<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سجاد گردکانه</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@sa.gerdakaneh</link>
        <description>از سال 1389 با دنیای برنامه نویس آشناشدم و در این دنیا زندگی می کنم</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 09:56:16</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/45063/avatar/OY1ZhC.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سجاد گردکانه</title>
            <link>https://virgool.io/@sa.gerdakaneh</link>
        </image>

                    <item>
                <title>این کجا و آن کجا</title>
                <link>https://virgool.io/@sa.gerdakaneh/%D8%A7%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D9%88-%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-rlb4c1jpj2el</link>
                <description>سلام خدمت تمامی دوستانی که تا به الان ویرگول های قبلی من رو خوندن یا بعد از این پست می خونن سلام !خب اگر مطالب قبل تر را خوانده باشید متوجه خواهید شد که یک سری تغییرات در زندگی کاری من رخ داده که خب البته من خیلی راضی ام (خدایا شکرت) ، اما مسئله اینجاست که خیلی از دوستانی که من با هاشون صحبت کردم و یا به من ایمیل زدن همون اتفاقات برای اون ها هم افتاده بود و خب کمی هم کنار اومدن با هاش سخته (لابُد می پرسید داداش داستان چه اصلا ؟؟)آقا موضوع و محور تمامی صحبت های بنده کلمه هولناک و ترسناک و البته گاهی هم نشاط آور &quot;اخراج&quot; هست که بعد از اولین دقایق شنیدن اون از مدیر ، رییس ، مسئول منابع انسانی و یا مدیرعامل  شروع می کنید به گُر گرفتن / یخ زدن و گُر گرفتن / یخ زدن و به همین منوال تا زمانی که به ثبات می رسید و یا گُر گرفته اید یا یخ زده که فرقی با هم نداره جون توی اون لحظه تنها چیزی که به ذهن آدم خطور میکنه اینه که (الان با هزینه های این ماه و ماه دیگه چه کنم ) و باری سنگین از غم بر شانه های فرد مینشیند.حال با تمام این تفاصیل ، شما باید سریعا و بدون درنگ شروع به اول آروم کردن خودتون (این یک نکته جدیه و گرانبها) و بعد از اون شروع کنید به حل مسئله .اما بعد از تمام این ها و مراحلی که داخل پست های قبلی گفتم ، وقتی که شما در یک شرکت / اداره و ... خیلی خوب استخدام شدید و شروع می کنید به مقایسه خیلی از چیز ها ، مثل :رفتار مسئول / رییس / مدیر یا مدیر عامل با شما و دیگر کارمندان (به خصوص یک ماه اول خودتون با توجه به اشتباهات گاها لُپی و اشتباهات دیگران و نوع برخود با آن)جوّ حاکم بر اون محیط و ثبات آن (تشویق شدن / انرژی دادن و یا ... از سمت همکاران و مدیران به یک دیگر)امکانات یا تامین خواسته ها (شما از گیره کاغذ حساب کن به بالا ?)خب البته اینها گوشه ای از موارد مورد مقایسه هست و کامل ترش رو شما باید با معیار های خودتون بسنجید.به عنوان مثال محیط کار قبلی من جایی بود در یک ساختمان حداقل 20 سال ساخت به بالا تقریبا کوچک و کاری پر استرس که گاها اتفاقات جالبی هم می افتاد .(داخل پرانتز می گم که بعضی از دوستان نگن یک طرفه به قاضی رفتی ، من هم در شغل قبلی اشتباهاتی داشتم که خب البته به خاطر مشکل عدم تمرکز و حجم بالای درخواست ها و وقفه ها در کار بود)مثلا از جمله اتفاقاتی که هر ماه می افتاد این بود که به هر شخصی که میز کار مرتب تری داشت یک جایزه نقدی داده می شد (توجه داشته باشید که محل مذکور تلفقی از Open Office و regular office بود که همه باهم خوش بودیم و پشتیبانی و فروش و توسعه ، کلا باهم یکی بود و خلاقیت های خاصی از هم تفکیک شده بود.) من عصر ها بعد از اینکه همه می رفتند علاوه بر میز کار خودم میزکار همکارانم رو هم مرتب می کردم که فردا اول صبح انرژی بیشتری داشته باشند و همون ها آخر ماه جایزه رو دریافت می کردند و من ... .بگذریم اما محل کار جدید :جدا از اینکه توی یکی از بزرگ ترین برج های مشهد واقع شده و به همه چی دسترسی آنی داری و...آقا جون اصلا گویند که شنیدن که بُود مانند دیدن پس چندتا عکس میزارم تا ببینید نمایی از عصر فرا ارتباطحالا که دلتون باز شد بریم برای بقیه ماجرا ، خب اینجا یکمی داستان فرق داره از همون روز اول همه پشتم بودن و کمکم کردن و خب احساس راحتی کردم و شروع کردم به کار کردن اما ماجرا به اینجا ختم نمی شد و خب بعد از دو هفته مبلغی علی الحساب برام واریز شد که بتونم نیاز هایی که دارم رو رفع کنم و اول ماه هم قبل از حقوق پاداشی و سهم هر کسی از فروش (جدا از حقوق) بر مبنای تلاش اون فرد و سهم کاری که انجام داده بود برای تمامی کارکنان واریز شد و هر روز به شکل های متفاوت همه به هم انرژی مثب مدن تا بتونن بهتر کار کنند و پیشرفت داشته باشند . بگذریم که همیشه (تقریبا تا 8 شب که دیگه شیفت من تموم میشه) قهوه داریم (خیلی مهمه این موضوع) شما هر گونه امکاناتی دیگه ای که بخواهی داری کتاب برای خوندن کاناپه برای استراحت و ....اینم سند تصویری ?خب حالا غیر از سایت های خود شرکت (www.afe.ir , www.panel.direct , www.mailchi.in ,payamap.ir و www.wide.ir) می تونید به آدرس : https://jobguy.ir/review/324/%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%AC%D8%B1%D8%A8%D9%87-%D8%A8%DB%8C-%D9%86%D8%B8%DB%8C%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AD-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C بروید و اصلاعات لازم رو کسب کنید .و در آخر باید بگویم ، این کجا و آن کجا مصداق بارز این دو مکان با یک دیگر است.ممنونم از شما که تا آخر این نوشته رو خوندید و زمان گران بهای خودتون رو صرف این بنده نا قابل کردید</description>
                <category>سجاد گردکانه</category>
                <author>سجاد گردکانه</author>
                <pubDate>Mon, 02 Dec 2019 05:02:13 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا اِخراج شدن تَهِ دنیاست 2 (نکات مهم در مصاحبه)</title>
                <link>https://virgool.io/@sa.gerdakaneh/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D9%90%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%8E%D9%87%D9%90-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-2-%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D9%87-kp0klltw2v2r</link>
                <description>سلام به دوستان خوبم ، وقتتون بخیر و لبتون خندونخب از پست قبلی من  که به صورت سربسته و کلی توضیح دادم که چقدر ساده و بی دردسر اخراج شدم ! تقریبا 2 هفته می گذرد و من این دو هفته رو با  خستگی از مصاحبه های پی در پی و صد البته خوشحال و خرسند از اینه تونستم شغلی رو با معیار های خودم بالاخره پیدا کنم گذروندم (واقعا خوشحالم)اما آخر ماجرا این نبود که من بیکار شدم و از بیکاری خسته میشم ؛ نه بلعکس من زمان های اضافه خودم رو به خوبی مدیریت می کنم ، مثلا : کتاب می خونم (البته زمانی هم که شاغل بودم می خوندم) ، پروژه های شخصی نیمه تمامم رو تمام می کنم و اگر ببینم به درد نمی خورد حذف می کنم و امثال این ها .ولی زمانی که شما بیکار می شوید &quot;به خصوص همون ساعات اول سعی کنید مثل من نباشد (به قول یه بزرگی این سجاده مثل سجاد هُول نباشید ??) و به 47 شرکت مختلف در طی یک روز زرومه نفرستید&quot; ، چرا ؟آها این سوال خوبی هستش ، چون اولا یادتون نمیاد به کجا ها فرستادید ، دوما اگر هم یادتون بیاد فرصت نمی کنید به تمون اون شرکت ها برای مصاحبه بروید ،سوما این که فرض کنیم یادتون موند و فرصت هم کردید که به تمام اون مصاحبه ها بروید ، در صورتی که در یکی از این مصاحبه ها قبول بشید باید به 46 شرکت دیگه اطلاع بدید و عذرخواهی کنید ، پس بهتره که اول از همه در مورد شرکت هایی که قصد فرستادن رزومه به اون ها رو دارید تحقیق کنید ، بهترین کار اینه که از وب سایت و  شبکه های اجتماعی شون استفاده کنید ، بعد از اون با بخش HR (منابع انسانی) شرکت تماس بگیرد و در حد 5 الی 10 دقیقه  از شون بخواهید که در مورد وظایف و موارد مربوط به اون موقعیت شغلی برای شما توضیح بدهند ، که البته پیشنهاد می کنم برای اینکه با در های بسته مواجه نشید خودتون همون اول پیشنهاد بدهید که از طریق ایمیل این سوالات رو از اونها بپرسید .بعد از اینکه کاملا در مورد موقعیت های شغلی که برای اونها رزومه ارسال کردید اطلاعات لازم رو جمع آوری کردید اونها رو بر اساس یسری پارامتر های مورد نظر خودتون دسته بندی کنید (مثلا : میزان ساعت کاری ، میزان حقوق و مزایا ، امکانات رفاهی ، دارا بودن بیمه و ... ) با این کار می تونید بهتر تصمیم بگیرید که به کدام شرکت رزومه ارسال کنید و یا برای مصاحبه بروید.نکته مهم بعدی که این که زمانی که برای مصاحبه می روید سعی کنید بهترین خودتان باشید ، &quot;خُو ایِ کهِ الان  م َگفتم یَعنی چِه ؟&quot; یعنی این که تمام خوبی های رفتاری خودتون رو به نمایش بگذارید ، از زبان بدن به خوبی استفاده کنید لبخند بزنید و با صدایی با اعتماد به نفس و گرم صحبت کنید و مهمتر اینکه رزومه خودتون رو چندبار بخونید و به سوالاتی که ممکن هست ازتون بپرسند فکر کنید و سعی کنید جواب هایی قابل قبول و خوب در ذهن داشته باشید.یک نکته دیگه این که اگر قرار بر این شد که برای مصاحبه بروید از مسئول HR بپرسید که آیا پایبند به اصول خاصی برای لباس پوشیدن هستند یا خیر (البته من خودم طرفدار دو آتیشه Casual Style هستم ، اما خب فرهنگ بعضی از شرکت ها اینکه حتما باید با  استایل رسمی در اون محیط حاظر شوید) جدا از این موارد حتما یادتون باشه محلی رو که می روید یه بررسی کوچیک از نظر اینکه چقدر به سایش فکری و کاری کارمندان توجه شده و چه جوّی اونجا فعال هستش رو انجام بدید ، چون بعدا خیلی اهمیت پیدا می کنه و میتونه برروی راندمان کاری شما تاثیر بزاره .حالا فرض کنیم شما تمامی کار هایی که من پیشنهاد دادم رو انجام دادید و میخواهید به آخرین جلسه قبل از بستن قرارداد بروید ، عنوان این مطلب رو بزرگ می نویسم تا کاملا یادتون بمونه :بر سر حقوق مذاکره کنید !این مطلب خیلی خیلی خیلی مهم هستش چون ریشه خیلی از مشکلات آینده در همین نکته نهفته هستش و باید دقت کنید که اصلا این بحث نه خجالت سرش میشه و نه رودربایستی ، خیلی راحت و در کمال ادب و احترام با مدیرعامل محترم در مورد حقوق در خواستی خودتون صحبت کنید و برای این کار نیاز دارید که یسری اطلاعات تکمیلی داشته باشید که یک لینک خوب براتون میزارم -= کلیک کنید =- و از مطالبش استفاده کنید .خب امیدوارم به این مطلب به کار تون بیاد و اگر سوال یا تجربه ای در این مورد دارید حتما بنویسید .خیلی خیلی متشکرم که وقت گذاشتید و این مطلب رو تا انتها خوندید .</description>
                <category>سجاد گردکانه</category>
                <author>سجاد گردکانه</author>
                <pubDate>Thu, 17 Oct 2019 22:34:22 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا اخراج شدن تَهِ دنیاست ؟!</title>
                <link>https://virgool.io/Rocket/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%AC-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AA%D9%8E%D9%87%D9%90-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-sm4k8ryvp6su</link>
                <description>سلام !بزارید از اینجا شروع کنم که بعد از اینکه اسفند 97 بالاخره تونستم خدمتم رو تموم کنم و خوشحال و خندون برگشتم به خونه پدر گرامی ، دیدم نه دیگه نمیشه هرروز برای خرج و احتیاجاتم دست دراز کنم و از والدینم پول بگیرم ؛ پس شروع کردم با توجه به مهارت هام دنبال کار گشتن و بالاخره چند تا شرکت پیدا  کردم که به خواسته های من جور بود رزومه فرستادم و بعد از چندین مصاحبه استخدام شدم و ...اما دقیقا الان میشه گفت که من دو روز هست که از کار اخراج شدم و نه بخاطر بی لیاقتی و عدم کارکرد صحیح بلکه بخاطر یسری بهانه های بچگانه و البته عدم وجود فرهنگ سازمانی صحیح !اخراج شدن من داستان جالبی داره که در ادامه مطلب بهتون می گم :خب یه روز عادی مثل بقیه روز ها بود و من تازه از یک ماموریت کاری خیلی خیلی مهم و سرخوش از موفقیتی که به دست آورده بودم به دفتر کارم رفتم و شروع کردم به انجام کار های روزانه ؛ ساعت 12 ظهر بود که رئیسم صدام زد و گفت که بیا داخل اتاقم ، یکمی به لحنش فکر کردم و دیدم یه طور خاصی بود خب بگذریم رفتم و بعد از من همکارم که باهم داخل یک بخش از شرکت کار می کردیم هم اومد نشستم رو به روی رئیسم (معمولا همیشه من روی همون صندلی می نشستم)  کمی صحبت کردم و بعد شروع کرد به غر زدن در رابطه با مشکلات جزئی و بعد یک دفعه رو به من گفت : &quot;خب سجاد جان دیگه از فردا نیا ! &quot; من رو میگی یه سکندری اساسی خوردم ولی بعدش سریع افکارم رو جمع کردم و دلایل رو پرسیدم دیدم مثل اینکه دیگه لازمم نداره (البته این رو بگم که من هم مقصر بودم ولی دیگه حقم اخراج اونم به سرعت نبود) پس برگشتم و شروع کردم تمام کار هایی که دست من بود رو لیست کردم (این یکی خیلی مهمه) و بعد از اون تمام وسایلی رو که از شرکت تحویل من بود رو مرتب کردم و برای تحویل آماده کردم(اینم مهمه) لیست کار ها رو به همراه توضیحات و البته یکسری آموزش به همکارم دادم و گفتم اگر باز هم سوالی داشت حتما به من ایمیل بزنه (بالاخره نزدیک یک سال باهم توی یک اتاق از صبح تا عصر کار کرده بودیم ) و بعد از پایان ساعت اداری از همه همکاران خداحافظی کردم و اومدم بیرون ؛ یک ساعتی نگذشته بود که دیدم رئیسم تماس گرفته که فردا راس همون ساعت همیشگی بیا شرکت یه کار کوچیک دارم باهات . (گذشته از این که حس اخراج شدن واقعا مزخرفه اینکه تکلیفت رو هم ندونی واقعا واجعه ست) فردا شد و من رفتم شرکت و مستقیم دفتر رئیس ، گفت که تصمیمش رو عوض کرده و می خواد یک فرصت به من در یک بخش دیگه شرکت بده ! من هم با تردید قبول کردم و شرط کردیم که تا دو هفته به صورت آزمایشی در اون بخش کار کنم و بعد هم رفتم و شروع به کار کردم رو های اول یکمی گیج بودم چون با روال های اون بخش نا آشنا بودم ، اما بعد کم کم دستم اومد که چطوری هستش (بنده از همین تریبون از رفیق و همکار خیلی خیلی خوب و نازنینم مهسا خانوم عزیز تشکر می کنم که من رو علاوه بر اون یک سال توی اون 10 روز بیشتر از همه همیاری و تحملم کرد ?) ، خب بعد از گذشت 10 روز مجدد رئیس من رو صدا زد ، رفتم و دیدم همون آش و همون کاسه خلاصه که اینجوری شد که خیلی بی سرو ته من اخراج شدم و هنوز هم بعد 2 روز تو شوک م .اما منظور من از گفتن این داستان این بود که قبل از اینکه بخواهید جایی استخدام بشید حتما در مورد فرهنگ سازمانی اون شرکت / اداره و ... تحقیق کنید که یهو یه پارچ آب سرد رو سرتون خالی نکنن و در مورد عنوان هم باید بگویم نه اخراج شدن ته دنیا نیست چون بعد از این که اخراج شد (با این که کار درستی نیست) به سرعت به تمام جا هایی که می دونستم به مهارت من نیاز دارند ایمیل زدم و بعد هم به چند تا سایت کاریابی رفتم و روزمه ارسال کردم و تا امروز هم چهار مصاحبه موفق و امیدوار کننده داشتم و متاسفانه 1 مصاحبه خیلی خیلی بد و ناامید کننده که واقعا من رو بهم ریخت.و همچنین در حال حاظر با یک شرکت به توافق اولیه رسیدم و امیدوارم که دوباره برگردم سرکار (بی کاری واقعا رو مخه ??) ، پس اگر همچین اتفاقی یه روزی برای شما افتاد (که واقعا امیدوارم پیش نیاد) اصلا خودتون رو نبازید و سرزنش نکنید ، بجاش سعی کنید اول خودتون ر آروم کنید و بعدش با فکر و حوصله دنبال یک کار بهتر باشد و با استفاده از تجارب قبلی سعی کنید که ایندفعه موفق تر باشید.ممنونم که وقت گذاشتید و این پست رو خوندید حتما نظرات و تجربه های شبیه من رو اگه داشتید بهم بگید</description>
                <category>سجاد گردکانه</category>
                <author>سجاد گردکانه</author>
                <pubDate>Thu, 03 Oct 2019 00:41:54 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>