادتر از حد انتظارم دووم آوردم..امروز برگشتم عکسای پارسال تاحالامو دیدم ،تو همش دارم میخندم و حالم خوبه..بعد دفترمو باز کردم و از ۲۷بهمن پارسال شروع کردم به ورق زدن تا امروز،تو همش حالم بده و شکستم..نمی‌دونم کدومش واقعی تره..نمی‌دونم حالا باید چیکار کنم...سخته؛بی اندازه سخته و غیر قابل تحمل،، اونم واسه منی که پیش همه و توی عکسا حالم عالیه..باشه دنیا..</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Thu, 16 Feb 2023 23:00:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زیست و زندگی:))</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-jwagbghdpdyq</link>
                <description> اگه کسی نتونه چیزی رو قبول کنه صرف اینکه احتمال داره درست نباشه..خوبه؟یا داره بی انصافی میکنه؟باید مورد سرزنش قرار بگیره یانه؟..صفت Rhگروه خونی،رابطه اللیش بارز و نهفتس..یعنی چی؟یعنی اگه فقط یدونه ژن وجود داشته باشه که یه پروتئین رو بسازه و اون پروتئین بشینه روی سطح گلبول قرمزت گروه خونیت میشه مثبت..و حتی اگه بقیه ژن هات نتونن اون پروتئین رو بسازن مهم نیست! و گروه خونیت هرگز منفی نمیشه..اینکه تاثیر یه چیز هرچند کوچیک غالب و بارز بشه روی یه چیز بزرگ توی طبیعت ما آدم ها هست..اینکه تاثیر یه چیز هرچند کوچیک غالب و بارز بشه روی یه چیز بزرگ توی طبیعت ما آدم ها هست..علارغم اینکه اهمیت صفات ناخالص توی ژنتیک خیلی زیاده اون چیزی که توی انسانیت و حتی عبودیت مهمه، اخلاصه! و به عقیده من واسه همینه که صفت بارز تویه ما به سمت منفی شدن هست ن مثبت!!</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Fri, 06 Jan 2023 19:54:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیزیک،علم زندگی:)</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-k3jnuovccw0a</link>
                <description>یه مبحث بشدددددت دلچسب توی فیزیک هستبه اسم تشدید یا رزونانسچی میگه حالا؟به زبون خیلی خودمونی میگه اگه فرکانس طبیعی و واداشته برابر بشه بیشترین مقدار انرژی به نوسانگر منتقل میشه و دامنش افزایش پیدا می‌کنه...تو آونگ بارتون هم همینجوریه آونگ سنگین تر آونگی رو به حرکت در میاره که باهاش هم سطح باشه...هممون آدمای سنگین تو زندگیمون داریم،ولی چی میشه که گاهاً ازشون هیچ تاثیر پذیری نداریم؟!به عقیده من یا کوتاه ترشونیم یا بلند تر! باید یا نخ غرورمونو کوتاه کنیم یا نخ اعتماد بنفسمون رو بلند...بااااید هم سطح بشیم تا بتونن بهمون انرژی بدن و حرکت کنیمالبته گاهی برابری فرکانس ها موجب تخریب یکی میشه:)...مقاوم سازی کنید و قد اونی بشید که دوسش دارید...</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Wed, 30 Nov 2022 21:41:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیزیک،علم زندگی:)))</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-omh3pcoxfbny</link>
                <description>اگه یه رود داشته باشیم که تیکه اولش پهن باشه و تیکه دومش باریک باشه، تو یه زمان مشخص از هر دو تیکه یه اندازه آب رد میشه..طبق معادله پیوستگی از قسمت اول که سطح مقطعش بزرگتره آب با تندی کمتر؛ و از قسمت دوم که سطح مقطعش کوچیکتره آب با تندی بیشتر عبور می‌کنه..میدونین می‌خوام چی بگم..اگه دونفر مشکلاتشون یکی بود و از یکی زود حل شد و از یکی دیگه نه...تعجب نکنین،سرزنشش نکنین که فلانیم همینجور بود ولی مثل تو انقدر گیر نبود! زود تمومش کرد رفت،،بهش القا نکنین که از پس مشکلش بر نمیاد،،،حالشو بد نکنین توروخدا?..اصل برنولی میگه جایی که آب کند تر حرکت می‌کنه فشارش بیشتره! و جایی که تندتر حرکت می کنه، فشار روش کمتره..آره اگه کسی مشکلی رو سریع تر از یکی دیگه حل کرد،شاید چون مثل اون از هزار جای دیگه فشار روش نیست! شاید  چون سطح مقطعش کوچیکتره، یکی یکی با مشکلاتش رو برو میشه و در لحظه ذهنش فقط درگیر حله یه مشکله و طبیعتاً سریع تر حل میشه...اما آدمی که سطح مقطعش بزرگتره و هزار تا مشکل تو یه لحظه سرش ریخته اونقدر فشار روش زیاده که نمیتونه از رو یه مشکل سریع رد بشه..اما آدمی که سطح مقطعش بزرگتره و هزار تا مشکل تویه یه لحظه سرش ریخته اونقدر فشار روش زیاده که نمیتونه از رو یه مشکل سریع رد بشه..اما آدمی که سطح مقطعش بزرگتره و هزار تا مشکل تویه یه لحظه سرش ریخته اونقدر فشار روش زیاده که نمیتونه از رو یه مشکل سریع رد بشه..وقتی تو زندگیش نیستین، وقتی نمیدونین داره هر لحظه چه فشار هایی رو از سرش میگذرونه، وقتی نمیدونین چقدر حالش بده،،، قضاوتش نکنین،اذیتش نکنین، اون به اندازه کافی خسته هست خسته ترش نکنین:)..</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Fri, 04 Nov 2022 14:53:51 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تلخ:)</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D8%AA%D9%84%D8%AE-n2o7icb42rnh</link>
                <description>چند وقته پیش یه فیلمی دیدمیکی از طرفین اعتراف عشقی کرد و جواب طرف مقابل واقعا منو به فکر برد...گفت: پس تو با دست خودت مسموم شدی..اونقدر زهر قوی ایه که نمیتونی ازش فرار کنی،از اونجایی که پادزهرش آدمیه که اون سم ازش نشئت میگیره!!واقعا همینه ها:))بعضی از آدما شبیه میکروب هستن، تا به خودت میای میبینی تو تک تک سلول هات نفوذ کردن و مبتلاشون شدی ؛ خط دفاعی اول و دوم بدنت رو رد کردنو تو نتونستی جلوشونو بگیری! حالا باید چیکار کنی؟!اگه قبلش واکسن نزده باشی و فعلا هم قصد مردن نداشته باشی باید سِرُم بزنی؛پادتن های آماده ای که بی اثر یا نابود میکنن اون سم رو!!ولی گیر آوردن یه سرم به مراتب سخت تر از واکسینه شدنه..به سختی میشه چیزی و کسی رو پیدا کرد که پادتن هاش با پادگن های اون میکروب مکمل باشن و از طرفی بتونه به تو هشدار بده که اون آدم مضره و باید از زندگیت حذفش کنی..تازه اگه هم موفق بشه امکان اینکه تو دوباره به همچین میکروبی آلوده بشی و صدمه ی زیادی ببینی هست¡¡اما اگه واکسن زده باشی لنفوسیت های خاطره اجازه نمیدن صدمه ای که بهت وارد شده رو یادت بره و دوباره رنج زیادی و تحمل کنی ،همیشه خط سوم دفاعی بدنت آماده مقابله با اون میکروبه...واکسن اون میکروبیه که خودتون به میل خودتون وارد بدنتون میکنین،دردشو بجون می‌خرین،تا سیستم ایمنی تون رو قوی نگه دارید...تا دیر نشده واکسن مناسبتون رو پیدا کنید:)) </description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Tue, 01 Nov 2022 21:04:07 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیزیک،علم زندگی:))</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-fxqfl1sjncts</link>
                <description>به عقیده من بخشیدن آدمای زندگیمون نیاز به عنصر عشق داره وگرنه ک فراموش کردن اون آدم به مراتب کار آسون تری هست!..بخشیدن خیلی شبیه تبخیر شدنه..توی زندگی، با عشق میشه فراموش کرد اشتباه یه فرد رو و توی فیزیک، با گرما میشه تغییر حالت ایجاد کرد..البته باید بدونیم ک دو نوع تبخیر داریم‌تبخیر سطحی ‌و تبخیر ناشی از جوشیدن_تبخیر سطحی،تبخیری هست ک توی هر دمایی اتفاق میوفته حتی صفر درجه سانتی گراد! چیزای مختلفی مثل افزایش دما و افزایش سطح و کاهش فشار می‌تونه زیادش کنه؛ در واقع جنب و جوش های دائمی مایع باعث افزایش انرژی جنبشی بعضی از مولکول هاش میشه و اون مولکول بخاطر بدست آوردن گرما بخار میشه و دمای کل مایع رو کم می‌کنه!!+میدونین این نوعی از بخشیدن هست ک خیلی راحت اتفاق میوفته، جوری که مهم نیست فرد مقابلمون چه اشتباهی انجام داده باشه،ما می‌بخشیمش چون یجایی واسمون معرفت گزاشته چون یه موقعی باهم دوست بودیم و شاید چون اولین باریه ک کار اشتباهی انجام داده.. البته با هربار بخشیدن اون از میزان علاقمون بهش کم میشه.._اما تبخیر ناشی از جوشیدن،توی هر دمایی اتفاق نمیوفته.تو شرایط مناسب فقط در دمای صد درجه سانتی گراد رخ میده و تبخیر شدن مولکول ها تغییری توی دمای آب ایجاد نمیکنه و همون صد درجه میمونه!و چیز جالب دیگه ای ک هست این تبخیر علاوه بر سطح در عمق مایع هم انجام میشه!!این همون نقطه ای هست ک میگیم مایع به نقطه جوش کامل رسیده و آهنگ تبخیر بیشترین حد خودشه..+این مال وقتی هست ک عزیزترین فرد زندگیت اشتباه میکنه،و تو تنها بخاطر علاقت اونو می‌بخشی، از عمق وجودت می‌بخشی، بعدش سرد نمیشی نسبت به اون آدم، این همون نقطه ای هست ک با بند بند وجودت دوستش داری، ک با بیشترین توانت می‌بخشی و همراه این بخشیدنه تموم میشی،، اونم بی اینکه ذره ای از علاقت کم بشه! با همون دمای صد درجه سانتی گراد آخرین مولکول هاتم بخار میشه..این همون نقطه ای هست ک من و خیلی ها توش ایستادیم...و یه نکته دیگه هم ک هست برگشت پذیری تبخیر هست،یعنی تبدیل شدن بخار به مایع،یعنی فراموش کنیم ک بخشیدیم و یادمون بیاد..به این میگن میعان و در هر دمایی رخ میده!!پس میعان وارون تبخیر سطحی هست!!؛؛و اگه فقط از روی عشق واز عمق وجودمون ببخشیم،محاله یادمون بیاد و فقط تموم میشیم کم کم:)))</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Tue, 18 Oct 2022 12:45:00 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیزیک،علم زندگی:)</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-rdys6llga70p</link>
                <description>چگالی بیشتر در زندگی بهتره یا کمتر؟میدونیم که چگالی نسبت جرم به حجمه،اگه جرم رو مجاز از مشکلات و سختی ها و حجم رو مجاز از ظرفیت درونیمون بگیریمهرچی ظرفیتمون بالاتر باشه در ازای سختی ثابتی،کم چگال تریم و به عقیده ی من این خوبه!اینکه آدمایی اطرافمون هستن که بظاهر خوشحال هستن و سعی در تزریق خوشحالی به بقیه رو دارن معنیش این نیست که مشکلاتشون کمتره،بلکه ظرفیتشون بیشتره...علاوه بر این جالبه بدونیم که موج های مکانیکی(یعنی موج هایی که نیاز به محیط مادی دارن برای انتشار،مثل تفکرات منطقی ما که نیازمند عقله) در محیط های چگال تر سریع تر انتشار پیدا میکنند...ولی موج های الکترومغناطیسی (یعنی اونایی که برای انتشار نیازی به محیط مادی ندارن،مثل احساسات و اعتقادات مون که اکثرا دلیه)در محیط های چگال تر سرعت انشارشون کم میشه...درواقع هر ذره و عقلی برای انتشارشون مانع بحساب میاد...تو دنیایی که هیچوقت دو دوتاش،چهار تا نمیشه؛احتمالاچگالی کمتر بهتره...و حالا که سختی ها رو نمیشه کم کرد چاره ای جز بالابردن ظرفیتمون نیست:)</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Fri, 14 Oct 2022 16:27:03 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فیزیک،علم زندگی</title>
                <link>https://virgool.io/@rhosseini635/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%DA%A9%D8%B9%D9%84%D9%85-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-ow1xx2dliaof</link>
                <description>دبیر علوم کلاس هفتممهمیشه به مباحث فیزیک ک میرسیدیم،درس رو با جمله ی «فیزیک،علم زندگی» شروع میکرد..همیشه هم سرش اعتراض بود،چون بچه ها فیزیک و دوست نداشتن،،ولی من عاشق فیزیک شدم..زندگی از وقتی یادم میاد روی سختشو نشونم داده و باهام راه نیومده..و یکی از دستاویز های من ک نگهم داشته تو یه این دنیا فیزیک و مسئله هاشه:))فیزیک خیلی شبیه زندگیمه؛هرچی بیشتر میخونمش،بیشتر نمیفهممش..دقیقا مثل زندگیم؛هرچی بیشتر زندگی میکنم،بیشتر نمی‌دونم چرا هستم..می‌خوام یکم از فیزیک بنویسم.</description>
                <category>میول مانگ</category>
                <author>میول مانگ</author>
                <pubDate>Fri, 14 Oct 2022 16:19:05 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>