<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@royesh_journal</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-04-15 04:35:37</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/522972/avatar/m6jcpW.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</title>
            <link>https://virgool.io/@royesh_journal</link>
        </image>

                    <item>
                <title>دموکرات یا جمهوری‌خواه؟!</title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87-nrrlsvcvtlxa</link>
                <description>سال ۹۲ غالب مردم ایران خسته از تحریم‌ها، به‌ دنبال راهی برای خروج از وضعیت موجود و زندگی در شرایط اقتصادی عادی بودند، شرایط اقتصادی نرمال که حداقل حقِ مردمِ یک کشور است. در همان زمان کم‌کم بوی صلح و مذاکره می‌آمد و به‌‌‌طبع آن، انتخابات سال ۹۲ ایران، تحت‌الشعاع این موضوع مهم قرار گرفت. کاندید‌ها وعده‌ی مذاکره و رفع تحریم‌ها سرمی‌دادند، هرکسی با وعده‌ای دلرباتر می‌توانست محبوب دل‌ها شود و راه پاستور را پیدا کند.بالاخره انتخابات برگزار شد و اسم آقای روحانی از صندوق آرا بیرون آمد. ایشان با وعده‌ی آفتاب تابان برجام، رفع تحریم‌ها و حل مشکلات اقتصادی رای جمع کرده‌بود.به جرئت می‌توان گفت داغ‌ترین وعده رییس جمهور به ملت شریف ایران وعده ۱۰۰ روزه بود، ۱۰۰ روزی که آقای روحانی قول داده بود مشکلات رفع شود، اما ۱۰۰ روز گذشت و مردم ایران تغییر خاصی در وضعیت زندگی خود مشاهده نکردند. و برای اولین بار در ذهن عده‌ای این سوال پیش‌آمد که نکند سایر وعده‌ها نیز عملی نشود! البته آقای دکتر روحانی بعد‌ها به کُل، این وعده را منکر شدند!همانطور که گفته‌شد در سال ۹۲، غالب مردم خواستار مذاکره و رفع تحریم‌ها بودند، و اما کم‌کم پنج بعلاوه یک و ایران به جاهای خوب قصه برجام رسید. و برجام با اوبامای دموکرات امضا شد.مردم، رییس جمهور و تیم مذاکره‌کننده شادمان از این توافق گل‌و‌بلبل بودند، و بار دیگر ریس جمهور به همراه وزیر امورخارجه، با وعده‌های جدید و این بار دلرباتر ظاهر شدند!ماه‌ها گذشت و تحریمی رفع نشد! و برجام عملاً به جسم مرده‌ای تبدیل شده‌بود که تنها ترمز پیشرفت هسته‌ای و اقتصادی ایران را کشیده بود.دوره ریاست جمهوری اوباما تمام شد. بعد از اوباما، مرد مؤدب و باهوش (از دید رئیس جمهور ایران)، ترامپ پیروز انتخابات آمریکا شد و به این ترتیب او کامل از برجام خارج شد و تیر خلاص را بر پیکره‌ی نیمه‌جان برجام اوباما زد.بدون شک می‌توان گفت که فرآیند برجام، نه تنها برای اقتصاد ایران مفید واقع نشد، بلکه اقتصاد ایران را بین دو فرایند رکود و پسرفت، نوسانی کرد.در ذیل چندین بخش از معطلی اقتصاد ایران در دوره ماقبل برجام، برجام و بعد از برجام ذکر شده‌است:● خرداد۹۲: با پیروزی آقای روحانی، بازار ایران درانتظار مذاکره با آمریکا به رکود رفت.● تیر۹۴: با امضای برجام سرمایه‌گذاری در ایران، به علت بوروکراسی و مجوز و ... نتوانست از فرصت پیش‌آمده، استفاده کند.● آبان۹۵: با پیروزی ترامپ، بازار ایران در انتظار تصمیم ترامپ درباره برجام، دوباره به رکود رفت.● اردیبهشت۹۷: با خروج آمریکا از برجام و قطع امید ایران از افیون نفت، حمایت از تولید به تدریج شروع شد و تولید، اندکی پاگرفت اما...● آبان۹۹: با پیروزی بایدن، اقتصاد ایران به امید بازگشت پترودلارها دوباره به رکود رفت.نتیجه تمامی این اعمال، دلار ۳۰ هزار تومانی و سکه ۱۳ میلیونی و مرغ ۳۵ تومانی و... شد. حال اگر امروز بعد از ۵ سال از مردم سوال شود آیا برجام در زندگی شما تاثیر مثبت داشته؟!با جواب‌های جالبی روبه‌رو خواهید‌شد. و اما بار دیگر با انتخاب رییس جمهور جدید آمریکا «جو بایدن»  بازار شایعات در مورد مذاکره و بازگشت آمریکا به برجام داغ شد و از طرف مسئولان بلند‌پایه ایرانی نیز پالس‌هایی بر مذاکره داده‌شد. اما اگر این شایعات واقعیت داشته‌باشد، آیا روحانی و تیمش بار دیگر با دموکرات‌های آمریکا وارد مذاکره خواهند‌شد؟آیا با اینکه همین برجامِ نافرجام و خسارت محض، دستپخت مذاکره‌شان با دموکرات‌هاست و اولین کسی که نقضش کرد اوباما بود، بار دیگر به دنبال مذاکره خواهند رفت؟اما از نوع ادبیات آقای ظریف و دیگر رفقایش مشخص است که دلشان برای مذاکرات تنگ شده، و باز هم به دنبال راه‌اندازی بازی مذاکره، و مشغول کردن مردم با وعده‌های برجامی و امیدواری‌های کاذب خواهند‌بود.همچنین رئیس جمهور بعد از ۵ سال اعلام کرده‌است که مذاکره با آمریکا و اجرای برجام به صورت تعهد در برابر تعهد خواهد‌بود.آیا این را به عنوان پالس مذاکره مجدد حساب کنیم؟ یا درس عبرت آقای حقوق‌دان از مذاکرات قبلی! و اما چه تفاوتی بین بایدن یا ترامپ وجود دارد؟ادعای تفاوت بایدن و ترامپ در حالی مطرح می‌شود که تجربه‌ی توافق با اوبامای دموکرات که حامی اصلی بایدن در انتخابات ۲۰۲۰ بود، جلوی چشمان آقای روحانی و ظریف است؟! و آیا آن‌ها به همراه مردم، شاهد بودند که یک رییس جمهور دموکرات چگونه مانع اجرای وعده‌های داده‌شده ‌بود و حتی با تحریم‌های جدید آن را نقض کرد؟!اکنون چرا بایدن که بخش اعظمی از تحریم‌های ایران در زمان حضورش در کاخ سفید رخ داده‌است، دشمنی‌اش با ایران کمتر شده و آماده رفع تحریم‌ها و مشکلات ایران است؟!آیا آمریکا با مذاکره جدید، تحریم‌ها را بطور کامل برمی‌دارد؟ بی‌شک آمریکا از تمامی گزینه‌های روی میز خود در تقابل با ایران استفاده کرده‌است و مطرح‌ترین گزینه‌ای که برای تقابل با ایران از آن یاد می‌شود تحریم است! در واقع آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیدند که از لحاظ تاکتیکی فقط تحریم می‌تواند جوابگوی نیاز آن‌ها، برای مهار ایران باشد.آن‌ها هیچگاه سلاح به این مهمی را زمین نگذاشته‌اند مگر به صورت مقطعی و برای پیشبرد اهدافشان! و خوب می‌دانند که ایران نباید در مقابل تحریم‌ها واکسینه شود. درواقع برجام، برای آمریکا پلی به عقب محسوب می‌شود، که از این طریق می‌تواند ایران را از مصونیت در مقابل تحریم‌ها عقب اندازد و به کمکِ خارج کشور، امیدوار کند!بایدن و ترامپ هر دو لبه یک قیچی هستند و برای شکسته شدن مصونیت ایران در مقابل تحریم‌ها تلاش خواهند‌کرد و تا زمانی که ایران به عنوان یک قدرت در منطقه حساب شود به هیچ وجه کوتاه نخواهد‌آمد.و در آخر می‌توان گفت مذاکرات زمان دکتر جلیلی، با اینکه منجر به قرارداد برجام نشد اما برای کشور عایدی بیشتری نسبت به برجام داشت و این جمله دکتر ظریف را که هر توافقی بهتر از عدم توافق است را نقض می‌کند، البته در زمان اجرای برجام، آقای جلیلی یکی از منتقدان جدی برجام، این روز‌ها را پیش‌بینی کرده‌بود و هشدار آن را داده‌بود، اما متاسفانه گوش شنوایی نبود.یکی از مهمترین چالش‌های این دولت یا دولت آینده، مذاکره با آمریکا خواهد‌بود. امید است سیاستمداران ما به درستی از برجام درس گرفته و به امید بایدن و دموکرات‌ها دست به مذاکره کورکورانه نزنند.محمد باهری/ پزشکی ۹۴</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Tue, 05 Jan 2021 06:36:10 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درام تلخ ترمکی‌ها</title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%AA%D9%84%D8%AE-%D8%AA%D8%B1%D9%85%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-x99whhmvlxwe</link>
                <description>نمی‌دانم تکرار غریبانه‌ترین روز‌های دانشجویی‌تان چگونه سپری می‌شود؛ زمانی که یک ویروس منحوس! (که اگر  کُلش را هم جمع کنند به چند گرم نمی‌رسد.) لذت شاد اولین دیدارها و   اضطراب‌های درعینِ هیجان را از شما می‌گیرد.نمی‌شود تصور کرد تحمل مجازیِ کلاس‌ها بدون بچه‌ها و شیطنت‌ها و چرت‌زدن‌هایش، بدون گفتن خسته نباشیدهای وقت و بی‌وقتی که صرفاً تلاشی برای حسن ختام به عرایض استاد است.بدون مزه‌پرانی‌های بی‌نمک‌ترین عضو کلاس که اتفاقاً خودش معتقد است بسیار خفن و بامزه تشریف دارد.بدون تحمل نگاه سنگین استاد زمانی که برای اولین بار با لفظ آقا یا خانم صدایش می‌زنند.خندیدن و سوژه‌کردن مسخره‌ترین چیزها حتی یقه اتو نخورده استاد که با کت صاف و صوفش دهن کجی می‌کند، بدون لحظات ناب نفهمیدن‌های جمعی میکروب و درک نکردن همگانی آناتومی و آسودگی خاطر از اینکه بقیه هم حرف‌های استاد را نمی‌فهمند.بدون خوشحالی عمیق بعد هر رست و درآخر دوی ماراتون رسیدن به سلف  چقدر می‌تواند خسته‌کننده باشد.اصلاً مگر می‌شود بعد از ۱۲ سال درس‌خواندن، مشتق و انتگرال و کوفت و زهرمار خواندن، بعد از عبور از خوان کنکور که انصافاً امسال بس ناجوان‌مردانه سخت بود، یک گوشی دستتان بدهند و بگویند این هست دانشگاه، این بود کلاس و تمام پروفایل‌های نصف چشم و نصف دماغ و بعضاً گل و گیاه همکلاسی‌هایت. حتی به جای فانتزی معروف خوردن به جذاب‌ترین هم‌کلاسی و ریختن جزوه‌ها و عشق در نگاه اول، (همان‌گونه که در فیلم‌ها نشان می‌دهند.) نهایتاً بتوانی در پی‌وی‌اش بروی و تازه بعد از کلی تلاش برای زدن مخش، بفهمی طرف پسر بوده و گلی هم فامیل مبارکش هست نه اسمش! و آخر‌ش هم سردرنیاوری که چرا وقتی پسر است عکس درخت می‌گذارد پروفایلش، مردم آزار!جداً این حجم از فشاری که به شما تازه‌واردها تحمیل شده‌است با کدام قانون نیوتون محاسبه می‌شود؟  مگر می‌شود اسم دانشجو را یدک کشید در حالی که حال بدِ بعد از هر وعده غذای سلف، کلافگی کلاس‌های عمومی ۲ ظهر و استرس جاماندن از سرویس دانشگاه و نرسیدن به کلاس فلان استاد که از بداقبالی ما خیلی هم عُنُق است، تجربه نکرد؟!بعدها خاطرات شما از دوران ترمکی چه خواهدبود به جز شکست‌های پی در پی در یافتن نیمه گمشده از بین عکس‌های نصف و نیمه‌ی اسنپ چتی، سایتی که بگیر نگیر دارد، استادی که تنها وظیفه خطیر تکلیف بارگذاری‌کردن را درست انجام می‌دهد و روزهایی که دستتان استاد، دهانتان استاد و صبحتان را با فحش به جزوه شروع می‌کنید؛ اما رفیق عزیز اندک ترم من، بدان و آگاه باش که در حال سپری کردنِ شیرین‌ترین روزهای زندگیت هستی، شیرینی که اگر چه گاهی گلویت را می‌زند؛ اما زود تمام می‌شود.   و از این پس اشک‌ها و خنده‌ها، دلتنگی‌ها و ذوق‌هایی را خواهی‌دید که دیگر هیچ‌وقت برایت تکرار نمی‌شوند. پس قدر بدان و استفاده کن. لذب ببر، کیف کن و خوشحال باش.حتی به غلط!حانیه اسدی/ مامایی ۹۶</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:25:49 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>دو‌راهی جعلی انتخاب</title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/%D8%AF%D9%88%E2%80%8C%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AC%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%AE%D8%A7%D8%A8-s0bs2xhmipnb</link>
                <description>بعدازظهر یکی از همین روزها، در میانه‌ی کولاک کیفم را به آغوش کشیده‌بودم؛ ماشین‌ها و اتوبوس‌ها زوزه‌کشان در خیابان‌هایی که رویشان شن پاشیده‌بودند، از کنارم می‌گذشتند. خسته‌تر از همیشه، جلوی تایمکس می‌ایستم، ترسم این است که این قیافه خسته و داغونم را تشخیص ندهد؛ ولی‌ صدای بوق تأیید می‌آید، شیفت خیلی شلوغی بود. الآن با پای پیاده باید از این تپه‌های ناهموار برف فشرده جلوی بیمارستان بگذرم تا به آن سوی خیابان برسم. این وضع آدم را دیوانه می‌کند، خصوصاً اگر کسی مثل من‌‌ ذهنش در انبوهی از افکار پر باشد، درست مانند تل برف کنار خیابان!بچه‌تر که بودم، دوست داشتم درس بخوانم، مستقل شوم، کاری داشته باشم، صبح به صبح لباس‌های اتو کشیده‌ام را بپوشم و راهی محل کار شوم.اولین بار که فهمیدم روزی، شغلی تحت عنوان خانه‌دار داریم، خنده‌ام گرفت.از همان نوجوانی خودم را با پیشبند و دستکش ظرف‌شویی، با قابلمه قورمه‌سبزی در حال قل قل لوبیا و گوشت و سبزی با کار در بیرون می‌دیدم.همیشه چیزی مرا مابین این دو قلقک می‌داد.طبیعی است اگر الان بیمارستان شیفت نبودم، حتما کنار گاز مشغول آبکش برنج بودم و بخارش باید دستم را می‌سوزاند.از آخرین باری که آشپزی کرده‌ام، حدود یک هفته‌ای می‌گذرد.علاوه بر من در همه‌ی تاریخ زن‌هایی بودند که در پی هویتشان با مردان گلاویز می‌شدند‌‌. به راستی کدام را باید انتخاب کرد؟زن امروز، زنی که باید یکی را از بین زن سنتی و زن مدرن انتخاب کند.تفکر سنتی که در عقب نگاه‌داشتن زن در فعالیت‌های اجتماعی، ایفای نقش زن را درتربیت فرزند و شوهرداری منحصر می‌کند. این تفکر زن را برای اندرونی می‌خواهد، اینکه پخت پز بکند، خانه را سامان دهد و بچه‌ها را تر و خشک کند؛ نه کاری به کار علم و اندیشه داشته باشد نه پیگیر فرهنگ و سیاست باشد نه از اقتصاد سهمی داشته‌باشد. در این دیدگاه، زن موظف است در خانه بماند و فرزند و شوهر خود را سامان بدهد تا آنها چرخ جامعه را بچرخانند؛ آن‌قدر بسابد تا خودش هم سابیده شود. تفکر سنتی عمدتاً‌ مخالف حضور اجتماعی زن است و با تحصیل و کسب معارف میانه‌ی خوبی ندارد و پستو را برای زن بهتر می‌داند؛ و خانه‌داری را یگانه فعالیت بلامنازع زن می‌داند. علاوه بر این، در ترویج خانه‌داری نیز افراط می‌کند و تمام فعالیت اجتماعی زنان را در همسری و مادری خلاصه می‌کند و ماحصل این تفکر، اگر زن در این دو نقش موفق نشد‌، ترشیده و اجاق کور تلقی می‌شود. در این ایدئولوژی زن باید نقش ضعیفه‌ی منفعل خود را بپذیرد تا مورد احترام قرار گیرد.اما مدرن ها...‌‌تفکر مدرن که زن را از آن طرف بوم به پایین می‌اندازد، اصالت را به حضور در اجتماع می‌دهد. حضور اجتماعی زن، یک حضور فرهنگی و معنوی نیست؛ منظور مدرن‌ها از حضور اجتماعی، مشخصاً تحصیل و شغل در درجه اول است. در نظر مدرن‌ها، خانه‌داری ننگ است و مادری نه تنها افتخار نیست؛ بلکه اگر مانع پیشرفت‌ها و موفقیت‌های فردگرایانه زن در جامعه شود باید به اقل برسد. زن مدرن یک چشمش به زن سنتی است که سعی می‌کند هر کاری که او می‌کرد،‌ انجام ندهد و چشم دیگرش به مرد مدرن است و در تکاپوست از انجام هر فعالیتی که مرد انجام می‌دهد باز نماند. ‌‌ مشکل مدرن‌ها این است که با بیرون‌کردن زن از متن خانواده، بنیان خانواده را به شدت سست کرده‌اند‌‌. حال آنکه زن امروز باید از این دوقطبی جعلی عبور کند و نه حضور در اجتماع را به تنهایی اصل بداند و نه خانه‌داری بی‌خبر از عالم و آدم را بپذیرد. اصلا مگر خانه‌داری، همان کارهای فرساینده، سخت، جارو و پخت و پز است؟!مگر خانه‌داری فقط همین ظرف و جارو و مبلمان است؟!خانه‌داری بسیار فراتر از این حرف‌هاست.خانه‌داری یعنی #خانواده_داری؛ یعنی مدیرت عاطفی خانواده در اصلی‌ترین پناهگاه انسان همان خانه یا خانواده؛ یعنی #انسان_داری؛یعنی #جامعه_ای_سالم؛یعنی #جامعه_داری؛یعنی #کشور_داری؛قدر خانه‌داری را بدانیم، #انسان_سازی کمتر از ماشین‌سازی، ساختمان‌سازی، مهندسی و پزشکی نیست. یک ‌زن می‌تواند قورمه‌سبزی را بی‌نمک بپزد؛ ولی در عین حال نمک زندگی یک جور را کم و زیاد کند.فاطمه کول/ مامایی ۹۵</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:19:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>متمسکان قدرت</title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/%D9%85%D8%AA%D9%85%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA-oyleadkuxkzj</link>
                <description>در سی‌و‌چهارمین شماره از نشریه‌ی رویش مفتخر به مصاحبه با آقای حمزه دستیار، دبیر سابق سیاسی اتحادیه انجمن‌های اسلامی هستیم تا نظر ایشان را درباره‌ی اتفاقات اخیر جویا شویم.سلام، وقتتان بخیر.به عنوان سوال نخست، لطفاً بفرمایید که با توجه به تحولات اخیر در آمریکا به نظر شما، انتخاب بایدن تاثیری در روند سیاسی_ اقتصادی و ... در قبال ایران دارد؟ انتخاب بایدن به خودی خود تاثیری در روند سیاسی_اقتصادی آمریکا در قبال ایران ندارد و این روزنامه‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب هستند که بر تاثیر بایدن در اقتصاد ایران مانور می‌دهند تا وضعیت نابسامان خود را در انتخابات ۱۴۰۰ و اذهان عمومی اندکی سامان دهند، اما مراحل بعد از انتخابات (مذاکرات و ارتباط کشورها) ممکن‌است بر روند سیاسی_ اقتصادی ایران تاثیرگذار باشد. به نظر شما منظور بایدن از یادداشت او مبنی بر «راه هوشمندانه‌تری برای سخت‌گیری بر ایران وجود دارد» چیست؟ دولت بایدن مثل دولت ترامپ سعی نمی‌کند که با فشار حداکثری و کاملاً واضح، ایران را تحت فشار بگذارد، بلکه تلاشش بر این است که از طریق مذاکره و گفتگو و کاملاً هوشمندانه وارد بشود و در قالب مذاکره و رفتار دیپلماتیک به ایران شدیدترین ضربه‌ها را بزند. همان‌طور که رفتار دموکرات‌ها به جمهوری‌اسلامی در سده‌ی اخیر، به مراتب خشن‌تر از جمهوری‌خواه‌ها بوده‌است که نیت خود را واضح به تصویر می‌کشیدند.   در بحبوحه انتخاب بایدن به عنوان رئیس ‌جمهور آمریکا و تغییرات قیمت دلار و اجناس در ایران؛ به نظر شما منشا این تغییرات چیست؟ و با توجه به این نوسانات دل‌خوش‌کننده، به دنبال چه هدفی هستند؟ ما سیاست‌گذارانی در راس امور داریم که غرب‌گرا هستند و برای این که در قدرت بمانند به هرچیزی متمسک می‌شوند. در حال حاضر چون بایدن، که اهل مذاکره است، رئیس جمهور شده‌است پس این‌ها جامعه را تحریک می‌کنند تا در ۱۴۰۰ دولتِ اهل مذاکره و گفتگو بر سر کار بیاید تا همچنان در قدرت بمانند و برای تحقق این امر باید تاثیرات روی‌کار آمدن بایدن را نشان دهند. به همین دلیل فشار‌های معیشتی که خودشان ایجاد کرده‌اند را کاهش می‌دهند ،یعنی قیمت دلار کاملاً تحت اختیار دولت است و می‌تواند هر زمان آن را کاهش دهد پس دولت می‌تواند همزمان با انتخاب بایدن قیمت دلار را کاهش ‌‌دهد تا مردم فکر ‌کنند کاهش قیمت به علت انتخاب بایدن است. همانطور که ‌می‌دانید این روزها تیتر اخبار مختلف، موضوع ترور است شما اهداف و مقاصد آمریکا و صهیونیست را از این عمل پلید چه می‌دانید؟ غربی‌ها، صهیونیست‌ها و اعراب حاشیه خلیج‌فارس با دیدن اشتیاق دولت ایران برای انتخاب دموکراتِ دیگر برای رئیس جمهوری آمریکا، متوجه خواستار آنها برای بازگشت به برجام شدند در این میان تیم صهیونیست می‌دانستند که هر چقدر به ایران ضربه بزنند ایران تا زمان برجام برای حفظ رابطه‌ی خود با آمریکا، هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد پس این زمان را بهترین فرصت برای ضربه‌زدن به ایران دانستند. این موضوعی است که اصلاح‌طلبان از آن به عنوان صبر استراتژیک و انقلابیون، تله صبر استراتژیک نام می‌برند. در اینجا وظیفه‌ی مردم است که انتقام را مطالبه ‌کنند.  موضع گیری ایران را تا به حال در قبال این ترور، چگونه دیدید؟ موضع‌گیری نیروها و نهاد‌های حاکمیتی بسیار خوب و در مقابل موضع‌گیری نیروهای دولتی و شورای عالی امنیت‌ملی بسیار بد بود. حتی در نامه‌ی تسلیت رئیس‌جمهور و برخی دیگر واژه دانشمند هسته‌ای ذکر نشده‌بود تا بتوانند به مذاکره برسند و در قدرت بمانند. پس قطعاً این‌ها انتقام‌گیرندگان اصیل این شهدای عزیز نیستند.  به نظر شما به چه علت بایدن، تاکنون در مورد ترور موضع‌گیری جدی نکرده‌است؟ انتظار نمی‌رود که بایدن در موضوع ترور، از ایران حمایت کند. نکته‌ای که باید توجه ‌شود این است که در سیاست‌گذاری کلان آمریکا، جمهوری‌خواه و دموکرات نداریم و همه در سیاست گذاری کلان متحد هستند و در‌واقع در نوع رویکردهایشان تفاوت دارند؛ پس آنها در قبال این عمل خوشحال هم می‌شوند و حتی اگر نامه‌ای هم بدهند قطعاً ارزشی ندارد.  چرا برخی صاحب‌نظران معتقدند ترور شهید فخری‌زاده اوضاع را برای دولت بایدن چالش برانگیزتر می‌کند؟  احتمالاً به این دلیل است که این رفتارها درب‌های دیپلماسی را می‌بندد، از طرفی مصوبه‌ی مجلس ایران و خروج از پروتکل الحاقی را در پی دارد. احتمالاً اگر ایران اقدام مقتدرانه‌ای انجام می‌داد، باید دسترسی بازرسان آژانس و بازرسان بین‌المللی از مسائل هسته‌ای را کم می‌کرد، باید ایران را به یک واکنش انتقامی تحریک می‌کرد و اگر بایدن بخواهد وارد مذاکره شود همه‌ی این‌ها به ضرر او است؛ چون همه‌ی این امتیازات را باید دوباره از ایران بگیرد.  علاوه بر این، این حرکت‌ها، تشنج در منطقه را افزایش می‌دهد و این تنش و تشنج مدیریت را برای آمریکا نیز سخت می‌کند؛ چراکه هر دو طرف درگیری را شامل می‌شود. در پایان توصیه‌ی شما به عنوان یک فعال دانشجویی، به دانشجویان در قبال بازی‌های سیاسی و پافشاری بر دیپلماسی گذشته چیست؟مهم‌ترین و اصلی‌ترین انتظاری که از دانشجو می‌رود، مطالبه‌گری بر پایه اصرار بر آرمان‌خواهی و آرمان‌گرایی است. ما باید استقلال و امنیت کشورمان را به عنوان دو رکن پایه‌ای و تاثیرگذار از سیاست‌گذاران مطالبه کنیم، اگر این دو مورد محقق بشوند زمینه برای تحقق بقیه موارد هم فراهم می‌شود. پس دانشجو در وهله‌ی اول باید از سیاست‌گذار مطالبه کند و سپس فرصت‌ها و تهدید‌ها و نقاط قوت و ضعف مذاکره را برای مردم روشن و بازگو کند تا مردم هوشیارانه تصمیم بگیرند. یکی از مهم‌ترین میدان‌هایی که نشان می‌دهد دانشجو می‌تواند این کارها را انجام دهد انتخابات ۱۴۰۰ است. اگر ما بتوانیم مردم را روشن‌گری کنیم تا نتایج برجام را ببینند قطعاً به کسی که خواستار بازگشت به برجام است رای نمی‌دهند. البته نباید با مصداق‌ها، سعی در آگاه‌سازی مردم داشته‌ باشیم بلکه این آگاه‌سازی باید به نحوی باشد که خود مردم، هوشیارانه تصمیم بگیرند.فاطمه حاتمی/ مامایی ۹۶</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:12:01 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>نمایش وارونگی</title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86%DA%AF%DB%8C-lcbldvctsftp</link>
                <description>گسترش رسانه‌های ارتباطی و وجود تنوع در پلتفرم‌های ارائه محتوا امکان وسیع‌تری برای فرهنگ‌سازی و تأثیر بر مخاطب فراهم آورده‌است؛ اما باید حواسمان باشد همان‌طور که این پیشرفت‌ها امکانات جدیدی در اختیار ما می‌گذارند از سوی دیگر اگر روش استفاده درست از آنها را ندانیم می‌توانند صدمات جبران‌ناپذیری بر پیکره‌ی فرهنگ و هنر جامعه وارد کنند. نمایش خانگی در چند سال اخیر توانسته جای خود را در خانواده‌های ایرانی پیدا کند و  مخاطبین زیادی را به خود جذب کند و دامنه تأثیرگذاری خودش بر مخاطب را وسیع‌تر کند. این صنعت به مرور زمان رشد کرد و اقبال مخاطبان باعث شد تا افراد زیادی از طیف‌های گوناگون به تولید محتوا در این قالب بپردازند و شاهد تولیدات گوناگون و متفاوتی باشیم. عدم وجود بعضی از محدودیت‌های دست و پاگیر در ابتدا خبر خوبی برای فیلم‌سازان بود که می‌توانستند با محدودیت‌هایی کمتر به تولید اثر بپردازند؛ اما با گذشت زمان نمایش خانگی دچار یک بی‌بندوباری فرهنگی شد و به جای فرهنگ‌سازی خود به یک ناهنجاری فرهنگی تبدیل شد. در واقع نمایش خانگی رسالت خود که تولید محتوای مناسب و در شأن مخاطب بود را به باد فراموشی سپرد و فعالان این حوزه نیز درنمایش خانگی با رویکردی کاملاً تجاری شروع به تولید محتوا کردند؛ تولیداتی که نه تنها از فرم خوبی برخوردار نبودند؛ بلکه در زمینه محتوا هم حرفی برای گفتن نداشتند و صرفاً نمایشی پوچ و بی‌معنی از روابط نامربوط عاشقانه بودند. در نبود نظارت درست و به موقع، نمایش خانگی تبدیل شد به عرصه و جولانگاهی برای نمایش اشرافیت آن هم در پوسته‌ای از ابتذال و دون‌مایگی. به مرور زمان تجمل‌گرایی و نمایش بی‌ حد و مرز آن به اتفاقی رایج و معمول در این صنعت تبدیل شد. مخاطبان کاملاً با شخصیت‌ها و فرهنگ حاکم بر سریال‌ها بیگانه بودند و سریال‌ها تصویری از زندگی ارائه می‌دادند که از دیدگاه مخاطب ایرانی غریب و نامتعارف بود. تولیدات به جای بهره‌گیری از سناریوی قوی سعی داشتند با ارائه‌ای وارونه از فرهنگ و پررنگ کردن زرق و برق‌های نا‌بجا اعم از روابط نامتعارف عاشقانه و نقش پررنگ مادیات در زندگی، مخاطب را جذب خود کنند.  حال اگر بخواهیم نمایش خانگی، دست‌آوردی برای فرهنگ و هنر جامعه‌ی ما داشته باشد و به غنی شدن آن کمک کند، باید شرایطی نظام‌مند و مشخص بر آن حاکم شود تا دیگر شاهد تولید محتواهای مبتذل و سخیف نباشیم. نمایش خانگی باید بتواند در عین حال که برای مخاطب سرگرم‌کننده است با بدنه‌ی جامعه ارتباط برقرار کند و ارزش‌ها و هنجارهای درست را به جامعه معرفی کند و محتواهای تولید شده در آن در  رشد و تعالی فرهنگ مخاطبانش نقش به سزایی داشته باشد.مبین رئیسیان/ پزشکی ۹۷</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:00:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>«جوانی کنید» </title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/%C2%AB%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D8%AF%C2%BB%C2%A0-sxip8dezzkqu</link>
                <description>چندی پیش به مناسبت روز دانشجو، از وزیر جوانمان توییتی دریافت کردیم، با این مضمون: «جوانی کنید.» راستش را بخواهید اندکی به فکر فرو رفتیم...کجا بهتر است برای جوانی کردن؟!اصلاً چگونه جوانی کنیم؟!از چه راهی جوانی کنیم؟!و سوال مهم‌تر آنکه، در این بازار شام، اصلاً فرصتی هم برای جوانی کردن هست؟!بهتر نبود به جای آنکه ایشان به قشر دانشجو بگویند: جوانی کنید، به دوستان مسئولشان می‌گفتند: با این اوضاعی که ساختید، جوانانمان، چگونه جوانی کنند؟!اصلاً جوانی که دغدغه‌ی بیکاری، بی‌پولی و هزار و یک مشکل دیگر را دارد، چگونه می‌تواند جوانی کند؟!جوانی که برخلاف نسل‌های گذشته‌اش، حتی از ازدواج هم محروم می‌شود؛ چون نه کاری دارد و نه توانی برای شروع زندگی!جوانی که فکرش به هر راهی، برای اندکی جوانی کردن می‌رسد، بالاجبار باید دست فکرش را بگیرد و در چهاردیواری اتاقش حبسش کند تا بلکه هوای جوانی کردن به کله‌اش نزند.اصلاً گیریم که ما جوانی کردن را بخواهیم، بعید میدانم جوانی کردن، دلش ما را بخواهد!با این قیمت‌های سر به فلک کشیده، اصلاً چه بخواهیم که بودجه‌اش با اندک بودجه‌ی ته جیبمان جور دربیاید؟!و این چنین می‌شود که جوانی کردن حتی در مخیله‌مان هم نمی‌گنجد و ما همچنان با گوشی بازمانده از دوران پیش از  گرانی، در دستمان و اندک اینترنت کم‌سرعت‌اش خوشیم، اگر بگذارند!و در این میان، ما جوانان از این‌جا رانده و از آن‌جا مانده، در کمال تاسف، باید امیدمان را از مسئولین عزیز برداریم و تنها به خودمان و خدایمان امید داشته باشیم، باشد که رستگار شویم ...و اما در این بین، الگوهای خوب کم نداریم، جوانانی که از حق جوانی‌شان گذشتند تا ما جوانی کنیم( که البته آن هم به لطف عزیزان مسئول، نقش بر آب شد.)جوانانی که زندگی ساده و پر از آرامششان، آرزوی هر جوانی در وضع کنونی است.اما متاسفانه، جوانان نسل‌های پیش که برای کشورمان افتخاری بودند ، تک به تک از پیش‌مان پرکشیدند، دانشمندانی که عمری را گذاشتند برای پیشرفت هر چه بیشتر کشور دلبندشان... عمری پر از تلاش و مجاهدت. غافل از آنکه، پیام تسلیت دقیقه‌ی ۹۰ نصیبشان می‌شود.و اما در این‌جا کشورهای دیگری وارد عمل شدند و جوانانی از نسل‌های دیروز و امروزمان، را از ما گرفتند.و چه شباهت تلخی ...جوانی و عمر دانشمندانمان به لطف دیگران لگدمال شد ...و جوانی ما هم به لطف مسئولین گرام ...خلاصه آنکه:بر باد رفت در غم و حسرت، جوانیم/ بی‌آرزو چه سود دگر زندگانیم؟!بله. مسئول جوان خوش‌خیالمان، جوانی‌کردن ما این‌چنین است!زهرا مطهری/ بهداشت عمومی ۹۷</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 10:54:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>جوانی کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/</link>
                <description>چندی پیش به مناسبت روز دانشجو، از وزیر جوانمان توییتی دریافت کردیم، با این مضمون: «جوانی کنید.» راستش را بخواهید اندکی به فکر فرو رفتیم...کجا بهتر است برای جوانی کردن؟!اصلاً چگونه جوانی کنیم؟!از چه راهی جوانی کنیم؟!و سوال مهم‌تر آنکه، در این بازار شام، اصلاً فرصتی هم برای جوانی کردن هست؟!بهتر نبود به جای آنکه ایشان به قشر دانشجو بگویند: جوانی کنید، به دوستان مسئولشان می‌گفتند: با این اوضاعی که ساختید، جوانانمان، چگونه جوانی کنند؟!اصلاً جوانی که دغدغه‌ی بیکاری، بی‌پولی و هزار و یک مشکل دیگر را دارد، چگونه می‌تواند جوانی کند؟!جوانی که برخلاف نسل‌های گذشته‌اش، حتی از ازدواج هم محروم می‌شود؛ چون نه کاری دارد و نه توانی برای شروع زندگی!جوانی که فکرش به هر راهی، برای اندکی جوانی کردن می‌رسد، بالاجبار باید دست فکرش را بگیرد و در چهاردیواری اتاقش حبسش کند تا بلکه هوای جوانی کردن به کله‌اش نزند.اصلاً گیریم که ما جوانی کردن را بخواهیم، بعید میدانم جوانی کردن، دلش ما را بخواهد!با این قیمت‌های سر به فلک کشیده، اصلاً چه بخواهیم که بودجه‌اش با اندک بودجه‌ی ته جیبمان جور دربیاید؟!و این چنین می‌شود که جوانی کردن حتی در مخیله‌مان هم نمی‌گنجد و ما همچنان با گوشی بازمانده از دوران پیش از  گرانی، در دستمان و اندک اینترنت کم‌سرعت‌اش خوشیم، اگر بگذارند!و در این میان، ما جوانان از این‌جا رانده و از آن‌جا مانده، در کمال تاسف، باید امیدمان را از مسئولین عزیز برداریم و تنها به خودمان و خدایمان امید داشته باشیم، باشد که رستگار شویم ...و اما در این بین، الگوهای خوب کم نداریم، جوانانی که از حق جوانی‌شان گذشتند تا ما جوانی کنیم( که البته آن هم به لطف عزیزان مسئول، نقش بر آب شد.)جوانانی که زندگی ساده و پر از آرامششان، آرزوی هر جوانی در وضع کنونی است.اما متاسفانه، جوانان نسل‌های پیش که برای کشورمان افتخاری بودند ، تک به تک از پیش‌مان پرکشیدند، دانشمندانی که عمری را گذاشتند برای پیشرفت هر چه بیشتر کشور دلبندشان... عمری پر از تلاش و مجاهدت. غافل از آنکه، پیام تسلیت دقیقه‌ی ۹۰ نصیبشان می‌شود.و اما در این‌جا کشورهای دیگری وارد عمل شدند و جوانانی از نسل‌های دیروز و امروزمان، را از ما گرفتند.و چه شباهت تلخی ...جوانی و عمر دانشمندانمان به لطف دیگران لگدمال شد ...و جوانی ما هم به لطف مسئولین گرام ...خلاصه آنکه:بر باد رفت در غم و حسرت، جوانیم/ بی‌آرزو چه سود دگر زندگانیم؟!بله. مسئول جوان خوش‌خیالمان، جوانی‌کردن ما این‌چنین است!زهرا مطهری/ بهداشت عمومی ۹۷</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 10:10:40 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>#جوانی_کنید</title>
                <link>https://virgool.io/@royesh_journal/</link>
                <description>چندی پیش به مناسبت روز دانشجو، از وزیر جوانمان توییتی دریافت کردیم، با این مضمون: «جوانی کنید.» راستش را بخواهید اندکی به فکر فرو رفتیم...کجا بهتر است برای جوانی کردن؟!اصلاً چگونه جوانی کنیم؟!از چه راهی جوانی کنیم؟!و سوال مهم‌تر آنکه، در این بازار شام، اصلاً فرصتی هم برای جوانی کردن هست؟!بهتر نبود به جای آنکه ایشان به قشر دانشجو بگویند: جوانی کنید، به دوستان مسئولشان می‌گفتند: با این اوضاعی که ساختید، جوانانمان، چگونه جوانی کنند؟!اصلاً جوانی که دغدغه‌ی بیکاری، بی‌پولی و هزار و یک مشکل دیگر را دارد، چگونه می‌تواند جوانی کند؟!جوانی که برخلاف نسل‌های گذشته‌اش، حتی از ازدواج هم محروم می‌شود؛ چون نه کاری دارد و نه توانی برای شروع زندگی!جوانی که فکرش به هر راهی، برای اندکی جوانی کردن می‌رسد، بالاجبار باید دست فکرش را بگیرد و در چهاردیواری اتاقش حبسش کند تا بلکه هوای جوانی کردن به کله‌اش نزند.اصلاً گیریم که ما جوانی کردن را بخواهیم، بعید میدانم جوانی کردن، دلش ما را بخواهد!با این قیمت‌های سر به فلک کشیده، اصلاً چه بخواهیم که بودجه‌اش با اندک بودجه‌ی ته جیبمان جور دربیاید؟!و این چنین می‌شود که جوانی کردن حتی در مخیله‌مان هم نمی‌گنجد و ما همچنان با گوشی بازمانده از دوران پیش از  گرانی، در دستمان و اندک اینترنت کم‌سرعت‌اش خوشیم، اگر بگذارند!و در این میان، ما جوانان از این‌جا رانده و از آن‌جا مانده، در کمال تاسف، باید امیدمان را از مسئولین عزیز برداریم و تنها به خودمان و خدایمان امید داشته باشیم، باشد که رستگار شویم ...و اما در این بین، الگوهای خوب کم نداریم، جوانانی که از حق جوانی‌شان گذشتند تا ما جوانی کنیم( که البته آن هم به لطف عزیزان مسئول، نقش بر آب شد.)جوانانی که زندگی ساده و پر از آرامششان، آرزوی هر جوانی در وضع کنونی است.اما متاسفانه، جوانان نسل‌های پیش که برای کشورمان افتخاری بودند ، تک به تک از پیش‌مان پرکشیدند، دانشمندانی که عمری را گذاشتند برای پیشرفت هر چه بیشتر کشور دلبندشان... عمری پر از تلاش و مجاهدت. غافل از آنکه، پیام تسلیت دقیقه‌ی ۹۰ نصیبشان می‌شود.و اما در این‌جا کشورهای دیگری وارد عمل شدند و جوانانی از نسل‌های دیروز و امروزمان، را از ما گرفتند.و چه شباهت تلخی ...جوانی و عمر دانشمندانمان به لطف دیگران لگدمال شد ...و جوانی ما هم به لطف مسئولین گرام ...خلاصه آنکه:بر باد رفت در غم و حسرت، جوانیم/ بی‌آرزو چه سود دگر زندگانیم؟!بله. مسئول جوان خوش‌خیالمان، جوانی‌کردن ما این‌چنین است!زهرا مطهری/ بهداشت عمومی</description>
                <category>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</category>
                <author>نشریه رویش انجمن اسلامی دانشگاه علوم‌پزشکی رفسنجان</author>
                <pubDate>Thu, 31 Dec 2020 09:31:16 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>