<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Rozhan Sadeghi</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@rozhansadeghi</link>
        <description>همیشه تشنه ارتباطات انسانی!</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 16:31:03</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/23544/avatar/vg7hQh.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Rozhan Sadeghi</title>
            <link>https://virgool.io/@rozhansadeghi</link>
        </image>

                    <item>
                <title>چه درس‌های بیزینسی از تیلور سوییفت یاد گرفتم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rozhansadeghi/%DA%86%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%B1-%D8%B3%D9%88%DB%8C%DB%8C%D9%81%D8%AA-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%85-oxg8wfnpf4rt</link>
                <description>درس‌هایی در مورد بیزینس از تیلور سوییفتتیلور سوییفت، برخلاف اکثر خواننده‌های زنی که من می‌شناسم تونسته بیشتر از ده سال در صدر اخبار باشه و آلبوم‌های پر فروشی تولید کنه که نه تنها باب میل طرفدارانش بودن، بلکه منتقدها رو هم راضی کردن. و من فکر می‌کنم دلیل این موفقیت بیشتر از صرفا شانس یا حتی موزیک خوب باشه. مطمئنم که این مسئله برمی‌گرده به بیزینس و مارکتینگ.بعد از دو آلبوم اخیر تیلور سوییفت یعنی Folklore و Evermore، و ضبط و انتشار مجدد آلبوم 8 سال پیشش یعنی Red، روژانی که در نوجوونی طرفدار تیلور سوییفت بود دوباره علاقش رو به این خواننده کشف کرد و این بار سعی کرد از دید یک تولیدکننده‌ی محتوا به متن شعراش، و از دید یک دانشجوی مدیریت بازرگانی به موفقیتش نگاه کنه. امروز می‌خوام به عنوان دانشجوی مدیریت در مورد درس‌های بیزینسی که ازش گرفتم حرف بزنم. اگه دیدم از این مقاله استقبال شد حتما به زودی به شعراش و درس‌هایی که ما تولیدکننده‌های محتوا می‌تونیم از اون‌ها بگیریم می‌پردازم.کمک گرفتن از گیمیفیکشن وقتی گیمیفیکیشن مد نبود!به نظر من کمتر کسی در دنیای موسیقی هست که قبل از انتشار آلبومش بتونه طرفداراش رو تا این حد مشتاق و هیجان‌زده کنه. درسته، همه‌ی خواننده‌ها قبل از انتشار آلبوم قطعه‌هایی از اون رو به عنوان Single منتشر می‌کنن تا به هوادارها یک ایده کلی در مورد آلبوم جدیدشون بدن. اما کسی مثل سوییفت طرفدارهای خودش رو با تک تک جزئیات آلبوم درگیر نمی‌کنه. بذارید برای شماهایی که شاید مثل من طرفدار تیلور سوفییت نباشید چند تا مثال بزنم.1. تیلور موقعی که در شرف انتشار  هفتین آلبوم خودش به اسم Lover بود تصمیم گرفت اسم این آلبوم رو مخفی نگه داره و با اون یک بازی راه بندازه! چجوری؟ در موزیک ویدیوی !ME که یکی از قطعات سینگل این آلبوم بود اسم اون رو پنهان کرد و به طرفدارانش گفت باید برای پیدا کردن اسم این آلبوم با دقت این موزیک ویدیو رو تماشا کنند. نتیجه چی شد‌؟‌ بالا رفتن تعداد بازدید این موزیک ویدیو و اشتیاق زیاد برای انتشار آلبومی که حتی هنوز اسمش هم معلوم نشده بود!اسم آلبوم Lover در موزیک ویدیوی !ME2. در سال 2021 تیلور سوییفت برای اینکه بتونه مالکیت آلبوم‌های قدیمیش رو از استودیو سابقش به خودش منتقل کنه، مجبور به ضبط و انتشار مجدد اون‌ها شد. احتمالا شما هم فکر کنید، به دلیل تکراری بودن محتوای این آلبوم‌ها فروش و استقبال اون‌ها خیلی زیاد نبود؛ اما کاملا در اشتباهید! اون نه تنها ترک‌های جدیدی به این آلبوم‌ها اضافه کرد بلکه با اسم این ترک‌ها گیمیفیکشنی رو شروع کرد که در نهایت منجر به موفقیتشون شد. برای مثال قبل از انتشار مجدد آلبوم Red، در ویدیویی اعلام کرد تعدادی آهنگ جدید در این آلبوم وجود داره که طرفدارها باید اسم اون‌ها رو از بین حروف به هم ریخته‌ی داخل ویدیو کشف کنند. با این حرکت سوییفت، انتشار مجدد آلبومی که چند سال پیش منتشر شده بود، در شبکه‌های مجازی دوباره سر زبون‌ها افتاد.حروف به‌هم‌ریخته اسم آهنگ‌های جدیدحتی وقتی معروف شدی هم مخاطب رو فراموش نکن!انتشار ورژن ده دقیقه‌ای آهنگ All Too Wellتوجه به مخاطب و ارتباط گرفتن با اون از باید‌های یک بیزینس موفقه. شما تا زمانی که بدون توجه به حرف و نظر مخاطب، فقط خدمات و محصولات خودتون رو تبلیغ کنید، هیچ نتیجه رضایت‌بخشی دریافت نمی‌کنید.تیلور سوییفت کسیه که نه تنها این اصل بیزینسی رو خیلی خوب فهمیده، بلکه از شروع کار خودش به عنوان یک خواننده سبک کانتری تا الان به عنوان یک  سوپر استار جهانی، اون رو رعایت کرده.یکی از جذاب‌ترین کارهایی که تیلور سوییفت برای طرفدارانش انجام می‌ده برگزاری نشست‌هایی خودمونی قبل از انتشار هر آلبوم و پخش اون برای این طرفدارهاست. توی این نشست‌هایی که در خونه‌ خودش انجام می‌شه، تیلور سوییفت با طرفدارانش گپ می‌زنه، براشون اجرا می‌کنه و حتی کوکی‌هایی که خودش پخته رو برای پذیرایی از اون‌ها انتخاب می‌کنه. این نشست‌ها نه تنها باعث نزدیکی اون و طرفدارانش می‌شه، بلکه کمک زیادی هم به بازاریابی آلبوم‌هاش قبل از انتشارشون می‌کنه. چه کسی بهتر از طرفدارهایی که توی خونت بودن، محصول تو رو به عنوان اولین نفرات تست کردن و حالا در موردش توی شبکه‌های اجتماعیشون نوشستن می‌تونن محصولاتت رو تبلیغ کنند؟توجه به درخواست‌های مخاطب از کسب‌وکار شما، چیزیه که تیلور سوییفت از اهمیت اون به خوبی خبر داره. یکی از محبوب‌ترین آهنگ‌های این خواننده‌‌ی پاپ، آهنگ All Too Well هست که 8 سال پیش در آلبوم Red منتشر شد. با اینکه این آهنگ از قطعات سینگل آلبوم نبود، اما تونست خیلی زود به آهنگ محبوب طرفدارها تبدیل بشه. زمان انتشار این آهنگ در سال 2012 شایعاتی مبنا بر وجود ورژن دیگه‌ای از All Too Well که 10 دقیقه‌ای بود پخش شد. شایعه‌ای که در سال 2021 فهمیدیم کاملا درست بوده. تیلور سوییفت در نوامبر سال 2021 با انتشار مجدد آلبوم Red بالاخره ورژن ده دقیقه‌ای یکی از محبوب‌ترین آهنگ‌های طرفدارانش رو منتشر و با این کار اون رو تبدیل به یکی از موفق‌ترین آهنگ‌های سال پیش کرد.برندینگ اصولی، راز ماندگار موندن!ری‌برندینگ با آلبوم Reputationحقیقت تلخ دنیای موسیقی آمریکا به خصوص برای خانم‌ها اینه که شما باید همیشه خودتون رو از نو بسازید. اینکه یک خواننده با استعدادی باشی که ملودی‌های گوش‌نواز و شعرهای دلنشین تولید می‌کنه کافی نیست.  تیلور سوییفت این رو خوب فهمیده و به همین دلیل با هر آلبوم جدید برند خودش رو از نو می‌سازه!این چیزیه که ما در دنیای بیزینس اون رو به عنوان ری‌برندینگ می‌شناسیم. تیلور خوب می‌دونه که تغییر برند، چیزی بیشتر از تغییر لوگو یا برای یک خواننده بیشتر از تغییر شکل و ظاهره! تیلور سوییفت با هر‌ آلبوم تجربه جدیدی رو به هوادارانش ارائه می‌ده. اون نه تنها سبک خودش بلکه هویتش رو هم با هر آلبوم تغییر می‌ده. برای مثال با انتشار آلبوم Reputation، هویت خودش رو از دختری که سابقا باب میل همه رفتار می‌کرد، لباس‌های رنگی رنگی می‌پوشید و به کسایی که بهش ضربه زده بودن جواب نمی‌داد پاک کرد و یک تیلور جدید رو به دنیا معرفی کرد. تیلوری که تحمل زور شنیدن رو نداره، از جنگ نمی‌ترسه و قرار نیست لزوما باب میل همه رفتار کنه.البته تیلور سوییفت نشون داده که نسبت به دو تا از مهم‌ترین اصول ری‌برندینگ کاملا آگاهی داره. اون می‌دونه که باز تولید برند خودش زمانی که برند فعلی جوابگوی درخواست هوادارانشه بی‌معنیه. برای مثال تیلور سوییفتی که از سال 2006 به عنوان خواننده سبک کانتری فعالیت می‌کرد، تا سال 2014 و تا موقعی که لزوم و درخواستی برای اینکار نمی‌دید سبک خودش رو به پاپ تغییر نداد.مسئله مهم دیگه‌ در ‌ری‌برندینگ، حفظ اصل اون برنده. درسته که با هر آلبوم جدید طرفداران اون می‌دونن که قراره با محصول جدیدی از سوییفت رو‌به‌رو بشن، اما در عین حال به این امر اطمینان دارن که امضای تیلور سوییفت یعنی داستان‌سرایی، قطعه‌هایی باکیفیت و صادق بودن در شعرهاش هم همراه این برند جدید خواهد بود.فراموش نکردن مسئولیت اجتماعیمسئولیت اجتماعی تیلور سوییفتبرندها چه دوست داشته باشن و چه از این مسئله خوششون نیاد، کارشون فقط تولید و فروش محصول نیست. اون‌ها به واسطه اعتباری که بین مردم به دست میارن باید اتفاقات بیشتری رو رقم بزنند. برندی که در بستر یک جامعه و با حمایت مردم اون شکل گرفته باید بعد از مدتی این حمایت رو به اشکال مختلف پاسخگو باشه. یکی از این روش‌ها انجام دادن مسئولیت اجتماعیه.تیلور سوییفت به عنوان یک برند این مسئله رو فراموش نکرده. از حرف زدن در مورد تجاوز جنسی، تا مسائل سیاسی و حق و حقوق زنان، همیشه مسئولیت اجتماعی خودش رو به عنوان کسی که پلتفرم بزرگی در اختیار داره و می‌تونه تاثیرگذار باشه به بهترین و صادقانه‌ترین حالت ممکن انجام داده.جمع‌بندیموفقیت در دنیای موسیقی به خصوص در سال 2022 که شبکه‌های مجازی مثل TikTok می‌تونن باعث شناخته‌شدن یک خواننده بشن، وابسته به اصول بیزینسه. فکر می‌کنم تیلور سوییفت کسیه که تونسته با بازاریابی خلاقانه، برندینگ اصولی و توجه به مخاطبانش فرمول این موفقیت رو کشف کنه. و من به عنوان یک هوادار نه تنها می‌تونم ساعت‌ها در داستان‌سرایی بی‌نظیری که در تک تک آهنگ‌هاش وجود داره غرق بشم، بلکه می‌تونم ازش درس‌هایی بیزینسی برای موفقیت در زندگی شغلی و حرفه‌ای خودم بگیرم.شما هنرمند دیگه‌ای رو می‌شناسید که از اصول بیزینس به نفع خودش استفاده کرده باشه؟</description>
                <category>Rozhan Sadeghi</category>
                <author>Rozhan Sadeghi</author>
                <pubDate>Fri, 06 May 2022 21:59:32 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چطور بدون سابقه کار، به عنوان تولیدکننده محتوا استخدام شدم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@rozhansadeghi/%DA%86%D8%B7%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D9%82%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AF%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D8%AF%D9%85-daiccum9jzsi</link>
                <description>کارآموز تولید محتوامن روژانم. یه دانشجوی مدیریت بازرگانی که دو ماهه به عنوان کارآموز توی شرکت نارین گیمز تولید محتوا می‌کنه. قصدم از نوشتن این مطلب و تعریف داستانم، انتقال تجربم در رابطه با نحوه استخدام شدن بدون هیچ سابقه کاری بود. امیدوارم که از خوندنش لذت ببرید.ترم 1 کارشناسی مدیریت بازرگانی، من دانشجویی بودم که با امید تبدیل ایده خودش به یک بیزینس موفق روی صندلی‌های دانشگاه نشسته بود. هنوز هیچ چیزی از مدیریت، رهبری، بازاریابی و بازرگانی نمی‌دونستم اما مشتاق و آماده بودم تا هرچیزی که استادها درس می‌دن رو یاد بگیرم.جلسه اول کلاس حسابداری، استاد این درس که سال‌ها سابقه فعالیت تو حوزه بازاریابی به صورت حرفه‌ای رو داشت، باهامون از رشته‌ای که داشتیم می‌خوندیم و شاخه‌های مختلف اون مثل مارکتینگ حرف زد. انقدر بیان شیوایی داشت و انقدر با ذوق و شوق از شغلش تعریف می‌کرد که من رو راجع به این موضوع کنجکاو کرد و باعث شد برم راجع به مارکتینگ بخونم.بعد از چند ماه تحقیق و مشورت با آدم‌های مختلف، آخر همون ترم اول با رویای داشتن بیزینس خداحافظی کردم و مطمئن شدم که می‌خوام در آینده تو حوزه دیجیتال مارکتینگ فعالیت کنم. برای همین تو 1 سال و نیمی که به خاطر کرونا توی قرنطینه بودم، در دوره‌های گوناگون انگلیسی و فارسی شرکت کردم، تو وبینارهای مختلف ثبت‌نام کردم، کتاب‌های تخصصی و غیرتخصصی مارکتینگ رو دانلود کردم و خودم رو موظف کردم که تا می‌تونم مقاله بخونم و دانش‌ام رو توی این حوزه بالا ببرم.این بین اما یک چیزی فکر من رو به شدت درگیر خودش کرده بود. اینکه دانش تئوری خودم رو چجوری به عمل تبدیل کنم؟ نمی‌شد که با 4 تا کتاب و مقاله خوندن دیجیتال مارکتر بشم! می‌دونستم تا خودم وبلاگ‌نویسی نکنم، کمپین‌های تبلیغاتی طراحی و اجرا نکنم، نتیجه‌هارو آنالیز نکنم و کپی رایتینگ انجام ندم، نمی‌تونم از مهارتم توی این حوزه مطمئن بشم. برای همین کم کم فکرم رفت سمت پیدا کردن دوره‌های کارآموزی تولید محتوا. یعنی قسمتی از مارکتینگ که به خاطر تعلق خاطرم به خوندن و نوشتن، بیشترین علاقه رو بهش داشتم.در ادامه این مطلب می‌خوام تجربه خودم در رابطه با مسیری که طی کردم تا کارآموز تولید محتوای یک ناشر موفق بازی، یعنی نارین گیمز بشم رو باهاتون به اشتراک بذارم. امیدوارم بتونه برای کسایی که دغدغه ورود به بازار کار دارن، مفید واقع بشه.مرحله اول: استفاده از تجربه دوستان و آشنایانوقتی تصمیم گرفتم که برای شرکت در دوره‌های کارآموزی اقدام کنم، مسئله‌ای تو ذهنم بود که به شدت منو آزار می‌داد. مدام به این فکر می‌کردم که چرا یک شرکت موفق باید من که هیچ سابقه‌ کاری ندارم رو استخدام کنه؟ این همه متقاضی وجود دارن که همه از من حرفه‌ای‌تر و با تجربه‌تر هستن. پس قطعا هیچ شانسی در برابر اونها نخواهم داشت.برای اینکه خودم رو از شر این افکار مخرب خلاص کنم و برای سوال‌هام جوابی پیدا کنم با چندتا از دوستام که می‌دونستم مدتیه در بازار کار مشابه فعالیت می‌کنند، صحبت کردم. نتیجه‌گیری من از این صحبت‌ها این بود که باید یک رزومه اصولی و حرفه‌ای بنویسم و توی سایت‌های کاریابی دنبال دوره‌های کارآموزی مختلف بگردم. داشتن سابقه کاری برای دوره‌های کارآموزی از الزامات نیست. چون اکثر شرکت‌های پیشتاز، به شما حین دوره، مهارت‌های اصلی رو آموزش می‌دن تا شما هم در مقابل براشون ارزش تولید کنید. اگه هم در پایان دوره از عملکردتون راضی بودن، احتمال داره که بهتون پیشنهاد کار تمام وقت بدن.مرحله دوم: نوشتن رزومه حرفه‌ای و اصولیبعد از حرف زدن با افراد مختلف متوجه شدم اولین کاری که باید بکنم رزومه نوشتنه. ولی نحوه انجام اینکار رو بلد نبودم. به خصوص که فکر می‌کردم توی رزومه فقط باید سابقه کاری بنویسم که خب من نداشتم!از اونجایی که هر وقت کاری رو بلد نیستم، دست به دامن یوتیوب و آموزش‌های مختلفش می‌شم، چند روز تو کانال‌ها و ویدیوهای مختلف این سایت گشتم و زیر و بم رزومه‌نویسی رو در آوردم. برای اینکه وقت شما، مثل من تو یوتیوب و وبسایت‌های مختلف تلف نشه، براتون یک سری از اصول رزومه‌نویسی رو توضیح می‌دم.فهمیدم که باید یک توضیح یا Personal Statement کوتاه ولی در عین حال جامع از خودم ارائه بدم تا به شرکت‌ها نشون بدم برای چی می‌تونم عضو ارزشمندی از مجموعه‌شون باشم. در واقع باید از خودم تعریف می‌کردم و توانایی‌های مختلفم رو که می‌دونستم توی تولید محتوا به کارم میاد می‌نوشتم. توانایی‌هایی مثل تسلط به زبان انگلیسی یا آشنایی با فوتوشاپ.قسمت‌های دیگه رزومه رو با فعالیت‌های فوق‌برنامه‌ای که تو دوران مدرسه و دانشگاه انجام داده بودم، تجربه‌ای که از نوشتن داشتم، دوره‌های مختلفی که گذرونده بودم، کارهای داوطلبانه‌ای که انجام داده بودم و پروفایل لینکدینی که یک دستی به سر روش کشیده بودم، پر کردم. از همه مهم‌تر حواسم بود تو رزومم دروغ نگم و اغراق بی‌جا نکنم. خیلی از افراد فکر می‌کنن که با دروغ گفتن تو رزومه می‌تونن استخدام بشن. اما اگه واقعا توانایی انجام کارها رو نداشته باشن در طول فعالیت در اون سازمان به مشکل برمی‌خورن و اعتبار خودشون رو خدشه‌دار می‌کنن.مرحله سوم: جستجو در وبسایت‌های کاریابیحالا که یک رزومه و پروفایل لینکدین خوب داشتم، با اعتماد به نفس بیشتری تو وبسایت‌های کاریابی شروع به جستجوی دوره‌های کارآموزی دیجیتال مارکتینگ و تولید محتوا کردم. برام مهم بود در شرکتی کار کنم، که ارزش‌های اون با ارزش‌ها و استانداردهای من در یک راستا قرار داشته باشن. استانداردهایی مثل پویا بودن، داشتن محیط صمیمی، استخدام نیروی کار جوون، اهمیت دادن به خلاقیت، استقبال از نظرات همه افراد تیم و مواردی از این دست. برای همین در مرحله اول سازمان‌هارو از فیلتر ذهنم عبور دادم و در نهایت تعداد انگشت‌شماری رو برای ارسال رزومه انتخاب کردم.نارین گیمز یکی از اون شرکت‌ها بود. یک ناشر بازی که با تحقیق از وبسایت، لینکدین و اینستاگرام متوجه شدم تا حد خوبی با استانداردهای من هماهنگی داره. نیروی کار جوونی داشت و مشخص بود که به آموزش کارمنداش اهمیت می‌ده. همچنین سابقه طولانی و موفقی هم در حوزه نشر بازی‌های ویدیویی داشت. به علاوه، چه چیزی می‌تونست جذابتر از کار کردن تو شرکتی باشه که هرروز با بازی‌ها سروکار داره؟این شد که بعد از شرکت تو مصاحبه و جواب دادن به سوالات جور و واجور در مورد خودم، دلیل علاقم به تولید محتوا، توانایی و دانشم در این زمینه و انجام دادن تسک برای نشون دادن مهارتم، بالاخره به عنوان کارآموز تولید محتوای نارین گیمز استخدام شدم.چالش‌ دوران کارآموزی:مهم‌ترین چالشی که موقع تصمیم‌گیری برای انتخاب شرکت و بعد هم موقع فعالیت در نارین گیمز باهاش رو‌به‌رو شدم، تولید محتوای تخصصی و B2B در زمینه بازی‌های ویدیویی بود. درسته که من روی گوشیم بازی‌هایی دارم که در وقت‌های آزاد یا وقتی دارم کتاب صوتی گوش می‌دم باهاشون بازی می‌کنم، درسته که هر از چند گاهی سراغ بازی‌های داستان-محور پلی استیشن می‌رم و درسته که بازی Mafia رو چندین بار روی کامپیوتر تموم کردم اما هیچوقت دانش تخصصی در حوزه گیم نداشتم. نمی‌دونستم که آیا از عهده تولید اینگونه محتوا برمیام یا نه ولی خودم رو برای رویارویی با این چالش آماده کرده بودم و به خودم قول داده بودم که برای سربلند بیرون اومدن از اون تلاش کنم.هر روزی که استراتژیست محتوای نارین گیمز، آقای مهدی علامه بهم موضوعات جدید برای نوشتن پست وبلاگ می‌داد، وقت می‌ذاشتم و چندین مقاله انگلیسی و فارسی راجع به اون کلمه می‌خوندم تا به موضوع اشراف پیدا کنم. حتی بعضی وقت‌ها موضوع انقدر برام تخصصی و سنگین می‌شد که مجبور بودم برای نوشتن یک پاراگراف چند خطی، چند ساعت تحقیق کنم و از آدمای متخصص راجع بهش پرس‌وجو کنم. هرچی پیش رفت با موضوعات بیشتری آشنا شدم و هنوز هم هر روز در حال یادگیری در مورد این صنعت جذاب هستم.توصیه‌هایی برای دوره کارآموزی:1. روز اولی که کار کردن رو شروع می‌کنید و بعد از اینکه با مسئولیت‌هاتون آشنا می‌شید برای خودتون هدف تعیین کنید. مشخص کنید که تا پایان دوره دوست دارید به چه مهارت‌هایی دست پیدا کنید، چه چیزهایی رو یاد بگیرید و انجام دادن چه کارهایی رو تجربه کنید. برای رسیدن به اون‌ها تلاش کنید تا از فرصتی که در اون سازمان به شما داده شده بیشترین بهره رو ببرید.2. از سوال پرسیدن نترسید. یادتون باشه که شما قراره تو این دوره مهارت‌های اصلی مربوط به حرفه‌تون رو یاد بگیرید. برای من تبدیل دانش ناقص تئوریم به کار عملی از هرچیزی مهم‌تر بود. برای همین از منتورم در مورد نوشتن عنوان خوب، نحوه سئو کردن محتوا، ادیت عکس‌ها برای وبسایت، طرز نوشتن کپشن و خلاصه هر موردی که به تولید محتوا مربوط می‌شد سوال می‌کردم و ایشون هم سر حوصله به من تک تک این موارد رو آموزش می‌دادن. سوال پرسیدن و استفاده از تجربه دیگران نه تنها ایرادی نداره بلکه روند پیشرفت شما رو سریع‌تر می‌کنه و کیفیت کارتون رو بالا می‌بره.3. دنبال فیدبک گرفتن باشید. فکر نکنید روند آموزش شما با انجام دادن یک کار از صفر تا صد تموم می‌شه. اتفاقا قسمت اصلی آموزش اونجایی اتفاق می‌افته که شما در مورد کاری که انجام دادید فیدبک و بازخورد می‌گیرید. به این بازخوردها با دقت گوش کنید و اشکالات کارتون رو برطرف کنید.جمع‌بندی: یکی از نقاط عطف چند سال اخیر من در زندگی حرفه‌ای و کاریم، شرکت در دوره کارآموزی در کنار تحصیل در دانشگاه بوده. می‌دونم که موقع فارغ‌التحصیلی از سایر همکلاسی‌های دانشگاهیم که فقط سر کلاس‌ها شرکت کردن چندین قدم جلوترم. اون‌ها تازه باید دنبال رزومه‌سازی و کار بگردن در صورتی که من در کنار درس خوندنم تجربه عملی کسب کردم. مهم‌تر از همه تو این دوره تونستم با آدم‌های متخصص رشتم آشنا بشم و هر روز ازشون یاد بگیرم.خوشحال می‌شم تجربه خودتون رو از دوران کارآموزی یا روزهای اول کارتون باهام در میون بذارید. اگه سوالی در این مورد دارید تو کامنت‌ها برام بنویسید تا بهشون جواب بدم.</description>
                <category>Rozhan Sadeghi</category>
                <author>Rozhan Sadeghi</author>
                <pubDate>Mon, 15 Nov 2021 17:52:44 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>