<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Sepideh Zadmehr</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@s.zadmehr67</link>
        <description>Addicted to Learning new things</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-17 05:08:08</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/234913/avatar/nBedu2.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Sepideh Zadmehr</title>
            <link>https://virgool.io/@s.zadmehr67</link>
        </image>

                    <item>
                <title>✳️ روحیه‌ای که یک مارکتر حرفه‌ای باید داشته باشه!</title>
                <link>https://virgool.io/@s.zadmehr67/%E2%9C%B3%EF%B8%8F-%D8%B1%D9%88%D8%AD%DB%8C%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D9%87-xlj9vt8gmjpz</link>
                <description>توی این متن می‌خوام کمی از روحیه‌ای که یه مارکتر باید داشته باشه، برای تازه‌کارها و علاقه‌مندان به فیلد مارکتینگ، بگم تا با آگاهی بیشتر وارد مسیر حرفه‌ای خودشون بشن. امیدوارم که به کارتون بیاد و بتونید که خودتون رو با این توصیه‌ها وفق بدید و تا جای ممکن بهش عمل کنید و در نهایت اونقدری رشد کنید که تبدیل یه مارکتر حرفه‌ای و شاخص بشید انشاالله...راه دشوار و طولانی در یادگیری مارکتینگچرا از روحیه میخوام بگم؟مارکترهای حرفه‌ای یه سری ویژگی‌های مشترک دارن که خیلی راحت میشه تشخیصشون داد! وقتی این ویژگی‌ها رو تو خودت پرورش بدی، خیلی سریع میتونی بین بهترین‌های این حوزه جا باز کنی.جالبه بدونی مارکترهای باتجربه همدیگه رو سریع می‌شناسن - کافیه نحوه فکر کردن، برخورد با چالش‌ها و واکنش به شکست‌ها رو ببینن، فوری می‌فهمن طرف از خودشونه یا نه!این ویژگی‌ها فراتر از مهارت‌های فنیه؛ یه جور روحیه و طرز فکره که بین همه حرفه‌ای‌های این صنف مشترکه.از طرف دیگه راه مارکتینگ، راه سختیه، ولی رشد و ماندگاری و کسب نتیجه در این حوزه، خیلی خیلی به روحیهٔ کسی که وارد اون می‌شه داره. برای همین سعی می‌کنم به اختصار کمی از نیازمندی‌های حوزه مارکتینگ رو از دید خودم در ادامه براتون بگم.کسی که می‌خواد در این حوزه کار کنه، باید خودشو آماده یادگیری مهارت‌های زیادی کنه...چرا که همیشه انتظار رشد زیاد و کسب نتایج قابل توجه از این تیم هست. طوری که چشم همه شرکت‌ها برای دیده‌شدن محصول و خدمات و رشدشون، اول از همه به تیم مارکتینگشونه. دلیلش هم اینه که رشد محصول و برندینگ یه شرکت خب وظیفهٔ اصلی تیم مارکتینگ هست.هرچه تیم مارکتینگ قوی‌تر... جایگاه شرکت در بازارش هم بزرگتر...مارکتینگ واقعاً از نظر عموم مردم چیه؟عموم افراد مارکتینگ رو به چه چیزی می‌شناسن؟عمدتاً‌ وقتی اسمی از مارکتینگ میاد، یاد طرح‌های کمپین‌های بزرگ و وایرال شده خلاقانه و اثرگذار در سطح کلان می‌افتیم. اما مارکتینگ فقط خلاقیت و ایده‌پردازی نیست؛ و البته مارکتینگ هم همیشه معجزه نمی‌کنه!چیزی که خیلی کلیدی و مهمه اینه که؛مارکتینگ ترکیبی از مهارت‌های قابل اندازه‌گیری + روحیه‌ای هست که باعث می‌شه هیچ‌وقت از مسیر رشد خارج نشی.مارکتینگ یه فعالیت به شدت ongoing و به هم پیوسته و یکپارچه در بلندمدت هست که منجر به کسب نتایج بزرگ می‌شه.به دلیل انتظارهای بزرگ و خلاقانه متعدد از مارکتینگ، این راه یه راه پر از چالش‌های مختلفه که باید بتونی هندلش کنی. اما اگه یه مارکتر حرفه‌ای باشی حتماً می‌تونی نتیجه مورد نظر رو کسب کنی.ویژگی‌های کلیدی یک مارکتر حرفه‌ای چیه؟✅ یک مارکتر حرفه‌ای باید این روحیات و ویژگی‌ها رو که در ادامه می‌گم حتماً داشته باشه و سعی کنه این طرز فکرها و نوع نگاه به کارش در خودش پرورش بده:🔰 داشتن روحیهٔ جنگنده و پرانرژی و به شدت انگیزه‌مند:مهم‌ترین ویژگی و روحیه‌ای که یه مارکتر باید داشته باشه، داشتن یه روحیهٔ جنگنده و پرانرژی و انگیزه‌مندعه مداومه؛ اینکه تونسته باشه توان دوباره بلند شدن بعد از هر ناکامی و ادامه‌ دادن با انگیزه مضاعف رو در خودش و شخصیتش و رویکردش به کار نهادینه کرده باشه. حتی اگه دید که کسی اطرافش و از همکارهاش هم این روحیه رو نداره، به راه درست هدایتش کنه و بهش انگیزه رقابتی بده.🔰 یادگیری مداوم و کنجکاوی:یه مارکتر حرفه‌ای باید به صورت مداوم و هر روزه اقدام به یادگیری و کنجکاوی در کسب مهارت‌های جدید حوزه مارکتینگ داشته باشه و البته در کارهای روزمره‌ش هم از یادگیری‌هاش استفاده کنه. می‌دونی که این مهارت‌ها و ابزارها در دنیای مارکتینگ تمومی نداره و تو هیچ‌وقت نمی‌تونی یه آدم کامل از منظر کلیه ابزارها باشی. پس همیشه جای رشد و یادگیری توی این فضا برای تو مهیا هست. فقط باید بخوای که واردش بشی.🔰 همدلی با کاربر و کشف مشکلات واقعی کاربر:تو به عنوان یه مارکتر باید بتونی با کاربر هدفت همدلی کنی و نیازهای واقعی‌اش رو کشف کنی، یعنی درک درستی از مشکلات واقعی کاربر (real pain-points) داشته باشی و درواقع به بهبود توسعه محصولات شرکتت کمک کنی. تو باید محصولی رو پروموت کنی که واقعاً مشکلی رو از کاربر هدفت برطرف کنه! نه اینکه صرفاً مجری معرفی محصولاتی باشی که هیچ نیازی رو برطرف نمی‌کنه! مسئول هرگونه معرفی‌ای تو هستی. پس اگه می‌بینی محصولی بهت ارجاع شده که خیلی کامل نیست و یا پر از اشکاله و یا هیچ مسئله‌ای از کاربر هدفت رفع نمی‌کنه، وظیفهٔ توعه که فیدبک‌های لازم رو به تیم محصول ارائه بدی و حتی برای این موضوع می‌تونی از انواع روش‌های تحقیق در بازار برای شناخت کاربر هدفت (مثل پرسشنامه و یا مصاحبه و ...) استفاده کنی.🔰 چابک در تغییر و تست سریع:در مسیر تست سریع اقدامات مختلف در مارکتینگ و تغییر احتمالی اونها، تو باید مهارت‌های لازم رو داشته باشی! یعنی که اگه دیدی یه مسیر جواب نمیده، به این مسیر نچسبی و سریع پیشنهاد جدیدی بدی و نذاری کار مارکتینگ روی تصمیم‌های اشتباه بمونه. یعنی تلاش کنی که از نزدیک‌بینی بازاریابی دور باشی! قرار نیست تا ابد یه مسیر به بیزنست جواب بده. تا دلت بخواد مسیر رشد هست. فقط باید کوچیک کوچیک و متعدد تست کنی و از نتایجی که کسب کردی بهترین راهی که داشتی رو برای معرفی بزرگتر محصول انتخاب کنی.🔰 داشتن تاب‌آوری در کسب نتیجه:در مسیر رسیدن به نتیجه صبر داشته باش! یادت باشه این مسیر، خیلی هموار نیست. ممکنه زیاد به در بسته بخوری! ملالی نباشه برات! تو باید انقدر اقدامات مختلفی رو انجام بدی که نتیجه‌ای که میخوای رو در نهایت کسب کنی! راه‌های مختلف رو تست کن و روی یه مسیر نمون! فکر کن... فکر کن... فکر کن... البته اینجا یه تبصره هست، که نباید تلاش‌هات اینجوری باشه که انگار داری به هرقیمتی به نتیجه فکر می‌کنی. قراره که راه درست رو که بیشترین نتیجه درست و هدفمند رو بهت میده پیدا کنی.🔰 نتیجه‌محوری به‌جای فعالیت‌محوری:یادت باشه توی مارکتینگ انتظار از تو اینه که از معرفی و کمپین‌هات بتونی نتیجهٔ هدف بیزنس رو بگیری! قرار نیست انجام ۵۰۰ کار مختلف بشه هدفِ تو. تو ۵۰۰ کار مختلف رو انجام میدی که به نتیجهٔ هدف برسی. پس همیشه ذهنت رو روی هدف و کسب نتیجه درست و هدفمند متمرکز کن.مارکتر موفقی که همیشه به هدفش رسیدهدر نهایت:مارکتر موفق کسیه که بعد از هر بار شکست، با نسخهٔ قوی‌تری از خودش برمی‌گردد و شک نکن که همین روحیه، نتایج بزرگی رو برای تو و سازمانت می‌سازه.تو کدوم یکی از این ویژگی‌ها رو داری؟ تا حالا تجربه یا چالش خاصی در مسیر شغلی‌ات داشته‌ای که بخواهی با بقیه به اشتراک بگذاری؟خوشحال می‌شم اگر تجربیات، ایده‌ها یا چالش‌هایی که در این ارتباط داشتی رو در کامنت‌ها با من و دیگران درمیان بذاری!</description>
                <category>Sepideh Zadmehr</category>
                <author>Sepideh Zadmehr</author>
                <pubDate>Wed, 22 Oct 2025 20:57:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ارائهٔ ایدهٔ یک کمپین بازاریابی بازی‌وارسازی</title>
                <link>https://virgool.io/@s.zadmehr67/%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D9%87%D9%94-%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87%D9%94-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-vpmecud4c961</link>
                <description>یکی از جذاب‌ترین بخش‌های کار در حوزه بازاریابی اینه که ایده‌های متنوع و جالب و متفاوت رو می‌تونی خلق کنی و در عین حال بعدش هم از اثربخشی اون ایده‌های متمایز لذت ببری!در بله حدود یکسالی بر روی برگزاری کمپین‌های شارژ و اینترنت متمرکز بودیم و کمپین‌های متنوعی رو هم اجرا کردیم، هرکدوم با جوایز و ایده‌های منحصربه‌فرد خودش!می‌خوام از یکی از ایده‌های کمپین‌های اجرا شده در بله که در اون سعی شد از ابزارهای مبتنی بر بازی‌وارسازی هم استفاده بشه، براتون بنویسم.کمپین «جاهای خالی رو با جایزه پر کن!»در کمپین شارژ و اینترنت خرداد ماه ۱۴۰۱، که با شعار کمپین «جاهای خالی رو با جایزه پر کن!» به مخاطبان هدفش (کاربرای شارژ و بسته بخر بله) معرفی شد،‌ کاربران لازم بود که یه بازی سه مرحله‌ای رو پیش می‌بردن.مدت زمان اجرای این کمپین برای کاربران بله حدود یک ماه بود.مرحلهٔ اول:کاربرها باید تراکنش شارژ و اینترنت می‌زدن و بعد از هر تراکنش توی رسید یه کلید رمز دریافت می‌کردن.با هر ۵۰۰۰ تومان تراکنش، یک الماس دریافت می‌کردن!بهشون از همون ابتدا گفتیم که حواستون باشه، اگه الماس‌های بیشتری در مرحلهٔ اول کسب کنین، مرحلهٔ دریافت جایزه، براتون جایزه‌های جذاب‌تری داره.پس هرچی مبلغ تراکنش کاربر بالاتر بود ‌الماس‌هاش بزرگ‌تر می‌شد.ولی به ازای هر تراکنش فقط یه کلید رمز دریافت می‌کرد!مرحلهٔ دوم:وقتی کلید رمزهاتو کامل دریافت می‌کردی، دیگه وقت ساخت جمله‌ٔ بازی بود، البته همهٔ کاربران باید حداقل ۵ تا کلید متفاوت رو از تراکنش‌های مختلف جمع می‌کردن.بعد از دریافت همهٔ کلیدها، کاربر باید دونه دونه کلید رمزهاش رو برای ساخت جمله‌ٔ درست، به ترتیب انتخاب می‌کرد تا جملهٔ درست در صفحه بهش نمایش داده بشه.جمله‌ای که می‌ساختن هم از توضیحات کاربرد و نحوهٔ استفاده از سایر محصولات بله بود و جمله‌ٔ ساخته شده در نهایت بهشون کمک می‌کرد که باز با بله و خدماتش آشنا بشن.به محض اینکه می‌تونستن جمله رو بسازن، یه پاکت هدیهٔ ویژهٔ نقدی براشون در مرحلهٔ بعدی فعال می‌شد!مرحلهٔ سوم:کاربر ما وقتی رمز بازی رو پیدا کرد، توی این مرحله، جایزهٔ قطعی خودشو دریافت می‌کرد.جایزه‌های کمپین چی بود؟یه جایزهٔ قطعی برای همه کاربران مشارکت‌کننده + یه جایزهٔ ویژه قرعه‌کشی برای یک نفرهر الماس کسب شدهٔ کاربر در هر دو جایزهٔ کمپین برای کاربر تاثیر داشت، یعنی هر الماس در کمپین دوتا کارکرد داشت:هم شانس قرعه‌کشی جایزهٔ ویژهٔ کمپین بود و هرچه الماس‌های بیشتری داشتی، شانس‌ات در قرعه‌کشی هم بیشتر می‌شد، و هم اینکه مثل همهٔ کمپین‌های «هر تراکنش بیشتر جایزهٔ بیشتر» اینجوری بود که هرچه الماس بیشتری کسب می‌کردی، روی مبلغ جایزهٔ پاکت هدیهٔ قطعی‌ات هم تاثیرگذار بود و در نتیجه جایزه‌ دریافتی‌ات بیشتر می‌شد.جایزهٔ قطعی چقدر بود؟به ازای درصدی از مبلغ خریدهای کل تراکنش‌های کاربر تا مرحلهٔ سوم، مبلغ پاکت هدیهٔ کاربر مشخص می‌شد.یعنی جایزهٔ کاربر، ۱۰ درصد کل مبلغ خریدهای شارژ و اینترنت‌اش در طول کمپین بود.البته تا سقف ۲۰ هزار تومن!باز برای اینکه کاربر دقیق‌تر حس کنه که در طول کمپین مبلغ جایزه‌اش داره زیادتر می‌شه، سعی کردیم به یه ترتیبی در طول کمپین و تراکنش‌های کاربر، مبلغ پاکت هدیهٔ نمایشی به کاربر رو براساس الماس‌های کسب کرده‌اش، به چند دسته تقسیم کنیم و بهش نشون بدیم تا ذهن‌ش به این سمت بره که الماس چیه و چجوری می‌تونم بیشتر کسبش کنم تا جایزهٔ قطعی من بیشتر بشه.دسته‌بندی نمایش الماس‌هارو اینجوری گذاشتیم:۱۰ الماس = ۵ هزار تومان پاکت هدیه۲۰ الماس = ۱۰ هزار تومان پاکت هدیه۳۰ الماس = ۱۵ هزار تومان پاکت هدیه۴۰ الماس = ۲۰ هزار تومان پاکت هدیهو سقف پاکت هدیه تا همین ۲۰ هزار تومان بود!اما اگه کاربر در ۵ تراکنشی که می‌زد کمتر از ۱۰ الماس دریافت می‌کرد، یعنی مثلاً ۵ تا تراکنش ۲ هزار تومانی شارژ خریده بود، یعنی در مجموع ۱۰ هزار تومان کل خریدش بود، و ۲ تا الماس گرفته بود، پس فقط اندازه ۱۰ درصد کل مبلغ خریدش، یعنی هزار تومان برندهٔ پاکت هدیهٔ قطعی می‌شد.جایزهٔ قرعه‌کشی چی بود؟گفتیم که یه جایزهٔ قرعه‌کشی هم این کمپین داشت:علاوه بر جایزهٔ نقدی قطعی پاکت هدیه، یک جایزهٔ دیجیتالی گوشی هوشمند هم برای تمام کسانی که در این کمپین حداقل سه تراکنش مجموع شارژ یا اینترنت داشتند، به صورت قرعه‌کشی در نظر گرفته شده بود که در پایان کمپین برندهٔ اون مشخص شد.البته نکتهٔ جذاب دیگه‌ای هم که بالاتر گفتم همین بود که کاربرها به میزان الماس‌هایی که در طول کمپین کسب کرده بودند، در قرعه‌کشی جایزهٔ گوشی هوشمند هم شانس قرعه‌کشی کسب می‌کردن.ریزه‌کاری‌های دیگه‌ای‌ هم این کمپین داشت، که خوبه بهشون اشاره کنم مثل اینکه:دریافت تصادفی کلیدهای رمز کاربر؛ هر فرد با هر تراکنش حداقل یک کلید رمز رو به صورت تصادفی دریافت می‌کرد. اما به علت بازهٔ زمانی یک ماههٔ کمپین حداقل دو کلمهٔ تکراری هم در تراکنش‌های افراد در نظر گرفتیم.هدفمندی جمله‌ها و محتواهای کمپین بر اساس رفتار کاربر؛ سعی کردیم محتواها و جمله‌های رمز بازی رو هدفمند به صورت متفاوت برای کاربران متفاوت در نظر بگیریم. این کار هم باعث تنوع جملات می‌شد و هم به آدمها حس فهمیده شدن و هوشمندی می‌داد، و هم باعث می‌شد که افراد نتونن از هم تقلب کنن و در نهایت هیجان بازی براشون حفظ بشه. برای همین سعی کردیم از یک مفهوم دسته‌بندی مشتریان استفاده کنیم که توی هر دسته تا جای ممکن کاربران با رفتارهای مشابه، محتواها و جمله‌های مشابه رو دریافت کنن، و کاربران در دسته‌های متفاوت محتواهای متفاوتی رو نسبت به همدیگه دریافت کنن. نوع دسته‌بندی انتخابی‌مون هم، دسته‌بندی کاربران به شیوهٔ RFM بود. یعنی پس از مشخص شدن دستهٔ هر کاربر، هم کلیدرمز بازی اون کاربر و هم محتواهای دریافتی‌اش در حین کمپین براساس محتواهای یکی از دسته‌های شناسایی شدهٔ دسته‌بندی شامل ۱۱ دسته پیام برای ۱۱ دسته کاربر شارژ و ۱۱ دسته کاربر اینترنت بود.نتایج کمپین چطور بود؟توی این کمپین در تمام شاخص‌های تعداد کاربر، تعداد تراکنش و مبلغ تراکنش و در نتیجه درآمد تراکنش‌هامون شاهد رشد خیلی خوبی بودیم. یعنی شاخص‌های تعداد کاربر و تعداد تراکنش و مبلغ تراکنش در هر دو سرویس شارژ و اینترنت از بین ۱۸ تا ۳۲ درصد رشد داشتن و درآمد روزانهٔ سرویس اینترنت هم در این دورهٔ کمپین رشد ۴۰ درصدی کسب کرد.نمای کلی صفحهٔ کمپین: پ.ن: متن جمله رمز بازی تصاویر فوق یک مثال فرضی‌ است و جزء جمله‌های اصلی کمپین نیست.</description>
                <category>Sepideh Zadmehr</category>
                <author>Sepideh Zadmehr</author>
                <pubDate>Mon, 21 Aug 2023 22:13:06 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده‌های خلاقانه کمپین‌ بازاریابی - مطالعه موردی ۳</title>
                <link>https://virgool.io/@s.zadmehr67/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DB%B3-miwmflnscdrb</link>
                <description>فولکس واگن«آخرین مایل» فولکس واگن - خداحافظی یک ماشین نمادین کمپین TheLastMile# یک خداحافظی احساسی با بیتل نمادین بود. در سال 2018 فولکس‌واگن اعلام کرد که می‌خواد ساخت بیتل که پرفروش‌ترین خودروی جهان بود، رو متوقف کنه تا بتونه خودروهای کارآمدتری به بازار عرضه کنه. آنها طرح‌شون رو برای ساخت خودروهای بدون آلایندگی در ایالات متحده شروع کرده بودند. همانطور که برندهای خودروسازهای بیشتری شروع به ساخت وسایل نقلیه الکتریکی می‌کردند تا برای مصرف کنندگان آگاه از محیط زیست، جذاب باشند.فولکس‌واگن خداحافظی با مدل بیتل نمادین خودش رو با کمپینی برگزار کرده بود که از کاربران شبکه‌های اجتماعی می‌خواست لحظات‌شون رو با این خودروی نمادین که حالا دیگه فولکس‌واگن به تولید آن پایان داده بود، به اشتراک بگذارند. فولکس‌واگن حتی از اینفلوئنسرهایی مانند اندی کوهن، کوین بیکن در فیلم Footloose و بیتلز دعوت کرد تا تصاویری از این خودرو رو با هشتگ #TheLastMile منتشر کنند.این شرکت همچنین یک ویدیوی متحرک 90 ثانیه‌ای با کاور آهنگ Let It Be» The Beatles» منتشر کرد. فولکس واگن، دامنه کمپین «آخرین مایل» خودش رو با فشار اینفلوئنسرها افزایش داد تا به مخاطبان هدف جوان‌تر خودش که بیشتر اونها دارای گوشی‌های تلفن همراه و در نتیجه شبکه‌های اجتماعی متعددی بودند، نشون بده که به فکر پیشرفته و می‌خواد نسل بعدی خودروهارو برای این مخاطبان جوونش تولید کنه و در نتیجه خیلی خوب زمینه رو برای این کار فراهم کرد. به همین خاطر، می‌شه فهمید که مؤلفه تأثیرگذار کمپین فولکس‌واگن این بوده که این برند در تلاش‌های بازاریابی‌اش، فقط بر رسانه‌های اجتماعی متمرکز بوده. البته از این سال به بعد هم باز با توجه به مخاطبان هدف انتخابی‌اش، بیشتر تلاش‌های بازاریابی‌اش رو به رسانه‌های اجتماعی اختصاص می‌ده. به عنوان مثال در یک سال فولکس‌واگن ۱۰۰٪ بودجه تبلیغات رسانه‌های اجتماعی خودش رو در فیس بوک قرار می‌ده. در واقع فیسبوک و اینستاگرام دو پلتفرم محبوب خودروسازان بوده‌اند. بنابراین فولکس‌واگن با ایجاد این کمپین برای خداحافظی با خودرو محبوب خودش، تعهدش رو به اینکه به تولید وسایل نقلیه الکتریکی اهمیت می‌ده و دنبال پیشرفت همراه با کاهش آلودگی محیط زیست هست ثابت کرد.این تبلیغ نزدیک به دو میلیون بازدید آنلاین داشت و #TheLastMile هزاران پست در اینستاگرام و توییتر دریافت کرد. برای آخرین وداع، خودروی هشت دهه‌ای، در شب سال نو بیلبوردهای میدان تایمز نیویورک را تصاحب کرد.نکات کلیدیهدف کمپین دیجیتال مارکتینگ خودتون رو ایجاد محتوای واقعی که ارتباط معناداری بین برند شما و مخاطبان‌تون ایجاد می‌کنه قرار بدید تا تاثیری ماندگاری داشته باشه. از نشان دادن اینکه برند شما با گذشت زمان در حال پیشرفت هست نترسید، مشتریان شما برندها رو درک می‌کنن و به این که برندی می‌تونه بپذیره که باید تغییر کنه، هم خیلی احترام می‌گذارند و مایه خوشحالی‌ و پذیرش‌شون هست.چون که می‌دونیم همه کسب‌وکارها از یه جایی شروع شده‌اند! پس می‌تونید از نوستالژی استفاده کنید تا نشان بدید که چقدر پیشرفت کردید و تازه دوباره با طرفداران اولیه برندتون هم ارتباط برقرار کنید.</description>
                <category>Sepideh Zadmehr</category>
                <author>Sepideh Zadmehr</author>
                <pubDate>Sat, 17 Dec 2022 01:18:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده‌های خلاقانه کمپین‌ بازاریابی - مطالعه موردی ۲</title>
                <link>https://virgool.io/@s.zadmehr67/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DB%B2-b9rdnlvfqasp</link>
                <description>Airbnb UCG !یا محتواهای تولید شده توسط کاربران ایر‌بی‌ان‌بی Airbnb! به لطف استراتژی بازاریابی دیجیتال‌ خودش و به واسطه اکثر اقدامات و کمپین‌هایی که برگزار کرده تونسته تا حد زیادی صنعت مسکن رو تغییر و ارتقاء بده. اما فک می‌کنین Airbnb توی این کمپین‌های دیجیتالی‌اش دقیقا چیکار کرده که باعث این حجم از تغییر شده؟ درست حدس زدید! UGC! تلاش برای تولید یه سری محتوا! این محتواها شامل محتوای رسانه‌های اجتماعی تولید شده توسط کاربران مثل تصاویر، پست‌های نحوه استفاده از خدمات Airbnb و راهنماهای توریستی که کاربران استفاده کننده از خدمات Airbnb اونهارو انتشار میدن، هست.کمپین‌های اجتماعی این شرکت، به صورت روبه رشدی و سینرژی‌واری شهوت و ولع مردم رو برای سفر و مقاصد عجیب و غریب جلب می‌کرده. وقتی استفاده از یک برند توسط مشتریان خیلی زیاد رشد می‌کنه این موضوع باعث می‌شه که دیگه اون نام تجاری فقط با عنوان مثلا یک سرویس رزرو که رسالت اصلی اون کسب و کار هست، نباشه و بسیار بیشتر از فقط یک سرویس رشد کنه. مثلاً برای Airbnb نتیجه‌اش این می شه که حساب اینستاگرام این شرکت در نهایت به بیش از 4.7 میلیون فالوور و صفحه فیس بوک آنها هم به 16 میلیون دنبال کننده دست پیدا می‌کنه! پس این برند حالا بسیار بیشتر از قبل ارزشمندتر شده...!کار دیگه‌ای که Airbnb برای ایجاد تعامل بیشتر با مخاطبانش، انجام می‌ده اینه که با اینفلوئنسرهای مطرح هم توی درخواست تولید محتوا همکاری می‌کنه، مثلا از لیدی گاگا در یکی از سفرهاش در سال ۲۰۱۷ در خانه‌ای مجلل در هیوستون در طول اجرای Super Bowl میزبانی می‌کنه و لیدی گاگا هم در پستی در اینستاگرام تجربه خودش رو از Airbnb به اشتراک میگذاره و ازون تشکر میکنه. البته توی این سال باز هم لیدی گاگا از Airbnb پست میگذاره و تشکر می‌کنه! دو نمونه‌شو میذارم...درواقع تمرکز این برند بر ارائه محتواهایی هست که همه آرزوی ‌داشتن اون رو دارند، از جمله مقاصد جذابی که Airbnb می‌تونه براتون فراهم کنه و برای تاثیرگذاری بیشتر بر شما از افراد تاثیرگذاری که تو این مکان‌ها در حال استراحت و سرگرمی هستند، به خوبی استفاده میکنه و سعی می‌کنه اینجوری محتواهای خودش رو جذاب‌تر کنه.درواقع تاثیرِ تشویقِ مخاطبان شما به تولید محتوای مثبت برای شما اونقدر زیاده که ارزش هزینه‌ کردن رو خیلی زیاد داره! چون که با این کار مردمِ عادی خیلی راحت‌تر به شما و برند و خدمات شما اعتماد خواهند کرد و در واقع تولید محتوای مثبت توسط کاربران، برای شما یک جایزهٔ رایگان اثربخش بر تصویر برند شما هست. البته که منظور نگارنده (یعنی خودم:دی) محتواهای تولیدی مثبت هست که ناشی از رضایت و هیجان و شعف مشتریان هست! نه پخش تجربیات منفی!‌ که اینها هم میتونه اثر عکس داشته باشه و باید حواسمون بهشون باشه! ولی معمولاً افراد بیشتر از ثبت خاطرات منفی، دوست دارند خاطرات و تجربیات مثبت‌شون رو با دوستان و آشنایان و غریبه‌ها  و خلاصه با هرکسی که می‌تونن به اشتراک بگذارن که بگن خیلی خوشبختن! پس کلا اقدامات و کمپین‌های اجتماعی با تمرکز بر تشویق مخاطبان به تولید محتواهای درخواستی ما مرتبط با موضوع کسب و کارمون، ایده بسیاااار خوووووبی برای ایجاد درگیری بیشتر و حفظ مشتریان برای یک برند خواهد شد که در نهایت پس از موفقیت اجرایی این ایده، رشد اون برند و بیشتر دیده شدنش هم در ادامه خیلی شیرین خواهد آمد... خلاصه که به شدت توصیه می‌شود!‌</description>
                <category>Sepideh Zadmehr</category>
                <author>Sepideh Zadmehr</author>
                <pubDate>Wed, 02 Nov 2022 00:24:21 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>ایده‌های خلاقانه کمپین بازاریابی - مطالعه موردی ۱</title>
                <link>https://virgool.io/@s.zadmehr67/%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%DA%A9%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C-%DB%B1-p5l9i1nhs4wm</link>
                <description>کمپین لگو با شعار «بازسازی جهان» یا Rebuild the Worldشرکت دانمارکی اسباب‌بازی لگو اولین کمپین بازاریابی خود را پس از ۳۰ سال در سال ۲۰۱۹ برگزار کرد.اما جذابیت‌های این کمپین چه بود و حول چه حوزه‌ای اجرا شد؟لگو در تبلیغات خود فراتر از صنعت اسباب بازی به چالش‌های جهانی نگاه می‌کند. همانطور که تبلیغ را تماشا می کنید، به طور اتفاقی متوجه چندین موضوع می‌شوید که در پس زمینه قاب شده‌اند. این تبلیغ بر روایت «بازسازی» متمرکز است تا مردم را تشویق کند تا در مورد چگونگی بهبود خود و محیط اطرافشان فکر کنند. با سرگرم ماندن و استفاده از تصاویر و آهنگ‌هایی که کاربران را به یاد تبلیغات اصلی لگو می‌اندازد، هم برای مخاطبان مسن و هم برای مخاطبان جوان‌تر جذاب است. این تبلیغ بیش از ۱۱ میلیون بازدید آنلاین دریافت کرد که به دلیل موضع جسورانه آن در مورد مسائل اجتماعی است که داستان برند را در سال‌های آینده شکل می‌دهد.لگو از داستان‌سرایی در ویدیوهایی که برای این کمپین تهیه کرده است، به خوبی استفاده کرده و چالش‌های مختلف جهانی و تصاویری که از آینده دنیا انتظار داریم را در ویدیوهای کمپین خود نمایش می‌دهد.به عنوان مثال در یکی از ویدیوهای خود به مسئله گرمایش زمین و آب شدن یخ‌های اقیانوس‌های قطب زمین و خطراتی که دارد اشاره دارد. در زمینه این داستان، وارد موضوع ماموتی می‌شود که آن را در یخ‌های قطبی پیدا کرده‌اند و برای سالم رساندن این ماموت به مقصدی امن با چالش‌هایی روبرو می‌شوند و دزدان سودجویی در کمین و تلاش اکروباتیک برای ربودن این ماموت ارزشمند هستند. داستان به قدری هیجان‌انگیز پیش می‌رود که مخاطب خود را به خوبی با خود درگیر می‌کند. به طوری که مخاطب می‌خواهد بداند آخر قصه چیست؟! ناگفته نماند که ویدیوی اصلی این کمپین به فرار یک خرگوش از دست یک صیاد و تعقیب و گریزهای پی‌در‌پی و هیجان‌انگیز آنها اشاره دارد که از دویدن شروع می‌شود و به استفاده از ماشین و موتور و حتی استفاده از دنده هوایی ماشین برای فرار کردن از دست صیاد ادامه می‌یابد. در پایان هم با یک تغییر خیال‌انگیز (که در تصویر بالا می‌بینید) داستان تعقیب و گریز و داستان ویدیو به اتمام می‌رسد. درواقع این ویدیو به نوعی تغییرات آینده دنیا و تلاش‌های خلاقانه برای بقا را نشان می‌دهد. هیجان در کنار تغییرات دنیا و چالش‌های جهانی آن موضوعی است که در ویدیوهای این کمپین به خوبی کاربر را درگیر خود می‌کند. بنابراین در طراحی کمپین‌ها می‌توان از ایده چالش‌هایی که مخاطبان با آن روبرو هستند، استفاده کرد و نشان داد که ما به مشکلات و چالش‌های روز زندگی کاربران و مشتریانمان چقدر اهمیت می‌دهیم و برای آنها راه حل‌های متنوعی نیز پیشنهاد می‌دهیم و سعی در رفع و رجوع کردن این چالش‌ها داریم و یا راه‌حلی نداریم اما مسئله را می‌شناسیم و به آن اهمیت می‌دهیم و اگر راهی باشد برای آن تلاش خواهیم کرد.به این ترتیب با ایده توجه به چالش‌های زندگی مشتریان و تلاش برای رفع آنها و ارائه تصاویری داستان‌گونه از حتی فقط نشان دادن توجه ما به عنوان یک کسب و کار به مسئله‌های روز زندگی مردم، می‌توانیم توجه درونی مخاطب خود را به خوبی جلب کرده و خود را از رقبا متمایز کنیم.پس داستان‌سرایی را در کمپین‌های خود بگنجانید تا آنها را به یاد ماندنی‌تر کنید.کلمات کلیدی: داستان‌سرایی، چالش‌های جهانی، چالش‌هایی که مخاطبان در مورد محصول با آن روبرو هستند، موضع جسورانه در مورد مسائل اجتماعیمی‌خواستم ویدیو رو اینجا بذارم که ببینید ولی نمیاد و درست باز نمی‌کنه چون از یوتیوب هست ... ولی سرچ کنید هست: LEGORebuildTheWorld-YouTube </description>
                <category>Sepideh Zadmehr</category>
                <author>Sepideh Zadmehr</author>
                <pubDate>Sun, 23 Oct 2022 22:22:25 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>درون‌گرایی و برون‌گرایی</title>
                <link>https://virgool.io/@s.zadmehr67/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-zng3awcxrlry</link>
                <description>خیلی از ماها وقتی کلمه درونگرا رو میشنویم، فک میکنیم با یه فرد منزوی، گوشه‌گیر، ساکت و خجالتی روبرو هستیم که هیچ تمایلی به ارتباط برقرار کردن با اطرافیان خودش نداره! متأسفانه این ذهنیت برای همه ما شکل گرفته اما باید بدونیم که درون‌گرایی هیچ ربطی به خجالتی‌بودن یا عدم تمایل به ارتباطات اجتماعی با دیگران نداره!تنها نکته ای که داره اینه که یه فرد درون‌گرا انرژی خودش رو از تنهایی بدست میاره! یعنی شاید خیلی راحت توی جمع های کسایی که می‌شناسه بگه و بخنده و راحت باشه اما در دوحالت راحت نیست:جمعی که جدیدن و کلی غریبه توشون هست و اینجا حتما کم صحبت میکنه و بیشتر شنونده است!یکی دیگه اینکه زیادی انرژی‌شو خرج کرده و به اصطلاح زیادی برونگرایی‌بازی از خودش در کرده و بسه دیگه! :)یعنی دیگه انرژی‌ای براش نمونده و راحت خسته و کلافه میشه و میخواد برگرده به لاک خودش که راحت باشه و دوباره سرحال بشه!این میزان نیاز به تنهایی دیگه به میزان انرژی‌ای که خرج کرده داره! :)اما اگه خوب حال خودمونو اطرافیانمونو تشخیص بدیم احتمالا خیلی راحتتر بتونیم با آدما تعامل کنیم و اولین باری که یه آدمیو میبینیم توی یه جمعی ساکته و حرف نمیزنه انگ فلانی چقدر خودشو می‌گیره بهش نمیزنیم!!! تفاوت دیگه ای که درونگراها و برونگراها دارند توی کارشونه! خب اینم خیلی واضحه! من حس میکنم آدمهایی که بیشترین انرژی‌شون رو از درون‌گرایی و تنهایی می‌گیرن وقتی غرق در کاری می‌شن خیلی خیلی راحت می‌تونن توی اون کار عمیق بشن و بهش فکر کنن و بسطش بدن و از زوایای مختلف بررسی‌اش کنن ... اما حواسمون باشه که اینجا ممکنه توی باتلاق کمال‌گرایی هم بیوفتیم... چون هی با خودمون میگیم خب چجوری کار رو بهترش کنم و حالا چیکارش کنم خفن‌تر بشه و این چرخه هی ادامه داره و کسی نیست جلومونو بگیره بگه وایسا! تا همین جا بسه! معلومه که فقط با خودمون درگیریم! :)اما یه آدم برون گرا خیلی سریعتر نظرشو یا کارشو عنوان میکنه و گزارششو خلاصه طور میده میره! شایدم زیاد هم براش وقت نگذاره! اشتباه نشه نمیخوام بگم برون گراها خوب کار نمی‌کنن و درون‌گراها بهتر کار می‌کنن! نه اینها کاملا متفاوت کار می‌کنن! هردو یه مزایایی دارند و به نظرم باید مناسب با جایگاهی که به شخصیتشون می‌خوره کار کنن!یعنی آدم درون‌گرا بتونه بیشتر کارهای نیاز به مطالعه و فکر و تحلیل رو انجام بده که قطعااا خیییلی می‌تونه نتایج بهتری داشته باشه و یه آدم برون‌گرا هم شاید بهتر باشه به کارهایی که نیاز به فکر کردن خاصی نداره، کارهایی که نیاز به صحبت کردن، چالش کردن، ایده پردازی کردن، یا حتی کارهایی که به مهارتهای ارتباطی و مذاکره نیاز داره مثه فروش و متقاعدکردن آدم‌ها و کلا موضوعات روابط عمومی و کارهای تیمی، کوچ و مشاوره، تدریس و غیره بپردازه.یکی از معروف‌ترین کتاب‌هایی که خوندنش به درون‌گراها توصیه می‌شه، کتاب قدرت سکوت از سوزان کین هست. این کتاب از پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمزه. توی این کتاب قدرت درون‌گراها توصیف می‌شه و بیان می‌کنه که تا چه حد جامعه این قدرت رو نادیده گرفته! همچنین، راهکارهایی برای قدرت یافتن افراد درون‌گرا در جامعه و دنیای کسب‌وکار امروزی ارائه می‌کنه.حتی اگر شما فردی برون‌گرا هستید، خوندن این کتاب بهتون توصیه میشه؛ چون بالاخره توی محیط کار چه به‌عنوان مدیر و چه به‌عنوان همکار، حتما و قطعا با آدمها درون‌گرا برخورد میکنید و راهکارهای این کتاب هم می‌تونه در نحوه رفتار و تعامل با این افراد براتون مؤثر باشه! حالا شما درون گرایید یا برونگرا؟</description>
                <category>Sepideh Zadmehr</category>
                <author>Sepideh Zadmehr</author>
                <pubDate>Sat, 30 Apr 2022 02:38:49 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>