<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های مهندسِ شعر</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rouhi</link>
        <description>شاعر،نویسنده،دبیر ریاضیات،برنامه نویس🥇</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-16 11:19:58</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/3014694/avatar/vxwVfT.jpg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>مهندسِ شعر</title>
            <link>https://virgool.io/@rouhi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معلومه این شعر عاشقانست .</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA-tnqq3ssng6w6</link>
                <description>معلومه این شعر عاشقانَستچون که بخاطرِ تو میگم/معلومه دوس دارم بمونیاینجور نباشه ک نمیگم/اما از اینکه از تو دورمیک رنج ، معلومه تو چشمام/لبهاتو میشه قرض بگیرم؟یک لحظه میزاریش رو لبهام؟/آروم میشم با وجودتتو خستگیمو میتِکونی/دیوونگی یعنی یکی شیمتا صبح توو آغوشَم بمونی /قطعا عشق جان منی تو تو یک الهه ی نجاتی  میشه بگی رمزِ نگاتوتا خیره شم وقتی که ماتی/اون آخرش سانسووره جونمیعنی که شعر معذوره پخشه!تو چشمتو میبندیو درد ...مابینمون تا حد عرشه !#روح_الله_سالاری #برای_منه</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sat, 21 Dec 2024 10:56:27 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اِضطراب هایت برای من .</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%A7%D9%90%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%86-b0zoapzto3er</link>
                <description>شعر هایم برای تو و بی تفاوتی هایت برای من !غم ،خاطره ،شک ، حتی  اضطراب هایت برای من!! و  اینَک تمام عاشقانه هایم برای تو!آرزو های بر باد رفته برای من !تمام اتفاق های خوب برای تو ...و اینگونه  عشق است که  معنا پیدا میکند !&quot;پارادوکس&quot; چیزیست که به عشق جذابیت میدهد!&quot;هُنَرِ درک تفاهم در تفاوت ها&quot;شاید این &quot; تضاد&quot; سَمتِ غمگینش طرفِ کسی باشد که عاشقتر است ، اما باز هم عشق ارزشش را دارد غمش را چشید!چیزی شبیه به زهر با طعم عسل !خاطرات شکل گرفتنشان در لحظه است!هنگامی که یادت میرود ثبتشان کنی...و اینگونه است که ذهن نقشه ای به عمق یک اقیانوس و پهنایی به بلندای آسمان طراحی میکند ، تا سال ها به جستجوی آن بپردازی و عمرت را اینگونه سَر کنی، تا عشق مُرده ای باشد مدفون در پَستوی قلبت#یاداشت_های_روز_مره#روح_الله_سالاری</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Tue, 16 Jul 2024 13:02:17 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>در اِمتداد تو  ‌[مقدمه]</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%90%D9%85%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-ymy4lkyyrfpv</link>
                <description>[وسط اتفاق]سیگار گزینه ی مناسبیه!فندک ؟ داخل جیب چپم برآمدگیشو  احساس میکنم.سمت پنجره میرم وخودم رو آماده ی یه نوع  خود آزاری ذهنی میکنم که به فرو پاشی خیلی نزدیکه  مطمئنم راه درستی نیست ، شاید این تنها راه تجربه کردن دوباره ی اون چیزیه که شاید میشد حسرتش رو نخورد  ،هر چند معتقدم که سریع تر باید پروندش بسته بشه! ساعت 5:30 صبح !به این فکر میکنم که احتمالا به علت سرمایی بودنت الان بغلت کرده یا از ترس اینکه وقتی بیدار شدی ، بهش غر بزنی که چرا پتو رو از روت کشیده ،کل پتو رو انداخته روت ! یا اینکه کمی اینور تر منتظر دراز کشیده زنگ گوشیش بخوره و بره سر کار!سعی میکنم تصور کنم زندگیت با اون چطور میگذره!غمگین ترین لحظه فکر کردن به چطور گذشتن وقتت با اون اونجاست که شروع میکنی به قربون صدقه رفتن یا لوس حرف زدنت وقتی ازش درخواستی داری!سعی میکنم انقدی که باید شکست ،نشکنم !باور من به اینکه همیشه نفر بعدی ،  که وارد رابطه میشه مقصره ،منفیه!شاید آدم هایی که رابطشون به هم‌ خورده یا تموم شده آگاهی از به پایان رسوندنش نداشتن.گاهی اوقات واقعا نمیدونی چیکار میکنی و اصرار داری که میدونی! چه کاریه خب!!اما بعد از اینکه زمان بگذره (زمان لعنتی)زخم ها کم کم جای خوب شدن سر باز میکنن. ، تازه آدم متوجه میشه به همین آسونی هم نیست! .و گاها ممکنه جای خالی ایجاد شده هیچوقت پر نشه !.ساعت 7:34 صبح :خود آزاری به اوج رسیده و فقط یک نفر گوشه رینگ!نفس نفس زنان به مبارزه علیه خودش ادامه میده!!با سوت کشیدن کتری متوجه بجوش اومدن آب میشی، (تو هم از هم نشینی با چای لذت میبری و در حال حاضر تنها وجه مشترک ما چند درصدی آب و کافئین بهمراه مقداری شیرین کننده است )میز آماده ی میزبانی از صدای گرمت با چاشنی خندست!عین همیشه با سلیقه! این  اعتراف قشنگیه که آشپزیت حرف نداره!گوشیم زنگ میخوره!(من زیاد از تلفنی حرف زدن خوشم نمیاد !)خاتمش کردم!ساعت 8:04 صبححس میکنم انرژیم ته کشیده و من علاوه بر فکر کردن قاعدتا کار های دیگه ایَم دارم!برشی از نوشته ی در امتداد تو نویسنده : روح الله سالاریو اندوه زخمیست ،همیشه تازه</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sat, 29 Jun 2024 00:16:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مات (قسمتِ آخر ) 💔</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA%D9%90-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-g0soar9flz7c</link>
                <description>این شعر یک قصه ی غمگینه[ یعنی نمی‌خوامت تورو دیگه ]خوشبخت چیه، الهی عاشق شیاز قلب من لطفا برو دیگهالان خوشحالی ولی بعداًدنبال خاطرات من میری :)کیش میشی جذابیتش رفته !قسمت آخر!ماتِ من میری!روزا میاد ، آینده نزدیکهمیبینمت اون دور ایستادی!یک پاکت نامه توی دستت!موضوع: من رو دیگه باخت دادیتحویل نمیگیرم تو رو دلبرچون دیگه عشقت از سرم رفته!دلبر میگم ،چون دلو بردی...دیگه نمیشم به تو وابسته#قسمت_آخر #روح_الله_سالاری این سکانس ،شاعر غمگین است☹️</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Tue, 25 Jun 2024 18:20:20 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>صدای برق(عاشقانه ی غمگین)</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%B5%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D9%82%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DB%8C-%D8%BA%D9%85%DA%AF%DB%8C%D9%86-ahjjx4mhwjjo</link>
                <description>[صدای برق]برای کسانی که من را میشناسند ، احتمالا چیز عجیبی نیست که از آن صحبت کنم ، من برق خوانده ام و تقریبا جزئی ترین چیز ها را در مورد نحوه ی کشف الکتریسیته ، و اختراعات مربوط به آن را یاد گرفته ام ، حالا این که الان چیزی به یاد دارم یا نه ،مبحث حرف های الانم نیست ![صدای برق] برای من یاد آور خاطره ی عاشقانه ی غمگینیست که هم خوشحالم میکند هم برایش حسرت میخورم :)امروز بی هوا ،بدون آنکه بخواهم تیغ بردارم و روی روح خاطرات بکشم ،از آن مسیر گذشتم ، تا صدای برق را شنیدم ،انگار کنارم ایستاده بود!حِسَش کردم!و این همزمان هم خوشحالم کرد ،هم غمگین ، درست مثل یادآوری همان خاطره!دلم میخواست همان حس را به متن تبدیل کنم تا صدای برق همیشه برایم یاد آور او باشد ، هر چند ،دیگر هیچ اهمییتی ندارد واقعیت در چه مرحله ای از گذر است یا او اصلا مرا یادش هست یانه !من فقط آن حس را دوس دارم !#صدای_برق#روح_الله_سالاری#❤️#⚡حقیقت همینه ، عشق سانسور نداره 💔</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Mon, 24 Jun 2024 14:40:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میدونم میدونی میدونم 💔!</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86%D9%85-h2gb4pncbpwf</link>
                <description> میشه برات تعریف کنم حقیقتش رو؟ شاید برای اون عزیز،نفسو جون شی!شاید برات دعا کنم خوشبخت باشی اما چشاش کورشه کسی که مال اون شی میشه برات تعریف کنم حقیقتش رو؟مِن بَعد ،بعد من عزیزت میشه گاهی...اون که میدونه جامو هیچوقت نمیگیره ...از هر دینی فکر کنم براش  گناهی ...این اولین شعرم بعد از رفتنت شد....تا قصه عشقت تموم شه از دل منتا زندگیت با یک نفر به غیر من شهتا که نمونه هیچ چیز از حاصل من#روح_الله_سالاری صدای تو ، آهنگ مورد علاقمه</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Fri, 07 Jun 2024 11:28:04 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تَهِش ! (سوگواری 💔)</title>
                <link>https://virgool.io/HeartWrittenNote/%D8%AA%D9%8E%D9%87%D9%90%D8%B4-%D8%B3%D9%88%DA%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C-pnmsajaoeuos</link>
                <description>میخواستم اگه روزی بی هم شدیمعزا داری واسه نبودت کنم‌میخواستم بگم  بودنت معرکستیه عالم صدا  توو سکوتت کنم ...میخواستم شبا خواب چشمای توبرام بهترین عکس دنیا بشه میخواستم ببوسم  دو تا دستتونوازش کنم موو تو غوغا بشه :)چطور پُشت کردی به این ،حسِ عشق؟!چقدر زود واست تموم شد غمم!!تو رفتی که اذییت بشم ،حیف شد!من و کار نگیر من خودم  ماتمم! بزن رد شو از بی قراریه منتو راهی که کُلّش ،  برای  منهکسی جای من مثل من نیستشچون از قصد ِ الان بجای منهبرو بی مهابا بزن تو دلشبخند و بیادت نیاد چیزیو شرایط فقط یک بهانست ،چون!آدم کافیه که بخواد چیزیومیخواستم تماشایی باشه تهشولی حیف این قصه لیلی نداشتاگه من بخوام مثل مجنون بگمدوسم داشت اما خیلی نداشتمثل شاعر شعر های خودمیه سوم، شخصم که بی حوصلستبا اینکه یه عالم خوشی داره عشقنباید بری داخلش چون تَلَست#روح_الله_سالاری اینجا بُجز دوری تو ،چیزی به من نزدیک نیست!</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Wed, 05 Jun 2024 23:06:08 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>خوشبحالت که شاعرت ، منم !</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%AE%D9%88%D8%B4%D8%A8%D8%AD%D8%A7%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%AA-%D9%85%D9%86%D9%85-k1iiljhl6ltx</link>
                <description>من از توصیف تو هیچگاه خسته نمیشومو گاهی به این فکر میکنم که :[خوشبحالت که شاعرت منم! ]من این را خودسِتایی نمی‌دانم راستش این عین حقیقت است من برای وصف موهایت شب را زندگی می‌کنم!اصلا وقتی قرار است که به تو فکر کنم :قند در دلم آب میشود  ، راستی!این را گفته بودم ، شب هایی که خوابت را میبینم  ،صبح همه چیز بهتر انجام میشود ! انگار که عشق کارش را خیلی خوب بلد است .سرودنت بیشتر مرا شگفت زده میکند تا ادامه دادن در پیچ تاب تخت هایی که فقط خالی ات میکنند.نمی‌دانم این متن چند سال چند ماه یا چند روز معتبر است حتی برایش تاریخی در این متن درج نخواهم کرد.اما [این] هیچگاه صورت مسئله را پاک نمی‌کند که :من از توصیف تو هیچگاه خسته نمی‌شوم حتی اگر آن را روی کاغذ نیاورم در کورسوی ذهنم عاشقانه با تو عشق بازی خواهم کرد ...خوشبحالت که شاعرت منم :)#روح_الله_سالاری</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sat, 04 May 2024 23:38:14 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>میشُد...</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%8F%D8%AF-qxgdj6k6ccpk</link>
                <description>میشد بمونی پای حرفاتکه من  بِلاتکلیف نَمونَمیک شاعرِ عاشق شدم کهشدی دلیل این جنونم ...بارون بباره یا نباره ...از فکر تو بیرون نمیرمهیچ چیز روم تاثیر نداره از تو ،خودم، از همه سیرمتصمیم رفتن رو گرفتیمن تکیه دادم دیدم اونوبعد از تو از من چی میمونهکسی که واست میده  جونو .من تار میدیدمتونو ..اینو تو ام حتما  میبینیوقتی فراموشی گرفتمبه پای خاطرات میشینیدیگه خداحافظ عزیزمالهی که هیچوقت نبازیمن آرزوم بعد از تو اینهبا عشق الانت بسازی .#روح_الله_سالاری </description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sat, 20 Apr 2024 14:47:57 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قاضی العُشاق ...</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D9%82%D8%A7%D8%B6%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%8F%D8%B4%D8%A7%D9%82-dwpogpkurabg</link>
                <description>یک خواب ِ خوبی آنورِ کابوسیک نامه ی غمگینِ بی متنییک امپراطوری بدون مرز ...یک شاهرگ ِ  توزیع در بطنی!جغرافیای بودن ِ چشم هات دوتکه ابرِ  سخت بارانیستآن پاره دودِ  کُنجِ ابروهات ...تعریفِ  عام ِ کوچه بازاریستیک زن بعد از شعر میمیرد!یک خاطره یاد آوری تر شد...یک زن بعد از شعر جان دارد!یک مرد با هر گریه دختر شد ...اسمت شفا بخشِ وجود من !والا مقامی تویِ هر  تعریف...دستات رمزِ  معجزس بانو ! ای حضرت ِ هر چه بلاتکلیف!قانونِ عشقی قاضی العُشاقدستور ِ حبسِ عشق صادر کن...من مجرمم در  دادگاه تو ...یک شاهد از چشم هات حاضر کن!من خواب میبینم تو رو با (من) !دستامو رو چشم هات میزارم ...اما صدای جیغ و دست و سوت ...مجبور میکرد دست  بردارم...#روح_الله_سالاری</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Tue, 16 Apr 2024 15:48:48 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عاشق ترین معشوقِ شهر!</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%85%D8%B9%D8%B4%D9%88%D9%82%D9%90-%D8%B4%D9%87%D8%B1-wfijtzvawd2i</link>
                <description>دَم غروب ، ساکتِ شهر...من میزنم قَدَم ، تو رومن فکرم از تو پُر شدهاز تووی خاطرم برو...هر وقت یادِ تو برامتداعی میشه تویِ شبیکی بهم میگه کجا؟؟ اون رفت و تو موندی عقب!سنگینیه بارِ غمت ،رو شونه هام مونده عزیزعاشق ترین معشوقِ شهر؟! خاطره هامو دور نریز! تو زندگی کن با خوشیاونی که میمیره منم... یک جای خالی تا ابد...حکاکی میشه رو تنم!#روح_الله_سالاری </description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Fri, 29 Mar 2024 15:04:37 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#خلسه</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%AE%D9%84%D8%B3%D9%87-g055nx8gt1hh</link>
                <description>شب بود، در کوچه میزدم پرسه غرق در خودم، درحالت خلسهمن خمارِ عکسِ تویِ گوشیمَم که  رنگ صورتی واسه تو ِپوشیدم چقد خوبه این حس  غیر معمولی کنار آرامشم  تویِ بی پولی عطسه ام گرفتو پرت شدی از مَن  روح و جان من،  کم شدی از تَن  در حالتِ حالو  بیخوابیقرمِز شُدنِ دو ِچشم سبز آبیخنده ای مضحک ،به عابرایِ شهر یا دو زوج رویایی هیچ روز هفته قهر قاسم آباد و  خاطراتم در اندیشهپرسه در حجاب و دردو  سرگیجهراه میروم در خواب از ترس آغوشت یادمه غصه هایت ، غمم فراموشت#روح_الله_سالاری </description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Wed, 27 Mar 2024 03:42:45 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آخرین بار 🥺</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-znmrievuyxx3</link>
                <description>میدونم آخرین باری که دیدیم بجایِ خنده پیشت گریه کردمچقد پیرم کردی با نبودت...هزارو یکساله ، پیرمَردَممیدونم اشتباهِ این نوشتن! بعد از این که ازت رَدّی نموندهدیگه پیگیر رفتارات نمیشمدلیلش اینه که  عهدی نموندهته بازی منم ، اون که اُمیدش‌‌به یک  کوچه ی بن بست ختم میشهمنم اون رهگذر، اون عابر شبکه یادت رویِ روحش زخم میشهمیدونم آخرین باری که دیدیمنموندن تویِ چشمام موج میزدنه تقصیر تو بود ،  نه من مُقَصِرکه پایانش تموم شه خیلی بد#روح_الله_سالاری</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sun, 24 Mar 2024 21:54:16 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>عاشقانه،نه خیال است!</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87%D9%86%D9%87-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-yn3kblmsfkjm</link>
                <description>غم تو دلت راه نده ، خونمهاینی که تو میبینی دیوونتهوقتی تو میخندی آرومه دنیا... جای سرم خالکوبی رو شونتهرفیقمی، تا روز آخرینش.... عاشقتم شاهکار آفرینشقدم زدن با تو یه افتخارهجنابِ پاییز، با اجازه خِش خِشاز دید  ما عشق یعنی، بی اجازهدلتنگ بشی واسش تازه تازهما با همیم حتی توو درد و گریهنباید از ما هیچکدوم ببازهحالا بخند، تو بهتر از همیشهمثل تو توو دنیا پیدا نمیشهامید زندگی تویی عزیزم... هر چی نمیشد با تو داره میشه#روح_الله_سالاری</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sun, 24 Mar 2024 00:37:31 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دیگر دلتنگت ، نیستم🙂</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%84%D8%AA%D9%86%DA%AF%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-hxfocnhe5dkn</link>
                <description>نه! دیگر دلتنگت نیستم ! حتی دیگر دلم نمیخواهد درخاطراتم باشی! عشق زیباست ، حرمت دارد ،نمیشود به راحتی از آن گذشت ! مگر ...مگر دیگر دلت نخواهد هیچ خاطره ای یادت بیاید (حتی شیرین ترینش)حرمت ها که شکست! دیگر ماندنت توهین به ساحت مقدس عشق است! برو ! به همین راحتی! میدانم سخت،طاقت فرسا و عذاب آور است!خودت را به دوش بگیر و برو ! دوست داشتن دوطرفه اش زیباست ، یعنی اصلا اینگونه معنی پیدا میکند! پس الکی تباه نشو ، تو یکبار زندگی میکنی ، وقطعا سهم توعه که  &quot; یکی &quot;  جوری نگاهت کنه که انگار &quot;هیچ کس&quot; تو این کُره ی ناگِردِ پیر وجود نداره!واقعیت همینه و حتی خودت رو هم گول بزنی چیزی عوض نمیشه...پس کسی که دوست نداشت ،ندیدت، مُطیعت نبود !حذفش کن، (شیفت+دیلیت)کسی که نخواستت دلتنگش شدن حماقته پسر !آغاز انهدام ،چُنین است  :)</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Thu, 14 Mar 2024 01:00:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>غمگینم :(</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%BA%D9%85%DA%AF%DB%8C%D9%86%D9%85-jven2rjgh2gf</link>
                <description>غمگینم ! این ابتدای سخن است و احساس میکنم برای ادامه واژه ها ،یاری ام نمیکنند ،دوست دارم بنویسم ، اینگونه بهتر میتوانم فکر نکنم ، به هیچ چیزی !فکر کردن خسته ام می‌کند، آنقدر که دوست دارم ماه ها بیهوش باشم .و چشمهایم چیزی را نبینند یا اصلا برای مدتی قلبم را خاموش کنماینجاست که مرگ از نظرم جذاب است !یک تراژدی تلخ ، اما دلچسب ! شبیه به قهوه .البته قهوه مثال درستی برای تفهیم ارتباط ما بین ،درد و دلتنگی یا آرامش و تلخی نیست ، اما میشود کمی درکش کرد .چقدر خوب است که حداقل میشود:  افکار را روی کاغذ آورد ،انباشته شدن کلی فکر  ،در یک محفظه ی چند سانتی متری کُروی که ما انسان ها ان را مغز مینامیم بسیار وحشتناک و خطر ناک است.خوشحالم مابین این همه هیاهو حداقل این نوشتن را دارم  باتقدیم احترام:#روح_الله_سالاری</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sat, 02 Mar 2024 02:21:38 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تقصیر کی ،چقدره!؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%AA%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%B1-%DA%A9%DB%8C-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1%D9%87-bxbflfghibvx</link>
                <description>اینی که تو آیینه هست...شک داره اینو که منم.چند ساله نیستی و هنوزفکر میکنم به قبلنم...از این قراره قِصَمون...که یک نفر همیشه نیست...غرق توی خنده ای یهوتموم ِهستت میشه نیستتقصیر کی چقدره یا...کی بی علاقه تر شده...کی مونده پای حرفشوکی با خودش بهتر شده...من بی تو میگذره شبامتو یادتم نیست که کی اَمکی به کیه تو ام برو... از اون که مونده شاکّی امخودم رو میگم که براتسعیمو کردم و نشد...گلایه پیش کی کنمفریاد، مُردَمو نشد...گریه نکن بخاطرم...دیگه تموم بین مایه روزی دنیات بودموالان شدم دیگه شما#روح_الله_سالاری </description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Fri, 23 Feb 2024 23:39:12 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بِنِویسَمَش یا نه؟؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D8%A8%D9%90%D9%86%D9%90%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%8E%D9%85%D9%8E%D8%B4-%DB%8C%D8%A7-%D9%86%D9%87-yl50j8y9orlh</link>
                <description>دلم به نوشتن نمی رود!شاید هزاران کلمه در ذهنم به فکر خلاص شدن از هزار تویه مغزم کلافه وار منتظرن تا فرار کنند و خارج شوند...اما...دلم نمیخواهد بنویسمشان، یعنی میترسم!ترسی بزرگ ذهنم را درگیر کرده است ! اما چه بترسم چه نه!پایان یافته است !دیگر غمگین یا تلخ واژه ی درستی برای بیانش نیست ، باید کلمه ی دیگری اختراع کنم !!اما...بار ها به سَرَم زده است،عینِ فیلم های سینماییه پایان باز، داستانم را ( باز ) رها کنم و بروم یه گوشه و خستگی در کنم! اما ...نمیدانم چرا هر دفعه نرفته پشیمان میشوم ، فکر کنم دلم برای قهرمان این داستان میسوزد ،چه کار هایی کرد تا قشنگتر ادامه پیدا کند  ! نشد که نشد...باید قبول کنیم شانس هم کمی دخیل است ...کم  که نه بسیار ، بعضی مواقع شانس صد درصد یک موضوع است! اما ...از هر دری وارد این داستان میشوم تهش ، زندگی ادامه دارد ، چه تنها چه با کسی چه با کسان...در هر صورتی که ما تنهاییم ...مگه اونایی که بَرَنده میشن ،چی میبرَن!!!#روح_الله_سالاری </description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sat, 10 Feb 2024 20:55:43 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مَنِ گذشته ،کـَسِ اَلان!</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D9%85%D9%8E%D9%86%D9%90-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%80%D9%8E%D8%B3%D9%90-%D8%A7%D9%8E%D9%84%D8%A7%D9%86-xiqixwtdhrum</link>
                <description>حس میکنم رفتارم تغییر کرده است!به گذشته که نگاه میکنم ، جوانی را میبینم :مغرور !بلند پرواز !سَرکِش!قَوی!اما ، اما حالا ...‌شکسته که نه، بزرگ شده ام  ، جا افتاده و تا حدودی پخته! اما خسته ام...هنوز هم غمگینم ،یادم نمی آید شاد بوده باشم یا حتی دلم برای شادی های گذشته ام تنگ شود!اما دلم میخواد شور و هیجان گذ‌شته را داشته باشم ! دلم میخواهد دوباره به آرزو هایم فکر کنم! دلم میخواهد دوباره من باشم! جدیدا یاد گرفته ام اجتماعی تر باشم ، مردم هر چقدر نفرت انگیز باشند میشود چند نفری را پیدا کرد که نامحسوس و مستَتِر لا به لای کلماتت درد و دل کنی و کمی سبک تر شوی! راستی ، دلم برای &quot;عشق&quot; هم تنگ شده است ، دلم برای این &quot;عجیبِ اَفسارگسیخته&quot; برای این &quot;دیوانه ی زنجیری &quot; تنگ شده است !آه که گاهی واقعا شگفت انگیز بود !کاش دوباره حس بشود آن برق نگاه...#لا_به_لای_جوانی#روح_الله_سالاری</description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Mon, 29 Jan 2024 21:48:35 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ما دردِ مشترکیم</title>
                <link>https://virgool.io/@rouhi/%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%AF%D9%90-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%85-uwymgwlm871o</link>
                <description>میخوای منو عین قدیم توو غم ببینی؟ دلت میخواد اذیت کنی، آروم بگیری؟ منی که یک گوشه نشستم مات چشمات! از توی فکرم تو چرا هیچ وقت نمیری...راستش  اهنگِ صدات هنوز توو گو‌شهوقتیایی که دلتنگمو خوابم نمیره. یه گوشه گیر ِ خسته ی غمگینمم اما این دلشکسته با تو آرامش میگیرهنیستی  و عکسات یک دله سیر! هم صحبت شبهای تنهاییم میشهقدمت یعنی عشقتون صد ساله باشهیک خاطره زجرت بده واسه همیشهمیترسم از کابوس بیداری از این حساینکه  بیام دنبال تو، خونه نباشیتلخند توی عشق یعنی، دلبرِ توحتی اگه نخوادتم باید فداشی...#روح_الله_سالاری </description>
                <category>مهندسِ شعر</category>
                <author>مهندسِ شعر</author>
                <pubDate>Sun, 28 Jan 2024 22:46:42 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>