<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رضا میرزائی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rmirzaee95</link>
        <description>در تلاشم برای تولید بازی های ویدیویی، تولید محتوا، فهمیدن و آگاه کردن.</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-14 22:12:22</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/6825/avatar/fnqF6A.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رضا میرزائی</title>
            <link>https://virgool.io/@rmirzaee95</link>
        </image>

                    <item>
                <title>گام اول در نهادینه کردن فرهنگ کتاب خوانی</title>
                <link>https://virgool.io/@rmirzaee95/%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-kqrgqt8v6dq2</link>
                <description> ریشه مشکلات فرهنگی کتاب خوانی در ایران چیست؟ ما چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟  در این ویدیو تلاش کردم نگاهی عمیق‌تر بر مساله کتاب و کتاب‌خوانی داشته باشم. https://www.aparat.com/v/Y9yio </description>
                <category>رضا میرزائی</category>
                <author>رضا میرزائی</author>
                <pubDate>Thu, 27 Jun 2019 20:45:04 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>می‌دانم که هیچ چیز نمی‌دانم</title>
                <link>https://virgool.io/@rmirzaee95/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-%DA%A9%D9%87-%D9%87%DB%8C%DA%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%85-llalqaz5imug</link>
                <description>۱- خرسی توسط مردم روستا کشته می‌شود. همه خشمگین می‌شوند و در پست‌های مختلف در مذمت این کار می‌نویسند و از مجازات این افراد می‌گویند. دیگری در مقایسه رفتار کانادایی ها با خرس ویدیو می‌گذارد و در نکوهش مردم یک سری پاراگراف می‌نویسد.۲- عید امسال سراسر غم بود با اخبار سیل و گرفتاری مردم. در این میان هم‌چنان آن مذمت ایرانی پسند به چشم می‌خورد. برای مثال ویدیویی منتشر می‌شود و خیلی ها می‌گویند چرا آن مردم احمق در کنار جریان سیل ایستاده اند و فیلم می‌گیرند؟هنوز معلوم نیست از چه چیزی صحبت می‌کنم؟ می‌خواهم دست روی یک گفتمان بذارم. یک اندیشه. یک تصور. همان گفتمانی که در فضای پسابرجامی این سال ها شکل گرفته است. یک حالت فردگرایی که در بالاترین شدت خود در جامعه ما در حال نمود است. این که ایرانی ها مقصرند. این که ایرانی ها احمقند. بی فرهنگ اند. بی غیرت‌اند.اما قضیه بیش از نکوهش و احمق دانستن است. یک پارادوکس حیرت انگیزی در این گفتمان وجود دارد. این که اگر من می‌دانم که ایرانی ها بی‌فرهنگ هستند و تو می‌دانی و تمام کسانی که این مطلب را می‌خوانند و تمام کسانی که در جامعه صحبت می‌کنند هم می‌دانند. پس چه کسی است که بی‌فرهنگ است و نمی‌داند؟ به نظر می‌رسد که همه ما به خوبی می‌دانیم فرهنگ درست چیست. پس چرا فرهنگمان هم‌چنان غلط است؟ پارادوکس در اینجا شکل می‌گیرد که ما استدلال می‌کنیم ایرانی‌ها بی‌فرهنگ و احمق هستند. خب مگر ما ایرانی نیستیم؟ پس گوینده این حرف نیز باید خودش احمق و بی‌فرهنگ باشد. اما معمولا گوینده با استثنا دانستن خودش از این پارادوکس فرار می‌کند. گوینده تصور می‌کند که می‌داند و دیگران نمی‌دانند. چرا راه دور برویم. من هم چنین تصوری دارم. فکر می‌کنم می‌دانم و دیگران نمی‌دانند.اما حقیقت چیست؟ بالاخره چند نفر از ما می‌دانیم؟ چه درصدی از ایرانی‌ها نمی‌دانند؟ حقیقت چیزی است که می‌توان روش یافتنش را در فلسفه جست.یکی دو سالی هست که درگیر فلسفیدن هستم و اغراق می‌کنم هنوز هیچ چیزی نمی‌دانم. در این مدت فقط یک نکته را توانستم بفهمم. این جمله‌ی سقراط:می‌دانم که هیچ چیز نمی‌دانمبه نظر من، مقصود سقراط از بیان این جمله ( اگر واقعا گفته باشد) این نیست که بگوید من نمی‌دانم. چون اگر چنین بود صرفا می‌گفت «من هیچ چیزی نمی‌دانم». نه این که بر آگاهی خودش بر ندانستن تاکید کند.می‌گویند فلسفه، فهمیدن چیزهایی است که در حالت عادی قرار نیست بفهمیم. فلسفیدن، نوعی روش تفکر است. تفکری که از همین جمله کلیدی «من می‌دانم که نمی‌دانم» آغاز می‌شود. آغاز راه فلسفه در این است که متوجه شوی چه چیز‌هایی را نمی‌دانی.اما یک قدم عقب‌تر از این که بفهمیم دقیقا چه چیز‌هایی را نمی‌دانیم این است که اصلا بفهمیم چیز‌هایی وجود دارند که ما نمی‌دانیم. شاید این عبارت خیلی ساده و بدیهی باشد، اما گول ظاهر این هیولای پیچیده و فریبنده را نخورید. قطعا ما راجع به علم فیزیک و دیگر علوم خیلی چیز‌ها نمی‌دانیم. اما مقصود فلسفه از ندانستن این نیست که مثلا راجع به سیاه‌چاله دانش زیادی نداریم.نکته در جزییات است. در فهم حقیقت‌هایی که هر روزه اطراف ما وجود دارند و ما بی اعتنا از کنار آن ها رد می‌شویم. یک بچه را در نظر بگیرید که وارد فضایی جدید می‌شود. حیرت کاملا نمایانی در این بچه وجود دارد. با کنجکاوی لطیفی به سراغ محیط می‌رود و هر چیزی را که می‌بیند زیر سوال می‌برد. تقریبا هر شی‌ای را امتحان می‌کند که قابل خوردن است یا نه. با هر وسیله‌ای که وجود داشته باشد بازی می‌کند. شاید یک لامپ را ده‌ها بار روشن و خاموش کند. چرا؟چون شناختی از محیط و اطراف و افراد ندارد و به دنبال حقیقت است. این روحیه حقیقت یابی به مرور در ما از بین می‌رود. ما یک سری حقیقت را کشف می‌کنیم و تقریبا تا آخر عمر به آن‌ها می‌چسبیم. هیچ وقت دیگر خودمان، اعتقاداتمان، رفتارمان، شناختمان و تقریبا هیچ چیز را زیر سوال نمی‌بریم. یک حقیقت را پیدا می‌کنیم و طبق آن تا آخر زندگی می‌کنیم.نتیجه‌ی این نوع تفکر غیر فلسفی می‌شود جواب‌های یک طرفه و ساده سازی شده. این که اگر جنسی گران می‌شود به این دلیل است که ایرانیان خرید آن جنس را تحریم نمی‌کنند. من نمی‌گویم این جمله صد در صد غلط است. اما حقیقت نیست. همه‌ی حقیقت نیست. در هر رخدادی، اتفاقی، رفتاری و در کل هر چیزی، حقیقت‌های مختلفی وجود دارد که می‌توان به آن ها فکر کرد.و من فکر می‌کنم مقصود سقراط همین بوده. این که تلاش کنیم ندانیم. تنها پس از ندانستن است که می‌توانیم تلاش کنیم یاد بگیریم. چون اگر ندانیم که نمی‌دانیم چطور می‌خواهیم تلاش کنیم که بدانیم؟به نظر می‌آید یکی از کار‌هایی که برای بهتر شدن می‌توانیم انجام دهیم شروع یک ماراتن در مسیر ندانستن باشد.پ ن: من در تلاشم که بدونم چه چیز‌هایی رو نمی‌دونم. اگر به نظرتون ایراد و اشتباهی دارم خوشحال میشم بگید. پ ن ۲: ربط دو تا مورد اول به کل پست رو بر عهده خودتون می‌ذارم.</description>
                <category>رضا میرزائی</category>
                <author>رضا میرزائی</author>
                <pubDate>Wed, 19 Jun 2019 05:19:17 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چرا ویرگول انقدر بده و باگ داره؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rmirzaee95/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D9%88%DB%8C%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%DA%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-nplswtijuxui</link>
                <description>من متوجه نمی‌شم! چرا ویرگول انقدر بده هنوز؟ کلی از زمان شروع به کار سایت گذشته. اوایل می‌ذاشتم به پای تازه کار بودنشون. ولی الان دیگه چرا؟ آخه چقدر سخته که یه ادیتور بدون باگ در آورد؟ چرا هر محصول ایرانی اون اوایل باید آدم رو پیشمون کنه از استفاده ازش؟چرا ادیتور سایت یه کادر درست حسابی دورش نداره. وقتی عکس آپلود می‌کنی کلا همه چی بهم میریزه. میخوای بک اسپیس بزنی که عکس بیاد بالا، پاک میشه. میخوای توضیح وارد کنی برای عکس، عکس پاک میشه.میخوای نوشته رو منتشر کنی، کلا ادیتور سفید میشه و هیچی نمیاد!خب یکم درست کنید باگ ها رو‍! هر دفعه وارد ویرگول بشم باید بشینم تک تک باگ‌های فیچر‌های مختلف شما رو گزارش بدم؟قبل از نوشتن این مطلب می‌خواستم ویدیو جدیدی که ساختم رو منتشر کنم. ولی چون ویرگول قابلیت این رو نداره که برای مطلبت عکس تامب نیل انتخاب کنی و حتما اون عکس باید توی مطلبت باشه! اومدم یه عکس هم بذارم اول مطلبم که همه چی بهم ریخت و ۱۰ دقیقه فقط داشتم به خاطر یه ویدیو، یه عکس و سه تا جمله! با ادیتور مسخره ویرگول سر و کله میزدم.چه کاریه انقدر UI ادیتور رو ساده بنویسید که پر باگ باشه؟ چی می‌شد مثل وردپرس می‌ساختین؟ منوهارو به صورت استاتیک اون بالا میذاشتین دیگه. یه یچز داینامیک ساده اومدین بسازین و گند زده به همه چیز.اه. اه. اه.</description>
                <category>رضا میرزائی</category>
                <author>رضا میرزائی</author>
                <pubDate>Sat, 11 May 2019 10:19:30 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مردم ایران در توهم نیستند، شما کور شده‌اید</title>
                <link>https://virgool.io/@rmirzaee95/%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AF-xi0ax26v8v7v</link>
                <description>آقای رضا نصری در یادداشتی در کانال شخصیشان با عنوان ایران نیازمند واقع بینی است تلویحا ذکر کرده‌اند که تمام تفکرات قشر متوسط ایران در رابطه با کشور اشتباه است. ایشان در قسمتی از متنشان نوشته‌اند: ایرانی متوسط را عادت داده‌اند صنعت خودروسازی ایران را با صنعت خودروسازی «آلمان»، وضعیت توریسم در ایران را با توریسم در «فرانسه»، وضعیت تکنولوژی و فن‌آوری ایران را با وضعیت «ژاپن»، کیفیت دانشگاه‌های ایران را با دانشگاه‌های آمریکا، وضعیت فوتبال کشور را با فوتبال «برزیل»، رفاه اجتماعی را با رفاه در «دانمارک»؛ وضعیت خدمات اجتماعی را با وضعیت «سوئیس»؛ و فرهنگ سیاسی و آزادی‌های اجتماعی را با کیفیت دموکراسی در کشورهای ثروندمند، کم‌جمعیت، تک‌قومی و دورافتادهٔ اسکاندیناوی مقایسه کند؛ خب، بگذارید ایران را با کشور دوست و همسایه‌مان ترکیه مقایسه کنیم و نه صنعت ژاپن و آلمان و سوئیس و الخ. در سال ۲۰۱۷ ترکیه توانسته‌است درآمدی ۲۶ میلیارد دلاری از صنعت توریسم کسب کند. برای مقایسه، ایران در بهترین حالات و آمار ها درآمدی ۱۰ میلیارد دلاری از توریست کسب کرده است که مقدار زیادی از این رشد درآمد به دلیل برجام بوده‌است و اکنون همه می‌دانیم که وضعیت برجام در چه حالی است. در نظر داشته باشید که پتانسیل ایران با توجه به ۴ فصل بودن، بناهای تاریخی، جاذبه‌های طبیعی متنوع و فرهنگ غنی مردم به چه میزان بالا است.می‌گویید صنعت خودرو را نباید با آلمان برسی کرد. درست می‌گویید. اما در کشور هماسیه وضعیت چطور است؟ طبق گفته این مقاله صنعت خودرو ترکیه صادراتی به ارزش باز هم ۲۶ میلیارد دلار داشته است. در کشورمان اما کمتر از ۲ هزار خودرو در سال صادر می‌شود. در نظر داشته باشید که هر ساله چند هزار نفر با خودرو‌های تولید داخلی چه با تصادفات چه با آلودگی هوا کشته می‌شوند.از صنعت لباس ترکیه نیز بگویم؟ همین کافی است که صادرات لباس این کشور نزدیک به ۲۰ میلیارد دلار است. بگذریم از آینده این صنعت که چه پیشرفت‌های بزرگی خواهد کرد.آقای نصری، سال ۹۶ مردم رای دادند که ایران به آزادی نزدیک‌تر بشود، دموکراسی بیشتر و انزوای اقتصادی و سیاسی کشور کمتر شود. اکنون تلگرام فیلتر است، ایران رتبه سوم از لحاظ بدترین کشور در آزادی اینترنت را دارد، برجام تقریبا لغو شده‌است و به زودی اقتصاد کشور بدترین روز‌های خود را به خود خواهد دید، هزینه اجاره و خرید خانه به شدت بالا رفته است، خرید خودرویی که کیفیت بسیار بدی دارد حداقل ۲۰ درصد بیشتر شده است و از آزادی‌های فردی، اجتماعی و سیاسی نیز سخنی به میان نمی‌آورم ولی تاثیر گذاریشان را فراموش نکنید.آقای نصری، به نظر بنده و بسیاری از مردم که شما قبولشان ندارید و فکر می‌کنید آگاه نیستند و صرفا تحت تاثیر موج تبلیغات رسانه‌های بیگانه و هنرمندان خود فروخته هستند، این شما و مسئولین کشور هستید که کور شده‌اید. شاید زندگی شما در رفاه خوبی باشد، شاید ماشین زیر پایتان تولید داخل نیست، شاید هم مثل خود ما هستید ولی امید واهی دارید. دوست ندارم تهمت بزنم، اما کسی که چنین حرف هایی می‌زند از لایه‌های زیرین جامعه آگاهی خیلی کمی دارد، از درآمد ها و هزینه ها آگاهی ندارد. سعی کنید به کف خیابان بیایید و با مردم خودتان و وضعیت کشورتان بیشتر آشنا شوید.شاید تنها دیدگاه مشترک من و شما این باشد که می‌توان امید داشت و کشور را اصلاح کرد و نیازی به &quot;نوسازی&quot; وجود نداشته باشد ولی برای این کار ابتدا باید واقع بین بود و سپس اصلاحات بسیار جدی در همه زمینه ها انجام داد.با تشکر.</description>
                <category>رضا میرزائی</category>
                <author>رضا میرزائی</author>
                <pubDate>Thu, 31 May 2018 19:37:31 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>هر چیزی که در رابطه با قانون مورفی اشتباه است</title>
                <link>https://virgool.io/@rmirzaee95/%D9%87%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D8%B7%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-lej6szep0qbz</link>
                <description>آیا تا به حال شده است که وقتی دیرتان شده مشاهده کنید تمام چراغ های راهنمایی خیابان قرمز هستند و یا لحظه‌ای که وارد ایستگاه مترو می‌شوید، مترو در حال حرکت است و شما از آن جا می‌مانید؟ آیا تا به حال دقت کرده‌اید که هر وقت به دلیل داشتن دستشویی اضطراری می‌خواهید با عجله به خانه برسید آسانسور آپارتمان در آخرین طبقه قرار دارد؟ به نظرتان تعداد رخداد های این اتفاقات بیش از حد نیستند؟ در فرهنگ عامه دنیا برای این موارد که بسیار اتفاق می‌افتند نامی گذاشته اند، قانون یا قوانین مورفی. برای آشنایی با قانون مورفی می‌توانید این پست را مطالعه کنید چرا که هدف من از نوشتن مطلب آشنا کردن مردم با چنین خرافه‌ای نیست. درست خواندید خرافه!شاید بتوان گفت قانون مورفی یکی از خرافه های فراگیر دنیا باشد که جوامع و فرهنگ های مختلفی به آن اعتقاد دارند.چرا قانون مورفی اشتباه است؟طبق قانون مورفی اگر چیزی می‌تواند منجر به اشتباه شود، حتما خواهد شد. برای مثال &quot;اگر چیزی از دستتان پرت شود که به آن نیاز داشته باشید، به دورترین نقطه در دسترس می‌افتد.&quot; شاید با خودتان تصور کنید که این گفته کاملا درست است و حتی اگر همیشه این اتفاق نیفتاد در ۸۰٪ موارد درست است. اما نکته‌ای که مردم در نظر نمی‌گیرند این است که مغز انسان ممکن است دچار خطاهای زیادی به هنگام دسترسی به حافظه‌اش شود. به این گونه خطا‌ها در علم روان شناسی بایاس حافظه گفته می‌شود. به دلیل ایجاد این بایاس های مغزی انسان از تصمیم گیری یا نتیجه گیری منطقی باز می‌ماند چرا که برای داشتن استدلالی درست ما نیاز به داده‌هایی درست داریم. بگذارید با یک مثال این مساله را ساده تر توضیح دهم. فرض کنید شما صاحب یک شرکت هستید و می‌خواهید تصمیم بگیرید که استراحت کارمندان نیم ساعت باشد یا یک ساعت. دستیاران شما داده‌هایی را به شما ارایه می‌دهند که در آن ها نشان می‌دهد با انجام یک آزمایش در طول یک روز معلوم شده است کمیت و کیفیت کار کارمندان هیچ تغییری نکرده است. در نتیجه تصمیم می‌گیرید که نیم ساعت استراحت روزانه برای کارمندان کافی است.اما مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که اطلاعات شما به اندازه کافی نبوده‌است. درست است که کارمندان با استرحتی نیم ساعته در یک روز مشکلی نداشته‌اند اما اثرگذاری آن ها با گذشت یک هفته کمتر می‌شود و کم کم میزان نارضایتی و درنتیجه بهره‌وری کارمندان کمتر می‌شود.دلیل اصلی باور کردن قانون مورفی بایاس حافظه است.حال فرض کنید که مغز شما همان رییس شرکت است و داده‌های موجود از عملکرد کارمندها نیز حافظه شما است. اگر به اندازه کافی به اطلاعات حافظه‌تان دسترسی نداشته باشید شما دچار یک نتیجه گیری اشتباه به نام قانون مورفی خواهید بود. چگونه؟ ادامه مطلب را بخوانید.چگونه بایاس های حافظه باعث قبول کردن قانون مورفی در تفکرات ما می‌شوند؟بایاس های حافظه به قدری می‌توانند جدی باشند که شما فکر کنید یک ایده‌ جدید به ذهنتان رسیده اما در واقع آن را از یک جای دیگر یا حتی یک فرد دیگر شنیده باشید. به این حالت Cryptomnesia می‌گویند. برای اطلاعات بیشتر از بایاس های مغزی مقالات مختلفی وجود دارد ولی اگر دوست داشتید اطلاعات بیشتری کسب کنید می‌توانم در مطلبی جدا به چند بایاس مهم بپردازم.دو بایاس که برای رد قانون مورفی با آن سر و کار داریم، بایاس تایید و بایاس انتخاب است. حالت اولی وقتی به وجود می‌آید که شما یک عقیده را قبول دارید و وقتی می‌خواهید راجع به آن فکر کنید فقط به دنبال منابعی می‌روید که عقاید شما را تایید کنند. در مورد قانون مورفی بیشتر وقتی دچار بایاس تایید می‌شوید که از قبل راجع به قانون مورفی شنیده باشید حتی اگر اسمش را ندانسته باشید. پس از تایید این قانون ذهن شما در آینده به اتفاقاتی تمرکز می‌کند که قانون مورفی را تایید می‌کند. برای مثال ممکن است شما یک روز عجله داشته باشید و وقتی به ایستگاه تاکسی می‌رسید مشاهده کنید که هیچ تاکسی وجود در آنجا وجود ندارد. احتمالا این دیالوگ رو خواهید گفت:&quot; لعنتی، هر وقت دیرم شده تاکسی نیستش &quot; در حالی که ممکن است روز های دیگری باشد که شما عجله داشته باشید و بدون مشکل به ایستگاه تاکسی برسید و به راحتی به مقصدتان برسید. اما آیا وقتی به مشکل برخورد نمی‌کنید با خودتان می‌گویید &quot; لعنتی، قانون مورفی اشتباه بود؟&quot;در حالت دوم بایاس که انتخاب نام دارد، معمولا وقتی اتفاق می‌افتد که شما با قانون مورفی آشنا می‌شوید. شاید در اینترنت مطالعه کرده یا یکی از دوستانتان توضیحاتی راجع به این قانون و مشکلاتش به شما ارایه می‌کند. آن موقع است که با خود فکر می‌کنید و تمام لحظه هایی که وارد ایستگاه تاکسی شده‌اید، عجله داشته و تاکسی در آنجا نبوده را به یاد می‌آورید. مغز شما تمام اطلاعات لازم برای نتیجه گیری را به شما نمی‌دهد بلکه فقط مواردی که دیر کرده و به مشکل خورده‌اید را برایتان آپلود می‌کند. اما شاید در واقعیت اگر بتوانید تمام مواردی که عجله داشته‌اید و به ایستگاه تاکسی رفته باشید را از حافظه‌تان استخراج کنید و از لحاظ آماری بررسی کنید متوجه می‌شوید که حتی ممکن است این اتفاق کمتر از ۵۰٪ موارد رخ داده باشد.می‌توانید خودتان نیز این قانون را به آزمایش علمی بگذارید. هر گاه عجله داشتید به اتفاقاتی که می‌افتد دقت کرده و آن ها را یادداشت کنید و پس از گذشت یک ماه یک بررسی آمار انجام دهید :)آیا ما برداشتی اشتباه از قانون مورفی داشته‌ایم؟قانون مورفی: &quot;هر چیزی که بتواند دچار خطا شود، دچار خطا خواهد شد&quot;بنده در جست و جوی ریشه قانون مورفی با این مطلب مواجه شدم که در آن توضیح می‌دهد چگونه جوامع برداشت اشتباهی از قانون مورفی را نشر دادند. ادوارد مورفی یک مهندس در نیروی هوایی آمریکا با تخصص ایمنی بود. او عقیده نداشت که نمی‌توان جلوی یک اتفاق بد را گرفت، بلکه به نظرش باید شرایط و تمام حالاتی که ممکن است پیش بیاید را شناخت تا بتوان جلوی خطر را گرفت. به همین دلیل است که جمله &quot; هر چیزی که بتواند دچار خطا شود، حتما دچار خطا می‌شود&quot; را گفته است. اما متاسفانه این جمله در سرتاسر دنیا به برداشتی اشتباه تبدیل شده است.به امید روزی که همگی بتوانیم شفاف بیندیشم.</description>
                <category>رضا میرزائی</category>
                <author>رضا میرزائی</author>
                <pubDate>Sat, 05 May 2018 22:35:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقش ها و بخش های تشکیل دهنده یک بازی</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D9%86%D9%82%D8%B4-%D9%87%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D8%B4%D8%AF%D9%87-iwjurdeyokdu</link>
                <description> مقدمهبازی سازی صنعتی رو به رشد در تمام دنیا است و ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل نیز روز به روز به افرادی که علاقه دارند تا وارد این حیطه شوند اضافه می شود. این مقاله که توضیح مختصری از نقش های فعال در ساخت بازی است برای کاربرانی که می خواهند به تازگی وارد صنعت بازی سازی شوند، می تواند مفید واقع شود. هر بازی به چندین بخش نیاز دارد تا ساخته شود؛ سه بخش اصلی مورد نیاز  برای تکمیل یک بازی طراحی بازی ( Game Design)، برنامه نویسی وگرافیک ( Art) هستند. نقش های بازی سازی در  تیم های بزرگ بر عهده چندین نفر است اما در تیم های کوچک یا به اصطلاح  مستقل ( Indie) ممکن است چندین یا حتی تمام نقش ها توسط یک نفر انجام شود.Programmerبرنامه نویس کسی است که باعث می شود یک بازی به دنیا  بیاید. تمام کار هایی که در بازی انجام می شود، از جمله راه رفتن، تیر اندازی، پریدن، حرکت دوربین ها، تعامل با دنیا و ... توسط برنامه نویس  پیاده سازی می شود.Artistبازی های ویدیویی یک اثر هنری هستند و برای خلق آن ها  نیاز به آرتیست و گرافیست های ماهری است. معمولا در تیم های بزرگ مسولیت  پیاده سازی گرافیک بازی در عناوین مختلفی تقسیم بندی می شود. این عناوین  عبارت اند از:Concept Artist: کسی که مسئول کشیدن طرح های مفهومی بازی است. با جست و  جوی عبارت Concept Art متوجه می شوید که دقیقا چه چیزی توسط آن ها کشیده  می شود.3d Modeler: طراحی تمام آبجکت ها و کاراکتر های سه بعدی که در بازی  نیاز هستند با استفاده از نرم افزار های 3DSMax و Maya توسط این افراد  انجام می شود.Environmental Artist: طراحی محیط های بازی بر عهده این نقش از آرتیست ها است.Texture Artist: بافتی که بر روی مدل ها قرار می گیرد توسط تکسچر آرتیست انجام می شود.Visual Effect Artist: در این نقش فرد وظیفه طراحی افکت های تصویری بازی را دارد.UI Artist: منو ها، Inventory، HUD و دیگر مواردی که نیاز به یوزر اینترفیس دارند باید توسط آرتیست UI شکل بگیرند.Art director: کسی است که مسئولیت هماهنگی تمام نقش های بالا و حفظ یکپارچگی دید هنری بازی بر عهده ی اوست.Game Designerبه صورت خلاصه طراح بازی وظیفه طراحی سیستم ها، قوانین و  مکانیک های بازی را دارد. طراحی بازی است که تعیین می کند بدنه اصلی یک  بازی چطور است و آن را در مسیر Fun بودن جلو می برد؛ به همین دلیل به جرات  می توان گفت مهمترین نقش را در تیم بازی سازی دارد اما متاسفانه در ایران  نقش گیم دیزاینر نادیده گرفته می شود و در نتیجه باعث آسیب دیدن کلیت بازی  می شود. این نقش نیز در تیم های بزرگ به چند دسته تقسیم می شود:Level designer: همانطور که از اسم آن معلوم است، طراحی مراحل بازی را انجام می دهد.System designer:  وظیفه طراحی سیستم های موجود در بازی و حفظ یکپارچگی آن ها در تعامل با هم بر عهده این نقش است.Combat designer: طراحی و بالانس نگه داشتن مبارزات بازی ها بر دوش combat designer است.Creative director: طراح ارشد یا creative director همانند کارگردان  هنری مسئولیت هماهنگی و حفظ یکپارچگی نقش های ذکر شده را بر عهده دارد.  طراح ارشد به هنگام بروز اختلاف در مسائل طراحی بازی تصمیم نهایی را می  گیرد.Producerتهیه کننده کار های مختلفی را برای ساخت بازی باید انجام  دهد. معمولا این فرد جزو اولین کسانی هست که وارد تیم شده و آخرین فردی که  از تیم خارج می شود. وظایف یک تهیه کننده معمولا به شرح زیر هستند:استخدام افراد، تشکیل دادن تیم.نوشتن قرار داد ها.اظهار نظر در Game Design.برنامه ریزی زمان،بودجه و دیگر برنامه ریزی های لازم.حل کردن مشکلات و اختلاف نظر ها، ارتباط با ناشر و رسانه ها، هماهنگی تست های بازی.نقش هایی که تهیه کننده انجام می دهد با توجه به اندازه و نوع تیم می تواند کم و زیاد شود.Testerاز نقش های مهم دیگر در ساخت بازی تستر ها هستند، چرا که آن ها می  توانند از دید یک مشتری به بازی نگاه کنند و مشکلاتش را ذکر کنند. هم چنین  تستر های حرفه ای برای پیدا کردن باگ ها و مشکلات فنی نیز جزو نیروی های  لازم در یک تیم بازی سازی هستند.Composer and Sound designerساخت موسیقی متن بازی و افکت های صوتی می تواند توسط یک یا دو نقش مجزا  انجام شود. یکی از عناصری که به صورت ناخود آگاه در رضایت گیمر از بازی  تاثیر می گذارد افکت های صوتی و موسیقی مناسب هستند و به همین دلیل این نقش  ها نیز باید جدی گرفته شوند.Writerبازی هایی که نیاز به روایت داستان دارند معمولا باید از یک نویسنده  اسفاده کنند تا بتواند داستانی منسجم، دیالگو های منطقی و دیگر المان های  لازم برای یک داستان خوب را ارایه دهد. گاهی اوقات از نویسنده های مشهور  برای تبلیغ بازی نیز استفاده می شود که می توان به بازی های Tom Clancy  اشاره کرد.نتیجه گیریقطعا همه بازی ها با یک فرمول معین ساخته نمی شوند، بعضی از بازی ها با  یک ایده داستانی یا حتی گرافیکی شکل می گیرند اما بعضی دیگر اواسط کار صرفا  داستان و گرافیک را به بازی اضافه می کنند. بازی هایی هستند که تمرکز  زیادی بر روی گیم پلی ندارند و صرفا داستان درگیر کننده ای دارند و بازی  هایی که اصلا داستانی ارایه نمی دهند. برای هر کدام از این موارد نیز بازی  ها موفق و هم چنین پروژه های شکست خورده ای وجود دارند.اما با توجه به سبک بازی و بودجه و زمان اجرای آن نقش های لازم برای  ساخت بازی را می توان تعیین کرد و قبل از شروع کار تهیه کننده باید بتواند  تیمی که بازی مورد نظر را می تواند بسازد در کنار هم جمع کند. در تیم های  متسقل نه تنها یک فرد کار های متنوع مثل طراحی کانسپت و محیط را به تنهایی  انجام می دهد بلکه حتی نقش های مختلف نیز ممکن است فقط توسط یک نفر انجام  شود. برای مثال برنامه نویسی که خودش طراحی بازی را انجام می دهد و هر  نمونه ترکیبی دیگر که بتوانید تصور کنید. اما مهمترین مساله این است که  وظایف لازم برای ساخت بازی خودتان را بدانید و سعی کنید آن ها را از همان  اول داشته باشید.</description>
                <category>رضا میرزائی</category>
                <author>رضا میرزائی</author>
                <pubDate>Sat, 07 Apr 2018 02:34:00 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>