<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های سید علی اکبر هاشمی</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saa.hashemi80</link>
        <description>در جست و جوی معنا</description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-07 11:13:12</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/521753/avatar/uoELI7.jpeg?height=120&amp;width=120</url>
            <title>سید علی اکبر هاشمی</title>
            <link>https://virgool.io/@saa.hashemi80</link>
        </image>

                    <item>
                <title>بهترین بازی نوروز 1400 من</title>
                <link>https://virgool.io/@saa.hashemi80/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2-1400-%D9%85%D9%86-l7lqpknbbwba</link>
                <description>  فرارسیدن بهار، فرصت مناسبی فراهم می‌کند برای نو شدن و البته خودشناسی. هرکس با توجه به شخصیت خود، راه متفاوتی برای رسیدن به این امر پیش می‌گیرد. راه من، بازی کردن است.  چند سال پیش، هنگام نوروز فرصتی فراهم شد که بتوانم به تجربه نسخه دوم تایتان فال بپردازم. تجربه‌ای خاص و به‌یادماندنی که مزه‌اش هنوز زیر زبانم مانده است. امسال نیز فیل من هوای هندوستان کرد و خواستم وقت نوروز، اسباب تجربه جدیدی را فراهم کنم و لحظات خوشی را جهت سلامتی روان خود، رقم بزنم.  چند روزی از تعطیلات گذشت اما هنوز نتوانسته بودم بازی جدیدی جور کنم. داشتم از اجرای این نقشه ناامید می‌شدم که یکی از هم‌پیالگان، پیشنهاد داد که:فلانی، رینبو تخفیف خورده؛ بیا و بخر!  من هم از خدا خواسته ندای یار را لبیک گفتم و به تهیه بازی مذکور( Tom Clancy&#x27;s Rainbow Six Siege) پرداختم. به لطف اینترنت فوق سریع کشورمان در کمترین زمان ممکن بازی دانلود شد(مدیونید باور نکنید!!) و با اشتیاق فراوان، در دنیایی جدید و غریب پرتاب شدم.  حدود شش سال پیش که بازی برای اولین بار عرضه شد، بسیار توجه من را جلب کرد. به خصوص تریلر روز عرضه بازی و شعار تبلیغاتی آن : قهرمانان زمان ما.  از همان زمان دوست داشتم بازی را تجربه کنم اما به دلایل مختلف فرصتش فراهم نمی‌شد. گرچه دورادور اخبار بازی را دنبال می‌کردم و گهگاهی، سری به استریم‌های آن می‌زدم. ولی بهتر از من می‌دانید که شنیدن کی بود ماندن دیدن!  اما بر من چه گذشت؟ دقیقا همان چیزی که هنگام تجربه تایتان فال بر من گذشت. وقتی بعد از شش سال وارد یک بازی می‌شوید که از قضا ذات چندنفره و رقابتی دارد، به معنای واقعی کلمه از همه عقب هستید و همه از شما جلوتر هستند. هرچقدر هم که بخواهید سریع پیشرفت کنید و همه چیز را یاد بگیرید،‌ باز هم نمی‌توانید و عقب خواهید ماند. شاید باورش برایتان سخت باشد، اما این ویژگی دقیقا چیزی است که من را به سوی این بازی کشاند و البته که انتظار آن را داشتم. هنگامی که وارد یک فضای جدید می‌شوید و هیچ‌چیز، هیچ‌کس و هیچ‌جا را نمی‌شناسید؛ هنگامی که همه چیز برایتان جدید است و تازگی دارد و با هر قدم، نکته‌ای جدید یاد می‌گیرید و پیشرفت خود را حس می‌کنید، این لذت‌بخش است. به خصوص هنگامی که بر بازی سوار می‌شوید و حال پیشکسوتان را می‌گیرید!ورود من به بازی مصادف شد با یک رویداد عجیب و غریب!  تجربه من از بازی‌های اول شخص، به خصوص در سال‌های اخیر، به ایپکس لجندز و وارزون و تایتان فال محدود می‌شد. در همان ساعات اولیه، تفاوت بسیاری میان تجربه جدید خود و موارد مذکور حس کردم. تفاوت‌هایی از این قبیل: رینبو به طرز قابل توجهی کندتر و سنگین‌تر است.کار تیمی، اهمیت بسیار بسیار زیادی دارد.زمان لازم برای کشتن حریف، بسیار کم و کوتاه است و گاه می‌توان کار را با یک گلوله تمام کرد(مقایسه کنید با ایپکس که گاهی چندین خشاب لازم است!).متقلب و کارخراب‌کن و به عبارت دیگر مریض در رینبو بسیار زیاد است( شاید تعداد دفعاتی که توسط هم‌تیمی کشته شدم بیشتر از دفعاتی باشد که توسط حریف کشته شدم!)بدون تیم هماهنگ شده و از پیش ساخته، بعید است بتوان لذتی از بازی برد.تخریب‌پذیری محیط کامل و در خدمت گیم‌پلی است.رابط کاربری ساده و سرراست است اما کمی از وارزون کندتر است.  و نکات بسیار دیگر که هنوز به آنها دست پیدا نکرده‌ام. در کل، به دست آوردن تجربه‌های جدید همیشه جالب و جذاب است و چه بهتر که تجربه جدید، با سال جدید همزمان رخ دهد!به عنوان یک تازه‌وارد، کشتن تک‌تک دشمنان لذت‌بخش است!  نظر شما چیست؟ شما هم از تجربه‌های جدید خود برایمان بگویید!</description>
                <category>سید علی اکبر هاشمی</category>
                <author>سید علی اکبر هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 14 Apr 2021 18:48:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>15 راهکار برای بهتر شدن در ایپکس لجندز</title>
                <link>https://virgool.io/@saa.hashemi80/15-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%BE%DA%A9%D8%B3-%D9%84%D8%AC%D9%86%D8%AF%D8%B2-sjqgwr4zthta</link>
                <description>15 راهکار برای بهتر شدن در ایپکس لجندزحتما بارها اتفاق افتاده که بعد از مردن در میانه نبرد، زمین و زمان را مقصر دانسته و شانس حریف را تنها عامل کشته شدن خود بدانید. اما علاوه بر ایم‌بات، راه های دیگری هم برای برتری بر دیگران هست!بیش از دو سال از عرضه ناگهانی و غافلگیرکننده ایپکس لجندز توسط الکترونیک‌آرتز می‌گذرد. ایپکس لجندز در این دو سال فراز و نشیب‌های زیادی را پشت‌ سر گذاشته است اما در سرگرم کننده بودن آن هیچ شکی نیست. البته با توجه ذات رقابتی بازی ، و تلاش مداوم افراد برای بهتر بودن، ممکن است همیشه تجربه لذت‌بخشی نداشته باشید و گاهی اعصاب‌تان خورد شود! برای جلوگیری از این اعصاب‌خوردی‌ها و همچنین لذت بردن بیشتر از بازی، خوب است این چند نکته را بدانید：۱) همه سلاح‌های بازی را امتحان کنیدسلاح‌های متنوع زیادی برای استفاده در دسترس شما قرار دارند؛ از سلاح‌های کمری ضعیف گرفته تا ماشین‌گان‌های قدرتمند. اما این نکته را به یاد داشته باشید：هیچ سلاحی به دردنخور نیست! پس همه سلاح‌ها را امتحان کنید و راه استفاده از آنها را یاد بگیرید!۲) همه لجندها را امتحان کنیددر حال حاضر ۱۶ لجند در بازی حضور دارند. هر کدام از این لجندها ویژگی‌ها و قابلیت‌های خاص خودش را دارد و گزینه‌های متنوعی برای نبرد در اختیار شما قرار می‌دهد. علاوه بر این، اگر بر همه آنها مسلط باشید، می توانید بهتر در مقابل حریف بازی کرده و با تقریب بهتری حرکت بعدی او را حدس بزنید!۳) هم‌تیمی‌های خود را ریوایو کنیدهمین! هم‌تیمی‌های خود را ریوایو کنید!(البته قبل از لوت کردن حریف!)۴) سریع از بازی خارج نشویدبه خصوص هنگامی که با تیم از پیش تشکیل شده بازی نمی‌کنید؛ به محض مردن از بازی خارج نشوید. هنوز شانس دوباره‌ای برای بازگشت به نبرد دارید. پس صبور باشید و به هم‌تیمی‌های خود فرصت بدهید، شاید بتوانند دوباره شما را بازگردانند!۵) از آخرین تیر غافل نشویدهنگامی که به دشمن شلیک می‌کنید و بخشی از خشابتان را روی در و دیوار خالی می‌کنید، سریع ناامید نشوید. تا آخرین تیر خشاب شلیک کنید. شاید به نظرتان ناچیز و مسخره برسد، اما گاهی همین یکی دو تیر آخر معجزه می‌کنند!۶) در نقشه ساکن نباشیدیکی از حوصله‌سربرترین کارهای ممکن در بازی، این است که در یک نقطه از نقشه بایستید و منتظر دشمن بمانید. علاوه بر اینکه حوصله‌تان سر می‌رود، احتمالا کسی هم به تور شما نخواهد خورد!۷) به دنبال درگیری باشیدحالا که در نقشه حرکت می‌کنید و مداوما جابه‌جا می‌شوید، همانند یک شکارچی به دنبال تیم‌های دیگر بگردید یا حتی بهتر، به عنوان یک مهمان ناخوانده وارد ضیافت گلوله تیم‌های دیگر شوید!۸) تمام مدت بازی به دنبال لوت نباشیدکمال‌گرایی اینجا هم آسیب رسان است. حالا که به توصیه مورد یک عمل کردید و با همه سلاح‌ها کار کردید، سخت‌گیر نباشید. این که تمام مدت به دنبال سلاح مورد علاقه خود بگردید شما را به کشتن خواهد داد. وقتی که دشمنان را شکار کنید، می توانید آنها را لوت کنید. پس به جای اینکه دنبال سلاح مورد علاقه خود بگردید، اجازه بدهید دیگران آن را برای شما بیاورند!۹) از عقب‌نشینی نترسیدهیچ ننگی در فرار نیست، البته اگر منجر به زنده ماندن شود! حواستان به محیط پیرامون‌تان باشد. گاهی عقب‌نشینی و پناه گرفتن در محیط، بهترین کار ممکن است. البته حواستان باشد در محیط‌های باز، خیلی به این توصیه عمل نکنید!۱۰) از ترایدنت استفاده کنیدیکی از ویژگی‌های منحصر به فرد نقشه الیمپوس، وسایل نقلیه‌ای است که در جای جای این نقشه قرار گرفته‌اند. از ترایدنت برای جابه‌جایی سریع در نقشه، یافتن تیم‌های دیگر و حتی برای فرار استفاده کنید. اما حواستان باشد که با این کار، به یک هدف بزرگ متحرک تبدیل می‌شوید!۱۱) از حرفه‌ای ها یاد بگیریدهمیشه تماشا کردن ویدیوها یا استریم پلیرهای باتجربه و سطح بالا، کمک کننده است. استراتژی‌ها و تاکتیک‌هایی که استفاده می‌کنند را یاد بگیرید و سعی کنید آنها را در بازی خود پیاده کنید!۱۲) به‌روز باشیدریسپاون مداوما در حال به‌روزرسانی بازی است. در این به‌روزرسانی‌ها، خیلی چیزها تغییر می‌کنند：ویژگی‌ها و قابلیت‌های لجندها، نقشه و میزان آسیب سلاح‌ها. پس همیشه از موارد به‌روز شده مطلع باشید و از تغییرات به نفع خود استفاده کنید!۱۳) با هم‌تیمی‌های خود هماهنگ باشیدهماهنگی همیشه به نفع شما است. حتی هنگامی که تیم از پیش تشکیل شده ندارید یا برقراری ارتباط صوتی برایتان مقدور نیست. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد ایپکس، ساز و کار نشانه‌گذاری یا پینگ است که به خوبی هرچه تمام‌تر در بازی پیاده شده. پس از این ویژگی استفاده کنید و با دادن اطلاعات، تیم خود را یاری کنید!۱۴) از هیت شیلد استفاده کنیدجدیدترین وسیله‌ای که در همین فصل به ایپکس اضافه شده، هیت شیلد است. هیت شیلد سپری است که از شما در برابر آسیب رینگ محافظت می‌کند. این وسیله باارزش را نادیده نگیرید؛ گاهی ماندن پشت رینگ به شما کمک می‌کند لوت کنید، از نبرد دور بمانید و تیم مقابل را از پشت سر غافلگیر کنید. فقط یادتان باشد این وسیله از شما در برابر گلوله‌ها و نارنجک‌های دشمن محافظت نمی کند!۱۵) از پرتاب کردنی‌ها غافل نشویدخیلی از پلیرها ترجیح می‌دهند از پرتاب کردنی‌ها استفاده نکنند و با سرعت هرچه بیش‌تر به دل دشمن بزنند. استفاده از پرتاب‌کردنی‌ها گرچه وقت‌گیر است، اما در موقعیت‌های حیاتی بسیار تاثیرگذار است. به خصوص در محیط‌های بسته یا هنگامی که می خواهید تیم مقابل جایگاه خود را تغییر دهد. راستی حواستان را هنگام پرتاب جمع کنید تا خودتان قربانی نارنجکتان نشوید!با هم ۱۵ نکته که باعث لذت‌بخش‌تر شدن تجربه ایپکس می‌شوند را مرور کردیم. البته نکات بسیار دیگری هم هستند که در این نوشته نیامده‌اند. تجربه شما چیست؟ آیا این نکات واقعا کمک کننده اند؟ نکات دیگری را می‌دانید که با ما به اشتراک بگذارید؟</description>
                <category>سید علی اکبر هاشمی</category>
                <author>سید علی اکبر هاشمی</author>
                <pubDate>Sat, 10 Apr 2021 06:34:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی بازی Assassin&#039;s Creed: Odyssey</title>
                <link>https://virgool.io/@saa.hashemi80/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-assassins-creed-odyssey-m3byfzgdb0ac</link>
                <description>Assassin&#039;s Creed: Odysseyاودیسه، دومین فرزند سنت‌شکن خانواده قاتلان، با جسارتی مثال‌زدنی راه رفتن بر لبه پرتگاه را انتخاب کرده است. عاقبت این انتخاب خطرناک چیست؟  یوبی‌سافت، با عرضه نسخه اوریجینز(ریشه‌ها) فصل جدیدی را در سری اساسینز کرید آغاز کرد؛ فصلی جدید که تفاوت‌های عمیقی با گذشتگان خویش دارد. تفاوت‌هایی که هنگام عرضه بازی، طیف وسیعی از واکنش‌ها را برانگیختند: از واکنش‌های بسیار مثبت گرفته تا مخالفت‌های شدید. اما تصمیم یوبی‌سافت بر استمرار این تغییرات جدی بود و حاصل این عزم استوار، اودیسه است. اودیسه، در حقیقت داستان یک سفر است، سفری که سود بیشتر، قوی‌ترین انگیزه شخصیت اصلی آن یعنی یوبی‌سافت برای ادامه ماجراجویی خویش در روند صنعتی شدن بازیهای ویدیویی است.  اودیسه بسیار گسترده است. این گستردگی در تمام بخش‌های بازی به چشم می‌خورد： از داستان و دنیای بازی گرفته تا مبارزات. اولین مواجهه مخاطب با این گستردگی داستانی، در انتخاب شخصیت اصلی صورت می‌گیرد. در ابتدای راه، شما باید از میان کاساندرا و الکسیوس، یکی را به عنوان شخصیت اصلی برگزینید. این حق انتخاب برای نخستین بار است که در سری به این صورت دیده می شود و در راستای افزودن عناصر نقش‌آفرینی به بازی صورت گرفته است. اما آیا واقعا این حق انتخاب، بازی را به یک عنوان نقش آفرینی بدل کرده است؟ خیر! چرا؟ چون کاساندرا و الکسیوس به جز فاصله سنی شان و حادثه‌ای که در ابتدای داستان برایشان رخ می‌دهد، تفاوت معنی‌دار دیگری ندارند. تفاوت این خواهر و برادر تنها به صداپیشگی آنها و ماهیت بصری‌شان خلاصه می شود، ولاغیر. حتی این تفاوت‌ها نیز با بدسلیقگی تمام پیاده سازی شده اند؛ مثلا زرهی در بازی وجود دارد که از لباس رزم جنگجویان آمازون الگو گرفته است و با توجه به اندام زنانه این جنگجویان طراحی شده است. در کمال تعجب این زره به همان صورت روی بدن الکسیوس می‌نشیند که روی بدن کاساندرا، و تصویر مضحکی را جلوی چشمانتان می‌آورد! از یوبی‌سافت انتظار نمی‌رود که در دومین تلاش خود یک نقش‌آفرینی کامل و بی‌نقص تحویل ما دهد، اما توجه به این ریزه‌کاری‌ها باید صورت می‌گرفت و هیچ عذری در این زمینه از سازندگان پذیرفته نیست.انتخابی که عملا بی‌معنی است  همانند گذشته دو خط داستانی عمده در بازی وجود دارند： خط داستانی حال حاضر و خط داستانی زمان گذشته. در خط داستانی حال حاضر، ماجرای لیلا و همراهانش از نسخه قبلی دنبال می‌شود. خوشبختانه این خط داستانی (که به عقیده نگارنده باید مدت‌ها پیش به طور کامل از سری حذف می‌شد) بسیار کم‌رنگ است و در موارد معدودی با آن مواجه می‌شوید. البته این خط داستانی نسبت به گذشته بسیار بهتر و قابل تحمل‌تر شده است و حداقل این بار، کم‌تر شما را خسته می‌کند.  اما خط داستانی گذشته. اودیسه ما را به یونان باستان می‌برد، زمانی که دو دولت-شهر آتن و اسپارتبا هم درگیر جنگ بودند. این دوره از تاریخ یونان باستان، به جنگ‌های پلوپونزیمشهور است. انتخاب این بازه زمانی برای اودیسه تصمیم مثبتی بوده است و علاوه بر اینکه دنیایی جذاب را پیش روی شما قرار می‌دهد، اودیسه را هر چه بیش‌تر به یک بازی نقش‌آفرینی شبیه می‌سازد. هرکدام از دو شخصیت اصلی را که در ابتدا انتخاب کنید، خط داستانی زمان گذشته در چند محور به صورت موازی دنبال می‌شود：یکی ماجرای تکه‌های عدن و پایان دنیا، یکی مشکلات درون خانواده شخصیت اصلی و دیگری داستان درگیری میان آتن و اسپارت و هم پیمانانشان. قاعدتا انتظار می‌رود تمام این خطوط در پایان راه به هم رسیده و داستانی یکپارچه را پیش روی ما قرار دهند، اما در کمال تعجب، با اینکه در میانه داستان به خوبی با هم مرتبط می‌شوند، هر کدام جداگانه و بدون توجه به دیگری پایان می‌یابند!  به جرأت می‌توان گفت پاشنه آشیل اودیسه، همین شلختگی در پایان‌بندی است. این معجون با اصرار یوبی‌سافت به افزودن عناصر نقش‌آفرینی به بازی، حتی شلخته‌تر هم می‌شود و در انتها مخاطب را با دو چندراهی مختلف روبه‌رو می‌کند که حتی نتایج ملموس و قابل توجهی هم ندارند. در حقیقت داستان بازی معمولی آغاز می‌شود، به خوبی ادامه می‌یابد، اوج می‌گیرد و در انتها.........پوف! همه‌اش دود می‌شود. این پایان‌بندی شلخته مخاطب را حتی بعد از اتمام خط‌های داستانی اصلی، منتظر یک پایان نگه می‌دارد و گویی، بازی هرگز به پایان نرسیده است!  به سنت بازی‌های نقش‌آفرینی، در طول تجربه اودیسه با مأموریت‌های فرعی هم روبه‌رو می‌شوید. آشکارا الگوی سازندگان برای طراحی این مأموریت‌های فرعی، شاهکار استودیوی لهستانی سی‌دی‌پراجکت یعنی ویچر ۳ بوده است. اما یوبی‌سافت تا چه حد در این الگو برداری موفق بوده است؟  با وجود تلاش‌های صورت گرفته، هنوز در این زمینه فاصله زیادی بین اودیسه و ویچر دیده می‌شود، اما در یک نگاه کلی می‌توان گفت که مأموریت‌های فرعی اودیسه، حتی کمی بهتر از مأموریت‌های اصلی آن هستند. در طول بازی با طیف گسترده‌ای از مأموریت‌های فرعی روبه‌رو می‌شوید؛ از مأموریت‌های کوتاه و سرراست مانند کشتن دسته‌ای گرگ گرفته تا مأموریت‌های بلندتر و جدی‌تر که گاه به برقراری روابط عاطفی منجر می‌شوند.  ویژگی روابط عاطفی هم یکی از زمینه‌هایی است که با بدسلیقگی و سردرگمی در بازی پیاده‌سازی شده، پیچیدگی خاصی نداشته و درنهایت نتیجه خاصی هم ندارد! به طور خلاصه اگر انتظارتان نوعی روابط عاطفی مانند آنچه در ساخته‌های بایوویر یا سی‌دی‌پراجکتدیده می‌شود است، بدون شک ناامید خواهید شد.روابط عاطفی به خوبی پیاده‌سازی نشده‌اند  در طول ماجراجویی‌های خود در اودیسه، با شخصیت‌های فراوان و رنگارنگی روبه‌رو خواهید شد؛ از شخصیت‌های ساختگی گرفته تا چهره‌های تاریخی مشهور مانند سقراط، بقراط و هرودوت. شخصیت‌پردازی در اودیسه از ضعیف تا خوب در نوسان است اما هیچ‌گاه به عالی نمی‌رسد. البته مانند دیگر بازی‌های سری، از چهره‌های تاریخی تنها نام و در مواردی چهره آنها مطابق با واقعیت است و همان‌طور که در این نوشته اشاره کردم، گاه کاملا متفاوت با واقعیت خود در بازی پیاده سازی شده‌اند.  در طول بازی چند کار انجام می‌دهید：مبارزه، اکتشاف و مبارزه در حال اکتشاف. همانند گذشته دست شما در انتخاب روش مواجهه‌تان با دشمنان باز است و می‌توانید مخفیانه کار را پیش ببرید یا یک تنه به دل دشمنان زده و با آنها مبارزه کنید. در هر دو حالت بازی لذت‌بخش و هیجان‌انگیز است. سیستم مبارزه همچنان مانند نسخه قبلی است و پیشرفت‌هایی در جهت روان‌تر شدن و سریع‌تر شدن داشته است. برای انتخاب سلاح اصلی خود گزینه‌های متفاوت و متنوعی پیش روی خود دارید：از شمشیر استاندارد گرفته تا نیزه، خنجر، کمان و گرز که هرکدام روش استفاده خاص خود را می‌طلبند و هنگام استفاده از آنها، تفاوتشان را کاملا حس خواهید کرد. به فراخور داستان، شخصیت اصلی همواره سرنیزه لیونیداسرا همراه خود خواهد داشت و با سلاح‌های ذکر شده ترکیب خواهد کرد. دستتان در انتخاب اسلحه باز است  باز هم به پیروی از سنت بازی‌های نقش‌آفرینی، یک درخت مهارت در بازی وجود دارد که می‌توانید با پیشرفت در بازی و افزایش سطح، قابلیت‌ها و مهارت‌های جدیدی را بیاموزید که در شرایط مختلف کمک حالتان باشند. هوش مصنوعی دشمنان هم نکته شگفت انگیزی ندارد و معمولی است؛ گاهی خوب عمل می‌کند و البته ضعف‌های خاص خود را هم دارد. دشمنان عمدتا گروهی به شما حمله‌ور می‌شوند و این نکته شاید در ابتدای بازی کمی اذیتتان کند، اما با پیشرفت، افزایش سطح، یادگرفتن قابلیت‌های جدید و پیدا کردن زره و تجهیزات قوی‌تر، می توانید بدون مشکل از پس نابودی آنها بربیایید.مهارت‌های قابل کسب کردن متنوع هستند  دنیای بازی به طرز شگفت انگیزی وسیع است. جزایر یونان با دقت و وسواس بالایی شبیه سازی شده‌اند. دنیایی که از بخش‌های متفاوت و متنوعی تشکیل شده است：ازمناطق شهری و روستایی گرفته تا جنگل و دشت و کوهستان و دریا. این دنیای وسیع، پر است از مناطق ناشناخته، غارها، کمپ‌ها، کشتی‌های غرق شده، معابد سالم و مخروبه، لانه حیوانات وحشی و....... که منتظر شما هستند تا آنها را کشف کرده و گنجینه‌شان را تصاحب کنید. تمام اینها نیازمند گشت و گذار و اکتشاف هستند. در طول این اکتشافات گاهی با معماهایی هم روبه‌رو می‌شوید که عمدتا محیطی هستند و تفاوت چندانی با نسخه‌های قبلی ندارند. در کل، بخش اکتشاف بسیار غنی و لذت‌بخش طراحی شده است.دنیای بازی به طرز شگفت انگیزی وسیع است  همان‌طور که گفته شد، دریا هم یکی از مناطقی است که می‌توانید در آن به کاوش، جست و جو وسفر بپردازید. همانند نسخه چهارم، یک کشتی در اختیار شماست که می‌توانید به عنوان وسیله سفر دریایی از آن استفاده کنید. این کشتی که آندرستیا نام دارد، کاملا قابل شخصی‌سازی است. می‌توانید با گشت و گذار در دنیای بازی ، گزینه‌های شخصی‌سازی مختلفی را برای کشتی خود پیدا و از آنها استفاده کنید. کشتی شما خدمه هم دارد که قابل شخصی‌سازی هستند و می‌توانید افراد مختلفی را به عنوان خدمه کشتی خود انتخاب کنید.می‌توانید افراد مختلفی را به عنوان خدمه کشتی خود انتخاب کنید  مبارزات دریایی به شدت هیجان‌انگیز و سریع هستند و از بهترین بخش‌های بازی به شمار می‌آیند. کشتی‌های متخاصم و تجاری بسیاری در دریا وجود دارند که می‌توانید به آنها حمله و غارتشان کنید و البته گاهی هم آنها به شما حمله می‌کنند! کشتی‌های دشمن هم درجات مختلفی دارند که از اندازه‌شان فهمیده می‌شود، و توصیه می‌شود با یک کشتی که خیلی از کشتی شما بزرگتر است سرشاخ نشوید، زیرا سرنوشتی جز نابودی برای شما نخواهد داشت!مبارزات دریایی به شدت هیجان‌انگیز و سریع هستند  یکی از معدود ویژگی‌های نقش‌آفرینی واقعی بازی، سیستم لوت آن است. زره‌ها، لباس‌ها، کلاه خودها و سلاح‌ها در تعداد و تنوع زیاد در دنیای وسیع بازی پراکنده شده‌اند و می‌توانید از یکی از راه‌های زیر، به آنها دست پیدا کنید：کشتن و لوت کردن دشمنان، لوت کردن صندوقچه‌ها، انجام مأموریت‌ها و چالش‌ها و یا خرید از آهنگران.صفحه شخصی‌سازی بازی  تنوع لوت قابل قبول است و طراحی سلاح‌ها و زره‌ها به خوبی صورت گرفته است. این طراحی خوب و چشم‌نواز، در تمام بازی وجود دارد و با یک بازی سطح بالا از نظر گرافیک روبه‌رو هستیم. یونان با دقت و جزییات فراوان بازسازی شده و از درخت و کوه گرفته تا ساختمان و پوشش مردم، با دقت طراحی و پیاده‌سازی شده است. یک حالت عکاسی استاندارد هم در بازی وجود دارد که می‌توانید از آن برای ثبت زیبایی‌های یونان استفاده کنید.فوتو مود + کمی سلیقه  اما می رسیم به بخش داده‌های شنیداری. صداپیشگان بازی تمام سعی خود را کرده‌اند که با لهجه یونانی صحبت کنند و دیالوگ‌ها هم معمولا شامل چند لغت و اصطلاح به زبان یونانی می‌شوند. البته همه صداپیشگان از این نظر در یک سطح نیستند و برخی کار خود را بهتر انجام داده‌اند.  موسیقی بازی در یک کلام عالی است! قطعات زیبایی برای اودیسه نوشته و ضبط شده‌اند که کاملا با داستان و فضای بازی هماهنگی دارند. همانند گذشته، خدمه کشتی‌تان هنگامی که در نبرد نباشید شروع به خواندن آواز می‌کنند که حس و حال خاصی به دریانوردی شما می‌بخشد و البته کیفیت این آوازها مثال‌زدنی است.  پرداخت درون برنامه‌ای نیز در بازی وجود دارد. از گزینه‌های شخصی‌سازی ظاهری مانند لباس و اسلحه گرفته تا امتیاز تجربه و مواد اولیه لازم برای ساخت و ساز با پرداخت پول واقعی قابل دستیابی هستند. با توجه به اینکه اودیسه یک بازی داستان محور و تک‌نفره است، خیلی نمی‌توان به وجود پرداخت درون برنامه‌ای آن خرده گرفت؛ تماما به عهده مخاطب است که چگونه بخواهد اودیسه را تجربه کند.  یوبی سافت با توجه به تجربه‌ای که در چند سال اخیر در حیطه بازی‌های سرویس محور کسب کرده است، پشتیبانی قابل قبولی نیز از اودیسه داشته و با اضافه کردن محتوای رایگان جدید مانند مأموریت‌های فرعی و لوت جدید، طرفداران را تا زمانی طولانی پای بازی نگه داشت تا فاصله بین عرضه اودیسه و والهالا، اینگونه جبران شود. البته چند بسته الحاقی جداگانه نیز برای بازی عرضه شده که بررسی آنها، نوشته جداگانه‌ای را می‌طلبد.‌ماموریت‌های فرعی متعددی پس از عرضه به بازی اضافه شدند  در یک جمع‌بندی کلی، می‌توان گفت تغییر حال و هوای سری اساسینز کرید تصمیم مثبتی بوده است که با گذشت زمان، بهتر و بهتر می‌شود. اودیسه، تجربه‌ای لذت‌بخش و به یادماندنی است که گرچه اشکالات زیادی دارد، اما در نهایت گشت و گذار و ماجراجویی در یونان باستان، فرصتی است که توسط کمتر اثری با این کیفیت برای ما فراهم شده است و بهتر است که از آن استفاده کنیم!ناشناخته های زیادی برای کشف کردن وجود دارندمیتوانید به شکار حیوانات افسانه‌ای بپردازیدداستان: 6گیم‌پلی:8گرافیک:7صداگذاری و موسیقی: 8نمره : 7.5 از دهنظر شما چیست؟ آیا افزودن عناصر نقش‌آفرینی به این سری تصمیم مثبتی بوده است یا خیر؟</description>
                <category>سید علی اکبر هاشمی</category>
                <author>سید علی اکبر هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 17 Feb 2021 18:43:19 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بررسی بازی تایتان فال 2</title>
                <link>https://virgool.io/@saa.hashemi80/%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%A7%D9%84-2-dv8nqimg7tbm</link>
                <description>باسمه تعالی  یکی از نوآورانه‌ترین بازی‌هایی که در نسل هشتم به دست گیمرها رسید، تایتان فال ۲ بود. عنوانی بسیار باارزش و خلاقانه که مورد بی مهری مخاطبان قرار گرفت. بیایید با هم نگاهی داشته باشیم به این عنوان ارزشمند.  از ابتدای شکل‌گیری زندگی اجتماعی انسان، یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که ذهن انسان را به خود مشغول ساخته، مفهوم دوستی است؛ چه از زمانی که اجتماعات انسانی کوچک بودند و انسان‌ها با شکار زندگی خود را سپری می‌کردند و چه در زمانی که شهرهای بزرگ و پرجمعیت، خانه انسان شدند.  انسان در تاریخ زندگی خود، دوستی‌های متنوعی را تجربه کرده‌ است： از همنوعان خود گرفته تا حیواناتی مانند سگ و گربه و حتی گیاهان. یکی از سؤالاتی که در عصر مدرن مطرح شده، این است که آیا ماشین‌ها و به طورخاص، ربات‌ها هم می توانند دوست انسان باشند؟  استودیو ریسپاون ما را به آینده‌ای نه چندان دور می‌برد، آینده‌ای که با پیشرفت چشمگیر تکنولوژی، ربات‌هایی هوشمند و متنوع، برای استفاده‌های مختلف ساخته شده‌اند. میدان جنگ هم از این پیشرفت بی‌نصیب نمانده و انواع مختلفی از ربات‌ها برای مقاصد نظامی تولید شده‌اند. یکی از مهم‌ترین این ربات‌های نظامی، رباتی غول پیکر و مجهز به نام تایتان است که یک ماشین جنگی به تمام معنا است و توسط انسان هدایت می‌شود. انسان‌های هدایت کننده این تایتان‌ها نیز خلبان یا پایلوت نام دارند که برای رسیدن به این جایگاه، آموزش‌های ویژه‌ای می‌بینند.  بازی ما را در نقش یکی از همین خلبان‌ها قرار می دهد، که طی فعل و انفعالاتی، با یک تایتان همراه می‌شود و سفری را آغاز می‌کند، سفر در دنیایی که گویا جنگ تمامی آن را فرا گرفته است. با پیشرفت داستان، نوعی دوستی میان خلبان و تایتان شکل می‌گیرد و در انتهای این سفر، به اوج خود می‌رسد. این رابطه به قدری عمیق می‌شود که مخاطب، تایتان را به عنوان یک دوست می‌پذیرد و لحظه‌ای در این دوستی تردید نخواهد کرد؛ گرچه این دوستی میان انسان و ماشین، در ابتدای امر عجیب و غریب به نظر می‌رسید.اولین مواجهه خلبان با تایتان  داستان به خوبی روایت می‌شود و با روند مناسب خود، مخاطب را خسته نخواهد کرد. اگرچه به جز دوستی مذکور، داستان حرف دیگری برای گفتن ندارد . سازندگان نیز در حرکتی قابل پیش‌بینی، داستان را به گونه‌ای به پایان می‌رسانند که راه برای ادامه آن باز باشد.  چطور می‌شود که در یک بخش داستانی کوتاه، سرنوشت یک تایتان و خلبانش اینقدر برای ما مهم شود؟ پاسخ این پرسش، در طراحی مراحل نهفته است： در طول بخش داستانی، شما با دشمنان مبارزه می‌کنید، معما حل می‌کنید، سکوبازی می‌کنید و در فاصله میان اینها، در دنیای زیبای بازی به کاوش و جست و جو می‌پردازید. هنگام همین کاوش‌ها است که با تایتان خود گفت‌و‌گو خواهید کرد. گفت‌وگو هایی که هنرمندانه طراحی شده‌اند و به شما در پاسخ دادن حق انتخاب می دهند. حق انتخابی که گرچه تأثیری در روند داستان و گیم‌پلی ندارد، اما به شخصیت پردازی خلبان قصه ما و تایتانش بسیار کمک می‌کند. این شخصیت پردازی عالی، هنگامی که با معماهای خلاقانه، تیراندازی روان و لذت‌بخش، گیم‌پلی سریع و دنیایی زیبا همراه می‌شود، از بخش داستانی یک معجون خاص و عالی می‌سازد که نمونه آن میان بازی‌های تیراندازی اول شخص، به ندرت یافت می‌شود.همه بستر داستان معنا پیدا می‌کند، حتی بخش تمرینی!  گرچه بخش داستانی بازی منحصر به فرد و ستودنی است، اما هسته اصلی بازی را بخش آنلاین آن تشکیل می‌دهد و شما عمده وقت خود را در این بخش سپری خواهید کرد. یکی از عواملی که باعث عدم موفقیت نسخه اول شد، کمبود محتوا بود که در این نسخه به خوبی جبران شده است. علاوه بر سلاح‌های متنوع، نقشه‌ها و حالت‌های متعددی برای بخش آنلاین طراحی شده که در عین تنوع، متعادل نیز هستند. به طور کلی در بخش آنلاین، دو گزینه پیش روی خود دارید： به جنگ دیگر گیمرها از سراسر جهان رفته یا اینکه با همراهی یکدیگر، به مبارزه با دشمنانی که توسط هوش مصنوعی هدایت می‌شوند بپردازید.  یکی از ویژگی‌های اصلی بخش آنلاین و به نظر نگارنده، شاخص‌ترین آنها، قصه گویی است. در بازی گروه‌های مختلفی وجود دارند که می توانید به آنها بپیوندید. هر گروه یک رهبر دارد که مستقیما از بخش داستانی آمده‌است و شخصیت خاص خود را دارد. قبل از هرنبرد، فرد مذکور با شما صحبت کرده و در میانه نبرد نیز با پشتیبانی صوتی همراه شما خواهد بود. در پایان هر نبرد، گروه بازنده فرصت دارد که از میدان نبرد فرار کند و گروه مقابل، باید از فرار آنها جلوگیری کند. این هدفمندی خاص، باعث می شود تجربه بخش آنلاین دیرتر برای شما تکراری و کسل کننده شود.در فرار ننگی نیست؛ مهم زنده ماندن است  برای ورود به میان نبرد، گزینه‌های مختلفی پیش روی خود دارید. خلبان‌های مختلف با ویژگی‌ها و قابلیت‌های متنوع، مانند قابلیت ایجاد سپر موقت، نامریی شدن، بازیابی سلامتی، ایجاد کپی‌های الکترونیکی و.... وجود دارند که می توانید از میان آنها یکی را انتخاب کنید.  بعد از انتخاب خلبان، نوبت به انتخاب اسلحه می‌رسد. شما می‌توانید همزمان سه سلاح همراه خود داشته باشید： یک سلاح استاندارد، یک سلاح کمری و یک سلاح ضد تایتان.  تعداد سلاح‌ها کافی به نظر می‌رسد و همچنین تعادل بین آنها رعایت شده است. نارنجک‌ها و قابلیت‌های اضافی دیگری نیز پیش‌بینی شده‌اند که می‌توانید از میان آنها یکی را انتخاب کنید. همه این انتخاب‌های خود را می‌توانید ذخیره کنید تا در صورت نیاز، در میانه نبرد، استراتژی متفاوتی را برگزینید.دست شما در شخصی سازی باز است  بعد از خلبان، نوبت به انتخاب تایتان می‌رسد. تایتان‌ها نیز نسبت به نسخه قبل متنوع‌تر شده اند. نکته مثبتی که همانند بخش داستانی در بخش آنلاین وجود دارد، شخصیت متفاوت این تایتان‌ها است که با صداپیشگی ستودنی آنها، ظاهر متفاوت، قابلیت‌های متفاوت و حس منحصر به فردی که هدایت هر یک از آنها در میدان نبرد به شما منتقل می‌کند، محقق شده است.  اما شخصی‌سازی به همین موارد محدود نمی‌شود و صدها گزینه برای شخصی سازی ظاهری پیش روی شما است؛ از پوسته‌های متفاوت برای سلاح گرفته تا پوشش خلبان و تایتان. اما چطور میتوان به این گزینه‌ها دست یافت؟  سیستم پیشرفت در بازی، بر اساس کیفیت بازی کردن شما پایه ریزی شده است. یعنی هرقدر بهتر بازی کنید، سریع‌تر پیشرفت می‌کنید و زودتر همه چیز را به دست می‌آورید. این ساختار، تصمیم مثبت دیگری بوده‌است که ریسپاون گرفته است و بی‌فایده‌ترین و وقت‌گیرترین ویژگی معمول بازی‌های آنلاین، یعنی گرایند کردن را کنار گذاشته است.تایتانها از همه نظر متفاوت هستند  همان طور که اشاره شد، تنوع بالای محتوا یکی از عواملی است که شما را تا مدت‌های مدید پای بازی نگه خواهد داشت. اما هویت بصری بازی نیز به این تنوع کمک می‌کند. ریسپاون برای ساخت بازی، از موتور نام‌آشنای سورساستفاده کرده است که گرچه موتوری کهنسال است، اما با تغییراتی که در سازندگان در آن ایجاد کرده‌اند، بهترین عملکرد خود در تاریخ زندگی‌اش را به نمایش می‌گذارد. بازی بسیار بهینه است و میتوان گفت مشکل فنی خاصی را در این زمینه مشاهده نمی‌کنید. حتی به روزرسانی روز اول بازی بسیار کم‌حجم بود و از این نظر، عملکرد ریسپاون ستودنی است. با توجه به سرعت بالای گیم‌پلی، بهینه بودن اهمیت فراوانی پیدا می‌کند. خوشبختانه نرخ فریم بازی پایدار است و از این نظر انتظارات مخاطب را برآورده می‌سازد. رنگ‌بندی شاد و متنوع به همراه نوعی طراحی کارتونی و غیرواقعی، هویت بصری بازی را تکمیل می‌کنند. صداگذاری هم نقص خاصی ندارد و از صدای سلاح‌ها و انفجار‌ها گرفته تا صداپیشگی افراد و تایتان‌ها، به خوبی انجام شده است.ظاهر بازی بسیار چشم‌نواز است  گرچه بازی از هرنظر بی‌نقص به نظر می‌رسد، اما پاشنه آشیل آن، سیاست‌های نادرست و غیرمنطقی الکترونیک آرتز در انتخاب تاریخ عرضه بازی است. عرضه بازی در بازه زمانی شلوغ پاییز با فاصله کم نسبت به دیگر بازی‌های تیراندازی اول شخص، باعث شد که بازی از همان ابتدا به جای اوج گرفتن، سقوط کند و به فراموشی سپرده شود. بعد از گذشت حدود دو سال از عرضه، سرور های بازی به شدت خلوت شدند و امروز، به ندرت کسی را در سرورها خواهید یافت. همین اتفاق باعث می‌شود بازی نتواند پتانسیل‌های خود را به مرحله اجرا برساند؛ اگر سرورها خالی باشند و نتوان بازی کرد، چگونه می‌توان از بازی و نبوغ آن لذت برد؟  اما استودیو ریسپاون از این بی‌وفایی روزگار ناامید نشد. از خاکسترهای تایتان فال، ایپکس لجندز برخاست و اوج گرفت؛ اوج گرفتنی که هنوز پس از دوسال ادامه دارد. گرچه تایتان فال رستگار نشد، اما فرزند خلف او یعنی ایپکس ، هم خود و هم پدرفراموش شده‌اش را سربلند ساخت. موفقیت ساخته جدید ریسپاون، هرگز بدون وجود شاهکاری به نام تایتان فال 2 ممکن نبود. شاهکاری که اگرچه آنچنان که باید دیده نشد، اما بدون شک ارزش خود را حفظ خواهد کرد و در تاریخ بازی‌های تیراندازی اول‌شخص، جایگاهی بی بدیل را دارا است.گرافیک：۸ از ۱۰گیم پلی：۹ از ۱۰داستان：۷ از ۱۰صداگذاری：۸از ۱۰نمره کل：۸.۵ از ۱۰  نظر شما چیست؟ آیا شما از این بازی لذت بردید؟</description>
                <category>سید علی اکبر هاشمی</category>
                <author>سید علی اکبر هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 10 Feb 2021 19:06:50 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>تحلیل اتفاقات تاریخی نسخه دوم بازی اساسین کرید</title>
                <link>https://virgool.io/@saa.hashemi80/%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82%D8%A7%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%86%D8%B3%D8%AE%D9%87-%D8%AF%D9%88%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AF-bkabhash54bk</link>
                <description>باسمه تعالیسری بازی‌های اساسین کرید همیشه دقت تاریخی شگفت‌انگیزی دارند: شهرها و ساختمان‌ها و حتی نوع پوشش افراد با دقت فراوان بازسازی شده‌اند. اما آیا شخصیت‌های تاریخی هم در این سری مطابق با واقعیت بازنمایی شده‌اند؟هدف بیشتر افراد از تجربه بازی‌های رایانه‌ای، سرگرمی و لذت بردن است. اما گاهی بعضی آدم‌ها هم هستند که به دنبال چیزی فراتر از سرگرمی می‌گردند؛ کسانی که به ریزه‌کاری‌ها اهمیت می‌دهند و تفکیک راست و دروغ برایشان مهم است. دسته دوم معمولا از تجربه سری بازی‌های اساسینز کرید راضی خواهند بود، زیرا در مواجهه با بازسازی شگفت انگیز شهرها و محیط‌های تاریخی، کاری جز تحسین از دستشان بر نمی‌آید و برچسب واقع‌گرایانه را روی بازی می‌زنند. اما بازسازی دقیق ساختمان‌ها، دلیل بر دقیق بودن بازسازی افراد نیست؛ نکته‌ای مهم که معمولا در بررسی این سری بازی نادیده گرفته می‌شود. با کمی بررسی تاریخی، متوجه می‌شویم که این سری آنقدرها هم در بازسازی تاریخ دقیق نیست و نباید در مواجهه با آن شتاب زده عمل کرد. در این نوشته می‌خواهیم به بررسی شخصیت‌های کلیدی نسخه دوم بپردازیم تا ببینیم دقت تاریخی بازنمایی آنها چقدر است. ابتدا با خلاصه‌ای از داستان اتزیو شروع می‌کنیم.بخشی از منابع استفاده شده برای نگارش این متنپرواز عقاب بی آشیانهاز آنجایی که هدف این نوشته بررسی اتفاقات تاریخی این نسخه است، از خط زمانی حال حاضر صرف نظر می‌کنیم و به وقایع زندگی اتزیو آدیتوره دافیرنزه پرداخته و ماجراهای او را بررسی می‌کنیم.اتزیو فرزند خانواده آدیتوره است، خانواده‌ای اشراف‌زاده که به عنوان بانکدار فعالیت می‌کنند و رابطه نزدیکی با حاکمان فلورانس یعنی خاندان مدیچی دارند. همانطور که از یک اشراف زاده انتظار می‌رود، اتزیو زندگی آرام و بی دغدغه‌ای را سپری می‌کند و به عیاشی و خوشگذرانی مشغول است. تا اینکه یک بار وقتی برای انجام کارهای پدرش در عمارت حضور ندارد، پدر و دو برادر او دستگیر می‌شوند. اتزیو مخفیانه به ملاقات پدرش می‌رود. جیووانی آدیتوره آدرس اتاقی مخفی را به اتزیو می‌دهد که کلید نجاتش در آنجا نهفته است و از او می‌خواهد نامه‌ای را به دوستی تحویل دهد تا او و پسرانش نجات یابند. اتزیو نامه را تحویل می‌دهد، اما دوست مدنظر تو زرد از آب درآمده و درنهایت، پدر اتزیو و دو برادرش جلوی چشمان او اعدام می‌شوند.پدر اتزیو و دو برادرش جلوی چشمان او اعدام می‌شوند.از اینجا اتزیو کم‌کم با میراث خانوادگی خود آگاه شده و پی انتقام خانواده‌اش را می‌گیرد. در مسیر انتقام، افراد زیادی را به قتل می‌رساند تا اینکه به سردسته تمپلارها (دشمنان ازلی اساسین‌ها) می‌رسد：رودریگو بورجیا. اما اتزیو هنوز به قدر کافی قوی نیست تا او را بکشد. پس متحدانی برای خود دست‌و‌پا می‌کند و در این میان با دقت حرکات بورجیا و هم‌پیمانانش را زیر نظر می‌گیرد. در همین تعقیب و گریزها است که برخوردی میان اتزیو و رودریگو رخ می‌دهد و مسأله سیب عدن جدی می شود. رودریگو می‌گریزد. در این هنگام متحدان اتزیوحقیقت را برای او فاش می‌کنند：آنها همه اساسین هستند. اتزیو در اینجا رسما یکی از اساسین‌ها می‌شود و اهداف فرقه، برای او مهم می‌شوند. ده سال می‌گذرد. رودریگو بورجیا، بر واتیکان تسلط یافته و پاپ شده است. اتزیو با نفوذ به واتیکان، برای قتل رودریگو اقدام می‌کند و بالأخره انتقام خون پدر و برادرانش را می‌گیرد.ماجرای اتزیو در این نسخه، به پایان رسیده است. حقیقتا، خط داستانی قطعات عدن، دزموند و پایان دنیا به شدت اضافی به نظر می‌رسند و نگارنده ترجیح می‌دهد به کل آنها را نادیده بگیرد. موضوعی که البته سازندگان هم متوجه پوچی و بی هدفی آن شده‌اند و هر نسخه جدیدی از این سری که منتشر می‌شود، شاهد این هستیم که این خط داستانی کم‌رنگ‌تر شده و بیش‌تر در حاشیه قرار می‌گیرد.باید اعتراف کرد که داستان اتزیو از به‌یادماندنی‌ترین ماجراجویی‌های صنعت بازی‌های ویدیویی تا به امروز است. این داستان به یاد ماندنی هنگامی که با گیم‌پلی لذت بخش و تغییرات بنیادی فراوان نسبت به نسخه اول همراه می‌شود، از نسخه دوم مجموعه اساسینز کرید معجونی همگن و لذت‌بخش می‌سازد که اگر آن را تجربه کرده باشید، مزه‌اش تا مدت‌ها زیر زبانتان خواهد ماند.این معجون خاص، یک ویژگی کلیدی دیگر هم دارد و این ویژگی کلیدی،توجه فراوان به جزییات تاریخی  است. فلورانس، ونیز و رمهر کدام با دقت فراوان در بازی شبیه سازی شده‌اند. همچنین شما با شخصیت‌های نام آشنای زیادی برخورد خواهید داشت، از داوینچی مشهور گرفته تا نیکولو ماکیاولی، خاندان مدیچی و ..... . یکی از شخصیت‌های مهم تاریخی که در طول سفر اتزیوبا او برخورد خواهید داشت، جیرولامو ساوونارولا (Girolamo Savonarola) است. به احتمال بسیار زیاد تا قبل از تجربه بازی، نام او را نشنیده بودید و بعدا هم به نام او برخورد نکرده‌اید، اما وی شخصیتی مهم و مؤثر در بازه زمانی مورد اشاره بازی است.ابتدا نقش ساوونارولادر داستان قسمت دوم را به طور کامل بررسی می‌کنیم و بعد با مراجعه به منابع معتبر تاریخی، به دنبال واقعیت تاریخی او خواهیم گشت.جیرولامو ساوونارولا ردای سوختهبعد از ماجراهای قلعه کاترینا اسفورتزا و دزدیده شدن سیب عدن، اتزیو به دنبال سیب رفته و در این حال، طی اتفاقاتی بیهوش می‌شود. اینجا ساوونارولا وارد شده و سیب را از دستان اتزیو می‌رباید. متحدان اتزیو بدن بیهوش او را پیدا کرده و از او مراقبت می‌کنند. هنگامی که اتزیو به هوش می‌آید، به دنبال راهب سیاهپوشی که سیب را ربوده می‌رود. نشانه‌ای که اتزیو از راهب به یاد دارد، این است که او یک انگشت ندارد. بعد از جست و جوهای فراوان، اتزیو متوجه می‌شود افراد رودریگو هم در تعقیب ساوونارولا هستند و می‌خواهند سیب عدن را از او بربایند. اتزیو به جست و جو ادامه می‌دهد و رد پیروان ساوونارولا را تا بندری در ونیز دنبال می‌کند. با پرداخت پول به پیروان ساوونارولا، اتزیو به میان آنها راه پیدا می‌کند تا خود ساوونارولا را بیابد.هنگامی که اتزیو در حال گوش دادن به سخنرانی واعظ است، پیرو دی مدیچی، پسر لورنزو دی مدیچی، حاکم فقید فلورانس و دوست نزدیک اتزیو از راه می‌رسد. پیوند میان اتزیو و خاندان مدیچی بسیار عمیق است. پیرو در اینجا حرف‌هایی درباره ساوونارولامی زند：&quot;اون مادر به خطا شهر و دیار منو به زانو درآورده، اونجا رو به مرز جنون کشونده.&quot;&quot;از سرزمین خودم توسط اون شاه آشغال فرانسوی، شاه چارلز، بیرون انداخته شدم؛ آدمی که با دخالت هاش باعث تعویض من با سگ خدا، ساوونارولا شد.&quot;&quot;از اون راهب دیوونه حمایت نکنین! اون یه احمق خطرناکه. شبهات خود بزرگ بینی اش داره غوغا می کنه. باید مثل یه سگ وحشی گرفت کشتش!&quot;پیرو با برهم زدن اجتماع پیروان ساوونارولا، برنامه اتزیو را به هم می‌ریزد، اما به او می‌گوید که ساوونارولا در فلورانس است. پیرو اما نمی‌خواهد به فلورانس برگردد و راهش را از اتزیو جدا می‌کند.پیرو دی مدیچیدر ادامه داستان اتزیو در کتاب رنسانس، این چنین می‌خوانیم：&quot;برادر جیرولامو ساوونارولا به سال ۱۴۹۴ حکومت دولت-شهر مقتدر فلورانس را در سن چهل و دو سالگی به دست گرفت. او مردی عذاب کشیده، با ذهنی پیچیده و از همه بدتر، دچار بالاترین درجات تعصب بود. اما ترسناک‌ترین مسأله در مورد او، اجازه مردم به وی نه تنها برای رهبری، بلکه برای تحریکات و واداشتن آنها به احمقانه‌ترین و مخرب‌ترین اعمال ممکن بود. به خاطر ترس از آتش جهنم و این نظریه که تمام لذت‌ها، تمام مصنوعات بشری و هرچه زمینی می‌نمود، پست و بی‌ارزش است و هر انسانی با خود انکاری محض، می تواند نور حقیقت را دریابد.&quot;این قسمت از متن کتاب، به طور کامل دیدگاه بازی را درباره ساوونارولا بیان می‌کند و اگرچه عین کلمات به طور صریح داخل بازی موجود نیستند، اما با فضاسازی و روایت بازی هماهنگی کامل دارند. چند نکته مهم در این قسمت از متن کتاب، توجه ما را به خود جلب می‌کنند：اول توصیفاتی که از شخص ساوونارولا و درونیات او می‌شود و اشاره به عذاب کشیده بودن او، ذهن پیچیده‌اش و تعصبات شدید وی دارد.دوم، اشاره به نقش مردم در به قدرت رسیدن او است. مردم به ساوونارولا اجازه داده‌اند که آنها را به احمقانه‌ترین کارها وادار کند.و سوم، پایه فکری ساوونارولا و پیروانش است که هر انسانی با خودانکاری محض، می تواند نور حقیقت را دریابد.این سه نکته، مهم ترین نکاتی هستند که ما برای مقایسه میان روایت بازی و واقعیت تاریخی، از آنها استفاده می‌کنیم. اما قبل از این کار، فرجام داستان جیرولامو ساوونارولا را دنبال می‌کنیم تا عاقبت داستان او و اتزیو را بدانیم.مهم‌ترین استراتژی اتزیو و هم‌پیمانانش برای شکست ساوونارولا، استفاده از ضعف‌های خود او در اداره شهر و هم‌چنین کمک به مردم است. در نهایت، مردم علیه ساوونارولا شورش می‌کنند و خواستار رفتن او هستند. از این جا است که ضعف شخصیتی او آشکار و وابستگی‌اش به سیب نمایان می‌شود؛ زمانی که خشم مردم را می‌بیند سعی می‌کند که با استفاده از قدرت سیب، اطاعت مردم را جلب کند. اما اتزیو و همراهان سر می‌رسند و سیب را چنگ او در می‌آورند. همین که سیب از اختیار ساوونارولا خارج می‌شود، او کاملا قدرتش را از دست داده و توسط مردم دست‌گیر می‌شود. در این هنگام، گویا مردم ناگهان از خواب بیدار شده و انگار که تا به حال تحت افسون بوده‌اند، هشیار می‌گردند و از این که چنین تصمیم احمقانه‌ای گرفته و باعث قدرت گرفتن ساوونارولا شده‌اند، احساس تعجب می‌کنند.عاقبت ساوونارولا و همراهانش به آتش کشیده شدن است. ساوونارولای رقت‌انگیز که اکنون فقط عجز و لابه می‌کند و مانند دیوانگان سخن می‌گوید، حس ترحم اتزیو را بر می‌انگیزد. اتزیوتصمیم می‌گیرد که به او لطف کند و مانع از عذاب کشیدن کشیش متعصب شود.عاقبت ساوونارولا و همراهانش به آتش کشیده شدن استدیدگاه بازی به پایان کار کشیش قصه ما، از چند وجه جالب‌توجه است؛ اول اینکه تمام وجهه و اقتدار ساوونارولا را نشأت گرفته از سیب می‌داند. به عبارت دیگر، ساوونارولا کشیش مجنونی بیش نیست و این اتفاق عجیب که در عصر شکوفایی انسان‌گرایی و درهم شکستن اقتدار کلیسا، چنین فردی حاکمیت فلورانس را در دست می‌گیرد، فقط و فقط ناشی از یک عنصر فراطبیعی یا همان سیب عدن است و دلیل دیگری ندارد. تنها دلیل پیروی مردم از این دیوانه هم این است که او، مردم را جادو کرده است. هنگامی که سیب را از دست می‌دهد، جادوی او از بین رفته و مردم ناگهان عاقل می‌شوند و از وضعیت خود، متعجب شده و به سرعت، به نابودی او و پیروانش می‌پردازند.دومین نکته، این است که خصومت اتزیو با این کشیش مجنون، اصلا و ابدا شخصی نیست و تا زمانی پایدار است که سیب را در دست خود دارد. هنگامی که سیب از کنترل ساوونارولا خارج می‌شود، ناگهان نفرت و دشمنی اتزیو به ترحم و دل‌سوزی تبدیل می‌شود.تا اینجا، داستان جیرولامو ساوونارولادر بستر بازی اساسینز کرید  را بررسی کردیم و به توصیف دیدگاه بازی در رابطه با شخصیت او و اعمالش پرداختیم. در قدم بعد، به سراغ منابع معتبر تاریخی می‌رویم و بعد از بررسی واقعیات تاریخی، به دنبال پاسخ به این پرسش مهم می‌گردیم： رویکرد بازی نسبت به ساوونارولا تا چه حد منطبق بر واقعیت است؟واعظ محبوبجیرولامو ساوونارولاجیرولامو ساوونارولا فرزند سوم خانواده‌ای بود که پزشکی را پیشه خود ساخته بودند. او نیز ابتدا به دنبال تحصیل پزشکی رفت اما فلسفه را بسیار جالب‌تر از کالبدشناسی می‌دانست و مطالعه را لذت بخش‌تر از بازیگوشی می‌انگاشت. در دانشگاه که بود، از این که دانشجویان به فضایل اخلاقی پای‌بند نبودند آزرده خاطر شد و اینطور نوشت：&quot;در اینجا برای اینکه انسان مردی به حساب آید، باید زبان خویش را به کثیف‌ترین و وحشیانه‌ترین و خوفناک‌ترین سخنان کفرآمیز آلوده کند... اگر به تحصیل فلسفه و هنرهای خوب بپردازد، خیالباف نامیده خواهد شد؛ اگر با پاکدامنی و فروتنی زندگی کند، ابله؛ اگر پرهیزگار باشد، ریاکار؛ و اگر به خدا معتقد باشد، مخبط به شمار می‌آید.&quot;به همین دلیل دانشگاه و تحصیل پزشکی را رها کرد و به تذهیب نفس پرداخت و در دیری در بولونیا، به وعظ و خطابه مشغول شد. بعد ها به فلورانسرفت، اما از وعظ و سخنان او استقبال نشد و ناچارا، سر خود را با اموری دیگر گرم نگه داشت.در این زمان، روزه می‌گرفت و ریاضت می‌کشید تا بر وسوسه‌های ذاتی طبیعت بشر غلبه کند. دگربار سراغ موعظه رفت و این‌بار، روش خود را تغییر داد؛ به نکوهش فساد اخلاقی می‌پرداخت و به توبه و انابت دعوت می‌کرد. شهامت او در سخنوری، مردم را متعجب و شیفته او می‌ساخت؛ او روحانیون و پاپ‌ها را بیش از جماعت غیر روحانی، و شاهزادگان را بیش از مردم عادی به باد انتقاد می‌گرفت، و با حمله به اهل سیاست، از مردم تهیدست طرفداری می‌کرد. تمام اینها در زمان حکومت لورنزو مدیچیرخ می‌داد. لورنزو که کشیش مشهور را به عنوان دشمن خود می‌دید، با توسل به انواع روش‌ها سعی در ساکت کردن یا نابودی او داشت. گرچه برخلاف این تلاش‌ها، روز به روز به محبوبیت کشیش افزوده می‌شد و جمعیت بیشتری برای شنیدن سخنانش گرد او جمع می‌شدند.دگربار سراغ موعظه رفت لورنزو که در اواخر عمر بیمار شده بود، تاب و توان مقاومت در برابر کشیش محبوب را نداشت و دیگر سعی نمی‌کرد جلوی وعظ او را بگیرد. پس از مرگ لورنزو، ضعف فرزند او، پیرو، موجب شد که ساوونارولا نیرومندترین شخصیت فلورانس شود. پیرو، حقیقتا شخصیتی ضعیف داشت و علاوه بر آنکه به امور مردم توجهی نمی‌کرد، همیشه مشغول ورزش و شادی و عیش و نوش بود. زمانی که شاه چارلز فرانسوی با لشکرش به سمت فلورانس حرکت کرد، پیرو در خارج شهر به استقبال او رفت و قول داد که به او خراج پرداخت کند. شاه چارلز هم بدون حمله کردن، از فلورانس عبور کرد. از آنجایی که این افدام پیرو خودسرانه و بدون مشورت با شورا بود، مردم بسیار از او خشمگین شدند؛ بر او شوریدند و او را از شهر بیرون راندند.پیروپس از برانداختن حکومت خاندان مدیچیتوسط مردم، دولت موقتی با رأی مردم تشکیل شد اما به دلیل تجربه ناکافی و اختلافات خانوادگی فراوان، دستگاه حکومتی از هم گسست و جامعه شهری فلورانس دچار اختلال شد. این بار، مردم تنها چاره برقراری آرامش را، در دعوت از ساوونارولابرای حکومت دیدند. کشیش محبوب با تشکیل هیأتی، یک قانون اساسی جدید مشابه قانون اساسی ونیز تدوین کرد و برای آسایش و آزادی مردم کوشید. دولت تحت کنترل ساوونارولا، همه پشتیبانان رژیم ساقط شده مدیچی را شامل عفو عمومی کرد، همه مالیات‌ها را جز یکی لغو کرد و سازمانی برای اعطای وام دولتی با بهره پنج تا هفت درصد تأسیس کرد تا مردم فقیر دیگر سراغ وام‌دهندگان خصوصی که گاه تا سی درصد بهره می‌گرفتند، نروند.همچنین شورای شهر به تلقین همین راهب قوانینی برای تذهیب اخلاق عمومی وضع کرد؛ مانند ممنوعیت کارناوال و قمار و اسبدوانی. مردم شهر این اصلاحات را پذیرفتند؛ تجملات را کنار گذاشتند، لباس‌های ساده بر تن کردند و در خیابان، سرود های مذهبی ‌خواندند. کلیساها پر می‌شدند و میزان کمک‌های اهدایی به کلیسا در ابن زمان سر به فلک کشید. حتی برخی بانکداران و بازرگانان سودهای نامشروعی را که اندوخته بودند پس دادند. با توجه به استقبال مردم، می‌توان گفت که فلورانس تا پیش از این، به ندرت اینقدر شادکام بوده است.پیامبری که شکست خورداما اوضاع برای همیشه اینگونه نماند و اشرافی که خود در سرنگونی خاندان مدیچی مؤثر بودند و به خصوص نسل جوان خاندان مدیچی، از اینکه می‌دیدند حکومت شهر در دست یک راهب افتاده و راه سودجویی‌هایشان بسته شده، ناراحت و خشمگین بودند. همچنین عده‌ای از نظر مذهبی با ساوونارولامخالفت می‌کردند.در همین میان، ساوونارولا با پاپ و کلیسای رم به مخالفت شدید می‌پرداخت و همین مخالفت، اوضاع را وخیم‌تر می‌کرد. پاپ مدتها سعی داشت با روش‌های مسالمت آمیز، دشمنی ساوونارولا را به دوستی بدل کند، اما ساوونارولا قبول نمی‌کرد و حتی مخالفت‌های خود را تشدید می‌کرد. محبوبیت راهب گرچه گاهی اوقات دچار افول شد، اما هیچگاه از بین نرفت و مردم از شهرهای دور برای شنیدن سخنان او به فلورانسسفر می‌کردند. تا اینکه پاپ او را تکفیر کرد و این تکفیر، آغازی بر پایان کشیش محبوب بود...بالأخره اشراف و طرفداران آنها طی یک راهپیمایی، به سمت دیر ساوونارولا حمله بردند و در میان راه، پیروان او را سلاخی کردند. راهبان دیر آماده دفاع از ساوونارولا شدند، گرچه کشیش آنها را از مقاومت منع کرد. به هرحال، راهبان دیر پس از کمی مقاومت، اسلحه خود را زمین گذاشتند و کشیش و تنی چند از پیروانش، سلیم و دستگیر شدند.ساوونارولا و دوتن از همراهانش هفته‌های متمادی تحت شکنجه‌های مرسوم در دستگاه تفتیش عقاید کلیسا قرار داشتند تا بالأخره به اتهاماتی که مدنظر کلیسا بود، اعتراف کردند. جمعیت انبوهی برای تماشای مراسم اعدام جمع شدند. این بار، دولت خوراک و نوشیدنی تماشاچیان را هم فراهم کرد. ساوونارولاو دو تن از همراهانش با سینه‌های سپر و سرهای افراشته، به دار آویخته و سپس سوزانده شدند.به دار آویخته و سپس سوزانده شدند. خاکستر آنها نیز در رودخانه ریخته شد، مبادا که بعدها به عنوان قدیس مورد پرستش قرار گیرند. تا پنج سال، هرسال، نقطه‌ای که خون گرم راهبان در آن ریخته شده بود گلباران می‌شد. امروزه لوحی که روی سنگفرش آنجا نصب شده است، محل مشهورترین جنایت تاریخ فلورانس را با علامت نشان می‌دهد.محل مشهورترین جنایت تاریخ فلورانسساوونارولا، فساد اخلاقی ایتالیا را که در اثر نفوذ ثروت و کاهش معتقدات دینی بوجود آمده بود، به چشم دید و دلیرانه و متعصبانه، اما بدون نتیجه، در برابر روح شهوانی زمانه قد برافراشت.ویل دورانت، تاریخ نگار مشهور درباره او می‌گوید：&quot;بزرگی ساوونارولا در تلاش او به خاطر ایجاد انقلاب اخلاقی و ساختن انسان‌هایی شریف و خوب و درستکار نهفته است. می‌دانیم که این دشوارترین انقلاب‌ها است و تعجب نمی‌کنیم که ساوونارولا ناکام ماند؛ چه عیسی مسیح نیز فقط توانست در اقلیت ناچیزی تأثیر بگذارد. اما این را هم می‌دانیم که این تنها انقلابی است که زندگی بشری را بهبودی واقعی می‌بخشد، و نیز می‌دانیم که دگرگونیهای خونین تاریخ در مقایسه با چنین انقلابی، نمایشهای تماشایی و زودگذر و بی‌تأثیری هستند که همه چیز را، جز انسان، تغییر می‌دهند.&quot;ویل دورانت، تاریخ نگار مشهورپیامبر یا دیوانه؟حالا که جیرولامو ساوونارولا را در آیینه تاریخ مشاهده کردیم و شخصیت و اعمالش را شناختیم، زمان این رسیده که تاریخ را با روایتی که بازی در مقابل ما می‌گذارد، مقایسه کنیم.ابتدا شخصیت ساوونارولا را محور مقایسه قرار می‌دهیم. در بازی، وی فردی مجنون، خیالاتی، متعصب و به نوعی مریض معرفی می‌شود که گویا درکی از واقعیت ندارد و در دنیای توهم خویش زندگی می‌کند. اما دیدیم که وی، فردی بود که به اخلاقیات اهمیت بسیار زیادی می‌داد و رسالت خود را در هدایت اطرافیانش به رعایت اخلاق می‌دید. پیدا است که او به واقعیت‌های جامعه خویش آگاه بوده که تصمیم به واکنش به آنها گرفته است.در قدم بعدی، علت محبوبیت او را محور مقایسه قرار می‌دهیم. این مقایسه، شاید مهم‌ترین قسمت این متن است. در بازی، محبوبیت کشیش مجنون و مریض احوال تنها یک علت دارد：دست‌یابی اتفاقی او به سیب عدن. این دست‌یابی اتفاقی باعث می‌شود که کشیش مجنون، اذهان مردم را جادو کرده و قدرت را درجهت به ثمر نشاندن متوهمات شخصی خویش، به کار یگیرد.اما تاریخ چیز دیگری می‌گوید. همانطور که دیدیم، مردم و به خصوص قشر فرودست، شیفته ساوونارولا و سخنانش بودند و از او حمایت می‌کردند. در نهایت هم این اشراف و کلیسای رم بودند که باعث سرنگونی او شدند و ساوونارولا، حتی پس از مرگ هم محبوب دل مردم بود.عجب! این همه اخلاف بنیادین! اما ریشه این اخلاف کجا است؟دروغ دوست داشتنیبرای یافتن ریشه این تحریف شاخدار شرکت فرانسوی، باید به ابتدای داستان اتزیو و ریشه‌های او بازگردیم. همانطور که در ابتدای متن گفته شد، اتزیو یک اشراف زاده است و خانواده او رابطه بسیار نزدیکی با خاندان مدیچی دارند. پس، در حقیقت، اتزیو در طبقه اشرافی قرار می‌گیرد که با قدرت یافتن ساوونارولا، منافع خود را از دست دادند و به همین دلیل به مخالفت با او پرداختند. حتی اگر توجه کنید، مضمون این سخن که &quot;عجب اشتباهی کردیم این کشیش دیوانه را سر کار آوردیم که ما را به کارهای احمقانه وادار کند&quot; دقیقا با وضعیت اشراف هماهنگی دارد. آنها ابتدا با ساوونارولاهمکاری می‌کردند و زمانی که مردم به سمت اخلاق حرکت کردند و وام‌های با بهره پایین در دسترس قرار گرفت، منافع خود را در خطر دیدند و فهمیدند که چه اشتباهی کردند با کمک به یک راهب!پس مخالفت اتزیوو هم پیماناش با ساوونارولا اصلا عجیب و دور از ذهن نیست.شعار و هدف فرقه اساسین‌ها که مداوما به طرق مختلف در نسخه‌های مختلف سری به آن اشاره می‌شود، برقراری عدالت و حمایت از ضعیفان و حفظ اعتدال نظام هستی است. شعاری که اکنون با این مقایسه، به شدت پوچ و نادرست به نظر می‌رسد. اولا که در مخیله اتزیو نمی‌گنجد چنین فردی با محبوبیت مردم صاحب قدرت شود، حتما یک چیز فراطبیعی داشته که به او کمک کرده مردم را جادو کند! ثانیا، اتزیو رسما کمر به نابودی تهیدستان بسته و علاوه بر حمایت از اشراف برای استثمار فقیران، مستقیما دولت دست نشانده و منتخب مردم را سرنگون می‌سازد! چگونه چنین کارهایی را می‌توان عدالت نامید؟ پاسخ ساده است، نمی‌توان!اتزیو: قهرمان یا اهریمن؟طعم گس شکشکی نیست که خاندان مدیچی با حمایت‌های خود از هنرمندان، به پیشرفت هنر خدمت بسیار کرده‌اند، اما در عین حال بخش عمده جامعه تحت حکومت چنین اشرافی در حال له شدن بودند. هیچ کدام از این موارد قابل نادیده گرفتن نیستند. باید در نظر داشته باشید که در رابطه با تاریخ، هیچ قطعیتی وجود ندارد. ممکن است شخصیت واقعی جیرولامو ساوونارولاکاملا مطابق با توضیحات تاریخ‌دانان نباشد. اما یک چیز بدون هیچ شکی مشخص است：روایت اتزیو، روایت زندگی اشراف است و عدالت هم در همین زمینه معنا می‌شود. اما باید بدانیم تاریخ هیچ‌گاه یک طرفه نیست و همیشه با وجود اشراف، طبقه تهی‌دست هم وجود دارد و در حال صدمه دیدن است. اگر با استثمار فقیران مشکلی ندارید، اگر موافق استفاده ابزاری از انسان‌ها و بهره‌کشی از آنها هستید، اگر با نادیده گرفتن اراده مردم موافقید، پس می توانید به راحتی بگویید اتزیو یک قهرمان به تمام معنا است و هدفش برقراری عدالت و نظم است.اما اگر با موارد گفته شده زاویه دارید، بهتر است بیشتر در بازی‌هایی که انجام می‌دهید دقیق شوید و خودآگاهی خویش را تقویت کنید تا اینگونه توسط اصحاب ثروت و قدرت، فریب نخورید! البته ساوونارولاتنها موردی نیست که بر این مورد تأکید دارد. اگر عمری باشد، در نوشته بعدی به کاترینا اسفورتزا خواهم پرداخت تا بیشتر به ابعاد ماجرا پی ببریم.کاترینا اسفورتزا نظر شما چیست؟ شما چه تصویری از اتزیودر ذهن خود دارید؟ آیا معتقدید اتزیو مطابق عدالت رفتار می‌کند؟</description>
                <category>سید علی اکبر هاشمی</category>
                <author>سید علی اکبر هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 27 Jan 2021 02:25:46 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قصه پر غصه ایوینسکی</title>
                <link>https://virgool.io/GameWorld/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%BE%D8%B1-%D8%BA%D8%B5%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%B3%DA%A9%DB%8C-umdx20wjx56n</link>
                <description>  سایبرپانک 2077، آخرین بازی ساخته شده توسط استودیوی لهستانی سی‌دی پراجکت‌رد، بالأخره بعد از مدت‌ها انتظار و کش و قوس‌های فراوان عرضه شد. عملکرد فنی نامناسب این بازی در روزهای اول و عدم سازگاری آن با سخت افزار کنسول‌های پایه نسل هشتم، طرفداران را دل‌سرد کرد و ضربه بزرگی به سازندگان وارد ساخت. تحلیل‌ها درباره این که علت این ناسازگاری و سوء مدیریت چیست، فراوان است و نگارنده هم قصد بیان آنها در این متن را ندارد؛ اما یکی از موضوعاتی که باید در بررسی وضعیت ذکر شده مورد توجه قرار گیرد، اقداماتی است که سی‌دی‌پراجکت می تواند برای بیرون آمدن از این وضعیت و به دست آوردن دل مخاطبان انجام دهد. برای بررسی اقدامات در دسترس استودیو، ابتدا به گذشته سفر می کنیم؛ زمان عرضه ویچر 3 و مروری خواهیم داشت بر وضعیت مشابه سی‌دی‌پراجکت در آن زمان و اقداماتی که برای بهبود وضعیت انجام داد. سپس به بررسی وضعیت سایبرپانک 2077 و آینده احتمالی آن می پردازیم. با ما همراه باشید!  ویچر 3 با وجود تأخیرهای متعدد و عقب افتادن زمان عرضه، عملکرد فنی قابل قبولی نداشت. باگ‌های فراوان این بازی تجربه مخاطبان را خراب می‌کرد و اسباب سرگرمی جامعه مخاطبان ویدیو گیم را تا مدت‌ها فراهم می‌ساخت. بررسی دلایل این باگ‌ها و مشکلات فنی، خود نوشته جداگانه‌ای را می‌طلبد؛ و موضوع مورد بررسی ما، اقداماتی است که سی دی پراجکت برای حل این معضل به کار بست. این اقدامات را در دو دسته بندی قبل و بعد از عرضه با هم مرور می‌کنیم.شاید بتوان گفت مشهورترین باگ بازی!قبل از عرضه1.سیاست‌های مشتری مدارانه   سی‌دی پراجکت از آن دسته شرکت‌هایی است که به شعور مخاطبان خود احترام زیادی گذاشته و از این نظر، نزد مخاطبان بسیار محترم است. زمان عرضه ویچر 3، سیزن‌پس‌های بازی‌های تک نفره و داستانی به نوعی معضل تبدیل شده بودند و شاهد سیزن‌پس‌های 40، 50 و حتی60 دلاری برای بازی‌های60 دلاری بودیم؛ سیزن‌پس‌هایی که عموما محتوای دندان‌گیری ارایه نمی‌دادند و تماما حاصل سودجویی سازندگان بودند. در این فضا، سی‌دی پراجکت اعلام کرد که از زمان عرضه بازی، تعداد ۱۶ بسته الحاقی برای تمامی دارندگان تمامی نسخه‌های بازی منتشر خواهد کرد.  گرچه این بسته‌های الحاقی کوچک بودند و شامل مواردی چون زره و مدل موی جدید می شدند، اما دیگران حتی بابت همین موارد کوچک از شما پول طلب می‌کردند و سی‌دی پراجکت با این اقدام راهبردی، دل و اعتماد طرفداران را به دست آورد.  یادمان نرود که نسخه‌های فیزیکی معمولی بازی هم بسیار پر و پیمان بودند و اقلام به نسبت فراوانی را در خود داشتند.محتویات نسخه فیزیکی معمولی2.به تأخیر انداختن زمان عرضه  سازندگان خود به خوبی از زیر و بم ساخته خود آگاهی داشتند و می دانستند بازی باگ‌های زیادی را شامل می‌شود. پس تاریخ عرضه را به تعویق انداختند و بخش عمده باگ‌های بازی را برطرف ساختند، اگرچه همان قدری هم که باقی مانده بود، زیادتر از حد معمول بود.بعد از عرضه1.انتشار به روز رسانی های فراوان  سی‌دی پراجکت از زمان عرضه بازی تا همین امروز، ۲۳ به روز رسانی برای ویچر 3 منتشر کرده‌است. این پشتیبانی مداوم و قدرتمند باعث شد بازی به پایداری برسد و اگر امروز سراغ آن بروید، با یک اثر تر و تمیز و شسته و رفته مواجه می‌شوید که نشانی از مشکلات روز عرضه در آن دیده نمی شود. البته بازی هنوز هم کاملا بدون باگ نیست، اما این باگ ها بسیار اندک بوده و به ندرت به چشم شما خواهند خورد.در اینجا فهرستی از به روزرسانی های منتشر شده و اطلاعات آنها را مشاهده می‌کنید.(فقط تغییرات عمده ذکر شده و ممکن است یک تغییر، چندین باگ و مشکل را رفع کند.)  نباید از دو بسته الحاقی بزرگ ویچر 3 غافل شد که تحسین همگان را برانگیختند. در کل، پشتیبانی سی دی پراجکت از ویچر بسیار هوشمندانه و حساب شده بود و احترام و علاقه مخاطبین را جذب کرد. به عقیده کارشناسان، پشتیبانی صورت گرفته از ویچر 3 از بهترین نمونه‌های پشتیبانی در صنعت ویدیو گیم است.  بسیار خب. ماجرای عرضه ویچر را مرور کردیم. اما سایبرپانک داستان متفاوتی دارد. این بازی بسیار بزرگ‌تر، وسیع‌تر و عمیق‌تر از ساخته قبلی استودیو یعنی ویچر 3 است و به همین نسبت، مشکلات و باگ‌های آن بسیار بیشتر، بدتر و اعصاب خورد‌کن‌تر هستند. اما چرا این مشکل باز هم تکرار شده؟ چرا سی‌دی پراجکت از تجربه قبلی خود درس نگرفته است؟ در این قسمت از متن به برخی از مهم‌ترین عوامل سازنده موقعیت فعلی سایبرپانک و تفاوت آن با ویچر می‌پردازیم. این عوامل در دو دسته عوامل مربوط به عرضه کننده و عوامل مربوط به مخاطب جای می‌گیرند که خود عوامل مربوط به عرضه کننده، به دو دسته وضعیت سی‌دی پراجکت و وضعیت کلی صنعت ویدیو گیم تقسیم می‌شود.عوامل مربوط به عرضه کننده1.سی دی پراجکت  عرضه ویچر3، نقطه عطفی در تاریخ این استودیوی لهستانی بود و باعث شد سی‌دی پراجکت اعتبار و احترام بسیار زیادی میان مخاطبان و فعالین صنعت کسب کند. تجلی این اعتبار ، ارزش معاملاتی سهام این شرکت است. در نمودار های زیر، مشاهده می کنیم عرضه ویچر به شدت در بالارفتن ارزش معاملاتی سهام سی‌دی پراجکت مؤثر بوده‌ است. سی‌دی پراجکت امروز، دیگر آن سی‌دی پراجکت پنج سال پیش نیست؛ فشار روی مدیران بسیار شدیدتر است. مدیران سی‌دی پراجکت دیگر آن آزادی تصمیم گیری و عمل سابق را ندارند. این محدودیت، در مشخص کردن تاریخ عرضه خود را نشان می‌دهد.  البته عامل مهم دیگر، شیوع ویروس کرونا و شرایط قرنطینه است. این شرایط خاص قطعا روی برنامه‌های استودیو و عملکرد کارمندان تأثیر گذار بوده و هست.2.وضعیت صنعت ویدیو گیم  همان طور که اشاره کردم، شیوع ویروس کرونا شرایط خاصی را بر ما تحمیل کرده‌است. از آثار این همه‌گیری، این است که کنسول‌های نسل نهم به خصوص PS5 هنوز به اندازه کافی تولید نشده و در دسترس مخاطبان قرار نگرفته اند. از این رو، عمده مخاطبان کنسولی سایبرپانک هنوز از کنسول های نسل هشتمی خود کوچ نکرده اند. موضوعی به شدت با اهمیت که در واکنش های منفی نسبت به سایبرپانک ۲۰۷۷ تأثیر به سزایی داشته است.عوامل مربوط به مخاطب  سایبرپانک 2077 حدود هشت سال پیش معرفی شد. این معرفی زودهنگام به علاوه عملکرد بسیار عالی تیم بازاریابی سایبرپانک 2077، باعث شد سطح انتظارات طرفداران به شدت بالا برود و عرضه بازی اتفاقی مهم تلقی شود. این موج تعریف و تمجید و تبلیغ، باعث شد افرادی که با بازی آشنا نبودند و از سبک نقش آفرینی خاص آن اطلاع نداشتند، جذب بازی شوند. با عرضه ناموفق بازی، علاوه بر طرفداران واقعی، این افراد به شدت ناامید شدند؛ زیرا با پیش فرضی متفاوت سراغ بازی آمده بودند و انتظارات متفاوتی داشتند. همین ناامیدی مخاطب عام، موجی از نظرات منفی را در بین مخاطبان صنعت ایجاد کرد که در نهایت به ضرر بازی تمام شد. این افراد به شدت اصرار دارند با مقایسه سایبرپانک با آثاری همچون GTA V و Call of Duty، ضعف آن را نشان دهند؛ مقایسه ای که از پایه غلط است. از قدیم گفته اند ：هر گردی گردو نیست! به همین منوال هر بازی جهان بازی جی تی ای نیست و هر بازی اول شخصی که تفنگ دارد، CoDنیست!  البته سی‌دی پراجکت بیکار هم ننشسته و کارهایی انجام داده‌ است：· پس دادن پول خریداران ناراضی· منتشر کردن سه به‌روزرسانی بزرگ و در برنامه داشتن به‌روزرسانی‌های بزرگ دیگر· منتشر کردن محتویات رایگان همانند ویچر در اوایل سال جدید میلادی  با کنار هم قرار دادن این عوامل، می فهمیم که کار سی‌دی پراجکت نسبت به ویچر به مراتب سخت‌تر است و باید اقدامات متفاوت و مؤثرتری را در برنامه قرار دهد که بتواند برای این داستان، پایان خوشی را رقم بزند. تنها گذشت زمان است که سرنوشت نهایی سایبرپانک 2077 را مشخص خواهد کرد. باید نشست و دید که آقای ایوینسکی و دوستانش و ساخته‌شان، رستگار خواهند شد یا نه!روسای CDPR در کنار نخست وزیر لهستانسید علی اکبر عاشمی</description>
                <category>سید علی اکبر هاشمی</category>
                <author>سید علی اکبر هاشمی</author>
                <pubDate>Wed, 06 Jan 2021 19:00:28 +0330</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>