<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
    <channel>
        <title>نوشته های Saba Farahani</title>
        <link>https://virgool.io/feed/@saba.farahani1996</link>
        <description></description>
        <language>fa</language>
        <pubDate>2026-07-08 00:19:41</pubDate>
        <image>
            <url>https://files.virgool.io/upload/users/223786/avatar/Y3sYRr.png?height=120&amp;width=120</url>
            <title>Saba Farahani</title>
            <link>https://virgool.io/@saba.farahani1996</link>
        </image>

                    <item>
                <title>اکسپرسیونیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@saba.farahani1996/%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-fjcjz60s67bp</link>
                <description>اکسپرسیونیسم در اوایل قرن بیستم به عنوان جنبشی آوانگارد در آلمان ظهور پیدا کرد‌ اما بعدها مرزهای زمانی و مکانی خود را در نوردید و به جنبشی عظیم در تاریخ هنر، سینما، ادبیات و... تبدیل شد.پیدایشایده‌های اولیه اکسپرسیونیسم از آثار افرادی چون نیچه، وایتمن، داستایفسکی و فروید برخاسته شد، اما تأثیرگذارترین پیشگامان این جنبش در نقاشی، وینسنت ون گوگ و ادوارد مونک بودند. این دو هنرمند با به‌کارگیری رنگ‌های تند و اشکال اغراق شده، سوژه‌های خود را از حالت طبیعی فیزیکی خود خارج می‌کردند و از این طریق احساسات درونی خود را ابراز می‌کردند و مخاطب را به دنیای ذهنی خودشان راه می‌دادند.&quot;مالیخولیا&quot;   -ادوارد مونک (۱۸۹۱)&quot;گندم‌زار با کلاغ‌ها&quot; -وینسنت ون گوگ (۱۸۹۰)در سال ۱۹۰۵ و در پاسخ به امپرسیونیسم در فرانسه و شرایط آشفته جهانی در سال‌های قبل از جنگ جهانی اول، تعدادی از هنرمندان جوان به رهبری ارنست لودویگ کیشنر گروهی به نام &quot;پل&quot; تشکیل دادند. این هنرمندان با اینکه رویکردی رادیکال داشتند از هنرمندان رنسانسی همچون گرونوالت و دورر الهام می‌گرفتند. پل تقریبا تا یک دهه به فعالیت خود ادامه داد و عضو جدید پذیرفت تا اینکه به دلایلی چون اختلاف نظرهای سایر اعضای گروه با کیشنر، از هم پاچیده شد. پوستر نمایشگاه &quot;پل&quot; (۱۹۱۱)در سال ۱۹۱۱ گروه دیگری به نام &quot;سواره آبی&quot; تشکیل شد که از مهم‌ترین اعضای آن‌‌ می‌‌توان به فرانتز مارک و واسیلی کاندینسکی اشاره کرد. این گروه از هنرمندان با وجود تفاوت‌های زیادی که داشتند همگی معتقد بودند که هنر فراتر از آن‌چه چشم ‌می‌بیند،‌ می‌رود. برای آن‌ها رنگ‌ها نمادین بودند و نقاشی حسی و شهودی.&quot;اسب آبی&quot; -فرانتز مارک (۱۹۱۱)این دو گروه با وجود عمر‌های کوتاهشان تاثیر فراوانی بر اکسپرسیونیسم گذاشتند، جنبشی که تا سال ۱۹۱۳ به طور رسمی شناخته نشد. این جنبش تا سال‌های بعد از جنگ جهانی اول هم‌چنان به عنوان جنبش غالب در میان هنرمندان آلمانی شناخته می‌شد. اکسپرسیونیسم همچنین تاثیرات زیادی روی جنبش‌های هم‌ دوره خود از جمله کوبیسم،‌ سورئالیسم و فیوچریسم گذاشت.&quot;مادام ‌کیسلینگ&quot; -آمادئو مودیلیانی (۱۹۱۷)تکنیکآثار اکسپرسیونیسمی ‌با شاخصه‌هایی همچون خشونت، جسارت و ناهنجاری شناخته می‌شوند. اکسپرسیونیست‌ها از خطوط ناهموار،‌ رنگ‌های تند و ناخوشایند با کنتراست بالا، ضرب‌ قلم‌های‌تند و خشن و در کل تحریف کردن شکل طبیعی موضوعاتشان، برای ترسیم فضاهای معاصر خود که مملو از احساساتی چون ترس، تنهایی، اضطراب و تنفر بودند،‌ استفاده می‌کردند. اکثر این احساسات ابراز شده در آثار اکسپرسیونیسمی، واکنش هنرمندان به زشتی‌ها،‌ ابتذال، فرصت‌ها و دوگانگی‌های دنیای مدرن بود.&quot;نوشنده ابسنت&quot;  -پابلو پیکاسو (۱۹۰۱)اکسپرسیونیسم معمولا مقابل امپرسیونیسم قرار می‌گیرد. امپرسیونیسم برداشت هنرمند از یک سوژه بیرونی است و تلاش اصلی او به ثبت رساندن طبیعت موضوع مورد نقاشی‌اش‌ به سبکی شخصی می‌باشد، درحالیکه ‌اکسپرسیونیست‌ها از سوژه‌ها و محیط‌های معاصر اطرافشان به عنوان ابزاری بصری برای ابراز احساسات و حالات ذهنی و درونیشان ‌بهره می‌گرفتند.&quot;عصر در خیابان‌ کارل یوهان&quot;  -ادوارد مونک (۱۸۹۲)هنرمندان شاخصادوارد مونک هنرمند نوروژی، با اینکه قبل از شروع اکسپرسیونیسم زندگی و فعالیت می‌کرد، از شاخص‌ترین هنرمندان این جنبش شناخته می‌شود و نقاشی &quot;جیغ&quot; او از نمادین‌ترین آثار هنر مدرن است.&quot;جیغ&quot; -ادوارد مونک (۱۸۹۳)مونک در کودکی شاهد مرگ مادر و خواهرش بود و خواهر دیگرش به ‌بیماری روانی مبتلا شد. در نتیجه سایه مرگ،‌ بیماری و جنون بر آثار او مشهود است. او در سفرهای متعددی که به پاریس داشت،‌ با امپرسیونیسم و پست-امپرسیونیسم آشنا شد و از آثار هنرمندانی چون ون گوگ، گوگن و لوترک تاثیر گرفت.&quot;مرگ در اتاق بیمار&quot;  -ادوارد مونک (۱۸۹۵)بسیاری ارنست لودویگ کیشنر را موسس و پدر اکسپرسیونیسم می‌دانند. برای کیشنر هنر، ترجمه‌‌ تعارضات درونی به حالت بصری بود. آثار او به تنش‌های روانی و اروتیسم مشهور هستند‌. کیشنر گروه &quot;پل&quot; را تاسیس کرد که نقش پایه‌ای در به وجود آمدن اکسپرسیونیسم داشت. اعضای پل نمایشگاه‌های گروهی برگزار می‌کردند اما در سال ۱۹۱۳ با نوشتن &quot;تاریخچه ‌پل&quot; توسط کیشنر اختلاف‌نظرهایی بین اعضا به وجود آمد که به از هم‌پاچیدن گروه منتهی شد. بعد از این اتقاق کیشنر به تنهایی فعالیت می‌کرد و نمایشگاه برگزار می‌کرد‌. او در طول زندگی‌ کوتاهش از بیماری‌های روانی از جمله افسردگی رنج‌ می‌برد. با روی کار آمدن نازی‌ها، آثار کیشنر به شدت مورد انتقاد قرار گرفتند و از موزه‌ها جمع‌آوری شدند. نازی‌ها آثار او را فاسد و برخاسته از ضعف می‌دانستند. تا سال ۱۹۳۷ بسیاری از آثار او را نابود کرده یا فروخته بودند و او را &quot;غیر آلمانی&quot; می‌خواندند. تمام این اتفاقات اثرات جبران‌ناپذیری روی کیشنر گذاشت و منجر به خودکشی او در سال ۱۹۳۸ شد.&quot;خیابان، برلین&quot; -ارنست لودویگ ‌کیشنر (۱۹۱۳)&quot;مارسلا&quot;‌ -ارنست لودویگ کیشنر (۱۹۰۹)اگون شیله از شاگردان هنرمند سمبولیست بزرگ،‌ گوستاو کلیمت،‌ بود اما به تدریج از زیر سایه استادش خارج شد و استایل شخصی خودش را پرورش داد. شیله که نقاش فیگوراتیو بود،‌ انسان‌ها را در عریان‌ترین حالت خود درحالیکه آشکارا از احساساتی چون درد به خود می‌پیچند، نمایش می‌داد. از او تعداد زیادی سلف پرتره نیز به جا مانده که از شناخته‌شده‌ترین آثارش هستند. &quot;مادر مرده&quot; -اگون شیله (۱۹۱۰)</description>
                <category>Saba Farahani</category>
                <author>Saba Farahani</author>
                <pubDate>Sat, 21 Nov 2020 19:25:05 +0330</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>فوویسم</title>
                <link>https://virgool.io/@saba.farahani1996/%D9%81%D9%88%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%85-cw04ek2y365k</link>
                <description> فوویسم که از ابتدایی‌ترین جنبش‌های هنر آوانگارد بود و اولین قدم‌ها را به سمت انتزاعی شدن نقاشی برداشت،‌ با وجود عمر بسیار کوتاهش تاثیر فراوانی در شکل‌گیری جنبش‌های هنری بعد از خود گذاشت.پیدایش:بسیاری فوویسم را فرزند پست امپرسیونیسم ون گوگ و نئو‌امپرسیونیسم‌ سورا می‌دانند،‌ جنبشی که همزمان با اکسپرسیونیسم آلمانی در فرانسه ظهور پیدا کرد. فووها مانند امپرسیونیست‌ها از روی طبیعت نقاشی می‌کردند اما با استفاده از رنگ‌های تند و فرم‌های ساده و غیرطبیعی‌ احساسات و حالات درونی خود را در نقاشی‌هایشان بازتاب می‌دادند. بسیاری از ویژگی‌های بارز فوویسم برای اولین بار در نقاشی &quot;تجمل، آرامش و لذت&quot; ظاهر شدند. نقاشی‌ای که در سال ۱۹۰۴ زمانی که هانری ماتیس تابستان خود را در سنت تروپز با پل سینیاک،‌ هنرمند نئو‌امپرسیونیست و هانری ادموند کراس می‌گذراند، کشیده شد. &quot;تجمل، آرامش و لذت&quot;  -هانری ماتیس (۱۹۰۴)سال ۱۹۰۵ در سالن ‌پاییزه پاریس گروهی از هنرمندان شامل آلبر ‌مارکه، کیس ون دُنگن،‌ شارل کاموآ و ژان پویی به رهبری هانری ماتیس و آندره دران نمایشگاهی برگزار کردند که بازدیدکنندگان را شوکه کرد. لویی وسل، منتقد آثار هنری،‌ با دیدن آثار خشن این هنرمندان،‌ آن‌ها را فوو (به معنای‌ هیولای وحشی)‌ خواند و به این گونه جنبش این گروه فوویسم نام گرفت. در این نمایشگاه نقاشی &quot;زنی با کلاه&quot; ماتیس هدف اصلی حملات منتقدین قرار گرفت.&quot;زنی با کلاه&quot;  -هانری ماتیس (۱۹۰۵)همچنین نقاشی &quot;شیر گرسنه خود را روی بز کوهی پرتاب می‌کند&quot; اثر هانری روسو،‌ که نقاش فوو نبود، کنار آثار ماتیس به نمایش درآمد و بسیار جنجال‌برانگیز بود.&quot;شیر گرسنه خود را روی بز کوهی پرتاب می‌کند&quot;  -هانری روسو (۱۹۰۵)فووها دومین نمایشگاه گروهی خود را در سال ۱۹۰۶ در سالن مستقل برگزار کردند. در این نمایشگاه برای اولین بار تمام فووها توانستند کنار هم آثارشان را به نمایش بگذارند اما کماکان مرکز توجهات نقاشی &quot;شور زندگی&quot; ماتیس بود. منتقدان از صافی و تندی رنگ‌ها و تکنیک‌های مختلف و میکس شده این نقاشی وحشت‌زده شده بودند.&quot;شور زندگی&quot;  -هانری ماتیس (۱۹۰۶)ترکیب مثلثی این اثر بسیار شبیه مجموعه &quot;حمام کنندگان&quot; پل سزان بود. مجموعه‌ای که در آینده نزدیک منبع الهام برای نقاشی معروف &quot;دوشیزگان آوینیون&quot; پیکاسو و شروع کوبیسم شد. &quot;حمام کنندگان&quot; -پل سزان (۱۹۰۵)سومین و آخرین نمایشگاه گروهی فووها از ۶ اکتبر تا ۱۵ سپتامبر سال ۱۹۰۶ در سالن پاییزه پاریس برگزار شد. در این ‌نمایشگاه ده اثر از پل سزان به نمایش درآمد، درحالیکه او در طول این‌ نمایشگاه به تاریخ ۲۲ اکتبر ۱۹۰۶ در گذشت.بعد از این نمایشگاه هنرمندان فوو به تدریج از این جنبش جدا شدند و مسیر جدیدی در پیش گرفتند و عمر کوتاه فوویسم بعد از سال ۱۹۱۰ پایان یافت.تکنیک‌:فوویسم با فرم‌های ساده و تک بعدی و رنگ‌های تند و خالص شناخته می‌شود. فووها روشی بسیار خشن داشتند و اغلب رنگ‌ها را مستقیما از تیوب روی بوم می‌گذاشتند. آن‌ها طبیعت را آن‌گونه که خود می‌دیدند نقاشی می‌کردند، در نتیجه از کشیدن اشکال پیچیده و سه بعدی خودداری می‌کردند و موضوعاتشان را به شکلی ساده و انتزاعی نمایش می‌دادند. &quot;پشته لوور&quot;  -آلبر مارکه (۱۹۰۵) هنرمندان شاخص:هانری ماتیس در کنار پیکاسو از انقلابی‌ترین هنرمندان اوایل قرن بیستم شناخته ‌می‌شود. گوستاو مورو که یکی از استادان ماتیس بود، در پدید آوردن فوویسم بسیار بر او تاثیر گذاشت. او همواره شاگردانش را تشویق می‌کرد که خارج از چارچوب‌های معمول به خلق هنر بپردازند. تا قبل از سال ۱۹۰۴ که ماتیس به عنوان رهبر فووها شناخته شد، منتقدان، مورو را رهبر فلسفی فوویسم می‌دانستند.&quot;رقص&quot;  -هانری ماتیس (۱۹۱۰)آندره دُران نقاش و مجسمه‌ساز فرانسوی، در پدیدآمدن فوویسم به اندازه ماتیس نقش داشت. برخلاف باور عمومی، دران نقاشی را بعد از آشنایی با هانری ماتیس یا موريس دو ولامنیک شروع نکرد، بلکه خود به تنهایی آموخت. دران در سال ۱۹۰۰ با ولامنیک آشنا شد و همراه او در یک استودیو مشترک ‌نقاشی‌ می‌کرد،‌ اما بین سال‌های ۱۹۰۱ تا ۱۹۰۴ به دلیل خدمت سربازی از نقاشی فاصله گرفت.&quot;پرتره آندر دران&quot;  -موریس دو ولامنیک (۱۹۰۶)دران بعد از اتمام دوره سربازی به تشویق ماتیس، رشته اصلی خود یعنی مهندسی را رها کرد و تمام تمرکز خود را روی هنر گذاشت. دران و ماتیس تابستان ۱۹۰۵ را در روستای کولیو کنار هم سپری کردند. بسیاری فوویسم‌ را نتیجه همکاری این دو هنرمند در طول این تابستان می‌دانند. دران از پل سزان و پل گوگن الهام ‌می‌گرفت،‌ در نتیجه تاثیر این دو هنرمند بر جنبش فوویسم کاملا مشهود است.&quot;لستراک&quot;  -آندره دران (۱۹۰۵)</description>
                <category>Saba Farahani</category>
                <author>Saba Farahani</author>
                <pubDate>Sat, 12 Sep 2020 17:12:48 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>پست ‌امپرسیونیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@saba.farahani1996/%D9%BE%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-yyorn7upk6k0</link>
                <description> امپرسیونیست‌ها با شکستن قوانین و سنت‌های قدیمی و سرپیچی از چارچوب‌هایی که هنر را محدود می‌کردند، توانستند مرزهای هنر نقاشی را گسترش دهند و راه را برای هنرمندان بعد از خود هموار کنند، اما تسلط آن‌ها بر هنر آوانگارد فرانسه خیلی طول نکشید.پیدایش:اکنون که نقاشی کردن درباره موضوعات مختلف و با تکنیک‌های جدید در جامعه هنری پذیرفته شده بود، هنرمندان آزادی و استقلال بیشتری داشتند تا استایل شخصی خود را در هنرشان پرورش دهند. در نتیجه هنرمندانی چون پل سزان، پل گوگن، وینسنت ون گوگ، ژرژ سورا و ... که اکثرا ابتدا امپرسیونیست‌ بودند، از این‌ جنبش جدا شدند تا به طور کامل روی موضوعات دلخواه و استایل شخصی خود تمرکز‌ کنند. موضوع اصلی نقاشی‌های امپرسیونیسم طبیعت، ثبت دقیق نور و تششعات آن و رنگ‌ها بود در حالیکه که این هنرمندان در انتخاب موضوعات خود فراتر رفتند و نقاشی را راهی برای ابراز احساسات درونی و حالات ذهنی خود می‌دانستند. بیشتر آن‌ها در تنهایی و انزوا نقاشی می‌کردند و با وجود اینکه گاهی آثار خود را در گالری‌های خصوصی به صورت گروهی به نمایش می‌گذاشتند، به هیچ‌عنوان خود را به عنوان یه گروه و زیر سایه یک جنبش‌ مستقل نمی‌شناختند‌‌. در واقع سال‌ها بعد برای نخستین بار،‌ هنرمند و منتقدی به نام راجر فرای اين هنرمندان را در یک دسته قرار داد. او در سال ۱۹۱۰ یک نمایشگاه در گالری گرفتون لندن برگزار کرد و آثار آن‌ها را با عنوان &quot;مانه و پست امپرسیونیست‌ها&quot; به ‌نمایش گذاشت. فرای در توضيح پست امپرسیونیسم می‌گوید: &quot;این هنرمندان اعتقاد داشتند که نقاشی‌ تنها حول محور سبک و استایل و زیبایی‌شناسی‌ نمی‌چرخد و به یک ابزار بصری محدود نمی‌شود بلکه راهی است برای انتقال‌ پيامی از خودآگاه هنرمند و احساساتش.&quot;&quot;در مولن روژ&quot;   -هانری دو تولوز لوترک (۱۸۹۵_۱۸۹۲)امروزه ما هنری را که حدوداً بین سال‌های ۱۸۸۶ تا ۱۹۰۵، یعنی از آخرین نمایشگاه گروهی امپرسیونیست‌ها تا تولد فاویسم، توسط‌ این هنرمندان ‌مستقل‌ تولید شد، به عنوان هنر پست امپرسیونیسم می‌شناسیم‌.تکنیک:همانگونه که ‌ذکر شد،‌ هنرمندان پست امپرسیونیست در زمان خود جنبش واحدی تشکیل نداده بودند و هرکدام کاملا به شکل مستقل فعالیت می‌کردند در نتیجه به سختی‌ می‌توان این جنبش را تعریف کرد یا خصوصیات کیفی‌ مشترکی بین تمامی آثار آن پیدا کرد زیرا که تفاوت‌های زیادی دارند.‌ پست امپرسیونیست‌ها همانند همکاران امپرسیونیست‌ خود از رئالیسم فاصله گرفته و رد قلم‌مو در بستر آثارشان به راحتی قابل تشخیص است، اما برخلاف امپرسیونیست‌ها از رنگ‌های تیره‌تر و غیر طبیعی و اشکال اغراق شده‌ و غیر واقعی استفاده می‌کردند تا بتوانند احساسات و حالات درونی خود را منتقل کنند.&quot;حمام کنندگان&quot;  -پل سزان (۱۹۰۵_۱۸۹۸)            پست امپرسیونیست‌های‌ شاخص:کمتر کسی پیدا می‌شود که با نقاشی اندک ارتباطی داشته باشد و نام &quot;وینسنت ون گوگ&quot; را نشنیده باشد. این هنرمند هلندی پس از مهاجرت به پاریس در سال ۱۸۸۶ با امپرسیونیسم و نیز هنرمندان آوانگاردی همچون امیل برنار و پائل گوگن آشنا شد‌. در اینجا بود که او تحت تاثیر هنرمندان پاریسی، از فضای تیره‌‌ ‌نقاشی‌های قبلی‌اش فاصله‌ گرفت و پالت خود را با رنگ‌های روشن و زنده و با کنتراست بالا پر ‌کرد. او سپس به آرل رفت و آنجا خیلی بیشتر روی سبک ‌مخصوص به خودش و آن‌چه ما امروزه از او می‌شناسیم‌ کار کرد. او در طول زندگی‌ کوتاهش بارها محل زندگی خود را تغییر داد که این جابه‌جایی‌ها بسیار بر هنرش تأثیرگذار بود و در نقاشی‌هایش تفاوت ایجاد می‌کرد.&quot;برداشت&quot;  -وینسنت ون گوگ (۱۸۸۸)آثار ون گوگ بسیار متفاوت و منحصر به فرد هستند. رنگ‌های بسیار روشن و تند، ضرب قلم‌های دراماتیک و جسورانه‌ و گذاشتن تکه‌های رنگ غلیظ و ترکیب نشده روی بوم، همچون امضای او در تمام آثارش مشخص است و آن‌ها را متمایز می‌کند. با این‌که امروزه او را به عنوان یک نابغه ستایش می‌کنیم، در زمان حیاتش و قبل از این‌که در ۳۷ سالگی به زندگی خود پایان دهد، هیچگاه مورد قبول واقع نشد و او را همواره به چشم‌ یک فرد شکست خورده و ديوانه نگاه می‌کردند. ون‌ گوگ در طول زندگی تراژیک خود از بیماری‌های جسمی و روانی بسیاری رنج برد و مدتی در یک بیمارستان روانی بستری شد که تاثیر آن را می‌توان در مجموعه‌های آخر او و به ویژه مجموعه‌ی &quot;شب پر ستاره&quot; به وضوح مشاهده کرد. نقاشی‌های او عمیقا از روان‌ رنجوری‌ها، توهمات و احساسات ناپایدارش تاثیر می‌گرفتند.&quot;شب پر ستاره بالای رُن&quot;  -وینسنت ون ‌گوگ (۱۸۸۸)ژرژ سورا رویکردی علمی به هنر در پیش گرفت و با تاثیر از تحقیقات علمی شیمیدانی به نام شِورول و تئوری‌های او حول خواص رنگی نور و تاثیر بصری که می‌توان از کنار هم قرار دادن رنگ‌ها به دست آورد،‌ جنبش پوآنتیلیسم را به وجود آورد. به این‌گونه که رنگ‌ را در اندازه‌های کوچک و نقطه‌ای روی بوم قرار می‌داد. از دور این‌ ‌نقطه‌های رنگی ترکیب نشده،‌ طیف‌های جدیدی از رنگ‌ را‌ نمایش‌ می‌دادند و به ‌نقاشی حالتی پویا می‌دادند. او تابلوی معروف خود: &quot;بعد از ظهر یکشنبه در جزیره گراند ژات&quot; را در آخرين نمایشگاه انجمن نقاشان و مجسمه‌سازان ناشناس به‌ نمایش گذاشت که بسیار مورد توجه واقع شد. او را هم‌چنین به خاطر نوآوری‌هایی که در هنرش پدید می‌آورد، به عنوان موسس جنبش نئو‌امپرسیونیسم می‌شناسند.&quot;بعد از ظهر یکشنبه در جزیره گراند ژات&quot; -ژرژ سورا (۱۸۸۶_۱۸۸۴)در ابتدای سال ۱۸۸۶ پل‌ گوگن که به تازگی‌ به امپرسیونیسم‌ علاقه‌مند شده بود،‌ برخی آثارش را در هشتمین و آخرين نمایشگاه گروهی امپرسیونیست‌ها به نمایش گذاشت اما بازخورد خوبی نداشت و در عوض تمام حواس‌ها متوجه‌ ژرژ سورا بود. گوگن‌ می‌دانست که مانند سورا باید شیوه نقاشی مخصوص به خود را پيدا کند. او به دنبال منبع الهام از پاریس به شبه جزيره بریتانی واقع در غرب فرانسه رفت. این جزیره از بسیاری جهات به ویژه فرهنگ‌ و سنت با سایر بخش‌های فرانسه متفاوت بود و مردمی مذهبی داشت. بکر بودن و بدویت بریتانی‌، الهامی را که گوگن نیاز داشت به او بخشید. گوگن مدتی در پاناما و مارتینیک نیز اقامت کرد و تحت تاثیر آب و هوا و پوشش گیاهی و رنگ‌های جواهرگون این مناطق تعدادی از بی‌پروا‌‌‌‌‌ترین تابلوهای خود با رنگ‌هایی بسیار گرم و تند، نظیر &quot;گیاهان استوایی&quot; را کشید.&quot;گیاهان استوایی&quot;  -پل گوگن (۱۸۸۷)گوگن در سال ۱۸۸۸ به پون ‌آون رفت و ملاقاتش با امیل برنار شیوه نقاشی او را دگرگون کرد. برنار در هنرش از گوگن نیز جسورتر بود. آثار او شامل نواحی رنگ‌های تند و تخت با دورگیری‌های ضخیم‌ و سیاه بودند. این دو هنرمند به این نتیجه رسیدند که نقاشی‌ها به جای آن که از روی مدل‌های زنده و واقعی کشیده شوند باید با کمک قوه تخیل خلق شوند و پر از رنگ‌ها و فرم‌های ساده باشند تا بتوانند احساسات و &quot;حقیقتشان&quot; را منتقل کنند. این‌ شیوه جدید نقاشی را سنتسیسم‌ نامیدند.&quot;زنان بریتانی با چتر&quot; -امیل برنار (۱۸۹۲)&quot;تجلی پس از موعظه&quot;  -پل گوگن (۱۸۸۸)گوگن‌ مدتی در آرل با ون گوگ زندگی کرد اما تفاوت‌ عقيده‌هایشان در نقاشی به اختلافات زیادی بین آن‌ها انجامید. ون گوگ زیر شخصیت خودخواه و انتقادگر گوگن احساس خوردشدگی می‌کرد و هنگامی‌ که گوگن او را ترک کرد، افسردگی شدید به بریدن گوشش انجاميد.&quot;نقاش گل‌های آفتاب‌گردان، پرتره ون گوگ&quot;  -پل گوگن (۱۸۸۸)</description>
                <category>Saba Farahani</category>
                <author>Saba Farahani</author>
                <pubDate>Thu, 06 Aug 2020 10:00:38 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>امپرسیونیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@saba.farahani1996/%D8%A7%D9%85%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-omvhvqsgqvmd</link>
                <description>در قسمت قبل به طور خلاصه با جنبش مدرنیسم و تاثیرات آن روی هنر آشنا شدیم. در این قسمت به بررسی جنبش امپرسیونیسم می‌پردازیم. جنبشی که نقاشی مدرن از درون آن متولد شد.پیدایش:در اواسط قرن نوزدهم در فرانسه هنر نقاشی تحت سلطه آکادمی هنرهای زیبا قرار داشت و استانداردهای مشخصی بر سبک و محتوای نقاشی‌ها غالب بود. از جمله اینکه موضوعات تاریخی، مذهبی و نقاشی‌های پرتره بسیار مورد توجه بودند. در آن سال‌ها نمایشگاه هنری &quot;سالن&quot; هرسال در پاریس برگزار می‌شد که داوران آن با همان معيارها و ارزش‌های آکادمی، آثار را داوری می‌کردند. در آن دوران نمایشگاه‌های خصوصی وجود نداشتند و تنها راه برای موفق شدن یک هنرمند و فروش و عرضه آثارش مقبولیت توسط داوران سالن پاریس بود.در اوایل دهه ۱۸۶۰ گروهی از هنرمندان جوان شامل کلود مونه، پیر آگوست رنوا، آلفرد سیسلی و فردریک بازیل که همگی‌ شاگردان چارلز گلیر بودند با یکدیگر آشنا شدند و خیلی زود متوجه شدند که دارای خصوصیت مشترکی هستند: آن‌ها هیچ‌ علاقه‌ای به کشیدن پرتره یا اسطوره‌های تاریخی و مذهبی نداشتند بلکه می‌خواستند مناظر طبیعی و زندگی روزمره انسان‌های معاصر  خود را نقاشی کنند. آن ها همچنین برخلاف رسم‌ معمول آن دوران به جای اینکه به استودیوها بروند و با کشیدن یک طرح اولیه یک نقاشی کاملا رئال ارائه دهند، به طبیعت می‌رفتند و در فضای باز قلم‌مو به دست گرفته و در لحظه، برداشت خود را از منظره روبه‌روی خود روی بوم‌‌ می‌آوردند. آن‌ها که از رد شدن توسط داوران سالن به ستوه آمده بودند و قصد هم نداشتند با موج رایج آن زمان همسو شوند، تصمیم‌ گرفتند خود دست به کار شده و آثارشان را در یک گالری خصوصی به نمایش بگذارند. برای این کار استودیو یک عکاس به نام نادار را اجاره‌ کردند و تحت عنوان &quot;انجمن نقاشان و مجسمه‌سازان ناشناس&quot; در می سال ۱۸۷۴ اولین نمایشگاه گروهی خود را برگزار کردند. در این نمایشگاه علاوه بر نقاشان ذکر شده افراد دیگری‌ مانند پائل سزان، ادگار دگا و کامیل پیسارو، که همگی بعدها به عنوان امپرسیونیست‌های بزرگ شناخته شدند نیز شرکت کردند. آن‌ها ادوارد مانه را الهام و رهبر جنبش خود می‌دانستند ولی او هیچگاه حاضر به شرکت در این نمایشگاه‌ها نشد. پاسخ مردم‌ و منتقدان به این نمایشگاه متفاوت بود، اما همانطور که‌ انتظار می‌رفت در ابتدا نه تنها خیلی مورد استقبال قرار نگرفتند بلکه مورد تمسخر نیز بودند. واژه &quot;امپرسیونیسم&quot; برای اولین بار توسط یک منتقد به نام لوئیز لروی به کار برده شد. او درباره نقاشی‌ &quot;امپرسیون، طلوع آفتاب&quot; اثر کلود مونه نوشت: &quot;همانطور که از اسم اثر پیداست این تنها یک برداشت از منظره و یک طرح اولیه ناتمام است و به سختی می‌توان آن را یک نقاشی تکمیل شده دانست.&quot;&quot;امپرسیون، طلوع آفتاب&quot;  -کلود مونه ۱۸۷۲تا مدت‌ها واژه امپرسیونیسم توهین‌آمیز تلقی می‌شد، با این وجود خود هنرمندان این نام را پذیرفتند. آن‌ها ۸ نمایشگاه گروهی دیگر نیز برگزار کرده و به مرور زمان توسط مردم و منتقدین مقبولیت پیدا کردند و در نهايت امپرسیونیسم به نمایشگاه &quot;سالن&quot; راه یافت و به رسمیت شناخته شد. در واقع می‌توان گفت که پیدایش امپرسیونیسم اولین قدم در مدرن شدن هنر نقاشی بود و امپرسیونیست‌ها با وجود تفاوت‌های زیادی که در سبک و موضوعات آثارشان داشتند توسط یک‌ فاکتور مهم متحد شده بودند: &quot;ساختارشکنی&quot;.تکنیک:همانگونه که ذکر شد،‌ امپرسیونیسم احساس و برداشت لحظه‌ای هنرمند از یک‌ منظره است. امپرسیونیست‌ها برخلاف نقاشان قبل از خود نه تنها دغدغه واقعی نشان دادن مناظر و پرتره‌های انسانی را نداشتند بلکه تلاشی نیز در این زمینه نمی‌کردند. ضربات متوالی و کوتاه قلم‌مو روی بوم به شکلی که رنگ‌ها تا جای ممکن باهم مخلوط نشوند و استفاده از رنگ‌های خالص و روشن به نقاشی‌های امپرسیونیسم حالت رویاگونه‌ای می‌دهد که بیشتر تاکید بر حالت نور دارد و بازتاب آن به روی یک‌ منظره یا شئ و نه نشان دادن جزئیات. در اغلب نقاشی‌های‌ امپرسیونیسم آثار ضرب قلم‌مو به وضوح پیداست و تلاشی برای محو آن و ترکیب رنگ‌ها نمی‌شود.&quot;دختری با ظرف آبپاش&quot;  -پیرآگوست رنوآ ۱۸۷۶امپرسیونیست‌های شاخص:بسیاری ادوارد مانه را نخستین نقاش مدرنیست می‌دادند. آثار او نقطه اولیه برای گذر از نقاشی رئالیسم به امپرسیونیسم بود. ا‌و که رهبر و الهام اساسی برای گروه امپرسیونیست‌های جوان بود هیچگاه حاضر به شرکت در نمایشگاه‌های خصوصی &quot;انجمن نقاشان و مجسمه‌سازان ناشناس &quot; نشد و اعتقاد داشت هرچه‌قدر لازم باشد توهین‌‌ها و تمسخرهای منتقدین و داوران سالن را به جان می‌خرد تا در نهایت بتواند آثار خود را در سالن به نماش بگذارد. یکی از شاخص‌ترین نقاشی‌های او نقاشی &quot;ناهار روی چمنزار&quot; است که سال ۱۸۶۳ توسط داوران سالن رد شد.‌همان سال ناپلئون lll تصمیم‌ گرفت یک‌ نمایشگاه دیگر به اسم &quot;سالن رد شدگان&quot; راه‌اندازی کند تا مشکل هنرمندان زیادی را که توسط داوران سالن رد می‌شدند حل کند و قضاوت را به عهده خود مردم بگذارد. مانه علاوه بر &quot;ناهار روی چمن‌زار&quot; دو اثر دیگر در این ‌‌نمایشگاه به اجرا گذاشت. ناهار روی چمن‌زار بسیار جنجال‌برانگیز بود و بازخوردهای متفاوتی دریافت کرد. در این نقاشی یک زن برهنه را همراه دو مرد میبینیم که در طبیعت به پیکنیک رفته‌اند. در آن زمان نقاشی کردن زنان برهنه در نقاشی‌هایی با مضامین اسطوره‌ای و مذهبی پذیرفته بود اما مانه این پیکر برهنه را در یک فضای کاملا مدرن فرانسوی به نمایش گذاشته بود. علاوه بر آن، زنی که در پشت تصویر در حال حمام کردن داخل رود است در مقایسه با طبیعت اطرافش خیلی بزرگتر کشیده‌ شده و به گونه‌ای است که انگار نقاشی فاقد عمق بوده و آن زن به جای اینکه در فاصله دورتر و پشت این سه نفر قرار گرفته باشد بالای سر آن‌ها معلق است. همچنین مانه رد قلم‌مو خود را روی بوم عمدا جا گذاشته بود که به نقاشی حالتی نیمه تمام می‌داد.&quot;ناهار روی چمن‌زار&quot;  -ادوارد مانه ۱۸۶۲از ديگر نقاشی‌هایی جنجالی مانه نقاشی &quot;المپیا&quot; است که با الهام از روی نقاشی &quot;ونوس اوربینو&quot; اثر تیتان کشیده شده و در سال ۱۸۶۵ در سالن به نمایش گذاشته شد و انتقادهای زیادی را برانگیخت.‌&quot;المپیا&quot;  -ادوارد مانه ۱۸۶۳کلود مونه از دیگر امپرسیونیست‌های مشهور است که این جنبش نام خود را وامدار اوست. بسیاری مونه را از خالص‌ترین و اصیل‌ترین امپرسیونیست‌ها‌ می‌دانند. او که اغلب در فضای باز نقاشی می‌کرد گاهی یک منظره را چندین بار می‌کشید تا بتواند تغییرات نور را به خوبی ثبت کند. از مشهورترین نقاشی‌های او مجموعه &quot;نیلوفرهای آبی&quot; است که از آثار شاخص امپرسیونیسم هستند. او بیشتر از ۲۵۰‌ نقاشی مختلف با این موضوع دارد.&quot;نیلوفرهای آبی&quot;  -کلود مونه ۱۹۰۶اگر یک نقاشی با موضوع بالرین‌ها دیدید به احتمال زياد اثر ادگار دگا است.‌ این هنرمند با این که از پایه‌گذاران امپرسیونیسم بود این موضوع را رد می‌کرد و خودش را رئالیست می‌دانست. دگا برخلاف سایر امپرسیونیست‌ها معمولا در فضاهای بسته نقاشی ‌می‌کرد‌. علاوه بر رقصنده‌ها و بالرین‌ها که موضوعات مورد علاقه او بودند،‌ پرتره‌های دگا برای حالت پیچیده چهره‌‌هایشان و به تصوير کشیدن انزوای انسانی مشهور هستند.&quot; تمرین باله&quot;  -ادگار دگا ۱۸۷۳کامیل پیسارو تنها امپرسیونیستی بود که در تمام ۸ نمایشگاه خصوصی انجمن‌ نقاشان و مجسمه‌سازان ناشناس شرکت کرد. او که از همه اعضای اين گروه مسن‌تر بود و شخصیت مهربان و دانایی داشت، مانند یک پدر گروه را پیش می‌برد و اعضای دیگر را تشویق و حمایت می‌کرد. پیسارو علاقه داشت که انسان‌ها را در محیط‌های طبیعی خود و در حال زندگی عادی نقاشی کند. او همچنین تعداد زیادی نقاشی از مناظر طبیعی و شهری دارد. او در اواخر دوران کاری به جنبش پست-امپرسیونیسم پیوست و حامی هنرمندان جوان آن جنبش از جمله وینست ون ‌گوگ بود.&quot;قصاب&quot;  -کامیل پیسارو ۱۸۸۳</description>
                <category>Saba Farahani</category>
                <author>Saba Farahani</author>
                <pubDate>Sun, 26 Jul 2020 12:13:20 +0430</pubDate>
            </item>
                    <item>
                <title>مقدمه‌ای بر مدرنیسم</title>
                <link>https://virgool.io/@saba.farahani1996/%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%AF%D8%B1%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-avgweglf0zmw</link>
                <description>در اواخر قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم جنبش فلسفی مدرنیسم شکل گرفت که روی ابعاد مختلفی از زندگی جوامع غربی تاثیر گذار بود. بعد از جنگ جهانی دوم با توسعه صنعتی، تولیدات انبوه، رشد سریع شهرها و پدید آمدن تکنولوژی‌های جدید، ساختارهای جوامع اروپایی به کلی تغییر کرد و سبک جدیدی از فرهنگ و زندگی به مردم معرفی شد. با ایجاد موقعیت‌های شغلی جدید روستاییان و طبقات فرودست به شهرها سرازیر شدند. تولیدات انبوه باعث ارزانی کالاها شد. هنر، لباس‌های زیبا و فرصت تحصیل که تا قبل از آن تنها متعلق به درباریان و طبقات اشرافی بود برای همه قابل دسترس شد. این موج جدید از شهرنشینی و مصرف‌گرایی در کنار پدید آمدن ایده های انقلابی از طرف افرادی مانند فروید، مارکس و نیچه همگی باعث به وجود آمدن جنبش مدرنیسم شد. مدرنیسم ساختارهای هنر، معماری، موسیقی و ادبیات را دچار تغییرات اساسی کرد. آنتونیو سنت الیا، معمار ایتالیایی، در کتاب &quot;مانیفست معماری آینده‌گرا&quot; می‌گوید: &quot;همانگونه که باستانیان از دنیای طبیعت برای هنر خود الهام می‌گرفتند، ما نیز باید از محیط مکانیزه شده اطرافمان الهام بگیریم.&quot;مدرنیسم پذیرفتن تغییرات این دنیای جدید و هماهنگ شدن با آن بود. متفکران و هنرمندان مدرنیست از سنت های آکادمیک قرن نوزدهم سرپیچی کردند. آن ها معتقد بودند که اشکال سنتی هنر، معماری، موسیقی و ادبیات دیگر از رده خارج شده اند و مناسب فضای مدرن و صنعتی دنیای جدید نیستند. البته نباید فراموش کنیم که مدرن بودن به معنای مدرنیست بودن نبود. زندگی کردن در یک دنیای مدرن برای مدرن بودن کافیست اما لزوما به مدرنیست بودن ختم نمی‌شود . مدرنیسم تنها یک بازتاب از مدرنیته نیست، بلکه در لایه های عمیق تر ناخودآگاه آن نفوذ کرده و خود را در مقابلش قرار می‌دهد. از دید مدرنیسم، انسان مدرن نباید هدف مدرنیزه شدن قرار گیرد بلکه باید کنترل را در دست گرفته و یاد بگیرد دنیایی را که او را تغییر داده، تغییر دهد و به مالکیت خود درآورد.شاخص ترین ویژگی آثار مدرنیستی رابطه‌ای است که با جهان مدرن دارند، رابطه‌ای که در مقایسه با وضعیت های فرهنگی و تاریخی پیشین به طرزی خاص و شگفت‌آور نو و استثنایی است. یک اثر مدرنیستی دشوار و متفاوت می‌باشد. دی.اچ.لارنس که خود از نویسندگان مدرنیست است، لذت و رنج ناشی از این دشواری را اینگونه توصیف می‌کند: &quot;خواندن یک رمان به راستی نو همیشه تا اندازه‌ای رنج‌آور و همواره توام با مقاومت است. این امر در مورد موسیقی و تصویر نو نیز صدق می‌کند. اظهار نظر درباره آثار نو مستلزم توجه به این نکته است که این قبیل آثار به راستی در برابر ما مقاومت کرده و سرانجام، ما را به تسلیم وا می‌دارند.&quot;همانگونه که ذکر شد مدرنیسم در ابعاد بسیار متفاوتی ساختارهای جوامع غربی را متحول کرد که در اینجا تمرکز اصلی ما روی تغییرات هنری است. نویسندگانی چون تی.اس.الیوت، فرانتس کافکا، آلبر کامو و ویرجینیا وولف دنیای ادبیات را دگرگون ساختند. هم‌چنین آهنگسازانی نظیر شوئنبرگ، استراوینسکی و ژرژ انتیل مدرنیسم را در موسیقی جلوه‌گر ساختند. هنرمندانی همچون گوستاو کلیمت، پیکاسو، ماتیس، موندرین و همچنین تحولات هنری امپرسیونیسم، کوبیسم و سورئالیسم شاخه‌هایی از مدرنیته در هنر‌های بصری بودند و این درحالی است که طراحان و معمارانی نظیر لوکوربوزیه و والتر گروپیوس ایده‌های مدرنیسم را به زندگی شهری فراخواندند.نکته حائز اهمیت این است که نباید هنر مدرن را با هنر معاصر اشتباه بگیریم. واژه &quot;مدرنیسم&quot; دیگر تنها مفهوم زمانه‌ی مدرن را ندارد بلکه به سبک و ایدئولوژی دوره خاصی بین سال‌های 1860 تا 1970 اطلاق می‌شود. هنری که در سال‌های بعد از این دوره خلق شده هنر پست مدرن یا همان هنر معاصر طلقی میشود.در قسمت‌های بعد به بررسی زیرشاخه‌های مدرنیسم در هنر نقاشی می‌پردازیم و با هنرمندان آوانگاردی که با شکستن قوانین و ایجاد سبک‌ها و متدهای جدید، چهره‌ای جدید و پیچیده از هنرهای بصری را به جهان هنر عرضه کردند آشنا می‌شویم.</description>
                <category>Saba Farahani</category>
                <author>Saba Farahani</author>
                <pubDate>Tue, 21 Jul 2020 21:42:59 +0430</pubDate>
            </item>
            </channel>
</rss>