<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های saadmagazineir</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saadmagazineir</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-06-30 18:08:11</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/12922/avatar/iIBjc6.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>saadmagazineir</title>
            <link>https://virgool.io/@saadmagazineir</link>
        </image>

                    <item>
                <title>معلمان چگونه سازگاری رفتاری دانش آموزان را در کلاس درس بالا ببرند؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF-xc9jgwxevpqf</link>
                <description>معلمان چگونه سازگاری رفتاری دانش آموزان را در کلاس درس بالا ببرند؟ الف – محدود کردن حواسپرتی:دانش‌آموز را نزدیک به معلم بنشانید.ـ دانش‌آموز را دور از سر و صدا بنشانید.ـ دانش‌آموزان را کنار یک دانش آموز خوش‌رفتار بنشانید.ـ  دستورات را شفاف و ساده بگوئید و به راحتی تغییر ندهید.ب – افزایش توجه:ـ تکالیف را به بخش‌های کوتاه تقسیم کنید.ـ بعد از تکالیف فرصت‌ کوتاهی برای تنفس بدهید.ـ از تمرینات پراکنده و توزیع‌ شده استفاده کنید.ـ انجام تکالیف را جالب کنید (انجام با یک شریک، گروهی یا با فرد مورد دلخواه).ـ تمرینات جدید را افزایش دهید. ج- بهبود بخشیدن به سازماندهی:ـ انتظارات معلم و قوانین کلاس را به صراحت بیان کنید .ـ برای اشیاء داخل کلاس مکانهایی را مشخص کنید.ـ برای تکالیف هر درسی وسایل مورد نیاز را مشخص کنید.ـ قبل از تکالیف هر درسی وسایل مورد نیاز را مشخص کنید.ـ قبل از خروج دانش‌آموز از کلاس بررسی کنید که آیا دانش‌آموز تکلیفی دارد.ـ از دفترچه یادآور تکالیف روزانه استفاده کنید.ـ از فولدرها یا دفترچه‌ها به رنگ‌ جلدهای مختلف برای درس­ها استفاده کنید.د- بهبود مهارت‌های شنیدن:ـ دستورالعمل‌ها و آموزش‌ها را ساده‌ و کوتاه کنید.ـ از دانش‌آموزان بخواهید دستورات را با صدای بلند تکرار کنند و پس آرام برای خودشان بگوئید.ـ با گفتن جملاتی نظیر این: این مسئله مهم است، به دقت گوش دهید، توجه دانش‌آموزان را جلب کنید.ـ از ابزار و وسایل دیداری مثلی نقشه‌ها، عکسها، طراحها، ترانس یرانس و نوشتن مطالب مهم روی تابلو استفاده کنید.۵- مدیریت وقت:وقت هر کاری را طبق روال معلول مشخص کنید.ـ برای سازماندهی تکالیف لیستی برای دانش‌آموز تهیه کنید. ‌ـ از قرارداد رفتاری برای مشخص کردن زمان انجام تکالیف استفاده کنید.ز- فرصت‌هایی برای حرکت:اجازه دهید دانش‌آموز در کلاس حرکت کند، مدادش را بتراشد، برگه و وسایل را جمع کند مانع فعالیت­های جایگزین مختلف مثل نشستن، ایستادن و راه رفتن نشوید.ـ اجازه دهید دانش‌آموز قبل از اتمام تکالیف از جایش بلند شود و دوباره برگردد.ـ اجازه دهید دانش‌آموزان تکالیف خود را در حال ایستاده یا تکیه داده به میز انجام دهند.ـ یک گروه کاری مرکزی در کلاس داشته باشید.از کامپیوتر استفاده کنید و به بچه‌ها اجازه دهید در هنگام کار به سراغ کامپیوتر بروند.روانشناس: مژگان شوشتریwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Wed, 08 Aug 2018 09:45:47 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>از حال بد به حال خوب</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-pxznfw5vaiik</link>
                <description>از حال بد به حال خوب برای خیلی ­ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید.برخی از ما معتقدیم آنقدر که باید و شاید موفق نیستیم و با این ذهنیت به خود لطمه میزنیم. آیا شما هم با این افکار مواجهید؟«باید همیشه بتوانم به دوستان و اعضای خانواده کمک کنم تا مشکلات خود را حل کنند؟»«باید همیشه بتوانم دیگران را راضی نگهدارم و در سطح انتظار آنها ظاهر شوم.»«باید همیشه در کارها موفق شوم و از هدف خود باز نمانم.»«باید همیشه احساساتم را کنترل کنم. نگران، دلواپس و ناراحت نشوم و احساسات غیرمنطقی نداشته باشم.»«باید همیشه با دوستانم صمیمی باشم و از آنها فاصله نگیرم.»«باید مورد تایید همه باشم، و طوری رفتار کنم که همه مرا دوست بدارند و مرتکب خطایی نشوم.»ممکن است در پذیرفتن اشکالات، نواقص و محدودیتهای خود با دشواری روبرو باشید. ممکن است با هر بار موفق نشدن خود را سرزنش کنید و به خود بگویید: «نباید این اشتباه را می­کردم»، «آدم بی عرضه­ای هستم، چگونه ممکن است چنین اشتباهی بکنم.» با آنکه این شماتت­ها تولید احساس کناه و افسردگی می­کنند، ممکن است نتایج پنهانی هم داشته باشند. افرادی که کامل و صد در صد بی عیب و نقص باشند، تاکنون مشاهده نشده­اند. اشتباهات پندهایی هستند برای ادامه راهمان. نکته مهم اینکه اگر خود را بخاطر اشتباهات مجازات کنید و اشتباه را غیر قابل قبول بدانید، معنایش این است که خود را از سایرین برتر می­دانید.برای خیلی­ها قبول احساسات دشوار است. در برخورد با حملات وحشت ممکن است به این نتیجه برسید که اضطراب شما غیرطبیعی و خطرناک است. ممکن است با اضطراب خود بجنگید و به این معتقد باشید که باید همیشه احساسات خود را کنترل کنید. در حالت عصبی و دستپاچگی ممکن است احساس کنید که اتفاق وحشتناکی در شرف وقوع است. ممکن است فکر کنید که مشاعرتان را از دست می­دهید. در نتیجه احساس طبیعی اضطراب به حمله وحشت تمام عیار مبدل می­شود.برای برخی، پذیرفتن خشم خود دشوار است. برای بسیاری اشخاص خشمگین شدن و مشاجره با دیگران زشت و ناپسند است. ممکن است از بیم تایید نشدن از ناحیه دیگران و برای آنکه مبادا کسی را بیازارید از ابراز احساسات منفی خویش خودداری کنید. در این شرایط به احتمال زیاد رنجش­ها روی هم انبار می­شود و به حال انفجار می­رسند. در اثر ترس از خشم، خشم و مرارت در وجود شما انباشته باقی می­ماند. برعکس اگر خشم­تان را به عنوان احساسی سالم و طبیعی بپذیرید، اغلب به این نتیجه می­رسید که مسایل به راحتی بیشتری حل می­شوند و خشمتان به سرعت بیشتری فروکش می­کند.اگر تاکنون تایید نشدن از سوی دیگران را تجربه کرده­اید و یا نتوانسته­اید به یک هدف مهم اخلاقی برسید، حتما احساس رنجش و نومیدی ناشی از آن را احساس نموده­اید. اما اگر خود را بی ارزش و دوست نداشتنی بدانید، به خود پیام­های تحریف شده می­دهید و عزت نفستان را نابود می­کنید. مورد تایید قرار نگرفتن و موفق نشدن یکی از تجربه­های متداول زندگی انسان است. توجه داشته باشید که با شکست خوردن یا مورد تایید قرار نگرفتن «شکست خورده» و «مردود» نمی­شوید.روانشناس: علی فراهانیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Tue, 07 Aug 2018 10:08:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>آیا ضریب هوشی بالا خطر افسردگی و اختلالات روانی را افزایش می دهد؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D8%B6%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D9%87%D9%88%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AE%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%85%DB%8C-%D8%AF%D9%87%D8%AF-ltxwc0wixxhg</link>
                <description>آیا ضریب هوشی بالا خطر افسردگی و اختلالات روانی را افزایش می دهد؟ می توانید این موضوع را به گردن فیلم های سینمایی یا کتاب ها بیندازید اما ما انسان ها در عادت ها و قالب های کلیشه ای گرفتار هستیم. فرهنگ مردمی مردان و زنان باهوش را انسان هایی بد خلق و مرموز نشان می دهند که مسایل بسیاری در ذهنشان در جریان است و از نظر روحی همیشه در بحران به سر می برند. نکته ای احتمالا در اینجا وجود دارد زیرا روانپزشکان این ایده را در ذهنشان می پرورانند که رابطه ای بین هوش بالا و افسردگی و بیماری روانی وجود دارد.همیشه فرض بر اینست که برنامه ریزان رایانه ای، دانشمندان و یا اساتید دانشگاه با هوش و ذکاوت فوق بشری اشان افرادی نامتجانس با اجتماعشان هستند. آنها در مهمانی ها با موها و لباس های ژولیده حاضر می شوند و اکثر شب مهمانی را در گوشه ای کز می کنند و می نشینند. هنرمندان با ذکاوت نیز با خلق و خویی بد و تاریک ترسیم می شوند. وقتی این افراد شاهکاری خلق نمی کنند و یا قطعه ی موسیقی ای را بد به طور دلخواه نمی نوازند، بطری مشروبی به دست می گیرند و با خشم و بد خلقی از منزل خارج می شوند. آیا این تصورات درباره ی این افراد غلط هستند یا یا این مسئله در مورد آنها حقیقت دارد و به شکل عادت و کلیشه ای در آنها ظاهر می شود؟ارتباط مثبت بین ضریب هوشی پایین و افسردگی برخی مطالعات روانپزشکی نشان می دهد که رابطه ی مثبتی بیت ضریب هوشی پایین و افسردگی وجود دارد. مطالعه ای بر اساس یافته های بررسی مرگ و میر روانپزشکی بزرگسالان در انگلستان نشان می دهد که افراد با ضریب هوشی پایین شادی و نشاط کمتری نسبت به افراد با ضریب هوشی بالاتر دارند. در طول این مطالعه، شرکت کنندگان با سطح ضریب هوشی بین ۷۰-۷۹، که  در مرز بین ضریب هوشی نرمال و نقص در هوش است،  شادی و نشاط کمتری را نسبت به که از افرادی که ضریب هوشی اشان بین ۱۲۰-۱۲۹، که ضریب هوشی بسیار بالایی است، نشان دادند.ضریب هوشی پایین نقص یا عدم توانایی شناختی مورد نیاز برای انجام تکالیف و امور تحصیلی و شغلی را نشان می دهد. افراد با ضریب هوشی پایین احتمالا تکالیف مدرسه را به طور ضعیف انجام می دهند و برا یافتن شعلی با درآمد قابل قبول که نیازمند سطح متوسطی از ضریب هوشی است، دچار مشکل می شوند. در واقع، افرادی که دچار نقص هوشی هستند اغلب بیکار باقی می مانند. افراد بیکار نمی تواند به اندازه ی کافی درآمد داشته باشند تا به امور زندگی  خود و خانواده شان را بگردانند. در نتیجه، در ایجاد ارتباط نیز دچار مشکل می شوند. بیکاری، درآمد کم، روابط شکست خورده، زندگی در نیاز و خستگی همه و همه دلایلی هستند که افراد با هوش پایین را دچار افسردگی می کنند.با این وجود، برخی تحقیقات ادعا دارند که عکس این رابطه صحیح است. این تحقیقات معتقدند که افسردگی توانایی شناختی افراد را که نشان دهنده ی نتایج پایین در آزمون ضریب هوشی است، کاهش می دهد.این مطالعات وقوع این امر را با شواهد عصب شناختی نشان می دهند. بیماران افسرده توانایی عملکرد پایینی را در قسمت لوب پیشانی مغز خود نشان می دهند. قسمت لوب پیشانی با عملکرهای ذهنی و توانایی های اجرایی ارتباط تنگاتنگ دارد.آیا این امر به معنای اینست که افراد با ضریب هوشی بالا به طور کل شاد هستند و از افسردگی ندارند؟ذهن انسان بسیار پیچیده است و در این مورد دو دو تا همیشه چهار تا نمی شود. محققین دلایلی دارند و معتقدند که ضریب هوشی بالا نمی تواند از افراد د مقابل افسردگی محافظت کند.رابطه ی مثبت بین ضریب هوشی بالا و افسردگی و دیگر اختلالات روانیشیفتگی نسبت به نبوغ و وسواس به یافتن رابطه ای مثببت بین ضریب هوشی بالا و افسردگی و دیگر اختلالات روانی به زمان بقراط در قرن ۴ قبل از میلاد بر می گردد. زیگموند فروید این ایده را کشف کرد و محققین در دنیای مدرن آن را توسعه داده اند.برخی مطالعات سعی دارند تا بین وقوع افسردگی در افراد باهوش با اختلالات روانی بخصوص در آنها که از سطح بالای هوششان نشئت می گیرد، رابطه ای پیدا کنند. افراد با ضریب هوشی بالا بیشتر تمایل دارند تا در دنیای خود زندگی کنند و دنیا را با رویاها و سلایق خود باز تعریف کنند. آنها همچنین عکس العمل های شدید تر و پایدارتری را نسبت به محرک ها نشان می دهند تا افراد کم هوش تر. این موضوع بدان معناست که وقتی واقعیت با دریافت آنها از واقعیت دچار تعارض می شود، آنها دچار نقصان می شوند و قادر نیستند بر آن فائق بیایند. ویژگی های منحصر بفرد روانی و رفتاری در افراد باهوش  و خلاق می تواند موید این موضوع باشد که دریافت عامه مردم نوابغ را دیوانه میداند.آیا شما معتقدید که محققین بین اخذ نمره الف در مدرسه و افزایش در احتمال رشد اختلال دوقطبی در بزرگسالی ارتباطی می بینند؟ بر طبق نویسندگان مطالعه ای دیگر، دانش آموزانی که در زبانشناسی، موسیقی، و ریاضیات موفق هستند بیتشر ممکن است دچار اختلال دو قطبی باشند. عالی بودن در این رشته ها و دروس نیازمند این است که فرد به حالتی از هوشیاری بالا برسد که این امر می تواند الگو های زیربنایی را با روشهای خلاقانه پیوند زند.تحقیقات همچنان درباره ی رابطه ی مثبت بین ضریب هوشی بالا و خطر بالاتر رشد افسردگی و بیماری های روانی مثل اختلال دوقطبی و اسکیزوفرنی بحث برانگیز است. اینکه آیا رابطه ی این دو مثبت است یا خیر، همه ی پژوهش ها در این رابطه باید مردم را نسبت به واقعیتی که نوابغ اصلا انسان هایی غیر عادی نیستند آگاه کند.روانشناس: علی فراهانیwww.teleyare.com   </description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Tue, 07 Aug 2018 09:58:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه خجالت کودکان را از بین ببریم</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%AE%D8%AC%D8%A7%D9%84%D8%AA-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D9%85-dpiiqjsmirpm</link>
                <description>چگونه خجالت کودکان را از بین ببریم کودک خجالتی کودک مضطربی است که حرمت نفس ندارد و احساس می کند که بد هست و دیگران همه از بدی او اطلاع دارند.-همیشه احساس کودکتان  را تایید کنید چون در غیر این صورت به او این پیغام را می دهید که تو چیزی نمی فهمی.-اشتباهات کودکتان را به صورت مستقیم تصحیح نکنید . هرگز او را جلوی دیگران بازخواست نکنید.-وقتی فرزندتان با شما صحبت می کند به او توجه مخصوص نشان دهیدو در حال انجام دادن هر کاری که هستید برای لحظه ای کارتان را متوقف کنید.-هرگز به کارهایش نخندید مخصوصاً در جمع.-از او بخواهید از کارهای روزمره اش برایتان صحبت کند و یا شعری بخواند.-او را در کارهای گروهی شریک کنید.انجام یک ورزش گروهی می تواند مفید باشد .-هرگز با فرزندتان درد و دل نکنید فرزندتان دوست شما نیست .از والد دیگری و یا اطرافیان پیش فرزندتان بد گویی نکنید.-فرزندتان را در هیچ زمینه ای با دیگران مقایسه نکنید.-مثبت گویی داشته باشید و به فرزندتان عشق بدهید.-به خاطر اشتباهاتش او ررا تنبیه کنید و فرصت اشتباهات بی خطر را برایش فراهم کنید.-از کودک به عنوان جاسوس و خبرچین استفاده نکنید.- به کودکتان حس گناه ندهید.مثلاً مرا خسته کردی- از دستت پیر شدم.-از خجالتی بودن کودکتان در جمع صحبت نکنید و به او برچسب خجالتی بودن نزنید.-با فرزندتان قهر نکنید و رفتار و شخصیتش را جدا  از هم بدانید هیچگاه نگویید دوستت ندارم بلکه این کار را دوست ندارم.-به دنبال هر پیشرفتی فرزندتان را تحسین کنید.کودکان خجالتی همیشه فکر می کنند دیگران در موذد آنها بدقضاوت می کنند. لذا بعد از هرکار درستی او را تشویق کنید و بگویید من به تو افتخار می کم.-توانمندی های فرزندتان  را پرورش دهید واز او کارهایی را بخواهید انجام دهد که مطمئنید از پسش بر می آید.روانشناس: مژگان شوشتریwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Tue, 07 Aug 2018 09:26:26 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>بهترین راهکار برای مدیرت استرس به خود فرد بستگی دارد</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B3-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF-hgnkoiixvwpi</link>
                <description>بهترین راهکار برای مدیرت استرس به خود فرد بستگی دارد افراد از راهکارهای مقابله ای متفاوتی برای فائق شدن بر استرس شان استفاده می کنند، و برخی از آنها از این راهکارها بیشتر از دیگران استفاده می کند. سه تکنیک برای حفظ زاویه دید در بالا و پایین های زندگی در مطالعه شده است:ذهن آگاهی: که معتقد است باید در زمان حال آگاه و گوش به زنگ بمانیمکارزیابی مجدد: که بر یافتن روش های جدید بازتفسیر حوادث منفی و تبدیل آمها به معناهای مثبت تر تاکید دارد؛ وسرکوب احساسات: که معتقد است باید احساسات منفی را از کنارمان و جلو چشممان دور نگه داریم.برای اینکه درباره ی اینکه این سه راهکار بر اساس زندگی روزمره مان کار می کنند، تیمی از محققین اخیرا مطالعه ای را بر روی ۱۸۷ شرکت کننده انجام داده اند و به این مسئله پرداخته اند که استفاده از این استراتژی ها بر خلق و خوی مردم تاثیر می گذارد.ذهن آگاهی به افراد کمک می کن تا عواطف و احساسات خود را به دو روش متعادل کنند. این روش هم سطوح عواطف مثبت افراد را افزایش و سطوح منفی عواطف شان را کاهش می دهد.برنامه سرکوب عواطف دقیقا بر عکس عمل می کند. گزارش شده است که وقتی مردم از سرکوب احساسات بیشتر استفاده می کنند، سطوح عواطف منفی اشان بالاتر می رود و سطوح عواطف مثبت شان پایین می آید.در روش ارزیابی مجدد، قضیه کمی متفاوت است. برای نصف افراد مطالعه، روش ارزیابی مجدد به نظر نتیجه ای در تنظیم احساسات منفی اشان نداشت. به طور کل، ارزیابی به نظر برای افراد مسن تر مفیدتر بود. در واقع، برای افراد مسن تر، استفاده از روش ارزیابی با سطوح پایین تر احساسات و عواطف منفی، و در نوجوانان با سطوح بالاتر حوادث مثبت ارتباط دارد.این نتایج نشان می دهد که هیچ راهکار کلی برای که بتوان آن را برای همه تجویز کرد وجود ندارد و هر کسی از راهکار مختص خود برای کاهش استرس استفاده می کند.همچنین، به نظر می رسد که برخی راهکار ها مفیدتر هستند. روش ذهن آگاهی روشی نویدبخش است در حالیکه برای بسیاری افراد روش سرکوب احساسات مضرتر از بقیه است. ولی روش ارزیابی مجدد چطور، به نظر میرسد شانس این روش پنجاه-پنجاه باشد.روانشناس: علی فراهانیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Mon, 06 Aug 2018 10:49:54 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>راه سلامتی کودک محبت است نه پول</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D9%87-%D9%BE%D9%88%D9%84-jrirj63caej9</link>
                <description>راه سلامتی کودک محبت است نه پول بر طبق مطالعات انجام شده در دانشگاه بیلور، رشد در خانواده ای ثروتمند می تواند برای سلامت فیزیکی کودک ختی در دهه های بعدی زندگی اش مفید باشد، اما نبود رابطه ی گرم بین فرزند و والدین، یا حتی وجود پرخاش و تندی می تواند مزیت های سلامتی در گذشته ای ممتاز را از بین ببرد.دکتر ماتیو آندرسون، استادیار جامعه شناسی دانشگاه بیلور معتقد است که تحقیقات اخیر رابطه ی بین پایگاه اجتماعی و اقتصادی را با تغذیه، خواب، کیفیت محلات، و فرصت هایی برای ورزش و رشد مهارت های اجتماعی کودکان را نشان داده اند. اما روابط بین فرزندان و والدین ممکن است برای تقویت تغذیه، خواب، و فعالیت های روزمره لازم است.برای مثال، اگر روابط  بین فرزندان و فرزندان تیره و تار و یا توهین آمیز باشد، وعده های غذایی ممکن است بین اعضای خانواده به شکل ناهماهنگی تقسیم شود، و احتمال اینکه فرزندان به خوردن غذا های شکر دار و چاق کننده مثل اسنک ها به جای وعده های غذایی روی بیاورند، بیشتر است.آندرسون معتقد است که خواب و فعالیت های روزمره همچنین می تواند نامنظم شود و بچه ها را از رشد سالمی در سبک زندگی شان و مهارت های اجتماعی و عاطفی اشان باز دارد که برای موفقیت هاشان نیاز است.آندرسون همچنین اذعان می دارد که متاسفانه اگرچه پیوندها خوب میان فرزندان و والدین در خانواده های از نظر اقتصادی ضعیف می تواند سلامتی را ارتقا دهد، به نظر می رسند که در روند بزرگتر شدن فرزندان این خانواده ها تاثیر پایگاه اجتماعی اقتصادی منفی را کم نمی کنند.تحقیقات قبلی نشان داده است که احتمال اینکه والدین با سطح تحصیلات پایینتر و ثروت مادی کمتر بیشتر به سمت تهدید یا توسل به زور مایل باشند تا گفتگوی سازنده و ایجاد روابط گرم در محیط خانه. به علاوه، نرخ بیماری یا التهاب در میان فرزندان وقتی که بزرگ می شوند بسیار با پرخاش، بدرفتاری، و یا سطوح پایین گرمی والدین پیوند دارد.مطالعه ی سلامت میانسالی و روابط بین والدین و کودک که در مجله ی سلامتی و رفتار اجتماعی به چاپ رسید. برای این مطالعه سلامتی در دوران میانسالی به عنوان رهایی از ۲۸ از شرط ممکن مثل سرطان، بیماری های قلبی و عروقی، بیماری های غدد، بیماریهای سیستم عصبی، بیماری های عفونی و انگلی، پوست و یا بیماری های گوارشی، و شرایط عضلانی اسکلتی در نظر گرفته شد. آندرسون این یافته ها این طور توضیح می دهد:تحقیقات بیشتری این نگاه به رابطه ی پایگاه اجتماعی و اقتصادی را با پیوند های والدین و فرزندان نشان می دهند. اما در واقع، پایگاه اجتماعی و اقتصادی می تواند به طور کاملا مستقل بر رفاه کودکان تاثیر گذار باشد. نکته ی اصلی اینست که بدون کیفیت قابل قبول رابطه ی فرزند و والدین مزیت های اقتصادی-اجتماعی در دوران کودکی اصلا نمی تواند خاصیت محافظتی از آنها را در مقابل بیماری های مزمن در زمان بزرگسالی و میانسالی داشته باشد.دکتر آندرسون در مطالعه اش داده های مربوط به بیماری ها و وضعیت سلامتی در دوران میانسالی را در موسسه ی ملی تحققات رشد میانسالی در ایالات متحده (MIDUS) تحلیل کرد. این تحلیل که برای پیش زمینه های شخصی در سال ۱۹۹۵ و برای احتمال بیرون رفتن از تحقیقات MIDUS تنظیم شده بود نشان داد که پرخاش و بدرفتاری با کودکان می تواند هر نوع حفاظت از آنها را در مقابل بیماری هایی که با مزیت های اجتماعی-اقتصادی در دوران کودکی در ارتباطند، مختل کند.روانشناس: علی فراهانیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Mon, 06 Aug 2018 10:40:51 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شایع ترین اختلالات و مشکلات جنسی در مردان و زنان</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-ujqlpdjqfz9y</link>
                <description>شایع ترین اختلالات و مشکلات جنسی در مردان و زنان چنانچه رابطه زناشویی خوبی را تجربه نمی­کنید و یا اینکه احساس می­کنید رابطه­تان به تدریج در حال کمرنگ شدن است، شاید بتوان علت اصلی آن را در رابطه جنسی­تان جستجو کرد. در بسیاری مواقع زوجین نسبت به تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم کیفیت رابطه جنسی­شان بر کل رابطه مطلع نیستند.عدم تجربه رابطه جنسی ارضا کننده و جذاب در شرکای جنسی، به اشکال مختلف و در قالب احساسات منفی از جمله خشم، بی­حوصلگی، بهانه­گیری بروز می­کند و در نهایت باعث فاصله گرفتن زوجین از لحاظ عاطفی خواهد شد. اولین و مهمترین لازمه جلوگیری از این مسائل، داشتن شناخت کافی از اختلالات و مشکلات جنسی است که ممکن است عملکرد زن و مرد را مختل سازد.با توجه به تفاوت­های زن و مرد تعیین و طبقه بندی مشکلات جنسی بطور جداگانه برای دو جنس مطرح است، هرچند مشکلات جنسی در زن و مرد شباهت­هایی دارد و دارای همپوشی­هایی است. در این نوشته هدف طرح و بررسی شایع­ترین اختلالات و مشکلات جنسی است که عملا منجر تنش و نارضایتی فراوان بین زوجین می­شود.تجربه بالینی نشان از این دارد که شایع­ترین مشکلات جنسی در مردان مربوط به «میل و برانگیختگی جنسی»، «نعوظ» و انزال است در حالی که شایع­ترین این مشکلات در زنان به «برانگیختگی جنسی»، «اوج لذت جنسی» و «دردهای مقاربتی» مربوط می­شود.مشکلات جنسی در زنان به اشکال زیر ظاهر می­شوندسرمزاجی یا بی­میلی جنسی : اگر در عین تمایل و تقاضای شریک جنسی­تان تمایلی به فعالیت و نزدیکی جنسی ندارید، ممکن است دچار سردمزاجی باشید.مشکلات مربوط به رسیدن به ارگاسم : چنانچه با وجود تلاش زوجین حین آمیزش و برانگیختگی جنسی، زن به حالت اوج لذت جنسی یا ارگاسم نرسد. در حالی که ممکن است در شرایطی دیگر از جمله استمنا ارگاسم را تجربه کند.دردها مقاربتی : به معنی تجربه درد مهبلی حین فعالیت جنسی می­باشد.واژینیسم : زمانی که اسپاسم­های متوالی و مداوم در آلت تناسلی زن به شکلی باشد که دخول آلت مرد امکانپذیر نباشد و اغلب این حالت انقباض هنگام مقاربت یا در زمان اقدام به دخول روی می­دهد.بیزاری جنسی : زمانی که زن به بیزاری جنسی مبتلا باشد، نسبت به کلیت رابطه جنسی و یا نسبت به بعضی جنبه­ های آن ابراز انزجار می­کند و این اختلال در زنان دارای شیوع بالایی است.مشکلات شایع جنسی در مردان به اشکال زیر بروز می­کنند :سرد مزاجی یا بی­میلی جنسیاختلال مربوط به نعوذ یا ناتوانی جنسی : در عین تمایل و تلاش زوجین برای آمیزش، حالت نعوظ اتفاق نمی­افتد یا اگر اتفاق بیفتد، معمولا فرد در حفظ آن ناتوان است و در بعضی موارد نعوظ با تاخیر بسیار رخ می­دهد و برای آمیزش تناسلی و دخول کفایت لازم را ندارد.انزال زودرس : این مشکل منجر به احساس ناکامی و نارضایتی جنسی در زوجین خواهد شد چرا که انزال زودهنگام باعث وقفه و پایان برانگیختگی در مرد شده، قبل از این که طرفین اوج لذت جنسی یا رضایت کامل از تماس جنسی را تجربه کنند.انزال دیررس : شیوع این مشکل در مردان کمتر از موارد دیگر است. در این مورد در عین تلاش شرکای جنسی برای تجربه اوج لذت جنسی، در مرد انزال و حالت ارگاسم بسیار دیرتر از زمان معمول رخ می­دهد و حتی گاهی مرد به حالت ارگاسم دست نمی­یابد.روانشناس: علی فراهانیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Mon, 06 Aug 2018 10:29:34 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>قهرکردن</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D9%82%D9%87%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-lirmy0jhj5hj</link>
                <description>قهرکردن در قدم اول بهتر است با واژه و مفهوم قهر آشنا شویم. گروهی از زنان و مردان به اشتباه تصور می کنند که به مشکلات جاری زیاد هم نباید اهمیت داد و گذر زمان و عدم توجه به مشکلات خود عاملی در حل آن خواهد بود.این دسته فکر می کنند نادیده گرفتن دلخوری های اصلی و اساسی و سر پوش گذاشتن بر روی آنها و خوب جلوه دادن،عاملی در حل مسائل پیش آمده است و اگر یکی از آنها چه زن و چه مرد سر صحبت را باز کند و در حل مشکل کوشش کند هر چند که دیگری نپذیرد ،در واقع فرد مقابل در حل مشکل همکاری نکرده و از گفت وشنود و بحث فرار می کند پس به زودی درهای ارتباط سازنده و موثر به روی آنان بسته خواهد شد .این گروه از زوج ها از حمایت های عاطفی،احساسی و بعد از آن جنسی و حمایتی و...از هم دور می شوند، برخی روانشناسان معتقدند  افراد درونگرا و نکته سنج که دقت بیشتری دارند،در عین حال از قدرت کلامی ضعیف تری برخوردارند ، از لحاظ شخصیتی زودرنج هستند و سریع آزرده خاطر می گردند .اگر بررسی عمیق تری داشته باشیم این افراد در کودکی به وسیله ی قهر به خواسته های خود دست می یافتند و این کار به نوعی تسلط بر دیگران است و به نوعی اطرافیان را تحت کنترل خود در می آورند،پس فرصت تبادل نظر و حرف زدن را از طرف مقابل گرفته و شاید هم به نوعی معتقدند که دلیلی برای حرف زدن وجود ندارد و یا اساسا حرف زدن فایده ای ندارد.اما اگر علت قهر را هر یک از همسران بدانند و در واقع شناخت کافی از خواسته های یکدیگر داشته باشند قدم های درستی بر می دارند .برای مثال زن به دنبال جلب توجه همسرش است در حالی که مرد پس از ورود به خانه و صرف شام و دیدن برنامه تلویزیونی با بحث و جدل همسرش مواجه می شود و این کشمکش منجر به قهر می گردد در حالی که مقصود و هدف زن نزدیک شدن به همسرش و مورد توجه مرد قرار گرفتن است و چون از دیدگاه خانم،همسرش به وی توجه کافی نداشته باعث آزردگی خاطر او گشته در حالی که مرد این رفتار او را جور دیگری در ذهنش ترجمه می کند و با خودش می اندیشد که من چه حرف ناراحت کننده ای زدم که موجب این جدال شد؟و افکار وی برعکس خواسته و نیاز زن است.پس رنجش خاطر در اکثر موارد ناشی از عدم شناخت نیازها و انتظارات غیر واقع بینانه همسران از یکدیگر می باشد.زن و مرد باید بدانند که از یکدیگر چه می خواهند و به تفاوت ها در نگرش و نیاز های یکدیگر آگاه باشند در این مثال اگر زن به اندازه کافی شوهرش را بشناسد و رفتار او را چنین تحلیل کند که شوهرش پس از صرف شام و برنامه تلویزیونی در واقع وارد پروسه ی تجدید قوا شده و پس از آن به همسرش توجه و محبت کافی را خواهد داشت.هرکسی که در حل مساله ضعیف است و به رشد کافی نرسیده و کسب مهارت از طریق صحبت و حل منطقی مشکل را ندارد مانند کودکان به سمت قهر رفته و این رفتار را از خود نشان می دهد .پس به جای قهر زن و مرد چه کنند؟بهترین راه حل از دیدگاه روانشناسان برای حل مشکلات این است که در شرایط قهر و سکوت زوجین به یکدیگر می فهمانند شرایط مناسب برای صحبت و گفت و گو نیست و اوضاع بدتر از آنچه که هست نشود.پس بهتر است به یکدیگر قول دهند برای مشکلات پیش آمده و رسیدن به آرامش در فرصت مطلوب تر باهم به گفت و گو بپردازند تا کدورت ها و دلخوری هایی که مطرح شده بود رفع گردد ولی باید به یکدیگر این قول را بدهند که زمان مناسبی در اختیار هم قرار می دهند تا سخنانشان شنیده شود و مجال صحبت را خواهند داشت مشروط بر اینکه دائما به درگیری های حل نشده ی گذشته برنگردند و موضوع را در کمال آرامش مطرح کرده و با توجه به شناختی که از شخصیت یکدیگر دارند احساساتشان را در مورد رفتار بدی که از او سر زده بیان کنند ضمن اینکه پذیرای اشتباهاتشان باشند .باید به این نکته توجه داشت که اولین کلید راه گشای زن و شوهر درک متقابل و حفظ آرامش است و اگر نتوانستند این فرصت را فراهم نمایند لازم است از مشاورین خانواده یا زوج درمانگر کمک بگیرند تا روابط بین فردی آنها اصلاح شود.روانشناس: سیده الهام متقیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Mon, 06 Aug 2018 10:20:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>با همسر سیگاری خود چگونه رفتار کنم؟</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%A8%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%85-u7jal1uzbtyw</link>
                <description>با همسر سیگاری خود چگونه رفتار کنم؟ اولین مرحله از آغاز فعالیت شما این است که ابتدا باید این واقعیت را بپذیرید که همسرتان به نیکوتین وابسته شده چرا که دلایلی یا بهتر است بگویم بهانه هایی از قبیل سیگار کشیدن تفننی یا گاه به گاه یا تفریحی و یا در بعضی مکان ها و برخی مجالس و یا تکرار سیگار کشیدن به دلیل لجبازی و یا هر دلیل دیگری، همه همه فقط توجیهی برای فرار از پذیرش اعتیاد به سیگار است. پس در صورت مشاهده و یا آگاهی از سیگار کشیدن همسرتان این حقیقت را بپذیرید که همسر شما به نیکوتین اعتیاد پیدا کرده است.دومین مرحله اینست که باید صبورانه آماده باشید تا به همسرتان کمک کنید و در این راه دشواریهایی را تحمل کنید و بدانید که ممکن است مدت زیادی طول بکشد تا به نتیجه برسید. پس صبور باشید و نکات زیر را با دقت و آرامش عملی سازیدهرگز همسرتان را بخاطر سیگار کشیدنش سرزنش نکنید چرا که جز اینکه به مرور از شما متنفر میشود، هیچ نتیجه دیگری در بر ندارداز شرایطی که باعث ایجاد استرس و نگرانی در همسرتان می‌شود جلوگیری کرده و محیطی آرام را برایش به وجود بیاورید.برای همسرتان یک گوش شنوا باشید و نشان دهید که او و نگرانیهایش را درک میکنید. به حرفهایش فعالانه گوش دهید و کمتر صحبت کنبدهرگز و هرگز او را نصیحت نکنید، حتی زمانی که او انتظار دارد نصیحتش کنید!از همسرتان بخواهید تا اراده کند که فقط امروز را سیگار نکشد (تاکید میکنم فقط برای امروز) و اگر متوجه شدید که قصد سیگار کشیدن دارد به او بگویید که امروز نه، ولی از فردا می تواند دوباره سیگار کشیدن را شروع کند، به یاد داشته باشید که باید در پایان روز او را هر طور که مناسب می دانید تشویق کنید. مثلا از او صمیمانه قددرانی کنید و یا آشکارا به او افتخار کنید و یا اراده اش را تحسین کنید، یا مثلا غذای مورد علاقه اش را درست کنید یا به او هدیه ای بدهید و یا ...خیلی مهم است که به همسرتان بفهمانید که او را درک می کنید و میدانید که ترک کردن سیگار- هرچند برای یک روز- کار آسانی نیست و از عهده هر کسی بر نمی آید، مثلا می توانید بگویید که شما افراد زیادی را می شناسید که از عهده این کار بر نیامده اند و افراد زیادی هم هستند که این کار را هر چند به سختی ولی انجام داده اند.هرگز و هرگز او را با هیچ فرد دیگری مقایسه نکنید و نام افرادی را که قبلا سیگار را ترک کرده اند، بر زبان نیاورید و برای او مثال نزنید.زیرکانه و به ندرت به همسرتان یادآوری کنید که شما هرگز اراده و توانش را در ترک سیگار نادیده نمی‌گیرید و او در واقع کار مهم و مشکلی را انجام داده است و شما به او افتخار می کنید.اوقاتی که در کنار یکدیگر نیستید، از همسرتان بخواهید که هر زمان وسوسه کشیدن سیگار به سراغش آمد با شما تماس بگیرد تا در این مورد با هم صحبت کنید، البته به او اطمینان دهید که اگر واقعا در آن لحظه قصد کشیدن سیگار را داشت او را در تصمیمش آزاد خواهی گذاشت و در آخر تصمیم نهایی را خود او خواهد گرفت و البته حقیقتا به قول خود عمل کنید تا به مرور زمان به شما و کمکتان اعتماد کند.در تنهایی ها و هنگام درد دل کردن ها به همسرتان بگویید که واقعا سلامتی او و همچنین جایگاهش در اجتماع، برایتان بسیار مهم است و نمی‌خواهید که او به خاطر عوارض کشیدن سیگار، سلامتش به خطر بیفتداگر درآمد همسرتان زیاد نیست و یا از طبقه خانواده های ثرتمند نمی باشد، ممکن است صحبت در مورد هزینه مصرف سیگار و برآورد کردن این هزینه ها با کمک یکدیگر، او را متوجه خسارت مالی که به خود میزند کرده و در تصمیم گیری جهت ترک سیگار موثر واقع افتد.مراقب باشید که هرگز مچ گیری نکنید و با سوال پرسیدن های بیجا همسرتان را مجبور نکنید که به شما دروغ بگوید. اگر در مورد اینکه آیا امروز سیگار کشیده است یا نه از او بپرسید در صورتیکه کشیده باشد ممکن است برای جلوگیری از عواقبی همچون ایجاد دعوا و مشاجره، ناراحت و عصبانی شدن شما، جلوگیری از ایجاد بی اعتماد شدن شما نسبت به ایشان و ... به شما دروغ بگوید و در مواردی حتی به قسم خوردن دروغ نیز متوسل شود. پس با پرسش های خود بستر دروغگویی را برای همسرتان هموار نکنید.در نهایت باید آگاه باشید که یک دوست صمیمی و مورد اطمینان بسیار بهتر از یک فرد تحکم کننده و مزاحم می تواند به فرد سیگاری برای ترک سیگار کمک کند، پس صمیمانه در کنار او باشید تا به نتیجه برسیدبه این نکته نیز توجه داشته باشید که در مورد بسیاری از زنان این واقعیت وجود دارد که، آن چیزی که بیشتر از سیگاری بودن همسر، او را آزرده خاطر می‌کند، بی توجهی شریکش نسبت به خواسته او برای ترک سیگار است. اگر شما هم از آن دسته از زنانی هستید که فقط به دنبال تأیید همسر و اطاعت بی چون و چرای او در مقابل خواسته‌هایتان هستید، بهتر است دست از این انتظار بیهوده بردارید و در عوض راه حلی بیابید که بتواند به همسرتان کمک کند.بهتر است یک جایگزین خوب برای سیگار کشیدن همسرتان فراهم کنید، همسر شما به کشیدن سیگار عادت کرده و برای همین شما باید به او کمک کنید تا چیز دیگری جایگزین این عادت شود، مثل پیاده روی و ورزش، یا تنقلات و یا ...شرایطی را فراهم کنید تا همسرتان از مکانها، افراد و یا شرایط و پیشامدهایی که او را به سمت سیگار کشیدن سوق می دهد دوری کند (فراموش نکنید که در تمامی این موارد باید مانند یک دوست عمل کنید و از تحکم بپرهیزید و به او اطمینان دهید که تصمیم آخر را خود ایشان خواهد گرفت و شما فقط قصد کمک دارید).این نکته را فراموش نکنید که، کسانی که در حال ترک سیگار هستند ممکن است گاهی لغزش کرده و دوباره سیگار بکشند و یا از ترک آن ناامید شوند. همانطور که گفته شد هرگز همسرتان را به خاطر این کار سرزنش نکنید، چون این موضوع در ترک سیگار بسیار طبیعی است. از او بخواهید که دوباره تلاش کند و او را نسبت به نتیجه کار امیدوار کنید.هرگز از اینکه همسرتان سیگار می کشد، نزد پدر و مادر، برادر و خواهر و یا هر کس دیگری شکایت نکنید چرا که با این کار فقط شخصیت و اراده او را زیر سوال برده و باعث رنجش ایشان از شما می شوید و چه بسا قضیه را بزرگتر و پررنگ تر می کنید که ممکن است کار به جاهای بدتری کشیده شود.صفات پسندیده و ویژگی های مثبت همسرتان را مدّ نظر قرار داده و همواره ایشان را به خاطر آن ویژگی ها مورد احترام وافتخار خود قرار دهید تا روابط شایسته ای بین شما برقرار گردد.و در آخر اینکه، توجه داشته باشید که سیگار کشیدن به خودی خود به زندگی لطمه زیادی نمی زند مگر اینکه شما نخواهید با یک فرد سیگاری زندگی کنید. پس اگر شما بتوانید او رو با چنین وضعی قبولش کنید مشکلی ایجاد نمی شود مگر اینکه به حدی برای شما غیر قابل تحمل باشد که جدایی را به زندگی با او ترجیح دهید. اگر راه قابل اطمینانی برای ترک کردن همسرتان ندارید شاید بهتر است به جای اینکه تصمیم به اصلاح او بگیرید خود را تغییر داده و همسرتان را به همین صورت که هست بپذیریدروانشناس: داریوش کیانی رادwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Mon, 06 Aug 2018 10:11:09 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>زمینه های بی وفایی را بیشتر بشناسید</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C-%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%D8%B4%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%AF-uikycgggzjj9</link>
                <description>زمینه های بی وفایی را بیشتر بشناسید افزایش آمار طلاق، خیانت ها، طلاق های عاطفی نشان دهنده بسیاری از نارسایی ها و نارضایتی ها جنسی و زناشویی در جامعه است.عوامل بسیاری وجود دارد که زوجین را به سمت طلاق می برد.از میان این عوامل خیانت وحشتناک ترین اتفاق ممکن در رابطه زوجین است.خیانت چطور شکل می گیرد؟خیانت ها معمولا تدریجی شکل می گیرد.به طور مثال: خانوم یا آقایی در محل کار سنگ صبور همکار می شود، مرتب به حرف هایش گوش می کند، گله از همسر می کند گوش می کند...کم کم متوجه می شود که آن خانوم یا آقا او را درک می کند و ...عواملی که می توان به عنوان هشدار در نظر گرفت:زوجینی که از نظر میل جنسی باهم متفاوتند.زوجینی که در سنین پایین ازدواج می کنند.در زوجی که بیماری روانی و اختلال شخصیت دارد.عدم تشابه شخصیت هادروغگویی و پنهان کاری در زوجیننداشتن عقاید مذهبی بازدارندهداشتن روابط قبلی و حفظ آن هاباورها و انتقاداتی که زوجین از یکدیگر دارند.خشم و انتقام نسبت به همسرنیاز مالی در خانوادهاحساس آزادی کاملعدم علاقه متقابل بین زوجینعدم داشتن مهارت های زناشویی، حل تعارض، بی توجهی به نیازهای همسر، انتقادهای مخرب کننده و نداشتن مهارت حل مسالهبی شک وجود این علائم به تنهایی سبب بروز خیانت در زوجین نمی شود، وجود این علائم را فقط به عنوان هشدار باید در نظر گرفت.راه های جلوگیری از خیانت:داشتن هدف و معیار برای ازدواجشناخت خود و ویژگی های شخصیتی و کمک گرفتن از متخصصین برای مشاوره پیش از ازدواج تا احتمال ازدواج موفق را بالا ببرند.آموزش مهارت های زناشویی و مهارت های زندگیاین آموزش ها به زوجین کمک می کند به هنگام تعارض بتوانند شرایط را مدیریت کنند و روابط بین فردی خود را بهبود بخشند.راه های درمان:همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.درصورتی که این اتفاق ناگوار در خانواده ای رخ داد قبل از هرکاری سعی کنید از متخصصین کمک بگیرید.شما را یاری می کنیم تا بحران را پشت سر بگذارید و در شرایط بهتری بتوانید تصمیم گیری کنید.اولین تصمیمی که زوج قربانی می گیرد جدایی است. آیا جدایی بهترین راه حل است؟ما معتقدیم همیشه جدایی بهترین راه حل نیست. مطمئناً وقتی شرایط روحی قربانی آرام تر شود می تواند به حل مساله فکر کند.به جدایی به عنوان آخرین راه حل نگاه کنید.روانشناس:زهرا طباطباییwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 12:15:12 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>سیاست های زنانه</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86%D9%87-zbfisui5zxbd</link>
                <description>سیاست های زنانه مردها از چه زنانی فراری هستند؟گاهاً می شنویم که خانم ها می گویند من همه کار برای شوهرم می کنم ولی نمی دونم چرا با من رفتار خوبی ندارد.بعضی از رفتارهای زنانه شما به شدت شوهرتان را آزرده خاطر می کند و حتی موجب دور شدن او از شما می شود.دلایلی که آقایان اظهار می دارند که باعث آزارشان می شود:وقتی که همسرمان می خواهد تمام وقتمان را با او بگذرانیم.یک زن دوست دارد به همسرش و عشق زندگیش نزدیک باشد تا هیچ وقت احساس دلتنگی نکند، مردها هم دوست دارند در تمام لحظات خوب و بد کنار همسرشان باشند اما خانم ها می خواهند تمام وقت آزاد مردشان تنها به آن ها اختصاص داده شود نه هیچ چیز دیگرمرد هم می تواند عاشق همسرش باشد و گاهی هم زمانی را به خودش اختصاص دهد و به دنبال کارها و تفریحاتی که به تنهایی از آن ها لذت می برد.مردی که نه علاقه ای داشته باشد نه یک فعالیت ورزشی یا تفریحات سالم با دوستان، دیگر چیزی از او باقی نخواهد ماند. اجازه دهید گاهی بدون شما فقط برای خودش باشد. او فرزند شما نیست که نگران باشید دوستان او را آلوده کنند یا به راه بد کشیده شود. بگذارید اندکی از شما دور شود تا قدر شما را بیشتر بداند و احساس ارزشمندی کند.زیادی به همسرتان زنگ نزنید، پیام ندهید، احساسات زیادی به خرج ندهید.وقتی زیادی به همسر زنگ می زنید اون احساس می کنه می خواین چکش کنید. در دسترس بودن زیادی نه حس خوبی به شما می ده،  نه حس خوبی به همسرتونمردها از این که برای هر چیز کوچکی باید جواب پس بدهند احساس ناامنی می کنند. وقتی می خواید بیشتر از حد زنگ بزنید از خودتون سؤال کنید آیا انقدر موضوع مهمی است که من مزاحم همسرم در محل کار شوم؟مردها وقتی مشغول کاری هستند توجهات بیش از اندازه شما آن ها را ناراحت می کند. ممکن است در ابتدا تماس ها و توجهات بیش از اندازه برایش خوشایند باشه ولی به مروز زمان براش آزار دهنده می شه و گاهی ممکنه تلفن رو جواب نده، پیام رو جواب نده و ...سعی کنید با صدای بلند، صحبت های تکراری و ماجراهایی که برای مردتان جالب نیست تعریف نکنید.همه چیزهایی که برای شما جالب است برای مردتان جالب نیست.شما با نفس، نفس تعریف می کنید و او دارد فکر می کند کی این صحبت های آزار دهنده شما تمام می شود.برای موضوعاتی که زیاد مهم نیستند شلوغ بازی نکنید.زنانی که یکسره غر می زنند که چرا در کارهای خونه به من کمک نمی کنیمردان می گویند نهایت تلاششان را می کنند ولی می گویند زنم دنبال بهانه است.نباید از مردان توقع داشته باشیم که در مقابل غرهای یکنواخت و مکرر که چرا ظرف ها را نمی شویی؟ چرا خانه را جمع و جور نمی کنی؟ چرا برام جارو نمی کنی؟ اصلاً کلفت گرفتی، مگر من کلفت خونت هستم ....لطفاً وظایف و لطف خودمون رو نسبت به خانوادمون بی ارزش نکنیم.بهتره از هر مردی همون انتظاری رو داشته باشیم که بدونیم ازش لذت می بره.هر وقت که شروع کرد و کاری کرد از او تشکر کنیم، به او دستور ندهیم، مثلاً اگر کمک کرد و میز را چید، به او بگویید ممنونم که کمکم می کنی، چقدر امشب غذا بهم می چسبه، اگر مهمانی داشتید قبل از این که مهمان ها بیایند سعی کنید اعلام کنید که همه کارها انجام شده و ممنون می شم فقط اگر در پذیرایی ... کمکم کنید، پیش مهمان ها حتماً قبل از اسم همسرتان آقا ... به کار ببرید، دستوری با او صحبت نکنید، زیادی به او کار نگویید، وقتی در حال صحبت است حرفش را قطع نکنید و مثلاً از او بخواهید چای تعارف کند ...خواهش می کنم، خواهش می کنم نقش جاسوس را بازی نکنید.مثلاً دیشب دیر آمده زنگ بزنید از دوستش، از مامانش، ... بپرسید با شما بوده؟ کی از شما جدا شده؟ ...وسایل او را نگردید، ماشینش را نگردید.اگر همسرتان شما را در حال چک کردن موبایل، داشبُرد ماشین، ... ببیند یا متوجه شود از اطرافیان، برای این که به شما بفهماند که کارتان زشت بوده و نمی توانید مثل بچه ها او را کنترل کنید پنهان کاری هایش بیشتر می شود.کم کم با شما کمتر حرف می زند، در جلوی کسی که در موردش از او سوال کردید بد رفتاری می کند، دیگر در کنار شما احساس امنیت ندارد.بارها از آقایان می شنوم که همسرم حتی به فکر کردن من هم کار دارد.این سوال خوبی نیست که مدام از همسرتان بپرسید چیه؟ چرا تو فکری؟ چه فکری می کنی؟ با زبان بدنی که نشان می دهید دارم تو را می پایم و تو موظفی به من بگویی که چی تو فکرته، الان حتماً داشتی ...احساس در بند بودن، کنترل نداشتن، زندانبان داشتن، برده بودن به مردها ندهید.آقایون از زنانی که به همه چیزشان دخالت می کنند و مرتباً رفتارشون رو زیر نظر دارند فرار می کنند.روانشناس: زهرا طباطباییwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 09:56:21 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پاسخ به سوالات جنسی کودک و سردرگمی والدین</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DA%AF%D9%85%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86-zayvdcni1kih</link>
                <description>پاسخ به سوالات جنسی کودک و سردرگمی والدین قابل درک است که والدین در صحبت کردن راجع به رفتار و روابط جنسی با فرزندشان دچار سختی شوند و همچنین طرح این موضوعات برای کودک نیز سخت است، ولی چگونگی مطرح شدن این موضوعات بیشتر به نحوه ارتباط قبلی والدین با فرزندشان و احساس خود والدین در مواجهه با چنین موضوعاتی بستگی دارد.چگونگی مواجهه و پاسخگویی درست به سوالات جنسی کودک، یکی از دغدغه­هایی است که والدین را دچار نوعی سردرگمی و نگرانی می­کند. نگران نشوید! پنهان کاری نکنید... نیازی به طفره رفتن نیست. مهمترین نکته این است که بگذارید فرزندتان بدون آنکه از سوالاتش دچار شرم یا ترس شود، در قبال حس کنجکاوی­اش، بهترین پاسخ­ها را از والدینش که افراد مورد اعتماد در زندگی­اش هستند، دریافت کند. یکی از مسئولیتهای بزرگ والدین، دادن پاسخهای مناسب به سوالات فرزندشان در مورد موضوعاتی همچون منشا تولد، چگونگی به دنیا آمدن، جنسیت و سوالات دیگری از این دست است که در سنین مختلف کودکی به اشکال مختلف بروز میکند.در ادامه به مهمترین نکات در تربیت جنسی و مواجهه با سوالات جنسی کودکان اشاره می­کنیم.دستپاچگی و طفره رفتن؛ اشتباهی بزرگاشتباه رایج میان والدین هنگام پرسیدن سوال جنسی کودکان، دستپاچگی و طفره رفتن از موضوع است؛ این مسئله باعث می­شود موضوع در ذهن کودک مهم جلوه کند و برای رفع کنجکاوی خود با دوستان و همسالان خود در این باره صحبت کند که این امر عواقب بدی دارد. همچنین بسیاری از والدین هنگام مواجه شدن با سوالات جنسی فرزندشان دچار نگرانی می شوند که مبادا فرزندشان دچار انحراف شده باشد.چطور این سوال به ذهنش رسیده است؟وقتی با سوال جنسی فرزندتان مواجه می شوید، به هیچ وجه برای پاسخ دادن عجله نکنید، در ابتدا با حفظ آرامش از او بپرسید «چه چیز باعث شده که این سوال به ذهنت برسه؟»، همچنین باید از او پرسید «نظر خودت در این مورد چیه؟». پاسخ کودک به این سوال، این اطلاعات را به شما می­دهد که آیا کودک برای سوالش تا به حال پاسخی دریافت کرده یا نه.دروغ نگوییدنباید فراموش کنید که نباید به فرزندتان اطلاعات غلط بدهید. فرزند شما به مرور نسبت به واقعیت­های اطرافش اشراف پیدا خواهد کرد و از طرفی منابع اطلاعاتی گسترده ای در اختیار خواهد داشت. دادن اطلاعات غیر واقعی و دروغ اعتماد کودک را نسبت به شما کم خواهد کرد و به مرور جایگاهتان را از دست خواهید داد.به زبان کودکانه صحبت کنیدوقتی با فرزندتان در مورد موضوعات جنسی صحبت میکنید سطح دانش و درک فرزندتان را در نظر داشته باشید تا متناسب با آن اطلاعات بدهید. یعنی توجه به چهره کودک پس از پاسخی که ارائه می­دهید بسیار مهم است، چرا که بدین طریق به خوبی می­توان فهمید که کودک قانع شده یا نه.وارد جزئیات نشویدباید براساس سن، سطح کنجکاوی و نیازهای فردی به سوالات جنسی کودک و نوجوان پاسخ داده شود. دادن اطلاعاتی فراتر از آنچه کودک به دنبال آن است باعث شکل گیری سوالات جدید می­شود و دادن اطلاعاتی که برایش قابل درک نیست، باعث گیج شدن و اضطرابش خواهد شد. هوشمندانه به چهره کودک دقت کنید. زمانیکه احساس کردید کنجکاوی کودک برطرف شده دیگر نیاز به توضیح بیشتر نیست.روانشناس:علی فراهانیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 09:37:59 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>شما چقدر شاد هستید؟۱۰ راز شادمانی</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%B4%D9%85%D8%A7-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF%DB%B1%DB%B0-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-jgkou3k2di2b</link>
                <description> کیفیت زندگی و شادمانی هرکدام از ما بطور قابل توجهی وابسته به افراد دیگر و شکل ارتباط ما با دیگران است. پس از دیدگاه روانشناسی تجربه بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی بالا بدون توجه به انسان­های دیگر امکانپذیر نیست.ما زمانی خوشنودیم و زندگیمان کیفیت دارد که بتوانیم نیازهای خودمان را به خوبی ارضاء کنیم و البته این ارضای نیازهای خود یک شرط دارد و آن این که نیم نگاهی هم به نیازهای دیگران داشته باشیم تا حین ارضای نیازهای شخصی مانع نیازهای دیگران نشویم چون در این صورت نیازهای خودمان نیز با مانع روبرو خواهد شد.روانشناسی مثبت نگر در ۱۲۰ کشور دنیا و با نمونه­ای حدود ۲۰۰ میلیون نفر مطالعه ای انجام داد. با این هدف که افرادی که زندگی باکیفیت ­تری دارند و شادمانی درونی بیشتری را تجربه می­کنند، بیشتر چه ویژگیهای فکری و رفتاری از خود بروز می­دهند؟ در نتیجه این تحقیق ده ویژگی عمده در الگوی فکری و رفتاری این افراد کشف شد. این ده ویژگی عبارتند از :داشتن رابطه پایدار صمیمیاین افراد عموما یک رابطه صمیمی، پایدار و عادلانه دارند (منظور رابطه با یک فرد از جنس مخالف) و زمان زیادی را صرف آن می­کنند. منظور رابطه­ای که در آن هر دو نفر از رابطه لذت می­برند و احساس آرامش می­کنند و این رابطه به دور از کنترل­گری است. از جنس مخالف فاصله نمی­گیرند و آن را تحقیر نمی­کنند چون ارتباط با جنس مخالف لازمه زندگی با کیفیت است. هرچند که برخی از ما از افرادی از جنس مخالف خاطرات بد داشته باشیم.داشتن دوستی­ها و روابط اجتماعی غنیافراد شاد عموما روابط اجتماعی معناداری را در زندگی خود تجربه می­کنند و در این زمینه امکانات دیگر مانند اتومبیل، خانه، ثروت و سطح تحصیلات بالا که منجر به آسایش مالی خواهند شد، بدون وجود ارتباطات اجتماعی غنی، قادر به ایجاد کیفیت و شادمانی در زندگی فرد نخواهد بود.ورزش یا تمرین جسمانی منظم افراد شادمان نسبت به جسم و سلامتی جسمی خود بی­تفاوت نیستند و آن را پاس می­دارند.همیاری داوطلبانهمعمولا اولین کسانی هستند که به محتاجان و رهگذران دست یاری دراز می­کنند و داوطلب کمک رسانی می­شوند و نسبت به اطرافیان خود حتی کسانی که غریبه هستند، بی تفاوت نیستند. اگر وارد مکانی شدید و در صورت نیاز احساس کردید افراد اطرافتان توجهی به شما ندارند، بدانید که اغلب آن افراد انسانهای شادمانی نیستند.قدرشناسی (شکر نعمت، نعمتت افزون کند) نسبت به مواهب و داشته­هایشان هشیارند، شکرگذارند و قدر آنها را به خوبی می­دانند. این تفکر تمامی داشته­های ظاهرا کوچک و بزرگ را شامل می­شود.خوشبینیافراد شاد، در هنگام اندیشیدن در مورد آینده، خوشبینند. چه در مورد زندگی شخصی­شان و چه در مورد آینده جامعه، در این افراد احساس خوشبینی وجود دارد و نسبت به نقش خود در پیشرفت­های شخصی و اجتماعی نیز خوشبین هستند.زندگی در زمان حالافراد شادمان در زمان حال زندگی می­کنند و از لذتهای دنیا بهره می­برند. این افراد عمده زمان زندگیشان را در گذشته و آینده به سر نمی­برند و نسبت به زمانی که در آن قرار دارند، هشیار هستند.متعهد بودن به اهداف شخصیافرادی شادمان عموما نسبت به اهدافی که در سر دارند، متعهد هستند و برنامه منظمی برای دنبال کردن آنها دارند.توجه نسبت به اهداف و آرمانهای اجتماعیافراد شادمان و دارای کیفیت زندگی بالاتر، دغدغه­های اجتماعی دارند. این افراد تمام ذهنشان را محدود و منحصر به اهداف شخصی نمی­کنند. نسبت به پدیده­های اجتماعی بی تفاوت نیستند و در لابه لای امور زندگی به این موضوعات توجه دارند و هدفگذاری می­کنند، پدیده­هایی همچون سلامت محیط زیست، کودکان بی­سرپرست، تبعیض نژادی، حمایت از حقوق کودکان و غیره.اتکا به توانایی­های خود در مواجهه با مشکلاتافراد شادمان در حالی که مانند دیگر افراد مصائب و مشکلات را تجربه می­کنند ولی با این حال همواره عاملیت بالایی دارند و با تکیه بر توانایی­های درونی خود در پی رفع آنها برمی­آیند.پنج مورد از ده ویژگی که بیان شد، مربوط به ارتباطات و افراد دیگر در زندگی است. یعنی کیفیت زندگی و شادمانی هرکدام از ما بطور قابل توجهی وابسته به افراد دیگر و شکل ارتباط ما با دیگران است. پس از دیدگاه روانشناسی تجربه بهزیستی روانشناختی و کیفیت زندگی بالا بدون توجه به انسان­های دیگر امکانپذیر نیست.روانشناس: علی فراهانیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 09:20:19 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>علائم  اختلال وسواسی</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%84-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B3%DB%8C-gvdrhu29whxj</link>
                <description>علائم  اختلال وسواسی کودکان مبتلا به  اختلال وسواسی - جبری معمولاً هم وسواس فکری و هم وسواس اجباری دارند، اما گاهی اوقات تنها یکی از دو مورد را دارند. وقتیکه علائم پایدار، بی معنا، منجر پریشانی قابل توجه، و تداخل در عملکرد طبیعی (به عنوان مثال، در مدرسه، با دوستان، و یا در روابط در خانه)، یا بیشتر از ۱ ساعت در روز وقت گیر است ، قابل توجه می باشد  . در این سطح، این نشانه‌ها فراتر از طبیعی است.    علائم اختلال وسواسی - جبری که ممکن است من در فرزندم ببینم، چه هستند؟  وسواس فکریافکار، تصاویر و یا تکانه‌هایی وجود دارند که دوباره و دوباره اتفاق می‌افتد و به نظر می‌رسد که خارج از کنترل است. کودک نمی خواهد این افکار را داشته باشد و آنها را بسیار نگران کننده و ناگهانی می‌یابد. کودک معمولاً می‌داند که اینها واقعی نیستند اما نمی تواند آنها را کنترل کند. وسواس فکری همراه است با احساسات ناراحت کننده از قبیل ترس، نفرت، شک یا اعتقاد به این که چیزهایی که باید انجام شوند &quot;کاملاً درستند&quot; .جدول ۱ انواع رایج وسواس فکری نوع                        افکارها / رفتارهای همراه  پرخاشگر                 میل به زخمی کردن دیگران و یا هل دادن دیگران  مرضی                     میل به صدمه به خودمان یا دیگران، افکار مرگ یا بیماری  مذهبی                    افکار کفرآمیز در برابر خدا، افکار تسخیرکننده توسط شیطان  جنسی                     افکار همجنس گرایی، افکار حاوی سکس با یک حیوان  بررسی                     مکالمات اصرار در به یادآوری اینکه دقیقاً چه گفته شده  نیاز به دانستن          پرسشهای ناگهانی  که هیچ ربطی به وضعیت فعلی ندارد.  جسمی                    نگرانی بیش از حد در مورد مریض بودن  درست و نادرست      وسواس در مورد فقط فکر درست داشتن  وسواس نور             تمرکز بیش از حد بر روی اشیاء نورانی  وسواس عملیاعمالی  که بوسیله کودک  برای دور ساختن وسواس فکری انجام می شوند . وسواس‌های عملی، اعمالی هستند که بارها و بارها مطابق با قوانین یا آیینهای خاص اجرا می‌شوند. آنها لذت بخش نیستند .آنها آئینها را برای کسب آرامش از  اضطراب ناشی از وسواسهای فکری، انجام می‌دهند (جدول ۱).علائم  اختلال وسواسی - جبری، معمولاً در طول زمان تغییر می‌کنند، گاهی اوقات در حداقل است یا گاهی اوقات باعث ناراحتی زیادی می‌شود. آنها تمایل به افزایش و کاهش دارند.بعضی رفتارهای آداب وسواسیی و خرافات از تحولات طبیعی دوران کودکی هستند. با این حال، تشخیص  اختلال وسواسی - جبری با عوامل زیر بیشتر محتمل است:فراوانی بیش از حد فعالیتهای وسواسی- جبریزمان بیش از حد صرف شده در این فعالیتهااختلال عملکرد در خانه و مدرسهسطح بالای اضطرابتداوم این رفتارها با گذشت زمان وقتیکه آنها باید ناپدید شوند.اختلال وسواسی - جبری ممکن است بدتر شود یا موجب رفتارهای مخرب، شدت ایجاد اختلال یادگیری، باعث مشکلات در توجه و تمرکز و یا با یادگیری درمدرسه تداخل یابد.راه دیگر در نگاه به  اختلال وسواسی - جبری، فکر کردن به آن بعنوان یک سیستم بیش از حد فعال است. نگرانی چنان قوی است که کودک احساس می‌کند که او یا باید تکلیف را انجام دهد یا آن را بارها و بارها در ذهن خود در نقطه‌ای با زندگی روزانه که تداخل دهد . کودک ممکن است درک کند که تکرار رفتار ضروری نیست، اما اضطراب به حدی بالاست که او احساس می‌کند تکرار برای خنثی کردن احساس دردناک لازم است.روانشناس: مژگان شوشتریwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 08:54:02 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه فرزند خودم را از پوشک بگیرم</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D9%88%D8%B4%DA%A9-%D8%A8%DA%AF%DB%8C%D8%B1%D9%85-u1fiyj1rftff</link>
                <description> یکی از مراحل مستقل شدن فرزند گرفتن او از پوشک است.کمک به کودک وقتی کامل می‌شود که امکان استفاده راحت از توالت برای کودک‌تان به صورت مستقل کاملا وجود داشته باشد. چیزهایی هم هست که باید یادش بدهید؛ مثلا این که چطوری شلوارش را پایین بکشد و دوباره پایش کند، لگن توالت را خالی کند و دست‌هایش را با صابون بشوید. این چیزها ممکن است چند ماه طول بکشد و شما مجبور باشید تا آن وقت خودتان همراهی‌اش کنید.برای آموزش توالت چه چیزهایی لازم دارید؟یک لگن آموزشی کودک که او خودش به تنهایی بتواند رویش بنشنید. اگر بتوانید برای هر جای خانه (مثلا اتاق خودش،هال، آشپزخانه، توالت) یکی تهیه کنید، فوق‌العاده است.. یک عالمه آب یا آبمیوه و مایعات دیگر برای نوشیدنجایزه برای هر بار استفاده مطلوب(!) از لگن (شکلات یا هر چیز دیگری که کودک‌تان واقعا دوست داشته باشد و شما معمولا او را از خوردن‌ آن محروم می کنید.. چند دست شلوار یا شورت راحت که فوری پایین بیایند؛ برای وقت‌هایی که بیرون از خانه هستیدیک ماه قبل از شروعکنترل کنید که کودک‌تان برای شروع برنامه آموزش توالت آماده است یا نه .آمادگی، یعنی این که کودک‌تان بعد از هر بار دستشویی برای ۲ ساعت یا بیشتر خشک می‌ماند، از شما می‌خواهد که به توالت برود، دوست ندارد پوشکش کنید و در زمان‌های نسبتا مشخصی در روز مدفوع می کند.برنامه کاری‌تان را خالی کنید و ۳ روز را روی آموزش توالت تمرکز کنید. یک نفر دیگر (پدر، مادربزرگ یا پرستار) را هم کنار دست‌تان داشته باشید تا حداقل در ۲ روز اول کمک‌تان کند. تا ۵ هفته قبل از شروع آموزش، کودک‌تان را با لگنش آشنا کنیدوقت‌هایی که خودتان، همسرتان یا نزدیکان دیگری که با آن‌ها رودربایستی ندارید، می‌خواهید به توالت بروید، به او اطلاع بدهید که دارید برای چه کاری می‌روید! می‌توانید مراحل توالت را از پایین کشیدن شلوار تا سیفون و شستن دست‌ها برایش توضیح بدهید. می‌توانید این کار را برای عروسک‌های کودک‌تان هم اجرا کنید و تمام مراحل توالت را به او نشان بدهید.یک هفته قبل از شروعیک بسته پوشک را به کودک‌تان نشان بدهید و بگویید که از چهارشنبه (یا هر روز دیگری که قرار است آغاز تعطیلات ۳ روزه آموزش پوشک‌تان باشد) دیگر نیازی به این‌ها ندارید و او قرار است بی‌پوشک بگردد. این را به عنوان یک ماجرای مفرح و هیجان‌انگیز معرفی کنید. به او بگویید هر وقت این بسته پوشک تمام شود، دیگر نیازی نیست او پوشک به پا کند و آزاد است.اولین روز آموزشهمراه با کودک‌تان از خواب بیدار شوید. پوشکش را باز کنید. بهتر است کودک‌تان لباسی داشته باشد که مزاحم نشستن او روی لگن نشود. شما و همسرتان باید چشم بدوزید به بچه‌تان تا اگر نشانه‌هایی از نیاز به دستشویی دیدید، او را فوری به نزدیک‌ترین لگن برسانیددر طول روز همگی (یعنی خودتان، همسرتان و کودک‌تان) را مجبور کنید میوه و چیزهای آبکی بخورند! هر وقت خودتان خواستید به توالت بروید، به کودک‌تان بگویید و مراحل را برایش توضیح دهید. جای دقیق لگن را به او نشان بدهید و بگویید که چه انتظاری از او داریداگر کودک‌تان روی لگن نشست و کارش را انجام داد، موفقیتش را به او تبریک بگویید، حتی اگر بیشترش روی زمین ریخته بود و فقط یک قطره‌اش به لگن رسیده بود . حتی می‌توانید به او جایزه هم بدهید. بعد از ۱۰ تا ۱۲ بار، معمولا بچه‌ها یاد می‌گیرند به صورت مستقل از لگن استفاده کنند. اگر یک اتفاق ناخوشایند رخ داد (مثلا مبل یا فرش کثیف شد) نگویید «چیزی نیست!». به جایش با یک لحن ملایم و کمی ناراحت بگویید «جیش (یا پی‌پی) توی لگن!» و به کودک‌تان کمک کنید تا فرش و مبل را تمیز کنید. به هیچ عنوان سرش داد نزنید و به خاطر اتفاقی که افتاده، شرمنده‌اش نکنید. قبل از زمان خواب بعدازظهر و خواب شبانه، به کودک‌تان بگویید که وقت توالت است(از او نپرسید که می‌خواهد برود یا نه، چون جوابش نه خواهد بود) و بعد پوشکش کنید، مگر این که مطمئن باشید خشک می‌ماند.روز دوم آموزشروش روز اول را ادامه بدهید. تنها تفاوت این است که در روز دوم می‌توانید یک ساعت در بعدازظهر بیرون بروید. صبر کنید تا او در لگن کارش را بکند و بعد سریع از خانه بیرون بزنید.این طوری به او می‌فهمانید که بین زمان بیرون رفتن از خانه و دستشویی کردن، ارتباطی وجود دارد. ضمنا با این کار کودک‌تان را با «توالت درخواستی» هم آشنا می‌کنید، یعنی قبل از بیرون رفتن از او بخواهید که توالت کند موقع بیرون رفتن پای کودک‌تان یک شلوار راحت بکنید و برایش پوشک یا شورت آموزشی نپوشانید قرار است برای هر رخدادی، داخل خانه یا بیرون آن کودک را آزاد بگذارید. با این حال چند دست لباس با خودتان بردارید.بهتر است برای بیرون رفتن یک جای نزدیک را انتخاب کنید تا پیاده (بدون ماشین) بروید. قدم زدن در محله (حتی اطراف ساختمان خودتان) یا رفتن تا پارک نزدیک خانه، این امکان را مهیا می‌کند که یک لگن کوچک را هم با خودتان ببرید. در این مرحله، انتظار نمی‌رود که کودک بتواند خودش را یک ساعت نگه دارد.روز سوم آموزشهمان روش روز اول را ادامه بدهید، اما می‌توانید صبح و عصر برای یک ساعت بیرون بروید. هر بار قبل از رفتن از کودک‌تان بخواهید توالت کند و بعد بیرون بروید.بعد از آموزشبعد از این تعطیلات طولانی می‌توانید انتظار داشته باشید که کودک‌تان هر بار که لازم دارد، خودش را به لگن برساند یا به شما بگوید که کمکش اما برای رسیدن به نتیجه مطلوب، همچنان باید انتظار اتفاقاتی را داشته باشید.برای ۳ ماه آینده، به کودک‌تان اجازه بدهید با شورت یا با یک شلوار شل و ول در خانه بگردد. پوشک را فقط برای خواب شبانه استفاده کنید. بیرون از خانه هم شلوارهای راحت پای او کنید که پایین کشیدن‌شان ساده باشدشورت‌های آموزشی یا لباس‌های زیر تنگ برای بچه حس پوشک را دارند و استفاده از آن‌ها قبل از ۳ ماه کودک‌تان را ترغیب می‌کند که توی همان‌ها کارش را انجام بدهد. بعد از ۳ ماه بدون هیچ رخداد غیر منتظره، می‌توانید به او شورت بپوشانید.روانشناس: مژگان شوشتریwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sun, 05 Aug 2018 08:35:39 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>باتلاق های هیجان انگیز : اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانی</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-ok5tlkvsajnl</link>
                <description>باتلاق های هیجان انگیز : اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانی اعتیاد به بازی های کامپیوتری در نوجوانان می تواند مانند هر اعتیاد دیگری خطرناک باشد همچنان که سایر معتادان برای فرار از مشکلات به انواع مواد مخدر روی می آورد گیمر ها(بازی کنندگان حرفه ای)  نیز برای رفع ناسازگاری های اجتماعی و ارتباطی به فضای مجازی و انواع بازی ها روی آورده و در فضای مجازی غوطه ور می شوند.پسران بیشتر از دختران درگیر این بازی ها می شوند.بازی های کامپیوتری توسط متخصصان کامپیوتر و روانشناسان اینترنت بسیار ماهرانه و هنرمندانه طراحی می شود به طوری که از سیستم پاداش صعودی (از مرحله ای به مرحله ی دیگر) با ایجاد حداکثر هیجان ،برای جذب مخاطب بهره می گیرند.علت شناسی۱-اولین علت اعتیاد به بازی، در جوانان و نوجوانان توانایی کنترل بر محیط و احساس خوب ناشی از آن است .۲- انجام کارهایی که در دنیای واقعی امکان انجام آن وجود ندارد.خیلی از نوجوانان برای برون ریزی خشم به بازی های کامپیوتری پناه می برند و اتفاقا در دنیای واقعی افرادی در خود فرورفته و بی آزار به نظر می رسند ،اما باید به این نکته توجه داشت که در صورت عدم کنترل وابستگی به این بازی ها، که محتوای آنها اغلب خشونت آمیز است،ممکن است  به مرور بر رفتارهای بیرونی فرد هم تاثیر بگذارد.۳- هیجان طلبی و تخلیه ی انرژی در سنین نوجوانی و جوانی در به وجود آمدن این مشکل موثر است و همین میزان بالای انرژی نیاز به مکان و یا فعالیت متناسب با آن را ایجاد می کند و این طور به نظر می رسد که بازی هایی همچون ماشین بازی و از این دست بازی ها فضای خوبی برای تخلیه ی هیجانات آنها فراهم کرده است.۴-فرآیند تشویقی ای که به  ثبات رفتار منجر می شود،در شکل گیری این اعتیاد بی تاثیر نیست .به طوری که فرد به دلیل تجربه ی سطح بالایی از هیجان و رسیدن به موفقیت اصطلاحا شرطی می شوند .چنین هیجاناتی به آزاد شدن مواد محرکی چون آندروفین می انجامد که احتمالا خاصیت اصلی آن تمایل به تکرار پذیری این حس در افراد است و به همین علت ما این معضل را تنها در نوجوانان و جوانان شاهد نیستیم و بزرگسالان زیادی گرفتار این مساله هستند.آسیب ها۱- بیشترین آسیب فیزیولوژیکی گزارش شده از افراد معتاد به بازی، کم شدن بینایی، آسب های گردنی و نخاعی، سردرد های مزمن، چاقی و... است.۲- گیمرها بیشتر وقت و ارتباط خود را در دنیای مجازی می گذرانند و فرصت بیشتری برای ویرایش آنچه که می گویند، دارند. آنها  از روابط اجتماعی و مهارت های ارتباطی- کلامی ضعیفی بر خوردارند و نسبت به سایرین در فعالیت های ورزشی ، اجتماعی کمتر شرکت می کنند. در حقیقت فرآیند رشد اجتماعی این افراد دچار خلل و یا تاخیر می شود.۳- تحقیقات نشان داده میزان پرخاشگری در این افراد به طرز کاملا مشهودی بالا می رود زیرا محتوای این دسته از بازی ها ،معمولا دارای زمینه های پرخاشگری و ستیزه جویی است و فرد با تکرار بیش از اندازه آنها به مرور این روند را به عنوان یک الگوی رفتاری فرا می گیرد و در موقعیت های بیرونی به صورت ناخودآگاه این مکانیسم را فعال می کند تا به خواسته اش دست پیدا کند.۴-بازی های کامپیوتری دریچه خلاقیت آزادانه را می بندد و مهارت حل مساله را در افراد مبتلا به این اعتیاد می کاهد. این بازی ها در اکثر مواقع، یک راه حل از پیش تعریف شده دارند که طبق آن فرد بازی کننده باید با حرکت انگشتان دست و بدون دخالت تفکرات خلاقانه، از یک مرحله عبور و به مرحله ی بعدی راه یابد. به همین علت احتمال اینکه این افراد از خلاقیت کمتری درحل مسائلشان بهره ببرند، وجود دارد.۵- افت تحصیلی از دیگر پیامد هاست، که به دلیل درگیر شدن فرد و صرف زمان زیاد برای بازی کردن، سایر وظایف را تحت الشعاع قرار می دهد، بنابراین پیشگیری به موقع می تواند از آسیب های جدی جلوگیری کند.حال پس از بررسی علل گرایش به بازی های رایانه ای و آسیب شناسی این مساله باید از خودتان بپرسید، اگر فرزند نوجوانتان را از کنسول بازی و کامپیوتر دور کنید آنها وقتشان را چگونه بگذرانند؟ برای گذراندن این اوقات احتمالا به کمک های خارجی نیاز خواهید داشت، آنان نیاز به تغییر دارند و در این مسیر محتاج حمایت هستند. پس باید برای احساس راحتی و بالا رفتن اعتماد به نفسشان در دنیای واقعی بکوشیم.راهکار های عملیدر انجام تمامی راهکارها به سلیقه و نظر خود فرد اهمیت بدهید و از او مشارکت بخواهید تا میزان پذیرش او نسبت به عملی کردن راهکارها افزایش یابد. او را درک کنید و به او بفهمانید که متوجه لذت بردن او از انجام بازی هستید و قصد از بین بردن این لذت را ندارید و تنها هدف شما شکل دادن به نوع استفاده و زمان بندی و محتوای آنهاست.۱- کنترل محرک هایی که فرد را به سمت بازی کردن وسوسه می کند. مانند انجام تکالیف که باید به وسیله ی کامپیوتر انجام شود، اما می تواند باعث عدم تمرکز و کشش فرد به بازی کردن بشود.۲-فعالیت های اجتماعی نظیر حضور در اردوهای تفریحی ، شرکت در کلاس های آموزشی و ارتباط بیشتر با دوستان (به شرط انتخاب محرک نبودن دوستان در ترغیب به بازی کردن)۳-داشتن فعالیت بدنی منظم ورفتن به کلاس های ورزشی۴- انتخاب بازی های مناسبی که با سن فرد تناسب داشته باشد ،خلاقیت و قدرت تفکر را برانگیزاند و حداقل خشونت را داشته باشد.۵- درباره ی محتواهای نامناسب برای بازی و علت عدم موافقت با بعضی از آنها با نوجوان وارد گفت و گو شوید.۶-کنسول بازی یا کامپیوتر را در جایی قرار دهید که قابل رویت باشد.۸- با کمک گرفتن از مشاوران و روانشناسان، تکنیک های ایجاد اعتماد به نفس در فرزند نوجوان یا جوانتان را بیاموزید و در تعامل با او به کار ببرید.روانشناس: سیده الهام متقیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 10:30:05 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مدیریت رفتار بعد از اتفاق افتادن روابط فرازناشویی یا خیانت</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%AA%D9%81%D8%A7%D9%82-%D8%A7%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AF%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%A7%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DB%8C%D8%A7-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%86%D8%AA-bivymuqd2qsv</link>
                <description>مدیریت رفتار بعد از اتفاق افتادن روابط فرازناشویی یا خیانت خیانت زناشویی یا عهدشکنی را می­توان یکی از پیچیده ترین و آسیب زا ترین مشکلات عاطفی بین زوجین دانست. عوامل بسیاری در بروز این رفتار دخیل هستند و نگاه تک عاملی به این رفتار، ساده انگاری است. مشکل پیچیده تر از آن است که بتوان با بررسی سطحی و بدون در نظر گرفتن همه جوانب امور آن را تبیین یا در نهایت حل کرد. بعد از برملا شدن و آشکارسازی خیانت یا رفتارهای نامناسب جنسی در خانواده، در اکثر موارد همسر عهدشکن ممکن است دست به اقدامات و فعالیتهای نادرست و اشتباهی بزند. در ادامه به یکی از این اشتباهات رایج در این مورد اشاره خواهد شد.ما امیدواریم که این اطلاعات برای هدایت رفتارهای شما به سمت رفتارهای مناسب راهگشا باشد. تصحیح و مدیریت روابط بعد از خیانت- چه همسر شما از آن مطلع شده باشد یا نباشد- بسیار مشکل است. اما بدانید شما تنها فردی نیستید که در این وضعیت قرار می گیرید. تجربه مواجهه و مشاوره با زوج های زیادی نشان از این دارد که اکثر آنها این رفتارهای اشتباه را انجام می­دهند. اگر شما بتوانید از این اشتباهات اجتناب کنید، مسیر شما برای بهبود رابطه هموارتر خواهد شد و اگر تاکنون شما این رفتارها را انجام داده­اید به معنای این نیست که امید خود را از دست بدهید. سعی کنید از اکنون برای اجتناب از این رفتارهای اشتباه اقدام کنید.باور به اینکه اگر شما و فرد سوم (منظور شریک جنسی یا فردی است که خیانت با وی صورت گرفته است یا می گیرد) تصمیم گرفته­اید که از هم جدا شوید و به زندگی خود برگردید، دیگر خیانت صورت نمی گیرد.در عالم واقع، این ارتباط (ارتباط فرازناشویی) به احتمال زیاد اهمیت و معنای بیشتری برای یکی از طرفین دارد. از طرفی شکی نیست که طرفین از این رابطه لذت برده یا می­برند و برخی نیازهای خویش را از این طریق ارضا می­کنند. به همین دلیل، صرف اینکه یکی از طرفین تصمیم جدی برای قطع رابطه بگیرد دلیل بر این نیست که طرف دیگر نیز به این تصمیم احترام بگذارد. این فرد ممکن است خود شما باشید که به راحتی جدایی از فرد سوم برای شما میسر نیست. سیکل قطع- وصل ارتباط در خیانت بسیار رایج است. طرفین ممکن است بارها تصمیم به قطع رابطه بگیرند و حتی چند صباحی نیز این رابطه ادامه داشته باشد اما هر بار مجددا به برقراری ارتباط روی آورند. در صورتی می­توانید زخم­های ناشی از خیانت را التیام ببخشید که در قطع رابطه ثبات قدم داشته و مطلقا هر نوع تماسی را با فرد سوم قطع کنید. با این حال ساده نباشید. منتظر هوس مجدد برای برقراری ارتباط و تلاش برای تماس از طرف مقابل باشید. بنابراین به جای ساده انگاری، خودتان را برای اراده­ای آهنین و تصمیمی جدی در قطع رابطه آماده کنید.بهترین راه قطع رابطه نادیده گرفتن یا همان بی توجهی به تلاشهای نفر سوم برای برقراری مجدد رابطه می­باشد. (حتی اگر این تلاش حاوی تهدید یا ترحم خواهی باشد)&quot;در مواقع بحرانی و آسیب زا با مشاور خود مشورت نمایید.&quot;روانشناس: علی فراهانیwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 10:18:10 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>اعتماد به نفس و راه های افزایش آن</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D8%A7%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A2%D9%86-ytrgymrse3bo</link>
                <description> اعتماد به نفس باور و اعتقادی است که فرد نسبت به خود دارد. باور داشتن به توانایی های خودویژگی های افراد با اعتماد به نفس پایین:مرتباً خودشان را مورد انتقاد و سرزنش قرار می دهند.کارهایشان را پشت گوش می اندازند.در مقابل انتقاد، اظهار نظر دیگران آسیب پذیرند.وقتی در حال صحبت هستند در چشم های طرف مقابل نگاه نمی کنند.سر خود را پایین می اندازند، قدم هایشان آهسته است.معمولاً احساس می کنند قربانی رفتار دیگران هستند.احساس تنهایی دارند، حتی زمانی که در یک جمع قرار گرفتند.در درون خودشان احساس خلاء یا پوچی می کنند.احساس می کنند با دیگران متفاوت هستند.قادر به بیان خواسته ها و نیازهای خود نیستند.معمولاً آدم های عصبی و پرخاشگری هستند.کمالگرا هستند.احساس خوب آن ها وابسته به عوامل خارجی مثل:وقایع روزانه یا نوع رفتار دیگران با آن ها است.قادر به مدیریت زمان خودشان نیستند.نسبت به توانایی های خودشان نسبت به موفقیت تردید دارند.از موقعیت های نو و جدید می ترسند.مرتب سعی دارند دیگران را از خودشان راضی نگه دارند.و ...در مقابل افرادی نیز وجود دارند که اعتماد به نفس غیر واقعی یا کاذب دارند.اعتماد به نفس کاذب وابسته و زودگذر است.افراد گستاخ و پررو با گستاخی و پررویی نقابی برای استتار بی کفایتی و اعتماد به نفس پایینشان است.افراد متظاهر نیز که خود را با اعتماد به نفس، شاد، موفق و شکست ناپذیر نشان می دهند از درون احساس پوچی و شکست می کنند.افراد متکبر و خودبین نیز اعتماد به نفس پایین دارند.خصوصیات افراد با اعتماد به نفس بالا و سالم:این افراد از یک مرکز کنترل درونی برخوردارند.غم و شادی آن ها وابسته به عوامل خارجی نیست.از لحاظ جسمانی، احساسی، ذهنی و معنوی از خودشان مراقبت می کنند.در افکار، احساسات و رفتار خودشان میانه رو هستند.به نقطه نظرات دیگران گوش می کنند.قادر به پذیرش و پند گرفتن از اشتباهات خودشان هستند.قادرند که خیلی راحت به دیگران بگویند که من اشتباه کردم.مسئولیت اداره زندگی خودشان را به عهده می گیرند.تفاوت های فردی بین افراد را قبول دارند.مسئو لیت ادراکات و احساسات خودشان را به عهده می گیرند و آن را به دیگران فرافکنی نمی کنند.از نقاط قوت و ضعف خودشان آگاه هستند.همواره در حال پیشرفت و ترقی هستند.به دور از غرور و خودبینی هستند.از این که مورد انتقاد قرار بگیرند نمی ترسند.وقتی از آن ها سوالی پرسیده شود حالت تدافعی به خودشان نمی گیرند.نیازی به تحقیر و تمسخر دیگران ندارند.و ...ریشه های عدم اعتماد به نفس مثل بسیاری از کمبودها و پدیده های منفی روانی، به دوران کودکی، محیط نامطلوب و روش های منفی و غلط تعلیم و تربیت که ناشی از ناآگاهی مادر و پدر است که خود آن ها نیز قربانی مادران و پدران ناآگاه و تحت تأثیر فرهنگ حاکم بر خانواده و محیط نامطلوب خود بوده اند.راه های افزایش اعتماد به نفس:در درون ما جایی پر از نشاط، خلاقیت، عشق، قدرت و همه چیزهای خوب وجود دارد که ما آن را ( من قوی ) می نامیم.در کنار آن جای خوب، جایی که پر از شک و تردید است، پر از ترس، خشم، درماندگی و تمام چیزهای منفی است که (من ضعیف) نامیده می شود.اگر یاد بگیرید که به ( من قوی ) فکر کنید، ترس شما کاهش و اعتماد به نفس شما افزایش می یابد.برای این کار ابتدا باید آگاهی پیدا کنید.صدای (من ضعیف) را بشناسید.صدایی که همیشه در گوش شما وز وز می کند.من خوب نیستم، من هیچ وقت پیشرفت نمی کنم، همه از من بهترند، همه کارهایشان را بهتر از من انجام می دهند، این صدا اعتماد به نفس شما را از بین می برد.برای خاموش کردن ای صدا: صدای ( من قوی ) را بشنوید.صدایی که می گوید: شما به اندازه کافی خوب هستید، صدایی که شما را در جهت تکامل هدایت می کند.به ( من قوی ) خود اعتماد کنید.برنامه های آینده تان را طوری برنامه ریزی کنید که متکی به ( من قوی ) باشد.برای تغییر برنامه ریزی کنید، از همین امروز باور کنید که می توانید.روانشناس : زهرا طباطباییwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 10:04:45 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به نوجوانان کمک کنیم بدون هیجان و اضطراب سخن بگویند.</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%85%DA%A9-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%87%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D8%B6%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D8%A8%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%86%D8%AF-ij9mitjpapln</link>
                <description>چگونه به نوجوانان کمک کنیم بدون هیجان و اضطراب سخن بگویند. زمانی که فرد موقعیتهای خاص صحبت کردن را به عنوان موقعیت هایی سخت یا تهدیدآمیز ارزیابی می کند و امکانات را برای تسلط و غلبه موفقیت آمیز بر آنها کافی نمی داند، ترس از صحبت کردن بروز می یابد .بسیاری از نوجوانان و بزرگسالان به علت اختلال در گویایی نمی توانند نشان دهند که در درونشان چه می گذرد.آنها برای معرفی خویش از لحاظ زبانی شدیداً دچار مشکل می شوند.وجود هیجان، ترس از رفتن روی صحنه ، اضطراب انتظار در خصوص حاضر شدن در صحنه و ملاعام حالتهایی کاملاً طبیعی هستند، زیرا بدن را برای حداکثرکارایی دلخواه فرد آماده می سازند. اما زمانی که فرد موقعیتهای خاص صحبت کردن را به عنوان موقعیت هایی سخت یا تهدیدآمیز ارزیابی می کند و امکانات را برای تسلط و غلبه موفقیت آمیز بر آنها کافی نمی داند، ترس از صحبت کردن بروز می یابد .اگرچه ایستاده و مجبور است تا سخنرانی را ارائه دهد اما قلبش سریعتر می زند،صورتش سرخ می شود، تمام بدنش شروع به عرق کردن می کند، تنگی نفس باعث نگرانیش می شود ،نگاه فرد به زمین یا به سوی شنوندگان و حضار معطوف می گردد،فرد خیلی کند صحبت می گوید و.....توصیه های زیر می تواند به نوجوانان کمک کند در محافل بزرگتر راحتتر سخن بگویند:نوجوان همانطور که هست باید رفتار کند و به روش دیگری سعی نکند خودش را نشان دهد.نوجوان باید قبل از سخنرانی دستپاچگی خود را کاهش دهد .به این صورت که قبل ازشروع رسمی سخنرانی، نزد حضار برود و پرسشی بپرسد و یا اطلاعاتی بدهد.مثلاً&quot; می خواهم به اطلاع شما برسانم که سوالات خود را انتهای سخنرانی مطرح نمایی&quot;.به نوجوان بگویید ترس و ناامنی او در حین سخنرانی کاملاً طبیعی است؛ ترس از اینکه نکند برنامه را خوب اجرا نکند.زیرا در یک سخنرانی بر عکس آنچه در یک گروه بحث و گفتگو می گذرد بازخورد سریعی از طرف شنوندگان ایجاد نخواهد شد.از اینرو نوجوان باید سعی کند تا با طرح پرسش هایی از شنوندگان از آنها بازخورد بگیرد.ارتباط گرفتن با شنوندگان هنگام سخنرانی باعث می شود نوجوان اصلاً احساس تنهایی نکند.توجه نوجوان هنگام سخنرانی بیشتر باید بر روی متن سخنرانی و شنوندگان باشد و خیلی بر خودش معطوف نباشد.فرد باید سخنرانیش را در خانه تمرین کند؛می تواند آن را ضب کند و سپس نقاط ضعف و قوت خود را پیدا کند.بهتر است که متن سخنرانی به صورت یادداشت آماده شود.و در یادداشت فقط نکات مهم و کلی آورده شود زیرا بیان کلمه به کلمه اضطراب را در نوجوان بیشتر می کند.اگر نوجوان خطوط کلی و نکات مهم سخنرانی خویش را روی تخته و به شکل بصری معرفی کند از مزیتهای کنفرانسش خواهد بود. زیرا با این روش ، توجه شنوندگان را نه تنها به خود بلکه به نمونه ها و الگوهای بحثش هم معطوف خواهد کرد.اگر نوجوان هنگام سخنرانی گیر کرد یا دچار ترس و وحشت شد این مشکل را با روشی معین ، با ظرافت و به طرزی ماهرانه می تواند حل کند. او باید مطالب گفته شده را به نحوی تکرار کند؛ مثلاً از شنوندگان بپرسد : &quot; آیا تا به حال همه چیز مفهوم بوده است ؟&quot; ، &quot; آیا نیازی به یک استراحت کوتاه است؟&quot; ، یا چیزی را برای تکمیل کار خودش نشان دهد مثل عکس ، اسلاید و...نوجوان باید واضح ، بلند و شمرده سخن بگوید .نه به طور سریع و با صدای یکنواخت.صحبت کردن تند و با صدای آهسته ، عدم اطمینان و دستپاچگی نوجوان را نشان می دهد .در صورتی که نوجوان برای خودش وضعیتی بحرانیرا احتمال دهد، باید مختصری حرکت کند؛البته این کار هم باید بسیار محدود باشد تا فرد عصبی و ناآرام به نظر نیاید.نوجوان باید کلمه ها وجمله های خودش را با ایجاد لحن خاصی همراه کند . حرکت دست هم می تواند حرکات او را از حالت خشکی وتصنعی درآورد، البته بهتر است در انجام حرکت دست هم زیاده روی نشود تا ناآرامی اش به دیگران منتقل نشود.نوجوان باید جتی الامکان در جاهای کوچکتر بیشتر مواقع برای سخنرانی داوطلب شود و سخن بگوید؛ نه اینکه منتظر بماند تا از او خواسته شود. با این روش ،اوست که قوانین و روند جریان صحبت را تعیین می کند.باید به نوجوان آموزش دهیم دربحث های گروهی آنچه را که در فکرش است بسیار راحت به زبان آورد و هرچه را که به زبانش می آید، بگوید زیرا افراد دیگر هم عاقل تر از او نیستند .در هنگام اظهارنظر به جای کلی بافی، حرفهای تکراری و اظهارنظرهای معمولی، باید تا حدامکان از بیان کلمه &quot; من&quot; استفاده شود . مثلاً&quot;من تصورمیکنم....&quot; ؛ &quot; به نظرم .....&quot;؛&quot; من مایلم....&quot; و همراه استفاده از این اصطلاحات ، حالتها و احساسات درونی خودش را هم به زبان بیاورد.روانشناس: مژگان شوشتریwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 09:34:25 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>چگونه به کودکان مدیریت خشم را یاد بدهیم</title>
                <link>https://virgool.io/@saadmagazineir/%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D8%AF%D9%87%DB%8C%D9%85-zzqyuhtqy9jm</link>
                <description> همه ی احساسات در جای خود با ارزش هستند .چیزی که درباره احساسات منفی مانند خشم، ترس و غم آن ها را نامناسب جلوه می دهد، در واقع نوع ابراز نامناسب آن ، شدت بالا و تداوم آن است-باید کودکان را با احسساتشان آشنا کرد و ازآنها خواست درباره احساساتشان صحبت کنند . در ابتدا باید به آنها کمک کرد که بتوانند احساساتشان را پیدا کنند و آنها را نامگذاری کنند.مثلاً وقتی کودکتان عصبی است اورا لمس کنید و به او بگویید که میدانم چه احساسی داری : میدان از اینکه نتوانستیم به خرید برویم ناراحتی ، تنها ماندن باعث ترست شده است و......-همیشه باید احساسات کودک و آدمهای دیگر را تائید کنید: تو حق داری ناراحت باشی چون الان مجبوریم به خانه برگردیم و نمی توانی بیشتر در پارک بمانی.-یادمان باشد هیچگاه احساسات کودک را نفی نکنیم.بدترین جمله این است که الکی ترسیدی یا ناراحت شدی.- والدین باید هنگام مواجهه با مشکلات ، خود الگوی خونسردی برای فرزندان باشند.نشان دادن این که حتی در بحران ها می توانید خونسرد باشید ، روش مهمی است که به فرزند شما کمک می کند بیاموزد که خونسرد باشد ، رفتار شما ، به او یک پیام روشن می دهد : ممکن است وضعیت شبیه یک بحران باشد ، اما با حفظ خونسردی ، برای حل مشکل در موقعیت بهتری قرار می گیری . الگو همیشه بهترین معلم است : الان بسیار عصبانی هستم . لازم است نفس عمیقی بکشم تا بتوانم خود را کنترل کنم و قبل از این که به بانک تلفن بزنم خونسردی خود را حفظ کنم . نمی توانم بفهمم که حسابم چرا این قدر کاهش پیدا کرده است . در این حالت شما یک نمونه زنده از خونسردی هستید و این نمونه ای است که فرزند شما آن را الگو قرار می دهد.- یک روش آرام بخش انتخاب کنید. وقتی عصبانیت بچه ها شروع می شود راه های بسیاری وجود دارد که به آن ها کمک می کند آرام شوند . متاسفانه ، برای بسیاری از کودکان موقعیت فکر کردن به راه های دیگر فراهم نشده است ، به همین دلیل آن ها به دردسر می افتند چون تنها راهی که آن ها می دانند راه های نادرست بیان خشم است . پس با آن ها درباره رفتارهای جانشین مقبول تر صحبت کنید. بعضی از راه هایی که کودکان ۹ ساله به آن ها اشاره کرده اند عبارت اند از : قدم زدن ، پیدا کردن یک مکان آرام ،بالاو پایین پریدن ، گوش دادن به موسیقی ، ضربه زدن به بالش ، پرتاپ سبد ، نقاشی کردن ، صحبت کردن با آواز خواندن ، وقتی کودک روش آرامش بخش خود را انتخاب کرد او را تشویق کنید هر بار که عصبانی می شود روش خود را به کار گیرد. تکرار مکرر یک راهکار جدید مدیریت خشم ، بهترین راه تبدیل آن به عادت است. .-به وضوح و مستقیم باید به او بگوییم که عصبانیت راه درستی برای ابراز خشم نیست.&quot;شما اجازه نداری حرف زشت بزنی&quot; ، &quot;اجازه نداری کسی را کتک بزنی &quot;. برای کودک خود باید الگو باشید. داد و فریاد نکنید. وقتی خشمگین هستید داد و فریاد نکنید و فقط بگویید من خشمگینم و سپس علت خشم را به او بگویید و پس از برطرف شدن خشم به او بگویید عصبانیتم برطرف شد.- برای کنترل رفتارتان ، با خود حرف بزنید.کارشناسان پیش نهاد می کنند برای این که به فرزندانتان کمک کنید رفتار خود را کنترل نمایند ، به آن ها بیاموزید در موقعیت های تنش زا جملاتی با کلمات ساده و مثبت به زبان بیارند. جملاتی از قبیل : تامل کن و آرام باش . خودت را کنترل کن ، تنفس عمیق بکش . و من می توانم با این مشکل مواجه شوم . چند جمله پیش نهاد کنید و به او اجازه دهید هر کدام را که گفتنش برای او راحت است ، انتخاب کند. به او کمک کنید هر روز چند بار آن را بازگو نماید. شما باید کلماتی را که انتخاب کرده است در خانه به او یادآوری کنید. هر چه جمله انتخابی اش را بیشتر تمرین کند ، احتمال به کار بردن آن در موقعیت های دشواری که لازم است خونسردی خود را حفظ کند و رفتار خود را کنترل نماید ، بیشتر خواهد بود.تنفس شکمی را به او آموزش دهید-فراگیری شیوه صحیح تنفس به خصوص در موقعیت های تنش زا یکی از موثرترین روش های خودکنترلی است . پس ، این روش ، تکنیک مهمی است که باید به کودک خود آموزش دهیم . کارشناسان توصیه می کنند برای آموزش تن آرامی در یک وقعیت راحت بنشینید ، سپس به او نشان دهید چگونه نفس خود را به آرامی فرو ببرد تا پنج شماره بشمارید ( یک می سی سی پی ، دو می سی سی پی ، ...) به اندازه دو شماره مکث کنید  و بعد به آرامی به همان ترتیب تا پنج شماره بشمارید و نفس خود را بیرون دهید . با چند تکرار می توانید آرامش بیشتری کسب کنید .-با داستان خواندن و بازی ، مهارت مدیریت خشم را به صورت عملی به او آموزش دهید و سپس هرگاه  به شیوه ی درست خشمش را ابراز کرد به او بازخورد مثبت دهید.-اگر از جیغ زدن و یا خودزنی استفاده می کند تا زمانی که آسیبی به او نمی زند بی تفاوت باشید.-کودک غمگین نیاز به رفتار ملایمی دارد .در عین حال باید احساس ارزشمن بودن را در او تقویت کنید.نگاه محبت آمیزو نوازش کردن و.....میتواند مفید باشد.-از سرزنش کردن، تحقیر و تنبیه کودکان خودداری کنید.سعی کنید از آنها انتقاد نکنید بلکه تشویقشان کنیدروانشناس: مژگان شوشتریwww.teleyare.com</description>
                <category>saadmagazineir</category>
                <author>saadmagazineir</author>
                <pubDate>Sat, 04 Aug 2018 09:17:14 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>