<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید علی روح الامین</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rooholamin</link>
        <description>دانشجوی دکتری فلسفه‌ی هنر / طلبه درس‌خارج حوزه‌علمیه‌قم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 10:11:42</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/462595/avatar/cQgGas.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید علی روح الامین</title>
            <link>https://virgool.io/@rooholamin</link>
        </image>

                    <item>
                <title>نامه دکتر رضا داوری اردکانی به یک طلبه جوان!</title>
                <link>https://virgool.io/@rooholamin/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D8%B7%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-zbwyg7jmtprx</link>
                <description>مدتی پیش توفیق رفیق راهم شد تا ارتباطی با فیلسوف گرانقدر و متفکر زمان‌شناس، جناب استاد دکتر رضا داوری اردکانی برقرار کنم و نامه‌ای مفصل خدمت ایشان ارسال نمایم.نامه‌ی من شرحِ حالی بود از دغدغه‌های یک طلبه‌ی جوان؛ در آن نامه اجمالاً اشاره کردم به سیرِ فکری و مطالعاتی‌ام و اینکه چگونه پس از سال‌ها مطالعه در دریای حکمت و عرفان اسلامی، گذر از اندیشه‌های فردید و هایدگر مرا به ساحلِ آثارِ ایشان رساند. برای استاد نوشتم که مواجهه با قلم و دردِ ایشان، چگونه پندارهای خوش‌خیالانه را در ذهنم فروریخت و افق‌های تازه‌ای از «پرسشگری» و «درکِ زمانه» را پیش رویم گشود.همچنین گزارشی از تلاش‌هایم برای معرفی اندیشه‌ی ایشان در سایت و کانال «وارستگی» دادم و از ایده‌ی تألیف کتابی که در سر دارم با ایشان سخن گفتم؛ کتابی که قصد دارم در آن دغدغه‌های نسلِ امروز را مطرح کرده و پاسخ‌هایش را از دلِ آثارِ ایشان بیرون بکشم تا شاید راهگشایِ هم‌نسلانم باشد. در پایان نیز، به عنوان فرزندی که در میانه‌ی «سنت» و «تجدد» ایستاده است، از ایشان تقاضایِ کلامی راهگشا کردم.امروز با کمال مسرت، پاسخِ کریمانه‌ی استاد به دستم رسید. حقیقت آن است که ابتدا قصد نداشتم این نامه را منتشر کنم و می‌خواستم آن را به عنوان تحفه‌ای شخصی در گنجینه‌ی خاطراتم نگه دارم؛ اما وقتی در کلماتِ استاد تأمل کردم، دیدم پاسخ ایشان حاوی نکاتِ عمیق و بینش‌بخشی است که فراتر از یک پاسخ شخصی است و می‌تواند برای همه‌ی کسانی که دغدغه‌ی تفکر دارند، چراغ راه باشد. لذا دریغم آمد که شما را در این تجربه شریک نکنم.در ادامه، متن کامل پاسخ جناب استاد دکتر داوری اردکانی را تقدیم می‌کنم:سلام به حضرت آقای سیدعلی روح‌الامین گرامی؛از لطف بی‌شائبه شما سپاسگزار و شرمسارم.از روزی كه نامه شما رسيده است هر روز می‌خواسته‌ام چند كلمه‌ای برای سپاسگزاری بنويسم كه توفيق نيافته‌ام. با جسم و تن عليل و ناتوان فكر كردن هم دشوار می‌شود.چنانكه می‌دانيد اكنون كار جهان رو به ادبار و انحطاط دارد و روزگار ميل به بداخلاقی و فساد پيدا كرده است.در نظر من شما كه در آينده نزديک استاد علوم اثرگذاری چون تفسير و فقه و اصول فقه می‌شويد چون با انديشه تاريخی به مسائل می‌نگريد می‌توانيد درکی عميق‌تر از مباحث و مسائل اين علوم داشته باشيد.همواره فكر می‌کرده‌ام كه چرا اروپای جديد كه به فرهنگ و ادب جهان قديم توجه كرد به كلمات مولی علی عليه‌السلام چنانكه بايد نپرداخت؟ البته وقتی اين مطلب را با یکی از اصحاب فرهنگ در میان نهادم پاسخی داد که مرا متوجه مسائلی تازه كرد. مع هذا توجه نكردن به آن كلمات را نشانه بدی می‌دانم.آيا شما با من موافقيد كه بايد عمق حكمت علوی را دريافت و به اهل آن نشان داد؟ اين پيشنهاد تدبيری برای جلوگيری از سيل انحطاط نيست. در شرايط كنونی، انتظار توقف و حتی كند شدن سير انحطاط نمی‌توان داشت. ملاک انحطاط هم صرف بی‌رضايتی مردم نيست. مردمان هميشه از وضع زمان خود شكوه و ناله داشته‌اند، اما ناله آن‌ها از درد وضع و حال خود بوده است.اكنون علاوه بر درد امروز، بار غم ديروز و نگرانی فردا را نيز بايد به دوش گرفت. درس‌های رسمی اخلاق هم ديگر اثر ندارد و به مردم نمی‌توان گفت كه دل به دنيا و اسباب آن ننهند، زيرا روزگار، دنيا و اسباب آن يعنی همه چيز و همه جا را در چنگ خود گرفته است. در چنين وضعی من نبايد از وضعی كه دارم شكوه كنم مع هذا در مقام سپاسگزاری می‌گویم اگر لطف دوستانی چون شما نبود تحمل اعتراض‌های بيگانگان با فلسفه دشوار می‌شد. نمونه‌ای بياورم؛ در جايی گفته‌ام “يونانی‌ها به نظر و علم نظری توجه كرده‌اند”؛ اعتراض شده است كه “مگر افلاطون و ارسطو به خرد عملی بی‌توجه بوده اند؟. چون و چراهای من در ايدئولوژی‌ها نيز بر مخالفت با خرد عملی حمل شده است.می‌بينيد كه بحث‌های ما از جدال گذشته و كم‌كم دارد به بهانه‌جويی و بهانه‌گيری مبدل می‌شود و البته اين امر مقتضای روزگاری است كه در آن دشمنی و كينه، حكومت می‌كند.آدمی زيانكار است اما اگر از دوستی و راستی به كلی دور شود، هيچ و پوچ مى‌شود. عادت كردن به بیگانگی با حقيقت و دور ماندن از حق بلای بزرگ است ولی چه كنيم كه روزگارمان اين عادت را می‌پسندد و ترويج مى‌كند.من اوقات خود را اگر وقتی داشته باشم با شعر می‌گذرانم و گهگاه زمزمه می‌كنم:نفس بادصبا مشک فشان خواهد شدعالم پير دگر باره جوان خواهد شدتوفيق شما را از حضرت باری‌تعالی خواستارم.رضا داوری اردكانیدی‌ماه ۱۴۰۴</description>
                <category>سید علی روح الامین</category>
                <author>سید علی روح الامین</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jan 2026 16:28:15 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب غرب‌زدگی و امکان آینده (جستاری در نسبت ما و جهان مدرن) منتشر شد</title>
                <link>https://virgool.io/@rooholamin/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%D8%B2%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A2%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B3%D8%A8%D8%AA-%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-ek99xv2exlcx</link>
                <description>کتاب «غرب‌زدگی و امکان آینده (جستاری در نسبت ما و جهان مدرن)» از سوی انتشارات حکمت فراز منتشر و روانه بازار نشر شد.این اثر با تمرکز بر نسبت انسان معاصر با غرب و جهان مدرن، به بررسی وضعیت هویتی و فکری ما در عصری می‌پردازد که پرسش و فهم، دشوارتر از همیشه شده است. نویسنده در این کتاب نشان می‌دهد که انبوه اطلاعات، فناوری‌ها و مفاهیم مدرن، انسان را در وضعیت «بی‌خانمانی فکری» قرار داده است؛ وضعیتی که در آن، دانستن و داشتن فراوان است، اما فهم و بصیرت، به شدت آسیب دیده است.از نکات برجسته این اثر، یادداشت سید رسول فاطمی، پژوهشگر و مدرس فلسفه غرب، است. وی در این یادداشت، کتاب را نشانه‌ای از زبان پرسش، دعوت به تفکر و همراهی خوانده و بر ارزش ترویج اندیشه شنوا و برآمده از گفتگو تأکید کرده است. فاطمی، شوق به تفکر را نقطه قوت کتاب دانسته و آن را اثری امیدبخش برای بازماندن راه تفکر در عصر حاضر ارزیابی کرده است.کتاب بر پنج بخش اصلی استوار است: بخش نخست به روش‌شناسی و نقد تاریخی می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه زبان و مفاهیم غالب، جهان را به ابزاری برای محاسبه و کارایی تقلیل داده‌اند. بخش دوم، سرچشمه‌های فکری مدرنیته را از کانت و نیچه بررسی می‌کند و ریشه‌های فلسفی غرب و مدرنیته را واکاوی می‌نماید. در بخش سوم، رابطه فلسفه و تکنولوژی با زندگی روزمره و نهادهای مدرن (مدرسه، بیمارستان، زندان) تحلیل می‌شود و نشان داده می‌شود که چگونه تکنیک، انسان را به «نیروی کار» و جهان را به «منبع» تبدیل کرده است. بخش چهارم، وضعیت ما و مفهوم غرب‌زدگی در ایران و جهان معاصر را به نقد می‌کشد و بخش پنجم، با رجوع به سنت فکری و تجربه تاریخی ما، از جمله انقلاب اسلامی، افقی برای عبور از بن‌بست مدرنیته ارائه می‌دهد.این اثر در ۱۲۰ صفحه، قطع رقعی و با کاغذ بالک روسی منتشر شده و هم‌اکنون در دسترس علاقه‌مندان حوزه‌های فلسفه، فرهنگ، حکمت معاصر و مطالعات اجتماعی قرار دارد.یادداشت سید رسول فاطمی (پژوهشگر و مدرس فلسفه غرب):دوست عزیز و هم‌سخنم سید علی روح‌الامین که دو سال پیش ناگاه در عصرگاهی از روزهای سخت زندگی به نشان لطف خدا با جانی تشنه و طالب فکر و دانایی از راه رسید و مرا به سفره گفتگو و تذکر دعوت کرد، امروز با همتی که من در خودم سراغ ندارم تحفۀ چشمگیر و گرانقدری از آن سفره را برگرفته و از سر لطف و مهر و ادبی که همگان به وجودش در جان سید عزیزمان اذعان می‌کنند از من در خواست کرده چند کلمه‌ای به عنوان مقدمه بنویسم. نمی‌توانم شوق و حسرتم را از نگارش و انتشار این کتاب مخفی کنم. شوق بابت شکوفایی زبان و تفکری شنوا و برآمده از گفتگو و داعی به آن و حسرت و دریغ از بابت دست‌های خالی و پر مدعای خودم؛ با این همه، اشتیاق و خوشحالی من از این حادثه و لطف سرشار ایشان امید به باز ماندن راه تفکر و تذکر را در دلم زنده تر کرده است.این کتاب بیش از هر چیز برای من یک نشانه است. نشانه‌ای که هر چند هیاهوی جهل و بی‌خردی، چشم‌ها و گوش‌های بسیاری را کر کرده اما هنوز گوش‌های شنوایی هستند که قدر تفکر را بدانند و حرمتش را پاس بدارند.این کتاب علاوه بر درس‌های بسیار، این حسن بسیار بسیار بزرگ را دارد که زبانش، زبان پرسش و دعوت و همراهی است نه زبان پاسخ‌های دندان شکن و جدلی.بار دیگر از ایشان بابت محبت‌ها و همدلی‌شان تشکر می‌کنم و امید وارم این کتاب بتواند شیفتگی و شوق نویسنده‌اش را به تفکر و دانایی به جان خوانندگانش انتقال دهد.مقدمه کتاب:در جستجویِ خانه‌ای در باد؛ چرا باید دوباره بیاندیشیم؟ما در زمانه‌ای زیست می‌کنیم که «پرسیدن»، دشوارترین کارِ جهان شده است. نه به آن خاطر که پاسخی وجود ندارد، بلکه بدین سبب که هیاهویِ پاسخ‌هایِ آماده، مجالِ طرحِ پرسشِ اصیل را از ما ستانده است. انسانِ معاصر، در محاصره‌ی سیل‌آسایِ اطلاعات، اخبار، تصاویر و داده‌هاست. ما هر روز با انبوهی از ابزارها و تکنولوژی‌ها سر و کار داریم، از مفاهیمِ مدرنِ سیاسی و اقتصادی استفاده می‌کنیم و در شهرهایی قدم می‌زنیم که معماری‌شان بر اساسِ منطقِ جهانِ جدید بنا شده است. اما در میانِ این‌همه «دانستن» و «داشتن»، جایِ یک چیز خالی است: «فهمیدن». ما می‌دانیم چگونه با گوشیِ هوشمند کار کنیم، اما نمی‌فهمیم که این ابزار با نحوه‌ی بودنِ ما چه می‌کند. ما می‌دانیم دموکراسی چیست، اما نمی‌پرسیم که این شیوه از سیاست، بر کدامین مبنایِ فلسفی استوار شده است. ما در خانه‌ای سکونت داریم که نه نقشه‌ی آن را کشیده‌ایم و نه ستون‌هایش را می‌شناسیم؛ و این، یعنی «بی‌خانمانی» در عینِ سکونت.کتابی که پیشِ رویِ شماست، تلاشی است برایِ غلبه بر این بی‌خانمانی. این اثر، دعوتی است به یک سفرِ فکری؛ سفری که از سطحِ ظاهریِ پدیده‌ها آغاز می‌شود و تا عمیق‌ترین لایه‌هایِ تاریخ و متافیزیک ادامه می‌یابد. هدفِ ما در این صفحات، دادنِ اطلاعاتِ جدید نیست؛ کتابخانه‌ها پر از اطلاعات است. هدف، تغییرِ «نحوه‌ی نگاه» است. ما می‌خواهیم یاد بگیریم که چگونه می‌توان از روزمرگی فاصله گرفت و به «تاریخ» نگریست. می‌خواهیم بدانیم که «ما» (به عنوانِ ایرانیان و مسلمانان) در کجایِ این نقشه‌ی پیچیده‌ی جهانی ایستاده‌ایم. آیا ما فقط تماشاگرانِ بازیِ غرب هستیم؟ یا بازیگرانی که نقشِ خود را فراموش کرده‌اند؟برایِ پاسخ به این پرسش‌ها، ناگزیر بودیم که ساختارِ کتاب را بر پنج ستونِ اصلی بنا کنیم؛ پنج گامی که ما را از انتزاعی‌ترین مفاهیم به ملموس‌ترین واقعیت‌هایِ زندگی‌مان می‌رساند:در بخشِ نخست، ما سنگِ بنایِ روش‌شناختیِ خود را می‌گذاریم. سخن از «نقد» و «تاریخ» است. اما نه نقد به معنایِ ایرادگیری و نه تاریخ به معنایِ قصه‌گویی. ما نشان می‌دهیم که انسان، موجودی است که در زمان و زبان محصور است. برخلافِ تصورِ رایج که زبان را ابزاری برایِ ارتباط می‌داند، ما با تکیه بر اندیشه‌هایِ متفکرانِ بزرگ، استدلال می‌کنیم که «زبان، خانه‌ی هستی است». ما جهان را آن‌گونه می‌بینیم که زبانمان به ما اجازه می‌دهد. و چون زبانِ غالبِ امروز، زبانِ تکنیک و عدد است، لاجرم جهان را نیز به صورتِ منبعِ انرژی و کالا می‌بینیم. فهمِ این نکته، کلیدِ ورود به بحث‌هایِ بعدی است.در بخشِ دوم، به سراغِ سرچشمه می‌رویم. اگر جهانِ امروز، جهانِ «سوژه‌ی خودبنیاد» است، این سوژه کی و کجا متولد شد؟ انگشتِ اشاره‌ی ما به سمتِ ایمانوئل کانت می‌رود. او بود که با «انقلابِ کوپرنیکی» خود در فلسفه، انسان را در مرکزِ عالم نشاند و اشیاء را مجبور کرد تا خود را با ذهنِ انسان تطبیق دهند. ما نشان می‌دهیم که چگونه پروژه‌ی «روشنگری» که وعده‌ی آزادی و بلوغ می‌داد، در ادامه‌ی مسیرِ خود توسطِ فریدریش نیچه به چالش کشیده شد. نیچه پرده از چهره‌ی مدرنیته برداشت و نشان داد که در پسِ شعارهایِ زیبایِ عقلانیت، «اراده‌ی معطوف به قدرت» و هیولایِ «نهیلیسم» خفته است. خواندنِ این بخش برایِ هر کسی که می‌خواهد غرب را بشناسد، واجب است؛ زیرا غرب، جغرافیایی در آن‌سویِ مرزها نیست، غرب «تاریخی» است که اکنون همه‌ی ما در آن تنفس می‌کنیم.اما فلسفه در آسمان نمی‌ماند؛ فلسفه به زمین می‌آید و تبدیل به آهن و سیمان می‌شود. بخشِ سوم، حکایتِ این هبوط است. در اینجا ما با ماهیتِ «علم و تکنولوژی» گلاویز می‌شویم. بر خلافِ تصورِ ساده‌لوحانه‌ای که تکنولوژی را ابزاری بی‌طرف و در خدمتِ رفاه می‌داند، ما با کمکِ هایدگر و فوکو نشان می‌دهیم که تکنولوژی، «گشتل» یا قالب‌بندیِ هستی است. تکنیک، جهان را به «منبع» تبدیل می‌کند و انسان را به «نیرویِ کار». در این بخش، خواننده درمی‌یابد که چگونه نهادهایِ مدرن (مدرسه، بیمارستان، زندان)، نه برایِ خدمت، بلکه برایِ «نرمال‌سازی» و تولیدِ بدن‌هایِ مطیع طراحی شده‌اند. این بخش، تکان‌دهنده‌ترین تصویر از اسارتِ انسانِ مدرن در چنبره‌ی ابزارهایی است که خود ساخته است.پس از شناختِ غرب و تکنیک، نوبت به دردناک‌ترین بخشِ ماجرا می‌رسد: «ما». در بخشِ چهارم، آینه را به سمتِ خودمان می‌چرخانیم. وضعیتِ ما چیست؟ ما که نه کاملاً مدرن شده‌ایم و نه توانسته‌ایم سنتِ خود را به تمامی حفظ کنیم. ما مفهومِ «غرب‌زدگی» را بازخوانی می‌کنیم؛ نه به عنوانِ یک برچسبِ سیاسی، بلکه به عنوانِ یک وضعیتِ وجودی که در آن، «عقلِ تاریخی» تعطیل شده است. ما از دردِ «توسعه‌نیافتگی» سخن می‌گوییم و نشان می‌دهیم که چرا با وجودِ صد سال تلاش و وارداتِ تکنولوژی، هنوز در برزخِ آشفتگی و ناکارآمدی دست و پا می‌زنیم. این بخش، آسیب‌شناسیِ «امتناعِ تفکر» در جامعه‌ای است که می‌خواهد بدونِ پرسش‌هایِ بنیادین، فقط با تقلید از پوسته‌ی تمدنِ غرب، راهِ میان‌بر را طی کند.و سرانجام، آیا راهی برایِ امید هست؟ آیا ما محکوم به این سرگردانیِ ابدی هستیم؟ بخشِ پنجم، تلاشی است برایِ گشودنِ افق. ما معتقدیم که سنتِ فکریِ ما (از فارابی تا ملاصدرا) و تجربه‌ی زیسته‌ی ما (به‌ویژه انقلاب اسلامی)، پتانسیل‌هایِ عظیمی برایِ عبور از بن‌بستِ مدرنیته دارند. اما این عبور، با بازگشتِ کورکورانه به گذشته تفاوت دارد. ما باید بتوانیم حکمتِ صدرایی را به زبانِ امروز ترجمه کنیم. باید بتوانیم معنایِ «سیاستِ دینی» و «عزت» را در برابرِ سیاستِ ماکیاولیستیِ قدرت‌محور، احیا کنیم. انقلاب اسلامی، رخدادی بود که نشان داد می‌توان در عصرِ پایانِ تاریخ، طرحی نو درانداخت. هرچند که راه ناهموار است و ما هنوز تا ساختنِ تمدنِ مطلوب فاصله داریم، اما همین «اراده‌ی تغییر» و «خودآگاهیِ تاریخی»، گوهری است که نباید گم شود.این کتاب، ادعایِ حلِ تمامِ مشکلات را ندارد. نویسنده نیز خود سالکی در این راهِ دشوار است. اما باورِ ما این است که نخستین گامِ درمان، «تشخیصِ درد» است. تا ندانیم که در چه عالمی زندگی می‌کنیم، تا ندانیم که موبایل و اینترنت با روحِ ما چه می‌کنند، و تا ندانیم که جایگاهِ تاریخیِ ما کجاست، هیچ نسخه و برنامه‌ی توسعه‌ای کارگر نخواهد افتاد. این سطور را با امید به «بیداری» و «تفکر» نوشته‌ام. امید به نسلی که مرعوبِ هیاهویِ تکنیک نمی‌شود و جرأتِ آن را دارد که بپرسد: «حقیقت چیست؟» و «ما چگونه باید زندگی کنیم؟». بیایید با هم، این سفرِ پرمخاطره اما شکوهمند را آغاز کنیم.جهت تهیه این کتاب به سایت وارستگی مراجعه نمائیدهمچنین نسخه الکترونیکی این کتاب در نرم افزار طاقچه منتشر شده است.</description>
                <category>سید علی روح الامین</category>
                <author>سید علی روح الامین</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jan 2026 16:24:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کتاب افسون تکنیک (در جستجوی زبان دین در عصر تکنولوژی) منتشر شد</title>
                <link>https://virgool.io/@rooholamin/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D9%88%D9%86-%D8%AA%DA%A9%D9%86%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D8%B5%D8%B1-%D8%AA%DA%A9%D9%86%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D8%AF-ve7nipwlgbc6</link>
                <description>کتاب «افسون تکنیک (در جستجوی زبان دین در عصر تکنولوژی)»، از سوی انتشارات حکمت فراز منتشر و روانه بازار نشر شد.این کتاب با تمرکز بر نسبت دین، زبان و تکنولوژی، به بررسی بحران معنا و دگرگونی فهم امر دینی در عصر غلبه منطق تکنیک می‌پردازد؛ عصری که در آن، کارایی، محاسبه و داده‌محوری، افق زیست و اندیشه انسان معاصر را شکل داده و امکان تجربه و بیان امر قدسی را با چالش‌های بنیادین مواجه ساخته است. مخاطب اصلی این اثر، طلاب و پژوهشگران علوم دینی می‌باشد، هرچند علاقه‌مندان حوزه فلسفه، فرهنگ و حکمت نیز می‌توانند از آن بهره‌مند شوند.از نکات شاخص این اثر، یادداشت کوتاه استاد اصغر طاهرزاده، از اساتید شناخته‌شده حکمت و عرفان اسلامی، بر این کتاب است. استاد طاهرزاده در این یادداشت، «افسون تکنیک» را حاصل دغدغه‌ای جدی نسبت به آینده دینداری دانسته و آن را تلاشی معنادار برای گشودن افقی تازه در برابر انسان معاصر، به‌ویژه در نسبت با مسئله غرب، غرب‌زدگی و هویت قدسی بشر آینده، ارزیابی کرده است. وی این اثر را برای کسانی که به آینده دینداری و وضعیت انسان جدید می‌اندیشند، اثری مسرت‌بخش و قابل تأمل دانسته است.کتاب «افسون تکنیک» در دو بخش سامان یافته است. بخش نخست، با تمرکز بر تجربه زیسته و پرسش‌های هویتی، به توصیف بحران رسالت و معنا در زیست دینی معاصر می‌پردازد و بخش دوم، با رجوع به فلسفه غرب و آرای متفکرانی چون مارتین هایدگر، گادامر، فوکو و بیونگ-چول هان، ریشه‌های نظری این بحران را واکاوی می‌کند.این اثر در ۱۲۰ صفحه، قطع رقعی و با کاغذ بالک روسی منتشر شده و هم‌اکنون در دسترس علاقه‌مندان حوزه‌های دین‌پژوهی، فلسفه تکنولوژی، حکمت معاصر و مطالعات فرهنگی قرار دارد.یادداشت استاد اصغر طاهرزاده بر کتاب افسون تکنیک:بسمه تعالیچه اندازه موجب خوشحالی است که انسان می‌یابد طلبه‌ای جوان در میدان تعهد نسبت به دینداری ، متوجه حضور دینداری در آینده‌ای است که مسلم بشر سخت به دنبال هویت قدسی و آسمانی می‌باشد ولی نه با آن نوع دینداری که در دیروز خود می‌توانست با آن به سر برد. و حال این جناب حجت الاسلام سید علی روح الامین است که با چنین دغدغه‌ای به میدان آمده اند و با کتابی تحت عنوان «افسون تکنیک» ما را از یک طرف با غرب و غرب زدگی آشنا کرده است و از طرف دیگر افقی را در مقابل خواننده می‌گشاید که افق بشر آخرالزمانی می‌باشد. و این برای بنده و آنانی که به بشر جدید و آینده دینداری می‌اندیشند بسی مسرت بخش است.طاهرزاده آذر ۱۴۰۴مقدمه کتاب:در هیاهوی بی‌پایان ارتباطات دیجیتال و در مواجهه با سیلی از داده‌های لحظه‌ای، انسان امروز بیش از هر زمان دیگری، احساس غربت و بی‌خانمانی می‌کند. گویی در جهانی افسون‌زدوده و مسطح زندگی می‌کنیم که در آن، هر امر قدسی و رازآلودی به یک «پدیدۀ قابل مطالعه» و هر متن مقدسی به یک «مجموعه داده» برای تحلیل تقلیل یافته است.این بحران معنا، بیش از همه، گریبان‌گیر کسانی است که خود را «دغدغه‌مند دین» می‌دانند؛ آنان که در این برهوت نیهیلیسم، همچنان در جستجوی چشمه‌ای از معنای اصیل‌اند. این بحران، در کانون خود، به یک پرسش هویتی برای حاملان و پاسداران سنت دینی، به ویژه «طلاب علوم دینی»، بدل شده است. طلبۀ امروز خود را در میانۀ یک دوراهی نفس‌گیر می‌یابد. از یک سو، میراث عظیم سنت، او را به سلوکی حضوری و عالمانه در دریای معارف الهی فرا می‌خواند و از سوی دیگر، شبح قدرتمند «علم مدرن» با تعریف انحصاری خود از «پژوهش»، «روش» و «تولید دانش»، او را به رقابتی بی‌امان برای «کارآمد بودن» و «به‌روز بودن» می‌کشاند.این اضطراب، با ظهور رقیبی بی‌بدیل به اوج خود می‌رسد: هوش مصنوعی. اگر قرار باشد «کار علمی»، همان گردآوری، تحلیل و ترکیب نظام‌مند اطلاعات از متون باشد، باید با هراسی مقدس اعتراف کنیم که ماشین این کار را به مراتب بهتر، سریع‌تر و دقیق‌تر از ما انجام خواهد داد. هوش مصنوعی، تجسم غایی همان «پژوهشگر» ایده‌آلی است که جهان مدرن در پی آن بود؛ موجودی خستگی‌ناپذیر و بی‌طرف که بر اقیانوسی از داده‌ها مسلط است. پس اگر رسالت ما این است، تاریخ انقضای ما نیز فرا رسیده است. این کتاب، فریادی است در برابر این بن‌بست و تلاشی است برای طرح این پرسش بنیادین که: «اگر کار فرهنگی اصیل و به خصوص طلبگی، پژوهش به معنای مدرن آن نیست، پس چیست؟»پاسخ اجمالی این نوشتار، در تمایز میان دو «زبان» و دو «عالَم» نهفته است. رسالت طلبه، نه تسلط بر ابزارهای «زبان تکنیک» برای تشریح دین، که «یافتن زبان دین» و «سکونت در عالم آن» است. زبان تکنیک، زبان مسلط دوران ماست. این زبانِ کارایی، محاسبه، مدیریت و حل مسئله است. این زبان، جهان را به یک «ابژه» برای شناخت و یک «منبع» برای بهره‌برداری تقلیل می‌دهد. نگاه پژوهشی مدرن، که در علوم انسانی نیز رخنه کرده، فرزند خلف همین زبان است. او با متن، مواجهه‌ای غایبانه دارد و می‌کوشد با ابزارهای روش‌مند، آن را کالبدشکافی کرده و به گزاره‌هایی شفاف و قابل مدیریت تبدیل کند. اما زبان دین، از جنسی دیگر است. این زبان، نه برای اطلاع‌رسانی، که برای «تحول وجودی» است. این زبان، «خطابی» است و ما را به پاسخ فرامی‌خواند. این زبان، «آیینی» است و ما را در یک عمل مقدس شریک می‌سازد. این زبان، «شاعرانه» است و به جای توصیف جهان، «عالمی» نو بنیان می‌نهد. طلبگی، نه ترجمۀ زبان دین به زبان تکنیک، که پاسداری از «قداست» کلام وحی و تلاش برای به سخن درآوردن آن با همان طنین آسمانی‌اش در جهان افسون‌زدودۀ ماست.برای تبیین این مدعا، این کتاب در دو بخش مجزا و در عین حال مکمل، سامان یافته است. این دو بخش، دو حرکت متوالی را نمایندگی می‌کنند:بخش یکم که «پرسش از رسالت گمشده» نام دارد حاصل سلسله‌ای از گفت‌وگوها و تأملات دردمندانه است، می‌کوشد تا بحران را به همان شکلی که در تجربۀ زیستۀ یک طلبه در حوزۀ علمیه رخ می‌نماید، توصیف کند. زبان این بخش، نه زبان تحلیل فلسفی، که زبان طرح پرسش‌های وجودی، بیان سرگشتگی‌ها و تلاش برای یافتن نشانه‌هایی از «حیات» در دل سنت است. در این بخش، با مصادیق انضمامی و الگوهای زنده‌ای چون علامه طباطبایی روبرو می‌شویم تا ببینیم آن «راه دیگر» چه شکل و شمایلی می‌تواند داشته باشد. این بخش، طرح صادقانۀ «درد» است.بخش دوم کتاب، با عنوان «در آینۀ دیگری؛ ریشه‌یابی بحران در فلسفۀ غرب»، گامی است برای تشخیص و کالبدشکافی نظری همان بحرانی که در بخش اول، آن را حس کرده‌ایم. برای فهم عمیق یک بیماری عالم‌گیر، ناگزیریم که به آینۀ تفکری بنگریم که این بیماری از آنجا آغاز شد. در این بخش، ما به سراغ فیلسوفان بزرگ غرب می‌رویم؛ نه برای تقلید یا شیفتگی، که برای بهره‌گیری از نگاه آنان جهت فهم ریشه‌های جهان مدرن. ما با مارتین هایدگر، به سراغ ذات تکنولوژی و ماهیت زبان خواهیم رفت و او را به عنوان ستون فقرات نظری این بخش قرار خواهیم داد. سپس با متفکرانی چون گادامر، فوکو و بیونگ-چول هان، عوارض این بحران بنیادین را در ساحت‌های هرمنوتیک، سیاست، ساختار «خود» و فرهنگ دیجیتال ردیابی خواهیم کرد. این بخش، تلاشی است برای فهمیدن «هوایی که در آن تنفس می‌کنیم» تا بتوانیم آگاهانه، راهی برای گشودن پنجره‌ای به سوی هوایی دیگر بیابیم.اگرچه نقطه عزیمت این کتاب، بحران هویت طلبۀ علوم دینی است، اما این بحران، تنها نوک کوه یخِ یک بحران بزرگتر است که دامنگیر هر انسان دغدغه‌مندی در عصر تکنیک شده است؛ از فعال فرهنگی گرفته تا هنرمند و معلم. این کتاب، در وهلۀ نخست، گفت‌وگویی است با همۀ کسانی که از وضعیت موجود به ستوه آمده و در جست‌وجوی راهی اصیل‌تر برای برقراری نسبت با امر قدسی و معنای زندگی‌اند.هدف این نوشتار، ارائه راه‌حل‌های ساده و قطعی نیست؛ بلکه تلاشی است برای باز کردن یک افق، گشودن یک راه و دعوت به یک «نحوۀ دیگر از اندیشیدن». این، فراخوانی است برای گذار از مقام «پردازشگر داده‌های دینی» به جایگاه «پاسدار آتش مقدس زبان دین»؛ پاسداری که در جهانِ کثرت‌ها و محاسبات، از وحدت و حضور سخن می‌گوید و در برهوت بی‌معنایی، از امکان حیاتی دیگر حکایت می‌کند. امید است این تلاش، گامی کوچک در مسیر این سلوک فکری بزرگ باشد.جهت تهیه این کتاب میتوانید به سایت وارستگی مراجعه نمائیدهمچنین نسخه الکترونیکی این کتاب در نرم افزار طاقچه منتشر شده است.</description>
                <category>سید علی روح الامین</category>
                <author>سید علی روح الامین</author>
                <pubDate>Mon, 26 Jan 2026 16:18:56 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>