<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های roxanamoammer</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@roxanamoammer</link>
        <description>من اینجا دانسته‌هایم را به اشتراک می‌گذارم، در اینستاگرام هم احساساتم را            Instagram: @roxanamoammer</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 09:54:30</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/58038/avatar/mMmDIH.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>roxanamoammer</title>
            <link>https://virgool.io/@roxanamoammer</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دلیل رفتارهای خوب و بد ما چی می‌تونه باشه؟ [نظریه خود تعیین‌گری ]</title>
                <link>https://virgool.io/@roxanamoammer/%D9%86%D8%B8%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D8%AA%D8%B9%DB%8C%DB%8C%D9%86-%DA%AF%D8%B1%DB%8C-xunf8j8hokzy</link>
                <description>نظریه خودتعیین‌گری و تأثیر آن بر رفتارهای انسانبررسی رفتار انسان‌ها عموما تو حوزه مطالعات علوم انسانی و به خصوص روانشناسیه. به عقیده من، حتما نباید دانشجو یا محقق علوم روانشناختی باشیم که مطالعه رفتار انسان برامون جالب بشه. از اونجایی که در طول روز زمان زیادی رو صرف انواع تعاملات انسانی از طریق کانال‌های متفاوت می‌کنیم؛ بی‌شک دانش بالا در رابطه با این علوم میتونه روابط کارآمدتری رو برای ما شکل بده.اخیرا با نظریه‌ای آشنا شدم که مایلم اون رو با شما هم به اشتراک بذارمنظریه خودتعیین‌گری ( Self Determination Theory)نظریه خودتعیین‌گری یا self-determination theory یه تئوری کلانه که اولین بار سال 2000 توسط ریچارد ریان (Richard Ryan ) و ادوارد دسی (Edward Deci) به دنیا معرفی شد. اساس این نظریه بر اینه که انسان دو دسته نیازهای کلی داره. درونی و بیرونی که تعامل بین این دو دسته موضوع بحث تئوری خودتعیین‌گریه. براساس این تئوری انسان 3 دسته نیاز ذاتی داره، نیاز به خودمختاری (autonomy)نیاز به صلاحیت و شایستگی  (competence)نیاز به برقراری ارتباط (relatedness)در راه پاسخ به این نیازها عوامل بیرونی و زمینه اجتماعی (social context) تاثیرگذارن. به این صورت که میتونن میل ذاتی انسان برای رسیدن به خودمختاری و خودابتکاری، شایستگی، رشد و ارتباط رو تسهیل کنن یا اون رو خنثی کنن و تاثیر مخرب بذارن. همون‌طور که اشاره شد این تئوری یه تئوری کلانه و از یه متاتئوری و 6 ریزتئوری تشکیل شده. در ادامه با بررسی این موارد به دید جامع و عمیقی نسبت به این نظریه می‌رسیم :زمینه اجتماعی میتونه نیازهای درونی انسان رو تقویت یا خنثی کنه متا تئوری SDT: دیدگاه ارگانیسمطبق این دیدگاه انسان‌ها به صورت ارگانیسم‌های فعالی در نظر گرفته میشن که به صورت طبیعی میل به رشد، پیشرفت، برتری، تجربه‌های جدید و ... دارن. نکته مهم اینه که این تمایل اگر چه در ذات انسان وجود داره اما به صورت خودکار محقق نمیشه بلکه به حمایت و تغذیه از طرف جامعه و نیروهای بیرونی احتیاج داره. اگر این حمایت اتفاق نیفته، این نیازها سرکوب میشن و وصول نمیشن. علت قسمت تاریک رفتاری در آدم‌ها وصول نشدن همین نیازهای ذاتیه که به نحوی از طرف عناصر بیرونی سرکوب شده. رفتارهایی مثل خشم، ناهنجاری‌های روانشناختی، تعصب و .. از این دسته رفتارهای تاریک هستن.ریز تئوری SDT: نظریه ارزیابی شناختی (CET) Cognitive Evaluation Theoryاین نظریه بیشتر در مورد انگیزه‌های درونی صحبت میکنه و اینکه این انگیزه‌ها باعث ایجاد رفتارهایی در انسان میشن که در راستای ایجاد رضایت برای خوده. در این نظریه تاثیر زمینه‌های اجتماعی بر روی پرورش یا خنثی کردن دو دسته از نیازهای اساسی یعنی نیاز به صلاحیت و نیاز به خودمختاری بررسی میشه. توجه و یا بی‌توجهی به این دو نیاز در زمینه‌های گوناگون به خصوص ورزشی، هنری و تحصیلات یه فرد میتونه اثرگذار باشه.اگر چه تمایل به رشد و خودشکوفایی در ذات انسان وجود داره اما، به صورت خودکار محقق نمیشه بلکه به حمایت و تغذیه از طرف جامعه و نیروهای بیرونی احتیاج داره. اگر این حمایت اتفاق نیفته، این نیازها سرکوب میشن و وصول نمیشن. علت قسمت تاریک رفتاری در آدم‌ها وصول نشدن همین نیازهای ذاتیه.ریز تئوری SDT: نظریه ادغام ارگانیک Organismic Integration Theory (OIT)ریزتئوری ادغام ارگانیک در مورد فرم‌های مختلف انگیزه‌های بیرونی به همراه ویژگی‌ها، شرایط و عوامل تأثیرگذار بر اون‌ها صحبت می‌کنه. این انگیزه‌های بیرونی منجر به بروز رفتارهای ابزاری میشن. رفتارهای ابزاری یعنی رفتارهایی که به دنبال یه هدف بیرونی بروز پیدا میکنن که اون هدف به اصل خود رفتار هیچ ارتباطی نداره. در اینجا ما با مفهوم دیگه‌ای هم روبه‌رو میشیم، درونی‌سازی. هر چی انگیزه‌های بیرونی درونی‌سازی‌تر بشن، قدرت خود مختاری فرد برای اینکه در اون راستا رفتاری از خودش بروز بده هم بیشتر میشه. تمرکز نظریه ادغام ارگانیک روی این موضوعه که زمینه‌های اجتماعی در پرورش یا خنثی‌سازی درونی‌سازی انگیزه‌های بیرونی چقدر نقش دارن؟ میزان درونی‌سازی انگیزه‌های بیرونیه که باعث میشه وقتی فردی در برابر ارزش‌های اجتماعی، سیاسی، مذهبی و .... قرار میگیره؛ اون‌ها رو بپذیره یا در برابرشون مقاومت نشون بده. این نظریه تاکید میکنه که برای اینکه درونی‌سازی انگیزه‌های بیرونی اتفاق بیوفته، لازمش حمایت زمینه‌های اجتماعی از نیاز به خود مختاری و نیاز به برقراری ارتباط در افراده.حمایت زمینه‌های اجتماعی لازمه‌ی درونی سازی ارزش‌های بیرونیهریز تئوری SDT: نظریه جهت‌گیری علی Causality Orientations Theory  (COT)این نظریه به بررسی علت رفتارها و واکنش‌های افراد در برابر عوامل محیطی و اجتماعی می‌پردازه. سه نوع جهت‌گیری در رفتار رو معرفی میکنه: جهت‌گیری خودمختار، جهت‌گیری کنترلی و جهت‌گیری غیرشخصی. جهت‌گیری خودمختار زمانی اتفاق میفته که نیازهای اساسی درونی انسان پاسخ داده میشن. در این حالت انسان حس میکنه که بر سرنوشت خودش اختیار کامل داره و تمام رفتارها براساس ارضای انگیزه‌های درونی و به صورت خودمختار شکل می‌گیرن. جهت‌گیری کنترلی زمانی اتفاق میفته که نیازهای درونی تامین نشدن و فرد برای رسیدن به احساس رضایت رفتارهایی بروز میده که در راستای تامین انگیزه‌های بیرونی مثل جایزه، رتبه‌بندی و .. است. در این حالت میزان اختیار فرد در برابر سرنوشتش کمتره اما همچنان بر روی اون کنترل داره. جهت‌گیری غیرشخصی نوع نامطلوب رفتاره که به دنبال عدم پاسخ‌گویی به انگیزه‌های درونی و بیرونی اتفاق میفته و فرد عملا کنترلی بر سرنوشتش نداره. همین اتفاق باعث بروز عصبانیت و استرس در رفتارهای انسان میشه.ریز تئوری: SDT  نظریه اساسی نیازهای روانشناختی (BPNT) Basic Psychological Needs Theoryاین تئوری به تاکید بر نیازهای اساسی روانشناختی می‌پردازه. به طور کلی ما دو دسته نیاز داریم، اولیه و ثانویه. نیازهای اولیه نیازهایی هستن که لازمه زنده موندن ما هستن و به طور مستقیم بر سلامت جسم ما اثرگذارن. اما نیازهای ثانویه اون دسته از نیازهایین که تاثیر مستقیم بر سلامت جسم ندارن اما لازمه رسیدن به سلامت روانشناختی هستن. طبق ریزتئوری OIT، نیازهای اساسی روانشناختی ( یا همون ثانویه) نیاز به خودمختاری، نیاز به صلاحیت و شایستگی و نیاز به برقراری ارتباطه. این نیازها چه از طرف زمینه‌های اجتماعی و عوامل بیرونی حمایت بشن و چه خنثی بشن، به طور مستقیم و جدی روی سلامت روانی و به‌زیستی افراد اثر دارن.رفتارهای ابزاری یعنی رفتارهایی که به دنبال یه هدف بیرونی بروز پیدا میکنن که اون هدف به اصل خود رفتار هیچ ارتباطی نداره. در اینجا ما با مفهوم دیگه‌ای هم روبه‌رو میشیم، درونی‌سازی. هر چی انگیزه‌های بیرونی درونی‌سازی‌تر بشن، قدرت خود مختاری فرد برای اینکه در اون راستا رفتاری از خودش بروز بده هم بیشتر میشه.ریز تئوری: SDT  نظریه محتوای هدف (GCT) Goal Contents Theoryپیش‌تر در مورد انگیزه‌های درونی و بیرونی صحبت کردیم. در این نظریه، صحبت درباره اهدافه و اون‌ها رو در دو دسته‌بندی درونی و بیرونی قرار میده. بر این اساس، اهداف درونی در راستای ایجاد رضایت از رسیدن به نیازهای درونیه و اهداف بیرونی به دنبال پاسخ به نیازها و انگیزه‌های بیرونی. اهداف درونی مثل رشد شخصی، ایجاد ارتباطات عمیق و برقراری رابطه اجتماعی به به‌زیستی و سلامت روانی کمک می‌کنن اما در مقابل اهداف بیرونی مثل افزایش ثروت، شهرت و زیباتر شدن میتونن با سلامت روانی و به‌زیستی در تقابل باشن و باعث ایجاد ناهنجاری بشن.ریز تئوری: SDT  نظریه انگیزه روابط (RMT) Relationships Motivation Theoryبرقراری رابطه به عنوان یکی از سه نیاز اساسی که در ذات هر فرد وجود داره معرفی شده بود. برقراری رابطه میتونه شامل رابطه با یه دوست صمیمی، رابطه با یه شریک عاطفی و یا حتی عضویت در یه گروه خاصی باشه. شاید خیلی اوقات این روابط برای یه نفر دوست داشتنی نباشن اما در هر حال بخشی از نیازهای اساسی درونی اون فرد که برقراری ارتباطه رو پاسخ میده و از این نظر به به‌زیستی کمک میکنه. در حقیقت برقراری رابطه از اون نظر اهمیت داره که قابلیت ارضای نیازهای درونی دیگه مثل نیاز به خودمختاری و نیاز به صلاحیت و شایستگی رو هم پوشش میده. روابطی اساسا پایدارتر، مفیدتر و مطلوب‌ترن که به میزان بیشتری پاسخگوی نیاز به خودمختاری، شایستگی و ایجاد ارتباط باشن.</description>
                <category>roxanamoammer</category>
                <author>roxanamoammer</author>
                <pubDate>Thu, 29 Apr 2021 10:31:58 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تبلیغ یا ضد تبلیغ!</title>
                <link>https://virgool.io/@roxanamoammer/%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-%DB%8C%D8%A7-%D8%B6%D8%AF-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA-iigbnsienr3b</link>
                <description>با رشد و گسترش کسب‌وکارها، فضای رقابت نسبت به گذشته پیچیده‌تر شده است. از طرفی دیگر، برای جذب نگاه و توجه مخاطب، روش‌های تبلیغات سنتی مانند گذشته کارآمد نخواهند بود و همین مسئله صاحبین کسب‌وکارها را به سمت بازاریابی در فضای آنلاین کشاند. به مرور روش‌های بازاریابی دیجیتال گسترده شدند  و بازاریاب‌ها تلاش کردند با چاشنی خلاقیت شانس بیشتری در جلب مشتری داشته باشند.یکی از تلاش‌های پر اثر در زمینه تبلیغات، کپی رایتینگ است. کپی رایتر در حقیقت نویسنده تبلیغاتی است که با مهارت بازی با کلمات و عبارات می‌تواند، در کم‌ترین زمان نگاه مخاطب را خیره کند. بسیاری از برندهای مشهور دنیا در نقطه‌ای با یک کپی رایتینگ حرفه‌ای درخشیده‌اند.یکی از خلاقیت‌هایی که بسیاری از کپی رایترهای ایرانی به خرج می‌دهند و خیلی از اوقات هم نتیجه بسیار خوب می‌شود، بازی با ادبیات موزون و داستانی ما برای رساندن مفهوم تبلیغاتی است. یکبار دیگر به اول این مقاله برگردید، در تصویر چه می‌بینید؟ امکان دارد بسیاری از مردمی که دید عمیقی نسبت به ادبیات ندارند، اتفاقا از این عبارت تبلیغاتی استقبال کنند. حال اندکی وقت بگذارید و ادامه این مطلب را از نگاه من که در عین علاقه به فضای تبلیغات و کپی رایتینگ، به ادبیات هم ارادت دارم، بخوانید.در عبارت تبلیغاتی ماالشعیر هی دی می‌خوانیم، گندم از گندم بروید هی دی ز جونویسنده برای خلق این محتوا از مصرع معروف گندم از گندم بروید جو ز جو بهره برده؛ غافل از اینکه در ادبیات، هم نشینی گندم و جو در کنار هم مقایسه خوبی و بدی است. مقایسه درستی و نادرستی، ارزشمندی و بی ارزشی و از همین رو نویسنده با یک حرکت سطحی و صرفا بهره بردن از خواستگاه ماالشعیر که از جو است، اسم برند را در جایگاه ادبی بی‌ارزشی نشانده. بگذارید اندکی دقیق‌تر توضیح دهم. در زمان‌های گذشته گندم بسیار با ارزش بوده و کنار آن جو یک جایگزین بی‌ارزش‌تر و ارزان قیمت‎‌تری بوده است. در اشعار گذشته نیز به فراوانی هم‌نشینی گندم و جو را برای بیان این مقایسه دیده‌ایم. به چند مثالی که در پایین آمده توجه کنید:پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت                                             ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشمیا ضرب المثل معروف گندم نمای جو فروش مباشو مثال‌های فراوان دیگر که هدفشان از نشاندن گندم و جو در کنار یکدیگر، مقایسه ارزشمندی و بی ارزشی است و جو عموما کاربرد استعاری از یک عمل نپسندیده یا بی‌ارزش دارد.پس با این اوصاف نشاندن هی دی به عنوان اسم برند در آن جایگاه در مصرع گفته شده، به هدف تبلیغ ضربه می‌زند. هدف تبلیغ بیان منشا ماالشعیر از جو بوده که در ذهن نویسنده استفاده آهنگین در یک بیت مشهور می‌توانسته در ذهن مخاطب نام برند را ماندگارتر کند. این تفکر اساسا بسیار درست و ارزشمند است اما مصرع انتخاب شده، هدفی بسیار دور از مفهوم تبلیغ داشته و این امر در ذهن من به عنوان مخاطب لطمه به برند است.در پایان امیدوارم کارهای خلاقانه بسیاری ببینیم و هوشمندانه‌تر با کلمات بازی کنیم.</description>
                <category>roxanamoammer</category>
                <author>roxanamoammer</author>
                <pubDate>Thu, 19 Nov 2020 13:31:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بن‌بستِ بن‌بست</title>
                <link>https://virgool.io/@roxanamoammer/%D8%A8%D9%86%D8%A8%D8%B3%D8%AA%D9%90-%D8%A8%D9%86%D8%A8%D8%B3%D8%AA-d87bwd87ft5o</link>
                <description>میخواهم نقاشی بکشم. موضوع نقاشی، یک کوچه‌ی بن‌بست است.استاد نقاشی جلسه‌ی قبل فوت کوزه‌گری توی گوش‌هامان دمید.استاد رفعت گفت: &quot; بچه‌ها! هر تصویری که قصد کردید بکشید، اول خودتان را در آن موقعیت تصور کنید، این‌طور پایان کار واقع‌پذیرتر خواهد بود&quot;حرف استاد توی گوشم نشسته بود، پس اول خودم را در کوچه‌ای بن‌بست فرض کردم.اول اتود زدم. با مداد خطوط شکسته کمرنگی کشیدم و شروع کردم با رنگ به کامل کردنش. وقتی تا حدودی سر و شکل یک بن‌بست واقعی را به خود گرفت، توانستم خودم را درون نقاشی بهتر ببینم.من حالا یک &quot;آدم&quot; بودم وسط یک کوچه‌ی بن‌بست.نقاشی نصفه بود. تا اینجای کار دیوار رو‌به‌رو کامل شده بود و دیگر نوبت کشیدن آن سر باز کوچه بود.داشتم تخیل می‌کردم بن‌بست‌هایی که قبلا گذرانده بودم را.میخواستم ببینم وقتی از دیوار رو‌به‌رو سر بر می‌گرداندم، منظره‌ی باز آن‌ یکی سر کوچه چه شکلی است.چشمانم بسته بود. به خودم فشار آوردم. دیوار بود.به خودم گفتم باشه! دیوار را کشیدم، حالا آن سر باز کوچه را ببین! چه شکلی است؟دیوار بود.من مدام می‌چرخیدم و مدام دیوار بود.قلبم تند می‌کوبید.سرم گیج می‌رفت.کف دستانم عرق سرد نشسته بود.چشمانم را باز کردم.از حالت عادی گشاد‌تر بود._ رو‌به‌رو دیوار بود.آن‌ سوی باز کوچه چه شکلی دارد؟؟_ من همیشه دیوار دیده‌ام.مگر می‌شود؟بن‌بست هم گیر کنی، یک طرفش دیوار است و یک طرفش باز.نکند....._ من گیر افتاده‌ام!اینجا بن‌بست نیست.اینجا بن‌بستِ بن‌بست است.</description>
                <category>roxanamoammer</category>
                <author>roxanamoammer</author>
                <pubDate>Tue, 24 Dec 2019 19:39:23 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درد از ندانستن نیست، از نتوانستن است</title>
                <link>https://virgool.io/@roxanamoammer/%D8%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-wfslwyahtawg</link>
                <description>این درد از ندانستن نیست، از نتوانستن است.ما می‌دانیم،ما می‌خواهیم،اما نمی‌توانیم.و من نرسیده به نمی‌توانیم، بغض می‌کنم.این درد از نخواستن نیست، از نتوانستن است.ما، همه‌ی ما بارها خواستن را به آغوش گرفته‌ایم و توان، این واژه‌ی بی‌رحم، مدام منفی صرف شده.با چشم بسته نمی‌شود دید.با دهان بسته نمی‌شود فریاد زد.با پای بسته دویدن شوخی است.به قول چهرازی،&quot;شما که گردنت درازه&quot;، ببین اون‌ور دیوار میشه خواست و تونست؟میشه دونست و تونست؟</description>
                <category>roxanamoammer</category>
                <author>roxanamoammer</author>
                <pubDate>Fri, 13 Dec 2019 09:30:18 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>کلمات، می‌رویانند...</title>
                <link>https://virgool.io/@roxanamoammer/%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF-vxa6ytpdp80d</link>
                <description>من می‌گویم کلمات، می‌رویانند. تو بخوان و باور کن. نوشتن پاشیدن رنگ سبز به سفیدی است. سفید از نظر من صلح نیست که خنثی بودن است. اثر نداشتن است و وای از بی اثری. اثر می‌تواند یک صدا باشد. از گلویی بیرون بجهد و آوازی باشد گوش نواز یا فریادی گوش خراش. هرچه هست، تاثیری دارد و بهتر از سفیدی بزدلی است که نه جرات آواز دارد و نه شهامت فریاد.اما سبز، این سبز روح بخش. زندگی است. تنفسی است که جریان دارد و حالا حالا قرار بند آمدن ندارد. سبز جریان زندگی است. حالا بهتر باور می‌کنی قدرت رویاننده‌ی کلمات را. کلمات بر صفحه سفید کاغذ می‌توانند فریاد باشند، می‌توانند آواز باشند. نسخه‌ی درمان درد شبانه باشند یا حکم آزادی. کلمات می‌توانند شعر شوند و برقصند. نامه‌ی عاشق به معشوق راه دور باشند. هرچه هستند از سفیدی بی اثر بهترند. نوشتن رقص است. حال می‌خواهد حرکت دست و قلم به روی کاغذ باشد یا تکان تکان انگشتان به روی صفحه کیبورد. چه نمایی زیباتر از نوشتن. فرض کن برقصی و به دنبالت رد سبزی به مسیر حرکتت رنگ بپاشد. این شاید ساده‌ترین تعبیر نوشتن باشد. رقصی سبز.من نوشتن را بغل می‌کنم و دعوت می‌کنم همه را به جرات نوشتن. به رها کردن ترس از بیان کلمات بر سفیدی کاغذ. کلمات، می‌رویانند. هدیه کنیم سبزی نوشتن را به تن لخت سپیدی.</description>
                <category>roxanamoammer</category>
                <author>roxanamoammer</author>
                <pubDate>Sat, 07 Dec 2019 12:40:19 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>