<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های رستم رسولی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rostam.mail2000</link>
        <description>رستم رسولی شاعر و داستان نویس</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 08:12:36</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/111515/avatar/OSyooT.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>رستم رسولی</title>
            <link>https://virgool.io/@rostam.mail2000</link>
        </image>

                    <item>
                <title>درباره فولکلور و تأثیر آن بر ادبیات مدرن</title>
                <link>https://virgool.io/@rostam.mail2000/%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%81%D9%88%D9%84%DA%A9%D9%84%D9%88%D8%B1-%D9%88-%D8%AA%D8%A3%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%A2%D9%86-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86-aojhkaqvzgj4</link>
                <description>هنر و به‌ویژه ادبیات امروزی و مدرن، وام‌دار فولکلور است. فولکلور، هنری است که سینه‌به‌سینه حفظ شده و در حافظه جمعی مردم تکرار گشته تا از گزند روزگار در امان بماند. گرچه بیشتر آثاری که رنگ و بوی فولکلور دارند، آفرینندگانشان ناشناس‌اند؛ اما اصالت و ریشه‌های فرهنگی خود را از دست نداده‌اند. شفاهی بودن، سادگی زبان و تصویر، بازنمایی زندگی روزمره، بهره‌گیری از عناصر طبیعت و تکرار، از ویژگی‌های اصلی هنر فولکلور هستند.فولکلور چیست؟فولکلور به معنای هنری است که نسل به نسل و سینه‌به‌سینه از دل مردمان روستاها و قریه‌های دورافتاده، با همان مؤلفه‌ها، برای بیان احساسات، آیین‌ها، رسم‌ها و زندگی روزمره شکل گرفته است. این هنر مردمی، آینه‌ای برای شناخت عمیق یک برهه‌ی زمانی و درک وضعیت اجتماعی و انسانی شخصیت‌هاست.کارکرد فولکلور در ادبیات داستانیمنابع داستانی و شعری توده‌های روستایی، همواره منبعی ارزشمند برای نویسندگان بوده است. برای نمونه، در کتاب «بچه‌های قالیباف‌خانه» اثر هوشنگ مرادی کرمانی، از این مؤلفه‌ها به‌خوبی بهره گرفته شده و خواننده را به دل جامعه و زندگی اجتماعی دوران استثمار انسانی در کرمان می‌برد.فولکلور و ادبیات کلاسیکادبیات فولکلور، پایه‌گذار بسیاری از هنرهای مدرن امروزی است. فردوسی اثر سترگ خود را با الهام از داستان‌هایی که در میان مردم سینه‌به‌سینه نقل می‌شد، خلق کرد. باباطاهر که خود زاده‌ی این فرهنگ است، در اشعارش فضایی فولکلوریک و بومی را بازتاب داده است.فولکلور در جهاندر کشورهایی همچون اسپانیا، ژاپن، افغانستان، آلمان و بسیاری از سرزمین‌های خاورمیانه، نمونه‌هایی از اشعار و روایت‌های فولکلور یافت می‌شود. آثاری که با وجود گذر زمان، همچنان تازگی و قدرت خود را حفظ کرده‌اند و بازآفرینی آن‌ها برای هنرمند امروزی کاری دشوار یا حتی ناممکن است.نمونه‌هایی از اشعار فولکلوردلم می‌خواد که دل سوزم تو باشیچراغ و شمع و پی سورم تو باشیدلم می‌خواد که در شب‌های مهتابهمان ماه دل‌افروزم تو باشیغریبی سخت مرا دلگیر دارهفلک بر گردنم زنجیر دارهفلک از گردنم زنجیر بردارکه غربت خاک دامنگیر دارهبر کوه‌های بلند پیچیده‌اند طوفان‌هاژاله می‌باردمرو، شب اینجا باشباران است...دلدارم، در برابرت برنخاستمتنابه‌های زلفم پاگیرم شدترا می‌خوام وگرنه یار بسیارگلی می‌خوام وگرنه خار بسیارگلی می‌خوام که در سایه‌اش بنشینموگرنه سایه دیوار بسیارمرا به تو نمی‌دهند دلدار مندر میان راه برابرمگریه نکن که می‌میرمجمع‌بندیفولکلور تنها یک روایت ساده‌ی روستایی نیست؛ بلکه شالوده‌ای است که هنر و ادبیات مدرن بر آن استوار شده‌اند. این میراث زنده، پلی است میان گذشته و حال، و هر بار که به آن رجوع می‌کنیم، درکی تازه از ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی خود به‌دست می‌آوریم</description>
                <category>رستم رسولی</category>
                <author>رستم رسولی</author>
                <pubDate>Sat, 27 Sep 2025 19:55:09 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نقد و بررسی یوزپلنگانی که با من دویده‌اند</title>
                <link>https://virgool.io/@rostam.mail2000/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%BE%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF-km4czxv4lsoh</link>
                <description>نمونه‌ای از نثر کتاب و یادداشتی در مورد نثر شاعرانه نجدی ..جمعه بود و پرده اتاق ایستاده بود، زمستان سفیدی آن طرف پنجره سرمای سفیدش را راه می‌برد.باران چند خط باریددستش را روی سینه‌اش گذاشته بود کف دست‌هایش از صدای دلش پر شده بودماهرخ در اتاقی پر از بوی خیس قنداق داشت برنج پاک می‌کردصورتش را مثل آب روی بالش ریختآتش کفر می‌گفتکمی سکوت شد به اندازه یک کف دستسه شنبه خیس بودباران مثل خون از زخم‌های چتر می‌ریخت بادباد می‌وزید و درخت‌ها از درد به خود می‌پیچیدندسرما را به تن اسب مالیداز چشم‌هایش صدای شکستن قندیل‌های یخ به گوش می‌رسیدهیچ دهکده‌ای از دور نمی‌آمدصدای تمام شدن روز را می‌شنیدمبا انگشت آب را سوراخ کرده بودطعم آرام نمکی که از روی خزر می‌آمد، روز را پر کرده بوددست‌هایش را روی گوشش گذاشت تا سکوت سیاه شده باغچه را نشنود ...نرمی نثر کتاب مثل حل شدن یک بیسکویت در چای داغ است،  شما در هیچ جای کتاب حتی در متشنج‌ترین داستان کتاب (خاطرات پاره پاره دیروز) اثری از شتاب زدگی و شتک نمی‌بینید؛ حتی در عین تعلیق و فضای ملتهب، داستان بسیار نرم جریان دارد. یعنی به جای اینکه صدای داستان به بیرون از کتاب ریخته شود؛ دقیقاً برعکس عمل می‌کند و خواننده خود را گوشه‌ای از حیات و در حال تماشا کردن واقعه می‌بیند.....نجدی را به جرات می‌توان گفت که در نثر شاعرانه، (حتی تنها با استدلال به همین کتاب) در ردیف بهترین نویسنده‌هایی قرار داد که با این گونه از سبک نوشتاری قلم میزنند. حتی این را میتوان ادعا کرد که قلم نجدی را در این بین، میتواناز دیگر نویسنده‌هایی چون گلشیری، گلستان، نادر ابراهیمی و غیره جدا کرد و جایگاه بهتری داد. نجدی توانسته پیوند بین گفتار روزمره و توصیف موقعیت‌ها را با رابطه منطقی و یا گاه انتزاعی پدیده‌ها به خوبی درک کند.نوع نگاه نجدی به رخدادها چیزی ورای یک دید عمیق است. عمیق بودن نگاه چیزی متفاوت از کاری است که نجدی انجام می‌دهد. بسیاری از نویسندگان حتی نزدیک این توصیف‌هایی که نجدی خلق می‌کند هم نشده‌اند. تنها کسی که می‌توان آن را به نجدی بسیار نزدیک بدانیم (طوری که از کلمات کارکرد میگیرند) سپهری است. خانه کلمه‌های سپهری تقریبا دیوار به دیوار توصیفات نجدی است. این شعر از نجدی رو ببینید:کسب و کار من شغل من نگاه نکردن به خونریزی است  شغل من این است که روزنامه نخوانم شب‌ها دود می‌رقصد در زیر سیگاری روی میز پرده می‌آید از پنجره تا نیمه‌های اتاق یعنی باد پرده را تکان می‌دهد همین باد که از دریا تا من آمده است داشتم می‌گفتم شغل من خاموش کردن رادیوست بستن تلویزیون در تمام ساعات پخش خبر ...نگاه نجدی به وقایع در شعرهایش نیز متمایز از دیگران است دغدغه‌مند، بی تکلف، مطالبه‌گر، نرم در عین حال ستیزه جو.محتوا، زره و کلاه‌‌خود به تن دارد.در تمام صفحات و در هر پاراگراف در حال جنگیدن است. جنگ با خرافه با جامعه با حاکمان با معیشت با دیکتاتوری‌ها با سانسور با خفقان.نجدی به جای اینکه مشت گره کرده‌اش را در هوا تکان بدهد و فریاد بزند آن را دور قلم مشت کرده و روی کاغذ فریاد می‌زند.برای محتوا میلیون‌ها کلمات می‌توان نوشت اما در این پست، قصد فقط پرداختن به نثر بود. چیزی که می‌توان بارها و بارها با خواندنش از آن لذت برد و یاد گرفت</description>
                <category>رستم رسولی</category>
                <author>رستم رسولی</author>
                <pubDate>Sun, 20 Jul 2025 20:16:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>منتقد و هنرمند</title>
                <link>https://virgool.io/@rostam.mail2000/%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-nh83kwxlptyn</link>
                <description>اگر روزی برسد که از تورقِ کتابی دل‌زده شویم، و یا  از هر چه بوم و رنگ و پرتره، خسته شویم، و حتی اگر یک روز بیدار شویم و به هر شعری که تا به حال سروده‌ایم، لعنت بفرستیم؛ یکی از صدها دلیلش، برخورد دیگران با اثریست که خلق کرده‌ایم. من، در مورد منتقد‌ها حرف میزنم. کسانی که هم می‌توانند چراغی باشند برای آخرین روزنه‌ی امیدِ یک هنرمند، برای خلق کردن، و هم چکشی باشند برای سر کوبِ ذوقِ هنرشان.?و یک سوال:مگر جز این است که تکامل، وابسته به زمان و تکرار و استمرار است؟با این وجود نقدِ صریح و سخت‌گیرانه و بی راهکار، بعضی از منتقدین، این فرصت را از یک هنرمند تازه‌کار خواهد گرفت.?منتقدین وظیفه مهمی را بر دوش می‌کِشند:بسط دادن یه یک موضوع تازه و پرداختن به آن در ازای مردود شمردم و پس زدن آن، کمک زیادی برای خلق آثارِ گریخته از کلیشه خواهد شد.و چه بسا در این پردازش، خطِ فکریی به وجود بیاید که بتواند برخی از مردم را با هنر پیوند دهد.یک منقد خوب، علاوه بر یک نقد محکم و درست، در پی نشان دادن راهی است که هنرمند بتواند به وسیله آن، از دور باطل جدا شود و این جسارت را پیدا کند که از خط‌های قرمز خودش فراتر رفته و ساختاری که تا به حال در آن گیر مانده را تغیر دهد. </description>
                <category>رستم رسولی</category>
                <author>رستم رسولی</author>
                <pubDate>Mon, 07 Feb 2022 22:30:12 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>